بعد از نتیجه سنج تجربه کاری که مالی منفی ۴۵ شدیم اول با همه بچه ها خندیدیم الان معلومه م. ق و غ . م خیلی دارن ظاهر رو خوب میکنن ولی امیدی نیست معلوم هست از م . ر دیگه انتظاری ندارن بچه ها باز دم ن . ی گرم هوای بچه هاش رو داره. حالا با بیرون بردن اجباری تیم بیلدینگ میخوان فعلا دهنمون بسته بشه ولی معلومه برای مدیریت مهم نیست که فکری نمیکنه حتی اگر پاداش هم که با دروغ پیچوندن بعدا بدن ولی مالی دیگه جایی نیست بشه روش حساب کرد و موند خیلی ها دنبال مصاحبه و رفتنیم .گرچه اینجا یک سری چیزها یادگرفتم ولی موندن سخته بچه ها باهم خوب نیستن بخاطر مدیرهامون تفرقه افتاده بینمون تنش بالاست کار زیاده و بی نظم هست مدیران هم نه رفتاری نه کاری حرفه ای برخورد نمیکنن .خسته کننده و غیرقابل تحمله همه جا آواز دهل از دور خوشه فقط چون نیاز هست تا کاری پیدا بشه که از چاله توی چاه نیفتم از اجبار تحمل میکنم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در وطن زرین سالهاست که کار میکنم و واقعا رشد سازمان را از نزدیک لمس میکنم. هر دورهای که برای توسعه مهارتهایم درخواست میکنم، امکان حضور در کلاسها فراهم است. آنجا احترام و امنیت شغلی وجود دارد؛ اگر در کارم اشتباهی کنم، به جای اخراج، فرصت دوبارهای همراه با آموزش در اختیارم میگذارند. برخلاف گمانهزنیهای عمومی، این فضا برخورد خصمانه ندارد و به نظر من برخی دیدگاهها نسبت به محیط کار اغراقآمیز است.
بچه های سداد اینجا رو هم خراب میکنن دختره پسره رو برد سداد الان پسره دختره رو اورده علی بابا دوتا از بی وجدانترین و هرزه ترین و تن لششششششش ترین و بپیجونترین جونورهای روی زمینن اینجاست که روش جذب مشخص میشه ها که چقدر پارتی بازی جوابه؟ که ثابت شد در علی بابا پارتی بازی و بیسواد بودن شرط اصلی برا جذبه
به هیچ عنوان به هیچ عنوان برای این شرکت رزومه ندید چون همه آگهی هاشون Fake هست مصاحبه ها به معنی واقعی کلمه از لحاظ فنی افتضاح افتضاح #آسا_افتضاح
برای مدت شش ماه با این شرکت همکاری داشتم و تجربهام از آنجا منفی بود. در نخستین نگاه، فرصتهای رشد شغلی وجود ندارد و انجام کارها به نظارت ناهمگون و بینظم انجام میشود. پرداخت حقوق معمولا با تاخیر یک ماهه انجام میشود و فشار روانی زیادی به همراه دارد. برخورد کارکنان غالبا از روی نگاه بالابهبال است و این موضوع فضای کار را ناخوشایند کرده بود. بخش منابع انسانی بهویژه مدیریت مربوطه عملکرد قابل قبولی ندارد و به نظر نمیرسد برای بهبود وضعیتی که شعار تغییر آن را میدادند، گام موثری برداشته شود. تسویهحسابها بهطور معمول چهار تا پنج ماه طول میکشد و برای دریافت هر پرداخت باید پیگیری زیادی انجام داد؛ اضافهکاری هم پرداخت نمیشود. در کل این تجربه تجربهای منفی بود و به هیچوجه این شرکت را برای کار پیشنهاد نمیکنم.
تجربه من توی یه شرکت خانوادگی بود که قصدم فقط کار کردن بود و نه بازی با روابط خانی. وقتی وارد اونجا شدم فهمیدم که برخی افراد با family بودن شرکت رو تبدیل به یک محیط خانوادگی کردهبودن و این موضوع گاهی توی رفتارها اثر میگذاشت. با این حال، توی مدت زمانی که بودم نه رفتار توهینآمیز دیدم، نه بیاحترامی شد و نه اینکه پولم بهخاطر کارم کم بشه؛ از مدیرعامل و بخش منابع انسانی هم حمایت کافی دیدم و خودم هم حس رضایت داشتم و چیزهای زیادی یاد گرفتم. میدونم حقوقم پایین بود، اما از قدیم هر شرکتی نیست که به کارآموزها هم با حقوق مناسب کار بده؛ بعضی وقتها این کار رو میکنن تا تجربه کسب کنه. برای کسایی که سابقه ندارن یا تازه کار یاد گرفتهن میتونه جای خوبی باشه؛ اما با داشتن نیروهای خودشیفته و ناکارآمد که جو شرکت رو بد میکنن، فضا برای بقیه ناخوشایند میشه و انتظار میره مثل خونه خودشون رفتار کنن. در کل، اگر دنبال کسب تجربه و یه مقداری درآمد مختصر هستی، میتونی بروی کار کن. اما اگر پر توقع و سطح بالا به چیزها نگاه میکنی، احتمالا مناسب نیست. راجع به محصولات هم میشنیدم که همهش کپیاند، در عوض داشتن ایدههایی هم وجود داشت که به نوعی اجرا شده بود. به هر حال این تجربه برای من هم نقاط مثبت داشت هم محدودیتهاش بود.
برای من تجربهای بود که واقعا ازش درس گرفتم؛ وقتی وارد این شرکت شدم، جو.workspace به کلی متفاوت از اون چیزی بود که فکر میکردم. گاهی حس میکردم وارد خونهای شدم که چند نفر رو بهعنوان بچههای کدنویسی میشناختن، اما فضای کلی شرکت اصلا منطبق با استانداردهای حرفهای نبود و فضای کار، به شدت سمی به نظر میرسید. فرهنگ سازمانی بهقدری ضعیف بود که نیاز به تعریف کردن یک واژه تازه در این زمینه احساس میشد. موضوع حقوق هم مشکل اصلی بود: هر چه مذاکره میکردیم، پرداختها مشخص نبود و گاهی بهجای پرداخت از طریق کانالهای منظم، نقلوانتقالها در مسیرهای گوناگون انجام میشد تا به شکل غیرشفاف مالیات فرار کنند. به نظر میرسید که بیمه هم شرایط مناسبی ارائه نمیداد و در صورت بروز حادثه، آخرین حقوقی که میگرفتیم برای حمایت کافی نبود. مدیرعامل مجموعه ظاهرا با تغییر حالتهای رفتاری مختلف ظاهر میشد. گاهی از گسترش پروژههای بزرگ صحبت میکرد و میگفت قصد داریم تیم را گسترش بدهیم و افراد در سطوح مدیریتی بالاتر قرار بگیرند؛ اما در روزهای دیگر با نگرانی از تعدیل نیرو و مشکلات مالی روبهرو میشدیم. گاهی بحثهای ساختاری درباره مکان شرکت مطرح میشد؛ اینکه ساختمان را بخریم یا به مکان دیگری جابجا شویم، و فاصلهها تا محلههای مختلف شهر هم واقعا زیاد بود. این ناپایداری در تصمیمگیریها به چشم میآمد. روحیه تیمی هم واقعا آزرده بود؛ اختلافات بین نیروها بهنوعی بود که برای گفتن چیزهایی به مدیرعامل هم احتیاط میشد. در نهایت، برخی جلسات آموزشی برای تیم فروش برگزار میشد که به نظرم سطح پایهای فروش را هم بهطور کامل پوشش نمیداد. از نظر قانونی هم برخی نظارتها وجود داشت، مانند ضبط صدا با استفاده از دوربینها، اما حضور مدیرعامل بهطور فیزیکی کمتر ملموس بود و قبلا هم درباره این موارد صحبت شده بود. اگر کسی به دنبال محیطی میگردد که در آن پرهیز از مشکلات و ثبات بیشتری وجود داشته باشد، شاید بهتر باشد به گزینههای دیگر فکر کند. در مورد محصولات هم نظرات منفی وجود داشت و برخی از آنها فیک به نظر میرسید؛ بنابراین توصیه میکردم قبل از هر خرید با دقت فکر کنید. در نهایت، چون ممکن است برای تصمیمگیریهای بعدی به منابع دقیق نیاز باشد، لینکهای فروشگاه و سایت شرکت را هم مینویسم تا با دید دقیقتری بررسی شوند: https://nikdiba.com/ https://nikgostaranarshdiba.com/
در مصاحبه به شدت از حرفهای و مودب بودن تیم مقابل راضی بودم، هرچند فرایند ارزیابی طولانی شد و پنج ماه طول کشید. خوشحال بودم که پذیرفته شدم و به این مجموعه معتبر ملحق شدم. فضای کار بسیار خوب است و فرهنگ سازمانی عمیقا منطبق با ارزشهاست. مزایا عالی است، هرچند حقوق نسبت به جای دیگر عادی به نظر میرسد، ولی مزایا تا حدودی این تفاوت را جبران میکند. بیمه تکمیلی فوقالعاده است و سقف خدمات دندانی هم بالا بود. به مناسبتهای مختلف هدایا خوبی دریافت کردم؛ مخصوصا یکی از آخرینهایش یک دریل رونیکس بود که خیلی مرا خوشحال کرد. صبحانه و ناهار رایگان ارائه میشود و باشگاه رایگان هم هست که ساعات کاری را هم دربر میگیرد، این نکته واقعا عالیست. چکآپهای دورهای انجام میشود و پزشک سازمانی داریم. همچنین کمک هزینه سفر از طریق روشهای مختلف قابل دریافت است. برخلاف برخی صحبتها، محیط کار از نظر من خیلی سالم است، هرچند شنیدهام در بخشهای اداری استخدام به واسطه پارتیبازی میگویند که وجود دارد، حقیقتش را نمیدانم و من هیچ پارتیای نداشتم. امیدوارم روندی اتخاذ شود تا حقوق بر اساس تاریخ مشخص واریز شود و با درنظر گرفتن تورم بالای سال ۱۴۰۳، حقوقی مناسب در سال جاری افزوده شود. شنیدهام قبلا در میانه سال حقوق افزوده میشد اما امسال این اتفاق افتاد یا نه، برای من روشن نیست و با توجه به هزینهها، انتظار بیشتری از مپنا دارم. ممنون.
به عنوان گرافیست همکاری خوبی با هم داشتیم و چندین پروژه داخلی و خارجی رو با هم کار کردیم و اسمم هم روی نمونه کار هاشون توی سایت آکاف منتشر کردن ، خروجی کارم اونجا بصورت صفحه ای محاسبه می شد و تایم شیت هم بصورت صفحه ای بررسی می شد ک اوکی بودم
حدود نیم سالی است که بهعنوان کارشناس فروش با این شرکت همراه شدهام و تجربهی بسیار خوبی را پشت سر میگذارم. از همان آغاز، روند کار منظم و دقیق بود: از ارسال رزومه تا امضای قرارداد بهطور پیوسته پیش رفت. بعد از یکی دو ماه، به دلیل داشتن فرزند، فرایند دورکاری آغاز شد و همین حالت دقیقا همان موقع اجرایی شد. سپس متوجه شدم گاهی دوست دارم در شرکت حضور فیزیکی داشته باشم، درخواست دادم و پذیرفتند. نکتهی جالب این است که از اول اعلام شده بود اضافهکاری نداریم، اما گاهی که خارج از ساعات کاری کار کردم، خودشان پرداخت کردند. این رفتار و نگرش آنها واقعا برایم ارزشمند بود.
سلام آسا به تمام معنا جای بسیار بدی برای کار کردن هستش که حتی بعد گذشت ۲ سال هنوز هم اون ۳-۴ ماهی که کار کردم رو نتونستم فراموش کنم . مدیر تیم عملیات به شدت بی تجربه که فقط با خانم ها لاس میزد . مدیر تیم platform و عملیات مرکزی که اصلا نبودن و اکثر تیمشون هم همه دستمال به دست بودن . در مورد تیم عملیات مرکزی یا همچین چیزی که زبان رسمی تیم عملیات کردی هستش ( متاسفانه یه جوری رفتار کردن که واقعا نسبت به عزیزان کرد زبان احساس بدی دارم ) تکنولوژی قدیمی . انبورد که اصلا وجود نداره . زیر اب زنی که خیلی راحت و حتی جلوی خودت و همه هم فامیل هستن به صورتی که مدیر تیم عملیات فامیل خودشو که هنوز ۱۸ سالش نشده رو اورده و اون شخص کلی تسک های مهم رو داره و در حد یه نیروی سینیور حقوق میگرفت . به عنوان نکته اخر اینکه تیم خوب یا نفرات خوب توی اسا هست ولی در حد انگشت های یک دست و اینکه ببینید در تمامی پلتفرم ها چه نظراتی نوشته شده و نه تیم عملیات بلکه توی تیم های امنیت و شبکه هم همه کارمندان فرار کردن و مشکلاتشون رو نوشتن
نوین چرم برایم تجربهای بود که به خاطر مشکلات داخلی شرکت و اوضاع نابسامان، تصمیم به پایان همکاری در پایان سال ۱۴۰۳ گرفتم. در اوایل کار وضعیت در کلاس و محیط کار آرام بود و من هم سعی میکردم با حالت آرامش پیش برم. اما با مرور زمان، فضا دچار توصیفهای نامشخص و بیثباتی شد و احساس کردم مدیریت و رفتارهای درون سازمانی تاثیر منفی میگذارد. نتیجهاش این شد که به خاطر این مشکلات، تصمیم گرفتم از همکاری با شرکت کنار بروم و به دنبال فرصتهای دیگر باشم. حالا از اینکه برخی رفتارها و سخنان خارج از احترام مطرح شده، ناامید شدم و بهجای انتظار از تغییر سریع، ترجیح میدهم روی آینده تمرکز کنم و مسیر حرفهای خودم را با دقت بیشتری پیگیری کنم.
پروژه های متفاوتی در آکاف انجام دادیم و در رزومه من روی لینکدین مشخص هست به نام ابراهیم کریمی ، در یک دوره به صورت تمام وقت و در یک دوره بعدش با زمان منعطف همکاری داشتم و نکته مثبت این همکاری، وجود داکیومنت های کامل ، وایر فریم ها و طرح های گرافیکی بود که پیاده سازی پروژه را بسیار روان تر و سریعتر میکرد. توی تمام تسک های جیرا نیز تمام داکیومنت های مربوط به منطق اون تسک گذاشته شده بود. برای محاسبه زمان کارکرد از نرم افزار تایم داکتر استفاده می شد که باعث میشد هر زمان از شبانه روز که کار میکنید تایم شما در حقوق محاسبه و پروژه ها با سرعت بیشتری پیش بروند
برای مصاحبه به همین شرکت رفتم، در خصوص فرآیند مصاحبه بگم، کمی سخت و فنی بود و سوالات راحت ولی تخصصی بود بنظرم، یک نفر بود که باهاش مصاحبه کردم و کمی در مورد مبلغ حقوق درخواستیم اختلاف نظر داشتیم.
به خاطر وضعیت آشفته ساختاری این شرکت، از همصحبتی با این تیم دست نکشیدم و تصمیم گرفتم از آن جدا شوم؛ اغلب همکاران با ناراحتی و درگیری از کار رفتند و این فضا را ترک کردند. واقعا همین توضیح کافی است تا روشن شود اوضاع چطور است.
سلام وقتتون بخیر نمیدونم بقیه با چه چیزی مواجه شدن از مجموعه نوین چرم اما با اینکه ۴ ماه هست که به این مجموعه پیوستم خواستم تجربیاتمو در مورد این شرکت بنویسم: الان ماه ۵ امی هست که تو این مجموعه مشغول بکار هستم و خب ازونجایی که شرکت با رفتار ها و اعمالش بهم ثابت کرد که به پیشرفت پرسنلش اهمیت میده باید بگم با اینکه ازاومدنم چیزی نگذشته با کسی که ۳ ساله تو این مجموعه هست سر یه کلاس نشستم و امتحان ازمون جونیوری و ارتقای شغلی دادم چون شرکت برای اینکه پرسنلش و بسنجه برای ارتقا همیشه ازمون میگیره و به میزان تلاش هاش بها میده و قبل از هر ازمونی برای هر رتبه ای کلاس های ویژه و تخصصی برای مجموعه پرسنل میزاره و قبل از اینکه برای ارتقا شغلی پرسنلش تلاش کنه برای ارتقای شخصیتی افراد در همه ابعاد زندگی زمان میزاره چون خودم دختری بودم پر سرو صدا و شلوغ و همیشه دنبال دردسر و دعوا و پر حرف به عبارتی زلزله تمام عیار که با کلاسایی که برگزار شد محیط بسیار شاد و اموزنده اش باعث شد الان به دختری اروم و کم سرو صدایی تبدیل شم که دست از دعوا و داستان درست کردن بردارم و اونقدر اروم بشم که تغییراتمو حتی تو جمع های خانوادگی و دوستانه حس کنن و به فراتر از مرز ثبات رفتاری و مرز ارتباطات پایدار برسم و مجموعه ای هست که بسیار مراقب بچه ها هست
***** آدمهایی که میتونید تصور کنید رو من به عنوان رییس و هییت مدیره صفارایانه دیدم. متاسفانه رشوه به شهرداری ها، باجگیری از شهرداریها، و زدو بند با مدیران شهری باعث شد که این شرکت روز به روز فربه تر بشه، درحالیکه حقوق کارمندهاش رو هر چندماه یکبار پرداخت میکرد. روابط نامشروع یکی از اعضای هییت مدیره با مدیر مالی شرکت در یکی از اتاقهای شرکت. از رفتارهای زشت و ارباب رعیتی مدیرعامل و برادرانش میشه کتابها نوشت. متاسفانه هیچ قانون کاری رعایت نمیشه در صورت اعتراض از شما میخواهند انصراف بدهید واگر ندهید مورد آزارو اذیت سادیسمی قرار میگیرید.امیدوارم روزی این حضرات بابت تضییع حقوق کارمندهاشون و همچنین حقوق مصرف کننده مورد محاکمه قرار بگیرند. امیدوارم همه شهرداریچیهایی که در حیف و میل اموال مردم و رشوه هایی که گرفتند نیز مورد محاکمه قرار بگیرند.
به نظر من این شرکت و مدیرعاملش دیگه توانایی حفظ اعتماد رو ندارن و خیلی بیاعتمادانه عمل میکنن. نقض قرارداد و عدم تحویل محصول از سمتشون بارز بود و برخوردشون کاملا غیرحرفهای به نظر میرسید. پروندههای حقوقی مرتبط با کلاهبرداری همچنان پیگیری میشه و در محیط کار، فساد اخلاقی در سطح بالایی احساس میشد، به ویژه از جانب مدیرعامل و مسئول فروششون که به نظر میرسید با مشتریان كلاهبرداری کنن. مراقب وکیل و اعتبارتون باشید و از هرگونه مخاطره مالی و روانی جلوگیری کنید.
هر چی از بی در و پیکری یه شرکت شنیدید، بریزید دور نوین چرم یه چیز دیگس یه سور به بی در و پیکری زده به تمام معنا مردم آزاد من خونم کرجه. من رو برای مصاحبه کشوندن تهران بعد که میری برای مصاحبه تازه میگه نه اشتباه شده. اشتباه به شما زنگ زدن. یه مشت آدم دری وری جمع شدن دور هم
به نظرم وارد شدن به این شرکت اصلا تصمیم درستی نیست و بهتر است از اول بزنم به کارهای دیگری. از یک سالهای طولانی کارم در اینجا، بعد از این همه سال برای تعدیل نیرو بدون هیچ توضیحی مواجه شدم و تنها درخواستشان این بود که شکایت نکنم. با وجود سالهای خدمت، احساس کردم به ارزش کار من ارزش کمی قائل نیستند و این رفتارشان به نظر من بیاهمیت بود. زمانی که خبر لو رفتن حقوق مدیران را دیدم، فهمیدم با چه شرکتی روبهرو هستم و چه فضایی برای کار کردن دارم. اگر قصد دارید به این شرکت بروید، باید آمادهء هر گونه استرس، تنش و ناامنیت شغلی باشید و واقعا به خودتون فشار بیاورید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.