من تجربهای ناخوشایند از آی هوم دارم که هنوز نتوانستهام فراموشش کنم. مدیران بیکفایت و بیانصاف، حقوقم را ندادند و از حقم سؤاستفاده شد. ظاهر شرکت شیک است اما درونش فساد و رابطههای ناسالم حکمفرماست. افراد بیسواد با ادعاهای بزرگ اما رفتار غیرانسانی با من برخورد کردند. هر وقت دلشان خواست، گفتند نمیتوانم با قرارداد کار کنم و بدون قرارداد کار میکردم؛ بعد هم طوری رفتار میکردند که انگار هیچ اثری از وجود من در شرکت نبوده است. به گونهای رفتار میکردند که پولم را میخوردند و مدیران واقعا بیکفایت بودند. اصلا توصیه نمیکنم، چرا که ممکن است پشیمان شوید؛ در عرض چهار ماه بیش از سی نفر یا از شرکت رفتند یا اخراج شدند یا مجبور میشدند با آنها همکاری کنند در زمینههای نامناسب. امنیت شغلی کاملا صفر است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
والا من چندین سال بعد از تسویم و کار تووی شرکت کروز که الان هفت ساله ازش میگذره با اوون شرکت مشکلات عدیده ایی دارم، هر شرکت خودروسازی یا شرکت بزرگی تووی عرصه های دیگه میرم برای شغلی که میخوام نمیذارن تایید بشه، حتی اگه تووی مصاحبه بتونم قبول بشم، حتی اگر تایید بشم و برم داخل با یه بهانه ایی نه حق و حقوقمو میدن نه میذارن به جایی برسم، خودم هم موندم، یعنی هرچی هم جنگ میکنیم باهم بازهم همون آش و همون کاسست، باز هم دست برنمیدارن از سرم، با اینکه الان یه محیطی حسابدارم حتی نمیذارن اینجا پیشرفت کنم، نمیدونم بعضی اوقات فکر میکنم مهاجرت کنم، اما فکر می کنم مگه کناه کردم، یه کاری رو رفتم که بتونم به شغلی که میخوام برسم، نذاشتن و سپس تسویه کردم، کجاش مشکل داره، آینده من تووی تصمیمات اشتباه مدیریت اوون شرکت رو به نابودی هستش.
واقعا متاسفم برای اون دسته افرادی که حتی انتقاد کردن رو بلد نیستن و به شکل بی رحمانه ای توهین می کنن، شخصی که این کامنت رو گذاشته نه تنها سمی بلکه به شدت آدم احمقی و امیدوارم هرچه زودتر از مجموعه جدا بشه، اگر مشکلی داره بیاد رو در رو بگه نه اینکه مثل موش به صورت ناشناس کامنت بزاره بعدم بره همونجایی که استخدامش میکنن با آدمای مثل خودش کار کنه مثل هر شرکت دیگه ای اینجا هم بدی و خوبی های خودش رو داره من خودم به شخص دیر پرداخت کردن حقوق و فشار کاری بالا داره اذیتم میکنه اما دارم میبینم که شرکت های دیگه هم تقریبا همین مشکل رو دارن و تنها شرکت های دولتی هستن که دارن به موقع حقوق پرداخت میکنن بهتر قبل از قضاوت واقع بین باشیم. علی رغم مشکلات ما اینجا بهترین و دوست داشتنی ترین همکاران رو داریم و با هم صمیمی هستیم اینجا محیط خوبی برای یادگیری هست و افراد محدود نمیشن و اما در مورد ****** ایشون مهربان، کاربلد و خوش انرژی هستن و سخت گیری هاشون به جاست و این هم باید بگم که افراد رو در لحظه نباید قضاوت کرد شاید فشار کاری و یا جسمی داشته، نمیشه یک نفر همیشه حالش خوب باشه.
من خودمم این سایت رو قبل اینکه اینجا استخدام بشم دیدم و واقعا چیزایی ک گفته شده حسی بهم منتقل کرده بود که انگار وارد یه فضای سمی شدم، ولی در واقعیت جوی که اینجا حاکمه رو دیدم و واقعا احترام مدیران و صمیمیت بچه ها برام خیلی پر رنگ شد. نمیدونم بچه هایی که اینجا متن گذاشتن چجور جایی قبلش کار کردن ولی من تنها چیزی که میدونم همه جا شرایط گل و بلبل نیست، و مطمئنم تنها مشکل اساسی بچه ها حقوقشونه که زمان بر شده و فشار رو همه مجموعه هست و مخصوصا ما کارشناسا ولی واقعا نمیشه از انصاف گذشت و این طومار نوشتن بچه ها و حرفای عجیبی که زدن حتی اگرم درست باشه شخصیت خودشونو میبره زیر سوال و راجب افرادی که اسم برده شد ****** ایشون به عنوان یه مدیر باید یسری سخت گیری ها داشته باشند که اگر نباشه مجموعه رو هواست و حتی ممکنه معقول هم نبوده باشه چون آدمیم ممکنه یه تایمی حال هر کدوممون خوب نباشه و بنظرم بجا اینا درکی ک میتونیم داشته باشیم مهمه. در کل به نظرم کسی که هدفش یادگیری باشه، اینجا هستن بچه هایی که میشه ازشون کمک گرفت بی هیچ منتی و تایمایی هم که حالشم نداشتیم و خسته بودیم(حتی خسته هم نبودیمم) تو کافه نشستیم خدایی کی بهمون گیر داده تاحالا :)
بسیار خب ، نقد ادبی میخواهید بفرمایید تقدیم حضورتان به نظر میرسد که نویسنده این پیام ادبی اخیر، با استفاده از زبان تند و بیادبانه، در تلاش است تا به نوعی مشروعیت و برتری خود را به نمایش بگذارد، در حالی که همه ما میدانیم که هیچکس با تکبر و فرافکنی نمیتواند حقیقت را از دیگران پنهان کند. صحبت از احترام به دیگران و شخصیت خانوادگی، در حالی که خود فرد هیچگونه احترام و نزاکت در گفتار و نگارش خود به نمایش نمیگذارد، بیشتر شبیه به یک شوخی است. اگر قرار بود فقط کسانی که از نظر شما "شخصیت درست" دارند، نظراتشان شنیده شود، پس آیا بقیه مردم هیچکجا جایی برای ابراز عقاید خود نخواهند داشت؟ آیا میخواهید تنها با به کار بردن واژههایی همچون "شخصیت" و "شعور" نظر دیگران را نادیده بگیرید و فضای بازگویی حقیقت را مسدود کنید؟ در مورد فضای کاری و انتقاد، هیچ شرکتی به هیچ فردی این اجازه را نمیدهد که با نقد منصفانه و بدون ترس از عقوبت حرف خود را بزند. برعکس، نقد سالم میتواند به رشد و بهبود کمک کند. این که در نظرات خود به دنبال "خالی کردن فضا از افرادی که به دنبال توهین هستند" هستید، تنها به این معناست که تحمل مخالفان را ندارید و توانایی شنیدن دیدگاههای مختلف را از دست دادهاید. شاید بهتر باشد قبل از ایراد گرفتن از دیگران، کمی به نوع واکنش خود و نحوه مدیریت تفاوتها و انتقادهای موجود در محیط کار نگاه کنید. همچنین، شاید به شما یادآوری شود که در شرایطی که صحبت از "ادب و شخصیت خانوادگی" میکنید، باید به این نکته توجه کنید که این تنها در صورتی پذیرفته است که خودتان نیز همان اصول را در عمل پیاده کنید، نه فقط در حرف. این ادبیات به شدت دوگانهوار و گاهی اوقات احساسی به نظر میرسد که هیچ ارزشی ندارد.
این نوع صحبتها نه تنها به هیچ وجه مفید یا سازنده نیستند، بلکه صرفا به شعلهور کردن تنشها و ناامیدی در میان افراد میپردازند. اینکه فردی تمام انرژی و افکارش را صرف تخریب یک شرکت یا شخص خاص کند، هیچ نتیجهای جز افزایش استرس و منفیگرایی ندارد. اگر از شرایط کاری راضی نیستید، بهترین کار این است که از یک رویکرد منطقی و حرفهای استفاده کنید تا بتوانید مشکلات را حل کنید، نه اینکه به جای ارائه راهحل، تنها به بیان خشم و ناراحتی بپردازید. نقد سالم و سازنده میتواند به رشد و بهبود شرایط کمک کند، اما استفاده از الفاظ توهینآمیز و تخریبی نه تنها هیچ کمکی به تغییر وضعیت نمیکند، بلکه باعث ایجاد یک فضای منفی و بیاعتمادی میشود. در نهایت، اگر به دنبال تغییر واقعی هستید، لازم است که به جای حمله شخصی، به مسائل بهطور عینی و با نگاه انتقادی بپردازید و در صورت لزوم با استفاده از مسیرهای قانونی و رسمی، به شکایات خود رسیدگی کنید.
در پارمیس کار میکردم و تجربهام این بود که تصمیمهای مدیریت، مثل محدود کردن دستمال کاغذی و قهوه، به وضوح مشخص میشد. هر ماه به من یک بسته دستمال میدادند و همراهش مقدار کمی قهوه شارژ میشد. برای مکالمه تلفنی باید اثر انگشت ثبت میکردیم. ناهار تنها یک ساعت بود و تعطیل نبود و اگر تایم ناهار نیمساعت میبود، حتی برای رفتوآمد یا نوشیدن چای هم از زمان کاری کم میکردند. زمانی که ساعت یک بود باید احساس گرسنگی میکردم و تا ساعت یک و سی دقیقه، ناهارم باید تمام میشد. دریافتی پایه هم در بیمه برای من درج میشد. اضافهکاری فقط در صورت وجود بود، و عیدی و سنوات و سایر مزایا هم بر اساس حداقل حقوق پایه تعیین میشدند. برای قرارداد از من سفته سفید امضا میگرفتند و حتی کپی سند یا قولنامه خانه و کروکی خانه را میخواستند. آگهیها بهطور مکرر تمدید میشدند و به نظر میرسید که مدیریت بیکفایت است و منابع انسانی هم تحت تأثیر این وضعیت قرار دارد. به هر حال، وقت و اعصابم را در پارمیس هدر ندادم.
یکی از مهم ترین آفت های اخلاقی خیلی از تیم لید های شرکت پردازش اطلاعات مالی کاریزما "تفکر دیکتاتوری" هست. از اون بدتر اینکه توهم دارند که همه افرادی که اومدن کاریزما هیچ شعور و سواد و تجربه از قبل نداشتن فقط اونا فرشته نجات شون شدند و باعث رشد فنی شدند!!!!!!!!! از این خواب و توهم دربیایین دست از رفتار تند و دیکتاتوری بردارین اون موقع ببینیم چند مرد حلاج هستین
من تو این شرکت در بخش م فروش مشغول بودم بمدت دوسال مدیر فوق العاده خوش اخلاق و باسوادی داره واقعا کلی ازش تجربه و کار یاد گرفتم شرکت خوبیه و جو دوستانه ای داره
در روزهای اخیر، شاهد حملات هدفمندی از سوی تیم پردازش به شرکت سودای کاریزما بودهایم، به ویژه علیه خانم مهندس چ.ع و جناب آقای دکتر ح.ق. من خودم از افرادی هستم که در پروژهای به طور نزدیک با تیم پردازش همکاری میکنم و باید بگویم که مدیریت و توان فنی پردازش بسیار ضعیف است. به نظر من، کاریزما برای دستیابی به آیندهای موفق باید از موفقیتهای یک سال اخیر سودای درس بگیرد و با ادغام پردازش در سودا به رهبری خانم مهندس چ.ع و آقای دکتر ح.ق به مشکلات بیپایان پردازش پایان دهند. مطمئنم که تیم پردازش نیز در دل خود همین را میخواهند.
شرکتی که PM ش قبلا خبرنگار بوده حالا چطوری و با امضای کی شده PM !!!! به اندازه دستیار کارگاه گجت هم فهم و درکی از معماری نرم افزار نداره نشسته سیستم طراحی میکنه !!!!!!!!!!!!!!! تکلیفش معلومه پردازش اطلاعات مالی کاریزما
من در مرکز تماس شیفت عصر شرکت گلدیران کار میکردم و تجربهام را چنین به زبان خودم بیان میکنم. امنیت شغلیم در این شرکت به هیچ وجه تضمین نمیشد و هر لحظه احتمال انتقاد یا تغییر وضعیت شغلی وجود داشت. در مدت کوتاهی، تعداد زیادی از همکاران را در عرض یک روز تعدیل کردند و این کار را در بدترین زمان ممکن انجام دادند. برخی همکاران از نظر مالی در وضعیت سختی به سر میبردند و با این وجود شرکت بدون توجه به شرایط آنها اقدام به اخراج میکرد، فرقی نمیکرد که نیرویی خوب باشد یا نه. به نظر من، تلاش و موفقیت افراد در این سازمان جایگاهی ندارد و حضور در گلدیران به هیچ عنوان توصیه نمیشود. آرزوی موفقیت دارم.
من به مدت 5 سال توی شرکت کروز کار کردم و میخوام اینجا از تجربه هام بنویسم برای اونایی که میگن آرزوشونه همچین جای کثیف و اشغالی بخوان کارکنن. کار کردن خوبه ولی نه به هر قیمتی(: کار کردن نه به قیمت خرد شدن شخصیتت،نه به قیمت از دست دادن اعتماد به نفس و عزت نفس توی کروز فقط باید غلام حلقه به گوش باشی چون بغیر این چیزی رو قبول ندارن و به بهانه های مختلف ممکنه از کار معلق بشید و بعد هم اخراج میگن حقوق خوبی میده ولی به نظر من به اندازه ی کاری که ازت میکشن دستمزد خوبی نمیدن و ادم روز ب روز شکسته تر میشه و خستگی هاش تو تنش میمونه اضافه کاری های اجباری جمعه ها،دوازده ساعته ها،حتی ما شیفت بعدازظهر بودیم مارئ تا یک شب نگه میداشتن ولی با حقوق ناچیز حتی دوره ای مارو شبکار کردن از هفت صبح تا هفت شب که خب برای خانوم های متاهل مخصوصا بچه دار این موضوع سخت بود ولی برای شرکت مهم نیست اینا حتی یسری نیروهای با سابقه بخاطر این موضوع استعفا دادن که برای شرکت از دست دادن نیروهای قدیمی مهم نبود مهم هدفشونه و تولید بیشتر و سود بیشتر یا شیفت چرخشی سه شیفت که همه اجباری بود جوری که یک روز قبل مارو تهدید میکردن که اگر نیایید تبعاتش پای خودتونه درحالیکه در قانون کار هیچ اضافه کاری اجباری نیست کروز واقعا یک جهنمه به تمام معناست شیفت کاری من 3 تا 11 شب بود و عملا از ساعت 1ظهر درگیر اماده شدن و سرکار رفتن بودم چون غذا نمیدادن و باید برای شام غذا تهیه میکردم و شب تا برسم خونه 12 میشد و تو این پنج سال اصلا معنی زندگی رو نفهمیدم.زندگی برام تو دومرحله خلاصه میشد کار و خواب.. توی سالن های تولید اوضاع خوبی وجود نداشت همکارهای به شدت بی اعصاب و بددهن و که رو شخصیت ادم تاثییر مستقیم میزاره،فشار کاری به حدی هست که انسانیت کنار میره،از لطافت و زنانگی ادم رو دور میکنه،خلق و خوی جنگنده ایجاد میکنه بسیار بسیار زیاد ادم رو بد دهن میکنه،توی دقیقه به دقیقه ی کار اونجا خشم همراهتونه بهاطر بی عدالتی ها بخاطر سختی کار بخاطر فشار کاری زیادی ک از سمت بالایی دستی ها بهتون تحمیل میشه بخاطر همینه تو مصاحبه هاشون راجع به خشم . کنترل خشم ازتون سوال میکنن چون به شدت تو محیط کار باهاش سر و کار دارین و .. در کل اگر خیلی ب فکر رشد و شخصیت و احترام و عزت نفس و اعتماد به نفس خودتون نیستید و به راحتی میتونید از انسانیت بگذرید و طبق قانون جنگل پیش برید سراغ کروز برید در غیر این صورت اصلا توصیه نمیکنم کروز تو این پنج سال کاری کرده ک از رشتم و درسم و علاقم عقب بیوفتم و اعتماد ب نفسم رو به حدی پایین اورده که نمیتونم برای شرکتی رزومه بفرستم چون همش حس میکنم کافی نیستم و باید بیشتر تلاش کنم(: از جاهایی ک احترام برای کارکنانشون قائل نیستن و اونارو ارزشمند نمیدونن و سیستم برده داری رو در شرکتشون پیاده سازی کردن فرااااااااااااار کنید.حداقل برای احترام به شخصیت عزیز خودتون.
در این شرکت با وجود فشار کار و استرس گاهبهگاه، حقوق بهطور منظم و به موقع پرداخت میشود. سطح پرداخت برای هر سمت تفاوت دارد و کارانه بهعنوان بخش دریافتی محسوب میشود. واحد مالی و اداری از لحاظ همکاری برای ارائه مساعده و وام با کارکنان رفتار مثبتی دارد. تجربهی خوب از گام الکترونیک تا حد زیادی به تیمی که در آن فعالیت میکنم بستگی دارد، چراکه در اکثر تیمها روابط دوستانه برقرار است؛ با این حال پذیرش نیروی جدید در برخی گروهها دشوار است.
ناواکو برای یادگیری یه شرکت خیلی خوبه مخصوصا واسه آدمای جونیور و تازه کار. طرف اومده بود تو شرکت واسه یه پوزیشن اداری، بعد از یه سال و نیم الان برنامه نویس شده و کلی مدرک تخصصی گرفته واسه کارش. حتی مورد بود که از حراست بعد از یه سال و نیم زحمت رفته بود توی مانیتورینگ و شبکه یا شاید کسی باور نکنه حتی از خدمات هم انتقال به واحدهای دیگه مشاهده شده که طرف رو رفتن کمکش کردن لیسانسشو گرفته رفته بخش متناسب با مدرکش. یعنی خلاصه بگم اگه کسی با استعداد و علاقمند باشه خیلی میتونه خوب تو اینجا یه تخصصی پیشرفت کنه.
شرکت کارت اعتباری ایران کیش را تجربه کردم و با این شرکت روبهرو شدم که ترکیبی از مدیران غیر حرفهای و بیسوادی اداری دارد؛ به نظر میرسید کارها بیشتر بر پایه روابط و پارتیبازی است تا دانش و تجربه مدیریتی. افراد تازهوارد وقتی وارد مجموعه میشدند، به جای جذب نیرو با معیارهای حرفهای، بیشتر برای تشکیل گروه و شبکهسازی استخدام میشدند و گاهی با دید منفی نسبت به آیندهی کار میشد. اگر تصمیم دارید زمان و انرژی خود را صرف اینجا کنید، احتمالا با هزینههای روانشناسی هم مواجه خواهید شد. در این محیط، برخوردها گاهی به گونهای بود که ممکن است نتیجهگیری کنید مدیر ممکن است نسبت به شما اختلافنظر پیدا کند و بدون اطلاع قبلی شما، از امکان عبور از یک مرحله یا گیت ورودی بگویند که نمیتوانید پیش بروید. هر کارمند جدیدی که در شرکت کار میکرد، سابقهاش در نظر گرفته میشد و بنابراین رزومهای که بتواند برای آینده مفید باشد چندان وجود نداشت؛ از نظر شخصیت هم به نظر میرسید که فضای کاری چندان مطلوب نیست و محیط کار برای توسعهی حرفهای نفر مقابل به راحتی فراهم نمیشد.
در اینجا با وجود تمام فشارها و بیعدالتیهایی که کشیده بودم، فهمیدم که محیط کار کانون تابان شهر خیلی ناسالم است و هیچ حسی از همدلی و احترام میان کارکنان وجود ندارد. سرمایهگذاری بیش از حد روی بههمریختگی، بیاعتمادی و رفتارهای غیرحرفهای را میشود دید؛ مدیری که واقعا به دنبال بهبود نیست و بیشتر به ظاهر و ادعاها توجه دارد. توی این مجموعه احساس میکردم تنها کسانی که با کار سخت و تلاش واقعی نتیجه میگیرند، بیپول و بیحرمت میمانند، در حالی که دیگران با بازیهای مدیریتی و سهمخواهی مسیر را به هر دری میزنند تا چیزی نصیبشان شود. در چنین فضایی با وجود فشارهای مالی و بیثباتی، وضعیت من هم رو به وخامت رفت و احساس کردم هیچ پشتیبانی واقعی وجود ندارد. به دلیل رفتارهای ناخوشایند و بیاخلاق بعضی افراد، ارزیابی من از این تجربه به شدت منفی شد و تصمیم گرفتم از آنجا خارج شوم تا بتوانم شرایط بهتری برای خودم فراهم کنم.
داتین اسم خوبی تو بازار داره حقوقبه موقع میدن ، امنیت شغلی داره، برای اموزش همخوب هزینه میکنن ولی فرهنگ سنتی و بد ، فاصله مدیر با کارشناس خیلی زیاده، از بالا با کارشناسا برخورد میکنن،خیلی بینظم، و از همه مهم تر خانمها اینجا امنیت روانی ندارن شوخی های بی مورد وخارج از حد انجام میشه و توسط کسانی که مدیرن و قدرت دارن و اینجوری از قدرتشون سو استفاده میکنن وبرای خانمهای مجرد و حتی متاهل احساس نا امنی ایجاد میکنن
سلام من حدود سه سال تو این شرکت کار کردم و دارم این نظر و با مقایسه بین شرکت های دیگه ای که توشون کار کردم یا پروژه داشتم میگم، از نظر فضای کاری خیلی محیط فرندلی و دوستانه ای داره و من توی جاهای دیگه که رفتم یه حس تعلق هنوزم بهش دارم. از نظر حقوق و مزایا هم نسبت به خیلی از شرکت های دیگه بهتر نباشه بدتر نیست. یه مقدار فقط از نظر مسافت و دسترسی مشکل داشت اونم حدود دوساله که جابجا شدن رفتن سعادت آباد.
من تازگیها به این تیم پیوستهام و تجربهام تا الآن از همشینی و حمایت محیط خیلی خوشحالکننده بوده است. با وجود اینکه دو ماه اول برای شناخت کامل زمان میبرد، اما از همکاران و فضای کاری و مدیرعامل برداشت مثبتی داشتم؛ شاید کامل نباشد، اما در طول سالهای کاریام با مجموعهای که بیعیب و کامل باشد مواجه نشدم و این تجربه را با اطمینان میگویم که اینجا با چیزی که خواندهام تطابق دارد و حتی فراتر بوده است. فضای صمیمانه و همدلانهای آنجا دارم، مدیرعامل فوقالعاده است و همکاران هم بهطور فوقالعادهای خوباند. فشار کاری هم در برخی زمانها ممکن است در هر کاری وجود داشته باشد.
من تجربهای ناخوشایند از آی هوم دارم که هنوز نتوانستهام فراموشش کنم. مدیران بیکفایت و بیانصاف، حقوقم را ندادند و از حقم سؤاستفاده شد. ظاهر شرکت شیک است اما درونش فساد و رابطههای ناسالم حکمفرماست. افراد بیسواد با ادعاهای بزرگ اما رفتار غیرانسانی با من برخورد کردند. هر وقت دلشان خواست، گفتند نمیتوانم با قرارداد کار کنم و بدون قرارداد کار میکردم؛ بعد هم طوری رفتار میکردند که انگار هیچ اثری از وجود من در شرکت نبوده است. به گونهای رفتار میکردند که پولم را میخوردند و مدیران واقعا بیکفایت بودند. اصلا توصیه نمیکنم، چرا که ممکن است پشیمان شوید؛ در عرض چهار ماه بیش از سی نفر یا از شرکت رفتند یا اخراج شدند یا مجبور میشدند با آنها همکاری کنند در زمینههای نامناسب. امنیت شغلی کاملا صفر است.
والا من چندین سال بعد از تسویم و کار تووی شرکت کروز که الان هفت ساله ازش میگذره با اوون شرکت مشکلات عدیده ایی دارم، هر شرکت خودروسازی یا شرکت بزرگی تووی عرصه های دیگه میرم برای شغلی که میخوام نمیذارن تایید بشه، حتی اگه تووی مصاحبه بتونم قبول بشم، حتی اگر تایید بشم و برم داخل با یه بهانه ایی نه حق و حقوقمو میدن نه میذارن به جایی برسم، خودم هم موندم، یعنی هرچی هم جنگ میکنیم باهم بازهم همون آش و همون کاسست، باز هم دست برنمیدارن از سرم، با اینکه الان یه محیطی حسابدارم حتی نمیذارن اینجا پیشرفت کنم، نمیدونم بعضی اوقات فکر میکنم مهاجرت کنم، اما فکر می کنم مگه کناه کردم، یه کاری رو رفتم که بتونم به شغلی که میخوام برسم، نذاشتن و سپس تسویه کردم، کجاش مشکل داره، آینده من تووی تصمیمات اشتباه مدیریت اوون شرکت رو به نابودی هستش.
واقعا متاسفم برای اون دسته افرادی که حتی انتقاد کردن رو بلد نیستن و به شکل بی رحمانه ای توهین می کنن، شخصی که این کامنت رو گذاشته نه تنها سمی بلکه به شدت آدم احمقی و امیدوارم هرچه زودتر از مجموعه جدا بشه، اگر مشکلی داره بیاد رو در رو بگه نه اینکه مثل موش به صورت ناشناس کامنت بزاره بعدم بره همونجایی که استخدامش میکنن با آدمای مثل خودش کار کنه مثل هر شرکت دیگه ای اینجا هم بدی و خوبی های خودش رو داره من خودم به شخص دیر پرداخت کردن حقوق و فشار کاری بالا داره اذیتم میکنه اما دارم میبینم که شرکت های دیگه هم تقریبا همین مشکل رو دارن و تنها شرکت های دولتی هستن که دارن به موقع حقوق پرداخت میکنن بهتر قبل از قضاوت واقع بین باشیم. علی رغم مشکلات ما اینجا بهترین و دوست داشتنی ترین همکاران رو داریم و با هم صمیمی هستیم اینجا محیط خوبی برای یادگیری هست و افراد محدود نمیشن و اما در مورد ****** ایشون مهربان، کاربلد و خوش انرژی هستن و سخت گیری هاشون به جاست و این هم باید بگم که افراد رو در لحظه نباید قضاوت کرد شاید فشار کاری و یا جسمی داشته، نمیشه یک نفر همیشه حالش خوب باشه.
من خودمم این سایت رو قبل اینکه اینجا استخدام بشم دیدم و واقعا چیزایی ک گفته شده حسی بهم منتقل کرده بود که انگار وارد یه فضای سمی شدم، ولی در واقعیت جوی که اینجا حاکمه رو دیدم و واقعا احترام مدیران و صمیمیت بچه ها برام خیلی پر رنگ شد. نمیدونم بچه هایی که اینجا متن گذاشتن چجور جایی قبلش کار کردن ولی من تنها چیزی که میدونم همه جا شرایط گل و بلبل نیست، و مطمئنم تنها مشکل اساسی بچه ها حقوقشونه که زمان بر شده و فشار رو همه مجموعه هست و مخصوصا ما کارشناسا ولی واقعا نمیشه از انصاف گذشت و این طومار نوشتن بچه ها و حرفای عجیبی که زدن حتی اگرم درست باشه شخصیت خودشونو میبره زیر سوال و راجب افرادی که اسم برده شد ****** ایشون به عنوان یه مدیر باید یسری سخت گیری ها داشته باشند که اگر نباشه مجموعه رو هواست و حتی ممکنه معقول هم نبوده باشه چون آدمیم ممکنه یه تایمی حال هر کدوممون خوب نباشه و بنظرم بجا اینا درکی ک میتونیم داشته باشیم مهمه. در کل به نظرم کسی که هدفش یادگیری باشه، اینجا هستن بچه هایی که میشه ازشون کمک گرفت بی هیچ منتی و تایمایی هم که حالشم نداشتیم و خسته بودیم(حتی خسته هم نبودیمم) تو کافه نشستیم خدایی کی بهمون گیر داده تاحالا :)
بسیار خب ، نقد ادبی میخواهید بفرمایید تقدیم حضورتان به نظر میرسد که نویسنده این پیام ادبی اخیر، با استفاده از زبان تند و بیادبانه، در تلاش است تا به نوعی مشروعیت و برتری خود را به نمایش بگذارد، در حالی که همه ما میدانیم که هیچکس با تکبر و فرافکنی نمیتواند حقیقت را از دیگران پنهان کند. صحبت از احترام به دیگران و شخصیت خانوادگی، در حالی که خود فرد هیچگونه احترام و نزاکت در گفتار و نگارش خود به نمایش نمیگذارد، بیشتر شبیه به یک شوخی است. اگر قرار بود فقط کسانی که از نظر شما "شخصیت درست" دارند، نظراتشان شنیده شود، پس آیا بقیه مردم هیچکجا جایی برای ابراز عقاید خود نخواهند داشت؟ آیا میخواهید تنها با به کار بردن واژههایی همچون "شخصیت" و "شعور" نظر دیگران را نادیده بگیرید و فضای بازگویی حقیقت را مسدود کنید؟ در مورد فضای کاری و انتقاد، هیچ شرکتی به هیچ فردی این اجازه را نمیدهد که با نقد منصفانه و بدون ترس از عقوبت حرف خود را بزند. برعکس، نقد سالم میتواند به رشد و بهبود کمک کند. این که در نظرات خود به دنبال "خالی کردن فضا از افرادی که به دنبال توهین هستند" هستید، تنها به این معناست که تحمل مخالفان را ندارید و توانایی شنیدن دیدگاههای مختلف را از دست دادهاید. شاید بهتر باشد قبل از ایراد گرفتن از دیگران، کمی به نوع واکنش خود و نحوه مدیریت تفاوتها و انتقادهای موجود در محیط کار نگاه کنید. همچنین، شاید به شما یادآوری شود که در شرایطی که صحبت از "ادب و شخصیت خانوادگی" میکنید، باید به این نکته توجه کنید که این تنها در صورتی پذیرفته است که خودتان نیز همان اصول را در عمل پیاده کنید، نه فقط در حرف. این ادبیات به شدت دوگانهوار و گاهی اوقات احساسی به نظر میرسد که هیچ ارزشی ندارد.
این نوع صحبتها نه تنها به هیچ وجه مفید یا سازنده نیستند، بلکه صرفا به شعلهور کردن تنشها و ناامیدی در میان افراد میپردازند. اینکه فردی تمام انرژی و افکارش را صرف تخریب یک شرکت یا شخص خاص کند، هیچ نتیجهای جز افزایش استرس و منفیگرایی ندارد. اگر از شرایط کاری راضی نیستید، بهترین کار این است که از یک رویکرد منطقی و حرفهای استفاده کنید تا بتوانید مشکلات را حل کنید، نه اینکه به جای ارائه راهحل، تنها به بیان خشم و ناراحتی بپردازید. نقد سالم و سازنده میتواند به رشد و بهبود شرایط کمک کند، اما استفاده از الفاظ توهینآمیز و تخریبی نه تنها هیچ کمکی به تغییر وضعیت نمیکند، بلکه باعث ایجاد یک فضای منفی و بیاعتمادی میشود. در نهایت، اگر به دنبال تغییر واقعی هستید، لازم است که به جای حمله شخصی، به مسائل بهطور عینی و با نگاه انتقادی بپردازید و در صورت لزوم با استفاده از مسیرهای قانونی و رسمی، به شکایات خود رسیدگی کنید.
در پارمیس کار میکردم و تجربهام این بود که تصمیمهای مدیریت، مثل محدود کردن دستمال کاغذی و قهوه، به وضوح مشخص میشد. هر ماه به من یک بسته دستمال میدادند و همراهش مقدار کمی قهوه شارژ میشد. برای مکالمه تلفنی باید اثر انگشت ثبت میکردیم. ناهار تنها یک ساعت بود و تعطیل نبود و اگر تایم ناهار نیمساعت میبود، حتی برای رفتوآمد یا نوشیدن چای هم از زمان کاری کم میکردند. زمانی که ساعت یک بود باید احساس گرسنگی میکردم و تا ساعت یک و سی دقیقه، ناهارم باید تمام میشد. دریافتی پایه هم در بیمه برای من درج میشد. اضافهکاری فقط در صورت وجود بود، و عیدی و سنوات و سایر مزایا هم بر اساس حداقل حقوق پایه تعیین میشدند. برای قرارداد از من سفته سفید امضا میگرفتند و حتی کپی سند یا قولنامه خانه و کروکی خانه را میخواستند. آگهیها بهطور مکرر تمدید میشدند و به نظر میرسید که مدیریت بیکفایت است و منابع انسانی هم تحت تأثیر این وضعیت قرار دارد. به هر حال، وقت و اعصابم را در پارمیس هدر ندادم.
یکی از مهم ترین آفت های اخلاقی خیلی از تیم لید های شرکت پردازش اطلاعات مالی کاریزما "تفکر دیکتاتوری" هست. از اون بدتر اینکه توهم دارند که همه افرادی که اومدن کاریزما هیچ شعور و سواد و تجربه از قبل نداشتن فقط اونا فرشته نجات شون شدند و باعث رشد فنی شدند!!!!!!!!! از این خواب و توهم دربیایین دست از رفتار تند و دیکتاتوری بردارین اون موقع ببینیم چند مرد حلاج هستین
من تو این شرکت در بخش م فروش مشغول بودم بمدت دوسال مدیر فوق العاده خوش اخلاق و باسوادی داره واقعا کلی ازش تجربه و کار یاد گرفتم شرکت خوبیه و جو دوستانه ای داره
در روزهای اخیر، شاهد حملات هدفمندی از سوی تیم پردازش به شرکت سودای کاریزما بودهایم، به ویژه علیه خانم مهندس چ.ع و جناب آقای دکتر ح.ق. من خودم از افرادی هستم که در پروژهای به طور نزدیک با تیم پردازش همکاری میکنم و باید بگویم که مدیریت و توان فنی پردازش بسیار ضعیف است. به نظر من، کاریزما برای دستیابی به آیندهای موفق باید از موفقیتهای یک سال اخیر سودای درس بگیرد و با ادغام پردازش در سودا به رهبری خانم مهندس چ.ع و آقای دکتر ح.ق به مشکلات بیپایان پردازش پایان دهند. مطمئنم که تیم پردازش نیز در دل خود همین را میخواهند.
شرکتی که PM ش قبلا خبرنگار بوده حالا چطوری و با امضای کی شده PM !!!! به اندازه دستیار کارگاه گجت هم فهم و درکی از معماری نرم افزار نداره نشسته سیستم طراحی میکنه !!!!!!!!!!!!!!! تکلیفش معلومه پردازش اطلاعات مالی کاریزما
من در مرکز تماس شیفت عصر شرکت گلدیران کار میکردم و تجربهام را چنین به زبان خودم بیان میکنم. امنیت شغلیم در این شرکت به هیچ وجه تضمین نمیشد و هر لحظه احتمال انتقاد یا تغییر وضعیت شغلی وجود داشت. در مدت کوتاهی، تعداد زیادی از همکاران را در عرض یک روز تعدیل کردند و این کار را در بدترین زمان ممکن انجام دادند. برخی همکاران از نظر مالی در وضعیت سختی به سر میبردند و با این وجود شرکت بدون توجه به شرایط آنها اقدام به اخراج میکرد، فرقی نمیکرد که نیرویی خوب باشد یا نه. به نظر من، تلاش و موفقیت افراد در این سازمان جایگاهی ندارد و حضور در گلدیران به هیچ عنوان توصیه نمیشود. آرزوی موفقیت دارم.
من به مدت 5 سال توی شرکت کروز کار کردم و میخوام اینجا از تجربه هام بنویسم برای اونایی که میگن آرزوشونه همچین جای کثیف و اشغالی بخوان کارکنن. کار کردن خوبه ولی نه به هر قیمتی(: کار کردن نه به قیمت خرد شدن شخصیتت،نه به قیمت از دست دادن اعتماد به نفس و عزت نفس توی کروز فقط باید غلام حلقه به گوش باشی چون بغیر این چیزی رو قبول ندارن و به بهانه های مختلف ممکنه از کار معلق بشید و بعد هم اخراج میگن حقوق خوبی میده ولی به نظر من به اندازه ی کاری که ازت میکشن دستمزد خوبی نمیدن و ادم روز ب روز شکسته تر میشه و خستگی هاش تو تنش میمونه اضافه کاری های اجباری جمعه ها،دوازده ساعته ها،حتی ما شیفت بعدازظهر بودیم مارئ تا یک شب نگه میداشتن ولی با حقوق ناچیز حتی دوره ای مارو شبکار کردن از هفت صبح تا هفت شب که خب برای خانوم های متاهل مخصوصا بچه دار این موضوع سخت بود ولی برای شرکت مهم نیست اینا حتی یسری نیروهای با سابقه بخاطر این موضوع استعفا دادن که برای شرکت از دست دادن نیروهای قدیمی مهم نبود مهم هدفشونه و تولید بیشتر و سود بیشتر یا شیفت چرخشی سه شیفت که همه اجباری بود جوری که یک روز قبل مارو تهدید میکردن که اگر نیایید تبعاتش پای خودتونه درحالیکه در قانون کار هیچ اضافه کاری اجباری نیست کروز واقعا یک جهنمه به تمام معناست شیفت کاری من 3 تا 11 شب بود و عملا از ساعت 1ظهر درگیر اماده شدن و سرکار رفتن بودم چون غذا نمیدادن و باید برای شام غذا تهیه میکردم و شب تا برسم خونه 12 میشد و تو این پنج سال اصلا معنی زندگی رو نفهمیدم.زندگی برام تو دومرحله خلاصه میشد کار و خواب.. توی سالن های تولید اوضاع خوبی وجود نداشت همکارهای به شدت بی اعصاب و بددهن و که رو شخصیت ادم تاثییر مستقیم میزاره،فشار کاری به حدی هست که انسانیت کنار میره،از لطافت و زنانگی ادم رو دور میکنه،خلق و خوی جنگنده ایجاد میکنه بسیار بسیار زیاد ادم رو بد دهن میکنه،توی دقیقه به دقیقه ی کار اونجا خشم همراهتونه بهاطر بی عدالتی ها بخاطر سختی کار بخاطر فشار کاری زیادی ک از سمت بالایی دستی ها بهتون تحمیل میشه بخاطر همینه تو مصاحبه هاشون راجع به خشم . کنترل خشم ازتون سوال میکنن چون به شدت تو محیط کار باهاش سر و کار دارین و .. در کل اگر خیلی ب فکر رشد و شخصیت و احترام و عزت نفس و اعتماد به نفس خودتون نیستید و به راحتی میتونید از انسانیت بگذرید و طبق قانون جنگل پیش برید سراغ کروز برید در غیر این صورت اصلا توصیه نمیکنم کروز تو این پنج سال کاری کرده ک از رشتم و درسم و علاقم عقب بیوفتم و اعتماد ب نفسم رو به حدی پایین اورده که نمیتونم برای شرکتی رزومه بفرستم چون همش حس میکنم کافی نیستم و باید بیشتر تلاش کنم(: از جاهایی ک احترام برای کارکنانشون قائل نیستن و اونارو ارزشمند نمیدونن و سیستم برده داری رو در شرکتشون پیاده سازی کردن فرااااااااااااار کنید.حداقل برای احترام به شخصیت عزیز خودتون.
در این شرکت با وجود فشار کار و استرس گاهبهگاه، حقوق بهطور منظم و به موقع پرداخت میشود. سطح پرداخت برای هر سمت تفاوت دارد و کارانه بهعنوان بخش دریافتی محسوب میشود. واحد مالی و اداری از لحاظ همکاری برای ارائه مساعده و وام با کارکنان رفتار مثبتی دارد. تجربهی خوب از گام الکترونیک تا حد زیادی به تیمی که در آن فعالیت میکنم بستگی دارد، چراکه در اکثر تیمها روابط دوستانه برقرار است؛ با این حال پذیرش نیروی جدید در برخی گروهها دشوار است.
ناواکو برای یادگیری یه شرکت خیلی خوبه مخصوصا واسه آدمای جونیور و تازه کار. طرف اومده بود تو شرکت واسه یه پوزیشن اداری، بعد از یه سال و نیم الان برنامه نویس شده و کلی مدرک تخصصی گرفته واسه کارش. حتی مورد بود که از حراست بعد از یه سال و نیم زحمت رفته بود توی مانیتورینگ و شبکه یا شاید کسی باور نکنه حتی از خدمات هم انتقال به واحدهای دیگه مشاهده شده که طرف رو رفتن کمکش کردن لیسانسشو گرفته رفته بخش متناسب با مدرکش. یعنی خلاصه بگم اگه کسی با استعداد و علاقمند باشه خیلی میتونه خوب تو اینجا یه تخصصی پیشرفت کنه.
شرکت کارت اعتباری ایران کیش را تجربه کردم و با این شرکت روبهرو شدم که ترکیبی از مدیران غیر حرفهای و بیسوادی اداری دارد؛ به نظر میرسید کارها بیشتر بر پایه روابط و پارتیبازی است تا دانش و تجربه مدیریتی. افراد تازهوارد وقتی وارد مجموعه میشدند، به جای جذب نیرو با معیارهای حرفهای، بیشتر برای تشکیل گروه و شبکهسازی استخدام میشدند و گاهی با دید منفی نسبت به آیندهی کار میشد. اگر تصمیم دارید زمان و انرژی خود را صرف اینجا کنید، احتمالا با هزینههای روانشناسی هم مواجه خواهید شد. در این محیط، برخوردها گاهی به گونهای بود که ممکن است نتیجهگیری کنید مدیر ممکن است نسبت به شما اختلافنظر پیدا کند و بدون اطلاع قبلی شما، از امکان عبور از یک مرحله یا گیت ورودی بگویند که نمیتوانید پیش بروید. هر کارمند جدیدی که در شرکت کار میکرد، سابقهاش در نظر گرفته میشد و بنابراین رزومهای که بتواند برای آینده مفید باشد چندان وجود نداشت؛ از نظر شخصیت هم به نظر میرسید که فضای کاری چندان مطلوب نیست و محیط کار برای توسعهی حرفهای نفر مقابل به راحتی فراهم نمیشد.
در اینجا با وجود تمام فشارها و بیعدالتیهایی که کشیده بودم، فهمیدم که محیط کار کانون تابان شهر خیلی ناسالم است و هیچ حسی از همدلی و احترام میان کارکنان وجود ندارد. سرمایهگذاری بیش از حد روی بههمریختگی، بیاعتمادی و رفتارهای غیرحرفهای را میشود دید؛ مدیری که واقعا به دنبال بهبود نیست و بیشتر به ظاهر و ادعاها توجه دارد. توی این مجموعه احساس میکردم تنها کسانی که با کار سخت و تلاش واقعی نتیجه میگیرند، بیپول و بیحرمت میمانند، در حالی که دیگران با بازیهای مدیریتی و سهمخواهی مسیر را به هر دری میزنند تا چیزی نصیبشان شود. در چنین فضایی با وجود فشارهای مالی و بیثباتی، وضعیت من هم رو به وخامت رفت و احساس کردم هیچ پشتیبانی واقعی وجود ندارد. به دلیل رفتارهای ناخوشایند و بیاخلاق بعضی افراد، ارزیابی من از این تجربه به شدت منفی شد و تصمیم گرفتم از آنجا خارج شوم تا بتوانم شرایط بهتری برای خودم فراهم کنم.
داتین اسم خوبی تو بازار داره حقوقبه موقع میدن ، امنیت شغلی داره، برای اموزش همخوب هزینه میکنن ولی فرهنگ سنتی و بد ، فاصله مدیر با کارشناس خیلی زیاده، از بالا با کارشناسا برخورد میکنن،خیلی بینظم، و از همه مهم تر خانمها اینجا امنیت روانی ندارن شوخی های بی مورد وخارج از حد انجام میشه و توسط کسانی که مدیرن و قدرت دارن و اینجوری از قدرتشون سو استفاده میکنن وبرای خانمهای مجرد و حتی متاهل احساس نا امنی ایجاد میکنن
سلام من حدود سه سال تو این شرکت کار کردم و دارم این نظر و با مقایسه بین شرکت های دیگه ای که توشون کار کردم یا پروژه داشتم میگم، از نظر فضای کاری خیلی محیط فرندلی و دوستانه ای داره و من توی جاهای دیگه که رفتم یه حس تعلق هنوزم بهش دارم. از نظر حقوق و مزایا هم نسبت به خیلی از شرکت های دیگه بهتر نباشه بدتر نیست. یه مقدار فقط از نظر مسافت و دسترسی مشکل داشت اونم حدود دوساله که جابجا شدن رفتن سعادت آباد.
من تازگیها به این تیم پیوستهام و تجربهام تا الآن از همشینی و حمایت محیط خیلی خوشحالکننده بوده است. با وجود اینکه دو ماه اول برای شناخت کامل زمان میبرد، اما از همکاران و فضای کاری و مدیرعامل برداشت مثبتی داشتم؛ شاید کامل نباشد، اما در طول سالهای کاریام با مجموعهای که بیعیب و کامل باشد مواجه نشدم و این تجربه را با اطمینان میگویم که اینجا با چیزی که خواندهام تطابق دارد و حتی فراتر بوده است. فضای صمیمانه و همدلانهای آنجا دارم، مدیرعامل فوقالعاده است و همکاران هم بهطور فوقالعادهای خوباند. فشار کاری هم در برخی زمانها ممکن است در هر کاری وجود داشته باشد.