به خاطر تجربهای که داشتم، تصمیم گرفتم روایت را به شکل روشن و صریحتری بازگو کنم. جذب در این مجموعه به ظاهر هلدینگی به شدت عجیب بود و بهانهگیریهای زیادی در فرآیند وجود داشت. اولین تماس از دفتر مدیر عامل بود و منشی با اصرار درخواست حضور در مصاحبه را داشت، هرچند من تمایلی برای حضور نداشتم و چند نفر را هم معرف کرده بودم که مرا توصیه کرده بودند. در گفتگوی نخست با مدیر عامل، مشخص نبود برای کدام پوزیشن مصاحبه میکنم و بین دو سمت مختلف سردرگمی وجود داشت؛ اطلاعاتی هم درباره شرح کار یا حقوق ارائه نمیشد و مدیر عامل با تأخیر حداقل نیم ساعته وارد جلسه شد. در ادامه، در جلسه کانون ارزیابی یک روزه شرکت کردم که شامل آزمونهای متنوعی مانند دیسک، MBTI، هوش هیجانی و رول پلی بود و من بالاترین امتیاز را به دست آوردم. سپس مصاحبه دوم به صورت آنلاین برگزار شد که نام فرد برگزارکننده و پوزیشنش را بهخاطر ندارم و ارزیابی ایشان ارتباطی با واحد فروش نداشت. سپس نوبت به مصاحبه سوم رسید که با مدیر عامل و مدیر منابع انسانی بود و من پیشنهاد پکیج حقوقی خودم را مطرح کردم. در مصاحبه چهارم، حضور مدیر عامل، مدیر منابع انسانی و آقای دیگری وجود داشت که همواره سؤال میکردند و فهرست سؤالاتشان غیر مرتبط بود، بهگونهای که بیشتر میخواستند برای مدیر عامل خودی نشان دهند. در این مرحله نیز هیچ اطلاعاتی درباره شرایط و مزایای حقوقی داده نشد و در حالی که دو پوزیشن موجود بود، تردید داشتم و تأخیر تقریبی چهل دقیقهای گزارش شد تا فرآیند مصاحبه انجام شود. در نهایت ایمیلی دریافت شد مبنی بر عدم نیاز شرکت به همکاری از طرف من به دلیل عدم توان پرداخت پکیج پیشنهادی.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من قصد دارم درباره گروه پیوست و نحوهی تیمهای پشتیبانی یا برنامهنویسی منابع انسانی این شرکت اطلاعاتی دقیق به دست آورم، چون محیط کار برام خیلی مهم است و میخواهم برای مصاحبه آماده بشم. اگر کسی از همکاران یا دوستانی که در این تیم تجربهای دارند تجربهشون رو بگه و توضیح بده مدیران و افراد کارمند در این تیم چهطور هستند، خیلی ممنون میشوم.
ما فکر میکنم این موسسه بهکارآموزی حسابداری منبعی برای بحران بود و تجربهام را بهصورتی تازه و بیطرفانه بازگو میکنم. در ابتدا با یک دوره کارآموزی مواجه شدم که وعده استخدام پس از آن داده میشد، اما روند مصاحبه فقط حول این میچرخید که باید پولی پرداخت کنم تا وارد دوره شوم. پس از پایان کارآموزی هم گفتند که در صورت تکمیل دوره، از من استخدام خواهند شد، اما به جای این، فردی با دستگاه کارتخوان آمده و مبلغی از من دریافت کرده و رسیدی برای عدم بازپرداخت ارائه شد. هنگام ورود به کلاس حسابداری، از من پرسشهایی مطرح میشد که اگر پاسخ مناسبی نمیدادم، دوباره خواسته پرداخت میشد. اگر از انجام این درخواستها امتناع میکردم، کوششان بود تا کارت من را نگه دارند و کلاسها بهطور مداوم برگزار نمیشدند تا پولی که میخواستند دریافت کنند. همچنین دورهها و کلاسها به شیوهای ساده و سنتی برگزار میشد و هیچکدام از ویژگیهای یک کارگاه حرفهای را نداشتند. تیم مجموعه شامل چند نفر کارمند و مدیر اجرایی بود؛ در آن زمان فقط چند نفر کارمند زن و مدیری با عنوان مهندس وجود داشتند. اینها تجربهای بود که برای من افتاد و مبلغی هم از دست دادم. به شدت به دیگران پیشنهاد میکنم از اعتماد کردن به این موسسه پرهیز کنند و از رفتن به چنین مجموعههایی خودداری کنند.
در حال حاضر به خاطر سابقهای که داشتم، فهمیدم که این مجموعه به هیچ وجه نمیتونه جایگاه معتبر و حرفهای برای کارجوها باشه. در آگهیهای استخدامی ظاهرا وعدههای فریبندهای داده میشه و هدف اصلیشون اینه که افراد رو به دورهی کارآموزی ببرن و بعد از رد و بدل شدن وجه، قول استخدام بدهند که در عمل هیچگاه اتفاق نمیافته. در فرآیند مصاحبه تنها چیزی که باهاش روبهرو میشم این بود که باید هزینهای پرداخت کنم تا وارد دوره بشم و بعد از اتمام کارآموزی به من قول استخدام بدهند؛ اما در ادامه با حضور فردی از مجموعه که کارتخوان به همراه داشت، مبلغی از من دریافت شد و رسیدی مبنی بر عدم بازگشت این مبلغ به من داده شد. وقتی وارد کلاس حسابداری شدم، پرسشهایی مطرح شد که اگر پاسخ مناسبی نداشتم، دوباره از من پول میخواستند. در صورت پذیرش نکردن خواستهها، گمان میکردم که به کارهایم آسیب میزنند و کلاسها هم در نهایت به صورت سطحی و بدون کیفیت برگزار میشدند؛ تا کنون هیچ استخدامی واقعی صورت نگرفته و تیمی مناسب یا کارمندانی با تجربه وجود نداشتند. کل مجموعه تنها حدود پنج نفر بود که سه تا چهار نفر از آنها منشیانی خانم بودند و به نظر میرسید مدیرعامل مهندس جلیلی نام دارد. این تجربهای بود که برای من رخ داد و مبلغی هم از دستم رفت. به هر حال پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان به این موسسه اعتماد نکنید و از آن فرار کنید.
برای ازکی سلر رفتم تا اولین تجربهم از ورود به یک شرکت تازه را بنویسم و دوباره متوجه شدم که هماهنگی داخلی حرف اول را میزند. مصاحبه فنی به صورت آنلاین بود و حرفهای بهنظر میرسید؛ در حالی که مصاحبه منابع انسانی حضوری را تجربه کردم که بهنوعی ناگهانی و نامشخص بود. اولین ورود به شرکت بود و مدت کوتاهی دوروبر را گشت زدم تا فهمیدم کجا بروم و هیچکس مسیر را مشخص نکرد. رفتوآمد برای یافتن اتاق مصاحبه نزدیک بینظمی به خود گرفت و حدود بیست دقیقه منتظر آغاز بودم. مصاحبهگر از نظر حرفهای بودن خیلی فاصله داشت و سوالات را سطحی مرور میکرد و انگار کار را از روی اجبار انجام میداد. در مجموع حس مثبتی نسبت به سازمان پیدا نکردم.
سلام تجربه مصاحبه ام با توسن رو دوست داشتم در میون بزارم. مصاحبه اول تلفنی بود و مسئول واحد تماس گرفتن. بعد از اون یه مصاحبه حضوری با منابع انسانی و بازهم مسئول واحد. مصاحبه سوم اسما فنی بود که ایمیل زدن راجع به این مطالب امادگی داشته باشید ... و اما زمانی که تو جلسه رفتم... ۵ نفر دور یه میزمیشینن و پشت هم ازت سوال میکنن. که حس خوشایندی نیست. انگار بهت پوزخند میزنن . این مورد رو توی چندین تجربه دوستان دیگه در ویکی تجربه خونده بودم و تاییدش میکنم به شخصه. جالبتر اینکه حتی یک سوال در مورد موضاعات فنی و تخصصی که گفته بودن نپرسیدن. سوالات بیشتر شخصی و روانشناسی بود. درکل روند مصاحبه رو با اون ایمیلی که فرستادن منحرف کردن
حدود دو ماه پیش فرآیند مصاحبه با این شرکت آغاز شد و در نهایت پنج مرحله داشت. امروز پس از اینکه به رزومهام پاسخ منفی داده شد، از من دعوت شد تا در جلسهای حضور یابم و نظرم را درباره روند مصاحنهها بیان کنم. با توجه به اینکه گفته شده بود پس از این جلسه بازخوردی برای بهبود رزومه و توانمندیها ارائه خواهد شد، در نشست شرکت کردم. رویکردی که در هیچ شرکت دیگری تجربه نکرده بودم، برایم بسیار جالب و جذاب بود. نکات منتقدانهای که مطرح کردم، با استقبال خوبی از سمت تیم مواجه شد.
به دیدن مصاحبه رفتم و از همان ابتدای جلسه فهمیدم که سابقهکار من ارتباطی به موقعیت مطرحشده ندارد. برخوردها طوری بود که هر سوالی میکردند، به جای پاسخ دقیق درباره توانمندیها، فقط میگفتند که اینجا دنبال چیز دیگری هستند یا نه. به قدری تحقیر شدند که اگر میگفتند استخدامی قبول نمیکنم، بعید نبود که تصمیمم را عوض کنم. واقعا به سمتوسوی شرکتهای جوانپسند و با عزت نفس نمیرفت که این رفتارها انگار با من و همنسلانم هم بیرحمانه است. کسی را میخواستند که تجربهای بالغ بر پنجاه سال داشته باشد و در ازای آن دیگران انتظار کار شبانهروزی و حقوقی کم یا خارج از عرف را داشتند. برای من هیچکدام از اینها درست نبود و گفتوگو طوری شد که ادامه ندادم. واقعا این رفتارها را نمیپسندم و ترجیح میدهم جایگاهی پیدا کنم که ارزشگذاری به مهارتها و کار گروهی باشد، نه باژوهای منفی و قضاوتهای بیپایه. در آن جلسه احساس کردم جای من در آنجا نیست.
دوست داشتم در مصاحبه با رستافن با ذهنی آرامتر برخورد کنم، اما تجربهام از آن روز تفاوت داشت. فرایند استخدام سه مرحله بود: فنی، منابع انسانی و گفتگو با مدیرعامل. در مرحله فنی به صورت آنلاین سؤالات مطرح شد و به نظر ساده میآمدند؛ تیم فنی رفتار دوستانه و صمیمانهای داشت. مرحله دوم حضوری بود و پیش از جلسه، آزمونی درباره تعهد به ساعات کاری، انجام کارهای تکراری، و برخی مباحث فرامناطی نبود. جلسه با حضور دو مدیر نرمافزاری و یک کارشناس منابع انسانی بیش از دو و نیم ساعت طول کشید و پرسشها بیشتر حول فاصلههای زمانی همکاریها، مدت تحصیل و دلیل جابهجایی میان شرکتها میچرخید. طول تحصیلات من هیچگاه بیش از یک سال از حد معمول نبود و در تجربه اخیرم بیش از دو و نیم سال در یک کار مشغول بودم، اما پاسخها و توضیحات منطقا در مسیر آن گفتوگو جایی داشت. فضای جلسه تا حدی بیاعتمادانه و بیتوازن بود و یکی از مدیران در طول جلسه نشان داد که تمایلی برای ادامه جلسه ندارد. در نهایت برگه خروج من به کارشناس منابع انسانی داده شد تا بهطور تلویحی پایان جلسه اعلام شود و مکالمه به ترک اتاق انجامید. با این حال، در انتهای جلسه فرصت کافی فراهم شد تا درباره مدیریت پروژه و تیم هر سوالی داشتم را مطرح کنم.
من بهعنوان کاندیدای کار، تجربهام از مصاحبه را اینطور توصیف میکنم: در همان ابتدای ورود، رفتاری تند و ناخوشایند از مدیر فروش مجموعه دیدم که اصلا به اینکه ممکن است مصاحبهکننده قبلا تاخیری داشته باشد یا در ترافیک گیر کرده باشد توجه نکرد. من ۳۰ دقیقه دیر کرده بودم، اما به من نزدیک یک ساعت معطل کردند. وقتی وارد شدیم، برخوردشان را هیچ شباهتی به احترام گذاشتن به مخاطب و سلام و احوالپرسی متعارف نداشت؛ خیلی مقتدرانه و با لحن طلبکار وارد بحث شدند و حال و هوای دفاعی را القا کردند. بهنظر میرسید برایشان دربون شرکت از اهمیت بیشتری برخوردار است و حقوق دربون حدودا چهار۰ میلیون عنوان میشد، در حالی که حقوق کارشناس فروش را حدود بیستوپنج میلیون گفتند. با اینکه تأکید میکردند که مجموعه فقط میخواهد افرادی با تجربه و توانمند در فروش باشند، لحنشان متمرکز بر تخریب بود و با عباراتی توهینآمیز تلاش میکردند من را عصبانی نشان دهند. هرچه گفتم، به نظر میرسید پاسخها کمگویاتر و تندتر میشود. با فاصله گرفتن از این مجموعه، آرامش بیشتری در برخوردهایم پیدا میکنم و احساس بهتری دارم تا وقتی در محیطی چنین فضای ذهنی ایجاد میشود.
برای مصاحبه حضوری تماس گرفتند و به دلیل فاصله زیاد مسیر رفت و آمد، ناچار شدم برای حضور در جلسه هزینه زیادی صرف کنم. وقتی رسیدم، گفتند که سابقه سالهای کاریام کافی نیست، در حالی که رزومهام را قبل از جلسه نخوانده بودند تا سابقه کاریام را بررسی کنند. پس از این تأیید، اطلاع دادند که برای مصاحبه بروم. واقعا از نظر مالی و زمانی ضرر کردم و احساس کردم بیتوجهی نسبت به رزومه را داشتهاند و حتی زحمت نگاه کردن به آن را هم به خودشان ندادهاند.
امروز برای مصاحبه به شعبه فیلینگ فرمولاسیون رفتم. مدیر آن بخش، مردی با قد کوتاه و رفتاری ناگوار داشت و با یک خانم همکار همراه بود. قبل از ورود من، آن دو با هم درگیر بودند و به نظر میرسید رابطهای بینشان باشد. با اخم و عصبانیت مرا مطلع میکردند انگار من به زور آنجا آمدهام و مصاحبهای که ترتیب داده شده بود، بدون در نظر گرفتن حال من بود. احساس کردم شرکت رفتاری شبیه بردهداری مدرن دارد و از این منظر نگرانی داشتم. به دوستانی که سالها در این شرکت کار کردهاند هم گفتم که فضای آنجا به نظر زندان مدرن میماند و ارزش زمان و احترام طرف مقابل را کمتر میبیند.
من برای مصاحبه دعوت شدم و در بدو ورود رفتاری نسبتا محترمانه از تیم شرکت دیدم، اما حدود بیست دقیقه معطل شدم تا نامنشان بدهند و برای حضور در جلسه فراخوانی شدم. مصاحبهکنندهای که بهطور اجرایی مدیر بخش مرتبط با کار من معرفی شد، رفتاری بیادبانه و سطحی از خود نشان داد؛ نگاه از بالا به پایین، پوزخندهای بیجا و سعی در القای فشار روانی برای بیتمرکز کردن من بود. سوالات بیشتر شبیه به سوالات کتابهای درسی استخدامی بود تا پرسشهای تخصصی مربوط به کار؛ گویی دنبال پاسخهایی از کتاب مورتیمر بودند تا مسائل فنیتر. درباره PH پرسشهایی مطرح شد و جملهای درباره مفهوم آن خواسته شد که به نظر نمیرسید مربوط به مقام شغلی من باشد. به نظر نمیرسید سوالات مصاحبه با هدف ارزیابی تخصصی طراحی شده باشند. بهطور کلی رفتار مصاحبهکننده تا حدی نامناسب بود و با ظاهر نسبتا خوب فریبندهای که داشت، ناهمخوان بود. در مورد تعهدات کارمزدی پنجساله صحبت شد که اختیار تحصیل و خروج از کار را محدود میکند و شامل تعطیلات کارگاهی هم میشود؛ به نظر میرسید هیچ مزیت مشخصی برای استخدام وجود ندارد جز نام برند.
برای من تجربهای بود که نشان داد اختلاف بین تبلیغ و واقعیت تا چه حد میتواند باشد. مصاحبه در یک مرحله برگزار شد اما با حضور چند نفر، و سوالها بیشتر جنبه عمومی داشتند تا مرتبط با کار تخصصی. رفتار تیم منابع انسانی چندان حرفهای نبود و گاهی با حالت آزرده یا مغرور جلوه میکردند. پاسخهایم که معمولا واضح بود، باز هم سوالهای تکراری پرسیده میشدند و بازخورد مشخصی دریافت نمیشد؛ انگار روندی ماشینوار ولی بیفایده بود. رئیس دپارتمان به جای تمرکز روی کار، بیشتر نظارهگر پاسخهای من بود و تنها یک برخورد محترمانه از او دیدم. آگهی شرکت با چیزی که حضوری دیدم تفاوت داشت و با توضیح من درباره کار در مصاحبه تلفنی قبلی، اشارهای به تفاوت وظیفهها نشده و از ادامه کار در دفتر منصرف شدم. بهنظر میرسید بینظمی در بخش منابع انسانی زیاد بود و همین، من را با مشکلاتی روبرو کرد.
مصاحبه توی سه مرحله انجام شد. اولش یه مصاحبه کوتاه ۱۰ دقیقهای داشتیم که سؤالاتش خیلی کلی بود. بعدش یه مصاحبه فنی برگزار شد که ازم خواستن چند تا کوئری و چند تا وبسرویس بنویسم. مرحله سوم قرار بود درباره قرارداد باشه که هنوز هیچ خبری در موردش به من ندادن. در کل اوکی بود همه چیز و سر ساعت برگزار شد ! مصاحبه دوم با خانم مهندسی بود که بسیار با حوصله بودند
این شرکت اصلا تکلیفش با خودش معلوم نیست فقط جو میده که میخواد نیرو بگیره. آخه کثافتا واسه چی رزومه میگیری و یه مصاحبه .... که کاملا مشخصه هدفت نگرفتن نیرو هست!!!!! رزومه ندین به این شرکت آش.... یک ماه کامل به امید استخدام اون ماژول مزخرف انبار رو مطالعه کردم و به تمام سوالات مزخرف شون جواب دادم ولی رد شدم :)
رفتم برای مصاحبه و با وجود حضور کامل محیط اداری شرکت، انتظار داشتم فضای مصاحبه کمی متفاوت باشد. مصاحبه حضوری بود در حالی که بسیاری از شرکتها اکنون بهطور آنلاین هم کار را پیش میبرند تا وقت داوطلبان صرفهجویی شود. گفتند که بخش فنی خوب بود و به نظر من چالش زیادی نداشت. با این حال، با وجود اینکه مصاحبه نسبتا عالی بود و من تجربه و آگاهی نسبت به مصاحبهکننده داشتم، خبری از نتیجه نشد و حتی ایمیلی مبنی بر رد شدن دریافت نکردم. بنابراین اگر تصمیم به شرکت میگیرید، انتظار پاسخ از سمت شرکت را نداشته باشید و پس از چند روز اگر خبری نشد، میتوانید نتیجه را رد دانست.
دو هفته پیش برای مصاحبه نیروی مالی و حسابداری رفتم و برخورد گروه مقابل نسبتا محترمانه بود. شرکت فقط یک دفتر دارد و کارها نسبتا سبک است با وجود وجود حسابرسی سالانه. موقعیت مکانی شرکت با مترو حدود ده دقیقه پیادهروی دارد که برای من شاید سخت باشد. خوشبختانه تصمیم ندارم دربارهی آینده چیزی بگویم و فعلا در انتظار نتیجه مصاحبه هستم تا بدانم آیا میتوانم مسافت را پیاده طی کنم یا خیر.
شرکت بهسا را تجربه کردم و وقتی وارد فرآیند مصاحبه شدم، فهمیدم ظاهر جذاب اولیه به واقعیت مطابقت ندارد. از همان لحظه اول متوجه شدم رفتار برخی افراد غیرحرفهای و بیحوصله است. پوزیشن کارآموزی بود اما روند سوالپرسیدن تنها به موضوعات مربوط نبود و نحوهی پاسخگویی هم به چشم میآمد که انگار از بالا به پایین نگاه میشود و شرایطی مانند وثیقهای سنگین از روز اول مطرح میشد که باید ارائه میشد. در کنار این، کارشان و مشتریانشان هم مشخص بود. در حین سوال از من، وقتی گوشی زنگ میخورد، آنها میگفتند ادامه بده، اما خودش با موبایل مشغول صحبت بود. همان لحظه فهمیدم این تیم و شرکت برای من مناسب نیست. سعی کردم سوالاتشان را بیربط پاسخ بدهم تا زودتر از این مصاحبه طولانی و خستهکننده خارج شوم.
احساس کردم وضع شرکت خیلی نامناسب است و تجربهی من واقعا تأسفبار بود. در روز مصاحبه، وقتی نوبت من شد، مسئول مصاحبهکننده ظاهر آرامی داشت اما به محض ورود، رفتارش طوری بود که انگار هیچ چیزی درست حسابی در جریان نیست. طول کشیدن مصاحبه بیش از حد انتظار شد و حتی وقتی ایشان وارد اتاق شد، ظاهرش گویی درگیر کارهای دیگر بود و با بیتوجهی صحبتهای من را قطع میکرد. فضای ساختمان هم به هیچ عنوان تمیز نبود؛ بوی نامطبوعی به کل طبقه پخش شده بود که واقعا ناراحتم کرد و حتی بوی سرویس بهداشتی هم به فضا میپیچید که احتمالا به دلیل باز بودن درها بود. در ضمن ورودی شرکت هم نامرتب و کثیف به نظر میرسید و این نکته هیچ کمکی به حس اولیهی من از شرکت نکرد. به طور کلی احساس کردم فضای فیزیکی و روند مصاحبه، هیچکدام چیز قابل قبولی نبودند و پیشنهاد نمیکنم حتی برای یک جلسهی کوتاه مصاحبه هم به آنجا مراجعه کنید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.