ویکی‌تجربهجستجو

آخرین تجربه‌ها

۶٬۹۹۶ تجربه منتشرشده · صفحه ۵ از ۳۵۰
(توسن (شرکت توسعه سامانه‌های نرم افزاری نگین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس

این آگهی های استخدام که شرکت داره رو جدی بگیرید که هر روز 20 تا 30 تا آگهی میده. چون عمر نیرو تو شرکت چند ماه بیشتر نیست و همه فرار می کنن. از نظر فنی جالب نیست و نه تنها چیزی یاد نمیگیری هر چی هم بلدی قراره یادت بره. جای پیشرفت نداره و فضا بسیار مسموم هستش. مزایایی داره ولی بدی هاش زیاد و مزایا هم کوچیک می کنه. امیدوارم توسن به خودش بیاد و مسایل فنی و کاری رو بهتر کنه.

الکترو صنعت دوار سپنتا
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس حسابداری·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس حسابداری

مطالبی که در ادامه بیان می‌شود، صرفاً در راستای انجام وظیفه و از سر احساس مسئولیت به‌منظور اطلاع‌رسانی درباره واقعیت‌های رخ‌داده و آنچه عملاً اتفاق افتاده است، ارائه می‌گردد.... هدف از بیان مطالب حاضر، صرفاً انعکاس واقعیت‌های موجود و اطلاع‌رسانی درباره وقایع رخ‌داده، بدون هرگونه اغراض شخصی، است.... شرکت دوار صنعت سپنتا واقع در پایین تر از میدان ونک- برج خورشید همه چی از تاریخ 20 اردیبهشت ماه 1405 (2585) شروع شد، من رزومه از طریق سایت جاب این جاب برای این شرکت فرستادم و یه عصری هماهنگ شد برم برای مصاحبه... در ابتدا یه محیط خوب و اوکی بود، یه خانم بودند که مسئول مشاوره مالیاتی و یه جورایی هم مدیر مالی...... از من یک سری سوالات پرسیدند و منم صادقانه پاسخ دادم ... و ایشون یه سری توضیحات دادند درباره روند کاری و شرکت.... اینکه دو دفتره هستند و خیلی خیلی خیلی خیلی نیروی حسابداری اومده و رفته ( به نقل از ایشان: اکثرا می اومدند شو بازی می کردند و خاله زنک بازی و...) کلیییی سند مونده که باید ثبت بشه چه رسمی ها و چه غیر رسمی ها...... منم گفتم مشکلی نیست من کلا تو زمینه رسمی زیاد کار کردم و از صفر تا صد رو میتونم ( به قول معروف از پی سازی شروع کنم تا استخوان بندی شکل بدیم و..) فقط رسمی رو گفتم خانمه از این صحبت من استقبال کرد و گفت از فردا (21 ام - ساعت 8.30) بیا شروع به کار روز 21ام : من سر ساعت 8.30 رسیدم شرکت ، و یکم صبحانه ای و چایی بخورم شد حوالی ساعت 9 ، یه خانم محترم که حسابدار ارشد بودند، اومدند احوال پرسی و ارائه توضیحات لازم در خصوص نحوه انجام کار ها وسیستم حسابداری که به شکل هست و............ در ابتدا سند تنخواه رو داند من بزنم و یه چند دقیقه ای که من درگیر سند زدن بودم، ازشون پرسیدم : شما راضی هستید؟ خودتون چند وقته اینجا هسیتد و.......... که بهم گفت : من امروز روز آخرمه که اینجام.......://// من نزدیک به 2 هفته اینجا بودم و دارم میرم یکم جا خوردم اولش وگفتم معمولا همه یه هفته ای یا نهایت ی ماهه میرن .... چرا 2 هفته حالا؟؟؟ شروع کردیم به صحبت یکم راجب شرکت و مدیریت و گفت از اوکی هستی بعد از شرکت بیشتر راجبش صحبت کنیم ( شایان به ذکر است: از تایم های استراحت و ناهار و.... صرف نظر میکنم و بیشتر به مطالب مهم می پردازم) حوالی ساعت 17.30 شد ، رفتیم بیرون از شرکت و مفصل و کامل راجب شرکت صحبت کردیم مدیر عامل یه آقایی هست به اسم امیر فرا....ز...مند بکه به شــــــــــــــــــــــــدت بی شخصیت و اصلا حیف صد حیف که کلمه مهندس برای ایشون به کار بره اصلا چیزی به نام شعور، منطق، درک، فهم و از همه مهم تر وجدان نداره و نخواهد هم داشت ( جلوتر اشاره میکنم دوباره) این آقا کلا هیزه و توی یه شرکت که همه پرسنل خانم هستند ( مخصوصا قسمت فروش) قفلی و 24 ساعته روی دوربینه تک تک رفتار و اعمال و حـــــــــــتــــــــــــی شنود میکنه صحبت های کارکنان رو.......... یه لحظه در حد یه استراحتی یا تعارف خوراکی بری پیش بچه های فروش، طوری تخریب شخصیتت میکنه که قابل بیان نیست بعد جلوتر ، میاد بالا سرت مثلا داری سند مثلا تنخواه میزنی یهووووو میاد تو با یه فاکتور فروش بدوووو بدوووو برو مودیان بدوووو اینو بزننن بدووو بدووووو برو جامع تجارت خروج کالا بزن بدوو بدووووو اینو پرینت بگیر اصلا انگار ن اتگار داری کاری انجام میدی و............ بعد اگه حرفی بزنی مثلا بگی آقا من الان درگیرم حالا یه چند دقیقه بعد میشه لطفاً شروع میکنه به حرف زدن برو بابا کار چیه عرضه نداری همزمان کاراتو مدیریت کنی فلان من میگم یعنی همین الان . بحث نکن با من......... بعدش گفت ساعت کاری تا 17 هست ، یه وقتایی مثلا مثال بالا کارهای بین مریضی میاد و شاید نرسی به کارهای جاری برسی ، میاد میگه به من اصلا ربطی نداره کاراتو بکن بعد برو اضافه کاری هم اصلا بهت نمیدم من دارم بهت حقوق میدم که کارامو درست و به موقع بزنی .. مشکل خودته که نمی تونی مدیریت کنی بشین انجام بده بعد برو بعد در آخرگفت: پول درسته مهمه و الان هم دوران سختیه واقعا ولی همین که اوضاع سخته این آدم هم داره روح و روانتو میریزه بهم و اصلا آرامش و امنیت شغلی واقعا نداری.... من سر همین بود 2 هفته بیشتر نتونستم تحمل کنم ، قبل از تو ( منظورش من تازه وارد) خیلی ها اومدن 2 روزه، 3 روزه، یه هفته ای.... حتی یه روز کامل هم نموندن این آدم ( مدیرعامل) رفتار غیر منطقیش خــــیـــــــلــــــــــی بیشتر از منطقی که نداره بیشتره حتی بهم پیشنهاد داد اگه واقعا گرفتاری داری و نیاز به این پول اینجا داری باید اعصاب فولادی داشته باشی ،اما نه دغدغه یا مشکلی نداری واقعا برو و فردا هم نیا........ منم یه چند ساعتی فکر کردم و جدا از هرچیزی واقعا یه دغدغه ای داشتم و مجبور شدم فردا رو برم ولی گفتم با خودم نهایتا یه هفته آزمایشی میرم بعد تصمیم میگیرم.... 22 ام: شروع به کار کردم و واقعا همه چی به معنای خود واژه ""بی در و پیکر" و " بل بشو" و " شلخته و بی نظم" دیدم واقعا راست گفته بود ، رکود گینس داشتند ، نیروی حسابداری میگرفتند و سریع هم اخراج می کردند ..... منم با اینکه دوست داشتم از پی شروع کنم تا اخرش، آستین بالا زدم و شروع کردم به کار کردند...... از تهیه زون کن بگیر تا اصلاح سندهای حسابداری (ماهیت های اشتباه) یا اصلا ثبت تو سیستم نشده بود و... از شانس بد من هم، اخرای ماه بود باید لیست بیمه و حقوق و مالیات درست میکردم..... روز دوم کاریم بود که مدیر عامل منوصدا کرد گفت بیا اتاقم، یه قرارداد داد سه ماهه جلو با سفته 200 میلیونی!!! منم گفتم اگه اجازه میدید ی هفته آزمایشی فعلا پیش بریم بعد قرارداد و سفته!!!!! باز با یه لحن بدی گفت نخیررر همه روز اول قرارداد و سفته میگیرم ازشون و توی قرارداد هم نوشتم هفت تا ده روز آزمایشی... خلاصه به زور اینا از من سفته وقرارداد گرفت، منم ازشون عکسی گرفتم و رسید سفته هم ازش گرفتم فرداش:: وسط کار بودم که یهو دروباز کرد...خببببب چییییکار میکنی.....؟؟؟؟ ها بگو ببینم گفتم دارم سندهای دریافت و پرداخت رو ثبت میکنم... گفت ولش کن برو سامانه مودیان بدو بدو کد بگیر دوو بدو برو اینارو رد کن بدوو می خواهم پول ازشون بگیرم بدووو منم یه سری فاکتور ازش گرفتم رفتم قسمت فروش که یکم راهنمایی و سوال ازشون بپرسم، صدام کرد ، بیااااا ااینجا .... برو پشت میزت اصلا هم بیرون نیااااا. اصلا با بچهای فروش باهاشون ارتباط نگیر کاری هم داشتی اونا باید بیان اتاقت ( بعد شروع کرد به غیبت کردن و پشت سر همکارا حرف زدن، حتی از نفرات قبلی هم شروع کرد به حرفای بد راجبشون زدند ..... کلا همه بد عالم فقط این یوسف پیامبره) یه هفته این طورا گذشت، بنا به درخواست مدیرم، گفت کارای ارزش افزوده داریم و بهم کمک کن ، اضافه کاریت هم بهت میدم منم چون مدیرم منو تایید کرد و بهم یک سری کارا سپرده بود به خاطر ایشون موندم ، حتی تا 10 شب و 11 شب موندم به مدت 3 روز.. که به ایشون کمک کن و کارا خوب پیش بره ( از همون اول هم هدفم هم همین بود) اخرای ماه شد، متاسفانه سر بیمه به یک مشکلی برخودم که جدید بود برای من، برای کارفرما که بیمه رد میکردم هی ارور بازدادند میداد و نیمشد بیمه رو رد کنم...... مدیر عامل هم بهم گفت : من نمیفهم چیه اگه جریمه بشم از حقوق تو هشو کم میکنم :/ هرچه قدر هم بهش توضیح دادم اصلا انگار ( آب توی هاون کوبیدن بود) تو گوش خر یاسین خوندن بود.... سر همین موضوع من 3روز پشت سرهم تا پنج شنبه هم مدام میرفتم شعبه تامین اجتماعی.... ( از بس گاو پیشونی سفید بود اون شرکتته، هرکی میرفتم پیشش میگفت: الان اومدی؟؟ این همه ما نامه پیام زنگ اخطاریه فلان که مشکل داره کد بیمه کارفرما به مشکل برمیخورید ... الان آخر ماهی یادتون افتاده بیان....) حتما باید جریمه بشید تا متوجه بشید........ خلاصه با هزاران راه و خوش زبانی و خوش برخوردی درست کردم مشکل رو.... توی همین اوضاع که من خودم تکی کارامو میکردم، یه نفر آقا هم که حسابدار ارشد به جمع اضافه شد. طرف اصلا بلد نبود حتی با سپیدار کار کنه..... ( من هم کلا آدمی هستم دوست دارم یادبدم اگه چیزی بلد باشم) بهشون آموزش دادم برنامه رو .... مودیان هم تا حدودی بهشون توضیح دادم...... یهو وسط های کار دیدم ، داره کارهای منو انجام میده!! گفتم حقوق و دستمزدها باید اصلاح بشه سندشون..... آخرای ساعت کاری بود مدیر عامل صدام کرد گفت بیا: من ازت می خواهم ( 4تا کارتن موز) تو سندهایی غیررسمی هست که باید توی هلو ثبت بشه........ از امروز کارهای غیررسمی انجام بده .... اون آقای حسابدار ارشد هم کارهای رسمی. من با نهایت احترام و کمال ادب گفتم: من روزی که اومدم برای مصاحبه گفتم فقط تجربه رسمی دارم و تحصیلاتم و حرفه هم فقط برای امور رسمی و قانونی هست ولــــــــی اگه چیزیه باز با مدیر مالی یه صحبتی بکنید.... گفت باشه.... حالا بعدا صبحت میکنیم.((( یادتون باشه فقط))) 2 خرداد: من طبق اصول خودم همیشه اول و دوم هر ماه تایم شیت درمیارم، لیست حقوق و دستمزد آماده میکنم، مرخصی ، مامویت رو با پرسنل و تایم شیت هاشونو باهاشون چک میکردم ... همه رو حاضر و اماده می کردم و برای مدیرم فرستادم که تایید کنه...... ایشون واقعا با اون همه مشغله و حجم کاری ، لیست های منو بررسی و چک میکرد و تماس میگرفت بدم به مدیرعامل که واریزی هاشو انجام بده ( اخر هفته هم تعطیل بود بچها شارژ بشن) دادم به مدیر عامل، گفت الان نه بعدا، کارهای مودیان رو انجام ، خروج هارو بزن( کلا گیرش رو مودیان بود فقط) مدیرم تماس گرفت که برم مالیات پیش ممیز یه سری نامه اینا هست باهاشون هماهنگ کنم و انجام بدم منم تا ظهر درگیر مالیات بودم روز آخر 5 خرداد: همه کارامو انجام دادم، لیست حقوق رو مجدد دادم به مدیرعامل، داشتم کارهای روز شنبه رو از الان اماده میکردم ( فهمیده بودم سال 1404 برای یک ماه کامل، بیمه پرسنل رد نشده بود- می خواستم پیگیری کنم اونو برای شنبه) حوالی بعد از ظهر بود به همه پرسنل مبلغ علی الحساب واریز شد جزء من ساعت 17 شد و من میخواستم برم، دوباره مدیرعامل صدام کرد گفت بیا: رفتم پیشش گفت من یه نیروی کمک حسابدار گرفتم از شنبه میاد، تو توی رزومت گفتی غیررسمی بلد نیستی ( سریع گفتم خیر اینو نگفتم، گفتم انجامش نمیدم – من همه درس وقانون و تجربه ای که دارم سر رسمی هست ولی نگفتم انجام نمیدم) گفت خب من به دردم نمیخوره من یکیو می خواهم هرچی من بگم باید بگه چشم، انجام میدم، من دارم بهت حقوق میدم من دارم بهت نون میدم من مدیرتم من همه کاره ام گفت از شنبه نیا دیگه ، الان هم میگم تسویه اتو انجام بدن برو به سلامت منم گفت عزیز ببخشید قرارداد دارم 3 ماهه!!! گفت نه دیگه توش 7 تا 10 روز آزمایشیه، گفت اره قبول ولی فکر نمیکنید از 10 روز هم بیشتر گذشت ( طرف 30 روز مهلت داده بود، روز 31 ام حمله کرد) گفت نه ازمایشی بود همش.... منم گفتم لااقل قبلش میگفتید اخه 5 روز گذشته الان میگید، چرا قبلش اخطاری یا چیزی نگفتی؟؟؟ گفت من کمک حسابدارمو امروز گرفتم منم بلند شدم درو محکم بستم رفتم بیرون از اون شرکت بعد در اولین فرصت اقدام کردم به شکایت ازش کردم...... بعدا هرجا رفتم پرسیدم ( منظورم اداره کار) گفت اصلا همین که گفت غیررسمی انجام بده و تو انجام ندادی، غیر قانونی و غیر موجه قانونی تورو اخراج کرده.... بعد تو 3 ماه قرارداد داری ازش ... در کل خواستم بگم با اینکه کوتاه مدت ترین تجربه کاری من بود، من تنها هدفی که داشتم درست کردن کارها بود و انجام صحیح مسئولیتی که در اختیارم بود ( با اینکه تک نفره بودم ولی قد یه تیم نهایت تلاش و کوششمو گذاشتم) دوم، هوای پرسنل رو داشتن ، پیگیر پورسانت هاشون، واریزی به موقع حقوق ، حق و حقوقشون، کمک کردن کاری و حتی این اخری که یک ماه بیمه براشون رد نشده بود میخواستم براشون یه اقدامی انجام بدم ........ ولی همین روز آخری اون مبلغ علی الحساب براشون واریز شد و من توستم اون بت ای که داشت رو بشکونم، همین همه خوشحال شدند و لبخند اومد رو لبشون، آخرهفته اشون رو با خوشی شروع بشه ، برای من قد همه چی ارزشمند بود. شرکت دوار صنعت سپنتا واقع در پایین تر از میدان ونک- برج خورشید

الکترو صنعت دوار سپنتا
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس حسابداری·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس حسابداری

مطالبی که در ادامه بیان می‌شود، صرفاً در راستای انجام وظیفه و از سر احساس مسئولیت به‌منظور اطلاع‌رسانی درباره واقعیت‌های رخ‌داده و آنچه عملاً اتفاق افتاده است، ارائه می‌گردد.... هدف از بیان مطالب حاضر، صرفاً انعکاس واقعیت‌های موجود و اطلاع‌رسانی درباره وقایع رخ‌داده، بدون هرگونه اغراض شخصی، است.... همه چی از تاریخ 20 اردیبهشت ماه 1405 (2585) شروع شد، من رزومه از طریق سایت جاب این جاب برای این شرکت فرستادم و یه عصری هماهنگ شد برم برای مصاحبه... در ابتدا یه محیط خوب و اوکی بود، یه خانم بودند که مسئول مشاوره مالیاتی و یه جورایی هم مدیر مالی...... از من یک سری سوالات پرسیدند و منم صادقانه پاسخ دادم ... و ایشون یه سری توضیحات دادند درباره روند کاری و شرکت.... اینکه دو دفتره هستند و خیلی خیلی خیلی خیلی نیروی حسابداری اومده و رفته ( به نقل از ایشان: اکثرا می اومدند شو بازی می کردند و خاله زنک بازی و...) کلیییی سند مونده که باید ثبت بشه چه رسمی ها و چه غیر رسمی ها...... منم گفتم مشکلی نیست من کلا تو زمینه رسمی زیاد کار کردم و از صفر تا صد رو میتونم ( به قول معروف از پی سازی شروع کنم تا استخوان بندی شکل بدیم و..) فقط رسمی رو گفتم خانمه از این صحبت من استقبال کرد و گفت از فردا (21 ام - ساعت 8.30) بیا شروع به کار روز 21ام : من سر ساعت 8.30 رسیدم شرکت ، و یکم صبحانه ای و چایی بخورم شد حوالی ساعت 9 ، یه خانم محترم که حسابدار ارشد بودند، اومدند احوال پرسی و ارائه توضیحات لازم در خصوص نحوه انجام کار ها وسیستم حسابداری که به شکل هست و............ در ابتدا سند تنخواه رو داند من بزنم و یه چند دقیقه ای که من درگیر سند زدن بودم، ازشون پرسیدم : شما راضی هستید؟ خودتون چند وقته اینجا هسیتد و.......... که بهم گفت : من امروز روز آخرمه که اینجام.......://// من نزدیک به 2 هفته اینجا بودم و دارم میرم یکم جا خوردم اولش وگفتم معمولا همه یه هفته ای یا نهایت ی ماهه میرن .... چرا 2 هفته حالا؟؟؟ شروع کردیم به صحبت یکم راجب شرکت و مدیریت و گفت از اوکی هستی بعد از شرکت بیشتر راجبش صحبت کنیم ( شایان به ذکر است: از تایم های استراحت و ناهار و.... صرف نظر میکنم و بیشتر به مطالب مهم می پردازم) حوالی ساعت 17.30 شد ، رفتیم بیرون از شرکت و مفصل و کامل راجب شرکت صحبت کردیم مدیر عامل یه آقایی هست به اسم امیر فرا....ز...مند بکه به شــــــــــــــــــــــــدت بی شخصیت و اصلا حیف صد حیف که کلمه مهندس برای ایشون به کار بره اصلا چیزی به نام شعور، منطق، درک، فهم و از همه مهم تر وجدان نداره و نخواهد هم داشت ( جلوتر اشاره میکنم دوباره) این آقا کلا هیزه و توی یه شرکت که همه پرسنل خانم هستند ( مخصوصا قسمت فروش) قفلی و 24 ساعته روی دوربینه تک تک رفتار و اعمال و حـــــــــــتــــــــــــی شنود میکنه صحبت های کارکنان رو.......... یه لحظه در حد یه استراحتی یا تعارف خوراکی بری پیش بچه های فروش، طوری تخریب شخصیتت میکنه که قابل بیان نیست بعد جلوتر ، میاد بالا سرت مثلا داری سند مثلا تنخواه میزنی یهووووو میاد تو با یه فاکتور فروش بدوووو بدوووو برو مودیان بدوووو اینو بزننن بدووو بدووووو برو جامع تجارت خروج کالا بزن بدوو بدووووو اینو پرینت بگیر اصلا انگار ن اتگار داری کاری انجام میدی و............ بعد اگه حرفی بزنی مثلا بگی آقا من الان درگیرم حالا یه چند دقیقه بعد میشه لطفاً شروع میکنه به حرف زدن برو بابا کار چیه عرضه نداری همزمان کاراتو مدیریت کنی فلان من میگم یعنی همین الان . بحث نکن با من......... بعدش گفت ساعت کاری تا 17 هست ، یه وقتایی مثلا مثال بالا کارهای بین مریضی میاد و شاید نرسی به کارهای جاری برسی ، میاد میگه به من اصلا ربطی نداره کاراتو بکن بعد برو اضافه کاری هم اصلا بهت نمیدم من دارم بهت حقوق میدم که کارامو درست و به موقع بزنی .. مشکل خودته که نمی تونی مدیریت کنی بشین انجام بده بعد برو بعد در آخرگفت: پول درسته مهمه و الان هم دوران سختیه واقعا ولی همین که اوضاع سخته این آدم هم داره روح و روانتو میریزه بهم و اصلا آرامش و امنیت شغلی واقعا نداری.... من سر همین بود 2 هفته بیشتر نتونستم تحمل کنم ، قبل از تو ( منظورش من تازه وارد) خیلی ها اومدن 2 روزه، 3 روزه، یه هفته ای.... حتی یه روز کامل هم نموندن این آدم ( مدیرعامل) رفتار غیر منطقیش خــــیـــــــلــــــــــی بیشتر از منطقی که نداره بیشتره حتی بهم پیشنهاد داد اگه واقعا گرفتاری داری و نیاز به این پول اینجا داری باید اعصاب فولادی داشته باشی ،اما نه دغدغه یا مشکلی نداری واقعا برو و فردا هم نیا........ منم یه چند ساعتی فکر کردم و جدا از هرچیزی واقعا یه دغدغه ای داشتم و مجبور شدم فردا رو برم ولی گفتم با خودم نهایتا یه هفته آزمایشی میرم بعد تصمیم میگیرم.... 22 ام: شروع به کار کردم و واقعا همه چی به معنای خود واژه ""بی در و پیکر" و " بل بشو" و " شلخته و بی نظم" دیدم واقعا راست گفته بود ، رکود گینس داشتند ، نیروی حسابداری میگرفتند و سریع هم اخراج می کردند ..... منم با اینکه دوست داشتم از پی شروع کنم تا اخرش، آستین بالا زدم و شروع کردم به کار کردند...... از تهیه زون کن بگیر تا اصلاح سندهای حسابداری (ماهیت های اشتباه) یا اصلا ثبت تو سیستم نشده بود و... از شانس بد من هم، اخرای ماه بود باید لیست بیمه و حقوق و مالیات درست میکردم..... روز دوم کاریم بود که مدیر عامل منوصدا کرد گفت بیا اتاقم، یه قرارداد داد سه ماهه جلو با سفته 200 میلیونی!!! منم گفتم اگه اجازه میدید ی هفته آزمایشی فعلا پیش بریم بعد قرارداد و سفته!!!!! باز با یه لحن بدی گفت نخیررر همه روز اول قرارداد و سفته میگیرم ازشون و توی قرارداد هم نوشتم هفت تا ده روز آزمایشی... خلاصه به زور اینا از من سفته وقرارداد گرفت، منم ازشون عکسی گرفتم و رسید سفته هم ازش گرفتم فرداش:: وسط کار بودم که یهو دروباز کرد...خببببب چییییکار میکنی.....؟؟؟؟ ها بگو ببینم گفتم دارم سندهای دریافت و پرداخت رو ثبت میکنم... گفت ولش کن برو سامانه مودیان بدو بدو کد بگیر دوو بدو برو اینارو رد کن بدوو می خواهم پول ازشون بگیرم بدووو منم یه سری فاکتور ازش گرفتم رفتم قسمت فروش که یکم راهنمایی و سوال ازشون بپرسم، صدام کرد ، بیااااا ااینجا .... برو پشت میزت اصلا هم بیرون نیااااا. اصلا با بچهای فروش باهاشون ارتباط نگیر کاری هم داشتی اونا باید بیان اتاقت ( بعد شروع کرد به غیبت کردن و پشت سر همکارا حرف زدن، حتی از نفرات قبلی هم شروع کرد به حرفای بد راجبشون زدند ..... کلا همه بد عالم فقط این یوسف پیامبره) یه هفته این طورا گذشت، بنا به درخواست مدیرم، گفت کارای ارزش افزوده داریم و بهم کمک کن ، اضافه کاریت هم بهت میدم منم چون مدیرم منو تایید کرد و بهم یک سری کارا سپرده بود به خاطر ایشون موندم ، حتی تا 10 شب و 11 شب موندم به مدت 3 روز.. که به ایشون کمک کن و کارا خوب پیش بره ( از همون اول هم هدفم هم همین بود) اخرای ماه شد، متاسفانه سر بیمه به یک مشکلی برخودم که جدید بود برای من، برای کارفرما که بیمه رد میکردم هی ارور بازدادند میداد و نیمشد بیمه رو رد کنم...... مدیر عامل هم بهم گفت : من نمیفهم چیه اگه جریمه بشم از حقوق تو هشو کم میکنم :/ هرچه قدر هم بهش توضیح دادم اصلا انگار ( آب توی هاون کوبیدن بود) تو گوش خر یاسین خوندن بود.... سر همین موضوع من 3روز پشت سرهم تا پنج شنبه هم مدام میرفتم شعبه تامین اجتماعی.... ( از بس گاو پیشونی سفید بود اون شرکتته، هرکی میرفتم پیشش میگفت: الان اومدی؟؟ این همه ما نامه پیام زنگ اخطاریه فلان که مشکل داره کد بیمه کارفرما به مشکل برمیخورید ... الان آخر ماهی یادتون افتاده بیان....) حتما باید جریمه بشید تا متوجه بشید........ خلاصه با هزاران راه و خوش زبانی و خوش برخوردی درست کردم مشکل رو.... توی همین اوضاع که من خودم تکی کارامو میکردم، یه نفر آقا هم که حسابدار ارشد به جمع اضافه شد. طرف اصلا بلد نبود حتی با سپیدار کار کنه..... ( من هم کلا آدمی هستم دوست دارم یادبدم اگه چیزی بلد باشم) بهشون آموزش دادم برنامه رو .... مودیان هم تا حدودی بهشون توضیح دادم...... یهو وسط های کار دیدم ، داره کارهای منو انجام میده!! گفتم حقوق و دستمزدها باید اصلاح بشه سندشون..... آخرای ساعت کاری بود مدیر عامل صدام کرد گفت بیا: من ازت می خواهم ( 4تا کارتن موز) تو سندهایی غیررسمی هست که باید توی هلو ثبت بشه........ از امروز کارهای غیررسمی انجام بده .... اون آقای حسابدار ارشد هم کارهای رسمی. من با نهایت احترام و کمال ادب گفتم: من روزی که اومدم برای مصاحبه گفتم فقط تجربه رسمی دارم و تحصیلاتم و حرفه هم فقط برای امور رسمی و قانونی هست ولــــــــی اگه چیزیه باز با مدیر مالی یه صحبتی بکنید.... گفت باشه.... حالا بعدا صبحت میکنیم.((( یادتون باشه فقط))) 2 خرداد: من طبق اصول خودم همیشه اول و دوم هر ماه تایم شیت درمیارم، لیست حقوق و دستمزد آماده میکنم، مرخصی ، مامویت رو با پرسنل و تایم شیت هاشونو باهاشون چک میکردم ... همه رو حاضر و اماده می کردم و برای مدیرم فرستادم که تایید کنه...... ایشون واقعا با اون همه مشغله و حجم کاری ، لیست های منو بررسی و چک میکرد و تماس میگرفت بدم به مدیرعامل که واریزی هاشو انجام بده ( اخر هفته هم تعطیل بود بچها شارژ بشن) دادم به مدیر عامل، گفت الان نه بعدا، کارهای مودیان رو انجام ، خروج هارو بزن( کلا گیرش رو مودیان بود فقط) مدیرم تماس گرفت که برم مالیات پیش ممیز یه سری نامه اینا هست باهاشون هماهنگ کنم و انجام بدم منم تا ظهر درگیر مالیات بودم روز آخر 5 خرداد: همه کارامو انجام دادم، لیست حقوق رو مجدد دادم به مدیرعامل، داشتم کارهای روز شنبه رو از الان اماده میکردم ( فهمیده بودم سال 1404 برای یک ماه کامل، بیمه پرسنل رد نشده بود- می خواستم پیگیری کنم اونو برای شنبه) حوالی بعد از ظهر بود به همه پرسنل مبلغ علی الحساب واریز شد جزء من ساعت 17 شد و من میخواستم برم، دوباره مدیرعامل صدام کرد گفت بیا: رفتم پیشش گفت من یه نیروی کمک حسابدار گرفتم از شنبه میاد، تو توی رزومت گفتی غیررسمی بلد نیستی ( سریع گفتم خیر اینو نگفتم، گفتم انجامش نمیدم – من همه درس وقانون و تجربه ای که دارم سر رسمی هست ولی نگفتم انجام نمیدم) گفت خب من به دردم نمیخوره من یکیو می خواهم هرچی من بگم باید بگه چشم، انجام میدم، من دارم بهت حقوق میدم من دارم بهت نون میدم من مدیرتم من همه کاره ام گفت از شنبه نیا دیگه ، الان هم میگم تسویه اتو انجام بدن برو به سلامت منم گفت عزیز ببخشید قرارداد دارم 3 ماهه!!! گفت نه دیگه توش 7 تا 10 روز آزمایشیه، گفت اره قبول ولی فکر نمیکنید از 10 روز هم بیشتر گذشت ( طرف 30 روز مهلت داده بود، روز 31 ام حمله کرد) گفت نه ازمایشی بود همش.... منم گفتم لااقل قبلش میگفتید اخه 5 روز گذشته الان میگید، چرا قبلش اخطاری یا چیزی نگفتی؟؟؟ گفت من کمک حسابدارمو امروز گرفتم منم بلند شدم درو محکم بستم رفتم بیرون از اون شرکت بعد در اولین فرصت اقدام کردم به شکایت ازش کردم...... بعدا هرجا رفتم پرسیدم ( منظورم اداره کار) گفت اصلا همین که گفت غیررسمی انجام بده و تو انجام ندادی، غیر قانونی و غیر موجه قانونی تورو اخراج کرده.... بعد تو 3 ماه قرارداد داری ازش ... در کل خواستم بگم با اینکه کوتاه مدت ترین تجربه کاری من بود، من تنها هدفی که داشتم درست کردن کارها بود و انجام صحیح مسئولیتی که در اختیارم بود ( با اینکه تک نفره بودم ولی قد یه تیم نهایت تلاش و کوششمو گذاشتم) دوم، هوای پرسنل رو داشتن ، پیگیر پورسانت هاشون، واریزی به موقع حقوق ، حق و حقوقشون، کمک کردن کاری و حتی این اخری که یک ماه بیمه براشون رد نشده بود میخواستم براشون یه اقدامی انجام بدم ........ ولی همین روز آخری اون مبلغ علی الحساب براشون واریز شد و من توستم اون بت ای که داشت رو بشکونم، همین همه خوشحال شدند و لبخند اومد رو لبشون، آخرهفته اشون رو با خوشی شروع بشه ، برای من قد همه چی ارزشمند بود.

رویین پولاد ایرانیان
تولید و صنایع · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

شرکت بسیار بسیار ضعیف در سطح مدیریت و کارکنان.چارت سازمانی، حدود اختیارات، رفتار و کنش حرفه ای و منابع انسانی مفاهیم تعریف نشده در این شرکت هستن. دوربین با امکان ضبط صدا که به کارمندان اعلام نمیشه و فرهنگ زیراب زدن فقط نشان دهنده ضعف بسبار زیاد مدیریت و آگاه بودن خودش به مدیریت ناکارمد هست. تو این شرکت مهارت، تجربه ، متعهد بودن هیچ ارزشی نداره و صرفا باید لینکهای دیگری لا مدیریت داشته باشین. محیط بشدت سمی با مدیر بیسواد و پرادعا که متاسفانه به هیچیک از چهارچوبهای اخلاقی و حرفه ای پایبند نیست.ورود و خروج زیاد پرسنل و عدم پرداخت مزایا را هم اضافه کنید.در انتها اگر برای شخصیت، اعصاب و حرفه تون ارزش قائل هستین حتی به ارسال رزومه هم برای شرکت رویین پولاد فکر نکنید.

نگاه بانک
بانکداری · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویسی·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۲.۰
برنامه نویسی

مصاحبه فنی بد نبود، فقط حس کردم ادمهاشون یک جورین، بعد فنی زیاد قوی نبود ببشتر سعی داشتن خودمو بشناسن تا توانایی هامو، به هرحال تایید شدم و رسید مصاحبه منابع انسانی دو نفر خانم داخل اتاق بودن، خانومی که پشت میز بود عدد و حقوق رو بهم گفتن در‌ انتهای مصاحبه، خانم جوانتر که فکر کنم تازه کار بودن و از روی دفترچشون سوال میکردن و نکات رو مینوشتن انگار تازه کار بودن و یکسری سوالای روتین و معمولی رو‌ میپرسیدن و انکار بازجویی و مچ گیری میخواستن بکنن که به نظرم خیلی ضعیف بودن توی مصاحبه به هرحال توافق نشد و ما نرفتیم اون شرکت

موج پژوه البرز
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۵.۰
کارمند

سلام و عرض ادب، تجربه کاری من در این شرکت بسیار مثبت بود مدیریت قوی و فضای کاری دوستانه از مهم ترین ویژگی های آن بود. امکان دریافت وام برای کارکنان که کمک قابل توجهی در رفع نیازهای مالی ایجاد می کرد. مدیران دلسوز، حرفه ای و توانمند که همواره از کارکنان حمایت می کردند و برای توسعه آن ها اهمیت قائل می شدند. پرداخت پاداش بر اساس عملکرد و قدردانی از تلاش آن ها و همچنین فرهنگ سازمانی بسیار مثبت و جو کاری مطلوبی که همکاری بین همکاران را تسهیل می کرد و باعث حس تعلق و رضایت شغلی میشد. همچنین توجه به رفاه کارکنان بطور مثال با ارائه پک ها و هدایای مناسبتی در مناسبت های مختلف که نشان دهنده ی توجه شرکت به کارکنان بود. خلاصه به نظر من مدیریت قوی و فضای کاری کاملا حرفه ای این شرکت را به محیطی مناسب برای کار و رشد حرفه ای تبدیل کرده است.

موج پژوه البرز
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس ·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۵.۰
کارشناس

این شرکت با توجه به مدیریت جوان و نخبه ای که داره بسیار منظم و دقیق هست و بسیار در دوران جنگ و تعطیلی کشور به فکر ما بود و بیمه ها تمام و کمال رد شد- حقوق ها و عیدی به موقع پرداخت شد که بعدها متوجه شدیم که مدیر عامل شخصا با هماهنگی ریس بانک با وجود تعطیلی بانک ها واریزی های ما رو انجام می دادند که ما در اون شرایط بد با مشکل مالی شدید مواجه نشیم حتی یک مبلغ هم به عنوان کمک هزینه ایام جنگ برای ما واریز کردند که وقتی برگشتیم متوجه شدیم که قرار نیست اون مبلغ و از ما پس بگیرند. حتی پک نوروزی هم که امسال تو اون شرایط امکان تامینش نبود برای عید غدیر آماده و به ما تحویل دادندکه همه اقلام موجود در پک از بهترین برندها بود یکی از مشکلاتی که من در این شرکت دارم جای پارک ماشین هست که به دلیل مراعات حال همسایگان اجازه پارک در حاشیه شرکت نداریم

موج پژوه البرز
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·بازرگانی·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۵.۰
بازرگانی

سلام حضور همگی امروز به طور اتفاقی با برنامه تجربه کاری اشنا شدم و از روی کنجکاوی شرکت موج پژوه را سرچ کردم تا نظرات افراد را مطالعه کنم چون من 6 سال در این شرکت فعالیت داشتم و الان 10 روز است که باز نشسته شدم الان هم مشغول به کار در این شرکت نیستم واقعا نظراتی که ثبت شده به دور از انصاف هست این شرکت یک شرکت دانش بنیان با مدیران جوان و کارافرین ولی کاملا با تجربه میباشد من در زمینه فعالیت این شرکت کاملا بی تجربه بودم اما با اموزش کامل در این شرکت کلی تجربه کاری کسب کردم داشتن سابقه کار دراین شرکت جزءافتخارات سوابق کاریه من محسوب میشود لازم دونستم ازاین تریبون از مدیران و مسئولان شرکت که در زمان جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه با تمامه محدودیتها و شرایط سخت جامعه همچنان به فکرحقوق و عیدی و پکهای سبد کالایی همه کارمندان بودند تشکر کنم بااینکه 40 روز شرکت تعطیل بود ولی ما تمامه حق و حقوق خودمان را دریافت کردیم و وقتی کار مجدد شروع شد مطالباتی نداشتیم امیدوارم این شرکت و مدیرانش همیشه در سلامتی و پیشرفت باشند تا جوانان جویای کار و فعال بتوانند تواناییهای خودرا به نمایش بگذارند موفق و موید باشید عزیزان موج پژوهی

موج پژوه البرز
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۴.۰

با سلام، من الان به مدت سه و سال و نیم هستش که با این مجموعه همکاری دارم و مثل تمام محیط های شغلی دیگه روزهای خوب و بد زیادی رو تجربه کردم و به نظرم هر شخص حرفه ای که تجربه کار کردن در محیط های شغلی بزرگ رو داشته باشه میدونه که فشار کاری و یا مشکلات ممکن هستش که گاهی پیش بیاد ولی چیزی که باعث میشه افراد با وجود تجربه مشکلات به همکاری با مجموعه ای ادامه بده قدرت مدیریت بحران و ارزش گذاری مدیریت اون مجموعه برای بهبود بخشیدن به شرایط هستش و خوشبختانه موج پژوه جزو اون دسته از شرکت هایی هستش که با بازبینی مدام شرایط و گوش دادن به درخواست های پرسنل همواره در جهت بهتر کردن شرایط برای پرسنل پیش میره. نوشته های من تعریف نیست بلکه تجربه های شخصی بنده در این مدت هستش، مدیر مالی و منابع انسانی مجموعه همیشه به صحبت های پرسنل گوش میدن و برای رضایت پرسنل تلاش میکنند، همچنین این موضوع که با وجود شرایط سخت اقتصادی مدیریت شرکت برای تعداد زیاد پرسنل پک های مناسبتی و پک های ارزاق تهیه میکنه که همگی از محصولات با کیفتی هستند که انتخاب همه ما در خریدهای روزانه می باشند و یا پرداخت به موقع حقوق نشان دهنده میزان ارزش گذاری مدیریت برای پرسنل خود می باشد و حتی در جنگ اخیر با وجود تعطیلی مجموعه علاوه بر پرداخت کلیه حق و حقوق قانونی پرسنل مدیریت مبلغی رو تحت عنوان قرض بلاعوض به ما پرداخت کردند که تو شرایط سخت جنگی تحت فشار مالی نباشیم.

موج پژوه البرز
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۵.۰

من با توجه به تجربه ای که داشتم که واقعا بهترین تجربه کاریم بوده ، این شرکت هم مثل بقیه شرکت های دیگه قوانین خودشونو دارن که قطعا آدم بی مسئولیت قادر به انجامش نیست ولی خوب شرکتیه که زحماتتون نادیده گرفته نمیشود و جای پیشرفت دارد و مهم تر از همه چیز همیشه هدف سیستم راحتی کارکنان در بهترین شرایط ممکن بوده است یامسائلی که حتی وظیفه ای برای انجامش ندارند هم انجام میدهند یه عنوان مثال پک های مناسبتی و حتی پشتیبانی مالی در شرایط جنگ یا طبق شرایط شخصی کارکنان پاداش و وام در نظر میگیرند .(ولی متاسفانه کاش امکان دسترسی به اسانسور وجود داشت) اگر انسان مسئولیت پذیر و هدفمندی هستید قطعا این شرکت بهترین انتخابتون خواهد بود .

شمیم خوشگوار
کالای مصرفی و خوراکی · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

شرکت خوشگوار که خیلی ها اون رو به عنوان نوشیدنی های کوکاکولا میشناسند ،شرکتی هست که منابع انسانی درستی نداره و بهتره بگیم اصلا منابع انسانی ساختار یافته ای نداره. منابع انسانی هر شرکتی ویترین اون شرکت هست وقتی که منابع انسانی این شرکت به خصوص خانم ن.ف که یک فرد کاملا مشکل دار هست که مشکلات زندگی اش رو کاملا در کار می آورد و زمانی که پر از مشکل هستی ،تو باید توی خونه بشینی ،نه اینکه بیای سرکار و جو کار هم سمی کنی. بنده به عنوان همکار این خانم ، اصلا کار که انجام نمیده،معلوم نیس با کدوم بند پ اوردن خانم ن .ف را سرکار. حتی توانایی این که بتونه یک مصاحبه رو ست کنه نداره،همه ساعت ها رو باهم مختل میکنه و در اخر مجبور هست مصاحبه ها را کنسل کنه . فقط کافی است که مدیر عامل چند تا رزومه با اسامی مختلف بفرسته و روند این خانم مریض رو رصد کنه و متوجه میشه که چرا اگهی های شغلی منجر به جذب نمیشن و یا چرا خروج نیرو بالا هست این خانم مصاحبه میذاره و ۱۰ دقیقه مونده به مصاحبه ،اون رو کنسل میکنه و این کار رو با خیلی از افراد انجام داده،یک بار میگه مرخصی میخوام برم،یک بار میگه الان حالم خوب نیست که مصاحبه انجام بشه. هر بار به هر دلیلی وقت کارجو رو میگیره و مردم مثل تو بیکار نیستن که برای لحظه به لحظه شون برنامه ریزی دارن واقعا وقتی منابع انسانی این باشه ،دیگه داخل شرکت رو تصور کنید چقدر منظم هست و جالبه بعد از ۶ ماه هنوز نتونسته یک نفر رو جذب کنه. از همه ما هم بیشتر حقوق میگیره ولی کارایی اش صفر.

موج پژوه البرز
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کنترل کیفیت قطعات·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۳.۰
کنترل کیفیت قطعات

بمدت 3 سال در شرکت موج پژوه البرز کار کردم, در واحد بازرگانی و کنترل کیفیت قطعات برای من فضایی پر از یادگیری و کسب تجربه بود البته به همین راحتی میتونه براتون فضای مناسبی رقم نزنه بنظرم برای افرادی که جویای کسب دانش و تجربه فنی هستن بسیار تو این زمینه میتونه کمک کنه اون موقع یادمه خیلی حقوقا خوب نیود ولی میشد با مذاکره و با توجه به رشد کاریتون ارتقا پیدا کرد در شرایط جنگ هم حقوق و عیدی پرداخت شد هدایای مناسبتی داره و همچنین وام های بدون سود مهم‌ترین نکته ای که در موج پژوه البرز میبینم نظم کاری و محیط دوستانه هست، حقوق همیشه سر زمان پرداخت میشه و مدیر تیم ما انصافا انسان منصف و محترمی هستن.

وطن زرین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

من در این شرکت کار کردم. کثیف ترین شرکتی هست که تا حالا داخلش کار کرده بودم. در این شرکت کاری کردن که یک کارمند غش کنه بعدش هم کاری کردن که اون بره............................................................................................................................................................

سنجش افزار آسیا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

منابع انسانی نامنظم و غیرحرفه ای و خودشون هم نمیدونن دنبال چی هستن. الان آگهی شغلی میذارن، فردا اگهی شغلی رو میبندن،همون اگهی شغلی رو مجددا دوباره فردا میذارن و مجددا همین چرخه رو تکرار میکنن تماس میگیرن میگن میتونین بیان مصاحبه؟ میگیم بله. میگن باشه تماس میگیریم باهاتون و تماسی دیگه صورت نمیگیره. اصلا مشکل دارن یک بچه کم سن و سال رو گذاشتن برای تماس ها،که ثبات نداره و نمیدونه باید چیکار کنه داخل شرکت چه اوضاعی هست وقتی منابع انسانی این باشه

تامین خدمات سیستم های کاربردی کاسپین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

اسکار بی در و پیکرترین شرکت میرسه به این شرکت به نظر من خیلی وقت ها ادم ها به خاطر چند درصد حقوق بیشتر سازمان رو ترک نمی کنند اما به خاطر بی احترامی و کار کردن با یه مدیر نامناسب ،خیلی زود تصمیم به رفتن می گیرن دقیقا مصداق همین شرکت هست منابع انسانی که نداره در واقع ۴ تا مترسک نشستن به خاله زنک بازی به خصوص اقای م.ز که رزومه رو نمیدونه برای چه واحدی ارسال کنه،یعنی در این حد بی سواد هست که رزومه طرف رو میفرسته یه بخش و واحد غیر مرتبط. شرکتی بسیار شلوغ ،همه تو هم نشستن،و پر از روابط نامشروع،برای همین دوربین هم خیلی جاها نذاشتن وقتی وارد شرکت میشی پوشش خانم ها به شدت نامناسب هست، که یه لحظه فکر میکنی اشتباه وارد مجموعه بانکی شدی

نرم افزاری داتیس آرین قشم
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

منابع انسانی دقیقا اونجا چیکار میکنه؟منابع انسانی به شدت غیرکارامدی داره که فقط اگهی شغلی میذاره و رزومه ها رو در حالت بررسی شده نگه میذاره،درصورتی که نیرو جذب شده و اگر هم قرار مصاحبه میذاره زنگ میزنه کنسل میکنه یعنی یه مصاحبه نمیتونی ست کنی؟ حتی رزومه ها رو بررسی نمیکنن،فقط اگهی شغلی رو تمدید میکنن

طرفه نگار
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارمند

یعنی محیط بقدری سمی هست و سطح پایین که کمتر جایی میبینی اعتقادی به مدیریت ندارن و از بین کسایی که سابقه بالا دارن و مراتب چاپلوسی و زیرآب زنی رو بهتر به جا میارن انتخاب میشن و میمونن تا تموم بشن چون اگه کسی بخواد جاشون رو بگیره طبق همین قانون زیرآبشون زده میشه مثلا آقای م وث و... نمونه بارز و هیچ نظم و قانونی نداره هر چی بیشتر کار کنی کار بیشتر بهت میدن و هر چی کمتر کار کنی کار کمتر و حتی ارتقا بعضی بخش ها یسری آدم قدیمی بد دهن و بد ذات و حاشیه دوست و حاشیه ساز دارن که دنبال اذیت بقیه ان تا کار کلا برای پشتیبانی یسری آدم بدون سابقه میخوان که تا میتونن ازشون کار بکشن ربات وار که دلشون خوش باشه حقوق دارن و به ظاهر امنیت شغلی برای برنامه نویسی هم یسری دانشجو که به اسم کارآموزی با حقوق کم براشون کار کنن

فناوران برج خنک کن آرمین اکسیر
نفت و گاز · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۲.۰

سلام خیلی حقوق کم و دیر به دیر میدن همش به فکر خودشون و همسرشون هستن خانومشون مثل برده ها با آدم رفتار میکنه فقط فکر حسابای بانکی و تفریحاتشون به ترکیه هستن واقعا یکم به فکر پرسنل باشید امیدوارم تجربه ی تلخ من برتی دیگران تکرار نشه.برایهمه نیروهای کار آرزوی موفقیت دارم تو این وضعیت اقتصادی بد. باحترام

دی رایانه نوین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۳.۰

در مدت همکاری با این شرکت، با شرایطی مواجه شدم که نشان‌دهنده ضعف در برخی بخش‌های مدیریت سطح سرپرستی بود. وجود سوءتفاهم‌های مداوم، نبود شفافیت در ارتباطات و عدم هماهنگی میان بخش‌ها باعث ایجاد فضای کاری ناپایدار شده بود. این مسائل نه تنها بر کیفیت کار تأثیر گذاشت، بلکه باعث کاهش رضایت شغلی و فشار کاری بر کارکنان شد و در نهایت به تصمیم من برای پایان همکاری منجر گردید.

بريد سامانه نوين
تولید و صنایع · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۳.۰
کارمند

در مدت همکاری با این شرکت، با شرایطی مواجه شدم که نشان‌دهنده ضعف در برخی بخش‌های مدیریت سطح سرپرستی بود. وجود سوءتفاهم‌های مداوم، نبود شفافیت در ارتباطات و عدم هماهنگی میان بخش‌ها باعث ایجاد فضای کاری ناپایدار شده بود. این مسائل نه تنها بر کیفیت کار تأثیر گذاشت، بلکه باعث کاهش رضایت شغلی و فشار کاری بر کارکنان شد و در نهایت به تصمیم من برای پایان همکاری منجر گردید.

(توسن (شرکت توسعه سامانه‌های نرم افزاری نگین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس

این آگهی های استخدام که شرکت داره رو جدی بگیرید که هر روز 20 تا 30 تا آگهی میده. چون عمر نیرو تو شرکت چند ماه بیشتر نیست و همه فرار می کنن. از نظر فنی جالب نیست و نه تنها چیزی یاد نمیگیری هر چی هم بلدی قراره یادت بره. جای پیشرفت نداره و فضا بسیار مسموم هستش. مزایایی داره ولی بدی هاش زیاد و مزایا هم کوچیک می کنه. امیدوارم توسن به خودش بیاد و مسایل فنی و کاری رو بهتر کنه.

الکترو صنعت دوار سپنتا
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس حسابداری·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس حسابداری

مطالبی که در ادامه بیان می‌شود، صرفاً در راستای انجام وظیفه و از سر احساس مسئولیت به‌منظور اطلاع‌رسانی درباره واقعیت‌های رخ‌داده و آنچه عملاً اتفاق افتاده است، ارائه می‌گردد.... هدف از بیان مطالب حاضر، صرفاً انعکاس واقعیت‌های موجود و اطلاع‌رسانی درباره وقایع رخ‌داده، بدون هرگونه اغراض شخصی، است.... شرکت دوار صنعت سپنتا واقع در پایین تر از میدان ونک- برج خورشید همه چی از تاریخ 20 اردیبهشت ماه 1405 (2585) شروع شد، من رزومه از طریق سایت جاب این جاب برای این شرکت فرستادم و یه عصری هماهنگ شد برم برای مصاحبه... در ابتدا یه محیط خوب و اوکی بود، یه خانم بودند که مسئول مشاوره مالیاتی و یه جورایی هم مدیر مالی...... از من یک سری سوالات پرسیدند و منم صادقانه پاسخ دادم ... و ایشون یه سری توضیحات دادند درباره روند کاری و شرکت.... اینکه دو دفتره هستند و خیلی خیلی خیلی خیلی نیروی حسابداری اومده و رفته ( به نقل از ایشان: اکثرا می اومدند شو بازی می کردند و خاله زنک بازی و...) کلیییی سند مونده که باید ثبت بشه چه رسمی ها و چه غیر رسمی ها...... منم گفتم مشکلی نیست من کلا تو زمینه رسمی زیاد کار کردم و از صفر تا صد رو میتونم ( به قول معروف از پی سازی شروع کنم تا استخوان بندی شکل بدیم و..) فقط رسمی رو گفتم خانمه از این صحبت من استقبال کرد و گفت از فردا (21 ام - ساعت 8.30) بیا شروع به کار روز 21ام : من سر ساعت 8.30 رسیدم شرکت ، و یکم صبحانه ای و چایی بخورم شد حوالی ساعت 9 ، یه خانم محترم که حسابدار ارشد بودند، اومدند احوال پرسی و ارائه توضیحات لازم در خصوص نحوه انجام کار ها وسیستم حسابداری که به شکل هست و............ در ابتدا سند تنخواه رو داند من بزنم و یه چند دقیقه ای که من درگیر سند زدن بودم، ازشون پرسیدم : شما راضی هستید؟ خودتون چند وقته اینجا هسیتد و.......... که بهم گفت : من امروز روز آخرمه که اینجام.......://// من نزدیک به 2 هفته اینجا بودم و دارم میرم یکم جا خوردم اولش وگفتم معمولا همه یه هفته ای یا نهایت ی ماهه میرن .... چرا 2 هفته حالا؟؟؟ شروع کردیم به صحبت یکم راجب شرکت و مدیریت و گفت از اوکی هستی بعد از شرکت بیشتر راجبش صحبت کنیم ( شایان به ذکر است: از تایم های استراحت و ناهار و.... صرف نظر میکنم و بیشتر به مطالب مهم می پردازم) حوالی ساعت 17.30 شد ، رفتیم بیرون از شرکت و مفصل و کامل راجب شرکت صحبت کردیم مدیر عامل یه آقایی هست به اسم امیر فرا....ز...مند بکه به شــــــــــــــــــــــــدت بی شخصیت و اصلا حیف صد حیف که کلمه مهندس برای ایشون به کار بره اصلا چیزی به نام شعور، منطق، درک، فهم و از همه مهم تر وجدان نداره و نخواهد هم داشت ( جلوتر اشاره میکنم دوباره) این آقا کلا هیزه و توی یه شرکت که همه پرسنل خانم هستند ( مخصوصا قسمت فروش) قفلی و 24 ساعته روی دوربینه تک تک رفتار و اعمال و حـــــــــــتــــــــــــی شنود میکنه صحبت های کارکنان رو.......... یه لحظه در حد یه استراحتی یا تعارف خوراکی بری پیش بچه های فروش، طوری تخریب شخصیتت میکنه که قابل بیان نیست بعد جلوتر ، میاد بالا سرت مثلا داری سند مثلا تنخواه میزنی یهووووو میاد تو با یه فاکتور فروش بدوووو بدوووو برو مودیان بدوووو اینو بزننن بدووو بدووووو برو جامع تجارت خروج کالا بزن بدوو بدووووو اینو پرینت بگیر اصلا انگار ن اتگار داری کاری انجام میدی و............ بعد اگه حرفی بزنی مثلا بگی آقا من الان درگیرم حالا یه چند دقیقه بعد میشه لطفاً شروع میکنه به حرف زدن برو بابا کار چیه عرضه نداری همزمان کاراتو مدیریت کنی فلان من میگم یعنی همین الان . بحث نکن با من......... بعدش گفت ساعت کاری تا 17 هست ، یه وقتایی مثلا مثال بالا کارهای بین مریضی میاد و شاید نرسی به کارهای جاری برسی ، میاد میگه به من اصلا ربطی نداره کاراتو بکن بعد برو اضافه کاری هم اصلا بهت نمیدم من دارم بهت حقوق میدم که کارامو درست و به موقع بزنی .. مشکل خودته که نمی تونی مدیریت کنی بشین انجام بده بعد برو بعد در آخرگفت: پول درسته مهمه و الان هم دوران سختیه واقعا ولی همین که اوضاع سخته این آدم هم داره روح و روانتو میریزه بهم و اصلا آرامش و امنیت شغلی واقعا نداری.... من سر همین بود 2 هفته بیشتر نتونستم تحمل کنم ، قبل از تو ( منظورش من تازه وارد) خیلی ها اومدن 2 روزه، 3 روزه، یه هفته ای.... حتی یه روز کامل هم نموندن این آدم ( مدیرعامل) رفتار غیر منطقیش خــــیـــــــلــــــــــی بیشتر از منطقی که نداره بیشتره حتی بهم پیشنهاد داد اگه واقعا گرفتاری داری و نیاز به این پول اینجا داری باید اعصاب فولادی داشته باشی ،اما نه دغدغه یا مشکلی نداری واقعا برو و فردا هم نیا........ منم یه چند ساعتی فکر کردم و جدا از هرچیزی واقعا یه دغدغه ای داشتم و مجبور شدم فردا رو برم ولی گفتم با خودم نهایتا یه هفته آزمایشی میرم بعد تصمیم میگیرم.... 22 ام: شروع به کار کردم و واقعا همه چی به معنای خود واژه ""بی در و پیکر" و " بل بشو" و " شلخته و بی نظم" دیدم واقعا راست گفته بود ، رکود گینس داشتند ، نیروی حسابداری میگرفتند و سریع هم اخراج می کردند ..... منم با اینکه دوست داشتم از پی شروع کنم تا اخرش، آستین بالا زدم و شروع کردم به کار کردند...... از تهیه زون کن بگیر تا اصلاح سندهای حسابداری (ماهیت های اشتباه) یا اصلا ثبت تو سیستم نشده بود و... از شانس بد من هم، اخرای ماه بود باید لیست بیمه و حقوق و مالیات درست میکردم..... روز دوم کاریم بود که مدیر عامل منوصدا کرد گفت بیا اتاقم، یه قرارداد داد سه ماهه جلو با سفته 200 میلیونی!!! منم گفتم اگه اجازه میدید ی هفته آزمایشی فعلا پیش بریم بعد قرارداد و سفته!!!!! باز با یه لحن بدی گفت نخیررر همه روز اول قرارداد و سفته میگیرم ازشون و توی قرارداد هم نوشتم هفت تا ده روز آزمایشی... خلاصه به زور اینا از من سفته وقرارداد گرفت، منم ازشون عکسی گرفتم و رسید سفته هم ازش گرفتم فرداش:: وسط کار بودم که یهو دروباز کرد...خببببب چییییکار میکنی.....؟؟؟؟ ها بگو ببینم گفتم دارم سندهای دریافت و پرداخت رو ثبت میکنم... گفت ولش کن برو سامانه مودیان بدو بدو کد بگیر دوو بدو برو اینارو رد کن بدوو می خواهم پول ازشون بگیرم بدووو منم یه سری فاکتور ازش گرفتم رفتم قسمت فروش که یکم راهنمایی و سوال ازشون بپرسم، صدام کرد ، بیااااا ااینجا .... برو پشت میزت اصلا هم بیرون نیااااا. اصلا با بچهای فروش باهاشون ارتباط نگیر کاری هم داشتی اونا باید بیان اتاقت ( بعد شروع کرد به غیبت کردن و پشت سر همکارا حرف زدن، حتی از نفرات قبلی هم شروع کرد به حرفای بد راجبشون زدند ..... کلا همه بد عالم فقط این یوسف پیامبره) یه هفته این طورا گذشت، بنا به درخواست مدیرم، گفت کارای ارزش افزوده داریم و بهم کمک کن ، اضافه کاریت هم بهت میدم منم چون مدیرم منو تایید کرد و بهم یک سری کارا سپرده بود به خاطر ایشون موندم ، حتی تا 10 شب و 11 شب موندم به مدت 3 روز.. که به ایشون کمک کن و کارا خوب پیش بره ( از همون اول هم هدفم هم همین بود) اخرای ماه شد، متاسفانه سر بیمه به یک مشکلی برخودم که جدید بود برای من، برای کارفرما که بیمه رد میکردم هی ارور بازدادند میداد و نیمشد بیمه رو رد کنم...... مدیر عامل هم بهم گفت : من نمیفهم چیه اگه جریمه بشم از حقوق تو هشو کم میکنم :/ هرچه قدر هم بهش توضیح دادم اصلا انگار ( آب توی هاون کوبیدن بود) تو گوش خر یاسین خوندن بود.... سر همین موضوع من 3روز پشت سرهم تا پنج شنبه هم مدام میرفتم شعبه تامین اجتماعی.... ( از بس گاو پیشونی سفید بود اون شرکتته، هرکی میرفتم پیشش میگفت: الان اومدی؟؟ این همه ما نامه پیام زنگ اخطاریه فلان که مشکل داره کد بیمه کارفرما به مشکل برمیخورید ... الان آخر ماهی یادتون افتاده بیان....) حتما باید جریمه بشید تا متوجه بشید........ خلاصه با هزاران راه و خوش زبانی و خوش برخوردی درست کردم مشکل رو.... توی همین اوضاع که من خودم تکی کارامو میکردم، یه نفر آقا هم که حسابدار ارشد به جمع اضافه شد. طرف اصلا بلد نبود حتی با سپیدار کار کنه..... ( من هم کلا آدمی هستم دوست دارم یادبدم اگه چیزی بلد باشم) بهشون آموزش دادم برنامه رو .... مودیان هم تا حدودی بهشون توضیح دادم...... یهو وسط های کار دیدم ، داره کارهای منو انجام میده!! گفتم حقوق و دستمزدها باید اصلاح بشه سندشون..... آخرای ساعت کاری بود مدیر عامل صدام کرد گفت بیا: من ازت می خواهم ( 4تا کارتن موز) تو سندهایی غیررسمی هست که باید توی هلو ثبت بشه........ از امروز کارهای غیررسمی انجام بده .... اون آقای حسابدار ارشد هم کارهای رسمی. من با نهایت احترام و کمال ادب گفتم: من روزی که اومدم برای مصاحبه گفتم فقط تجربه رسمی دارم و تحصیلاتم و حرفه هم فقط برای امور رسمی و قانونی هست ولــــــــی اگه چیزیه باز با مدیر مالی یه صحبتی بکنید.... گفت باشه.... حالا بعدا صبحت میکنیم.((( یادتون باشه فقط))) 2 خرداد: من طبق اصول خودم همیشه اول و دوم هر ماه تایم شیت درمیارم، لیست حقوق و دستمزد آماده میکنم، مرخصی ، مامویت رو با پرسنل و تایم شیت هاشونو باهاشون چک میکردم ... همه رو حاضر و اماده می کردم و برای مدیرم فرستادم که تایید کنه...... ایشون واقعا با اون همه مشغله و حجم کاری ، لیست های منو بررسی و چک میکرد و تماس میگرفت بدم به مدیرعامل که واریزی هاشو انجام بده ( اخر هفته هم تعطیل بود بچها شارژ بشن) دادم به مدیر عامل، گفت الان نه بعدا، کارهای مودیان رو انجام ، خروج هارو بزن( کلا گیرش رو مودیان بود فقط) مدیرم تماس گرفت که برم مالیات پیش ممیز یه سری نامه اینا هست باهاشون هماهنگ کنم و انجام بدم منم تا ظهر درگیر مالیات بودم روز آخر 5 خرداد: همه کارامو انجام دادم، لیست حقوق رو مجدد دادم به مدیرعامل، داشتم کارهای روز شنبه رو از الان اماده میکردم ( فهمیده بودم سال 1404 برای یک ماه کامل، بیمه پرسنل رد نشده بود- می خواستم پیگیری کنم اونو برای شنبه) حوالی بعد از ظهر بود به همه پرسنل مبلغ علی الحساب واریز شد جزء من ساعت 17 شد و من میخواستم برم، دوباره مدیرعامل صدام کرد گفت بیا: رفتم پیشش گفت من یه نیروی کمک حسابدار گرفتم از شنبه میاد، تو توی رزومت گفتی غیررسمی بلد نیستی ( سریع گفتم خیر اینو نگفتم، گفتم انجامش نمیدم – من همه درس وقانون و تجربه ای که دارم سر رسمی هست ولی نگفتم انجام نمیدم) گفت خب من به دردم نمیخوره من یکیو می خواهم هرچی من بگم باید بگه چشم، انجام میدم، من دارم بهت حقوق میدم من دارم بهت نون میدم من مدیرتم من همه کاره ام گفت از شنبه نیا دیگه ، الان هم میگم تسویه اتو انجام بدن برو به سلامت منم گفت عزیز ببخشید قرارداد دارم 3 ماهه!!! گفت نه دیگه توش 7 تا 10 روز آزمایشیه، گفت اره قبول ولی فکر نمیکنید از 10 روز هم بیشتر گذشت ( طرف 30 روز مهلت داده بود، روز 31 ام حمله کرد) گفت نه ازمایشی بود همش.... منم گفتم لااقل قبلش میگفتید اخه 5 روز گذشته الان میگید، چرا قبلش اخطاری یا چیزی نگفتی؟؟؟ گفت من کمک حسابدارمو امروز گرفتم منم بلند شدم درو محکم بستم رفتم بیرون از اون شرکت بعد در اولین فرصت اقدام کردم به شکایت ازش کردم...... بعدا هرجا رفتم پرسیدم ( منظورم اداره کار) گفت اصلا همین که گفت غیررسمی انجام بده و تو انجام ندادی، غیر قانونی و غیر موجه قانونی تورو اخراج کرده.... بعد تو 3 ماه قرارداد داری ازش ... در کل خواستم بگم با اینکه کوتاه مدت ترین تجربه کاری من بود، من تنها هدفی که داشتم درست کردن کارها بود و انجام صحیح مسئولیتی که در اختیارم بود ( با اینکه تک نفره بودم ولی قد یه تیم نهایت تلاش و کوششمو گذاشتم) دوم، هوای پرسنل رو داشتن ، پیگیر پورسانت هاشون، واریزی به موقع حقوق ، حق و حقوقشون، کمک کردن کاری و حتی این اخری که یک ماه بیمه براشون رد نشده بود میخواستم براشون یه اقدامی انجام بدم ........ ولی همین روز آخری اون مبلغ علی الحساب براشون واریز شد و من توستم اون بت ای که داشت رو بشکونم، همین همه خوشحال شدند و لبخند اومد رو لبشون، آخرهفته اشون رو با خوشی شروع بشه ، برای من قد همه چی ارزشمند بود. شرکت دوار صنعت سپنتا واقع در پایین تر از میدان ونک- برج خورشید

الکترو صنعت دوار سپنتا
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس حسابداری·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس حسابداری

مطالبی که در ادامه بیان می‌شود، صرفاً در راستای انجام وظیفه و از سر احساس مسئولیت به‌منظور اطلاع‌رسانی درباره واقعیت‌های رخ‌داده و آنچه عملاً اتفاق افتاده است، ارائه می‌گردد.... هدف از بیان مطالب حاضر، صرفاً انعکاس واقعیت‌های موجود و اطلاع‌رسانی درباره وقایع رخ‌داده، بدون هرگونه اغراض شخصی، است.... همه چی از تاریخ 20 اردیبهشت ماه 1405 (2585) شروع شد، من رزومه از طریق سایت جاب این جاب برای این شرکت فرستادم و یه عصری هماهنگ شد برم برای مصاحبه... در ابتدا یه محیط خوب و اوکی بود، یه خانم بودند که مسئول مشاوره مالیاتی و یه جورایی هم مدیر مالی...... از من یک سری سوالات پرسیدند و منم صادقانه پاسخ دادم ... و ایشون یه سری توضیحات دادند درباره روند کاری و شرکت.... اینکه دو دفتره هستند و خیلی خیلی خیلی خیلی نیروی حسابداری اومده و رفته ( به نقل از ایشان: اکثرا می اومدند شو بازی می کردند و خاله زنک بازی و...) کلیییی سند مونده که باید ثبت بشه چه رسمی ها و چه غیر رسمی ها...... منم گفتم مشکلی نیست من کلا تو زمینه رسمی زیاد کار کردم و از صفر تا صد رو میتونم ( به قول معروف از پی سازی شروع کنم تا استخوان بندی شکل بدیم و..) فقط رسمی رو گفتم خانمه از این صحبت من استقبال کرد و گفت از فردا (21 ام - ساعت 8.30) بیا شروع به کار روز 21ام : من سر ساعت 8.30 رسیدم شرکت ، و یکم صبحانه ای و چایی بخورم شد حوالی ساعت 9 ، یه خانم محترم که حسابدار ارشد بودند، اومدند احوال پرسی و ارائه توضیحات لازم در خصوص نحوه انجام کار ها وسیستم حسابداری که به شکل هست و............ در ابتدا سند تنخواه رو داند من بزنم و یه چند دقیقه ای که من درگیر سند زدن بودم، ازشون پرسیدم : شما راضی هستید؟ خودتون چند وقته اینجا هسیتد و.......... که بهم گفت : من امروز روز آخرمه که اینجام.......://// من نزدیک به 2 هفته اینجا بودم و دارم میرم یکم جا خوردم اولش وگفتم معمولا همه یه هفته ای یا نهایت ی ماهه میرن .... چرا 2 هفته حالا؟؟؟ شروع کردیم به صحبت یکم راجب شرکت و مدیریت و گفت از اوکی هستی بعد از شرکت بیشتر راجبش صحبت کنیم ( شایان به ذکر است: از تایم های استراحت و ناهار و.... صرف نظر میکنم و بیشتر به مطالب مهم می پردازم) حوالی ساعت 17.30 شد ، رفتیم بیرون از شرکت و مفصل و کامل راجب شرکت صحبت کردیم مدیر عامل یه آقایی هست به اسم امیر فرا....ز...مند بکه به شــــــــــــــــــــــــدت بی شخصیت و اصلا حیف صد حیف که کلمه مهندس برای ایشون به کار بره اصلا چیزی به نام شعور، منطق، درک، فهم و از همه مهم تر وجدان نداره و نخواهد هم داشت ( جلوتر اشاره میکنم دوباره) این آقا کلا هیزه و توی یه شرکت که همه پرسنل خانم هستند ( مخصوصا قسمت فروش) قفلی و 24 ساعته روی دوربینه تک تک رفتار و اعمال و حـــــــــــتــــــــــــی شنود میکنه صحبت های کارکنان رو.......... یه لحظه در حد یه استراحتی یا تعارف خوراکی بری پیش بچه های فروش، طوری تخریب شخصیتت میکنه که قابل بیان نیست بعد جلوتر ، میاد بالا سرت مثلا داری سند مثلا تنخواه میزنی یهووووو میاد تو با یه فاکتور فروش بدوووو بدوووو برو مودیان بدوووو اینو بزننن بدووو بدووووو برو جامع تجارت خروج کالا بزن بدوو بدووووو اینو پرینت بگیر اصلا انگار ن اتگار داری کاری انجام میدی و............ بعد اگه حرفی بزنی مثلا بگی آقا من الان درگیرم حالا یه چند دقیقه بعد میشه لطفاً شروع میکنه به حرف زدن برو بابا کار چیه عرضه نداری همزمان کاراتو مدیریت کنی فلان من میگم یعنی همین الان . بحث نکن با من......... بعدش گفت ساعت کاری تا 17 هست ، یه وقتایی مثلا مثال بالا کارهای بین مریضی میاد و شاید نرسی به کارهای جاری برسی ، میاد میگه به من اصلا ربطی نداره کاراتو بکن بعد برو اضافه کاری هم اصلا بهت نمیدم من دارم بهت حقوق میدم که کارامو درست و به موقع بزنی .. مشکل خودته که نمی تونی مدیریت کنی بشین انجام بده بعد برو بعد در آخرگفت: پول درسته مهمه و الان هم دوران سختیه واقعا ولی همین که اوضاع سخته این آدم هم داره روح و روانتو میریزه بهم و اصلا آرامش و امنیت شغلی واقعا نداری.... من سر همین بود 2 هفته بیشتر نتونستم تحمل کنم ، قبل از تو ( منظورش من تازه وارد) خیلی ها اومدن 2 روزه، 3 روزه، یه هفته ای.... حتی یه روز کامل هم نموندن این آدم ( مدیرعامل) رفتار غیر منطقیش خــــیـــــــلــــــــــی بیشتر از منطقی که نداره بیشتره حتی بهم پیشنهاد داد اگه واقعا گرفتاری داری و نیاز به این پول اینجا داری باید اعصاب فولادی داشته باشی ،اما نه دغدغه یا مشکلی نداری واقعا برو و فردا هم نیا........ منم یه چند ساعتی فکر کردم و جدا از هرچیزی واقعا یه دغدغه ای داشتم و مجبور شدم فردا رو برم ولی گفتم با خودم نهایتا یه هفته آزمایشی میرم بعد تصمیم میگیرم.... 22 ام: شروع به کار کردم و واقعا همه چی به معنای خود واژه ""بی در و پیکر" و " بل بشو" و " شلخته و بی نظم" دیدم واقعا راست گفته بود ، رکود گینس داشتند ، نیروی حسابداری میگرفتند و سریع هم اخراج می کردند ..... منم با اینکه دوست داشتم از پی شروع کنم تا اخرش، آستین بالا زدم و شروع کردم به کار کردند...... از تهیه زون کن بگیر تا اصلاح سندهای حسابداری (ماهیت های اشتباه) یا اصلا ثبت تو سیستم نشده بود و... از شانس بد من هم، اخرای ماه بود باید لیست بیمه و حقوق و مالیات درست میکردم..... روز دوم کاریم بود که مدیر عامل منوصدا کرد گفت بیا اتاقم، یه قرارداد داد سه ماهه جلو با سفته 200 میلیونی!!! منم گفتم اگه اجازه میدید ی هفته آزمایشی فعلا پیش بریم بعد قرارداد و سفته!!!!! باز با یه لحن بدی گفت نخیررر همه روز اول قرارداد و سفته میگیرم ازشون و توی قرارداد هم نوشتم هفت تا ده روز آزمایشی... خلاصه به زور اینا از من سفته وقرارداد گرفت، منم ازشون عکسی گرفتم و رسید سفته هم ازش گرفتم فرداش:: وسط کار بودم که یهو دروباز کرد...خببببب چییییکار میکنی.....؟؟؟؟ ها بگو ببینم گفتم دارم سندهای دریافت و پرداخت رو ثبت میکنم... گفت ولش کن برو سامانه مودیان بدو بدو کد بگیر دوو بدو برو اینارو رد کن بدوو می خواهم پول ازشون بگیرم بدووو منم یه سری فاکتور ازش گرفتم رفتم قسمت فروش که یکم راهنمایی و سوال ازشون بپرسم، صدام کرد ، بیااااا ااینجا .... برو پشت میزت اصلا هم بیرون نیااااا. اصلا با بچهای فروش باهاشون ارتباط نگیر کاری هم داشتی اونا باید بیان اتاقت ( بعد شروع کرد به غیبت کردن و پشت سر همکارا حرف زدن، حتی از نفرات قبلی هم شروع کرد به حرفای بد راجبشون زدند ..... کلا همه بد عالم فقط این یوسف پیامبره) یه هفته این طورا گذشت، بنا به درخواست مدیرم، گفت کارای ارزش افزوده داریم و بهم کمک کن ، اضافه کاریت هم بهت میدم منم چون مدیرم منو تایید کرد و بهم یک سری کارا سپرده بود به خاطر ایشون موندم ، حتی تا 10 شب و 11 شب موندم به مدت 3 روز.. که به ایشون کمک کن و کارا خوب پیش بره ( از همون اول هم هدفم هم همین بود) اخرای ماه شد، متاسفانه سر بیمه به یک مشکلی برخودم که جدید بود برای من، برای کارفرما که بیمه رد میکردم هی ارور بازدادند میداد و نیمشد بیمه رو رد کنم...... مدیر عامل هم بهم گفت : من نمیفهم چیه اگه جریمه بشم از حقوق تو هشو کم میکنم :/ هرچه قدر هم بهش توضیح دادم اصلا انگار ( آب توی هاون کوبیدن بود) تو گوش خر یاسین خوندن بود.... سر همین موضوع من 3روز پشت سرهم تا پنج شنبه هم مدام میرفتم شعبه تامین اجتماعی.... ( از بس گاو پیشونی سفید بود اون شرکتته، هرکی میرفتم پیشش میگفت: الان اومدی؟؟ این همه ما نامه پیام زنگ اخطاریه فلان که مشکل داره کد بیمه کارفرما به مشکل برمیخورید ... الان آخر ماهی یادتون افتاده بیان....) حتما باید جریمه بشید تا متوجه بشید........ خلاصه با هزاران راه و خوش زبانی و خوش برخوردی درست کردم مشکل رو.... توی همین اوضاع که من خودم تکی کارامو میکردم، یه نفر آقا هم که حسابدار ارشد به جمع اضافه شد. طرف اصلا بلد نبود حتی با سپیدار کار کنه..... ( من هم کلا آدمی هستم دوست دارم یادبدم اگه چیزی بلد باشم) بهشون آموزش دادم برنامه رو .... مودیان هم تا حدودی بهشون توضیح دادم...... یهو وسط های کار دیدم ، داره کارهای منو انجام میده!! گفتم حقوق و دستمزدها باید اصلاح بشه سندشون..... آخرای ساعت کاری بود مدیر عامل صدام کرد گفت بیا: من ازت می خواهم ( 4تا کارتن موز) تو سندهایی غیررسمی هست که باید توی هلو ثبت بشه........ از امروز کارهای غیررسمی انجام بده .... اون آقای حسابدار ارشد هم کارهای رسمی. من با نهایت احترام و کمال ادب گفتم: من روزی که اومدم برای مصاحبه گفتم فقط تجربه رسمی دارم و تحصیلاتم و حرفه هم فقط برای امور رسمی و قانونی هست ولــــــــی اگه چیزیه باز با مدیر مالی یه صحبتی بکنید.... گفت باشه.... حالا بعدا صبحت میکنیم.((( یادتون باشه فقط))) 2 خرداد: من طبق اصول خودم همیشه اول و دوم هر ماه تایم شیت درمیارم، لیست حقوق و دستمزد آماده میکنم، مرخصی ، مامویت رو با پرسنل و تایم شیت هاشونو باهاشون چک میکردم ... همه رو حاضر و اماده می کردم و برای مدیرم فرستادم که تایید کنه...... ایشون واقعا با اون همه مشغله و حجم کاری ، لیست های منو بررسی و چک میکرد و تماس میگرفت بدم به مدیرعامل که واریزی هاشو انجام بده ( اخر هفته هم تعطیل بود بچها شارژ بشن) دادم به مدیر عامل، گفت الان نه بعدا، کارهای مودیان رو انجام ، خروج هارو بزن( کلا گیرش رو مودیان بود فقط) مدیرم تماس گرفت که برم مالیات پیش ممیز یه سری نامه اینا هست باهاشون هماهنگ کنم و انجام بدم منم تا ظهر درگیر مالیات بودم روز آخر 5 خرداد: همه کارامو انجام دادم، لیست حقوق رو مجدد دادم به مدیرعامل، داشتم کارهای روز شنبه رو از الان اماده میکردم ( فهمیده بودم سال 1404 برای یک ماه کامل، بیمه پرسنل رد نشده بود- می خواستم پیگیری کنم اونو برای شنبه) حوالی بعد از ظهر بود به همه پرسنل مبلغ علی الحساب واریز شد جزء من ساعت 17 شد و من میخواستم برم، دوباره مدیرعامل صدام کرد گفت بیا: رفتم پیشش گفت من یه نیروی کمک حسابدار گرفتم از شنبه میاد، تو توی رزومت گفتی غیررسمی بلد نیستی ( سریع گفتم خیر اینو نگفتم، گفتم انجامش نمیدم – من همه درس وقانون و تجربه ای که دارم سر رسمی هست ولی نگفتم انجام نمیدم) گفت خب من به دردم نمیخوره من یکیو می خواهم هرچی من بگم باید بگه چشم، انجام میدم، من دارم بهت حقوق میدم من دارم بهت نون میدم من مدیرتم من همه کاره ام گفت از شنبه نیا دیگه ، الان هم میگم تسویه اتو انجام بدن برو به سلامت منم گفت عزیز ببخشید قرارداد دارم 3 ماهه!!! گفت نه دیگه توش 7 تا 10 روز آزمایشیه، گفت اره قبول ولی فکر نمیکنید از 10 روز هم بیشتر گذشت ( طرف 30 روز مهلت داده بود، روز 31 ام حمله کرد) گفت نه ازمایشی بود همش.... منم گفتم لااقل قبلش میگفتید اخه 5 روز گذشته الان میگید، چرا قبلش اخطاری یا چیزی نگفتی؟؟؟ گفت من کمک حسابدارمو امروز گرفتم منم بلند شدم درو محکم بستم رفتم بیرون از اون شرکت بعد در اولین فرصت اقدام کردم به شکایت ازش کردم...... بعدا هرجا رفتم پرسیدم ( منظورم اداره کار) گفت اصلا همین که گفت غیررسمی انجام بده و تو انجام ندادی، غیر قانونی و غیر موجه قانونی تورو اخراج کرده.... بعد تو 3 ماه قرارداد داری ازش ... در کل خواستم بگم با اینکه کوتاه مدت ترین تجربه کاری من بود، من تنها هدفی که داشتم درست کردن کارها بود و انجام صحیح مسئولیتی که در اختیارم بود ( با اینکه تک نفره بودم ولی قد یه تیم نهایت تلاش و کوششمو گذاشتم) دوم، هوای پرسنل رو داشتن ، پیگیر پورسانت هاشون، واریزی به موقع حقوق ، حق و حقوقشون، کمک کردن کاری و حتی این اخری که یک ماه بیمه براشون رد نشده بود میخواستم براشون یه اقدامی انجام بدم ........ ولی همین روز آخری اون مبلغ علی الحساب براشون واریز شد و من توستم اون بت ای که داشت رو بشکونم، همین همه خوشحال شدند و لبخند اومد رو لبشون، آخرهفته اشون رو با خوشی شروع بشه ، برای من قد همه چی ارزشمند بود.

رویین پولاد ایرانیان
تولید و صنایع · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

شرکت بسیار بسیار ضعیف در سطح مدیریت و کارکنان.چارت سازمانی، حدود اختیارات، رفتار و کنش حرفه ای و منابع انسانی مفاهیم تعریف نشده در این شرکت هستن. دوربین با امکان ضبط صدا که به کارمندان اعلام نمیشه و فرهنگ زیراب زدن فقط نشان دهنده ضعف بسبار زیاد مدیریت و آگاه بودن خودش به مدیریت ناکارمد هست. تو این شرکت مهارت، تجربه ، متعهد بودن هیچ ارزشی نداره و صرفا باید لینکهای دیگری لا مدیریت داشته باشین. محیط بشدت سمی با مدیر بیسواد و پرادعا که متاسفانه به هیچیک از چهارچوبهای اخلاقی و حرفه ای پایبند نیست.ورود و خروج زیاد پرسنل و عدم پرداخت مزایا را هم اضافه کنید.در انتها اگر برای شخصیت، اعصاب و حرفه تون ارزش قائل هستین حتی به ارسال رزومه هم برای شرکت رویین پولاد فکر نکنید.

نگاه بانک
بانکداری · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویسی·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۲.۰
برنامه نویسی

مصاحبه فنی بد نبود، فقط حس کردم ادمهاشون یک جورین، بعد فنی زیاد قوی نبود ببشتر سعی داشتن خودمو بشناسن تا توانایی هامو، به هرحال تایید شدم و رسید مصاحبه منابع انسانی دو نفر خانم داخل اتاق بودن، خانومی که پشت میز بود عدد و حقوق رو بهم گفتن در‌ انتهای مصاحبه، خانم جوانتر که فکر کنم تازه کار بودن و از روی دفترچشون سوال میکردن و نکات رو مینوشتن انگار تازه کار بودن و یکسری سوالای روتین و معمولی رو‌ میپرسیدن و انکار بازجویی و مچ گیری میخواستن بکنن که به نظرم خیلی ضعیف بودن توی مصاحبه به هرحال توافق نشد و ما نرفتیم اون شرکت

موج پژوه البرز
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۵.۰
کارمند

سلام و عرض ادب، تجربه کاری من در این شرکت بسیار مثبت بود مدیریت قوی و فضای کاری دوستانه از مهم ترین ویژگی های آن بود. امکان دریافت وام برای کارکنان که کمک قابل توجهی در رفع نیازهای مالی ایجاد می کرد. مدیران دلسوز، حرفه ای و توانمند که همواره از کارکنان حمایت می کردند و برای توسعه آن ها اهمیت قائل می شدند. پرداخت پاداش بر اساس عملکرد و قدردانی از تلاش آن ها و همچنین فرهنگ سازمانی بسیار مثبت و جو کاری مطلوبی که همکاری بین همکاران را تسهیل می کرد و باعث حس تعلق و رضایت شغلی میشد. همچنین توجه به رفاه کارکنان بطور مثال با ارائه پک ها و هدایای مناسبتی در مناسبت های مختلف که نشان دهنده ی توجه شرکت به کارکنان بود. خلاصه به نظر من مدیریت قوی و فضای کاری کاملا حرفه ای این شرکت را به محیطی مناسب برای کار و رشد حرفه ای تبدیل کرده است.

موج پژوه البرز
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس ·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۵.۰
کارشناس

این شرکت با توجه به مدیریت جوان و نخبه ای که داره بسیار منظم و دقیق هست و بسیار در دوران جنگ و تعطیلی کشور به فکر ما بود و بیمه ها تمام و کمال رد شد- حقوق ها و عیدی به موقع پرداخت شد که بعدها متوجه شدیم که مدیر عامل شخصا با هماهنگی ریس بانک با وجود تعطیلی بانک ها واریزی های ما رو انجام می دادند که ما در اون شرایط بد با مشکل مالی شدید مواجه نشیم حتی یک مبلغ هم به عنوان کمک هزینه ایام جنگ برای ما واریز کردند که وقتی برگشتیم متوجه شدیم که قرار نیست اون مبلغ و از ما پس بگیرند. حتی پک نوروزی هم که امسال تو اون شرایط امکان تامینش نبود برای عید غدیر آماده و به ما تحویل دادندکه همه اقلام موجود در پک از بهترین برندها بود یکی از مشکلاتی که من در این شرکت دارم جای پارک ماشین هست که به دلیل مراعات حال همسایگان اجازه پارک در حاشیه شرکت نداریم

موج پژوه البرز
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·بازرگانی·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۵.۰
بازرگانی

سلام حضور همگی امروز به طور اتفاقی با برنامه تجربه کاری اشنا شدم و از روی کنجکاوی شرکت موج پژوه را سرچ کردم تا نظرات افراد را مطالعه کنم چون من 6 سال در این شرکت فعالیت داشتم و الان 10 روز است که باز نشسته شدم الان هم مشغول به کار در این شرکت نیستم واقعا نظراتی که ثبت شده به دور از انصاف هست این شرکت یک شرکت دانش بنیان با مدیران جوان و کارافرین ولی کاملا با تجربه میباشد من در زمینه فعالیت این شرکت کاملا بی تجربه بودم اما با اموزش کامل در این شرکت کلی تجربه کاری کسب کردم داشتن سابقه کار دراین شرکت جزءافتخارات سوابق کاریه من محسوب میشود لازم دونستم ازاین تریبون از مدیران و مسئولان شرکت که در زمان جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه با تمامه محدودیتها و شرایط سخت جامعه همچنان به فکرحقوق و عیدی و پکهای سبد کالایی همه کارمندان بودند تشکر کنم بااینکه 40 روز شرکت تعطیل بود ولی ما تمامه حق و حقوق خودمان را دریافت کردیم و وقتی کار مجدد شروع شد مطالباتی نداشتیم امیدوارم این شرکت و مدیرانش همیشه در سلامتی و پیشرفت باشند تا جوانان جویای کار و فعال بتوانند تواناییهای خودرا به نمایش بگذارند موفق و موید باشید عزیزان موج پژوهی

موج پژوه البرز
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۴.۰

با سلام، من الان به مدت سه و سال و نیم هستش که با این مجموعه همکاری دارم و مثل تمام محیط های شغلی دیگه روزهای خوب و بد زیادی رو تجربه کردم و به نظرم هر شخص حرفه ای که تجربه کار کردن در محیط های شغلی بزرگ رو داشته باشه میدونه که فشار کاری و یا مشکلات ممکن هستش که گاهی پیش بیاد ولی چیزی که باعث میشه افراد با وجود تجربه مشکلات به همکاری با مجموعه ای ادامه بده قدرت مدیریت بحران و ارزش گذاری مدیریت اون مجموعه برای بهبود بخشیدن به شرایط هستش و خوشبختانه موج پژوه جزو اون دسته از شرکت هایی هستش که با بازبینی مدام شرایط و گوش دادن به درخواست های پرسنل همواره در جهت بهتر کردن شرایط برای پرسنل پیش میره. نوشته های من تعریف نیست بلکه تجربه های شخصی بنده در این مدت هستش، مدیر مالی و منابع انسانی مجموعه همیشه به صحبت های پرسنل گوش میدن و برای رضایت پرسنل تلاش میکنند، همچنین این موضوع که با وجود شرایط سخت اقتصادی مدیریت شرکت برای تعداد زیاد پرسنل پک های مناسبتی و پک های ارزاق تهیه میکنه که همگی از محصولات با کیفتی هستند که انتخاب همه ما در خریدهای روزانه می باشند و یا پرداخت به موقع حقوق نشان دهنده میزان ارزش گذاری مدیریت برای پرسنل خود می باشد و حتی در جنگ اخیر با وجود تعطیلی مجموعه علاوه بر پرداخت کلیه حق و حقوق قانونی پرسنل مدیریت مبلغی رو تحت عنوان قرض بلاعوض به ما پرداخت کردند که تو شرایط سخت جنگی تحت فشار مالی نباشیم.

موج پژوه البرز
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۵.۰

من با توجه به تجربه ای که داشتم که واقعا بهترین تجربه کاریم بوده ، این شرکت هم مثل بقیه شرکت های دیگه قوانین خودشونو دارن که قطعا آدم بی مسئولیت قادر به انجامش نیست ولی خوب شرکتیه که زحماتتون نادیده گرفته نمیشود و جای پیشرفت دارد و مهم تر از همه چیز همیشه هدف سیستم راحتی کارکنان در بهترین شرایط ممکن بوده است یامسائلی که حتی وظیفه ای برای انجامش ندارند هم انجام میدهند یه عنوان مثال پک های مناسبتی و حتی پشتیبانی مالی در شرایط جنگ یا طبق شرایط شخصی کارکنان پاداش و وام در نظر میگیرند .(ولی متاسفانه کاش امکان دسترسی به اسانسور وجود داشت) اگر انسان مسئولیت پذیر و هدفمندی هستید قطعا این شرکت بهترین انتخابتون خواهد بود .

شمیم خوشگوار
کالای مصرفی و خوراکی · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

شرکت خوشگوار که خیلی ها اون رو به عنوان نوشیدنی های کوکاکولا میشناسند ،شرکتی هست که منابع انسانی درستی نداره و بهتره بگیم اصلا منابع انسانی ساختار یافته ای نداره. منابع انسانی هر شرکتی ویترین اون شرکت هست وقتی که منابع انسانی این شرکت به خصوص خانم ن.ف که یک فرد کاملا مشکل دار هست که مشکلات زندگی اش رو کاملا در کار می آورد و زمانی که پر از مشکل هستی ،تو باید توی خونه بشینی ،نه اینکه بیای سرکار و جو کار هم سمی کنی. بنده به عنوان همکار این خانم ، اصلا کار که انجام نمیده،معلوم نیس با کدوم بند پ اوردن خانم ن .ف را سرکار. حتی توانایی این که بتونه یک مصاحبه رو ست کنه نداره،همه ساعت ها رو باهم مختل میکنه و در اخر مجبور هست مصاحبه ها را کنسل کنه . فقط کافی است که مدیر عامل چند تا رزومه با اسامی مختلف بفرسته و روند این خانم مریض رو رصد کنه و متوجه میشه که چرا اگهی های شغلی منجر به جذب نمیشن و یا چرا خروج نیرو بالا هست این خانم مصاحبه میذاره و ۱۰ دقیقه مونده به مصاحبه ،اون رو کنسل میکنه و این کار رو با خیلی از افراد انجام داده،یک بار میگه مرخصی میخوام برم،یک بار میگه الان حالم خوب نیست که مصاحبه انجام بشه. هر بار به هر دلیلی وقت کارجو رو میگیره و مردم مثل تو بیکار نیستن که برای لحظه به لحظه شون برنامه ریزی دارن واقعا وقتی منابع انسانی این باشه ،دیگه داخل شرکت رو تصور کنید چقدر منظم هست و جالبه بعد از ۶ ماه هنوز نتونسته یک نفر رو جذب کنه. از همه ما هم بیشتر حقوق میگیره ولی کارایی اش صفر.

موج پژوه البرز
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کنترل کیفیت قطعات·۲۱ خرداد ۱۴۰۵
۳.۰
کنترل کیفیت قطعات

بمدت 3 سال در شرکت موج پژوه البرز کار کردم, در واحد بازرگانی و کنترل کیفیت قطعات برای من فضایی پر از یادگیری و کسب تجربه بود البته به همین راحتی میتونه براتون فضای مناسبی رقم نزنه بنظرم برای افرادی که جویای کسب دانش و تجربه فنی هستن بسیار تو این زمینه میتونه کمک کنه اون موقع یادمه خیلی حقوقا خوب نیود ولی میشد با مذاکره و با توجه به رشد کاریتون ارتقا پیدا کرد در شرایط جنگ هم حقوق و عیدی پرداخت شد هدایای مناسبتی داره و همچنین وام های بدون سود مهم‌ترین نکته ای که در موج پژوه البرز میبینم نظم کاری و محیط دوستانه هست، حقوق همیشه سر زمان پرداخت میشه و مدیر تیم ما انصافا انسان منصف و محترمی هستن.

وطن زرین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

من در این شرکت کار کردم. کثیف ترین شرکتی هست که تا حالا داخلش کار کرده بودم. در این شرکت کاری کردن که یک کارمند غش کنه بعدش هم کاری کردن که اون بره............................................................................................................................................................

سنجش افزار آسیا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

منابع انسانی نامنظم و غیرحرفه ای و خودشون هم نمیدونن دنبال چی هستن. الان آگهی شغلی میذارن، فردا اگهی شغلی رو میبندن،همون اگهی شغلی رو مجددا دوباره فردا میذارن و مجددا همین چرخه رو تکرار میکنن تماس میگیرن میگن میتونین بیان مصاحبه؟ میگیم بله. میگن باشه تماس میگیریم باهاتون و تماسی دیگه صورت نمیگیره. اصلا مشکل دارن یک بچه کم سن و سال رو گذاشتن برای تماس ها،که ثبات نداره و نمیدونه باید چیکار کنه داخل شرکت چه اوضاعی هست وقتی منابع انسانی این باشه

تامین خدمات سیستم های کاربردی کاسپین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

اسکار بی در و پیکرترین شرکت میرسه به این شرکت به نظر من خیلی وقت ها ادم ها به خاطر چند درصد حقوق بیشتر سازمان رو ترک نمی کنند اما به خاطر بی احترامی و کار کردن با یه مدیر نامناسب ،خیلی زود تصمیم به رفتن می گیرن دقیقا مصداق همین شرکت هست منابع انسانی که نداره در واقع ۴ تا مترسک نشستن به خاله زنک بازی به خصوص اقای م.ز که رزومه رو نمیدونه برای چه واحدی ارسال کنه،یعنی در این حد بی سواد هست که رزومه طرف رو میفرسته یه بخش و واحد غیر مرتبط. شرکتی بسیار شلوغ ،همه تو هم نشستن،و پر از روابط نامشروع،برای همین دوربین هم خیلی جاها نذاشتن وقتی وارد شرکت میشی پوشش خانم ها به شدت نامناسب هست، که یه لحظه فکر میکنی اشتباه وارد مجموعه بانکی شدی

نرم افزاری داتیس آرین قشم
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰

منابع انسانی دقیقا اونجا چیکار میکنه؟منابع انسانی به شدت غیرکارامدی داره که فقط اگهی شغلی میذاره و رزومه ها رو در حالت بررسی شده نگه میذاره،درصورتی که نیرو جذب شده و اگر هم قرار مصاحبه میذاره زنگ میزنه کنسل میکنه یعنی یه مصاحبه نمیتونی ست کنی؟ حتی رزومه ها رو بررسی نمیکنن،فقط اگهی شغلی رو تمدید میکنن

طرفه نگار
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارمند

یعنی محیط بقدری سمی هست و سطح پایین که کمتر جایی میبینی اعتقادی به مدیریت ندارن و از بین کسایی که سابقه بالا دارن و مراتب چاپلوسی و زیرآب زنی رو بهتر به جا میارن انتخاب میشن و میمونن تا تموم بشن چون اگه کسی بخواد جاشون رو بگیره طبق همین قانون زیرآبشون زده میشه مثلا آقای م وث و... نمونه بارز و هیچ نظم و قانونی نداره هر چی بیشتر کار کنی کار بیشتر بهت میدن و هر چی کمتر کار کنی کار کمتر و حتی ارتقا بعضی بخش ها یسری آدم قدیمی بد دهن و بد ذات و حاشیه دوست و حاشیه ساز دارن که دنبال اذیت بقیه ان تا کار کلا برای پشتیبانی یسری آدم بدون سابقه میخوان که تا میتونن ازشون کار بکشن ربات وار که دلشون خوش باشه حقوق دارن و به ظاهر امنیت شغلی برای برنامه نویسی هم یسری دانشجو که به اسم کارآموزی با حقوق کم براشون کار کنن

فناوران برج خنک کن آرمین اکسیر
نفت و گاز · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۲.۰

سلام خیلی حقوق کم و دیر به دیر میدن همش به فکر خودشون و همسرشون هستن خانومشون مثل برده ها با آدم رفتار میکنه فقط فکر حسابای بانکی و تفریحاتشون به ترکیه هستن واقعا یکم به فکر پرسنل باشید امیدوارم تجربه ی تلخ من برتی دیگران تکرار نشه.برایهمه نیروهای کار آرزوی موفقیت دارم تو این وضعیت اقتصادی بد. باحترام

دی رایانه نوین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۳.۰

در مدت همکاری با این شرکت، با شرایطی مواجه شدم که نشان‌دهنده ضعف در برخی بخش‌های مدیریت سطح سرپرستی بود. وجود سوءتفاهم‌های مداوم، نبود شفافیت در ارتباطات و عدم هماهنگی میان بخش‌ها باعث ایجاد فضای کاری ناپایدار شده بود. این مسائل نه تنها بر کیفیت کار تأثیر گذاشت، بلکه باعث کاهش رضایت شغلی و فشار کاری بر کارکنان شد و در نهایت به تصمیم من برای پایان همکاری منجر گردید.

بريد سامانه نوين
تولید و صنایع · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۰ خرداد ۱۴۰۵
۳.۰
کارمند

در مدت همکاری با این شرکت، با شرایطی مواجه شدم که نشان‌دهنده ضعف در برخی بخش‌های مدیریت سطح سرپرستی بود. وجود سوءتفاهم‌های مداوم، نبود شفافیت در ارتباطات و عدم هماهنگی میان بخش‌ها باعث ایجاد فضای کاری ناپایدار شده بود. این مسائل نه تنها بر کیفیت کار تأثیر گذاشت، بلکه باعث کاهش رضایت شغلی و فشار کاری بر کارکنان شد و در نهایت به تصمیم من برای پایان همکاری منجر گردید.