من قبلا تو این شرکت کاراموزی(بخش پروژه های نیروگاهی) کردم چون دانشگاه دولتی بودم و معدل بالا داشتم با کلی دنگ و فنگ تونستم اوکی کنم که برم حتی همون موقع هم ازم پرسیدن معرفت کیه ما بدون معرف اینجا کاراموز نمیگیریم !! بعد فارغ التحصیلی به من زنگ زدن برای منابع انسانی نیروی پاره وقت میخواستن . مصاحبه شدم ولی گفتن چون سابقه کار نداری نمیشه ! درصورتیکه رزومه رو قبلا دیده بودن ! من تو یه شرکت دیگه مشغول شدم حدود ۱سال دوباره از مپنا زنگ زدن گفتن واسه دستیار معاونت (که من تجربه داشتم ) میخوایم بصورت تمام وقت . رفتم مصاحبه خیلی خوب انجام شد چندتا سوال نرم افزاری و تخصصی رشته صنایع پرسیدن که جواب دادم اخرشم ۲ ۳ تا سوال روانشناسی پرسیدن که اگه تو این شرایط باشی چیکار میکنی . خلاصه تموم شد بعد ۲ هفته زنگ زدن گفتن مدیر واحد میخواد شمارو ببینه . رفتم ایشونم تایید کردن و ولی سوالا فقط در حوزه اخلاق و شخصیت و اینا بود بیشتر گفتن ما کارای شمارو انجام میدیم که واسه امتحان عملی(نرام افزار) و کمیته استخدام که متشکل از چند نفره و سوالای سلیقه ای میپرسن بیای . خلاصه گذشت بعد یه ماه دیدم خبری نیست زنگ زدم به کارشناسشون گفت راستیتش ما شمارو میخواستم ولی از بالا گفتن یه نفری که قبلا اینجا بوده اونو بگیرین !!!!مام چون اونو نمیخوایم فعلا گفتیم پس کسیو جذب نمیکنیم . دوباره این موضوع گذشت بعد از تقریبا ۴ماه به من همون اقا زنگ زد گفت شمارو واسه یه پوزیشن دیگه میخوایم یعنی پروژه منم گفتم من سوابقم اونجا هست دیگه چندبار اومدم اگه واقعا میخواین میام گفت اره معاون واحد میخواد شماره ببینه فقط جهت اشنایی و .. من رفتم خیلی خوش برخورد بودن یه اقای دکتری بودن چند تا سوال جزیی پرسیدن و بعدش تایید کردن و بعدش یه ازمون کتبی گرفتن ازم که خیلی هم راضی بودم خودم . دوباره قرار شد واسه کمیته نهایی به من زنگ بزنن . گذشت بعد دوهفته خودم پیگیر شدم مجدد گفت که ظاهرا گفتن واسه این پوزیشن شما مناسب نیستی ( کاملا معلوم بود دارن میپیچونن ) خلاصه که شرکت مپنا به این خوش نامی و علیرغم اینکه میگن استخدامشون کاملا شایسته سالاریه متاسفانه اینطوری با وقت و روان کارجوها بازی میکنه. البته من از نحوه برخورد مصاحبه کننده و پرسنل و تایم هایی که به من میگفتن بیا کاملا راضی بودم یعنی فرایندها رضایت بخش بود . ولی همش فرمالیتس که بگن ما استخداممون درسته . ولی اینطور نبود و نیست….. امیدوارم که درست بشه!
آخرین تجربهها
روند مصاحبه برای من خیلی خوب بود روز اول با مدیر بخش مصاحبه کردم. وی مرد آروم و متینی بود و بصورت سازمان یافته با من از تجربیات و تخصصم صحبت کرد و بعد از مصاحبه با یک لبخند از اتاق جلسه بیرون اومدم و البته که مطمعن نبودم به مرحله بعد دعوت می شوم یانه:-) اما حس خوبو داشتم خوشبختانه بعد چند روز فهمیدم مورد پذیرش در مرحله اول واقع شدم برای مرحله بعد یک موضوع را به صورت پروژه به من دادند تا در یک فایل پاورپوینت آماده کنم. مرحله بعدی یک آزمون کتبی از کلیه فرآیندها منابع انسانی دادم و سپس در کمیته علمی استخدام شرکت کردم و برایم یک تجربه بسیار جذاب و لذت بخش بود مجموعه ای از افراد حرفه ای که دقیقا میدونستن برای چه تخصصی در حال مصاحبه هستند و من به عنوان کارشناس منابع انسانی اینکه مصاحبه کاملا شایسته محور است را درک میکردم عصر همان روز به من اطلاع دادن که باید آزمون های ورد و اکسل و زبان در یک مجوعه معتبر که خودشون معرفی کردن بدم بعد از آزمون ها بصورت آنلاین کمیته استخدام نهایی برگزار شد حدود یک ماه پروسه طول کشید و خوشبختانه من قبول شدم به همه پیشنهاد میدهم این فرآیند حرفه ای را تجربه کنند
خدارو شکر مصاحبه خیلی خوبی بود چندین نفر اومده بودن برا مصاحبه که من از بین همه قبول شدم برخورد خیلی خوب بود و محیط خیلی خوبی هم داره سه نفری بودن که سوال میپرسیدن سوالات همش تخصصی بود اگر یکم زرنگ باشی همرو جواب میدی جایی نگرانی نیست اگر هم بلد نبودی جواب سوال رو خالی نذار یه چیزی جواب بده اون کسی که مصاحبه میکنه خودش همه چی بلد نیست نگران نباشید
بنده تجربه مصاحبه شدن در دو تا از شرکت های این گروه را داشته ام و با برخورد بسیااار زشت و غیر حرفه ایی مواجه شدم،نگاه از بالا به پایین،تحقیر کننده مصاحبه کنندگان و روند مصاحبه فقط نکیه بر نقاط ضعف و کوجک و نقیر نشان دادن دستاوردها و نقاط قوت بود و لاغیر!ای کاش این فقط جای ادعا کمی روی سیاست ها و تکنیک های قدیمی و غیر حرفه ایی مصاحبشون بیشتر کار کنن
فراخوان داده بودن برا استخدام.گزینش چهار مرحله بود. اول با مسئول مستقیم بخشی که قراره توش کار کنی و این مرحله مهمترین مرحله هس. سوالا کاملا فنی و مربوط به سابقه کارت هست. این شخص قراره که تو رو انتخاب کنه و همون جلسه اول انتخابش رو انجام میده و اگه تو رو بخواد تا مرحله آخر هواتو داره که انتخاب بشی اگرم که تو انتخابش نباشی که یا دیگه خبرت نمیکنن یا اگه خبرت کنن و بقیه مراحل رو طی کنی جنبه ی فرمالیته داره مگر اینکه تو جلسه ی دوم که اونم جنبه ی فنی داره چیزای جدیدی رو کنی. بقیه مصاحبه ها جنبه ی تایید شخص توسط مدیران رده بالاتر رو دارن. مصاحبه دوم هم فنی بود اما غیر از مصاحبه کننده جلسه اول، مدیر همون شخص و یکی از معاونای مدیرعامل که مربوط به اون بخش میشه هم هستن که تو به اون جواب میدی و باید تواناییاتو به اون ثابت کنی. تو هر جلسه ممکنه اشخاص دیگه ای هم باشن. جلسه سوم تست روانشناسی بود و مصاحبه با پزشک روانشناس. یه مصاحبه هم با مدیر منابع انسانی داره. مصاحبه آخر هم با مدیرعامل شرکت هست که زیاد طول نمیکشه. تو این جلسه مدیر منابع انسانی و همون معاون جلسه دوم و مدیر بخشی که میخوای بری توش هستن. اینجا طرف صحبتت مدیرعامل هست. بعد از این جلسه اگه تایید بشی خبرت میکنن که بیا برای تشکیل پرونده و آزمایش خون و اعتیاد و سوء پیشینه و بعدشم شروع به کار 🙂 حالا اگرم نشد و نخواستنت فکر نکنی چیز خیلی آسی رو از دست دادی. مث دانشگاه میمونه از بیرون برق میزنه ولی وقتی رفتی توش چیز خاصی نیس و برات عادی میشه سابقه کار براشون مهمه. و کارایی که تو دانشگاه انجام دادی. اگه پروژه های دانشگات و پایان نامت یا مقاله هایی که دادی مرتبط با کاری باشه که قراره انجام بدی خیلی تاثیر مثبت داره. کلا اگه کاربلد باشی میخوانت. من هیچ کس رو اونجا نمیشناختم و آشنا نداشتم ولی رزومه ام خیلی مشتی و خوب بود. ویژگیهایی که براشون مهم بود: مصاحبه عقیدتی سیاسی نداره. تاکید دارن که تمرکزت رو روی کار اینجا بزاری و جای دیگه پروژه نگیری.
چند روز پیش ساعت ۶/۳۰ غروب از ماموت تلکا به من زنگ زدن بیا برای مصاحبه، با شماره تماس خود ماموت تلکا. بعد از چند دقیقه من دوباره باهاشون تماس گرفتم که کسی جواب نداد. بعد از چند بار تماس بالاخره یه آقایی جواب دادن و گفتن یک نفر هم تو شرکت نیست و ساعت کار شرکت تا ۵ غروبه. فرداش چن بار تماس گرفتم باهاشون که هیچ کس از این موضوع خبر نداشت. واقعا جالب بود؟؟..
اول یه تماس تلفنی گرفتن و یکسری سوالات از جمله اینکه تا حالا تو این حوزه کار کردی؟ اگر کار از تایم کاری بیشتر طول بکشه میمونی؟ و … پرسیدن بعد گفتن بیا مصاحبه حضوری. اونجا هم خیلی خوب برخورد کردن و بیشتر سوالات مربوط به پشتیبانی پرسیدن. مثلا اگه مشتری ناراضی بود چه کار میکنی؟یا اگر ارسال ها دار مشکل بسه؟به نظرت یه مریر خوب چه ویژگی باید داشته باسه و سوالات جالبی در کل پرسیدن که واقعا به شناخت بهتر از من کمک میکرد. رفتار حرفه ای و خوبی داشتن.
مصاحبه با حضور مدیر بازاریابی و مدیر منابع انسانی شرکت برگزار شد کلا راجع به کارهایی که بلد بودم پرسیدن و حوزه هایی که بهش علاقه دارم راجع به کف حقوق درخواستی سوال کردن یه سری هم سوال درباره دیجیتال مارکتینگ پرسیدن راجع به شاخص های کلیدی عملکرد در بازاریابی پرسیدن و سوالاتی درباره تحصیلات و تجربیات کاری که در زمینه دیجیتال مارکتینگ داشتم
سه مرحله بود مصاحبه، مرحله اول با مدیریت منابع انسانی، مرحله دوم با مدیریت سابق اون پوزیشن شغلی (سرپرست قبلی پشتیبانی)، مرحله نهایی و سوم با مدیریت مجوعه، من دو مرحله اول رو قبول شدم ولی اصلا نفهمیدم دلیل اینکه مرحله سوم رو ریجکت شدم چی بود، هیچ فیدبکی بهم ندادن، همه چیز خوب پیش رفته بود، من احساس میکنم از پیش تعیین کرده بودن که کی رو بخوان تو اون پوزیشن قرار بدن، صرفا این مصاحبه ها برای این بود که گزارش و مستندی داشته باشه، همین !! به نظر من وقت خودتون رو اینجا تلف نکنید افراد از قبل تعیین شدن !! اصلا نرو، جای دیگه تایمت رو بذاری بهتره.
مصاحبه من چند مرحله ای بود. ابتدا دو جلسه آشنایی داشتم و سپس یک جلسه پیشنهاد همکاری. ابتدا با مدیر منابع انسانی و مدیران ۲ دپارتمان جلسه داشتیم. به صورت مختصر رزومه کاری من رو بررسی کردند و موارد رو با هم چک کردیم. بیشتر سوالات در این جلسه حول موضوعات غیر فنی و توانایی های مدیریتی بود. جلسه خوبی بود. گرچه به عنوان جلسه اول، کمی افراد برای من سنگین بودند اما از همان ابتدا حس خوبی به من منتقل کردند و کلام های دوستانه مدیر منابع انسانی فضای خشک اول جلسه رو شاداب کرد. در جلسه دوم با فاصله ی چند روزه، با یکی از مدیران در جلسه قبل جلسه داشتم که اینبار سوالات بیشتر فنی و تخصصی شد. سوالات متفاوت از حوزه های متفاوت امنیت و برنامه نویسی Java پرسیده شد. در جلسه بعد که حدود ۱۰ روز از جلسه قبل برگزار شد، مدیر منابع انسانی پیشنهاد حقوقی سازمان و اطلاعاتی در مورد سازمان را به من دادند که فضای جالبی از سازمان رو به من نشون داد. توصیه من اینه که حتما بر مباحث الگوریتمی مسلط باشند. برای حوزه فنی که درخواست دادند، با مفاهیم اون حوزه به صورت آکادمیک هم آشنا باشند و با مطالعه برند جلسه مصاحبه. براشون تعامل کاری خیلی مهم هست و همینطور شرکت ته مایه مذهبی داره.
دو نشست داشتیم. اولی فنی و منابع انسانی بود و دومی جلسهی آفر بود. در مرحلهی اول سوالات فنی پرسیده شد. به دلیل اینکه مهارتها و علاقهمندیهای متنوعی داشتم و با تیمهای مختلفی میتونستم همکاری کنم دامنهی سوالات گسترده بود. یکی دو تا سوال الگوریتمی پرسیدن، چندتا سوال سیپلاسپلاس، جاوا، امنیت شبکه، طراحیشیگرا و دیتابیس. یه مقدار هم راجعبه سیستمهای توزیع شده صحبت شد. خلاصه تقریبا همهچی پرسیدن. بعدش مسئول منابع انسانی اومدن و یه گپ و گفت کوتاه ده دقیقهای هم با ایشون داشتیم. سوالات ایشون کوتاه واضح و هدفمند بود. راجعبه حساسیتها و علاقهمندیهای من پرسیدن و متقابلا از قوانین و علاقهمندیهای شرکت صحبت کردند. در مورد ترجیح دادن فضای باز یا بستهی محل کار و ترجیح دادن محیط صمیمی یا جدی هم صحبت کردیم. صمیمت و اعتماد هم توی مصاحبهی فنی هم توی مصاحبهی منابع انسانی نکتهی مثبتی بود. مثل هر مصاحبهی دیگهای خوبه مروری روی تخصصشون داشته باشند. البته سوالات مفهومی و معقول هستند و لازم نیست چیزی رو حفظ کنند. توصیهی دیگه اینکه خودشون باشن. شفافیت و صراحت تیم فنی و مسئول منابع انسانی حین مصاحبه نشون میداد که صداقت برای شرکت ارزشمنده. ویژگیهایی که براشون مهم بود: سرعت و علاقه به یادگیری – توانایی حل مساله – صمیمیت – صداقت
توی مرحله اول که ی نفر که بعد متوجه شدم از اعضای فنی بود( قبل از مصاحبه بهم نگفتند ) اومد و ازم سوالاتی رو پرسید، بعد از اون یه تماس تلفنی باهام داشتند و قرار شد برم شرکتشون. توی شرکتشون توی یه مصاحبه با سه نفر صحبت کردم و هر کدوم یه سری سوال ازم پرسیدند. مثلا فردی که از منابع انسانی اومده بود ازم پرسید میدونی چرا دریچه های فاضلاب رو به جای اینکه مربع بسازند، گرد می سازند !؟ منم پاسخ دادم به خاطر این هستش که دریچه رو وقتی می خوان از جاش بردارن نیافته توی لوله فاضلاب و همچنین واسه یه سطح لوله مشخص ساختن دریچه گرد مقرون به صرفه تره و ماده کمتری می بره، و بعدش هم اضافه کردم که این سوال شما خیلی قدیمیه و هر کسی یکم توی نت گشته باشه این سوالات رو بهش برخورد کرد و پاسخش رو می دونه بعد همکارش یه پوزخندی بهش زد، که همون منابع انسانی بهم گفت نه فقط همین دلیل نیست حداقل ۸-۹ تا دلیل دیگه هم داره یکم بهشون فکر کن و اونا رو بهم بگو . منم یکم فکر کردم و بهش گفتم که جواب دیگه ای به نظرم نمی رسه ولی خیلی مشتاقم که جوابش رو بدونم که گفت نه خودتون برید از توی نت پیدا کنین !!! بعد فردی که از طرف فنی اومده بود کلی سوال ازم در مورد پایتون و جنگو پرسید مثل اینکه کاربرد تابع لامبدا چیه؟ و یا ام وی سی رو توضیح بده و یا اینکه مثلا کانستراکتورها توی پایتون چطور نوشته میشند و بعد هم یه سوالی پرسیدند ازم که مثلا اگه یه تعداد خط تکست داشته باشیم و بخواهیم توی اون کل اون فایل تعداد تکرار یه کلمه رو پیدا کنیم چطور بنویسیمش توی پایتون که بعد از اینکه من راه حلم رو گفتم گفت خب این کار خیلی طول می کشه راه بهتری سراغ داری که کمی فکر کردم و یکم سوال پرسیدم که مساله رو برام شفاف ترش کرد و بعد پاسخ دادم که خب اوکی بود پیشنهادم. برخورد کسی که توی این مرحله مصاحبه فنی رو بر عهده داشت خیلی خیلی بهتر از مسئول منابع انسانی بود که به نظرم جای تعجب داشت ! بعد از این یه فرد دیگه که مدیر عامل شرکت بود ازم سوالاتی پرسید که اشتیاق و خودانگیختگی منو می سنجید. بعد از این مصاحبه باهام تماس گرفتند و گفتند که تصویر صفحه اول شناسنامه و کارت ملی رو براشون بفرستم که من سوال کردم که آیا من قبول شدم و اون گفت که هنوز نه، ولی روال کار ما به این صورت هست که هر کسی میاد مصاحبه رو قبل از مصاحبه نهایی ازش تصویر کارت ملی و شناسنامه رو می خواهیم. بعد پرسیدم خب چرا بعد از اینکه مصاحبه نهایی تکمیل شد اینارو نمی گیرید که گفت قوانین شرکت ما به این صورت هستش. منم مدارکم رو نفرستادم. بعد از اون دوباره تماس گرفتند و گفتند که مدارکتون رو نفرستادین که منم گفتم با این اوصافی که شما گفتین، (در مورد ارسال تصویر شناسنامه و کارت ملی) من تمایلی به همکاری ندارم، چون به نظرم شرکتی که همون اول کار کارجو رو فردی می دونه که باید هر کاری گفت انجام بده هیچ احترامی به کارکنانش هم نمی ذاره ! برای مصاحبه فنی خودش رو آماده کنه و کاملا مسلط روی مطالب حضور داشته باشه، اشتیاق خودش رو نشون بده. ویژگیهایی که براشون مهم بود: به علاقه مندی به یادگیری و اشتیاق برای کار و همچنین آمادگی داشتن اضافه کار توجه داشتند.
منابع انسانی شرکت از طریق لینکدین من رو پیدا کرد. من سعی کرده بودم که لینکدینام رو آپدیت و کامل نگهدارم. به من پیام دادن، رزومهام رو براشون ارسال کردم و بعد حدودا سه هفته تماس گرفتن و برای مصاحبه یه زمانی رو ست کردیم. توی زمان مصاحبه، من دانشجوی ترم ۶ مهندسی کامپیوتر بودم. تقریبا یک سال سابقهی کار رسمی جاوا و بکاند داشتم. تا قبل از اون هم روی پروژههای مختلف و توی جاهای مختلف به صورت فان کار کرده بودم. اول مصاحبه چند صفحه فرم بهم دادند و اونها رو پر کردم. بعد از چند دقیقه هم افراد مصاحبهکننده وارد اتاق مصاحبه شدند. در کل سه نفر بودند که همزمان باهم صحبت میکردیم. یک نفر مدیر پروژه، یک نفر مدیر فنی و یک نفر از منابع انسانی. منابع انسانی یک کم دیرتر اومد و قبلش سوالای فنی شروع شده بود. مصاحبهگر فنی واقعا آدم با سوادی بودش. سوالای فنی رو میشه به دو بخش تقسیم کرد. یک بخش سوالات الگوریتمی و ساختمان داده و اینجور چیزها. مثلا یک سوالی مطرح کردند که باید با الگوریتم پرایم حل میشد. یک سال پیشش الگوریتم رو پاس کرده بودم و خیلی یادم نبود. کاری که کردم این بودش که سعی کردم بلند بلند فکر کنم و هر چیزی که به ذهنم میرسید رو میگفتم. نمیدونم از قصد بودش یا نه، ولی حسم اینه که مدیر فنی سعی میکرد که یه کم اذیت کنه تا ببینه چه واکنشی نشون میدم. شایدم هدف واقعا کمک کردن بودش. بخش دیگهی سوالات مربوط به تکنولوژیهای مختلف بود. چیزهایی که کار کرده بودم رو میپرسیدن تا ببینن چقدر اوکی هستم باهاشون. مثلا elasticsearch رو نوشته بودم و چند تا سوال از اون پرسیدن. یا مثلا docker. خلاصه اینکه چیزایی که نوشته بودم رو دونه دونه میرفتن جلو و میپرسیدن. سوال دربارهی جاوا و شیگرایی و ویژگیهای جاوا ۸ و Spring و بخشهای مختلف Spring و IoC و … هم که بودش. وسط مصاحبه یه جا به کانفلیکت خوردیم با همدیگه. سوال این بودش که polymorphism رو توضیح بده و مثال بزن. من از قبل شنیده بودم که دو نوع static و dynamic داره. نوع استاتیکش میشه همون overload کردن و نوع dynamic اش میشه همون override کردن. من اینو گفتم. مدیر پروژه قبولش نداشت. بعدش من گفتم که چیزی که من میدونم و دیدم اینه. گفتش که خب چیزی که تو میدونی که مرجع نیستش. منم گفتم درسته. بعدش بحث سوییش شدش رو یه ویژگی دیگهای توی جاوا ۸ که میشه باهاش برای interfaceها یه متد رو پیادهسازی کرد. من اینو نمیدونستم. بهم گفتش. منم گفتم جالبه و تشکر کردم. بعد از مصاحبه هم سرچ کردم و یه لینک از چیزی که گفتم رو یه جوری رسوندم به دست مدیر پروژه. من که بعد از مصاحبه تقریبا هیچ امیدی نداشتم که قبول بشم. ولی گفتم اینو بفرستم، شاید نفر بعدیای که میاد واسه مصاحبه، دیگه این کانفلیکت براش پیش نیاد! بعدش صحبتهام با منابع انسانی شروع شد. سوالات روانشناسی و چیزایی که دوست دارم و برنامم واسهی بعدا و اینجور سوالا رو پرسید. منم همه چیز رو رو راست گفتم. مثلا گفتش میخوای اپلای کنی، گفتم نمیدونم واقعا. بعدش پرسید که میتونم بدونم چرا میخوای اینکارو بکنی؟ گفتم که دوست دارم بقیه جاها رو ببینم و تجربه کنم. آشنا شدن با چیزای جدید رو دوست دارم. مثلا یه سوال دیگش این بودش که رهبری کردن رو دوست داری یا نه. گفتم آره، خیلی! ولی الان توی وضعیتی نیستم که بتونم انجامش بدم. پرسید چرا؟ گفتم که یه سری چیزا رو باید یاد بگیرم. از همین تیپ سوالات پرسیده شد. آخرش هم مدیر پروژه و منابع انسانی رفتن و من مصاحبهام با مدیر فنی ادامه پیدا کرد. دربارهی کار کردن با لینوکس و محیطی که ترجیح میدی و چه زمانایی ازش استفاده میکنی، فرق چند نخی و موازیکاری، مباحث مربوط به شبکه مثل اینکه DHCP چیه، NAT چیه، با چه پروتکلهایی کار کردی و … سوال پرسیده شد. در کل بخوام اسم چند تا درس که توی دانشگاه ازشون سوال شد رو بگم، ایناس: مبانی برنامهنویسی، برنامهنویسی پیشرفته، ساختمان داده، طراحی الگوریتم، سیستمعامل و شبکه. من برای تیم بکاند که قسمت اصلیش با جاوا بودش رفته بودم. مهسان کلی تیم داره و نظری که میگم شاید دربارهی بقیهی تیمها درست نباشه، چون اطلاع زیادی ازشون ندارم. خودتون باشید و رو بازی کنید. هیچ چیزی رو خالی نبندین. اگر گیک و مشتاق باشین، احتمال قبول شدنتون توی مصاحبه بیشتر میشه. اگر بتونید و دربارهی تکنولوژیهایی که کار کردین یه ذره منظمتر و ساختار یافتهتر اطلاعات کسب کنید، خیلی خوب میشه. مثلا من با چیزای زیادی کار کرده بودم، ولی دربارشون زیاد نمیدونستم و صرفا میتونستم کارم رو باهاشون راه بندازم. من خیلی از سوالاتی که پرسیده میشد رو بلد نبودم و صرفا چیزی که به ذهنم میرسید و احتمال میدادم که درست باشه رو میگفتم. خیلی از سوالات رو هم هیچ ایدهای نسبت بهشون نداشتم و میگفتم که نمیدونم.
ابتدای مصاحبه با منابع انسانی بود. سوال های معمول پرسید که چرا از شرکت قبلی میخوای بیایی بیرون و اطلاعات شخصی و ۳ تا نیرو فراانسانی!! مصاحبه فنی ام بیشتر روی مباحث کلی بود. من چند تا از موارد اشنایی نداشتم. به نظرم برای مصاحبه فنی تنها پرسیدن سوال کافی نیست. قطعا یه نیرو با سابقه کار یک سال تمام مباحث اندروید رو بلد نیست. بهتر نیست یه پروژه داده بشه و سنجیده بشود؟؟ در کل هر دو مصاحبه کننده برخورد بسیار مودبانه داشتن. بعد از مصاحبه نتیجه را پیامک کردن. که رفتار بسیار درستی بود.
یه خانم با من مصاحبه کردند از خود واحد منابع انسانی فکر کنم کارشناس بودند، من تو سایت خود شرکت یه رزومه کامل پر کرده بودم، با وجود اینکه اونو پرینت گرفته بودند یه فرم ۳ صفحه ای که فضای کافی هم نداشت دادند که پر کنم. کلا در طی مصاحبه با تمام صحبت های من مخالفت میشد. یه سوال اکسل پرسید که بلد نبودم. یهو وسط صحبتها سوال انگلیسی پرسید که تقریبا جواب دادم. از برخورد و رفتارشون خوشم نیومد. فکر میکنن چون اون ور میز نشستند میتونن آدمو خرد کنن. در آخر هم گفت حتما برای مصاحبه دوم با شما تماس میگیرم و تستهای روانشناسی رو براتون ایمیل میکنم، ولی نه تماس گرفتند نه تستی ایمیل شد!!!!!! فردی رو میخوان که بیشترین کار رو ازش بکشن و کمترین حقوق رو بدن
من به تازگی از اصفهان به تهران نقل مکان کرده بودم و از طریق یکی از دوستان معرفی شدم به این شرکت. بعد از ظهر ساعت حدود ۶ مصاحبه ام شروع شد و ابتدا با یک آقای میانسال به نظر خیلی باتجربه در زمینه برنامه نویسی صحبت کردم.ایشون از سوالات آسون تخصصی شروع کردن و به سوالات سخت رسیدن. بعضی ها رو نمی دونستم .چون تازه تهران اومده بودم حقوق ها دستم نبود .در نهایت به من گفتن انتظار حقوقم بیشتر از دانش فنی ام هست ولی پیشنهاد حقوق پایین تر هم ندادن شاید قبول می کردم. احتمالا حدس نمی زدن.محیط کار خیلی گرم و صمیمی بود و نسبتا کوچیک. آدرسشم سرراست بود .مترو توحید پیاده شدم و پیاده رفتم تا شرکت.
بعد از ارسال پیام به یکی از مدیران این شرکت در سایت لینکدین ، در فاصله کمتر از دو روز با من تماس گرفته شد، بعد از مدت ها اولین جایی بود که یه حس مثبت و آرامش خاصی در شرکتی که برای مصاحبه رفته بودم میدیدم و به یادموندنی ترین تجربه من از این شرکت استقبال از من در مصاحبه با یک سیب قرمز که نماد سلامتی هست بود.
بعد از اینکه براشون رزومه ارسال کردم، به صورت تلفنی مصاحبه فنی انجام شد، روال مصاحبه و سوال های فنی که پرسیده میشد خیلی استاندارد بود، یعنی در ابتدا سوال های فنی به صورت کلّی پرسیده میشد بعدش وارد جزئیات میشدن. در مرحله بعد، مصاحبه حضوری انجام شد – دو نفر حضور داشتند، یک نفر فنی و یک نفر کنترل پروژه رفتار هر دو نفر بسیار خوب و محترمانه بود. در مرحله آخر هم مصاحبه با منابع انسانی انجام شد که ایشون هم بسیار مودب و خوش برخورد بودن. با اینکه هیچ شناختی ازشون نداشتم اما کاملا حس مثبتی نسبت تک تک پرسنل ( حتی نگهبان جلوی درب ) داشتم همگی خوش برخورد و مودب.
من در حال حاضر در ‘ارتباط با مشتریان’ شرکت مغز رایانه بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال مشغول به کار هستم.
مهمترین مورد قابل اشاره نبود از درک جایگاه شغلی و جاب اسکریپشن این پوزیشن بود. کاش به این درک برسند که قبل از اینکه مصاحبه کنند باید همه چیزو فیکس کنن نه اینکه واسه یه تماس ۴۵دقیقه معطل کنن آدم رو و از اون بدتر اینکه بعد ۳بار مصاحبه و گرفتن مدارک تازه برگردن بگن ببخشید نمیتونیم حقوق درخواستی شما رو پرداخت کنیم! مفتضحانهتر اینکه پیشنهاد حقوق ۳میلیونی بدن بهت و بگن بعداً اگه موندی جبران میکنیم! امیدوارم یاد بگیرید برای مصاحبه یه شخص متخصص منابع انسانی رو بفرستید که حداقل بفهمه برای ضبط کردن صدا باید اجازه بگیره! آماتور بودن رو معنی میکنند براتون😀
من قبلا تو این شرکت کاراموزی(بخش پروژه های نیروگاهی) کردم چون دانشگاه دولتی بودم و معدل بالا داشتم با کلی دنگ و فنگ تونستم اوکی کنم که برم حتی همون موقع هم ازم پرسیدن معرفت کیه ما بدون معرف اینجا کاراموز نمیگیریم !! بعد فارغ التحصیلی به من زنگ زدن برای منابع انسانی نیروی پاره وقت میخواستن . مصاحبه شدم ولی گفتن چون سابقه کار نداری نمیشه ! درصورتیکه رزومه رو قبلا دیده بودن ! من تو یه شرکت دیگه مشغول شدم حدود ۱سال دوباره از مپنا زنگ زدن گفتن واسه دستیار معاونت (که من تجربه داشتم ) میخوایم بصورت تمام وقت . رفتم مصاحبه خیلی خوب انجام شد چندتا سوال نرم افزاری و تخصصی رشته صنایع پرسیدن که جواب دادم اخرشم ۲ ۳ تا سوال روانشناسی پرسیدن که اگه تو این شرایط باشی چیکار میکنی . خلاصه تموم شد بعد ۲ هفته زنگ زدن گفتن مدیر واحد میخواد شمارو ببینه . رفتم ایشونم تایید کردن و ولی سوالا فقط در حوزه اخلاق و شخصیت و اینا بود بیشتر گفتن ما کارای شمارو انجام میدیم که واسه امتحان عملی(نرام افزار) و کمیته استخدام که متشکل از چند نفره و سوالای سلیقه ای میپرسن بیای . خلاصه گذشت بعد یه ماه دیدم خبری نیست زنگ زدم به کارشناسشون گفت راستیتش ما شمارو میخواستم ولی از بالا گفتن یه نفری که قبلا اینجا بوده اونو بگیرین !!!!مام چون اونو نمیخوایم فعلا گفتیم پس کسیو جذب نمیکنیم . دوباره این موضوع گذشت بعد از تقریبا ۴ماه به من همون اقا زنگ زد گفت شمارو واسه یه پوزیشن دیگه میخوایم یعنی پروژه منم گفتم من سوابقم اونجا هست دیگه چندبار اومدم اگه واقعا میخواین میام گفت اره معاون واحد میخواد شماره ببینه فقط جهت اشنایی و .. من رفتم خیلی خوش برخورد بودن یه اقای دکتری بودن چند تا سوال جزیی پرسیدن و بعدش تایید کردن و بعدش یه ازمون کتبی گرفتن ازم که خیلی هم راضی بودم خودم . دوباره قرار شد واسه کمیته نهایی به من زنگ بزنن . گذشت بعد دوهفته خودم پیگیر شدم مجدد گفت که ظاهرا گفتن واسه این پوزیشن شما مناسب نیستی ( کاملا معلوم بود دارن میپیچونن ) خلاصه که شرکت مپنا به این خوش نامی و علیرغم اینکه میگن استخدامشون کاملا شایسته سالاریه متاسفانه اینطوری با وقت و روان کارجوها بازی میکنه. البته من از نحوه برخورد مصاحبه کننده و پرسنل و تایم هایی که به من میگفتن بیا کاملا راضی بودم یعنی فرایندها رضایت بخش بود . ولی همش فرمالیتس که بگن ما استخداممون درسته . ولی اینطور نبود و نیست….. امیدوارم که درست بشه!
روند مصاحبه برای من خیلی خوب بود روز اول با مدیر بخش مصاحبه کردم. وی مرد آروم و متینی بود و بصورت سازمان یافته با من از تجربیات و تخصصم صحبت کرد و بعد از مصاحبه با یک لبخند از اتاق جلسه بیرون اومدم و البته که مطمعن نبودم به مرحله بعد دعوت می شوم یانه:-) اما حس خوبو داشتم خوشبختانه بعد چند روز فهمیدم مورد پذیرش در مرحله اول واقع شدم برای مرحله بعد یک موضوع را به صورت پروژه به من دادند تا در یک فایل پاورپوینت آماده کنم. مرحله بعدی یک آزمون کتبی از کلیه فرآیندها منابع انسانی دادم و سپس در کمیته علمی استخدام شرکت کردم و برایم یک تجربه بسیار جذاب و لذت بخش بود مجموعه ای از افراد حرفه ای که دقیقا میدونستن برای چه تخصصی در حال مصاحبه هستند و من به عنوان کارشناس منابع انسانی اینکه مصاحبه کاملا شایسته محور است را درک میکردم عصر همان روز به من اطلاع دادن که باید آزمون های ورد و اکسل و زبان در یک مجوعه معتبر که خودشون معرفی کردن بدم بعد از آزمون ها بصورت آنلاین کمیته استخدام نهایی برگزار شد حدود یک ماه پروسه طول کشید و خوشبختانه من قبول شدم به همه پیشنهاد میدهم این فرآیند حرفه ای را تجربه کنند
خدارو شکر مصاحبه خیلی خوبی بود چندین نفر اومده بودن برا مصاحبه که من از بین همه قبول شدم برخورد خیلی خوب بود و محیط خیلی خوبی هم داره سه نفری بودن که سوال میپرسیدن سوالات همش تخصصی بود اگر یکم زرنگ باشی همرو جواب میدی جایی نگرانی نیست اگر هم بلد نبودی جواب سوال رو خالی نذار یه چیزی جواب بده اون کسی که مصاحبه میکنه خودش همه چی بلد نیست نگران نباشید
بنده تجربه مصاحبه شدن در دو تا از شرکت های این گروه را داشته ام و با برخورد بسیااار زشت و غیر حرفه ایی مواجه شدم،نگاه از بالا به پایین،تحقیر کننده مصاحبه کنندگان و روند مصاحبه فقط نکیه بر نقاط ضعف و کوجک و نقیر نشان دادن دستاوردها و نقاط قوت بود و لاغیر!ای کاش این فقط جای ادعا کمی روی سیاست ها و تکنیک های قدیمی و غیر حرفه ایی مصاحبشون بیشتر کار کنن
فراخوان داده بودن برا استخدام.گزینش چهار مرحله بود. اول با مسئول مستقیم بخشی که قراره توش کار کنی و این مرحله مهمترین مرحله هس. سوالا کاملا فنی و مربوط به سابقه کارت هست. این شخص قراره که تو رو انتخاب کنه و همون جلسه اول انتخابش رو انجام میده و اگه تو رو بخواد تا مرحله آخر هواتو داره که انتخاب بشی اگرم که تو انتخابش نباشی که یا دیگه خبرت نمیکنن یا اگه خبرت کنن و بقیه مراحل رو طی کنی جنبه ی فرمالیته داره مگر اینکه تو جلسه ی دوم که اونم جنبه ی فنی داره چیزای جدیدی رو کنی. بقیه مصاحبه ها جنبه ی تایید شخص توسط مدیران رده بالاتر رو دارن. مصاحبه دوم هم فنی بود اما غیر از مصاحبه کننده جلسه اول، مدیر همون شخص و یکی از معاونای مدیرعامل که مربوط به اون بخش میشه هم هستن که تو به اون جواب میدی و باید تواناییاتو به اون ثابت کنی. تو هر جلسه ممکنه اشخاص دیگه ای هم باشن. جلسه سوم تست روانشناسی بود و مصاحبه با پزشک روانشناس. یه مصاحبه هم با مدیر منابع انسانی داره. مصاحبه آخر هم با مدیرعامل شرکت هست که زیاد طول نمیکشه. تو این جلسه مدیر منابع انسانی و همون معاون جلسه دوم و مدیر بخشی که میخوای بری توش هستن. اینجا طرف صحبتت مدیرعامل هست. بعد از این جلسه اگه تایید بشی خبرت میکنن که بیا برای تشکیل پرونده و آزمایش خون و اعتیاد و سوء پیشینه و بعدشم شروع به کار 🙂 حالا اگرم نشد و نخواستنت فکر نکنی چیز خیلی آسی رو از دست دادی. مث دانشگاه میمونه از بیرون برق میزنه ولی وقتی رفتی توش چیز خاصی نیس و برات عادی میشه سابقه کار براشون مهمه. و کارایی که تو دانشگاه انجام دادی. اگه پروژه های دانشگات و پایان نامت یا مقاله هایی که دادی مرتبط با کاری باشه که قراره انجام بدی خیلی تاثیر مثبت داره. کلا اگه کاربلد باشی میخوانت. من هیچ کس رو اونجا نمیشناختم و آشنا نداشتم ولی رزومه ام خیلی مشتی و خوب بود. ویژگیهایی که براشون مهم بود: مصاحبه عقیدتی سیاسی نداره. تاکید دارن که تمرکزت رو روی کار اینجا بزاری و جای دیگه پروژه نگیری.
چند روز پیش ساعت ۶/۳۰ غروب از ماموت تلکا به من زنگ زدن بیا برای مصاحبه، با شماره تماس خود ماموت تلکا. بعد از چند دقیقه من دوباره باهاشون تماس گرفتم که کسی جواب نداد. بعد از چند بار تماس بالاخره یه آقایی جواب دادن و گفتن یک نفر هم تو شرکت نیست و ساعت کار شرکت تا ۵ غروبه. فرداش چن بار تماس گرفتم باهاشون که هیچ کس از این موضوع خبر نداشت. واقعا جالب بود؟؟..
اول یه تماس تلفنی گرفتن و یکسری سوالات از جمله اینکه تا حالا تو این حوزه کار کردی؟ اگر کار از تایم کاری بیشتر طول بکشه میمونی؟ و … پرسیدن بعد گفتن بیا مصاحبه حضوری. اونجا هم خیلی خوب برخورد کردن و بیشتر سوالات مربوط به پشتیبانی پرسیدن. مثلا اگه مشتری ناراضی بود چه کار میکنی؟یا اگر ارسال ها دار مشکل بسه؟به نظرت یه مریر خوب چه ویژگی باید داشته باسه و سوالات جالبی در کل پرسیدن که واقعا به شناخت بهتر از من کمک میکرد. رفتار حرفه ای و خوبی داشتن.
مصاحبه با حضور مدیر بازاریابی و مدیر منابع انسانی شرکت برگزار شد کلا راجع به کارهایی که بلد بودم پرسیدن و حوزه هایی که بهش علاقه دارم راجع به کف حقوق درخواستی سوال کردن یه سری هم سوال درباره دیجیتال مارکتینگ پرسیدن راجع به شاخص های کلیدی عملکرد در بازاریابی پرسیدن و سوالاتی درباره تحصیلات و تجربیات کاری که در زمینه دیجیتال مارکتینگ داشتم
سه مرحله بود مصاحبه، مرحله اول با مدیریت منابع انسانی، مرحله دوم با مدیریت سابق اون پوزیشن شغلی (سرپرست قبلی پشتیبانی)، مرحله نهایی و سوم با مدیریت مجوعه، من دو مرحله اول رو قبول شدم ولی اصلا نفهمیدم دلیل اینکه مرحله سوم رو ریجکت شدم چی بود، هیچ فیدبکی بهم ندادن، همه چیز خوب پیش رفته بود، من احساس میکنم از پیش تعیین کرده بودن که کی رو بخوان تو اون پوزیشن قرار بدن، صرفا این مصاحبه ها برای این بود که گزارش و مستندی داشته باشه، همین !! به نظر من وقت خودتون رو اینجا تلف نکنید افراد از قبل تعیین شدن !! اصلا نرو، جای دیگه تایمت رو بذاری بهتره.
مصاحبه من چند مرحله ای بود. ابتدا دو جلسه آشنایی داشتم و سپس یک جلسه پیشنهاد همکاری. ابتدا با مدیر منابع انسانی و مدیران ۲ دپارتمان جلسه داشتیم. به صورت مختصر رزومه کاری من رو بررسی کردند و موارد رو با هم چک کردیم. بیشتر سوالات در این جلسه حول موضوعات غیر فنی و توانایی های مدیریتی بود. جلسه خوبی بود. گرچه به عنوان جلسه اول، کمی افراد برای من سنگین بودند اما از همان ابتدا حس خوبی به من منتقل کردند و کلام های دوستانه مدیر منابع انسانی فضای خشک اول جلسه رو شاداب کرد. در جلسه دوم با فاصله ی چند روزه، با یکی از مدیران در جلسه قبل جلسه داشتم که اینبار سوالات بیشتر فنی و تخصصی شد. سوالات متفاوت از حوزه های متفاوت امنیت و برنامه نویسی Java پرسیده شد. در جلسه بعد که حدود ۱۰ روز از جلسه قبل برگزار شد، مدیر منابع انسانی پیشنهاد حقوقی سازمان و اطلاعاتی در مورد سازمان را به من دادند که فضای جالبی از سازمان رو به من نشون داد. توصیه من اینه که حتما بر مباحث الگوریتمی مسلط باشند. برای حوزه فنی که درخواست دادند، با مفاهیم اون حوزه به صورت آکادمیک هم آشنا باشند و با مطالعه برند جلسه مصاحبه. براشون تعامل کاری خیلی مهم هست و همینطور شرکت ته مایه مذهبی داره.
دو نشست داشتیم. اولی فنی و منابع انسانی بود و دومی جلسهی آفر بود. در مرحلهی اول سوالات فنی پرسیده شد. به دلیل اینکه مهارتها و علاقهمندیهای متنوعی داشتم و با تیمهای مختلفی میتونستم همکاری کنم دامنهی سوالات گسترده بود. یکی دو تا سوال الگوریتمی پرسیدن، چندتا سوال سیپلاسپلاس، جاوا، امنیت شبکه، طراحیشیگرا و دیتابیس. یه مقدار هم راجعبه سیستمهای توزیع شده صحبت شد. خلاصه تقریبا همهچی پرسیدن. بعدش مسئول منابع انسانی اومدن و یه گپ و گفت کوتاه ده دقیقهای هم با ایشون داشتیم. سوالات ایشون کوتاه واضح و هدفمند بود. راجعبه حساسیتها و علاقهمندیهای من پرسیدن و متقابلا از قوانین و علاقهمندیهای شرکت صحبت کردند. در مورد ترجیح دادن فضای باز یا بستهی محل کار و ترجیح دادن محیط صمیمی یا جدی هم صحبت کردیم. صمیمت و اعتماد هم توی مصاحبهی فنی هم توی مصاحبهی منابع انسانی نکتهی مثبتی بود. مثل هر مصاحبهی دیگهای خوبه مروری روی تخصصشون داشته باشند. البته سوالات مفهومی و معقول هستند و لازم نیست چیزی رو حفظ کنند. توصیهی دیگه اینکه خودشون باشن. شفافیت و صراحت تیم فنی و مسئول منابع انسانی حین مصاحبه نشون میداد که صداقت برای شرکت ارزشمنده. ویژگیهایی که براشون مهم بود: سرعت و علاقه به یادگیری – توانایی حل مساله – صمیمیت – صداقت
توی مرحله اول که ی نفر که بعد متوجه شدم از اعضای فنی بود( قبل از مصاحبه بهم نگفتند ) اومد و ازم سوالاتی رو پرسید، بعد از اون یه تماس تلفنی باهام داشتند و قرار شد برم شرکتشون. توی شرکتشون توی یه مصاحبه با سه نفر صحبت کردم و هر کدوم یه سری سوال ازم پرسیدند. مثلا فردی که از منابع انسانی اومده بود ازم پرسید میدونی چرا دریچه های فاضلاب رو به جای اینکه مربع بسازند، گرد می سازند !؟ منم پاسخ دادم به خاطر این هستش که دریچه رو وقتی می خوان از جاش بردارن نیافته توی لوله فاضلاب و همچنین واسه یه سطح لوله مشخص ساختن دریچه گرد مقرون به صرفه تره و ماده کمتری می بره، و بعدش هم اضافه کردم که این سوال شما خیلی قدیمیه و هر کسی یکم توی نت گشته باشه این سوالات رو بهش برخورد کرد و پاسخش رو می دونه بعد همکارش یه پوزخندی بهش زد، که همون منابع انسانی بهم گفت نه فقط همین دلیل نیست حداقل ۸-۹ تا دلیل دیگه هم داره یکم بهشون فکر کن و اونا رو بهم بگو . منم یکم فکر کردم و بهش گفتم که جواب دیگه ای به نظرم نمی رسه ولی خیلی مشتاقم که جوابش رو بدونم که گفت نه خودتون برید از توی نت پیدا کنین !!! بعد فردی که از طرف فنی اومده بود کلی سوال ازم در مورد پایتون و جنگو پرسید مثل اینکه کاربرد تابع لامبدا چیه؟ و یا ام وی سی رو توضیح بده و یا اینکه مثلا کانستراکتورها توی پایتون چطور نوشته میشند و بعد هم یه سوالی پرسیدند ازم که مثلا اگه یه تعداد خط تکست داشته باشیم و بخواهیم توی اون کل اون فایل تعداد تکرار یه کلمه رو پیدا کنیم چطور بنویسیمش توی پایتون که بعد از اینکه من راه حلم رو گفتم گفت خب این کار خیلی طول می کشه راه بهتری سراغ داری که کمی فکر کردم و یکم سوال پرسیدم که مساله رو برام شفاف ترش کرد و بعد پاسخ دادم که خب اوکی بود پیشنهادم. برخورد کسی که توی این مرحله مصاحبه فنی رو بر عهده داشت خیلی خیلی بهتر از مسئول منابع انسانی بود که به نظرم جای تعجب داشت ! بعد از این یه فرد دیگه که مدیر عامل شرکت بود ازم سوالاتی پرسید که اشتیاق و خودانگیختگی منو می سنجید. بعد از این مصاحبه باهام تماس گرفتند و گفتند که تصویر صفحه اول شناسنامه و کارت ملی رو براشون بفرستم که من سوال کردم که آیا من قبول شدم و اون گفت که هنوز نه، ولی روال کار ما به این صورت هست که هر کسی میاد مصاحبه رو قبل از مصاحبه نهایی ازش تصویر کارت ملی و شناسنامه رو می خواهیم. بعد پرسیدم خب چرا بعد از اینکه مصاحبه نهایی تکمیل شد اینارو نمی گیرید که گفت قوانین شرکت ما به این صورت هستش. منم مدارکم رو نفرستادم. بعد از اون دوباره تماس گرفتند و گفتند که مدارکتون رو نفرستادین که منم گفتم با این اوصافی که شما گفتین، (در مورد ارسال تصویر شناسنامه و کارت ملی) من تمایلی به همکاری ندارم، چون به نظرم شرکتی که همون اول کار کارجو رو فردی می دونه که باید هر کاری گفت انجام بده هیچ احترامی به کارکنانش هم نمی ذاره ! برای مصاحبه فنی خودش رو آماده کنه و کاملا مسلط روی مطالب حضور داشته باشه، اشتیاق خودش رو نشون بده. ویژگیهایی که براشون مهم بود: به علاقه مندی به یادگیری و اشتیاق برای کار و همچنین آمادگی داشتن اضافه کار توجه داشتند.
منابع انسانی شرکت از طریق لینکدین من رو پیدا کرد. من سعی کرده بودم که لینکدینام رو آپدیت و کامل نگهدارم. به من پیام دادن، رزومهام رو براشون ارسال کردم و بعد حدودا سه هفته تماس گرفتن و برای مصاحبه یه زمانی رو ست کردیم. توی زمان مصاحبه، من دانشجوی ترم ۶ مهندسی کامپیوتر بودم. تقریبا یک سال سابقهی کار رسمی جاوا و بکاند داشتم. تا قبل از اون هم روی پروژههای مختلف و توی جاهای مختلف به صورت فان کار کرده بودم. اول مصاحبه چند صفحه فرم بهم دادند و اونها رو پر کردم. بعد از چند دقیقه هم افراد مصاحبهکننده وارد اتاق مصاحبه شدند. در کل سه نفر بودند که همزمان باهم صحبت میکردیم. یک نفر مدیر پروژه، یک نفر مدیر فنی و یک نفر از منابع انسانی. منابع انسانی یک کم دیرتر اومد و قبلش سوالای فنی شروع شده بود. مصاحبهگر فنی واقعا آدم با سوادی بودش. سوالای فنی رو میشه به دو بخش تقسیم کرد. یک بخش سوالات الگوریتمی و ساختمان داده و اینجور چیزها. مثلا یک سوالی مطرح کردند که باید با الگوریتم پرایم حل میشد. یک سال پیشش الگوریتم رو پاس کرده بودم و خیلی یادم نبود. کاری که کردم این بودش که سعی کردم بلند بلند فکر کنم و هر چیزی که به ذهنم میرسید رو میگفتم. نمیدونم از قصد بودش یا نه، ولی حسم اینه که مدیر فنی سعی میکرد که یه کم اذیت کنه تا ببینه چه واکنشی نشون میدم. شایدم هدف واقعا کمک کردن بودش. بخش دیگهی سوالات مربوط به تکنولوژیهای مختلف بود. چیزهایی که کار کرده بودم رو میپرسیدن تا ببینن چقدر اوکی هستم باهاشون. مثلا elasticsearch رو نوشته بودم و چند تا سوال از اون پرسیدن. یا مثلا docker. خلاصه اینکه چیزایی که نوشته بودم رو دونه دونه میرفتن جلو و میپرسیدن. سوال دربارهی جاوا و شیگرایی و ویژگیهای جاوا ۸ و Spring و بخشهای مختلف Spring و IoC و … هم که بودش. وسط مصاحبه یه جا به کانفلیکت خوردیم با همدیگه. سوال این بودش که polymorphism رو توضیح بده و مثال بزن. من از قبل شنیده بودم که دو نوع static و dynamic داره. نوع استاتیکش میشه همون overload کردن و نوع dynamic اش میشه همون override کردن. من اینو گفتم. مدیر پروژه قبولش نداشت. بعدش من گفتم که چیزی که من میدونم و دیدم اینه. گفتش که خب چیزی که تو میدونی که مرجع نیستش. منم گفتم درسته. بعدش بحث سوییش شدش رو یه ویژگی دیگهای توی جاوا ۸ که میشه باهاش برای interfaceها یه متد رو پیادهسازی کرد. من اینو نمیدونستم. بهم گفتش. منم گفتم جالبه و تشکر کردم. بعد از مصاحبه هم سرچ کردم و یه لینک از چیزی که گفتم رو یه جوری رسوندم به دست مدیر پروژه. من که بعد از مصاحبه تقریبا هیچ امیدی نداشتم که قبول بشم. ولی گفتم اینو بفرستم، شاید نفر بعدیای که میاد واسه مصاحبه، دیگه این کانفلیکت براش پیش نیاد! بعدش صحبتهام با منابع انسانی شروع شد. سوالات روانشناسی و چیزایی که دوست دارم و برنامم واسهی بعدا و اینجور سوالا رو پرسید. منم همه چیز رو رو راست گفتم. مثلا گفتش میخوای اپلای کنی، گفتم نمیدونم واقعا. بعدش پرسید که میتونم بدونم چرا میخوای اینکارو بکنی؟ گفتم که دوست دارم بقیه جاها رو ببینم و تجربه کنم. آشنا شدن با چیزای جدید رو دوست دارم. مثلا یه سوال دیگش این بودش که رهبری کردن رو دوست داری یا نه. گفتم آره، خیلی! ولی الان توی وضعیتی نیستم که بتونم انجامش بدم. پرسید چرا؟ گفتم که یه سری چیزا رو باید یاد بگیرم. از همین تیپ سوالات پرسیده شد. آخرش هم مدیر پروژه و منابع انسانی رفتن و من مصاحبهام با مدیر فنی ادامه پیدا کرد. دربارهی کار کردن با لینوکس و محیطی که ترجیح میدی و چه زمانایی ازش استفاده میکنی، فرق چند نخی و موازیکاری، مباحث مربوط به شبکه مثل اینکه DHCP چیه، NAT چیه، با چه پروتکلهایی کار کردی و … سوال پرسیده شد. در کل بخوام اسم چند تا درس که توی دانشگاه ازشون سوال شد رو بگم، ایناس: مبانی برنامهنویسی، برنامهنویسی پیشرفته، ساختمان داده، طراحی الگوریتم، سیستمعامل و شبکه. من برای تیم بکاند که قسمت اصلیش با جاوا بودش رفته بودم. مهسان کلی تیم داره و نظری که میگم شاید دربارهی بقیهی تیمها درست نباشه، چون اطلاع زیادی ازشون ندارم. خودتون باشید و رو بازی کنید. هیچ چیزی رو خالی نبندین. اگر گیک و مشتاق باشین، احتمال قبول شدنتون توی مصاحبه بیشتر میشه. اگر بتونید و دربارهی تکنولوژیهایی که کار کردین یه ذره منظمتر و ساختار یافتهتر اطلاعات کسب کنید، خیلی خوب میشه. مثلا من با چیزای زیادی کار کرده بودم، ولی دربارشون زیاد نمیدونستم و صرفا میتونستم کارم رو باهاشون راه بندازم. من خیلی از سوالاتی که پرسیده میشد رو بلد نبودم و صرفا چیزی که به ذهنم میرسید و احتمال میدادم که درست باشه رو میگفتم. خیلی از سوالات رو هم هیچ ایدهای نسبت بهشون نداشتم و میگفتم که نمیدونم.
ابتدای مصاحبه با منابع انسانی بود. سوال های معمول پرسید که چرا از شرکت قبلی میخوای بیایی بیرون و اطلاعات شخصی و ۳ تا نیرو فراانسانی!! مصاحبه فنی ام بیشتر روی مباحث کلی بود. من چند تا از موارد اشنایی نداشتم. به نظرم برای مصاحبه فنی تنها پرسیدن سوال کافی نیست. قطعا یه نیرو با سابقه کار یک سال تمام مباحث اندروید رو بلد نیست. بهتر نیست یه پروژه داده بشه و سنجیده بشود؟؟ در کل هر دو مصاحبه کننده برخورد بسیار مودبانه داشتن. بعد از مصاحبه نتیجه را پیامک کردن. که رفتار بسیار درستی بود.
یه خانم با من مصاحبه کردند از خود واحد منابع انسانی فکر کنم کارشناس بودند، من تو سایت خود شرکت یه رزومه کامل پر کرده بودم، با وجود اینکه اونو پرینت گرفته بودند یه فرم ۳ صفحه ای که فضای کافی هم نداشت دادند که پر کنم. کلا در طی مصاحبه با تمام صحبت های من مخالفت میشد. یه سوال اکسل پرسید که بلد نبودم. یهو وسط صحبتها سوال انگلیسی پرسید که تقریبا جواب دادم. از برخورد و رفتارشون خوشم نیومد. فکر میکنن چون اون ور میز نشستند میتونن آدمو خرد کنن. در آخر هم گفت حتما برای مصاحبه دوم با شما تماس میگیرم و تستهای روانشناسی رو براتون ایمیل میکنم، ولی نه تماس گرفتند نه تستی ایمیل شد!!!!!! فردی رو میخوان که بیشترین کار رو ازش بکشن و کمترین حقوق رو بدن
من به تازگی از اصفهان به تهران نقل مکان کرده بودم و از طریق یکی از دوستان معرفی شدم به این شرکت. بعد از ظهر ساعت حدود ۶ مصاحبه ام شروع شد و ابتدا با یک آقای میانسال به نظر خیلی باتجربه در زمینه برنامه نویسی صحبت کردم.ایشون از سوالات آسون تخصصی شروع کردن و به سوالات سخت رسیدن. بعضی ها رو نمی دونستم .چون تازه تهران اومده بودم حقوق ها دستم نبود .در نهایت به من گفتن انتظار حقوقم بیشتر از دانش فنی ام هست ولی پیشنهاد حقوق پایین تر هم ندادن شاید قبول می کردم. احتمالا حدس نمی زدن.محیط کار خیلی گرم و صمیمی بود و نسبتا کوچیک. آدرسشم سرراست بود .مترو توحید پیاده شدم و پیاده رفتم تا شرکت.
بعد از ارسال پیام به یکی از مدیران این شرکت در سایت لینکدین ، در فاصله کمتر از دو روز با من تماس گرفته شد، بعد از مدت ها اولین جایی بود که یه حس مثبت و آرامش خاصی در شرکتی که برای مصاحبه رفته بودم میدیدم و به یادموندنی ترین تجربه من از این شرکت استقبال از من در مصاحبه با یک سیب قرمز که نماد سلامتی هست بود.
بعد از اینکه براشون رزومه ارسال کردم، به صورت تلفنی مصاحبه فنی انجام شد، روال مصاحبه و سوال های فنی که پرسیده میشد خیلی استاندارد بود، یعنی در ابتدا سوال های فنی به صورت کلّی پرسیده میشد بعدش وارد جزئیات میشدن. در مرحله بعد، مصاحبه حضوری انجام شد – دو نفر حضور داشتند، یک نفر فنی و یک نفر کنترل پروژه رفتار هر دو نفر بسیار خوب و محترمانه بود. در مرحله آخر هم مصاحبه با منابع انسانی انجام شد که ایشون هم بسیار مودب و خوش برخورد بودن. با اینکه هیچ شناختی ازشون نداشتم اما کاملا حس مثبتی نسبت تک تک پرسنل ( حتی نگهبان جلوی درب ) داشتم همگی خوش برخورد و مودب.
من در حال حاضر در ‘ارتباط با مشتریان’ شرکت مغز رایانه بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال مشغول به کار هستم.
مهمترین مورد قابل اشاره نبود از درک جایگاه شغلی و جاب اسکریپشن این پوزیشن بود. کاش به این درک برسند که قبل از اینکه مصاحبه کنند باید همه چیزو فیکس کنن نه اینکه واسه یه تماس ۴۵دقیقه معطل کنن آدم رو و از اون بدتر اینکه بعد ۳بار مصاحبه و گرفتن مدارک تازه برگردن بگن ببخشید نمیتونیم حقوق درخواستی شما رو پرداخت کنیم! مفتضحانهتر اینکه پیشنهاد حقوق ۳میلیونی بدن بهت و بگن بعداً اگه موندی جبران میکنیم! امیدوارم یاد بگیرید برای مصاحبه یه شخص متخصص منابع انسانی رو بفرستید که حداقل بفهمه برای ضبط کردن صدا باید اجازه بگیره! آماتور بودن رو معنی میکنند براتون😀