اگر می خواهید موفق باشید یک اینکه خوشگل باشید دو چاپلوس باشید این شرایط اول پذیرشتونه.مرحله بعد نه حقوقاتون به موقع س نه زمان پرداخت حقوق مشخصه نه اون افرادی که مدیرن مناسب مدیریتن نه همه قسمتا ولی خیلی از واحدا.ساعت کاریتون بیشتر از ساعت کاری حقیقیه بی سوادا جایگاهشون بالاس هرچی بیشتر کار کنی حقوقت کمتره اون بیچاره ای که با حقوق خیلی کم داره کار میکنه و سه ماه یه بار حقوق می گیره این انصاف نیست.آه همه این ادما می گیرتت مدیر کل شرکت.بی عدالتی که در حق نیروها میکنی هیچ نفعی براشون نداری یه برک گذاشتی که خیلیامون تو او شرایط سیگاری شدیم عین حمالا کار می کنیم کمترین حقوقو میگیریم فقط یه سریا حقوقشون بالاس اونم بی دلیل.به حمالایی مثل ما خیلی کم حقوق میدی.چجوری جواب خدارو میدی
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اگر می خواهید موفق باشید یک اینکه خوشگل باشید دو چاپلوس باشید این شرایط اول پذیرشتونه.مرحله بعد نه حقوقاتون به موقع س نه زمان پرداخت حقوق مشخصه نه اون افرادی که مدیرن مناسب مدیریتن نه همه قسمتا ولی خیلی از واحدا.ساعت کاریتون بیشتر از ساعت کاری حقیقیه بی سوادا جایگاهشون بالاس هرچی بیشتر کار کنی حقوقت کمتره اون بیچاره ای که با حقوق خیلی کم داره کار میکنه و سه ماه یه بار حقوق می گیره این انصاف نیست.آه همه این ادما می گیرتت مدیر کل شرکت.بی عدالتی که در حق نیروها میکنی هیچ نفعی براشون نداری یه برک گذاشتی که خیلیامون تو او شرایط سیگاری شدیم عین حمالا کار می کنیم کمترین حقوقو میگیریم فقط یه سریا حقوقشون بالاس اونم بی دلیل.به حمالایی مثل ما خیلی کم حقوق میدی.چجوری جواب خدارو میدی
اگر می خواهید در راه رضای خدا کار کنید شرکت پرگاس طب بهترین گزینه س بعضیا حقوقای نجومی بعضیا حقوق خیلی کم اونم ۳ ماه یه بار تواناییاتون اصلا مهم نیست فقط چاپلوس باشید.بعضیا بیکار بعضیا بی وقفه کار می کنن حقوق بیکارا ۱۰ برابر آدمای فعال شرکت.هیچ مزایایی نداره.ساعت کاریتون از ساعت عادی خیلی بیشتره سفته های بالا بدون توضیح.در سال می دونید چند نفر از این شرکت می رن.وحشتناکه.هیچکس نمی مونه
حقوقی بودن و احترام به تخصص کاربری حفظ میشود. متن را با نگاهی نو ولی با همان معنا بازنویسی میکنم. بعد از خروج از شرکت، بیش از یک سال میشود که تسویهحساب من هنوز انجام نشده است. این بیتفاوتی نسبت به حقوق من حسdirectories به من میدهد؛ آیا این کار تفاوتی با دزدی ندارد؟ وقتی کار را ترک کردم دلار حدود سی تومان بود، ولی اکنون به شصت تومان رسیده؛ آن پول حالا چه ارزشی دارد، آقای مدیرعامل؟ هنوز بیتفاوتی نسبت به پرداخت وجود دارد و من هنوز دریافتیام را نگرفتهام.
کارکردم در گروه استیل البرز را بهصورت تجربهای واقعی از نگاه خودم بازنویسی میکنم و تمام نکات مثبت و منفی را با بیانی تازه و طبیعی بیان میکنم. من از دفتر مرکزی تهران فرشته شروع میکنم و میگویم که نظراتم بهطور کامل مرتبط با محیط کار مرکز است. نقاط مثبت بهطور کلی عبارتاند از احترام به کارکنان، نبود باندبازی، امکان پیشرفت شغلی، ارائه مزایای آشکاری مانند نهار، بسته حمایتی، کارت خرید، دسترسی به سالن ورزشی و پزشک سازمانی، و عدم نگاه جنسیتی در برخوردها. سیستم جذب نیرو اصولی است و مدیران و کارکنان همواره تخصصی عمل میکنند. اما کاستیها هم ناگفته نمیماند: ارتباط با امور کارکنان و واحد منابع انسانی به شیوهای که انتظار میرفت، بهدلیل رفتار ناشایست برخی افراد، چندان دلچسب نیست و از طرفی رفت و آمد و جای پارک مناسب وجود ندارد. تفاوت قابل توجهی میان حقوق و پاداش مدیران و کارکنان دیده میشود که از نظر من قابل قبول نیست و این تفاوت در میزان پاداش و مزایا مشهود است. موضوع واریز حقوق در میانماه مسئلهساز است و گفته میشود پاداشها در پایان فصل پرداخت میشود، اما در عمل هر شش ماه نهایتا یک پاداش داده میشود. بهعلاوه، در برخی مواقع احساس میکنم روی حقوق ثابت کاری میشود و احتمال دارد پاداش بهعنوان پوششی برای کاهش انتظارها لحاظ شود.
مدت کوتاهی اینجا کار کردم و میخواهم از مزایا و چالشهای دیزل پارسیا بگویم که بهراحتی یکی از بزرگترین مراکز اجاره ژنراتور و فروش دیزلی است. بیمه تأمین اجتماعی وجود دارد، اما گاهی سعی میکنند دیرتر کارکنان را بیمه کنند. حقوق بهطور مشخصی ثبات ندارد و برای دستیابی به رقم ثابت باید بتوانید مهارتهای مورد انتظار را داشته باشید؛ با این حال مبلغ توافقشده پرداخت میشود و از نظر من مشکل خاصی وجود نداشت. امنیت شغلی تا حد زیادی ضعیف است و ممکن است هر لحظه شرایط کار تغییر کند یا احتمالا موقعیت شما از دست برود. پیشرفت شغلی در مجموعهای با تعداد بالای دیزل ژنراتورهای مدل و برندهای معتبر دنیا امکانپذیر است و تجربههای متنوعی میتوان به دست آورد، محدود به یک مدل یا دو مدل نیست.
حدودا سالها در این شرکت کار میکردم و همواره احساس میکردم که مدیران تاحد زیادی به حقوق و رفاه کارکنان توجه دارند و تلاش میکنند شرایط مطلوبی برای همه فراهم شود. وقتی مجبور شدم به دلیل مهاجرت از شرکت جدا شوم، به خاطر تغییراتی بود که در آن زمان وجود داشت، در غیر این صورت فکر میکنم شرکت واقعا با وجدان و خلاقی است. از تیم حرفهای و عالی پارمیس تشکر میکنم و برای شما موفقیتهای بیشتر آرزو میکنم.
اول به من وعدههای گرمی میدن و از روزای اول به ظاهر محیطی دوستانه و صمیمی نشون میدن تا حس راحتی کنم. میفهمم که برخوردشون خیلی گرم و محبتآمیزه تا به همکاریا نزدیک بشن، اما به محض این که باهاشون همرنگ بشی احساس میکنی پشت این رفتارها یه اصول زیرکانه هست که شاید برای دوام کار لازمه پارهای از واقعیتها رو نادیده بگیریم. بین همکارا تفاوت قائل میشن و هرچی که بگن با لبخند قبول میکنی چون به نظرشون این طبیعی و پذیرفته است. ساعات کار هشت تا نه ساعته ولی بهزعم خودشون فقط هشت محاسبه میشه و با نیم ساعت ناهار و گاهی سرویسدهی یا قطع و وصل تلفن، میزان زمان رو کم میکنن. مرخصی به سختی داده میشه و اگر بخوای خارج بشی با تهدیدی از نظر سفته یا سنوات مواجه میشی. حقوق بعضی از همکارا از حداقلهای قانونی کمتره و پرداختها چند مرحلهای و با تاخیر انجام میشن. منابع انسانی رفتاری تند و قاطع داره که باهاش برخورد میکنن و هرچی اعتراض کنی رو قانونه میدونن و اجازهی ابراز نظر نمیدن. روزهای مختلف گاهی با مشتریهای پرتنش پر میشه و من هم گاهی شاهد درگیری و داد و فریاد اونجا بودهم. روی قراردادها خیلی محتاط باشی چون به نظر میرسه صحت و وضوح کامل وجود نداره و خیلی از تعهدات رو مبهم میگن یا زیرش میزنن. هر قولی که داده باشن در نهایت ممکنه به شکل دیگری بیان بشه و تو رو با اصطلاحاتی سردرگم کنند. فضای کار حس میشه که دوربین و شنود وجود داره و با بعضی از رفتارها، احساس کنترل شدید روی کار و زندگی شخصی رو میدیدی، حتی گواهی چتهای خصوصی هم قابل بررسی است. در مجموع، واقعا احساس میکنی که انتشار حقیقتها با توهم روشنفکری و کرامت کاری متفاوت میشن و برخی از وعدهها با واقعیت همسو نیستن.
برای کاربری که از سوپرپایپ اینترناشنال میگوید، تجربهاش از محیط کار و فرایند استخدام را با زبان تازه و صریح تکرار میکنم، بدون اضافه کردن هیچ ادعای خارج از متن. شرکت سوپرپایپ اینترناشنال را تجربه کردم و متوجه شدم فرآیند کاغذبازی داخلی آن خیلی زیاد است و انعطافپذیری کمی در اعطای مرخصی، مدیریت ورود و خروج و همچنین دورکاری دارد؛ در واقع شباهت زیادی به برخی سازمانهای دولتی پیدا میکند. در مقایسه با سایر شرکتها، حقوق اینجا تقریبا نصف است. برای استخدام داخلی در اینجا باید سفتهای گذاشت و از این سفته میشود به عنوان ابزار فشار استفاده کرد. روند استخدام بسیار طولانی است و ممکن است از ارسال رزومه تا مراحل پایانی بروی، اما یکی از مدیران میانی گاهی بدون دلیل و بهصورت سلیقهای فرد را رد میکند و این کار به راحتی انجام میشود. همچنین شنیدهشان از برخی بخشها با نام تسک ارزیابی، احتمالا سوءاستفاده میکنند.
این که بعضی ها اومدن و از تجربه خوبشون تو شرکت آروا نوشتن یعنی حتما حتما حتما خود شرکت هست و سیاست هاش و گرنه انسان عاقل و سالم وارد این شرکت بشه با مشکلات روحی و روانی شدید و بیماری خارج میشه هیچ رشدی در این شرکت نیست همه تبلیغاتشون سیاست و دروغ هست آنچه در شبکه های مجازی و اینستا تبلیغ میکنند به خداوندی خدا دروغه دروغ فریبه آمار خروج به شدت بالاست و یک سری انسانهای کاملا بی سواد اونجا ارتقا میگیرند چون باعث نمیشن بیسوادی مدیرهاشون و معاونتهاشون معلوم بشه و تهدیدی برای بقیه نیستن و انسان بادانش به هیچ عنوان نمیتونه کنار اونها بمونه و رشد کنه
من در تجربهای کار میکنم که با وجود پول و رانت خانوادگی، مدیریت درستی ندارم؛ صاحب کارخانه که مردی به نام آ موجود است، بر همهچیز سلطه دارد و اجازه نمیدهد نظر بقیه به کرسی بنشیند. كسی که با پول پدرش چند کسبوکار راهاندازی کرده، اما هیچ آگاهی از مدیریت و صنعت ندارد و بیشتر کارهایش جنبه دلالی و ساختمانسازی دارد. توجه کافی به نیروی کار نمیشود و نتیجه این وضعیت گاهی به نزاع و برخورد فیزیکی در کارگاه منجر شده است. اگر تصمیم دارید بیایید، باید آماده باشید که چند ماه تاخیر در حقوق و فقدان اختیار عملی در کار برایتان آزاردهنده باشد و انتظار ندید که همهچیز براساس برنامه و نظم پیش برود. البته تجربهی من تنها بازتابی از رفتارهای داخلی این مجموعه است و لازم است با دید باز و تحقیق دقیقتر بررسی شود.
اگر بخواهم از این تجربه برداشت دقیق و تازهای ارائه کنم، باید بگویم رشد و یادگیری به شخصیت مدیر کارخانه بستگی زیادی دارد؛ بدون وجود مدیری با روحیه حمایتی، مسیر پیشرفت هموار نمیشود. مالک مجموعه که مدیریت پایه را در اختیار دارد، گاهی تأثیر منفی قابل توجهی بر فرایندها میگذارد و کار تیمی را دستخوش چالش میکند. پرداخت بهموقع حقوق از اهمیت بالایی برخوردار است و تأخیر در آن میتواند بار منفی بزرگی روی روحیه کارکنان بگذارد. در این محیط، هیچ مزیت واضحی به جز موارد ضروری دیده نمیشد و برای کوچکترین ابتداییات هم باید پیگیری و مقاومت کرد.
مالک مجموعه بسیار اهل دخالت در امور مدیران و میکرو منیجمنت هستند. در یک کلام شما به عنوان مدیر، مسئول بی اختیارید. چاپلوسی و موافقت با نظرات مدیرعامل(مالک مجموعه) شرط دوام شماست محیطی مناسب کارکنان تنبل و با عزت نفس پایین. کارمند قوی ، با سواد و تاثیر گذار در بلندمدت دوام نخواهد آورد. قدردانی وجود ندارد و همواره از حق شما دزدیده خواهد شد. مالک مجموعه علاقه ای به رشد پرسنل ندارد و بهترین و تاثیرگذار ترین همکاران که منجر به تغییرات و تحول در سیستم شده بودند نیز به مرور بدلیل عدم قدردانی و دیده نشدن زحمات، مجموعه را ترک میکنند. نگاه مدیریت از بالا به پایین بوده و حق خود میدانند تا جای امکان از حقوق شما بکاهند. علاقه به گماشتن نیروی انسانی جاسوس بوده و دهن بینی و توجه به شایعات در ایشان بسیار پر رنگ است. نقدینگی در مجموعه بسیار ضعیف بوده و عدم پرداخت و تاخیر پرداخت حقوق پرسنل را زرنگی تعبیر کرده و همیشه به دنبال استفاده از مبلغ حقوق در خرید مواد اولیه هستند و تا جای امکان این رویه را پیش میگیرند، مگر اینکه مدیر کارخانه قدرتنمد و شریفی باشد تا در برابر ایشان ایستاده و حق و حقوق پرسنل را بگیرد. که در این شرایط در بلند مدت دوام نخواهد آورد. بعد از 10 سال و تغییر 10 مدیر همچنان نتوانسته اند برای خود برندسازی داشته باشند. اگر شانس داشته باشید و در دوره حضور شما، مدیری قوی، باسواد و جنگنده در مجموعه حضور داشته باشد که بتواند مشکلات متاثر از مدیریت عامل را با مبارزه و سیاست تا حدی رفع کند، این مجموعه محل مناسبی برای یادگیری، رشد و سکوی پرتاب شما خواهد بود. شخص مالک دانش و تجربه لازم برای مدیریت مجموعه را ندارند اما متاسفانه اصرار بر دخالت در همه امور دارند. اخیرا از یک مجموعه مشاوره کمک گرفته اند، اما متاسفانه عدم آگاهی ایشان از روند های جاری در مجموعه و نداشتن دانش کافی برای کنترل عملکرد مشاورین، این راه نیز منجر به از دست رفتن منابع شرکت و حذف یا ترک بهترین نیروهای انسانی که در چند سال گذشته بیشترین اثر مثبت را با وجود همه موانع داشتند، شده است. تیم مشاور از ایشان به عنوان منبع خوبی برای کسب درآمد و ایجاد اشتغال برای افراد آشنای خود استفاده میکند. در مجموع شخصیتی بسیار سطح پایین و بخیل و کم بین بر این مجموعه مدیریت میکند ( مالک مجموعه)
مجموع همکاری من با اروا بیشتر از 1.5 سال بوده است. تجربه ای سخت و جذاب سخت از منظر حضور در یک سازمان عملگرا و جذاب به جهت همکاری با مدیران بزرگ بسیاری از تجربیات کارکنان اروا این تجربه را داشته اند . مسیر سخت ، آدمهای سخت می سازد و انسانهای صبور میخواهد. اروا طی دو سال اخیر رشد فوق العاده ای روتجربهکرده است.این موفقیت با برخی چالش ها هم همراه بوده است . حضور نفرات جدید و توانمند و خروج انسانهایی که نتوانسته اند علیرغم تلاش سازمان، همپای سازمان رشد کنند . فعالیت و حضور در این تیم برایم علیرغم تمام سختی ها و چالشهایش فوق العاده اثربخش بوده است
پارتی بازی و آشنا بازی لخت و عریان و آزار جنسی بسیار مصرف و حمل مشروبات الکی آزاد خرابکاری در بازار جشن های مختلط با روابط جنسی کثیف و مست بودن پول حرام حرف های زشت و زننده که لایق خود و خانواده هاشون هست اینا ناموس شون رو حراج میکنن و کاملا بی غیرت و بی ناموس هستند تعرض به دختران داخل شرکت یه مشت لاشخور به اسم مدیر ولی هیچ تخصصی ندارن باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند
شرکت نه! بلکه گروهک منافقین آزار و اذیت جنسی دخترها و زن ها توسط مدیران و کارکنان شرکت جلوی چشم دیگران و بیرون و با افتخار تعریف کردن. گران کردن مداوم محصولات و احتکار هزینه و تبلیغ بر ضد نظام و کشور ظاهر بسیار نامناسب در شرکت رفتارهای زشت و سخیف و زننده جشن های مختلط با مصرف و حمل مشروبات الکی داخل شرکت توهین به پرسنل و مقدسات لاس زدن های فراوان که عادی است در شرکت مدیران کثیف از لحاظ اخلاقی و رفتاری ارجحیت دادن به افراد هم تفکر خودشان و تقدیس پهلوی و تبعیض بین این افراد با پرسنل کاری و متخصص وخیلی موارد دیگر
در این شرکت قراردادها کوتاهمدت هستند و امنیت شغلی وجود ندارد. فشار کاری و کار سنگین هم در کار مشهود است و کار معمولی به نظر میرسد. از نگاه من، مشکل اصلی مجموعه این است که مدیرعامل تعادل روانی کافی ندارد و با نیروها به شیوهای آزاردهنده رفتار میکند. حقوق بالایی وجود ندارد و حتی مزایای جانبی مانند بن خرید یا سایر مزایا که در سایر سازمانها دیده میشود، ارائه نمیشود. یک وعده غذای نهار هم وجود داشت، اما در زمان کار من مدیرعامل به اندازهای آزار میکرد که هیچکدام از ما نمیدانستیم چه چیزی خوردهایم. اخراج در این مجموعه بهراحتی انجام میشود و اغلب عصرها با تماسی از طرف مدیریت میگویند که به خانه برگردید.
بدترین تجربه زندگیم بدترین تجربه و بدترین سال از سالهای عمرم بود ظالمترین انسانهای دنیا تو این شرکت هستند مدیرعامل یک آدم که کاملا دو رو هست و ظاهر و باطنش اصلا یکی نیست اگر خدا شناس هستی حرفم رو باور کن قائم مقام مدیرعامل که برادرشه به خداوندی خدا خود یزیده هرکسی اینجا کار کنه مشکلات روحی و روانی پیدا میکنه دیدم کسی رو که از فریاد ترسناک قائم مقام رو سرش بیهوش شد و دندونهاش شکست و با آمبولانس بردنش هر یک ساعت صدای فریاد مدیرعامل و قائم مقام رو سر پرسنل بلنده چندین روانپزشک سازمانی گرفتن شاید صدای بلندشون رو تونستن کم کنن ولی تخریب شخصیت کردن پرسنل براشون لذت بخشه و هیچ وقت هیچ وقت از این کار دست بر نمیدارن برادر مدیرعامل حاضره هرکاری بکنه تا مشکلات اساسی شرکت به گوش مدیرعامل نرسه به چشم خودم دیدم که دو تا مدیر سر برنامه غلطه واحد برنامه ریزی تا برخورد فیزیکی هم رفتن اما اصلا نگذاشتن که مدیر عامل بفهمه تو کارخانه چه افتضاحاتی هست و واحد برنامه ریزیشون چقدر کثیف کار میکنه نمیگذارند صدا به اون بالایی برسه خدامیدونه فقط آدمهایی که چشماشون رو رو حقایق ببندن و کتمان حقایق کنن و برادر مدیر عامل رو چاپلوسی و تایید کنن میتونن تو این شرکت کارکنن
واقعا این شرکت محیط غیر اخلاقی و غیر حرفه ای که حتی مدیران ارشد توانی دادن وظایف رو به کارمندانشون ندارند. من حدود ۲ سال در واحد مارکتینگ این شرکت حضور داشتم که حتی مدیر ارشدش سواد کافی در حوزه کاری خودش را نداشت و مدام در حال مشاوره و راهنمایی گرفتن از افراد خارج از شرکت بودن. فقط برای ساخت رزمه برای افراد بی تجربه مناسب هست وبس. حقوق هم هر ۳ ماه یکبار میدن.
شرکت گروه استیل البرز با واحد هفت الماسه که از نظر مالی به شدت به هم پیوستهاند، به چشم من به عنوان کارشناس ارشد یک سال حضور نشان میدهد. در ابتدای نشستن در تیم جذب منابع انسانی با گروهی حرفهای روبهرو میشوید که مصاحبه اول آنان از طریق اسکایپ انجام میشود و پس از ورود پکیجی خوشآمد هم دریافت میکنید؛ اما همراهش آزمایشهای اعتیاد، ورزشی و طب کار وجود دارد که شرکت هزینه آنها را میدهد و پس از شش ماه بهصورت قسطی از حقوق کسر میشود. سه ماه اول دوره آزمایشی است و پس از استخدام با امور کارکنان در حوزه منابع انسانی کار میکنید که گاهی رویکردی سنتی دارد و از نظر من نقدی بر آن وارد است. محیط کار به شکل اپنفیس است و فضا خیلی خشک و ساکت است، با این حال برخورد کارکنان با احترام است. در اکثر واحدها با وجود مدیرانی که گاهی بیادب هستند، میتوانید به راحتی با مدیرتان صحبت کنید، انتقاد یا دیدگاه را ابراز کنید و بالعکس گزارههای سازمانی نیز از کارکنان بازخورد میگیرد. نقطه قوت قابل توجه این است که در هیچجا باندبازی، چاپلوسی یا تفکیک جنسیتی وجود ندارد و مسیر پیشرفت برای همه روشن است؛ مدیران نیز استقبالگر هستند. جالب است که مدیران تماما تحصیلکردهاند و در حوزه کاری خود واقعا بهروز و فرزگی هستند؛ به نظر میرسد دلیل آن هیئتمدیره جوان است و در سیستمها بر لبه فناوری حرکت میکنند. ساعات کار از ۷:۳۰ تا ۱۷:۰۰ است و اگر خارج از مجموعه کار دارید، ناچارید مرتب مرخصی بگیرید. برخلاف برخی شرکتها که سهونیم روز مرخصی در ماه دارند، اینجا دو روز است و در مورد مرخصی و کسور حقوق با چالش مواجه میشوید. در بخش حقوق و مزایا نسبت به شرکتهای خصوصی معمولی، دستمزدها متوسط است و هر سه ماه یک کارانه تقریبا جذاب داده میشود؛ اما حقوق و کارانه عمدتا با تاخیر حدود ۴۵ روزه پرداخت میشود که نکتهای منفی است. جشنها و اعیاد گاه برگزار میشود، برای نمونه دعوت به دیجی و آمادهسازی میزهای مزه و هدیههای کوچک وجود دارد. همچنین هر فصل یک تور کاری با هزینه شرکت انجام میشود؛ مثلا به کویر یا شمال میروید. هر هفته دو روز سالن ورزشی و امکاناتی دیگر در اختیار دارید و ناهار نیز ارائه میشود که کیفیتی نسبتا قابل قبول دارد. کارت خرید سوپرمارکت هم وجود دارد که بهصورت جداگانه از حقوق ماهانه شارژ میشود. نکتهای نگرانکننده این است که غذای مدیران با کارکنان تفاوت دارد و این تفاوت به نظر میرسد تقلیدی از شرایط اربابر رعیت باشد. در مجموع س sincerityی هدف من بیانی صادقانه است تا شما دید دقیقتری نسبت به محیط کار بدست آورید.
اگر می خواهید موفق باشید یک اینکه خوشگل باشید دو چاپلوس باشید این شرایط اول پذیرشتونه.مرحله بعد نه حقوقاتون به موقع س نه زمان پرداخت حقوق مشخصه نه اون افرادی که مدیرن مناسب مدیریتن نه همه قسمتا ولی خیلی از واحدا.ساعت کاریتون بیشتر از ساعت کاری حقیقیه بی سوادا جایگاهشون بالاس هرچی بیشتر کار کنی حقوقت کمتره اون بیچاره ای که با حقوق خیلی کم داره کار میکنه و سه ماه یه بار حقوق می گیره این انصاف نیست.آه همه این ادما می گیرتت مدیر کل شرکت.بی عدالتی که در حق نیروها میکنی هیچ نفعی براشون نداری یه برک گذاشتی که خیلیامون تو او شرایط سیگاری شدیم عین حمالا کار می کنیم کمترین حقوقو میگیریم فقط یه سریا حقوقشون بالاس اونم بی دلیل.به حمالایی مثل ما خیلی کم حقوق میدی.چجوری جواب خدارو میدی
اگر می خواهید موفق باشید یک اینکه خوشگل باشید دو چاپلوس باشید این شرایط اول پذیرشتونه.مرحله بعد نه حقوقاتون به موقع س نه زمان پرداخت حقوق مشخصه نه اون افرادی که مدیرن مناسب مدیریتن نه همه قسمتا ولی خیلی از واحدا.ساعت کاریتون بیشتر از ساعت کاری حقیقیه بی سوادا جایگاهشون بالاس هرچی بیشتر کار کنی حقوقت کمتره اون بیچاره ای که با حقوق خیلی کم داره کار میکنه و سه ماه یه بار حقوق می گیره این انصاف نیست.آه همه این ادما می گیرتت مدیر کل شرکت.بی عدالتی که در حق نیروها میکنی هیچ نفعی براشون نداری یه برک گذاشتی که خیلیامون تو او شرایط سیگاری شدیم عین حمالا کار می کنیم کمترین حقوقو میگیریم فقط یه سریا حقوقشون بالاس اونم بی دلیل.به حمالایی مثل ما خیلی کم حقوق میدی.چجوری جواب خدارو میدی
اگر می خواهید در راه رضای خدا کار کنید شرکت پرگاس طب بهترین گزینه س بعضیا حقوقای نجومی بعضیا حقوق خیلی کم اونم ۳ ماه یه بار تواناییاتون اصلا مهم نیست فقط چاپلوس باشید.بعضیا بیکار بعضیا بی وقفه کار می کنن حقوق بیکارا ۱۰ برابر آدمای فعال شرکت.هیچ مزایایی نداره.ساعت کاریتون از ساعت عادی خیلی بیشتره سفته های بالا بدون توضیح.در سال می دونید چند نفر از این شرکت می رن.وحشتناکه.هیچکس نمی مونه
حقوقی بودن و احترام به تخصص کاربری حفظ میشود. متن را با نگاهی نو ولی با همان معنا بازنویسی میکنم. بعد از خروج از شرکت، بیش از یک سال میشود که تسویهحساب من هنوز انجام نشده است. این بیتفاوتی نسبت به حقوق من حسdirectories به من میدهد؛ آیا این کار تفاوتی با دزدی ندارد؟ وقتی کار را ترک کردم دلار حدود سی تومان بود، ولی اکنون به شصت تومان رسیده؛ آن پول حالا چه ارزشی دارد، آقای مدیرعامل؟ هنوز بیتفاوتی نسبت به پرداخت وجود دارد و من هنوز دریافتیام را نگرفتهام.
کارکردم در گروه استیل البرز را بهصورت تجربهای واقعی از نگاه خودم بازنویسی میکنم و تمام نکات مثبت و منفی را با بیانی تازه و طبیعی بیان میکنم. من از دفتر مرکزی تهران فرشته شروع میکنم و میگویم که نظراتم بهطور کامل مرتبط با محیط کار مرکز است. نقاط مثبت بهطور کلی عبارتاند از احترام به کارکنان، نبود باندبازی، امکان پیشرفت شغلی، ارائه مزایای آشکاری مانند نهار، بسته حمایتی، کارت خرید، دسترسی به سالن ورزشی و پزشک سازمانی، و عدم نگاه جنسیتی در برخوردها. سیستم جذب نیرو اصولی است و مدیران و کارکنان همواره تخصصی عمل میکنند. اما کاستیها هم ناگفته نمیماند: ارتباط با امور کارکنان و واحد منابع انسانی به شیوهای که انتظار میرفت، بهدلیل رفتار ناشایست برخی افراد، چندان دلچسب نیست و از طرفی رفت و آمد و جای پارک مناسب وجود ندارد. تفاوت قابل توجهی میان حقوق و پاداش مدیران و کارکنان دیده میشود که از نظر من قابل قبول نیست و این تفاوت در میزان پاداش و مزایا مشهود است. موضوع واریز حقوق در میانماه مسئلهساز است و گفته میشود پاداشها در پایان فصل پرداخت میشود، اما در عمل هر شش ماه نهایتا یک پاداش داده میشود. بهعلاوه، در برخی مواقع احساس میکنم روی حقوق ثابت کاری میشود و احتمال دارد پاداش بهعنوان پوششی برای کاهش انتظارها لحاظ شود.
مدت کوتاهی اینجا کار کردم و میخواهم از مزایا و چالشهای دیزل پارسیا بگویم که بهراحتی یکی از بزرگترین مراکز اجاره ژنراتور و فروش دیزلی است. بیمه تأمین اجتماعی وجود دارد، اما گاهی سعی میکنند دیرتر کارکنان را بیمه کنند. حقوق بهطور مشخصی ثبات ندارد و برای دستیابی به رقم ثابت باید بتوانید مهارتهای مورد انتظار را داشته باشید؛ با این حال مبلغ توافقشده پرداخت میشود و از نظر من مشکل خاصی وجود نداشت. امنیت شغلی تا حد زیادی ضعیف است و ممکن است هر لحظه شرایط کار تغییر کند یا احتمالا موقعیت شما از دست برود. پیشرفت شغلی در مجموعهای با تعداد بالای دیزل ژنراتورهای مدل و برندهای معتبر دنیا امکانپذیر است و تجربههای متنوعی میتوان به دست آورد، محدود به یک مدل یا دو مدل نیست.
حدودا سالها در این شرکت کار میکردم و همواره احساس میکردم که مدیران تاحد زیادی به حقوق و رفاه کارکنان توجه دارند و تلاش میکنند شرایط مطلوبی برای همه فراهم شود. وقتی مجبور شدم به دلیل مهاجرت از شرکت جدا شوم، به خاطر تغییراتی بود که در آن زمان وجود داشت، در غیر این صورت فکر میکنم شرکت واقعا با وجدان و خلاقی است. از تیم حرفهای و عالی پارمیس تشکر میکنم و برای شما موفقیتهای بیشتر آرزو میکنم.
اول به من وعدههای گرمی میدن و از روزای اول به ظاهر محیطی دوستانه و صمیمی نشون میدن تا حس راحتی کنم. میفهمم که برخوردشون خیلی گرم و محبتآمیزه تا به همکاریا نزدیک بشن، اما به محض این که باهاشون همرنگ بشی احساس میکنی پشت این رفتارها یه اصول زیرکانه هست که شاید برای دوام کار لازمه پارهای از واقعیتها رو نادیده بگیریم. بین همکارا تفاوت قائل میشن و هرچی که بگن با لبخند قبول میکنی چون به نظرشون این طبیعی و پذیرفته است. ساعات کار هشت تا نه ساعته ولی بهزعم خودشون فقط هشت محاسبه میشه و با نیم ساعت ناهار و گاهی سرویسدهی یا قطع و وصل تلفن، میزان زمان رو کم میکنن. مرخصی به سختی داده میشه و اگر بخوای خارج بشی با تهدیدی از نظر سفته یا سنوات مواجه میشی. حقوق بعضی از همکارا از حداقلهای قانونی کمتره و پرداختها چند مرحلهای و با تاخیر انجام میشن. منابع انسانی رفتاری تند و قاطع داره که باهاش برخورد میکنن و هرچی اعتراض کنی رو قانونه میدونن و اجازهی ابراز نظر نمیدن. روزهای مختلف گاهی با مشتریهای پرتنش پر میشه و من هم گاهی شاهد درگیری و داد و فریاد اونجا بودهم. روی قراردادها خیلی محتاط باشی چون به نظر میرسه صحت و وضوح کامل وجود نداره و خیلی از تعهدات رو مبهم میگن یا زیرش میزنن. هر قولی که داده باشن در نهایت ممکنه به شکل دیگری بیان بشه و تو رو با اصطلاحاتی سردرگم کنند. فضای کار حس میشه که دوربین و شنود وجود داره و با بعضی از رفتارها، احساس کنترل شدید روی کار و زندگی شخصی رو میدیدی، حتی گواهی چتهای خصوصی هم قابل بررسی است. در مجموع، واقعا احساس میکنی که انتشار حقیقتها با توهم روشنفکری و کرامت کاری متفاوت میشن و برخی از وعدهها با واقعیت همسو نیستن.
برای کاربری که از سوپرپایپ اینترناشنال میگوید، تجربهاش از محیط کار و فرایند استخدام را با زبان تازه و صریح تکرار میکنم، بدون اضافه کردن هیچ ادعای خارج از متن. شرکت سوپرپایپ اینترناشنال را تجربه کردم و متوجه شدم فرآیند کاغذبازی داخلی آن خیلی زیاد است و انعطافپذیری کمی در اعطای مرخصی، مدیریت ورود و خروج و همچنین دورکاری دارد؛ در واقع شباهت زیادی به برخی سازمانهای دولتی پیدا میکند. در مقایسه با سایر شرکتها، حقوق اینجا تقریبا نصف است. برای استخدام داخلی در اینجا باید سفتهای گذاشت و از این سفته میشود به عنوان ابزار فشار استفاده کرد. روند استخدام بسیار طولانی است و ممکن است از ارسال رزومه تا مراحل پایانی بروی، اما یکی از مدیران میانی گاهی بدون دلیل و بهصورت سلیقهای فرد را رد میکند و این کار به راحتی انجام میشود. همچنین شنیدهشان از برخی بخشها با نام تسک ارزیابی، احتمالا سوءاستفاده میکنند.
این که بعضی ها اومدن و از تجربه خوبشون تو شرکت آروا نوشتن یعنی حتما حتما حتما خود شرکت هست و سیاست هاش و گرنه انسان عاقل و سالم وارد این شرکت بشه با مشکلات روحی و روانی شدید و بیماری خارج میشه هیچ رشدی در این شرکت نیست همه تبلیغاتشون سیاست و دروغ هست آنچه در شبکه های مجازی و اینستا تبلیغ میکنند به خداوندی خدا دروغه دروغ فریبه آمار خروج به شدت بالاست و یک سری انسانهای کاملا بی سواد اونجا ارتقا میگیرند چون باعث نمیشن بیسوادی مدیرهاشون و معاونتهاشون معلوم بشه و تهدیدی برای بقیه نیستن و انسان بادانش به هیچ عنوان نمیتونه کنار اونها بمونه و رشد کنه
من در تجربهای کار میکنم که با وجود پول و رانت خانوادگی، مدیریت درستی ندارم؛ صاحب کارخانه که مردی به نام آ موجود است، بر همهچیز سلطه دارد و اجازه نمیدهد نظر بقیه به کرسی بنشیند. كسی که با پول پدرش چند کسبوکار راهاندازی کرده، اما هیچ آگاهی از مدیریت و صنعت ندارد و بیشتر کارهایش جنبه دلالی و ساختمانسازی دارد. توجه کافی به نیروی کار نمیشود و نتیجه این وضعیت گاهی به نزاع و برخورد فیزیکی در کارگاه منجر شده است. اگر تصمیم دارید بیایید، باید آماده باشید که چند ماه تاخیر در حقوق و فقدان اختیار عملی در کار برایتان آزاردهنده باشد و انتظار ندید که همهچیز براساس برنامه و نظم پیش برود. البته تجربهی من تنها بازتابی از رفتارهای داخلی این مجموعه است و لازم است با دید باز و تحقیق دقیقتر بررسی شود.
اگر بخواهم از این تجربه برداشت دقیق و تازهای ارائه کنم، باید بگویم رشد و یادگیری به شخصیت مدیر کارخانه بستگی زیادی دارد؛ بدون وجود مدیری با روحیه حمایتی، مسیر پیشرفت هموار نمیشود. مالک مجموعه که مدیریت پایه را در اختیار دارد، گاهی تأثیر منفی قابل توجهی بر فرایندها میگذارد و کار تیمی را دستخوش چالش میکند. پرداخت بهموقع حقوق از اهمیت بالایی برخوردار است و تأخیر در آن میتواند بار منفی بزرگی روی روحیه کارکنان بگذارد. در این محیط، هیچ مزیت واضحی به جز موارد ضروری دیده نمیشد و برای کوچکترین ابتداییات هم باید پیگیری و مقاومت کرد.
مالک مجموعه بسیار اهل دخالت در امور مدیران و میکرو منیجمنت هستند. در یک کلام شما به عنوان مدیر، مسئول بی اختیارید. چاپلوسی و موافقت با نظرات مدیرعامل(مالک مجموعه) شرط دوام شماست محیطی مناسب کارکنان تنبل و با عزت نفس پایین. کارمند قوی ، با سواد و تاثیر گذار در بلندمدت دوام نخواهد آورد. قدردانی وجود ندارد و همواره از حق شما دزدیده خواهد شد. مالک مجموعه علاقه ای به رشد پرسنل ندارد و بهترین و تاثیرگذار ترین همکاران که منجر به تغییرات و تحول در سیستم شده بودند نیز به مرور بدلیل عدم قدردانی و دیده نشدن زحمات، مجموعه را ترک میکنند. نگاه مدیریت از بالا به پایین بوده و حق خود میدانند تا جای امکان از حقوق شما بکاهند. علاقه به گماشتن نیروی انسانی جاسوس بوده و دهن بینی و توجه به شایعات در ایشان بسیار پر رنگ است. نقدینگی در مجموعه بسیار ضعیف بوده و عدم پرداخت و تاخیر پرداخت حقوق پرسنل را زرنگی تعبیر کرده و همیشه به دنبال استفاده از مبلغ حقوق در خرید مواد اولیه هستند و تا جای امکان این رویه را پیش میگیرند، مگر اینکه مدیر کارخانه قدرتنمد و شریفی باشد تا در برابر ایشان ایستاده و حق و حقوق پرسنل را بگیرد. که در این شرایط در بلند مدت دوام نخواهد آورد. بعد از 10 سال و تغییر 10 مدیر همچنان نتوانسته اند برای خود برندسازی داشته باشند. اگر شانس داشته باشید و در دوره حضور شما، مدیری قوی، باسواد و جنگنده در مجموعه حضور داشته باشد که بتواند مشکلات متاثر از مدیریت عامل را با مبارزه و سیاست تا حدی رفع کند، این مجموعه محل مناسبی برای یادگیری، رشد و سکوی پرتاب شما خواهد بود. شخص مالک دانش و تجربه لازم برای مدیریت مجموعه را ندارند اما متاسفانه اصرار بر دخالت در همه امور دارند. اخیرا از یک مجموعه مشاوره کمک گرفته اند، اما متاسفانه عدم آگاهی ایشان از روند های جاری در مجموعه و نداشتن دانش کافی برای کنترل عملکرد مشاورین، این راه نیز منجر به از دست رفتن منابع شرکت و حذف یا ترک بهترین نیروهای انسانی که در چند سال گذشته بیشترین اثر مثبت را با وجود همه موانع داشتند، شده است. تیم مشاور از ایشان به عنوان منبع خوبی برای کسب درآمد و ایجاد اشتغال برای افراد آشنای خود استفاده میکند. در مجموع شخصیتی بسیار سطح پایین و بخیل و کم بین بر این مجموعه مدیریت میکند ( مالک مجموعه)
مجموع همکاری من با اروا بیشتر از 1.5 سال بوده است. تجربه ای سخت و جذاب سخت از منظر حضور در یک سازمان عملگرا و جذاب به جهت همکاری با مدیران بزرگ بسیاری از تجربیات کارکنان اروا این تجربه را داشته اند . مسیر سخت ، آدمهای سخت می سازد و انسانهای صبور میخواهد. اروا طی دو سال اخیر رشد فوق العاده ای روتجربهکرده است.این موفقیت با برخی چالش ها هم همراه بوده است . حضور نفرات جدید و توانمند و خروج انسانهایی که نتوانسته اند علیرغم تلاش سازمان، همپای سازمان رشد کنند . فعالیت و حضور در این تیم برایم علیرغم تمام سختی ها و چالشهایش فوق العاده اثربخش بوده است
پارتی بازی و آشنا بازی لخت و عریان و آزار جنسی بسیار مصرف و حمل مشروبات الکی آزاد خرابکاری در بازار جشن های مختلط با روابط جنسی کثیف و مست بودن پول حرام حرف های زشت و زننده که لایق خود و خانواده هاشون هست اینا ناموس شون رو حراج میکنن و کاملا بی غیرت و بی ناموس هستند تعرض به دختران داخل شرکت یه مشت لاشخور به اسم مدیر ولی هیچ تخصصی ندارن باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند
شرکت نه! بلکه گروهک منافقین آزار و اذیت جنسی دخترها و زن ها توسط مدیران و کارکنان شرکت جلوی چشم دیگران و بیرون و با افتخار تعریف کردن. گران کردن مداوم محصولات و احتکار هزینه و تبلیغ بر ضد نظام و کشور ظاهر بسیار نامناسب در شرکت رفتارهای زشت و سخیف و زننده جشن های مختلط با مصرف و حمل مشروبات الکی داخل شرکت توهین به پرسنل و مقدسات لاس زدن های فراوان که عادی است در شرکت مدیران کثیف از لحاظ اخلاقی و رفتاری ارجحیت دادن به افراد هم تفکر خودشان و تقدیس پهلوی و تبعیض بین این افراد با پرسنل کاری و متخصص وخیلی موارد دیگر
در این شرکت قراردادها کوتاهمدت هستند و امنیت شغلی وجود ندارد. فشار کاری و کار سنگین هم در کار مشهود است و کار معمولی به نظر میرسد. از نگاه من، مشکل اصلی مجموعه این است که مدیرعامل تعادل روانی کافی ندارد و با نیروها به شیوهای آزاردهنده رفتار میکند. حقوق بالایی وجود ندارد و حتی مزایای جانبی مانند بن خرید یا سایر مزایا که در سایر سازمانها دیده میشود، ارائه نمیشود. یک وعده غذای نهار هم وجود داشت، اما در زمان کار من مدیرعامل به اندازهای آزار میکرد که هیچکدام از ما نمیدانستیم چه چیزی خوردهایم. اخراج در این مجموعه بهراحتی انجام میشود و اغلب عصرها با تماسی از طرف مدیریت میگویند که به خانه برگردید.
بدترین تجربه زندگیم بدترین تجربه و بدترین سال از سالهای عمرم بود ظالمترین انسانهای دنیا تو این شرکت هستند مدیرعامل یک آدم که کاملا دو رو هست و ظاهر و باطنش اصلا یکی نیست اگر خدا شناس هستی حرفم رو باور کن قائم مقام مدیرعامل که برادرشه به خداوندی خدا خود یزیده هرکسی اینجا کار کنه مشکلات روحی و روانی پیدا میکنه دیدم کسی رو که از فریاد ترسناک قائم مقام رو سرش بیهوش شد و دندونهاش شکست و با آمبولانس بردنش هر یک ساعت صدای فریاد مدیرعامل و قائم مقام رو سر پرسنل بلنده چندین روانپزشک سازمانی گرفتن شاید صدای بلندشون رو تونستن کم کنن ولی تخریب شخصیت کردن پرسنل براشون لذت بخشه و هیچ وقت هیچ وقت از این کار دست بر نمیدارن برادر مدیرعامل حاضره هرکاری بکنه تا مشکلات اساسی شرکت به گوش مدیرعامل نرسه به چشم خودم دیدم که دو تا مدیر سر برنامه غلطه واحد برنامه ریزی تا برخورد فیزیکی هم رفتن اما اصلا نگذاشتن که مدیر عامل بفهمه تو کارخانه چه افتضاحاتی هست و واحد برنامه ریزیشون چقدر کثیف کار میکنه نمیگذارند صدا به اون بالایی برسه خدامیدونه فقط آدمهایی که چشماشون رو رو حقایق ببندن و کتمان حقایق کنن و برادر مدیر عامل رو چاپلوسی و تایید کنن میتونن تو این شرکت کارکنن
واقعا این شرکت محیط غیر اخلاقی و غیر حرفه ای که حتی مدیران ارشد توانی دادن وظایف رو به کارمندانشون ندارند. من حدود ۲ سال در واحد مارکتینگ این شرکت حضور داشتم که حتی مدیر ارشدش سواد کافی در حوزه کاری خودش را نداشت و مدام در حال مشاوره و راهنمایی گرفتن از افراد خارج از شرکت بودن. فقط برای ساخت رزمه برای افراد بی تجربه مناسب هست وبس. حقوق هم هر ۳ ماه یکبار میدن.
شرکت گروه استیل البرز با واحد هفت الماسه که از نظر مالی به شدت به هم پیوستهاند، به چشم من به عنوان کارشناس ارشد یک سال حضور نشان میدهد. در ابتدای نشستن در تیم جذب منابع انسانی با گروهی حرفهای روبهرو میشوید که مصاحبه اول آنان از طریق اسکایپ انجام میشود و پس از ورود پکیجی خوشآمد هم دریافت میکنید؛ اما همراهش آزمایشهای اعتیاد، ورزشی و طب کار وجود دارد که شرکت هزینه آنها را میدهد و پس از شش ماه بهصورت قسطی از حقوق کسر میشود. سه ماه اول دوره آزمایشی است و پس از استخدام با امور کارکنان در حوزه منابع انسانی کار میکنید که گاهی رویکردی سنتی دارد و از نظر من نقدی بر آن وارد است. محیط کار به شکل اپنفیس است و فضا خیلی خشک و ساکت است، با این حال برخورد کارکنان با احترام است. در اکثر واحدها با وجود مدیرانی که گاهی بیادب هستند، میتوانید به راحتی با مدیرتان صحبت کنید، انتقاد یا دیدگاه را ابراز کنید و بالعکس گزارههای سازمانی نیز از کارکنان بازخورد میگیرد. نقطه قوت قابل توجه این است که در هیچجا باندبازی، چاپلوسی یا تفکیک جنسیتی وجود ندارد و مسیر پیشرفت برای همه روشن است؛ مدیران نیز استقبالگر هستند. جالب است که مدیران تماما تحصیلکردهاند و در حوزه کاری خود واقعا بهروز و فرزگی هستند؛ به نظر میرسد دلیل آن هیئتمدیره جوان است و در سیستمها بر لبه فناوری حرکت میکنند. ساعات کار از ۷:۳۰ تا ۱۷:۰۰ است و اگر خارج از مجموعه کار دارید، ناچارید مرتب مرخصی بگیرید. برخلاف برخی شرکتها که سهونیم روز مرخصی در ماه دارند، اینجا دو روز است و در مورد مرخصی و کسور حقوق با چالش مواجه میشوید. در بخش حقوق و مزایا نسبت به شرکتهای خصوصی معمولی، دستمزدها متوسط است و هر سه ماه یک کارانه تقریبا جذاب داده میشود؛ اما حقوق و کارانه عمدتا با تاخیر حدود ۴۵ روزه پرداخت میشود که نکتهای منفی است. جشنها و اعیاد گاه برگزار میشود، برای نمونه دعوت به دیجی و آمادهسازی میزهای مزه و هدیههای کوچک وجود دارد. همچنین هر فصل یک تور کاری با هزینه شرکت انجام میشود؛ مثلا به کویر یا شمال میروید. هر هفته دو روز سالن ورزشی و امکاناتی دیگر در اختیار دارید و ناهار نیز ارائه میشود که کیفیتی نسبتا قابل قبول دارد. کارت خرید سوپرمارکت هم وجود دارد که بهصورت جداگانه از حقوق ماهانه شارژ میشود. نکتهای نگرانکننده این است که غذای مدیران با کارکنان تفاوت دارد و این تفاوت به نظر میرسد تقلیدی از شرایط اربابر رعیت باشد. در مجموع س sincerityی هدف من بیانی صادقانه است تا شما دید دقیقتری نسبت به محیط کار بدست آورید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.