من سابقهای از کارآموزی در این مجموعه داشتم که با وجود ادعای اطمینان مدیران، وضعیت آموزش و پروژهها جای سؤال دارد. به نظر میرسید که گرایش اصلی برای کاربران اینترنتی است تا جایی که مدرسها و پذیرششوندگان به تدریج از مجموعه جدا میشوند. در واقع آنجا بیش از هر چیز به نظر میرسید چاپلوسی ارزشمند باشد تا یادگیری عمیق؛ زیرا هیچ پروژهای به نتیجه نمیرسید و نتیجهی کار همواره ناقص میماند. من از این تجربه میخواهم بدانم چرا چنین وضعیتی وجود دارد و چه دلیل ساختاری پشت عدم تکمیل پروژههاست.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بدترین تجربه کاریم!!!!!!!!!! یک سال و نیم در این شرکت مشغول بودم. مدیران بی دانش و بی مسئولیت که سهل انگاری خودشون رو مستقیم گردن کارمند میندازن. مدیرعامل کاری رو به من سپرد. بنده کار رو طبق نظر ایشون انجام دادم بعدا فهمید اشتباه کرده. گفت "من بگم تو چرا کردی،حالا چکار کنم !!!". واقعا اولین بار بود در یک محیط کاری از یک مدیر همچین حرفی شنیدم. اگر اینجا کار کنید هر روز استرس این رو خواهید داشت که مدیران قراره امروز اشتباهشون رو گردن کی بندازن. با توجه به حقوق پایین و اینکه بخاطر خصولتی بودنشون شرکت رو به بسته شدن هست، گزینه خوبی اصلا نیست. مدیر ارشد بیشتر سال رو ایران نیست و مدام از راه دور همه رو توبیخ و اخراج میکنه بی دلیل و یا با دلایلی مثل سلیقه کاریمون یکی نیست.
در شرکت ارم نوش (آکوافینا) تجربهای ناامیدکننده از کارizlik اداری دارم که با دوام کم کارکنان و برخورد نامناسب مدیران همراه بود. از همان اول، شناسنامهام آماده نشد و مدارکم به من بازگردانده نشد؛ به من میگفتند مدارک را بده و رسید هم موقع تحویل دریافت نکردم. هرکسی که آنجا کار میکرد، بیشتر از یک هفته دوام نمیآورد؛ روزانه جذب نیرو وجود داشت اما کسی نمیماند. خروجی کار بالا بود اما مدیر بیشخصیتی داشتند و به همین دلیل اکثر کارکنان دوام نمیآوردند.
به خاطر اینکه وقتی برای استخدام رفتم فقط با فتوکپی شناسنامه و چک و سفته پذیرفتند و گفتند شناسنامه باید نزد شرکت بماند، در حالی که همان زمان استخدام به من رسیدی نداده بودند. حالا که خارج شدم میگویند بیا رسید را بیاور تا شناسنامه و مدارک دیگر را تحویل دهند. به قولی که موقع استخدام داده نشد. در عین حال میگویند مدیر با شناسنامه وام میگیرد. به نظر میرسد مدیرعامل فردی است که از نظر روحی و روانی مشکلات دارد و پیشنهاد میکنم خودتان را درگیر چنین وضعیتی نکنید؛ چون شرکت واقعا پر استرس است و اوضاع مدیریتی خیلی قابل پیشبینی نیست.
اوضاع حقوق و پرداختی اینقدر بد شده که مدیر ارشد محصول استعفا داده رفته بعد میگن از ترس جنگ در رفته! برای م.ص هم همینو گفتن که طرف میخواد بره کانادا اونوقت دیدیم تو کافه بازار پیداش شد! لیست حقوق و دستمزدها لو رفته. بیکارترین سوگولیها تو مارکتینگ و محصول دارن ۴۰ ۵۰ میگیرن فقط به خطر حمایت بی چون و چرا از ه.ش و قبلش س.ف هیچ مزایایی تو شرکت نداریم ولی تا حقمون رو ندیدن هر روز یه آسیب میزنیم تا بریم. پس هرچقدر طولانی تر بشه به ضررتون هست. فکرشم نمیتونید بکنید دیتای مشتریانتون رو چطوری میتونیم پابلیک کنیم که رقباشون جیگرشون حال بیاد و دیگه آبرویی براتون نمونه. یه اکسل به زودی میدیم به تیم هکری طوفان تو تلگرام که از خجالتتون دربیاد. این تیمم ایران نیست که ا.ع و ن.م رو بفرستین براتون کار دارک کنند. اگر تا اخر مرداد معوقات رو دادین ماهم کم کم از این خراب شده میریم و گرنه اطلاعات کمپین کل مشتریانتون با خرج کرد و نرخ تبدیل و ..... میدیم بیرون و ابروتون بره
از سمت آدمی که تو این شرکت کار کرده باید بگم که تمام نظرات رو صد در صد تایید می کنم. این شرکت کلاهبرداری انجام میده، جعل اسناد انجام میده، دزدی از مشتری انجام میده، پول کارمند می خوره، حق کارمند ضایع میکنه، مامور میریزه تو شرکت شرکت پلمپ میکنه، اون خانم صاحب شرکت از دیوار سوراخ میکنه و فرار میکنه، آقاعه که صاحب شرکته آزار جنسی بهکرات انجام میده جالبه اینه زنش هم می دونه ولی چون پول پرسته اصلا به رو خودش نمیاره. از یکی همکارام که تو این شرکت مونده بود شنیدم که خرداد همین امسال پلیس ریخته بود شرکت و اون خانمه مدیر عامل دیوار سوراخ کردن براش از تو دیوار فرار کرده :))))))))))))) شما فکرشو بکنید؟ یعنی چیکار میکنن اینا که اینطوری فرار کردن بیچاره مشتری هایی که با اینا قرار داد می بندن نمی دونن که قراره پس فردا بیان با داد و بیداد بخوان که کارشون انجام بشه. روزی نبود که تو این شرکت حامی مهاجر کلاهبرداری نشه و مشتری نیاد داد و بیداد کنه یا با پلیس نیاد سر وقت اینا فقط موندم چرا اینا کسب و کارشون برپاست؟ چرا نماین ریشه شونو بکنن؟ این جای تعجب داره!!!! خیلی خیلی جای تعجب داره واقعا چرا؟
چند سال پیش در شرکت تفکر ایده آل کار کردم و دفترشان در ستارخان بود اما وقتی میبینم خانم ها هم می تونن انقدر موفق باشند و در این جامعه پر از محدودیت اینطور پیشرفت کنند واقعا خوشحال میشم. متاسفانه جامعه ما از خانم ها به اندازه آقایان حمایت نمیکند و رشد در این فضا سخت تر هست.
اینقدر پرداختها بی نظم هست که قاطی میکنید کی حقوق گرفتیم چقدر طلب دارین. هر زمان عشقشون بکشه یه چیزی مثل س.گ میندازن جلو نیروها که اینم علی الحساب!!!! منابع انسانی که نگم براتون گیج تر و بی اطلاع تر از نگهبان . فقط چرخ میزنن تو شرکت. بعد از جنگ حتی یه سیب و پرتقالی که روزای زوجم میدادن تو شرکت قطع کردن اونوقت رقیبشوت یکتانت یخچال پر جلو بچههاش میذاره. برای پارکینگ از بچهها پول میگیرن که معلوم نیست چی میشه چون اینجا هیچ مزایایی نداره. فقط بیمه و حقوق ۱۰۰۰ تیکهای. تجربه کاری در تپسل یعنی هدر دادن پول و زمان. زمانی که تورم و دلار هر روز بیشتر میشه ما حقوق سال قبل داریم میگیریم و طلبمون از شرکت هر روز بی ارزش تر میشه. مدیران ارشد تپسل همه بچه پولدارن. درکی از وضعیت بقیه ندارن. ه.ش که یکپه سلام سینما رو نتونست نگهداره اوردن تپسل رو مدیریت کنه!!!! م.ب از شیپور که فقط فلان از از گوشت کوبیده تشخیص نمیده اوردن برای خودش تک چرخ میزنه تو شرکت تیم فنی و مارکتینگ دارن کار میکنند فقط که اونا هم میدونم همه دارن اپلای میکنن برن . تعدیل کردن ۹ نفر رو ولی نذاشتن صداش دربیاد که این از خدمات دارک سایدی مارکتینگ و برند به مدیر عامله. هر هفته مدیران دولتی رو میارن شرکت ناهار میدن به عنوان رشوه کمپینهای حکومتی اجرا میکنند مثل زندگی با آیهها حقوق هم ۲ پارتی میدن که مالیات رو دور بزنن. اونوقت هیچ مزیتی به گارکنان نمیدن
به عنوان نفری که ۶ سال هست در واحد تحقیق و توسعه هستم، روز به روز شاهد ضعیف تر شدن این واحد بوده ام، ولی به نظر من از روزی که این واحد زیر مجموعه معاونت تحقیق و توسعه شد اوضاع بسیار بدتر شد، شخصی بیسواد، با مدرک تحصیلی دانشگاه آزاد!! چطوری می تواند زیر مجموعه ای شامل بهترین و نخبه ترین افراد کشور را اداره کند؟ این شخص در بهترین حالت باید برای تدریس زبان در یک آموزشگاه زبان استخدام میشد... امروز که خبر جدا شدن واحد تحقیق و توسعه را از زیر مجموعه ایشان شنیدم، خوشحال شدم، انگار که مدیریت ارشد شرکت هم متوجه این موضوع شده است ( هر چند بسیار دیر) ولی امیدوارم اوضاع را به سمت بهتر شدن پیش ببرد. کل کار این معاونت شده بود تهیه چهار عدد تمپلیت برای گزارشات و پرزنت ها، چند عدد شوآف نمایشگاه، و یک نظرسنجی مسخره اخر سال که دیتای اون هم به هیچ دردی به جز شوآف نخورد. ادم این چیزها رو میبینه توی شرکت و دوست داره گریه کنه به حال خودش، مملکتش و نابودی امید چندین جوان با استعداد....
در یکی از پروژههای کاربریام با شخصی روبهرو شدم که به وعدهها عمل نکرد و رفتار حرفهای مناسبی از خود نشان نداد. دوره آموزشی را به صورت ناقص رها کرد و بیش از دو برابر زمان مقرر طول کشید تا به اتمام برسد. نیمی از محتوای آموزشی که وعده داده شده بود، ارائه نشد و در تعطیلات گفت تا همین حالا فقط یک پروژه را انجام بدهیم. پس از عید، محل شرکت تغییر کرد و تماسها و پیامها پاسخ داده نشدند. قرارها برقرار میشد اما هیچکدام محقق نشد و در نهایت احساس کردم با فردی بیثبات و بیتفاوت روبهرو هستم. نتیجهگیری من این است که فرد بهطور کلی کارآمدی لازم را ندارد و تعاملش ارزشمند نبود.
هنوز حقوق سال جدید نگرفتیم باورتون میشه؟؟؟!!! شرکت میگه هر زمان داشتم میدم.از وقتی س.ف رفته و دیگه تو اداره تپسل دخالت نمیکنه، ه.ش تپسل رو داره نابود میکنه. اینا به حدی نفوذ دارند تو ویکی تجربه که دیگه کسی جرات نمیکنه اونجا چیزی ثبت کنه. منابع انسانی تو جلسه میاد میگه همه جا همینه و هرگی میخواد بره!!! فقط چندنفر رو اسم میذارم که هرکی تو تپسل خوند بدونه خبرچینهای ه.ش و س.ف کیا هستن و دیگه چیزی بهشون نگن ا.ع ن.مح م.ا ن.ع این ۴ نفر مدیر ارشدن که ۲ تاشون تو مارکتینگ هستند و دارن دارک ساید تپسل رو پیش میبرن. صدای ضبط شده دارم از جوی که علیه ۲ نفر تو توییتر راه انداختن که با تپسل بد بودن. هرکی میخواد آیدی تلگرامم رو تو آسانسور -۱ نوشتم پیام بده براش بفرستم تا بدونه پول حقوقی که بهمون ندادن خرجی چیا شده
سلام بچهها من چند روز بیشتر نیست که از نتافراز جدا شدم و گفتم شاید بد نباشه یه تصویر واقعی از تجربهم بدم، نه صرفاً تعریف، نه تخریب. راستش قبل از اینکه برم اونجا، بعضی از فشار کاری گفته بودن. بعضی چیزا واقعاً حقیقت داشت. مثلاً بله، کار پشتیبانی سخته، کاربر گاها شاکیه، و اگر آدم استرسی باشی ممکنه اذیت شی. ولی انصافاً تو چند ماه اخیر یه سری تغییرات شروع شد. واحد منابع انسانی راه افتاده بود و خیلیا میتونستن راحتتر حرفشونو بزنن. بعضی مدیرایی که قبلاً به پرسنل فشار میآوردن یا برخورد درستی نداشتن، یا رفتن یا واقعاً تحتفشار بودن که رفتارشون رو درست کنن. سفته گرفتن همچنان بود، ولی حداقل تو قرارداد نوشته میشد که بابت چیه. میتونستی ی نسخشو داشته باشی. بابت عدم افشا اطلاعات بود و عدم رقابت. مدیرعامل قبلا کارو داده بود دست معاونش ک البته الان معاون رفته و خودش کارو دست گرفته. خودش هم خیلی بفکر نیروعه. ولی خب هنوزم یه سری ایرادات به تیم حسابداریش هست ک بهتره تخصصی تر جلو برن. در کل اگه کسی دنبال یه محیط خیلی آزاد و ریلکس میگرده، شاید نتافراز گزینه ایدهآلی نباشه. ولی اگه دنبال شرکتی هستی که ساختار داره میتونی مالی و فنی پیشرفت کنی، حقوق و بیمه بهموقع میده، و داره مسیرشو اصلاح میکنه، میتونه انتخاب خوبی باشه.
من یه مدت کارشناس مرکز تماس اسنپ شاپ بودم متاسفانه مدیرای به شدت بیسواد و زورگو در حدی که چند ماه یک بار نیروها میرفتن از فشار و ظلمی که میشد دوباره جدید میگرفتن من شیفت شب بودم صبح زنگ میزدن و مجبور بودی جواب بدی هر جا که بودی حتی اگر خواب بودی در نهایت وقاااحت میگفتن بیا اضافه کاری یه مدیر بیسوادتر که حتی حرف زدن بلد نبود به اسم کاشانی میگفت قرار داد امضا کردین بیان اخه بی بته خودت روی 16 ساعت کار میکردی که بقیه رو مجبور میکردی؟؟؟ ما هم خدارو شکر دراومدیم اسنپ فود خیلی بهتره و کسی مجبور به اضافه کاریت نمیکنه فقط پیشنهاد میدن اگر شرایط داشتی میری خلاصه اصلا سمت این شرکت نرید
توی این مجموعه ظاهر خیلی خوبه اما باطنش واقعا فرق میکنه؛ نسخه قرارداد رو برای کارمندها ارائه نمیدادن، و با فشار دادن از طریق سفتههای سنگین تلاش میکردن جلو شکایت رو بگیرن. در شرکت روابط خانوادگی خیلی به چشم میآد و افراد با روابطی نسبی با هم مرتبط هستند. مدیران رفتار نسبتا بیادبی دارن و باورها برای پیشرفت تنها از طریق ایجاد ارتباطات نزدیک با مدیران دیده میشه. از طرفی روابط خانوادگی در هیئت منابع انسانی هم محسوس بود. نزدیک به شش ماه تونستم اونجا کار کنم و بعد از اون جایی دیگر رفتم.
مثل خیلی از شرکت های دولتی سطح علمی فوق العاده پایین دارد به دلیل اینکه خیلی از کارکنان و مدیران با سفارش و آشنا و پارتی جذب شده اند و از فیلتر علمی و تخصصی رد نشده اند! البته امنیت شغلی خوبی دارد بخصوص برای تیم فنی و برنامه نویس های خوب که با مصاحبه وارد شده و از رانت و پارتی استفاده نکرده اند هرچند اگر زیاد به لحاظ فنی خوب باشی و بخواهی خوب کار کنی تحمل محیط برای شما مشکل خواهد بود و همچنین دیگران هم مشکل شما را تحمل می کنند. حقوق نسبتا پایینی دارد اما بیشتر مواقع پرداخت به موقع انجام می شود و کلا کار و بخصوص کار علمی و تخصصی جایگاه بالایی در شرکت ناواکو ندارد! رفتار اکثر همکاران غیر حرفه ای است هر چند بنده افراد خوب و با شخصیت هم در ناواکو دیدم! خلاصه کلام برای برنامه نویسان پا به سن گذاشته یا برای کسانی که امنیت شغلی می خواهند و فقط شاغل بودن برایشان مهم هست ناواکو شرکت بدی نیست در غیر این صورت باید از ناواکو به عنوان یک سکو پرتاب برای جای بهتر استفاده کرد!
من شش سال مدیر نمایندگی تیپاکس بودم تا اینکه تصمیم به استعفا گرفتم. ورود به این کار و همکاری با این مجموعه برای من تجربهای بود که وقت عمرم را به هدر داد و به هیچکس پیشنهادش نمیکنم. حضور در تیپاکس را محدود به کار زیردستی و بردگی میدانم که به نتیجهای مطلوب نمیرسد.
کادر کرشناس بخش گارانتی اسنپ فود سیرجان بسیار بد اخلاق هستند و بدون دلیل وبه هر بهانه ای گارانتی رو کم میکنند وپاسخ گو هم نیستند فقط این وسط حق الناس زیادی به گردن میگرند مخصوصا خانم ک.ر
در شرکت آکادمی یاسان با حقوق به صورت فصلی و غیرمنظم مواجه شدم و پرداختها به موقع و با ثبات نبود. معمولا نیمی از حقوق در ابتدای ماه پرداخت میشد و نیمه دیگر مشخص نبود یا به تعویق میافتاد. اگر بخشی از حقوق به صورت وام یا اقساط بود یا اجارهای داشتید، باید بدانید که این موارد به کنار میانگین حقوق پایین اضافه میشدند و منجر به کاهش قابل توجه دریافتی میشد.
من سالها تجربه کاری دارم و حالا میخواهم از تجربهی خودم بگویم. بیش از ده سال سابقه در کارهای مختلف دارم و این مدت به من نشان داد چه چیزهایی خوب است و چه چیزهایی نه. درباره این شرکت نظرهای مثبت را نباید مبنای داوری قرار داد؛ زیرا از نگاه من این نظرات عمدتا از سوی مدیران شرکت مطرح میشوند. این شرکت را با عنوانی که به کارکرد و ساختارش نسبت میدهم بررسی میکنم و به شدت معتقدم که مشکلاتی وجود دارد. اولا ساختار سازمانی منسجم و پایداری در شرکت دیده نمیشود. افراد در جای درست خودشان نیستند و این بینظمی، کار را دشوار میکند. ثانیا مدیران و کارکنان اصلی شرکت بیشتر به نظر میرسد که تحت تاثیرها و فشارهای بیرونی عمل میکنند. سوما پروژههای عظیم و بزرگتری که به آنها محول شده، توانایی شرکت در اجرای آنها را به چالش میکشد. چهارما فضای دیگری هم وجود دارد که باعث میشود فضای کار پر از صحبتهای بیاثر و گوناگون باشد و خیلی از موضوعات به گفتوگوهای بدون نتیجه ختم میشود. پنجما محیط کار به گونهای است که گروهی از افراد چارچوبها و رفتارهای خاصی را به محیط القا میکنند و تصمیمگیریها تا حد زیادی به آنان وابسته است. در نهایت باید گفت که این جو و رفتار سازمانی، به شدت تحت تأثیر جو غالبی است که دیگران ایجاد میکنند و این باعث میشود افراد به سادگی قضاوت شوند و فضای روانی شرکت را تحت کنترل بگیرند. از نظر من در شرکت، کمبود وجود دارد: برخورد سازمانی و مدیریت منسجم هم وجود ندارد، تیمهای مختلف از نظر تجربه و سنی تفاوتهای زیادی دارند، و سهم نیروهای جوان و کمتجربه در بسیاری از بخشها محسوس است. به واقع، شاید نیاز باشد که حداقل دو نفر با تجربهتر و با سنی بالاتر در شرکت حضور داشته باشند تا جو روانی سازمانی بهتری شکل بگیرد و به جای تمرکز بر روی افرادی که در حال حاضر در مقابل چشمانداز پروژهها قرار میگیرند، فرآیندها و ساختارها به درستی مدیریت شود.
با سلام نظرات همکاران رو بخونید متوجه میشید چقد فضای کروز کثیف هست و فاجعه من همیشه میگم اینجا ایران ،ایران جهان سوم معلومه که همه چی پارتی بازیه یه سری مدیر و مسئول بی سواد گذاشتن فقط حیفم میاد خیلی کار درست ما داریم تو کشور که که به دلیل پارتی بازی و رانت داخل شرکت هایی مثل کروز حیف میشن
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.