اگرچه مرحلهی اول با مدیر بازاریابی خیلی خوب بود و به تواناییها، خلاقیت و دانش بازاریابیام میپرداخت، اما نهایتا نتیجه معلوم نشد. در قالب پرسشهای اول، از من دربارهی نوشتن، ایدهها و توانمندیهای بازاریابی پرسیدند و من احساس کردم پاسخهایم خوب پیش رفت. مرحلهی بعدی با مدیر منابع انسانی بود و همان سوالات کلاسیک شخصیتشناسی که معمولا در این مرحلهها مطرح میکنند پرسیدند. تشخیص نتیجه از روی چهرهشان چندان امکانپذیر نبود و به همین دلیل اطمینانی دربارهی پایان کار دست نمیدادم. پس از پایان مصاحبه هیچ خبری دریافت نکردم تا بدانم نتیجه چگونه است. حتی با وجود تمایل به ادامه همکاری و پیام فرستادن برای اطلاع از وضعیت، پاسخی نگرفتم. این بیخبری در عین حال که ناامیدکننده بود، برای من حرفهای هم به نظر نمیرسید. با توجه به این تجربه، توصیه میکنم که شرکتها نتیجه را واضح و بهسرعت با داوطلبان در میان بگذارند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من برای کار در حوزه دیتا وارد مصاحبه شدم، اما بهزودی فهمیدم که سوالها از بخشهای دوآپس و بکاند بود و نقش دقیق شرکت واقعا مشخص نبود. سوالاتی پرسیده میشد که حتی در رزوم من هم نوشته نشده بود و رابطهای با فضای کاری من نداشت. به نظر میرسید که از من میخواستند یک آچار فرانسه باشم، که این تصور نشان میداد چنین جاهایی را برای کارگزینی انتخاب نکنم تا در آینده به مشکل برنخورم. اگر بخواهم راهنمایی کنم، به کسی که میخواهد به مصاحبه برود پیشنهاد میکنم قبل از مصاحبه با تماس کامل آماده شود و هرگز در صورت امکان این مسیر را انتخاب نکند.
در نخستین نشست با مسئول برق و همتای ایشان توضیحاتی کلی درباره کارهای انجام شده ارائه دادم و پس از آن مصاحبهای فنی و حرفهای را پشت سر گذاشتم که شامل سوالات متنوع و نقشهخوانی میشد. در پایان، یک آزمون کتبی برگزار شد که سوالاتش تنها جنبه دانشگاهی نبود و جنبههای فنی هم داشت. پس از مرحله نخست مصاحبه، دعوت شدم برای مصاحبه دوم و با مدیر مهندسی کل شرکت گفتگوی بیشتری داشتم که بیشتر جنبه شخصیتی داشت. در ادامه ایشان مرا به واحد منابع انسانی ارجاع دادند و مزایا، حقوق دقیق، ساعات کار و نقش من در شرکت را به دقت تشریح کردند.
در نگاه من، وقتی وارد شرکت شدم با terlebih از ظاهر بیرونی خیال میکردم جای خوبی است اما داخل مجموعه واقعا تفاوت داشت. سالن و اتاقها از نظر من خیلی نامرتب و کثیف به نظر میرسیدند که این را یکی از نشانههای رویکرد مدیریتی میدانم. برای مصاحبه مرا به اتاق کنفرانس راهنمایی کردند و در آنجا فردی به خواب بود که ناچارا بیدار شد. برای سوالها هم به خاطر آشنایی قبلی با شرکت، سوالات بیشتر حول این بود که آنها چه کاری انجام میدهند و اینجا چگونه کار میکنند. من برای موقعیت دیگری درخواست داده بودم، اما برای پست دیگری دعوت به مصاحبه شده بودم، به همین دلیل اطلاعات من بیشتر شنیداری بود تا عملی. فرایند مصاحبه نسبتا طولانی بود و شامل حضور سرپرست، مدیر و منابع انسانی میشد؛ در حال حاضر در قدم نخست قرار دارم. مسیر رفتوآمد هم صرفا با ماشین است و گزینههای استفاده از تاکسی یا مترو ندارم؛ این نکته هم برای من محدودیت ایجاد میکند. شرکت در مقابل پارک قیطریه واقع است که این موقعیت برای من چالش دیگری به شمار میآید.
برای مصاحبهای که با نماوا داشتم، اولین تماس برای یک مصاحبه تلفنی گرفته شد و روز مشخصی تعیین شد. در جلسه تلفنی سوالات زیادی پرسیده شد که بیشتر روی دانش جاوااسکریپت و سپس ریاکت تمرکز داشت. در پایان گفتند که برای مصاحبه حضوری تماس خواهند گرفت و یک هفته بعد تماس گرفتم تا برم مصاحبه. ساختمون بسیار شیک و تمیز بود و پرسنل با برخوردی عالی پذیرای من شدند. یکی از مصاحبهکنندگان با دانش زیادی که داشت حدود یک ساعت عمیق به سوالات مفهومی پرداخت و برخوردش واقعا خوب بود و استرسم را خیلی کم کرد. در میانه مصاحبه فرد دیگری هم آمد و درباره کار شرکت صحبت کرد و من هم درباره بیمه و حقوق صحبت نمودم. گفتند شرکت ما چارچوبی کانسپچوال دارد و وظیفهمحور نیستیم؛ اگر کاری را انجام میدهیم باید بدانیم چرا انجام میدهیم و همه چیز را بهطور مفهومی یاد بگیریم و … در پایان منشی پنج برگه شامل مشخصات فردی و سوالات روانشناسی آورد که آنها را هم باید پر میکردم. در کل یکی از بهترین تجربههای مصاحبهام بود و نکات زیادی از همان جلسه یاد گرفتم. بر مفاهیم تکیه کن. دانش جاوااسکریپتت باید قوی باشه و ریکت هم بلد باشی، اما جاوا اسکریپت از همه چیز مهمتره. اعتماد به نفس داشته باش.
من برای شرکت نماوا در آزمون سئو شرکت کردم. در جلسه مصاحبه سه نفر حضور داشتند: مدیر بازاریابی، مدیر بخش توسعه و فردی دیگر با سمتی نامشخص. پیش از این، رزومهام را برای شاتل فرستاده بودم اما متوجه شدم آنها برای نماوا دنبال نیرو هستند. در جلسه درباره چالشها و راهکارهای مختلف برای افزایش ترافیک سایت صحبت شد و درباره کار و سابقه کار قبلم هم بحث شد. بخش عمدهای از گفتوگو به واژگان تخصصی سئو اختصاص داشت و برای هر اصطلاح، توضیح و معنی مربوط را پرسیدند. در پایان، سوال مرتبط با حقوق مطرح شد. به نظر میرسید مبلغی که من در نظر داشتم از سمت آنها کمی دور بود و به اندازهای که انتظار داشتند پرداخت نمیکردند. برخوردها نسبتا خشک و برخی پاسخها هم کمتر از محترمانه بود. آنها از من پرسیدند که واقعا قصد تغییر شغل دارم یا فقط میخواهم قیمت را بالا ببرم. نتیجه تماس یا ارتباطی بعد از مصاحبه نگرفتم و خودم هم علاقهای به پیگیری نداشتم چون احساس خوبی از آنجا نگرفتم. تجربهام از این مصاحبه و شنیدهها از دیگران نشان میدهد که شهرتی در کار کردن با آنها وجود ندارد؛ علاوه بر حقوق پایین، فضای کاری هم پرتنش است و جذابیتی ندارد. اگر قصد رفتن به مصاحبه دارید، حتما روی مهارتهای تخصصیتان مسلط باشید.
واسه مصاحبه به شرکت مراجعه کردم، حدودا یک ساعت زودتر رسیده بودم ولی قبلش تماس گرفتم که اگه امکانش هست زودتر بیام که گفتن مشکلی نداره و میتونید زودتر مراجعه کنید اولین برخورد توی شرکت، منشی برام یه لیوان آب آورد که در نوع خودش جالب بود بعد ۱۰ دقیقه یه ربع انتظار خانمی که گویا مسئول HR بودن شروع به گپ و گفت و پرسش و پاسخ کردن که سوالاتشون منطقی و در راستای استخدام بود. بعدش هم گفتن که نتیجه رو بهتون اطلاع میدیم که هنوز همچین اتفاقی نیفتاده
من این شرکت رو به واسطه اینکه خواهرم در صنعت مخابرات مشغول هست کم و بیش میشناختم و حدود دو سال پیش هم برای مصاحبه رفته بودم ولی بعد از مصاحبه تماسی نگرفتند برای نتیجه! بریم سر مصاحبه: اول که تماس گرفتن تاریخ مصاحبه آنلاین(به خاطر کرونا) رو بهم گفتند خانمی که زنگ زد گفت مصاحبه روز … ساعت ۲:۳۰ که تو تقویم هم حتی همینو زده بود و برای من به همراه لینک ورود به سامانه مصاحبه ایمیل کرد من روز مصاحبه خودمو برای ۲:۳۰ آماده بودم که ساعت ۲:۱۰ تماس گرفتند که ما منتظر شما هستیم که بعد گفتند ما مصاحبه رو برای ساعت ۲تا۲:۳۰ گذاشته بودیم!!!!!!!در صورتی که هم تو تقویم هم پای تلفن گفتند ساعت ۲!ا(اینم بگم مصاحبه دوسال پیششون که حضوری رفتم حدود ۲۰ دقیقه طول کشید از ساعتی که تعیین کرده بودند تا بتونن اتاق کنفرانس خالی کنند برا مصاحبه!!!) بعد از اون وارد پنل مصاحبه اختصاصی شرکتشون شدم. آقایی که مدیر PMO بودند و دو خانم نسبتا جوون از واحد منابع انسانی و یه واحد دیگه به صورت آنلاین که مصاحبه رو شروع کردند!البته ناگفته نماند که این بار بر خلاف ۲ سال پیش خودشونو ملزم دونستند در ابتدای مصاحبه معرفی کنن البته خیلی سریع ! ولی بازم جای پیشرفت داشت که حداقل بدون مقدمه شروع نکردند بگن از خودتون بگید:) !بعد گفتن چون وقت کمه خیلی سریع از خودتون بگید و من شروع کردم سوابق شغلی و تحصیلیمو گفتم و مدیر PMO یادداشت برداری میکرد از حرفام بعد گفتند شما قبلا اینجا مصاحبه اومدی اسم و چهره ات آشناست که گفتم بله! گفتند اون دفعه چی شد گفتم والا اصن تماسی نگرفتن نتیجه اعلام کنند !(یعنی کاملا غیر حرفه ای تو این قسمت برخورد میکنند بر خلاف ادعای به روز بودنشون تو سواد و دانش ارتباطی حداقل هستند!خلاصه معرفیم که تموم شد اون آقا گفت دقیقا کارتون تو اون بخش چی بود و فلان و اینا که منم مسئولیت هامو گفتم که به عنوان یه کارشناس کنترل پروژه دقیقا مسئولیت هام گزارش دادن به کارفرما و مدیر پرژه و ارتباط با اونها و شرکت در جلسات پیشرفت پروژه میشد(کسانی که با سابقه کاری زیر ۵ سال تو این حوزه کار میکنند میدوند عمده مسئولیت های کارشناس کنترل پروژه البته اگه شرکت حرفه ای باشه و مسئولیت های منشی رو هم از کارشناس کنترل پروژه نخواد همیناست!!)بعد گفتند با توجه به سابق کاریو تجربه کمتون فکر میکنید جای ما بودید استخدام میکردید که منم خیلی محکم جواب دادم من از خودم و دانشم مطمانم(دوره ای که من گذروندم ۲۴۰ ساعت حدودا ۹ ماه طول کشید و توسط نماینده ایرانی یک شرکت بین المللی بوده که در انتها دوره آزمون سختی داشتیم برای اخذ مدرک و من رتبه اول کلاس رو برای دوره شبیه سازی پروژه در محیط واقعی گرفتم ) بعد گفتم تجربه هم به هر حال تجربیاتی داشتم و این که کم هست مطابق با سنم هست و ادعایی ندارم و اینکه شما رزومه منو دیده بودید که فرستادم و توضیحات وتجربیاتمم دقیقا بر اساس رزومه ام هست و خارج از اون نیست اگه واقعا تجربم کمه میتونستید بعد از بررسی رزومه تماس نگیرید برای مصاحبه(کاملا حرفه ای مثل شرکت همراه اول که بعد بررسی رزومه ایمیل زدند به من نوشته بودند رزومه شما رو تیم جذب و استخدام ما بررسی کردند به علت تجربه کاری کم متاسفانه نمیتونیم در خدمتتون باشیم و براتون آرزوی موفقیت داریم و امیدواریم که بتونیم در آینده از تجربیاتتون استفاده کنیم ! و من واقعا بعد اون ایمیل محترمانه حس خوبی گرفتم و بهم بر نخورد ولی اینجوری خیلی برخورنده بود این حرف تو مصاحبه ! و احساس کردم وقتم تلف شد !) بعد که اینو گفتم مدیر PMO گفت بله درست میگید ولی ما الان اولویت جذبمون برای افرادیه که تجربه زیاد ا==دارند و فرصت برای آموزش دادن به نیروهای تازه کار کم تجربه نداریم (اینم یه ضعف عمده برای این شرکت که نشون میده اصلا رو بخش آموزش و تربیت نیروهای تازه کار سرمایه گذاری نمیکنه در صورتی که شرکت ایرانسل با وجود اینکه در ابعاد خیلی بزرگ تر از این شرکت فعالیت داره و پروژه های بزرگی اجرا میکنه در بخش آموزش خیلی موفق تر عمل میکنه و دوره های کار آموزی برای دانشجویان سال آخر یا تازه فارغ التحصیل گذاشته حتی! (این وسط دوبار اینترنت قطع شد که من گفتم نمیدونم اینترنت من ضعیفه یا شما که گفتند ما که اینترنت شرکتی هستیم و عالیه برای شما مشکل داره در صورتی که بعدا که به خواهرم گفتم که شرکتشون پیمانکار شرکت NAK هست و جلسات آنلاین دارند باهاشون میگفت اینترنت قطع میشه هی وسطای جلسه!:)خلاصه گفتند شما سابقتون کمه مدرک PMP دارید که گفتم نه ولی دوره هایی که گذروندم بر اساس استاندارد PMBOK بوده(ناگفته نماند برای اخذ مدرک PMP باید حداقل سابقه کاری مرتبط چند ساله برابر با تعداد ساعت مشخص داشته باشید که بتونید بر اساس اون اقدام کنید برای آزمون که اونم بماند تو ایران تحریم هستیم مشمول کلی هزینه برای سفر و پرواز و آزمون میشه که در توان هر کسی نیست اونم با این قیمت دلار!!) بعد اومد اون آقا سوال بپرسه از EARN VALUE MANAGEMENT که گفت میدونی چیه گفتم بله که تو دوره آموزشی که من گذروندم یه COURSE 30 ساعته داشتیم که سوال پرسید شاخص هاش چیه که دوبازه اینترنت قطع شد و نتونستم جواب بدم !بعد دوباره اینترنت قطع شد و یکی از اون خانما بعد چند لحظه تماس گرفتند و گفتند ممنون از تماستون برای مصاحبه و خداحافظ کلا از برخورداشون حس خوبی به آدم انتقال نمیدن یه جوری همش میخوان بگن تو و عیب و ایراد داری در صورتی که خودشون بر خلاف ادعاشون هم تو دانش روز دنیا هم تو مهارت های ارتباطی هنوز خیلی جا برای پیشرفت دارند!:) و کلا بعد از این مصاحبه دیدم نسبت به این شرکت خیلی باز شد و فهمیدم الزاما یه دفتر کار شیک تو منطقه ونک تهران الزامی بر خوب بودن و به روز و شیک بودن دانش کارکنان اون شرکت نیست! کلا این شرکت مناسب افرادی هست که حداقل ۵ تا ۷ سال سابقه کاری دارند !اول باید سابقه کاری زیاد داشته باشید بعد رزومه بدید البته برای این پوزیشن نوشته بوند حداقل دو سال سابقه کار ولی به نظرم خیلی بیشتر از اینا انتظار میرفت و یه جوری به من گفتند که منظورشون این بود که چرا اصلا با سابقه کاری کمت برای ما شرکت خفن!!! رزومه دادید (بر فرض کار من اشتباه که بر اساس اون نیازمندی های شغلی که تو سایت درج شده بود و ۸۰ درصدشو داشتم اصلا کارم اشتباه نبود ! شما چرا قبول کردید ترتیب مصاحبه بدید وقتی از نظر شما من تجربه کم دارم !؟!!!!!!
به نظر من مصاحبه با مایکت بیشتر به فرآیند و طرز فکر میپرداخت تا جزئیات معمولی. در جلسات با مدیر منابع انسانی و مدیرعامل، برخلاف برخی شرکتها که به دنبال اشکالیابی در پاسخها هستند، اینجا رویکرد کلنگرانه و حل مسئلهمحور غالب بود. جو جلسه کاملا دوستانه بود و استرس زیادی حس نمیشد. در نهایت فهمیدم که بهتر است پیش از حضور در مصاحبه، درباره شرکت، حوزه فعالیت، وضعیت بازار و اطلاعات مربوط به آن تحقیق کرده باشم تا بتوانم دید بهتری ارائه بدهم.
دقیقا در همان روز، با حضور همزمان منابع انسانی و تیم فنی برای یک موقعیت Senior Operation Admin، فرایند مصاحبه پشت سر هم برگزار شد. ابتدا توضیحاتی درباره شرکت و فرایندهای داخلی ارائه شد و درباره قوانین و حقوق درخواستی صحبت شد. سپس بخش فنی ملاقات آغاز شد و با توجه به عنوان شغلی و سابقه مربوطه، کارها و پروژههای مرتبط بررسی شدند. کل جلسه بهطور عادی و مطلوب پیش رفت و رفتار مصاحبهکنندهها هم دوستانه و حرفهای بود. نکتهای که برای من قابل توجه بود این بود که دوباره فرم مصاحبهای ندادم و از همان آغاز رزومهام بهطور مستقیم روی لپتاپ باز و بررسی میشد.
به خاطر مسئولیتی که داشتم، تصور میکردم برای مدیر محصولی معتبرتر از سطح اسکراپس، گفتوگو میشود اما نتیجه چیزی فراتر از انتظاراتم بود. تماس دیجیپی فقط یک روز پس از ارسال رزومهام بود و آنها گفتند رزومهام را دیدهاند و جلسهای ترتیب میدهند. من هم با این تصور که قصدشان مصاحبه برای اسکرام مستری است رفتم شرکت. فرآیند مصاحبه چند مرحله بود. در مرحله نخست، از من درباره ساختار Spotify model در سازمان پرسیدند و مشخص شد برای نقش مدیر محصول با پسزمینه فنی در حوزه فینتک مناسب هستم و از این رو به من پیشنهاد میدادند که برای مدیر محصول مناسبام. مصاحبه دوم با مدیرعامل و یکی از مدیران محصول برگزار شد. هر دو برخوردی گرم داشتند و به صورت جامع به مرور تجربیات من در چارچوب اسکرام و تجربههای مدیریتیام پرداختند؛ پاسخهایم هم با نظر مثبت آنها همراه شد و به نظر رسید که میتوانم برای این موقعیت گزینه مناسبی باشم. اما در نهایت یک مصاحبه سوم هم اضافه شد که با chapter lead تیم برنامهنویسی شرکت بود. این مصاحبه هم نسبتا ساده بود و هدفش این بود که بفهمند شخصیت من برای همکاری با تیم فنی شرکت مناسب است یا نه. بعدها فهمیدم که او جایگاه فنی غیررسمیای در حد CTO داشت و تیم فناوری زیر نظر او اداره میشد. من برای این شغل پذیرفته شدم، اما ماههای نخست کار با مشکلاتی جدی در تمام جوانب سازمانی روبهرو شدم؛ آشفتگی در حوزههای منابع انسانی، فنی، عملیات و محصول، و در نتیجه فشار و آزار ذهنی در طول تمام سالی که مدیر محصول بودم زیاد بود. فضای استارتاپی و پرمشغله بود و سبک مدیریتی بهگونهای بود که اعضای تیم بهطور مداوم جا به جا میشدند. در چهار ماه اول همکاری، من به قدیمیترین عضو تیمی تبدیل شدم که تازه تشکیل شده بود. اینجا با وجود ادعای استارتاپی بودن و نبودن فرهنگ کار ۸ صبح تا ۵ عصر، واقعا محیط برای تازهواردها، افراد مجرد و پارهوقت مناسب است و برای افراد باتجربه جایی در ساختار سازمانی و مسیر توسعه ندارد. مدیرعامل به مسایل بسیار جزئی کسبوکار و محصول دخالت میکرد و اگر تجربه مدیر محصولی دارید، اینجا بهطور کامل به کارتان نمیافزاید. حقوق بهموقع پرداخت میشد، اما فاصله ساعات کاری طولانی بود و انتظار روزانهای در حدود ۱۳ تا ۱۴ ساعت کار فشرده داشتید، بدون آخر هفته و تعطیلات و برای درخواستهای بعدی هم باید آماده باشید. ویژگیهایی که برایشان مهم بود: آنها ادعا میکردند فضایی برای رشد فردی و پذیرش انواع سلایق ایجاد میکنند و از نظر مسائل اعتقادی منعطف هستند. اما در عمل در دیجیپی تنها چیزی که مهم بود خدمت به اهداف سازمانی و پذیرش بیچونوچران شرایط کاری بود. ایدههای تغییر فرآیندها چندان استقبال نمیشد و حتی وقتی هم پذیرفته میشد، با تأکید بر اینکه از ابتدا تصمیم با خود آنها بوده، سر کنش میدادند. به طور خلاصه برای کسی که با آنها کار میکرد، احترام یا جایگاه معنوی فراتر از وظایف محولشده چندان حس نمیشد.
باور کنید همه چیز به دردسر میافتاد؛ در مصاحبه حقوقی منابع انسانی، به من حتی از مسائل غیر مرتبط هم سوال میکردند. من طراحی خوندم اما از آن اتاق هم پرسیدند که چگونه آن را طراحی میکردم و گفتند جلسه بعد طرحم را بیاورم تا برای این کار بررسی شود، در حالی که اصلا ارتباطی به کار مربوطه نداشت. بعد هم گفتند باید بروم و درباره کار مطالعه کنم و مثلا در مورد اکسل در جلسه سوم صحبت خواهند کرد؛ درنهایت نمیدانم چه پاسخ دهم. بارها تأکید کردند که میخواهند سخت گیر باشند و حتی صریح گفتند اگر بیایم، کارم به خطر میافتد و زبانم سرویس خواهد شد، که نشاندهنده سطح سختگیری بالا بود و اینکه مشخص نیست چگونه روند استخدام پیش میرود.
برای یک مصاحبه کار اندروید دولوپر رفتم و از طریق جابینجا رزومه فرستادم؛ چند روز بعد تماس گرفتن و تعیین کردند برای هفتهی بعد بیام شهر. وقتی وارد شرکت شدم، فرمی به من دادن و همان اطلاعاتی را که در رزومه نوشته بودم دوباره پر کردم. بعد از تقریبا نیم ساعت انتظار، با یکی از نفرهای فنی وحدت صحبت کردم و دربارهی پروژههای انجامشدهام صحبت کردیم. او هم از پروژههای شرکت سوال کرد و توضیحاتی ارائه داد. بعد از آن گفتند باید منتظر بمانم تا با نفر دیگری صحبت کنم؛ باز هم نیم ساعت تأخیر طول کشید و با شخص دیگری صحبت کردم، اما فهمیدم که ایشان مدیرعامل مجموعه بوده و لزوما هم نیرو فنی نبود. از من نمونهکار خواست و دربارهی برنامهای که به درستی اجرا میشد سوالاتی مطرح کرد و به نظر میرسید با برخی از جنبههای نرمافزار اندرویدی آشنا نیست یا درک درستی از نحوهی اجرا ندارد. سوالهای مکرری پرسیدند که آیا بلد هستم یا نه.
من تجربهای از مصاحبه IOS گرفتم که بیشتر حول مسأله اخلاق و چشمانداز آینده کار بود. از ابزارها و نحوه استفاده آنها در کار آیندهام صحبت شد و مطمئن شدم که با پترنهای رایج برنامهنویسی آشنایی دارم یا خیر. توضیح دادند که شرکت زیرمجموعهای از نامینو بهنام ایلویه است و پروژههای در دست اجرای آنها را معرفی کردند، از جمله مسیریاب روتا که قرار است مشابه ویز عمل کند و باید پیادهسازی شود. پرسیدند که آیا میتوانی بخش مسیریاب را پیادهسازی کنی و نظر تو چیست؟ گفتند اگر تجربهای مشابه انجام داده باشی، خوب است، ولی چون این کارها جنبه پژوهشی دارد، باید زمانی برای تحقیق کنار گذاشت تا بحث هم با اصولش تطبیق پیدا کند؛ و ظاهرا با اطلاعات من قانع شدند. برخورد مصاحبهکننده آرام و منطقی بود و یکی از ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت تعهد کاری و اخلاق بود.
از روزی که رفتم تا روزی که بهم زنگ زدن یک هفته یا شاید کمتر طول کشید. در بدو ورود جو خیلی خوب و صمیمانه ای کارمندا داشتن. بهم ب فرم دادن و بعد کارشناس ارشد محتوا که ی آقایی بود و ی خانم باهام مصاحبه کردن. کم سوال پرسیدن اما عمقی. برخوردشون خیلی محترمانه بود و من حس خوبی گرفتم. ازم خواستن براشون نمونه کار بفرستم. چند ساعت بعد بهم زنگ زدن و ی تست خواستن که براشون فرستادم. فرداش باهام تماس گرفتن و خواستن که برای جلسه دوم شرکت کنم که خودم نتونستم حاضر بشم بنا بر دلایلی. در کل حرفه ای و خوب بود با اطلاعات برید. بهتره که از دانش کاری خودتون اطلاعات جدید داشته باشین نه روتین. متفاوت خودتونو بیان کنید. مطمئن حاضر باشید. نیازی به شواف نیست. چون مصاحبه کننده ها شخصیت شناسی خوبی دارن ویژگیهایی که براشون مهم بود: ذکر نشد
به طور تماموقت در واحد بازاریابی شرکت مو تن رو کار کردم و کمتر از یک سال بهکارگیری من ادامه داشت؛ آخرین سال همکاریام سال ۱۳۹۹ بود.
در اولین جلسه، به من ۳۰ سوال تستی هوش دادند و گفتند باید در بیست دقیقه پاسخ بدهم. مسئول مصاحبه فنی حضور نداشت، به همین دلیل بخش فنی انجام نشد و تنها مدیرعامل درباره سابقه کارم و اینکه در کارگاه پیشین با چه فناوریها و فریمورکهایی کار کردهام سوال میکرد. به طور کلی رفتارشان حرفهای بود. نتیجه مصاحبه را گفتند که دو روز بعد اعلام میشود و تا به حال خبری نشده و مشخص نیست چه میشود؛ همچنین محل شرکت نسبتا دور بود و در مرکز شهر قرار نداشت. گفتند اگر چند تا از سوالات را قبلتر مطالعه کنم خوب میشود.
مدت زمانی که در موننکو ایران به صورت تماموقت کار میکردم، بین پنج تا ده سال بود و آخرین سال همکاریام سال ۱۳۹۹ بود. تجربهام به لحاظ کارآموزی برای فارغالتحصیلان تازهوارد مناسب بودن، از نظر من اینگونه بود که شرکت بهخاطر شرایط خاص بهعنوان گزینهای برای شروع حرفه، دیده میشد. حضور در آنجا به من نقطهعطفی در مسیر شغلی داد، هرچند با توجه به تجربههای مختلف، برداشت من از «برای تازهفارغالتحصیلان خوب است فقط» تفاوتهایی داشت. برای من، فرصتها و چالشهای مربوط به کار تیمی و پروژههای فنی در این شرکت تجربهای ارزشمند بود که راه را برای گامهای بعدی هموار کرد.
در فضای کاری این شرکت جذابیت خودش را داشت و من را جذب کرده بود. من سه مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم. نخستین جلسه فنی بود که بخشی از آن کتبی بود و از منابع اینترنتی نوشتم، و بخشی دیگر هم گفتوگوی شفاهی که سوالات بیربط زیادی مطرح شد. جلسه دوم با مدیر منابع انسانی بود که درباره شرایط شرکت توضیحاتی ارائه داد و ما به انگلیسی صحبت کردیم. نهایتا جلسه سوم با واحد اداری بود تا مدارک ارائهشده مانند گواهی عدم اعتیاد و سو پیشینه را کپی کنم. به دلیل اینکه نیاز بود گواهی سابقه کار و رضایتنامه شغلی را ارائه دهم و من قادر به تهیه آن نبودم، از ادامه مسیر پشیمان شدم.
در تماس با این شرکت احساس کردم مثل بازجویی وارد اتاق برخورد میکنم و فضایی که ایجاد شده واقعا آزاردهنده بود. حدود چهل دقیقه منتظر ماندم تا در را به روی من باز کنند و وقتی وارد شدند، بازجویی آغاز شد. از من سوالاتی خارج از قرارداد کار معمولی پرسیدند؛ برخی از آنها به حریم شخصی مربوط میشدند، مثلا درباره اجاره خانه، شماره تماس اعضای خانواده و دوستان، پساندازها و اطلاعات مربوط به همکاران سابقم. توضیح دادم چرا چنین اطلاعاتی لازم است، اما پاسخ دادند هدفشان از این پرسشها دقیق بودن است. گفتند گاهی برای پیگیری روابط فردی از کارمندانشان استفاده میکنند، و مثلا اگر یکی از اعضای تیم قبلا با بانک کار میکرده باشد، امکان تماس وجود دارد تا مسیر شغلی شرکت روشن شود. هیچ توضیح مشخصی درباره این فرایند ارائه نکردند. محیط کار به شدت نامناسب و غیر بهداشتی توصیف شد؛ در بدو ورود از درکوچه به یک کانکس بزرگ وارد میشوید و پرسنل در فضا به صورت فشرده نشستند که نفس کشیدن را هم دشوار میکرد. به جای دفتر، حیاط را تغییر کاربری دادهاند تا دفترچهکار را کاهش دهند. عجیبتر این بود که گفتند برای بررسی واکنش به پرسشها باید ماسک را کنار بگذارم. مصاحبه من، یا بهتر است بگو بازجویی، حدود چهل دقیقه طول کشید و با توجه به رزومهام احتمالا از طرف تیم مصاحبه خوشحال شده بودند و از من خواستند همان روز برای مصاحبه دوم هم بیایم. درباره شرایط قرارداد پرسیدم و گفتند ۵۰۰ میلیون تومان بهعنوان سفته از من میگیرند و قرارداد میبندند اما به من قرارداد را تحویل نخواهند داد تا در صورت تخلف بتوانند از مسیر قانونی جلوگیری کنند. این روال را توضیح دادند و گفتند این قانون شرکت است و حق اعتراض وجود ندارد. در طول حضور در شرکت حس میکردم در یک بازداشتگاه هستم و شأن و شخصیت من زیر سؤال میرفت. اگر بخواهم با چنین مجموعهای همکاری کنم، چگونه ممکن است از من سوء استفاده نشود؟ به گفتهی این کاربر، چنین رفتارها و الزامات غیر معمول در این شرکت وجود داشت و تجربهای ناگوار از فضای کار و روند مصاحبه ارائه شد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.