من حدود یک سال در این شرکت کار کردم و به دلیل رفتار سازمانی زشت، همکاران شرور و زیرآب زن، مدیران و کارکنان بیادب و بیتربیت و شل مغز، عدم امنیت شغلی (قراردادهای سه ماهه) و رفتار سازمانی زیر دیپلم، مافیا بازی و رفتار ناشایست یک عده از مدیران و اقوام و فامیل مدیرعامل و فشار و توقعات نابجا و مدیریت سنتی، عدم وجود وظایف مشخص و شفافیت شغلی، با وجود حقوق و مزایای خوب، ناچار به استعفا شدم. به دلایل ذکر شده به کسی توصیه نمیکنم در این شرکت کار کند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
واقعا بد بود میگفتن که حداقل باید ۲۰دقیقه با آدم ها حرف بزنی که بهت حقوق بدن و خب بنده خدا ها زنگ میزدن که مشاوره بگیرن ما باید معطلشون میکردیم تا حقوق بگیریم وقت ناهار صبحونه که هیچی نداشت و تنها نکته مثبتش این بود که کلاس میذاشت همین
تجربه همکاری با ایلیا استیل برای من با چیزی که در زمان مصاحبه تصور میکردم کاملاً متفاوت بود. متأسفانه رفتار مدیر منابع انسانی که مصاحبه کننده اولیه شرکت است با برخوردهای بعد همکاری فاصله زیادی داشت و فضای ایجادشده در دفتر مرکزی باعث نارضایتی و فشار زیادی برای کارکنان شده بود. در این شرکت دغدغه و رضایت کارکنان چندان مورد توجه نبود. برخوردهای سلیقهای و فامیل محور، آشنا محور یا پارتی محور و رفتار نامناسب با پرسنل باعث شده بود تعدادی از نیروهای خوب مجموعه ترجیح بدهند همکاری خود را ادامه ندهند. یکی از تلخترین بخشهای تجربه ام این بود که مدیر منابع انسانی بهجای ایجاد آرامش و امنیت شغلی، خودش به یکی از عوامل اصلی نارضایتی کارکنان تبدیل شده بود و در تسویه و دادن سفته ها کاملا مرا اذیت کرد.
به هیچ عنوان در این شرکت کار نکنید صاحب شرکت بسیار بی ادب محیط کار بسیار سمی دائما دعوا و درگیری داره ۶۰ تا۷۰ روز یکبار حقوق میدن پر از اتباع افغانستانی غیر مجاز مشغول کار هستن محصولات مرجوعی و فاسد رو با محصولات جدید مخلوط میکنن تاریخ جدید میزنن دوباره میفروشن بنده هنوز موفق در دریافت حق و حقوق خود از این شرکت نشدم و شکایت کردم و شرکت محکوم شده در اداره کار و در مرحله اجرا احکام قرار داره منتظر اعلام تاریخ دادگاه هستم
سمی ترین شرکتی که دیدم ایتجا بود . محیط بسیار غیرحرفه ای است. همه مردان به خودشون اجازه میدن با خانمها وارد روابط غیرکاری بشن. خانمها برای اینکه بمونن یا پیشرفت کنن باید از شرایط زن بودنشون استفاده کنن. اگر مثل خودشون نباشی و باهاشون صمیمیت ایجاد نکنی کم کم حذفت میکنن. محیط بسیار کثیفه، فرهنگ چاپلوسی موج میزنه. افراد جدید رو مورد تمسخر و افترا قرار میدن. از روز اول باهات جنگ روانی راه میندازن تا در نهایت سلامت جسم و روانتو از دست بدی. وارد جایی میشی که مدام با افراد سطح پایین باید دهن به دهن بشی.اصلا توصیه نمیکنم به هیچ وجه. تنها مزیتش حقوقشه که اونم انگار نون توی خون خودت میزنی و میخوری.
در این حد که بعد چند ماه کار کردن کلی دنبال سفته ای که به اسم شخص هم خودشون بهم دادن امضا کردم و ازم گرفتن دوییدم که ازشون بگیرم هیچ حقوقی هم بهم ندادن چند ماه بیخودی تو دوره آزمایشی نگهم داشتن در حالی که میدونستن توانایی ام و سطح دانشم بیش از پوزیشن کاریشون هست بیمه هم رد نشد یعنی دزدی کامل. وقت کنم شکایت هم میکنم ازشون بابت اون چند ماه
تجربه من از همکاری با دیباج صنعت بیشتر از اینکه به حجم کار مربوط باشه، به فضای کاری و نوع برخورد مدیریت برمیگشت. چیزی که برای من سخت بود، فضای پرتنش، بیاعتمادی و حاشیههایی بود که به مرور روی انگیزه و عملکردم تأثیر گذاشت. یکی از چیزهایی که خیلی به چشم میاومد، این بود که اتفاقات داخل مجموعه خیلی سریع به مدیریت منتقل میشد. این حس وجود داشت که بعضی افراد دائماً در حال گزارش دادن اتفاقات و صحبتهای داخل واحد به مدیران هستن و مدیریت هم خیلی سریع بر اساس همین گزارشها واکنش نشون میداد و افراد رو مورد بازخواست قرار میداد. در چنین فضایی آدم دائماً حواسش هست که چه چیزی میگه یا چه کاری انجام میده، چون ممکنه کوچکترین موضوع هم به مدیریت منتقل بشه. طبیعتاً این شرایط باعث ایجاد اعتماد و آرامش نمیشه. از طرف دیگه، چیزی که برای من واقعاً آزاردهنده بود، نحوه برخورد با اشتباهات بود. اگر کوچکترین خطا یا اشتباهی مشخص میشد، واکنش مدیریت گاهی با رفتار تند و حتی توهین همراه بود. این نوع برخورد نهتنها کمکی به اصلاح اشتباه نمیکرد، بلکه باعث میشد استرس بیشتری داشته باشم و در نتیجه تمرکز و عملکردم هم بدتر بشه. به نظرم وقتی کارمند از ترس واکنش مدیر کار میکنه، احتمال اشتباه بیشتر میشه، نه کمتر. در کنار این موارد، احساس میکردم هرچقدر هم تلاش بشه، باز هم ایراد و انتقادی برای عملکرد کارکنان وجود داره و به ندرت این حس ایجاد میشد که عملکرد فرد واقعاً مورد رضایت مدیریت قرار گرفته. موضوع دیگری که تجربه ناخوشایندی برای من بود، نحوه پایان همکاری بود. در شرایط جنگی و اقتصادی سخت کشور، عدم تمدید قرارداد آخر سال، باعث شد از نظر مالی و شغلی در مضیقه قرار بگیرم. به نظرم در چنین شرایطی، نحوه و زمانبندی تصمیمگیری درباره ادامه همکاری میتونه تأثیر خیلی زیادی روی زندگی فرد داشته باشه. در کل من فضای کاری شرکت دیباج صنعت رو از لحاظ مدیریتی اصلا حرفهای ارزیابی نمیکنم و اگر براتون مهم هست توی محیط سالم رشد کنید، کار توی این شرکت رو پیشنهاد نمیدم.
شرکتی هست که بدرد آقازاده هایی که رابطه دارن میخوره. واحد حراست برای کارکنان پرونده درست میکنه و تهمت ناروا و شایعه برای کارکنان ایجاد میکنه، وقتی از این شرکت فرار کنی هم ماجرا تموم نمیشه و شرکت و حراست بک چکت رو تخریب میکنن تا مبادا با خیال راحت رفته باشی. هیچ حرمتی برای آبروی آدما قائل نیستن و به دروغ پشت سر کارکنان تهمت میزنن. وقتی کسی از شرکت میره تا یکسال پولش رو نمیدن. در طول کار هم پاداشی که از روز اول قولش را داده بودن رو ندادن. جو سازمان سمی هست و تا زمانی که اونجا هستین احساس سنگینی، اضطراب و پریشانی همراهتونه. اگه خودتون با هیئت مدیره این شرکت یا رده بالاهای وزارت اطلاعات نسبت خویشاوندی ندارین واردش نشین بهتره. اگه خانم هستین که اصلا توصیه نمیکنم.
من اولین شرکتی که بعد از تحصیلم کار کردم دیمه بود که شامل یه تیم دلسوز و حرفه ای بود که برای کاری که میکردن ارزش قائل بودن. هم مدیر اصلی و هم باقی اعضا، آدمای حرفه ای، تحصیل کرده، و با فرهنگی بودن. البته یه مشاور کسب و کار داشتن که آدم خیلی جالبی نبود ولی اعضای اصلی بسیار آدم های دلسوز و به فکری بودن. تنها مشکلی که من اونجا داشتم، نبود هیچ گونه اضافه کاری با وجود ساعات کار بیش از اندازه، و دیرکرد های زیاد در پرداخت حقوق بود که متوجه شدم که عامدانه نبوده و متاسفانه به دلیل جنگ و اتفاقاتی که سال 1404 افتاد، یک شرکت نوپا به مشکل مالی خورده بود. و درکل ممنونم ازشون که فرصت رشد خوبی رو در اختیار من گذاشتن.
گالریا جهنمیه که از بیرون یه جای شیک و بی نقص به نظر میاد، اما از درون هم واحدهای تجاریش مینالن و هم کارمندای اداریش دارن از بین میرن. و اگر گالریا جهنم باشه، عمیق ترین طبقه ش روابط عمومی و مارکتینگشه. جایی که اینقدر بی ثباته که تا الان 10 تا مدیر عوض کرده. عمر مفید مدیران روابط عمومی گالریا به یکسال نمیرسه. تنها نکته ی مثبت اینجا، پرداخت به موقع و دقیق حقوقتونه، همونی که بسته و ثبت شده. در باقی موارد، هر آن چیزی که از یه محیط کار سمی میشناسید، اینجا در انتظارتونه. 1-مهم ترینش دوربینه، که بیشتر از این که مراقب اموال مشتریای مرکز خرید باشه، مراقب تمام حرکات کارمندای اداریه. یعنی مثلا اگر در حین کار تو طبقات مرکز خرید دستشویی تون بگیره، و برید دستشویی مشتریان جریمه میشید، اگر در حین کار برای چند دقیقه متوالی به مانیتور نگاه کنید، حتی دارید فکر میکنید به طراحی تون، جریمه میشید اگر حتی به عنوان نیروی محتوا که کارش ممکنه با تلفن باشه، چند دقیقه با تلفن کار کنید، جریمه میشید اگر از آسانسورهای اصلی استفاده کنید، جریمیه میشید، باید از آسانسور های پرت مجموعه استفاده کنید و اصولا هر کاری بکنید که خوشایند مدیر نباشه، جریمه میشید 2- کلا دست به جریمه مجموعه خوبه، دنبال اینن که همون حقوق دقیقی که میدن بهتون رو یه جوری کم کنن. مثال دیگه ش غذاست. اگر شما غذا رزرو کرده باشی، و به هردلیلی یکدفعه نتونی بیای، همون روز نمیتونی کنسل کنی، و بعدم اگر همون غذای مونده ت رو نخوری، جریمه میشی. غذا رو ببری با خودت هم جریمه میشی. کلا کاریش نمیتونی بکنی. و در مورد کیفیت غذای پرسنل هم بگم که بارها از داخلش سوسک در اوردیم، و به خود آقایون گزارش دادیم، ولی اهمیتی نداشته براشون. و چون مجموعه ای که غذا درست میکنه، یه کارگاهه که زیر نظر خود آقایونه، مجوز بهداشت هم نداره که بخواید به طور قانونی پیگیری کنید. فقط میگن اگر نمیخواید، سفارش ندید. 4- اگر خط ایرانسل دارید، کار کردنتون اینجا با غار فرقی نمیکنه. آنتن خط نخواهید داشت، اینترنت داخل واحد اداری قطعی داره و IT اهمیتی نمیده (در واقع همیشه بهانه این خواهد بود که نمیخرن، پول نمیدن)، و تلفن خود مجموعه هم شنود میشه. 6- و اما واحد روابط عمومی چجور جایی عه؛ جایی که یه نیروی راننده وله رو میارن میذارن فیلمبردار و تدوینگر، و تو با کلی درس و مدرک و تجربه، میدونی طرف هیچی بارش نیست، ولی چون سابقه ش توی مجموعه زیاد بوده، بهت زور هم میگه، تو کارت دخالت هم میکنه، پشت سرت حرف هم میزنه و تو چیزی نمیتونی بگی. و حتی اگر درخواست کنی که سیستمت ضعیفه برای کارای سنگین گرافیکی، سیستم رو ارتقا بدن، یکدفعه میبینی سیستم رو ارتقا دادن، ولی نه برا تو، میدنش به اون که قدرت پاچه خواری و زیرآب زنیش بیشتره. 7- روابط عمومی جایی عه که ممکنه برای ایونت های متوالی از صبح تا 9 یا 10 شب سرکار باشی، تعادل زندگیت بهم بخوره، و وقتی برای روزای دیگه ت بخوای به زندگیت برسی و اضافه کار نمونی، توسط مدیر تهدید به اخراج شی 8- محتوای روابط عمومی جایی عه که حتی در حین جنگ، حتی بعد از اینکه مدیر هم تاب نیاورده و رفته و تو مدیر نداری، بیای و صدت رو بذاری و جای چهار نفر دیگه که همین سیاست های غلط باعث رفتنشون شده، کار کنی، که کار مجموعه زمین نمونه، حتی جای اون نیرو که چیزی بارش نیست هم کار کنی و چیزی از نابلدیش نگی که نونش رو آجر نکنی، ولی آخر سر همون آدم بره پیش مدیر جدید ازت بد بگه، و مدیر نابلد جدید به جای اینکه بیاد با خودت صحبت کنه، بره پیش مدیرعامل حرف تو رو بزنه، و نهایتا مدیرعامل که مستقیما مدتی بالاسرت بوده و دیده جای چند نفر کار کردی، به خاطر طرفداری از مدیر جدید بهت بگه که اگر کار نمیکنی، بهت حقوق ندیم. 9- روابط عمومی جایی عه که ممکنه از دستاوردت با آمار و نمودار پیش مدیر صحبت کنی، و نه تنها فقط یه خسته نباشید خالی دریافت نکنی، بلکه کاری که تو در نبود مسئول اصلیش، حتی بهتر از خودش انجام دادی رو کوچیک بشمرن و بگن چیز خاصی هم نبوده. 10- گالریا جایی عه که فقط مدیرانش ارزشمندن برا خودشون. ولی کارمندای اداریش، میخوای لیسانس باش، فوق لیسانس باش یا دکتری باش، هیچ ارزشی ندارن. ممکنه مدیرت از مجسمه ای که همکارت یادگاری داده بهت خوشش بیاد و بدون اطلاعت برداره. بخوای اعتراض کنی، بگن کسی پشتت نیس و خودت رو ضایع میکنی. بخوای اعتراض کنی، بگن کسی پشتت نیس. و اگر فکر میکنی که مگر این چیزها ممکنه، کافیه یکی از افرادی که قبلا اینجا کار میکردن رو پیدا کنی و بپرسی که اینا واقعیه یا نه. و مطمئن باش که اگر این متن رو خوندی و بازم رفتی گالریا کار کنی، بعد چند ماه میای اینجا و دوباره متن رو میخونی و با خودت میگی راست میگفت، کاش از همون اول نمیومدم.
به شدت به شدت افتضاح هم از نظر بعد کاری و هم از نظر اخلاقی. مدیریت ها بسیار بی ادب با نگاه از بالا و تنها سوگلی های شرکت که روابط خاصی باهاشون دارن در حال تعریف و تمجیدن. فقط ظاهر جذاب و حرف های قلمبه سلمبه دارن. به شدت حفظ ظاهر میکنند اصلا گول مکان و فضای شرکت رو نخورید و به وعده وعیدهایی که در جلسه مصاحبه میدن اعتماد نکنید. همش دروغ محضه اینو وقتی میفهمید که یه بخشی از عمرتون در این شرکت تلف شده. موقع خروج از شرکت هم اینقدر اذیتتون میکنن تا حق و حقوقتون رو ندن که منصرف بشید در صورتی که شرکت پول داره اما فقط برای خودشون نه کارمند. آخرم میگن ما به شما فرصت دادیم شما که کاری برای ما نکردید. منت همه چی هم سرتون میذارن مثل حقوق و بیمه در صورتی که وظیفشونه. مرتب هم آگهی استخدام جذاب در پیج های کاری و شبکه های اجتماعی میذارن تا کارجو بدبخت گول بخوره. هیچ آپشن خاصی ندارن براتون تمام اون چیزایی که در قالب کارت سفر و بیمه تکمیلی و سفرهای چه و چه میزنن فقط در باغ سبزه که فکر کنید عجب شرکت خفنیه ولی تاوان همشو میگیرن ازتون. قرارداد هم به نفع خودشون تنظیم میکنن که دستتون رو ببندن. هیچ نوع چک یا سفته دستشون ندید. از سر احتیاج به هر کاری تن ندید که هم خودتون رو نابود میکنید هم بازار کار برای افراد خراب میشه. به امید روزی که بساط چنین شرکتهایی برچیده بشه.
طی تجربه کوتاهی که با تیم منابع انسانی این سازمان داشتم، رفتارهای بسیار نامحترمانه و زشت ازشون دیدم، مدیرشون آقای سهمر میگفت ما اینجا خیلی باهم راحتیم و به همدیگه فحش ک دار (مشخصا فحش های جنسی) میدیم، یا حتی میگفت به قول داداشم که خارج از ایرانه فحش های اِفدار به هم زیاد میگیم. کارکنان واحد میرفتن ماساژش میدادن و توقع داشت کسی که اونجا کار میکنه ماساژش بده، برگشت گفت اینجا اومدی کار کنی باید منو هم ماساژ بدی! انتظار داشت هر لحظه آنکال اوامرشون باشی، حتی ساعت ۱۰ شب! نگاه به این تظاهراشون که خودشونو آدم خوبه نشون میدن نکنید، بددهنترین آدم هایی که تو اچ آر دیدم همینا بودن. حتی به حلال و حرام مال هم توجهی ندارن، نیرو رو بیرون میکنن و حق و حقوقش رو نمیدن. مال دنیا ارزش هم سفره شدن با این جماعت رو نداره.
من هنوز در پینگو تریپ مشغول به کارم و چیزی که میگم بر اساس تجربهایه که همین الان در محیط کار دارم. واقعیت اینه که از نظر من یکی از مشکلات جدی مجموعه، فضای مدیریتی و فرهنگ سازمانیه. چیزی که در این مدت احساس کردم اینه که گاهی توجه، فرصت و حمایتها بیشتر بر اساس انتخاب و سلیقه شخصی مدیر انجام میشه تا صرفاً عملکرد و توانایی افراد. طبیعتاً وقتی چنین حسی بین نیروها شکل بگیره، انگیزه و اعتماد تیم کم میشه. موضوع دیگهای که برای من آزاردهنده است، نحوه برخورد با بعضی از نیروهاست. به جای اینکه اختلافات یا ضعفهای کاری در فضای حرفهای و با هدف حل مسئله مطرح بشه، گاهی برخوردها به شکلیه که باعث تخریب یا تضعیف فرد در مجموعه میشه. من واقعاً نمیدونم ریشه این رفتارها چیه، ولی اثرش روی فضای تیم کاملاً قابل مشاهده است. شاید از بیرون پینگو تریپ یک مجموعه خوب و موفق به نظر برسه، اما چیزی که من از داخل میبینم با تصویری که بیرون وجود داره همیشه یکسان نیست. به نظرم اگر مسائل مربوط به مدیریت، احترام به نیروها، شفافیت و فرهنگ سازمانی جدی گرفته نشه، در بلندمدت میتونه آسیب زیادی به مجموعه وارد کنه. من نمیخوام درباره آینده پینگو پیشبینی قطعی کنم، ولی با روندی که الان میبینم، اگر این مسائل اصلاح نشن، ادامه این مسیر میتونه برای مجموعه خیلی پرهزینه باشه. برای خود من هم این تجربه یک نکته مهم داشت: مدرک، عنوان مدیریتی یا جایگاه سازمانی بهتنهایی نشوندهنده مدیریت حرفهای نیست. مدیریت واقعی رو بیشتر میشه در نحوه برخورد با نیروها، احترام، ایجاد اعتماد و توانایی ساختن یک تیم سالم دید.
یکی از بدترین تجربه های کاری و آکادمیک بود که داشتم. دروغ گویی و فریب بخش اصلی مدیر مجموعه بود.
من از طریق یکی از دوستام معرفی شدم اول خوب مصاحبه رفتم گفتن وام میدن عالی بیمه بیمه تکمیلی اول حسین بامن حرف زد (البته پرتش کردن بیرون)بعد مصطفی مدیر تیم پشتیبانی حرف زد گفت وام میدیم عالی شرایط راضی کننده هستش. بعد دوباره حسین حرف زد(در ضمن بگم اونجا اقا یا خانم یا فامیلی حق نداری صدا کنی فقط اسم کوچیک باید باشه طبق قانون شرکت )خلاصه حسین شرایط رو گفت یدفعه گفت وام میدن چون میدونستم ری اکشن نشون ندادم برگشت گفت چرا خوشحال نشدی گفتم میدونم گفت باید خوشحال بشی منم بهت گفتم دقیقا فهمیدم که یه ادم عقده ای هستش بیخیال شدم بعد رفتیم شرکت شروع بکار بخاطر اولین روز کاری از من فیلم برداری کردن من باخنده گفتم خوشحال که اومدم تو همچنین شرکتی با این سابقه هفته بعدش منو صدا کردن گفتن چرا موقع صبحت کردن لبخند زدی چرا با حالت تمسخر گفتی روانشانس شرکت گفته داری مسخره کنی میکنی من موندم چی بگم بالاخره گفتم ببخشید اینجوری بگم حق نداشتم با کسی حرف بزنم جایی برم حتی سیگار بکشم دقیقا مثل پادگان بود بالاخدمتها راحت ماهاکه سه نفر بودیم مثل برده یا چس ماه باید مثل سگ کار مکیردیم حق نشستن استراحت بازی کردن نداشتیم واقعا مسخره بود خیلی از دور حال میکردن از نزدیک حال ادم بهم میخورد بدترین کارکردمن توی 30سال کردن بود چون من از ده سالگی کار کردم
به هیچ عنوان وارد تحقیق و توسعه نانوالوند به خصوص مستندات نشین. در یه کلمه میگم خود لجنزار!
یه شرکت که فقط منافع سهام دار مهمه براش نه پرسنل
محل خوبی برای کار و رشد و تعادل بین کار و زندگی و محیط بسیار صمیمی و دوستانه و مهربان
یکی از مهمترین مشکلاتی که در دوران همکاری خود با فارا با آن مواجه شدم، نبود معیار مشخص و عادلانه برای ارزیابی عملکرد افراد است. در عمل، به نظر میرسد شایستهسالاری آنطور که باید وجود ندارد و گاهی افرادی بیشتر دیده میشوند که توانایی بیشتری در معرفی و تعریف از عملکرد خود دارند، حتی اگر خروجی و عملکرد واقعی آنها متناسب با این میزان دیدهشدن نباشد. همچنین در دورهای که در باشگاه مشتریان فعالیت داشتم، شاهد رفتارهایی از سوی مدیر این بخش خانم آ.ت بودم که از نظر من با یک محیط کاری حرفهای و محترمانه فاصله زیادی داشت. در مواردی، افراد مورد تحقیر یا تمسخر قرار میگرفتند و از آنها خواسته میشد کارهایی خارج از وظایف شغلی خود، از جمله پیگیری برخی امور شخصی را انجام دهند. مسئله نگرانکنندهتر این بود که در صورت اعتراض یا مخالفت با چنین درخواستهایی، این نگرانی وجود داشت که گزارشهایی نادرست یا یکطرفه درباره عملکرد فرد به مدیر بالاتر منتقل شود؛ مدیری که به دلیل فاصله با جزئیات روزمره کار، ممکن است تصویر کاملی از اتفاقات و شرایط واقعی تیم نداشته باشد. به نظر من، یکی از مهمترین نیازهای مجموعه، ایجاد یک سیستم شفاف برای ارزیابی عملکرد، ایجاد فرصت برابر برای دیدهشدن افراد و مهمتر از همه، برخورد محترمانه و انسانی با کارکنان است. امیدوارم در آینده شرایط بهتر شود و محیطی ایجاد شود که در آن افراد بر اساس عملکرد واقعی، توانایی و نتیجه کارشان ارزیابی شوند و شأن و احترام آنها بهعنوان یک انسان و یک نیروی حرفهای حفظ شود.
یکی از سمی ترین محیط هایی که مشغول بودم که با کلاه برداری و دزدی برند لوگوی شرکتی دیگر تاسیس شده، مدیریت از سطح فرهنگی خیلی نازلی برخوردار هستند در حدی که شرکا سر همدیگه رو کلاه میذارن. فساد مالی و اخلاقی به طرز مضحکی سراسر شرکت رو فرا گرفته، محیط بسیار سمی، غیر حرفه ای و غیر اخلاقی. به هیچ عنوان در صنعت فناوری نام و سابقه درخشانی ندارند. فرایند و روال در هیچ جایی شرکت وجود ندارد و همه چی طبق حال و هوایی روانی و احساسی مدیر عامل انجام پیش می رود
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.