به صورت آنلاین مصاحبه برگزار شد و چهار نفر حضور داشتند. مسئول جذب و مدیر منطقه با رفتاری مودبانه و حرفهای پاسخگو بودند، اما دو نفر دیگر رفتارشان بیادبانه و غیرحرفهای بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من اون دوره تجربهی خوبی نبود؛ شرکت را در ذهنم بهعنوان محلی میشناسم که بیش از هر چیز، حس کنترل شدید و فشار کاری روی افراد بود. سه برادری که مدیریتش را بر عهده داشتند، فضایی ایجاد کردند که احساس میکردم تنها وسیلهای هستند در دستشان. یکی از آنها بهخصوص رفتاری نامناسب و بیحرمتیآمیز داشت و با برخی از همکاران، بهویژه زنان، شوخیهایی غیرمسئولانه و توهینآمیز میکرد. در نتیجه، من از اینکه زمان ارزشمندم را صرف آنجا کردم واقعا پشیمانم و بهدنبال تجربهای بودم که احترام و حرفهایبودن در آن اولویت باشد.
وقتی وارد دفتر شدم، برخورد اولیه تیم کار و شرکت به وضوح حرفهای بود و در عین حال دوستانه و صمیمی به نظر میآمد. در طول مصاحبه، سوالات متنوعی مطرح شد؛ بیشترشان فنی بودند و بخش زیادی هم به سابقه کار من مربوط میشدند. همه سوالها بجا و منطقی به نظر میرسیدند و از اهمیت حرفهای بودن و توانایی انجام وظیفه توسط داوطلبان صحبت میشد. از این رو حس کردم شرکت واقعا به تخصص و قابلیتهای فرد متقاضی اهمیت میدهد و به کیفیت کار اهمیت میدهد.
این یک تجربهی تست انتها به انتها است که به صورت خودکار توسط فرایند تست ثبت شده. متن باید حداقل ۳۰ کاراکتر داشته باشد تا قابل پذیرش باشد. در این شرکت محیط کاری قابل قبول بود و همکاران حرفهای داشتند.
در اینجا به من اعتماد کنید که محیط کار نزدیکی به واقعیت دارد، اما با زبان و عبارتی تازه و منسجم توضیح میدهم. در بعضی جنبهها، کارفرما واقعا با فضای کسبوکار همسو نبود و این موضوع به بار منفی روی دیدگیری من نسبت به شرکت انجامید. شیوه مدیریت فنی بهنظر من کارآمد نبود و دانش لازم را بهطور کامل نشان نمیداد. فضای تیمی سمی بود و جو مجموعه تا اندازهای به سبکهای دولتی میماند. پس از پایان همکاری، فرآیند تسویه با دشواریهایی مواجه شد؛ معمولا پرداختها با تأخیر و به شکل چک انجام میشدند و گاهی کمتر از مبلغ توافقشده بود. پروژهها به جای ایجاد چالشهای جذاب، بیشتر به کپیکاری و کلونسازی میماندند. متأسفانه، هم مدیریتی و هم واحد مالی بهطور مداوم به کارمندان دروغ میگفتند و فرایندهای پرداختی نیز بهطور منظم انجام نمیشد.
در یک مصاحبه استخدامی ناامیدکننده با مواجههای روبهرو شدم که به نظر میرسید انتظار تجربهای سطح بالا را دارند در حالی که من تازهکار بودم. ساعات کاری شرکت از شنبه تا پنجشنبه و از هفت صبح تا شب بود و بهجز ایام عاشورا و تاسوعا تعطیلیای نداشتند؛ در واقع تعطیلات رسمی هم اغلب به کار میکشیدند. زمانی که شرکت هنوز به شهرت مطلوب نرسیده بود، به جوانهای تازهکار فرصت میدادند، اما با مشهور شدن، دیگر پاسخگوی تماسها نبودند. امیدوارم برایتان بهتر پیش برود.
دوست داشتم روال مصاحبه با این شرکت رو به طور روشن روایت کنم. تماس اولیه تلفنی بود و پس از اون، جلسه حضوری با واحد منابع انسانی و مدیر واحد ترتیب داده شد. نامهای هم دریافت کردم که سومین جلسه به صورت «فنی» برگزار میشود و باید چه چیزهایی را آماده کنم. اما وقتی رسیدم، جمعیت پانزده نفر نبودند، فقط پنج نفر دور میز نشسته بودند و هر کدام یکی پس از دیگری از من سوال میپرسیدند؛ حس نسبتا ناخوشایندی داشتم، انگار پشتسرهم پوزخند میزدند. جالب این که عملا سوالات فنیای که در نامه ذکر شده بود را نپرسیدند و بیشتر پرسشها شخصی و روانشناسی بود. این سبک رفتار را در تجربههای قبلی هم دیده بودم و حالا به واقع تجربهاش کردم. در مجموع، روند مصاحبه با چیزی که در ایمیل نوشته شده بود همخوانی نداشت و این مغایرت باعث شد تجربهی ناخوشایندی داشته باشم.
اینجا واقعا آزادی عمل وجود داشت و میتونستم بدون محدودیت تصمیم بگیرم. مدیران با توضیح مسأله، به من فضا میدادن تا خودم راهحلها رو بررسی کرده و گزینهها رو انتخاب کنم. به خاطر همین فضای باز، من تجربههای خلاقانه و راهحلهای متنوعی دیدم.
برای من کار سادهای نبود که خلاصهای از این تجربه رو بگم؛ با وجود تمام کاستیها، نکتهای که همیشه به ذهنم میرسد این است که فضای کار فقدان یکپارچگی را مینمایاند. فرهنگ شرکت بهطور کلی منظم و همسو نیست و هر بخش به شکلی جدا از دیگری کار میکند. رفتار مدیریتی هم بیشتر از هر چیز به فشار و زور اشاره دارد و این موضوع به وضوح حس میشود.
هرگز از دید کاربر تجربهکارانه خارج نشدم و میخواهم صادقانه بنویسم که اگر دنبال چنین نوع کاری هستید، باید اوضاع را خوب بسنجید. هر جایی هم نقاط مثبت و منفی دارد؛ من بررسیها را خواندم و برخی نکات منفی را که مطرح شده بود، خودم هم دیدم. یکی از نکات مثبت این است که حقوق به موقع پرداخت میشود. درباره مدیران نظری ندارم، اما روشن است که برخی برای جذب نیرو تعریف و تمجید میکند. مدیریت ثابته و از این رو تغییرات چندان محتمل نیست. اگر تازهکارید و میخواهید تجربه و درآمد همزمان داشته باشید، میتواند وضعیت خوبی باشد؛ اما اگر حرفهای باشید، با این شرایط به تجربه و مبلغی که پیشنهاد میشود نمیرسید. حتما با همکاران سابق شرکت صحبت کنید، تا تصمیمگیریتان بهسختی کمتر باشد.
شرکت مبنا رایانش هوشمند را تجربه کردم و در نقش برنامهنویس ارشد کار کردم. یک بار مدیرم مدام رو میزش نزدیک بود و از فاصلهی نزدیک نگاه میکرد که دقیقا چه کاری انجام میدهم. حتی وقتی یکی از همتیمیها در چت شرکت پیام میفرستاد، نام فرد را میخواند. شب لایوی داشتیم که کمکی نبود و تصمیم گرفتم از دوستم کمک بگیرم؛ وقتی گوشیام را درآوردم تا پیامی بنویسم، او به وضوح روی گوشیام خیره بود؛ این رفتارش چندین بار تکرار شد و ناچار شدم از افراد خارج از شرکت کمک بگیرم چون همهمکاران داخل شرکت کمکی نمیکردند. همکار دیگری هم بود که دو سال زودتر از من آمده بود؛ به من اجازهی استفاده از سیستم مناسب را نمیدادند و از سیستم کند مشترک ما هم استفاده میکرد. این خانم در سابقهی خانوادگیش طلاق را تجربه کرده بود و به نظر میرسید امتیازی به او داده میشد؛ سرپرستش به طرز صحبتش گفت: «تو این پنج سال کار کردی یا نه؟» به گونهای که انگار حضور زودترش بیاثر بوده است. کارها بر گردن ما میافتاد و انگار همه چیز باید از روی دوش ما برداشته میشد. او با لحن تند دربارهی همکاران صحبت میکرد و چند نفر اطرافش را جمع کرده بود؛ برخیشان به رفتارش خوشبین به نظر میرسیدند و حفظش را ترجیح میدادند. رفتارهای این مدیر و برخی همکاران واقعا آزاردهنده و مشخص بود و فضای کار را سخت میکرد.
در جلسهای برای استخدام به عنوان کارشناس فروش رفتم و همان آغاز کار با پرسشهای دقیق درباره سابقهام و شرکتهایی که پیش از این در آنها کار کرده بودم روبهرو شدم، سوالاتی که کاملا روشن و جامع مطرح شدند. در پایان مصاحبه، سوالهای بیشتری مطرح شد که از نظر جذابیت خوب بودند اما کمی مرا سردرگم کردند، چون چیزهایی که در مصاحبههای قبلی شنیده بودم نبودند. مصاحبه با مدیر انجام شد و به نظر میرسید فردی باهوش و با رفتاری محترمانه دارد. دفتر کار مرتب و منظم به نظر میآمد و گمان میکنم حدود ده تا پانزده نفر در آنجا مشغول به کار بودند.
این شرکت واقعا خوب نیست، اصلا منابع انسانی نمیدونن یعنی چی. یه مدیرعامل گذاشتن اونجا به اسم آقای ایران پرست که به شدت نگاه از بالا به پایین داره و بلد نیست چجوری رفتار کنه. اصلا توصیه نمیکنم کار توی این شرکت رو
باسلام بنده چندین سال است که در این شرکت مشغول به کار هستم شرکت متوسطیه
استخدام خیلی سخت مصاحبه سخت تعدیل راحت .استخدام خیلی سخت مصاحبه سخت تعدیل راحت
من چند سالی است که در شرکت داتین مشغول به کارم و تجربهام را به اشتراک میگذارم. اینجا برایم یک محیط بسیار نامناسب است و از مدیریت احتمالا کمسواد و بیتجربه رنج میبریم. امنیت شغلی ندارد و روند کار به شکل فاجعهباری افتضاها به نظر میرسد. پروژهای که در دست دارم مربوط به ویپاد است که به باور من جزو نامطلوبترین بانکهای ایران محسوب میشود؛ با این حال خود تیم از ویپاد استفاده نمیکند چون خیلی خوب میدانیم موضوع چیست. وجود رانت، پولشویی، دزدی و حتی فریب کاربران در عملکرد مجموعه حس میشود. مدیران سطحیاند و مانند مدیران مهدکودک رفتار میکنند. رئیس جدید ویپاد با بیثباتی مدیریتی و بیتقوایی در کار، فساد و بینظمی را به چشم میبینم و باور دارم سواد بانکی هم ندارند. آنها به راحتی افراد را کنار میگذارند و از زیر دستهایشان، کارشناسان و کاربران، به بدترین شکل رفتار میکنند.
من قبلا اینجا کار می کردم شرایط کارش معمولیه
سلام و ادب مدیرعامل بسیار انسان خوب و با اخلاق، فقط متأسفانه مبتلا به بیماری پارانوئید (بی اعتمادی افراطی) هستند معاون اداری مجموعه بسیار بی نزاکت و هتاک به خانواده پرسنل هستند
در این شرکت مدت کوتاهی کارکردم و به مرور فهمیدم که حقوق و مزایای من به طور منظم پرداخت نمیشود و اخبار مربوط به تعطیلات و سایر مزایا هم چندان شفاف نبود. وقتی تصمیم به جدا شدن گرفتم، گفته شد باید سه ماه قبل از ترک اطلاع بدهم تا حقوقم کامل پرداخت شود. شرکت به تدریج ورشکسته شده و تیم فنی به دو نفر کاهش یافته است. در باره عملکرد داخلی و فضاهای کاری، شنیدههایی وجود داشت اما نمیتوانم با قاطعیت درباره صحتشان صحبت کنم. به دلیل تأخیرهای مکرر در پرداخت حقوق و شرایط کاری نامطلوب، به دیگران پیشنهاد نمیکنم، مخصوصا برای کسانی که وضعیت خانوادگی خاصی دارند.
فضای کاری مناسب و حمایتی بود و با همکاران و مدیرمان ارتباط خوبی داشتم. در مدت حضورم فرصتهای متنوعی برای کار روی پروژههای گوناگون فراهم شد و محیطی یادگیریمحور برای من بود. یکی از نکاتی که خیلی برایم مثبت بود این بود که شرکت در شرایط دشوار تا حدی از نیروها پشتیبانی میکرد و تا جایی که مطلع هستم هیچکدام از همتیمیها کاهش نیرو نداشتند. من مهاجرت کردم و ارتباطم را با تیم حفظ کردم؛ در مجموع از همکاری با این شرکت رضایت داشتم و اگر شرایط کشور متفاوت بود احتمالا همچنان به همکاری ادامه میدادم.
به صورت آنلاین مصاحبه برگزار شد و چهار نفر حضور داشتند. مسئول جذب و مدیر منطقه با رفتاری مودبانه و حرفهای پاسخگو بودند، اما دو نفر دیگر رفتارشان بیادبانه و غیرحرفهای بود.
برای من اون دوره تجربهی خوبی نبود؛ شرکت را در ذهنم بهعنوان محلی میشناسم که بیش از هر چیز، حس کنترل شدید و فشار کاری روی افراد بود. سه برادری که مدیریتش را بر عهده داشتند، فضایی ایجاد کردند که احساس میکردم تنها وسیلهای هستند در دستشان. یکی از آنها بهخصوص رفتاری نامناسب و بیحرمتیآمیز داشت و با برخی از همکاران، بهویژه زنان، شوخیهایی غیرمسئولانه و توهینآمیز میکرد. در نتیجه، من از اینکه زمان ارزشمندم را صرف آنجا کردم واقعا پشیمانم و بهدنبال تجربهای بودم که احترام و حرفهایبودن در آن اولویت باشد.
وقتی وارد دفتر شدم، برخورد اولیه تیم کار و شرکت به وضوح حرفهای بود و در عین حال دوستانه و صمیمی به نظر میآمد. در طول مصاحبه، سوالات متنوعی مطرح شد؛ بیشترشان فنی بودند و بخش زیادی هم به سابقه کار من مربوط میشدند. همه سوالها بجا و منطقی به نظر میرسیدند و از اهمیت حرفهای بودن و توانایی انجام وظیفه توسط داوطلبان صحبت میشد. از این رو حس کردم شرکت واقعا به تخصص و قابلیتهای فرد متقاضی اهمیت میدهد و به کیفیت کار اهمیت میدهد.
این یک تجربهی تست انتها به انتها است که به صورت خودکار توسط فرایند تست ثبت شده. متن باید حداقل ۳۰ کاراکتر داشته باشد تا قابل پذیرش باشد. در این شرکت محیط کاری قابل قبول بود و همکاران حرفهای داشتند.
در اینجا به من اعتماد کنید که محیط کار نزدیکی به واقعیت دارد، اما با زبان و عبارتی تازه و منسجم توضیح میدهم. در بعضی جنبهها، کارفرما واقعا با فضای کسبوکار همسو نبود و این موضوع به بار منفی روی دیدگیری من نسبت به شرکت انجامید. شیوه مدیریت فنی بهنظر من کارآمد نبود و دانش لازم را بهطور کامل نشان نمیداد. فضای تیمی سمی بود و جو مجموعه تا اندازهای به سبکهای دولتی میماند. پس از پایان همکاری، فرآیند تسویه با دشواریهایی مواجه شد؛ معمولا پرداختها با تأخیر و به شکل چک انجام میشدند و گاهی کمتر از مبلغ توافقشده بود. پروژهها به جای ایجاد چالشهای جذاب، بیشتر به کپیکاری و کلونسازی میماندند. متأسفانه، هم مدیریتی و هم واحد مالی بهطور مداوم به کارمندان دروغ میگفتند و فرایندهای پرداختی نیز بهطور منظم انجام نمیشد.
در یک مصاحبه استخدامی ناامیدکننده با مواجههای روبهرو شدم که به نظر میرسید انتظار تجربهای سطح بالا را دارند در حالی که من تازهکار بودم. ساعات کاری شرکت از شنبه تا پنجشنبه و از هفت صبح تا شب بود و بهجز ایام عاشورا و تاسوعا تعطیلیای نداشتند؛ در واقع تعطیلات رسمی هم اغلب به کار میکشیدند. زمانی که شرکت هنوز به شهرت مطلوب نرسیده بود، به جوانهای تازهکار فرصت میدادند، اما با مشهور شدن، دیگر پاسخگوی تماسها نبودند. امیدوارم برایتان بهتر پیش برود.
دوست داشتم روال مصاحبه با این شرکت رو به طور روشن روایت کنم. تماس اولیه تلفنی بود و پس از اون، جلسه حضوری با واحد منابع انسانی و مدیر واحد ترتیب داده شد. نامهای هم دریافت کردم که سومین جلسه به صورت «فنی» برگزار میشود و باید چه چیزهایی را آماده کنم. اما وقتی رسیدم، جمعیت پانزده نفر نبودند، فقط پنج نفر دور میز نشسته بودند و هر کدام یکی پس از دیگری از من سوال میپرسیدند؛ حس نسبتا ناخوشایندی داشتم، انگار پشتسرهم پوزخند میزدند. جالب این که عملا سوالات فنیای که در نامه ذکر شده بود را نپرسیدند و بیشتر پرسشها شخصی و روانشناسی بود. این سبک رفتار را در تجربههای قبلی هم دیده بودم و حالا به واقع تجربهاش کردم. در مجموع، روند مصاحبه با چیزی که در ایمیل نوشته شده بود همخوانی نداشت و این مغایرت باعث شد تجربهی ناخوشایندی داشته باشم.
اینجا واقعا آزادی عمل وجود داشت و میتونستم بدون محدودیت تصمیم بگیرم. مدیران با توضیح مسأله، به من فضا میدادن تا خودم راهحلها رو بررسی کرده و گزینهها رو انتخاب کنم. به خاطر همین فضای باز، من تجربههای خلاقانه و راهحلهای متنوعی دیدم.
برای من کار سادهای نبود که خلاصهای از این تجربه رو بگم؛ با وجود تمام کاستیها، نکتهای که همیشه به ذهنم میرسد این است که فضای کار فقدان یکپارچگی را مینمایاند. فرهنگ شرکت بهطور کلی منظم و همسو نیست و هر بخش به شکلی جدا از دیگری کار میکند. رفتار مدیریتی هم بیشتر از هر چیز به فشار و زور اشاره دارد و این موضوع به وضوح حس میشود.
هرگز از دید کاربر تجربهکارانه خارج نشدم و میخواهم صادقانه بنویسم که اگر دنبال چنین نوع کاری هستید، باید اوضاع را خوب بسنجید. هر جایی هم نقاط مثبت و منفی دارد؛ من بررسیها را خواندم و برخی نکات منفی را که مطرح شده بود، خودم هم دیدم. یکی از نکات مثبت این است که حقوق به موقع پرداخت میشود. درباره مدیران نظری ندارم، اما روشن است که برخی برای جذب نیرو تعریف و تمجید میکند. مدیریت ثابته و از این رو تغییرات چندان محتمل نیست. اگر تازهکارید و میخواهید تجربه و درآمد همزمان داشته باشید، میتواند وضعیت خوبی باشد؛ اما اگر حرفهای باشید، با این شرایط به تجربه و مبلغی که پیشنهاد میشود نمیرسید. حتما با همکاران سابق شرکت صحبت کنید، تا تصمیمگیریتان بهسختی کمتر باشد.
شرکت مبنا رایانش هوشمند را تجربه کردم و در نقش برنامهنویس ارشد کار کردم. یک بار مدیرم مدام رو میزش نزدیک بود و از فاصلهی نزدیک نگاه میکرد که دقیقا چه کاری انجام میدهم. حتی وقتی یکی از همتیمیها در چت شرکت پیام میفرستاد، نام فرد را میخواند. شب لایوی داشتیم که کمکی نبود و تصمیم گرفتم از دوستم کمک بگیرم؛ وقتی گوشیام را درآوردم تا پیامی بنویسم، او به وضوح روی گوشیام خیره بود؛ این رفتارش چندین بار تکرار شد و ناچار شدم از افراد خارج از شرکت کمک بگیرم چون همهمکاران داخل شرکت کمکی نمیکردند. همکار دیگری هم بود که دو سال زودتر از من آمده بود؛ به من اجازهی استفاده از سیستم مناسب را نمیدادند و از سیستم کند مشترک ما هم استفاده میکرد. این خانم در سابقهی خانوادگیش طلاق را تجربه کرده بود و به نظر میرسید امتیازی به او داده میشد؛ سرپرستش به طرز صحبتش گفت: «تو این پنج سال کار کردی یا نه؟» به گونهای که انگار حضور زودترش بیاثر بوده است. کارها بر گردن ما میافتاد و انگار همه چیز باید از روی دوش ما برداشته میشد. او با لحن تند دربارهی همکاران صحبت میکرد و چند نفر اطرافش را جمع کرده بود؛ برخیشان به رفتارش خوشبین به نظر میرسیدند و حفظش را ترجیح میدادند. رفتارهای این مدیر و برخی همکاران واقعا آزاردهنده و مشخص بود و فضای کار را سخت میکرد.
در جلسهای برای استخدام به عنوان کارشناس فروش رفتم و همان آغاز کار با پرسشهای دقیق درباره سابقهام و شرکتهایی که پیش از این در آنها کار کرده بودم روبهرو شدم، سوالاتی که کاملا روشن و جامع مطرح شدند. در پایان مصاحبه، سوالهای بیشتری مطرح شد که از نظر جذابیت خوب بودند اما کمی مرا سردرگم کردند، چون چیزهایی که در مصاحبههای قبلی شنیده بودم نبودند. مصاحبه با مدیر انجام شد و به نظر میرسید فردی باهوش و با رفتاری محترمانه دارد. دفتر کار مرتب و منظم به نظر میآمد و گمان میکنم حدود ده تا پانزده نفر در آنجا مشغول به کار بودند.
این شرکت واقعا خوب نیست، اصلا منابع انسانی نمیدونن یعنی چی. یه مدیرعامل گذاشتن اونجا به اسم آقای ایران پرست که به شدت نگاه از بالا به پایین داره و بلد نیست چجوری رفتار کنه. اصلا توصیه نمیکنم کار توی این شرکت رو
باسلام بنده چندین سال است که در این شرکت مشغول به کار هستم شرکت متوسطیه
استخدام خیلی سخت مصاحبه سخت تعدیل راحت .استخدام خیلی سخت مصاحبه سخت تعدیل راحت
من چند سالی است که در شرکت داتین مشغول به کارم و تجربهام را به اشتراک میگذارم. اینجا برایم یک محیط بسیار نامناسب است و از مدیریت احتمالا کمسواد و بیتجربه رنج میبریم. امنیت شغلی ندارد و روند کار به شکل فاجعهباری افتضاها به نظر میرسد. پروژهای که در دست دارم مربوط به ویپاد است که به باور من جزو نامطلوبترین بانکهای ایران محسوب میشود؛ با این حال خود تیم از ویپاد استفاده نمیکند چون خیلی خوب میدانیم موضوع چیست. وجود رانت، پولشویی، دزدی و حتی فریب کاربران در عملکرد مجموعه حس میشود. مدیران سطحیاند و مانند مدیران مهدکودک رفتار میکنند. رئیس جدید ویپاد با بیثباتی مدیریتی و بیتقوایی در کار، فساد و بینظمی را به چشم میبینم و باور دارم سواد بانکی هم ندارند. آنها به راحتی افراد را کنار میگذارند و از زیر دستهایشان، کارشناسان و کاربران، به بدترین شکل رفتار میکنند.
من قبلا اینجا کار می کردم شرایط کارش معمولیه
سلام و ادب مدیرعامل بسیار انسان خوب و با اخلاق، فقط متأسفانه مبتلا به بیماری پارانوئید (بی اعتمادی افراطی) هستند معاون اداری مجموعه بسیار بی نزاکت و هتاک به خانواده پرسنل هستند
در این شرکت مدت کوتاهی کارکردم و به مرور فهمیدم که حقوق و مزایای من به طور منظم پرداخت نمیشود و اخبار مربوط به تعطیلات و سایر مزایا هم چندان شفاف نبود. وقتی تصمیم به جدا شدن گرفتم، گفته شد باید سه ماه قبل از ترک اطلاع بدهم تا حقوقم کامل پرداخت شود. شرکت به تدریج ورشکسته شده و تیم فنی به دو نفر کاهش یافته است. در باره عملکرد داخلی و فضاهای کاری، شنیدههایی وجود داشت اما نمیتوانم با قاطعیت درباره صحتشان صحبت کنم. به دلیل تأخیرهای مکرر در پرداخت حقوق و شرایط کاری نامطلوب، به دیگران پیشنهاد نمیکنم، مخصوصا برای کسانی که وضعیت خانوادگی خاصی دارند.
فضای کاری مناسب و حمایتی بود و با همکاران و مدیرمان ارتباط خوبی داشتم. در مدت حضورم فرصتهای متنوعی برای کار روی پروژههای گوناگون فراهم شد و محیطی یادگیریمحور برای من بود. یکی از نکاتی که خیلی برایم مثبت بود این بود که شرکت در شرایط دشوار تا حدی از نیروها پشتیبانی میکرد و تا جایی که مطلع هستم هیچکدام از همتیمیها کاهش نیرو نداشتند. من مهاجرت کردم و ارتباطم را با تیم حفظ کردم؛ در مجموع از همکاری با این شرکت رضایت داشتم و اگر شرایط کشور متفاوت بود احتمالا همچنان به همکاری ادامه میدادم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.