من حدود دو ماهه که به این شرکت ملحق شدم و تا الان واقعا از تجربم راضیم. البته من بالاي ٦ سال سابقه كار حرفه اي دارم و خوب همه شركت ها نقاط قوت و ضعف دارند، مصاحبهم هم اينجا اول آنلاین بود، بعد حضوری، که خیلی حرفهای و منظم پیش رفت. مدیرم یه خانمه که برخوردش خیلی محترمانه و منطقیه. فضای کاری هم تو این مدت برای من آروم و محترمانه بوده، و واقعا برای آدمای با تجربه و با دانش، ارزش قائلن. بعضی از کامنتهایی که اینجا دیدم، بیشتر شبیه دلخوری یا غرضورزی شخصیه تا بازتاب واقعیت. به نظرم اگه کسی واقعا مشکلی داره، بهتره مستقیم و محترمانه با شرکت مطرح کنه تا از مسیر درست پیگیری بشه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من مدت سه ماه در شرکت شاتل کار کردم و تجربهام متأسفانه اون چیزی نبود که انتظار داشتم. در مصاحبههای استخدامی، حقوق مشخصی برای قرارداد اصلی وعده دادن که به نظرم منصفانه میاومد، اما بعد از دوره آزمایشی، مبلغ پیشنهادی به مراتب کمتر از توافق اولیه بود و این تفاوت برایم قابل قبول نبود. همچنین، شرح وظایفی که در مصاحبه مطرح کردن، با واقعیت کار تفاوت زیادی داشت و سطح مسئولیتها با حقوق پرداختی اصلا تناسبی نداشت. وقتی کارم رو شروع کردم، متوجه شدم امکانات اولیه مثل میز کاری مناسب یا فضای کافی برای انجام وظایف در اختیارم نیست. مزایای رفاهی هم عملا وجود نداره؛ هزینههایی مثل ناهار بوفه و بیمه تکمیلی به جای حمایت شرکت، از حقوق کارمند کسر میشه. تکنولوژیهای مورد استفاده هم خیلی قدیمیان و کار کردن اونجا به رشد حرفهای کمکی نمیکنه. منابع انسانی شاتل هم عملکرد ضعیفی داره و رفتار پرسنلش اغلب غیرحرفهای و ناخوشاینده. به نظرم بیشتر دنبال کسر هزینه از کارمندا هستن تا حمایت ازشون. در زمان قطع همکاری، برخورد خیلی سرد و بیتوجهی از سمت شرکت دیدم که حس خوبی بهم نداد. بعد از اتمام کار، باهام تماس گرفتن و گفتن چون کمتر از یک سال موندم، باید یک پایه حقوق بابت "هزینه آموزش" بدم. ظاهرا این بند تو قرارداد بوده، ولی هیچ نسخهای از قرارداد به من ندادن و فقط گفتن "باید موقع امضا میخوندی". وقتی درخواست ریز هزینهها رو کردم، گفتن همچین چیزی ارائه نمیدن. در حالی که آموزشها صرفا برای تسریع کار داخلی خودشون بود و هیچ ارزش علمی یا مدرک معتبری نداشت. شاتل شاید از بیرون جذاب به نظر بیاد، ولی تجربه من نشون داد که از نزدیک ارزش وقت و انرژی رو نداره. توصیهام اینه که اگه دنبال جایگاه ارشد نیستید، جای دیگهای رو برای کار انتخاب کنید تا آرامش و انگیزهتون حفظ بشه.
شرکت مکتب خونه رو تجربه کردم و بیش از همه از فضای کار ناراضی بودم. حقوق اکثر پوزیشنها بر اساس روابط دوستانه تعیین میشد نه شایستهسالاری و توانمندی واقعی افراد. اگر دوباره به گذشته برگردم، دیگه به همکاری با این مجموعه فکر نمیکنم.
>>> اسفند ۱۴۰۳ بی در و پیکر ترین مجموعه ای که توش کار کردم.منابع انسانی فشل و چاپلوس.تا چپتر لید های تست بی سواد و پر ادعا که بدیهیات رو نمیدونن.یارو ادعاش اسمونو پاره کرده ولی اصول اولیه istqb رو نمیدونه.یه کپی پیست میکنه از اینترنت اسمشو میزاره اتومیتشن تستر ولی نمیتونه دیباگ کنه !!!قدرت تجزیه تحلیل زیر صفر!!!تسترا بی سواد اکثرا.رانت و لابی هم بیداد میکنه.حقوقاش افتضاحه مگر اینکه با رابطه و سفارشی بری تو.به هیچ عنوان برای نیروهای جونیور و سینیور توصیه نمیشه.عمرتون تلف میشه.
این شرکت توسط فردی غیر از مدیرعامل در حال کنترل هست،یک خانم اخراجی از شرکتهای قبل اینجا اولین تجربه مدیریتی خودشو تجربه میکنه و تمام حاشیه ها زیر نظر این به اصطلاح مدیره هرکی پاچه خواری این خانم انجام بده در آرامش کار خواهد کرد،،منابع انسانی انگار وجود نداره،پرداخت کارانه ها اصلا معلوم نیست چه شکلیه و کسی بهت جواب نمیده که چطور واریز شده،شایسته سالاری حرف آخر میزنه،موقع تسویه کارانه که جزو حقوق کارمند هست و بهش نمیدن
به خاطر بیثباتی دائم و رفتارهای فاجعهبار مدیریتی، من در مدتی کوتاه با این شرکت برخورد داشتم. فضای کاری سرد و بیاستقرار بود؛ هر روز نیروهای جدید استخدام میشدند اما کمتر از سه ماه کسی دوام نمیآورد. اکثر کارکنان هم با خروج از شرکت با وجود مشکلات، شکایتی نسبت به آن داشتند.
بعد ۲ سال کار تو اسنپ شاپ میگم اگه صبر ایوب دارید و حوصله بیش از حد دارید و کفش آهنین برای گرفتن حقتون بفرمایین شروع کنید یک_ مبلغ دریافتی از اون چیزی که واقعا حسابداری میشه کمتر میدهند و اثبات هم کنید گردن نمیگیرن دو_ هر چندین ماه یکبار جنس جدید شما تایید میشه آیا تایید بشه یا نشه قوانین فوق مزخرف و غیر حرفه ای برای عکس محصول رو گذاشتن که شما رو عاجز میکنه و بیخیال میشین از محصول جدید آپلود کردن سوم_ مشتری حق داره سلیقه ای جنس رو برگردونه یعنی دقیقا همون رو فرستادی ولی مشتری بازش میکنه و تست میکنه برمیگردونه و شما حق اعتراض نداری چون بگی هم میگن باشه ولی یکسال میگذره و هیچ کاری نمیکنن برات چهارم_پشتیبانی فروشندگان افتضاح هست اصلا درست و دقیق کمک نمیکنن واطلاعاتشون کاملا اشتباه هستش و یه سریشون هم که ببخشید از دماغ فیل افتادن اصلا حرف زدن و کار بلد نیستن چرت و پرت تحویل میدن و موضوع آخر و مهم انبار اسنپ شاپ نگم براتون از داغون بودن این بخش اصلا هیچ هماهنگی باهم ندارن انبار به چیزی میگه اسنپ یه چیز دیگه و اصلا سمت ارسال به انبار نرید و همون ارسال فوری فقط بدید و اصلا محصول زیر ۱۰۰ تومن نزارید چون مشتری میتونه به دروغ بگه چیز دیگه براش فرستادید و هم جنستون هدیه میمونه دست مشتری هم پولشو بهش میدن
در اینجا، کار کردن با بینظمترین سازمانی روبهرو شدم که هیچ برنامهای برای مدیریت ندارد و هر روز با چالش تازهای روبهرو بود. مدیران اینجا از نظر برخورد و انگیزه، نقاط ضعفی زیادی داشتند و پرداخت حقوق هم با مشکل مواجه بود. اصلا و ابدا اینجا جای پاتون نیست، چون تجربهی عقبافتادگی و سکون در کار فقط افزایش پیدا میکند و هیچ پیشرفتی در کار حس نمیشود. انتظار بیگاری از کارکنان وجود دارد و به هیچ عنوان فضای سالمی برای رشد نیست. اگر دنبال شغلی با امنیت و آرامش هستید، امکان پیدا کردن جای بهتری برای کار وجود دارد. موفق باشید.
من به دلیل سقوط از داربست دچار آسیب شدیدی شدم و حالا هیچ بیمهای ندارم تا داروهایم را بتونم بخرم. برای مخارج درمان و دارو به کمک نیاز دارم و در واقع تنها پشتیبان کناری من فاطمه زهرا است که با ماندن در خانهی مستاجری و کمک دوچرخه زندگیام را کمی سر و سامان داده است. برای دو نان که به آن نیاز دارم به کمک یک فرد با صدقه احتیاج دارم تا بتوانم از پس هزینهها بر بیایم. به صدای نیت و جدیتی که دارم اطمینان بدهید و به داد بچههایم برسید. هیچ چیز غیرواقعی نیست و حقیقتا با مشکلاتی روبهرو هستم. شماره کارت ۵۸۵۹۸۳۱۱۳۸۸۹۰۲۴۸ متعلق به من است. من با شجاعیزاده ارتباط دارم و هدفم تنها تامین مخارج زندگیم و داروهایم است.
با تغییر مدیریت در نیمه دوم سال 403 کلا ساختار و فرهنگ سازمانی عوض شد. نزدیک به نیمی از نیروها در این 6 ماه از شرکت رفتن و جاشون رو یه عده آدم بی تجربه بیسواد پر کردن. دیگه اصلا ملاک شایستگی و دانش نیست. پروژه ها خوابیده و تیم جدید فقط در حال شو کردن و تعریف از خودیها تو شرکت و لینکدین هستن. وقت شون فقط برای نمایش عملکرد نداشته شون میزارن. معاونت تولید جدید که اصلا با فرایند تولید آشنا نیست و حتی توانایی صحبت عادی با نیروها رو نداره و به جای خودش مشاور گذاشته که بیشتر از این نیروها رو با طرز برخوردش فراری نده . ولی امان امان از مشاور نادان که فک میکنه فقط با دروغ گفتن و وعده دادن الکی میتونه نیروها رو به راحتی گول بزنه یا با ایجاد اختلاف بین نیروها کارش رو پیش ببره . الانم چپ و راست دارن مزایا و .. زیاد میکنن که مثلا نیروها گول بخورن و بمونن. اصلا با تصور رایان قبلی به این شرکت نیاین. کلا ساختار و تفکر مدیریتی عوض شده، دیگه اصلا خبری از مدیران سابق در این شرکت نیست، تک و توک مدیران چابلوس عافیت طلب یا ترسو موندگار شدن بقیه همه رفتن. کلا نمیشه با ادمهای غیرفنی و پوچ کنار اومد و کار کرد. کلا بلبشویی ه تو شرکت همه کارها رو هوا، ما که داشتیم کارمیکردیم میفهمیم داره چه اتفاقی میفته ولی اینها فقط دارن برای خودشون دست میزنن.
بار اول که برای عنوان شغلی کارشناس مستندسازی رفته بودم مصاحبه ی بدی نبود ولی رد شدم بعد چند روز زنگ زدن که اگه میخوای بیا برای عنوان شغلی کنترل کیفی مصاحبه منم قبول کردم، یه خانم و یه آقا بودن که آقاهه واقعا رفتار زننده ای داشت، نگاه به شدت از بالا به پایینی داشت و گه گاه هم پوزخند میزد البته خانومه هم همینطور بود ولی چون کمتر سوال میپرسید زیاد رفتارش به چشم نمیومد، در نهایت هم رد شدم، اینم بگم که من رزومه ی خوبی داشتم، تو ایمیل ریجیکتی ام نوشته فرد دیگری که امتیاز بالاتر گرفته بود جذب شد اما من دیدم که دوباره تمام عنوان شغلی ها رو از نو آگهی کردند، معلوم بود که کسی را جذب نکرده بودند، کلا این شرکت دائم آلاگهیه معلوم نیست جریانشون چیه و به دنبال چی هستند
باور کنید در آن موقع وعدههای زیادی درباره مزایا و حقوق بالای شرکت به من داده شد؛ اما از همان ابتدای ورود متوجه فشار کار بالا و عدم پرداخت اضافهکاری شدم. تقریبا هر هفته باید کسری صندوق پرداخت میکردم، حتی وقتی صندوق را نمیزدم. یک روز در هفته هم از صبح تا شب به طور کامل زمان میگذشت. برخوردها در محل کار گاهی توهینآمیز و کلامی بود که در طول تجربههایم تجربه نکرده بودم. حالا میفهمم وقتی استخدام شدم، بسیاری از همکاران سفتههایشان را از شرکت میگرفتند. به طور کلی، به هیچ عنوان توصیه نمیکنم برای کار در فروشگاه فکر کنید یا بخواهید چنین تجربهای را پشت سر بگذارید.
برای من از همان روزهای اول مصاحبه وعدههای زیادی درباره مزایا و حقوق بالا داده شد، اما واقعیت خیلی فرق داشت. با ورودم به شرکت متوجه ساعات کار طولانی و نبود پرداخت اضافهکاری شدم. هر هفته باید به اندازهای که صندوق خالی بود از جیب خرج میکردم، حتی اگر صندوق را نمیزدم هم باید پرداخت میکردم. برخی روزها تمام روز، از صبح تا شب، حاضر بودم. رفتارهای بیاحترامی و کلامی که در جانبو دیدم هرگز در هیچ تجربهای چنین نبود. حالا فهمیدهام وقتی استخدام شدم خیلیها سفتهشان را از شرکت تحویل میگرفتند. بهطور کلی نمیتوانم این کار را توصیه کنم، حتی به فکر کار در بخش فروش هم نباید باشید.
کاریزما و بازهم تعدیل شرکت سودا که یکی از اصلی ترین مجموعه های کاریزما بودش به یکباره فروپاشید و پایان سال 1403 کلی از نیروهاش رو تعدیل کرد. البته این شرکت هیچ وقت هیچ پروژه ای که به سرانجام رسیده باشه رو ارائه نداد. خوده مجموعه کاریزما هم پایان سال شب قبل از عید یکسری از نیروها رو صدا کرده و باهاشون صحبت کرده و گفته که تعدیل شده اید. نیروهایی که شاید 2 ماه هستش جذب کردن رو هم تعدیل کردند. آقایان و خانمها باد هم زد کلاه تون افتاد نزدیک شرکت کاریزما نرید و کلاه تون رو برندارید. این شرکت جز وعده دروغ دادن هیچ مزیتی نداره. هر سال کارشون همین هستش که نزدیک سال نو عده ای رو تعدیل میکنند الان دقیقا سه سال هستش که این کار رو دارن انجام میدن اطلاع رسانی بکنید که دیگران در دام شیطانی این حضرات گرفتار نشوند. عیدی و سنوات و حقوق تون رو مثل آب خوردن بالا میکشند. از ما گفتن بود
من در شرکتی کار میکردم که برای هر درخواست سادهای هم اجازه بدهید عوارضی مشخص دریافت میشد. هر کاری که لازم بود انجام بدهید، باید بهعنوان یک نوع شیرینی از جانب منابع انسانی پرداخته میشد تا فعالیت مربوطه انجام بشود؛ چه درخواست تایید مرخصی باشد، چه گواهی بانکی یا تسهیل سریعتر فرایندها. این پرداختها برای هر کارشناس مربوطه بود و بهطور کلی واحد منابع انسانی بهجای حمایت از پرسنل به گیت عوارض و مالیات تبدیل شده بود. اگر کسی از این پرداختها صحبت میکرد، با تهدید میگفتند که دیگر در دفعات بعد کارت را انجام نخواهند داد.
شرکت بهسا تجربهای را برای من رقم زد که برخلاف آنچه دیگران نوشتهاند واقعیت را به شکلی کاملتر روایت میکند. در اینجا میخواهم با صدای خودم بیان کنم که برای هر درخواست از سمت منابع انسانی باید چیزی فراتر از فرایندهای معمول بدهیم و به ازای هر خدمت، تعرفهای به نام شیرینی مصرف میشود. درخواست تایید مرخصی، گواهی بانکی یا سرعتبخشیدن به انجام کارها همه با این شیوه همراه است و کمترین حد رضایت هم تنها برای کارشناس مربوطه نیست و کل واحد مربوطه را در بر میگیرد. به جای پشتیبانی از پرسنل، منابع انسانی به نظر میرسد به نوعی چارچوبی از عوارض و مالیات تبدیل شده است. اگر صدای اعتراض شنیده شود، پاسخ تهدیدگونهای مطرح میشود که اگر شیرینی داده نشود، کار با تاخیر یا بینتیجه خواهد ماند.
شرکت آبگینه پرداز شرق را تجربه کردم. در جایگاهی مالی کار میکردم و با رفتاری برخورد کردم که بسیار نامشخص و نامطلوب بود؛ انگار در یک میدان نبرد کار میکردیم و برخوردها بیشتر با نگاه تهدیدآمیز بود تا حمایتی. گاهی احساس میکردم که احترام نسبت به کارکنان فقط وقتی وجود دارد که کارها به مذاق فرد مدیران خوش بیاید و به محض درخواست حق و حقوق، وضعیت تغییر میکند و آن میزان از تلاش که برای شرکت صرف میکنم، نادیده گرفته میشود. چنین برخوردی از بعضی مسئولان باعث میشد فهم و درک کافی نسبت به نیازها و مشکلات کارمندان وجود نداشته باشد.
برای اینجا کارکردن به نظر من فقط وقتی مفیده که هدف از کار بدون پیشرفت باشه و هیچ ارزش افزودهای تجربه نکرده باشید. پرداخت حقوق اغلب با تاخیر یکماهه انجام میشه و تیم اداری از نظر اخلاقی خیلی تحملناپذیاند و بیشتر به منافع خودشون توجه میکنن، به خصوص کارشناس مالی و مدیر منابع انسانی. از نظر مالی وضعیت شرکت ضعیف بهنظر میرسه و حقوقها پایینه و سیستم کاریشون کاملا بهطبق رفتار اربابرعیت پیش میره. به هیچ وجه این شرکت رو به عنوان محیط کاری مناسب توصیه نمیکنم، چون قدردانی از تلاش کارمندان رو انجام نمیدهند و نسبت به کارمند احترام چندانی قائل نیستند. هر وقت درباره حقوق و مزایا صحبت میشه، پاسخها اینطور بیان میشن که دستمز Char پرداخت شده و کسر کار رو با ظاهربرداری حساب میکنند اما اضافهکار و جبران اضافه حقوق وجود نداره، حتی اگر تا آخر شب کار کنید. واقعا حیفه وقت و انرژیتون رو صرف چنین سیستمی کنید.
من از این مجموعه جدا شدم بهدلیل مسائل شخصی، اما یاد و خاطرهش هنوز توی ذهنم زنده است. تیمی بینظیر، مدیریتی حرفهای و فضایی که در آن احساس امنیت و ارزش میکردم وجود داشت. حقوق همواره بهموقع بود و اخلاق حرفهای در سطح بالایی قرار داشت و همکارانFunctor همدلی و همدلی بالایی داشتن که کنار هم فضای فوقالعادهای ساخته بودیم. اگر دنبال جایگاهی هستید که هم کار و هم آرامش و احترام را کنار هم داشته باشد، این شرکت یکی از گزینههای خوب است. همکاری با آنها برای من تجربهای عالی بود که هرگز فراموش نمیکنم.
مصاحبه با ParsPack | پارس پک - PARSPACK SUPPORT یکی از بدترین و مزخرفترین و چرتترین مصاحبههای عمرم بود. یعنی فقط من موندم با این مغز کوچیکشون و ذهن بستهشون چطوری بیزینس رو دارن پیش میبرن. ۵ مرحله مصاحبه کردن (وقتم رو تلف کردند): ۱. منابع انسانیشون زنگ زده سوال کوبرنتیز از من میکنه، اونم از روی برگه و قطعا درست و غلط. یعنی اگه شما اون دستور مد نظر اینها رو اون لحظه یادت رفته باشه یا بلد نباشی مرحله بعد نمیری 😅😅😅 ۲. چند روز بعد یه تست مزخرف با کلی سوالهای چرت به زبان انگلیسی با تایم ۳۰ ثانیه گزاشتند جلوت که تا میومدی سوال رو بخونی وقت تموم میشد. چند روز بعدش منابع انسانی زنگ زده حالا با توجه به نتیجه تست بریم مرحله بعد (یعنی هر عددی بگی نصفشم نمیدیم بهت و دست بالا واسماس). ۳. بعد مصاحبه تکنیکال که از جزئیترین چیزها سوال میپرسید، مثل آرگومانهای ورودی فلان دستور. یعنی مغز آدم سوت میکشه از این همه جهل. یه بچه فکر کنم متولد ۸۰ هم گزاشته بودند برای این کار. ۴. مرحله چهارم هم یک تسک عملی بود که ۳ روز هم وقت براش در نظر گرفته بودند. همه رو با انسیبل انجام دادم در عرض یک روز و براشون فرستادم منتها یک اررور ساده داشت و به خاطر همون دیگه خبری نشد ازشون :))) یعنی این فکر رو نمیکنند کسی که تا اینجا رسیده قطعا اون رو هم میتونه حل کنه. ۵. تست هوش مسخرهشون فقط! - اگر بخوای کل پنجرههای تهران رو تمیز کنی چقدر دستمال و مایعتمیزکننده لازمه :)))) - بین ساعت ۱۵ تا ۲۴ عقربه کوچیکه با بزرگه با ثانیهشمار چندبار رو هم میافتند. - طرف ۲تا دختر داره ۳تا پسر، در مجموع چندتا بچه داره ؟😆 فقط سوالهای ترجمهش، فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی 😄 انگار میخوان مترجم استخدام کنند، خب برید چلنگر رو بیارید دیگه چرا وقت ما رو میگیرید. فکر کنم در جریان نیستند, بزار بگیم شاید فهمیدن! «ما رشتهمون کامپیوتره» اساتید!!!!!!! زنگ زدند تازه محبت کنند، لطف کنند، منت بزارن سرمون، باز وقت بدن برای رفع اون اررور تهش هم بگن کلی بهت فرصت دادیم تا اینجا رسیدی 😆 منم گفتم برید مزاحم نشید. خب بگو اگه مرحله ۴ پاس نشده دیگه برای چی انقدر سوال پرسیدید توو مرحله بعد، اصلا چرا میرید مرحله بعدی ؟؟؟ این مدل ترفندها و تیریکها دیگه کار نمیکنه سلاطین! وااااای حتی بهش فکر هم میکنم اعصابم خرد میشه. موندم این حجم از خزعبلات چطوری توو مغز به اون کوچیکی جا شده!!! به HRش هم توو لینکداین Leila Nedaee (همون خانمی که توو مرحله ۱و۲ زنگ زد) پیام دادم هیچ جوابی دریافت نکردم. خداییش مدیون منید 😀 ۱ دقیقه از وقت باارزشتون رو برای این شرکت مزخرف هدر بدید، یعنی حلالتون نمیکنم 😘 این هم لینک پست: https://www.linkedin.com/feed/update/urn:li:activity:7298268089169645569/ توصیه میکنم کامنتها رو بخونید حتما.
من حدود دو ماهه که به این شرکت ملحق شدم و تا الان واقعا از تجربم راضیم. البته من بالاي ٦ سال سابقه كار حرفه اي دارم و خوب همه شركت ها نقاط قوت و ضعف دارند، مصاحبهم هم اينجا اول آنلاین بود، بعد حضوری، که خیلی حرفهای و منظم پیش رفت. مدیرم یه خانمه که برخوردش خیلی محترمانه و منطقیه. فضای کاری هم تو این مدت برای من آروم و محترمانه بوده، و واقعا برای آدمای با تجربه و با دانش، ارزش قائلن. بعضی از کامنتهایی که اینجا دیدم، بیشتر شبیه دلخوری یا غرضورزی شخصیه تا بازتاب واقعیت. به نظرم اگه کسی واقعا مشکلی داره، بهتره مستقیم و محترمانه با شرکت مطرح کنه تا از مسیر درست پیگیری بشه.
من مدت سه ماه در شرکت شاتل کار کردم و تجربهام متأسفانه اون چیزی نبود که انتظار داشتم. در مصاحبههای استخدامی، حقوق مشخصی برای قرارداد اصلی وعده دادن که به نظرم منصفانه میاومد، اما بعد از دوره آزمایشی، مبلغ پیشنهادی به مراتب کمتر از توافق اولیه بود و این تفاوت برایم قابل قبول نبود. همچنین، شرح وظایفی که در مصاحبه مطرح کردن، با واقعیت کار تفاوت زیادی داشت و سطح مسئولیتها با حقوق پرداختی اصلا تناسبی نداشت. وقتی کارم رو شروع کردم، متوجه شدم امکانات اولیه مثل میز کاری مناسب یا فضای کافی برای انجام وظایف در اختیارم نیست. مزایای رفاهی هم عملا وجود نداره؛ هزینههایی مثل ناهار بوفه و بیمه تکمیلی به جای حمایت شرکت، از حقوق کارمند کسر میشه. تکنولوژیهای مورد استفاده هم خیلی قدیمیان و کار کردن اونجا به رشد حرفهای کمکی نمیکنه. منابع انسانی شاتل هم عملکرد ضعیفی داره و رفتار پرسنلش اغلب غیرحرفهای و ناخوشاینده. به نظرم بیشتر دنبال کسر هزینه از کارمندا هستن تا حمایت ازشون. در زمان قطع همکاری، برخورد خیلی سرد و بیتوجهی از سمت شرکت دیدم که حس خوبی بهم نداد. بعد از اتمام کار، باهام تماس گرفتن و گفتن چون کمتر از یک سال موندم، باید یک پایه حقوق بابت "هزینه آموزش" بدم. ظاهرا این بند تو قرارداد بوده، ولی هیچ نسخهای از قرارداد به من ندادن و فقط گفتن "باید موقع امضا میخوندی". وقتی درخواست ریز هزینهها رو کردم، گفتن همچین چیزی ارائه نمیدن. در حالی که آموزشها صرفا برای تسریع کار داخلی خودشون بود و هیچ ارزش علمی یا مدرک معتبری نداشت. شاتل شاید از بیرون جذاب به نظر بیاد، ولی تجربه من نشون داد که از نزدیک ارزش وقت و انرژی رو نداره. توصیهام اینه که اگه دنبال جایگاه ارشد نیستید، جای دیگهای رو برای کار انتخاب کنید تا آرامش و انگیزهتون حفظ بشه.
شرکت مکتب خونه رو تجربه کردم و بیش از همه از فضای کار ناراضی بودم. حقوق اکثر پوزیشنها بر اساس روابط دوستانه تعیین میشد نه شایستهسالاری و توانمندی واقعی افراد. اگر دوباره به گذشته برگردم، دیگه به همکاری با این مجموعه فکر نمیکنم.
>>> اسفند ۱۴۰۳ بی در و پیکر ترین مجموعه ای که توش کار کردم.منابع انسانی فشل و چاپلوس.تا چپتر لید های تست بی سواد و پر ادعا که بدیهیات رو نمیدونن.یارو ادعاش اسمونو پاره کرده ولی اصول اولیه istqb رو نمیدونه.یه کپی پیست میکنه از اینترنت اسمشو میزاره اتومیتشن تستر ولی نمیتونه دیباگ کنه !!!قدرت تجزیه تحلیل زیر صفر!!!تسترا بی سواد اکثرا.رانت و لابی هم بیداد میکنه.حقوقاش افتضاحه مگر اینکه با رابطه و سفارشی بری تو.به هیچ عنوان برای نیروهای جونیور و سینیور توصیه نمیشه.عمرتون تلف میشه.
این شرکت توسط فردی غیر از مدیرعامل در حال کنترل هست،یک خانم اخراجی از شرکتهای قبل اینجا اولین تجربه مدیریتی خودشو تجربه میکنه و تمام حاشیه ها زیر نظر این به اصطلاح مدیره هرکی پاچه خواری این خانم انجام بده در آرامش کار خواهد کرد،،منابع انسانی انگار وجود نداره،پرداخت کارانه ها اصلا معلوم نیست چه شکلیه و کسی بهت جواب نمیده که چطور واریز شده،شایسته سالاری حرف آخر میزنه،موقع تسویه کارانه که جزو حقوق کارمند هست و بهش نمیدن
به خاطر بیثباتی دائم و رفتارهای فاجعهبار مدیریتی، من در مدتی کوتاه با این شرکت برخورد داشتم. فضای کاری سرد و بیاستقرار بود؛ هر روز نیروهای جدید استخدام میشدند اما کمتر از سه ماه کسی دوام نمیآورد. اکثر کارکنان هم با خروج از شرکت با وجود مشکلات، شکایتی نسبت به آن داشتند.
بعد ۲ سال کار تو اسنپ شاپ میگم اگه صبر ایوب دارید و حوصله بیش از حد دارید و کفش آهنین برای گرفتن حقتون بفرمایین شروع کنید یک_ مبلغ دریافتی از اون چیزی که واقعا حسابداری میشه کمتر میدهند و اثبات هم کنید گردن نمیگیرن دو_ هر چندین ماه یکبار جنس جدید شما تایید میشه آیا تایید بشه یا نشه قوانین فوق مزخرف و غیر حرفه ای برای عکس محصول رو گذاشتن که شما رو عاجز میکنه و بیخیال میشین از محصول جدید آپلود کردن سوم_ مشتری حق داره سلیقه ای جنس رو برگردونه یعنی دقیقا همون رو فرستادی ولی مشتری بازش میکنه و تست میکنه برمیگردونه و شما حق اعتراض نداری چون بگی هم میگن باشه ولی یکسال میگذره و هیچ کاری نمیکنن برات چهارم_پشتیبانی فروشندگان افتضاح هست اصلا درست و دقیق کمک نمیکنن واطلاعاتشون کاملا اشتباه هستش و یه سریشون هم که ببخشید از دماغ فیل افتادن اصلا حرف زدن و کار بلد نیستن چرت و پرت تحویل میدن و موضوع آخر و مهم انبار اسنپ شاپ نگم براتون از داغون بودن این بخش اصلا هیچ هماهنگی باهم ندارن انبار به چیزی میگه اسنپ یه چیز دیگه و اصلا سمت ارسال به انبار نرید و همون ارسال فوری فقط بدید و اصلا محصول زیر ۱۰۰ تومن نزارید چون مشتری میتونه به دروغ بگه چیز دیگه براش فرستادید و هم جنستون هدیه میمونه دست مشتری هم پولشو بهش میدن
در اینجا، کار کردن با بینظمترین سازمانی روبهرو شدم که هیچ برنامهای برای مدیریت ندارد و هر روز با چالش تازهای روبهرو بود. مدیران اینجا از نظر برخورد و انگیزه، نقاط ضعفی زیادی داشتند و پرداخت حقوق هم با مشکل مواجه بود. اصلا و ابدا اینجا جای پاتون نیست، چون تجربهی عقبافتادگی و سکون در کار فقط افزایش پیدا میکند و هیچ پیشرفتی در کار حس نمیشود. انتظار بیگاری از کارکنان وجود دارد و به هیچ عنوان فضای سالمی برای رشد نیست. اگر دنبال شغلی با امنیت و آرامش هستید، امکان پیدا کردن جای بهتری برای کار وجود دارد. موفق باشید.
من به دلیل سقوط از داربست دچار آسیب شدیدی شدم و حالا هیچ بیمهای ندارم تا داروهایم را بتونم بخرم. برای مخارج درمان و دارو به کمک نیاز دارم و در واقع تنها پشتیبان کناری من فاطمه زهرا است که با ماندن در خانهی مستاجری و کمک دوچرخه زندگیام را کمی سر و سامان داده است. برای دو نان که به آن نیاز دارم به کمک یک فرد با صدقه احتیاج دارم تا بتوانم از پس هزینهها بر بیایم. به صدای نیت و جدیتی که دارم اطمینان بدهید و به داد بچههایم برسید. هیچ چیز غیرواقعی نیست و حقیقتا با مشکلاتی روبهرو هستم. شماره کارت ۵۸۵۹۸۳۱۱۳۸۸۹۰۲۴۸ متعلق به من است. من با شجاعیزاده ارتباط دارم و هدفم تنها تامین مخارج زندگیم و داروهایم است.
با تغییر مدیریت در نیمه دوم سال 403 کلا ساختار و فرهنگ سازمانی عوض شد. نزدیک به نیمی از نیروها در این 6 ماه از شرکت رفتن و جاشون رو یه عده آدم بی تجربه بیسواد پر کردن. دیگه اصلا ملاک شایستگی و دانش نیست. پروژه ها خوابیده و تیم جدید فقط در حال شو کردن و تعریف از خودیها تو شرکت و لینکدین هستن. وقت شون فقط برای نمایش عملکرد نداشته شون میزارن. معاونت تولید جدید که اصلا با فرایند تولید آشنا نیست و حتی توانایی صحبت عادی با نیروها رو نداره و به جای خودش مشاور گذاشته که بیشتر از این نیروها رو با طرز برخوردش فراری نده . ولی امان امان از مشاور نادان که فک میکنه فقط با دروغ گفتن و وعده دادن الکی میتونه نیروها رو به راحتی گول بزنه یا با ایجاد اختلاف بین نیروها کارش رو پیش ببره . الانم چپ و راست دارن مزایا و .. زیاد میکنن که مثلا نیروها گول بخورن و بمونن. اصلا با تصور رایان قبلی به این شرکت نیاین. کلا ساختار و تفکر مدیریتی عوض شده، دیگه اصلا خبری از مدیران سابق در این شرکت نیست، تک و توک مدیران چابلوس عافیت طلب یا ترسو موندگار شدن بقیه همه رفتن. کلا نمیشه با ادمهای غیرفنی و پوچ کنار اومد و کار کرد. کلا بلبشویی ه تو شرکت همه کارها رو هوا، ما که داشتیم کارمیکردیم میفهمیم داره چه اتفاقی میفته ولی اینها فقط دارن برای خودشون دست میزنن.
بار اول که برای عنوان شغلی کارشناس مستندسازی رفته بودم مصاحبه ی بدی نبود ولی رد شدم بعد چند روز زنگ زدن که اگه میخوای بیا برای عنوان شغلی کنترل کیفی مصاحبه منم قبول کردم، یه خانم و یه آقا بودن که آقاهه واقعا رفتار زننده ای داشت، نگاه به شدت از بالا به پایینی داشت و گه گاه هم پوزخند میزد البته خانومه هم همینطور بود ولی چون کمتر سوال میپرسید زیاد رفتارش به چشم نمیومد، در نهایت هم رد شدم، اینم بگم که من رزومه ی خوبی داشتم، تو ایمیل ریجیکتی ام نوشته فرد دیگری که امتیاز بالاتر گرفته بود جذب شد اما من دیدم که دوباره تمام عنوان شغلی ها رو از نو آگهی کردند، معلوم بود که کسی را جذب نکرده بودند، کلا این شرکت دائم آلاگهیه معلوم نیست جریانشون چیه و به دنبال چی هستند
باور کنید در آن موقع وعدههای زیادی درباره مزایا و حقوق بالای شرکت به من داده شد؛ اما از همان ابتدای ورود متوجه فشار کار بالا و عدم پرداخت اضافهکاری شدم. تقریبا هر هفته باید کسری صندوق پرداخت میکردم، حتی وقتی صندوق را نمیزدم. یک روز در هفته هم از صبح تا شب به طور کامل زمان میگذشت. برخوردها در محل کار گاهی توهینآمیز و کلامی بود که در طول تجربههایم تجربه نکرده بودم. حالا میفهمم وقتی استخدام شدم، بسیاری از همکاران سفتههایشان را از شرکت میگرفتند. به طور کلی، به هیچ عنوان توصیه نمیکنم برای کار در فروشگاه فکر کنید یا بخواهید چنین تجربهای را پشت سر بگذارید.
برای من از همان روزهای اول مصاحبه وعدههای زیادی درباره مزایا و حقوق بالا داده شد، اما واقعیت خیلی فرق داشت. با ورودم به شرکت متوجه ساعات کار طولانی و نبود پرداخت اضافهکاری شدم. هر هفته باید به اندازهای که صندوق خالی بود از جیب خرج میکردم، حتی اگر صندوق را نمیزدم هم باید پرداخت میکردم. برخی روزها تمام روز، از صبح تا شب، حاضر بودم. رفتارهای بیاحترامی و کلامی که در جانبو دیدم هرگز در هیچ تجربهای چنین نبود. حالا فهمیدهام وقتی استخدام شدم خیلیها سفتهشان را از شرکت تحویل میگرفتند. بهطور کلی نمیتوانم این کار را توصیه کنم، حتی به فکر کار در بخش فروش هم نباید باشید.
کاریزما و بازهم تعدیل شرکت سودا که یکی از اصلی ترین مجموعه های کاریزما بودش به یکباره فروپاشید و پایان سال 1403 کلی از نیروهاش رو تعدیل کرد. البته این شرکت هیچ وقت هیچ پروژه ای که به سرانجام رسیده باشه رو ارائه نداد. خوده مجموعه کاریزما هم پایان سال شب قبل از عید یکسری از نیروها رو صدا کرده و باهاشون صحبت کرده و گفته که تعدیل شده اید. نیروهایی که شاید 2 ماه هستش جذب کردن رو هم تعدیل کردند. آقایان و خانمها باد هم زد کلاه تون افتاد نزدیک شرکت کاریزما نرید و کلاه تون رو برندارید. این شرکت جز وعده دروغ دادن هیچ مزیتی نداره. هر سال کارشون همین هستش که نزدیک سال نو عده ای رو تعدیل میکنند الان دقیقا سه سال هستش که این کار رو دارن انجام میدن اطلاع رسانی بکنید که دیگران در دام شیطانی این حضرات گرفتار نشوند. عیدی و سنوات و حقوق تون رو مثل آب خوردن بالا میکشند. از ما گفتن بود
من در شرکتی کار میکردم که برای هر درخواست سادهای هم اجازه بدهید عوارضی مشخص دریافت میشد. هر کاری که لازم بود انجام بدهید، باید بهعنوان یک نوع شیرینی از جانب منابع انسانی پرداخته میشد تا فعالیت مربوطه انجام بشود؛ چه درخواست تایید مرخصی باشد، چه گواهی بانکی یا تسهیل سریعتر فرایندها. این پرداختها برای هر کارشناس مربوطه بود و بهطور کلی واحد منابع انسانی بهجای حمایت از پرسنل به گیت عوارض و مالیات تبدیل شده بود. اگر کسی از این پرداختها صحبت میکرد، با تهدید میگفتند که دیگر در دفعات بعد کارت را انجام نخواهند داد.
شرکت بهسا تجربهای را برای من رقم زد که برخلاف آنچه دیگران نوشتهاند واقعیت را به شکلی کاملتر روایت میکند. در اینجا میخواهم با صدای خودم بیان کنم که برای هر درخواست از سمت منابع انسانی باید چیزی فراتر از فرایندهای معمول بدهیم و به ازای هر خدمت، تعرفهای به نام شیرینی مصرف میشود. درخواست تایید مرخصی، گواهی بانکی یا سرعتبخشیدن به انجام کارها همه با این شیوه همراه است و کمترین حد رضایت هم تنها برای کارشناس مربوطه نیست و کل واحد مربوطه را در بر میگیرد. به جای پشتیبانی از پرسنل، منابع انسانی به نظر میرسد به نوعی چارچوبی از عوارض و مالیات تبدیل شده است. اگر صدای اعتراض شنیده شود، پاسخ تهدیدگونهای مطرح میشود که اگر شیرینی داده نشود، کار با تاخیر یا بینتیجه خواهد ماند.
شرکت آبگینه پرداز شرق را تجربه کردم. در جایگاهی مالی کار میکردم و با رفتاری برخورد کردم که بسیار نامشخص و نامطلوب بود؛ انگار در یک میدان نبرد کار میکردیم و برخوردها بیشتر با نگاه تهدیدآمیز بود تا حمایتی. گاهی احساس میکردم که احترام نسبت به کارکنان فقط وقتی وجود دارد که کارها به مذاق فرد مدیران خوش بیاید و به محض درخواست حق و حقوق، وضعیت تغییر میکند و آن میزان از تلاش که برای شرکت صرف میکنم، نادیده گرفته میشود. چنین برخوردی از بعضی مسئولان باعث میشد فهم و درک کافی نسبت به نیازها و مشکلات کارمندان وجود نداشته باشد.
برای اینجا کارکردن به نظر من فقط وقتی مفیده که هدف از کار بدون پیشرفت باشه و هیچ ارزش افزودهای تجربه نکرده باشید. پرداخت حقوق اغلب با تاخیر یکماهه انجام میشه و تیم اداری از نظر اخلاقی خیلی تحملناپذیاند و بیشتر به منافع خودشون توجه میکنن، به خصوص کارشناس مالی و مدیر منابع انسانی. از نظر مالی وضعیت شرکت ضعیف بهنظر میرسه و حقوقها پایینه و سیستم کاریشون کاملا بهطبق رفتار اربابرعیت پیش میره. به هیچ وجه این شرکت رو به عنوان محیط کاری مناسب توصیه نمیکنم، چون قدردانی از تلاش کارمندان رو انجام نمیدهند و نسبت به کارمند احترام چندانی قائل نیستند. هر وقت درباره حقوق و مزایا صحبت میشه، پاسخها اینطور بیان میشن که دستمز Char پرداخت شده و کسر کار رو با ظاهربرداری حساب میکنند اما اضافهکار و جبران اضافه حقوق وجود نداره، حتی اگر تا آخر شب کار کنید. واقعا حیفه وقت و انرژیتون رو صرف چنین سیستمی کنید.
من از این مجموعه جدا شدم بهدلیل مسائل شخصی، اما یاد و خاطرهش هنوز توی ذهنم زنده است. تیمی بینظیر، مدیریتی حرفهای و فضایی که در آن احساس امنیت و ارزش میکردم وجود داشت. حقوق همواره بهموقع بود و اخلاق حرفهای در سطح بالایی قرار داشت و همکارانFunctor همدلی و همدلی بالایی داشتن که کنار هم فضای فوقالعادهای ساخته بودیم. اگر دنبال جایگاهی هستید که هم کار و هم آرامش و احترام را کنار هم داشته باشد، این شرکت یکی از گزینههای خوب است. همکاری با آنها برای من تجربهای عالی بود که هرگز فراموش نمیکنم.
مصاحبه با ParsPack | پارس پک - PARSPACK SUPPORT یکی از بدترین و مزخرفترین و چرتترین مصاحبههای عمرم بود. یعنی فقط من موندم با این مغز کوچیکشون و ذهن بستهشون چطوری بیزینس رو دارن پیش میبرن. ۵ مرحله مصاحبه کردن (وقتم رو تلف کردند): ۱. منابع انسانیشون زنگ زده سوال کوبرنتیز از من میکنه، اونم از روی برگه و قطعا درست و غلط. یعنی اگه شما اون دستور مد نظر اینها رو اون لحظه یادت رفته باشه یا بلد نباشی مرحله بعد نمیری 😅😅😅 ۲. چند روز بعد یه تست مزخرف با کلی سوالهای چرت به زبان انگلیسی با تایم ۳۰ ثانیه گزاشتند جلوت که تا میومدی سوال رو بخونی وقت تموم میشد. چند روز بعدش منابع انسانی زنگ زده حالا با توجه به نتیجه تست بریم مرحله بعد (یعنی هر عددی بگی نصفشم نمیدیم بهت و دست بالا واسماس). ۳. بعد مصاحبه تکنیکال که از جزئیترین چیزها سوال میپرسید، مثل آرگومانهای ورودی فلان دستور. یعنی مغز آدم سوت میکشه از این همه جهل. یه بچه فکر کنم متولد ۸۰ هم گزاشته بودند برای این کار. ۴. مرحله چهارم هم یک تسک عملی بود که ۳ روز هم وقت براش در نظر گرفته بودند. همه رو با انسیبل انجام دادم در عرض یک روز و براشون فرستادم منتها یک اررور ساده داشت و به خاطر همون دیگه خبری نشد ازشون :))) یعنی این فکر رو نمیکنند کسی که تا اینجا رسیده قطعا اون رو هم میتونه حل کنه. ۵. تست هوش مسخرهشون فقط! - اگر بخوای کل پنجرههای تهران رو تمیز کنی چقدر دستمال و مایعتمیزکننده لازمه :)))) - بین ساعت ۱۵ تا ۲۴ عقربه کوچیکه با بزرگه با ثانیهشمار چندبار رو هم میافتند. - طرف ۲تا دختر داره ۳تا پسر، در مجموع چندتا بچه داره ؟😆 فقط سوالهای ترجمهش، فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی 😄 انگار میخوان مترجم استخدام کنند، خب برید چلنگر رو بیارید دیگه چرا وقت ما رو میگیرید. فکر کنم در جریان نیستند, بزار بگیم شاید فهمیدن! «ما رشتهمون کامپیوتره» اساتید!!!!!!! زنگ زدند تازه محبت کنند، لطف کنند، منت بزارن سرمون، باز وقت بدن برای رفع اون اررور تهش هم بگن کلی بهت فرصت دادیم تا اینجا رسیدی 😆 منم گفتم برید مزاحم نشید. خب بگو اگه مرحله ۴ پاس نشده دیگه برای چی انقدر سوال پرسیدید توو مرحله بعد، اصلا چرا میرید مرحله بعدی ؟؟؟ این مدل ترفندها و تیریکها دیگه کار نمیکنه سلاطین! وااااای حتی بهش فکر هم میکنم اعصابم خرد میشه. موندم این حجم از خزعبلات چطوری توو مغز به اون کوچیکی جا شده!!! به HRش هم توو لینکداین Leila Nedaee (همون خانمی که توو مرحله ۱و۲ زنگ زد) پیام دادم هیچ جوابی دریافت نکردم. خداییش مدیون منید 😀 ۱ دقیقه از وقت باارزشتون رو برای این شرکت مزخرف هدر بدید، یعنی حلالتون نمیکنم 😘 این هم لینک پست: https://www.linkedin.com/feed/update/urn:li:activity:7298268089169645569/ توصیه میکنم کامنتها رو بخونید حتما.