از قدیم گفتن: به فلک زده ای که یه عمر نون بربری کپک زده خورده یه دفعه بهش شیلیک بدی، معده و روده اش یاتاقان میزنه! به فلک زده ای که یه عمر نون بربری کپک زده خورده یه دفعه بهش شیلیک بدی، معده و روده اش یاتاقان پاره میکنه! نون سوادت (اگه داری البته!) رو بخور نه دست مال به دستی رو
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من به عنوان کارمند اینجا حس میکنم که منابع انسانی واقعا انسانها رو دید نمیگیره و فقط به عنوان نیروی کار ازشون یاد میکردند. امیدوارم روزی مدیران بفهمند که امروزه به جای منابع انسانی از سرمایه انسانی صحبت میشه و این دیدگاه بهویژه برای مدیریتی که در پارمیس وجود داره مناسب نیست. هر کسی که از اینجا خارج میشه یا وارد میشه، تجربهای رو به خاطر میسپاره و نهایتا میتونه جاهای بهتری پیدا کنه و جذب بشه، اما به نظر من این شرکت همچنان درجا میزند.
در ایمیلی که از شرکت پارمیس دیدم به عنوان فرصت استخدام مجدد معرفی میشد اما انگار برای من کارجو هیچ ثباتی وجود ندارد. مدیران به جای بررسی دقیق عملکرد و شنود تماس با همکاران، جلسات بیوقفه با مشاوران را برگزار میکنند تا علت اصلی کمبود مدت زمان حضور نیروها را پیدا کنند؛ اما انگار هیچکس بیش از سه سال در آنجا نمیماند و همین موضوع حیرتآور است. البته شاید اگر یکی از ما هم بماند، کار بسیار دشوار میشود چرا که بیشتر آنها یا آشنا یا دوستهای مدیران محسوب میشوند و حقوق نسبتا مناسبی میگیرند. مدیریت اکنون به دست یک نفر از بخش منابع انسانی افتاده که به نظر میرسد با روحیات انسانی چندان سازگار نیست و هدف اصلیاش کاهش نیروهاست، هرچقدر که ظاهرا با ما مهربان است. اگر کسی تملقگو، چاپلوس، فروشنده مطلوب، دو رو و زیرابزن باشد، در این شرکت میتواند بدون مشکل استخدام شود. واقعا موقعیت استخدام در این شرکت یکی از بدترینهاست و تنها چیزی که به نظر میرسد این است که آنها بیمه میپردازند تا نشان دهند حسن نیت دارند.
برای من تجربهی کار در صندوق نوآوری و شکوفایی ریاست جمهوری به شکل واضحی از تجربیات نزاعآلود و منفی ماندگار شد. فضای کاری به قدر زیادی سمی بود و حضور مدیری مستقیم که از سطح علمی قابل قبولی برخوردار نبود، اوضاع را وخیمتر میکرد. افتخار او تنها به رتبهی بالای کنکور ارشد بود که دو دهه پیش کسب کرده بود و از زبان منفی همکارانش در سازمان مشهور شده بود. همکاری که باید برای آنبوردینگ با او همراه شوم، به نظر میرسید که تنها جنبهی جیبخالی داشت و بیش از هر چیز ترکیبی از ویژگیهای منفی بود. من در مسائل فنی و حرفهای نظری داشتم و اغلب نظرهایم هم درست بود، اما او به جای پذیرش، به شکلی توأم با آزردگی واکنش نشان میداد. اثر رفتار او این بود که من به عنوان فردی که سعی میکردم دانش و تجربه کافی نشان دهم، احساس میکردم تحت فشار قرار میگیرم و فضا را از دست میدهم. برخلاف ادعای حرفهای بودن، دانش او بیشتر به تکرار نمونههای پروژههای قبلی و کپیبرداری محدود بود و در مواجهه با پروژههای تازه به نیروی ایتی متوسل میشد. من تنها نبودم؛ با وجود این فضا، من هم تصمیم به ترک گرفتم و کمتر از یک سال از آنجا رفتم. در طول دوره، فهمیدم که چهار نفر پیش از من هم چنین فضای سمی و اینگونه رفتار دو مدیر را تحمل نکردند. این تجربه باعث پشیمانی شد و به من فهمانده که بهجای فریب نام سازمان، به دنبال مکانهایی با فرهنگ حرفهای و حمایتی باشم.
فضای کاری اتاقک برای من تجربهای آرامبخش نبود؛ احساس کردم مدیریت کارآمدی ندارد، محیط کار ناسالم است و افراد حاضر در تیم غیرحرفهای و بیاخلاق به نظر میرسند. توصیه من به دیگران احتیاط است و از فرصتهایی که فراهم میشود با دقت استفاده کنند. تجربهام از این شرکت کوتاه بود و واقعا خوششانس بودم که زود تمام شد.
چه خبره تو پارمیس؟؟؟؟ یه تستر رفت، آی تی استعفا داد، برنامه نویس اصلیشون داره میره، مسئول دفتر رفت. چقدر آگهی زدن. چه میکنههههه منابع انسانی و مدیریت بی کفایتش :////
با سلام شرکت داناپرداز بدترین انتخاب برای نیروهای جویای کاره مخصوصا اگه تو یکی از تیم های پشتیبانی و یا محصول باشی مدیران شرکت بسیار سطح پایین هستند و با عدم انتقال دانش ،برا خودشون امنیت شغلی ایجاد کردن،مدیر عامل در جزئی تربن موارد ورود می کنه و مدیر فنی بسیار دو رویی داره که نمیزاره کسی اونجا رشد کنه و موقعیتش به خطر بیفته نکته جالبتر اینکه چرخش پست های مدیریتی هستش ،مدیر مارکتینگ مدیر پشتیبانی میشه مدیر فروش مدیر منابع انسانی و این چرخه معیوب ادامه داره و بی کفایتی تو هر بخش بیداد می کنه مخصوصا یه مدیر خانم داره که انگار اونجا ارث پدرشه .فقط کسایی که اونجا کار کردن صحبت من رو متوجه میشن
درست مثل زمانی که تازه به مجموعه ملحق شده بودم، اوضاع خیلی به هم ریخته بود و تجربهام از کار در این شرکت چنین آغاز شد که محیط کاری واقعا دشوار بود. من به صورت از راه دور مشغول به کار بودم و به وضوح احساس میکردم که هیچ چیز با استانداردهای یک شرکت بینالمللی همخوانی ندارد. مدیریتی که با گفتار سطح پایین احترام به همکاران را تضعیف میکرد، به راحتی زیر آب دیگران را میزد و پاسخ همکاران هم به این سازوکار عادت کرده بود. اکثر سرپرستان تیمها جوان و کمتجربه بودند و این موضوع کار را به سمت ناپایداری میبرد. تنها نکته مثبت، پرداخت منظم حقوق بود که در این بین یکی از معدود نکاتی بود که به درستی انجام میشد.
سالهاست که به عنوان دستیار اجرایی کار میکنم و تجربهی این ششماههی کاری در صحت صنعت رفیع همچنان برایم قابل یادآوری است. انتخابم به طور قطع اشتباه بود، با وجود اینکه رزومهی خوب و سابقهی مناسب داشتم و هر جا میرفتم، پیشنهاد شغلی میگرفتم. اینجا با وجود برخورداری از تیمی دوستانه، اما مدیران هیچوقت رضایت را کافی نمیدانستند و ترجیح میدادند همه مسائل را به شکل دقیق و با کنترل کامل اداره کنند؛ به گونهای که طرز نمایش عملکرد افراد به چشم آمد. گمان میکنم اشتباهی بود که مرتکب شدم و پیامدهایش را هم با افت فشارهای غیرمنصفانه روی سابقهی بیمه و پس از قطع همکاری تجربه کردم؛ بهطوری که برای کارفرمای آینده، بازخوردهای منفی هدفمند ارائه میشد. با این حال باور دارم که هر روز، روزی خواهد رسید که اوضاع بهتری برایم رقم بخورد.
بعد از شروع همکاری٬ یه پنل برای ثبت ساعت های کاری به من دادن ولی لایسنس اون پنل رو نخریده بودن و ۱۴ روزه بود من یه مدت کار کردم و ساعت هامم ثبت کردم ولی بعد از ۱ ماه همکاریشون رو با من قطع کردن و گفتن هیچ ساعتی ثبت نکردین و کاری نکردین و من اسکرین شات از ساعت های کاری اون روزام رو گرفته از برنامه گرفته بودن بهشون دادم ولی گفتن داخل برنامه هیچ ساعتی ثبت نشده در حالی که چون از ۱۴ روز گذشته بود٬ اون پنل اجازه دیدن ساعت های ثبت شده رو نمیداد و باید پلن پریمیوم خریداری میشد. و متاسفانه هزینه ۱ ماه کار کردن بنده رو ندادن و به دلیل قبول نکردن سرمایه گذارشون با بنده قطع ارتباط کردن. مزخرف ترین شرکتی که بود که تا بحال باهاشون همکاری داشتم چون هیچ برنامه کاری نداشتن و بلاتکلیف کار میکردن.
بعضی از این تیم لیدهای دوزاری بیسواد یه جوری خودشون میگیرن که لبنیات "شکلی" شدن "کره" شدی اینقدر خودت نگیر "کره" شدی اینقدر خودت نگیر "کره" شدی اینقدر خودت نگیر
نزدیک ۲سال کار کردم .وحشتناکه مرگ رو جلو چشماتون میبینید نرید نرید پشیمون میشید بدرفتاری برده داری دزدی زورگیری تجاوز رفتاری وخیلی چیزای دیگه
واقعا نمیخوام هیچوقت در مورد یک شرکت ید بگم ولی یه شرکتی که اهمیت به نیروی خوب نمیده باید به همه گفت که بدونن کجا میان.اینجا حقوق دیر پرداخت میشه.احترامی وجود نداره.مدیران فقط جلسه بی پایان میرن و میزارن بدون نتیجه.مدیر با سواد اصلا نمیبینید.محیط پر تنش.پر از سرو صدا.اگه با پول خودت اسنپ بگیری باید صد دفعه پیگیر پولت بشی که پرداخت کنن میگن پول ندارن.صد نفر توی مالی هست و همیشه همه بیکارن.۱۴ تا شرکت میگن زیر مجموعه دارن که من فقط سه تا شرکتش رو دیدیم بقیه لی وجود خارجی ندارن فقط اسم هستن.اگه سر موضوعی بخوای بری میگن بای حتی برای حل هیچ مشکلی با تو صحبت نمیکنن.فرداش آگهی میزنن و دوباره استخدام میکنن.هر روز نیروی جدید میاد نیروی قدیمی که کلی مسلط هست به کار از اونجا جدا میشه و این ضعیف بودن منابع انسانی شرکت رو نشون میده که فقط به ظاهر خودش اهمیت میده تا کاراییش
همه میدونن که کامنتهای منفی این صفحه ****** و اکثرش دروغه. در گذشت و بزرگواری مدیران این شرکت همین بس که وقتی وجود این صفحه رو بهشون اطلاع دادم و پیشنهاد کردم مقابله به مثل بشه و سو رفتارهای این افراد برای مدیران شرکتهایی که الان داخلشون هستن بازگو بشه گفتن نکن و کسی رو از نون خوردن ننداز.
یک شرکت بدون اخلاق و بدون انسانیت و رفتار مدیران غ حرفه ای و پزشک این سازمان اجازه تو هین به انواع سمت شغلی را به خود میدهد و کارکنان رو بدون دلیل منطقی اخراج می کند و به بهای دادن ارتقا نیرو وارد مجموعه میشه در صورتی که فقط افرادی که پارتی دارند ارتقا می گیرند
ب شخصه دو سال تو سیستم کثیفی کار کردم ک فروش ۴ تا فروشگاهشون تو شهر ما به ۱ میلیارد نرسید بعد از کلی وقت ک ۴ تاش اوردم بالا عین یه دستمال پرتم کردن بیرون حتی تماس گرفتم بازرسی هم .... منی ک اونجا اتیش گرفت و ب والله با اینکه اف بودن و سر ب همکارم زدم ولی نزاشتم اتفاقی بیفته بعد از ۸ ماه ک رفتم حتی طلبم هم بم ندادن خلاصه که من بسیار برا خودم نارلحت شدم امیدوارم ی روز جامعه ما درست بشه
تمامی انچه که دوستان در مورد استخدام نوشتن درست هست، منم اولش باور نمیکردم، ولی بعد از یک ساعت نشستن در طبقه سوم، دیگه خدماتی برقا رو هم خاموش کرد فهمیدم تعطیله، هاهاهاهاها اومدم منشی طبقه سوم میگه اااااا کسی نیومد برای مصاحبه، بنده هم برگه رو پاره کردم اومدم بیرون جالبه که نیروی خودشون توی اسانسور داشت برای فرار میرفت جای دیگه مصاحبه خیلی خیلی خیلی شیرتوشیره ای کاش این کامنتا به منابع ضد انسانیشون برسه
تمامی انچه که دوستان در مورد استخدام نوشتن درست هست، منم اولش باور نمیکردم، ولی بعد از یک ساعت نشستن در طبقه سوم، دیگه خدماتی برقا رو هم خاموش کرد فهمیدم تعطیله، هاهاهاهاها اومدم منشی طبقه سوم میگه اااااا کسی نیومد برای مصاحبه، بنده هم برگه رو پاره کردم اومدم بیرون جالبه که نیروی خودشون توی اسانسور داشت برای فرار میرفت جای دیگه مصاحبه خیلی خیلی خیلی شیرتوشیره ای کاش این کامنتا به منابع ضد انسانیشون برسه
سلام وقت همگی بخیر من دو بار برای مصاحبه کروز دعوت شدم. یکبار سال ۱۴۰۱ و یکی هم سال ۱۴۰۳. هر بار به دلایل عجیبی کار ناتمام میموند. یعنی نه میگفتن بیا نه میگفتن رد شدی. بار اول فقط تماس تلفنی بود و شرح شغل و چند تا سوال فنی بسیار ساده، بعد گفتن برای جلسه مصاحبه حضوری هماهنگ میکنیم و بعدش دیگه هیچی. تیر ۴۰۳ هم یبار دیگه رزومه فرستادم رفتم مصاحبه، اولش ازم تست هوش گرفتن که تقریبا ۸۰ درصد رو جواب دادم، بعد شد مصاحبه فنی اما تنها چیزی که نپرسین سوال فنی بود، تمام صحبت ما این بود چرا میخوای بیا اینجا کار کنی، درسته این یک سوال مهمه اما اینکه یک ساعت و نیم سه نفر تیم مصاحبه کننده راحب همین موضوع سوال کنند عجیبه، بعدشم البته به نظر راضی میومدن و قرار شد پاورپوینت هایی که برای ارائه کارام آماده کرده بودم نشون بدم ک گفتن الان وقت کمه ی حلسه دیگه هفته بعد میگیم بیا اینجا دوباره، الان دو ماهه گذشته:)))) من با همون رزومه و با همون پاورپوینت ها تونستن از یک شرکت انگلیسی جاب آفر بگیرم، الان روی چیزایی کار میکنم که همیشه جز ارزوهام بود، من نمیگم کروز بده، ولی روند مصاحبه کاملا شانسیه، متاسفانه افراد با سواد و فنی در تیم مصاحبه کننده یا نیستند یا تو رو ب دید رقیب میبینن و اکر قوی باشی نمیزارن بری اونجا. با چند نفر که اونجان صحبت کردم و میگن که اگر در شرکت معرف داشته باشی در روند مصاحبه بسیار بسیار تاثیر گذاره. من انتقادم اینه که ته مصاحبه رو باز نزارید بلاخره ی جوابی بدید. اغلب این چیزایی که اینجا به عنوان مزیت آوردید حق مسلم نیروی کار هست برای همین من مزیت نزدم.
من تجربهای از مجموعهای به نام میهمان شو دارم که میخواهم بازنویسی کنم تا با بیانی تازه و طبیعی اول شخص جلوه کند، اما واقعیتها و احساسات اصلی حفظ شوند و از هر گونه قضاوت صریح درباره قانونی یا غیرقانونی بودن پرهیز کنم. به این شرکت دوران تجربهام نشان داده شد که فضای کار بیشتر بر پایه حرفشنوی و چاپلوسی است تا شایستهسالاری. اخراجهای گاه و بیگاه از نیروهای قدیمی ازسوی مدیران یا تصمیمگیران داخلی انجام میشود و سوال زیادی درباره علت آن مطرح میشود. برخی از همکاران با سابقه طولانی چهبسا جای خود را به افرادی بدهند که اخیرا استخدام شدهاند اما رزومهشان ادعا میکند که مدت زمانی را در شرکت حضور داشتهاند. با وجود اینکه چند سال تجربه مدیریتی یا تحصیلکردهها وجود دارند، گاهی به نظر میرسد جایگزینی برای جایگاههای مدیریتی کمسن و بیتجربهتر انجام میشود. در چنین شرایطی، ممکن است کسانی با چند سال تجربه بهطور نامتناسبی در موقعیتهایی قرار بگیرند که انتظار میرود برایشان دشوار باشد. و گاه در رزومهها بازههای زمانی دروغین یا اغراقشدهای دیده میشود تا کارنامهاشان را مثبت جلوه دهند. در نهایت، توصیهام این است که از این تجربه طولانی نتیجه بگیرید و خودتان تصمیم بگیرید که آیا دیدگاهها و رویکردهای مدیریتی در این شرکت با اصول حرفهای همسو هستند یا خیر.
از قدیم گفتن: به فلک زده ای که یه عمر نون بربری کپک زده خورده یه دفعه بهش شیلیک بدی، معده و روده اش یاتاقان میزنه! به فلک زده ای که یه عمر نون بربری کپک زده خورده یه دفعه بهش شیلیک بدی، معده و روده اش یاتاقان پاره میکنه! نون سوادت (اگه داری البته!) رو بخور نه دست مال به دستی رو
من به عنوان کارمند اینجا حس میکنم که منابع انسانی واقعا انسانها رو دید نمیگیره و فقط به عنوان نیروی کار ازشون یاد میکردند. امیدوارم روزی مدیران بفهمند که امروزه به جای منابع انسانی از سرمایه انسانی صحبت میشه و این دیدگاه بهویژه برای مدیریتی که در پارمیس وجود داره مناسب نیست. هر کسی که از اینجا خارج میشه یا وارد میشه، تجربهای رو به خاطر میسپاره و نهایتا میتونه جاهای بهتری پیدا کنه و جذب بشه، اما به نظر من این شرکت همچنان درجا میزند.
در ایمیلی که از شرکت پارمیس دیدم به عنوان فرصت استخدام مجدد معرفی میشد اما انگار برای من کارجو هیچ ثباتی وجود ندارد. مدیران به جای بررسی دقیق عملکرد و شنود تماس با همکاران، جلسات بیوقفه با مشاوران را برگزار میکنند تا علت اصلی کمبود مدت زمان حضور نیروها را پیدا کنند؛ اما انگار هیچکس بیش از سه سال در آنجا نمیماند و همین موضوع حیرتآور است. البته شاید اگر یکی از ما هم بماند، کار بسیار دشوار میشود چرا که بیشتر آنها یا آشنا یا دوستهای مدیران محسوب میشوند و حقوق نسبتا مناسبی میگیرند. مدیریت اکنون به دست یک نفر از بخش منابع انسانی افتاده که به نظر میرسد با روحیات انسانی چندان سازگار نیست و هدف اصلیاش کاهش نیروهاست، هرچقدر که ظاهرا با ما مهربان است. اگر کسی تملقگو، چاپلوس، فروشنده مطلوب، دو رو و زیرابزن باشد، در این شرکت میتواند بدون مشکل استخدام شود. واقعا موقعیت استخدام در این شرکت یکی از بدترینهاست و تنها چیزی که به نظر میرسد این است که آنها بیمه میپردازند تا نشان دهند حسن نیت دارند.
برای من تجربهی کار در صندوق نوآوری و شکوفایی ریاست جمهوری به شکل واضحی از تجربیات نزاعآلود و منفی ماندگار شد. فضای کاری به قدر زیادی سمی بود و حضور مدیری مستقیم که از سطح علمی قابل قبولی برخوردار نبود، اوضاع را وخیمتر میکرد. افتخار او تنها به رتبهی بالای کنکور ارشد بود که دو دهه پیش کسب کرده بود و از زبان منفی همکارانش در سازمان مشهور شده بود. همکاری که باید برای آنبوردینگ با او همراه شوم، به نظر میرسید که تنها جنبهی جیبخالی داشت و بیش از هر چیز ترکیبی از ویژگیهای منفی بود. من در مسائل فنی و حرفهای نظری داشتم و اغلب نظرهایم هم درست بود، اما او به جای پذیرش، به شکلی توأم با آزردگی واکنش نشان میداد. اثر رفتار او این بود که من به عنوان فردی که سعی میکردم دانش و تجربه کافی نشان دهم، احساس میکردم تحت فشار قرار میگیرم و فضا را از دست میدهم. برخلاف ادعای حرفهای بودن، دانش او بیشتر به تکرار نمونههای پروژههای قبلی و کپیبرداری محدود بود و در مواجهه با پروژههای تازه به نیروی ایتی متوسل میشد. من تنها نبودم؛ با وجود این فضا، من هم تصمیم به ترک گرفتم و کمتر از یک سال از آنجا رفتم. در طول دوره، فهمیدم که چهار نفر پیش از من هم چنین فضای سمی و اینگونه رفتار دو مدیر را تحمل نکردند. این تجربه باعث پشیمانی شد و به من فهمانده که بهجای فریب نام سازمان، به دنبال مکانهایی با فرهنگ حرفهای و حمایتی باشم.
فضای کاری اتاقک برای من تجربهای آرامبخش نبود؛ احساس کردم مدیریت کارآمدی ندارد، محیط کار ناسالم است و افراد حاضر در تیم غیرحرفهای و بیاخلاق به نظر میرسند. توصیه من به دیگران احتیاط است و از فرصتهایی که فراهم میشود با دقت استفاده کنند. تجربهام از این شرکت کوتاه بود و واقعا خوششانس بودم که زود تمام شد.
چه خبره تو پارمیس؟؟؟؟ یه تستر رفت، آی تی استعفا داد، برنامه نویس اصلیشون داره میره، مسئول دفتر رفت. چقدر آگهی زدن. چه میکنههههه منابع انسانی و مدیریت بی کفایتش :////
با سلام شرکت داناپرداز بدترین انتخاب برای نیروهای جویای کاره مخصوصا اگه تو یکی از تیم های پشتیبانی و یا محصول باشی مدیران شرکت بسیار سطح پایین هستند و با عدم انتقال دانش ،برا خودشون امنیت شغلی ایجاد کردن،مدیر عامل در جزئی تربن موارد ورود می کنه و مدیر فنی بسیار دو رویی داره که نمیزاره کسی اونجا رشد کنه و موقعیتش به خطر بیفته نکته جالبتر اینکه چرخش پست های مدیریتی هستش ،مدیر مارکتینگ مدیر پشتیبانی میشه مدیر فروش مدیر منابع انسانی و این چرخه معیوب ادامه داره و بی کفایتی تو هر بخش بیداد می کنه مخصوصا یه مدیر خانم داره که انگار اونجا ارث پدرشه .فقط کسایی که اونجا کار کردن صحبت من رو متوجه میشن
درست مثل زمانی که تازه به مجموعه ملحق شده بودم، اوضاع خیلی به هم ریخته بود و تجربهام از کار در این شرکت چنین آغاز شد که محیط کاری واقعا دشوار بود. من به صورت از راه دور مشغول به کار بودم و به وضوح احساس میکردم که هیچ چیز با استانداردهای یک شرکت بینالمللی همخوانی ندارد. مدیریتی که با گفتار سطح پایین احترام به همکاران را تضعیف میکرد، به راحتی زیر آب دیگران را میزد و پاسخ همکاران هم به این سازوکار عادت کرده بود. اکثر سرپرستان تیمها جوان و کمتجربه بودند و این موضوع کار را به سمت ناپایداری میبرد. تنها نکته مثبت، پرداخت منظم حقوق بود که در این بین یکی از معدود نکاتی بود که به درستی انجام میشد.
سالهاست که به عنوان دستیار اجرایی کار میکنم و تجربهی این ششماههی کاری در صحت صنعت رفیع همچنان برایم قابل یادآوری است. انتخابم به طور قطع اشتباه بود، با وجود اینکه رزومهی خوب و سابقهی مناسب داشتم و هر جا میرفتم، پیشنهاد شغلی میگرفتم. اینجا با وجود برخورداری از تیمی دوستانه، اما مدیران هیچوقت رضایت را کافی نمیدانستند و ترجیح میدادند همه مسائل را به شکل دقیق و با کنترل کامل اداره کنند؛ به گونهای که طرز نمایش عملکرد افراد به چشم آمد. گمان میکنم اشتباهی بود که مرتکب شدم و پیامدهایش را هم با افت فشارهای غیرمنصفانه روی سابقهی بیمه و پس از قطع همکاری تجربه کردم؛ بهطوری که برای کارفرمای آینده، بازخوردهای منفی هدفمند ارائه میشد. با این حال باور دارم که هر روز، روزی خواهد رسید که اوضاع بهتری برایم رقم بخورد.
بعد از شروع همکاری٬ یه پنل برای ثبت ساعت های کاری به من دادن ولی لایسنس اون پنل رو نخریده بودن و ۱۴ روزه بود من یه مدت کار کردم و ساعت هامم ثبت کردم ولی بعد از ۱ ماه همکاریشون رو با من قطع کردن و گفتن هیچ ساعتی ثبت نکردین و کاری نکردین و من اسکرین شات از ساعت های کاری اون روزام رو گرفته از برنامه گرفته بودن بهشون دادم ولی گفتن داخل برنامه هیچ ساعتی ثبت نشده در حالی که چون از ۱۴ روز گذشته بود٬ اون پنل اجازه دیدن ساعت های ثبت شده رو نمیداد و باید پلن پریمیوم خریداری میشد. و متاسفانه هزینه ۱ ماه کار کردن بنده رو ندادن و به دلیل قبول نکردن سرمایه گذارشون با بنده قطع ارتباط کردن. مزخرف ترین شرکتی که بود که تا بحال باهاشون همکاری داشتم چون هیچ برنامه کاری نداشتن و بلاتکلیف کار میکردن.
بعضی از این تیم لیدهای دوزاری بیسواد یه جوری خودشون میگیرن که لبنیات "شکلی" شدن "کره" شدی اینقدر خودت نگیر "کره" شدی اینقدر خودت نگیر "کره" شدی اینقدر خودت نگیر
نزدیک ۲سال کار کردم .وحشتناکه مرگ رو جلو چشماتون میبینید نرید نرید پشیمون میشید بدرفتاری برده داری دزدی زورگیری تجاوز رفتاری وخیلی چیزای دیگه
واقعا نمیخوام هیچوقت در مورد یک شرکت ید بگم ولی یه شرکتی که اهمیت به نیروی خوب نمیده باید به همه گفت که بدونن کجا میان.اینجا حقوق دیر پرداخت میشه.احترامی وجود نداره.مدیران فقط جلسه بی پایان میرن و میزارن بدون نتیجه.مدیر با سواد اصلا نمیبینید.محیط پر تنش.پر از سرو صدا.اگه با پول خودت اسنپ بگیری باید صد دفعه پیگیر پولت بشی که پرداخت کنن میگن پول ندارن.صد نفر توی مالی هست و همیشه همه بیکارن.۱۴ تا شرکت میگن زیر مجموعه دارن که من فقط سه تا شرکتش رو دیدیم بقیه لی وجود خارجی ندارن فقط اسم هستن.اگه سر موضوعی بخوای بری میگن بای حتی برای حل هیچ مشکلی با تو صحبت نمیکنن.فرداش آگهی میزنن و دوباره استخدام میکنن.هر روز نیروی جدید میاد نیروی قدیمی که کلی مسلط هست به کار از اونجا جدا میشه و این ضعیف بودن منابع انسانی شرکت رو نشون میده که فقط به ظاهر خودش اهمیت میده تا کاراییش
همه میدونن که کامنتهای منفی این صفحه ****** و اکثرش دروغه. در گذشت و بزرگواری مدیران این شرکت همین بس که وقتی وجود این صفحه رو بهشون اطلاع دادم و پیشنهاد کردم مقابله به مثل بشه و سو رفتارهای این افراد برای مدیران شرکتهایی که الان داخلشون هستن بازگو بشه گفتن نکن و کسی رو از نون خوردن ننداز.
یک شرکت بدون اخلاق و بدون انسانیت و رفتار مدیران غ حرفه ای و پزشک این سازمان اجازه تو هین به انواع سمت شغلی را به خود میدهد و کارکنان رو بدون دلیل منطقی اخراج می کند و به بهای دادن ارتقا نیرو وارد مجموعه میشه در صورتی که فقط افرادی که پارتی دارند ارتقا می گیرند
ب شخصه دو سال تو سیستم کثیفی کار کردم ک فروش ۴ تا فروشگاهشون تو شهر ما به ۱ میلیارد نرسید بعد از کلی وقت ک ۴ تاش اوردم بالا عین یه دستمال پرتم کردن بیرون حتی تماس گرفتم بازرسی هم .... منی ک اونجا اتیش گرفت و ب والله با اینکه اف بودن و سر ب همکارم زدم ولی نزاشتم اتفاقی بیفته بعد از ۸ ماه ک رفتم حتی طلبم هم بم ندادن خلاصه که من بسیار برا خودم نارلحت شدم امیدوارم ی روز جامعه ما درست بشه
تمامی انچه که دوستان در مورد استخدام نوشتن درست هست، منم اولش باور نمیکردم، ولی بعد از یک ساعت نشستن در طبقه سوم، دیگه خدماتی برقا رو هم خاموش کرد فهمیدم تعطیله، هاهاهاهاها اومدم منشی طبقه سوم میگه اااااا کسی نیومد برای مصاحبه، بنده هم برگه رو پاره کردم اومدم بیرون جالبه که نیروی خودشون توی اسانسور داشت برای فرار میرفت جای دیگه مصاحبه خیلی خیلی خیلی شیرتوشیره ای کاش این کامنتا به منابع ضد انسانیشون برسه
تمامی انچه که دوستان در مورد استخدام نوشتن درست هست، منم اولش باور نمیکردم، ولی بعد از یک ساعت نشستن در طبقه سوم، دیگه خدماتی برقا رو هم خاموش کرد فهمیدم تعطیله، هاهاهاهاها اومدم منشی طبقه سوم میگه اااااا کسی نیومد برای مصاحبه، بنده هم برگه رو پاره کردم اومدم بیرون جالبه که نیروی خودشون توی اسانسور داشت برای فرار میرفت جای دیگه مصاحبه خیلی خیلی خیلی شیرتوشیره ای کاش این کامنتا به منابع ضد انسانیشون برسه
سلام وقت همگی بخیر من دو بار برای مصاحبه کروز دعوت شدم. یکبار سال ۱۴۰۱ و یکی هم سال ۱۴۰۳. هر بار به دلایل عجیبی کار ناتمام میموند. یعنی نه میگفتن بیا نه میگفتن رد شدی. بار اول فقط تماس تلفنی بود و شرح شغل و چند تا سوال فنی بسیار ساده، بعد گفتن برای جلسه مصاحبه حضوری هماهنگ میکنیم و بعدش دیگه هیچی. تیر ۴۰۳ هم یبار دیگه رزومه فرستادم رفتم مصاحبه، اولش ازم تست هوش گرفتن که تقریبا ۸۰ درصد رو جواب دادم، بعد شد مصاحبه فنی اما تنها چیزی که نپرسین سوال فنی بود، تمام صحبت ما این بود چرا میخوای بیا اینجا کار کنی، درسته این یک سوال مهمه اما اینکه یک ساعت و نیم سه نفر تیم مصاحبه کننده راحب همین موضوع سوال کنند عجیبه، بعدشم البته به نظر راضی میومدن و قرار شد پاورپوینت هایی که برای ارائه کارام آماده کرده بودم نشون بدم ک گفتن الان وقت کمه ی حلسه دیگه هفته بعد میگیم بیا اینجا دوباره، الان دو ماهه گذشته:)))) من با همون رزومه و با همون پاورپوینت ها تونستن از یک شرکت انگلیسی جاب آفر بگیرم، الان روی چیزایی کار میکنم که همیشه جز ارزوهام بود، من نمیگم کروز بده، ولی روند مصاحبه کاملا شانسیه، متاسفانه افراد با سواد و فنی در تیم مصاحبه کننده یا نیستند یا تو رو ب دید رقیب میبینن و اکر قوی باشی نمیزارن بری اونجا. با چند نفر که اونجان صحبت کردم و میگن که اگر در شرکت معرف داشته باشی در روند مصاحبه بسیار بسیار تاثیر گذاره. من انتقادم اینه که ته مصاحبه رو باز نزارید بلاخره ی جوابی بدید. اغلب این چیزایی که اینجا به عنوان مزیت آوردید حق مسلم نیروی کار هست برای همین من مزیت نزدم.
من تجربهای از مجموعهای به نام میهمان شو دارم که میخواهم بازنویسی کنم تا با بیانی تازه و طبیعی اول شخص جلوه کند، اما واقعیتها و احساسات اصلی حفظ شوند و از هر گونه قضاوت صریح درباره قانونی یا غیرقانونی بودن پرهیز کنم. به این شرکت دوران تجربهام نشان داده شد که فضای کار بیشتر بر پایه حرفشنوی و چاپلوسی است تا شایستهسالاری. اخراجهای گاه و بیگاه از نیروهای قدیمی ازسوی مدیران یا تصمیمگیران داخلی انجام میشود و سوال زیادی درباره علت آن مطرح میشود. برخی از همکاران با سابقه طولانی چهبسا جای خود را به افرادی بدهند که اخیرا استخدام شدهاند اما رزومهشان ادعا میکند که مدت زمانی را در شرکت حضور داشتهاند. با وجود اینکه چند سال تجربه مدیریتی یا تحصیلکردهها وجود دارند، گاهی به نظر میرسد جایگزینی برای جایگاههای مدیریتی کمسن و بیتجربهتر انجام میشود. در چنین شرایطی، ممکن است کسانی با چند سال تجربه بهطور نامتناسبی در موقعیتهایی قرار بگیرند که انتظار میرود برایشان دشوار باشد. و گاه در رزومهها بازههای زمانی دروغین یا اغراقشدهای دیده میشود تا کارنامهاشان را مثبت جلوه دهند. در نهایت، توصیهام این است که از این تجربه طولانی نتیجه بگیرید و خودتان تصمیم بگیرید که آیا دیدگاهها و رویکردهای مدیریتی در این شرکت با اصول حرفهای همسو هستند یا خیر.