ویستا سامانه ی آسا یعنی شعار،یعنی دروغ از کل پرسنل برید بپرسید همینو خواهید شنید یک فرمول برای پرداخت حقوق شما بعد از جذب بهتون توضیح میدن که خودشون هم نمیتونن قشنگ توضیح بدن و بعد میگن برای فرار مالیاتی هست و ما این پول رو میخواییم خرج خودتون کنیم.مثلا سه چهارم حقوق بهتون بدیم ولی همونم نمیدن.اضافه کاری نمیدن یک سامانه فود مود دارن که کلش جز ی توهین توسط عباس اسپید به پرسنل نیست که میگه با اون بودجه ای که تخضیص دادیم ی غذای ساده باید بخورید و یک تنقل خیلی سبک. بعد توی منوی غذاییشون اب دوغ خیار ۱۵۰ هزار تومنه و سر پرسنلشم کلاه میذاره.از یک طرف میوه فروشی راه انداختند و جلسه چند ساعته میذارن که برید از میوه فروشیمون خرید کنید به اشناهاتون بگید خرید کنند اوج وقاحته واقعا. ابتدا شیفته طرز فکر اسپید میشید اما بعدش متوجه میشید همش شعار و دروغ بوده. رفتار سازمانیشون رو که نگم برای هر کاری پاسکاری میکنن ی تیکت بزنی دوماه باید صبر کنی.نیایید گول بزرگی شرکتها رو نخوردید.آسا فقط به جونیور نیاز داره ولی مصاحبه در حد سنیور میکنه. ی وبسایت زدن تولد رو فقط اونجا تبریک میگن هیچ هدیه پاداش هیچی وجود نداره. اگر بیمه یا بیمه تکمیلی میخوای پولشو ازت میگیرن.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام لطفا قبلا از بستن قرارداد با بچهها تو قسمت های مختلف صحبت کنید و تجربه کاریشون رو بپرسید. قرارداد اینجا خیلی سفت سخت است و سه ماه نوتیس عملا نمیزاره به راحتی جابهجا بشید. کار کردن تو کیان برای من حکم مرگ تخصص و درجا زدن رو داشته. ذهنیت قدیمی مدیریت هم باید میگفتم بهتون. من دوسال هست که تو شرکتم و واقعا ارزشش رو نداشت...
برای من تجربهی حضور در مصاحبه با افراد متخصص و تحصیلکرده واقعا ارزشمند بود، چرا که دیدم علمی که سالها برایش زحمت کشیده بودم با ارزیابی افراد مناسبی سنجیده میشود. فضای شرکت چندان خشک و رسمی نبود و این قضیه استرس را کم میکرد. در جلسه، هم پرسشهای شخصی و روانشناختی مطرح شد و هم بخشی از سوالات تخصصی مرتبط با رشتهام که نشان میدهد باید تسلط کامل به مراحل تصفیه فاضلاب داشت؛ امری که البته علمی نیست که یکشب بتوان یاد گرفت. به عنوان مهندس شیمی، دانش گستردهای از صنایع مختلف دارم و تصور میکنم این گستردگی در مصاحبهها به من کمک میکند، فقط قبل از مصاحبه حتما به نقش شغلی تسلط پیدا کنید تا بتوانید با اطمینان خودتان را ارائه دهید. باور دارم رزومهای هم که فرستادم برای اکثر پوزیشنها مناسب است و نباید از ترس فرستادن رزومه باز بماند. این موقعیت دقیقا همسو با رشتهام در گرایش بیوتکنولوژی بود و روی تصفیه فاضلاب کار کردهام. با وجود دعوت به مرحلهی دوم از بین سیوهفت نفر، فکر میکنم من در مصاحبه قبول نشدم؛ هرچند مرحلهی اول با استقبال زیادی روبهرو شد. مطمئن نیستم که چه کسی با کانکشنهای درون سازمانی بهتر عمل کرده و در مصاحبهی دوم که تخصصیتر بود، پاسخهای دقیقتر داده است. به هر حال تجربهی خوبی بود و من که بیش از یک سال است هر روز در سایتهای کاریابی دنبال کار میگردم، امیدوارم افراد بااستعداد همیشه در جایگاه مناسب باشند و جوانان از ادامه تحصیل پشیمان نشوند.
بخوام از تجربه استخدام بگم.اول مصاحبه با منابع انسانی انجام شد ک تأیید شدم بعد مصاحبه تخصصی با مدیر واحد مربوطه ک اون هم تایید شد . خیلی مشتاق بودم ک همکاری داشته باشم باهاشون ... جلسه حضوری گذاشتن و آموزش هم دادن و ی فرصت شغلیم هم از دست دادم بخاطر این شرکت .. متاسفانه بعد از جلسه اول قرار بود هفته بعد جلسه تکنیکال ناکام بشه ولی دیگه هیچ خبری ازشون نشد و حتی پیام هم دادم بهشون سین کردن و جواب ندادن... فقط وقت شما رو میگیرن و اوت چیزی ک اول میگن ب عنوان شرح وظایف تو جلسه های بعدی ک مطمین میشن طرف میخواد بیادکم کم اضافه میکنن بهتون... گول اسم بعضی از شرکت ها رو نخورید... حتی یادمه نیروی منابع انسانی وقتی داشت با من مصاحبه میکرد خیلی هول شده بود و جلسه رو نمیتونست کنترل کند.
من با درسا رسانه هوشمند کار کردم و تجربهام رو به زبان ساده و صریح تعریف میکنم تا نکات کلیدی روشن بشه. درسا تنها شرکتی بود که بدون وجود یک تیم برنامهنویسی فعال، ادعا میکرد پروژهها رو پیش میبره و کنترل کیفیت رو به طور کامل کنار گذاشت. به جای داشتن تیم با تجربه، با افراد بدون سابقه و بیتجربه در محل کارفرما همکاری میکردند و بار اصلی فشار کاری رو روی چند نفر از کارکنان قدیمی میگذاشتند. نتیجه این وضع، آسیب دیدن امنیت پروژهها و بیاعتمادی به سطح مدیریتی بود. در تجربه همکاری با این شرکت، بر خلاف انتظار، ممکن بود دانش من نسبت به دنیای اطراف تغییر کند و گاهی بیننده به یک رفتار غیرمعمول تبدیل شود. مدیریت و تیم مالی شرکت بارها تاخیر در پرداخت حقوق را تجربه میکردند و با ایجاد برخوردهای توأم با بیاحترامی، فضای کار را ناخوشایند میکردند. اخبار مربوط به تاخیر در ارائه خدمات به کارفرما هم از این جو پیوسته خارج نمیشد. روال جذب نیرو هم به گونهای بود که مدیران به دنبال افراد بیتجربه بودند و با وعدههای بیپایه و دروغهای متعددی از کارکنان سوءاستفاده میکردند. وجود باگها در نرمافزار بهخصوص به خاطر نبود تیم برنامهنویسی پایدار، گاهی به شکل نامتعارفی به نظر میرسید. به نظر من، در هر دو نوع همکاری با این شرکت، چه به عنوان کارمند و چه به عنوان کارفرما، احتمال ضرر وجود داشت. در پایان، نتیجهگیری من این است که تجربههایم نشان میدهد که این شرکت معمولا به نفع پروژهها و حقوق کارکنان عمل نمیکند و ممکن است با مشکلات عمدهای روبهرو شوید.
من بیش از ده سال هست که تو این شرکت در بخش تولید نرم افزاری مشغول هستم. مدل مدیریت شرکت از نوع مدل مدیریت قارچی است https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Mushroom_management&oldid=777771303 عدم شفافیت در بخش های مختلف از پرداخت حقوق تا فعالیتهای جاری شرکت جز لاینفک شرکت است. شرکت به شدت بروکراتیک است و قوانین و شرایط جدید نیز به این بروکراتیک بودن دامن میزنند، پس اگر مثلا دریافت یک سرویس از گروه همکار یا گرفتن یک فایل از عملیات چندین هفته طول کشید نگران نباشید این روال طبیعی است. بخش هایی در شرکت وجود دارد که بدون فشار کاری فعالیت میکنند و بخشهایی کاملا پر فشار، ولی میزان اهمیت گروه شما در شرکت منوط به میزان قدرت چانه زنی رییس و مدیر شما دارد. پس سعی کنید جایی بروید که مدیر قوی داشته باشد. مدیر قوی میتواند حتی خارج از عرف از نظر مالی برای شما امتیاز هایی بگیرد. جمله یی منسوب به دکتر حسابی در مورد کشور های جهان سوم است که در مورد این شرکت صدق میکند. اگر میخوایی شرکت جای بهتری باشد خودت از بین میروی، اگر بخوایی خودت باقی باشی به کار شرکت کاری نداشته باش. پس اگر دیدید چیزی بد ، ناقص و غیر اصولی در شرکت انجام میشود، ولی همه راضی هستند ، یا دست کم میگویند کاری نمیشود کرد، شما هم به آنها ملحق شوید تا راحت تر شرایط را تحمل کنید. ( مثلا اگر تولید یک سیستم سه ماه زمان برد ولی آزمون امنیت آن یکسال سعی کنید این موضوع را بپذیرید ) بی برنامگی در بخش های مختلف شرکت وجود دارد، که به علت درامد بسیار بالای شرکت این بی برنامگی و هدر رفتن سرمایه نمودی ندارد گاهی نیز این تصمیمات در راستی مدیریت قارچی است. مثلا پروژه ایی در شرکت تعریف میشود و درجه اهمیت آن بالا معرفی میگردد، افراد و بخش های زیادی برای انجام آن گسیل میگردند، ولی بعد از مدتی بدون هیچ دست آوردی ، پروژه از بین میرود، یا کاملا از مسیر خود منحرف میگردد. یا مثلا بخش های بزرگی تحت عنوان های غلط انداز ( امنیت ، تحقیق و توسعه و ... ) تشکیل میشود بدون اینکه خروجی مناسبی داشته باشند و به نظر تنها برای بزرگ کردن شرکت و تولید کار برای توجیه هزینه ها تشکیل میگردند. اگر قصد دارید کارمند باشید، یک کارمند بی انگیزه، ولی مطمن از اینکه همیشه حقوق خود را به موقع میگیرید ( آب باریکه)، به خدمات خوش آمدید !! وگرنه احتمال رضایت شغلی شما در شرکت بسیار کم است در مورد حقوق و مزایا قبل از ورود حتما بررسی کنید، برخی قولهایی که داده میشود ، مثلا 24 پایه و غیره عملی نمیشود. شرکت گاهی پرداختهای مختلف نیز دارد ، ولی کلا حقوق دریافتی متوسطی در شرکت خواهید داشت و افزایش حقوق طبق قانون کار میباشد شرکت هیچ سخاوتی در این مورد ندارد. در شرکت وامهایی نیز وجود دارد، که بعد از گذشت زمان حضور شما در شرکت و به تدریج به شما پرداخت میگردد. این طمان انتظار برای وام مناسب تقریبا 5 سال است بعد از ورود به شرکت شما کارمند معمولی هستید و اگر قصد خروج داشته باشید ، برای شرکت اهمیتی نخواهید داشت. پس شما در شرکت نیروی انسانی هستید نه منبع انسانی. صمیم گیری در مورد کار در شرکت خدمات مثل تصمیم گیری دختری است که خواستگاری دارد، پیر و فرتوت که احتمالا ازدواج دختر با آن از نظر این پیرمرد خیلی هم مهم نیست، این نشد شخصی دیگر، ولی این پیر مرد پول دار است، با آن زندگی جاری شما نه زیاد ، ولی کم و مداوم تامین است! پس اگر در صنعت نرم افزار جوان هستید شرکت های دیگر ، که جوان و آینده دار هستند ، ولی طبیعتا در اول کار خیلی پولی ندارند، برای شما انتخاب مناسب تری است ، دست کم میتوانید یکی دو سال در محیط شاداب کار کنید و مزه واقعی کار در محیط فنی را بچشید.
به چشمانداز من کار در این شرکت با کمبود قدردانی و بیثباتی همراه بود. حقوقم را به شکلی غیرمنصفانه و دور از انتظار میدیدم و برای دریافت آن ناچار بودم به شکل آزارندهای مذاکره کنم؛ به نظر میرسید ارزش کار و زحمتم برای مدیران قدرمحور است. اگر فکر میکردم میفهمم و درست عمل میکنم، احتمال اخراج وجود داشت و این تجربه نشان داد که مسائل اصلی شرکت به جای نیروهای پاییندستی در سطح مدیران ارشد و تصمیمگیران است. بهبود واقعی در شرکت نیازمند تغییرات مدیریتی کلان است و تا زمانی که این تغییرات صورت نگیرد، پیشرفت تیمها به کندی خواهد بود و موانعی مانند روابط خانوادگی در سطح مدیریت میتواند مانع آزادی عمل و رشد سایر اعضا شود.
شرکتی که در این تجربه ذکر میکنم اسنپ دکتر بود. فضای کار آنجا خیلی بسته بود و احساس میکردم فضای صحبت درباره شرایط کاری برای کارکنان به شدت محدود است. مدیران بیشتر به دنبال رابطههای غیرکاری با کارمندان بودند تا ایجاد محیطی حرفهای، و این جو سالمی به حساب نمیآمد. برای دختران هم به نظر میرسید کارفرما با وجود ادعای معمولی بودن فضای کار، راحت بودن را به شیوهای نامساعد به زبان میآورد و شرایط را برای آنان سختتر میکرد. به عنوان نمونه، گاهی رویکردها و رفتارها به زنان به شکلهای خارج از ساعات کاری و OnCall شدن تبدیل میشد و نظم اداری قابل قبولی وجود نداشت. حقیقتا شرایط کار افتضاح بود و شنیده بودم که این سبک مدیریتی در کل شرکت وجود دارد، اما انتظار داشتم اسنپ دکتر تفاوتی با سایر بخشهای اسنپ داشته باشد؛ در نهایت حس کردم همان تفاوتی که hoped بود، وجود ندارد. محله کار ما در ساختمانی واقع در نزدیکی زعفرانیه بود.
حقوق افتضاح 35 نفر توی مای تابه غذر گرم میکنن همه نیروها مشکلات معده پیدا کردند چون توی آشپزخونه 10 متری باید غذا خورد حقوق سه ماه یه بار میدن ناهار و صبحانه و میان وعده که اصلا نمیدونن چی هست مدیرشون منتظر نون تا پرسنل بخرن مصرف دستمال کاغذی هم چک میشه
من یک سال و نیم به عنوان اسکرام مستر اونجا بودم اول در جواب اون شخصی که نوشته: "من بیشتر از 20 تا شرکت تا حالا عوض کردم ..." شما خودت کلا مشکل دار هستی که 20 تا شرکت عوض کردی و هنوز به ثبات نرسیدی! درجواب اونی که نوشته صبحانه رایگان!!!! یه نون پنیر عادی صبحانه هست خدا وکیلی؟! یا بیسکوییت ساقه طلایی شد میان وعده؟! دوم در مورد خود شرکت: حقوقشون پایینه چاپلوسی مدیرهاش زیاد که دارن زیر آب میزنن پلن برای آیند اصلا ندارن خیلی بدقول هستن یه نکته مهم این که شما ببین این شرکت چقدر نیرو خروجی داشته. اگه شرکتی خوبی بود که نیروهاش نمیرفتن
من برای مصاحبه پوزیشن UI/UX رفتم.ساعت 4 قرار داشتیم وقتی رسیدم بهم فرم دادن با یه سری سوالات هوش و ... یه ربع طول کشید پرش کردم به نگهبانشون گفتم که اطلاع بدن.اطلاع دادن گفتن یکم دیگ خبر میکنن که برم داخل جلسه.هرچی منتظر موندم خبری نشد حدود ساعت 5 و 5 دقیقه بود دیگه کلافه شدم و بلند شدم رفتم.واقعا فاجعس منابع انسانی شرکت نتونه یه قرار تنظیم کنه.از همین بی نظمیشون مشخصه چه خبره تو شرکت.خوشحالم که نرفتم با توجه به فیدبک هایی ک میبینم
من بیش از ۶ ماه هست که در آسا مشغول به کار هستم. قبل از ورودم به شرکت هم کامنت های این پیج رو خونده بودم. علت این که تصمیم گرفتم تجربیات و برداشت های شخصی خودم رو به اشتراک بذارم اینه که به نظرم خیلی از نکاتی که در کامنت ها گفته شده، با وجود این که درسته، اما غلط اندازه. به همین خاطر میخواستم به کسانی که توی فکر پیوستن به این مجموعه هستند کمکی کرده باشم. من فعلا تا اینجای کار از شرایطم در این شرکت راضی هستم. اما فکر میکنم علت این رضایت بیشتر این باشه که سطح توقعم از اول هم پایین بود و فکر میکنم بعضی از افرادی که تجربه بد داشتند، از این نظر رویکردشون اشتباه بوده. همونطور که احتمالا در جریان هستید شرکت آسا زیرمجموعه کارگزاری آگاه هست و مجموعه آگاه حدود ۱۵۰۰ نفر پرسنل داره. همین موضوع به تنهایی باید خیلی از مسائل رو برای شما روشن کنه. در تمام شرکت های بزرگ (منظورم از بزرگ، از نظر تعداد پرسنل هست) بدیهیه که شما با همه جور آدمی سر و کار دارید. با سواد، بی سواد، با اخلاق، بی اخلاق و غیره. بنابراین اگر دارید درباره یک شرکت بزرگ (چه آسا، چه مفید، چه علی بابا، چه اسنپ، چه دیجیکالا، ... ) تحقیق میکنید، تجربه من و دیگران در خصوص نحوه برخورد و رفتار همکاران به شما هیچ کمکی نمیکنه. مطمئنا در تمام این شرکت ها آدم خوب و بد وجود داره و تجربه هر کس در این شرکت ها محدود به تیمی میشه که توش فعالیت داشته. طبیعتا طبق تجربه ای هم که من تا حالا اینجا داشتم، آسا هم از این قضیه مستثنی نیست و توش آدم خوب و بد وجود داره. در مورد امکان پیشرفت و ارتقای شغلی، اینی که یک نفر فکر کنه مثلا با مطالعه و ارتقای سطح دانشش روز به روز مدارج ترقی رو طی میکنه و بلند بلند پرواز میکنه و ظرف چند سال روی کره ماه فرود میاد، طرز فکر خیلی بچگانه یی هست. وقتی شما در یک شرکت بزرگ مشغول به کار میشید کارمندید و به احتمال ۹۹ درصد (اگر اتفاق خیلی خاص و استثنا و عجیب غریبی نیفته) تا آخر هم کارمند باقی میمونید و یک حقوق ثابت ماهیانه دارید. بنابراین اگر کسی از ابتدا فکر های بزرگتر از کارمندی در سرش داره، نباید وارد اینجور شرکت ها بشه. برعکس، باید وارد شرکت های کوچکتر بشه و یا حتی اگر شرایطش رو داره خودش شرکت بزنه (که البته تو این اوضاع اقتصادی مملکت، این کار قطعا ریسک بالایی داره). شما در هر حوزه ای که مشغول به کار بشید، احتمالا بین ۱ تا ۳ سال بعد چند نفر زیرمجموعه خواهید داشت و باز هم چند سال بعد در بهترین حالت زیرمجموعه هاتون، زیرمجموعه خواهند داشت و این حداکثر اتفاقیه که میتونه بیفته. نه این که بخوام بگم این نوع پیشرفت ارزشی نداره یا کمه و غیره. منظورم اینه که کسی نمیاد مثلا چند درصد از سود شرکت روی فلان پروژه رو به پاس قدردانی از زحماتتون دو دستی به شما تقدیم کنه. این اتفاق در هیچ شرکت بزرگ و مطرحی نمیفته. اما اگر مثلا شما بتونید یک شرکت کوچیک رو از فرش به عرش برسونید احتمالا خیلی بیشتر از این ها رو هم برای شما به همراه خواهد داشت. بنابراین دوباره تاکید میکنم، سطح توقعتون رو از ابتدا مدیریت کنید. واقعا از بعضی کامنت ها تعجب میکنم. نوشتند بعضی افراد با پارتی بازی جایگاهشون رو در شرکت به دست آوردند. عزیز من مگه انتظاری غیر از این داشتی؟ کدوم شرکت بزرگ (یا حتی کوچیک) دیگه رو میشناسی که اینطوری نباشه؟ یا راجع به بعضی افراد نوشتند که با تملق و چاپلوسی تونستن پیشرفت کنن. نمیدونم افرادی که این ها رو نوشتند تا حالا کجا زندگی و کار میکردن که انقدر این مسائل براشون عجیب و غریبه. بنابراین به این حرف ها توجه نکنید. چیزی که باید درباره ش تحقیق کنید فرهنگ سازمانی شرکت به صورت کلی هست. اینجا هم مثل همه جای دیگه خوبی و بدی داره. موقعیت رو بر اساس شرایط شخصی خودتون بسنجید و ببینید کار کردن در اینجا به دردتون میخوره یا نه. نکات خوب و بدی که به طور کلی در مورد این شرکت به ذهنم میرسه اینا هستن: - حقوق هاش در مقایسه با شرکت های هم تراز خودش متوسط (یا شاید کمی کمتر از متوسط) هست. - پرداخت حقوق (و بیمه) از نظر زمانی کاملا منظم و به موقع هست. اما از نظر عددی، منظم نیست. برای این که مالیات و سایر هزینه هاشون رو کم کنن، حدود ۷۰-۸۰ درصد حقوق رو به صورت ثابت ماهیانه پرداخت میکنن و مابقیش رو نگه میدارن و اواسط هر فصل به تحت عنوان کارانه پرداخت میکنن. یعنی بخشی از حقوق رو دیرتر میدن و بخشی رو زودتر. - از نظر مزایا خوبه. صبحانه و ناهار و میان وعده رایگان هست، بودجه و وام های متنوع با شرایط خوب وجود داره که میتونید ازش استفاده کنید. اتاق بازی داره. در مجموع و به طور کلی در شرکت جو صمیمی هست و اصلا فضا سنگین و اذیت کننده نیست. ولی باز هم میگم، به طور خاص این که در چه تیم و با چه افرادی کار میکنید بیشتر تعیین کننده ست. - در مورد امضای قرارداد خیلی بد و نامنظم عمل میکنن. قرارداد ها با تاخیر چند ماهه امضا میشه و حتما باید پیگیرش باشید. البته متن قراردادهاشون منصفانه هست و اینطوری نیست که یکطرفه به نفع کارفرما باشه. سفته و اینجور چیز ها هم نمیگیرن. یه nda بهتون میدن که متن اون هم منصفانه ست و چیز عجیب غریبی نداره. - از نظر فنی، شرکت پروژه های خوب و سطح بالای زیادی داره که خیلی چیز ها میشه ازش یاد گرفت. اگر قصد مهاجرت نداشته باشید، خود اسم شرکت هم به تنهایی برای رزومه تون خیلی خوبه. اگر قصد مهاجرت داشته باشید، احتمالا تاثیر خاصی نداره.
هشت سال تو این شرکت جون کندم واحد تولید تعمیرات و چند سال عملیات رو گذروندم آخر سر هم با هزار بار غلط کردن که چرا اینهمه سال عمرم تلف شد به امید اینکه وضعیت شرکت بهتر بشه... هر سال بدتر از پارسال... خوشبختانه با مدیران پررویی که در این شرکت وجود داره و با افتخار از تمامیت شرکت دفاع میکنند همچنان استوار ایستاده اند ولی میگن اگر دوست نداری میتونی بری!!! ختم کلام اینجا نیروی انسانی هیچ ارزش و اهمیتی نداره...
متاسفانه شرکت پارمیس، یکی از افتضاح ترین تجربههای کاریام هست. به هیچ وجه هیچ رفتار سازمانی در این شرکت تجربه نکردم کاملا به سبک بدوی اداره میشه، با فشار بیمورد و کنترلگرهای شدید، اجبار به پذیرفتن ادلهی کاملا اشتباه، امکانات رفاهی خیلی ناچیز که بارها قطع میشد یا با تاخیر بهرهمند میشدم، رفتار و اخلاق و لحن صحبت کردن کودکانه رو بارها تجربه کردم. از نظر کیفیت برخورد کمترین از نظر میزان حرفهیی بودن (سواد تولید محصول و عرضه، سواد ارتباط اجتماعی) کمترین از نظر مدیریت بحران کمترین از نظر مدیریت زمان کمترین از نظر مدیریت منابع انسانی کمترین این شرکت صرفا یک شرکت فامیلی کوچک ست با سطح توقع بسیار بالا و پرداختی بسیار پایین و پرچالش. همکاران بسیار خوبی رو داشتم با مدیرانی کاملا نابلد و پرخاشگر
برای حوزه تکنولوژی به نظرم شرکت خوبی هست اما بزرگترین مشکلش فشل بودن سیستم منابع انسانیشه و اصلا حرفه ای نیستن قانون های بسیار مسخره دارن و این قانون ها فقط برای کسایی که نمیشناسن اجرا میشه و کسایی که پارتی دارن با چاپلوسی شبکه سازی میکنن و زیراب میزنن خیلی محیط خوبیه اصلا براشون مهم نیست شما کی هستین تا وارد مافیاشون نشید تحویلتون نمیگیرن و صرفا بعد از یه مدتی ترد مشید اگر این موارد حل بشه خیلی جای پیشرفت داره
دنلکس برای من تجربهای فراتر از کارکردن در یک شرکت بود، چون تقریبا با وجود اینکه به مترو نزدیک بودم، هیچ مزیتی احساس نمیشد. هر لحظه زیر نظر دوربین بودیم و هیچ فرصتی برای استراحت کوتاه وجود نداشت. حتی شنبهها و پنجشنبهها هم باید سر کار میآمدیم. مدیرعامل شرکت اصول پایهی شرکتداری و تعهد را فراموش کرده بود. اضافهکاری هیچگاه تأیید نمیشد و فقط با حضور صرف در محل کار باید میماندی. رفتوآمد کارکنان برایشان محدود به ورود و خروج از ایستگاه مترو بود. اگر گرسنه میماندید، نباید به دنلکس مراجعه میکردید. صاحب شرکت فرزند شخصی معروف بود و بهراحتی بهخاطر اوضاع، افراد را کنار میگذاشت. مهم نبود که نتیجهی کار خوب باشد یا نه؛ به هر حال، بعد از دو سال کار از شرکت کنارم گفتند که بروم بیرون. بهجای ۴۴ ساعت در هفته، مجبور بودم حدود ۵۰ ساعت کار کنم.
برای من سه سال کارمند گروه صنعتی ظفران بودم، و حالا تجربهام را به زبانی تازه و روشن بازگو میکنم. صبحانه و نهار رایگان وجود داشت، هرچند در برخی مواقع باید با چند نفر از همکاران یا سایر افراد همکاری میکردیم تا غذا تهیه شود و همین اتفاق برای زمان حضور من در واحد جدید نیز تکرار میشد. الان هم در جای جدید همین خدمات رایگان را دارم. حقوق به موقع و منظم بود، و به نظر من شرکتهایی که درست و حسابی کار میکنند همیشه حقوق را به موقع میدهند. بیمه تکمیلی از جمله مزایایی بود که اکنون در سایر شرکتها هم رایج شده و پرسنل را پوشش میدهد. کار با نوشیدنیهای رایگان مثل چای و قهوه همراه است. همه قوانین کار به صورت کامل رعایت میشد. معایب تجربه من شامل موارد زیر بود: همه امور شرکت به تصمیم مستقیم مدیر عامل بستگی داشت. برخی مدیران ارشد بیسواد به توصیههای مدیرعامل احترام میگذاشتند و از خود تصمیمگیری جدی نمیکردند. اگر به دنبال مسیر رشد و پیشرفت بودید، شرکت نسبتا مناسب نبود. دوبارهکاری و کار بیهوده بالا بود و پیدا کردن کسی بود که جرات اعتراض به مدیرعامل را داشته باشد کم بود. تخصص اصلی شرکت نفت و گاز بود اما گاهی استراتژیها و برنامهها تغییر میکرد و مسیر مشخصی وجود نداشت. برای افرادی که IQ پایین یا علاقه به اطاعت بیقید و شرط دارند، مناسبتر بود. کنترل از طریق دوربین برقرار نبود، اما مانیتورینگ به شیوهای مدیریتی انجام میشد و مدیران هم وقت زیادی را در اینترنت میگذراندند. فیشهای حقوقی به صورت دورهای ارائه نمیشد. کارکنان قدیمی، محافظهکار و چاپلوسی را بهعنوان ویژگیهای غالب داشتند. به طور کلی هیچ حمایتی از سوی مدیران مستقیم به کارمندان ارائه نمیشد و خطاها یا اشتباهات به نیروهای پاییندست نسبت داده میشد. امنیت شغلی تا حدی بود که مدیران ارشد سوتی میدادند، اما با هر سوتی احتمال حذف یکی از کارمندان وجود داشت. همیشه انتظار میرفت که مهندسین به نقشهای دیگری هم مثل پیک، نیروی خدماتی، آشپز یا نگهبان تبدیل شوند و اگر نپذیرید، پذیرش نمیشدید. برای هر نفر دو مدیر وجود داشت و عملا هرکس به نوعی مدیر خود را داشت.
حدودا هیچچیز در این تجربه رضایتبخش نبود. قولهایی که داده شد، عملی نشدند و حقوق هم خیلی پایین بود؛ تا پنجم هر ماه برای پرداخت میماند و در نهایت تا بیست و پنجم، کمتر از یک نصف حقوق هم نگه میداشتند. برای هر جعبه دستمال کاغذی باید یک ایمیل بزنید تا انبار مدیر مربوط تأیید کند و به شما بدهند؛ سفتههای سنگین هم وجود داشتند که فشار روانی قابل توجهی ایجاد میکرد. دفتر شرکت در محله مطهری، طرح و اگر شما ساکن غرب شهر باشید، با ترافیک مدرس واقعا اذیتکننده است. به هیچوجه پیشنهاد نمیکنم.
من در حدود یکسال در این شرکت مشغول بودم حقوق خیلی پایین این شرکت حتی یک ریال هم برای اضافه کار پرداخت نمیکند در حالی که نیرو ها را برای انجام کار نگه میدارند مدیران بیسواد و کوتوله از لحاظ فکری و بی تجربه عدم پاداش معایبی خیلی مهمی هستند که این شرکت دارد
سلام یکی از بدترین دوران کاری من در شرکت توسن بود. مدیران بیسواد و کوتوله از لحاظ فکری عدم پیشرفت فنی چارچوب های کلافه کننده معایبی هستند که این شرکت دارد
ویستا سامانه ی آسا یعنی شعار،یعنی دروغ از کل پرسنل برید بپرسید همینو خواهید شنید یک فرمول برای پرداخت حقوق شما بعد از جذب بهتون توضیح میدن که خودشون هم نمیتونن قشنگ توضیح بدن و بعد میگن برای فرار مالیاتی هست و ما این پول رو میخواییم خرج خودتون کنیم.مثلا سه چهارم حقوق بهتون بدیم ولی همونم نمیدن.اضافه کاری نمیدن یک سامانه فود مود دارن که کلش جز ی توهین توسط عباس اسپید به پرسنل نیست که میگه با اون بودجه ای که تخضیص دادیم ی غذای ساده باید بخورید و یک تنقل خیلی سبک. بعد توی منوی غذاییشون اب دوغ خیار ۱۵۰ هزار تومنه و سر پرسنلشم کلاه میذاره.از یک طرف میوه فروشی راه انداختند و جلسه چند ساعته میذارن که برید از میوه فروشیمون خرید کنید به اشناهاتون بگید خرید کنند اوج وقاحته واقعا. ابتدا شیفته طرز فکر اسپید میشید اما بعدش متوجه میشید همش شعار و دروغ بوده. رفتار سازمانیشون رو که نگم برای هر کاری پاسکاری میکنن ی تیکت بزنی دوماه باید صبر کنی.نیایید گول بزرگی شرکتها رو نخوردید.آسا فقط به جونیور نیاز داره ولی مصاحبه در حد سنیور میکنه. ی وبسایت زدن تولد رو فقط اونجا تبریک میگن هیچ هدیه پاداش هیچی وجود نداره. اگر بیمه یا بیمه تکمیلی میخوای پولشو ازت میگیرن.
سلام لطفا قبلا از بستن قرارداد با بچهها تو قسمت های مختلف صحبت کنید و تجربه کاریشون رو بپرسید. قرارداد اینجا خیلی سفت سخت است و سه ماه نوتیس عملا نمیزاره به راحتی جابهجا بشید. کار کردن تو کیان برای من حکم مرگ تخصص و درجا زدن رو داشته. ذهنیت قدیمی مدیریت هم باید میگفتم بهتون. من دوسال هست که تو شرکتم و واقعا ارزشش رو نداشت...
برای من تجربهی حضور در مصاحبه با افراد متخصص و تحصیلکرده واقعا ارزشمند بود، چرا که دیدم علمی که سالها برایش زحمت کشیده بودم با ارزیابی افراد مناسبی سنجیده میشود. فضای شرکت چندان خشک و رسمی نبود و این قضیه استرس را کم میکرد. در جلسه، هم پرسشهای شخصی و روانشناختی مطرح شد و هم بخشی از سوالات تخصصی مرتبط با رشتهام که نشان میدهد باید تسلط کامل به مراحل تصفیه فاضلاب داشت؛ امری که البته علمی نیست که یکشب بتوان یاد گرفت. به عنوان مهندس شیمی، دانش گستردهای از صنایع مختلف دارم و تصور میکنم این گستردگی در مصاحبهها به من کمک میکند، فقط قبل از مصاحبه حتما به نقش شغلی تسلط پیدا کنید تا بتوانید با اطمینان خودتان را ارائه دهید. باور دارم رزومهای هم که فرستادم برای اکثر پوزیشنها مناسب است و نباید از ترس فرستادن رزومه باز بماند. این موقعیت دقیقا همسو با رشتهام در گرایش بیوتکنولوژی بود و روی تصفیه فاضلاب کار کردهام. با وجود دعوت به مرحلهی دوم از بین سیوهفت نفر، فکر میکنم من در مصاحبه قبول نشدم؛ هرچند مرحلهی اول با استقبال زیادی روبهرو شد. مطمئن نیستم که چه کسی با کانکشنهای درون سازمانی بهتر عمل کرده و در مصاحبهی دوم که تخصصیتر بود، پاسخهای دقیقتر داده است. به هر حال تجربهی خوبی بود و من که بیش از یک سال است هر روز در سایتهای کاریابی دنبال کار میگردم، امیدوارم افراد بااستعداد همیشه در جایگاه مناسب باشند و جوانان از ادامه تحصیل پشیمان نشوند.
بخوام از تجربه استخدام بگم.اول مصاحبه با منابع انسانی انجام شد ک تأیید شدم بعد مصاحبه تخصصی با مدیر واحد مربوطه ک اون هم تایید شد . خیلی مشتاق بودم ک همکاری داشته باشم باهاشون ... جلسه حضوری گذاشتن و آموزش هم دادن و ی فرصت شغلیم هم از دست دادم بخاطر این شرکت .. متاسفانه بعد از جلسه اول قرار بود هفته بعد جلسه تکنیکال ناکام بشه ولی دیگه هیچ خبری ازشون نشد و حتی پیام هم دادم بهشون سین کردن و جواب ندادن... فقط وقت شما رو میگیرن و اوت چیزی ک اول میگن ب عنوان شرح وظایف تو جلسه های بعدی ک مطمین میشن طرف میخواد بیادکم کم اضافه میکنن بهتون... گول اسم بعضی از شرکت ها رو نخورید... حتی یادمه نیروی منابع انسانی وقتی داشت با من مصاحبه میکرد خیلی هول شده بود و جلسه رو نمیتونست کنترل کند.
من با درسا رسانه هوشمند کار کردم و تجربهام رو به زبان ساده و صریح تعریف میکنم تا نکات کلیدی روشن بشه. درسا تنها شرکتی بود که بدون وجود یک تیم برنامهنویسی فعال، ادعا میکرد پروژهها رو پیش میبره و کنترل کیفیت رو به طور کامل کنار گذاشت. به جای داشتن تیم با تجربه، با افراد بدون سابقه و بیتجربه در محل کارفرما همکاری میکردند و بار اصلی فشار کاری رو روی چند نفر از کارکنان قدیمی میگذاشتند. نتیجه این وضع، آسیب دیدن امنیت پروژهها و بیاعتمادی به سطح مدیریتی بود. در تجربه همکاری با این شرکت، بر خلاف انتظار، ممکن بود دانش من نسبت به دنیای اطراف تغییر کند و گاهی بیننده به یک رفتار غیرمعمول تبدیل شود. مدیریت و تیم مالی شرکت بارها تاخیر در پرداخت حقوق را تجربه میکردند و با ایجاد برخوردهای توأم با بیاحترامی، فضای کار را ناخوشایند میکردند. اخبار مربوط به تاخیر در ارائه خدمات به کارفرما هم از این جو پیوسته خارج نمیشد. روال جذب نیرو هم به گونهای بود که مدیران به دنبال افراد بیتجربه بودند و با وعدههای بیپایه و دروغهای متعددی از کارکنان سوءاستفاده میکردند. وجود باگها در نرمافزار بهخصوص به خاطر نبود تیم برنامهنویسی پایدار، گاهی به شکل نامتعارفی به نظر میرسید. به نظر من، در هر دو نوع همکاری با این شرکت، چه به عنوان کارمند و چه به عنوان کارفرما، احتمال ضرر وجود داشت. در پایان، نتیجهگیری من این است که تجربههایم نشان میدهد که این شرکت معمولا به نفع پروژهها و حقوق کارکنان عمل نمیکند و ممکن است با مشکلات عمدهای روبهرو شوید.
من بیش از ده سال هست که تو این شرکت در بخش تولید نرم افزاری مشغول هستم. مدل مدیریت شرکت از نوع مدل مدیریت قارچی است https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Mushroom_management&oldid=777771303 عدم شفافیت در بخش های مختلف از پرداخت حقوق تا فعالیتهای جاری شرکت جز لاینفک شرکت است. شرکت به شدت بروکراتیک است و قوانین و شرایط جدید نیز به این بروکراتیک بودن دامن میزنند، پس اگر مثلا دریافت یک سرویس از گروه همکار یا گرفتن یک فایل از عملیات چندین هفته طول کشید نگران نباشید این روال طبیعی است. بخش هایی در شرکت وجود دارد که بدون فشار کاری فعالیت میکنند و بخشهایی کاملا پر فشار، ولی میزان اهمیت گروه شما در شرکت منوط به میزان قدرت چانه زنی رییس و مدیر شما دارد. پس سعی کنید جایی بروید که مدیر قوی داشته باشد. مدیر قوی میتواند حتی خارج از عرف از نظر مالی برای شما امتیاز هایی بگیرد. جمله یی منسوب به دکتر حسابی در مورد کشور های جهان سوم است که در مورد این شرکت صدق میکند. اگر میخوایی شرکت جای بهتری باشد خودت از بین میروی، اگر بخوایی خودت باقی باشی به کار شرکت کاری نداشته باش. پس اگر دیدید چیزی بد ، ناقص و غیر اصولی در شرکت انجام میشود، ولی همه راضی هستند ، یا دست کم میگویند کاری نمیشود کرد، شما هم به آنها ملحق شوید تا راحت تر شرایط را تحمل کنید. ( مثلا اگر تولید یک سیستم سه ماه زمان برد ولی آزمون امنیت آن یکسال سعی کنید این موضوع را بپذیرید ) بی برنامگی در بخش های مختلف شرکت وجود دارد، که به علت درامد بسیار بالای شرکت این بی برنامگی و هدر رفتن سرمایه نمودی ندارد گاهی نیز این تصمیمات در راستی مدیریت قارچی است. مثلا پروژه ایی در شرکت تعریف میشود و درجه اهمیت آن بالا معرفی میگردد، افراد و بخش های زیادی برای انجام آن گسیل میگردند، ولی بعد از مدتی بدون هیچ دست آوردی ، پروژه از بین میرود، یا کاملا از مسیر خود منحرف میگردد. یا مثلا بخش های بزرگی تحت عنوان های غلط انداز ( امنیت ، تحقیق و توسعه و ... ) تشکیل میشود بدون اینکه خروجی مناسبی داشته باشند و به نظر تنها برای بزرگ کردن شرکت و تولید کار برای توجیه هزینه ها تشکیل میگردند. اگر قصد دارید کارمند باشید، یک کارمند بی انگیزه، ولی مطمن از اینکه همیشه حقوق خود را به موقع میگیرید ( آب باریکه)، به خدمات خوش آمدید !! وگرنه احتمال رضایت شغلی شما در شرکت بسیار کم است در مورد حقوق و مزایا قبل از ورود حتما بررسی کنید، برخی قولهایی که داده میشود ، مثلا 24 پایه و غیره عملی نمیشود. شرکت گاهی پرداختهای مختلف نیز دارد ، ولی کلا حقوق دریافتی متوسطی در شرکت خواهید داشت و افزایش حقوق طبق قانون کار میباشد شرکت هیچ سخاوتی در این مورد ندارد. در شرکت وامهایی نیز وجود دارد، که بعد از گذشت زمان حضور شما در شرکت و به تدریج به شما پرداخت میگردد. این طمان انتظار برای وام مناسب تقریبا 5 سال است بعد از ورود به شرکت شما کارمند معمولی هستید و اگر قصد خروج داشته باشید ، برای شرکت اهمیتی نخواهید داشت. پس شما در شرکت نیروی انسانی هستید نه منبع انسانی. صمیم گیری در مورد کار در شرکت خدمات مثل تصمیم گیری دختری است که خواستگاری دارد، پیر و فرتوت که احتمالا ازدواج دختر با آن از نظر این پیرمرد خیلی هم مهم نیست، این نشد شخصی دیگر، ولی این پیر مرد پول دار است، با آن زندگی جاری شما نه زیاد ، ولی کم و مداوم تامین است! پس اگر در صنعت نرم افزار جوان هستید شرکت های دیگر ، که جوان و آینده دار هستند ، ولی طبیعتا در اول کار خیلی پولی ندارند، برای شما انتخاب مناسب تری است ، دست کم میتوانید یکی دو سال در محیط شاداب کار کنید و مزه واقعی کار در محیط فنی را بچشید.
به چشمانداز من کار در این شرکت با کمبود قدردانی و بیثباتی همراه بود. حقوقم را به شکلی غیرمنصفانه و دور از انتظار میدیدم و برای دریافت آن ناچار بودم به شکل آزارندهای مذاکره کنم؛ به نظر میرسید ارزش کار و زحمتم برای مدیران قدرمحور است. اگر فکر میکردم میفهمم و درست عمل میکنم، احتمال اخراج وجود داشت و این تجربه نشان داد که مسائل اصلی شرکت به جای نیروهای پاییندستی در سطح مدیران ارشد و تصمیمگیران است. بهبود واقعی در شرکت نیازمند تغییرات مدیریتی کلان است و تا زمانی که این تغییرات صورت نگیرد، پیشرفت تیمها به کندی خواهد بود و موانعی مانند روابط خانوادگی در سطح مدیریت میتواند مانع آزادی عمل و رشد سایر اعضا شود.
شرکتی که در این تجربه ذکر میکنم اسنپ دکتر بود. فضای کار آنجا خیلی بسته بود و احساس میکردم فضای صحبت درباره شرایط کاری برای کارکنان به شدت محدود است. مدیران بیشتر به دنبال رابطههای غیرکاری با کارمندان بودند تا ایجاد محیطی حرفهای، و این جو سالمی به حساب نمیآمد. برای دختران هم به نظر میرسید کارفرما با وجود ادعای معمولی بودن فضای کار، راحت بودن را به شیوهای نامساعد به زبان میآورد و شرایط را برای آنان سختتر میکرد. به عنوان نمونه، گاهی رویکردها و رفتارها به زنان به شکلهای خارج از ساعات کاری و OnCall شدن تبدیل میشد و نظم اداری قابل قبولی وجود نداشت. حقیقتا شرایط کار افتضاح بود و شنیده بودم که این سبک مدیریتی در کل شرکت وجود دارد، اما انتظار داشتم اسنپ دکتر تفاوتی با سایر بخشهای اسنپ داشته باشد؛ در نهایت حس کردم همان تفاوتی که hoped بود، وجود ندارد. محله کار ما در ساختمانی واقع در نزدیکی زعفرانیه بود.
حقوق افتضاح 35 نفر توی مای تابه غذر گرم میکنن همه نیروها مشکلات معده پیدا کردند چون توی آشپزخونه 10 متری باید غذا خورد حقوق سه ماه یه بار میدن ناهار و صبحانه و میان وعده که اصلا نمیدونن چی هست مدیرشون منتظر نون تا پرسنل بخرن مصرف دستمال کاغذی هم چک میشه
من یک سال و نیم به عنوان اسکرام مستر اونجا بودم اول در جواب اون شخصی که نوشته: "من بیشتر از 20 تا شرکت تا حالا عوض کردم ..." شما خودت کلا مشکل دار هستی که 20 تا شرکت عوض کردی و هنوز به ثبات نرسیدی! درجواب اونی که نوشته صبحانه رایگان!!!! یه نون پنیر عادی صبحانه هست خدا وکیلی؟! یا بیسکوییت ساقه طلایی شد میان وعده؟! دوم در مورد خود شرکت: حقوقشون پایینه چاپلوسی مدیرهاش زیاد که دارن زیر آب میزنن پلن برای آیند اصلا ندارن خیلی بدقول هستن یه نکته مهم این که شما ببین این شرکت چقدر نیرو خروجی داشته. اگه شرکتی خوبی بود که نیروهاش نمیرفتن
من برای مصاحبه پوزیشن UI/UX رفتم.ساعت 4 قرار داشتیم وقتی رسیدم بهم فرم دادن با یه سری سوالات هوش و ... یه ربع طول کشید پرش کردم به نگهبانشون گفتم که اطلاع بدن.اطلاع دادن گفتن یکم دیگ خبر میکنن که برم داخل جلسه.هرچی منتظر موندم خبری نشد حدود ساعت 5 و 5 دقیقه بود دیگه کلافه شدم و بلند شدم رفتم.واقعا فاجعس منابع انسانی شرکت نتونه یه قرار تنظیم کنه.از همین بی نظمیشون مشخصه چه خبره تو شرکت.خوشحالم که نرفتم با توجه به فیدبک هایی ک میبینم
من بیش از ۶ ماه هست که در آسا مشغول به کار هستم. قبل از ورودم به شرکت هم کامنت های این پیج رو خونده بودم. علت این که تصمیم گرفتم تجربیات و برداشت های شخصی خودم رو به اشتراک بذارم اینه که به نظرم خیلی از نکاتی که در کامنت ها گفته شده، با وجود این که درسته، اما غلط اندازه. به همین خاطر میخواستم به کسانی که توی فکر پیوستن به این مجموعه هستند کمکی کرده باشم. من فعلا تا اینجای کار از شرایطم در این شرکت راضی هستم. اما فکر میکنم علت این رضایت بیشتر این باشه که سطح توقعم از اول هم پایین بود و فکر میکنم بعضی از افرادی که تجربه بد داشتند، از این نظر رویکردشون اشتباه بوده. همونطور که احتمالا در جریان هستید شرکت آسا زیرمجموعه کارگزاری آگاه هست و مجموعه آگاه حدود ۱۵۰۰ نفر پرسنل داره. همین موضوع به تنهایی باید خیلی از مسائل رو برای شما روشن کنه. در تمام شرکت های بزرگ (منظورم از بزرگ، از نظر تعداد پرسنل هست) بدیهیه که شما با همه جور آدمی سر و کار دارید. با سواد، بی سواد، با اخلاق، بی اخلاق و غیره. بنابراین اگر دارید درباره یک شرکت بزرگ (چه آسا، چه مفید، چه علی بابا، چه اسنپ، چه دیجیکالا، ... ) تحقیق میکنید، تجربه من و دیگران در خصوص نحوه برخورد و رفتار همکاران به شما هیچ کمکی نمیکنه. مطمئنا در تمام این شرکت ها آدم خوب و بد وجود داره و تجربه هر کس در این شرکت ها محدود به تیمی میشه که توش فعالیت داشته. طبیعتا طبق تجربه ای هم که من تا حالا اینجا داشتم، آسا هم از این قضیه مستثنی نیست و توش آدم خوب و بد وجود داره. در مورد امکان پیشرفت و ارتقای شغلی، اینی که یک نفر فکر کنه مثلا با مطالعه و ارتقای سطح دانشش روز به روز مدارج ترقی رو طی میکنه و بلند بلند پرواز میکنه و ظرف چند سال روی کره ماه فرود میاد، طرز فکر خیلی بچگانه یی هست. وقتی شما در یک شرکت بزرگ مشغول به کار میشید کارمندید و به احتمال ۹۹ درصد (اگر اتفاق خیلی خاص و استثنا و عجیب غریبی نیفته) تا آخر هم کارمند باقی میمونید و یک حقوق ثابت ماهیانه دارید. بنابراین اگر کسی از ابتدا فکر های بزرگتر از کارمندی در سرش داره، نباید وارد اینجور شرکت ها بشه. برعکس، باید وارد شرکت های کوچکتر بشه و یا حتی اگر شرایطش رو داره خودش شرکت بزنه (که البته تو این اوضاع اقتصادی مملکت، این کار قطعا ریسک بالایی داره). شما در هر حوزه ای که مشغول به کار بشید، احتمالا بین ۱ تا ۳ سال بعد چند نفر زیرمجموعه خواهید داشت و باز هم چند سال بعد در بهترین حالت زیرمجموعه هاتون، زیرمجموعه خواهند داشت و این حداکثر اتفاقیه که میتونه بیفته. نه این که بخوام بگم این نوع پیشرفت ارزشی نداره یا کمه و غیره. منظورم اینه که کسی نمیاد مثلا چند درصد از سود شرکت روی فلان پروژه رو به پاس قدردانی از زحماتتون دو دستی به شما تقدیم کنه. این اتفاق در هیچ شرکت بزرگ و مطرحی نمیفته. اما اگر مثلا شما بتونید یک شرکت کوچیک رو از فرش به عرش برسونید احتمالا خیلی بیشتر از این ها رو هم برای شما به همراه خواهد داشت. بنابراین دوباره تاکید میکنم، سطح توقعتون رو از ابتدا مدیریت کنید. واقعا از بعضی کامنت ها تعجب میکنم. نوشتند بعضی افراد با پارتی بازی جایگاهشون رو در شرکت به دست آوردند. عزیز من مگه انتظاری غیر از این داشتی؟ کدوم شرکت بزرگ (یا حتی کوچیک) دیگه رو میشناسی که اینطوری نباشه؟ یا راجع به بعضی افراد نوشتند که با تملق و چاپلوسی تونستن پیشرفت کنن. نمیدونم افرادی که این ها رو نوشتند تا حالا کجا زندگی و کار میکردن که انقدر این مسائل براشون عجیب و غریبه. بنابراین به این حرف ها توجه نکنید. چیزی که باید درباره ش تحقیق کنید فرهنگ سازمانی شرکت به صورت کلی هست. اینجا هم مثل همه جای دیگه خوبی و بدی داره. موقعیت رو بر اساس شرایط شخصی خودتون بسنجید و ببینید کار کردن در اینجا به دردتون میخوره یا نه. نکات خوب و بدی که به طور کلی در مورد این شرکت به ذهنم میرسه اینا هستن: - حقوق هاش در مقایسه با شرکت های هم تراز خودش متوسط (یا شاید کمی کمتر از متوسط) هست. - پرداخت حقوق (و بیمه) از نظر زمانی کاملا منظم و به موقع هست. اما از نظر عددی، منظم نیست. برای این که مالیات و سایر هزینه هاشون رو کم کنن، حدود ۷۰-۸۰ درصد حقوق رو به صورت ثابت ماهیانه پرداخت میکنن و مابقیش رو نگه میدارن و اواسط هر فصل به تحت عنوان کارانه پرداخت میکنن. یعنی بخشی از حقوق رو دیرتر میدن و بخشی رو زودتر. - از نظر مزایا خوبه. صبحانه و ناهار و میان وعده رایگان هست، بودجه و وام های متنوع با شرایط خوب وجود داره که میتونید ازش استفاده کنید. اتاق بازی داره. در مجموع و به طور کلی در شرکت جو صمیمی هست و اصلا فضا سنگین و اذیت کننده نیست. ولی باز هم میگم، به طور خاص این که در چه تیم و با چه افرادی کار میکنید بیشتر تعیین کننده ست. - در مورد امضای قرارداد خیلی بد و نامنظم عمل میکنن. قرارداد ها با تاخیر چند ماهه امضا میشه و حتما باید پیگیرش باشید. البته متن قراردادهاشون منصفانه هست و اینطوری نیست که یکطرفه به نفع کارفرما باشه. سفته و اینجور چیز ها هم نمیگیرن. یه nda بهتون میدن که متن اون هم منصفانه ست و چیز عجیب غریبی نداره. - از نظر فنی، شرکت پروژه های خوب و سطح بالای زیادی داره که خیلی چیز ها میشه ازش یاد گرفت. اگر قصد مهاجرت نداشته باشید، خود اسم شرکت هم به تنهایی برای رزومه تون خیلی خوبه. اگر قصد مهاجرت داشته باشید، احتمالا تاثیر خاصی نداره.
هشت سال تو این شرکت جون کندم واحد تولید تعمیرات و چند سال عملیات رو گذروندم آخر سر هم با هزار بار غلط کردن که چرا اینهمه سال عمرم تلف شد به امید اینکه وضعیت شرکت بهتر بشه... هر سال بدتر از پارسال... خوشبختانه با مدیران پررویی که در این شرکت وجود داره و با افتخار از تمامیت شرکت دفاع میکنند همچنان استوار ایستاده اند ولی میگن اگر دوست نداری میتونی بری!!! ختم کلام اینجا نیروی انسانی هیچ ارزش و اهمیتی نداره...
متاسفانه شرکت پارمیس، یکی از افتضاح ترین تجربههای کاریام هست. به هیچ وجه هیچ رفتار سازمانی در این شرکت تجربه نکردم کاملا به سبک بدوی اداره میشه، با فشار بیمورد و کنترلگرهای شدید، اجبار به پذیرفتن ادلهی کاملا اشتباه، امکانات رفاهی خیلی ناچیز که بارها قطع میشد یا با تاخیر بهرهمند میشدم، رفتار و اخلاق و لحن صحبت کردن کودکانه رو بارها تجربه کردم. از نظر کیفیت برخورد کمترین از نظر میزان حرفهیی بودن (سواد تولید محصول و عرضه، سواد ارتباط اجتماعی) کمترین از نظر مدیریت بحران کمترین از نظر مدیریت زمان کمترین از نظر مدیریت منابع انسانی کمترین این شرکت صرفا یک شرکت فامیلی کوچک ست با سطح توقع بسیار بالا و پرداختی بسیار پایین و پرچالش. همکاران بسیار خوبی رو داشتم با مدیرانی کاملا نابلد و پرخاشگر
برای حوزه تکنولوژی به نظرم شرکت خوبی هست اما بزرگترین مشکلش فشل بودن سیستم منابع انسانیشه و اصلا حرفه ای نیستن قانون های بسیار مسخره دارن و این قانون ها فقط برای کسایی که نمیشناسن اجرا میشه و کسایی که پارتی دارن با چاپلوسی شبکه سازی میکنن و زیراب میزنن خیلی محیط خوبیه اصلا براشون مهم نیست شما کی هستین تا وارد مافیاشون نشید تحویلتون نمیگیرن و صرفا بعد از یه مدتی ترد مشید اگر این موارد حل بشه خیلی جای پیشرفت داره
دنلکس برای من تجربهای فراتر از کارکردن در یک شرکت بود، چون تقریبا با وجود اینکه به مترو نزدیک بودم، هیچ مزیتی احساس نمیشد. هر لحظه زیر نظر دوربین بودیم و هیچ فرصتی برای استراحت کوتاه وجود نداشت. حتی شنبهها و پنجشنبهها هم باید سر کار میآمدیم. مدیرعامل شرکت اصول پایهی شرکتداری و تعهد را فراموش کرده بود. اضافهکاری هیچگاه تأیید نمیشد و فقط با حضور صرف در محل کار باید میماندی. رفتوآمد کارکنان برایشان محدود به ورود و خروج از ایستگاه مترو بود. اگر گرسنه میماندید، نباید به دنلکس مراجعه میکردید. صاحب شرکت فرزند شخصی معروف بود و بهراحتی بهخاطر اوضاع، افراد را کنار میگذاشت. مهم نبود که نتیجهی کار خوب باشد یا نه؛ به هر حال، بعد از دو سال کار از شرکت کنارم گفتند که بروم بیرون. بهجای ۴۴ ساعت در هفته، مجبور بودم حدود ۵۰ ساعت کار کنم.
برای من سه سال کارمند گروه صنعتی ظفران بودم، و حالا تجربهام را به زبانی تازه و روشن بازگو میکنم. صبحانه و نهار رایگان وجود داشت، هرچند در برخی مواقع باید با چند نفر از همکاران یا سایر افراد همکاری میکردیم تا غذا تهیه شود و همین اتفاق برای زمان حضور من در واحد جدید نیز تکرار میشد. الان هم در جای جدید همین خدمات رایگان را دارم. حقوق به موقع و منظم بود، و به نظر من شرکتهایی که درست و حسابی کار میکنند همیشه حقوق را به موقع میدهند. بیمه تکمیلی از جمله مزایایی بود که اکنون در سایر شرکتها هم رایج شده و پرسنل را پوشش میدهد. کار با نوشیدنیهای رایگان مثل چای و قهوه همراه است. همه قوانین کار به صورت کامل رعایت میشد. معایب تجربه من شامل موارد زیر بود: همه امور شرکت به تصمیم مستقیم مدیر عامل بستگی داشت. برخی مدیران ارشد بیسواد به توصیههای مدیرعامل احترام میگذاشتند و از خود تصمیمگیری جدی نمیکردند. اگر به دنبال مسیر رشد و پیشرفت بودید، شرکت نسبتا مناسب نبود. دوبارهکاری و کار بیهوده بالا بود و پیدا کردن کسی بود که جرات اعتراض به مدیرعامل را داشته باشد کم بود. تخصص اصلی شرکت نفت و گاز بود اما گاهی استراتژیها و برنامهها تغییر میکرد و مسیر مشخصی وجود نداشت. برای افرادی که IQ پایین یا علاقه به اطاعت بیقید و شرط دارند، مناسبتر بود. کنترل از طریق دوربین برقرار نبود، اما مانیتورینگ به شیوهای مدیریتی انجام میشد و مدیران هم وقت زیادی را در اینترنت میگذراندند. فیشهای حقوقی به صورت دورهای ارائه نمیشد. کارکنان قدیمی، محافظهکار و چاپلوسی را بهعنوان ویژگیهای غالب داشتند. به طور کلی هیچ حمایتی از سوی مدیران مستقیم به کارمندان ارائه نمیشد و خطاها یا اشتباهات به نیروهای پاییندست نسبت داده میشد. امنیت شغلی تا حدی بود که مدیران ارشد سوتی میدادند، اما با هر سوتی احتمال حذف یکی از کارمندان وجود داشت. همیشه انتظار میرفت که مهندسین به نقشهای دیگری هم مثل پیک، نیروی خدماتی، آشپز یا نگهبان تبدیل شوند و اگر نپذیرید، پذیرش نمیشدید. برای هر نفر دو مدیر وجود داشت و عملا هرکس به نوعی مدیر خود را داشت.
حدودا هیچچیز در این تجربه رضایتبخش نبود. قولهایی که داده شد، عملی نشدند و حقوق هم خیلی پایین بود؛ تا پنجم هر ماه برای پرداخت میماند و در نهایت تا بیست و پنجم، کمتر از یک نصف حقوق هم نگه میداشتند. برای هر جعبه دستمال کاغذی باید یک ایمیل بزنید تا انبار مدیر مربوط تأیید کند و به شما بدهند؛ سفتههای سنگین هم وجود داشتند که فشار روانی قابل توجهی ایجاد میکرد. دفتر شرکت در محله مطهری، طرح و اگر شما ساکن غرب شهر باشید، با ترافیک مدرس واقعا اذیتکننده است. به هیچوجه پیشنهاد نمیکنم.
من در حدود یکسال در این شرکت مشغول بودم حقوق خیلی پایین این شرکت حتی یک ریال هم برای اضافه کار پرداخت نمیکند در حالی که نیرو ها را برای انجام کار نگه میدارند مدیران بیسواد و کوتوله از لحاظ فکری و بی تجربه عدم پاداش معایبی خیلی مهمی هستند که این شرکت دارد
سلام یکی از بدترین دوران کاری من در شرکت توسن بود. مدیران بیسواد و کوتوله از لحاظ فکری عدم پیشرفت فنی چارچوب های کلافه کننده معایبی هستند که این شرکت دارد