سلام من در شرکت از فروردین ۱۴۰۳ تا اخر تیرماه ۱۴۰۴ کار کردم و اعتراف میکنم که تو این یک سال همه چی یاد گرفتم که تاحالا بلد نبودم مدیرعامل سخت گیر و منظم و منصفی داره خانمشون که رییس هیات مدیره هستن خیلی تو کارام به من کمک کردن و وقتی اعتمادشونو جلب کنی خیلی همه جوره هواتو دارن من به خاطر دخترم مجبور شدم استعفا بدم ولی همه جوره سعی کردم که تجربیات خودم و به نفر بعدی بدم که به مشکل نخوره هرکس دوست داره تجربه و رزومه کاریش قوی بشه تو این شرکت کار کنه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبه شغلی حسابدار سفارشات خارجی به شرکت سوپرپایپ اینترناشنال رفتم و با یک خانم مصاحبهکننده برخورد کردم. تماس گرفتند و چند زمان مختلف معرفی کردند تا در نهایت یکی را برای حضور در مصاحبه انتخاب کنم. ارسال لوکیشن هم به صورت پیامک و هم ایمیل بود. کارکنان پذیرش، بهخصوص نگهبان، خیلی مهربان و محترمانه رفتار کردند. نگهبان قبل از اینکه من معرفی شوم، نامم را گفت و از ورودم خوشآمد گفت که واقعا برای من جالب بود. بعدا فهمیدم که هماهنگی نام و زمان حضور با نگهبانی انجام میشود. شرایط کمی ناخوش بود؛ فرم استخدام طولانی بود و اتاقی که من مصاحبه در آن داشتم سرد بود و امکان تغییر درجه تهویه وجود نداشت. صدای بلند طبقه مصاحبه هم آزاردهنده بود. مصاحبهگر دقیقا سر وقت آمد و ابتدا روند مصاحبه را توضیح داد. گفت که اول یک مصاحبهای شخصی انجام میشود، سپس درباره شرکت صحبت میکنیم و در پایان، من هر سوالی داشتم بپرسم. من هم همین کار را کردم. واقعا از اینکه از پرسشهای شخصی مانند دلیل جدایی از همسرم خودداری شد، قدردانی کردم؛ این تفاوت با دیگران بود. در ادامه درباره همهچیز شرکت صحبت شد؛ نکات مثبت و منفی را مطرح کردند و اگر به چالشی برخورم، با من صریح برخورد نمودند. برای نمونه گفتند که سفته میگیرند و من مشکلی با این موضوع ندارم. برخورد روشن و صادقانهشان برایم جالب بود. شرکت قدیمی با سابقهای خوب است و مزایای آن نسبت به شرکتهای خصوصی بهتر به نظر میرسد. فعلا منتظر پاسخایشانم و در عین حال گزینههای دیگر هم بررسی میکنم.
سلام، من تجربه خود را از همکاری به اطلاع شما می رسانم، بهتر است بدانید که برخی از تجربه های قید شده، تجربه افراد نا متعادل و روانیست که حاصل زحمات همکاران خود را به باد داده و بنده شاهد جلسات ناخوشایندی بوده ام که البته اگر جانب انصاف را رعایت کنید باید ببیند این فرد پروژه را با چه مشکلاتی مواجه کرده است و انتظار داشته هیچکس انتظار پاسخگویی نداشته باشد و وقتی از ایشان درخواست می شد که بابت اشکالات، عقب ماندگی پروژه دلایل خود را مطرح نمایند با دروغگویی و فرافکنی و بی ادبی و گستاخی کار را به ناراحتی کشانده است. این افراد در زمانهایی که متعهد به حضور در شرکت بوده اند در شرکت حضور نمی یافتند و وقتی با ایشان برای موردی تماس می گرفتیم که کار را پیش ببریم تلفن راجواب نمی دادند و وقتی در جلسه پروژه بازخواست می شدند ..... من یاد گرفتم کارمند دیوانه مدیر را به مرز جنون می کشاند، لطفا معقول باشید. خواندن این تجربیات حتما به شما دید تازه ای خواهد داد ولی کمک، نمی دانم. امیدوارم هرگز با چنین افرادی همکار نباشید.تجربه بنده در مورد همکاری با شرکت این است که شرکت به تعهدات مالی خود عمل کرده است، زمانی که بنده نیاز مالی داشتم با وام موافقت و آن را پرداخت کرده است. در بخشی که بنده در آن فعالیت داشتم بسیار بسیار بر دانش و اطلاعاتم افزوده شده است. آنچه باعث شده بنده امتیاز خوبی برای همکاری بدهم شاید این است که من خود رفتار حرفه ای داشته ام و مطابق مقررات رفتار کرده و جانب انصاف را رعایت نموده ام. موفق و سر بلند باشید.
در این شرکت نظم و دیسیپلین حرف اول را میزند و همه وظایف به وضوح مشخص و قابل پیگیری است. با این حال، از زیرکار در رفتن و عدم عملکرد مناسب هم به وضوح مشخص میشود و عملکرد خوب هم به خوبی قابل اندازهگیری است؛ چیزی که برای من ارزش دارد اما ممکن است برای برخی دیگر خوشایند نباشد. من از سال نود و نه به عنوان کارشناس تست نرمافزار مشغول به کارم و این تجربه، یکی از تجربههای متعدد من محسوب میشود. درباره حقوق ابتدا شرایط نسبتا ساده است و همتراز با حداقلهای مربوط به موقعیت جونیورهاست، اما پس از اتمام دوره آزمایشی به سطحی میرسد که در اکثر شرکتها هم وجود دارد. مقدار حقوق تا اندازهای به تجربه و سطح کاری فرد بستگی دارد و از آنچه دیدم، منطقی به نظر میرسد. مدیران بالادست به نظر میرسند از یک خانواده باشند، اما واقعا تخصصی، باهوش و قابلاعتماد هستند. بهخصوص مدیر واحد تست که فردی با دیسیپلین بالا و کاریزماتیک است و به خوبی وضع هر کسی را درک میکند. در این مدت با مسائل مقایسه یا توهین برخورد نکردم و با توجه به شخصیتشان مطمئنم چنین رفتارهایی هرگز وجود نداشته یا نخواهد داشت. به دلیل حفظ سلسلهمراتب، من به عنوان کارشناس ارتباط چندانی با مدیر عامل نداشتم، اما بازخوردی که از قائممقام مدیرعامل و سایر مدیران داشتم مثبت و با قدرت بود. مزایا به طور معمول شامل پرداخت بهموقع حقوق و مزایای بیمهای است که از نظر من جزو وظایف شرکت محسوب میشود و برای برخی افراد بهعنوان مزیت تلقی نشده است. با این حال در مواقع بحران، مانند جنگهای اخیر، حقوق حدودا یک هفته زودتر از موعد پرداخت شد و عیدی همواره پیش از فرارسیدن اسفند پرداخت میشد. موقعیتهای دورکاری برای شرایط خاص فراهم بود و هدایا و پاداشها و جشنهای متعددی در طول سال برگزار میشد. در شرایط سخت هر فرد نیز حمایتهای خاصی انجام میشد، گاهی فراتر از وظیفه و با درنظر گرفتن شرایط مالی و قابلیتهای مرخصی طولانی. در کل من تا حد زیادی از این شرکت و فضای کاریاش رضایت دارم و اگر شرایط به همین شکل باقی بماند، واقعا دوست دارم اینجا بمانم. شاید امکان دریافت حقوق بالاتری هم وجود داشته باشد، اما نظم کاری و آرامشی که از آن ناشی میشود برای من ارزشمندتر است.
مدت دو سال و نیم که در آنجا به عنوان پشتیبان کار میکردم، تجربه خوبی نبود. شرکت با مدیریتی نسبتا خانوادگی اداره میشود و اکثر افراد شرکت به دلیل رابطه مدیر با خانواده یا بستگان او به کار گرفته میشوند؛ حدود هشتاد درصد کارکنان از این فرصتها بهره میبرند. این وضعیت برای مدیر مزایا زیادی دارد و باعث بینظمی و امتیازدهی برخوردهای خانوادگی در کارها شده است؛ افراد بدون سابقه یا تخصص تجربهشده را، حتی در سنین پایینتر، فقط به خاطر رابطه استخدام میکنند. خود شما تصور کنید وارد مدرسه ابتدایی میشوید. از نظر فنی هم سطح تخصصی اکثر کارکنان پایین است؛ حتی مدیر شرکت ادعای دانشی بودن دارد، اما باقی اعضای خانواده یا بستگان او تا این حد جدی گرفته نمیشوند. واقعا برای آنان ارزش خاصی قائل نیستند و بهخصوص نسبت به نیروی غیرآشنا ۲۰ درصدی هم چنگی به دل نمیزنند. در دورهای که من حضور داشتم، چرخ شرکت با افرادی که در دهههای ۹۷ تا ۱۴۰۰ بااستعداد بودند اما به دلیل مشکلات متعدد مجبور به ترک شدند، به حرکت در میآمد. نرمافزارهای شرکت جز یک نرمافزار حسابرسی که پشتیبانی مناسب ندارد، همگی کرک شده و بهعنوان نرمافزارهای بومی فروخته میشوند؛ تجربههایی از قبیل فرستهای ایمیلی هم در آن وجود دارد که ممکن است امنیتی هم نباشد و حتی سابقه افشا و هک شدن اطلاعات را داراست. فضای کار هم به شدت سمی است؛ نمونهای از رفتار مدیران، بازی با فضای صمیمی و شیوههای زیراب زنی است و برای یک مرخصی ساده باید کل مسائل شخصیام را توضیح بدهم تا اجازه مرخصی بدهند. حقوق و مزایا به نحو چشمگیری کمتر از استانداردهای رایج شرکتهای ایرانی است و آسایش و حق و حقوق کارکنان به شکل جدی ضایع میشود.
مدیر بودم و سه سالی میشود که کار را با پرداخت سرمایهام آغاز کردم تا برای ما برنامهای بنویسند. مشخص نیست کجا کپی شده یا به هر حال کار دزدی دارد انجام میشود. میگویند پشتیبانی ندارند و اگر باگی وجود دارد، نمیخواهند یا نمیتوانند آن را رفع کنند. با اینکه از همان ابتدا تا الان باگهای متعددی گزارش شده، پاسخ مشخصی دریافتی نمیکنم و این موضوع از وقتی پول دادهام ادامه پیدا کرده است، در حالی که پیش از این و پس از این ماجرا نیز تجربههای مشابهی وجود داشته است. اکنون قصد داریم با هم متحد شویم و از طریق شکایت پیگیر مطالباتمان شویم؛ زیرا آیا واقعا ما پول را دزدیدهایم که به گروهی بیسوادی که از بابت کار بینظم و بیعلاقه هستند بدهیم تا برای ما کار کنند؟ با همت جمعی به دنبال یک راه حل هستیم تا حق خود را بگیریم.
من دو مرحله مصاحبه رو پشت سر كذاشتم وهنوز به من خبر ندادند ولى مصاحبه ها خيلى دوستانه و خوب بركزار شد، مصاحبه اول كلا آشنايى بود و مصاحبه دوم در مورد سطح زبان انكليسى بود و براى مصاحبه سوم كفتند تسكى به من داده ميشه كه بايد با هوض مصنوعى پياده سازى كنم .
بعد از سالها کار و تجربه در این شرکت، متأسفانه باید بگویم هیچوقت مثل امروز اینقدر احساس ناامیدی، بیاعتمادی و بیانگیزگی نداشتهام. سوءمدیریتهای مداوم، تصمیمهای پشتپرده، پنهانکاری، و نبود شفافیت باعث شده فضای شرکت به شدت تیره و پر از ابهام شود. دیگر نه به تصمیمها اعتماد داریم، نه به آینده شغلی خودمان در این مجموعه. روزبهروز شایعات بیشتر میشوند، اما هیچ پاسخ روشنی از مدیریت داده نمیشود. چیزی که بیشتر از همه آزاردهنده است، این است که دیده نمیشویم؛ نه صدایمان شنیده میشود، نه زحماتمان به چشم میآید، و نه تفاوتها و تواناییهای فردی ما اهمیتی دارد. انگیزه کار کردن در این فضا به حداقل رسیده و بسیاری از همکارانم فقط برای گذران روزها اینجا ماندهاند. اگر هرچه زودتر تغییری در نگاه مدیریتی و رویکرد کلان شرکت اتفاق نیفتد، هم سرمایه انسانی از بین خواهد رفت، هم اعتبار سازمان
برای مصاحبه رفتم و تجربهای با تفاوتهای زیاد از انتظار داشتند. انجام فرآیند استخدام به شکلی سریع و دقیق بود، اما مقدار زمانی که برای هرمتقاضی در نظر گرفته شده بود بسیار کم بود و من هم بهطور خاص تنها برای دو دقیقه فرصت داشتم. برخورد مسئولان از پذیرش تا حراست به شکل ناخوشایندی بود و با منطق مناسب یا احترام کافی همراه نبود. همکاران داخلی هم به نظر میرسید با یکدیگر تفاهمی نداشتند و تماس و همراهی میان آنها کم بود. به نظر میرسید فرآیند مصاحبه از کنترل کامل برخوردار نیست و نگرانیهایی درباره نحوه ارائه و پوشش برخی از افراد وجود داشت. با این حال، تجربه کل بهعنوان یک رویداد استخدامی قابل جایگزینی با نکاتی برای بهبود ارائه شد.
متوجه شدم که شرکت به دلیل حضور نزدیکان و پارتیبازی اداره میشود و بهنظر میرسد هیچ ارتباطی با تخصص و شایستگی ندارد. اکنون هم موضوعاتی از جمله احتمال انحلال شرکت و کاهش موقعیتهای شغلی وجود دارد و گرایش به اخراجها دیده میشود. به نظر میرسد که مدیر مالی با رفتار تند و ناپایدار روحی روبهرو است و حقوق پایه برای همه کارمندها در نظر گرفته میشود بدون تغییر یا افزایش قابل توجه. ساختار مدیریتی ضعیف است و اکثر تصمیمها به سود منافع شخصی و پورسانت مدیران گرفته میشود.
من تجربهای کاملا ناخوشایند از شرکت فرازما دارم و میخواهم آن را به شکل منسجم و طبیعی بازگو کنم. از روز اول دنبال موقعیت بهتری بودم اما به دلیل محدودیتهای مالی ناچار شدم بمانم. پرداختها دیر انجام میشد و به طور منظم صحت تخصیص任务ها رعایت نمیشد. در برابر رفتاری نامناسب از مدیرعامل مواجه شدم که نگاه جنسیتی به همکاران خانم داشت و فحاشی و بیاحترامی در جلسات عادی بهنظر میرسید. هیچ اعتماد واقعی به استخدام نقشهای تخصصی مانند حسابدار یا مدیر پروژه وجود نداشت و همه کارها را بهتنهایی انجام میدادم. روزانه مدیرعامل با بیانات مداوم دربارهی پیشینة تسکها و وضعیت کار، فشار روانی زیادی ایجاد میکرد؛ گاهی توضیح داده میشد که تسکی وجود ندارد یا برای فرد دیگری است یا قبلا اطلاعرسانی شده است، اما این نکتهها اغلب فرار میشدند. مزایای قانونی مانند بیمه و قرارداد یکساله زیر سؤال رفت و حقوق خرداد پرداخت نشد. عیدی، سنوات و پاداش هم پرداخت یا تسویه نمیشد و من با همه اینها بهطور رسمی شکایت کردم. شرکت بهطور پیوسته در حال استخدام بود زیرا هیچکس دوام نمیآورد. فردی ادعا میکرد که ۱۵ سال سابقه در شرکت دارد، اما واقعا من تنها هشت ماه آنجا بودم و تنها یکی دو ماه زودتر از من آمده بود؛ تعدیلهای زمان جنگ و سایر خروجهای همکاران نشان میداد که بسیاری از افراد ترک کردهاند. متأسفانه در هر توافقی که در روز مصاحبه انجام میشد، مدیرعامل عباراتی را مینوشت و سپس تغییر میداد و میگفت که چنین سخنی هرگز نگفته است. با وجود تمیز بودن خروجی کار، مدیرعامل میگفت کار نکردهام و این فشارها ادامه داشت. شوخیها و فحاشیهای بیدلیل در جلسات همواره وجود داشت و حتی ملکی که ذکرش بهدست فراموشی رفته بود را برای فروش نگه میداشتند. پیشنهاد میکنم دیدگاهها و تجربههای کاربران درباره فرازما را در گیتهاب هم مرور کنید تا صحت برخی موارد را بسنجید.
هزینههای حقوق با ساعات کار سنجیده میشود و واقعا کم است؛ در نتیجه با وجود ساعات طولانی کار، فرصت انجام سایر کارها را به من نمیدهد. شرکت در محلهای نسبتا دور از شهر و در داخل شهرک صنعتی پرنده واقع شده است. فقط نام آن را مشخص کردهام.
مدت پنج سال است که در این شرکت حضور دارم و تجربهام از کار در شرکت گسترش فناوریهای نوین را به صورت حرفهای با شما درمیان میگذارم. به این باور نیستم که همهچیز بینقص است؛ مثل هر سازمانی نقاط ضعف و قوتی دارد و نظراتی که میخوانم بهطور کامل منعکسکننده واقعیت نیستند، بلکه گاه رنگورای غرضورزی دارند. با این حال حقوقها بهموقع پرداخت میشوند و وضعیت مالی شرکت نسبتا خوب است. وقتی در روزهای بحرانی برایمان وظیفهای در محل کار بود، شرکت برای ما کارت رستوران تامین میکرد تا از حضورمان در ساعات کاری پاداش بگیریم. از این منظر اقدامهای حضور در میدان، ارزشآفرین و قدردانیکننده بودهاند. برخی مدیران ممکن است در سطح فنی قوی نباشند و برخی نگاه دولتی به کارها داشته باشند، اما با وجود اینها اوضاع رو به بهتر رفتن است و تغییرات مثبتی در حال رخ دادن است. اداره پشتیبانی اداری از سال ۱۴۰۳ سطح رفاهی را برای کارکنان افزایش داده است. از نظر من و همکاران، وامهای شرکت نیز بهخوبی ارائه میشود.
برای من مشخص نیست که رئیس شرکت به طور جدی مرتکب فساد بوده یا نه؛ اما این تجربه میگوید که برخی رفتارها و قراردادهای پیمانکاری شرکت با شک و تردید همراه است و مواضع مالی و اخلاقی در این روابط قابل سؤال است. من ترجیح میدهم تجربه را به شیوهای بازنویسی کنم که لحن انتقادی کاربر حفظ شود اما هیچ ادعای مطلق کیفری یا غیرقانونی به صورت صریح مطرح نگردد و جملات به صورت بیطرفانه بازگو شوند. من به عنوان نویسنده تجربه را چنین بازنویسی میکنم: به نظر من مدیرعامل به شکلی گرفته در برف ایستاده و بهتر است قدری دور تا دورش را بررسی کند تا مشخص شود چه مسائلی در قراردادهای پیمانکاری و پروژههایش وجود دارد، از زمان دقیق و مکان قراردادها تا افراد مرتبط با آنها. به خاطر این شرایط، دغدغههای مالی و اخلاقی در این حوزه روشن میشود و به نظر میرسد که همه جوانب کار نیازمند نظارت بیشتر است.
من به عنوان یک کارمند تحصیلدار تجربه ناخوشایندی از شرکت حامی مهاجر دارم. آنها برخلاف ادعایشان با کارمند و مشتری رفتار خوبی میکنند، اما وقتی سوءاستفادهای رخ میدهد، ناگهان برخوردشان تغییر میکند و قراردادهایشان بهنفع خودشان است؛ به قدری که هیچ کاری از دست آدم برنمیآید. کاش کسی در بخشهای اطلاعات یا جای دیگر تمامی پروندههای مشتریان را با پرسلنو بررسی کند، به آنها زنگ بزند و این افراد را از کارهایشان مطلع کند تا از مشتریان بیگناهی که آسیب دیدهاند، حمایت شود. این افراد میلیاردها تومان از مردم کندهاند بدون اینکه خدماتی ارائه بدهند.
باورم نمیکنم که شرکت حامی مهاجر چنین رفتارهایی را ترویج دهد؛ من تجربهای دیدم که نشان میدهد این مجموعه به نظر از اطلاعات فردی استفاده میکند و علاوه بر این، پس از پایان استفاده از تواناییهای شما را اخراج میکند. مدیریت این سازمان را زوجی میبیند که با رفتارهایی بسیار توأم با بیاحترامی اداره میکنند و به سرعت به شرایط رفاهی قابل توجهی رسیدهاند. بهزعم من، گویی به این سرعت به موقعیت قدرت رسیدهاند و با این اوضاع، احتمالا اعتماد به آنها کم است. در برخی رفتارها، برخوردهای ناپسند گزارش شده و تهدیدهایی برای خاموش نگه داشتن صدای شکایات وجود داشته است. به هر جویای کار توصیه میکنم از ارتباط با این شرکت خودداری کند و به والدین و فرزندان مراقب باشند تا مسیر کاری فرزندشان به این مکان ختم نشود. چند روز پیش، خبری مبنی بر ورود پلیس به دفتر و انتقال برخی افراد گزارش شد و مدیر و همسرش هم پس از آن با هزینهکردن، ظاهرا به شیوههایی غیرشفاف مشکل را حل کردند و دوباره روند کلاهبرداری آغاز شد.
گسترش فناوری های نوین شرکتی که اسمش به پشتوانه اسم بانک کشاورزی بزرگ و قشنگه. پرسنل حرفه ایی و خوبی داره ولی مدیریت ... رئیس منابع انسانی (هم زمان رییس اداره مهندسی نرم افزار) خانم مریض و عقده ایی، با ۳۵ سال سابقه کار دولتی و با اینکه مریضه و مشکل جسمی داره ولی قصد بازنشست شدن نداره، به همراه یه دختر بی سواد و چاپلوس که در بدترین شرایط شرکت استفعا داد و رفت و وقتی شرایط اوک شد برگشت با حقوق چند برابر اونم به واسطه رفاقت با خانم رییس منابع انسانی. جالبه که به تازگی شده رییس واحد. اول سال ۱۴۰۳ با سمت کارشناس رفت بعد از ۳ ماه با سمت مدیرگروه برگشت الانم بعد از ۹ ماه شد رییس واحد. این اگر پارتی بازی و حق خوری نیست پس چیه؟ از زبان خودش شنیدم که تعریف میکرد؛ 《اومدم تولد خانم رییس رو تبریک بگم، قرارداد رو گذاشت جلوم و گفت هر مبلغی دوست داری تو قرارداد بنویس و از اول ماه بیا سر کار. 》 مدیران ارشد بانک، مدیر عامل محترم بانک کشاورزی شما که انسان شریف و دردکشیده ایی هستی چرا به داد پرسنل شرکت زیرمجموعه بانک نمی رسید؟! رییس هییت مدیره شرکت فردی بی ادب و بد دهن که رسما فحش می دهد و توهین میکند با ۳۹ سال سابق کار دولتی کماکان قصد بازنشست شدن ندارد. دقیقا یه سفره ایی از بیت المال پهنه و یسری دلشون نمیاید از سفره کنار بکشن. شرفتون کجاست؟ آه این همه آدم که حقشون رو میخورید یه جا بدجوری چوب میشه تو سرتون. مدیر عامل محترم شرکت که واقعا انسانی با شخصیت و خوش برخورد هستند ولی متاسفانه در دست خانم رییس منابع انسانی و آقای رییس هییت مدیره اسیر شده و از خود اختیاراتی ندارد. خلاصه بگم تو این شرکت اگر به رییسمنابع انسانی و و اون دختر چاپلوس جاسوس نزدیک باشید وضعتون خوبه. خدا هممون رو به راه راست هدایت کنه.
من تجربه خوبی داشتم و چیزای زیادی از همکاران خوبم یاد گرفتم ،به نظر من محیط بسیار صمیمی و یک دلی وجود داشت هر زمان مشکل فنی داشتم همه سعی کردند کمکم کنند و ارزوی موفقیت دارم
من هرگز از رفتارهای غیرواقعی یا ناسزاگویی استفاده نمیکنم. اما میخواهم با حفظ معنا و جلوه واقعیت تجربه را به شکلی تازه و طبیعی بازنویسی کنم. در مدت حضورم، با سابقه کاری بالا، انتظار داشتم رفتار حرفهای و همدلی در محیط کار دیده شود، اما فضای شرکت ارم نوش برای من خیلی ناسازگار بود. فضای کاری پر از استرس و بیاعتمادی بود و روابط بین همکاران سرد و دور از همکاری بود. به جای همدلی و پشتیبانی، حس میکردم که اختلافها و رقابتهای پنهانی بین کارکنان غالب است و این جو باعث کاهش همبستگی تیمی میشد. در سه ماه اول فعالیت، شاهد تغییرات پرسنلی زیادی در بخش امور مالی بودم و تعدادی از نیروها به دلایل مختلف جایگزین یا بازنشسته شدند. این تجربه برای من نکاتی درباره نیاز به فرهنگ سازمانی با تمرکز بر احترام، اعتماد و ارتباط مؤثر را بیش از پیش نمایان کرد.
مدتی در این شرکت کار میکردم و تا حد زیادی برای کار کردن خودم رو به خرج میﮐردم، اما فضای تصمیمگیری ضعیف و سیاستهای ناکارآمد مدیران واحد باعث شد افراد بیتجربه و کمصلاحیت به کار گرفته شوند. بار کاری سنگین بود اما حقوق نسبتا مناسب بود. محیط کار پر از حاشیههای غیرکاری است و بیشتر وقتها به جای تمرکز روی وظایف، درگیریها و جو روانی ایجاد میکردند که آرامش و تمرکز تیم را از بین میبرد. منابع انسانی هم توجه کافی به مسائل نیروی کار نشان نمیدهد. امیدوارم تیم منابع انسانی انتخاب بهتری داشته باشد و فضا را بهطور کلی بسامان بدهد، چون این رفتارها میتواند افراد خوب را از شرکت برانگیزد.
سلام من در شرکت از فروردین ۱۴۰۳ تا اخر تیرماه ۱۴۰۴ کار کردم و اعتراف میکنم که تو این یک سال همه چی یاد گرفتم که تاحالا بلد نبودم مدیرعامل سخت گیر و منظم و منصفی داره خانمشون که رییس هیات مدیره هستن خیلی تو کارام به من کمک کردن و وقتی اعتمادشونو جلب کنی خیلی همه جوره هواتو دارن من به خاطر دخترم مجبور شدم استعفا بدم ولی همه جوره سعی کردم که تجربیات خودم و به نفر بعدی بدم که به مشکل نخوره هرکس دوست داره تجربه و رزومه کاریش قوی بشه تو این شرکت کار کنه.
برای مصاحبه شغلی حسابدار سفارشات خارجی به شرکت سوپرپایپ اینترناشنال رفتم و با یک خانم مصاحبهکننده برخورد کردم. تماس گرفتند و چند زمان مختلف معرفی کردند تا در نهایت یکی را برای حضور در مصاحبه انتخاب کنم. ارسال لوکیشن هم به صورت پیامک و هم ایمیل بود. کارکنان پذیرش، بهخصوص نگهبان، خیلی مهربان و محترمانه رفتار کردند. نگهبان قبل از اینکه من معرفی شوم، نامم را گفت و از ورودم خوشآمد گفت که واقعا برای من جالب بود. بعدا فهمیدم که هماهنگی نام و زمان حضور با نگهبانی انجام میشود. شرایط کمی ناخوش بود؛ فرم استخدام طولانی بود و اتاقی که من مصاحبه در آن داشتم سرد بود و امکان تغییر درجه تهویه وجود نداشت. صدای بلند طبقه مصاحبه هم آزاردهنده بود. مصاحبهگر دقیقا سر وقت آمد و ابتدا روند مصاحبه را توضیح داد. گفت که اول یک مصاحبهای شخصی انجام میشود، سپس درباره شرکت صحبت میکنیم و در پایان، من هر سوالی داشتم بپرسم. من هم همین کار را کردم. واقعا از اینکه از پرسشهای شخصی مانند دلیل جدایی از همسرم خودداری شد، قدردانی کردم؛ این تفاوت با دیگران بود. در ادامه درباره همهچیز شرکت صحبت شد؛ نکات مثبت و منفی را مطرح کردند و اگر به چالشی برخورم، با من صریح برخورد نمودند. برای نمونه گفتند که سفته میگیرند و من مشکلی با این موضوع ندارم. برخورد روشن و صادقانهشان برایم جالب بود. شرکت قدیمی با سابقهای خوب است و مزایای آن نسبت به شرکتهای خصوصی بهتر به نظر میرسد. فعلا منتظر پاسخایشانم و در عین حال گزینههای دیگر هم بررسی میکنم.
سلام، من تجربه خود را از همکاری به اطلاع شما می رسانم، بهتر است بدانید که برخی از تجربه های قید شده، تجربه افراد نا متعادل و روانیست که حاصل زحمات همکاران خود را به باد داده و بنده شاهد جلسات ناخوشایندی بوده ام که البته اگر جانب انصاف را رعایت کنید باید ببیند این فرد پروژه را با چه مشکلاتی مواجه کرده است و انتظار داشته هیچکس انتظار پاسخگویی نداشته باشد و وقتی از ایشان درخواست می شد که بابت اشکالات، عقب ماندگی پروژه دلایل خود را مطرح نمایند با دروغگویی و فرافکنی و بی ادبی و گستاخی کار را به ناراحتی کشانده است. این افراد در زمانهایی که متعهد به حضور در شرکت بوده اند در شرکت حضور نمی یافتند و وقتی با ایشان برای موردی تماس می گرفتیم که کار را پیش ببریم تلفن راجواب نمی دادند و وقتی در جلسه پروژه بازخواست می شدند ..... من یاد گرفتم کارمند دیوانه مدیر را به مرز جنون می کشاند، لطفا معقول باشید. خواندن این تجربیات حتما به شما دید تازه ای خواهد داد ولی کمک، نمی دانم. امیدوارم هرگز با چنین افرادی همکار نباشید.تجربه بنده در مورد همکاری با شرکت این است که شرکت به تعهدات مالی خود عمل کرده است، زمانی که بنده نیاز مالی داشتم با وام موافقت و آن را پرداخت کرده است. در بخشی که بنده در آن فعالیت داشتم بسیار بسیار بر دانش و اطلاعاتم افزوده شده است. آنچه باعث شده بنده امتیاز خوبی برای همکاری بدهم شاید این است که من خود رفتار حرفه ای داشته ام و مطابق مقررات رفتار کرده و جانب انصاف را رعایت نموده ام. موفق و سر بلند باشید.
در این شرکت نظم و دیسیپلین حرف اول را میزند و همه وظایف به وضوح مشخص و قابل پیگیری است. با این حال، از زیرکار در رفتن و عدم عملکرد مناسب هم به وضوح مشخص میشود و عملکرد خوب هم به خوبی قابل اندازهگیری است؛ چیزی که برای من ارزش دارد اما ممکن است برای برخی دیگر خوشایند نباشد. من از سال نود و نه به عنوان کارشناس تست نرمافزار مشغول به کارم و این تجربه، یکی از تجربههای متعدد من محسوب میشود. درباره حقوق ابتدا شرایط نسبتا ساده است و همتراز با حداقلهای مربوط به موقعیت جونیورهاست، اما پس از اتمام دوره آزمایشی به سطحی میرسد که در اکثر شرکتها هم وجود دارد. مقدار حقوق تا اندازهای به تجربه و سطح کاری فرد بستگی دارد و از آنچه دیدم، منطقی به نظر میرسد. مدیران بالادست به نظر میرسند از یک خانواده باشند، اما واقعا تخصصی، باهوش و قابلاعتماد هستند. بهخصوص مدیر واحد تست که فردی با دیسیپلین بالا و کاریزماتیک است و به خوبی وضع هر کسی را درک میکند. در این مدت با مسائل مقایسه یا توهین برخورد نکردم و با توجه به شخصیتشان مطمئنم چنین رفتارهایی هرگز وجود نداشته یا نخواهد داشت. به دلیل حفظ سلسلهمراتب، من به عنوان کارشناس ارتباط چندانی با مدیر عامل نداشتم، اما بازخوردی که از قائممقام مدیرعامل و سایر مدیران داشتم مثبت و با قدرت بود. مزایا به طور معمول شامل پرداخت بهموقع حقوق و مزایای بیمهای است که از نظر من جزو وظایف شرکت محسوب میشود و برای برخی افراد بهعنوان مزیت تلقی نشده است. با این حال در مواقع بحران، مانند جنگهای اخیر، حقوق حدودا یک هفته زودتر از موعد پرداخت شد و عیدی همواره پیش از فرارسیدن اسفند پرداخت میشد. موقعیتهای دورکاری برای شرایط خاص فراهم بود و هدایا و پاداشها و جشنهای متعددی در طول سال برگزار میشد. در شرایط سخت هر فرد نیز حمایتهای خاصی انجام میشد، گاهی فراتر از وظیفه و با درنظر گرفتن شرایط مالی و قابلیتهای مرخصی طولانی. در کل من تا حد زیادی از این شرکت و فضای کاریاش رضایت دارم و اگر شرایط به همین شکل باقی بماند، واقعا دوست دارم اینجا بمانم. شاید امکان دریافت حقوق بالاتری هم وجود داشته باشد، اما نظم کاری و آرامشی که از آن ناشی میشود برای من ارزشمندتر است.
مدت دو سال و نیم که در آنجا به عنوان پشتیبان کار میکردم، تجربه خوبی نبود. شرکت با مدیریتی نسبتا خانوادگی اداره میشود و اکثر افراد شرکت به دلیل رابطه مدیر با خانواده یا بستگان او به کار گرفته میشوند؛ حدود هشتاد درصد کارکنان از این فرصتها بهره میبرند. این وضعیت برای مدیر مزایا زیادی دارد و باعث بینظمی و امتیازدهی برخوردهای خانوادگی در کارها شده است؛ افراد بدون سابقه یا تخصص تجربهشده را، حتی در سنین پایینتر، فقط به خاطر رابطه استخدام میکنند. خود شما تصور کنید وارد مدرسه ابتدایی میشوید. از نظر فنی هم سطح تخصصی اکثر کارکنان پایین است؛ حتی مدیر شرکت ادعای دانشی بودن دارد، اما باقی اعضای خانواده یا بستگان او تا این حد جدی گرفته نمیشوند. واقعا برای آنان ارزش خاصی قائل نیستند و بهخصوص نسبت به نیروی غیرآشنا ۲۰ درصدی هم چنگی به دل نمیزنند. در دورهای که من حضور داشتم، چرخ شرکت با افرادی که در دهههای ۹۷ تا ۱۴۰۰ بااستعداد بودند اما به دلیل مشکلات متعدد مجبور به ترک شدند، به حرکت در میآمد. نرمافزارهای شرکت جز یک نرمافزار حسابرسی که پشتیبانی مناسب ندارد، همگی کرک شده و بهعنوان نرمافزارهای بومی فروخته میشوند؛ تجربههایی از قبیل فرستهای ایمیلی هم در آن وجود دارد که ممکن است امنیتی هم نباشد و حتی سابقه افشا و هک شدن اطلاعات را داراست. فضای کار هم به شدت سمی است؛ نمونهای از رفتار مدیران، بازی با فضای صمیمی و شیوههای زیراب زنی است و برای یک مرخصی ساده باید کل مسائل شخصیام را توضیح بدهم تا اجازه مرخصی بدهند. حقوق و مزایا به نحو چشمگیری کمتر از استانداردهای رایج شرکتهای ایرانی است و آسایش و حق و حقوق کارکنان به شکل جدی ضایع میشود.
مدیر بودم و سه سالی میشود که کار را با پرداخت سرمایهام آغاز کردم تا برای ما برنامهای بنویسند. مشخص نیست کجا کپی شده یا به هر حال کار دزدی دارد انجام میشود. میگویند پشتیبانی ندارند و اگر باگی وجود دارد، نمیخواهند یا نمیتوانند آن را رفع کنند. با اینکه از همان ابتدا تا الان باگهای متعددی گزارش شده، پاسخ مشخصی دریافتی نمیکنم و این موضوع از وقتی پول دادهام ادامه پیدا کرده است، در حالی که پیش از این و پس از این ماجرا نیز تجربههای مشابهی وجود داشته است. اکنون قصد داریم با هم متحد شویم و از طریق شکایت پیگیر مطالباتمان شویم؛ زیرا آیا واقعا ما پول را دزدیدهایم که به گروهی بیسوادی که از بابت کار بینظم و بیعلاقه هستند بدهیم تا برای ما کار کنند؟ با همت جمعی به دنبال یک راه حل هستیم تا حق خود را بگیریم.
من دو مرحله مصاحبه رو پشت سر كذاشتم وهنوز به من خبر ندادند ولى مصاحبه ها خيلى دوستانه و خوب بركزار شد، مصاحبه اول كلا آشنايى بود و مصاحبه دوم در مورد سطح زبان انكليسى بود و براى مصاحبه سوم كفتند تسكى به من داده ميشه كه بايد با هوض مصنوعى پياده سازى كنم .
بعد از سالها کار و تجربه در این شرکت، متأسفانه باید بگویم هیچوقت مثل امروز اینقدر احساس ناامیدی، بیاعتمادی و بیانگیزگی نداشتهام. سوءمدیریتهای مداوم، تصمیمهای پشتپرده، پنهانکاری، و نبود شفافیت باعث شده فضای شرکت به شدت تیره و پر از ابهام شود. دیگر نه به تصمیمها اعتماد داریم، نه به آینده شغلی خودمان در این مجموعه. روزبهروز شایعات بیشتر میشوند، اما هیچ پاسخ روشنی از مدیریت داده نمیشود. چیزی که بیشتر از همه آزاردهنده است، این است که دیده نمیشویم؛ نه صدایمان شنیده میشود، نه زحماتمان به چشم میآید، و نه تفاوتها و تواناییهای فردی ما اهمیتی دارد. انگیزه کار کردن در این فضا به حداقل رسیده و بسیاری از همکارانم فقط برای گذران روزها اینجا ماندهاند. اگر هرچه زودتر تغییری در نگاه مدیریتی و رویکرد کلان شرکت اتفاق نیفتد، هم سرمایه انسانی از بین خواهد رفت، هم اعتبار سازمان
برای مصاحبه رفتم و تجربهای با تفاوتهای زیاد از انتظار داشتند. انجام فرآیند استخدام به شکلی سریع و دقیق بود، اما مقدار زمانی که برای هرمتقاضی در نظر گرفته شده بود بسیار کم بود و من هم بهطور خاص تنها برای دو دقیقه فرصت داشتم. برخورد مسئولان از پذیرش تا حراست به شکل ناخوشایندی بود و با منطق مناسب یا احترام کافی همراه نبود. همکاران داخلی هم به نظر میرسید با یکدیگر تفاهمی نداشتند و تماس و همراهی میان آنها کم بود. به نظر میرسید فرآیند مصاحبه از کنترل کامل برخوردار نیست و نگرانیهایی درباره نحوه ارائه و پوشش برخی از افراد وجود داشت. با این حال، تجربه کل بهعنوان یک رویداد استخدامی قابل جایگزینی با نکاتی برای بهبود ارائه شد.
متوجه شدم که شرکت به دلیل حضور نزدیکان و پارتیبازی اداره میشود و بهنظر میرسد هیچ ارتباطی با تخصص و شایستگی ندارد. اکنون هم موضوعاتی از جمله احتمال انحلال شرکت و کاهش موقعیتهای شغلی وجود دارد و گرایش به اخراجها دیده میشود. به نظر میرسد که مدیر مالی با رفتار تند و ناپایدار روحی روبهرو است و حقوق پایه برای همه کارمندها در نظر گرفته میشود بدون تغییر یا افزایش قابل توجه. ساختار مدیریتی ضعیف است و اکثر تصمیمها به سود منافع شخصی و پورسانت مدیران گرفته میشود.
من تجربهای کاملا ناخوشایند از شرکت فرازما دارم و میخواهم آن را به شکل منسجم و طبیعی بازگو کنم. از روز اول دنبال موقعیت بهتری بودم اما به دلیل محدودیتهای مالی ناچار شدم بمانم. پرداختها دیر انجام میشد و به طور منظم صحت تخصیص任务ها رعایت نمیشد. در برابر رفتاری نامناسب از مدیرعامل مواجه شدم که نگاه جنسیتی به همکاران خانم داشت و فحاشی و بیاحترامی در جلسات عادی بهنظر میرسید. هیچ اعتماد واقعی به استخدام نقشهای تخصصی مانند حسابدار یا مدیر پروژه وجود نداشت و همه کارها را بهتنهایی انجام میدادم. روزانه مدیرعامل با بیانات مداوم دربارهی پیشینة تسکها و وضعیت کار، فشار روانی زیادی ایجاد میکرد؛ گاهی توضیح داده میشد که تسکی وجود ندارد یا برای فرد دیگری است یا قبلا اطلاعرسانی شده است، اما این نکتهها اغلب فرار میشدند. مزایای قانونی مانند بیمه و قرارداد یکساله زیر سؤال رفت و حقوق خرداد پرداخت نشد. عیدی، سنوات و پاداش هم پرداخت یا تسویه نمیشد و من با همه اینها بهطور رسمی شکایت کردم. شرکت بهطور پیوسته در حال استخدام بود زیرا هیچکس دوام نمیآورد. فردی ادعا میکرد که ۱۵ سال سابقه در شرکت دارد، اما واقعا من تنها هشت ماه آنجا بودم و تنها یکی دو ماه زودتر از من آمده بود؛ تعدیلهای زمان جنگ و سایر خروجهای همکاران نشان میداد که بسیاری از افراد ترک کردهاند. متأسفانه در هر توافقی که در روز مصاحبه انجام میشد، مدیرعامل عباراتی را مینوشت و سپس تغییر میداد و میگفت که چنین سخنی هرگز نگفته است. با وجود تمیز بودن خروجی کار، مدیرعامل میگفت کار نکردهام و این فشارها ادامه داشت. شوخیها و فحاشیهای بیدلیل در جلسات همواره وجود داشت و حتی ملکی که ذکرش بهدست فراموشی رفته بود را برای فروش نگه میداشتند. پیشنهاد میکنم دیدگاهها و تجربههای کاربران درباره فرازما را در گیتهاب هم مرور کنید تا صحت برخی موارد را بسنجید.
هزینههای حقوق با ساعات کار سنجیده میشود و واقعا کم است؛ در نتیجه با وجود ساعات طولانی کار، فرصت انجام سایر کارها را به من نمیدهد. شرکت در محلهای نسبتا دور از شهر و در داخل شهرک صنعتی پرنده واقع شده است. فقط نام آن را مشخص کردهام.
مدت پنج سال است که در این شرکت حضور دارم و تجربهام از کار در شرکت گسترش فناوریهای نوین را به صورت حرفهای با شما درمیان میگذارم. به این باور نیستم که همهچیز بینقص است؛ مثل هر سازمانی نقاط ضعف و قوتی دارد و نظراتی که میخوانم بهطور کامل منعکسکننده واقعیت نیستند، بلکه گاه رنگورای غرضورزی دارند. با این حال حقوقها بهموقع پرداخت میشوند و وضعیت مالی شرکت نسبتا خوب است. وقتی در روزهای بحرانی برایمان وظیفهای در محل کار بود، شرکت برای ما کارت رستوران تامین میکرد تا از حضورمان در ساعات کاری پاداش بگیریم. از این منظر اقدامهای حضور در میدان، ارزشآفرین و قدردانیکننده بودهاند. برخی مدیران ممکن است در سطح فنی قوی نباشند و برخی نگاه دولتی به کارها داشته باشند، اما با وجود اینها اوضاع رو به بهتر رفتن است و تغییرات مثبتی در حال رخ دادن است. اداره پشتیبانی اداری از سال ۱۴۰۳ سطح رفاهی را برای کارکنان افزایش داده است. از نظر من و همکاران، وامهای شرکت نیز بهخوبی ارائه میشود.
برای من مشخص نیست که رئیس شرکت به طور جدی مرتکب فساد بوده یا نه؛ اما این تجربه میگوید که برخی رفتارها و قراردادهای پیمانکاری شرکت با شک و تردید همراه است و مواضع مالی و اخلاقی در این روابط قابل سؤال است. من ترجیح میدهم تجربه را به شیوهای بازنویسی کنم که لحن انتقادی کاربر حفظ شود اما هیچ ادعای مطلق کیفری یا غیرقانونی به صورت صریح مطرح نگردد و جملات به صورت بیطرفانه بازگو شوند. من به عنوان نویسنده تجربه را چنین بازنویسی میکنم: به نظر من مدیرعامل به شکلی گرفته در برف ایستاده و بهتر است قدری دور تا دورش را بررسی کند تا مشخص شود چه مسائلی در قراردادهای پیمانکاری و پروژههایش وجود دارد، از زمان دقیق و مکان قراردادها تا افراد مرتبط با آنها. به خاطر این شرایط، دغدغههای مالی و اخلاقی در این حوزه روشن میشود و به نظر میرسد که همه جوانب کار نیازمند نظارت بیشتر است.
من به عنوان یک کارمند تحصیلدار تجربه ناخوشایندی از شرکت حامی مهاجر دارم. آنها برخلاف ادعایشان با کارمند و مشتری رفتار خوبی میکنند، اما وقتی سوءاستفادهای رخ میدهد، ناگهان برخوردشان تغییر میکند و قراردادهایشان بهنفع خودشان است؛ به قدری که هیچ کاری از دست آدم برنمیآید. کاش کسی در بخشهای اطلاعات یا جای دیگر تمامی پروندههای مشتریان را با پرسلنو بررسی کند، به آنها زنگ بزند و این افراد را از کارهایشان مطلع کند تا از مشتریان بیگناهی که آسیب دیدهاند، حمایت شود. این افراد میلیاردها تومان از مردم کندهاند بدون اینکه خدماتی ارائه بدهند.
باورم نمیکنم که شرکت حامی مهاجر چنین رفتارهایی را ترویج دهد؛ من تجربهای دیدم که نشان میدهد این مجموعه به نظر از اطلاعات فردی استفاده میکند و علاوه بر این، پس از پایان استفاده از تواناییهای شما را اخراج میکند. مدیریت این سازمان را زوجی میبیند که با رفتارهایی بسیار توأم با بیاحترامی اداره میکنند و به سرعت به شرایط رفاهی قابل توجهی رسیدهاند. بهزعم من، گویی به این سرعت به موقعیت قدرت رسیدهاند و با این اوضاع، احتمالا اعتماد به آنها کم است. در برخی رفتارها، برخوردهای ناپسند گزارش شده و تهدیدهایی برای خاموش نگه داشتن صدای شکایات وجود داشته است. به هر جویای کار توصیه میکنم از ارتباط با این شرکت خودداری کند و به والدین و فرزندان مراقب باشند تا مسیر کاری فرزندشان به این مکان ختم نشود. چند روز پیش، خبری مبنی بر ورود پلیس به دفتر و انتقال برخی افراد گزارش شد و مدیر و همسرش هم پس از آن با هزینهکردن، ظاهرا به شیوههایی غیرشفاف مشکل را حل کردند و دوباره روند کلاهبرداری آغاز شد.
گسترش فناوری های نوین شرکتی که اسمش به پشتوانه اسم بانک کشاورزی بزرگ و قشنگه. پرسنل حرفه ایی و خوبی داره ولی مدیریت ... رئیس منابع انسانی (هم زمان رییس اداره مهندسی نرم افزار) خانم مریض و عقده ایی، با ۳۵ سال سابقه کار دولتی و با اینکه مریضه و مشکل جسمی داره ولی قصد بازنشست شدن نداره، به همراه یه دختر بی سواد و چاپلوس که در بدترین شرایط شرکت استفعا داد و رفت و وقتی شرایط اوک شد برگشت با حقوق چند برابر اونم به واسطه رفاقت با خانم رییس منابع انسانی. جالبه که به تازگی شده رییس واحد. اول سال ۱۴۰۳ با سمت کارشناس رفت بعد از ۳ ماه با سمت مدیرگروه برگشت الانم بعد از ۹ ماه شد رییس واحد. این اگر پارتی بازی و حق خوری نیست پس چیه؟ از زبان خودش شنیدم که تعریف میکرد؛ 《اومدم تولد خانم رییس رو تبریک بگم، قرارداد رو گذاشت جلوم و گفت هر مبلغی دوست داری تو قرارداد بنویس و از اول ماه بیا سر کار. 》 مدیران ارشد بانک، مدیر عامل محترم بانک کشاورزی شما که انسان شریف و دردکشیده ایی هستی چرا به داد پرسنل شرکت زیرمجموعه بانک نمی رسید؟! رییس هییت مدیره شرکت فردی بی ادب و بد دهن که رسما فحش می دهد و توهین میکند با ۳۹ سال سابق کار دولتی کماکان قصد بازنشست شدن ندارد. دقیقا یه سفره ایی از بیت المال پهنه و یسری دلشون نمیاید از سفره کنار بکشن. شرفتون کجاست؟ آه این همه آدم که حقشون رو میخورید یه جا بدجوری چوب میشه تو سرتون. مدیر عامل محترم شرکت که واقعا انسانی با شخصیت و خوش برخورد هستند ولی متاسفانه در دست خانم رییس منابع انسانی و آقای رییس هییت مدیره اسیر شده و از خود اختیاراتی ندارد. خلاصه بگم تو این شرکت اگر به رییسمنابع انسانی و و اون دختر چاپلوس جاسوس نزدیک باشید وضعتون خوبه. خدا هممون رو به راه راست هدایت کنه.
من تجربه خوبی داشتم و چیزای زیادی از همکاران خوبم یاد گرفتم ،به نظر من محیط بسیار صمیمی و یک دلی وجود داشت هر زمان مشکل فنی داشتم همه سعی کردند کمکم کنند و ارزوی موفقیت دارم
من هرگز از رفتارهای غیرواقعی یا ناسزاگویی استفاده نمیکنم. اما میخواهم با حفظ معنا و جلوه واقعیت تجربه را به شکلی تازه و طبیعی بازنویسی کنم. در مدت حضورم، با سابقه کاری بالا، انتظار داشتم رفتار حرفهای و همدلی در محیط کار دیده شود، اما فضای شرکت ارم نوش برای من خیلی ناسازگار بود. فضای کاری پر از استرس و بیاعتمادی بود و روابط بین همکاران سرد و دور از همکاری بود. به جای همدلی و پشتیبانی، حس میکردم که اختلافها و رقابتهای پنهانی بین کارکنان غالب است و این جو باعث کاهش همبستگی تیمی میشد. در سه ماه اول فعالیت، شاهد تغییرات پرسنلی زیادی در بخش امور مالی بودم و تعدادی از نیروها به دلایل مختلف جایگزین یا بازنشسته شدند. این تجربه برای من نکاتی درباره نیاز به فرهنگ سازمانی با تمرکز بر احترام، اعتماد و ارتباط مؤثر را بیش از پیش نمایان کرد.
مدتی در این شرکت کار میکردم و تا حد زیادی برای کار کردن خودم رو به خرج میﮐردم، اما فضای تصمیمگیری ضعیف و سیاستهای ناکارآمد مدیران واحد باعث شد افراد بیتجربه و کمصلاحیت به کار گرفته شوند. بار کاری سنگین بود اما حقوق نسبتا مناسب بود. محیط کار پر از حاشیههای غیرکاری است و بیشتر وقتها به جای تمرکز روی وظایف، درگیریها و جو روانی ایجاد میکردند که آرامش و تمرکز تیم را از بین میبرد. منابع انسانی هم توجه کافی به مسائل نیروی کار نشان نمیدهد. امیدوارم تیم منابع انسانی انتخاب بهتری داشته باشد و فضا را بهطور کلی بسامان بدهد، چون این رفتارها میتواند افراد خوب را از شرکت برانگیزد.