اینکه شما تجربه بد داشتید قابل احترامه، ولی من پارسال پکیج یازدهم رو گرفتم و راضی بودم. بچهم هم از آموزششون جواب گرفت. من مشکلی از نظر کیفیت یا پشتیبانی نداشتم. به نظرم بهتره کاربران تجربههای مختلف رو ببینن و بعد تصمیم بگیرن.
آخرین تجربهها
من تجربه شخصیم با مجموعه پرش متفاوت بوده. برای من هم پشتیبانی همیشه سریع نبود، ولی کیفیت دورههایی که خریدم قابل قبول بود و برای فرزندم نتیجه داشته. DVDها هم از پارسال حذف شدن و همهچیز آنلاین شده. به نظرم ممکنه بعضی مواردی که گفتید مربوط به دورههای قدیمیتر باشه، چون من تو این یک سال اخیر مشکل خاصی نداشتم.
یکی از مرخرف ترین و بدترین تجربیات کارهای بنده در این سازمان بود. رفتار مدیریت هم مدیران میانی هم مدیرعامل بشدت بی نزاکت، برخوردهای زشت. اگر ذره ای عزت نفس و شخصیت برای خودتون دارید پا داخل اون سازمان نگذارید حقوق بی برنامه و پارتی پرداخت میشه. از حق و حقوق مالی میدزدند و ی جوری حساب سازی میکنن که نگو. در یک کلمه دزد. ساعت کاری بیشتر از حد وزارت کار بدون حقوق گول ظاهر مثلا فرهنگیشون رو نخوردید بوی از فرهنگ نبردن. منابع انسانی بشدت ضعیف و بی ادب. واقعا هیچ مزایایی از این سازمان ندارم بگم روانتون دستکاری میشه. اذیت میکنن امنیت شغلی نیست. بارها دیدم یهو یکی رو اخراج کردن بعد از چندین سال خدمت. نرید نرید نرید خدا ازشون نگذره.
من نزدیک به هفت ساله در این شرکت مشغول به کار بودم . مدیرانی میانی وجود دارن که سواد رابطه و سواد کاری لازم را ندارند و دایم در حال تخریب نفرات هستند. حتی داشتیم کارشناسانی که واقعا با دانش و کاربلد بودند و به دلیل بی درایتی این مدیران از شرکت رفتن-مدیران ارشد سواد کافی برای رهبری یک شرکت در حد بانکی رو ندارن -حقوق ها دلبخواهی و به نفرات اصلی و باب دل خودشون اضافه میشه و ادم های بدون پارتی هیچ انگیزه و امیدی ندارن و فقط مجبور به ادامه کار تو این شرکتن مدیران بی اادب منایع انسانی ضعیف و بی درک مدیران مالی دزد خواهر زن و خواهر و پسر و دختر مدیران عامل همه کاره شرکتن و محیط پارتی بازی وفامیلی و قومی قبیله ای هر چی که میشه در یه مجموعه فشل دید اینجا وجود داره. تو شرکت بی نهایت زیاده اینجا رو هیچ وقت امتحان نکنید
برای تسویه بعد از چند سال کار کردن رفتم گفتن ۴۵ملیون باید بدی گفتم چرا گفتن انبار گردانی بوده هیچی دیگه کلیه هم بفروشم برم بدم به اینا حروم زاده زنا زاده بیشرف هرچی بگیم کمه
من در این فضا واقعا رشد کردم.چون حقیقتا انسان در "سختی، نامردی، بیعدالتی،دورویی و فقرِ انسانیت" در عینِ اذیت شدن، رشد میکند. مدیریت اصلی مجموعه، شخصیتی نجیب و محترم هستند که احتمالا در حصار افراد ناکارآمد قرار گرفتند که خب متاسفانه کار هم دست همان افراد نابلد و ناکارآمد افتاده و مدیریت را اونها دست گرفتند.حسادت های کوچک و بزرگ زنانه ای که ناشی از فضای کار با جمعیت کم و حداکثر زنانه هست. کافی هست مدرک دکترا داشته باشید تا در این فضا شمارا روی سرشان گذاشته و همه را فدای شما و اظهار نظرات گرانبهای شما بکنند، حتی اگر سواد کافی نداشته باشید. با داشتن مدرک دکترا در این شرکت این اجازه را دارید که حق و حقوق دیگران را بخورید، برای جیب همگی تصمیم بگیرید، توهین و تخریب کنید و همگی را از دم تیغ بگذرانید. همه این موارد را که ندیده و نشنیده بگیریم، حق الناس درنهایت از هرچیز مهم تر هست. دلشکسته و بدون دریافت حق و حقوقتان از این مجموعه خواهید رفت.
من به عنوان شخصی که چندین سال در کارگزاری آگاه و در کالسنتر حضور داشتم، بدترین تجربه کاری ،پایین ترین حقوق، بیشترین کار(خدا شاهده آجر بار بزنی از صبح تا شب خستگیش کمتره)، گروه اجرایی بی سواد (افکار مزخرف)، کارایی که بهتون میگن انجام بدید گروه اجرایی خودش 1 هفته هم نمی تونه انجام بده، کلا از صبح که اومدید سرکار یک هدفون (به عنوان بیل) میدن دستتون میگن باش شروع کن به کندن مغز مشتریا تا شب.1000000000 میلیارد صندوق بفروشی 1000 تومن بهت نمیدن.فقط یه گوگل شیت گزاشتن دم دستشون همیشه بهت میگن ارزیابیت پایینه که سر سال حقوقت رو کم میکنن.روزی 1000 بار به 1000 دلیل الکی با مشتری تماس میگیرن.اصلا اجازه نفس کشیدن بهتون نمیدن.حتی اجازه فکر کردن بهتون نمیدن. با اینهمه دیتایی که تو بورس وجود داره اصلا نمیزارن اطلاعاتتو بروز رسانی کنی. اگر آدم پاچه خوار و آدم فروشی باشی شاید حقوقت بالا بره و بیای تو تیم خودشون در غیر اینصورت نیرو خدماتی و نگهبان حقوقش بالاتره از شماست.کلا هرکی تو این شرکت بیشتر کارکنه کمترین حقوق رو میگیره. کاره سرپرست اینه که بیاد ببینه دیواره شرکت تمیز باشن و قاشق ها تمیز باشن که به خاطر همین کار بالاترین حقوق رو میگیره و هیچی از بازار بورس بلد نیست.از صبح تا شب تو ایینستاگرام و فضای مجازی میچرخن و کافیه تو گوشی دستت بگیری، انگار ارث پدرشون رو خوردی.اگر یک مشکلی داشته باشی و بری باشون مشورت کنی دقیقا دستشون رو میزارن روی همون مشکلی که داری و ازت نقطع ضعف میگیرن و اگر کاری رو نتونی انجام بدی بات جلسه میگیرین که اخراجت کنن و ادعاشون میشه که خیلی کتاب میخونن که نتیجه ی این کتاب ها شده این رفتار...در مجموع به هیچ عنوان سمت این شرکت نرید نهه به عنوان استخدام و نه به عنوان مشتری
فازت چیه شرکت مفید؟!؟! چرا شرکت هایی مثل "مفید" که فقط به صورت fake آگهی استخدام میذارن، اجازه آگهی گذاشتن توی سایت جاب ویژن داشته باشن؟؟؟؟ من تا حالا چند بار برای این شرکت افتضاح رزومه دادم، بعد از 40 روز روزمه رو میبینه همون موقع رد میکنه!!!! #آگهی_فیک #کارگزاری_مفید
بسیار افتضاح و اشغال پشتیبانی پرو پر توقع انگار ما سگیم داریم براشون کار میکنیم هر چی کار میکنیم هر چی گاز میدی ب موتور هر چی تلاش میکنی همش آخرش میخوری ب پشتیبانی کل خستگی و کار اینا میمونه تنت از بس بیشعورن
من در این شرکت به عنوان توسعهدهنده نرمافزار روی طراحی، توسعه و بهینهسازی سیستمهای تحت وب فعالیت داشتم. یکی از بهترین بخشهای تجربه کاری من در این شرکت، تیم یکدل، صمیمی و بسیار هماهنگ بود. اعضای تیم بهقدری با هم همراه و همدل بودند که حتی در پروژههای پیچیده، همکاری و هماهنگی مثالزدنی وجود داشت. علاوه بر این، حضور مدیران کارآمد، منصف و آشنا به مسائل فنی محیطی حرفهای و حمایتی ایجاد کرده بود. ولی حالا متاسفانه بدلیل جابجایی محل سکونت مجبور شدم جابجا بشم
خیلی بد واقعا ناراحت کننده هست پست سازمانی مختصص افراد نزدیک مدیران هست. هیچگونه ارتقای سمت وجود ندارد بی عدالتی بین افراد بیشتر هست حیف هست عمر خودت رو اتلاف کنی
تجربه من برای مصاحبه با این شرکت زغال سنگی. به عنوان برنامه نویس ارشد دات نت رفتم مصاحبه 3 تا کاغذ آچار با خودکار آبی و قرمز بهم دادن که 45 تا سوال حل کنم و کد توی کاغذ بنویسم!!!!!!! مصاحبه. HR. که 240 تا سوال بهم دادن تا پر کنم!! بعد از یه ماه sms. زیر بهم دادن: جناب آقای ------ گرامی باسلام احتراما ؛ به استخضار می رساند ، جنابعالی با موفقیت آزمون فنی و مصاحبه HR را پشت سر گذاشتید . قرایند استخدام شما ، درمرحله مجوز استخدام - مدیریت عامل می باشد . از شکیبایی شما سپاسگزاریم معاونت نیروی انسانی وتامین زنجیره الان 8 ماه گذشته و هیج خبری نشده. خداوکیلی مريضین یا .... دارین که آدمارو آلاف میکنین
این شرکت اصلا تکلیفش با خودش معلوم نیست فقط جو میده که میخواد نیرو بگیره. آخه کثافتا واسه چی رزومه میگیری و یه مصاحبه .... که کاملا مشخصه هدفت نگرفتن نیرو هست!!!!! رزومه ندین به این شرکت آش....
آقا یا خانم داتین شما مریضی که مدام توی لینکدین پست استخدام میذاری و توی جلسات مصاحبه این دلقک بازی مدیراتون دارن!!! بابا خجالت بکشین حال بهم زنگ هستین دقیقا مشخص شد هست که چرا هکرا داتبن هدف گرفتن چون یه مشت مدیر بیسواد الدنگ و ... اونجا نشستن دوستان اصلا برای این شرکت افتضاح و معلوم الحال رزومه ندین که شخصیت خودتون پایین میارین
شرکت علی بابا شهره شهر هست به خاطر تعدیل نیروهاش. همین 2 ماه پیش با افتخار 45 درصد نیروهاش تعدیل کرده! باید گِل بگیرن در همچین شرکتی رو. جالب که مدیراشون اتفاقی براشون نمیافته
الان که یه خانومی که منشی بود، شده مدیر عامل. آرایشگاه هم داره !!! تا حالا چیزی ازشون در نیومده بعدا هم در،میاد. خود مدیر عامل فعلی چون مخبر خوبی بود، کردنش مدیر عامل.رزومه اش رو ببینید متوجه میشید چیزی بلد نیست. عاشق ایده هاشونم؛ همه تکراری... ضمن اینکه الان کارها با هوش مصنوعی راحت شده و بهتره حمالی کردن برای این افراد رو فراموش کنید، برای خودتون کار کنید.
وقتی کامنتها و بازخوردهای مثبت را میبینم، حس میکنم تجربه واقعی یک نفر پشت آنها نیست. لحن، شباهت محتوا و تکرار الگوها نشان میدهد که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا بازتاب تجربه واقعی افراد. این موضوع باعث میشود اعتماد به روایت واقعی کارمندان یا مشتریان از دست برود و تصویر شفاف از وضعیت واقعی سازمان یا محصول شکل نگیرد.
در بخشی از مسیر کاری ام در محیطی فعالیت کردم که در ظاهر یک مجموعه حرفهای بهنظر میرسید، اما در عمل با چالشهایی روبهرو شدم که نگاه من به فرهنگ سازمانی، همکاری تیمی و مدیریت منابع انسانی را عمیقاً تغییر داد. تجربهای که شاید برای برخی افراد عادی باشد، اما برای کسی که به رشد، یادگیری و شفافیت اهمیت میدهد، نقطه عطف محسوب میشود. در آن محیط، دورویی، پشت سر گویی، جابهجایی حرف، تظاهر و نوعی سیاستبازی سطحی بهعنوان هنجار پذیرفته شده بود. افرادی که در این فضا دوام می آوردند معمولاً کسانی بودند که هویت و ارزش فردیشان بهطور کامل به کار در همان مجموعه گره خورده بود. از نظر روانشناسی، این موضوع قابل توضیح است: وقتی فرد خارج از محیط کار تخصص عمیق، مهارت قابل ارائه یا امنیت شغلی ندارد، محیط فعلی تبدیل میشود به تنها منبع اعتبار، کنترل و احساس ارزشمندی او. همین وابستگی شدید باعث میشود هر تغییری حتی کوچک برای او تهدید تلقی شود. در چنین شرایطی، ورود فردی با ایدههای تازه، نگاه متفاوت یا استانداردهای حرفهایتر، میتواند ساختار روانیِ این افراد را دچار اضطراب کند. چرا که تفاوت، تلویحاً ناکارآمدی آن سیستم را آشکار میکند. در نتیجه، به شکل ناخودآگاه مکانیسمهای دفاعی فعال میشوند: حذف، تخریب، شایعهسازی، بیاعتبارکردن و هر اقدامی که بتواند «محدوده امن هویتی» افراد را حفظ کند. در این تجربه، آموختم که همیشه مشکل از توانمندی یک فرد نیست؛ گاهی مشکل از اکوسیستمی است که از رشد میترسد. محیطی که منابع مالی، شفافیت، نظم و مهارت واقعی در آن جایگاه چندانی ندارد، برای کسانی مناسب است که بیشتر به بقا فکر میکنند تا پیشرفت. و بههمین دلیل هر کسی که بهدنبال یادگیری، مسئولیتپذیری، یا کار حرفهای باشد، ناخواسته با مقاومت و انرژی منفی روبهرو میشود. در کنار همهی اینها، با مدیران و مدیران میانی روبهرو شدم که بدون داشتن دانش یا تجربهی لازم، هر مسئولیتی را میپذیرفتند و وارد هر کاری میشدند؛ حتی اگر کوچکترین آشنایی با آن نداشتند. فضایی ایجاد شده بود که دقیقاً مصداق «تو شهر کورها، یکچشمی پادشاست»؛ کافی بود کسی فقط کمی بلندتر حرف بزند تا خودش را صاحبنظر مطلق بداند. حضور این مدیران بهجای اینکه مسیر را روشن کند، کار را پیچیدهتر میکرد. تصمیمهایی از روی حدس، دخالتهایی بدون فهم موضوع، و اصراری عجیب که همهچیز طبق نظر آنها پیش برود. درحالیکه گاهی واقعاً «مورچه چیه که کلهپاچهش چی باشه» و کسی که هنوز اصول اولیه را نمیشناسد، برای سایرین تصمیم میگرفت. واقعیت این است که وقتی مدیریت تبدیل میشود به ابزاری برای جبران کمبودهای شخصی، جای رشد برای هیچکس نمیماند. چنین مدیرانی معمولاً از متخصصها میترسند؛ چون تخصص یعنی معیار سنجش، و معیار سنجش یعنی احتمال دیدهشدن ضعفها. نتیجهاش فضایی میشود که در آن بهجای اعتماد و یادگیری، همه مجبورند مراقب باشند کوچکترین اشتباه مدیر را به «چشم خطر» تبدیل نکنند. این تجربه برای من فقط یک درس کاری نبود؛ فهمیدم نبودِ دانش در مدیریت چه فقط یک مشکل فنی نیست مسئلهای انسانی است که میتواند روی روحیه، انگیزه و پیشرفت یک تیم سایه بیندازد. بیانگیزگی در سازمان موج میزند، چون اکثر افراد فقط «هستند که باشند» و منتظر شرایط بهتر یا فرصتهای دیگرند. حجم بالای تعدیل نیروها، عدم تسویهحساب با کارمندان قبلی و رفتارهای ناعادلانه، اعتماد و امنیت روانی را نابود کرده و حس میشود که تصمیمها نه بر اساس شایستگی، بلکه بر پایه روابط و ترس گرفته میشوند. نتیجه واضح است: انرژی، تعهد و رشد واقعی در چنین محیطی نابود میشود. این بهترین تجربه کاری من بود تا شناخت عمیقتری از روانشناسی سازمانی، دینامیک قدرت و رفتارهای پنهان در محیطهای کاری بهدست بیاورم. همچنین باعث شد در انتخاب محیطهای بعدی، تنها به عنوان شغلی نگاه نکنم؛ بلکه به سلامت فرهنگی، شفافیت فرآیندها، وجود مسیر پیشرفت و بلوغ رفتاری تیم توجه ویژهای داشته باشم. امروز بهعنوان فردی که تجربه حضور در محیطهای سالم و ناسالم را داشته، بهخوبی میدانم که چه نوع فضایی میتواند بستر رشد واقعی باشد. و مهمتر اینکه، چه عواملی نشانههای آشکاری از یک محیط کاری ناسازگار هستند عواملی که اکنون با دقت و آگاهی بیشتری آنها را تشخیص میدهم.
سلام و عرض ادب به همه دوستان امیدوارم عوامل این شرکت با خوندن متن من کمی خودشون رو اصلاح کنن من تو این شرکت کار نکردم و فقط رفتم مصاحبه مصاحبه اول من ساعت 8:30 بود که دیدم کسی برای مصاحبه من نیومد و من تا 8:50 منتظر موندم و در زمان مصاحبه ما رو از اتاق جلسات انداختن بیرون یه هفته بعد بهم گفتن یه مصاحبه عملی انجام بده و هیچ جزییاتی بهم نگفتن، گفتن هرچی بلدی رو پیاده سازی کن، تو همونجا یه روزم رو هدر این شرکت درپیت دادم بعد دیگه خبری نشد. واقعا کدی که زدم از سرشون خیلی خیلی زیاد تر بود به HR بعد یه هفته زنگ زدم، یه آقاییه به اسم "نگین راز" انگار داره شاخ غول میشکونه، میگفتم نتیجه چی شد؟ میگفت خبر میدم و خبری در کار نبود بهم زنگ زدن برای مصاحبه سوم، رفتم ولی دم در بهم گفتن مصاحبه کنسل شده و برگرد، همون روز به HR زنگ زدن که مصاحبه سوم رو برای اوایل هفته بعد هماهنگ کن باز خبری نشد امروز یعنی 25 آبان 1404 ساعت 10 زنگ زدم که جویای مصاحبه بشم ساعت 11 بهم ایمیل عدم تایید دادن یه مشت آدم بی مسئولیت شدن بزگای یه شرکت خدا بزرگه و شماها به اندازه 1.5 روز کاری بهم بدهکارید و کوفت شه و از دماغ شما و زن و بچه هاتون بزنه بیرون لعنت کننده روح و جسم شما، یوسفی
حدود دو سال در شرکت سایبر صنعت بودم مهمترین ضعف در سیستم این شرکت موارد مربوط به زیر آب زدن و همان دهن وین بودن مدیر عامل بود و اینکه تا زمانی شما رو می خواهند که برایشان بازدهی داشته باشید به محض اینکه ببینند دیگر نیازی به شما ندارند حتی یک ثانیه هم تعلل نمی کنند از همه مهمتر اینکه فردی در شرکت فعالیت دارد که همه پست ها و عناوین را در اختیار دارد هم مدیر مالی است هم مدیر منابع انسانی هم مدیر حقوقی هو جانشین مدیر عمل و هم مدیر اجرایی .... مگه داریم .. مگه میشه ... خخخ ..
اینکه شما تجربه بد داشتید قابل احترامه، ولی من پارسال پکیج یازدهم رو گرفتم و راضی بودم. بچهم هم از آموزششون جواب گرفت. من مشکلی از نظر کیفیت یا پشتیبانی نداشتم. به نظرم بهتره کاربران تجربههای مختلف رو ببینن و بعد تصمیم بگیرن.
من تجربه شخصیم با مجموعه پرش متفاوت بوده. برای من هم پشتیبانی همیشه سریع نبود، ولی کیفیت دورههایی که خریدم قابل قبول بود و برای فرزندم نتیجه داشته. DVDها هم از پارسال حذف شدن و همهچیز آنلاین شده. به نظرم ممکنه بعضی مواردی که گفتید مربوط به دورههای قدیمیتر باشه، چون من تو این یک سال اخیر مشکل خاصی نداشتم.
یکی از مرخرف ترین و بدترین تجربیات کارهای بنده در این سازمان بود. رفتار مدیریت هم مدیران میانی هم مدیرعامل بشدت بی نزاکت، برخوردهای زشت. اگر ذره ای عزت نفس و شخصیت برای خودتون دارید پا داخل اون سازمان نگذارید حقوق بی برنامه و پارتی پرداخت میشه. از حق و حقوق مالی میدزدند و ی جوری حساب سازی میکنن که نگو. در یک کلمه دزد. ساعت کاری بیشتر از حد وزارت کار بدون حقوق گول ظاهر مثلا فرهنگیشون رو نخوردید بوی از فرهنگ نبردن. منابع انسانی بشدت ضعیف و بی ادب. واقعا هیچ مزایایی از این سازمان ندارم بگم روانتون دستکاری میشه. اذیت میکنن امنیت شغلی نیست. بارها دیدم یهو یکی رو اخراج کردن بعد از چندین سال خدمت. نرید نرید نرید خدا ازشون نگذره.
من نزدیک به هفت ساله در این شرکت مشغول به کار بودم . مدیرانی میانی وجود دارن که سواد رابطه و سواد کاری لازم را ندارند و دایم در حال تخریب نفرات هستند. حتی داشتیم کارشناسانی که واقعا با دانش و کاربلد بودند و به دلیل بی درایتی این مدیران از شرکت رفتن-مدیران ارشد سواد کافی برای رهبری یک شرکت در حد بانکی رو ندارن -حقوق ها دلبخواهی و به نفرات اصلی و باب دل خودشون اضافه میشه و ادم های بدون پارتی هیچ انگیزه و امیدی ندارن و فقط مجبور به ادامه کار تو این شرکتن مدیران بی اادب منایع انسانی ضعیف و بی درک مدیران مالی دزد خواهر زن و خواهر و پسر و دختر مدیران عامل همه کاره شرکتن و محیط پارتی بازی وفامیلی و قومی قبیله ای هر چی که میشه در یه مجموعه فشل دید اینجا وجود داره. تو شرکت بی نهایت زیاده اینجا رو هیچ وقت امتحان نکنید
برای تسویه بعد از چند سال کار کردن رفتم گفتن ۴۵ملیون باید بدی گفتم چرا گفتن انبار گردانی بوده هیچی دیگه کلیه هم بفروشم برم بدم به اینا حروم زاده زنا زاده بیشرف هرچی بگیم کمه
من در این فضا واقعا رشد کردم.چون حقیقتا انسان در "سختی، نامردی، بیعدالتی،دورویی و فقرِ انسانیت" در عینِ اذیت شدن، رشد میکند. مدیریت اصلی مجموعه، شخصیتی نجیب و محترم هستند که احتمالا در حصار افراد ناکارآمد قرار گرفتند که خب متاسفانه کار هم دست همان افراد نابلد و ناکارآمد افتاده و مدیریت را اونها دست گرفتند.حسادت های کوچک و بزرگ زنانه ای که ناشی از فضای کار با جمعیت کم و حداکثر زنانه هست. کافی هست مدرک دکترا داشته باشید تا در این فضا شمارا روی سرشان گذاشته و همه را فدای شما و اظهار نظرات گرانبهای شما بکنند، حتی اگر سواد کافی نداشته باشید. با داشتن مدرک دکترا در این شرکت این اجازه را دارید که حق و حقوق دیگران را بخورید، برای جیب همگی تصمیم بگیرید، توهین و تخریب کنید و همگی را از دم تیغ بگذرانید. همه این موارد را که ندیده و نشنیده بگیریم، حق الناس درنهایت از هرچیز مهم تر هست. دلشکسته و بدون دریافت حق و حقوقتان از این مجموعه خواهید رفت.
من به عنوان شخصی که چندین سال در کارگزاری آگاه و در کالسنتر حضور داشتم، بدترین تجربه کاری ،پایین ترین حقوق، بیشترین کار(خدا شاهده آجر بار بزنی از صبح تا شب خستگیش کمتره)، گروه اجرایی بی سواد (افکار مزخرف)، کارایی که بهتون میگن انجام بدید گروه اجرایی خودش 1 هفته هم نمی تونه انجام بده، کلا از صبح که اومدید سرکار یک هدفون (به عنوان بیل) میدن دستتون میگن باش شروع کن به کندن مغز مشتریا تا شب.1000000000 میلیارد صندوق بفروشی 1000 تومن بهت نمیدن.فقط یه گوگل شیت گزاشتن دم دستشون همیشه بهت میگن ارزیابیت پایینه که سر سال حقوقت رو کم میکنن.روزی 1000 بار به 1000 دلیل الکی با مشتری تماس میگیرن.اصلا اجازه نفس کشیدن بهتون نمیدن.حتی اجازه فکر کردن بهتون نمیدن. با اینهمه دیتایی که تو بورس وجود داره اصلا نمیزارن اطلاعاتتو بروز رسانی کنی. اگر آدم پاچه خوار و آدم فروشی باشی شاید حقوقت بالا بره و بیای تو تیم خودشون در غیر اینصورت نیرو خدماتی و نگهبان حقوقش بالاتره از شماست.کلا هرکی تو این شرکت بیشتر کارکنه کمترین حقوق رو میگیره. کاره سرپرست اینه که بیاد ببینه دیواره شرکت تمیز باشن و قاشق ها تمیز باشن که به خاطر همین کار بالاترین حقوق رو میگیره و هیچی از بازار بورس بلد نیست.از صبح تا شب تو ایینستاگرام و فضای مجازی میچرخن و کافیه تو گوشی دستت بگیری، انگار ارث پدرشون رو خوردی.اگر یک مشکلی داشته باشی و بری باشون مشورت کنی دقیقا دستشون رو میزارن روی همون مشکلی که داری و ازت نقطع ضعف میگیرن و اگر کاری رو نتونی انجام بدی بات جلسه میگیرین که اخراجت کنن و ادعاشون میشه که خیلی کتاب میخونن که نتیجه ی این کتاب ها شده این رفتار...در مجموع به هیچ عنوان سمت این شرکت نرید نهه به عنوان استخدام و نه به عنوان مشتری
فازت چیه شرکت مفید؟!؟! چرا شرکت هایی مثل "مفید" که فقط به صورت fake آگهی استخدام میذارن، اجازه آگهی گذاشتن توی سایت جاب ویژن داشته باشن؟؟؟؟ من تا حالا چند بار برای این شرکت افتضاح رزومه دادم، بعد از 40 روز روزمه رو میبینه همون موقع رد میکنه!!!! #آگهی_فیک #کارگزاری_مفید
بسیار افتضاح و اشغال پشتیبانی پرو پر توقع انگار ما سگیم داریم براشون کار میکنیم هر چی کار میکنیم هر چی گاز میدی ب موتور هر چی تلاش میکنی همش آخرش میخوری ب پشتیبانی کل خستگی و کار اینا میمونه تنت از بس بیشعورن
من در این شرکت به عنوان توسعهدهنده نرمافزار روی طراحی، توسعه و بهینهسازی سیستمهای تحت وب فعالیت داشتم. یکی از بهترین بخشهای تجربه کاری من در این شرکت، تیم یکدل، صمیمی و بسیار هماهنگ بود. اعضای تیم بهقدری با هم همراه و همدل بودند که حتی در پروژههای پیچیده، همکاری و هماهنگی مثالزدنی وجود داشت. علاوه بر این، حضور مدیران کارآمد، منصف و آشنا به مسائل فنی محیطی حرفهای و حمایتی ایجاد کرده بود. ولی حالا متاسفانه بدلیل جابجایی محل سکونت مجبور شدم جابجا بشم
خیلی بد واقعا ناراحت کننده هست پست سازمانی مختصص افراد نزدیک مدیران هست. هیچگونه ارتقای سمت وجود ندارد بی عدالتی بین افراد بیشتر هست حیف هست عمر خودت رو اتلاف کنی
تجربه من برای مصاحبه با این شرکت زغال سنگی. به عنوان برنامه نویس ارشد دات نت رفتم مصاحبه 3 تا کاغذ آچار با خودکار آبی و قرمز بهم دادن که 45 تا سوال حل کنم و کد توی کاغذ بنویسم!!!!!!! مصاحبه. HR. که 240 تا سوال بهم دادن تا پر کنم!! بعد از یه ماه sms. زیر بهم دادن: جناب آقای ------ گرامی باسلام احتراما ؛ به استخضار می رساند ، جنابعالی با موفقیت آزمون فنی و مصاحبه HR را پشت سر گذاشتید . قرایند استخدام شما ، درمرحله مجوز استخدام - مدیریت عامل می باشد . از شکیبایی شما سپاسگزاریم معاونت نیروی انسانی وتامین زنجیره الان 8 ماه گذشته و هیج خبری نشده. خداوکیلی مريضین یا .... دارین که آدمارو آلاف میکنین
این شرکت اصلا تکلیفش با خودش معلوم نیست فقط جو میده که میخواد نیرو بگیره. آخه کثافتا واسه چی رزومه میگیری و یه مصاحبه .... که کاملا مشخصه هدفت نگرفتن نیرو هست!!!!! رزومه ندین به این شرکت آش....
آقا یا خانم داتین شما مریضی که مدام توی لینکدین پست استخدام میذاری و توی جلسات مصاحبه این دلقک بازی مدیراتون دارن!!! بابا خجالت بکشین حال بهم زنگ هستین دقیقا مشخص شد هست که چرا هکرا داتبن هدف گرفتن چون یه مشت مدیر بیسواد الدنگ و ... اونجا نشستن دوستان اصلا برای این شرکت افتضاح و معلوم الحال رزومه ندین که شخصیت خودتون پایین میارین
شرکت علی بابا شهره شهر هست به خاطر تعدیل نیروهاش. همین 2 ماه پیش با افتخار 45 درصد نیروهاش تعدیل کرده! باید گِل بگیرن در همچین شرکتی رو. جالب که مدیراشون اتفاقی براشون نمیافته
الان که یه خانومی که منشی بود، شده مدیر عامل. آرایشگاه هم داره !!! تا حالا چیزی ازشون در نیومده بعدا هم در،میاد. خود مدیر عامل فعلی چون مخبر خوبی بود، کردنش مدیر عامل.رزومه اش رو ببینید متوجه میشید چیزی بلد نیست. عاشق ایده هاشونم؛ همه تکراری... ضمن اینکه الان کارها با هوش مصنوعی راحت شده و بهتره حمالی کردن برای این افراد رو فراموش کنید، برای خودتون کار کنید.
وقتی کامنتها و بازخوردهای مثبت را میبینم، حس میکنم تجربه واقعی یک نفر پشت آنها نیست. لحن، شباهت محتوا و تکرار الگوها نشان میدهد که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا بازتاب تجربه واقعی افراد. این موضوع باعث میشود اعتماد به روایت واقعی کارمندان یا مشتریان از دست برود و تصویر شفاف از وضعیت واقعی سازمان یا محصول شکل نگیرد.
در بخشی از مسیر کاری ام در محیطی فعالیت کردم که در ظاهر یک مجموعه حرفهای بهنظر میرسید، اما در عمل با چالشهایی روبهرو شدم که نگاه من به فرهنگ سازمانی، همکاری تیمی و مدیریت منابع انسانی را عمیقاً تغییر داد. تجربهای که شاید برای برخی افراد عادی باشد، اما برای کسی که به رشد، یادگیری و شفافیت اهمیت میدهد، نقطه عطف محسوب میشود. در آن محیط، دورویی، پشت سر گویی، جابهجایی حرف، تظاهر و نوعی سیاستبازی سطحی بهعنوان هنجار پذیرفته شده بود. افرادی که در این فضا دوام می آوردند معمولاً کسانی بودند که هویت و ارزش فردیشان بهطور کامل به کار در همان مجموعه گره خورده بود. از نظر روانشناسی، این موضوع قابل توضیح است: وقتی فرد خارج از محیط کار تخصص عمیق، مهارت قابل ارائه یا امنیت شغلی ندارد، محیط فعلی تبدیل میشود به تنها منبع اعتبار، کنترل و احساس ارزشمندی او. همین وابستگی شدید باعث میشود هر تغییری حتی کوچک برای او تهدید تلقی شود. در چنین شرایطی، ورود فردی با ایدههای تازه، نگاه متفاوت یا استانداردهای حرفهایتر، میتواند ساختار روانیِ این افراد را دچار اضطراب کند. چرا که تفاوت، تلویحاً ناکارآمدی آن سیستم را آشکار میکند. در نتیجه، به شکل ناخودآگاه مکانیسمهای دفاعی فعال میشوند: حذف، تخریب، شایعهسازی، بیاعتبارکردن و هر اقدامی که بتواند «محدوده امن هویتی» افراد را حفظ کند. در این تجربه، آموختم که همیشه مشکل از توانمندی یک فرد نیست؛ گاهی مشکل از اکوسیستمی است که از رشد میترسد. محیطی که منابع مالی، شفافیت، نظم و مهارت واقعی در آن جایگاه چندانی ندارد، برای کسانی مناسب است که بیشتر به بقا فکر میکنند تا پیشرفت. و بههمین دلیل هر کسی که بهدنبال یادگیری، مسئولیتپذیری، یا کار حرفهای باشد، ناخواسته با مقاومت و انرژی منفی روبهرو میشود. در کنار همهی اینها، با مدیران و مدیران میانی روبهرو شدم که بدون داشتن دانش یا تجربهی لازم، هر مسئولیتی را میپذیرفتند و وارد هر کاری میشدند؛ حتی اگر کوچکترین آشنایی با آن نداشتند. فضایی ایجاد شده بود که دقیقاً مصداق «تو شهر کورها، یکچشمی پادشاست»؛ کافی بود کسی فقط کمی بلندتر حرف بزند تا خودش را صاحبنظر مطلق بداند. حضور این مدیران بهجای اینکه مسیر را روشن کند، کار را پیچیدهتر میکرد. تصمیمهایی از روی حدس، دخالتهایی بدون فهم موضوع، و اصراری عجیب که همهچیز طبق نظر آنها پیش برود. درحالیکه گاهی واقعاً «مورچه چیه که کلهپاچهش چی باشه» و کسی که هنوز اصول اولیه را نمیشناسد، برای سایرین تصمیم میگرفت. واقعیت این است که وقتی مدیریت تبدیل میشود به ابزاری برای جبران کمبودهای شخصی، جای رشد برای هیچکس نمیماند. چنین مدیرانی معمولاً از متخصصها میترسند؛ چون تخصص یعنی معیار سنجش، و معیار سنجش یعنی احتمال دیدهشدن ضعفها. نتیجهاش فضایی میشود که در آن بهجای اعتماد و یادگیری، همه مجبورند مراقب باشند کوچکترین اشتباه مدیر را به «چشم خطر» تبدیل نکنند. این تجربه برای من فقط یک درس کاری نبود؛ فهمیدم نبودِ دانش در مدیریت چه فقط یک مشکل فنی نیست مسئلهای انسانی است که میتواند روی روحیه، انگیزه و پیشرفت یک تیم سایه بیندازد. بیانگیزگی در سازمان موج میزند، چون اکثر افراد فقط «هستند که باشند» و منتظر شرایط بهتر یا فرصتهای دیگرند. حجم بالای تعدیل نیروها، عدم تسویهحساب با کارمندان قبلی و رفتارهای ناعادلانه، اعتماد و امنیت روانی را نابود کرده و حس میشود که تصمیمها نه بر اساس شایستگی، بلکه بر پایه روابط و ترس گرفته میشوند. نتیجه واضح است: انرژی، تعهد و رشد واقعی در چنین محیطی نابود میشود. این بهترین تجربه کاری من بود تا شناخت عمیقتری از روانشناسی سازمانی، دینامیک قدرت و رفتارهای پنهان در محیطهای کاری بهدست بیاورم. همچنین باعث شد در انتخاب محیطهای بعدی، تنها به عنوان شغلی نگاه نکنم؛ بلکه به سلامت فرهنگی، شفافیت فرآیندها، وجود مسیر پیشرفت و بلوغ رفتاری تیم توجه ویژهای داشته باشم. امروز بهعنوان فردی که تجربه حضور در محیطهای سالم و ناسالم را داشته، بهخوبی میدانم که چه نوع فضایی میتواند بستر رشد واقعی باشد. و مهمتر اینکه، چه عواملی نشانههای آشکاری از یک محیط کاری ناسازگار هستند عواملی که اکنون با دقت و آگاهی بیشتری آنها را تشخیص میدهم.
سلام و عرض ادب به همه دوستان امیدوارم عوامل این شرکت با خوندن متن من کمی خودشون رو اصلاح کنن من تو این شرکت کار نکردم و فقط رفتم مصاحبه مصاحبه اول من ساعت 8:30 بود که دیدم کسی برای مصاحبه من نیومد و من تا 8:50 منتظر موندم و در زمان مصاحبه ما رو از اتاق جلسات انداختن بیرون یه هفته بعد بهم گفتن یه مصاحبه عملی انجام بده و هیچ جزییاتی بهم نگفتن، گفتن هرچی بلدی رو پیاده سازی کن، تو همونجا یه روزم رو هدر این شرکت درپیت دادم بعد دیگه خبری نشد. واقعا کدی که زدم از سرشون خیلی خیلی زیاد تر بود به HR بعد یه هفته زنگ زدم، یه آقاییه به اسم "نگین راز" انگار داره شاخ غول میشکونه، میگفتم نتیجه چی شد؟ میگفت خبر میدم و خبری در کار نبود بهم زنگ زدن برای مصاحبه سوم، رفتم ولی دم در بهم گفتن مصاحبه کنسل شده و برگرد، همون روز به HR زنگ زدن که مصاحبه سوم رو برای اوایل هفته بعد هماهنگ کن باز خبری نشد امروز یعنی 25 آبان 1404 ساعت 10 زنگ زدم که جویای مصاحبه بشم ساعت 11 بهم ایمیل عدم تایید دادن یه مشت آدم بی مسئولیت شدن بزگای یه شرکت خدا بزرگه و شماها به اندازه 1.5 روز کاری بهم بدهکارید و کوفت شه و از دماغ شما و زن و بچه هاتون بزنه بیرون لعنت کننده روح و جسم شما، یوسفی
حدود دو سال در شرکت سایبر صنعت بودم مهمترین ضعف در سیستم این شرکت موارد مربوط به زیر آب زدن و همان دهن وین بودن مدیر عامل بود و اینکه تا زمانی شما رو می خواهند که برایشان بازدهی داشته باشید به محض اینکه ببینند دیگر نیازی به شما ندارند حتی یک ثانیه هم تعلل نمی کنند از همه مهمتر اینکه فردی در شرکت فعالیت دارد که همه پست ها و عناوین را در اختیار دارد هم مدیر مالی است هم مدیر منابع انسانی هم مدیر حقوقی هو جانشین مدیر عمل و هم مدیر اجرایی .... مگه داریم .. مگه میشه ... خخخ ..