با وجود توافق اولیه، تصمیم گرفتم وارد شرکت بیمیتو نشوم؛ تجربهای که بعد از تصمیم خروج از آنجا هنوز مدتها ذهنم را مشغول کرد. به دوستانی که قصد دارند در این شرکت کاری را آغاز کنند، توصیه میکنم خود را گرفتار نکنند، زیرا ابهامات زیادی در جنبههای مختلف وجود داشت که پاسخ مناسبی برای آنها پیدا نمیشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دو هفته اول شرکت برای من با فضای سرد و بیتفاوت آزمون میشد؛ در یک موقعیت استخدامی که پروژهای برای حل به کارجوها میدهند، متوجه شدم که بعضی افراد پاسخگو نیستند و بلد نیستند کار را درست انجام دهند. نتیجه این میشود که پروژهها به کارجویان واگذار میشود تا آنها مشکل را حل کنند، اما در نهایت بدون توجه به تلاشهای اولیه، دوباره رد میشوند. این روند بارها تکرار شد و به نظر میرسید که تیمی بیاشتیاق و غیرکارشناسته، کار را به عهده میگیرد و از ارزیابی دقیق مهارتها خودداری میکند.
شرکت که نیست اتاق فراره یه مشت رییس ****** داره حق و حقوق درست پرداخت نمیکنند سنوات باید بدویی دنبالش کار ۴ نفر از یه نفر میخوان من که از کار کردن تو این شرکت سلامت روانم از دست دادم اگر ذره ای برای خودتون و عمر جوونیتون ارزش قائل هستین قبل انتخاب این شرکت بیشتر تحقیق کنید.
در کمال ناباوری ، با تدبیر هوشمندانه مدیرعامل بانک مسکن و مشاورانش ، شب عید مدیر عامل جدید ناواکو انتصاب شد و مدیرعامل ( دلقک ) روانی ناواکو که تحت حمایت شدید حراست و یکی از اعضای هیات مدیره بانک مسکن بود ، شب عید برکنار شد و محیط پرتنش ناواکو که توهمات بچگانه و رفتارهای زننده مدیرعامل در دو سال اخیر باعث اخراج همکارای متخصص قدیمی و باسابقه ما بود ،بعد از عید به یک محیط آرام تبدیل شده که امیدواریم مدیران و کارکنان باسابقه ناواکو که اکثرا سال قبل رفتن ، دعوت به کار بشن . شرکت ناواکو با طرح هلدینگ و مدیرعامل منطقی با تجربه بالای شرکت های فناوری بانکی و مشاوران باسوادش ، کلیه کارکنانو به آینده امیدوار کرده
مدیر امور مشتریان جواد گوگانی بسیار فرومایه و بی ادب هستن که جیبش رو از سکه های امامی و بهار آزادی و دلار و یورو از شرکت پر میکنه . اکثر پرسنل با حقوق پایین کار میکنن که جیب ایشون و سایر فک و فامیل رو پر کنند. مدیر عامل فعلی هم که خواهر و خواهر همسر و سایر فامیل رو اوردن اینجا که به نوایی برسن. شرکت فقط برای فامیل و اقوام و پاچه خوارها خوبه.
من حدود یک ساله که اینجا هستم، مثل همه شركت ها اينجا هم بي نقص نيست و مشكلاتي دارد، تقریبا بخاطر كارم من در تمام تیم های این شرکت کار کردم صادقانه بخوام بگم کامنت های منفی که در اینجا وجود دارد جزو ضعف های شرکت نیست و از سمت شخصی گذاشته میشه که خودش باعث بانی بیشتر مشکلات در این شرکت بود و اکثر قریب به اتفاق بچه ها در همکاری با ایشان چالش داشتند و علیه ایشان به منابع انسانی و مدیرهای مربوطه شون علي الخصوص مديرعامل شرکت شکلایت کردند و نامه کتبی نوشتند ولي ايشان علی رغم اصرار شدید به همکاری وقت دید شرکت باهاش قرارداد نمیبنده، شروع به بهم زدن جو شرکت و بدنام كردن نام افراد به هر شكل و طريقي کرد، پروژه ها و كارهاي خيلي حرفه ای و با سرعت بالا در حال انجام هست، به نظرم از سطح کامنت های غیر حرفه ای که توسط اين شخص نوشته تو این محیط هم میشه گویای همه چیز هست و به زودی از نظر حقوقی ایشان باید پاسخگوی این کامنت ها در فضای مجازی باشند😊
راست میگن، این ***** هیچی بلد نیست، فقط داره وقت همه رو پشت سرهم تلف میکنه، حتی کسایی که تو اتاقش هم هستن احساس نارضایتی دارند. امیدوارم کمی بتونه یاد بگیره
در شرکت پرداخت الکترونیک سداد با وجود، بخش فنی سداد یا همان بک آفیس، واقعیتی وجود دارد که مدیران مستقر در آن سابقهی مدیریتی دارند و به همین دلیل حرف حرفشان است. آنها مابقی تیم را به اندازهای که لازم است دخالت میکنند و به گونهای با همدیگر تعامل دارند که گویی جامعهی خودشان است. اگر احساس خطر کنند، احتمالا طرف مقابل را کنار میزنند و هر کاری لازم باشد انجام میدهند. اکثر کارشناسان را بهگونهای انتخاب میکنند که از نظر سطح سواد معمولی باشند تا بعدها برایشان مزاحمتی ایجاد نشود. همه همدیگر را میشناسند و در ظاهر با تو همکاری میکنند و خوب رفتار میکنند. اما زیرآب زدن هم ممکن است وجود داشته باشد؛ اگر احساس خطر کنند، ریشهای برخورد میکنند و ضربه میزنند.
یه واقعیتی هست اینه که تو دیجیکالا به خانما بیشتر بها داده میشه.البته اگه براساس شایسته سالاری باشه عالیه.ولی اینجا صرفا ظاهریه.تو تست ،پشتیبانی ،پروداکت .اینم به خاطره اقایون هول اینجاست که هم مصاحبه کنندن هم کارشناسا.نمیدونیم چی کار کنیم واقعا.
تست تپسی قبلا خوب بود.الان متاسفانه ترکیده . بهشته ادمای خاله زنک و. بی سواده تپسی.رانتی و رابطه ایه اینجا.مجیزگو باشی جاته اینجا.سواد داشته باشی باید حاتو عوض کنی .
از تجربیتم در شرکت پیشگامان توسعه ارتباطات چنین برمیآید که فشارکاری از طرف تیم کیفیت خیلی بالا است و در ابتدای کار به کوچکترین حرف هم ایراد میگیرند. راهنمایی شیفتها خوب ارائه میشود، اما پشتیبانی به نظر کماطلاع و نامناسب است و افراد درستی برای این کار انتخاب نشدهاند. رسیدگی به امور مشتریان با تاخیر انجام میشود و مشتریان گاه ناراضی هستند و این موضوع اعصاب را تحت فشار قرار میدهد. در فضای کاری مسابقهای و پارتیبازی هم دیده میشود. با کمی تلطیف صدا میشود متوجه تفاوت در درجات و اهمیت شد؛ به عبارتی به نظر میرسد سطح وظایف بسته به برخورد افراد تغییر میکند. حقوق همواره بهموقع پرداخت نمیشد و گاهی با تاخیر تا دو ماه انجام میگرفت. نظم داخلی کم است و ممکن است هر کس بخواهد برای شما موقعیت خوبی دست و پا کند. فضا تا حدی زیرابزنی دارد. احتمالا میتوانید در شرکت تعداد کمی از همکاران خوب و درستکار پیدا کنید. خودم بهطور شخصی این کار را توصیه نمیکنم چرا که به اعصاب و روان فشار وارد میکند؛ اگر توانایی بالایی در مدیریت فشار دارید، شاید بررسیش برای شما مقدور باشد.
با وجود محیط کار ناامن و ناسالم، مدتی را در واحد مالی شرکت گزراندن که اکنون تصمیم به ترک کار گرفتهام و میخواهم تجربهام را به اشتراک بگذارم. فضای کار به شدت توأم با تنش و فضایی غیر قابل تحمل بود. ریحان حسابداری با نام م.ک، رفتاری ناسالم و ناپسند از خود نشان میداد و به سوءاستفادههای احتمالی از همکاران فکر میکرد. این جو حاکم بر واحد، پر از حرفهای بیثبوت و رفتارهای نامناسب بود و حالتی شبیه به نمایشهای غیرواقعی را در محیط ایجاد میکرد. مدیر مالی با نام ا.ض، برخوردی بیادب و بیوجدان داشت و به جای پرداختن به وظایف حرفهای، بیش از هر چیز به مشکلات شخصی و حاشیهسازی میپرداخت. حضورش در برخی مواقع به شکل چالشبرانگیزی بود و تمرکز روی کار پایین بود. معاون مالی با نام ر.ع، رفتاری ریاکارانه، بیادبانه و بدون وجدان از خود نشان میداد که به تدریس و گفتوگو درباره مسائل مالی کماجتهادی میانجامید و به نظرم محیط را بحرانیتر میکرد. در برخی برخوردها، فردی با ظاهر متدین اما رفتارهایی غیرمسئولانه و سوء استفادهجویانه دیده میشد که در دفتر آن شخص رفتارهایی ناپسند رخ میداد. من حساس شده و ترسیده بودم و تصمیم گرفتم از ماجراها فاصله بگیرم و بیخیال شوم. در نهایت به این نتیجه رسیدم که مدیران این واحد، با مشکلات رفتاری و شخصیتی زیادی همراه بودند و این وضعیت اثر منفی عمیقی بر کار و فضای کاری گذاشته بود. تصمیم گرفتم جای کار را ترک کنم تا از محیطی چنین چالشبرانگیز دور شوم.
در این تجربه دیدم که شرکت بازاریابی شبکهای مروارید پنبهریز به شدت پر از حاشیه و منفی است. چاپلوسی و باندبازی در آن به خوبی رخ میدهد و فساد هم وجود دارد. تعرض به همچنان آسانی برای افراد دختر اتفاق میافتد و مدیر منابع انسانی بسیار خودخواه و بیوجدان است؛ هر موقع ما چیزی را با او در میان میگذاشتم، وضعیت بهطور قابل توجهی بدتر میشد و به افراد متعرض هم پشت میکرد.
من ده سال را در این شرکت پشت سر گذاشتم و به عنوان کارشناس واحد تحقیق و توسعه مشغول به کار بودم، با تمام انرژی و تخصصم وقت میگذاشتم. اما متأسفانه اینجا تبدیل به جایی شد که گروههای سفارش شدهای با نفوذ حکومتی تمام کارها را در دست گرفتند و مدیران مستقیمی که داشتم، زنی بود که ظاهرا بااقتدار به نظر میرسید ولی رفتارهایی عقدهای داشت. پس از ده سال کار صادقانه، در یکی از پایان سالها نامه عدم نیاز من را صادر کردند. جالب است بدانید روز اول استخدام اعلام کردند که از مزایا و بهرهوری شرکت صحبت میشود، اما واقعا مزایا و کارانهای وجود ندارد و هر تصمیمی به سلیقه مدیر بالادستی بستگی دارد؛ اگر فقط به او بگویی بالای چشم مدیر ابرو هست، به سرعت همه چیز را صفر میکنند. به دفعات نامههای رسمی و اداری به مدیریت، واحد اداری و رئیس شرکت ارسال کردم، اما پاسخی نگرفتم. بعد از چنین مدت زمان و خدمات، شرکت تصمیم گرفت تا سنوات و باقیمانده مرخصی را پرداخت نکند و مجبور شدم از طریق شکایت و وکیل پیگیری کنم. در اینجا همه کارها در اختیار یک زن قرار دارد و او نقش ملکه و حاکم بر شرکت را ایفا میکند؛ اکثر مدیران و معاونان حتی حاضر نیستند به خاطر نیرو با او مذاکره کنند. من از این محیط خارج شدم و در یک شرکت دیگر مشغول به کار شدم. فضای شرکت فرادیس تا حدی ناسالم است که این خانم حتی اجازه میدهد شما در جای دیگر مشغول به کار هم نشوید و با پیگیری و مزاحمت مانع اشتغال مجددتان میشود، انگار که همه بندهوار در اختیار او باشند. در نهایت به دوستانم میگویم اگر واقعا میتوانید تحمل کنید با وجود ساعات کار سخت و وضعیت نامساعد، در شرکتی با امنیت شغلی پایین پیش نروید. محیط اینجا را به عنوان مکانی که به خاطر امنیت شغلی کم است، ساده نگیرید و وقت خود را در این شرکت تلف نکنید. در کل توصیه میکنم اگر پارتی و نفوذ ندارید، به هیچ عنوان وارد چنین محیطی نشوید؛ سرمایه عمرتان با کارکردن در اینجا خیلی سریع از بین میرود. همچنین باید گفت که اگر سنتان بالا رفت، احتمال اخراج بدون امنیت شغلی نیز وجود دارد و نمیتوانید به راحتی جای امنی پیدا کنید.
من دوماه تقریبا تو کوروش ستادی ارومیه کار کردم واقعا به جز خرحمالی چیزی ندیدم به کارای دیگت نمیرسی نوشته 8 ساعت در حالی که 10-12 ساعته مخصوصا روزای جنس میاد هروز باید کلی جنس ببری بیاری - 6 ماه یک بار حداقل انبار گردانی که کم بیاد از شما میگیرن جنس ضایعات بشه یا کم مونده باشه خراب بشه از شما میگیرن برای انرژی گرفتن باید یه چیزی بخورری حساب کنی پاداش و اینا میره برای ضایعات و یکم خورد و خوراک خودت با ماشین بری که بنزین و ... و خیلی مونده به سرپرست و جانشین چقدر بهتون ارزش میده در کل اگه مجبور نباشین سمتش نرین تنها مزیتش حقوق به موقعش بود
یعنی واقعاااا حیف عمر ادم ک تو این مجموعه باشه اینا میخوان کلا مثل یه ربات براشون کار کنی بدون هیج اعتراضی حتی پول تک به تک اوانسانییی ک بهتونبدن رو هم میگیرن الکی باورشون نکنین چون همه حرفاشون دروغه برخورد پرنسل و مدیر هم ک صفر واقعاااا باعث هدررفته عمره کار کردن براشون حتیکادو مناسبتی هم داشتن ولیبه ما چیزی داشته نشد حتی توی شب یلدا به همه دادن به جز نیروهای جدید عجیبه واقعا
برای پیشبرد حرفهایام به آبگینه پرداز شرق رفتم و تجربهام را در آنجا آغاز کردم. روزهای اول همهچیز خوب بود، اما به مرور سوءتفاهمها و کمبود هماهنگی مدیر نرمافزار و مدیر داخلی شرکت را نسبت به نیروهای تازهکار بیش از حد مشهود کرد. احساس میکردم بعضی مواقع کارها به سختی و با تحميل از بالا به پایین انجام میشود و در مواردی اشتباهات از جانب مدیران به نیروی تازهکار نسبت داده میشود. یکی از این مدیران داخلی به نظر میرسید با وجود تشریفات و عناوین متعدد، درک دقیقی از وظایف و کارکرد واقعی آن پست ندارد. به نظر میرسید که در برخی روزها تجربههای مدیریتی در حوزههای مختلف به جای تخصص مناسب به کار گرفته میشود و این موضوع باعث سردرگمی در تیم میشد. با وجود این، از این بابت خوشحال نبودم که این نیروهای کمکارساز و منفی بر فضای کار سایه افکندهاند و امید داشتم که شرکت برای بهبود شرایط فکری به حال این دو نفر کند. اما تجربهای که به عنوان نکتهی مثبت در ذهن دارم، حضور مدیرعامل و مدیران دیگر هست که واقعا برایم قابل تقدیر بودند. مدیرعامل با رفتاری همدلانه کنار من مینشست و با اعتماد به نفس و اشتیاق به من آموزش میداد؛ فهماندم که من تازه کارم و نگران اشتباهاتم هستم. او گفت ما یک خانوادهایم و این نگرش برای من انگیزهبخش بود. مدیر مالی هم با منش اخلاقی عالی، همچون یک خواهر بزرگتر بود و از او مسئولیتپذیری و اخلاق حرفهای را آموختم. همچنین مدیر کارخانه هم با رفتار واقعا انسانیاش برایم نمونه بود. در کل امیدوارم آبگینه رشد کند و برای تیم خود و همه جویندگان کار، محیطی سازندهتر فراهم شود.
سلام من به عنوان کسیکه یکسال کامل رو توی مجموعه هیوا بودم میخوام نظرمو بنویسم تا شاید کمک کنه به کسی که میخواد تصمیم بگیره برای کار.تعطیلات نوروز کاملا برنامه ریزی شده ست و مثه خیلی از جاهای دیگه نیمه اول و دوم میشه و تعطیلات مشخص میشه.افزایش حقوق سالانه و عیدی پاداش رو داشتم.روزای پیک کاریمون مشخصه از قبل، میشه براش برنامه ریزی کنیم.هر وقت نیاز داشتم مرخصی گرفتم.حقوقم اول هرماه پرداخت شده که خیلی خوب میتونم روی پرداخت اول ماهش برنامه داشته باشم.خودمم همه تلاشمو کردم که بهترین خودم باشم و خوب یاد بگیرم از اموزشایی که داشتم که البته تلاشم برای بهتر شدن دیده شده و این یعنی مدیریت حرفه ای.
محیطی به شدت سمی، مدیر عامل فقط دنبال منافع فردیشه هیچ کار مفید و یا پروژه مفید نداره، و تمام چرخش شرکت دست ****، سوابقش هم قابل پیگیریه، اگر دوست دارید روانتون پریش بشه حتما این شرکت رو امتحان کنید
تمام این دشمنی هایی که بین کارمندهای شرکت بوجود می اد کاملا خواسته و سیاست های مدیر اون مجموعه است. نیروهای کار یک مجموعه افراد بی گناهی هستند که تحت شرایط محیطی اون جو قرار می گیرند و اینجوری همدیگر رو قضاوت می کنند. اینکه جنگ بنداز و حکومت کن رو کاملا میشه از نظراتی که افراد این مجموعه بیان می کنند پی برد. کارگران و کارمندان مجموعه مثل جعبه ابزار این مدیران هستند. شما فکر می کنید دیگران زیراب شما رو زدند در صورتی که مدیران بی وجدان این شرایط جوی رو بوجود می اورند
با وجود توافق اولیه، تصمیم گرفتم وارد شرکت بیمیتو نشوم؛ تجربهای که بعد از تصمیم خروج از آنجا هنوز مدتها ذهنم را مشغول کرد. به دوستانی که قصد دارند در این شرکت کاری را آغاز کنند، توصیه میکنم خود را گرفتار نکنند، زیرا ابهامات زیادی در جنبههای مختلف وجود داشت که پاسخ مناسبی برای آنها پیدا نمیشد.
دو هفته اول شرکت برای من با فضای سرد و بیتفاوت آزمون میشد؛ در یک موقعیت استخدامی که پروژهای برای حل به کارجوها میدهند، متوجه شدم که بعضی افراد پاسخگو نیستند و بلد نیستند کار را درست انجام دهند. نتیجه این میشود که پروژهها به کارجویان واگذار میشود تا آنها مشکل را حل کنند، اما در نهایت بدون توجه به تلاشهای اولیه، دوباره رد میشوند. این روند بارها تکرار شد و به نظر میرسید که تیمی بیاشتیاق و غیرکارشناسته، کار را به عهده میگیرد و از ارزیابی دقیق مهارتها خودداری میکند.
شرکت که نیست اتاق فراره یه مشت رییس ****** داره حق و حقوق درست پرداخت نمیکنند سنوات باید بدویی دنبالش کار ۴ نفر از یه نفر میخوان من که از کار کردن تو این شرکت سلامت روانم از دست دادم اگر ذره ای برای خودتون و عمر جوونیتون ارزش قائل هستین قبل انتخاب این شرکت بیشتر تحقیق کنید.
در کمال ناباوری ، با تدبیر هوشمندانه مدیرعامل بانک مسکن و مشاورانش ، شب عید مدیر عامل جدید ناواکو انتصاب شد و مدیرعامل ( دلقک ) روانی ناواکو که تحت حمایت شدید حراست و یکی از اعضای هیات مدیره بانک مسکن بود ، شب عید برکنار شد و محیط پرتنش ناواکو که توهمات بچگانه و رفتارهای زننده مدیرعامل در دو سال اخیر باعث اخراج همکارای متخصص قدیمی و باسابقه ما بود ،بعد از عید به یک محیط آرام تبدیل شده که امیدواریم مدیران و کارکنان باسابقه ناواکو که اکثرا سال قبل رفتن ، دعوت به کار بشن . شرکت ناواکو با طرح هلدینگ و مدیرعامل منطقی با تجربه بالای شرکت های فناوری بانکی و مشاوران باسوادش ، کلیه کارکنانو به آینده امیدوار کرده
مدیر امور مشتریان جواد گوگانی بسیار فرومایه و بی ادب هستن که جیبش رو از سکه های امامی و بهار آزادی و دلار و یورو از شرکت پر میکنه . اکثر پرسنل با حقوق پایین کار میکنن که جیب ایشون و سایر فک و فامیل رو پر کنند. مدیر عامل فعلی هم که خواهر و خواهر همسر و سایر فامیل رو اوردن اینجا که به نوایی برسن. شرکت فقط برای فامیل و اقوام و پاچه خوارها خوبه.
من حدود یک ساله که اینجا هستم، مثل همه شركت ها اينجا هم بي نقص نيست و مشكلاتي دارد، تقریبا بخاطر كارم من در تمام تیم های این شرکت کار کردم صادقانه بخوام بگم کامنت های منفی که در اینجا وجود دارد جزو ضعف های شرکت نیست و از سمت شخصی گذاشته میشه که خودش باعث بانی بیشتر مشکلات در این شرکت بود و اکثر قریب به اتفاق بچه ها در همکاری با ایشان چالش داشتند و علیه ایشان به منابع انسانی و مدیرهای مربوطه شون علي الخصوص مديرعامل شرکت شکلایت کردند و نامه کتبی نوشتند ولي ايشان علی رغم اصرار شدید به همکاری وقت دید شرکت باهاش قرارداد نمیبنده، شروع به بهم زدن جو شرکت و بدنام كردن نام افراد به هر شكل و طريقي کرد، پروژه ها و كارهاي خيلي حرفه ای و با سرعت بالا در حال انجام هست، به نظرم از سطح کامنت های غیر حرفه ای که توسط اين شخص نوشته تو این محیط هم میشه گویای همه چیز هست و به زودی از نظر حقوقی ایشان باید پاسخگوی این کامنت ها در فضای مجازی باشند😊
راست میگن، این ***** هیچی بلد نیست، فقط داره وقت همه رو پشت سرهم تلف میکنه، حتی کسایی که تو اتاقش هم هستن احساس نارضایتی دارند. امیدوارم کمی بتونه یاد بگیره
در شرکت پرداخت الکترونیک سداد با وجود، بخش فنی سداد یا همان بک آفیس، واقعیتی وجود دارد که مدیران مستقر در آن سابقهی مدیریتی دارند و به همین دلیل حرف حرفشان است. آنها مابقی تیم را به اندازهای که لازم است دخالت میکنند و به گونهای با همدیگر تعامل دارند که گویی جامعهی خودشان است. اگر احساس خطر کنند، احتمالا طرف مقابل را کنار میزنند و هر کاری لازم باشد انجام میدهند. اکثر کارشناسان را بهگونهای انتخاب میکنند که از نظر سطح سواد معمولی باشند تا بعدها برایشان مزاحمتی ایجاد نشود. همه همدیگر را میشناسند و در ظاهر با تو همکاری میکنند و خوب رفتار میکنند. اما زیرآب زدن هم ممکن است وجود داشته باشد؛ اگر احساس خطر کنند، ریشهای برخورد میکنند و ضربه میزنند.
یه واقعیتی هست اینه که تو دیجیکالا به خانما بیشتر بها داده میشه.البته اگه براساس شایسته سالاری باشه عالیه.ولی اینجا صرفا ظاهریه.تو تست ،پشتیبانی ،پروداکت .اینم به خاطره اقایون هول اینجاست که هم مصاحبه کنندن هم کارشناسا.نمیدونیم چی کار کنیم واقعا.
تست تپسی قبلا خوب بود.الان متاسفانه ترکیده . بهشته ادمای خاله زنک و. بی سواده تپسی.رانتی و رابطه ایه اینجا.مجیزگو باشی جاته اینجا.سواد داشته باشی باید حاتو عوض کنی .
از تجربیتم در شرکت پیشگامان توسعه ارتباطات چنین برمیآید که فشارکاری از طرف تیم کیفیت خیلی بالا است و در ابتدای کار به کوچکترین حرف هم ایراد میگیرند. راهنمایی شیفتها خوب ارائه میشود، اما پشتیبانی به نظر کماطلاع و نامناسب است و افراد درستی برای این کار انتخاب نشدهاند. رسیدگی به امور مشتریان با تاخیر انجام میشود و مشتریان گاه ناراضی هستند و این موضوع اعصاب را تحت فشار قرار میدهد. در فضای کاری مسابقهای و پارتیبازی هم دیده میشود. با کمی تلطیف صدا میشود متوجه تفاوت در درجات و اهمیت شد؛ به عبارتی به نظر میرسد سطح وظایف بسته به برخورد افراد تغییر میکند. حقوق همواره بهموقع پرداخت نمیشد و گاهی با تاخیر تا دو ماه انجام میگرفت. نظم داخلی کم است و ممکن است هر کس بخواهد برای شما موقعیت خوبی دست و پا کند. فضا تا حدی زیرابزنی دارد. احتمالا میتوانید در شرکت تعداد کمی از همکاران خوب و درستکار پیدا کنید. خودم بهطور شخصی این کار را توصیه نمیکنم چرا که به اعصاب و روان فشار وارد میکند؛ اگر توانایی بالایی در مدیریت فشار دارید، شاید بررسیش برای شما مقدور باشد.
با وجود محیط کار ناامن و ناسالم، مدتی را در واحد مالی شرکت گزراندن که اکنون تصمیم به ترک کار گرفتهام و میخواهم تجربهام را به اشتراک بگذارم. فضای کار به شدت توأم با تنش و فضایی غیر قابل تحمل بود. ریحان حسابداری با نام م.ک، رفتاری ناسالم و ناپسند از خود نشان میداد و به سوءاستفادههای احتمالی از همکاران فکر میکرد. این جو حاکم بر واحد، پر از حرفهای بیثبوت و رفتارهای نامناسب بود و حالتی شبیه به نمایشهای غیرواقعی را در محیط ایجاد میکرد. مدیر مالی با نام ا.ض، برخوردی بیادب و بیوجدان داشت و به جای پرداختن به وظایف حرفهای، بیش از هر چیز به مشکلات شخصی و حاشیهسازی میپرداخت. حضورش در برخی مواقع به شکل چالشبرانگیزی بود و تمرکز روی کار پایین بود. معاون مالی با نام ر.ع، رفتاری ریاکارانه، بیادبانه و بدون وجدان از خود نشان میداد که به تدریس و گفتوگو درباره مسائل مالی کماجتهادی میانجامید و به نظرم محیط را بحرانیتر میکرد. در برخی برخوردها، فردی با ظاهر متدین اما رفتارهایی غیرمسئولانه و سوء استفادهجویانه دیده میشد که در دفتر آن شخص رفتارهایی ناپسند رخ میداد. من حساس شده و ترسیده بودم و تصمیم گرفتم از ماجراها فاصله بگیرم و بیخیال شوم. در نهایت به این نتیجه رسیدم که مدیران این واحد، با مشکلات رفتاری و شخصیتی زیادی همراه بودند و این وضعیت اثر منفی عمیقی بر کار و فضای کاری گذاشته بود. تصمیم گرفتم جای کار را ترک کنم تا از محیطی چنین چالشبرانگیز دور شوم.
در این تجربه دیدم که شرکت بازاریابی شبکهای مروارید پنبهریز به شدت پر از حاشیه و منفی است. چاپلوسی و باندبازی در آن به خوبی رخ میدهد و فساد هم وجود دارد. تعرض به همچنان آسانی برای افراد دختر اتفاق میافتد و مدیر منابع انسانی بسیار خودخواه و بیوجدان است؛ هر موقع ما چیزی را با او در میان میگذاشتم، وضعیت بهطور قابل توجهی بدتر میشد و به افراد متعرض هم پشت میکرد.
من ده سال را در این شرکت پشت سر گذاشتم و به عنوان کارشناس واحد تحقیق و توسعه مشغول به کار بودم، با تمام انرژی و تخصصم وقت میگذاشتم. اما متأسفانه اینجا تبدیل به جایی شد که گروههای سفارش شدهای با نفوذ حکومتی تمام کارها را در دست گرفتند و مدیران مستقیمی که داشتم، زنی بود که ظاهرا بااقتدار به نظر میرسید ولی رفتارهایی عقدهای داشت. پس از ده سال کار صادقانه، در یکی از پایان سالها نامه عدم نیاز من را صادر کردند. جالب است بدانید روز اول استخدام اعلام کردند که از مزایا و بهرهوری شرکت صحبت میشود، اما واقعا مزایا و کارانهای وجود ندارد و هر تصمیمی به سلیقه مدیر بالادستی بستگی دارد؛ اگر فقط به او بگویی بالای چشم مدیر ابرو هست، به سرعت همه چیز را صفر میکنند. به دفعات نامههای رسمی و اداری به مدیریت، واحد اداری و رئیس شرکت ارسال کردم، اما پاسخی نگرفتم. بعد از چنین مدت زمان و خدمات، شرکت تصمیم گرفت تا سنوات و باقیمانده مرخصی را پرداخت نکند و مجبور شدم از طریق شکایت و وکیل پیگیری کنم. در اینجا همه کارها در اختیار یک زن قرار دارد و او نقش ملکه و حاکم بر شرکت را ایفا میکند؛ اکثر مدیران و معاونان حتی حاضر نیستند به خاطر نیرو با او مذاکره کنند. من از این محیط خارج شدم و در یک شرکت دیگر مشغول به کار شدم. فضای شرکت فرادیس تا حدی ناسالم است که این خانم حتی اجازه میدهد شما در جای دیگر مشغول به کار هم نشوید و با پیگیری و مزاحمت مانع اشتغال مجددتان میشود، انگار که همه بندهوار در اختیار او باشند. در نهایت به دوستانم میگویم اگر واقعا میتوانید تحمل کنید با وجود ساعات کار سخت و وضعیت نامساعد، در شرکتی با امنیت شغلی پایین پیش نروید. محیط اینجا را به عنوان مکانی که به خاطر امنیت شغلی کم است، ساده نگیرید و وقت خود را در این شرکت تلف نکنید. در کل توصیه میکنم اگر پارتی و نفوذ ندارید، به هیچ عنوان وارد چنین محیطی نشوید؛ سرمایه عمرتان با کارکردن در اینجا خیلی سریع از بین میرود. همچنین باید گفت که اگر سنتان بالا رفت، احتمال اخراج بدون امنیت شغلی نیز وجود دارد و نمیتوانید به راحتی جای امنی پیدا کنید.
من دوماه تقریبا تو کوروش ستادی ارومیه کار کردم واقعا به جز خرحمالی چیزی ندیدم به کارای دیگت نمیرسی نوشته 8 ساعت در حالی که 10-12 ساعته مخصوصا روزای جنس میاد هروز باید کلی جنس ببری بیاری - 6 ماه یک بار حداقل انبار گردانی که کم بیاد از شما میگیرن جنس ضایعات بشه یا کم مونده باشه خراب بشه از شما میگیرن برای انرژی گرفتن باید یه چیزی بخورری حساب کنی پاداش و اینا میره برای ضایعات و یکم خورد و خوراک خودت با ماشین بری که بنزین و ... و خیلی مونده به سرپرست و جانشین چقدر بهتون ارزش میده در کل اگه مجبور نباشین سمتش نرین تنها مزیتش حقوق به موقعش بود
یعنی واقعاااا حیف عمر ادم ک تو این مجموعه باشه اینا میخوان کلا مثل یه ربات براشون کار کنی بدون هیج اعتراضی حتی پول تک به تک اوانسانییی ک بهتونبدن رو هم میگیرن الکی باورشون نکنین چون همه حرفاشون دروغه برخورد پرنسل و مدیر هم ک صفر واقعاااا باعث هدررفته عمره کار کردن براشون حتیکادو مناسبتی هم داشتن ولیبه ما چیزی داشته نشد حتی توی شب یلدا به همه دادن به جز نیروهای جدید عجیبه واقعا
برای پیشبرد حرفهایام به آبگینه پرداز شرق رفتم و تجربهام را در آنجا آغاز کردم. روزهای اول همهچیز خوب بود، اما به مرور سوءتفاهمها و کمبود هماهنگی مدیر نرمافزار و مدیر داخلی شرکت را نسبت به نیروهای تازهکار بیش از حد مشهود کرد. احساس میکردم بعضی مواقع کارها به سختی و با تحميل از بالا به پایین انجام میشود و در مواردی اشتباهات از جانب مدیران به نیروی تازهکار نسبت داده میشود. یکی از این مدیران داخلی به نظر میرسید با وجود تشریفات و عناوین متعدد، درک دقیقی از وظایف و کارکرد واقعی آن پست ندارد. به نظر میرسید که در برخی روزها تجربههای مدیریتی در حوزههای مختلف به جای تخصص مناسب به کار گرفته میشود و این موضوع باعث سردرگمی در تیم میشد. با وجود این، از این بابت خوشحال نبودم که این نیروهای کمکارساز و منفی بر فضای کار سایه افکندهاند و امید داشتم که شرکت برای بهبود شرایط فکری به حال این دو نفر کند. اما تجربهای که به عنوان نکتهی مثبت در ذهن دارم، حضور مدیرعامل و مدیران دیگر هست که واقعا برایم قابل تقدیر بودند. مدیرعامل با رفتاری همدلانه کنار من مینشست و با اعتماد به نفس و اشتیاق به من آموزش میداد؛ فهماندم که من تازه کارم و نگران اشتباهاتم هستم. او گفت ما یک خانوادهایم و این نگرش برای من انگیزهبخش بود. مدیر مالی هم با منش اخلاقی عالی، همچون یک خواهر بزرگتر بود و از او مسئولیتپذیری و اخلاق حرفهای را آموختم. همچنین مدیر کارخانه هم با رفتار واقعا انسانیاش برایم نمونه بود. در کل امیدوارم آبگینه رشد کند و برای تیم خود و همه جویندگان کار، محیطی سازندهتر فراهم شود.
سلام من به عنوان کسیکه یکسال کامل رو توی مجموعه هیوا بودم میخوام نظرمو بنویسم تا شاید کمک کنه به کسی که میخواد تصمیم بگیره برای کار.تعطیلات نوروز کاملا برنامه ریزی شده ست و مثه خیلی از جاهای دیگه نیمه اول و دوم میشه و تعطیلات مشخص میشه.افزایش حقوق سالانه و عیدی پاداش رو داشتم.روزای پیک کاریمون مشخصه از قبل، میشه براش برنامه ریزی کنیم.هر وقت نیاز داشتم مرخصی گرفتم.حقوقم اول هرماه پرداخت شده که خیلی خوب میتونم روی پرداخت اول ماهش برنامه داشته باشم.خودمم همه تلاشمو کردم که بهترین خودم باشم و خوب یاد بگیرم از اموزشایی که داشتم که البته تلاشم برای بهتر شدن دیده شده و این یعنی مدیریت حرفه ای.
محیطی به شدت سمی، مدیر عامل فقط دنبال منافع فردیشه هیچ کار مفید و یا پروژه مفید نداره، و تمام چرخش شرکت دست ****، سوابقش هم قابل پیگیریه، اگر دوست دارید روانتون پریش بشه حتما این شرکت رو امتحان کنید
تمام این دشمنی هایی که بین کارمندهای شرکت بوجود می اد کاملا خواسته و سیاست های مدیر اون مجموعه است. نیروهای کار یک مجموعه افراد بی گناهی هستند که تحت شرایط محیطی اون جو قرار می گیرند و اینجوری همدیگر رو قضاوت می کنند. اینکه جنگ بنداز و حکومت کن رو کاملا میشه از نظراتی که افراد این مجموعه بیان می کنند پی برد. کارگران و کارمندان مجموعه مثل جعبه ابزار این مدیران هستند. شما فکر می کنید دیگران زیراب شما رو زدند در صورتی که مدیران بی وجدان این شرایط جوی رو بوجود می اورند