در این شرکت به نظر میرسد که دستمزدها آنطور که انتظار میرود پرداخت نمیشود و حقوق و افزایش حقوق هم مانند سایر کارکنان معمولی است. پایه حقوق طبق قوانین کار محاسبه میشود و فراتر از آن اضافهای دیده نمیشود. سابقههای قبلی درباره پرداخت دورهای حقوق مطرح شده بود، اما منطقا نتیجهای قطعی از آن نگرفتم و به شکل شک به نظر میرسد که وعدههای پرداخت دورهای درست عمل نمیشود. معاونت علمی به روال برگزاری دورهها اهمیت نمیدهد و مدیر شرکت نیز دیدگاه شدیدی مذهبی دارد. در مناسبتهای مختلف عزاداری، به طور مرتب همه چیز به در و دیوار شرکت گره میخورد و برای شرکتهای شرکتکننده حضور در برخی مراسم به صورت اجباری مطرح میشود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سال گذشته تجربهای از مصاحبهای در تهران شیمی دارم که حتی با وجود عدم پذیرش، یکی از بهترین تجربههای من بود. در جلسه با مدیر منابع انسانی، جو خیلی صمیمی و دوطرفه بود و او طوری سوال میپرسید که بتوانم بهتر خودم را نشان دهم و از طرفی نکات جدیدی درباره مسیر شغلیم بفهمم. همچنین آزمونهای روانشناسی که گرفتند به رغم وقتگیر بودن، حس کردم واقعا برای شناخت من و پیدا کردن فرد مناسب برای کار طراحی شده بود. در کنار اینها، برخورد محترمانه تیم منابع انسانی و چیزی که از سبک مصاحبه آن مدیر یاد گرفتم، تجربهای ماندگار برایم ساخته است. اگرچه نتیجه نهایی من نبودم، اما احساس رضایت و قدردانی از فرایند مصاحبه همچنان با من است.
در تجربهای که داشتم، احساس کردم معاونت منابع انسانی به دلیل ارتباط فامیلی با مدیرعامل، جایگاه خود را به صورت نامنظم و بدون تخصص لازم در اختیار گرفته است. به خاطر کمتجربگی و ضعف مدیریتی آنها، رفتار حرفهای نیروها هم به شکل قابل ملاحظهای پایین آمده و این تیم کمتر توانسته نقش مؤثری در ادارهی شرکت ایفا کند. نتیجه اینکه اختیار کار را به دست گرفته و اوضاع را به چالش کشیده است.
من در شرکتی کار میکردم که برای رشد فردی فرصت میدهد و تشویق میکند تا از پتانسیل خود بهره ببرم. فضای کاری دوستانهای داشت و در کنار بحرانهای اقتصادی، توجه خاصی به رفاه نیروهای تیم میکرد.
این افرادی که میان توی این سایت از این شرکت تعریف میکنن همونایی هستن که با روابط و پارتی بازی که از چار چوبهای این شرکت هست با حقوق خوب و ولگردی توی این شرکت صبح تا شب .. موش چال میکنن . از همین تریبون اعلام میکنم اگر برای گول زدن افراد اینکارو میکنید حواله خودتون و عزیزانتون به حضرت ابوالفضل و خدا بزنه به کمرتون . من که توی واحد شبکه بودم کثافت تر از این واحد و شرکت ندیدم به خصوص در پستهای بالاتر از کارشناس
معمولا با وجود تجربهای که دارم میگم، محیط شرکت واقعا قابل قبول بود و تیم فنی و مهندسانش از سطح بالایی برخوردار بودند. حقوق نسبتا مناسب دریافت میشد و فضای کار بههمسویی و دوستانه بود.
برای مدت یک سال در این شرکت فرصت همکاری داشتم و به دلیل مهاجرت، کار را ترک کردم. به نسبت نقدها، به نظر میرسد بیشتر از حالت تحلیلی به احساسات و کینهای بودن اشاره میشود تا بررسی دقیق نقاط ضعف شرکت. در واحد دادهکاوی فعال بودم؛ رئیس واحد و تیمش از نظر فنی اغلب در سطح بالایی بودن و از نظر اخلاقی نیز مشکلی نبود. به طور کلی معاونت نرمافزار جای نامناسبی هم نبود. برای کسی که دنبال ماندن بلندمدت است، شرایط مناسب است اما پر از جابهجاییها و ترکهای شغلی میتواند آزاردهنده باشد. نقطه ضعف شرکت را میتوان در گستره بزرگ بودن آن دید؛ قوانینی که برای هجوم پاسخگویی به نیازهای حدود ۱٬۵۰۰ نفر تدوین میشود، باعث میشود هر درخواست برای مدت زیادی طول بکشد.
خیلی شخمی شخمی بود چارگون به خصوص سرکار خانم سمانه آبدارباشی و جناب آقای امید شریفی
مواجههی من در شرکت آریانیک تجربهای پرتنش بود که با وجود حقوق نسبتا مناسب، فضای کاری به شدت استرسآور و ناخوشایند مینمود. مدیرعامل با لحن تند و رفتار خشن، حتی وقتی کارهای سادهای مثل یادآوری مسائل شخصیاش هم به من محول میشد، احساس میکرد که همه برای خدمت به او هستند و انتظار اطاعت مطلق داشت. ارتباط با رئیس مستقیم هم به گونهای نبود که همگانی و همدلانه باشد و به نظر میرسید رویکردی مرموز و کنترلگرانه دارد. در کل حس میکردم آرامش و امنیت شغلی وجود ندارد و هر روز با فشار و نگرانی دربارهی برخوردهایی همراه بودم. وقتی از محیط خارج شدم، انگار از بند رها شده بودم. با وجود اینکه پرداختی نسبتا مطلوب بود، اجبار برای تحمل بیاحترامی و استرسهای مداوم، ارزش آن تجربه را پایین میآورد.
تجربهای واقعی دارم در نقش کارشناس استقرار. مدیران شرکت در گذشته کارمندانی بودند که برای استقرار SAP دوره دیدند و وقتی زمان شروع به کار آنها فرا رسید، به توگا توهین کردند و شرکت خود را ثبت کردند. این رفتار نشان میدهد که افراد سودجو و بهرهبردار با کارکنان و زیردستانی که شایستهی فرصتهای بهتر هستند چگونه عمل میکنند. با وجود این که توگا به کارکنانش احترام میگذارد و شرایط کاری مناسبی فراهم میکند، آنها به توگا خیانت کردند و برای خودشان کار نکردند، اما انتظار دارند کارمندان با وجود شرایط کاری نامطلوب در شرکت بمانند و به وظایفشان پایبند باشند. به طور کلی باید گفت: یا رب روا مدار که گدا معتبر شود گر معتبر شود زخدا بی خبر شود.
آخرین تجربه من از کار با این شرکت را به نمایش میگذارم: اگر دنبال محیطی با تنش و هیجان هستید، اینجا جای مناسبی است؛ هر هفته خبری از رفتن پلیس به محیط کار میشود و با حضور آژانسهای مسافرتی هم اوضاع پرتنشتر میشود. ابتدا ویزافوری کار میکردم و بعد به حامی مهاجر پیوستم، اما واقعا از هر دو طرف هیچ فایدهای ندیدم و احساس میکنم برخلاف وعدهها عمل میکنند. به نظرم هر دوی آنها به شکلی غیرمسئولانه رفتار میکنند و انگار خانوادگی در این کار دخیلاند. وقتی وارد حامی مهاجر میشوی، باید به دنبال سلامت روانی سختگیرانهای باشی و از هر چیزی بیخیال شوی. از شما سفته میگیرند و همچنین ضامنی میخواهند. اگر تصمیم بگیری واقعا خارج شوی، اوضاع به شکل فاجعهبار و بهنوعی آزاردهندهای پیش میرود و چنین تجربهای را دوست نخواهی داشت. صد البته پیشنهاد نمیکنم به هیچوجه وارد چنین محیطی بشی.
شرکت پیام آوا پردازش را تجربه کردم. به عنوان طراح و پشتیبان سایت با یک شرکت خانوادگی مواجه شدم که اعضای آن عبارتاند از آقای پ.ن و همسرش، و هیچوقت حقوق کارمندان را پرداخت نمیکردند. رفتارهای آنها با مشتریان همواره به دروغ و فریب تبدیل میشد تا پولی که دریافت کردهاند، گردآوری و به سبک نامناسبی خرج شود و هیچ تعهدی را انجام نمیدادند. از نظر اخلاقی و حرفهای کاملا بیاعتماد و غیرقابل اتکا بودند. نکته عجیب این بود که برای ساختن و تقویت برند، کوچکترین تلاش و تلاش فعال را انجام نمیدادند. شرکت از نظر من پر از پروندههای حقوقی و شکایات مشتریان و کارکنان بود و مشکلات مرتبط با بیمه و پرونده مالیاتی نیز داشتند.
مدت حدود چهار سال است که در این شرکت مشغول به کارم و از تجربهام کاملا راضیام. فکور را شرکتی بزرگ و با مزایای فراوان میدانم؛ در مناسبتهای مختلف هدایا میگیرم و تلاش میکنند تا کارکنان را خوشحال و راضی نگه دارند. حقوق نسبت به شرکتهای دیگر مناسب است و امنیت شغلی بالایی وجود دارد. با همکاران ماهر و با تجربهای آشنا میشوم که میتوانند در آیندهی کاری من اثرگذار باشند. به شدت توصیه میکنم مهارتهایتان را تقویت کنید تا بتوانید برای ورود به این شرکت آماده شوید.
من سه سالی میشود در شرکت فکور صنعت فعالیت دارم و به نظر من آنها به پرسنلشان اهمیت زیادی میدهند. هرچند کنترلهای داخل شرکت هم بعضی وقتها جدی است، اما اینجا همواره زمینههای حمایتی زیادی فراهم است. امکان استفاده از مشاوره روانشناسی به صورت رایگان وجود دارد و یک روز در هفته پزشک متخصص میآید؛ علاوه بر آن یک پرستار هم در شرکت حضور دارد و برای کسانی که مشکل جسمی یا آسیب دارند، متخصص آسیبشناسی هم حاضر است. جشن تولد داریم و شرکت هم یا به صورت نقدی هدیه میدهد یا هدیه فیزیکی. همچنین باشگاه ورزشی برای همه کارکنان قابل استفاده است و در کنار آن امکانات و امکانات متفاوت دیگری هم در اختیار ما است.
واقعا بعنوان نیروی قدیمی دوست دارم این اتوبوسی که اومده، با بارش بره، که بزودی امیدوارم اتفاق بیوفته!! اختلاف بخور بخور زیاده، خسته شدیم از این همه حاشیه
دو سالها از عمرم را در نهادی گذراندم که مدیران و معاونانش بهطور سنتی و با اخلاقیاتی نامتوازن عمل میکردند و من هم نتوانستم بهطور درست از حیثیتم دفاع کنم. به خاطر خصیصههای مدیریتی آنان، روش اصلیشان تقویت اعتماد به نفس کادر با هدف کنترل و نشانهگیر کردن شأن کارشناسان بود. مدیرانی که از طریق پارتیبازی و رانت به مقام رسیدند و سابقه کار کارشناسی هم نداشتند، به جای پاسخگویی مسئولانه، با ادعاهای فراوان میخواستند قدرت بیشتر به دست آورند و این رفتارها واقعا زهراخیز بود. تا پایان حرفم را بخوانید. فشارهای بیمورد کاری و استرسهای مداومی که روی کارشناسان میگذاشتند تا در خفا به دنبال پستهای بالاتر و مدارک تقلبی باشند، در واقع به دنبال این بودند که بهنوعی دکتر یا درجهای را بهطور مجازی و با نامهای مختلف به دست آورند. یک بار یکی از آنان که حتی مدرک دکترا هم نداشت، را به عنوان مهندس خطاب کردم و برخوردشان از این بیاحترامی آنقدر شدید بود که متوجه شدم چه فشاری وجود دارد. اگر در تیمشان همصحبت شوی و ظاهر خود را به آنها خوش بیاید و از امتیازات و فرصتهای زبانبازی بهرهمند باشی، احتمالا جای خوبی برایت فراهم میشود. اما اگر واقعا بخواهی کارشناس بمانی، تنها با دشواری و خودخوری روبهرو میشوی.
به شرکت گلدیران بپیوندم حس بدی از اولین تماس با تیم منابع انسانی داشتم و توضیح دادم که تجربهای عملی در همکاری با این مجموعه ندارم. در همان لحظه متوجه شدم فردی که برای مصاحبه اولیه تماس گرفت، برخلاف انتظار از سطح گفتار و رفتار حرفهای فاصله داشت و مکالمه تلفنی را به شکل نامناسبی انجام داد. با وجود اینکه من با سابقهای هش ساله رزومه کاری دارم، نحوه صحبت، بیادبی و بیاحترامی به کارجو را تجربه کردم و این موضوع خیلی نشان داد که چقدر در این سازمان به نیروها ارزش قائل نیستند. بهراستی فهمیدم که چنین فرهنگ سازمانی ناسالم و منفی وجود دارد و ممکن است در طول همکاری هم همین رفتار ادامه داشته باشد. بنابراین از وقت و انرژیام برای چنین فرآیندی صرف نکردم.
ما از اول کار فهمیدم که جو کار اونجا خیلی سخته و به مرور دیدم که مدیریت به شکلی فشارآور عمل میکنه. حقوق پایهای داشتم اما پاداشی که میگرفتیم فقط برای کنترل نیرو و تحقیر بود. برای هر تجربه، گروه تلگرامی اختصاصی با حضور فقط من و مدیرعامل ساخته میشد و هر اشتباهی که میکردم با هشدارهای مداوم مواجه میشدم. مدیرعامل برای هر اشتباه کوچک با هشتگی خاص شوخی نمیکرد و از پاداش کم میشد. لحظه به لحظه کار را زیر نظر داشتند و اگر گزارش من دو دقیقه دیر ارائه میشد، همان جا در گروه تذکر میگرفت. دائم هم تذکر میدادند که تعداد هشتگهای من زیاد است و این آرامش کار را از دست میداد.
مدتی رو اینجا سپری کردم و میخواهم تجربهام را با صداقت بازگو کنم. اگر برای اولین بار وارد بازار کار میشوید، پیشنهاد من این است که به این مجموعه نروید؛ چون خروج از این کار خودش یک فرایند طولانی و دشوار است. وقتی تصمیم به ترک میگیرید باید ردیف سه ماه حقوق را هم کنار بگذارید. در مجموعه، اغلب مدیران ارشد و میانی سطحی قابل قبول از نظر اخلاقی و کارکرد نیستند و فضا بیش از هرچیز حول حاشیهها میچرخد. به لحاظ شخصیتی و حرفهای برای شما سرمایه یا تجربه قابل نتیجهای ایجاد نمیشود. همیشه باید پیگیر حقوقتان باشید و هر ماه هم تعدادی مدیر فروش تازه به تیم اضافه میشوند. فرهنگ سازمانی واقعا پایین است و در زمان قبل از شیوع کرونا اوضاع بهتر بود؛ اکنون شرایط تغییر کرده است.
من سالی است که در این شرکت مشغول به کارم و قصد دارم تجربهام را به زبان خودم بازگو کنم. به گفته این کاربر، همه چیز در این مجموعه با استانداردهای لازم انجام میشود و جذب نیروها براساس مصاحبه فنی و حرفهای صورت میگیرد، و پرداختها هم طبق پیشنهاد حقوقی ارائهشده به هر فرد تعیین میشود تا سقف و کف مشخصی رعایت بشود تا همگان از حرکت درست فرآیندها مطمئن باشند. ذکر میکند که دو تا سه ماه حقوق با تأخیر پرداخت شده، اما بابت این موضوع insists که مشکل از شرکت نیست و به دلیل تأخیری که از جانب هلدینگ بابت پرداخت قراردادها بوده است. فضای کار را کاملا دوستانه توصیف میکند و میگوید همکاران با یکدیگر رفیق هستند. در نهایت نتیجه میگیرد که شرکت خوب است و احترام بین همکاران در اولویت است. از وقتی که وقت گذاشته و متن را خواندهام، سپاسگزارم.
در این شرکت به نظر میرسد که دستمزدها آنطور که انتظار میرود پرداخت نمیشود و حقوق و افزایش حقوق هم مانند سایر کارکنان معمولی است. پایه حقوق طبق قوانین کار محاسبه میشود و فراتر از آن اضافهای دیده نمیشود. سابقههای قبلی درباره پرداخت دورهای حقوق مطرح شده بود، اما منطقا نتیجهای قطعی از آن نگرفتم و به شکل شک به نظر میرسد که وعدههای پرداخت دورهای درست عمل نمیشود. معاونت علمی به روال برگزاری دورهها اهمیت نمیدهد و مدیر شرکت نیز دیدگاه شدیدی مذهبی دارد. در مناسبتهای مختلف عزاداری، به طور مرتب همه چیز به در و دیوار شرکت گره میخورد و برای شرکتهای شرکتکننده حضور در برخی مراسم به صورت اجباری مطرح میشود.
سال گذشته تجربهای از مصاحبهای در تهران شیمی دارم که حتی با وجود عدم پذیرش، یکی از بهترین تجربههای من بود. در جلسه با مدیر منابع انسانی، جو خیلی صمیمی و دوطرفه بود و او طوری سوال میپرسید که بتوانم بهتر خودم را نشان دهم و از طرفی نکات جدیدی درباره مسیر شغلیم بفهمم. همچنین آزمونهای روانشناسی که گرفتند به رغم وقتگیر بودن، حس کردم واقعا برای شناخت من و پیدا کردن فرد مناسب برای کار طراحی شده بود. در کنار اینها، برخورد محترمانه تیم منابع انسانی و چیزی که از سبک مصاحبه آن مدیر یاد گرفتم، تجربهای ماندگار برایم ساخته است. اگرچه نتیجه نهایی من نبودم، اما احساس رضایت و قدردانی از فرایند مصاحبه همچنان با من است.
در تجربهای که داشتم، احساس کردم معاونت منابع انسانی به دلیل ارتباط فامیلی با مدیرعامل، جایگاه خود را به صورت نامنظم و بدون تخصص لازم در اختیار گرفته است. به خاطر کمتجربگی و ضعف مدیریتی آنها، رفتار حرفهای نیروها هم به شکل قابل ملاحظهای پایین آمده و این تیم کمتر توانسته نقش مؤثری در ادارهی شرکت ایفا کند. نتیجه اینکه اختیار کار را به دست گرفته و اوضاع را به چالش کشیده است.
من در شرکتی کار میکردم که برای رشد فردی فرصت میدهد و تشویق میکند تا از پتانسیل خود بهره ببرم. فضای کاری دوستانهای داشت و در کنار بحرانهای اقتصادی، توجه خاصی به رفاه نیروهای تیم میکرد.
این افرادی که میان توی این سایت از این شرکت تعریف میکنن همونایی هستن که با روابط و پارتی بازی که از چار چوبهای این شرکت هست با حقوق خوب و ولگردی توی این شرکت صبح تا شب .. موش چال میکنن . از همین تریبون اعلام میکنم اگر برای گول زدن افراد اینکارو میکنید حواله خودتون و عزیزانتون به حضرت ابوالفضل و خدا بزنه به کمرتون . من که توی واحد شبکه بودم کثافت تر از این واحد و شرکت ندیدم به خصوص در پستهای بالاتر از کارشناس
معمولا با وجود تجربهای که دارم میگم، محیط شرکت واقعا قابل قبول بود و تیم فنی و مهندسانش از سطح بالایی برخوردار بودند. حقوق نسبتا مناسب دریافت میشد و فضای کار بههمسویی و دوستانه بود.
برای مدت یک سال در این شرکت فرصت همکاری داشتم و به دلیل مهاجرت، کار را ترک کردم. به نسبت نقدها، به نظر میرسد بیشتر از حالت تحلیلی به احساسات و کینهای بودن اشاره میشود تا بررسی دقیق نقاط ضعف شرکت. در واحد دادهکاوی فعال بودم؛ رئیس واحد و تیمش از نظر فنی اغلب در سطح بالایی بودن و از نظر اخلاقی نیز مشکلی نبود. به طور کلی معاونت نرمافزار جای نامناسبی هم نبود. برای کسی که دنبال ماندن بلندمدت است، شرایط مناسب است اما پر از جابهجاییها و ترکهای شغلی میتواند آزاردهنده باشد. نقطه ضعف شرکت را میتوان در گستره بزرگ بودن آن دید؛ قوانینی که برای هجوم پاسخگویی به نیازهای حدود ۱٬۵۰۰ نفر تدوین میشود، باعث میشود هر درخواست برای مدت زیادی طول بکشد.
خیلی شخمی شخمی بود چارگون به خصوص سرکار خانم سمانه آبدارباشی و جناب آقای امید شریفی
مواجههی من در شرکت آریانیک تجربهای پرتنش بود که با وجود حقوق نسبتا مناسب، فضای کاری به شدت استرسآور و ناخوشایند مینمود. مدیرعامل با لحن تند و رفتار خشن، حتی وقتی کارهای سادهای مثل یادآوری مسائل شخصیاش هم به من محول میشد، احساس میکرد که همه برای خدمت به او هستند و انتظار اطاعت مطلق داشت. ارتباط با رئیس مستقیم هم به گونهای نبود که همگانی و همدلانه باشد و به نظر میرسید رویکردی مرموز و کنترلگرانه دارد. در کل حس میکردم آرامش و امنیت شغلی وجود ندارد و هر روز با فشار و نگرانی دربارهی برخوردهایی همراه بودم. وقتی از محیط خارج شدم، انگار از بند رها شده بودم. با وجود اینکه پرداختی نسبتا مطلوب بود، اجبار برای تحمل بیاحترامی و استرسهای مداوم، ارزش آن تجربه را پایین میآورد.
تجربهای واقعی دارم در نقش کارشناس استقرار. مدیران شرکت در گذشته کارمندانی بودند که برای استقرار SAP دوره دیدند و وقتی زمان شروع به کار آنها فرا رسید، به توگا توهین کردند و شرکت خود را ثبت کردند. این رفتار نشان میدهد که افراد سودجو و بهرهبردار با کارکنان و زیردستانی که شایستهی فرصتهای بهتر هستند چگونه عمل میکنند. با وجود این که توگا به کارکنانش احترام میگذارد و شرایط کاری مناسبی فراهم میکند، آنها به توگا خیانت کردند و برای خودشان کار نکردند، اما انتظار دارند کارمندان با وجود شرایط کاری نامطلوب در شرکت بمانند و به وظایفشان پایبند باشند. به طور کلی باید گفت: یا رب روا مدار که گدا معتبر شود گر معتبر شود زخدا بی خبر شود.
آخرین تجربه من از کار با این شرکت را به نمایش میگذارم: اگر دنبال محیطی با تنش و هیجان هستید، اینجا جای مناسبی است؛ هر هفته خبری از رفتن پلیس به محیط کار میشود و با حضور آژانسهای مسافرتی هم اوضاع پرتنشتر میشود. ابتدا ویزافوری کار میکردم و بعد به حامی مهاجر پیوستم، اما واقعا از هر دو طرف هیچ فایدهای ندیدم و احساس میکنم برخلاف وعدهها عمل میکنند. به نظرم هر دوی آنها به شکلی غیرمسئولانه رفتار میکنند و انگار خانوادگی در این کار دخیلاند. وقتی وارد حامی مهاجر میشوی، باید به دنبال سلامت روانی سختگیرانهای باشی و از هر چیزی بیخیال شوی. از شما سفته میگیرند و همچنین ضامنی میخواهند. اگر تصمیم بگیری واقعا خارج شوی، اوضاع به شکل فاجعهبار و بهنوعی آزاردهندهای پیش میرود و چنین تجربهای را دوست نخواهی داشت. صد البته پیشنهاد نمیکنم به هیچوجه وارد چنین محیطی بشی.
شرکت پیام آوا پردازش را تجربه کردم. به عنوان طراح و پشتیبان سایت با یک شرکت خانوادگی مواجه شدم که اعضای آن عبارتاند از آقای پ.ن و همسرش، و هیچوقت حقوق کارمندان را پرداخت نمیکردند. رفتارهای آنها با مشتریان همواره به دروغ و فریب تبدیل میشد تا پولی که دریافت کردهاند، گردآوری و به سبک نامناسبی خرج شود و هیچ تعهدی را انجام نمیدادند. از نظر اخلاقی و حرفهای کاملا بیاعتماد و غیرقابل اتکا بودند. نکته عجیب این بود که برای ساختن و تقویت برند، کوچکترین تلاش و تلاش فعال را انجام نمیدادند. شرکت از نظر من پر از پروندههای حقوقی و شکایات مشتریان و کارکنان بود و مشکلات مرتبط با بیمه و پرونده مالیاتی نیز داشتند.
مدت حدود چهار سال است که در این شرکت مشغول به کارم و از تجربهام کاملا راضیام. فکور را شرکتی بزرگ و با مزایای فراوان میدانم؛ در مناسبتهای مختلف هدایا میگیرم و تلاش میکنند تا کارکنان را خوشحال و راضی نگه دارند. حقوق نسبت به شرکتهای دیگر مناسب است و امنیت شغلی بالایی وجود دارد. با همکاران ماهر و با تجربهای آشنا میشوم که میتوانند در آیندهی کاری من اثرگذار باشند. به شدت توصیه میکنم مهارتهایتان را تقویت کنید تا بتوانید برای ورود به این شرکت آماده شوید.
من سه سالی میشود در شرکت فکور صنعت فعالیت دارم و به نظر من آنها به پرسنلشان اهمیت زیادی میدهند. هرچند کنترلهای داخل شرکت هم بعضی وقتها جدی است، اما اینجا همواره زمینههای حمایتی زیادی فراهم است. امکان استفاده از مشاوره روانشناسی به صورت رایگان وجود دارد و یک روز در هفته پزشک متخصص میآید؛ علاوه بر آن یک پرستار هم در شرکت حضور دارد و برای کسانی که مشکل جسمی یا آسیب دارند، متخصص آسیبشناسی هم حاضر است. جشن تولد داریم و شرکت هم یا به صورت نقدی هدیه میدهد یا هدیه فیزیکی. همچنین باشگاه ورزشی برای همه کارکنان قابل استفاده است و در کنار آن امکانات و امکانات متفاوت دیگری هم در اختیار ما است.
واقعا بعنوان نیروی قدیمی دوست دارم این اتوبوسی که اومده، با بارش بره، که بزودی امیدوارم اتفاق بیوفته!! اختلاف بخور بخور زیاده، خسته شدیم از این همه حاشیه
دو سالها از عمرم را در نهادی گذراندم که مدیران و معاونانش بهطور سنتی و با اخلاقیاتی نامتوازن عمل میکردند و من هم نتوانستم بهطور درست از حیثیتم دفاع کنم. به خاطر خصیصههای مدیریتی آنان، روش اصلیشان تقویت اعتماد به نفس کادر با هدف کنترل و نشانهگیر کردن شأن کارشناسان بود. مدیرانی که از طریق پارتیبازی و رانت به مقام رسیدند و سابقه کار کارشناسی هم نداشتند، به جای پاسخگویی مسئولانه، با ادعاهای فراوان میخواستند قدرت بیشتر به دست آورند و این رفتارها واقعا زهراخیز بود. تا پایان حرفم را بخوانید. فشارهای بیمورد کاری و استرسهای مداومی که روی کارشناسان میگذاشتند تا در خفا به دنبال پستهای بالاتر و مدارک تقلبی باشند، در واقع به دنبال این بودند که بهنوعی دکتر یا درجهای را بهطور مجازی و با نامهای مختلف به دست آورند. یک بار یکی از آنان که حتی مدرک دکترا هم نداشت، را به عنوان مهندس خطاب کردم و برخوردشان از این بیاحترامی آنقدر شدید بود که متوجه شدم چه فشاری وجود دارد. اگر در تیمشان همصحبت شوی و ظاهر خود را به آنها خوش بیاید و از امتیازات و فرصتهای زبانبازی بهرهمند باشی، احتمالا جای خوبی برایت فراهم میشود. اما اگر واقعا بخواهی کارشناس بمانی، تنها با دشواری و خودخوری روبهرو میشوی.
به شرکت گلدیران بپیوندم حس بدی از اولین تماس با تیم منابع انسانی داشتم و توضیح دادم که تجربهای عملی در همکاری با این مجموعه ندارم. در همان لحظه متوجه شدم فردی که برای مصاحبه اولیه تماس گرفت، برخلاف انتظار از سطح گفتار و رفتار حرفهای فاصله داشت و مکالمه تلفنی را به شکل نامناسبی انجام داد. با وجود اینکه من با سابقهای هش ساله رزومه کاری دارم، نحوه صحبت، بیادبی و بیاحترامی به کارجو را تجربه کردم و این موضوع خیلی نشان داد که چقدر در این سازمان به نیروها ارزش قائل نیستند. بهراستی فهمیدم که چنین فرهنگ سازمانی ناسالم و منفی وجود دارد و ممکن است در طول همکاری هم همین رفتار ادامه داشته باشد. بنابراین از وقت و انرژیام برای چنین فرآیندی صرف نکردم.
ما از اول کار فهمیدم که جو کار اونجا خیلی سخته و به مرور دیدم که مدیریت به شکلی فشارآور عمل میکنه. حقوق پایهای داشتم اما پاداشی که میگرفتیم فقط برای کنترل نیرو و تحقیر بود. برای هر تجربه، گروه تلگرامی اختصاصی با حضور فقط من و مدیرعامل ساخته میشد و هر اشتباهی که میکردم با هشدارهای مداوم مواجه میشدم. مدیرعامل برای هر اشتباه کوچک با هشتگی خاص شوخی نمیکرد و از پاداش کم میشد. لحظه به لحظه کار را زیر نظر داشتند و اگر گزارش من دو دقیقه دیر ارائه میشد، همان جا در گروه تذکر میگرفت. دائم هم تذکر میدادند که تعداد هشتگهای من زیاد است و این آرامش کار را از دست میداد.
مدتی رو اینجا سپری کردم و میخواهم تجربهام را با صداقت بازگو کنم. اگر برای اولین بار وارد بازار کار میشوید، پیشنهاد من این است که به این مجموعه نروید؛ چون خروج از این کار خودش یک فرایند طولانی و دشوار است. وقتی تصمیم به ترک میگیرید باید ردیف سه ماه حقوق را هم کنار بگذارید. در مجموعه، اغلب مدیران ارشد و میانی سطحی قابل قبول از نظر اخلاقی و کارکرد نیستند و فضا بیش از هرچیز حول حاشیهها میچرخد. به لحاظ شخصیتی و حرفهای برای شما سرمایه یا تجربه قابل نتیجهای ایجاد نمیشود. همیشه باید پیگیر حقوقتان باشید و هر ماه هم تعدادی مدیر فروش تازه به تیم اضافه میشوند. فرهنگ سازمانی واقعا پایین است و در زمان قبل از شیوع کرونا اوضاع بهتر بود؛ اکنون شرایط تغییر کرده است.
من سالی است که در این شرکت مشغول به کارم و قصد دارم تجربهام را به زبان خودم بازگو کنم. به گفته این کاربر، همه چیز در این مجموعه با استانداردهای لازم انجام میشود و جذب نیروها براساس مصاحبه فنی و حرفهای صورت میگیرد، و پرداختها هم طبق پیشنهاد حقوقی ارائهشده به هر فرد تعیین میشود تا سقف و کف مشخصی رعایت بشود تا همگان از حرکت درست فرآیندها مطمئن باشند. ذکر میکند که دو تا سه ماه حقوق با تأخیر پرداخت شده، اما بابت این موضوع insists که مشکل از شرکت نیست و به دلیل تأخیری که از جانب هلدینگ بابت پرداخت قراردادها بوده است. فضای کار را کاملا دوستانه توصیف میکند و میگوید همکاران با یکدیگر رفیق هستند. در نهایت نتیجه میگیرد که شرکت خوب است و احترام بین همکاران در اولویت است. از وقتی که وقت گذاشته و متن را خواندهام، سپاسگزارم.