هرگز به من خبر ندهید که هر چه میگویند درست است؛ من دربارهی تجربهام با شرکت نرم افزاری امن پرداز صحبت میکنم و واقعیتها را به زبان خودم بازگو میکنم. اینجا با فضایی بسته و فشارهای مستمر روبهرو بودم و اعتراض هم کمکی نمیکرد، چون به جای پاسخ، با تهدید مواجه میشدم. تصور میکنم پروژهها از طریق رانت تخصیص میشوند و حقوق پرسنل به اندازهی نیازهایشان پرداخت نمیشود. کارفرماها گاه به صورت زیرپوستی فشار میآورند تا صدای اعتراض شنیده نشود و تضمینها یا سفتههایی میگیرند که با وجود آنها هم تسویهی نهایی نامشخص میماند. اگر قصد دارید در این محیط کار کنید، بهتر است صبر و تحمل بیشتری داشته باشید تا بیکار نباشید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در نگاه من، امن پردازان کویر تجربهای ناامیدکننده بود. به نظر من، ظاهر اولیهی شرکت فریبنده است و خیلی سریع متوجه میشوید که گرفتارش شدهاید و در عرض شش ماه ضرر میکنید. فضای کاری ناسالم و دخالتهای بیجا از جمله نکاتی بود که باعث شد از همان ابتدا احساس کنم شرایط مناسب نیست.
اگه ادمی هستید که می تونید پاچه خواری کنید، زیرآب بقیه رو بزنید، براتون مهم نیست که بهتون احترام بزارن یا اینکه فقط دنبال این هستید که یه پولی دربیارید که فقط گذران زندگی کنید اینجا بهترین گذینه برای کار هست. درضمن اگرم اینجا مشغول به کار شدید اصلا وارد تیم اون خانومه نشید که از نظر روانی واقعا اسیب جدی می بینید.
باورم نمیشه که چنین تجربهای رو از کارم بگیرم؛ از همین آغاز میگم اوضاع خیلی غیرمنصفانه است و با وجود تحصیل، حقوق و وضعیت شغلی به شکلی ناواقعی برای آدم خیلی ناامیدکننده است. حقوقی که میدن، به طور مرتب و با رنج و درد کم میشه و توقع حقوق بالاتر از این هم دارن، اما در عمل بهت پایینترین مقدار رو میدن و سهم پرسنل از پورسانت به هیچ وجه عادلانه نیست. به نظرم بین پرسنل قصابی و سطح تفاوتهای بیاساسی وجود داره و این تفاوتها به وضوح نشان میده که برای تو انگیزهای باقی نمیمونه. کل ساختار کار به گونهای طراحی شده که کار رو بیهدف جلوه بده؛ از ابتدا تا انتهای شیفت کار سنگین و بدون برنامهریزیه، با مسئولیتهایی مانند تخلیه بار، جابهجاییها و چیدن انبار که انگار این کارها برای همه یکیه و تنها ازت انتظار دارن بدون آموزش درست و برنامهریزی کار کنی. بیان میکنن که سطح حقوق باید با پورسانت گره بخوره اما نتیجه اینه که بهت کمتر از حدی که وعده میدن پرداخت میشه و هدفگذاری هم طوری است که اجازه ندن پورسانت حاصل بشه. تعریفهای حقوقیشون هم به شدت غیرواقعی به نظر میرسه: وعده ۱۵ میلیون حقوق در نهایت با ۹ میلیون بهت میدن و عیدی، سنوات و حق بیمهها به گونهای تقسیم میشه که باز هم کسر میانجامه. به جای اینکه فرایندها شفاف باشه، همیشه سعی میکنن با کارهای تشویقی کاذب و حسابهای فریبنده شما رو به جلو بکشن. علاوه بر این، بحث اضافهکار هم به چشم میاد: ۴۵ ساعت اضافهکاری برای ۲۵۰۰ نیست و در نهایت بین ۷ تا ۹ روز هر ماه حقوق رو واریز میکنن، که ارزش و امنیت کار رو به طرز چشمگیری پایین میاره. حراست فروشگاه هم وضعیتی بده داره و با مدیران ناکارآمد سعی میکنن با هر دختر جوانی رابطه برقرار کنن و این رفتارها بیاحترامی آشکار است. از طرفی بیمه رو هم به نحوی میکشن که حقوق تو رو در برابر ترفیع و بهبود کار کمتر میکنن و در نهایت با کسرهای سنگین مالیات و هزینهها، چیزی که میمونه خیلی ناچیز است. دیسک کمرم هم بعد از یک سال خیلی کمکارکردگیهایی رو داشت که با وجود حرف من، به گوش هیچکس نمیرسد. در مجموع، وضعیت کار به هیچوجه رضایتبخش نیست و به نظر میرسد هدف اصلی شرکت حفظ هزینهها و ایجاد فشار بیوقفه روی کارکنان است تا با کمترین منابع، بیشترین کار رو انجام بدهند. اگر قصد دارید به این مجموعه ملحق شوید، مراقب باشید که تعهدات مالی و شرایط کاری به چه شکلی تنظیم میشود و به خاطر منافع خودتون در این محیط چه اندازه پایداری وجود دارد.
در این شرکت به دلیل سیاستهای نامناسب مجموعه، توجه کافی به آموزش و ارتقای مهارتهای کارکنان نمیشود. یکی از باورهای رایج این سازمان این است که هر گاه کسی مهارتی بیابد، فرصت ترک شرکت پیش میآید؛ رویکردی که نه تنها جلوی رشد فردی را میگیرد بلکه انگیزه برای یادگیری و پیشرفت را در بین نیروها کاهش میدهد. همچنین، افراد با تجربه و انگیزه به درستی در واحدهای دیگر به کار گرفته نمیشوند تا از تخصص و دانششان بهرهبرداری شود که این امر منجر به نارضایتی، کاهش بهرهوری و در نهایت خروج استعدادها میشود. شرایط تمرکز و انجام کار باکیفیت هم Wake نیست و نظارت مداوم مسئولان بر خطوط و بررسیهای پیوسته باعث افزایش استرس میشود؛ در نتیجه ارزیابی دقیقی از عملکرد و تلاش کارکنان صورت نمیگرفت. نرمافزار مورد استفاده چندین کیت تخصصی دارد، اما محدودیتها و نیاز به استقرار سریع نیروهای تازهکار در واحد پشتیبانی باعث میشود آموزشها فقط به یک کیت عمومی محدود بماند. این رویکرد باعث میشود نیروهای تازهکار به تسلط کافی بر تمامی بخشها نرسند و فشار کاری بیشتری بر کارکنان باتجربه وارد شود. این موضوع نه تنها بهرهوری تیم پشتیبانی را کم میکند، بلکه باعث افزایش نارضایتی و فرسودگی شغلی در میان کارکنان قدیمیتر میشود. در نتیجه فشار روی نیروهای با تجربه بیشتر است و این امر منجر به خستگی و ترک کار آنها میشود. اگر قصد دارید برای آموزش و تجربه از این نرمافزار در این شرکت استخدام شوید، این مسیر را بهطور قطعی توصیه نمیکنم؛ در غیراینصورت به دلیل کمبود فرصتهای پیشرفت و فرسایشی بودن کار، به شما دوستان محترم این کار را پیشنهاد نمیکنم.
من در دیجی پی تجربهای از محیط کار رو داشتم که به شدت بهنظر من منصفانه نبود و به طور مکرر از روالهایی صحبت میکردم که گمان میکردم براساس ارتباط و نمایشی بودن پیش میره. برخی مدیران و معاونان به نظر میرسید سالها با سیاستهای خاصی دوام میآورند و حمایت میشوند، چه درست کار کنم و چه نه. ارتقای شغلی و افزایش حقوق فقط برای عدهای خاص ممکن بود و در اولویت با اونهایی بود که ارتباطات معینی داشتند. ارزیابیها از مدیران بهطور کلی خوشایند نبود و بیکفایتی برخی از آنها را میدیدم، چرا که صرفا به دنبال منافع شخصیشان بودند. به نظر من منابع انسانی هم بیشتر به عملکرد نمایشی میخورد تا کار واقعی، و اغلب به نیروهایی که معمولا همان مدیران بیکفایت بودند خدمات میدادند تا فرایندهای پیشرفت را جلو ببرند. نتیجه این وضعیت، بههمریختگی و باندبازی بین تعدادی از مدیران بود که شرکت را به سمت وضعیتی ناخوشایند کشاند. در بحث حقوق، پاداش و فرصتهای پیشرفت شغلی و امکانات جانبی مانند پارکینگ هم نظر نهایی را همان مدیران بیکفایت میدادند و شرط رضایتشان از افراد میگذاشتند. به این خاطر پیشنهاد میکردم اگر دورههای بازیگری و فریبکاری را یاد نگرفتهاید و از فرصتهای کار از جای دیگری مطمئن نیستید، به جای دیجی پی به دنبال کار در جای دیگری بروید؛ چون اینجا ممکن است با مشکلاتی مانند بیاحترامی مدیران و فشار برای ترک کار همراه باشد و منابع انسانی هم چندان جنبه حمایتی نداشته و برخی مواقع به ضرر کارکنان عمل میکند. بهطور کل، به نظر میرسید بخشهای غیر انسانی در این روند غالباند تا انسانی. بنابراین توصیهام این است که در انتخابتان دقت کنید و از چنین فضاهایی که بر پایه تعاملات نامتعارف و حمایت از افراد خاص شکل میگیرد پرهیز کنید.
به خاطر تجربهای که داشتم، لازم دیدم توضیح بدهم که دستگاهی که بهم دادند اصلا روشن نمیشود و کار نمیکند. از نظر من، این شرکت به هیچ وجه قابل اعتماد نیست و تنها پول میگیرند و هیچ پشتیبانی واقعی ارائه نمیدهند. وقتی با یک شرکت تازهوارد روبهرو شدم که چنین برخوردی داشت، حس کردم مشتریمحوری آنها پر رنگ نیست و شرایط به نحوی نبود که بتوانم روی خدماتشان حساب کنم.
این شرکت کلاهبرداری هست خواهشی ک ازتون دارم از این شرکت دستگاه نخرید من ازشون یکساله دستگاه خریدم پولم بالا کشیدن دستگاه رو بمن فروختن بعد گفتن نصاب نداریم خودتون پیدا کنیدبهشون گفتم من دیگه دستگاهی ک یکساله روشنش نکردید رو نمیخوام برا بفروشینش میگن ۲۰ میلیون بیشتر نمیبرن چرا ۲۰ تومن پس شما یکسال دستگاهای تو انبارتون رو نگه داشتید الان بخواین بفروشین ۲۰ تومن میفروشین بعدشم قیمت دستگاه تو سایت زدن ۴۹ تومن از من ۷۵ میلیون پول گرفتن
در سالی که در ترجمیک بودم، کارم را به عنوان کارشناس تولید محتوا آغاز کردم و اوایل محیط کار برایم دوستانه و دلنشین به نظر میرسید. با گذشت زمان اما بار کاری به طرز قابل توجهی افزایش یافت و فرصت برای استراحت هم کمتر شد، به ویژه زمانی که مدیر محتوا در اکثر جزئیات دخالت میکرد و من را وادار به پیروی از دیدگاه خودش میکرد. وقتی با یکی از تصمیماتم مخالفت کردم، به صراحت گفت که فقط همان چیزی را قبول دارد که او تعیین میکند. در نهایت، این تجربه هم جزو تجربیات من در کار شد؛ فشار کاری بالا و نبود درک مناسب از تفاوتهای شخصیتی افراد درونگرای من، باعث شد با برچسبهایی مانند بیروح روبهرو شوم اگر کمی آرامتر بودم.
سلام من نزدیک به یکسال دانش ۲بودم ،از سرپرست بی کفایت که همش به خانما گیر میداد اگه یکی باهاش اوکی میشد همه چیز واسه اون خانم خوب بود یه هندتل دستش بود بیکار می چرخید با این اونو لاس میزد ،اگه نه وای به حال طرف.بعد از سرپرست سرگروه ها.که نگم براتون سیستم کثیف رو واسه سرپرست به نحو احسن پیش میبردن.اگه با کسی لج می افتادن یا میذاشتن ریل دستی چیدمان سنگین بزنه ،یا تخیله بار سر دستگاه ،یا جابه جایی ترولی پر.نه منابع انسانی هواتو داره ،نه مدیر نه سرپرست کل دانش ۲.اگه هم نیاز به کار داشته باشی بفهمننن پوست سرت کنده اس ،کاری میکنن هر روز برات جهنم باشه.هر روز می فرستن یا دانش یک ،یا بادامک و.....درکل بهت رحم نمیکنن.حالا اگه هم خوب باشی قدرتو نمی دوننن.برای نگهداشتن هیچ انگیزه ای بهت نمیدن.کسی که تازه اومده یا نیمه وقت میاد وضعیت بهتری داره.بعضی ها مجبورن پشت برده یه کارایی دیگه بکننن تا دیده بشن از آدم فروشی گرفته تا دروغ.یکی رو زیر پا میزارن تا براشون پله بشه اونا برن بالا.اضافه کارات چه 10 ساعته باشی چه 12ساعته فرقی نمیکنه.نهایت اختلاف حقوقت میشه 300تا 400تومن.پزشک سازمانی هم که اصلا هیچ به درد نمیخوره اگه حالت بد باشه بری هیچ کاری برات نمیکنه.در هر وضعیتی باشی فقط باید بیگاری خودتو داشته باشی.محیط به شدت فاسد و کثیف به درد خانما نمیخوره نیروی بیشتر هم متاسفانه خانما هستن یا دانشجو ها.معایب بالایی داره.غیر از آسیب های بدنی از شکستن دست و پا تا افتادن ناف.و......چندین مورد خودم دیدم به چشممممم.مدیرو سرگروه ها و سرپرست هیچ رحمی ندارن زبانن باهات خوبن.به حرفات گوش میدن ولی بعدا ارجاعت میدن دست یه اونر که اون پوست سرت رو بکنه و هر جوری دلش میخواد باهات رفتار کنه
من به این شرکت رزومه داده بودم و مصاحبه رفتم یکی از نکات جالب این بود که سامانهای در اختیارم گذاشتند تا زمانهای آزاد خود را انتخاب کنم و مصاحبه در زمان دلخواهم انجام شود. متأسفانه به دلیل الزام حضور در دفتر شیراز، همکاری نهایی نشد، اما با توجه به تجربهای که روی پروژههای مشابه داشتم، مطمئن بودم که همکاری جذابی برای هر دو طرف میشد. مصاحبه اول اصلا فنی نبود و ۱۵ دقیقه ای بود ولی دومیش فنی بود و یک ساعت شد
اینجا چند نفر کامنت گذاشتند نتیجه تجربیاتشون رو گفتن هر کی باهات کار کرده می شناستت من نمی خواستم تجربه خودم رو بگم ولی دیدم ظلمی که داری می کنی رو باید افراد بی تجربه بدونن به خاطر این من هم نتیجه تجربه ۴ سال بی تجربگی خودم رو می نویسم 1-تو خود مدیر عامل یا پسرشی که از زبون پرسنل داری حرف می زنی چون زیاد از این کارها می کنی. به پرسنل می گفتی فلانی گفته تو فلان کار رو کردی همه رو به جون هم می نداختی خودت رو کنار می کشیدی 2-اون پول ها رو به لطف ندادن حق و حقوق واقعی پرسنل جمع کردی 3-اینکه می گی به خاطر بچه ها شرکت زده که بهشون نون بده از حرفهای دروغ همیشگی تو بوده اگه درست باشه چرا طرف رو به خاطر باردار شدن اخراج می کنی یا طرف ۵ دقیقه بین کارش گوشی نگاه می کنه رو اخراج می کنی،تو نبودی می گفتی بچه ها چای می خورن دستشویی زیاد میرن ۴-از وقتی از اون شرکت زیرپله ایی اومدم بیرون از اون کینه و حاشیه و فشارکاری راحت شدم الان فهمیدم کجا بودم بعد از اونجا از فشار روحی بی اندازه ایی که داشتم راحت شدم به خاطر این اینجا می نویسیم که یک جوان تازه فارغ التحصیل شده زندگیش رو نابود نکنی همونجور که من چند سال از بهترین دوران زندگیم نابود شد برای ثروت اندوزی تو ۵-تو از کجا می دونی کی به لطف باباش شرکت زده و کی نزده. ۶-هر کی از اونجا بیاد بیرون برای کس دیگه نمی تونه کار کنه چون همه رو به کیش تو می پنداره. در اخر بگم هیچی نیستی فقط توهمات پوچت رو به بقیه دیکته می کنی به خاطر اینکه چند سال از بهترین دوران زندگیم رو با بدطینتی تو نابود کردم نمی بخشمت خدا جای حق نشسته
در این شرکت نمیخواهم تجربهای که شامل جنبههای منفی است را به عنوان واقعیت مطلق عرضه کنم، اما از تجربهای که در یکی از شرکتهایی که با این سه برادر همکاری کردهاند دارم، میخواهم بگویم که برخوردهایشان با همکاران واقعا ناسالم بود. میخواهم با صداقت بگویم که تصور منتسب به برادر میانی و کوچکتر از نظر من مبهم و پر از ادعاهای پوچ بود و رفتارهایشان گاهی دور از حرفهای بودن بود؛ یکی از آنها پیوسته در حال خرید و فروش داراییها بود و دیگری در برخورد با همکاران یا صحبت با دیگران حرفهایی میزد که چندان مناسب به نظر نمیرسید. برادر کوچیکتر به نظر میرسید هر روز قبل از ورود به شرکت به پارک میرفت و وقتی به شرکت میآمد، حضورش در محیط کامل بود و ادعای زیادی داشت اما کارکردش از نظر من سطح بالایی نبود. یکی از آنها سربازی را نرفته بود و در عین حال نظرهای گستردهای داشت که گاهی با موضوعات مختلف همسو میشد. در حقیقت میشود گفت مدیریتی که در این تیم وجود داشت، به شیوهای مخرب عمل میکرد: بیسوادی نسبت به برخی امور، بیاخلاقی در خروجی کار، اتلاف وقت همکاران، کنجکاوی بیش از حد در کارهای دیگران و نگاه نامناسب به برخی افراد از ویژگیهای شاخص آنها بود. پس از این تجربه، پشت سر گذاشتن همکاران و صحبتهای خلاف واقع درباره افرادی که شرکت را ترک کردهاند خیلی رایج بود و بسیاری از اوقات از طرف مدیران این گونه تلقی میشد که نیروی قدیمی خوب نیست، در حالی که حقیقت خیلی روشنتر بود و گاهی مدیران فقط از این مسیر میخواستند ضعفهای خودشان را پنهان کنند. به نظر میرسید که با اینکه ادعا میکردند نیروها برای شرکت ارزش قائلند، در واقع به قدردانی یا پاداش دادن به آن دسته از کارکنانی که مدت طولانی خدمات انجام داده بودند، کمتر توجه میشد. فضای کار در خیلی از مواقع مسموم و کسلکننده بود و اکثر تازهواردها پس از مدت کوتاهی ترجیح میدادند شرکت را ترک کنند. اگر دنبال تجربهای از محیطی پر از چالش و ناامنی شغلی هستید، ممکن است این گروه از شرکتها برایتان جالب به نظر برسد.
مدت محدودی که من بودم امکان تعامل با تیم و سرپرستهای تیم غیرممکن بود، حلالی تیم تشکیل میدادن و نیروی جدید امکان ورود نداشت، پروژه ها بدون مدیریت و کپی شده پیش میرفت، سیستم تسکدهی و زماندهی وجود نداشت، ناظر تسک وجود نداشت، تحویل گیرنده تسک وجود نداشت، همه چیز بی پایه و اساس و کپی …
شرکت پیام آوا پردازش با محیطی فنی روبهرو شدم که چالشهای فنی جذابی در پی داشت و امکان دستکاری کد به صورت داینامیک فراهم بود. اگر دنبال یادگیری پیگیرانه و پیشرفت در زمینه فنی و مهارتهای کدزنی هستی، تجربهام میتواند الهامبخش باشد. مدیر محصول اینجا فردی با درک بالا است که به حرفهایت گوش میدهد، پیگیری میکند و واقعا به یادگیری تو اهمیت میدهد. تیم مدیریتی هم به صورت صمیمی و مطلوب حاضر است. حقوق منظم و بهموقع پرداخت میشود و در صورت نمایش رشد و پیشرفت، فرصت ارتقا سریع ارائه میشود بدون نیاز به پیگیری جداگانه. حجم کار به نسبت معقول است و آخر هفتهها کمتر درگیر کار میشوی. همه چیز تا حد زیادی منظم است و برای پروسه دیپلوییش هم همه چیز تست شده است تا اتفاقی ناپایدار رخ ندهد.
در تجربهای که داشتم، مسوولیت پیادهسازی یک سیستم مدیریت محتوا جدید در پروژهای نرمافزاری برای یک شرکت بزرگ به من واگذار شد. ابتدای کار با چالشهای متعددی روبهرو بودیم؛ نیازهای متغیر مشتری، فشار زمانی و پیچیدگی فناوری از جمله این موانع بودند. با برنامهریزی دقیق و همکاری پیوسته بین اعضای تیم، موفق شدیم سیستم را در موعد مقرر به پایان برسانیم. عامل کلیدی موفقیت، هماهنگی خوب تیمی و ارتباط شفاف با مشتری بود. به طور منظم جلسات بازخورد با مشتری برگزار میکردیم تا مطمئن شویم پیشرفت پروژه دقیقا مطابق نیازهای واقعی آنها است. از روشهای مدیریت پروژه مانند Agile برای مدیریت وظایف و تحویل به موقع بهره بردیم. نتیجه نهایی، سیستمی کارآمد بود که نه تنها رضایت مشتری را جلب کرد بلکه بازخوردهای مثبتی از کاربران به دست داد و در بهبود فرایندهای کسبوکار آنها نقش مؤثری ایفا کرد.
حقوق خوبی میدن ولی تیم منابع انسانی و مدیرشون سمی با نقاب های متفاوت هستن که برای رسیدن به هدف هاشون حاضرن بقیه رو قربانی کنن احتمالا مدیر شرکت نمیدونه یا نمیخواد بپذیره منابع انسانی و بعضی تیم ها دارن گند میزنن دلیل اینکه از لحاظ سازمانی رشد نکرده مدیران فاقد مهارت مدیریتی توی بیشتر تیم هاشون هست حتی مهارت رفتار با پرسنل رو ندارن . سرکوب پرسنل به وفور در خیلی تیم ها دیده میشه. فرهنگ چاپلوسی توی حوزه های لیدرشیب زیاد هست از منابع انسانی و مدیرانش تا بیزینس و تیم فروش و اکانت و پرفورمنس و حتی تیم مالی که خودش یک فضای بسته است.
نزدیک به دو سال هست که در این شرکت مشغول به کار هستم. قبل از اینجا توی 4 شرکت دیگه کار کرده بودم و میتونم با قطعیت بگم که از شرکتهای قبلی بهتر هست. نکته ی خوبی که تو این شرکت دیده میشه ارزش و احترامی هست که از سمت مدیریت های ارشد به پرسنل داده میشه. بر خلاف شرکت های قبلی که اکثرا مدیرعامل ها بی سواد و از خود متشکر بودن، مدیریت دست افراد با تجربه و کار درست داده شده. این شرکت همچنین حقوق و مزایای نسبتا خوبی داره، البته متاسفانه با تورم بسیار وحشتناک هرچقدر هم که حقوق بگیری باز هم احساس میکنی زیر خط فقر داری زندگی میکنی ولی خب این مشکل رو نمیشه به پای شرکت نوشت. منابع انسانی شرکت گسترش کار راه انداز و همراه هستند و به دنبال این هستن که به پرسنل خدمات واقعی داده بشه. دقت کنید که کجا و در چه تیمی مشغول به کار میشید. بعضی تیمها خوبن بعضی تیمها نیستند بیشتر به فهم و فرهنگ آدمهاش برمیگرده. حتما بخواید با مدیر تیم صحبت کنید و حواستون جمع باشه.
واقعا چه طور میتونید این طوری توهین کنید مدیر عامل این شرکت خیلی راحت میتونه پولش و بذاره بانک بهترین زندگی رو بکنه میدونید چند تا خانواده به لطف ایشون از این شرکت روزیشون و در میارن؟ اگه میتونید و راست میگید یه شرکت زیر پله ای بزنید و تو این اوضاع داغون مملکت زیر بال و پر چند نفر و که هیچ جا بهشون کار نمیدند رو بگیرید. ببینم چند مرده حلاجید من نمیدونم چه قدر کینه دارید اگه از اینجا رفتید و جاهای بهتررو تجربه کردید که نباید اینقدر اوضاع روحیتون به هم ریخته باشه مگر اینکه جایی راهتون نداده باشن و سرگردون و بیکار باشید که فرصت فکر کردن و ساختن این چرندیات رو داشته باشید . من به نما یندگی از بچه هایی که اینجا کار میکنند اجازه نمی دم اینطوری به ما و مدیریت و خانواده ی محترمشون توهین بشه. من نمیگم اینجا بی نقصه مطلقه ولی مطمئنا هر جایی خوبی ها و بدی هایی داره و یک شرکت مجموعه ای از نیروهایی است که در اون مشغول به کار هستند. و شما ها هم عضوی از این مجموعه بودید شاید یکی از عوامل مشکلاتی که نام بردید خود شما بودید.
من در حال حاضر در این شرکت کار میکنم. محیط به لحاظ کاری محیط کار راحتیه و یک جورایی بی درو پیکره. همه در ظاهر با هم خوبن ولی پشتت نمیخوان سر به تنت باشه. برنامه خاصی رو دنبال نمیکنن. یهو فردا میبینی باید با همکار بغلیت خداحافظی کنی. خلاصه که یه منشی نداره میخوای نامه بنویسی میگن برو به مالی بگو. میری پیش مالی میگه بمن چه کار من نیست. میری پیش منابع انسانی ده بار باید بهش یادآوری کنی یا نیست که کلا این کاره نیست. میخوای امضای نامه بگیری مدیرعامل میگه من امصا نمیکنم مدیرعامل یکی دیگه س. خلاصه دیوونه خونه س.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.