ادبیات جواب دادن و سطح منطق ماستمالی کردن مساعل کاااااااااامل مشخص میکنه چه جاییه این شرکت از نظر فنی هم خیلی خیلی ضعیف هستند جو سمی بی ارزش بودن نیروی کار
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
رو سایت خوابیدیااااا :) همین که رو سایت خوابیدی و تو کم تر از نصف روز جواب دادی و اینقدر هول شدی که دیگه حواست نبود از زبون یکی دیگه بنویسی نشون میده هرچی گفتم درست بوده بعد ببین چه شرکتی داری که نمیدونی چند نفر ازت شاکین آدما رو باهم اشتباه میگیری در ضمن من کی گفتم برنامه نویسی بلد نیستید اتفاقا تنها بخشی که توش خوب بود این شرکت تو بحث فنی بود که اینم بخاطر برنامه نویساش بود اینم یه دلیل دیگه واسه اینکه منو اشتباه میگیری آدما رو برادر من به جای اینکه بخوابی رو سایتا و هی با تعریف از خودت از لحاظ ذهنی ارضا بشی وقت بذار خودتو قوی کن که یه چیزی داشته باشی که ازت تعریف کنن نه اینکه بیای هی بگی زرنگم ، فیتیله پیچتون میکنم و ... وقت بذار شرکتتو قوی کن که مجبور نباشی بیای بگی سیاستمونه که شرکت کوچیکی باشیم حداقل ترین کاری که بجای خوابیدن تو سایتا میتونی انجام بدی اون پکیج رو درست کنی تو زمستون با مشقت دستشویی نرن مردم من میخواستم به بقیه کمک کنم که بدونن اون شرکت چه جاییه که فک کنم تونسته باشم کمک کنم دیگه کاری با این سایت ندارم شما دیگه راحت باش تعریفتو از خودت بکن هر وقت بقیه خرابت کردن ، حالت خوب نبود ، نیاز داشتی یکی ازت تعریف بکنه ولی کسی چیز قابل تعریفی ازت ندید بیا اینجا بنویس داداش مدیر عامل خیلی تیز هوشه هایزنبرگ رو میذاره جیب عقبش فیتیله پیچتون میکنه نوستراداموسه هرچی میگه بقیه یه هفته بعد میفهمن تو کالاف دیوتی مقام جهانی داره کی به کیه بگو برنامه نویسم هستم سطح فنی شرکتو من بردم بالا راااااحت باش بالاخره یه جام باید از شما تعریف بشه
به خاطر فضای بههمریز کار و شرایط طاقتفرسا، خیلی زود تصمیم گرفتم دنبال کار دیگهای بگردم و بالاخره شرکتی پیدا کردم که با من قرارداد بست و دستمزد بهتری ارائه داد. مدیر IT هر روز از من میخواست دیرتر به دفتر بیایم و شنبه تا پنجشنبه هم حضور در محل کار را اجباری میکرد، در حالی که خودش اگر تعطیل نبود پنجشنبهها را میرفت اما در اکثر روزها فرزندش را با خود میآورد و سروصدای زیادی ایجاد میکرد که تمرکز و آرامش تیم را تحت تاثیر قرار میداد. از نگاه من، حتی در حالت فشار هم شرکت را بهعنوان محل کار مناسب توصیه نمیکنم؛ چون نه تجربهای برای پیشرفت ایجاد میکند و نه رزومهای که برای ورود به شرکتهای بزرگ بعدی کارآمد باشد.
منابع انسانی پنج ارزش اصلی رو اعلام کرده ولی به این ارزش ها اهمیت نمیده. نمی تونی به مدیرت فیدبک بدی ، نگاه از بالا به پایینه ، زندگی شخصی نداری و برای پیشرفت باید چابلوسی کنی. مدیران و نیروها خودشون مارکتینگ و تبلیغات رو درک نمیکنن و نمیشناسن. سازمان ساختار مشخصی نداره و همه چی دقیقه ۹۰ انجام می شه. افراد متخصص رو فراری دادن تا با جذب نیروی تازه کار زور بگن و انتقاد نشنون. نرخ خروجی شرکت بالاست و نیروهای جدید ۶ ماه بیشتر وضعیت شرکت رو تحمل نمی کنن. جو یکتانت باعث می شه تو احساس کنی کارت خوب نبوده و مدیرهای ارشد تحقیرت می کنن. هنره با مدیریت منابع انسانی به این روز بیافتی.
من واسه مصاحبه رفته بودم توی این شرکت، برخوردا خیلی خوب بود حتی با مدیر اون پروژه هم مصاحبه داشتم با این که منو نمیشناخت خیلی کمکم کرد، نه فقط من چون توی اون اتاق که بودم نفرهای قبل من هم که مصاحبه داشتن میشنیدم به اونا هم خیلی کمک میکردن. من چون موقعیت کاری بهتر داشتم نتونستم برم ولی واقعا از نظر روند کارهای استخدام خیلی منظم بودن.
عجب فریبرز بابا من که با حرفات کاری ندارم 3 ماه آزمایشی که اینجا بودی شد 2 سال؟ به ما که بر میخوره تو بیایی بگی و بری ، بیا به ما آموزش بده - تو که گفتی ما برنامه نویسی بلد نیستیم. می خوای کلاس اموزشی بزاری برامون؟ منکه خودم شنیدم گفتی نصف حقوق بدن میمونم.
من تقریبا دو سال تو این شرکت کار کردم جز بدترین جاهایی که یه نفر تو زندگیش میتونه کار بکنه هرجا کار بکنید بهتر از این شرکته برادر و خواهر مدیر عاملش اونجا کار میکنن که تنها انسان نرمال تو اون خانواده خواهرشونه ادمای دروغگو ، بی ادب ، خودبزرگ بین ، بی برنامه ای هستن هرجا تو هر سایتی دیدید دارن از این شرکت تعریف میکنن خودشونن هرجا دیدید یکی داره از برادر مدیر عامل تعریف میکنه شک نکنید خودشه این بنده خدا آرزوش بود ازش تعریف بکنن بگن چقدر زرنگه ، چقدر باهوشه ، چقدر مدیر خوبیه ، چقدر کار بلده و …. که هیچ کدوم از این ویژگی هارو که نداره هیچ خیلیم انسان بی ادب و بی شعوریه تو همین سایتم دوتا پیام گذاشته که برادر مدیر عامل حواسش به همه چیز هست ، فیتیله پیچتون میکنه و … همش خودشونن فقط یه برنامه نویس فرانت دارن که ادم خوبیه و فقط اون تونسته اونجا دووم بیاره به جز اون هیچکس نیست که بیشتر از دو سال اونجا کار بکنه خییییلی محیط سمی داره همش کنترلتون میکنن تایم کاری از هشت صبحه تا وقتی دعوا بشه یعنی شما پنج ربع که تایم کاریت تموم میشه بری جلسه میذارن باهات که چرا رفتی مگه اینجا شرکت دولتیه که سر تایم میرید تایم ناهار اون موقع یه ربع بود بیشتر از اون همون برادر مدیر عامل بهتون پیام میداد تایم ناهار یه ربع لطفا رعایت کنید حقوقتون معلوم نیست کی پرداخت میشه اگه قسط دارید اصلا اونجا کار نکنید هر ماه نصف حقوق رو میدن اونم اواسط ماه هرچی از بدی های این شرکت کمگفتم تا صبح میتونم مثال بزنم براتون خلاصه اگه اعصابتون رو دوست دارید سمت این شرکت نرید
حدود 10 ماه پشتیبان این سایت بودم. جو همکاری خوبی بود و محیط دوستانه بود. حجم و ساعت کار منطقی بود. متاسفانه به دلیل جابجایی مجبور به ترک محل کار شدم.
با سلام خدمت همه دوستان مخصوصا اونایی که میخان تشریف بیارن تو این شرکت و مخصوصا اونایی که میان تو بخش منابع انسانی به شما دوست عزیز شدیدا تاکید میکنم شدیدا تاکید میکنم برید یه جای دیگه اگه میخاید بیاید تو این شرکت و مخصوصا تو قسمت منابع انسانی ساختار منابع انسانی یا شبکه بی سواد و فاسدشون به این شکل یه مدیر فنی به شدت بی سواد، بی ادب، موقعیت دوست که کارمند رسمی بانک هست. دو تا سرگروه بی شرف بی ناموس که برای کسب جایگاه بالا حاظرن هر غلطی بکنن از لحاظ تکنولوژی بخش منابع انسانی به شدت پاییین هست خبری از تکنولوژی جدید تو این قسمت نیست درخواست های بی جا و خسته کننده از کارشناسان تیم که بعنوان برنامه نویس در اینجا مشغول به کار هستند. شرکت از لحاظ مدیریت منابع انسانی افتضاح نیروهایی که فک و فامیل این کارمندهای رسمی بانک هستند عشق و حال میکنند بقیه هر چقدر هم با سواد و فنی باشند مخصوصا در قسمت منابع انسانی دربه در هستند. اگه فک هم میخای بفرما اپلیکشن بانک کشاورزی رو استفاده کن میفهمی اوضاع این شرکت چقدر بد حالا بهترین نیروهاشونو تو روی این اپ کار کردند ببین بخشی مثل منابع انسانی چه افتضاحی هست. یه صحبتی هم مدیر فنی بی سواد حوشی گر منابع انسانی اینجابزنم که ای کاش اونروز غذا تو گلوت میموند خفه میشدی حال بهم زن دو هزاری دوست عزیز اگر در مترو دست فروشی کنی شرف داره بیای اینجا جدا میگم
تجربه بیش از 3 سال فعالیت در آسیاتک و در 3 دپارتمان مختلف اینو بهم ثابت کرد این شرکت و مدیران این مجموعه هیچگونه اهمییتی برای نیرویی انسانی خود قائل نمیشن و شرایط هر سال بدتر از سال قبل میشه تازگیا هر روز داره شرایط بد و بدتر میشه مدیران و سرپرست ها منفعت طلب هستن و هیچ اهمیتی براشون نداره چون شرایط برای آنها اینگونه ایجاب میکند . مزایا خیلی کم شده و حداقل با یک ماه تاخیر واریز میشود . حجم کار خیلی زیاد شده چون خیلی از نیروها استعفا دادن و با اولین موقعیت شغلی که پیدا میشه استعفا میدن شرکت یه قانون مسخره هم داره که شما تا یک ماه بعد استعفا باید بمونی تا قبول بشه که بریی عیدی و سنوات هم با تاخیر زیاد بهت پرداخت میکنند تمام کسانی که تو منابع انسانی هستن با رابطه استخدام شدن و فقط به فکر منافع شرکت هستن اصلا به نیرو انسانی اهمییت نمیدن مزایا کم کردن یا به پایین ترین کیفیت رسوندن از آجیل که عید و شب یلدا میدن بگیر تا بن فصلی و کارانه تمام کارمندها امور مشترکین ( کارشناسان پشتیبانی و فروش) بهشون اصلا کارانه تعلق نمیگیره !! خلاصه آسیاتک از اول اینطوری نبود دوست داشتنی بود ولی الان قابل تحمل نیست میدرران آسیاتک باید متوجه بشن که این شرکت برپایه خدمات به مشترکین بنا شده ولی با این شرایطی که درست کردن کسی نمیمونه یا دل و دماغ درست خدمات دادن به مشترکینو نداره
در کارنوشتهام یک محیط پویا پیدا میکردم اما ناچار به قبول برخی تفاوتها شدم. با هر واحد که صحبت میکردم، اکثرا ناراضی بودند و دائما گلایه میکردند، هرچند رضایت برای ترک کردن وجود نداشت. جو کاری تا حدی من را تحت فشار میگذاشت. پرداختها و سطح حقوق به نظر میرسید که تفاوتهای زیادی دارد و تبعیض یا بیعدالتی در این بخش حس میشد. مدیران و معاونان با دوام تغییر میکردند و تغییرات مدیریتی زیادی را تجربه میکردند. شرایط در واحدهای مختلف واقعا تفاوت داشت و نمیشد درباره همه به یک شکل صحبت کرد. اگر به شرکت میآمدم، باید بدانم که مدیر مستقیم تا چه حد بر تجربهی کاری تأثیرگذار است و احتمالا خوششانس بودن هم در بهدست آوردن نتایج مثبت نقش دارد. در نهایت برای همگان موفقیت آرزو دارم.
سلام وقت بخیر من در این شرکت کارمند بودم و از تجربه کاری در این شرکت لذت بردم به شما دوستان هم پیشنهاد می دم برای استخدام یک سری به این شرکت بزنید چون مزایای خوبی به کارمندان خودشون ارائه میدن ممنون از شما. ی
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قواین سختگیرانهای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
مدتهاست که در حوزه UI/UX تجربه میکنم و با چند کمپانی نرمافزاری همکاری داشتم. چند وقتی است که به این شرکت ملحق شدم، اما همواره ترسناک بود که شاید در روزهای اول ورود شرایط فرق کند و به همین دلیل شاید به این شرکت نمی آمدم. حالا تجربهام از این چند ماه با تمام باورهایی که پیش از پیوستن داشتم خیلی فرق دارد و انگار یا قبل از اینجا اوضاع بهکلی دیگری بوده یا تجربههای منفی واقعیت نداشتند. نظم، انضباط و پیگیری منظم کارها از سوی مدیر فنی عالی است و همواره آنقدر کار برایم ساده بوده که گذر زمان را حس نمیکنم. گروه توسعه، بهخصوص دوستان فرانتاند که بیشتر با من همکاری دارند، بسیار مهربان و صمیمی هستند. فضای حرفهای توسعه نرمافزار و ابزارها و روشهایی که استفاده میکنند برایم تازه و محرک بود و کار را خیلی سادهتر کرد. اینجا را اینقدر دوست دارم که گاهی به آینده پروژهها فکر میکنم و میگویم شاید از دست دادن حضورم در این تیم چیز خوبی نباشد. این حرفها را بهخاطر این نوشتم تا اگر شرایط استخدامیام فرق میکرد یا تصمیمم عوض میشد، فرصت را از دست ندهم و با خودم مرور کنم که نباید با ارائه اطلاعات نادرست به خودمان ظلم کنیم. امیدوارم این چند خط برای کسانی که واقعا دنبال یک جای حرفهای و خوب هستند مفید باشد.
افتضاح افتضاح نه حقوق میدن نه مزایا مدیر منابع انسانیش که اصلا تو باغ نیست مدیرانش هم که فقط به فکر جیب خودشونن اصلا به پرسنل اهمیت نمیدن سه ماه حقوق تأخیری داره خیلیا هم که رفتن هنوز نتونستن حقوق و عیدی و سنواتشونو بگیرن خدا لعنتشون کنه
شرکت نقش اول کیفیت را تجربه کردم و این تجربه را میخواهم چنین بازگو کنم: یکی از بدترین و توهینآمیزترین مصاحبههای عمرم بود. ورود به ساختمان با مشکل مواجه شد چرا که حراست به خاطر پوششم از ورودم استقبال نکرد؛ شال بدون میکاپ و مانتو جلوباز که زیرش تیشرت گشاد بودم باعث دردسر شد تا اجازه ورود بگیرم. مصاحبهکننده مردمی میانسال و بداخلاق بود که با سلام و علیک و لبخند مصنوعی و پوزخند، رزومهام را نخوانده بود که چرا از شرکت X بیرون آمدهام و در رزومه نوشتم که یک سال با آنجا همکاری کردم و الان جای دیگر هستم؛ گفت هنوز ندیده بودم. او با لهجهای طلبکارانه سوالاتی بسیار خصوصی از خانوادهام پرسید و به رغم اینکه شغل مادرم را نپرسیده بود، از من پرسید پدرم چه میکند و اهل کجا هستم. در میانه مصاحبه پیشنهاد تعهد محضری برای سه سال کار در اینجا داد که گفتم نه، چون ممکن بود به هر دلیلی بعدا پوزیشنم یا مکان زندگیام را تغییر دهم. ناگهان با قهقههای بلند گفت اگر بخواهی شوهر پولدار پیدا کنی ازدواج کنی و بری و این حرفها را زد که آن لحظه به شدت آزاردهنده بود. از آن به بعد فقط طوری پاسخ دادم که از ورود به چنین پذیرشی کنار بروم. در توضیحات مربوط به شرایط شغلی عنوان شده بود که شناوری کار تا ساعت ۸:۳۰ است و بعضی از جوانان از راه دور بودن و بیانگیزگی را بهانه میکردند؛ پوشش همکاران اداری و این چیزها را عنوان کرده بودند. فضای عمومی شرکت پرتنش و مخرب بود و از کنار هرکس که رد میشدی استرس به آنها منتقل میشد و جرئت صحبت کردن نداشتند. از رفتار مدیران مشخص بود جو حاکم زنستیزی و دیکتاتوری دارد.
قراردادش یک ماهست. یک ماه مثل الاغ بدون غذا تو یه جای بسته پر دوربین از آدم کار میکشن آخرشم 12 تومن میدن که باید خرج پادرد و کمردرد بکنی. 12 ساعت سرپایی مثل ربات و آدهم آهنی فقط بابد راه بری و اتوماتیک حمالی کنی
روزی 100 نفر برای مصاحبه میان و سیاست در باز این شرکت قابل نادیده گرفتن نیست. در کل برعکس نظری که گفتن مدیریت زنانه است من میگم مدیریت به شدت مردانه و به دور از ظرافت است. هیچ شورو ذوقی در این شرکت وجود ندارد. از عید گرفته تا عزا همیشه یه جو حاکم داره. در کل یع جزیزه دورافتاده است که حقوق خوبی هم برای نادیده گرفتن ایرادهاش نداره. تنها مورد مثبت بی خبری مدیریت از روند کاریه که کار رو برای اعضا راحت میکنه. کلا خیلی از روش های پیشرفت رو تصمیم میگیرید اینجا بیان نکنید چون میبینید ارزشش رو نداره و خوشحالم که پیشنهادهای محدودی برای بهبود شرایط این شرکت دادم و خیلی ها رو پیش خودم نگه داشتم چون در نهایت به نفع عده خاصی میشد که مرکز توجهن بی دلیل.
در این مجموعه نمیخواستم وارد بشم، اما اگر بخواهم بازگو کنم، فضای کار مرکز تماس به شکل ناخوشایندی به نظر میرسید. مدیران شرکت با توجه به وثیقهها و مسائل مالی، به دنبال حفظ منافع خود بودند و اغلب به کارکنان حقوق مناسبی پرداخت نمیکردند. ساعات کار از شنبه تا پنجشنبه بود و این فشار کاری از عوامل ناراضیکننده بود. در سال جاری با تغییرات نیروی انسانی مواجه بودند و زمزمههای کاهش نیرو در پایان سال شنیده میشد. ترک شغل و استعفای زیاد هم باعث شده بود هر روز برای هر پست آگهی جدیدی بدهند که دلیل اصلی آن را گرفتاری مدیران و کمبود دانش مدیریتی میدانم. بهعنوان توصیهای ساده، از تجربههای اطرافیان استفاده کنید و از تصمیمگیریهای پرمخاطره پرهیز کنید.
یه شرکت با تخصص عالی و همکاران عالی .واقعا همه چی منظم بود.دوست داشتم همکاری کنم.مصاحبه دو مرحله ای و سطح عالی. هنوز انقدر تجربه ندارم قبولم کنند ولی دوست داشتم. سطح همکاران در شرکت واقعا معلوم بود عالی بود. تخصص طراحی سایت و سئو دارند و در سطح خوبی کار میکنند
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.