تجربه چندساله من تو این شرکت به عنوان یه برنامه نویس: کد ها به شدتتتتتتتت کثیف و قدیمی که هیچ جای پیشرفتی رو نداره کارها اصلا نظم نداره و انتظار از شما بسیار بالاست و تقریبا همه آدما تو شرکت سعی میکنن زیرآب همدیگه رو بزنن حقوق هم کمه حتی اگه اولش باهاتون توافق کنن بعد میزنن زیرش اکثر کارمندها هم سرباز هستن که مجبورن بمونن و پیشنهاد میکنم با عنوان آخرین گزینه برای کار در نظر بگیرین اینجارو و یه عمر آسوده باشین :)
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در یک کلام کار در این شرکت میشه برده داری نوین هیچ تعطیلی رسمی ندارید! چیدمان و باربری به شدت سنگین و زیاد همزمان با فروشندگی کم شدن موارد مفقودی از حساب تمامی کارکنان حقوق به شدت کم در قبال کار بسیار سنگین و زیاد شیفت چرخشی و عدم برنامه ریزی برای زندگی و کار احتمال شکستگی دست در زمان کار با پالت باربری و همزمان باید سفارشات اسنپ فود را هم جمع آوری کنید که در واقع هم برای افق کوروش کار میکنید هم برای اسنپ! وسط کار حتی نمیتونید آب بخورید تایم ناهار هم که کلا تعطیله ابتدای کار هم یه فیش حقوقی فیک نشون میدن آخر ماه میفهمی چه کلاه گشادی سرت رفته میگن اطراف خونه خودتون هستید بعد ثبت نام میگن جا نداریم میندازن ده کیلومتر دورتر زمان استخدام میگن پشت سیستم هستید اونجا که میرید میشید باربر
متاسفانه در طی این مدت، شرکت بادبادک بهصورت مداوم ناتوان در پرداخت حقوق به موقع بود. این موضوع باعث مشکلات مالی برای کارکنان و خانوادههایشان شده و باعث استرس و عدم اطمینان زیادی شده است. کمبود شفافیت در مورد مشکلات حقوقی بسیار ناپیشبینی و غیرحرفهای بود. علاوه بر این، فرهنگ شرکت بادبادک از نظر احترام به کارکنان به هیچ وجه قابل قبول نبود. کارکنان به طور مکرر بدون توجه و احترام به عنوان افرادی دیگر بهکار گرفته شدند و محیط کاری سمی به وجود آمد. کمبود احترام به بهبود حال کارکنان و کمبود احترام به همه افراد در شرکت باعث تجربهای نامطبوع شد. قولهای پرداخت حقوق به صورت مداوم نقض میشدند و هر ماه اطمینانات غلطی داده میشد که هرگز به عمل نمیآمدند. این کمبود شفافیت و صداقت باعث شکست اعتماد و معنویات در تیم شد. همچنین نگرانکننده است که شرکت بادبادک بهنظر میرسد دارد نظرات مثبت جعلی خود را در سایتهای تجربیات شغلی مینویسد. محیط کاری سالم باید به این نوع تاکتیکها وابسته نباشد. علاوه بر این، شرکت بادبادک عملکرد ناپروفشنالی دارد که با امضای قرارداد، نسخه کپی از آن به کارمندان ارائه نمیدهد. این مسئله به معنای نقض حقوق اساسی کارمندان است و نشاندهنده عدم شفافیت در روابط کاری میباشد. علاوه بر این، از طریق دوربینها و میکروفنها، شرکت به نظر میرسد همه کارکنان را جاسوسی میکند. این اقدام نه تنها حریم خصوصی کارکنان را نقض میکند، بلکه نگرانیهای جدی در مورد امنیت و احترام به افراد ایجاد میکند. همچنین، یک نکته دیگری که باید ذکر شود، افزایش غیرطبیعی تعداد افراد ورودی و خروجی در شرکت بادبادک است. این امر ممکن است نشاندهنده مشکلاتی در مدیریت منابع انسانی یا محیط کاری باشد که باعث استرس و عدم پایداری در تیم میشود. در نهایت، استفاده از مدیریت از قدرت برای خنثی کردن انتقاد و کنترل داستان به شدت نگرانکننده است. ارتباط باز و صادقانه باید تشویق شود تا محیطی از همکاری و رشد به وجود آید. امیدوارم که نقد من به دیگران کمک کند تا در مورد چه چیزی از شرکت بادبادک انتظار دارند. به کارکنان و کارمندانی که قصد پیوستن به این شرکت را دارند، توصیه میکنم که بهطور جدی پیشینه و گزینههای خود را مورد بررسی دقیق قرار دهند.
من 3 سال تو این شرکت کار کردم، تقریبا از سال دوم دانشجوییم تا فارغ التحصیلیم. تمام این مدت روزای کاریم شناور بود و با همکاری مسئول شیفت روزایی که کلاس داشتم سرکار نمیفرستم. بیمم منظم رد شد تو این سه سال. حقوقم یک روز هم دیر نشد، پاداش ماهانه و سالانه داشتیم و از همه مهم تر این اواخر سبد کالا که حداقل برای خانواده من خیلی جالب و تعجب آور بود. ولی از همه چیز مهم تر محیط سالمیه که داره به حدی که بعد از اونجا خیلی سخت میتونی تو محیطای کاری دیگه که یسری چیزا توش رعایت نمیشه کار کنی. تو این مدت خیلی ادمارو دیدم که اومدن و بعد یه مدت کوتاه استعفا دادن و رفتن. بلاخره هیوا یه مرکز تماسه و کار راحتی نیست روزی چند ساعت با ادمای مختلف با سطح فرهنگ مختلف در ارتباط باشی، قصد هم ندارم کسی رو قضاوت کنم اما کسی که بعد دو هفته استعفا داده و رفته مسلما تجربه خوبی رو نمیاد با شما به اشتراک بذاره چون هیوا هرچی که بوده برای اون جالب نبوده پس درنتیجه باید برای دیگران هم نباشه! امیدوارم اینجا تجربه دوستانی که حداقل 6 ماه تو این مرکز مشاوره کار کردن بیشتر منتشر بشه تا دوستان جویای کار بتونن با نظرات واقعی تری اشنا بشن.
سال ۱۴۰۲ مرداد اگهی سداد برای vtm رو توی سایت های کاریابی دیدم . یه آگهی خیلی کلی و کوتاه ؛ بعد از ارسال رزومه چند هفته بعد با من تماس گرفته شد و تاریخ و محل برگذاری مثلا آزمون اعلام کردن ( بگذریم که ادرس اشتباه داده بودن ) به محل آزمون رفتیم و شخص آزمون گیرنده گفت "فقط برای سه شهرستان دورافتاده کارمند میخواهیم" ما هم که تازه فهمیده بودیم فقط با تعجب به هم نگاه میکردیم وارد سایت اموزش قسمت آزمون شدیم و ۵۰ سوال به شدت بی ربط و بی معنی از ما به عنوان تست گرفته شد ما که به عنوان کارشناس ای تی و شبکه برای ازمون خودمونو اماده کرده بودیم یه مشت سوال مسخره و توهین آمیز به ما داده شد از جمله سوال های تست میشه گفت گلوله ای با وزن دو سوم و گلوله دیگری با وزن سه چهارم اولی وجود دارد وزن این دو چقدر است گزینه های جواب خالی بودن و ما شانسی یه چیزی انتخاب کردیم سوال ها بسیار چیپ و مسخره و خارج از موضوع بودن مثلا چاپگر لیزری خوب است یا خیر خروجی ups چقدر است غلط املایی در سوال ها سوال های به شدت بی ربط به حوضه ای تی شخص طراح سوال در مورد ای تی هیچ علمی نداشت و ..... واقعا برای چنین سازمانی متاسفم این روش آزمون توهین به شعور مردم بود از بین ۱۲ نفری که بودیم همه رد شدیم و کسی نتوانست نصف سوال هارا پاسخ دهد شرکتی که مراحل ورودش این باشه کیفیت کارش هم مشخصه! بی سوادی و پارتی سالاری در کل سازمان به عیان مشاهده میشد اگه اختیارش رو داشتم چند میلیارد جریمه شون میکردم.
سال ۱۴۰۲ مرداد اگهی سداد برای vtm رو توی سایت های کاریابی دیدم . یه آگهی خیلی کلی و کوتاه ؛ بعد از ارسال رزومه چند هفته بعد با من تماس گرفته شد و تاریخ و محل برگذاری مثلا آزمون اعلام کردن ( بگذریم که ادرس اشتباه داده بودن ) به محل آزمون رفتیم و شخص آزمون گیرنده گفت "فقط برای سه شهرستان دورافتاده کارمند میخواهیم" ما هم که تازه فهمیده بودیم فقط با تعجب به هم نگاه میکردیم وارد سایت اموزش قسمت آزمون شدیم و ۵۰ سوال به شدت بی ربط و بی معنی از ما به عنوان تست گرفته شد ما که به عنوان کارشناس ای تی و شبکه برای ازمون خودمونو اماده کرده بودیم یه مشت سوال مسخره و توهین آمیز به ما داده شد از جمله سوال های تست میشه گفت گلوله ای با وزن دو سوم و گلوله دیگری با وزن سه چهارم اولی وجود دارد وزن این دو چقدر است گزینه های جواب خالی بودن و ما شانسی یه چیزی انتخاب کردیم سوال ها بسیار چیپ و مسخره و خارج از موضوع بودن مثلا چاپگر لیزری خوب است یا خیر خروجی ups چقدر است غلط املایی در سوال ها سوال های به شدت بی ربط به حوضه ای تی شخص طراح سوال در مورد ای تی هیچ علمی نداشت و ..... واقعا برای چنین سازمانی متاسفم این روش آزمون توهین به شعور مردم بود از بین ۱۲ نفری که بودیم همه رد شدیم و کسی نتوانست نصف سوال هارا پاسخ دهد شرکتی که مراحل ورودش این باشه کیفیت کارش هم مشخصه! بی سوادی و پارتی سالاری در کل سازمان به عیان مشاهده میشد اگه اختیارش رو داشتم چند میلیارد جریمه شون میکردم.
در حوزه فروش برای فردی که تازه می خواد کار رو شروع کنه و هدفش کسب تجربه ابتدایی هست خوبه اما برای کسی که قصد پیشرفت داره مناسب نیست چون پیشرفت تو واحد پشتیبانی و فروش برای همه نیست حتی بهترین ها و باید با مدیر ارشد فروش سازمان ارتباط داشته باشی برای همین خیلی از بچه ها از سازمان رفتن
من حدود ۸ ماه بطور پروژه ای با این شرکت کار کردم. حقوق شون بسیار بسیار پایین بود و همونم دیر میدادن اخرشم ۱۱ تومن از حقوق منو ندادن! جای خیلی خشک و بی روحیه. هیچ وقت استراحتی برای کارکنان در نظر گرفته نشده. فضای شرکت هم یه سالنه که همه همونجان. مدیر میاد وسط سالن میشینه و مثه ناظم نظارت میکنه! حتی موقع غذا خوردن همه پشت کامپیوتر سریع غذاشونو میخورن و برمیگردن به کار! مدیر هاشون اکثرا بد اخلاق و عصبی و دارای توهم خود بزرگ بینی شدید هستند و حتی توی مواردی که اصلا دانشی ازش ندارن دخالت میکنن. جوی وجود نداره که توش ادمای حرفه ای باشن و بتونی ازشون چیزی یاد بگیری یا کمک بگیری. کلا این شرکت رو به هیشکی پیشنهاد نمیکنم.
من تجربهای از شرکتی دارم که بهنوعی شبیه شیادیهای پانزی عمل میکرد. سرمایهگذار اول روشی میگذاشتند که از طریق قرارداد دو ساله پولی واریز میکردم، اما بهجای اینکه کار ملموسی انجام بدهند، دنبال سرمایهگذار جدید میگشتند و این روند ادامه داشت تا اینکه صدای سرمایهگذار اولیه بلند میشد. در نتیجه پولش را برمیگرداندند و با روشی قرارداد را بهشکل طوری میبستند که جریمهاش بسیار مقرون به صرفه بود. به این ترتیب، بعد از یکی دو سال باز هم همواره پولی وجود داشت که در واقع پول سرمایهگذار جدید بود تا به طور ظاهری پول قبلیها را بدهند و این چرخه ادامه مییافت. متأسفانه شرکتها بهطور معمول با وعدههای بزرگ و بیپایه دنبال جذب سرمایه هستند؛ از جمله اداعای کار روی پروژهای عظیم، یا دریافت فاند چندین میلیون دلاری از کشورهایی مشخص، یا وعده تأثیرگذاری گسترده در جهان.
به تجربهی کارم قبل از هر چیز میخواهم بگویم که دوبار به این شرکت ورود کردم و هر بار تجربهای خوب داشتم. در تجربهی دوم، متوجه تغییرات مثبتی شدم که در شرکت رخ داده بود و اکنون ساختار منظمی پیدا کرده است. همه چیز سر جای خودش است و واحدها با وجود تفکیک وظایف، با هم به خوبی همکاری میکنند. دیسیپلین بالای سازمان مشخص است و ساختار بهخوبی منظم است. به نیروها اهمیت زیادی میدهند و آنها را به طور کامل آموزش میکنند، و به همین دلیل محیط کار برایم خیلی جذاب است.
سلام من دو دوره در این شرکت کار کردم. یک دوره به عنوان کارآموز و یک دوره سه ماهه هم با یک قرارداد مستقل به عنوان مسئول بازرگانی عمده تعاملات من با شخص مدیر عامل، آقای سعید فرمان بود. ایشون در رفتار شخصیت محترمی بودن اما نکاتی ککه دوستان در خصوص پرداخت دستمزد و حقوق میگن رو بنده هم تایید میکنم. قرارداد من سال 96 ، سه میلیون تومن بود که شاید جمعا کمتر از 700هزار تومنش رو بهم دادن. بهونه شون این بود که پول نداریم. البته آقای فرمان کمک زیادی برای انجام پروژه دانشگاه من کردن ولی به هر حال قرارداد ما چیز جدایی بود. بنده صرفا به دلیل کمک هایی که برای پایان نامه ام کردم نرفتم شکایت کنم و باقی پول قراردادم رو بگیرم، و الا در سخت ترین روزهای زندگی واقعا به اون پول احتیاج داشتم. بیمه هم که اصلا نکردن دوستان گفته بودن که آقای فرمان فرد مذهبی ای بود. نمیدونم منظورشون از مذهبی چیه اما ایشون به نظرم بیشتر ظاهر مذهبی داشت. هم آشنایی بعدی بنده با خانواده شون و هم نوع رفتار نادرستشون با کارمندان و عدم پرداخت حقوق اونها نظر من رو در این خصوص عوض کرد. من هم پیشنهاد نمیکنم هیچ وقت با این شرکت و خانواده فرمان همکاری کنید.
در این شرکت هیچ مدیریتی وجود ندارد و کارها به شکل غیرمنظبط پیش میرود. رفت و آمدهای اداری زیاد است و با وجود بیمه و قوانین، به کار ازمایشی خیلیها آنها را به کار میگیرند. دستمزدی بهموقع پرداخت نمیشود و به بهانههای مختلف حقوق و مزایای کارگران کم میشود. مرخصیها به سختی یا به هیچوجه داده نمیشود و رعایت قوانین اداره کار در سطح پایینی است. نحوه تصمیمگیریها عمدتا سلیقهای است و جو شرکت به شدت بدون نظم و قاطعیت است. از نظر محیط کاری، فشارها بالا است و مشکلات داخلی بین افراد وجود دارد که برخی از آنها به سمت حاشیهها و اختلافات شخصی میرود.
برای این شرکت هیچ تضمینی وجود ندارد و من تجربهای ناامیدکننده از کار با آنها دارم. فضای کاری به شدت بی نظم است و مدیریت جدی وجود ندارد؛ کارافزارها و فرایندها به صورت پژوهشی و اصلاحناپذیر اجرا میشود و انعکاس شفافی از سیاستها وجود ندارد. تعدادی تعویضهای اداری بیثمر و بر خلاف مقررات اداره کار دیده میشود که حقوقها به موقع پرداخت نمیشود و از طریق کمکردنهای بیدلیل بابت مرخصی یا دیگر موارد، کماکان کلاهبرداری یا شبهههای قانونی مطرح میشود. به نظر میرسد قوانین داخلی به صورت سلیقهای اعمال میشود و رویکردی ثابت و منظم در شرکت وجود ندارد. جو حاکم به شدت شخصی است و در تصمیمگیریها گروههای خاص نفوذ دارند و با دیگران تعامل کشته میشود. وضع شرکت در حالت فرسوده و با مشکلات مدیریتی است که به تیم و کارشکنانش لطمه میزند.
کاریزما سبک بردگیست...... کاریزما سبک ******...... کاریزما سبک ******...... .................................. ..................................
با سلام بنده به مدت یک سال چند ماه بعنوان فرانت کار در این شرکت مشغول بودم این شرکت به شدت حقوق های پایین همراه بافشار کاری زیاد یعنی روزی دوبار جلسه درطول روز تسک های زیاد. بهت قول میدن حقوقتا زیاد کن ولی خبری نیست مدیر فنی مای هلو به شدت از جواب دادن و راهنمایی افراد شونه خالی میکنه و دانش کافی نداره شرکت جو دوستانه ای داره ولی خبری از پاداش و حقوق سطح بالای دولوپر نیست میان کاراموز میگیرن با حقوق کمتر از وزارت کار ولی تسک های سینیور بهت میدن و خبری از کمک وراهنمایی نیست در کل مناسب کسی که دنبال حقوق مناسب نیست جوری که جای دیگه با فشار کاری کمتر حقوق بیشتری میگیری
به نظر میرسد کارهای سئو در این شرکت به صورت ماهانه بسته میشود و احتمال دارد در نهایت گزارش کار نشان دهد پروژه کنسل شده است. فضای کار تا حد زیادی نامنظم است و نحوهی ارائهی کارها حرفهای به نظر نمیرسد. همچنین وجود نظارت دقیق با استفاده از دوربین برای بررسی صدای کارکنان به عنوان یک تجربهی کاری مطرح شده است.
در یه جلسه مصاحبه با تیم آدوراطب شرکت کردم. ابتدا فرمри مصاحبه رو پر کردم و چند لحظه منتظر شدم تا من را به سمت بخش بالاتر راهنمایی کنند. دو نفر خبرنکار نسبتا جوان نشسته بودند و با احترام برخورد کردند و رفتاری آرام داشتند. فضای جلسه هیچوقت استرسزا نبود و آنها بهطور تخصصی صحبت میکردند. آنها تسلط کافی داشتند و به نظر میرسید تجربه و شناخت بالایی برای کار دارند. در نهایت نتیجه را به عنوان تجربهای جذاب از مصاحبه در نظر گرفتم.
محیط برنامه نویسی بشدت قدیمی و بدون ساختار. حاشیه در این شرکت بشدت زیاده. و از نظر محیط کاری اصلا محیط مناسبی نیس. هنگام استخدام یه تعهد 3 ساله ازت میگیرن که اگه به هر دلیلی بخوای از شرکت بری با همون تعهد 3 ساله تهدیدت میکنن چون هنگام استخدام یه سفته خیلی سنگین ازت میگیرن...
برای من بادبادک یکی از تجربه های خوب کاری ایه که داشتم. اولین نکته ای که به نظر من میرسه جمع بی نظیر و دوستانه ایه که تو شرکت حاکمه. مورد دوم اینه که تو این شرکت قشنگ میتونی پیشرفت کنی و تو این مسیر میتونی رو همراهی همه اعضای شرکت حساب کنی. مهم نیست تیم تو باشن یا نه. انگار همه آمادن که کمکت کنن به اهدافت برسی. مورد بعدی اینه که همه شرکت ها پایین بالا دارن. تو بادبادک هم هر از گاهی با این چالش ها مواجه میشی اما تیم مدیریت نمیذاره این چالش ها همیشگی باشه و اگه صبور باشی دوباره اوضاع رو به ثبات برمیگردونه و حتی سعی در جبران اتفاقاتی که داره که تازه خیلی موقع ها از پایین بالاهای جامعه نشات گرفته و این به نظر من خیلی ارزش داره.
در این شرکت احساس میکردم با حجم کاری زیاد روبهرو هستم و اضافه کردن نیرو جدید به فائق آمدن بر فشارها کمک میکرد. شیفتبندی بهشدت نامتعادل بود و چالشهای زندگی را تحتتأثیر قرار میداد. حقوق نسبتا پایین بود و انتظارها هم بالاتر از حد معمول بود. پرداخت حقوق گاه به گاه نبود یا بهصورت نامنظم انجام میشد. در یک جمله اگر تجربهای ندارید، بیایید اینجا کمی رزومه جمع کنید و سپس به مسیر دیگری بروید؛ زیرا فرصتهای رشدی مشخصی در اینجا وجود ندارد.
تجربه چندساله من تو این شرکت به عنوان یه برنامه نویس: کد ها به شدتتتتتتتت کثیف و قدیمی که هیچ جای پیشرفتی رو نداره کارها اصلا نظم نداره و انتظار از شما بسیار بالاست و تقریبا همه آدما تو شرکت سعی میکنن زیرآب همدیگه رو بزنن حقوق هم کمه حتی اگه اولش باهاتون توافق کنن بعد میزنن زیرش اکثر کارمندها هم سرباز هستن که مجبورن بمونن و پیشنهاد میکنم با عنوان آخرین گزینه برای کار در نظر بگیرین اینجارو و یه عمر آسوده باشین :)
در یک کلام کار در این شرکت میشه برده داری نوین هیچ تعطیلی رسمی ندارید! چیدمان و باربری به شدت سنگین و زیاد همزمان با فروشندگی کم شدن موارد مفقودی از حساب تمامی کارکنان حقوق به شدت کم در قبال کار بسیار سنگین و زیاد شیفت چرخشی و عدم برنامه ریزی برای زندگی و کار احتمال شکستگی دست در زمان کار با پالت باربری و همزمان باید سفارشات اسنپ فود را هم جمع آوری کنید که در واقع هم برای افق کوروش کار میکنید هم برای اسنپ! وسط کار حتی نمیتونید آب بخورید تایم ناهار هم که کلا تعطیله ابتدای کار هم یه فیش حقوقی فیک نشون میدن آخر ماه میفهمی چه کلاه گشادی سرت رفته میگن اطراف خونه خودتون هستید بعد ثبت نام میگن جا نداریم میندازن ده کیلومتر دورتر زمان استخدام میگن پشت سیستم هستید اونجا که میرید میشید باربر
متاسفانه در طی این مدت، شرکت بادبادک بهصورت مداوم ناتوان در پرداخت حقوق به موقع بود. این موضوع باعث مشکلات مالی برای کارکنان و خانوادههایشان شده و باعث استرس و عدم اطمینان زیادی شده است. کمبود شفافیت در مورد مشکلات حقوقی بسیار ناپیشبینی و غیرحرفهای بود. علاوه بر این، فرهنگ شرکت بادبادک از نظر احترام به کارکنان به هیچ وجه قابل قبول نبود. کارکنان به طور مکرر بدون توجه و احترام به عنوان افرادی دیگر بهکار گرفته شدند و محیط کاری سمی به وجود آمد. کمبود احترام به بهبود حال کارکنان و کمبود احترام به همه افراد در شرکت باعث تجربهای نامطبوع شد. قولهای پرداخت حقوق به صورت مداوم نقض میشدند و هر ماه اطمینانات غلطی داده میشد که هرگز به عمل نمیآمدند. این کمبود شفافیت و صداقت باعث شکست اعتماد و معنویات در تیم شد. همچنین نگرانکننده است که شرکت بادبادک بهنظر میرسد دارد نظرات مثبت جعلی خود را در سایتهای تجربیات شغلی مینویسد. محیط کاری سالم باید به این نوع تاکتیکها وابسته نباشد. علاوه بر این، شرکت بادبادک عملکرد ناپروفشنالی دارد که با امضای قرارداد، نسخه کپی از آن به کارمندان ارائه نمیدهد. این مسئله به معنای نقض حقوق اساسی کارمندان است و نشاندهنده عدم شفافیت در روابط کاری میباشد. علاوه بر این، از طریق دوربینها و میکروفنها، شرکت به نظر میرسد همه کارکنان را جاسوسی میکند. این اقدام نه تنها حریم خصوصی کارکنان را نقض میکند، بلکه نگرانیهای جدی در مورد امنیت و احترام به افراد ایجاد میکند. همچنین، یک نکته دیگری که باید ذکر شود، افزایش غیرطبیعی تعداد افراد ورودی و خروجی در شرکت بادبادک است. این امر ممکن است نشاندهنده مشکلاتی در مدیریت منابع انسانی یا محیط کاری باشد که باعث استرس و عدم پایداری در تیم میشود. در نهایت، استفاده از مدیریت از قدرت برای خنثی کردن انتقاد و کنترل داستان به شدت نگرانکننده است. ارتباط باز و صادقانه باید تشویق شود تا محیطی از همکاری و رشد به وجود آید. امیدوارم که نقد من به دیگران کمک کند تا در مورد چه چیزی از شرکت بادبادک انتظار دارند. به کارکنان و کارمندانی که قصد پیوستن به این شرکت را دارند، توصیه میکنم که بهطور جدی پیشینه و گزینههای خود را مورد بررسی دقیق قرار دهند.
من 3 سال تو این شرکت کار کردم، تقریبا از سال دوم دانشجوییم تا فارغ التحصیلیم. تمام این مدت روزای کاریم شناور بود و با همکاری مسئول شیفت روزایی که کلاس داشتم سرکار نمیفرستم. بیمم منظم رد شد تو این سه سال. حقوقم یک روز هم دیر نشد، پاداش ماهانه و سالانه داشتیم و از همه مهم تر این اواخر سبد کالا که حداقل برای خانواده من خیلی جالب و تعجب آور بود. ولی از همه چیز مهم تر محیط سالمیه که داره به حدی که بعد از اونجا خیلی سخت میتونی تو محیطای کاری دیگه که یسری چیزا توش رعایت نمیشه کار کنی. تو این مدت خیلی ادمارو دیدم که اومدن و بعد یه مدت کوتاه استعفا دادن و رفتن. بلاخره هیوا یه مرکز تماسه و کار راحتی نیست روزی چند ساعت با ادمای مختلف با سطح فرهنگ مختلف در ارتباط باشی، قصد هم ندارم کسی رو قضاوت کنم اما کسی که بعد دو هفته استعفا داده و رفته مسلما تجربه خوبی رو نمیاد با شما به اشتراک بذاره چون هیوا هرچی که بوده برای اون جالب نبوده پس درنتیجه باید برای دیگران هم نباشه! امیدوارم اینجا تجربه دوستانی که حداقل 6 ماه تو این مرکز مشاوره کار کردن بیشتر منتشر بشه تا دوستان جویای کار بتونن با نظرات واقعی تری اشنا بشن.
سال ۱۴۰۲ مرداد اگهی سداد برای vtm رو توی سایت های کاریابی دیدم . یه آگهی خیلی کلی و کوتاه ؛ بعد از ارسال رزومه چند هفته بعد با من تماس گرفته شد و تاریخ و محل برگذاری مثلا آزمون اعلام کردن ( بگذریم که ادرس اشتباه داده بودن ) به محل آزمون رفتیم و شخص آزمون گیرنده گفت "فقط برای سه شهرستان دورافتاده کارمند میخواهیم" ما هم که تازه فهمیده بودیم فقط با تعجب به هم نگاه میکردیم وارد سایت اموزش قسمت آزمون شدیم و ۵۰ سوال به شدت بی ربط و بی معنی از ما به عنوان تست گرفته شد ما که به عنوان کارشناس ای تی و شبکه برای ازمون خودمونو اماده کرده بودیم یه مشت سوال مسخره و توهین آمیز به ما داده شد از جمله سوال های تست میشه گفت گلوله ای با وزن دو سوم و گلوله دیگری با وزن سه چهارم اولی وجود دارد وزن این دو چقدر است گزینه های جواب خالی بودن و ما شانسی یه چیزی انتخاب کردیم سوال ها بسیار چیپ و مسخره و خارج از موضوع بودن مثلا چاپگر لیزری خوب است یا خیر خروجی ups چقدر است غلط املایی در سوال ها سوال های به شدت بی ربط به حوضه ای تی شخص طراح سوال در مورد ای تی هیچ علمی نداشت و ..... واقعا برای چنین سازمانی متاسفم این روش آزمون توهین به شعور مردم بود از بین ۱۲ نفری که بودیم همه رد شدیم و کسی نتوانست نصف سوال هارا پاسخ دهد شرکتی که مراحل ورودش این باشه کیفیت کارش هم مشخصه! بی سوادی و پارتی سالاری در کل سازمان به عیان مشاهده میشد اگه اختیارش رو داشتم چند میلیارد جریمه شون میکردم.
سال ۱۴۰۲ مرداد اگهی سداد برای vtm رو توی سایت های کاریابی دیدم . یه آگهی خیلی کلی و کوتاه ؛ بعد از ارسال رزومه چند هفته بعد با من تماس گرفته شد و تاریخ و محل برگذاری مثلا آزمون اعلام کردن ( بگذریم که ادرس اشتباه داده بودن ) به محل آزمون رفتیم و شخص آزمون گیرنده گفت "فقط برای سه شهرستان دورافتاده کارمند میخواهیم" ما هم که تازه فهمیده بودیم فقط با تعجب به هم نگاه میکردیم وارد سایت اموزش قسمت آزمون شدیم و ۵۰ سوال به شدت بی ربط و بی معنی از ما به عنوان تست گرفته شد ما که به عنوان کارشناس ای تی و شبکه برای ازمون خودمونو اماده کرده بودیم یه مشت سوال مسخره و توهین آمیز به ما داده شد از جمله سوال های تست میشه گفت گلوله ای با وزن دو سوم و گلوله دیگری با وزن سه چهارم اولی وجود دارد وزن این دو چقدر است گزینه های جواب خالی بودن و ما شانسی یه چیزی انتخاب کردیم سوال ها بسیار چیپ و مسخره و خارج از موضوع بودن مثلا چاپگر لیزری خوب است یا خیر خروجی ups چقدر است غلط املایی در سوال ها سوال های به شدت بی ربط به حوضه ای تی شخص طراح سوال در مورد ای تی هیچ علمی نداشت و ..... واقعا برای چنین سازمانی متاسفم این روش آزمون توهین به شعور مردم بود از بین ۱۲ نفری که بودیم همه رد شدیم و کسی نتوانست نصف سوال هارا پاسخ دهد شرکتی که مراحل ورودش این باشه کیفیت کارش هم مشخصه! بی سوادی و پارتی سالاری در کل سازمان به عیان مشاهده میشد اگه اختیارش رو داشتم چند میلیارد جریمه شون میکردم.
در حوزه فروش برای فردی که تازه می خواد کار رو شروع کنه و هدفش کسب تجربه ابتدایی هست خوبه اما برای کسی که قصد پیشرفت داره مناسب نیست چون پیشرفت تو واحد پشتیبانی و فروش برای همه نیست حتی بهترین ها و باید با مدیر ارشد فروش سازمان ارتباط داشته باشی برای همین خیلی از بچه ها از سازمان رفتن
من حدود ۸ ماه بطور پروژه ای با این شرکت کار کردم. حقوق شون بسیار بسیار پایین بود و همونم دیر میدادن اخرشم ۱۱ تومن از حقوق منو ندادن! جای خیلی خشک و بی روحیه. هیچ وقت استراحتی برای کارکنان در نظر گرفته نشده. فضای شرکت هم یه سالنه که همه همونجان. مدیر میاد وسط سالن میشینه و مثه ناظم نظارت میکنه! حتی موقع غذا خوردن همه پشت کامپیوتر سریع غذاشونو میخورن و برمیگردن به کار! مدیر هاشون اکثرا بد اخلاق و عصبی و دارای توهم خود بزرگ بینی شدید هستند و حتی توی مواردی که اصلا دانشی ازش ندارن دخالت میکنن. جوی وجود نداره که توش ادمای حرفه ای باشن و بتونی ازشون چیزی یاد بگیری یا کمک بگیری. کلا این شرکت رو به هیشکی پیشنهاد نمیکنم.
من تجربهای از شرکتی دارم که بهنوعی شبیه شیادیهای پانزی عمل میکرد. سرمایهگذار اول روشی میگذاشتند که از طریق قرارداد دو ساله پولی واریز میکردم، اما بهجای اینکه کار ملموسی انجام بدهند، دنبال سرمایهگذار جدید میگشتند و این روند ادامه داشت تا اینکه صدای سرمایهگذار اولیه بلند میشد. در نتیجه پولش را برمیگرداندند و با روشی قرارداد را بهشکل طوری میبستند که جریمهاش بسیار مقرون به صرفه بود. به این ترتیب، بعد از یکی دو سال باز هم همواره پولی وجود داشت که در واقع پول سرمایهگذار جدید بود تا به طور ظاهری پول قبلیها را بدهند و این چرخه ادامه مییافت. متأسفانه شرکتها بهطور معمول با وعدههای بزرگ و بیپایه دنبال جذب سرمایه هستند؛ از جمله اداعای کار روی پروژهای عظیم، یا دریافت فاند چندین میلیون دلاری از کشورهایی مشخص، یا وعده تأثیرگذاری گسترده در جهان.
به تجربهی کارم قبل از هر چیز میخواهم بگویم که دوبار به این شرکت ورود کردم و هر بار تجربهای خوب داشتم. در تجربهی دوم، متوجه تغییرات مثبتی شدم که در شرکت رخ داده بود و اکنون ساختار منظمی پیدا کرده است. همه چیز سر جای خودش است و واحدها با وجود تفکیک وظایف، با هم به خوبی همکاری میکنند. دیسیپلین بالای سازمان مشخص است و ساختار بهخوبی منظم است. به نیروها اهمیت زیادی میدهند و آنها را به طور کامل آموزش میکنند، و به همین دلیل محیط کار برایم خیلی جذاب است.
سلام من دو دوره در این شرکت کار کردم. یک دوره به عنوان کارآموز و یک دوره سه ماهه هم با یک قرارداد مستقل به عنوان مسئول بازرگانی عمده تعاملات من با شخص مدیر عامل، آقای سعید فرمان بود. ایشون در رفتار شخصیت محترمی بودن اما نکاتی ککه دوستان در خصوص پرداخت دستمزد و حقوق میگن رو بنده هم تایید میکنم. قرارداد من سال 96 ، سه میلیون تومن بود که شاید جمعا کمتر از 700هزار تومنش رو بهم دادن. بهونه شون این بود که پول نداریم. البته آقای فرمان کمک زیادی برای انجام پروژه دانشگاه من کردن ولی به هر حال قرارداد ما چیز جدایی بود. بنده صرفا به دلیل کمک هایی که برای پایان نامه ام کردم نرفتم شکایت کنم و باقی پول قراردادم رو بگیرم، و الا در سخت ترین روزهای زندگی واقعا به اون پول احتیاج داشتم. بیمه هم که اصلا نکردن دوستان گفته بودن که آقای فرمان فرد مذهبی ای بود. نمیدونم منظورشون از مذهبی چیه اما ایشون به نظرم بیشتر ظاهر مذهبی داشت. هم آشنایی بعدی بنده با خانواده شون و هم نوع رفتار نادرستشون با کارمندان و عدم پرداخت حقوق اونها نظر من رو در این خصوص عوض کرد. من هم پیشنهاد نمیکنم هیچ وقت با این شرکت و خانواده فرمان همکاری کنید.
در این شرکت هیچ مدیریتی وجود ندارد و کارها به شکل غیرمنظبط پیش میرود. رفت و آمدهای اداری زیاد است و با وجود بیمه و قوانین، به کار ازمایشی خیلیها آنها را به کار میگیرند. دستمزدی بهموقع پرداخت نمیشود و به بهانههای مختلف حقوق و مزایای کارگران کم میشود. مرخصیها به سختی یا به هیچوجه داده نمیشود و رعایت قوانین اداره کار در سطح پایینی است. نحوه تصمیمگیریها عمدتا سلیقهای است و جو شرکت به شدت بدون نظم و قاطعیت است. از نظر محیط کاری، فشارها بالا است و مشکلات داخلی بین افراد وجود دارد که برخی از آنها به سمت حاشیهها و اختلافات شخصی میرود.
برای این شرکت هیچ تضمینی وجود ندارد و من تجربهای ناامیدکننده از کار با آنها دارم. فضای کاری به شدت بی نظم است و مدیریت جدی وجود ندارد؛ کارافزارها و فرایندها به صورت پژوهشی و اصلاحناپذیر اجرا میشود و انعکاس شفافی از سیاستها وجود ندارد. تعدادی تعویضهای اداری بیثمر و بر خلاف مقررات اداره کار دیده میشود که حقوقها به موقع پرداخت نمیشود و از طریق کمکردنهای بیدلیل بابت مرخصی یا دیگر موارد، کماکان کلاهبرداری یا شبهههای قانونی مطرح میشود. به نظر میرسد قوانین داخلی به صورت سلیقهای اعمال میشود و رویکردی ثابت و منظم در شرکت وجود ندارد. جو حاکم به شدت شخصی است و در تصمیمگیریها گروههای خاص نفوذ دارند و با دیگران تعامل کشته میشود. وضع شرکت در حالت فرسوده و با مشکلات مدیریتی است که به تیم و کارشکنانش لطمه میزند.
کاریزما سبک بردگیست...... کاریزما سبک ******...... کاریزما سبک ******...... .................................. ..................................
با سلام بنده به مدت یک سال چند ماه بعنوان فرانت کار در این شرکت مشغول بودم این شرکت به شدت حقوق های پایین همراه بافشار کاری زیاد یعنی روزی دوبار جلسه درطول روز تسک های زیاد. بهت قول میدن حقوقتا زیاد کن ولی خبری نیست مدیر فنی مای هلو به شدت از جواب دادن و راهنمایی افراد شونه خالی میکنه و دانش کافی نداره شرکت جو دوستانه ای داره ولی خبری از پاداش و حقوق سطح بالای دولوپر نیست میان کاراموز میگیرن با حقوق کمتر از وزارت کار ولی تسک های سینیور بهت میدن و خبری از کمک وراهنمایی نیست در کل مناسب کسی که دنبال حقوق مناسب نیست جوری که جای دیگه با فشار کاری کمتر حقوق بیشتری میگیری
به نظر میرسد کارهای سئو در این شرکت به صورت ماهانه بسته میشود و احتمال دارد در نهایت گزارش کار نشان دهد پروژه کنسل شده است. فضای کار تا حد زیادی نامنظم است و نحوهی ارائهی کارها حرفهای به نظر نمیرسد. همچنین وجود نظارت دقیق با استفاده از دوربین برای بررسی صدای کارکنان به عنوان یک تجربهی کاری مطرح شده است.
در یه جلسه مصاحبه با تیم آدوراطب شرکت کردم. ابتدا فرمри مصاحبه رو پر کردم و چند لحظه منتظر شدم تا من را به سمت بخش بالاتر راهنمایی کنند. دو نفر خبرنکار نسبتا جوان نشسته بودند و با احترام برخورد کردند و رفتاری آرام داشتند. فضای جلسه هیچوقت استرسزا نبود و آنها بهطور تخصصی صحبت میکردند. آنها تسلط کافی داشتند و به نظر میرسید تجربه و شناخت بالایی برای کار دارند. در نهایت نتیجه را به عنوان تجربهای جذاب از مصاحبه در نظر گرفتم.
محیط برنامه نویسی بشدت قدیمی و بدون ساختار. حاشیه در این شرکت بشدت زیاده. و از نظر محیط کاری اصلا محیط مناسبی نیس. هنگام استخدام یه تعهد 3 ساله ازت میگیرن که اگه به هر دلیلی بخوای از شرکت بری با همون تعهد 3 ساله تهدیدت میکنن چون هنگام استخدام یه سفته خیلی سنگین ازت میگیرن...
برای من بادبادک یکی از تجربه های خوب کاری ایه که داشتم. اولین نکته ای که به نظر من میرسه جمع بی نظیر و دوستانه ایه که تو شرکت حاکمه. مورد دوم اینه که تو این شرکت قشنگ میتونی پیشرفت کنی و تو این مسیر میتونی رو همراهی همه اعضای شرکت حساب کنی. مهم نیست تیم تو باشن یا نه. انگار همه آمادن که کمکت کنن به اهدافت برسی. مورد بعدی اینه که همه شرکت ها پایین بالا دارن. تو بادبادک هم هر از گاهی با این چالش ها مواجه میشی اما تیم مدیریت نمیذاره این چالش ها همیشگی باشه و اگه صبور باشی دوباره اوضاع رو به ثبات برمیگردونه و حتی سعی در جبران اتفاقاتی که داره که تازه خیلی موقع ها از پایین بالاهای جامعه نشات گرفته و این به نظر من خیلی ارزش داره.
در این شرکت احساس میکردم با حجم کاری زیاد روبهرو هستم و اضافه کردن نیرو جدید به فائق آمدن بر فشارها کمک میکرد. شیفتبندی بهشدت نامتعادل بود و چالشهای زندگی را تحتتأثیر قرار میداد. حقوق نسبتا پایین بود و انتظارها هم بالاتر از حد معمول بود. پرداخت حقوق گاه به گاه نبود یا بهصورت نامنظم انجام میشد. در یک جمله اگر تجربهای ندارید، بیایید اینجا کمی رزومه جمع کنید و سپس به مسیر دیگری بروید؛ زیرا فرصتهای رشدی مشخصی در اینجا وجود ندارد.