افتضاح به تمام معنا زبان پیش فرض خیلی تیم ها کردی هستش همه یا همشهری هستن یا خانواده درجه یک . اگه فامیل باشی رشد میکنی حقوق خوب میگیری بهت تسک خوب میرسه . اما اگه تازه به تیم اضافه بشی و جز اون ۲ دسته نباشی خودشون یه کاری میکنن که خیلی سریع استعفا بدی و خیلی راحت هم میپذیرن . تیم لید ها یا نیستن یا دارن کار خودشون رو میکنن و مدیریت رو سپردن دست زیر دست های خودشون که اونا هم ادم های فنی نیستن فقط تجربه کار تو آسا رو دارن . جواب سلام هم نمیدن چه برسه به اینکه بخواد نیرو رو آنبرد کنن یا شمارو جزیی از تیم ببینن . تکنولوژی های جدید و بروز استفاده نمیشه . تمام عشق و حالشون اینکه بیان پشت سیستمشون صبحونه بخورن بگن ما سرمون شلوغه . همش هم تو جلسه اید . در اخر هم اصلا و ابدا معلوم نیست حقوق رو چطوری حساب میکنن .
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اگر تمایل دارید یکبار دیگه برگردید به دوران کودکی خود و مهدکودک رفتن تجربه کنید حتما حتما بهتون پیشنهاد میکنم با این شرکت همکاری کنید... از محیط سمی اونجا بگم براتون که حرف زیاده مثلا اونجا شرکت نرم افزاری و تو اینترنت رو سیستم نداری بخاطر امنیت بالای اونجا، مثلا نرم افزار ERP تولید میکنند ولی حتی خودکارمندا CRM ندارند و یه چیز مسخره هستش پر از باگ که خودشونم نمیدونن این چیزی که تولید کردن چطوری باید باگش برطرف کنند. اونجا اگر چاپلوسی هستی موفق میشی مثلا قربون دکتر بری (دکتر نیستنا ولی آرزوی دکتر بودن دارن و تمام امتحانات و حضور در کلاس توسط منشی انجام میشه) در عوض تمامی مواردی که اعلام کردم دوربین با پیکسل بالا و شنود عالی داره حتی جلوی در سرویس بهداشتی یعنی میخوام بهتون بگم چقدر تو تحت نظر هستی... به این صورته که حتی از شرکت میای بیرون حس میکنی یکی داره نگاهت میکنه... مثلا اونجا کلا آزادی بیان نداری چونکه نظری مخالف بدی پرت میشی بیرون... اهان اینو بگم فکر نکنید این عکسایی که میذارن واقعیه و مثلا تعداد پرسنل بالا ۵۰ نفرنا.... نههههه اصلا کلا ۲۰ نفرم نمیشن ولی این عکسایی که میذارن خانوادگیه چونکه بیزینسشون خانوادگیه... کلا محیط خاله زنکی داره که هیچ جا نمیتونی تجربش کنی باید بجای نرم افزار سبزی خرد کنی شماران بزنن موفقتر میشن... اونجا رو به موت هم باشی سلامتیت هیچ ارزشی نداره و باید بری سرکار و تنها چیزی که بهش اهمیت داده نمیشه حق و حقوق کارمنداس... هر کی میاد اونجا بعد چند ماه میره اوناییم که موندن کسایی هستن که بهشون بال و پر میدن و سوگلی هستن یا چاپلوس... انقدر بازی روانی راه میندازن که دوست داری اون شرکت و با تمام اون آدماش آتیش بزنی انقدر بهت فشار وارد میکنند... فقط شو هستند بخدا که طبل تو خالین حتی تو رویاشون همچین روزایی رو نمیدیدند... اگر بیکار هستید اگر تجربه کاری ندارید حتی فقط بخاطر روزمتون ، اونجا نرید چونکه حقوقتون طوری محاسبه میکنن و بیمتون کارگری رد میکنن که هیچ ارزشی نداره...
تو اون شرکت زیر پله ایی کسانی می رن که جای دیگه نمی تونن کار پیدا کن والا ادم درست و حسابی اونجا پیدا نمی شه دروغ گویی مدیر مدیر پشت سر بقیه غیبت می کنه،تهمت می زنه،گیرهای بیخود،باردار بشه اخراج می شه،محیط پرتنش،روابط جنسی در شرکت زیاد رخ می ده،محیط ناسالم برای زنان چه مجرد و چه متاهل. مدیر و پسرش ادم های منفعت طلبند فقط جنس برگشتی زیاد دارن اونا رو تعمیر می کنن و جای نو می فروشن.
برای حدود شش ماه در شرکت احمقان راه قهوهای کار کردم و حالا تجربهام را به صورت واقعبینانه و با بیانی تازه بازگو میکنم. بعد از خیلی از کامنتها که درباره بدیهای شرکت گفته شده بود، مدیرانشان شروع به گذاشتن کامنتهای فیک کردند و از خوبیهایی که وجود خارجی ندارند گفتند. مدت زمان کار من در این شرکت را توضیح میدهم؛ به نظر من هر کسی که وارد این مجموعه شده با دروغهای معرفی شرکت روبهرو شده و به سادگی آنها را باور کرده است. شرکت را سه برادر مدیریت میکنند و اگر پدر مرحومشان اینجا را تاسیس نکرده بود، شاید به جایگاهی که امروز هستند نمیرسیدند. در حقیقت مدیریت اینجا را میشود روشن دید. سرپرست بخش شبکه و زیرساخت فردی بود که ادعایی داشت اما دانش پایهای درباره شبکه نداشت و گهگاه حرفهای فلسفی میزد و کمتر به کار خودش میپرداخت. مدیر فنی، که یکی از همان برادران است، وقتی صحبت میکرد، به نظر میرسید با زبانی غیرمعمول حرف میزند چون هیچ دلیل روشن و منطقی پشت گفتارش نبود. بیسوادی، بیاخلاقی، تلف کردن وقت دیگران، کنجکاوی بیش از حد و چشمناپاکی شاخصهای رفتاریاش بود. اما از همه بدتر مدیریت عامل بود که دوباره یکی از برادران است؛ فردی که رفتارهایش خلاف اصول مربوط به مدیریت و کارورزی بود. در ابتدای کار فکر میکردم شوخی میکند اما بعدها فهمیدم که درگیر چه ماجراهایی است و باید تحت درمان باشد. در بیشتر کامنتهایی که دیدم، صحت آنها را قبول داشتم جز مواردی که چهار یا پنج ستاره میگرفتند و با طنز و نوشتارشان همخوانی نداشتند؛ احتمالا توسط برادران نوشته شده بودند. من هم در این شرکت واقعا زحمت کشیدم، اما اشکالات جدی در سوییچینگ، روتینگ و فایروالها وجود داشت. سه تا چهار ماه اول، اکثر این مشکلات را برطرف کردم و شبکه را به حالت پایداری رساندم، اما وقتی فهمیدم اخلاق حرفهای، شفافیت در پرداخت حقوق و حریم شخصی در اینجا وجود ندارد، ناامید شدم و تصمیم گرفتم فقط شش ماه را پر کنم و آنجا را ترک کنم. در نهایت پس از شش ماه از شرکت خداحافظی کردم؛ و با وجود تمام تجربههایی که برایشان کار کرده بودم، شرکت جدیدی که استخدام شده بودم از نظر اخلاقی بررسی کرد و صلاحیت من را پاسخگو بود ولی به من گفتند که شرکت مقصد هم چندان خوشایند نیست و پاسخ دادن به مکاتباتشان نیز کمتعالی است. با وجود اینکه در بحث مهاجرت کاری هم درگیر بودم، شش ماه حضور در این شرکت برای رزومه من نقطه منفی محسوب شد. به هر حال از این تجربه فهمیدم که اگر در یک سازمان دروغ گفته شود، نتیجهاش فقط آسیب به اعتبار فرد و کاهش اعتماد دیگران است. لطفا شرکتを مدیران با صداقت رفتار کنید تا نتیجه کار شما به شکلی مطلوب و محترمانه باشد.
اگر از جونتون. گردنتون. دستتون.جمعه ها بیرون رفتن با دوستا و خانوادتون. کلیه هاتون بخاطر عدم اجازه برای سرویس رفتن!! سیر شدین. تشریف ببرین رزومه بدین اسنپ فود ساعت ناهاری نیم ساعت که نصفش تو صفی. حقوق کم نسبت به کار.باگ برنامه که بخاطرش شما باید پاسخگوی هزاران ادم عصبی باشی و گزارش باگ هم بدی هیچ اصلاحی صورت نمیگیره و تو همچنان میمونی پاسخگوی یه سری افراد باشی. سفارش کم باشه میگن عملکردت ضعیفه! کیوسی مزخرف تر از خودش که به همه چی گیر میده.سرپرست و مدیرای از خود راضی. خاله زنک بازی و پخش شدن حرفایی ک اتفاقی ازتون شنیده بشه. مقصر شدن تو هر زمینه ای! قرارداد سه ماهه و تهدید شدن به یه ماهه شدن قرارداد بخاطر عملکردی که از کم بودن مشکلات سفارش به دست اومده.پاداشتم سر همین نمیدن نکنید به خودتون این ظلم رو نکنید! الان داری اینو میخونی میگی ممکنه یه سریا از همه چی ناراضی باشن. منم اینارو خوندم و توجه نکردم :) بعدش دیدم اینا واقعا راسته من دلخوش بودم الکی
من با وجود مدیران اجرایی در واحد پروژهها، احساس کردم رفتارها حرفهای نیست و برخی از تصمیمها با معیارهای انسانی همسو نمیشود. در نگاه کلی، فضای کار برای خانمها چندان مطلوب به نظر نمیرسد و گاهی به وجود فساد یا رفتارهای نامناسب اشاره میشود. تیم بازرسی و تولید نیز از نظر من بهطور یکپارچه زمانهی مطلوبی را ارائه نمیدهد و مشکلاتی در بهرهوری و عدالت برقرار است. با این وجود، نکتهای که بیش از هر چیز بیرون میچسبد، احساس رانت و فساد در مجموعه است که بهوضوح در برخی از بخشها دیده میشود. در مجموع، تجربهام از محیط کار به عنوان محلی که مشکلات ساختاری و بیعدالتی وجود دارد، توصیف میشود.
سلام بنده مدتی در میاره مشغول بکار بودم پس از چند روز متوجه شدم بنده را بابت سفری که از سوی خود خریداربنا به اظهار مسئول وال مارکت کنسل شده مبلغ پانزده میلیون ریال بدهکار کرده تند آنهم تحت عنوان جریمه عدم تحویل کالا . بنده چندین مرتبه به پشتیبانی میاره موضوع را اطلاع دادم درخواست رسیدگی کردم حتی دو سه مرتبه به وال مارکت مراجعه کردم چندین ایمیل با شرح کامل اتفاق برای میاره ارسال کردم اما دریغ از کوچکترین پاسخ ،رسیدگی یا تماسی از سوی میاره . الان هم که حسابم را باز میکنم بدهکاری همچنان در بالای صفحه به من دهن کجی میکند. اکنون با خواندن مطالبی که دوستان نوشته اند از اینکه بعضی ها تشکر کردن که میاره چقدر زیاد به مشکلات سفیران توجه دارد واقعا تعجب کردم . شاید هم بنده آدم بی ارزشی بودم و واقعا میاره به سفیرلنش توجه دارد .
بعد از گذشت حدود سه ماه از اشتغال در شرکت یکتانت، متاسفانه باید بگم که حرفهایی که راجع به نگاه از بالا به پایین زده میشه کاملا صحت داره، شاید یک ماه اول همه چیز اونطوری باشه که شما میخواین اما بعد از یکماه همه چیز تغییر میکنه و نگاه ازبالا به پایین کاملا حس میشه، علیرغم اینکه در جلستان مصاحبه و جلسه آنبوردینگ روز اول پرسنل منابع انسانی راجع به شناوری زمان صحبت می کنن، بعد از یک ماه حتی به زمان ناهاری که شما پشت میزت نبودی هم انتقاد میشه که چرا به جای نیم ساعت 40 دقیقه پشت میز نبودی، و هرکاری هم بکنید باز هم بازدهی و عملکرد شما رضایت بخش نخواهد بود، این شرکت فقط در حرف تسک محوره و در عمل کاملا سنتی عمل میشه، اتفاقی که برای من افتاد مثل این بود که انگار بعد از اینکه تخلیه اطلاعاتی شدی و کل پلنت رو برای سازمان ارائه دادی دیگه استفاده ای برای سازمان نداری و با شما خداحافظی میشه تا با اطلاعاتی که از شما دریافت شده کار رو پیش ببرن، موضوع دیگه اینه که صبر برای مدیران شرکت اصلا معنی نشده و تصورشون اینه که همه کار ها به راحتی و در سریع ترین زمان ممکن انجام میشه و اگر مشکلات مانع هایی برای انجام کار بوجود بیاد مشکل از شماس نه چیز دیگه.
روزهای کاری من در شرکت تدبیر کیش ویرا را با نگاهی مثبت و واقعبین آغاز میکنم. من تقریبا بیش از یک سال است که اینجا کار میکنم و از شرایط نسبتا رضایت دارم؛ هرچند دوست دارم با صراحت بگویم هر چیزی بسته به دیدگاه فردی است و نمیخواهم اغراق کنم. آنچه بیش از هر چیز در این محیط به چشم میخورد، گرمی و صمیمیت بین اعضاست؛ همخانوادهای مانند کنار هم بودن و با هم گذراندن روزهای خوب را تجربه میکنیم. در این محل خبری از جو بدبینی یا همدستی در صحبتهای پایینتر دربارهی دیگران نیست؛ برخی افراد شاید در آغاز به اشتباه به اینجا آمدهاند که خدا را شکر با آنها و نگرششان خداحافظی کردیم. البته هر شرایط منفی هم ممکن است وجود داشته باشد، اما به نظر من این موضوع بستگی به دیدگاه هر فرد دارد. درست مثل اینکه هر روز با غر زدن به خود و زندگی روبهرو شویم و با این شیوه چیزی جز تکرار بدیها و ناخوشیها دیده نمیشود. اما اگر نگاهمان را تغییر بدهیم و خوبیها و بدیها را با هم ببینیم و در کنار هم به سوی دیدی مثبتتر حرکت کنیم، دنیا برایمان زیباتر جلوه میکند. از اینکه تا انتهای متن همراه شدید، از شما سپاسگذارم.
در این شرکت برای من تجربهای مفید و آموزنده رقم خورد. اکثر ورودیهای تیم تازهکار یا trainees هستند و بهمرور، آموختههای بیشتری کسب میکنند. با توجه به رویکرد شرکت، به traineeها حقوقی پرداخت میشود که اغلب با کار در دوران کارآموزی تطابق دارد. متأسفانه برخی از نیروها پس از مدت کوتاه کارآموزی به جای قدردانی از شرکت، انتظار سطح حقوقی برابر با افراد با سابقه را دارند و با عنوانهایی چون فولاستک و با دو سال سابقه، حقوقی مشابه با نیروهای با تجربه درخواست میکنند. به طور کلی، از اینکه پیام آوا فرصت یادگیری و رشد به من داد، همواره سپاسگزارم.
برای ترجمیک کار میکردم و تجربهام رو از نزدیک میگم تا شاید برای بقیه مفید باشه. در آغاز همکاری با دانشجوها خوب بود، اما وقتی مرخصیها رسیده و حجم کار برای میانترمها بالا میرفت، به مشکلاتی برمیخوردیم. حقوق نسبتا منظم بود اما بالا نبود تا بهطور کامل با شرایط زندگی هماهنگ بشه. نحوه هماهنگی مرخصی به این شکل بود که از سه تا چهار روز قبل باید اطلاع میدادی و جابهجایی شیفت در این مدت آزاد نبود؛ به این معنی که شیفی که کار را با آن شروع کردهاید، تا پایان همان شیفت باید ادامه بدهید و تغییرش امکانپذیر نبود. بقیه امکانات معمولی باقی ماند. محیط شرکت نسبتا آرام بود و اجازه میداد کنار کار به درس هم رسیدگی کنم؛ فشار یا تنش کاری به شکل مداوم وجود نداشت.
در مجموع احساس من از کار در این شرکت این بود که به نیروها اهمیت زیادی داده نمیشود، بهخصوص در واحد پشتیبانی. تصورم این بود که باید فرصتهای آموزشی تخصصی برای کارکنان فراهم شود؛ آموزشهایی در حوزههای شبکه، برنامهنویسی، VoIP و تبلیغات و غیره، تا بتوانند با آمادگی بیشتری به وظایفشان عمل کنند. همچنین انتظار داشتم ارزیابیهایی همراه با آزمونهایی برگزار شود تا افراد دارای نمره مناسب بتوانند به واحدهای دیگر منتقل شوند یا با تغییر مسئولیتها مزایایی از لحاظ حقوقی دریافت کنند. اما به نظر میرسید که روشها درست اجرا نمیشوند و این موقعیت به شیوهای نزدیک به بردگی آموزشی است. نیروها با توجه به شرایط شرکت میدانند که بیشتر از سه تا چهار سال در اینجا باقی نمیمانند و اغلب تصمیم به ترک میگیرند. هدفی که به چشم میخورد این است که به کارمندان تنها برای پاسخگویی به مشتریان فرصت بدهند و سپس آنها را به حال خود واگذار کنند.
روزهای کاری من در این شرکت تجربهای مثبت و سازنده بود. با وجود اینکه از جایگاه یک برنامهنویس وارد شدم، فضای کاری آرام و حرفهای تیم باعث شد احساس کنم همگام با آدمهای با تجربه کار میکنم. رفتار terlalu محترمانه و دوستانه مدیران و همکاران، برخوردی مناسب و حمایتگرانه را رقم میزد؛ به واقع میخوام بگویم تیم خیلی قابل اعتماد و حرفهای بود. از جمعآوری تجربهها و یادگیریهایی که در این مدت داشتم بینهایت سپاسگزارم و امیدوارم این شرکت روزبهروز موفقتر شود. در بخش خدمات جدید مانند سئو هم فرصتهای تازهای برای جذب مشتریان ایجاد شده که احتمالا با توجه به سطح کیفی کار، نتایج بهتری خواهند داشت.
برای من تجربهای بود که با وجود تمامی چالشها، نکات قابل توجهی داشت. در جایی که بهعنوان کارشناس گوگل ادز کار میکردم، با مدیری کوتاهقد روبهرو شدم که به دلیل کمبود مهارتهای مدیریتی، فشارهای غیرمنصفانهای را اعمال میکرد و آزار و اذیتهای مختلفی را به هم تیمیها منتقل میکرد. من هم شاهد بودم که اقداماتی مانند ربودن پروموشن اکانتها و فروش جداگانهشان انجام میشد و سود اصلی از همین مقوله بود. تیم منابع انسانی سازماندهی مشخصی نداشت و تعدادی از افراد بدون ساختار مشخص کنار هم کار میکردند تا کارها را جلو ببرند. با این وجود پرداخت حقوق بهموقع بود و این تنها نکته مثبت کار بود که تا حدی به یادگار میماند؛ در غیر این صورت، فضای شرکت هیچ نشانی از استانداردهای حرفهای را ارائه نمیداد.
یکتانت و تمام زیرمجموعههاش رو بخوام خلاصه کنم در یک کلمه، افتضاحه! سم خالصه!!! که فقط تونسته به پول خیلی زیاد برسه، بدون هیچ ساختار اصولی و درستی! و هنوزم هیاتی اداره میشه!! و همه چیز ظاهر سازی و سراب و دروغه! در این مدت بیش از ۲۴ ماه همکاری که تا شهریور داشتم، هر بار با بزک دوزک کردن شرکت و آوردن آدمهای سنیور تو تیمهای مختلف(فنی، محصول، فروش، مالی، مدیر اجرایی، اکانت و ...)، سعی کردن که صورت مساله رو پاک کنن، دریغ ازینکه آدمهای سنیور اصلا تو شرکت نموندن و فرار کردن زیر یک سال! آدمهای سنیور قدیمی و با سابقه هم رفتن از شرکت! سوال هم میکردیم از اچ آر آقای ا.ا که چرا رفتن، یه سری دروغ تحویلمون میدادن و پشت سرشون حرف میزدن و تهمت میزدن.(کلا گاسیپ و خاله زنکی تو کالچر یکتانت نهادینه شده!) دلایل خروج هم یکی رو میگفتن دزدی کرده، یکی رو میگفتن اصلا جونیور بوده، یه سری رو میگفتن کالچرفیت نبوده و مشکل اخلاقی داشته، دریغ ازینکه رفتار خودشون رو ببینن و به جای تهمت زدن، خودشون رو درست کنن! که چرا یکی مثل پ.ف رو زیر ۳ ماه از شرکت فراری دادن و گفتن آخرش مشکل اخلاقی داشته بنده خدا. یکی مثل م.ا که از قدیمیا بود و با س.م رفت، گفتن که دیگه دل نمیسوزوندن برای یکتانت. یکی مثل ن.ب رو اخراج کردن بدون توجیه درست و فقط به خاطر اعمال نظر خودشون، آخرشم گفتن مشکل پوشش داشته و رعایت نمیکرده. تو هیچ کیسی یکتانت مساله نداشت و همش مشکلات از بچهها بوده! :))) اینکه تیمهارو با یکتانت بدون هماهنگی قبلی مرج کنی و یه سری آدم رو بیکار کنی، هیچ ایرادی نداره، اینکه پشت ملت تهمت بزنی خوبه! نتیجه حذف نیروهای خوب و کار هیاتی رو دیدن و نتونستن کافه بازار رو بخرن. خلاصه که کالچر سمی و فضا خیلی بده. واقعا اگر دنبال این هستین که رزومهاتون رو خراب کنین و اعصابتون رو بهم بریزن، برید یکتانت و زیرمجموعههاش! راستی اینم بگم که همه پکهایی که میدن مثل یلدا و عید نوروز و حتی خوراکیهای شرکت، تهاتره!! وگرنه شرکت و زیرمجموعه هاش برای بچهها خرج نمیکنن! عدم پرداختی درست حق بیمه و مرخصی و اضافه کار و عیدی و سنوات هم بماند. :)))
واقعا نمی ارزه کار تو دیجی کالا 3 ماه تو قسمت انبار کار کردم یک. ماه 12 ساعت بدون اف حقوق دریافتیم شد 13 و خورده ای و صحبت کرده بودم برای جا به جای که خوده سرپرست زد زیر حرفش دیگه عمق فاجعه مشخصه بماند از سرگروه های عقده ای سوله شرقی که کافیه ببینن 2 دقیقه نشستی سرت اوار میشن فقط بلدن مثل ربات کار بکشن و تهش هیچی به هیچی هر روز اشک یه دخترو در میاوردن با رفتارای عقده ایشون و نگاه بالا به پایین که داشتن در کل توصیه نمیشه کار تو دیجی کالا مخصوصا برای دخترا
تجربه کاری موفقی داشتم،بسیار فرهنگ سازمانی بالایی دارد، همکاران قدیمی بشدت با اخلاق هستند، محیط شرکت هم خوبه، پیشنهاد میشه رزومه ارسال کنید، فضای کاری میتونه به پیشرفت کاریتون کمک کنه. خودم بنا به دلایلی استعفا دادم که امیدوارم تا ورود شما به شرکت ایشون رفته باشه و دوباره شرکت همون فضای خوبشو داشته باشه
من برای مصاحبه مالک محصول تیم کیدزی دعوت شدم برم پردیس بعد از چند مصاحبه، دعوت شدم به مصاحبه ی اخر یعنی مصاحبه ی منابع انسانی که به جرات جزو بدترین تجربه هام بود. دوتا خانم به شدت قیافه گرفتن نشستن روبروی من خانم مع.....ا حتی با خانم د......ی هم صحبت هم نشد. یک ساعت بدون مکث سوال کردن بعد از تموم شدن مصاحبه گفتن تا یک هفته بعد جواب میدن اما هیچ جوابی ندادن بعدش و من همچنان میبینم که آگهی برای این پوزیشن توی سایتای کاریابی هست و از جندین نفر هم شنیدم دقیقا تجربه ی عین بنده داشتن متوجه شدم این تیم احتمالا اصن نیرو نمیخاد فقط میخاد وقت بقیه ی کارجوها رو تلف کنه در کل حتی پیشنهاد نمیکنم برید مصاحبه ی حضوری ، چون تا پردیس میرید آخرش هم هیچ جوابی نمیدن
من حدود یک سال تو ترجمیک کار کردم و چون محل شرکت از طرشت رفت به صادقیه و رفت و آمد برام سخت شد دیگه اومدم بیرون. در این مدت اوایلش تو بحث آنبوردینگ یه مشکلاتی بود و طول میکشید تا جزئیات رو مسلط بشی. برای همکارایی که بعد از من هم میومدن این مسئله بود. البته به سرپرست هر بخش هم بستگی داشت. بیمه و حقوق و عیدی و سنوات و اینا مشکلی نداشت و سر موقع واریز میشد. روند کار هم نسبتا ثابت بود ولی روند آموزشیت بعد از مدتی دیگه تقریبا متوقف میشد.
دنبال تجربهای حرفهای اما با نگاهی واقعبینانه بودم که برای مدت کوتاهی در شرکت اندیش گستر رهایافت داشتم. در واقع، وقتی وارد این مجموعه شدم، تنها چیزی که با من برخورد کرد یک فضاهای بچگانه و غیرسازمانی بود؛ گویی بیش از یک پروژه کارآموزی، با یک گروه نسبتا غیرحرفهای روبهرو شدم. از نگاه من، ریاست شرکت تا حد زیادی به شکل یک فرد منفرد و خودمحور جلوه میکرد و گاهی رفتارهای نامناسب مدیریتی هم دیده میشد. توصیه میکنم دوستانی که در قم فعال هستند از مدیران شرکت درباره سابقه و رفتارهایشان پرسوجو کنند تا بتوانند دید بهتری به دست آورند. تمرکز اصلی این مجموعه روی حوزه وب بود، اما به نظر من برداشت درست و علمی از این حوزه برای تیمی با این سطح از تجربه چندان مشخص به نظر نمیرسید و نحوه توزیع مسئولیتها به دلخواه و با شارلاتانی بودن همراه بود. در زمینه تجهیزات، انتظار داشتند که ما لپتاپ خودمان را بیاوریم و قرارداد یا تعهد کاری مشخصی از طرف شرکت ارائه نمیشد؛ بنابراین انتظار بیمه یا پشتیبانی سازندهای برای کارکنان وجود نداشت. با وجود تمام این مسائل، به نظر میرسد که در آینده با کسب تجربه بیشتر و بازنگری در شرایط کار، شرایط بهتری بتوان به دست آورد.
افتضاح به تمام معنا زبان پیش فرض خیلی تیم ها کردی هستش همه یا همشهری هستن یا خانواده درجه یک . اگه فامیل باشی رشد میکنی حقوق خوب میگیری بهت تسک خوب میرسه . اما اگه تازه به تیم اضافه بشی و جز اون ۲ دسته نباشی خودشون یه کاری میکنن که خیلی سریع استعفا بدی و خیلی راحت هم میپذیرن . تیم لید ها یا نیستن یا دارن کار خودشون رو میکنن و مدیریت رو سپردن دست زیر دست های خودشون که اونا هم ادم های فنی نیستن فقط تجربه کار تو آسا رو دارن . جواب سلام هم نمیدن چه برسه به اینکه بخواد نیرو رو آنبرد کنن یا شمارو جزیی از تیم ببینن . تکنولوژی های جدید و بروز استفاده نمیشه . تمام عشق و حالشون اینکه بیان پشت سیستمشون صبحونه بخورن بگن ما سرمون شلوغه . همش هم تو جلسه اید . در اخر هم اصلا و ابدا معلوم نیست حقوق رو چطوری حساب میکنن .
اگر تمایل دارید یکبار دیگه برگردید به دوران کودکی خود و مهدکودک رفتن تجربه کنید حتما حتما بهتون پیشنهاد میکنم با این شرکت همکاری کنید... از محیط سمی اونجا بگم براتون که حرف زیاده مثلا اونجا شرکت نرم افزاری و تو اینترنت رو سیستم نداری بخاطر امنیت بالای اونجا، مثلا نرم افزار ERP تولید میکنند ولی حتی خودکارمندا CRM ندارند و یه چیز مسخره هستش پر از باگ که خودشونم نمیدونن این چیزی که تولید کردن چطوری باید باگش برطرف کنند. اونجا اگر چاپلوسی هستی موفق میشی مثلا قربون دکتر بری (دکتر نیستنا ولی آرزوی دکتر بودن دارن و تمام امتحانات و حضور در کلاس توسط منشی انجام میشه) در عوض تمامی مواردی که اعلام کردم دوربین با پیکسل بالا و شنود عالی داره حتی جلوی در سرویس بهداشتی یعنی میخوام بهتون بگم چقدر تو تحت نظر هستی... به این صورته که حتی از شرکت میای بیرون حس میکنی یکی داره نگاهت میکنه... مثلا اونجا کلا آزادی بیان نداری چونکه نظری مخالف بدی پرت میشی بیرون... اهان اینو بگم فکر نکنید این عکسایی که میذارن واقعیه و مثلا تعداد پرسنل بالا ۵۰ نفرنا.... نههههه اصلا کلا ۲۰ نفرم نمیشن ولی این عکسایی که میذارن خانوادگیه چونکه بیزینسشون خانوادگیه... کلا محیط خاله زنکی داره که هیچ جا نمیتونی تجربش کنی باید بجای نرم افزار سبزی خرد کنی شماران بزنن موفقتر میشن... اونجا رو به موت هم باشی سلامتیت هیچ ارزشی نداره و باید بری سرکار و تنها چیزی که بهش اهمیت داده نمیشه حق و حقوق کارمنداس... هر کی میاد اونجا بعد چند ماه میره اوناییم که موندن کسایی هستن که بهشون بال و پر میدن و سوگلی هستن یا چاپلوس... انقدر بازی روانی راه میندازن که دوست داری اون شرکت و با تمام اون آدماش آتیش بزنی انقدر بهت فشار وارد میکنند... فقط شو هستند بخدا که طبل تو خالین حتی تو رویاشون همچین روزایی رو نمیدیدند... اگر بیکار هستید اگر تجربه کاری ندارید حتی فقط بخاطر روزمتون ، اونجا نرید چونکه حقوقتون طوری محاسبه میکنن و بیمتون کارگری رد میکنن که هیچ ارزشی نداره...
تو اون شرکت زیر پله ایی کسانی می رن که جای دیگه نمی تونن کار پیدا کن والا ادم درست و حسابی اونجا پیدا نمی شه دروغ گویی مدیر مدیر پشت سر بقیه غیبت می کنه،تهمت می زنه،گیرهای بیخود،باردار بشه اخراج می شه،محیط پرتنش،روابط جنسی در شرکت زیاد رخ می ده،محیط ناسالم برای زنان چه مجرد و چه متاهل. مدیر و پسرش ادم های منفعت طلبند فقط جنس برگشتی زیاد دارن اونا رو تعمیر می کنن و جای نو می فروشن.
برای حدود شش ماه در شرکت احمقان راه قهوهای کار کردم و حالا تجربهام را به صورت واقعبینانه و با بیانی تازه بازگو میکنم. بعد از خیلی از کامنتها که درباره بدیهای شرکت گفته شده بود، مدیرانشان شروع به گذاشتن کامنتهای فیک کردند و از خوبیهایی که وجود خارجی ندارند گفتند. مدت زمان کار من در این شرکت را توضیح میدهم؛ به نظر من هر کسی که وارد این مجموعه شده با دروغهای معرفی شرکت روبهرو شده و به سادگی آنها را باور کرده است. شرکت را سه برادر مدیریت میکنند و اگر پدر مرحومشان اینجا را تاسیس نکرده بود، شاید به جایگاهی که امروز هستند نمیرسیدند. در حقیقت مدیریت اینجا را میشود روشن دید. سرپرست بخش شبکه و زیرساخت فردی بود که ادعایی داشت اما دانش پایهای درباره شبکه نداشت و گهگاه حرفهای فلسفی میزد و کمتر به کار خودش میپرداخت. مدیر فنی، که یکی از همان برادران است، وقتی صحبت میکرد، به نظر میرسید با زبانی غیرمعمول حرف میزند چون هیچ دلیل روشن و منطقی پشت گفتارش نبود. بیسوادی، بیاخلاقی، تلف کردن وقت دیگران، کنجکاوی بیش از حد و چشمناپاکی شاخصهای رفتاریاش بود. اما از همه بدتر مدیریت عامل بود که دوباره یکی از برادران است؛ فردی که رفتارهایش خلاف اصول مربوط به مدیریت و کارورزی بود. در ابتدای کار فکر میکردم شوخی میکند اما بعدها فهمیدم که درگیر چه ماجراهایی است و باید تحت درمان باشد. در بیشتر کامنتهایی که دیدم، صحت آنها را قبول داشتم جز مواردی که چهار یا پنج ستاره میگرفتند و با طنز و نوشتارشان همخوانی نداشتند؛ احتمالا توسط برادران نوشته شده بودند. من هم در این شرکت واقعا زحمت کشیدم، اما اشکالات جدی در سوییچینگ، روتینگ و فایروالها وجود داشت. سه تا چهار ماه اول، اکثر این مشکلات را برطرف کردم و شبکه را به حالت پایداری رساندم، اما وقتی فهمیدم اخلاق حرفهای، شفافیت در پرداخت حقوق و حریم شخصی در اینجا وجود ندارد، ناامید شدم و تصمیم گرفتم فقط شش ماه را پر کنم و آنجا را ترک کنم. در نهایت پس از شش ماه از شرکت خداحافظی کردم؛ و با وجود تمام تجربههایی که برایشان کار کرده بودم، شرکت جدیدی که استخدام شده بودم از نظر اخلاقی بررسی کرد و صلاحیت من را پاسخگو بود ولی به من گفتند که شرکت مقصد هم چندان خوشایند نیست و پاسخ دادن به مکاتباتشان نیز کمتعالی است. با وجود اینکه در بحث مهاجرت کاری هم درگیر بودم، شش ماه حضور در این شرکت برای رزومه من نقطه منفی محسوب شد. به هر حال از این تجربه فهمیدم که اگر در یک سازمان دروغ گفته شود، نتیجهاش فقط آسیب به اعتبار فرد و کاهش اعتماد دیگران است. لطفا شرکتを مدیران با صداقت رفتار کنید تا نتیجه کار شما به شکلی مطلوب و محترمانه باشد.
اگر از جونتون. گردنتون. دستتون.جمعه ها بیرون رفتن با دوستا و خانوادتون. کلیه هاتون بخاطر عدم اجازه برای سرویس رفتن!! سیر شدین. تشریف ببرین رزومه بدین اسنپ فود ساعت ناهاری نیم ساعت که نصفش تو صفی. حقوق کم نسبت به کار.باگ برنامه که بخاطرش شما باید پاسخگوی هزاران ادم عصبی باشی و گزارش باگ هم بدی هیچ اصلاحی صورت نمیگیره و تو همچنان میمونی پاسخگوی یه سری افراد باشی. سفارش کم باشه میگن عملکردت ضعیفه! کیوسی مزخرف تر از خودش که به همه چی گیر میده.سرپرست و مدیرای از خود راضی. خاله زنک بازی و پخش شدن حرفایی ک اتفاقی ازتون شنیده بشه. مقصر شدن تو هر زمینه ای! قرارداد سه ماهه و تهدید شدن به یه ماهه شدن قرارداد بخاطر عملکردی که از کم بودن مشکلات سفارش به دست اومده.پاداشتم سر همین نمیدن نکنید به خودتون این ظلم رو نکنید! الان داری اینو میخونی میگی ممکنه یه سریا از همه چی ناراضی باشن. منم اینارو خوندم و توجه نکردم :) بعدش دیدم اینا واقعا راسته من دلخوش بودم الکی
من با وجود مدیران اجرایی در واحد پروژهها، احساس کردم رفتارها حرفهای نیست و برخی از تصمیمها با معیارهای انسانی همسو نمیشود. در نگاه کلی، فضای کار برای خانمها چندان مطلوب به نظر نمیرسد و گاهی به وجود فساد یا رفتارهای نامناسب اشاره میشود. تیم بازرسی و تولید نیز از نظر من بهطور یکپارچه زمانهی مطلوبی را ارائه نمیدهد و مشکلاتی در بهرهوری و عدالت برقرار است. با این وجود، نکتهای که بیش از هر چیز بیرون میچسبد، احساس رانت و فساد در مجموعه است که بهوضوح در برخی از بخشها دیده میشود. در مجموع، تجربهام از محیط کار به عنوان محلی که مشکلات ساختاری و بیعدالتی وجود دارد، توصیف میشود.
سلام بنده مدتی در میاره مشغول بکار بودم پس از چند روز متوجه شدم بنده را بابت سفری که از سوی خود خریداربنا به اظهار مسئول وال مارکت کنسل شده مبلغ پانزده میلیون ریال بدهکار کرده تند آنهم تحت عنوان جریمه عدم تحویل کالا . بنده چندین مرتبه به پشتیبانی میاره موضوع را اطلاع دادم درخواست رسیدگی کردم حتی دو سه مرتبه به وال مارکت مراجعه کردم چندین ایمیل با شرح کامل اتفاق برای میاره ارسال کردم اما دریغ از کوچکترین پاسخ ،رسیدگی یا تماسی از سوی میاره . الان هم که حسابم را باز میکنم بدهکاری همچنان در بالای صفحه به من دهن کجی میکند. اکنون با خواندن مطالبی که دوستان نوشته اند از اینکه بعضی ها تشکر کردن که میاره چقدر زیاد به مشکلات سفیران توجه دارد واقعا تعجب کردم . شاید هم بنده آدم بی ارزشی بودم و واقعا میاره به سفیرلنش توجه دارد .
بعد از گذشت حدود سه ماه از اشتغال در شرکت یکتانت، متاسفانه باید بگم که حرفهایی که راجع به نگاه از بالا به پایین زده میشه کاملا صحت داره، شاید یک ماه اول همه چیز اونطوری باشه که شما میخواین اما بعد از یکماه همه چیز تغییر میکنه و نگاه ازبالا به پایین کاملا حس میشه، علیرغم اینکه در جلستان مصاحبه و جلسه آنبوردینگ روز اول پرسنل منابع انسانی راجع به شناوری زمان صحبت می کنن، بعد از یک ماه حتی به زمان ناهاری که شما پشت میزت نبودی هم انتقاد میشه که چرا به جای نیم ساعت 40 دقیقه پشت میز نبودی، و هرکاری هم بکنید باز هم بازدهی و عملکرد شما رضایت بخش نخواهد بود، این شرکت فقط در حرف تسک محوره و در عمل کاملا سنتی عمل میشه، اتفاقی که برای من افتاد مثل این بود که انگار بعد از اینکه تخلیه اطلاعاتی شدی و کل پلنت رو برای سازمان ارائه دادی دیگه استفاده ای برای سازمان نداری و با شما خداحافظی میشه تا با اطلاعاتی که از شما دریافت شده کار رو پیش ببرن، موضوع دیگه اینه که صبر برای مدیران شرکت اصلا معنی نشده و تصورشون اینه که همه کار ها به راحتی و در سریع ترین زمان ممکن انجام میشه و اگر مشکلات مانع هایی برای انجام کار بوجود بیاد مشکل از شماس نه چیز دیگه.
روزهای کاری من در شرکت تدبیر کیش ویرا را با نگاهی مثبت و واقعبین آغاز میکنم. من تقریبا بیش از یک سال است که اینجا کار میکنم و از شرایط نسبتا رضایت دارم؛ هرچند دوست دارم با صراحت بگویم هر چیزی بسته به دیدگاه فردی است و نمیخواهم اغراق کنم. آنچه بیش از هر چیز در این محیط به چشم میخورد، گرمی و صمیمیت بین اعضاست؛ همخانوادهای مانند کنار هم بودن و با هم گذراندن روزهای خوب را تجربه میکنیم. در این محل خبری از جو بدبینی یا همدستی در صحبتهای پایینتر دربارهی دیگران نیست؛ برخی افراد شاید در آغاز به اشتباه به اینجا آمدهاند که خدا را شکر با آنها و نگرششان خداحافظی کردیم. البته هر شرایط منفی هم ممکن است وجود داشته باشد، اما به نظر من این موضوع بستگی به دیدگاه هر فرد دارد. درست مثل اینکه هر روز با غر زدن به خود و زندگی روبهرو شویم و با این شیوه چیزی جز تکرار بدیها و ناخوشیها دیده نمیشود. اما اگر نگاهمان را تغییر بدهیم و خوبیها و بدیها را با هم ببینیم و در کنار هم به سوی دیدی مثبتتر حرکت کنیم، دنیا برایمان زیباتر جلوه میکند. از اینکه تا انتهای متن همراه شدید، از شما سپاسگذارم.
در این شرکت برای من تجربهای مفید و آموزنده رقم خورد. اکثر ورودیهای تیم تازهکار یا trainees هستند و بهمرور، آموختههای بیشتری کسب میکنند. با توجه به رویکرد شرکت، به traineeها حقوقی پرداخت میشود که اغلب با کار در دوران کارآموزی تطابق دارد. متأسفانه برخی از نیروها پس از مدت کوتاه کارآموزی به جای قدردانی از شرکت، انتظار سطح حقوقی برابر با افراد با سابقه را دارند و با عنوانهایی چون فولاستک و با دو سال سابقه، حقوقی مشابه با نیروهای با تجربه درخواست میکنند. به طور کلی، از اینکه پیام آوا فرصت یادگیری و رشد به من داد، همواره سپاسگزارم.
برای ترجمیک کار میکردم و تجربهام رو از نزدیک میگم تا شاید برای بقیه مفید باشه. در آغاز همکاری با دانشجوها خوب بود، اما وقتی مرخصیها رسیده و حجم کار برای میانترمها بالا میرفت، به مشکلاتی برمیخوردیم. حقوق نسبتا منظم بود اما بالا نبود تا بهطور کامل با شرایط زندگی هماهنگ بشه. نحوه هماهنگی مرخصی به این شکل بود که از سه تا چهار روز قبل باید اطلاع میدادی و جابهجایی شیفت در این مدت آزاد نبود؛ به این معنی که شیفی که کار را با آن شروع کردهاید، تا پایان همان شیفت باید ادامه بدهید و تغییرش امکانپذیر نبود. بقیه امکانات معمولی باقی ماند. محیط شرکت نسبتا آرام بود و اجازه میداد کنار کار به درس هم رسیدگی کنم؛ فشار یا تنش کاری به شکل مداوم وجود نداشت.
در مجموع احساس من از کار در این شرکت این بود که به نیروها اهمیت زیادی داده نمیشود، بهخصوص در واحد پشتیبانی. تصورم این بود که باید فرصتهای آموزشی تخصصی برای کارکنان فراهم شود؛ آموزشهایی در حوزههای شبکه، برنامهنویسی، VoIP و تبلیغات و غیره، تا بتوانند با آمادگی بیشتری به وظایفشان عمل کنند. همچنین انتظار داشتم ارزیابیهایی همراه با آزمونهایی برگزار شود تا افراد دارای نمره مناسب بتوانند به واحدهای دیگر منتقل شوند یا با تغییر مسئولیتها مزایایی از لحاظ حقوقی دریافت کنند. اما به نظر میرسید که روشها درست اجرا نمیشوند و این موقعیت به شیوهای نزدیک به بردگی آموزشی است. نیروها با توجه به شرایط شرکت میدانند که بیشتر از سه تا چهار سال در اینجا باقی نمیمانند و اغلب تصمیم به ترک میگیرند. هدفی که به چشم میخورد این است که به کارمندان تنها برای پاسخگویی به مشتریان فرصت بدهند و سپس آنها را به حال خود واگذار کنند.
روزهای کاری من در این شرکت تجربهای مثبت و سازنده بود. با وجود اینکه از جایگاه یک برنامهنویس وارد شدم، فضای کاری آرام و حرفهای تیم باعث شد احساس کنم همگام با آدمهای با تجربه کار میکنم. رفتار terlalu محترمانه و دوستانه مدیران و همکاران، برخوردی مناسب و حمایتگرانه را رقم میزد؛ به واقع میخوام بگویم تیم خیلی قابل اعتماد و حرفهای بود. از جمعآوری تجربهها و یادگیریهایی که در این مدت داشتم بینهایت سپاسگزارم و امیدوارم این شرکت روزبهروز موفقتر شود. در بخش خدمات جدید مانند سئو هم فرصتهای تازهای برای جذب مشتریان ایجاد شده که احتمالا با توجه به سطح کیفی کار، نتایج بهتری خواهند داشت.
برای من تجربهای بود که با وجود تمامی چالشها، نکات قابل توجهی داشت. در جایی که بهعنوان کارشناس گوگل ادز کار میکردم، با مدیری کوتاهقد روبهرو شدم که به دلیل کمبود مهارتهای مدیریتی، فشارهای غیرمنصفانهای را اعمال میکرد و آزار و اذیتهای مختلفی را به هم تیمیها منتقل میکرد. من هم شاهد بودم که اقداماتی مانند ربودن پروموشن اکانتها و فروش جداگانهشان انجام میشد و سود اصلی از همین مقوله بود. تیم منابع انسانی سازماندهی مشخصی نداشت و تعدادی از افراد بدون ساختار مشخص کنار هم کار میکردند تا کارها را جلو ببرند. با این وجود پرداخت حقوق بهموقع بود و این تنها نکته مثبت کار بود که تا حدی به یادگار میماند؛ در غیر این صورت، فضای شرکت هیچ نشانی از استانداردهای حرفهای را ارائه نمیداد.
یکتانت و تمام زیرمجموعههاش رو بخوام خلاصه کنم در یک کلمه، افتضاحه! سم خالصه!!! که فقط تونسته به پول خیلی زیاد برسه، بدون هیچ ساختار اصولی و درستی! و هنوزم هیاتی اداره میشه!! و همه چیز ظاهر سازی و سراب و دروغه! در این مدت بیش از ۲۴ ماه همکاری که تا شهریور داشتم، هر بار با بزک دوزک کردن شرکت و آوردن آدمهای سنیور تو تیمهای مختلف(فنی، محصول، فروش، مالی، مدیر اجرایی، اکانت و ...)، سعی کردن که صورت مساله رو پاک کنن، دریغ ازینکه آدمهای سنیور اصلا تو شرکت نموندن و فرار کردن زیر یک سال! آدمهای سنیور قدیمی و با سابقه هم رفتن از شرکت! سوال هم میکردیم از اچ آر آقای ا.ا که چرا رفتن، یه سری دروغ تحویلمون میدادن و پشت سرشون حرف میزدن و تهمت میزدن.(کلا گاسیپ و خاله زنکی تو کالچر یکتانت نهادینه شده!) دلایل خروج هم یکی رو میگفتن دزدی کرده، یکی رو میگفتن اصلا جونیور بوده، یه سری رو میگفتن کالچرفیت نبوده و مشکل اخلاقی داشته، دریغ ازینکه رفتار خودشون رو ببینن و به جای تهمت زدن، خودشون رو درست کنن! که چرا یکی مثل پ.ف رو زیر ۳ ماه از شرکت فراری دادن و گفتن آخرش مشکل اخلاقی داشته بنده خدا. یکی مثل م.ا که از قدیمیا بود و با س.م رفت، گفتن که دیگه دل نمیسوزوندن برای یکتانت. یکی مثل ن.ب رو اخراج کردن بدون توجیه درست و فقط به خاطر اعمال نظر خودشون، آخرشم گفتن مشکل پوشش داشته و رعایت نمیکرده. تو هیچ کیسی یکتانت مساله نداشت و همش مشکلات از بچهها بوده! :))) اینکه تیمهارو با یکتانت بدون هماهنگی قبلی مرج کنی و یه سری آدم رو بیکار کنی، هیچ ایرادی نداره، اینکه پشت ملت تهمت بزنی خوبه! نتیجه حذف نیروهای خوب و کار هیاتی رو دیدن و نتونستن کافه بازار رو بخرن. خلاصه که کالچر سمی و فضا خیلی بده. واقعا اگر دنبال این هستین که رزومهاتون رو خراب کنین و اعصابتون رو بهم بریزن، برید یکتانت و زیرمجموعههاش! راستی اینم بگم که همه پکهایی که میدن مثل یلدا و عید نوروز و حتی خوراکیهای شرکت، تهاتره!! وگرنه شرکت و زیرمجموعه هاش برای بچهها خرج نمیکنن! عدم پرداختی درست حق بیمه و مرخصی و اضافه کار و عیدی و سنوات هم بماند. :)))
واقعا نمی ارزه کار تو دیجی کالا 3 ماه تو قسمت انبار کار کردم یک. ماه 12 ساعت بدون اف حقوق دریافتیم شد 13 و خورده ای و صحبت کرده بودم برای جا به جای که خوده سرپرست زد زیر حرفش دیگه عمق فاجعه مشخصه بماند از سرگروه های عقده ای سوله شرقی که کافیه ببینن 2 دقیقه نشستی سرت اوار میشن فقط بلدن مثل ربات کار بکشن و تهش هیچی به هیچی هر روز اشک یه دخترو در میاوردن با رفتارای عقده ایشون و نگاه بالا به پایین که داشتن در کل توصیه نمیشه کار تو دیجی کالا مخصوصا برای دخترا
تجربه کاری موفقی داشتم،بسیار فرهنگ سازمانی بالایی دارد، همکاران قدیمی بشدت با اخلاق هستند، محیط شرکت هم خوبه، پیشنهاد میشه رزومه ارسال کنید، فضای کاری میتونه به پیشرفت کاریتون کمک کنه. خودم بنا به دلایلی استعفا دادم که امیدوارم تا ورود شما به شرکت ایشون رفته باشه و دوباره شرکت همون فضای خوبشو داشته باشه
من برای مصاحبه مالک محصول تیم کیدزی دعوت شدم برم پردیس بعد از چند مصاحبه، دعوت شدم به مصاحبه ی اخر یعنی مصاحبه ی منابع انسانی که به جرات جزو بدترین تجربه هام بود. دوتا خانم به شدت قیافه گرفتن نشستن روبروی من خانم مع.....ا حتی با خانم د......ی هم صحبت هم نشد. یک ساعت بدون مکث سوال کردن بعد از تموم شدن مصاحبه گفتن تا یک هفته بعد جواب میدن اما هیچ جوابی ندادن بعدش و من همچنان میبینم که آگهی برای این پوزیشن توی سایتای کاریابی هست و از جندین نفر هم شنیدم دقیقا تجربه ی عین بنده داشتن متوجه شدم این تیم احتمالا اصن نیرو نمیخاد فقط میخاد وقت بقیه ی کارجوها رو تلف کنه در کل حتی پیشنهاد نمیکنم برید مصاحبه ی حضوری ، چون تا پردیس میرید آخرش هم هیچ جوابی نمیدن
من حدود یک سال تو ترجمیک کار کردم و چون محل شرکت از طرشت رفت به صادقیه و رفت و آمد برام سخت شد دیگه اومدم بیرون. در این مدت اوایلش تو بحث آنبوردینگ یه مشکلاتی بود و طول میکشید تا جزئیات رو مسلط بشی. برای همکارایی که بعد از من هم میومدن این مسئله بود. البته به سرپرست هر بخش هم بستگی داشت. بیمه و حقوق و عیدی و سنوات و اینا مشکلی نداشت و سر موقع واریز میشد. روند کار هم نسبتا ثابت بود ولی روند آموزشیت بعد از مدتی دیگه تقریبا متوقف میشد.
دنبال تجربهای حرفهای اما با نگاهی واقعبینانه بودم که برای مدت کوتاهی در شرکت اندیش گستر رهایافت داشتم. در واقع، وقتی وارد این مجموعه شدم، تنها چیزی که با من برخورد کرد یک فضاهای بچگانه و غیرسازمانی بود؛ گویی بیش از یک پروژه کارآموزی، با یک گروه نسبتا غیرحرفهای روبهرو شدم. از نگاه من، ریاست شرکت تا حد زیادی به شکل یک فرد منفرد و خودمحور جلوه میکرد و گاهی رفتارهای نامناسب مدیریتی هم دیده میشد. توصیه میکنم دوستانی که در قم فعال هستند از مدیران شرکت درباره سابقه و رفتارهایشان پرسوجو کنند تا بتوانند دید بهتری به دست آورند. تمرکز اصلی این مجموعه روی حوزه وب بود، اما به نظر من برداشت درست و علمی از این حوزه برای تیمی با این سطح از تجربه چندان مشخص به نظر نمیرسید و نحوه توزیع مسئولیتها به دلخواه و با شارلاتانی بودن همراه بود. در زمینه تجهیزات، انتظار داشتند که ما لپتاپ خودمان را بیاوریم و قرارداد یا تعهد کاری مشخصی از طرف شرکت ارائه نمیشد؛ بنابراین انتظار بیمه یا پشتیبانی سازندهای برای کارکنان وجود نداشت. با وجود تمام این مسائل، به نظر میرسد که در آینده با کسب تجربه بیشتر و بازنگری در شرایط کار، شرایط بهتری بتوان به دست آورد.