در آغاز دورهای که با کمال انگیزه به کدنویسی میپرداختم، مسئولیت من به عنوان برنامهنویس در توسعه خدمات الکترونیکی مشخص بود. متن تجربه نشان میدهد که کار با عناصری تکراری و بیهدف در کد وجود داشت، اما در عین حال میخواهم از این تجربه به عنوان نقطهای برای یادگیری استفاده کنم و به کارگیری رویکردهای مؤثرتر را مدنظر قرار دهم. ظرفی که در آن کار میکردم، برای منفس بهکارگیری مهارتهای فنی و حل مسئله فرصت میداد، هرچند فضای کار، با دادههای نامشخص و رکود در خروجیها همراه بود. من تلاش میکردم تا با تمرکز بر بهبود کارایی، با حداقل خطاها به نتیجه مطلوب برسم و از طریق بازنگریهای مکرر کد، پایداری و قابلیت نگهداری پروژه را ارتقاء دهم. در مجموع، تجربهی من از این موقعیت نشان میدهد که مسیر کار یک برنامهنویس نیازمند صبر، دقت و تعهد به یادگیری مداوم است، تا بتوان در کنار تیم، محصول قابل اعتماد و کارآمدی ارائه کرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
وقتی با من تماس گرفتن تا پاسخ بده، فهمیدم که این موضوع برایم جدی است و باید به خودم بیفتم. تلاش کردم با دقت به درآمدها نگاه کنم و به جایی برسم که به واقع شیرین باشد. با این حال تا این لحظه هیچکدام از اهداف محقق نشدهاند و نتیجهای که میخواستم، هنوز به دست نیامده است.
من به صورت دورکاری یک صفحه خانه برای شرکت رایان اندیشه نصر طراحی و تحویل دادم. پرداخت برای همان صفحه با تاخیر یک هفته انجام شد و بعد از آن قصد داشتند برای بستن قرارداد تماموقت با من همکاری کنند، اما وقتی متوجه شدم که بابت همان صفحه هم تاخیر وجود دارد، تصمیم به ادامه همکاری نگرفتم. با این وجود چهار مرتبه به محل کارگاه شرکت مراجعه کردم؛ رفتار مدیریتی آنجا بیشتر نشان از سو مدیریت داشت.
بزرگترین پروژه آی تی کشور ینی کارت سوخت رو که زمان مدیرای قبلیش با کلی هزینه احرا شده بود با مدیریت فاجعه بار مدیرای جدیدش به آتیش کشیدن. فاجعه سواد فنی در لایه مدیریت. اونی که گفته ۱۰ ساله اونجاست ینی دانشش ۱۰ ساله جا مونده . ینی یه بی سواده طبق دانش روز آی تی . ینی فقط بلده صبح بره سره مار با ظرف غذا. دمپایی بپوشه . بره تو سف توالت . با همکارا چرت بگه بخنده . ظهر غذاشو بزنه . مثلا جلسه ای بره. بعدم بره خونه. هر اول ماه دیزاستر دارن. کی پی آی معنی نداره . از بیکاری برای گروههای عملیاتی کار جور میکنن تا بیکار نباشن. جدیدا قیافه مدرنکرفتن تولد تبریکمیگن . به زور بگن ما خوشحالیم. ولی شیفت شب نباشه حقوق کارشناساش با رفته گر یکیه . از رو پارتی هم سمت میدن . پسر خاله و خواهر زاده بازی موج میزنه. اغلب مدیراش هم کچلن. خلاصه فاجعه کاریه نرید پیر میشید
به نظرم معاونین متاسفانه اطلاعات دزست به مدیرعامل نمیدن و با خودی رگ بینی و تحقیر دیگران باعث میشن پرسنل خوب استعفا بدن. این خیانت در حق مدیر سازمانه چون به اونها اعتماد کرده
شرکتی دارای ساختمان قدیمی که چند نفر آدمو با زور چپوندن تو دهن هم و تو یه اتاق سه در چهار ۱۰ تا میز چیدن و امکان تردد نیست . مثلا شرکت نرم افزاریه که قدیمی ترین سیستم هارو داره و مدام در حال هنگه و نرم افزارش مال صدسال پیشه و کلی مشتری ناراضی داره که زنگ میزنن و از نرم افزار گندشون شکایت میکنن ، حداقل وزارت کار حقوق کارمندای زحمتکشیه که از دل و جون مایه میذارن ، اینا تا سرکوچه هم راپورچی دارن تا سر دربیارن که با کی تو رابطه این و کار و زندگیشونو بابت این موضوع و چک کردن مداوم دوربین کنار میذارن ، دوسه تا ****** لنگه خودشون گذاشتن تو بخش های مدیریت و اکثر افراد تو یه مدت کم استعفا میدن و جونشونو برمیدارن و فرار میکنن
این تجربه برای من تجربهای کاملا ناامیدکننده بود؛ مدیر منابع انسانی هیچ تسلطی نداشت و مدیرعامل نیز اهمیت زیادی به نیروهایش نمیداد. در جاباما احساس میکردم که تنها میمانم با تیمی که وجود دارد و اگر خوششانسی با من همراه شود، میتوانم تحمل قوانین سنگین و فشارهای کاری را با کنم. در آنجا زمان کار معنا ندارد و با فهرستی بیپایان از وظایف روبهرو میشویم که باید انجام شوند؛ ممکن است روزی بیش از دوازده یا سیزده ساعت کار کنم و حتی یک روز مرخصی نیز در دسترس نیست. از آنجایی که قرارداد یا محدودهی زمانی مشخصی برای کار تعریف نشده بود، اصولا حق مرخصی قانونی چندان معنایی نداشت. به نظر من، اگر کسی میخواهد اعصاب و روانش را به چالش بکشد، جاباما را تجربه کند.
درود من مدت کوتاهی همکاری داشتم با کاربین، ولی تو همین مدت با پروندههای مختلف از کشورای مختلف آشنا شدم. برای کسی که دنبال تجربه تو این فیلده، خوبه. موفق باشید.
این شرکت اصلا از نظر فرهنگی جای خوبی نیست. تمامی مواردی که به عنوان عیب انتخاب می کنم این شرکت رو در بد بودن تایید می کند. متأسفانه مرجع اداری که به فسادها رسیدگی کنه وجود ندارد. یک مثال میزنم که متوجه بشید. تصور کنید مدیرعامل یک زیرمجموعه از شوهرش طلاق بگیره و مهریه رو هم تمام و کمال بگیرد و شوهر خوبش را بپیچاند و برود با مدیرعامل کامکار ازدواج کند. من به نظرم کامکار دست دوم بازه و شرکتش به شدت مزخرفه.کاش پدرش ادبش میکرد. فساد اداری بدی تو این شرکت هست.
اگر میخواید داغون ترین شرکت ممکن کار کنید و گند بزنید به رزومتون حتما تایگر کنید تا روزی هزار بار آرزوی خروج از اون جهنم رو داشته باشید ، اینا تا تو زندگی شخصی تون دخالت نکنن و راجب پوشش و روابطتون نظر ندن ولتون نمیکنن ، یه مشت ****** دور هم جمع شدن شرکت زدن ، که اگه تست اعصاب و روان ازشون بگیرن ****** منابع انسانی ***** نیست چه برسه مدیریت، مدیرعاملشم که ****** پرسنل و داره با دوربین چکشون میکنه ، ازتونم که سفته با مبالغ بالا مطالبه میکنه و با همون تهدیدتون میکنه ، یه فیش حقوقی هم به پرسنل نمیده ، در این حد ******، اگرم یه لحظه گوشی دستتون بگیرید بدو زنگ میزنن که چرا ، خلاصه اینکه از یه فرسخی اینجا هم رد نشید
برای مصاحبه با این شرکت دعوت شدم و قرار بود جلسه راس ساعت شش برگزار بشه. من مثل همیشه زودتر به دفتر رسیدم، اما مشخص شد که باید تا رسیدن به ساعت مقرر صبر کنم و تا زمانی که مسئولان به من نگویند بالا برو، نمیشد جلسه را آغاز کرد. در نهایت با وجود انتظار، در ساعت شش هنوز جلسهای آغاز نشده بود و پس از ده دقیقه پیام دادن که بابت تاخیر عذرخواهی میکنند و به محض تمام شدن جلسه، حتما با من صحبت میکنند. اما تا ساعت یکی بیست هنوز خبری از جلسه نبود و من تصمیم گرفتم پیامی بدهکار بنویسم و به طور یکطرفه حضورم را لغو کنم و شرکت را ترک کردم. در مجموع این تجربه را تحمل کردم تا بفهمم این شرکت تا چه حد نسبت به زمان و حضوری که برای آنها صرف میشود، بیاهمیت است. به نظر من چنین سازمانی برای وقت دیگران ارزش قائل نیست و بهتر است از همکاری با آن پرهیز کرد. همچنین شنیدم که نام شرکت اخیرا از ابر زس به آبالون تغییر پیدا کرده است.
الان شما نگاه کنید آخر سالی رییس نرم افزار چه شو مسخره ای راه انداخت، یه نظر سنجی برگزار کرد دو سوم نرم افزاریا شرکت کردن (یک سوم شرکت نکردن) براشم مهم نبود که یه سری که از قضا ناراضی ها هستن شرکت نکردن. هدف چی بود ببینه چند درصد منتقدها جرات میکنن نظرشون و با جسارت بنویسن و اینکه یه آمار بگیره ببینه اینایی که اینجا پست میذارن آیا در بین نرم افزاری ها هستن یا نه! و خلاصه یه ته تویی در بیاره ببینه چه خبره. بعدشم یه شو مسخره تر راه انداخت نشستن با کارشناس مسئولا خوندن! نه نتیجه خاصی داشت نه اتفاق خاصی افتاد. فقط خواست ببینه اوضاع از چه قراره و چه میزان متهم و مورد تهدید هست. هیچ کدوم از محتوایی که نوشته شد ذره ای اهمیت نداشت. آقا این واحد خود خود سیرکه! خیلی خودتون اذیت نکنید.
کسی که پست قبل من و نوشته فرد منتفعی هست که تلاش میکنه ادای آدمای دلسوز و در بیاره و سعی در انکار وجود مشکلات داره. اگه ذره ای با آنالیز داده آشنا بود این حرف و نمیزد. وقتی یک مجموعه ای از انتقادات اون هم به شکل تکرار پذیر در مورد اشخاص و مافیای خاص در یک شرکت ثبت میشه و از طرف دیگه افراد دیگه ای (غیر شما) وجودش و انکار نمیکنن، معنی اش اینه که مشکلات مطرح شده به شکل جدی وجود داره. فقط افراد بر اساس روحیه، کاراکتر و میزان آسیبی که دیدن به اشکال گوناگون احساسشون رو بروز میدن. اما اصل داستان که به شدت مورد نقد هست سر جاشه. پس تلاش نکن خوش خدمتی کنی، این داده ها هر چی بیشتر بشه خود به خود بدون نیاز به ممیزی خاصی قابل غربال کردن هست. در ضمن شرکتی که نگران از دست دادن نیروی انسانی اش هست، حداقل یه اقدام مفید در این زمینه میکنه و یه ترتیب اثری به این شرایط نابسامان میده که اینطور افراد متخصص سرخورده و دلسرد نشن و اینجا رو ترک نکنن. اتفاقا من از کسانی که تصمیم به اومدن به این مجموعه دارن دعوت میکنم که حتما بیان. بیان از نزدیک ببینن که نظرات ثبت شده با واقعیت اختلاف چندانی نداره. چه بسا چیزهایی خواهند دید که خیلی ها ملاحظه میکنن و ثبتش نمیکنن. البته این چیزی نیست که به این شرکت محدود بشه، همه جا هست. فقط اینجا بیشتر از بقیه جاها جا نماز آب میکشن. والسلام
من براب مصاحبه شغلی رفته بودم، اتفاقا دعوت به همکاریم شدم. ولی بعد دعوت به مصاحبه لینک استخدامب که تو جاب ویژن دادن محو شده بود. شرکت کاملا بی نظمی بود، هرج و مرج بالایی درش دیده میشد. و نکته قابل توجهای که دیدم این بود برای یک هفته ازمایشی رفتن ازم کارت شناسایی میخواستن که بزارم پیششون خوب من برام ازمایش میخواستم برم ببینم محیط دوست دارم یا خیر برام غیر منطقی بود درخواستتون. طبق نظرات منفی درست گفتن قراردادها بالا دو سال هستش. سفته مبلغ بالا میخوان و درب ورود و خروج کنترل شده است یعنی اجازه خروج دست مدیریت کنترل دوربین بشدت بالاست حقوق وزارت کاری کامنتا منفی واقعا واقعیت داره منو که نجات داد برای گرفتن تصمیم درست. اصلا تردید نکنید بیکار بمونید بهتر از انتخاب غلط هستش. ضعف مدیریتی از ابتدا ورود به شرکت دیده میشه و خودنمایی میکنه. یعنی من که ادم خیلی صبوری هستم عاشق محیط های چالش برانگیز نقطه مثبتی تو این شرکت دریافت نکردم که خودمو قانع کنم انتخاب درستی هستش برای همکاری. به تجربه دیگران احترام بزارید و درست انتخاب کنید. موفق و پیروز باشید
در اینجا با فضای پرانگیزه و خلاقی روبهرو میشدم. من از ابزارهای بهروز و فناوریهای تازه برای تولید محصولاتی باکیفیت استفاده میکردم و این نوآوریها حس مثبتی به کار روزانهام میداد. فضای کار به گونهای بود که همکاران برای بهبود محصولها احساس مسئولیت میکردند و دغدغه کیفیت را به طور مشترک پیگیری میکردند. شرکت کوچک اما با چالشهای فنی جدی من را به یادگیری سریع وادی میکرد.
من بیش از یک سال در شرکت دی رایانه نوین به عنوان کارشناس فروش فعالیت کردم. دلایل زیادی برای نارضایتی داشتم؛ از کاهش حقوق گرفته تا رفتارهای برخوردی که با خندهام سر کار ساده به حساب میآوردند و با تذکرهای سریع روبهرو میشدم. اگر تصمیم به استعفا میگرفتم یا از شرایط ناراضی بودم، معمولا به سرعت به آن اشاره میشد و در برابر ترک کار فشارها افزایش مییافت و گاهی هم برای جلوگیری از خروج، از من شکایت میکردند تا خسارت مطالبه کنند.
در یه تصمیم سخت کاری، من فهمیدم که نظرات سایت بدون وجود هیچ فیلتر و اعتبارسنجیای، قابل اعتماد نیستن و این موضوع میتونه ریسکزا باشه. من تا حالا تصور میکردم اینجا محتوایی که منتشر میشه، شاید به کار بگیره، اما تجربهام نشون داد که این نوع محتوا بیشتر منبع ترس و تردید ایجاد میکنه تا فرصتها رو حفظ کنه. درک میکنم که توی بازار پر رقابت و با دشواریهای درآمدزایی، شرکتها از کارکنانشون حمایت میخواهند و اختلافاتی که مطرح میشن، اغلب جنبههای شخصی دارن نه نمایانگر بد بودن کل مجموعه. با این وجود، وجود نداشتن نظارت و بررسی روی مطالب باعث میشه هر چیزی به سرعت منتشر بشه و این کارایی که انتظار دارم از یه مرجع معتبر نباشه. در نتیجه تصمیم گرفتم به جای تکیه بیش از حد به چنین سایتی، دقیقتر و محتاطتر بررسی کنم تا از تصمیمگیری دقیقتری برخوردار باشم. من هم مثل خیلیها در ابتدای کار تحت تأثیر نظرات نادرست قرار گرفتم اما تجربهام نشون داد که نتیجهاش فقط ضرر بود و بهتره با منطق و تجربههای واقعی پیش رفت. بنابراین با آرامش بیشتری و نگاه واقعبینانهتری به ماجرا نگاه میکنم و سعی میکنم تصمیمهایم رو با دقت بیشتری بگیرم.
دوست عزیزی که داری نظرات این سایت رو میخونی، تا حالا فکر کردی میشه به محتوای اینجا که نه ممیزی داره و نه اعتبارسنجی، اعتماد کرد؟! قبل از هر قضاوتی، یه لحظه خودتو بذار جای این شرکتها. تو این شرایط سخت بازار و مشکلات درآمدزایی، اگه جای اونا بودی چیکار میکردی؟ فکر نمیکنی بیشتر نظراتی که اینجا نوشته شده، ناشی از دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردیه؟ واقعیت اینه که تو هر کسبوکاری، منابع انسانی مثل سرمایهاش میمونه. پس منطقیه که یه شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولا حالت شخصی دارن، نه لزوما نشونه بد بودن کل اون مجموعه. راستش، محتوای این سایت بیشتر از اینکه کمکی کنه، باعث ترس، تردید و از دست دادن فرصتها میشه. اگه فکر میکنی این سایت چون اجازه میده هر نظری منتشر بشه، جای خوبیه، باید بگم سخت در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب نداره و هر چیزی همون لحظه منتشر میشه. یکم منطقیتر نگاه کنیم... من خودم اوایل تحت تأثیر نظرات این سایت بودم اما تجربهم از این تحت تأثیر قرار گرفتن، جز ضرر چیزی نشد. بیاییم عاقلانهتر تصمیم بگیریم.
راهی که باهاش برای من روشن شد این بود که به محتوای اینجا اعتماد زیادی نکرد و بهتره قبل از قضاوت پشت هر سخنی رو بررسی کنیم. در بازار پرسنگین امروز و با مشکلات درآمدزایی، اگر جای شرکتها بودم، راهکاری برای حفظ سرمایه انسانی و حمایت از نیروهایم پیدا میکردم چون منابع انسانی مثل سرمایهم رو تشکیل میدن. معمولا اختلافاتی که مطرح میشه جنبهی شخصی داره و الزامی نیست به معنی بد بودن کل مجموعه باشه. واقعیت اینه که این سایت بیش از اینکه کمکی کنه، ممکنه منجر به ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها بشه. اگر فکر میکنی چون هر نظری میتونه منتشر بشه، مکان خوبی میتونه باشه، باید بگم که تصور اشتباهی داری؛ چون هیچ نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود نداره و همهچی بهمحض انتشار پخش میشه. بیایم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من در آغاز تحتتأثیر نظرات سایت بودم اما تجربهم از اون تأثیر، جز ضرر نتیجهای نداشت. بیایید با هوشیاری تصمیم بگیریم.
من سه سال است که برای فکور به عنوان برنامهنویس کار میکنم و در این مدت با چالشهای زیادی رو به رو شدم. در ابتدای ورود با تغییرات گسترده تیم مواجه بودیم اما بعدا افراد حرفهای بیشتری به شرکت آمدند و جو کار آرامتر و دوستانهتر شد؛ تا به حال هیچکس استعفا نداده است. حقوقها در ابتدای سال تغییر کردهاند و امسال به شکل قابل توجهی بهبود یافتهاند. برای مناسبتهای مختلف چون تولد، روز زن و مرد و شب یلدا پاداش و هدایا دریافت کردهایم. یکی از مزایا، پرداخت بهموقع حقوق است و مدیر فنی شرکت هم کاملا منظم و حرفهای رفتار میکند. از نقاط ضعف میتوانم بگویم که وقتی کارمنی استعفا میدهد، تسویه حقوق آخرین ماه او انجام میشود.
در آغاز دورهای که با کمال انگیزه به کدنویسی میپرداختم، مسئولیت من به عنوان برنامهنویس در توسعه خدمات الکترونیکی مشخص بود. متن تجربه نشان میدهد که کار با عناصری تکراری و بیهدف در کد وجود داشت، اما در عین حال میخواهم از این تجربه به عنوان نقطهای برای یادگیری استفاده کنم و به کارگیری رویکردهای مؤثرتر را مدنظر قرار دهم. ظرفی که در آن کار میکردم، برای منفس بهکارگیری مهارتهای فنی و حل مسئله فرصت میداد، هرچند فضای کار، با دادههای نامشخص و رکود در خروجیها همراه بود. من تلاش میکردم تا با تمرکز بر بهبود کارایی، با حداقل خطاها به نتیجه مطلوب برسم و از طریق بازنگریهای مکرر کد، پایداری و قابلیت نگهداری پروژه را ارتقاء دهم. در مجموع، تجربهی من از این موقعیت نشان میدهد که مسیر کار یک برنامهنویس نیازمند صبر، دقت و تعهد به یادگیری مداوم است، تا بتوان در کنار تیم، محصول قابل اعتماد و کارآمدی ارائه کرد.
وقتی با من تماس گرفتن تا پاسخ بده، فهمیدم که این موضوع برایم جدی است و باید به خودم بیفتم. تلاش کردم با دقت به درآمدها نگاه کنم و به جایی برسم که به واقع شیرین باشد. با این حال تا این لحظه هیچکدام از اهداف محقق نشدهاند و نتیجهای که میخواستم، هنوز به دست نیامده است.
من به صورت دورکاری یک صفحه خانه برای شرکت رایان اندیشه نصر طراحی و تحویل دادم. پرداخت برای همان صفحه با تاخیر یک هفته انجام شد و بعد از آن قصد داشتند برای بستن قرارداد تماموقت با من همکاری کنند، اما وقتی متوجه شدم که بابت همان صفحه هم تاخیر وجود دارد، تصمیم به ادامه همکاری نگرفتم. با این وجود چهار مرتبه به محل کارگاه شرکت مراجعه کردم؛ رفتار مدیریتی آنجا بیشتر نشان از سو مدیریت داشت.
بزرگترین پروژه آی تی کشور ینی کارت سوخت رو که زمان مدیرای قبلیش با کلی هزینه احرا شده بود با مدیریت فاجعه بار مدیرای جدیدش به آتیش کشیدن. فاجعه سواد فنی در لایه مدیریت. اونی که گفته ۱۰ ساله اونجاست ینی دانشش ۱۰ ساله جا مونده . ینی یه بی سواده طبق دانش روز آی تی . ینی فقط بلده صبح بره سره مار با ظرف غذا. دمپایی بپوشه . بره تو سف توالت . با همکارا چرت بگه بخنده . ظهر غذاشو بزنه . مثلا جلسه ای بره. بعدم بره خونه. هر اول ماه دیزاستر دارن. کی پی آی معنی نداره . از بیکاری برای گروههای عملیاتی کار جور میکنن تا بیکار نباشن. جدیدا قیافه مدرنکرفتن تولد تبریکمیگن . به زور بگن ما خوشحالیم. ولی شیفت شب نباشه حقوق کارشناساش با رفته گر یکیه . از رو پارتی هم سمت میدن . پسر خاله و خواهر زاده بازی موج میزنه. اغلب مدیراش هم کچلن. خلاصه فاجعه کاریه نرید پیر میشید
به نظرم معاونین متاسفانه اطلاعات دزست به مدیرعامل نمیدن و با خودی رگ بینی و تحقیر دیگران باعث میشن پرسنل خوب استعفا بدن. این خیانت در حق مدیر سازمانه چون به اونها اعتماد کرده
شرکتی دارای ساختمان قدیمی که چند نفر آدمو با زور چپوندن تو دهن هم و تو یه اتاق سه در چهار ۱۰ تا میز چیدن و امکان تردد نیست . مثلا شرکت نرم افزاریه که قدیمی ترین سیستم هارو داره و مدام در حال هنگه و نرم افزارش مال صدسال پیشه و کلی مشتری ناراضی داره که زنگ میزنن و از نرم افزار گندشون شکایت میکنن ، حداقل وزارت کار حقوق کارمندای زحمتکشیه که از دل و جون مایه میذارن ، اینا تا سرکوچه هم راپورچی دارن تا سر دربیارن که با کی تو رابطه این و کار و زندگیشونو بابت این موضوع و چک کردن مداوم دوربین کنار میذارن ، دوسه تا ****** لنگه خودشون گذاشتن تو بخش های مدیریت و اکثر افراد تو یه مدت کم استعفا میدن و جونشونو برمیدارن و فرار میکنن
این تجربه برای من تجربهای کاملا ناامیدکننده بود؛ مدیر منابع انسانی هیچ تسلطی نداشت و مدیرعامل نیز اهمیت زیادی به نیروهایش نمیداد. در جاباما احساس میکردم که تنها میمانم با تیمی که وجود دارد و اگر خوششانسی با من همراه شود، میتوانم تحمل قوانین سنگین و فشارهای کاری را با کنم. در آنجا زمان کار معنا ندارد و با فهرستی بیپایان از وظایف روبهرو میشویم که باید انجام شوند؛ ممکن است روزی بیش از دوازده یا سیزده ساعت کار کنم و حتی یک روز مرخصی نیز در دسترس نیست. از آنجایی که قرارداد یا محدودهی زمانی مشخصی برای کار تعریف نشده بود، اصولا حق مرخصی قانونی چندان معنایی نداشت. به نظر من، اگر کسی میخواهد اعصاب و روانش را به چالش بکشد، جاباما را تجربه کند.
درود من مدت کوتاهی همکاری داشتم با کاربین، ولی تو همین مدت با پروندههای مختلف از کشورای مختلف آشنا شدم. برای کسی که دنبال تجربه تو این فیلده، خوبه. موفق باشید.
این شرکت اصلا از نظر فرهنگی جای خوبی نیست. تمامی مواردی که به عنوان عیب انتخاب می کنم این شرکت رو در بد بودن تایید می کند. متأسفانه مرجع اداری که به فسادها رسیدگی کنه وجود ندارد. یک مثال میزنم که متوجه بشید. تصور کنید مدیرعامل یک زیرمجموعه از شوهرش طلاق بگیره و مهریه رو هم تمام و کمال بگیرد و شوهر خوبش را بپیچاند و برود با مدیرعامل کامکار ازدواج کند. من به نظرم کامکار دست دوم بازه و شرکتش به شدت مزخرفه.کاش پدرش ادبش میکرد. فساد اداری بدی تو این شرکت هست.
اگر میخواید داغون ترین شرکت ممکن کار کنید و گند بزنید به رزومتون حتما تایگر کنید تا روزی هزار بار آرزوی خروج از اون جهنم رو داشته باشید ، اینا تا تو زندگی شخصی تون دخالت نکنن و راجب پوشش و روابطتون نظر ندن ولتون نمیکنن ، یه مشت ****** دور هم جمع شدن شرکت زدن ، که اگه تست اعصاب و روان ازشون بگیرن ****** منابع انسانی ***** نیست چه برسه مدیریت، مدیرعاملشم که ****** پرسنل و داره با دوربین چکشون میکنه ، ازتونم که سفته با مبالغ بالا مطالبه میکنه و با همون تهدیدتون میکنه ، یه فیش حقوقی هم به پرسنل نمیده ، در این حد ******، اگرم یه لحظه گوشی دستتون بگیرید بدو زنگ میزنن که چرا ، خلاصه اینکه از یه فرسخی اینجا هم رد نشید
برای مصاحبه با این شرکت دعوت شدم و قرار بود جلسه راس ساعت شش برگزار بشه. من مثل همیشه زودتر به دفتر رسیدم، اما مشخص شد که باید تا رسیدن به ساعت مقرر صبر کنم و تا زمانی که مسئولان به من نگویند بالا برو، نمیشد جلسه را آغاز کرد. در نهایت با وجود انتظار، در ساعت شش هنوز جلسهای آغاز نشده بود و پس از ده دقیقه پیام دادن که بابت تاخیر عذرخواهی میکنند و به محض تمام شدن جلسه، حتما با من صحبت میکنند. اما تا ساعت یکی بیست هنوز خبری از جلسه نبود و من تصمیم گرفتم پیامی بدهکار بنویسم و به طور یکطرفه حضورم را لغو کنم و شرکت را ترک کردم. در مجموع این تجربه را تحمل کردم تا بفهمم این شرکت تا چه حد نسبت به زمان و حضوری که برای آنها صرف میشود، بیاهمیت است. به نظر من چنین سازمانی برای وقت دیگران ارزش قائل نیست و بهتر است از همکاری با آن پرهیز کرد. همچنین شنیدم که نام شرکت اخیرا از ابر زس به آبالون تغییر پیدا کرده است.
الان شما نگاه کنید آخر سالی رییس نرم افزار چه شو مسخره ای راه انداخت، یه نظر سنجی برگزار کرد دو سوم نرم افزاریا شرکت کردن (یک سوم شرکت نکردن) براشم مهم نبود که یه سری که از قضا ناراضی ها هستن شرکت نکردن. هدف چی بود ببینه چند درصد منتقدها جرات میکنن نظرشون و با جسارت بنویسن و اینکه یه آمار بگیره ببینه اینایی که اینجا پست میذارن آیا در بین نرم افزاری ها هستن یا نه! و خلاصه یه ته تویی در بیاره ببینه چه خبره. بعدشم یه شو مسخره تر راه انداخت نشستن با کارشناس مسئولا خوندن! نه نتیجه خاصی داشت نه اتفاق خاصی افتاد. فقط خواست ببینه اوضاع از چه قراره و چه میزان متهم و مورد تهدید هست. هیچ کدوم از محتوایی که نوشته شد ذره ای اهمیت نداشت. آقا این واحد خود خود سیرکه! خیلی خودتون اذیت نکنید.
کسی که پست قبل من و نوشته فرد منتفعی هست که تلاش میکنه ادای آدمای دلسوز و در بیاره و سعی در انکار وجود مشکلات داره. اگه ذره ای با آنالیز داده آشنا بود این حرف و نمیزد. وقتی یک مجموعه ای از انتقادات اون هم به شکل تکرار پذیر در مورد اشخاص و مافیای خاص در یک شرکت ثبت میشه و از طرف دیگه افراد دیگه ای (غیر شما) وجودش و انکار نمیکنن، معنی اش اینه که مشکلات مطرح شده به شکل جدی وجود داره. فقط افراد بر اساس روحیه، کاراکتر و میزان آسیبی که دیدن به اشکال گوناگون احساسشون رو بروز میدن. اما اصل داستان که به شدت مورد نقد هست سر جاشه. پس تلاش نکن خوش خدمتی کنی، این داده ها هر چی بیشتر بشه خود به خود بدون نیاز به ممیزی خاصی قابل غربال کردن هست. در ضمن شرکتی که نگران از دست دادن نیروی انسانی اش هست، حداقل یه اقدام مفید در این زمینه میکنه و یه ترتیب اثری به این شرایط نابسامان میده که اینطور افراد متخصص سرخورده و دلسرد نشن و اینجا رو ترک نکنن. اتفاقا من از کسانی که تصمیم به اومدن به این مجموعه دارن دعوت میکنم که حتما بیان. بیان از نزدیک ببینن که نظرات ثبت شده با واقعیت اختلاف چندانی نداره. چه بسا چیزهایی خواهند دید که خیلی ها ملاحظه میکنن و ثبتش نمیکنن. البته این چیزی نیست که به این شرکت محدود بشه، همه جا هست. فقط اینجا بیشتر از بقیه جاها جا نماز آب میکشن. والسلام
من براب مصاحبه شغلی رفته بودم، اتفاقا دعوت به همکاریم شدم. ولی بعد دعوت به مصاحبه لینک استخدامب که تو جاب ویژن دادن محو شده بود. شرکت کاملا بی نظمی بود، هرج و مرج بالایی درش دیده میشد. و نکته قابل توجهای که دیدم این بود برای یک هفته ازمایشی رفتن ازم کارت شناسایی میخواستن که بزارم پیششون خوب من برام ازمایش میخواستم برم ببینم محیط دوست دارم یا خیر برام غیر منطقی بود درخواستتون. طبق نظرات منفی درست گفتن قراردادها بالا دو سال هستش. سفته مبلغ بالا میخوان و درب ورود و خروج کنترل شده است یعنی اجازه خروج دست مدیریت کنترل دوربین بشدت بالاست حقوق وزارت کاری کامنتا منفی واقعا واقعیت داره منو که نجات داد برای گرفتن تصمیم درست. اصلا تردید نکنید بیکار بمونید بهتر از انتخاب غلط هستش. ضعف مدیریتی از ابتدا ورود به شرکت دیده میشه و خودنمایی میکنه. یعنی من که ادم خیلی صبوری هستم عاشق محیط های چالش برانگیز نقطه مثبتی تو این شرکت دریافت نکردم که خودمو قانع کنم انتخاب درستی هستش برای همکاری. به تجربه دیگران احترام بزارید و درست انتخاب کنید. موفق و پیروز باشید
در اینجا با فضای پرانگیزه و خلاقی روبهرو میشدم. من از ابزارهای بهروز و فناوریهای تازه برای تولید محصولاتی باکیفیت استفاده میکردم و این نوآوریها حس مثبتی به کار روزانهام میداد. فضای کار به گونهای بود که همکاران برای بهبود محصولها احساس مسئولیت میکردند و دغدغه کیفیت را به طور مشترک پیگیری میکردند. شرکت کوچک اما با چالشهای فنی جدی من را به یادگیری سریع وادی میکرد.
من بیش از یک سال در شرکت دی رایانه نوین به عنوان کارشناس فروش فعالیت کردم. دلایل زیادی برای نارضایتی داشتم؛ از کاهش حقوق گرفته تا رفتارهای برخوردی که با خندهام سر کار ساده به حساب میآوردند و با تذکرهای سریع روبهرو میشدم. اگر تصمیم به استعفا میگرفتم یا از شرایط ناراضی بودم، معمولا به سرعت به آن اشاره میشد و در برابر ترک کار فشارها افزایش مییافت و گاهی هم برای جلوگیری از خروج، از من شکایت میکردند تا خسارت مطالبه کنند.
در یه تصمیم سخت کاری، من فهمیدم که نظرات سایت بدون وجود هیچ فیلتر و اعتبارسنجیای، قابل اعتماد نیستن و این موضوع میتونه ریسکزا باشه. من تا حالا تصور میکردم اینجا محتوایی که منتشر میشه، شاید به کار بگیره، اما تجربهام نشون داد که این نوع محتوا بیشتر منبع ترس و تردید ایجاد میکنه تا فرصتها رو حفظ کنه. درک میکنم که توی بازار پر رقابت و با دشواریهای درآمدزایی، شرکتها از کارکنانشون حمایت میخواهند و اختلافاتی که مطرح میشن، اغلب جنبههای شخصی دارن نه نمایانگر بد بودن کل مجموعه. با این وجود، وجود نداشتن نظارت و بررسی روی مطالب باعث میشه هر چیزی به سرعت منتشر بشه و این کارایی که انتظار دارم از یه مرجع معتبر نباشه. در نتیجه تصمیم گرفتم به جای تکیه بیش از حد به چنین سایتی، دقیقتر و محتاطتر بررسی کنم تا از تصمیمگیری دقیقتری برخوردار باشم. من هم مثل خیلیها در ابتدای کار تحت تأثیر نظرات نادرست قرار گرفتم اما تجربهام نشون داد که نتیجهاش فقط ضرر بود و بهتره با منطق و تجربههای واقعی پیش رفت. بنابراین با آرامش بیشتری و نگاه واقعبینانهتری به ماجرا نگاه میکنم و سعی میکنم تصمیمهایم رو با دقت بیشتری بگیرم.
دوست عزیزی که داری نظرات این سایت رو میخونی، تا حالا فکر کردی میشه به محتوای اینجا که نه ممیزی داره و نه اعتبارسنجی، اعتماد کرد؟! قبل از هر قضاوتی، یه لحظه خودتو بذار جای این شرکتها. تو این شرایط سخت بازار و مشکلات درآمدزایی، اگه جای اونا بودی چیکار میکردی؟ فکر نمیکنی بیشتر نظراتی که اینجا نوشته شده، ناشی از دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردیه؟ واقعیت اینه که تو هر کسبوکاری، منابع انسانی مثل سرمایهاش میمونه. پس منطقیه که یه شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولا حالت شخصی دارن، نه لزوما نشونه بد بودن کل اون مجموعه. راستش، محتوای این سایت بیشتر از اینکه کمکی کنه، باعث ترس، تردید و از دست دادن فرصتها میشه. اگه فکر میکنی این سایت چون اجازه میده هر نظری منتشر بشه، جای خوبیه، باید بگم سخت در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب نداره و هر چیزی همون لحظه منتشر میشه. یکم منطقیتر نگاه کنیم... من خودم اوایل تحت تأثیر نظرات این سایت بودم اما تجربهم از این تحت تأثیر قرار گرفتن، جز ضرر چیزی نشد. بیاییم عاقلانهتر تصمیم بگیریم.
راهی که باهاش برای من روشن شد این بود که به محتوای اینجا اعتماد زیادی نکرد و بهتره قبل از قضاوت پشت هر سخنی رو بررسی کنیم. در بازار پرسنگین امروز و با مشکلات درآمدزایی، اگر جای شرکتها بودم، راهکاری برای حفظ سرمایه انسانی و حمایت از نیروهایم پیدا میکردم چون منابع انسانی مثل سرمایهم رو تشکیل میدن. معمولا اختلافاتی که مطرح میشه جنبهی شخصی داره و الزامی نیست به معنی بد بودن کل مجموعه باشه. واقعیت اینه که این سایت بیش از اینکه کمکی کنه، ممکنه منجر به ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها بشه. اگر فکر میکنی چون هر نظری میتونه منتشر بشه، مکان خوبی میتونه باشه، باید بگم که تصور اشتباهی داری؛ چون هیچ نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود نداره و همهچی بهمحض انتشار پخش میشه. بیایم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من در آغاز تحتتأثیر نظرات سایت بودم اما تجربهم از اون تأثیر، جز ضرر نتیجهای نداشت. بیایید با هوشیاری تصمیم بگیریم.
من سه سال است که برای فکور به عنوان برنامهنویس کار میکنم و در این مدت با چالشهای زیادی رو به رو شدم. در ابتدای ورود با تغییرات گسترده تیم مواجه بودیم اما بعدا افراد حرفهای بیشتری به شرکت آمدند و جو کار آرامتر و دوستانهتر شد؛ تا به حال هیچکس استعفا نداده است. حقوقها در ابتدای سال تغییر کردهاند و امسال به شکل قابل توجهی بهبود یافتهاند. برای مناسبتهای مختلف چون تولد، روز زن و مرد و شب یلدا پاداش و هدایا دریافت کردهایم. یکی از مزایا، پرداخت بهموقع حقوق است و مدیر فنی شرکت هم کاملا منظم و حرفهای رفتار میکند. از نقاط ضعف میتوانم بگویم که وقتی کارمنی استعفا میدهد، تسویه حقوق آخرین ماه او انجام میشود.