واقعا آسیاتک اصلا جای خوبی براب کار نیست،مدیرهاش اکثرا روی مخ هستند فقط بلدند با روح و روان آدم بازی کنند،درسته حقوق سر وقت میدن اما کردار آدم رو در میارن،همیشه هرجای شرکت باشی تحت کنترل هستی ،هم دوربین هم ضبط صدا بجز سرویس بهداشتی همه جا دوربین داره بخدا من یکساله هستم تمام موهای سرم سفید شده.خدا ازشون نگذره ،خدا کنه موفق نباشن
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من دیجی کالا کارشناس پشتیبانی بودم چون دیدم مجدد داره نیرو میگیره میگم مراحل مصاحبه حرفع ای هست و آنلاین لپ تاپت هم چک میکنن باید قوی باشه که لگ نده بعد که میری برای آموزش یک هفته از ۸ صبح تا ۴ عصر باید پای لپ تاپ باشی هر روزم پنج تا تست از آموزش های روز گذشته ازت میگیرن سیستم ها و آموزش هایی که باید باهاش آشنا بشی فق العادهههههه سخته رویه های خیلی زیادی رو باید تو مدت کوتاهی حفظ کنی و کار با سیستمشون رو یاد بگیری هفته دوم میری آموزش عملی بعدش کیو سی کل تماس هاتون رو گوش میده ببینم فحش بخوری آروم میشینی و فقط بگی بله درسته حق با شماست معذرت میخوام یانه خلاصه بعد باهزار منت میگن قبول شدی بعدش دسترسی ات میاد و میری داخل تیم و یه قرارداد یماهه میبندن باهات امنیت شغلی نداری واقعا حالا گروهت اونجا عین یه زندان واقعی هست بیست دقیقه وقت داری در کل روز برای ناهار اونم حتی بخوای بری دسشوی باید صبر کنی هم تیمی ات که رفته رست برگرده بعدم سیل سوالات شروع میشه بنظرم یه ربات هم نمیتونه تو یه هفته این همه رویه حفظ کنه و حتما حتما براش سوال پیش میاد ولی جرات داری از تیم هد تو گروه جبر سوال بپرسی جوری جلوی بقیه قهوه آیت میکنه که خنگی و رویه هارو مسلط نیستی از زندگی ناامید میشی بعد این درحالیکه مشتری صد هزار چیز از دیجی کالا خریده و تو باید اندازه ده میلیون تحقیر شی تا راضیش کنی بخاطر کوتاهی یه تیم دیگه اگه آدم نسبت با عزت نفس و با ادبی باشین شنیدن این حرفا نابودتون میکنه چون خیلی راحت فحش میدن و تو حتی حق نداری تماس قطع کنی… این روال کلی بود اما محاسنش تو دیجی کالا کار میکنی و اسم بزرگی داره ، همه چیز واقعا منظم هست همه چیز، مزایای خوبی داره هدیه متاسبتی داره، حقوق ها واقعا منظم اما کم حدود ۱۳، بیمه و بیمه تکمیلی، بجز تیم هد ها رفتار بقیه واقعا خوبه، ساعت های کاریت منظم و خارج از برنامه نمیگن بیا اگر نیاز باشه تو گروه کلی پیام میدن کم میخوان و اضافه کاری داره اگه بیای، بجز بعضی از تیم هد ها همه احترامتون رو نگه میدارن من همه چیزشو دوست داشتم بجز سخت بودن سیستمش و اینکه روانم نمیکشید هر روز صد و بیست سی نفر فحش بدن و مسئولیت های زیادی هم میدن بخور و بخواب نیست عین هشت ساعت باید کار کنی علاوه بر تماس باید بری کلی هم تسک بزنی
کلاً قطار از توسن خالی کرده دیجی پی! داستان چیه. کلاً قطار از توسن خالی کرده دیجی پی! داستان چیه. کلاً قطار از توسن خالی کرده دیجی پی! داستان چیه کلاً قطار از توسن خالی کرده دیجی پی! داستان چیه. کلاً قطار از توسن خالی کرده دیجی پی! داستان چیه. کلاً قطار از توسن خالی کرده دیجی پی! داستان چیه. کلاً قطار از توسن خالی کرده دیجی پی! داستان چیه.
پارسیان حساب بیش از ۱۷ سال در زمینه حسابداری فعال میباشد و طبیعتا وقتی اسمی برند و خب طبیعیه که بعد از این همه سال حالا چندتا کامنت منفی که هدفشون تحقیر و توهین به شهرته قید کنند این کامنت های منفی تو این سایت واسه خیلی اسم برندهای مشهور تو ایران گذاشته شده
شرکت وب وان را تجربه کردم و از برخورد کارکنان و کیفیت خدماتش رضایت نداشتم. مدیریت شرکت را بهشدت ناکارآمد دیدم و احساس کردم هماهنگی داخلی بین واحدها وجود ندارد. پاسخگویی تلفنی هم ارائه نشد و به تاثیر منفی روی تصمیمهای من انجامید. بهطور کلی فکر میکنم هر سرویس این شرکت را که استفاده کنید، احتمالا پشیمان خواهید شد و من بدترین تجربه را از یک شرکت خدماتی تا الان داشتم.
باورم این است که برداشت نادرست مفهوم سابقه مدیریتی مدیرعامل، به وضوح در اینجا مشاهده میشود و لازم است روشن کنم که سابقه مدیریتی الزامی ندارد مدیرعامل بودن باشد؛ بلکه دامنهای از مسئولیتهای مدیریتی در سطوح مختلف سازمانی را در بر میگیرد که در بسیاری از نهادهای بزرگ بانکی و فناوری، از سطوح پایینتر آغاز میشود. به علاوه، ادعای مطرحشده بهسادگی قابل راستیآزمایی است و از سوابق رسمی و عمومی سرچشمه میگیرد. قضاوتهای شخصی و مطرح کردن ادعاهای بدون پایه نمیتواند به گفتوگوی حرفهای کمکی کند.
احساس کردم وضع شرکت خیلی نامناسب است و تجربهی من واقعا تأسفبار بود. در روز مصاحبه، وقتی نوبت من شد، مسئول مصاحبهکننده ظاهر آرامی داشت اما به محض ورود، رفتارش طوری بود که انگار هیچ چیزی درست حسابی در جریان نیست. طول کشیدن مصاحبه بیش از حد انتظار شد و حتی وقتی ایشان وارد اتاق شد، ظاهرش گویی درگیر کارهای دیگر بود و با بیتوجهی صحبتهای من را قطع میکرد. فضای ساختمان هم به هیچ عنوان تمیز نبود؛ بوی نامطبوعی به کل طبقه پخش شده بود که واقعا ناراحتم کرد و حتی بوی سرویس بهداشتی هم به فضا میپیچید که احتمالا به دلیل باز بودن درها بود. در ضمن ورودی شرکت هم نامرتب و کثیف به نظر میرسید و این نکته هیچ کمکی به حس اولیهی من از شرکت نکرد. به طور کلی احساس کردم فضای فیزیکی و روند مصاحبه، هیچکدام چیز قابل قبولی نبودند و پیشنهاد نمیکنم حتی برای یک جلسهی کوتاه مصاحبه هم به آنجا مراجعه کنید.
سلام در پاسخ به دوستی که نوشته یک اتوبوس از کارآفرین اومده بانک شهر بگم که نظرت کاملا درسته ولی یکی از رفیق های شفیق شون که امریه سربازی بود دکتر حمید ع. د . ل. د. س. ت نتونست باهاشون بیاد هلدینگ بانک شهر و گفت مجبورم تا آخر سربازیم بمونم کارآفرین ولی تو همین کارآفرین هم مدیرعامل قبلی که الان با اتوبوس اومده بانک شهر قبلا این یارو را باخودش آورده بود کارآفرین و به خاطر سربازیش از اتوبوس بانک شهر جاموند اینو بگم که محیط کارآفرین را به گند کشونده دوست و رفیق های خودش را آورده که بیشتر تو اتاق بازی هستند و هیچ خروجی ندارند و برای خودشون اضافه کاری و پاداش رد می کنند خیلی شخصیت ترسو و حسود و پاچه خواری داره و چشم دیدن بقیه مدیرها و بقیه واحدها را نداره هرکسی هم که تو تیم خودش نباشه و از بیرون اومده باشه یا تو تیم یک مدیر دیگه باشه سریع از ترسش شروع می کنه به زیر آب زنی که مبادا بیاد جاش را بگیره مخصوصا اگر بفهمه سابقه و سواد. بیشتری نسبت به خودش داره تمام وقتش هم داره به پروژه های شخصیش میگذرونه و به مدیرعامل شرکت های هلدینگ کارآفرین باج میده تا نندازنش بیرون خلاصه خیلی ها منتظرند تا سربازی این مردتیکه تمام بشه تا از کارآفرین گورش را گم کنه و بره
نکته قابل توجه اینه که یه سری افراد دستمال دور بشقاب هستند که برای چاپلوسی اومدن به دروغ تعریف کردن و به به گفتن. به شرافتم قسم میخورم تمام حرفایی که زده شده کاملا درست بوده. شرکتی که تماما در حال چک کردن دوربین هستند حتی نمیتونی لحظه ای راحت باشی. وگرنه جریمه هایی میکنند که فقط بیماران روانی میتونن همچین کارایی کنند . خلاصه این شرکت از ریشه خرابه ولی خیلی به ندرت افراد سالم و متشخص و مثبت میتونید تو این سازمان پیدا کنید
سالهاست که با تیم دیجیآلفا همکاری میکنیم تا پلتفرم معاملاتی خودمون رو راهاندازی کنیم و در این سه ماه اخیر شاهد پایداری و امنیت بالای سیستم بودیم. با توجه به حضور در امارات و الزام به رعایت استانداردهای VARA، امنیت و ثبات هسته معاملاتی و کیف پولها برای ما اهمیت زیادی داشت و در این مدت بدون هیچ مشکلی بهخوبی عمل کردهاند. تحویل سیستم طبق توافق انجام شد و تیم فنی در مراحل راهاندازی و پشتیبانی با ما همکاری قابل قبولی داشت. رویکرد امنیتمحور تیم باعث شد بخشهای مختلف با دقت بیشتری توسعه داده شوند که برای یک پلتفرم زیر نظارت رگولاتوری، نکتهی مثبتی بهحساب میآید. در مجموع تجربه همکاری تا این مرحله مثبت بوده و از عملکرد فنی سیستم رضایت دارم.
در اینجا من از دیدگاه یک کارمند سابق تلاش میکنم تجربهای با طنین انتقادی را بازگو کنم، به شکلی دقیق اما با لحنی آرام و روشن. مدیرعامل شرکت بهنظر بیش از چهل سال سن دارد و با این وجود ادعا میکند که حدود بیستوپنج تا بیستو شش سال تجربه مدیریتی دارد؛ اینکه از بیستو سه سالگی مدیری بوده باشد را باور نمیکنم. گاه با رفتار فعالانهای که از او میبینم، همان طور که او خودش را معرفی میکند، تفاوت زیادی بین گفتهها و واقعیتها احساس میشود و رفتارهای او گاه شایسته تلقی نمیگردد. انتظار دارم به جای انتشار نظرهای دستاول یا پاسخهای کوتاه، مقداری به یادگیری مدیریت عملی بپردازد تا بتواند نرخ نگهداشت پرسنل و خروج نیروها را بهبود بدهد و آن را بهبود ثابتتری نشان دهد. نکتهای که به ذهنم میرسد این است که اینجا به نظر میرسد فرهنگ سازمانی چندان سالم نیست و احترام متقابل بین اعضا و همچنین با مدیران وجود ندارد. اینکه از بعضی پاسخها به عنوان راهی برای ابراز وجود استفاده میشود، حس ناخوشایندی ایجاد میکند و بهطور کلی اعتماد کمتری را نسبت به محیط کار ایجاد میکند. بهعنوان یکی از اعضای تیم، خواهان شفافیت و رفتار حرفهایتر از طرف رهبری هستم تا انگیزه و تمایل به همکاری در بین کارکنان حفظ شود و از بروز ناامیدی و ترک کار جلوگیری گردد.
پی بردن به اینکه با کندا ایده همکاری کنم برای من تجربهای آرام و مثبت بود، حالا که از اون محیط جدا شدم، بیشتر به این نتیجه رسیدم. قبل از ورود به شرکت، از وضعیت و آیندهی شغلم نگران بودم چون تازه از مپنا خارج شده بودم و این موضوع ذهنم رو مشغول کرده بود. فضای کاری خیلی خوب بود و برخوردها با همکاران صمیمی و دوستانه بود؛ همکاری تیمی و روحیه جوانی که در شرکت حاکم بود، خیلی ملموس بود. رابطه با مدیریت بهویژه با مدیران ارشد آسان بود و افرادی که در مجموعه بودن همواره در دسترس بودند. برای من که از یک شرکت بزرگتر آمده بودم، اولش شوکی داشتم اما به مرور جا افتادم و حس خوب محیط را تجربه کردم. روزی که به دلیل بارداری از شرکت جدا شدم نیز رفتار محترمانهای داشتند و حتی برای خداحافظی مراسم کوچیکی برگزار کردند. باید گفت هر جا کسی کار کند، نقاط منفی هم وجود دارد، اما باید به جنبههای مثبت و شرایطی که شرکت فراهم میکند نگاه کرد. به نظر من، اینکه شرکت با ۱۵۰ نفر پرسنل، چندین سال بالا مانده، واقعا نشانهای از ثبات است.
تمام نکات منفی که ثبت شده تماما صادقانه ودرست میباشد متاسفانه محیط شرکت به طور فزاینده ای چاپلوسی و ادم فروشی میباشد نبود مدیریت مناسب-مدیریت به سبک مصریان و فئودالیسم ارباب و برده -عدم امنیت شغلی شدید-عدم رسیدگی به زندگی به دلیل مشغله کاری زیاد- اگر دوست دارید به عنوان یک انسان غیرمعمول و تبدیل به یک فرد بیمار شوید به این شرکت مراجعه کنید
سلام وقتتون بخیر ۳ سال در شرکت کروز مشغول به کاربودم شرکت خوبیه کارتو درست انجام بدی کسی باهات کاری نداره اضافه کار اصلا اجباری نیست مدرک تحصیلی بالا داشته باشی جای پیشرفت داره ، قسمت های تولید کار فشرده سخته ولی اگه قسمت انبار استخدام بشید خیلی بهتره راحتره درکل نسبت به خیلی از شرکتا بهتره۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
باور کنید که هر روز از شش صبح تا هشت شب کار میکردم و فقط برای حقوقی ناقابل پانزده تومن میگرفتم. اگر حضوری بیایید کارخانه را سر بزنید، شاید حقوقتان بیشتر باشد؛ اما برای من همان پانزده تومن شد، هرچند سابقه کارم را هم در نظر میگرفتند، بنظر نمیرسید تفاوت زیادی باشد. اخلاقا گفتن چنین حقیقتی هم سخت است و واقعا رفتار مناسبی نیست. با وجود این، چنین وضعی انگار در همهجا رایج است و اکثر کارگاههای اطراف چنین بردداری نوینی را تجربه میکنند.
در این کارخونه صدا به قدری بالاست که چند هفته هم که بگذرد، تنها با مصرف قرص سردرد میتوان رو غرور دوام آورد. درآمد زیر خطخاب وزارت کار است و با این سطح حقوق نمیشود زندگی کرد. مصاحبههای فراوان انجام میشود اما استخدام اتفاق نمیافتد؛ فقط مردم را میکشونن آنجا و بعد رد میکنند. کارگران بهسرعت دوچار جابجایی میشوند و امنیت شغلی وجود ندارد؛ حقوق مأخوذ هم فقط حدود پانزده میلیون تومان است. اعضای بالادستی که پشت شیشه نشستهاند، اخلاقشان چندان خوب نیست و بهطور کلی فضاهای کارخانهها به نوعی بردهداریشان را نشان میدهد. تصمیم با خودتان است که چطور دوست دارید؛ بنظرم بهتر است کسبوکار خودتان را به دست بگیرید.
با منصفانهترین نگاه فنی به مصاحبه برخورد کرد و از من میخواستم رزومه را دقیقتر بخواند، اما این کار را به درستی انجام نداد. برخورد دفتری و کلامیشان به زبان بازاری و گفتمان عمومی شبیه بود و این موضوع در گفتارشان روشن بود. باورشان درباره مدرک DBA من این بود که به نوعی کلاهبرداری از جانب من و کسانی که در دورههای کاربردی شرکت کردهاند، تلقی میشود، در حالی که چنین دورههایی از سوی ارائهدهندگان معتبر برگزار میشود. با این وجود رفتارشان آرام و محترمانه بود. اما از منظر من، نگاه سازمانی و سبک رهبریشان به اندازهای که انتظار داشتم، همسو با مفهوم خلق مشترک و رهبری جمعی نبود. به نظر میرسید گرایششان به مدل مدیرمحور با اولویتبندی وظیفهای و ساختارهای رسمی بیشتر است تا رویکردی سازمانی و تعاملات همافزا. گمان من این است که برای برخی پوزیشنها به دنبال افراد با حقوق پایه کمتر و تجربهی گسترده در حوزههای مختلف هستند که به جای کار در قالب تیم یا مدیر واحد، از منتور و مشاور با تخصصهای مشخص بهره ببرند. به هر حال شخصیت، سابقه و صلاحیت هر فرد برای مدیریت تیم و هدایت مجموعه باید از طریق ارزیابی عمیقتری سنجیده شود، نه تنها از طریق خواندن رزومه و مرور استانداردها.
برای کارشناس سئو رفتم مصاحبه بعد کسی که اومد با من صجبت کنه مدیر مارکتینگ و سئو بود و از صحبتاش معلوم بود هیچی از سئو نمیدونست من بیشتر از اون خانم بلد بودم 🤣🤣 زیاد شرکت جالبی نبود چون کسی که میاد باید از صفر شروع کنه چون اصلا روی سئوشون کار نکردن و همش قراره گردن یک نفر بیفته چون چیزی که فهمیدم نیروی خاصی برای تولید محتوا و این موارد ندارند. و تاکید داشتن رو امریه چون شرکت فقط میخواد سرباز امریه بگیره که پول کمتر بهش بده و مثل چی ازش کار بکشند. من امریه رو بیخیال شدم برای این شرکت چون معلومه دهنتو قراره سرویس کنند.
هر بار که با ازکی تماس میگرفتم، احساس میکردم که فرایند استخدام بیش از هر چیز بیثبات و بیاعتماد است. در مصاحبه فرانت، تجربهام نشان داد که منابع انسانی شرکت به شدت بینظماند و هیچ پیگیری مشخصی انجام نمیشود. یک نفر از تیم تماس گرفت و قرار مصاحبه گذاشت، اما خبری نشد. نفر دیگری هم زنگ زد و از اینکه من در مصاحبه حضور پیدا نکردم شکایت کرده بود، هرچند خودش هیچ توضیحی ارائه نکرد. به نظر میرسد مشکلات ارتباطی و پیگیری در سطح بالایی وجود دارد. رفتار برخی کارکنان را نمیتوان نادیده گرفت و با وجود برخورد محترمانه، واقعا احساس عدم مدیریتی در این فرایند میکردم. همچنین ازکی وام هم ارائه میشود یا وعدههایی در این زمینه مطرح میشود که در نهایت عملی نمیشود. در مجموع، تجربه من از این فرایند استخدام با تردید و تأسف همراه بود.
بنده در پارسیان حساب کاراموزی موفقی داشتم در پروژه های مالیاتی روی دفاتر پلمپ و نرم افزارها و … با بنده کار شد و از طرف این موسسه در یک شرکت به عنوان حسابدار با حقوق ۲۵ تومان مشغول به کار هستم و همچنان ادامه تحصیل میدهم از لحاظ تئوری هم خیلی ایراد داشتم که تماما برطرف شد و در حال حاضر خیلی راحت تر واحد های دانشگاهیمو پاس میکنم
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.