در این مجموعه، من به عنوان برنامهنویس اندروید تجربهای دوستانه و همراه با احترام را داشتم. فضای کاری چون خانوادهای واحد بود و در آن هیچکسی به دنبال حاشیهسازی یا زیرآبزنی نبود؛ همه با اشتیاق به حمایت از تیم میپرداختند. ارتباط میان اعضای تیمها به شکلی پایدار و مؤثر برقرار بود و این امر به شدت به هماهنگی کارها کمک میکرد. مدیریت فنی شرکت توانمند و مسلط بود و همواره در راستای رفع نیازها و مشکلات فنی تیم کمک میکرد. به دغدغهها و نکتههای من توجه میشد و تا حد امکان برای رفع آنها تلاش میکردند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تازگیها با تیم فرانتاند و بکاند ربانی همساز شدم و در این شرکت، برخلاف تجربههای قبلیم، رضایت خوبی دارم چون از فناوریهای بهروز و سطح بالا استفاده میشود و هر روز با چالشهای تازهای روبهرو میشوم که برای من جذاب است. همچنین فضای کار دوستانه و صمیمی بین همکاران حس خوبی به من میدهد.
من تا حالا شرکتهای مختلفی کار کردم و میتونم بگم غیرحرفه ای ترین شرکتی بود که تا حالا دیدم. اولا قرارداد تک نسخه ای و کاملا یک طرفه بستند و من فرض رو گذاشتم روی اعتماد که اشتباه کردم. موقع پرداخت حقوق کمتر از قرارداد بهم دادند و بعد از چند بار پیگیری بعد از بهانه تراشی های بی اساسشون، در نهایت مدیرعامل شرکت بهم فحش داد و بلاکم کرد. نحوه برخورد و دیالوگهاشون افتضاح و حتی جواب سلام هم نمیدادند. خلاصه هم حقم رو خوردند و هم بهم توهین کردند. تسویه حساب هم نکردند.
برای من که جاوا مینوشتم، توکاسافت تجربهای بود برای یادگیری اولیه خیلی خوب. مدیران شرکت با تجربه هستند و از نظر فنی کمک زیادی به من کردن و در کل فرصتهای زیادی برای پیشرفت وجود داشت. حقوق معمولا بهموقع واریز میشد و امکان استفاده از ساعات کار فلکسیبل تا حدی فراهم بود تا وقتی که اونجا بودم. پروژههای بزرگ هم انجام میشد که میتونست رزومهام رو خیلی تقویت کنه. اما محیط کاری اون دوره خیلی خستهکننده و افسرده بود و برخی رفتارهای مدیریتی هم آزاردهنده یا نامتعارف بهنظر میرسید.
سالها پیش، برای این شرکت پروژهای را انجام دادم. ابتدا به صورت تماموقت مشغول به کار شدم، اما دخالتهای بیمورد اعضای تیم باعث شد تا کار را به شکل دورکاری دنبال کنم. حدود یک ماه پس از تحویل پروژه، که قرار بود آزمایش شود، مدیر شرکت پیامی فرستاد و پرسید پروژه به کجا رسیده است و من با تعجب گفتم که یک ماه پیش تحویل داده شده بود. اکنون بیش از یک سال از آن اتفاق میگذرد و من همچنان بابت پروژه فیدی آفر از شرکت طلب دارم. هرچند تلاشهایی برای تسویه حساب انجام شد، اما مبلغی که شرکت پیشنهاد کرد فاصله زیادی با انصاف داشت و برای حدود یک یا دو ماه کار در قالب دورکاری، نصف حقوق یک ماه را پیشنهاد کردند که ارزش آن زمان را بهدرستی برنمیداشت. چند ماه بعد یکی از برنامهنویسهای شرکت با عنوان CTO از من سوالهایی درباره یادگیری تکنولوژی استفادهشده در پروژه میکرد، رفتاری که ازنظر حرفهای نبود و کاملا توهینآمیز بهنظر میرسید. به این دلیل من آن کار را با این شیوه مدیریتی پیشنهاد نمیکنم؛ زیرا نه تنها هیچ برنامهای برای ارتقای سطح علمی برنامهنویسان وجود ندارد، بلکه با حاشیهسازیهای مختلف جلوی پیشرفتها را هم میگیرند.
من تجربهای از شرکت وین ورد دارم که میخواهم به زبان ساده و با حال و هوای خودم بازنویسی کنم و نکات مفید را نگه دارم. مدت زمانی با این شرکت کار کردم و به نظر میرسد هدف اصلی این مجموعه، تاسیس شرکتی برای مدیریت امور بازرگانی درون هلدینگ نیلپر باشد و حوزه تخصصی آن در زمینه تولید صندلی اداری است. تاریخ تأسیس شرکت را حدود سال نود و یک میدانم و حالا نکاتی را که به ذهنم میرسد و فکر میکنم مفید باشند، مطرح میکنم. نقاط قوتی که به چشم میخورند اینها هستند: - دفتر شرکت در ساختمان نیلپر، واقع در شهرک غرب است. - حقوق کارمندان بهطور به موقع پرداخت میشود. - رویکرد سیستمی و رویهمحوری در کارها وجود دارد. نقاط ضعفی که تجربهام نشان میدهد عبارتند از: - تصمیمگیریها با صرف زمان طولانی در جلسات متعدد انجام میشود و این موضوع گاهی آزاردهنده است. - دوبارهکاری و اجرای مجدد کارها به فراوانی اتفاق میافتد. - مدیرعامل شرکت ایران نیست و اداره شرکت به وسیله یک مشاور انجام میشود. - مدیران دفتر معمولا جوانتر و کمتجربه هستند که این موضوع میتواند شرکت را برای افراد کمتجربهتر مناسبتر کند.
برای افرادی که تجربه کار کمی دارن یا دانش کوچیکی دارن، این شرکت تا حدی مناسب است اما محدودیت زمانی دارد چون اطلاعات تکراری باعث کاهش فرصت برای یادگیری میشود. انتظار از حقوق و مزایا و وجود قرارداد عدم استفاده از دانش در شرکتهای رقیب و مشتری، از نکات منفی شرکت به شمار میآید. در عین حال، دسترسی مدیر در هر وضعیت و رفتار حرفهای و اخلاقی او از جنبههای مثبت شرکت محسوب میشود.
من با شرکت توکاسافت از طریق برنامه یادگیری برای استخدام وارد شدم و دو سال مفید روそこで گذراندم. وقتی اولینبار وارد شدم، به شدت کم جاوا میدانستم و تا حدودی دیتابیس داشتم، اما لینوکس را نه. با این مدت کم، توانستم مجموعهای کامل از مهارتها را بیاموزم و پیشرفت کنم. مدیر توکاسافت برای من تنها یک مدیر نبود، بلکه دوستی بود که به راحتی با هم صحبت میکردیم و چون نگاهش به open source بود، هر چه که میدانست را به طور کامل در اختیار من میگذاشت. به نظر من توکاسافت به دلیل تمایل زیادش به جذب نیروهای جوان و تازهکار، شرکت مناسبی برای کسب تجربه و یادگیری در زمینههایی مثل جاوا، فریمورکها، لینوکس و دیتابیس است. بنابراین اگر واقعا به دنبال شروعی خوب با تجربهای مناسب هستی، شک نکن و توکاسافت را حتما در نظر بگیر. امیدوارم این بازنمایی بتواند برای انتخابت کمککننده باشد. موفق باشی
شرکت توکاسافت را برای کسی که تجربه کاری ندارد، گزینهای نسبتا خوب میدانم. زیرا مدیر شرکت از سطح دانشی بالایی برخوردار است و میشود خیلی چیزها از او یاد گرفت. همچنین ارتباط مستقیم و بدون پیچیدگی با مدیر شرکت یکی از نقاط مثبت آن محسوب میشود. با این حال، کمبودهای شرکت توکاسافت هم وجود دارد: حقوق کمتر از میانگین بازار کار، فضایی که احتمالا خستهکننده به نظر میرسد و وجود قراردادی که استفاده از مهارتهای کسبشده در توکاسافت را برای کار در شرکتهای مشتری یا رقیب ممنوع میکند.
به نظر من سینماتیکت محیطی بود که خیلی از استانداردهای حرفهای به چشم نمیآمد. با وجود اینکه حقوق به موقع میرسد، کار کردن توش به نظر من شبیه بازداشتگاه کارمندی است و فضا خیلی آزاد نیست. تیم برنامهنویسش به شدت از هم جدا شده و هر کس از دیگری خبری ندارد، حتی زمانی که افراد از شرکت بیرون رفتند، گاهی مدیر شرکت قبلی را هم مطلع میکردند تا به او ضربه بزند. در بخش مارکتینگ هم به نسبت نیازهای جلسهها عملکرد مطلوبی دیده نمیشود؛ هر جلسهای که تیم مارکت حضور دارد دقیقا به نفع گروه مقابل ختم میشود و این نشان از کمتجربگی و نبود هماهنگی دارد. اگر برای مصاحبه به این شرکت میروید و در اتاق جلسه متوجه دسته بیل که سطح روی آن روغن زدهاند شدید، نباید تعجب کنید و نترسید چون این.visual توضیحی است برای فضای کار که خیلیها با آن مواجه میشوند. ساختار کارمندی در سینماتیکت تا حدی به سبک شرکتهای دولتی است اما با آزادی عمل کمتر نسبت به آنها؛ به عنوان گرافیست ممکن است از شما بخواهند کار خیلی بینظم و با تعادلی نامناسب را انجام دهید و اگر هم خلاقیتتان را به تصویر نکشید، مدیر مارکت آن را آنطور که میخواهد میخواهد و دلبستگی به استفاده از فوتوشاپ بیشتری دارد. روند استخدام هم نشان میدهد افرادی که به ایدههای خلاقانه میدهند، احتمال درک مناسب از طرف مدیران را ندارند. مزیت اصلی اینجا پرداخت منظم حقوق است و غیر از آن اوضاع چندان مطلوب نیست، چرا که فضای کار بیشتر به شکل نوعی بردهداری به نظر میرسد. اگر به دنبال پیشنهاد کاری از این شرکت باشید، به شدت توصیه میکنم با احتیاط اقدام کنید و اگر جای بهتری برای کار پیدا میکنید فرصت را از دست ندهید. از همراهی سایت جاب گای سپاسگزارم و کاش قبل از ورود به کار، این پلتفرم را میدیدم.
در شرکت سایرو سافت تجربه کار به عنوان وب برنامهنویس را داشتم. استراتژی شرکت این بود که به جای یک نفر از چند نفر استفاده کند تا فشار زیادی روی یک نفر متمرکز نشود. رفتار مدیریتی در برخی مواقع حرفهای به نظر نمیرسید و از ما انتظار داشتند حتی در حوزههایی که تخصصی ندارند، با ساختار مطلوب آنها همراه شویم. مدیر عامل همه چیز را در اختیار داشت و تصمیمگیریهای زیاد بر پایه احساسات بود. سطح شناوری پروژهها نسبتا پایین بود و تاخیرها تا چهار برابر محاسبه میشد و جالب اینکه در قرارداد هم به این موضوع اشاره نمیشد. تسویه نهایی هم تقریبا پنج تا شش ماه پس از خروج انجام میشد.
من تجربهام را در خانه معماران کاکتوس بهعنوان مدیر پروژه روایت میکنم. در این نقش، مسئولیت سیستم مدیریت همراه با تیم را بر عهده داشتم و فرآیند آموزش کامل و صبورانهای برای همه اعضا اجرا میکردم. معمولا پرداختها بالاتر از توافقهای اولیه بود و به موقع یا با تاخیر كم، اما اغلب بیش از مبلغ تعیینشده واریز میشد. برای من اصلیترین مسأله، دریافت حقوق در ابتدای هر ماه بود و این نکته را هم اشاره میکنم که عیدی نیز همزمان با حقوق بهمن پرداخت میشد. دعای خیر و رضایت پرسنل همواره بهعنوان انرژی مثبتی که همراه تیم بود، در ذهنم باقی میماند.
من توی واحد مانیتورینگ یا همون NOC این شرکت حدود 2سال کار کردم. اگر یک نیروی فنی جویای پیشرفت هستید به هیچ عنوان کار در این شرکت رو پیشنهاد نمی کنم. متاسفانه مدیران و سرپرستان فنی بجای ایجاد حس انگیزه و پیشرفت در شما به تخریب اعتماد به نفس شما می پردازند و فقط افرادی در این شرکت میتونن پیشرفت کنن که خطری برای جایگاه افراد بالاتر از خودشون نباشن. تشویقی توی این شرکت وجود ندارد. شاید برای اولین تجربه کاری جای بدی نباشه، ولی به نظر من بیشتر از 1سال موندن وقت تلف کردن هستش. البته بازم میگم که توی واحد فنی این شرکت این مشکلات وجود داشت و همه بچه ها با مدیرهای فنی مشکل داشتند و اکثرشون هم فراری داده شدند. از واحدهای دیگه خبری ندارم.
رابطهی کارم با این شرکت همواره با دغدغهای دربارهی حقوق همراه بود؛ گاهی با تاخیر چندماهه واریز میشد و هیچ ضمانتی برای تعادل حقوق وجود نداشت. امنیت شغلیم خیلی مطمئن نبود. با این حال فضای کار بهخوبی دوستانه بود و همکاران همدل و خوبی داشتم. در کل، از نظر مالی نمیشود روی آیندهی مالی آن حساب باز کرد.
شرکت داده پردازان دوران تجربهای من به عنوان برنامهنویس را بازگو میکنم. شش سال در این مجموعه کار کردم؛ سالهای ابتدایی پر از یادگیری و حضور در تیمی پویا و باانگیزه بود اما با گذر زمان شرایط ناراحتکنندهتر شد. با کاهش نیروهای باکیفیت روبهرو شدم تا این که اخیرا به دلیل شرایط نامطلوب کاری و اختلاف نظر مالی از شرکت جدا شدم. یکی از نقاط مثبت دوران، پرداخت منظم حقوق بود که معمولا در همان روزهای ابتدایی هر ماه واریز میشد. با این حال درآمد ماه آخر به موقع پرداخت نشد که برای شرکت بزرگی شاید عجیب نباشد، اما نتیجهاش اعتراض به اداره کار و پیگیری برای حل موضوع شد. به طور کلی از منظر چالشهای شغلی، برای من در بخش تخصصیام شرکت نسبتا بدون دردسر بود؛ اما چشمانداز رشد و پیشرفت محدود بود و از نظر استفاده از فناوریهای بهروز همواری وجود نداشت.
در یکی از تیمهای فنی پروژه وارد شدم، اما در عرض چند ماه تصمیم به قطع همکاری گرفتم. فضای کاری پر از حاشیه و بازیهای گروهی بود و مدیران به اندازهی لازم آشنایی با فرایندهای توسعه محصول نداشتند. ظرفیت فنی اعضا هم گاهی پایین بود و احساس میکردم جای رشد ندارم. بهعلاوه، پس از توافق اولیه، اعلام شد که پنجشنبهها هم به شکل اجباری باید حضور داشتیم که مشکلاتی به همراه داشت. به طور کلی موقعیت ناگهانی و غیرقابلپیشبینی زیادی وجود داشت. با این حال از نظر خوراک، تجهیزات و شرایط مالی نسبتا وضع خوبی داشتند.
در محیطی پرتنش و بیاحترامی کار میکردم، جایی که هر روز فشار و استرس زیادی وجود داشت. تجربهای که از دوران مدیریتی در یک شرکت بزرگ با تعداد زیادی کارمند داشتم، نشان میدهد که فشار کار و رفتارهای ناخوشایند میتواند روحیه و کارایی را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. با وجود داشتن مسئولیتهای مدیریتی، فضای کار به شدت آشفته و پرتنش بود و احترامی چندانی نسبت به اعضای تیم وجود نداشت. در نتیجه، حس ناخوشایندی نسبت به محیط کار و تعاملهای همکاران به وجود میآمد که بر روند کار و انگیزهها اثر منفی میگذاشت.
تجربه من از کار در شرکت ولفی را با نگرشی تازه و صریح بازگو میکنم در نگاه اول فکر میکردم فرصتهای بزرگی برای پیشرفت وجود دارد اما خیلی زود متوجه شدم که واقعیت فرق میکند. در مراحل مصاحبه احساس میکردم تیمی قدرتمند و با نیروهای باکفایت گرد هم آمده، اما پس از گذر زمانی کوتاه روشن شد که سطح دانش فنی در بخشهای کلیدی پایین است و راهحلهای ارائهشده برای توسعه محصول اغلب ناکافی و بیاثر به نظر میرسید. تیم توسعه با تجربهی پایین کار میکند و مدیریت منابع انسانی در سطح مطلوبی نیست. پروداکت منیجرها نه تنها از هدف محصول آگاهی لازم را ندارند، بلکه به سادهترین سوالهای کسبوکار هم پاسخ مشخصی ارائه نمیدهند و این سردرگمی را بیشتر میکند. در کنار این مشکلات، قرارداد کتبیای برای کارکنان وجود ندارد و همین موضوع امنیت شغلی و پوشش بیمه را به خطر میاندازد. ساعات کاری طولانی است و به دلیل نبود هماهنگی بین بخشها، فشار کاری زیادی روی توسعهدهندگان ایجاد میشود. محیط کار نسبتا کوچک است و جمعیت حدودا بیست تا سی نفر در فضا وجود دارد؛ آرامش کم است و هر لحظه اضطراب و شلوغی دیده میشود. حاصل تفکراتم این است که بودن در این مجموعه نه برای درآمد، نه برای یادگیری، نه برای رشد و موفقیت حرفهای گزینهای مناسب نیست.
تجربه محيط سالم و صميميت بين كاركنان
در محیطی دوستانه و امن کار میکردم و فرصتهای رشد دربارهام فراهم میشد.
در این مجموعه، من به عنوان برنامهنویس اندروید تجربهای دوستانه و همراه با احترام را داشتم. فضای کاری چون خانوادهای واحد بود و در آن هیچکسی به دنبال حاشیهسازی یا زیرآبزنی نبود؛ همه با اشتیاق به حمایت از تیم میپرداختند. ارتباط میان اعضای تیمها به شکلی پایدار و مؤثر برقرار بود و این امر به شدت به هماهنگی کارها کمک میکرد. مدیریت فنی شرکت توانمند و مسلط بود و همواره در راستای رفع نیازها و مشکلات فنی تیم کمک میکرد. به دغدغهها و نکتههای من توجه میشد و تا حد امکان برای رفع آنها تلاش میکردند.
تازگیها با تیم فرانتاند و بکاند ربانی همساز شدم و در این شرکت، برخلاف تجربههای قبلیم، رضایت خوبی دارم چون از فناوریهای بهروز و سطح بالا استفاده میشود و هر روز با چالشهای تازهای روبهرو میشوم که برای من جذاب است. همچنین فضای کار دوستانه و صمیمی بین همکاران حس خوبی به من میدهد.
من تا حالا شرکتهای مختلفی کار کردم و میتونم بگم غیرحرفه ای ترین شرکتی بود که تا حالا دیدم. اولا قرارداد تک نسخه ای و کاملا یک طرفه بستند و من فرض رو گذاشتم روی اعتماد که اشتباه کردم. موقع پرداخت حقوق کمتر از قرارداد بهم دادند و بعد از چند بار پیگیری بعد از بهانه تراشی های بی اساسشون، در نهایت مدیرعامل شرکت بهم فحش داد و بلاکم کرد. نحوه برخورد و دیالوگهاشون افتضاح و حتی جواب سلام هم نمیدادند. خلاصه هم حقم رو خوردند و هم بهم توهین کردند. تسویه حساب هم نکردند.
برای من که جاوا مینوشتم، توکاسافت تجربهای بود برای یادگیری اولیه خیلی خوب. مدیران شرکت با تجربه هستند و از نظر فنی کمک زیادی به من کردن و در کل فرصتهای زیادی برای پیشرفت وجود داشت. حقوق معمولا بهموقع واریز میشد و امکان استفاده از ساعات کار فلکسیبل تا حدی فراهم بود تا وقتی که اونجا بودم. پروژههای بزرگ هم انجام میشد که میتونست رزومهام رو خیلی تقویت کنه. اما محیط کاری اون دوره خیلی خستهکننده و افسرده بود و برخی رفتارهای مدیریتی هم آزاردهنده یا نامتعارف بهنظر میرسید.
سالها پیش، برای این شرکت پروژهای را انجام دادم. ابتدا به صورت تماموقت مشغول به کار شدم، اما دخالتهای بیمورد اعضای تیم باعث شد تا کار را به شکل دورکاری دنبال کنم. حدود یک ماه پس از تحویل پروژه، که قرار بود آزمایش شود، مدیر شرکت پیامی فرستاد و پرسید پروژه به کجا رسیده است و من با تعجب گفتم که یک ماه پیش تحویل داده شده بود. اکنون بیش از یک سال از آن اتفاق میگذرد و من همچنان بابت پروژه فیدی آفر از شرکت طلب دارم. هرچند تلاشهایی برای تسویه حساب انجام شد، اما مبلغی که شرکت پیشنهاد کرد فاصله زیادی با انصاف داشت و برای حدود یک یا دو ماه کار در قالب دورکاری، نصف حقوق یک ماه را پیشنهاد کردند که ارزش آن زمان را بهدرستی برنمیداشت. چند ماه بعد یکی از برنامهنویسهای شرکت با عنوان CTO از من سوالهایی درباره یادگیری تکنولوژی استفادهشده در پروژه میکرد، رفتاری که ازنظر حرفهای نبود و کاملا توهینآمیز بهنظر میرسید. به این دلیل من آن کار را با این شیوه مدیریتی پیشنهاد نمیکنم؛ زیرا نه تنها هیچ برنامهای برای ارتقای سطح علمی برنامهنویسان وجود ندارد، بلکه با حاشیهسازیهای مختلف جلوی پیشرفتها را هم میگیرند.
من تجربهای از شرکت وین ورد دارم که میخواهم به زبان ساده و با حال و هوای خودم بازنویسی کنم و نکات مفید را نگه دارم. مدت زمانی با این شرکت کار کردم و به نظر میرسد هدف اصلی این مجموعه، تاسیس شرکتی برای مدیریت امور بازرگانی درون هلدینگ نیلپر باشد و حوزه تخصصی آن در زمینه تولید صندلی اداری است. تاریخ تأسیس شرکت را حدود سال نود و یک میدانم و حالا نکاتی را که به ذهنم میرسد و فکر میکنم مفید باشند، مطرح میکنم. نقاط قوتی که به چشم میخورند اینها هستند: - دفتر شرکت در ساختمان نیلپر، واقع در شهرک غرب است. - حقوق کارمندان بهطور به موقع پرداخت میشود. - رویکرد سیستمی و رویهمحوری در کارها وجود دارد. نقاط ضعفی که تجربهام نشان میدهد عبارتند از: - تصمیمگیریها با صرف زمان طولانی در جلسات متعدد انجام میشود و این موضوع گاهی آزاردهنده است. - دوبارهکاری و اجرای مجدد کارها به فراوانی اتفاق میافتد. - مدیرعامل شرکت ایران نیست و اداره شرکت به وسیله یک مشاور انجام میشود. - مدیران دفتر معمولا جوانتر و کمتجربه هستند که این موضوع میتواند شرکت را برای افراد کمتجربهتر مناسبتر کند.
برای افرادی که تجربه کار کمی دارن یا دانش کوچیکی دارن، این شرکت تا حدی مناسب است اما محدودیت زمانی دارد چون اطلاعات تکراری باعث کاهش فرصت برای یادگیری میشود. انتظار از حقوق و مزایا و وجود قرارداد عدم استفاده از دانش در شرکتهای رقیب و مشتری، از نکات منفی شرکت به شمار میآید. در عین حال، دسترسی مدیر در هر وضعیت و رفتار حرفهای و اخلاقی او از جنبههای مثبت شرکت محسوب میشود.
من با شرکت توکاسافت از طریق برنامه یادگیری برای استخدام وارد شدم و دو سال مفید روそこで گذراندم. وقتی اولینبار وارد شدم، به شدت کم جاوا میدانستم و تا حدودی دیتابیس داشتم، اما لینوکس را نه. با این مدت کم، توانستم مجموعهای کامل از مهارتها را بیاموزم و پیشرفت کنم. مدیر توکاسافت برای من تنها یک مدیر نبود، بلکه دوستی بود که به راحتی با هم صحبت میکردیم و چون نگاهش به open source بود، هر چه که میدانست را به طور کامل در اختیار من میگذاشت. به نظر من توکاسافت به دلیل تمایل زیادش به جذب نیروهای جوان و تازهکار، شرکت مناسبی برای کسب تجربه و یادگیری در زمینههایی مثل جاوا، فریمورکها، لینوکس و دیتابیس است. بنابراین اگر واقعا به دنبال شروعی خوب با تجربهای مناسب هستی، شک نکن و توکاسافت را حتما در نظر بگیر. امیدوارم این بازنمایی بتواند برای انتخابت کمککننده باشد. موفق باشی
شرکت توکاسافت را برای کسی که تجربه کاری ندارد، گزینهای نسبتا خوب میدانم. زیرا مدیر شرکت از سطح دانشی بالایی برخوردار است و میشود خیلی چیزها از او یاد گرفت. همچنین ارتباط مستقیم و بدون پیچیدگی با مدیر شرکت یکی از نقاط مثبت آن محسوب میشود. با این حال، کمبودهای شرکت توکاسافت هم وجود دارد: حقوق کمتر از میانگین بازار کار، فضایی که احتمالا خستهکننده به نظر میرسد و وجود قراردادی که استفاده از مهارتهای کسبشده در توکاسافت را برای کار در شرکتهای مشتری یا رقیب ممنوع میکند.
به نظر من سینماتیکت محیطی بود که خیلی از استانداردهای حرفهای به چشم نمیآمد. با وجود اینکه حقوق به موقع میرسد، کار کردن توش به نظر من شبیه بازداشتگاه کارمندی است و فضا خیلی آزاد نیست. تیم برنامهنویسش به شدت از هم جدا شده و هر کس از دیگری خبری ندارد، حتی زمانی که افراد از شرکت بیرون رفتند، گاهی مدیر شرکت قبلی را هم مطلع میکردند تا به او ضربه بزند. در بخش مارکتینگ هم به نسبت نیازهای جلسهها عملکرد مطلوبی دیده نمیشود؛ هر جلسهای که تیم مارکت حضور دارد دقیقا به نفع گروه مقابل ختم میشود و این نشان از کمتجربگی و نبود هماهنگی دارد. اگر برای مصاحبه به این شرکت میروید و در اتاق جلسه متوجه دسته بیل که سطح روی آن روغن زدهاند شدید، نباید تعجب کنید و نترسید چون این.visual توضیحی است برای فضای کار که خیلیها با آن مواجه میشوند. ساختار کارمندی در سینماتیکت تا حدی به سبک شرکتهای دولتی است اما با آزادی عمل کمتر نسبت به آنها؛ به عنوان گرافیست ممکن است از شما بخواهند کار خیلی بینظم و با تعادلی نامناسب را انجام دهید و اگر هم خلاقیتتان را به تصویر نکشید، مدیر مارکت آن را آنطور که میخواهد میخواهد و دلبستگی به استفاده از فوتوشاپ بیشتری دارد. روند استخدام هم نشان میدهد افرادی که به ایدههای خلاقانه میدهند، احتمال درک مناسب از طرف مدیران را ندارند. مزیت اصلی اینجا پرداخت منظم حقوق است و غیر از آن اوضاع چندان مطلوب نیست، چرا که فضای کار بیشتر به شکل نوعی بردهداری به نظر میرسد. اگر به دنبال پیشنهاد کاری از این شرکت باشید، به شدت توصیه میکنم با احتیاط اقدام کنید و اگر جای بهتری برای کار پیدا میکنید فرصت را از دست ندهید. از همراهی سایت جاب گای سپاسگزارم و کاش قبل از ورود به کار، این پلتفرم را میدیدم.
در شرکت سایرو سافت تجربه کار به عنوان وب برنامهنویس را داشتم. استراتژی شرکت این بود که به جای یک نفر از چند نفر استفاده کند تا فشار زیادی روی یک نفر متمرکز نشود. رفتار مدیریتی در برخی مواقع حرفهای به نظر نمیرسید و از ما انتظار داشتند حتی در حوزههایی که تخصصی ندارند، با ساختار مطلوب آنها همراه شویم. مدیر عامل همه چیز را در اختیار داشت و تصمیمگیریهای زیاد بر پایه احساسات بود. سطح شناوری پروژهها نسبتا پایین بود و تاخیرها تا چهار برابر محاسبه میشد و جالب اینکه در قرارداد هم به این موضوع اشاره نمیشد. تسویه نهایی هم تقریبا پنج تا شش ماه پس از خروج انجام میشد.
من تجربهام را در خانه معماران کاکتوس بهعنوان مدیر پروژه روایت میکنم. در این نقش، مسئولیت سیستم مدیریت همراه با تیم را بر عهده داشتم و فرآیند آموزش کامل و صبورانهای برای همه اعضا اجرا میکردم. معمولا پرداختها بالاتر از توافقهای اولیه بود و به موقع یا با تاخیر كم، اما اغلب بیش از مبلغ تعیینشده واریز میشد. برای من اصلیترین مسأله، دریافت حقوق در ابتدای هر ماه بود و این نکته را هم اشاره میکنم که عیدی نیز همزمان با حقوق بهمن پرداخت میشد. دعای خیر و رضایت پرسنل همواره بهعنوان انرژی مثبتی که همراه تیم بود، در ذهنم باقی میماند.
من توی واحد مانیتورینگ یا همون NOC این شرکت حدود 2سال کار کردم. اگر یک نیروی فنی جویای پیشرفت هستید به هیچ عنوان کار در این شرکت رو پیشنهاد نمی کنم. متاسفانه مدیران و سرپرستان فنی بجای ایجاد حس انگیزه و پیشرفت در شما به تخریب اعتماد به نفس شما می پردازند و فقط افرادی در این شرکت میتونن پیشرفت کنن که خطری برای جایگاه افراد بالاتر از خودشون نباشن. تشویقی توی این شرکت وجود ندارد. شاید برای اولین تجربه کاری جای بدی نباشه، ولی به نظر من بیشتر از 1سال موندن وقت تلف کردن هستش. البته بازم میگم که توی واحد فنی این شرکت این مشکلات وجود داشت و همه بچه ها با مدیرهای فنی مشکل داشتند و اکثرشون هم فراری داده شدند. از واحدهای دیگه خبری ندارم.
رابطهی کارم با این شرکت همواره با دغدغهای دربارهی حقوق همراه بود؛ گاهی با تاخیر چندماهه واریز میشد و هیچ ضمانتی برای تعادل حقوق وجود نداشت. امنیت شغلیم خیلی مطمئن نبود. با این حال فضای کار بهخوبی دوستانه بود و همکاران همدل و خوبی داشتم. در کل، از نظر مالی نمیشود روی آیندهی مالی آن حساب باز کرد.
شرکت داده پردازان دوران تجربهای من به عنوان برنامهنویس را بازگو میکنم. شش سال در این مجموعه کار کردم؛ سالهای ابتدایی پر از یادگیری و حضور در تیمی پویا و باانگیزه بود اما با گذر زمان شرایط ناراحتکنندهتر شد. با کاهش نیروهای باکیفیت روبهرو شدم تا این که اخیرا به دلیل شرایط نامطلوب کاری و اختلاف نظر مالی از شرکت جدا شدم. یکی از نقاط مثبت دوران، پرداخت منظم حقوق بود که معمولا در همان روزهای ابتدایی هر ماه واریز میشد. با این حال درآمد ماه آخر به موقع پرداخت نشد که برای شرکت بزرگی شاید عجیب نباشد، اما نتیجهاش اعتراض به اداره کار و پیگیری برای حل موضوع شد. به طور کلی از منظر چالشهای شغلی، برای من در بخش تخصصیام شرکت نسبتا بدون دردسر بود؛ اما چشمانداز رشد و پیشرفت محدود بود و از نظر استفاده از فناوریهای بهروز همواری وجود نداشت.
در یکی از تیمهای فنی پروژه وارد شدم، اما در عرض چند ماه تصمیم به قطع همکاری گرفتم. فضای کاری پر از حاشیه و بازیهای گروهی بود و مدیران به اندازهی لازم آشنایی با فرایندهای توسعه محصول نداشتند. ظرفیت فنی اعضا هم گاهی پایین بود و احساس میکردم جای رشد ندارم. بهعلاوه، پس از توافق اولیه، اعلام شد که پنجشنبهها هم به شکل اجباری باید حضور داشتیم که مشکلاتی به همراه داشت. به طور کلی موقعیت ناگهانی و غیرقابلپیشبینی زیادی وجود داشت. با این حال از نظر خوراک، تجهیزات و شرایط مالی نسبتا وضع خوبی داشتند.
در محیطی پرتنش و بیاحترامی کار میکردم، جایی که هر روز فشار و استرس زیادی وجود داشت. تجربهای که از دوران مدیریتی در یک شرکت بزرگ با تعداد زیادی کارمند داشتم، نشان میدهد که فشار کار و رفتارهای ناخوشایند میتواند روحیه و کارایی را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. با وجود داشتن مسئولیتهای مدیریتی، فضای کار به شدت آشفته و پرتنش بود و احترامی چندانی نسبت به اعضای تیم وجود نداشت. در نتیجه، حس ناخوشایندی نسبت به محیط کار و تعاملهای همکاران به وجود میآمد که بر روند کار و انگیزهها اثر منفی میگذاشت.
تجربه من از کار در شرکت ولفی را با نگرشی تازه و صریح بازگو میکنم در نگاه اول فکر میکردم فرصتهای بزرگی برای پیشرفت وجود دارد اما خیلی زود متوجه شدم که واقعیت فرق میکند. در مراحل مصاحبه احساس میکردم تیمی قدرتمند و با نیروهای باکفایت گرد هم آمده، اما پس از گذر زمانی کوتاه روشن شد که سطح دانش فنی در بخشهای کلیدی پایین است و راهحلهای ارائهشده برای توسعه محصول اغلب ناکافی و بیاثر به نظر میرسید. تیم توسعه با تجربهی پایین کار میکند و مدیریت منابع انسانی در سطح مطلوبی نیست. پروداکت منیجرها نه تنها از هدف محصول آگاهی لازم را ندارند، بلکه به سادهترین سوالهای کسبوکار هم پاسخ مشخصی ارائه نمیدهند و این سردرگمی را بیشتر میکند. در کنار این مشکلات، قرارداد کتبیای برای کارکنان وجود ندارد و همین موضوع امنیت شغلی و پوشش بیمه را به خطر میاندازد. ساعات کاری طولانی است و به دلیل نبود هماهنگی بین بخشها، فشار کاری زیادی روی توسعهدهندگان ایجاد میشود. محیط کار نسبتا کوچک است و جمعیت حدودا بیست تا سی نفر در فضا وجود دارد؛ آرامش کم است و هر لحظه اضطراب و شلوغی دیده میشود. حاصل تفکراتم این است که بودن در این مجموعه نه برای درآمد، نه برای یادگیری، نه برای رشد و موفقیت حرفهای گزینهای مناسب نیست.
تجربه محيط سالم و صميميت بين كاركنان
در محیطی دوستانه و امن کار میکردم و فرصتهای رشد دربارهام فراهم میشد.