برای منافع حقایق را حفظ میکنم اما بیان را کاملا تازه و روان میکنم و از هر گونه ادعای غیرواقعی یا تهمت پرهیز میکنم. مرحلهای از کار من در این شرکت به عنوان مدیر محصول با محیطی پر از فشار آغاز شد و در نهایت فهمیدم که پرداخت حقوق به موقع انجام میشد، هرچند کیفیت کار و منابع در دسترس پایین بود. این مجموعه با نام خدماتی شناخته میشد اما واقعا سطح استانداردهای پایینتری نسبت به سایر شرکتهای همنام داشت. کارهای بسیار زیادی به عهده میگرفتیم و انتظار داشتند گزارشهای متنوعی تهیه کنیم، در حالی که دریافتی نسبت به تلاشها خیلی کم بود. یافتههای مدیریتی نشان میداد که درصد بالایی از مسئولین از آشنایان و روابط شخصی خارج از سازمان بودهاند. از نظر فناوری، مقاومت شدیدی نسبت به بهکارگیری رویکردهای تازه وجود داشت و بیشتر با تکنولوژی سنتی مانند جاوا و Oracle کار میکردند. بینظمی کاری به گونهای بود که برخی پروژهها بیشتر برای رسیدن به نتیجه به مشتری منتقل میشد تا واقعیات عملی. پرداختهای حقوق به موقع انجام میشد، اما فضای مالی شرکت به گونهای بود که میبایست از منابع بانکی استفاده میکرد تا بتواند دوام بیاورد. نسبت به همتایان بانکی، این شرکت از نظر مدیریت، فناوری و محصولات کمی پایینتر بود. با وجود افراد مستعدی که ممکن بود در گذشته حضور داشته باشند، به دلیل جدا شدنشان از شرکت، یادگیری قابل توجهی تجربه نمیشد. بیشتر برای کارآموزی مناسب به نظر میرسید و حدود یک چهارم از کارکنان را کارآموزان تشکیل میدادند که غالبا به سمت خروج از شرکت میرفتند. از نظر انضباط و محیط کار، فضا نسبتا مرتب و تمیز بود و امکاناتی مانند ناهار و صبحانه ارائه میشد، هر چند این موارد ممکن است بر حقوق پایین تأثیر گذاشته باشد. در نهایت، مانند بسیاری از شرکتهای مشابه، گمان میرفت حیاط خلوتی ناشی از روابط خانوادگی و آشنایان وجود داشته باشد. امیدوارم هنگام انتخاب فرصتهای شغلی، با دقت بیشتری تصمیم گرفته شود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مصاحبه به شدت بد با مدیر توسعه سازمانی! با رفتار بد و نامرتبط از سمت مدیر توسعه سازمانی تو تیم منابع انسانی مواجه شدم بدا خلاق و پرسیدن سوالات شخصی به شدت بی سواد و دادن اطلاعات اشتباه در مصاحبه
فضای شرکت به شدت سمی هست افراد با پاری بازی ارتقا می گیرن شفافیت وجو نداره اگر به دنبال ارتقا و پیشرفت هستید سمت زرین رویا نرید! کارا اصلا پیش نمیره
آزار و اذیت جنسی شوخی های سخیف توسط همکاران و مدیران مدیریت ارشد به شدت ضعیف خیلی تجربه بی داشتم و دارم و شاهد بدقولی های زیادی شدم کارها به کندی انجام میشن
متاسفانه در یک کلمه افتضاح! گول ظاهرشونو نخورید از بیرون خیلی خوبن ولی برید توش میبینید بی سواد و پر ادعا هستن متاسفانه مدیرانشون با برندینگ شخصی خود، ظاهر نادرستی ساختن فرهنگ شرکت به شدت مخرب و من شاهد آزار و اذیت جنسی توسط مدیران قرار گرفتم.
من به مدت دو سال و نیم به صورت مستمر در این شرکت کار کردم و همچنان بهصورت پروژهای با آنها همکاری دارم. تجربهای بسیار مثبت ثبت شده برای من بود؛ ابتدا به عنوان کارآموز جذب شدم و پس از چهار ماه با شرکت قرارداد بستم، از همان روز اول بیمه برای من درج شد و حقوقم با تاخیر معمولا سه تا چهار روز پرداخت میشد. جو کار تیمی و صمیمی بین اعضا بسیار عالی بود و هیچ وقت احساس خستگی یا خستگی کار نکردم.
تجربه من از کار با کارگزاری آگاه خوب بود و پیشنهاد میکنم به دیگران هم تجربه مشابهی را بدهند.
خیلی رفتار غیر خرفه ای و دور از انسانیته اگر همینجور رو هوا تجربه دیگران رو که برخلاف تجربه ما هست رو زیر سوال ببریم دوست عزیز یه لحظه فکر کن بخدا عقب نمیفتی وقت داری برای ثبت نظر بارها دیدیم در "یک تیم" دو نیرو در مورد "یک مدیر" نظز متفاوتی داشتند چرا؟مثلا یکی وقت هدفش اینکه بزنه تموم شه بره حقوقشو بگیره...یکی اگر تسکی برخلاف مقاله ای که خونده اگر ببینه میره به مدیر میگه به نظرم اینکارو نکنیم و..... در همین کاریزما من همین حرفو به مدیرم زدم بعدها بهم گفت تو در مساعل فنی وحوزه ای که بهت مربوط نیست دخالت میکنی یا ادم داریم میدونه چطور عشوه بیاد مدیر هم هواشو داره اینارو واقعا باید گفت؟متوجه شدنش سخته؟پس اگر کسی تجربه خلاف تجربه شما داشته نیاید بگید ما میشیم میخندیم یا اصلا اینطور نیست....شما برو به سطح شعور خودت و اطرافیانت بخند پارسال اینهمه برنامه نویس اخراج شدند چی عوض شد؟ما هم بخدا توی همون شرکتیم؟ ریفکتور پروژه ای که 3ساله درحال انجامه و هر هفته از اساس تعییر میکنه تموم شد؟ از مسولین مینالیم چند نفریم از دهه 60 به بعد خیرسرمون تحصیل کرده و فنی دور هم جمع شدیم این چه طرز برخورد با نظر مخالفه؟چه طرز کار کردنه؟ مدیر خودش داره هم زمان با ما یاد میگیره واقعا بعضیا خیلی محتاج ترحم و دلسوزیند
من از سال 1400 توی کاریزما کار میکنم. 6 ماه اول همکاریم رو هم داخل همین شرکت پردازش اطلاعات مالی بودم و مسئولیت استخدام نیروها رو به عهده داشتم. بعد از اون تجربه کار توی هلدینگ هم ساختمان حکیم اعظم و هم نگین آزادی رو داشتم و الان هم با تیم توکن دارم کار میکنم. حقیقت اینه که هیچ شرکتی بدون ایراد نیست اما من به عنوان کارمند شرایط کاریزما برام طوری بوده که حدود 2 سال و نیم کار بکنم. پرداختی های کاریزما توی صنعت پرداختی های خوبیه، پرداخت حقوق منظمه، یه تعدادی مزایای رفاهی داره و پکیج سالانه با شما بسته میشه. توی یه سری شرکت ها هر چند ماه یک بار ارزیابی انجام میشه و یه سری شرکت ها کل حقوق میاد روی حقوق ماهانه. مدیری که دارم خیلی خانم محترمی هستن و به جز احترام چیزی ازشون ندیدم. ****** مدیرعامل هلدینگ راه ارتباطی به همه دادن و دیدم که روی نظرهای همکارها زیاد اکشن میگیرن و خیلی وقتا ارتباط مگیرن باهاشون و توضیح میدن یه سری موارد رو. حقیقت اینه کاریزما داره سریع رشد میکنه و این وسط یه سری منابع از بین میره و این سختی زیاد داره مثلا ما اینجا آیین نامه امضا شده کم داریم و روال مشخصی برای یه سری موارد مثل آموزش نداریم (فعلا). اما محیط کاری رو من تا امروز محیط کاری خوبی میدونم. نمیدونم چقدر دیگه اینجا باشم اما قطعا کاریزما جاییه که لحظات خوبی توش داشتم.
من تقریبا دو سال میشه که در کاریزما کار میکنم جالبه تمام کامنت هارو با دوستان به عنوان شوخی و خنده میخونیم احساس میکنم خیلی از دوستانی که پیام گذاشتن کم لطفی کردن و معیار مقایسشون چیزی فراتر از نرم شرکت های ایرانی بوده طبیعتا هرجایی یک سری مشکلات داره اما کاریزما واقعا همه در تلاش هستند کارشون رو درست انجام بدن و تمام کلیشه ها و مشکلات رایج در شرکت های دیگه رو نداشته باشند تقریبا تمامی نکات منفی که دوستان اشاره کردند حداقل در تیم ما و تا جایی که من شناخت دارم درست نیست.
به خاطر شیوع کرونا، فرآیند مصاحبه بهصورت آنلاین برگزار شد و سوالات ابتدایی خیلی ساده بودند. بعد از آن، منابع انسانی قرارداد سهماههای را برای من امضا کردند. پروژه، یک برنامه ویندوزی قدیمی بود که قرار بود به جاوا تبدیل شود. در تیم، مدیران غیر فنی و یکی دو نفر با سابقه تحصیلی پایین حضور داشتند؛ یکی از معاونان اداره نیز دارای مدرک فوقدیپلم جغرافیا بود. برای پاسخگویی به سوالات فنی، کسی نبود که به اندازه کافی تسلط داشته باشد؛ معمولا من باید پاسخها را بهطور مکرر به زبانی که یکی از مدیران آشنا بود توضیح میدادم. به نظر میرسید که کار برای افراد اهمیت زیادی ندارد و تقریبا نیمی از انرژی تیم صرف سفارش و واسطهگری فامیلی میشد.
شرکت بدی بود تجربه کاری خوبی نداشتم حقوقمو به موقع پرداختن نمی کردن بعضا بین چند ماه تاخیر می افتاد تا حقوقمو بدن موقع خروج هم اذیتم کردن سر تسویه حساب و آزادسازی سفته هایی که داده بودم جو خوبی داشت اما اگه به موقع حقوق می دادن من میموندم
اینجا به درد تازه کارها میخوره بیان یه چیزایی تجربه کنن و برن. ارزش افزوده دیگه ای نداره. متاسفانه تعداد مدیران بی سواد و نا لایق اصلا کم نیستن. یه فریم ورک داخلی با تکنولوژی قدیمی و پر اشکال داره و یه عده توی شرکت هستن که هر روز تولید باگ در این فریم ورک میکنن. الان حدود 4 سال هست که طرح های بزرگ شرکت عملا شکست خورده. فقط به یک دلیل هنوز هستن . چون رقیب ندارن. تعداد خروجی های نیروهای قدیمی زیاد و تعداد ورودی های نیروهای جدید هم زیاد.
شرکت بهار سامانه شرق تجربه من در قالب کار Back End بود. اینجا کارهای کوچک میگیرن، بعد چند برنامهنویس خوب جمع میکنن و مدام میگن پروژه دیر میافته و باید سریع تحویل بشه. قرارداد هم که به صورت یک نسخهای تنظیم میکنن و ازم امضا میگیرن تا خیال خودشون راحت بشه. وعدههای فراوان میدن و ظاهرا قولهای زیادی میدن، اما وقتی موعد میرسه، شروع میفروشند و در نهایت پاسخگو نیستن و حقوق و مزایا رو هم پرداخت نمیکنن. خیلی هم ادای دوستیه درمیآورند تا منو به اعتماد دعوت کنند، اما در واقع تنها با وعدهها و دروغ همراهاند.
من دنبال یک شرکت که واقعا کار منظم و حرفهای نمیکنه نبودن منافع جدی دنبال میکنم و آسه تجارت آسیا را تجربه نکردم، اما برداشت من از این تجربه این است که برخی از کارکنان احساس میکردند فضای کاری به گونهای است که فعالیت جدی و پیگیری وظایف کمتر دیده میشود و مزایا، حقوق و امکانات به ظاهر جذاب هستند. هدف اصلی شرکت هم ظاهرا افزایش تعداد کارمندهاست و این سوال مطرح میشد که چرا چنین هدفی دنبال میشود. گفته میشد که این شرکت به دلیل سرمایهگذاری زیاد و دسترسی به مقدار زیادی کالا، قدرت رقابت بالایی دارد و به نوعی بازار انحصاری را شکل میدهد. اگر دنبال جایی هستید که کار کمتری انجام بدهید و تجربهای کمتری کسب کنید، به نظر میرسید اینجا گزینهای باشد که باید بررسی شود، هرچند چنین برداشتهایی حاوی صحبتهای شخصی بوده و لزوما صحت یا واقعیت شرکت را نشان نمیدهد.
میاره ی محیط صمیمی با همکارای بسیار خوبه ، تقریبا تمام مدت کاریم با حال خوب اومدم سرکار مثل تمام شرکت های استارتاپی تغییراتش زیاد ، پس روی چیزی نمیشه حساب کرد بسیار پر استرس ، چالش برانگیز و پر از یادگیری
دیدید گاهی تو بازیهای کامپیوتری به باگ میخوری، مثلا تو آسمون یا قعر اقیانوس معلقی، ماشینت گاز میخوره ولی حرکت نمیکنه، نمیتونی پیاده شی، بعد همه دکمهها رو میزنی و اگه احیانا یه باگ دوم رو تجربه کنی، دیگه اون هم تو پاچهته؟ همینه تا باتری لپتاپت تموم شه. به ناواکو خوش اومدی دوست من :) ناواکو لپتاپ نیست و کیسه؛ به UPS بانک مسکن وصله و خاموش نمیشه. یه کشتی شکستهست که با پول تمومنشدنی یه بانک دولتی جون بینهایت داره و تا الان محو نشده. افراد معدودی میدونن چه شدید تو پاچهشونه و تا گیرن ناراحتن، و عمده سایرین به همزیستی رسیدن. زمان کارها (حتی امور ساده اداری) نامعلومه. یعنی اگه در حالت تعادل یه حقوق نسبتا منظمی برات بیاد و راضی باشی، لزومی هم نداره کار خاصی بکنی (اساسا چون شرکت فشله و هیچ پیچ و مهرهای با هم درست کار نمیکنن که بتونن بندازنت بیرون. مثلا قهوهخونه قنبر که سازمانی عریض و طویل نیست، کارها توش درست و سریع انجام میشه؛ اما فناوری اطلاعات ناواکو چون «سازمان» بزرگیه و بوروکراسی داره، در کنار گشادی و بینظمی و حق داشتن نسبی کارمند برای اینکه کاری نکنه، نه اندازه قهوهخونه قنبر خروجی داره، نه اندازه اوس قنبر توانایی اجرایی داره). حالا ممکنه فکر کنی چه بهشتی. اما تا اینجا عذاب جنیفر لوپز بود! نوبت تو هم میرسه. اینکه وسط ماه یه بامبول مالی یا حقوقی دربیاد، یا بر مبنای جنبش مولکولی یهو یه مدیریت کن فیکون بشه، یا یه چوب شکسته کشتی بره تو پهلوت، دیگه رفته! حالا نامهنگاری و پیگیری کن که دربیاد. یه خط قرمز هر شرکتی هم اینه که برای عدم پرداخت حقوق/سنوات/تسویه ازش شکایت شده باشه. خط قهوهای اینه که عادت داشته باشه پول رو نده و ازش شکایت بشه و سر شده باشه. خط سیاه اینه که شرکت دولتی باشه و تو صنعت بانک و پرداخت باشه و این محاسن رو هم داشته باشه. از آبدارچی و برنامهنویس و نیروی اداری، تا مدیر فنی و مدیرعامل، باید احمق باشی که فکر کنی میتونی تغییر معناداری (به جز تخریب جسم و روان خودت؛ میگم جسم چون پرسنل خدماتی جانباز هم میدن) بدی. چرخه طبیعت ناواکو هضمت میکنه. اگه دیدی کسی میگه نمیدونم بشه یا نشه، راست میگه؛ اگه دیدی مطمئن حرف میزنه که ال میکنم و بل میکنم، یا دروغگو و شارلاتانه، یا خیلی احمقه و به فنات میده. اگه نرفتی، نرو. اگه میخوای تو یه تنبلخونه دولتی شانستو امتحان کنی، ورود بهش رو امتحان کن. ورودت ممکنه از یک تا چهار پنج ماه طول بکشه. تعریف اثر انگشتت و تخصیص یوزر پسورد دامین بهت ممکنه از یک روز تا یکی دو ماه طول بکشه. تو این مدت یهقل دوقلهاتو بازی کن و سیرک رو تماشا کن و به کارهای دیگهت برس. بلند حرف نزن؛ علت داره که افراد درونیاتشون رو بروز نمیدن. بعد نهایتا اگه تثبیت شدی، ببین کجای کشتی افتادی؛ اگه ستونی چیزی توت نیست و فعلا از حقوقت راضیای و تا آخر سال هم اگه با بامبولهای مختلف درصدهایی ازش بزنن، خیلی برات بد نمیشه، فعلا بمون. ولی در نظر داشته باش هر قدر میمونی و سنوات و ... که طلبکاری رو داری سرمایه آخرتت میکنی و معلوم نیست کی نقد بشه. در آخر اینکه کار نکن؛ گاهی یکم ادای کار کردن دربیار.
اگه بخوام ز این شرکت بگم، میتونم اینو عنوان کنم که بهترین مکان برای پیشرفت و یادگیریه. شما به محض اینکه وارد شرکت میشین اگه خودتون پویا و فعال باشید به سرعت میتونید ارتقا شغلی پیدا کنید و پیشرفت. هر روز تجربه های جدید به دست بیارید و کلی مطلب یاد بگیرید. میتونم بگم این شرکت هم یه محل کاره هم مثل دانشگاهه. ولی بازم میگم بستگی به خودتون داره که چقدر تلاش داشته باشید. ارتباط دوستانه و صمیمی بین همکارا واقعا لذت بخشه. از بدو ورود احساس راحتی و صمیمیت میکنید با همه. من تو کامنتا خوندم که تاخیر حقوق داره، نمیگم نداشتیم، تاخیر داشتیم اما برای مدت کوتاهی، که بعد از یه تایمی دیگه به موقع و درست شد. بلاخره شرکت پروژه محور بود و برای همه شرکت های پروژه محور این مسئله تو یه بازه کوتاهی پیش میاد. اینو از تو تجربه کاریم تو شرکت های پروژه محور دیگه دارم میگم. اگه وارد این شرکت شدید فقط یه مسئله رو میتونم بهتون بگم "تلاش کنید" همین.
دوئل تجربه من از این شرکت را با صداقت ثبت میکنم و با آوردن واقعیتها و احساساتم از نگاه خودم روایت میکنم. از ابتدا بگویم که شرکت با دو نام Dream Farm Agency و Dream Farm Studios فعالیت میکند و درآمدهای ارزی دارد اما حقوق پرداختی به من و سایر همکاران ناچیز بود. مدیرعامل تصور میکند کمبود نظم و وجود کارهای سطحی و بیهوده نشان از تمایز و مزیت رقابتی است و به شدت تحت تأثیر تعریفهای بیمورد قرار میگیرد. اکثر پرسنل ثابت اینجا به دلیل چاپلوسی و زباندرازی مداوم، کارایی چندانی ندارند و تخصص مشخصی هم ندارند. به زبان مادری خودم هم به سختی توضیح میدهم و در مکالمات روزمره دچار مشکل هستم، اما او اصرار دارد از کلمات انگلیسی استفاده کند تا نوعی نمایش خودنمایانه داشته باشد. او همچنین بیش از اندازه کنترلگر است و در همه زمینهها ادعا میکند. منابع انسانی، مسئولیتی که بر عهدهشان بوده، به نظر میرسد که به سود کارفرما عمل میکند و کوچکترین مسائلی را به مسائل جدی تبدیل میکند. با وعدههای کاذب جذب نیرو میکنند و به حرفهای خود هیچ تعهدی ندارند. طی شش ماه حضورم فهمیدم که استراتژی شرکت روی جذب افراد تازهکار و غیرحرفهای متمرکز شده و مهم نیست که تجربهای ندارند یا توانایی ویژهای ندارند؛ کافی است تنها “…بله چشم” بگویند. پروژهها اغلب در ساعات پایانی روز تعریف میشوند و از من و همکاران انتظار خارج از حدی تا نزدیک به ساعات ده یا یازده شب میرفتند و این وضعیت تکرار میشد. قرارداد پایه کارگری است و پرداخت حقوق معمولا در دو مرحله انجام میشود، همچنین قرارداد محرمانگی وجود دارد و از من خواسته میشد سفته سنگین ارائه کنم. برای شرکت در جلسات دورهای طولانی که عموما بینتیجهاند باید حضور داشت؛ این جلسات بهانهای برای شوخیهای بیمزه، تکرار ادعاها و گندهگوییهایی بیپایه از طرف مدیرعامل بود. روحیه و فضا به شدت مذهبی است؛ پوشیدن شال برای خانمها اجباری است و آقایان هم نمیتوانند با لباس آستینکوتاه وارد شوند. در کل توصیه میکنم ورود به این شرکت را نداشته باشید. به هیچ عنوان تحت تأثیر مزیتهای رقابتی ادعاشده در فرایند استخدام قرار نگیرید، زیرا به نظر من هیچیک از این نکات صحت ندارد و واقعیتها به طور کامل خلاف این ادعاهاست.
من مصاحبه انجام دادم و مورد مهم اینکه با خوندن نظرات دوستان در اینحا میخواستم منصرف بشم اما چیزی که اتفاق افتاد واقعا لذت بخش بود چه تو مصاحبه فنی چه در مصاحبه روانشناسی که واقعا تجربه خوبی بود در بین شرکت هایی که رفتم تو سازمان های بزرگ اینچنینی ممکن هست آدم هایی هم پیدا بشوند که سمی باشند و رفتارهاشون اذیت کننده باشه ولی نمیتونید این موارد به خصوص رو به کل سازمان بسط بدید . خالی از لطف نیستش که این نکته رو هم اضافه کنم که با بعضی از دوستان که اونجا در حال کار میباشند در لینکدین که صحبت کردم که نظرات مثبت این دوستان من رو از انصراف برای مصاحبه منصرف کرد جاداره از ****** بابت مصاحبه فنی و ****** و ***** در تیم روانشناسی و ****** از قسمت منابع انسانی بابت هماهنکی حرفه ای جلسات جذب تشکر ویژه کنم و امیدوارم به زودی زود بتونیم با هم همکاری داشته باشیم
برای منافع حقایق را حفظ میکنم اما بیان را کاملا تازه و روان میکنم و از هر گونه ادعای غیرواقعی یا تهمت پرهیز میکنم. مرحلهای از کار من در این شرکت به عنوان مدیر محصول با محیطی پر از فشار آغاز شد و در نهایت فهمیدم که پرداخت حقوق به موقع انجام میشد، هرچند کیفیت کار و منابع در دسترس پایین بود. این مجموعه با نام خدماتی شناخته میشد اما واقعا سطح استانداردهای پایینتری نسبت به سایر شرکتهای همنام داشت. کارهای بسیار زیادی به عهده میگرفتیم و انتظار داشتند گزارشهای متنوعی تهیه کنیم، در حالی که دریافتی نسبت به تلاشها خیلی کم بود. یافتههای مدیریتی نشان میداد که درصد بالایی از مسئولین از آشنایان و روابط شخصی خارج از سازمان بودهاند. از نظر فناوری، مقاومت شدیدی نسبت به بهکارگیری رویکردهای تازه وجود داشت و بیشتر با تکنولوژی سنتی مانند جاوا و Oracle کار میکردند. بینظمی کاری به گونهای بود که برخی پروژهها بیشتر برای رسیدن به نتیجه به مشتری منتقل میشد تا واقعیات عملی. پرداختهای حقوق به موقع انجام میشد، اما فضای مالی شرکت به گونهای بود که میبایست از منابع بانکی استفاده میکرد تا بتواند دوام بیاورد. نسبت به همتایان بانکی، این شرکت از نظر مدیریت، فناوری و محصولات کمی پایینتر بود. با وجود افراد مستعدی که ممکن بود در گذشته حضور داشته باشند، به دلیل جدا شدنشان از شرکت، یادگیری قابل توجهی تجربه نمیشد. بیشتر برای کارآموزی مناسب به نظر میرسید و حدود یک چهارم از کارکنان را کارآموزان تشکیل میدادند که غالبا به سمت خروج از شرکت میرفتند. از نظر انضباط و محیط کار، فضا نسبتا مرتب و تمیز بود و امکاناتی مانند ناهار و صبحانه ارائه میشد، هر چند این موارد ممکن است بر حقوق پایین تأثیر گذاشته باشد. در نهایت، مانند بسیاری از شرکتهای مشابه، گمان میرفت حیاط خلوتی ناشی از روابط خانوادگی و آشنایان وجود داشته باشد. امیدوارم هنگام انتخاب فرصتهای شغلی، با دقت بیشتری تصمیم گرفته شود.
مصاحبه به شدت بد با مدیر توسعه سازمانی! با رفتار بد و نامرتبط از سمت مدیر توسعه سازمانی تو تیم منابع انسانی مواجه شدم بدا خلاق و پرسیدن سوالات شخصی به شدت بی سواد و دادن اطلاعات اشتباه در مصاحبه
فضای شرکت به شدت سمی هست افراد با پاری بازی ارتقا می گیرن شفافیت وجو نداره اگر به دنبال ارتقا و پیشرفت هستید سمت زرین رویا نرید! کارا اصلا پیش نمیره
آزار و اذیت جنسی شوخی های سخیف توسط همکاران و مدیران مدیریت ارشد به شدت ضعیف خیلی تجربه بی داشتم و دارم و شاهد بدقولی های زیادی شدم کارها به کندی انجام میشن
متاسفانه در یک کلمه افتضاح! گول ظاهرشونو نخورید از بیرون خیلی خوبن ولی برید توش میبینید بی سواد و پر ادعا هستن متاسفانه مدیرانشون با برندینگ شخصی خود، ظاهر نادرستی ساختن فرهنگ شرکت به شدت مخرب و من شاهد آزار و اذیت جنسی توسط مدیران قرار گرفتم.
من به مدت دو سال و نیم به صورت مستمر در این شرکت کار کردم و همچنان بهصورت پروژهای با آنها همکاری دارم. تجربهای بسیار مثبت ثبت شده برای من بود؛ ابتدا به عنوان کارآموز جذب شدم و پس از چهار ماه با شرکت قرارداد بستم، از همان روز اول بیمه برای من درج شد و حقوقم با تاخیر معمولا سه تا چهار روز پرداخت میشد. جو کار تیمی و صمیمی بین اعضا بسیار عالی بود و هیچ وقت احساس خستگی یا خستگی کار نکردم.
تجربه من از کار با کارگزاری آگاه خوب بود و پیشنهاد میکنم به دیگران هم تجربه مشابهی را بدهند.
خیلی رفتار غیر خرفه ای و دور از انسانیته اگر همینجور رو هوا تجربه دیگران رو که برخلاف تجربه ما هست رو زیر سوال ببریم دوست عزیز یه لحظه فکر کن بخدا عقب نمیفتی وقت داری برای ثبت نظر بارها دیدیم در "یک تیم" دو نیرو در مورد "یک مدیر" نظز متفاوتی داشتند چرا؟مثلا یکی وقت هدفش اینکه بزنه تموم شه بره حقوقشو بگیره...یکی اگر تسکی برخلاف مقاله ای که خونده اگر ببینه میره به مدیر میگه به نظرم اینکارو نکنیم و..... در همین کاریزما من همین حرفو به مدیرم زدم بعدها بهم گفت تو در مساعل فنی وحوزه ای که بهت مربوط نیست دخالت میکنی یا ادم داریم میدونه چطور عشوه بیاد مدیر هم هواشو داره اینارو واقعا باید گفت؟متوجه شدنش سخته؟پس اگر کسی تجربه خلاف تجربه شما داشته نیاید بگید ما میشیم میخندیم یا اصلا اینطور نیست....شما برو به سطح شعور خودت و اطرافیانت بخند پارسال اینهمه برنامه نویس اخراج شدند چی عوض شد؟ما هم بخدا توی همون شرکتیم؟ ریفکتور پروژه ای که 3ساله درحال انجامه و هر هفته از اساس تعییر میکنه تموم شد؟ از مسولین مینالیم چند نفریم از دهه 60 به بعد خیرسرمون تحصیل کرده و فنی دور هم جمع شدیم این چه طرز برخورد با نظر مخالفه؟چه طرز کار کردنه؟ مدیر خودش داره هم زمان با ما یاد میگیره واقعا بعضیا خیلی محتاج ترحم و دلسوزیند
من از سال 1400 توی کاریزما کار میکنم. 6 ماه اول همکاریم رو هم داخل همین شرکت پردازش اطلاعات مالی بودم و مسئولیت استخدام نیروها رو به عهده داشتم. بعد از اون تجربه کار توی هلدینگ هم ساختمان حکیم اعظم و هم نگین آزادی رو داشتم و الان هم با تیم توکن دارم کار میکنم. حقیقت اینه که هیچ شرکتی بدون ایراد نیست اما من به عنوان کارمند شرایط کاریزما برام طوری بوده که حدود 2 سال و نیم کار بکنم. پرداختی های کاریزما توی صنعت پرداختی های خوبیه، پرداخت حقوق منظمه، یه تعدادی مزایای رفاهی داره و پکیج سالانه با شما بسته میشه. توی یه سری شرکت ها هر چند ماه یک بار ارزیابی انجام میشه و یه سری شرکت ها کل حقوق میاد روی حقوق ماهانه. مدیری که دارم خیلی خانم محترمی هستن و به جز احترام چیزی ازشون ندیدم. ****** مدیرعامل هلدینگ راه ارتباطی به همه دادن و دیدم که روی نظرهای همکارها زیاد اکشن میگیرن و خیلی وقتا ارتباط مگیرن باهاشون و توضیح میدن یه سری موارد رو. حقیقت اینه کاریزما داره سریع رشد میکنه و این وسط یه سری منابع از بین میره و این سختی زیاد داره مثلا ما اینجا آیین نامه امضا شده کم داریم و روال مشخصی برای یه سری موارد مثل آموزش نداریم (فعلا). اما محیط کاری رو من تا امروز محیط کاری خوبی میدونم. نمیدونم چقدر دیگه اینجا باشم اما قطعا کاریزما جاییه که لحظات خوبی توش داشتم.
من تقریبا دو سال میشه که در کاریزما کار میکنم جالبه تمام کامنت هارو با دوستان به عنوان شوخی و خنده میخونیم احساس میکنم خیلی از دوستانی که پیام گذاشتن کم لطفی کردن و معیار مقایسشون چیزی فراتر از نرم شرکت های ایرانی بوده طبیعتا هرجایی یک سری مشکلات داره اما کاریزما واقعا همه در تلاش هستند کارشون رو درست انجام بدن و تمام کلیشه ها و مشکلات رایج در شرکت های دیگه رو نداشته باشند تقریبا تمامی نکات منفی که دوستان اشاره کردند حداقل در تیم ما و تا جایی که من شناخت دارم درست نیست.
به خاطر شیوع کرونا، فرآیند مصاحبه بهصورت آنلاین برگزار شد و سوالات ابتدایی خیلی ساده بودند. بعد از آن، منابع انسانی قرارداد سهماههای را برای من امضا کردند. پروژه، یک برنامه ویندوزی قدیمی بود که قرار بود به جاوا تبدیل شود. در تیم، مدیران غیر فنی و یکی دو نفر با سابقه تحصیلی پایین حضور داشتند؛ یکی از معاونان اداره نیز دارای مدرک فوقدیپلم جغرافیا بود. برای پاسخگویی به سوالات فنی، کسی نبود که به اندازه کافی تسلط داشته باشد؛ معمولا من باید پاسخها را بهطور مکرر به زبانی که یکی از مدیران آشنا بود توضیح میدادم. به نظر میرسید که کار برای افراد اهمیت زیادی ندارد و تقریبا نیمی از انرژی تیم صرف سفارش و واسطهگری فامیلی میشد.
شرکت بدی بود تجربه کاری خوبی نداشتم حقوقمو به موقع پرداختن نمی کردن بعضا بین چند ماه تاخیر می افتاد تا حقوقمو بدن موقع خروج هم اذیتم کردن سر تسویه حساب و آزادسازی سفته هایی که داده بودم جو خوبی داشت اما اگه به موقع حقوق می دادن من میموندم
اینجا به درد تازه کارها میخوره بیان یه چیزایی تجربه کنن و برن. ارزش افزوده دیگه ای نداره. متاسفانه تعداد مدیران بی سواد و نا لایق اصلا کم نیستن. یه فریم ورک داخلی با تکنولوژی قدیمی و پر اشکال داره و یه عده توی شرکت هستن که هر روز تولید باگ در این فریم ورک میکنن. الان حدود 4 سال هست که طرح های بزرگ شرکت عملا شکست خورده. فقط به یک دلیل هنوز هستن . چون رقیب ندارن. تعداد خروجی های نیروهای قدیمی زیاد و تعداد ورودی های نیروهای جدید هم زیاد.
شرکت بهار سامانه شرق تجربه من در قالب کار Back End بود. اینجا کارهای کوچک میگیرن، بعد چند برنامهنویس خوب جمع میکنن و مدام میگن پروژه دیر میافته و باید سریع تحویل بشه. قرارداد هم که به صورت یک نسخهای تنظیم میکنن و ازم امضا میگیرن تا خیال خودشون راحت بشه. وعدههای فراوان میدن و ظاهرا قولهای زیادی میدن، اما وقتی موعد میرسه، شروع میفروشند و در نهایت پاسخگو نیستن و حقوق و مزایا رو هم پرداخت نمیکنن. خیلی هم ادای دوستیه درمیآورند تا منو به اعتماد دعوت کنند، اما در واقع تنها با وعدهها و دروغ همراهاند.
من دنبال یک شرکت که واقعا کار منظم و حرفهای نمیکنه نبودن منافع جدی دنبال میکنم و آسه تجارت آسیا را تجربه نکردم، اما برداشت من از این تجربه این است که برخی از کارکنان احساس میکردند فضای کاری به گونهای است که فعالیت جدی و پیگیری وظایف کمتر دیده میشود و مزایا، حقوق و امکانات به ظاهر جذاب هستند. هدف اصلی شرکت هم ظاهرا افزایش تعداد کارمندهاست و این سوال مطرح میشد که چرا چنین هدفی دنبال میشود. گفته میشد که این شرکت به دلیل سرمایهگذاری زیاد و دسترسی به مقدار زیادی کالا، قدرت رقابت بالایی دارد و به نوعی بازار انحصاری را شکل میدهد. اگر دنبال جایی هستید که کار کمتری انجام بدهید و تجربهای کمتری کسب کنید، به نظر میرسید اینجا گزینهای باشد که باید بررسی شود، هرچند چنین برداشتهایی حاوی صحبتهای شخصی بوده و لزوما صحت یا واقعیت شرکت را نشان نمیدهد.
میاره ی محیط صمیمی با همکارای بسیار خوبه ، تقریبا تمام مدت کاریم با حال خوب اومدم سرکار مثل تمام شرکت های استارتاپی تغییراتش زیاد ، پس روی چیزی نمیشه حساب کرد بسیار پر استرس ، چالش برانگیز و پر از یادگیری
دیدید گاهی تو بازیهای کامپیوتری به باگ میخوری، مثلا تو آسمون یا قعر اقیانوس معلقی، ماشینت گاز میخوره ولی حرکت نمیکنه، نمیتونی پیاده شی، بعد همه دکمهها رو میزنی و اگه احیانا یه باگ دوم رو تجربه کنی، دیگه اون هم تو پاچهته؟ همینه تا باتری لپتاپت تموم شه. به ناواکو خوش اومدی دوست من :) ناواکو لپتاپ نیست و کیسه؛ به UPS بانک مسکن وصله و خاموش نمیشه. یه کشتی شکستهست که با پول تمومنشدنی یه بانک دولتی جون بینهایت داره و تا الان محو نشده. افراد معدودی میدونن چه شدید تو پاچهشونه و تا گیرن ناراحتن، و عمده سایرین به همزیستی رسیدن. زمان کارها (حتی امور ساده اداری) نامعلومه. یعنی اگه در حالت تعادل یه حقوق نسبتا منظمی برات بیاد و راضی باشی، لزومی هم نداره کار خاصی بکنی (اساسا چون شرکت فشله و هیچ پیچ و مهرهای با هم درست کار نمیکنن که بتونن بندازنت بیرون. مثلا قهوهخونه قنبر که سازمانی عریض و طویل نیست، کارها توش درست و سریع انجام میشه؛ اما فناوری اطلاعات ناواکو چون «سازمان» بزرگیه و بوروکراسی داره، در کنار گشادی و بینظمی و حق داشتن نسبی کارمند برای اینکه کاری نکنه، نه اندازه قهوهخونه قنبر خروجی داره، نه اندازه اوس قنبر توانایی اجرایی داره). حالا ممکنه فکر کنی چه بهشتی. اما تا اینجا عذاب جنیفر لوپز بود! نوبت تو هم میرسه. اینکه وسط ماه یه بامبول مالی یا حقوقی دربیاد، یا بر مبنای جنبش مولکولی یهو یه مدیریت کن فیکون بشه، یا یه چوب شکسته کشتی بره تو پهلوت، دیگه رفته! حالا نامهنگاری و پیگیری کن که دربیاد. یه خط قرمز هر شرکتی هم اینه که برای عدم پرداخت حقوق/سنوات/تسویه ازش شکایت شده باشه. خط قهوهای اینه که عادت داشته باشه پول رو نده و ازش شکایت بشه و سر شده باشه. خط سیاه اینه که شرکت دولتی باشه و تو صنعت بانک و پرداخت باشه و این محاسن رو هم داشته باشه. از آبدارچی و برنامهنویس و نیروی اداری، تا مدیر فنی و مدیرعامل، باید احمق باشی که فکر کنی میتونی تغییر معناداری (به جز تخریب جسم و روان خودت؛ میگم جسم چون پرسنل خدماتی جانباز هم میدن) بدی. چرخه طبیعت ناواکو هضمت میکنه. اگه دیدی کسی میگه نمیدونم بشه یا نشه، راست میگه؛ اگه دیدی مطمئن حرف میزنه که ال میکنم و بل میکنم، یا دروغگو و شارلاتانه، یا خیلی احمقه و به فنات میده. اگه نرفتی، نرو. اگه میخوای تو یه تنبلخونه دولتی شانستو امتحان کنی، ورود بهش رو امتحان کن. ورودت ممکنه از یک تا چهار پنج ماه طول بکشه. تعریف اثر انگشتت و تخصیص یوزر پسورد دامین بهت ممکنه از یک روز تا یکی دو ماه طول بکشه. تو این مدت یهقل دوقلهاتو بازی کن و سیرک رو تماشا کن و به کارهای دیگهت برس. بلند حرف نزن؛ علت داره که افراد درونیاتشون رو بروز نمیدن. بعد نهایتا اگه تثبیت شدی، ببین کجای کشتی افتادی؛ اگه ستونی چیزی توت نیست و فعلا از حقوقت راضیای و تا آخر سال هم اگه با بامبولهای مختلف درصدهایی ازش بزنن، خیلی برات بد نمیشه، فعلا بمون. ولی در نظر داشته باش هر قدر میمونی و سنوات و ... که طلبکاری رو داری سرمایه آخرتت میکنی و معلوم نیست کی نقد بشه. در آخر اینکه کار نکن؛ گاهی یکم ادای کار کردن دربیار.
اگه بخوام ز این شرکت بگم، میتونم اینو عنوان کنم که بهترین مکان برای پیشرفت و یادگیریه. شما به محض اینکه وارد شرکت میشین اگه خودتون پویا و فعال باشید به سرعت میتونید ارتقا شغلی پیدا کنید و پیشرفت. هر روز تجربه های جدید به دست بیارید و کلی مطلب یاد بگیرید. میتونم بگم این شرکت هم یه محل کاره هم مثل دانشگاهه. ولی بازم میگم بستگی به خودتون داره که چقدر تلاش داشته باشید. ارتباط دوستانه و صمیمی بین همکارا واقعا لذت بخشه. از بدو ورود احساس راحتی و صمیمیت میکنید با همه. من تو کامنتا خوندم که تاخیر حقوق داره، نمیگم نداشتیم، تاخیر داشتیم اما برای مدت کوتاهی، که بعد از یه تایمی دیگه به موقع و درست شد. بلاخره شرکت پروژه محور بود و برای همه شرکت های پروژه محور این مسئله تو یه بازه کوتاهی پیش میاد. اینو از تو تجربه کاریم تو شرکت های پروژه محور دیگه دارم میگم. اگه وارد این شرکت شدید فقط یه مسئله رو میتونم بهتون بگم "تلاش کنید" همین.
دوئل تجربه من از این شرکت را با صداقت ثبت میکنم و با آوردن واقعیتها و احساساتم از نگاه خودم روایت میکنم. از ابتدا بگویم که شرکت با دو نام Dream Farm Agency و Dream Farm Studios فعالیت میکند و درآمدهای ارزی دارد اما حقوق پرداختی به من و سایر همکاران ناچیز بود. مدیرعامل تصور میکند کمبود نظم و وجود کارهای سطحی و بیهوده نشان از تمایز و مزیت رقابتی است و به شدت تحت تأثیر تعریفهای بیمورد قرار میگیرد. اکثر پرسنل ثابت اینجا به دلیل چاپلوسی و زباندرازی مداوم، کارایی چندانی ندارند و تخصص مشخصی هم ندارند. به زبان مادری خودم هم به سختی توضیح میدهم و در مکالمات روزمره دچار مشکل هستم، اما او اصرار دارد از کلمات انگلیسی استفاده کند تا نوعی نمایش خودنمایانه داشته باشد. او همچنین بیش از اندازه کنترلگر است و در همه زمینهها ادعا میکند. منابع انسانی، مسئولیتی که بر عهدهشان بوده، به نظر میرسد که به سود کارفرما عمل میکند و کوچکترین مسائلی را به مسائل جدی تبدیل میکند. با وعدههای کاذب جذب نیرو میکنند و به حرفهای خود هیچ تعهدی ندارند. طی شش ماه حضورم فهمیدم که استراتژی شرکت روی جذب افراد تازهکار و غیرحرفهای متمرکز شده و مهم نیست که تجربهای ندارند یا توانایی ویژهای ندارند؛ کافی است تنها “…بله چشم” بگویند. پروژهها اغلب در ساعات پایانی روز تعریف میشوند و از من و همکاران انتظار خارج از حدی تا نزدیک به ساعات ده یا یازده شب میرفتند و این وضعیت تکرار میشد. قرارداد پایه کارگری است و پرداخت حقوق معمولا در دو مرحله انجام میشود، همچنین قرارداد محرمانگی وجود دارد و از من خواسته میشد سفته سنگین ارائه کنم. برای شرکت در جلسات دورهای طولانی که عموما بینتیجهاند باید حضور داشت؛ این جلسات بهانهای برای شوخیهای بیمزه، تکرار ادعاها و گندهگوییهایی بیپایه از طرف مدیرعامل بود. روحیه و فضا به شدت مذهبی است؛ پوشیدن شال برای خانمها اجباری است و آقایان هم نمیتوانند با لباس آستینکوتاه وارد شوند. در کل توصیه میکنم ورود به این شرکت را نداشته باشید. به هیچ عنوان تحت تأثیر مزیتهای رقابتی ادعاشده در فرایند استخدام قرار نگیرید، زیرا به نظر من هیچیک از این نکات صحت ندارد و واقعیتها به طور کامل خلاف این ادعاهاست.
من مصاحبه انجام دادم و مورد مهم اینکه با خوندن نظرات دوستان در اینحا میخواستم منصرف بشم اما چیزی که اتفاق افتاد واقعا لذت بخش بود چه تو مصاحبه فنی چه در مصاحبه روانشناسی که واقعا تجربه خوبی بود در بین شرکت هایی که رفتم تو سازمان های بزرگ اینچنینی ممکن هست آدم هایی هم پیدا بشوند که سمی باشند و رفتارهاشون اذیت کننده باشه ولی نمیتونید این موارد به خصوص رو به کل سازمان بسط بدید . خالی از لطف نیستش که این نکته رو هم اضافه کنم که با بعضی از دوستان که اونجا در حال کار میباشند در لینکدین که صحبت کردم که نظرات مثبت این دوستان من رو از انصراف برای مصاحبه منصرف کرد جاداره از ****** بابت مصاحبه فنی و ****** و ***** در تیم روانشناسی و ****** از قسمت منابع انسانی بابت هماهنکی حرفه ای جلسات جذب تشکر ویژه کنم و امیدوارم به زودی زود بتونیم با هم همکاری داشته باشیم