در این مجموعه حس خوبی داشتم و انرژی جوانی در فضای کاری بهوضوح احساس میشد. کار با همتیمیها واقعاً لذتبخش بود و همکاری با آنان برایم رضایتبخش بود. از نظر مدیریتی هم توجه خاصی به رشد و پیشرفت کارکنان وجود داشت؛ فضا و فرصتهایی برای یادگیری و ارتقای سطح کار فراهم میشد. تنها نکتهای که کمی آزاردهنده بود، طولانی بودن ساعات کار است و با توجه به رشد مجموعه، حجم کار نیز معمولاً بالا بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکتی که توش کار کردم واقعاً تجربهای تلخ بود. محیط کارپر از رفتارهای نامنصفانه و بیاعتمادی بود؛ ارتباطات بین همکاران پر از طمع و چاپلوسی بود و هرکاری برای عقبنگهداشتن دیگری انجام میشد. خیلی از همکاران باتجربه در چند ماه از شرکت رفتند و مدیران هم اغلب بدون سابقهی واقعی مدیریتی به پستهایی رسیدند که به جای رهبری، به دنبال حفظ موقعیت بودند. انسانیت جای خودش را به رقابت ناسالم داده بود و همواره مسألهی قدرت و بقا محور اصلی رفتارها بود. نامی در بازار داشتند، اما تاثیر سیاستهایشان را خیلیها فهمیده بودند. مدت زمان حضورم آنجا انگیزههایم را به شدت کُشت و روزهای آغاز و پایانی کار تفاوت فاحشی با هم داشتند. کارها سطحی و ابتدایی بودند و چه حرفهای باشی یا تازهوارد، به سقفی برای رشد نمیرسیدی. اگر به خودت و آرامشت اهمیت میدهی، پیشنهاد میکنم به سمتش نرو.
اوضاع شرکت خیلی نسبت به قبل به هم ریخته است و هر روز یکی میرود؛ تستر از کار بیرون رفته، یکی از کارکنان آیتی استعفا داده، برنامهنویس اصلی هم در حال رفتن است و مسئول دفتر هم کنار کشیده. آگهیهای استخدام فراوانی زده شده، اما من واقعاً سردرگم ماندم که تیم چه کار میکند و منابع انسانی و مدیریت مجموعه هیچ کارآیی ندارند.
برای من اون جا چهار سال بهعنوان مسئول دفتر یکی از مدیرها سپری شد، جایی که حقوق من با عنوان شغلیم همخوانی نداشت و جدی گرفتن کارها هم چندان رایج نبود. مزایا نسبتاً خوب بود و بهطور کلی رفتارهای مربوط به بستههای کالا و خواربار هم بد نبود. فضای کار پر از حس همخانوادگی و حرفهای بیمورد بود؛ از مدیرعامل تا کارکنان خدماتی همگی پر از چاپلوسی و پارتیبازی بودند. اکثر همکاران با هم رفیق بودند و کسی جرات نمیکرد به آنها ایرادی بگیرد؛ نورچشمیهای زیادی وجود داشتند و کسانی که آشنا نبودند، بهانههای بیپایهای میآوردند تا از کار کنارشان گذاشته شوند.
مدیریت نا آشنا به سیستم های مدیریت و اجبار به پیروی از رفتار اشتباه سالهای گذشته با علم به اینکه نتیجه بخش نبوده است
شرکتی که بعد از چندین سال فعالیت چارت سازمانی، برنامه ریزی صحیح تولید ندارد. برای جلوگیری از اخراج باید وارد یکی از باندهای قدرت شوید!!!
سختیهای کار در نزدیک یه دهه حضورم تو یک مجموعه مشخص شدنی بود؛ من به عنوان کارشناس تحقیق و توسعه عملاً تمام روزها و شبها رو برای شرکت گذاشتم. اما در نهایت، با بازیهای پشت پرده و افراد سفارشدار که به نظر میرسید اعتبار بالایی دارند، تمامی پستهای مدیریتی به دست ایشان افتاد. مدیر مستقیم من، زنی مودب اما با عقدههای زیادی بود. پس از سالها خدمت صادقانه، ناگهان با یک نامه به من گفتند دیگر به کارشان نیازی ندارند. از ابتدا هر روز وعدههای زیادی میدادند: مزایا، کارانه و بهرهوری، اما کارانه در اختیار مدیران بود و تنها با یک جمله ممکن بود حال من تغییر کند. من نامههای رسمی و شکایتی به بخشهای مدیریت، اداری و ریاست نوشتم، اما هیچ پاسخ یا پاسخی دریافت نکردم. همچنین شرکت در تلاش بود تا سنوات و مرخصیها را به من بدهند که من برای این موضوع هم شکایت کردم و وکیل گرفتم. تقریباً همه چیز در شرکت در اختیار یک نفر بود و اطاعت از او حکم میکرد؛ سایر مدیران حاضر نبودند با وجود چنین نیرویی ریسک کنند. من شرکت را ترک کردم و به جایی دیگر رفتم، اما تجربهام نشان میدهد فضای اینجا خیلی ناسالم است. آن فرد حتی اجازه نمیدهد بهراحتی در جای دیگری استخدام شوید و با پیگیریهای مزاحمتآمیز، پیدا کردن کار جدید را برایتان سخت میکند. در نهایت فهمیدم ارزش ندارد عمرم را در محیطی بیامان و با پارتیبازی تلف کنم.
من توی شرکت فیتو به عنوان کارگر بستهبندی کار کردم. تجربهام از این کار خیلی ناامیدکننده بود: شیفتهای طولانی دوازده ساعته بهقدری فشار میآورد که پاها ورم میکرد و وقتی میرفتم خانه خسته و بیجان میشدم. اگر در زمان خلوت فقط دو دقیقه مینشستم، سرگروهها با اعتراض مینوشتند که هنوز وقت کاری است و باید کار کرد. دوربینهای زیادی نصب شده بودند و هر لحظه به نحوهی کارم نظارت میکردند. اگر دستم به کالایی میخورد، از حقوقم کم میکردند اما جبرانش را به من نمیدادند. قرار بود حقوقم هجده میلیون باشد، اما برای استخدام خیلی کار کشیدم و در نهایت فقط دوازده میلیون دریافت کردم. سفتهها هم اگر بخواهی بدهند، شاید تا یک سال بعد به دستت برسد.
در ابتدا دوبارهنویسی را با گفتوگویی روشن از تجربم آغاز کردم و سپس به جزییات مصاحبه پرداختم. برابر انتظار، فرم اولیه را ارسال کردم و وارد فرآیند استخدام شدم. جلسه نخست با تیم منابع انسانی بود؛ درباره خود مجموعه صحبت شد و سوالات معمول مربوط به حوزهٔ منابع انسانی مطرح شد. در ادامه مصاحبهٔ فنی برگزار شد که شدتِ تخصصی بودنش برای من کمی غیرمنتظره بود؛ به جای پرسشهای تخصصی iOS، بیشتر دربارهٔ سابقهٔ کاری، پروژههای گذشته و دیدگاههای کلی دربارهٔ کار پرسش شد. سپس توضیحات بیشتری دربارهٔ پروژهها، چالشها و وضعیت شرکت ارائه شد و من هم تمامی سوالهایم را مطرح کردم. نتیجهٔ کار نسبتاً خوب بود و گفتند طی چند روز پاسخ میگیرم؛ منابع انسانی با من تماس میگیرند تا در خصوص حقوق و شرایط کاری صحبت کنند. از آنجا که شرکت در حوزهٔ بانکی فعال است، داشتن تجربهای مرتبط در این حوزه برایشان مزیت محسوب میشد.
در ظاهر تیم فنی خیلی با جلوههای تبلیغی دنبال میکردن ظاهر حرفهای را، اما در عمل تجربهی چندان مثبتی نبود. گمان میکنم برخی از مدیران و کارشناسها هنوز تجربهی کافی و سازگار با مسوولیتها ندارند و اعتماد به تواناییهایشان دشوار است. حقوقها معمولاً با تأخیر دو ماه پرداخت میشود و مزایای مشخصی وجود ندارد؛ بهنظر میرسد وعدهها بیشتر جنبهی شعار دارد تا واقعیت. بخش منابع انسانی هم بهنظر میرسید که درک روشهای درست استخدام و مدیریت نیرو را کمتر بلد است. اگر مجموعه را بررسی کنم، به نظر میرسد فقط چند نفر واقعاً با تجربهاند و باقی تیم بهزعم خود روابط دوستانهای برقرار کردهاند اما بهطور عملی گرههایی در کار ایجاد میشود که جلسات بیفایده و بینتیجه زیادی به دنبال نمونه میشود. ظاهر تیم ممکن است بهخوبی حفظ شود، اما در باطن مسائل پسرویی وجود دارد. در نهایت با گذشت چند ماه، معمولاً احساس میشود که مسیر حقوقی و روند پروژهها نامنظم است و یافتن فرصتهای شغلی جدید دشوارتر میشود. آرزو دارم که به زودی فضایی آرام و منظم برای همه فراهم شود.
در این شرکت انتظار میرفت پروژههای بزرگ و بینالمللی را با استفاده از بهروزترین فناوریها پیاده کنم و همواره در کنار فنّاوری روز باشد؛ اما حقوقی که میگرفتیم به ریال بود و با سطح مسئولیت و تخصصی که داشتم همخوانی چندانی نداشت. حجم کار و پیچیدگی کارها بسیار بالا بود و تفاوت زیادی با استانداردهای معمول شرکتهای دیگر مشاهده میشد. نکته ناخوشایند این بود که تیم فنی هیچ سهمی از سود یا درآمد پروژهها نداشت. همان مدت کم تجربهای نسبتاً خوب کسب کردم، اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که پرداخت مناسبتر اهمیت بیشتری برای من دارد.
من توی این شرکت کار کردم و تجربهام را با احساس واقعیش موج میزنم. از همان شروع کار با روی خوش و گفتوگوی دوستانه روبهرو میشدم، اما وقتی قرارداد میبستیم و سفته را میگذاشتم، رفتارها تغییر میکرد. پرداختیها یا به موقع نبود یا به شدت کمتر از عرف بازار بود. اگر با کسی آشنا بودی شاید حقوقت خوب بود، اما بیشتر اوقات حقوق با واقعیت تفاوت داشت و در پروندهها کمنمایی میشد. سایت شفافی وجود ندارد و اگر زنگ بزنید باید تماسهای مکرر انجام بدهید تا پاسخی بگیرند. اگر کمی گلایه کنی یا شیوه صحبتت تند باشد، تهدید میکنند که سفته را اجرا میکنند. هنگام استعفا یا خروج، پولها غالباً به طور کامل پرداخت نمیشود یا سفتهها پس داده نمیشود. قرارداد هم قبل از تحویل سفته بسته نمیشود. اگر بیماری داشتی باید به موقع سر شیفت میرفتی و مرخصی یا ملاحظهای در کار نبود. پروژههایشان اکثراً مرتبط با پروژههای دولتی و کمارزش هستند و از تجهیزات قدیمی و بیکیفیت استفاده میکنند. چون با نهادهای حکومتی ارتباط دارند، از شکایت یا پیگیری خیلی نمیترسند. به طور کلی قبل از رفتن خوب فکر کنید و دیگران را هم بخوانید.
در ابتدای ورود به شرکت، اوضاع نسبتاً مطلوب بود اما به تدریج فضای کار بهطور کامل سلیقهای شد و وابسته به نظر مدیران گشت. اگر از من خوشش نمیآمد، هیچ فرصتی برای پیشرفت یا انجام کار با آرامش وجود نداشت. برخی افراد بدون تخصص به دلیل سابقه طولانی مدت در شرکت، به قسمتهای مدیریتی راه پیدا کرده بودند. حتی مدیرعامل هم مرتبا تغییر میکرد و ما برای دانستن مسئول واقعی پروژهها سردرگم میشدیم. خروج از مجموعه هم تجربه ناخوشایندی بود؛ ده ماه از پایان کار گذشته و هنوز تسویهحساب انجام نشده است.
همهی تصمیمات کلیدی را در دست دارد و حتی در پیادهسازی ویژگیها نظر میدهد؛ گویا وظیفهی مدیریتم این است که فقط بدهد چطور کد بنویسیم. فشار کاری خیلی بالاست و وعدههای ارتقا و افزایش حقوق هم اغلب فقط حرف است. حقوق، بهخصوص، انصافاً پایین است. اگر نتوانی بهطور مستقل حق و حقوقت را پیگیری کنی، به راحتی به ساکنانِ وعدهها میخورند و گرفتن مرخصی هم، چه از نظر زمانی و چه بهلحاظ روزهای هفته، با دردسر همراه است. به تیم فنی اعتماد کمرنگی وجود دارد و هر نقدی که مطرح کنی؛ پاسخشان این است که من رئیسم crews و این را میخواهم. خلاصه با چند وعده و امکانات حداقلی سعی میکنند نگهمان دارند.
مدتی کار پشتیبانی را تجربه کردم و برایم پر از خاطرههای خوب بود. حدود یک سال در مجموعهای با تیمی متشکل از سی نفر کار کردم و حضور همکاران واقعا لذتبخش بود. مدیر بخش فردی مهربان و همدل بود و یکی از همکاران فنی همواره با گذشت و بدون منت تجربیاتش را در اختیار ما میگذاشت. چند نفر از همتیمها همواره کمککننده و خوشبرخورد بودند. بهطور کل آن سال برای من تجربهای بسیار خوب و بهیادماندنی بود.
کسی که این تجربه را دارم برملا میکند که مرزهای شخصی را چندان جدی نمیگیرند و به راحتی وارد کارهای خصوصی افراد میشوند؛ دوربینها به صورت دائم حضور دارند و حس میکنم هر حرکت شخصی زیر نظر است. از نظر مدیریتی هم اوضاع به گونهای است که ارتقاءها بیشتر به روابط مربوط میشود تا به شایستگی؛ خیلیها به خاطر پارتیبازی بالا میروند و واقعاً سطح سواد یا تسلط برخی مدیران و سرپرستان قابل اعتراض است.
داخل مصاحبه سوالات شخصی پرسیده شد همینطور به من گفته شد که باید حجابم کامل باشه یعنی فقط گردی صورتم دیده بشه و نمی تونم که با همکار آقا حرف بزنم به نظرم تو مصاحبه اولیه اصلا نباید همچین چیزی گفته بشه و همینطور پرسیدن که سیگار می کشم یا نه که واقعا این سوال یه چیز شخصیه و به کسی مربوط نیست که زندگی بنده چی هست واقعا که هیچی از تکنیک های مصاحبه بلد نبودن و بیشتر می خواستن بگن که ما فقط آدم های مذهبی رو استخدام می کنیم
مصاحبه خیلی با تاخیر شروع شد و همینطور قبل از انجام مصاحبه مجبوز به انجام یکسری تست روانشناسی شدم که یکساعت زمان بنده رو گرفت و همینطور مصاحبه با کلی تأخیر شروع شد و همینطور بخوام بگم تمامی افراد داخل شرکت انگار از دماغ فیل افتادن و به شدت فضای سمی بود
آگهی شغلی برنامهنویس گذاشتن و آخرش برای ساعت کاری نوشتن «شنبه تا چهارشنبه از 9 تا 18 و پنجشنبه 9 تا 13:30»، یعنی 216 ساعت ماهانه! بعد حداکثر حقوق رو نوشتن 30 تومن (حقوق پارسال)! 💩 تازه اگه فرض کنیم واقعا حداکثر رو بهت بدن و حداقل ندن
خیلی خوب و با احترام برخورد کردن، خیلی فضای مصاحبه دوستانه و خوب بود دو مرحله مصاحبه رفتم یکی آنلاین که فنی بود و یکی دیگه حضوری که بیشتر برای فرهنگ تیمی و سافت اسکیل بود و سوالات تخصصی که پرسیده میشد متوسط بود و اصلا اذیت کننده نبود و از هر دو مصاحبه خیلیی وایب خوبی گرفتم. دسترسی شرکتش به لحاظ لوکیشن خوبه و شرکتش ظاهر خوبی داره، با احترام برخورد میکنن خیلی و فضای قابل قبولی داره
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.