انیاک در طول تاریخ همیشه در بحران بوده و همچنان هم هست. احتمالا فرهنگ و مدیریت شرکت به این مسئله دامن میزنه حتی وقتی تیم گلرنگ آمد این مشکل با انیاک باقی ماند. تا مدتها دو دستگی تیم قدیم و جدید بود و هر کسی از قومیت کرد بود میتوانست در آرامش در شرکت کار کند. میانگین حقوقشون پایینه واقعا ولی پرداخت تقربا به موقع بود. محیط کاری آرومی داره ولی خب هیچ وقت امکان پیشرفت نداری همیشه درجا میزنی هم به دلیل نوع مدیریت و اینکه شرکت همیشه در آستانه ورشکستگی و نابودی هست. یک فرهنگ زیرپوستی زیرآب زنی هم داره که خیلی تمیز اجرا میشه. نمیدونم چرا یکسری همچنان اونجا هستن و ادامه میدن.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تجربه شخصی من از کار در این شرکت متأسفانه رضایتبخش نبود. از همان ابتدا ساختار مدیریتی برایم شفاف نبود و مشخص نبود چه کسی مسئول تصمیمگیری است و چه کسی صرفاً نقش اجرایی دارد. این موضوع باعث سردرگمی و اتلاف زمان میشد. پرداخت حقوقها نیز از نظر من منظم و رضایتبخش نبود و یکی از بزرگترین مشکلاتی که تجربه کردم، روند تسویهحساب هنگام پایان همکاری بود. فرآیند تسویه بسیار طولانی، فرسایشی و همراه با دردسر بود و احساس کردم حقوق کارمند آنطور که باید رعایت نمیشود. در دورهای که کشور با شرایط جنگی و بحران مواجه بود نیز، به گفته شرکت به دلیل شرایط موجود، همکاری با تعدادی از نیروها از جمله من پایان یافت. تجربه من این بود که پس از این تعدیل، مطالبات و حقوقی که انتظار داشتم مطابق قانون و قرارداد پرداخت شود، بهطور کامل دریافت نکردم و پیگیری این موضوع برایم بسیار دشوار بود. این نظر صرفاً بر اساس تجربه شخصی من از همکاری با این شرکت است و امیدوارم مدیریت برای بهبود شفافیت، نظم سازمانی و رعایت حقوق کارکنان، در این موارد بازنگری کند.
من با ابرکلاس به عنوان مدرس کار میکردم به بهونه قطعی اینترنت میگفتند که مراجعه کننده جدید و ثبت نامی جدید نداشتند و حقوق ماهانه رو پرداخت نمیکردند. طبق قراردادشون باید 10 ام تا 15 ام هر ماه حقوق واریز کنند ولی از اول سال 3 ماه یک بار اونم به صورت ناقص واریز کردند. اگر شخصی هستید که میخواید با این مجموعه همکاری کنید بدونید که شما باید انتظار بکشید و مجانی چند ماه برای این مجموعه تدریس کنید که شاید حق تون رو اگر دلشون خواست براتون واریز کنند.
تجربه کار در محیط بین المللی و همه چیز سیستمی و برنامه ریزی شده
تجربه من از کار در رونیکس، برخلاف تصویری که این مجموعه از خودش بهعنوان یک سازمان حرفهای و تخصصمحور ارائه میدهد، تجربهای بسیار منفی بود. فضای کاری را پرتنش، ناسالم و فاقد امنیت شغلی دیدم؛ جایی که گاهی بدون هشدار قبلی به فرد گفته میشود دیگر نیازی به حضورش نیست. یکی از جدیترین مشکلات، مدیر ارتباطات و برندینگ بود. در تجربه من، رفتارهای پرخاشگرانه و غیرقابلپیشبینی، عصبانیتهای شدید، پرت کردن وسایل، حرفها و شوخیهای +۱۸ و رفتارها و نگاههایی که از نظر من رنگوبوی جنسی داشت، فضای کاری را برای کارکنان بسیار آزاردهنده میکرد. قرار گرفتن مداوم در چنین محیطی میتواند به استرس، اضطراب، احساس ناامنی، فرسودگی روانی، کاهش تمرکز و افت اعتمادبهنفس منجر شود و انگیزه و کیفیت کار افراد را تحت تأثیر قرار دهد. در کنار این موضوع، جایگاه سرپرست واحد گرافیک که تجربه قبلی اش منشی دفتر تبلیغاتی بود و تسلط لازم بر روی نرم افزار های کاربردی نداشت نیز از نظر تخصص و تناسب حرفهای برای من سؤالبرانگیز بود و با ادعای تخصصمحوری مجموعه همخوانی نداشت. در مجموع، اگر فردی حرفهای هستید و برای احترام، شایستهسالاری، امنیت شغلی و سلامت روان ارزش قائلید، بر اساس تجربه شخصی من رونیکس را پیشنهاد نمیکنم. شاید برای افراد کمتجربه جهت کسب سابقه مناسب باشد، اما بهنظر من محیطی نیست که یک نیروی متخصص بتواند در آن با آرامش و امنیت رشد کند.
مشکل اصلی مدیرخودشیفته اهن پرایس، ع.ر.م هستش که علنا با نیروی توانمند نمیتونه کار کنه، و با بله قربان گوها و پاچه خارها شرکت رو اداره میکنه
سال های زیادی تو این شرکت بودم و افولش رو در این مدت زمان به چشم دیدم. فساد اخلاقی زیادی این شرکت رو فراگرفته و خیلی از افراد قربانی این فساد شدن ولی با هر روشی که فکرشو بکنید درپوش میذارن چون فساد از طرف مدیران سازمان هست و مدیران ارشد سکوت کامل میکنند. از لحاظ ساعت کاری هم افتضاح هست تقریبا اگه وارد نانوالوند بشید دیگه زندگیتون میشه اونجا مثل یک باتلاق هست که هرچی بیشتر کار کنی و دستو پا بزنی بیشتر غرق میشی و در آخر هم اگه در راستای اخلاقیات و فساد هاشون نباشی نه تنها رشد نمیکنی بلکه به راحتی حذفت میکنند.
از شش سال مدیریت نمایندگی یک مجموعه کوتاه شده و تازه استعفا دادهام. در ابتدا تصور میکردم کار بهعنوان همکاری است، اما واقعیت این بود که زمان و زندگیام را بهطور کامل مصرف میکرد. به هیچکس این شغل را توصیه نمیکنم—اگر به سمتش بروی، عملاً خودت را در وضعیتی از بردگی و تابعیت میبینی.
کار را قبول کردم اما به رغم تلاشها، احساس میکردم در یک چرخه بیپایان گیر کردهام. هر روز با مدیرهای جدید روبهرو میشدم و مجموعهای از نیروهای تازه وارد پشت سر هم میآمدند. وعدههای متعدد مثل پاداش یا حقوق مناسب و مزایا به واقع اجرا نمیشدند و همواره صحبت از نبود پول میکردند. تصمیمهای سریع درباره حقوق و شرایط هم گاهی به تعویق میافتاد. اگر ارتباطها یا حمایتهای لازم وجود نداشت، امکان ارتقا هم کم رنگ به نظر میرسید. پروژهها معمولاً نتیجهبخش نبودند و فضا زیر سایهٔ صحبتهای تیره و سمی بود.
در آن روزهای پرتنش جنگی و وقتی که دورکار بودم، به همراهی و درکشان از شرایط سخت واقعا فکر میکنم و قدردانشان هستم. اینکه حقوق را زودتر واریز کردند، برای من ارزش زیادی داشت و هنوز هم به خاطرش یادم میآید.
شرکت گیتی پسند ایرانیان را تجربه کردم با ذهنی پر از حرفهای ناگفته اما بهطور واقعبینانه: بعضی از همکاران نظرهای قبلی بیطرفی را چندان رعایت نمیکردند و برخوردها از این منظر گاهی سلیقهای بهنظر میرسید. پس از یک دوره کوتاه تصمیمگیریهای ناگهانی، تعدادی از همکاران کنار گذاشته شدند و شعبههای اصلی در شهرهای بزرگ تعطیل شد. هنوز تسویهحسابها به صورت کامل انجام نشده و حقوقها تا سه ماه عقب افتاده بود. بهنظر میرسید منابع انسانی بیشتر روی جذب نیرو متمرکز است و برخی اظهارات مبنی بر نبود کار به وضوح با واقعیت همسو نبود. خودم با دقت و نظم کار میکردم و نهایتاً نتیجهای که انتظار داشتم حاصل نشد.
با زبان ساده و صریحی نوشتم که جای کار در این مجموعه را بهتر نشان بدهد؛ شرکت با ترکیبی از مدیرانی بیکیفیت و مالک ناامیدکنندهای رو به روست که در مجموع موجب شکلگیری فضای ناکارآمد شده است. اگر قصد دارید برای این گروه یا شرکتهای زیرمجموعهاش درخواست کار بدهید، تجربه من میتواند روشنکند که با چه شرایطی روبهرو خواهید بود. فضای تصمیمگیری غیرشفاف و بیانسجام بود و این موضوع روی نتیجههای تیمی تأثیر منفی میگذاشت. به عنوان کسی که از داخل دیدم، توصیه میکنم قبل از هر تصمیمی، جنبههای مدیریتی، روشهای اجرایی و ثبات سازمانی را به دقت بررسی کنید تا با چشماندازی دقیقتر به روال کارها نگاه کنید.
من چهار سالی میشود که اینجا کار میکنم و واقعاً از کارم رضایتمندم. شرکت، بزرگ و پرامکانات است و همیشه برای کارمندها انگیزه و امتیازات مشخصی دارد. به نسبت جاهای دیگر، حقوق اینجا رقابتیتر است و امنیت شغلی هم بالاست. با همکاران باتجربه و ماهرهای کار میکنم که میتوانند تأثیر زیادی روی مسیر حرفهای من بگذارند. به طور خلاصه، اگر میخواهید وارد این مجموعه شوید، حتما مهارتهای خود را تقویت کنید تا شانس پذیرفتهشدنتان بالاتر برود.
دلم میخواست از این کار فرار کنم، اما با تمام بدیهایش همچنان انگیزهای برای رفتن نداشتم. حقوق را نصفه و نیمه میدادند و اکثر اول ماه تنها بخشی از مطالبات را میگرفتیم و باقیاش مشخص نبود کی و چگونه پرداخت میشود. پرداختها بیثبات بود و جمعآوری حقوق برای ما کار سادهای نبود. حقوق هم پایین بود، پس اگر قسطی بود یا مستأجر بودیم، خیلی راحت دچار مشکل میشدیم.
به شرکت فروشگاه فرشته های نی نی سالن رفتوآمدی از کارمندان بود که هر روز با رفتارهای نابهنجار و فشار زدن بر نیروها روبهرو میشدم. مجموعهای از افراد دور هم جمع شده بودند و به جای همفکری و حمایت، عقدههایشان را روی همکاران خالی میکردند. تصورشان این بود که تنها هدفشان پرکردن جیب خودشان است و از این رو توهین، تحقیر و بیاعتنایی به کارکنان عادی محسوب میشد. هیچ بخشی از سازمان از این رفتار مستثنا نبود؛ از بازاریابی تا بازرگانی و منابع انسانی، همگی رویکردی مشابه را پیگیری میکردند. حتی در شرایط حقوق خوب هم به شدت به من پیشنهاد شغل دیگری داده نشد.
اگر معمار و شهرساز هستید همیشه آگهی نیروی میدانی رو توی سایت های ماریابی در سطح شهر شیراز و استان فارس دیدید، که مربوط به این شرکت هست اما لطفا هوشیار باشید شرکتی که دائما آگهی داره قطعا مشکلی داره، نیروهاشون رو نگه نمیدارن و با برچسب عملکرد ضعیف حق و حقوقشون رو نمیدن، مشکلات اخلاقی (!) بیداد میکنه و فقط وقت و انرژی و تجربهتون رو هدر میدید.
اسنپ فود بخش کامرشیال با وجود همه کم و کاستی های (از نظر حقوق و مزایا )زمانی فضای خوبی برای کار کردن بودن ولی از زمانی که خانم( ی ش) از ایرانسل اومد و مدیریت بخش تیم عملیات رو گرفتن همه چیز تغییر کرد.معیار ایشون برای رشد و کار فقط بله و چشم گفتن هست. تیپ و ظاهر و قیافه هست. و بیشتر از همه اینکه چقدر چاپلوسی ایشون رو بکنی.یعنی هرچی افراد بی دانش تر ولی چاپلوس تر و خاله زنک تر به این آدم نزدیک تر . تیم منابع انسانی هم اینو میدونه ولی هیچ اقدام تاثیر گذاری انجام نداد. زیر بار فشار روانی که این بخش با این سبک مدیریت به آدم ها وارد میکنه دیگه از کار زده میشی و حتما باید بری تراپی. مدیری که منطق نداره کارشناس رو تحقیر میکنه، در رو بهم میکوبه توان شنیدن حرف حق رو نداره و محیط رو با دعوا و تهدید ترک میکنه.در کنارش فشار کاری بشدت بالا توقع کار در تعطیلی ها و.. اگر سلامت جسم و روح تون مهمه حداقل این بخش اسنپ فود کار نکنید.
با سلام خدمت همگی شرکت تولیدی مهراصل همانند هر شرکتی دارای نکات مثبت و منفی می باشد که در ابتدا به نکات مثبت آن میپردازم. در این شرکت واریز حقوق دقیقا در سر موعد مقرر صورت میگیرد و بیمه و بیمه تکمیلی پرسنل به صورت منظم و بدون وقفه واریز میگردد هرچند این نکته ابتدایی ترین وظیفه هر شرکتی است اما باز هم می تواند برای دوستانی که روی این مورد به هر دلیلی حساسیت فوق العاده دارند مفید باشد اما به جز این نکته واقعا نکته مثبت دیگری وجود ندارد چرا که ساختار شرکت به شما هیچ گونه تجربه جدیدی را اضافه نمیکند و امکان پیشرفت برای شما چه به لحاظ تجربه چه به لحاظ جایگاه شغلی مقدور نمیباشد همچنین پرسنل دفتر تهران هر سال باید بدون استثنا(بدون توجه به جایگاه شغلی) مانند گارگران در احداث غرفه نمایشگاه شرکت کنند و در حدود ۱۰ روز فرآیند ساخت شما ملزم هستید از ساعت ۸ صبح الی ۱۲ شب ( حتی در بعضی موارد ۲ نیمه شب) در فرآیند ساخت غرفه حاضر باشید و کمک کنید. جو زیرآب زنی به طور غلیظ و افراط شده ای در شرکت حکمفرمایی میکند و مطمئن باشید کوچک ترین حرکات شما با پیازداغ بسیار فراوان به طبقه مدیریت میرسد و از آنجایی که با این کار میزان پاداش بر روی فیش حقوقی به طرز قابل توجهی تغییر می کند این عمل نه صرفا عادت منفی پرسنل بلکه فرهنگ سازمانی شرکت است. متاسفانه شرکت اصلا فرهنگ ارسال به ماموریت ندارد و شما در هر ماموریت دچار تنش روانی فراوانی میشوید
باور کنید برای من هم پذیرش در اینجا همانند بازگشت به مدرسه بود. اولین مرحله با ارائهی مجموعهای از قوانین بیمه شروع میشود که اگر چه از نظر من کموکیفش روشن نیست، اما گفتند اگر دوبار قبول نشوی، با تو قطع همکاری میکنند و در همان مرحله هم دنبال حاشیهسازی و زیرآب زدن هستند. سپس باید تستی در حوزهی SQL بدهی و در نهایت به یک آزمون برنامهنویسی میروی، اما با استفاده از یک فریمورک قدیمی و مجموعه قوانینِ دستساز که اکثرشان ارتباطی با دنیای واقعِ کدنویسی ندارد و از تو میخواهند طبق آنچه گفتند کد بزنی. هر مرحله ممکن است ناگهان گفته شود که برو از دفتر کار خارج شو. فضا هم فوقالعاده منفی است؛ مدیری که اواخر روز انتظار دارد دربارهی عملکرد همکاران گزارش بدهی، و بسیاری از سوالهایی که در مصاحبه مطرح میشدند، در کار واقعاً به کار نمیآیند.
برای من که سالها توی این مجموعه حضور داشتم، تجربه واقعی از SAP به من این انتظار را میدهد که با نگاه دقیقتر بتوان نظر درست داد. در این مدت دیدم که با وجود چالشهای مشابه سایر جاها، رفتهرفته اوضاع بهتر شد و واقعاً پیشرفت را لمس میکردم. مزیتهای زیادی داشت، از جمله حقوق بهموقع و پاداش فصلی، ساعتهای قابل تنظیم، تیم حرفهای و فضای پویا، برگزاری رویدادها و هدیههای مناسبتی، امنیت شغلی و فرصت ارتقا. درباره یادگیری هم بخش اعظم آموزشها مکتوب بود و هم برای هر نفر تازهوارد یک منتور با تجربه وجود داشت که مستقیماً کمک میکرد. فضای کاری اکنون صمیمیتر شده و افراد برونگرا هم به جمع اضافه شدند؛ واقعاً جریان دانش در تیم فعال است و جلساتی مشخص برای انتقال تجربیات برگزار میشود. اگر دنبال پیشرفت و یادگیری در حوزه SAP هستید، این شرکت یکی از گزینههای خوب بازار ایران است چون پروژههای متنوعی دارد که رزومه و مهارتهای شما را تقویت میکند. مدیرعامل واقعاً دغدغهی تیم را دارد و تا جای ممکن مشکلات همکاران را پیگیری میکند. بدیهی است که آغاز کار ممکن است مانند سایر شرکتها نرخ حقوق کمتری داشته باشد، اما با پیشرفت و توانمندی، حقوق هم افزایش مییابد. در کل من این شرکت را پیشنهاد میکنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.