من اونقدر از تجربهام راضی بودم که بخوام دربارهاش با صراحت صحبت کنم؛ همکاری با تیم خیلی انرژیبخش و دوستداشتنی بود و خاطرات خوب زیادی ازش دارم. ما با هم با شور و اشتیاق همکاری کردیم و فضایی پویا و مثبت داشتیم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت، فضای کار به شدت ناسالم به نظر میرسید و الزاما شایسته نیست. در محیطی که انگار تنها روابطی مثل زیرآبزنی و دروغگویی میتونستن مسیر پیشرفت رو هموار کنن، رئیس شدن به راحتی از طریق این رفتارها میسُر میزد. انتظار ارتقاء یا کارایی واقعا وجود نداشت؛ هدف اصلی بیشتر بر این بود که تعدادی از همدستان خود را بزرگ کنند و با هم سازمان را تضعیف کنند. اگر دنبال کار در جایی هستید که رشد و همسویی با ارزشهای سالم برقرار باشد، شاید بهتر باشد به جایی دیگر فکر کنید. رفتار غالب اینجا این بود که به جای ارتقای عملکرد فردی، افراد را برای جا بازکردن فضای خودشان پایین میکشیدند تا فرصتها برای آنها باز شود.
اولین تجربهکاریام رو توی بیمارستان کیان داشتم و از نظر من تجربه خوبی برای ورود به بازار کار بود. در اینجا ساختار مدیریتی خیلی مشخص و سازمانیافتهای وجود نداره و فناوریهای استفادهشده عمدتاً قدیمیاند. اگر دنبال یادگیری و به دست آوردن تجربه باشی، سال اول میتونه زمان مناسبی باشه، اما انتظار رشد چشمگیر در مدت کوتاه خیلی واقعبینانه نیست.
من واقعاً اینجا با اعصابِ شکن کار میکنم؛ هر بار مدیران میخواهند در جزئیات فنی نظر بدهند، حال آنکه تخصصی در آن حوزه ندارند و بهطور مداوم دخالت میکنند. رفتار تیم منابع انسانی هم رضایتبخش نیست. حقوقمان همیشه با تاخیر و تأخیرهای گاهبهگاه و بیپاسخ مواجه است. مدیران از بالا به پایین رفتار میکنند و همواره دنبال پیدا کردن ایرادند. برنامهریزی و بهکارگیری کارها هم وضعِ مناسبی ندارد؛ بهطور ناگهانی میگویند کارِ خاصی تا فردا باید انجام شود و باید فوراً تحویل بدهیم.
من دقیقاً در تیمی کار کردم که همه چیزش حول این بود که با کدام گروه وارد میشدی. آن روزها در یکی از بینظمترین و پر از بیثباتیترین بخشها بودم تا اینکه با یکی از مدیرها صحبت کردم و فهمیدم اوضاع آنقدر نابسامان است. مدیر مربوطه انصاف چندانی نسبت به زحمات ما نشان نمیداد؛ تلاشهای من معمولاً نادیده گرفته میشد. حتی اگر دههزار تسک تمام میکردم، اگر دو تا از آنها به اسپرینت بعدی میافتادند، روی حقوق سال آیندهام تأثیر میگذاشتند؛ همان موقع واقعاً شوکه شدم. همهمان با Rubber duck debugging آشنا بودیم؛ یک روز حالم خیلی بد بود و کارفرما میخواست باگ را رفع کنم، در حالی که تمرکز نداشتم، از مدیر خواستم کد را بررسی کند چون کد را فرد دیگری نوشته بود و من به خاطر حال بد، چرا آن کار انجام شده بود را درست درک نمیکردم. بعدها همان کار را بهعنوان ضعف عملکرد من مطرح کردند. وقتی این را شنیدم مات و مبهوت شدم. هر روز کد میزدیم و دو روز بعد تغییراتی میآمد، دائماً در حال تغییر بودیم، اما من شکایت نکردم؛ در نهایت حقوق و مزایا را بهطور کامل پرداختند. استعفا دادم و حقوقم در شغل جدید تقریباً سه برابر شد. به کسانی که میخواهند جایی بروند، توصیه میکنم اگر علامت خطری دیدند، ادامه ندهند. مدیر باید صبور باشد و بتواند تجارت را توضیح بدهد؛ اینجا اولین تسک عملیاتی بود و بهجای تشکر، تحقیر و توهین میکردند. برای درخواست کمک ارزش پای حرف زدن را نداشت، چه برسد به همکاری طولانیمدت. حقوق نسبت به سایر شرکتها خیلی پایین بود؛ امکان دورکاری داشتند، اما قوانین ساختگیای برای از دست دادن مرخصیها وضع میکردند. خاطرهای تلخ از مدیر فنی بیوجدان، بیسواد و ظالمانه دارم؛ امیدوارم دیگران تجربهای مشابه نداشته باشند.
هیچ امتیاز،امکان پیشرفت ،مزایا و حمایتی از پرسنل ندارند کارکرد ها از اسفند ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ به صورت شیفتی و در ماه ۱۰ روز هست که پرسنل مثل کارگران روزمزد حقوق میگیرن و ۱۰ روز حقوق و ۱۰ روز بیمه براشون رد میشه . اکثر مدیران فقط در حوزه درمان سواد دارند ، خروجی پرسنل حداقل ماهی ۱۰۰ نفر است ،تسویه حدود ۲ سال عقبه و پکلی که بعد از ۲ سال پرداخت میشه کاملا بی ارزش شده، حقوق تمامی پرسنل حداقل وزارت کار هست و مابه تفاوت تحت عنوان سایر مزایا است و درصدی که هر سال حقوق ها افزایش داده میشه رو فقط به همون قسمت حداقل حقوق اعمال میکنن، هیچگونه قراردادی به پرسنل نمیدن اگه بخواهی از بیمه بیکاری استفاده کنی هیچ همکاری با هیچ پرسنلی نمیکنن. به راحتی افراد و تعدیل و اگه خودت استعفا بدی حق و حقوق ماه آخر و پرداخت نمیکنن. حقوق و عیدی و به صورت اقساطی ( مثل پول توجیبی) پرداخت میکنن. عیدی ۱۴۰۴ در ۳ قسط ، از فروردین تا تیر ۱۴۰۵ پرداخت کردند.
شرکت یگانه را تجربه کردم و میخواهم با صداقتی تازه توضیح بدهم: در اینجا انرژی و اعصابم به شدت تحت فشار بود. پرداختیها غالباً به صورت قطعهقطعه و با تأخیر انجام میشد و برای دریافت پرداختها باید پیگیر و مقاوم میماندم. بیمه هم عملاً فقط به چند نفر اختصاص داشت و برای بقیه خبری نبود. اگر تصمیم میگرفتم بخش را ترک کنم، با تهدیدهایی مثل دریافت نکردن آخرین حقوق یا نیاز به تضمین در قرارداد مواجه میشدم و بعضی وقتها برای گرفتن حقام باید دعواها را پیش میبردم. وقتی از حقم صحبت میکردم، با توهین و تحقیر روبهرو میشدم و در نهایت با من درگیر میشدند. مدیران هم پروندههای زیادی از نفرات تحتِ مدیریتشان برای شکایت در اداره کار داشتند. از لحاظ کاری هم معمولاً وظایف اضافی و کارهای اذیتکننده به من محول میشد و خبری از فرصتهای رشد یا یادگیری نبود. خلاصه اینکه احساس میکردم وقت و انرژیام در اینجا هدر میرود.
وقتی وارد این مجموعه شدم از همان نگاه اول حس کردم فضای کار با آنچه قبلاً دیدم تفاوت دارد. همکاران باصفا هستند و دائم کمک میکنند؛ وجود چنین حمایتی کار را روانتر میکند و انگیزه را بالا میبرد. مدیران واقعاً به ایدهها و پیشنهادها احترام میگذارند و این امر باعث میشود احساس کنم حضورم ارزشمند است. برای من اهمیت داشت که تنها انجام وظایفم را بر عهده نگیرم، بلکه در تصمیمگیریها هم نقش داشته باشم و اینجا چنین فرصتی فراهم است. به نظر من اینجا صرفاً یک محیط کاری ساده نیست؛ مکانی است که میشود یاد گرفت، رشد کرد و با آرامش مسیر حرفهای را پی گرفت و این موضوع برای آیندهام نویدبخش است. همچنین به کارآموزها و تازهواردها فرصت میدهد و تحمل میکند تا اشتباه کنن تا در نتیجه یاد بگیرند.
شب تجربهام رو با این جمله آغاز میکنم که شرکت مرکز تخصصی سمیرا، برای من هم فرصتهای مثبت هم چالشهایی داشته است. سالهای خوبی رو اینجا گذراندم و همواره حس کردم محیط کاری نسبتاً دوستانه و آرامی داریم. حقوقها معمولاً به موقع پرداخت میشد؛ تامین اجتماعی از همان ابتدا برایم فعال شد و در کنار آن در یک مقطع زمانی بیمه تکمیلی وجود نداشت اما حالا اگر بخواهی، خودت و افراد تحت مدیریت میتونه بیمه تکمیلی داشته باشن. با این وجود فاصله تا محل کار برام طولانی است و جای پارک هم واقعاً مناسب نیست.
برای مدت حدود سه سال در بخش تست و تولید این شرکت مشغول هستم و معتقدم محیط کارش فرصتی مناسب برای رشد است. یکی از مزیتهای بارزش اینه که همهی اعضای تیم تولید در سود پروژه سهیماند و این موضوع روال بعضی شرکتها نیست. همچنین به آن دسته از افرادی که اثرگذار هستند پاداش، آکورد و حتی کارتهای تفریحی تعلق میگیره که این عوامل باعث ایجاد رقابت سازنده میان همکاران برای پیشرفت میشه. در کل اگر دنبال مکانی با فرصتهای رشد حرفهای و مالی هستی، به نظر من این شرکت رو هم در انتخابهات لحاظ کن.
من فکر میکنم در سالهای مختلف، فشارهای اقتصادی باعث تغییراتی شدید در شرکت شده است و من به عنوان کارمند با سابقهی حدود ده تا چهارده سال شاهد بودم که همیشه اولین اقدام در مواجهه با رکود، تعدیل نیرو بود. در سال نود و چهار تعداد زیادی از همکارانی که تجربهی طولانی داشتند و سابقهی بالا داشتند از کار بیرون شدند و دلیل هم رکود اقتصادی عنوان میشد. بعد از این تعدیل، به جای استفاده از شایستهسالاری، برخی فرصتهای شغلی با استفاده از روابط داخلی و بستگان پر میشد و به نظر میرسید بررسی دقیق رزومه و ارزیابی مصاحبهها یا حداقل ظاهرسازی است. به لحاظ اصولی و عادلانه، حس میکردم در آن محیط تبعیض و مدلهای گروهی جایگاهی داشت و برخی از تصمیمگیران به حفظ باندهای داخلی توجه میکردند. در مجموع، از آن دوره مدیر اداری و مالی آن زمان را بهعنوان فردی که آثار تصمیمها روی تیمها تأثیرگذار بود، به خاطر برخوردهایش به یاد دارم.
برای رسیدن به یه محیط کاری سالم، از زمانی که اینجا کار میکردم متوجه شدم اختلافهای مدیریتی به شدت اوضاع فنی رو تحتالشعاع قرار میده. از وقتی مدیرعامل جدید اومده، به جای تمرکز روی بهبود پروژهها و فرایندها، بیش از پیش فشار وارد میکنه و جو محیط کار رو تیره میکنه. با گذشت زمان، رفتارهای حمایتی و گفتوگوهای سازنده کم شده و فضای کار به سمت نزاعهای لفظی و گاهی درگیریهای فیزیکی سوق پیدا کرده. در عین حال رویههای مدیریتی هم کنار گذاشته شده و تیمهای با تجربه یکی پس از دیگری کنار رفتند؛ برخی از اعضای بدون تجربه بالا به پستها رسیدند و همین مسئله موجب کاهش کارایی و احساس ناامیدی در بین نیروها شد. من حقوقم را برای دو ماه دریافت نکردم و بعد از تلاش برای تسویه، با حیلهای پول را به حسابی دیگر واریز کردند تا بخشی از آن صرف امور دیگر شود. در نهایت اخبار و رفتارهای شخصی مدیر، مثل رفت و آمدهای مکرر به اماکن مذهبی و نمایشهای اخلاص، با تناقضهایی که بین عمل و ادعا وجود دارد، تا حدودی اعتماد به تیم را تحتتأثیر قرار داده است.
برای همگامی با تجربهای که کاربر داده است، از بیان مستقیم ادعای غیرقانونی یا توهینآمیز پرهیز میکنم و واقعیتها را با لحنی متین بازگو میکنم. از نظر من، کارمند تجربهاش را اینطور بیان میکند که برخی نگرانیها در محیط کار وجود داشته که باید به دقت بررسی شوند. او میگوید حقوق بهطور منظم پرداخت نمیشد یا بهانههایی برای تأخیر یا کاهش پرداخت مطرح میشد، و بهعلت غیرایرانی بودن شرکت و نبودن قرارداد محکم، امکان پیگیری حقوق دشوار بوده است. همچنین اشاره میکند که احتمال بیدلیل کنار گذاشته شدن وجود دارد و برخی همکاران پس از ترک کار دیگر حقوق خود را دریافت نکردند. سرانجام توصیه میکند اگر تبلیغ شرکت را دیدی، محتاط باشی و ترجیحاً بهکار در جای دیگر فکر کنی، تا حداقل تا زمانی که در آنجا کار میکنی، تجربهای مشابه را تحمل نکنی.
تجربه فعالیت به عنوان کارشناس فروش توی این شرکت محیط کلی شرکت به روز و مطابق با استانداردهای شرکت های برتر ایرانه. ولی به خاطر ضعف مدیریتی و نداشتن تیم مدیریتی قوی، حتی اگه خودتون هم نخواید وارد حاشیه میشید. حقوق کارشناس فروش ترکیب حقوق ثابت و پورسانته. حقوق و پورسانت به موقع و هر ماه بین 20 تا 25 ام واریز میشه. ولی پورسانت معمولاً از سر و تهش زده میشه و با توجه به فصلی بودن فروش، خیلی نمیتونید روش حساب کنید. ضمن اینکه فرهنگ سازمانی شرکت روی حقوق پائین دادنه و دلیش هم بنظر من استقرار دفتر مرکزی شرکت در شهرستان اصفهان هست. ولی بطور کلی اگه برای وقت گذروندن میخواید جایی مشغول به کار بشید توصیه میشه.
اگرچه سه سال توی توان سانیار طب کار کردم، اما تجربهام پر از فشار و ناامیدی بود. مدیران تازه و بیرحم شرکت، رفتار غیرانسانی و ناعادلانهای داشتن، انگار با اصول اخلاقی آشنا نبودن و گویی از جایی دور آمدهاند. هیچ چیز درست و حسابی سر جای خودش نبود؛ کوچکترین خطا هم با توهین و جریمه و حتی محرومیت یا اخراج پاسخ داده میشد. گاهی تقصیر از من نبود، اما روند کار همانی بود. وعدههای پولی، وام و حتی ناهار بهطور عملی محقق نمیشدند و فضای کار پر از چاپلوسی و معاملهگری بود. در کل احساس ناخوشایندی داشتم و تجربهم خیلی منفی بود.
در اینجا همه چیز به شدت نشان از مدیریت ناکارآمد دارد و این موضوع به وضوح مشخص است. مدت زمان کارم با وجود نامهای بزرگ مشتریان که قبلاً افتخار میکردند، به سرعت از بین رفت و بعد از یک سال اکثر همکاران با منطقهایی مشابه آن را ترک کردند. به نظر میرسد مجموعه تنها با تکیه بر نامهای قبلی دنبال نمایش فصلی است، اما در واقع اوضاع خیلی نامناسب است و سیستم به شکل کلی در حالتی مثل کشتی است که در گل گیر کرده باشد. تمام تلاشی که برای دفاع از حقوق کارمندان میشود، بیشتر روی کاغذ است تا عمل، و هر چیزی که به عنوان مزایا مطرح میشود، یا وجود ندارد یا اینکه به شکل غیرواقعی بیان میشود. سفته حامل گرفته میشود، قراردادهایی با ساختار شبهصوری بسته میشود تا در مراحل پایان کار کمترین سنوات به کارمند بدهند، و دوربینهای فراوانی در همهجا هست تا کنترل لحظهای ایجاد کنند. حتی نسخهٔ قرارداد را به من ندادند و معمولاً ۱ تا ۱۲ قرارداد یکماهه صادر میکنند تا هر وقت اراده کردند بتوانند اخراج کنند. پاداش یا وام واقعی وجود ندارد و اغلب فقط با گزارههای بزرگ و وعدههای نانوشته روبهرو هستم. به بهانههای مختلف، گاهی اوقات بدون رضایت من از من میخواهند عضو هیئتمدیرهٔ یکی از هلدینگهای صوریشان شوم تا از من سوءاستفاده کنند. در کل خیلی آشفته است و به هیچکس توصیه نمیکنم در چنین محیطی کار کند.
این متن را مینویسم تا نفر بعدی مثل من فریب حرفهای جلسه مصاحبه این مجموعه را نخورد. من فارغالتحصیل مهندسی پزشکی دانشگاه صنعتی امیرکبیر هستم و حدود 7 سال سابقه کار دارم. همان زمان از پنج یا شش شرکت دیگر پیشنهاد همکاری داشتم که بعضی بسیار قویتر بودند، اما فقط بهدلیل نزدیکبودن محل شرکت، این مجموعه را انتخاب کردم و الان بهشدت پشیمانم. من با عنوان کارشناس مهندسی پزشکی استخدام شدم، اما تقریباً هیچکدام از حرفهایی که در مصاحبه درباره این موقعیت شغلی زده شد، در واقعیت وجود نداشت. عنوان شغلی فقط در حد حرف بود. در عمل هر کار نامرتبطی که روی زمین مانده بود به من میدادند؛ از مدیریت امور مراکز دیالیز تا پیگیری پول اسنپوانت، پیدا کردن و خرید تلویزیون و پالت برای مرکز دیالیز و خرید اقلام مصرفی شرکت. تحقیرکننده بود که یک نفر را با سابقه و عنوان کارشناس مهندسی پزشکی استخدام کنند، اما هر روز دنبال پول اسنپوانت، تلویزیون و قند و چایی شرکت بدود. در دو ماه حضور من، این شرکت حتی یک نکته مثبت هم نداشت. تقریباً هر روز دعوا، بحث، تنش و اعصابخردی بود. هیچ ساختار مشخصی وجود نداشت و سادهترین کارها به بحران تبدیل میشد. در مصاحبه خیلی واضح گفتند حقوق تمام پرسنل بین روزهای اول تا چهارم ماه پرداخت میشود. اما ماه اول، حقوق پایه من روز دهم و بقیه حقوق روز هجدهم پرداخت شد. حقوق ماه دوم من نیز با وجود گذشت حدود دو ماه از قطع همکاری، هنوز پرداخت نشده است. بعد از قطع همکاری برای گرفتن حق و حقوقم باید دنبالشان بدوم. تلفنها را خاموش میکنند یا جواب نمیدهند و من و یکی از همکارانم را سر میدوانند. نتیجه برای کارمند روشن است: کار میکند، حقوقش را نمیگیرد و کسی هم پاسخگو نیست. موضوع سفته را کاملاً جدی بگیرید. روز اول، قبل از اینکه قرارداد را به من بدهند یا حتی قراردادی امضا شود، گفتند سفتههایت را بیاور. هنوز مبلغ حقوق، شرح وظایف، شرایط همکاری، علت سفته و زمان بازگرداندن آن مشخص نبود، اما سفته را فوری میخواستند و برای تحویل آن فشار وارد کردند. من هم چون نمیخواستم از روز اول درگیری ایجاد شود، اشتباه کردم و سفته را تحویل دادم. چرا باید به شرکتی که هنوز قرارداد نداده، سفته با مبلغ بالا بدهید؟ تا قرارداد کامل، شرح وظایف، حقوق، تاریخ پرداخت، علت دریافت سفته و شرایط پسدادن آن مکتوب نشده، هیچ سفتهای تحویل ندهید و رسید رسمی بگیرید. شرکتهای صحت صنعت رفیع، پویش درمان گستر و پویش درمان دیالیز عملاً یک مجموعه هستند که با چند اسم مختلف فعالیت میکنند. یک خانم با نام «جواهری» صحت صنعت رفیع را میچرخاند و آقای سمیر کرم پویش درمان گستر و پویش درمان دیالیز را اداره میکند. در دوره همکاری متوجه شدم «جواهری» نام واقعی این خانم نیست و ایشان خواهر آقای سمیر کرم است. من کپی شناسنامه این خانم را در سیستم شرکت دیدم. این مجموعه در یک کوچه دو واحد گرفته و با چند نام فعالیت میکند. ممکن است با نام یک شرکت مصاحبه کنید، برای مجموعه دیگری کار کنید و هنگام گرفتن حقوق یا پسدادن سفته بین چند نام و چند نفر پاس داده شوید. قبل از شروع کار مشخص کنید قرارداد با کدام شرکت بسته میشود، حقوق را چه شرکتی میپردازد، سفته به نام چه کسی است و در صورت پرداختنشدن حقوق باید از کدام شخصیت حقوقی مطالبه کنید. وضعیت مالی مجموعه در زمان حضور من واقعاً افتضاح بود. برای سادهترین هزینههای روزمره هم مشکل داشتند. این شرکت در مراکز خود به افراد دارای بیمه سلامت و تأمین اجتماعی خدمات دیالیز رایگان ارائه میدهد و هزینه را از بیمه میگیرد. آن زمان گفته میشد بیمهها مطالبات مجموعه را پرداخت نکردهاند و مجموعه هم به افراد و شرکتهای مختلف بدهکار است. من به صورتهای مالی رسمی دسترسی نداشتم، اما چیزی که دیدم این بود که برای هزینههای عادی و حتی حقوق کارکنان نقدینگی کافی وجود نداشت. من با عنوان مدیر اجرایی تقریباً هر روز با مدیر مالی بحث داشتم که چرا پول اسنپوانت پرداخت نشده یا چرا شرکت قند ندارد؟ در نهایت خودم برای شرکت قند خریدم. من قبل از شروع کار کامنتهای منفی قبلی را خوانده بودم، اما فکر کردم شاید مشکلات برطرف شده باشد. اشتباه کردم. شرایط از چیزی که نوشته بودند هم بدتر بود. اگر برای وقت، آرامش روانی، سابقه کاری و پولتان ارزش قائل هستید، بدون بررسی کامل وارد این مجموعه نشوید. فریب عنوان شغلی و وعدههای مصاحبه را نخورید، قبل از قرارداد سفته ندهید و همهچیز را مکتوب بگیرید. تجربه من از این مجموعه دو ماه دعوا، کارهای بیربط، سفته بدون قرارداد، حقوق پرداختنشده و دنبالدویدن برای گرفتن حق خودم بود.
برای یادگیری اولیه برنامهنویسی الان که قدمهای اول رو برمیداری، شاید اینجا بتونه تجربهای مفید باشه مخصوصاً در سال اول. من مدت کوتاهی اینجا کار کردم و دیدم اون چیزی که اکثران میگن تا حدی حقیقت داره: شرکت معمولاً کوچک و خانوادگی به نظر میرسه اما فضای کاری پر از افرادی است که به خاطر روابط استخدام شدهاند و عملاً مهارت معتبر و مشخصی ندارند؛ این افراد هر دو ماه یکبار تیمشون رو عوض میکنند. حقوق واقعاً پایین است و رفتار با پرسنل به هیچ وجه مناسب نیست، انگار بهنوعی بردهداری رعایت میشود. حتی اگر واقعاً تپل مهارت باشی، یکی از مدیران از بالا به تو میتازد و میگوید کار سادهست و باید به فلان چیز که الان به دردشون میخوره، رسیدگی کنی. میگن جو صمیمی است، اما آخرین باری که مدیرها با کارمندان نشستند، به ناهار مربوط بود و هزینهاش را خود ما پرداخت کردیم. در کل رفتوآمدها خیلی زیاد است؛ هر دو ماه تعدادی کارشناس میروند و جایشان با کارآموزان پر میشود، پس مراقب باشی.
این مدیر بسیار ادم بی شخصیتی هست تمامی سیستم ها مانیتور میشه افراد رو با دوربین همش چک میکنه همش درحال تخریب شخصیتت هست و توهین میکنه!!
از وقتی به عنوان همکار حسابدار با این تیم کار میکردم، به نظرم اوضاع در این مجموعه خیلی نامطلوب است. هیچ نشانی از صلاحیت کاری، روحیهٔ همکاری یا اخلاق حرفهای در عملکردشان دیده نمیشود. مدیری که مدیر اصلی و اداری است به جای ارتباط درست با همکاران، با آنها مانند توپ بازی میکند؛ دروغ میگویند، حقوق نمیدهند و حقوق کارمندان را زیر پا میگذارند و امنیت شغلی را کاهش میدهند. فضای کار شلوغ و پرسروصداست، گویی در بازار شلوغ پایتخت. بعضی هم که بیکفایتاند، حرفهایشان را بیچون و چرا میشنویم و این باعث نارضایتی عمومی میشود. به نظر من مسئولان باید وجدان بهتری داشته باشند، با منطق و انصاف عمل کنند و بفهمند که با فریب و دروغ پیش رفتن ممکن نیست. همچنین من مرداد ماه سه هفته کار کردم اما حتی یک ریال هم پرداخت نشد؛ بارها پیگیری کردم و این موضوع قابل بخشش نیست؛ حقوق من و حقوق فرزندم در این میان قربانی شد.
من اونقدر از تجربهام راضی بودم که بخوام دربارهاش با صراحت صحبت کنم؛ همکاری با تیم خیلی انرژیبخش و دوستداشتنی بود و خاطرات خوب زیادی ازش دارم. ما با هم با شور و اشتیاق همکاری کردیم و فضایی پویا و مثبت داشتیم.
در این شرکت، فضای کار به شدت ناسالم به نظر میرسید و الزاما شایسته نیست. در محیطی که انگار تنها روابطی مثل زیرآبزنی و دروغگویی میتونستن مسیر پیشرفت رو هموار کنن، رئیس شدن به راحتی از طریق این رفتارها میسُر میزد. انتظار ارتقاء یا کارایی واقعا وجود نداشت؛ هدف اصلی بیشتر بر این بود که تعدادی از همدستان خود را بزرگ کنند و با هم سازمان را تضعیف کنند. اگر دنبال کار در جایی هستید که رشد و همسویی با ارزشهای سالم برقرار باشد، شاید بهتر باشد به جایی دیگر فکر کنید. رفتار غالب اینجا این بود که به جای ارتقای عملکرد فردی، افراد را برای جا بازکردن فضای خودشان پایین میکشیدند تا فرصتها برای آنها باز شود.
اولین تجربهکاریام رو توی بیمارستان کیان داشتم و از نظر من تجربه خوبی برای ورود به بازار کار بود. در اینجا ساختار مدیریتی خیلی مشخص و سازمانیافتهای وجود نداره و فناوریهای استفادهشده عمدتاً قدیمیاند. اگر دنبال یادگیری و به دست آوردن تجربه باشی، سال اول میتونه زمان مناسبی باشه، اما انتظار رشد چشمگیر در مدت کوتاه خیلی واقعبینانه نیست.
من واقعاً اینجا با اعصابِ شکن کار میکنم؛ هر بار مدیران میخواهند در جزئیات فنی نظر بدهند، حال آنکه تخصصی در آن حوزه ندارند و بهطور مداوم دخالت میکنند. رفتار تیم منابع انسانی هم رضایتبخش نیست. حقوقمان همیشه با تاخیر و تأخیرهای گاهبهگاه و بیپاسخ مواجه است. مدیران از بالا به پایین رفتار میکنند و همواره دنبال پیدا کردن ایرادند. برنامهریزی و بهکارگیری کارها هم وضعِ مناسبی ندارد؛ بهطور ناگهانی میگویند کارِ خاصی تا فردا باید انجام شود و باید فوراً تحویل بدهیم.
من دقیقاً در تیمی کار کردم که همه چیزش حول این بود که با کدام گروه وارد میشدی. آن روزها در یکی از بینظمترین و پر از بیثباتیترین بخشها بودم تا اینکه با یکی از مدیرها صحبت کردم و فهمیدم اوضاع آنقدر نابسامان است. مدیر مربوطه انصاف چندانی نسبت به زحمات ما نشان نمیداد؛ تلاشهای من معمولاً نادیده گرفته میشد. حتی اگر دههزار تسک تمام میکردم، اگر دو تا از آنها به اسپرینت بعدی میافتادند، روی حقوق سال آیندهام تأثیر میگذاشتند؛ همان موقع واقعاً شوکه شدم. همهمان با Rubber duck debugging آشنا بودیم؛ یک روز حالم خیلی بد بود و کارفرما میخواست باگ را رفع کنم، در حالی که تمرکز نداشتم، از مدیر خواستم کد را بررسی کند چون کد را فرد دیگری نوشته بود و من به خاطر حال بد، چرا آن کار انجام شده بود را درست درک نمیکردم. بعدها همان کار را بهعنوان ضعف عملکرد من مطرح کردند. وقتی این را شنیدم مات و مبهوت شدم. هر روز کد میزدیم و دو روز بعد تغییراتی میآمد، دائماً در حال تغییر بودیم، اما من شکایت نکردم؛ در نهایت حقوق و مزایا را بهطور کامل پرداختند. استعفا دادم و حقوقم در شغل جدید تقریباً سه برابر شد. به کسانی که میخواهند جایی بروند، توصیه میکنم اگر علامت خطری دیدند، ادامه ندهند. مدیر باید صبور باشد و بتواند تجارت را توضیح بدهد؛ اینجا اولین تسک عملیاتی بود و بهجای تشکر، تحقیر و توهین میکردند. برای درخواست کمک ارزش پای حرف زدن را نداشت، چه برسد به همکاری طولانیمدت. حقوق نسبت به سایر شرکتها خیلی پایین بود؛ امکان دورکاری داشتند، اما قوانین ساختگیای برای از دست دادن مرخصیها وضع میکردند. خاطرهای تلخ از مدیر فنی بیوجدان، بیسواد و ظالمانه دارم؛ امیدوارم دیگران تجربهای مشابه نداشته باشند.
هیچ امتیاز،امکان پیشرفت ،مزایا و حمایتی از پرسنل ندارند کارکرد ها از اسفند ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ به صورت شیفتی و در ماه ۱۰ روز هست که پرسنل مثل کارگران روزمزد حقوق میگیرن و ۱۰ روز حقوق و ۱۰ روز بیمه براشون رد میشه . اکثر مدیران فقط در حوزه درمان سواد دارند ، خروجی پرسنل حداقل ماهی ۱۰۰ نفر است ،تسویه حدود ۲ سال عقبه و پکلی که بعد از ۲ سال پرداخت میشه کاملا بی ارزش شده، حقوق تمامی پرسنل حداقل وزارت کار هست و مابه تفاوت تحت عنوان سایر مزایا است و درصدی که هر سال حقوق ها افزایش داده میشه رو فقط به همون قسمت حداقل حقوق اعمال میکنن، هیچگونه قراردادی به پرسنل نمیدن اگه بخواهی از بیمه بیکاری استفاده کنی هیچ همکاری با هیچ پرسنلی نمیکنن. به راحتی افراد و تعدیل و اگه خودت استعفا بدی حق و حقوق ماه آخر و پرداخت نمیکنن. حقوق و عیدی و به صورت اقساطی ( مثل پول توجیبی) پرداخت میکنن. عیدی ۱۴۰۴ در ۳ قسط ، از فروردین تا تیر ۱۴۰۵ پرداخت کردند.
شرکت یگانه را تجربه کردم و میخواهم با صداقتی تازه توضیح بدهم: در اینجا انرژی و اعصابم به شدت تحت فشار بود. پرداختیها غالباً به صورت قطعهقطعه و با تأخیر انجام میشد و برای دریافت پرداختها باید پیگیر و مقاوم میماندم. بیمه هم عملاً فقط به چند نفر اختصاص داشت و برای بقیه خبری نبود. اگر تصمیم میگرفتم بخش را ترک کنم، با تهدیدهایی مثل دریافت نکردن آخرین حقوق یا نیاز به تضمین در قرارداد مواجه میشدم و بعضی وقتها برای گرفتن حقام باید دعواها را پیش میبردم. وقتی از حقم صحبت میکردم، با توهین و تحقیر روبهرو میشدم و در نهایت با من درگیر میشدند. مدیران هم پروندههای زیادی از نفرات تحتِ مدیریتشان برای شکایت در اداره کار داشتند. از لحاظ کاری هم معمولاً وظایف اضافی و کارهای اذیتکننده به من محول میشد و خبری از فرصتهای رشد یا یادگیری نبود. خلاصه اینکه احساس میکردم وقت و انرژیام در اینجا هدر میرود.
وقتی وارد این مجموعه شدم از همان نگاه اول حس کردم فضای کار با آنچه قبلاً دیدم تفاوت دارد. همکاران باصفا هستند و دائم کمک میکنند؛ وجود چنین حمایتی کار را روانتر میکند و انگیزه را بالا میبرد. مدیران واقعاً به ایدهها و پیشنهادها احترام میگذارند و این امر باعث میشود احساس کنم حضورم ارزشمند است. برای من اهمیت داشت که تنها انجام وظایفم را بر عهده نگیرم، بلکه در تصمیمگیریها هم نقش داشته باشم و اینجا چنین فرصتی فراهم است. به نظر من اینجا صرفاً یک محیط کاری ساده نیست؛ مکانی است که میشود یاد گرفت، رشد کرد و با آرامش مسیر حرفهای را پی گرفت و این موضوع برای آیندهام نویدبخش است. همچنین به کارآموزها و تازهواردها فرصت میدهد و تحمل میکند تا اشتباه کنن تا در نتیجه یاد بگیرند.
شب تجربهام رو با این جمله آغاز میکنم که شرکت مرکز تخصصی سمیرا، برای من هم فرصتهای مثبت هم چالشهایی داشته است. سالهای خوبی رو اینجا گذراندم و همواره حس کردم محیط کاری نسبتاً دوستانه و آرامی داریم. حقوقها معمولاً به موقع پرداخت میشد؛ تامین اجتماعی از همان ابتدا برایم فعال شد و در کنار آن در یک مقطع زمانی بیمه تکمیلی وجود نداشت اما حالا اگر بخواهی، خودت و افراد تحت مدیریت میتونه بیمه تکمیلی داشته باشن. با این وجود فاصله تا محل کار برام طولانی است و جای پارک هم واقعاً مناسب نیست.
برای مدت حدود سه سال در بخش تست و تولید این شرکت مشغول هستم و معتقدم محیط کارش فرصتی مناسب برای رشد است. یکی از مزیتهای بارزش اینه که همهی اعضای تیم تولید در سود پروژه سهیماند و این موضوع روال بعضی شرکتها نیست. همچنین به آن دسته از افرادی که اثرگذار هستند پاداش، آکورد و حتی کارتهای تفریحی تعلق میگیره که این عوامل باعث ایجاد رقابت سازنده میان همکاران برای پیشرفت میشه. در کل اگر دنبال مکانی با فرصتهای رشد حرفهای و مالی هستی، به نظر من این شرکت رو هم در انتخابهات لحاظ کن.
من فکر میکنم در سالهای مختلف، فشارهای اقتصادی باعث تغییراتی شدید در شرکت شده است و من به عنوان کارمند با سابقهی حدود ده تا چهارده سال شاهد بودم که همیشه اولین اقدام در مواجهه با رکود، تعدیل نیرو بود. در سال نود و چهار تعداد زیادی از همکارانی که تجربهی طولانی داشتند و سابقهی بالا داشتند از کار بیرون شدند و دلیل هم رکود اقتصادی عنوان میشد. بعد از این تعدیل، به جای استفاده از شایستهسالاری، برخی فرصتهای شغلی با استفاده از روابط داخلی و بستگان پر میشد و به نظر میرسید بررسی دقیق رزومه و ارزیابی مصاحبهها یا حداقل ظاهرسازی است. به لحاظ اصولی و عادلانه، حس میکردم در آن محیط تبعیض و مدلهای گروهی جایگاهی داشت و برخی از تصمیمگیران به حفظ باندهای داخلی توجه میکردند. در مجموع، از آن دوره مدیر اداری و مالی آن زمان را بهعنوان فردی که آثار تصمیمها روی تیمها تأثیرگذار بود، به خاطر برخوردهایش به یاد دارم.
برای رسیدن به یه محیط کاری سالم، از زمانی که اینجا کار میکردم متوجه شدم اختلافهای مدیریتی به شدت اوضاع فنی رو تحتالشعاع قرار میده. از وقتی مدیرعامل جدید اومده، به جای تمرکز روی بهبود پروژهها و فرایندها، بیش از پیش فشار وارد میکنه و جو محیط کار رو تیره میکنه. با گذشت زمان، رفتارهای حمایتی و گفتوگوهای سازنده کم شده و فضای کار به سمت نزاعهای لفظی و گاهی درگیریهای فیزیکی سوق پیدا کرده. در عین حال رویههای مدیریتی هم کنار گذاشته شده و تیمهای با تجربه یکی پس از دیگری کنار رفتند؛ برخی از اعضای بدون تجربه بالا به پستها رسیدند و همین مسئله موجب کاهش کارایی و احساس ناامیدی در بین نیروها شد. من حقوقم را برای دو ماه دریافت نکردم و بعد از تلاش برای تسویه، با حیلهای پول را به حسابی دیگر واریز کردند تا بخشی از آن صرف امور دیگر شود. در نهایت اخبار و رفتارهای شخصی مدیر، مثل رفت و آمدهای مکرر به اماکن مذهبی و نمایشهای اخلاص، با تناقضهایی که بین عمل و ادعا وجود دارد، تا حدودی اعتماد به تیم را تحتتأثیر قرار داده است.
برای همگامی با تجربهای که کاربر داده است، از بیان مستقیم ادعای غیرقانونی یا توهینآمیز پرهیز میکنم و واقعیتها را با لحنی متین بازگو میکنم. از نظر من، کارمند تجربهاش را اینطور بیان میکند که برخی نگرانیها در محیط کار وجود داشته که باید به دقت بررسی شوند. او میگوید حقوق بهطور منظم پرداخت نمیشد یا بهانههایی برای تأخیر یا کاهش پرداخت مطرح میشد، و بهعلت غیرایرانی بودن شرکت و نبودن قرارداد محکم، امکان پیگیری حقوق دشوار بوده است. همچنین اشاره میکند که احتمال بیدلیل کنار گذاشته شدن وجود دارد و برخی همکاران پس از ترک کار دیگر حقوق خود را دریافت نکردند. سرانجام توصیه میکند اگر تبلیغ شرکت را دیدی، محتاط باشی و ترجیحاً بهکار در جای دیگر فکر کنی، تا حداقل تا زمانی که در آنجا کار میکنی، تجربهای مشابه را تحمل نکنی.
تجربه فعالیت به عنوان کارشناس فروش توی این شرکت محیط کلی شرکت به روز و مطابق با استانداردهای شرکت های برتر ایرانه. ولی به خاطر ضعف مدیریتی و نداشتن تیم مدیریتی قوی، حتی اگه خودتون هم نخواید وارد حاشیه میشید. حقوق کارشناس فروش ترکیب حقوق ثابت و پورسانته. حقوق و پورسانت به موقع و هر ماه بین 20 تا 25 ام واریز میشه. ولی پورسانت معمولاً از سر و تهش زده میشه و با توجه به فصلی بودن فروش، خیلی نمیتونید روش حساب کنید. ضمن اینکه فرهنگ سازمانی شرکت روی حقوق پائین دادنه و دلیش هم بنظر من استقرار دفتر مرکزی شرکت در شهرستان اصفهان هست. ولی بطور کلی اگه برای وقت گذروندن میخواید جایی مشغول به کار بشید توصیه میشه.
اگرچه سه سال توی توان سانیار طب کار کردم، اما تجربهام پر از فشار و ناامیدی بود. مدیران تازه و بیرحم شرکت، رفتار غیرانسانی و ناعادلانهای داشتن، انگار با اصول اخلاقی آشنا نبودن و گویی از جایی دور آمدهاند. هیچ چیز درست و حسابی سر جای خودش نبود؛ کوچکترین خطا هم با توهین و جریمه و حتی محرومیت یا اخراج پاسخ داده میشد. گاهی تقصیر از من نبود، اما روند کار همانی بود. وعدههای پولی، وام و حتی ناهار بهطور عملی محقق نمیشدند و فضای کار پر از چاپلوسی و معاملهگری بود. در کل احساس ناخوشایندی داشتم و تجربهم خیلی منفی بود.
در اینجا همه چیز به شدت نشان از مدیریت ناکارآمد دارد و این موضوع به وضوح مشخص است. مدت زمان کارم با وجود نامهای بزرگ مشتریان که قبلاً افتخار میکردند، به سرعت از بین رفت و بعد از یک سال اکثر همکاران با منطقهایی مشابه آن را ترک کردند. به نظر میرسد مجموعه تنها با تکیه بر نامهای قبلی دنبال نمایش فصلی است، اما در واقع اوضاع خیلی نامناسب است و سیستم به شکل کلی در حالتی مثل کشتی است که در گل گیر کرده باشد. تمام تلاشی که برای دفاع از حقوق کارمندان میشود، بیشتر روی کاغذ است تا عمل، و هر چیزی که به عنوان مزایا مطرح میشود، یا وجود ندارد یا اینکه به شکل غیرواقعی بیان میشود. سفته حامل گرفته میشود، قراردادهایی با ساختار شبهصوری بسته میشود تا در مراحل پایان کار کمترین سنوات به کارمند بدهند، و دوربینهای فراوانی در همهجا هست تا کنترل لحظهای ایجاد کنند. حتی نسخهٔ قرارداد را به من ندادند و معمولاً ۱ تا ۱۲ قرارداد یکماهه صادر میکنند تا هر وقت اراده کردند بتوانند اخراج کنند. پاداش یا وام واقعی وجود ندارد و اغلب فقط با گزارههای بزرگ و وعدههای نانوشته روبهرو هستم. به بهانههای مختلف، گاهی اوقات بدون رضایت من از من میخواهند عضو هیئتمدیرهٔ یکی از هلدینگهای صوریشان شوم تا از من سوءاستفاده کنند. در کل خیلی آشفته است و به هیچکس توصیه نمیکنم در چنین محیطی کار کند.
این متن را مینویسم تا نفر بعدی مثل من فریب حرفهای جلسه مصاحبه این مجموعه را نخورد. من فارغالتحصیل مهندسی پزشکی دانشگاه صنعتی امیرکبیر هستم و حدود 7 سال سابقه کار دارم. همان زمان از پنج یا شش شرکت دیگر پیشنهاد همکاری داشتم که بعضی بسیار قویتر بودند، اما فقط بهدلیل نزدیکبودن محل شرکت، این مجموعه را انتخاب کردم و الان بهشدت پشیمانم. من با عنوان کارشناس مهندسی پزشکی استخدام شدم، اما تقریباً هیچکدام از حرفهایی که در مصاحبه درباره این موقعیت شغلی زده شد، در واقعیت وجود نداشت. عنوان شغلی فقط در حد حرف بود. در عمل هر کار نامرتبطی که روی زمین مانده بود به من میدادند؛ از مدیریت امور مراکز دیالیز تا پیگیری پول اسنپوانت، پیدا کردن و خرید تلویزیون و پالت برای مرکز دیالیز و خرید اقلام مصرفی شرکت. تحقیرکننده بود که یک نفر را با سابقه و عنوان کارشناس مهندسی پزشکی استخدام کنند، اما هر روز دنبال پول اسنپوانت، تلویزیون و قند و چایی شرکت بدود. در دو ماه حضور من، این شرکت حتی یک نکته مثبت هم نداشت. تقریباً هر روز دعوا، بحث، تنش و اعصابخردی بود. هیچ ساختار مشخصی وجود نداشت و سادهترین کارها به بحران تبدیل میشد. در مصاحبه خیلی واضح گفتند حقوق تمام پرسنل بین روزهای اول تا چهارم ماه پرداخت میشود. اما ماه اول، حقوق پایه من روز دهم و بقیه حقوق روز هجدهم پرداخت شد. حقوق ماه دوم من نیز با وجود گذشت حدود دو ماه از قطع همکاری، هنوز پرداخت نشده است. بعد از قطع همکاری برای گرفتن حق و حقوقم باید دنبالشان بدوم. تلفنها را خاموش میکنند یا جواب نمیدهند و من و یکی از همکارانم را سر میدوانند. نتیجه برای کارمند روشن است: کار میکند، حقوقش را نمیگیرد و کسی هم پاسخگو نیست. موضوع سفته را کاملاً جدی بگیرید. روز اول، قبل از اینکه قرارداد را به من بدهند یا حتی قراردادی امضا شود، گفتند سفتههایت را بیاور. هنوز مبلغ حقوق، شرح وظایف، شرایط همکاری، علت سفته و زمان بازگرداندن آن مشخص نبود، اما سفته را فوری میخواستند و برای تحویل آن فشار وارد کردند. من هم چون نمیخواستم از روز اول درگیری ایجاد شود، اشتباه کردم و سفته را تحویل دادم. چرا باید به شرکتی که هنوز قرارداد نداده، سفته با مبلغ بالا بدهید؟ تا قرارداد کامل، شرح وظایف، حقوق، تاریخ پرداخت، علت دریافت سفته و شرایط پسدادن آن مکتوب نشده، هیچ سفتهای تحویل ندهید و رسید رسمی بگیرید. شرکتهای صحت صنعت رفیع، پویش درمان گستر و پویش درمان دیالیز عملاً یک مجموعه هستند که با چند اسم مختلف فعالیت میکنند. یک خانم با نام «جواهری» صحت صنعت رفیع را میچرخاند و آقای سمیر کرم پویش درمان گستر و پویش درمان دیالیز را اداره میکند. در دوره همکاری متوجه شدم «جواهری» نام واقعی این خانم نیست و ایشان خواهر آقای سمیر کرم است. من کپی شناسنامه این خانم را در سیستم شرکت دیدم. این مجموعه در یک کوچه دو واحد گرفته و با چند نام فعالیت میکند. ممکن است با نام یک شرکت مصاحبه کنید، برای مجموعه دیگری کار کنید و هنگام گرفتن حقوق یا پسدادن سفته بین چند نام و چند نفر پاس داده شوید. قبل از شروع کار مشخص کنید قرارداد با کدام شرکت بسته میشود، حقوق را چه شرکتی میپردازد، سفته به نام چه کسی است و در صورت پرداختنشدن حقوق باید از کدام شخصیت حقوقی مطالبه کنید. وضعیت مالی مجموعه در زمان حضور من واقعاً افتضاح بود. برای سادهترین هزینههای روزمره هم مشکل داشتند. این شرکت در مراکز خود به افراد دارای بیمه سلامت و تأمین اجتماعی خدمات دیالیز رایگان ارائه میدهد و هزینه را از بیمه میگیرد. آن زمان گفته میشد بیمهها مطالبات مجموعه را پرداخت نکردهاند و مجموعه هم به افراد و شرکتهای مختلف بدهکار است. من به صورتهای مالی رسمی دسترسی نداشتم، اما چیزی که دیدم این بود که برای هزینههای عادی و حتی حقوق کارکنان نقدینگی کافی وجود نداشت. من با عنوان مدیر اجرایی تقریباً هر روز با مدیر مالی بحث داشتم که چرا پول اسنپوانت پرداخت نشده یا چرا شرکت قند ندارد؟ در نهایت خودم برای شرکت قند خریدم. من قبل از شروع کار کامنتهای منفی قبلی را خوانده بودم، اما فکر کردم شاید مشکلات برطرف شده باشد. اشتباه کردم. شرایط از چیزی که نوشته بودند هم بدتر بود. اگر برای وقت، آرامش روانی، سابقه کاری و پولتان ارزش قائل هستید، بدون بررسی کامل وارد این مجموعه نشوید. فریب عنوان شغلی و وعدههای مصاحبه را نخورید، قبل از قرارداد سفته ندهید و همهچیز را مکتوب بگیرید. تجربه من از این مجموعه دو ماه دعوا، کارهای بیربط، سفته بدون قرارداد، حقوق پرداختنشده و دنبالدویدن برای گرفتن حق خودم بود.
برای یادگیری اولیه برنامهنویسی الان که قدمهای اول رو برمیداری، شاید اینجا بتونه تجربهای مفید باشه مخصوصاً در سال اول. من مدت کوتاهی اینجا کار کردم و دیدم اون چیزی که اکثران میگن تا حدی حقیقت داره: شرکت معمولاً کوچک و خانوادگی به نظر میرسه اما فضای کاری پر از افرادی است که به خاطر روابط استخدام شدهاند و عملاً مهارت معتبر و مشخصی ندارند؛ این افراد هر دو ماه یکبار تیمشون رو عوض میکنند. حقوق واقعاً پایین است و رفتار با پرسنل به هیچ وجه مناسب نیست، انگار بهنوعی بردهداری رعایت میشود. حتی اگر واقعاً تپل مهارت باشی، یکی از مدیران از بالا به تو میتازد و میگوید کار سادهست و باید به فلان چیز که الان به دردشون میخوره، رسیدگی کنی. میگن جو صمیمی است، اما آخرین باری که مدیرها با کارمندان نشستند، به ناهار مربوط بود و هزینهاش را خود ما پرداخت کردیم. در کل رفتوآمدها خیلی زیاد است؛ هر دو ماه تعدادی کارشناس میروند و جایشان با کارآموزان پر میشود، پس مراقب باشی.
این مدیر بسیار ادم بی شخصیتی هست تمامی سیستم ها مانیتور میشه افراد رو با دوربین همش چک میکنه همش درحال تخریب شخصیتت هست و توهین میکنه!!
از وقتی به عنوان همکار حسابدار با این تیم کار میکردم، به نظرم اوضاع در این مجموعه خیلی نامطلوب است. هیچ نشانی از صلاحیت کاری، روحیهٔ همکاری یا اخلاق حرفهای در عملکردشان دیده نمیشود. مدیری که مدیر اصلی و اداری است به جای ارتباط درست با همکاران، با آنها مانند توپ بازی میکند؛ دروغ میگویند، حقوق نمیدهند و حقوق کارمندان را زیر پا میگذارند و امنیت شغلی را کاهش میدهند. فضای کار شلوغ و پرسروصداست، گویی در بازار شلوغ پایتخت. بعضی هم که بیکفایتاند، حرفهایشان را بیچون و چرا میشنویم و این باعث نارضایتی عمومی میشود. به نظر من مسئولان باید وجدان بهتری داشته باشند، با منطق و انصاف عمل کنند و بفهمند که با فریب و دروغ پیش رفتن ممکن نیست. همچنین من مرداد ماه سه هفته کار کردم اما حتی یک ریال هم پرداخت نشد؛ بارها پیگیری کردم و این موضوع قابل بخشش نیست؛ حقوق من و حقوق فرزندم در این میان قربانی شد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.