در خاطرم میماند که همکاری با کلینیک ایران نوین بهترین تجربهای بود که تا کنون داشتم. از خانواده بزرگ ایران نوین سپاسگزارم برای پذیرشى که در تمام سالها به من نشان دادند و اجازه دادند تا در کنارشان تجربههای جدیدی بیابم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدتی است با کلینیک ایران نوین همکاری میکنم و این مجموعه را به عنوان یکی از شرکتهای خصوصی بزرگ و حرفهای میشناسم که نیروهای متخصص و مدیریان با تجربهای دارد. از تجربهام با این سازمان به دست آوردم که تیمهای خلاق و حرفهای جذب میکنند و به دنبال استخدام افراد با تجربه کم نیستند.
من تجربه کاریم رو اینطور دیدم که وقتی با انتقادهای مطرحشده درباره شرکت مواجه میشدم، پاسخهای خانم ح.ج همواره در توضیح عملکرد تیم و بیتجربگی مدیرعامل جدید به چشم میخورد. او به صراحت تأکید میکرد که اعضای تیم بسیار خوباند و از نظر کیفیت کار جای هیچ شک و تردیدی نیست. با این حال، حرف او بیش از هر چیز نشان میداد که بحرانهای ناشی از تجربه کم مدیران جدید هنوز هم مطرح است و ناظران بهطور مداوم نسبت به آینده شرکت ابراز نگرانی میکنند. من به عنوان کارشناس، مشاهده کردم که برخی از نقدها با پاسخهایی از این دست پاسخ داده میشدند و این تعامل، تصویر واحدی از وضعیت تیم نشان نمیداد. نتیجه این بود که تجربهام از شرکت، ترکیبی از تحسین توان تیم و دغدغههای مداوم پیرامون رهبری جدید بود.
مصاحبه شون حضوری هست. رزومه رو قبلش نمیخونن! خودشون رو اولش معرفی نمیکنن! در ساعت ذکر شده اونجا بودم، یک ربع نشستم تا مصاحبه کننده ها از نهار یا هرجای دیگه تشریف بیارن. بعدش یه فرم اطلاعات فردی، سوابق، معرف، حقوق قبلی و ... در زمانی که داشتم فرم رو پر میکردم، توی اتاق کناری، یکی که تازه رزومه ام رو دیده بود در مورد رزومه ام حرف میزد و شرکت قبلی بودم رو مسخره میکرد، ادبیات فوق العاده بد بود. ظاهرا خصومت شخصی داشت و همونجا فهمیدم این مصاحبه الکیه. خود مصاحبه فنی شون هم در حد پنج دقیقه بود که احتمالا بخاطر این بود که اولش همین نکات بالا رو بهشون گفتم. مصاحبه فنی همون سوالای ساده و مرسوم ری اکت و جاوا اسکریپت بود که با سرچ پیدا میکنید. امیدوارم خودشون رو اصلاح کنن!
وقتی میری واسه مصاحبه، اونقدر از خودشون تعریف میکنن و مزیت ها رو میگن که فکر میکنی، اونجا مایکروسافت هست... وقتی میری استخدام میشی، تازه میفهمی که چقدر شرکت مزخرف و بدون ساختاری هست. چیزی به اسم مشتری مداری وجود نداره. هرچی خودشون تشخیص بدن، همونه. مدیرانش پشت سر پرسنل هر دفعه یه چیز میگن. یه روز میگن فلانی خوبه، یه روز میگن فلانی هیچی حالیش نیست. واقعا حرفاشون یکی نیست.. خاله زنک و دورو هستند. اگه کسی میخواد از نظر روحی زجر بکشه، حتما برای این شرکت رزومه بفرسته... راستی سفته هم بعنوان یک ابزار برای اذیت کردن پرسنلی که استعفا میدن گرفته میشه.
هرچند تجربهای با تمام جزئیات منفی دارم اما من سعی کردم بیان را به شکلی صریح و رو به جلو اما با لحن ملایمتر بازگو کنم. من از وقتی که در این شرکت بودم احساس کردم انرژی و توانم بیپاسخ مانده و به جای توجه به حقوق و مزایای کارمندان، فضا به سمت فشار کاری و انتظار از هر زن و مردی برای کار بیوقفه رفت. مدیران شرکت به نظر میرسیدند با ملاکهای اخلاقی و رفتاری مطلوب فاصله دارند و بعضی برخوردها به لحاظ حرفهای و انسانی مناسب نبود. به باور من برخی مدیران و بخش منابع انسانی نتوانستند معانی درستی از احترام به پرسنل ارائه دهند و پاسخها به نظرات و اعتراضها چندان پاسخگو نبودند. پشتیبانی و پاداشها هم به طور قابل توجهی با انتظارها فاصله داشت و گاهی آخر سال تنها بستهای کوچک از سوی شرکت ارائه میشد که از منظر من و همکاران خیلی معمولی بود. من شخصا تصمیم گرفتم از آن شرکت جدا شوم و اکنون در یک محیط با امکانات و پاداشهای بهتر مشغول به کارم. با وجود حرفهای دلسوزانهای که از همکارانم شنیدم، واقعا احساس میکردم که اگر همکاران قدرنشناس نبودند و افراد مناسب و با اخلاق در ردههای مدیریتی جایگزین میشدند، شرکت میتوانست مسیر بهتری را پیش بگیرد. مشتریان شرکت نیز از وضعیت نرمافزارها و خدمات راضی نبودند و با مشکلات زیادی مواجه بودند که مطمئنا به سطحی بالاتر از انتظار نیاز داشت. من امیدوارم روزی این مسائل در سطح کلانتری رسیدگی شود تا تجربه کاری بهتری برای پرسنل و مشتریان رقم بخورد. واقعیت این است که اگر افراد با انگیزه و رویکرد مثبت در تیم بوده باشند، شرکت قطعا پایداری بیشتری پیدا میکند و من هم با نگاه به آینده بهتر، تصمیمی درست گرفتم که به نفع همه است.
من بیش از دو سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم تجربهام را بهصورت روشن و واقعی بازگو کنم تا کسانی که دنبال کار هستند از بحرانهای روحی احتمالی دوری کنند، چون من پس از یک سال استعفا هنوز درگیر برخی تروماها هستم. ابتدا یادآوری میکنم که نسبت به نظرات مختلف همکاران، من تنها از تجربه شخصیام صحبت میکنم و به هیچ عنوان قصد ندارم پیامی فراتر از واقعیت ارائه دهم. بهزودی پس از ورودم فهمیدم فضای شرکت تا چه اندازه غیرعادی است و کمکم نکتهبهنکته را فهمیدم. به طور مثال امنیت شغلی وجود ندارد؛ همکاران ممکن است امروز با هم خداحافظی کنند و فردا دیگر دیده نشوند چون دیروز آخرین روز کاریشان بوده است. مدیرعامل گاهی بهطور مداوم بر رفتارها نظارت دارد و در جلسات ممکن است پاسخها و حرفهای شما بهطور عمومی بازگو شود. اگر بخواهید استراحت کنید یا چای بیاورید، باید تلفنتان را خاموش یا قطع کنید و گاهی ایمیلها نیز بهطور هفتگی به شما اعلام میشود که اگر تماسهای زیادی دارید جریمه میشوید. سیستمها قدیمیاند، فضای کار نامناسب و چیدمان صندلیها بههم ریخته است و گاهی بهدلیل کمبود فضا مجبور میشوید کنار همکار خود کار کنید. تهویه مناسب نیست و در تابستان خیلی گرم میشود. امکانات رفاهی و آموزشی وجود ندارند، فقط یک برنامه تفریحی کوتاه در روزهای چهارشنبه بود که بیشتر شبیه تبلیغی بیثمر بود. روز اول، یک میز بدون لوازم پایه به دستم دادند و تلفن هم از نمونههای قدیمی بود. حقوقها پایین است و تفاوت زیادی بین تازهکار و کارمند با سه تا پنج سال تجربه وجود دارد. منابع انسانی وجود ندارد و مدیریت تا حدی در برخی کارها به نوعی بههمریخته است. اتاقی که بهعنوان اتاق بازی معرفی میشد واقعا همان اتاق جلسات شرکت بود؛ محل ناهار هم بهنوعی با محدودیت زمان و فضای مناسب روبهرو بود. با وجود این، کارفرما با چالشهای داخلی نسبت به قراردادها و تمدیدها و نحوه پیگیری شکایتها روبهرو است و برخی رفتارها حس بیاعتماد بودن را القا میکند. کاهش اعتماد بهنفس و فشارهای غیرمنصفانه از طریق نظارتهای گسترده و شنود و پخش صداها در جلسات از جمله تجربههای من بود. برخورد با مشکلات فنی نرمافزار و نقصهای زیرساختی به چشم میخورد، اما بهخاطر فشارهای محیطی و مدیریتی، تمرکز بر بهبود فنی بهخوبی میسر نبود. برخی روالها، مثل درخواستهای درونسازمانی، بدون شفافیت و با احساس اجبار انجام میشدند و این وضعیت موجب خشونت کلامی یا فشردهشدن روحیه تیمی میشد. فرض میکنم مدیریت باید به لحن و برخورد با کارکنان توجه بیشتری نشان دهد و دور از تنشهای بینتیجه باشد تا محیط کار آرام و سازندهای شکل بگیرد. بهبود سیستمها و بهروزرسانی زیرساختها، ایجاد امکانات رفاهی، و توجه به حقوق مرخصی و پرداخت اضافهکاری میتواند به لحاظ اخلاقی و حرفهای به نفع همه باشد. از دید من، وقتی تعداد نیروها زیاد هر سال است و بازخوردهای منفی درباره فضای کار ادامه دارد، باید راهکارهای جدی برای اصلاح وضع ارائه شود تا شرکت به جای سقوط، به سمت بهبود گام بردارد. در پایان، تجربه من از این شرکت آنقدر تلخ بود که درک کردم کار معنادار یعنی یک محیط سالم، پشتیبان و منصف؛ جایی که هر کسی بتواند بدون ترس
به جایی که سختکوشی و نظم حرف اول را میزند کار کردن را ترجیح میدهم و این شرکت با فضایی کاملا منسجم و دقیق همسوست. اغلب پروژههای اصلی گروه به حوزهای امنیتی و نظامی مرتبط است، بنابراین فضای کاری گستردهای وجود دارد که با انضباط شدید و ساختار پادگانی همراه است. در شرکت با نظارت گسترده دوربینها روبهرو هستید و هر حرکت به دقت ثبت و تحلیل میشود. بهزعم من برخی مدیران تیم از نظر مهارتی چندان تجربهای مشاهده نمیشود و فرآیند اجرای اسکرام نیز به شیوهای با انسجام بالا اما تا حدی خشک و رسمی دنبال میشود. اگر روحیهای منضبط دارید و به دنبال کارهای سطح بالا با چالشهای فنی میگردید، این مجموعه میتواند برایتان گزینه مناسبی باشد.
بلاخره بعد از 4 سال تونستم سنواتمو از آینده کاوان کهکشان نرم افزار بگیرم البته با کمک اداره کار شمیرانات! عکس حکم اداره کارو پایینتر گذشتم از منابع انسانی اومدن نظر مثبت نوشتن امتیاز بالا دادن که افتضاحاتی که درست کردنو پاک کنن! کارمندای گوگل و اپل هم امتیاز 5 از 5 به شرکتشون نمیدن! که اینا دادن بعد از استخدام در آینده کاوان دو تا چیز تا آخر عمر یادتون میمونه : هیات مدیره آینده کاوان آدرس اداره کار شمیرانات! [](https://postimg.cc/R6g5fFDJ)
به معنای واقعی یه شرکت بسیار پرحاشیه ،و دارای مدیران خاله زنک و دیکتاتوره که فقط حرف ،حرف خودشونه ونمیخوان با مشارکت بقیه کارمندان شرکت رو به پیشرفت باشه ، واحد فروش که سنتی کارمیکنه وبا روش های صدسال پیش اداره میشه واصلا هدف گزاری مشخصی ندارند ،اصلا تواین شرکت جای پیشرفتی نداره و پشیمونم که یه مدت تواین شرکت کار کردم
متاسفانه مدیر شرکت، فقط و فقط به فکر سود خالص است. پروژه ها را ماست مالی میکند و بسیار بسیار دروغ میگوید. رفتارش با آدمها مثل رفتار با برده است. چون از بچه ها سفته گرفته، بنده های خدا مجبورند تا اخر قرارداد صبر کنند. هرچی که میگی یا حتی امضاء میکنه رو میزنه زیرش. توی دفتر ما روی دیوار نوشته اند، فقط چیزهایی که سند مکتوب دارید قابل پذیرش است. یعنی حتی به اندازه چند ثانیه هم حرفش اعتبار ندارد. چند ماه از قراردادم مونده. بعدش عمرا پام رو بزارم توی دفترشون
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوستان عزیز در خدمتتون هستم با بهترین (کیبی ترین) تجربه کاری خودم با شرکت ترزنان پوخ افزار آذربایجان رو باهاتون به اشتراک بزارم از امتیازات بسیار عالی این شرکت(پارت اول): ۱ـ خدمات منحصر به فرد ورزشی{۱۶۰ عدد پله با استانداردهای ۸۰ گانه استاد علی صافکار که باعث سوزاندن کالری و افزایش سلامت کارکنان میگردد} ۲ـ پروژه های قدرتمند{چندین ماژول کرسی شعر که از حتی خودشان هم نمیدانند که چه اتفاقی در آن در حال رخ دادن است} ۳- موجود بودن لوازم جانبی برای کاربا کامپیوتر{اعم از موس و کیبورد و هدفون که در شرکت های دیگر آپشن محسوب میشود } ۴- امکان پیشرفت چشمگیر برای همگان{فراموشی و به زیر سوال رفتن سواد قدرتمند شما توسط مدیرانی با که سوادی در حد مایکروسافت (اتاق تعویض و شاسی ضربه) دارند} ۵- حقوق بسیار بالا و فضایی{شما با انجام تسک های پیچیده و روز ها کار دقیق بر روی ان می توانید حقوقی دریافت کنید که قابلیت رقابت تنگاتنگ با حقوق یک روز کارگر ساده داشته باشد} ۶- وجود پکیج های آموزشی قابل استفاده{آموزش های جامع و حرفه ای دزدی به غیر از برنامه نویسی} ۷- افزایش روز افزون امید{شما با کار کردن در این شرکت میتواند هر روز یک قدم خود را به امید مرگ نزدیک کنید} با من در وارت های بعدی از امتیازات بی پایان این شرکت همراه باشید
به این شرکت کار نمیکردم و تجربهام را اینطور به خاطر میآورم که حقوق ثابت ماهیانهای برابر ده میلیون بود و از همان ابتدا با اجبار برای ماندن تا ساعت شش مواجه بودم؛ در addition مجبور بودم هر پنجشنبه هم بیایم. تیم برنامهنویسی تنها با من بودم و رئیس IT که خانم هستند، برخوردشان با پرسنل اخلاقی نبود. اکثر کارها به بخش پشتیبانی مرتبط بود. مرخصی استحقاقی بهراحتی در شرکت وجود ندارد و برای هر روز مرخصی باید توضیحات دقیق بدهی تا تأیید شود. وقتی در مشکلات برنامهنویسی گیر میافتادم، ارتباط با رئیس نرمافزار داشتم اما پاسخها غالبا تهکلامی و تحقیرآمیز بود و میگفتند تو هیچچیز بلد نیستی. از طرفی رئیس نرمافزار بدون اجازه وارد سیستم من میشد. حقوق پایه نیز بهطور کامل رعایت نمیشد و واریزیها مطابق پایه بود، با وجود این که برای مناسبتها فقط پنجصد هزار تومان پرداخت میشد. با اولین حقوق ده میلیونی همواره از من میخواستند برای آنها ناهار یا شیرینی بدهی. اگر صبحها قبل از ساعت هفت و نیم حضور میداشتی، اضافهکار محسوب نمیشد و اگر دفعاتی بعد از چهار و پانزده عصر کار میکردی، با پایهای پایین بهازای هر ساعت سی هزار تومان محاسبه میشد. تنها امتیاز شرکت، اینترنت رایگان بیحد و حصر بود که به گوشی من داده میشد.
من تجربهام از کار در پخش فردوس را اینطور تعریف میکنم: به همکاری با این شرکت هیچ وقت پیشنهاد نمیکنم. در حالی که با اسنپ کار میکردم و درآمدم ماهی بیش از ده میلیون بود، آنها برای یک مهندس نرمافزار با سابقه کاری مشخص، شرطی عجیب گذاشته بودند؛ پایهی دستمزد را شش هزار و هشتصد میخواستند برای بسته شدن. گفتند ماه اول ده میلیون است و اگر در همان ابتدای کار خودی نشان بدهی، به مرور درآمدها بیشتر میشود. نکتهی منفی دیگر این بود که رئیس مجموعه زن بود و کار با ایشان را برای من تجربهناپذیر میکرد. از پیش هم گفته بودند هر روز تا شش اضافهکاری اجباری وجود دارد. در کل تیم برنامهنویسشان تنها یک پسر بود. در نهایت خوشحال بودم که با این شرکت وارد همکاری نشدم.
من پارسال تابستان اینجا مصاحبه اومده بودم و روز مصاحبه از جو و فضاش خوشم نیومد، امسال مجدد دنبال کار بودم رزومه در جاب اینجا گذاشته بودم، باهام تماس گرفتن دو دل بودم که برم، بلاخره رفتم ولی برعکس سال قبل فوق العاده منظم و دقیق روز ساعت مصاحبه باهام هماهنگ شد، وقتی رفتم خیلی از نظم و جو تعجب کردم خیلی با سال قبل فرق داشت تو مصاحبه فنی من متاسفانه اماده نبودم و خیلی سوالات و نشد جواب بدم، و خیلی مودبانه بعد جلسه مصاحبه نتیجه رو گفتند ، در کل نمیشه به این نظرات توکانال ها اتکا کرد هر کسی خودش باید فضا محیط و تجربه کنه و تصمیم بگیره
بسیار بسیار شرکت مزخرفیه حیف از زمانی که من در اون شرکت هدر دادم توی یه شرکت به عنوان بازاریاب داشتم کار میکردم که سرپرست یکی از شرکتهای گلرنگ گفت که زیرمجموعه های گروه صنعتی گلرنگ باشی امنیت شغلی بالایی و حقوق و مزایای بالایی داره و از این حرف های که دروغی بیش نبود بعد از ۴۷ روز که در نوبت بودم بالاخره به عنوان بازاریاب استخدام شدم از ۷ صبح تا ۱۱ کار میکردم و بعد از بیست روز گفتن باید بری انبار بعد توزیع بعد نگهبان خلاصه در یک ماه چند بار تغییر شغل و بالاخره یه روز گفتن باید برگه های ترک کار رو امضا کنی نه امنیت شغلی نه یک کلمه راست همه از مدیر تا سرپرست گرفته آدم های نامرد و دروغگو من یک دهم از بدیهای شرکت و مدیران و بلاهایی که سرم آوردن رو نتونستم بگم خودتون فکر کنید
بسیار بسیار شرکت مزخرفیه حیف از زمانی که من در اون شرکت هدر دادم توی یه شرکت به عنوان بازاریاب داشتم کار میکردم که سرپرست یکی از شرکتهای گلرنگ گفت که زیرمجموعه های گروه صنعتی گلرنگ باشی امنیت شغلی بالایی و حقوق و مزایای بالایی داره و از این حرف های که دروغی بیش نبود بعد از ۴۷ روز که در نوبت بودم بالاخره به عنوان بازاریاب استخدام شدم از ۷ صبح تا ۱۱ کار میکردم و بعد از بیست روز گفتن باید بری انبار بعد توزیع بعد نگهبان خلاصه در یک ماه چند بار تغییر شغل و بالاخره یه روز گفتن باید برگه های ترک کار رو امضا کنی نه امنیت شغلی نه یک کلمه راست همه از مدیر تا سرپرست گرفته آدم های نامرد و دروغگو من یک دهم از بدیهای شرکت و مدیران و بلاهایی که سرم آوردن رو نتونستم بگم خودتون فکر کنید
در این شرکت فضای کار پر از بیثباتی بود و من از نزدیک با جو حاکم آشنا شدم. آنچه در میان همکاران درباره مدیرعامل و ردههای مدیریتی گفته میشود، به نظر میرسد که این افراد برای برخی از کارمندان سنگین و دشوار باشند. در طول سالها تجربه، با مواردی روبهرو شدم که نشان میدهد سطح دانش و انگیزه برخی از مدیران و همپرسیها پایین است و روابط داخل تیم دچار تنش و ناملایماتی زیادی است. رفتارهای گروهی، شیوه برخورد با کارمندان، و تضییع حقوق مشتریان از جمله مسائلی بود که میدیدم و تجربهاش را به صورت عینی ثبت میکردم. بهویژه اخراجهای ناگهانی و بیتوجهی به وضعیت فردی کارمندانی که ازدواج کردهاند یا در آستانه تعطیلات بودند، از جمله رویدادهایی بود که تأثیر عمیقی گذاشت و باعث شد احساس نارضایتی و فشار زیادی ایجاد شود. من حتی در زمان عملیاتی اخراجهای لحظهای شاهد واکنشهای همکاران و دلتنگیهای باری بودم، به خصوص پس از اخراج یکی از واحدهای مشتریان. به نکتهای اشاره کنم که برای کارجویان مهم است: ممکن است دوره کار در اینجا با فشار و تنگنا همراه باشد و بهتر است با دیدی واقعبینانه به گزینههای شغلی دیگر نگاه کنند تا از سرمایهگذاری زمان و انرژی خود حفاظت کنند.
سال گذشته به این تیم ملحق شدم و از آغاز تا پایان فرایند استخدام تجربهای نسبتا طولانی داشتم؛ مراحل گزینش دو تا سه ماه طول کشید اما برخورد همه در مراحل جذب بسیار حرفهای و با احترام بود. پس از گذشت یک سال کار، میتونم بگم که مزایای قابل توجهی وجود دارد و واقعا فرهنگی سازمانی بالاست؛ در اینجا احساس ارزشمندی به من منتقل میشود. یکی از نکات ضعفی که به ذهنم میرسد این است که حقوق دریافتی در سطح متوسطی است، بهخصوص که بخش کوچکی از آن به مزایای کارم encabez میشود. همچنین نبود روز مشخص برای واریز حقوق، واریز هر ماه معمولا بین پنجم تا دهم اتفاق میافتد که این مسئله گاهی اذیتکننده است. امیدوارم با مدیریت مربوطه در این زمینه بازنگری انجام شود تا حقوق بهطور منظمتری هر ماه واریز گردد.
اگر هیچ سابقه کار نداری و دنبال کسب سابقه هستی تازه دانشگاهت تموم شده پیشنهاد میشه یکسال باشی و بیایی بیرون البته تو اون یکسال خیلی محتاط باش تا نندازنت بیرون فقط به خاطر اینکه سابقه کسب کنی مزیتی که فقط داره حقوق خیلی کم که از همه جا پایین تره به موقع میدن فقط برای اینکه تازه اول جونیته خرج کرایه بدی و بری بیایی خوبه و بیمه دارن همین. و الا محیط کاری واقعا کسل کننده مدیران بی کفایت که با هر کی حال نکنن میگن نیا مرخصی هم که حقته، دو روزبخوای بگیری کلا یه کار میکن از زندگی سیر شی.کلا هم عین ربات باید باشی و الا کسی که سابقه کاری داره به هیچ عنوان رسپینا نیاد کلاهشم افتاد نیاد در این حد جهنمه سر مصاحبه میگن هر چی شما بگین حقوق و بعد روز قرارداد هم میگن ببخشید حقوق همینه کلا مریضن ........
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.