شرکت سپهرنت ایرانیان را تجربه کردم. اگر دنبال کار با حقوق و مزایای نسبتا مطلوب در قالب کار نسبتا ساده و بدون هیچ فشار سنگین هستید، جای مناسبی میتواند باشد. از نظر پیشرفت حرفهای احتمالا رشد زیادی نمیکنید، اما مزایا چون عیدی، سنوات، پاداش و گاهگداری ایام خاص خوب پرداخت میشود. نقشها به گونهای است که مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره در یک مسیر واحد قرار میگیرند و همه کاره بودن چنین فردی را میطلبد. مشتری اصلیشان موسسه اعتباری نور است. اگر قصد ترک شغل دارید، بهتر است حقوق را در ابتدای کار بهخوبی توافق کنید چون تغییر چندانی در آینده نخواهد داشت. تعداد کارکنان تقریبا صد نفر است و شرکت چند ساختمان نیز دارد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من تجربه کاره با فرانش، در ابتدا خیلی خوب بود اما مدیریت بهشدت ضعف داشت؛ هر انتقادی رو با تمسخر و نیشخند پاسخ میدادند و همین رفتار باعث شد کمکم همه بیعلاقه بشن و خیلیها دیگه اونجا نخواهند بود. اگر از مدیران صرفنظر کنیم، هیچوقت دو سال هم کارمندها با اونها همسفر نبودند؛ شرکت سریع نیرو میگرفت اما به سرعت هم خارج میشدند. من هم با سختی استعفا دادم، هرچند الان دیگه اونها اونجا نیستند. در مجموع خاطرات خوب و بد زیادی با فرانش دارم و با ارزشی که برای من داره، هنوز برایم عزیزه.
من توی مصاحبه برای شرکت آروان کلاد با تجربهای برخوردم که همچنان یادآور بینظم بودن برنامهها و رفتارهای گاهی غیرمنتظره است. در جلسه، بیشتر سوالات مرتبط با فرانتاند مطرح شد در حالی که تخصص من بکاند بود، و هنگام پایان گفتند اگر این مباحث رو بلد نیستی پس چرا توی رزومه نوشتی. من هم اشاره کردم که اصلا چنین چیزی ننوشتم و در نهایت فهمیدم رزومه را اشتباها باز کرده بودن. خلاصه اینکه وقت زیادی از من گرفت و متوجه شدم روند کار خیلی رویهمحور و بدون برنامهای است. با این وجود، یک چالش فرانتاند به من سپردند که یقین دارم نمیتونم انجامش بدم و در نتیجه تصمیم گرفتم به سمت فریلنسری بروم. اما دفترشان نظم خوبی داشت و رفتار همکاران محترمانه و خوب بود. به نظر میرسید همه از حضور در آنجا رضایت داشتن. تنها نکتهای که به ذهنم میرسد این است که باید به مدیریت تیم هیت توجه بیشتری بدهند تا فضای کار بهتری ایجاد شود.
در حدود یک سالی بود که با راهکارهای همراه کارینا همکاری میکردم و تجربهای با ابعاد متفاوت داشتم. آشنایی با سرویسهای گوناگون از مزیتهای کار با این تیم بود و به خاطر وجود استکهای متنوع، مهارتهای من در مواجهه با چالشهای مختلف تقویت شد. فضای کار با همکاران گرم و دوستانه است، اما یک مشکل وجود دارد که اغلب کاملا قابل مشاهده نیست: به طور مداوم مدیرعامل را در جلسات یا جشنهای داخلی نمیدیدم. همچنین میزان کارکرد برخی تیمها از سوی مدیران با سطح کیفی پایینتر هدایت میشود که این مسئله باعث سردرگمی و نارضایتی در برخی مواقع میشود.
با وجود نظم مشخص هر روز کاری، من سالی را در واحد زیرساخت به عنوان مدیر سیستم سپری کردم. شرایط مرخصی، مزایا و شیوههای محاسبه حقوق به وضوح مشخص بود و هر امکانی با روال مشخصی پیش میرفت. گاه مناسبتهای متنوعی مانند شب یلدا، عید و جشنهای هفتمین سال حضور کارینا برای کارکنان برنامههای خوبی داشت. عملکرد مدیر فنی تا حدودی با نکات مثبت همراه بود و میشد از بهبودها هم انتظار داشت؛ اما رابطه مدیر عامل با سایر همکاران به میزان زیادی وجود نداشت. با این حال مدت زمانی که در کارینا بودم، تجربههای مثبتی اتفاق افتاد و با رشد رو به جلو شرکت همراه شد.
در این تجربه با وجود ظاهر کاری پویا رسانه، به شدت احساس فشار و بیثباتی داشتم. از ابتدا با بینظمی در ساعات حضور و ضعف در هماهنگی روبهرو بودم و برخوردهای نامناسبی هم شنیده میشد. مدیریت کارآمدی وجود نداشت و فشاری که برای انجام کارها احساس میکردم، بالاتر از حد انتظار بود. بروکراسی داخلی به اندازهای بالا بود که روند کار را کند و دشوار میکرد. شرکت با وجود کوچک بودن، انتظارهای بالایی از کارکنان داشت، به حد گوگل دراماتیک فکر میکرد اما منابع و ساختار لازم برای این سطح را فراهم نمیکرد. استفاده از اسکرام هم درست انجام نمیشد و به شکل کارآمدی اجرا نمیشد. فضای کار به شدت نامناسب بود و این مسئله بر روحیه و کارایی تیم تأثیر منفی میگذاشت.
شرکت میاره تجربهای کار بود که از نظر من جو خشک و با فضای مذهبی حاکم بر آن خیلی ملموس بود.
با وجود فشار کاری بالا و کمبود نیرو، بار وظایفم به شدت سنگین است. وعدههای زیادی داده میشود اما غالبا به شکلی نامطمئن میمانند و پایانش مشخص نیست. برای مثال، از سال قبل مقرر بود تحت پوشش بیمه قرار بگیرم که بالاخره از آبان عملی شد و جبران خسارتهای آن زمان همچنان بدون پیگیری رها شده است.
برای من دوران تجربهای پر از پروژههای گوناگون و جوی دوستانه بود که در آن همدلی بین همکاران و برخورد مهربان مدیران حس میشد. طی مدت همکاری، با وجود چالشها، محیطی را دیدم که انگیزه و علاقه به یادگیری را تقویت میکرد.
به نظرم در کل دیجیکالا جای بسیار خوبی برای کاره. تعادل خوبی بین کار و زندگی هست و حقوقش جزو بالاترینها در ایران ه. تجربهی کار در یک سازمان بسیار بزرگ با افراد مختلف میتونه خیلی در مسیر پیشرفت شغلیتون تاثیرگذار باشه. ایرادی که من میتونم بگیرم این است که دیجیکالا از اون جایی یه سازمان بزرگ هست، دست شما به عنوان یک متخصص آیتی خیلی باز نیست در نتیجه خلاقیت و نوآوری در دیجیکالا نسبت به استارتآپها کمتر به چشم میاد. ساعت کاری تا حد زیادی شناور هست و اگر دیر سر کار برسید میتونید بیشتر شرکت بمانید و کسری کار خود رو جبران کنید. محیط کاری جذاب و مدرن ه و در بدور استخدامتون یه لپتاپ و مانیتور (و در صورت موافقت مانیتور دوم و کیبورد) بهتون داده میشه. حقوقها سر موعد مقرر واریز میشه در طول یک سال تنها یک بار دیدم که با تاخیر چند روزه واریز شه نهار هم از طرف شرکت داده میشه
در سومین هفته دی بود که فهمیدم آنجا جای من نیست؛ شرکت با پیچیدگیهای مالی و تنگدستی در تار و پودش نفوذ کرده بود و این صرفا به حقوق محدود نمیشد.
در فضای کار تیمی همدلی و گرما وجود دارد، اما مدیریت و منابع انسانی در تصمیمگیریها و رشد کارمندان کمی ضعیف عمل میکنند.
در این شرکت استارتاپی با چالشهای دوام تیم و جذب و نگهداشت نیرو مواجه بودم، اما طی یک سال حضورم، رشد مجموعه به مرور کاملا ملموس شد.
مدت کوتاهی که توی این شرکت کار میکردم، با مشاهدهی همبندیشیها متوجه شدم که بخش زیرساخت به دلیل نبود مدیریت مناسب و رفتارهای ناپسند برخی از نیروها، به تدریج از دست رفت. به طوری که تعداد مدیران سیستم از سه نفر به یک نفر رسید و به جز یک نفر، هیچیک از سایر sysadmin ها بیش از ده ماه در شرکت دوام نیاوردند.
در این شرکت شاهد وضعیتی بودم که قراردادها با کارکنان به شکلی یکطرفه بسته میشود و آنچه از جانب شرکت به تعهداتش نسبت به نیروها میرسد، اغلب اجرا نمیشود. پرداخت حقوق به طور منظم و بهموقع انجام نمیشد و جو کار به شدت تحت سلطه و تمرکز تصمیمگیری بود. از وجود برنامه یا نقشه مشخصی خبری نبود و هر گونه انتقاد یا درخواست از سوی ما با بیتوجهی یا بیاثر ماندن در لایههای پایین مدیریتی مواجه میشد. مدیران ارشد به نظر میرسیدند هیچگونه تحصیلات آکادمیک مرتبط ندارند. مدیریت در سطوح مختلف کمفرد و ناکارآمد به نظر میرسید و ساعات کاری به طور مشخص و ثابتی تعیین نشده بود. برای تاخیرها معمولا کسری حقوقی چند برابر لحاظ میشد و این مشکلات را میتوانم بهعنوان بدترین تجربه کاریام در این شرکت توصیف کنم.
ممکنه حقوق دریافتی نسبت به سایر شرکت ها کمتر باشه ولی به هر حال چیزی هستش که خودتون تو قرارداد پذیرفتین. از از لحاظ پرداخت به موقع و بدون مشکل هستش. تو انجام تسک ها تخمین ها و زمان ها باید دقیق ثبت بشن که اگه عادت نداشته باشین اذیت کننده هستش. ساعت کاری شنبه تا چهارشنبه 9 تا 18 و پنج شنبه ها 9 تا 1.30 هستش شناوری رو میتونید یه ساعت زودتر ورود و خروج کنین یعنی از 8 تا 17. و یک ساعت در روز زمان نهار و ... دارید. تنوع پروژه ها زیاد هستش و هر ساله چندین پروژه مختلف انجام میشه. اگه مدیر پروژه و... نباشین احتمال اینکه تو زمان غیر کاری باهاتون برای انجام کاری تماس بگیرن خیلی کمه. امکان پیشرفت وجود داره. و گاهی اوقات برای بررسی و تست تکنولوژی های جدید تو پروژه ها میتونید زمان اضافه بگیرید. به طور کلی شرکت خوب هستش ولی به دلیل اینکه شرکت نرم افزاری هستش و درآمد به طور مستقیم از قرارداد ها تامین میشه زمان انجام پروژه ها محدود و مشخص هستش و سقف حقوق وجود داره و احتمالا بعد از یه مدت برای افزایش حقوق از یه حدی به بالاتر باید برید یه شرکت دیگه.
در محیطی کار میکردم که مدیریت ضعیف و رفتار تند با کارکنان غالب بود. پرداخت حقوق بهموقع انجام نمیشد و گاه از کارمند طلبکار میشدم. سطح کار کمتر از انتظار و نبود مدیریت مؤثر بر وظایف احساس میشد. مدیر پروژهای با تخصص کافی در حوزه آیتی وجود نداشت و افراد با درخواستهای حقوق تکراری با تهمت روبهرو میشدند. ضعف شدید در مدیریت مالی باعث شد بخش مالی تقریبا از کار بیفتد. فضا بهطور کلی نامطلوب بود و انگیزه کاری کم بود. همچنین هزینه بیمه از کارکنان کسر میشد اما پرداخت آن به تعویق میافتاد.
وقتی وارد شرکت مرکز طراحی اسپیرال شدم، با وجود اینکه ادعای حمایت از طراحان میکردند، احساس کردم حقوق کارمندان به درستی پرداخت نمیشود.
در نهایت با وجود تماسهای فراوان، تسویهحسابی دریافت نکردم و سایر همکاران هم تجربههای مشابهی داشتند. بیمه را هم به شکل بیسامان پرداخت میکردند و به طور معمول یک یا دو ماه تأخیر داشتند. فضای کار بسیار بینظم بود و مدیریت هم ضعیف بود.
در ابتدای کارم با شرکت ستیران رو به رو شدم و احساس کردم محیط خوبی برای آغاز کار است؛ همه چیز منظم بود و توانستم نکتههای زیادی یاد بگیرم. تجربههای فراوانی در این مدت کسب کردم. تنها نکتهای که به ذهنم میرسد این است که در محلی که توسعهدهندگان حضور دارند، دوربین وجود دارد و این برای من جالب نبود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.