کی میخایم یاد بگیریم باید نظرات رو شنید حتی اگر برخلاف نظر ماباشه دقت کردید ؟گغتم بشنویم؟نگفتم با هر حرفی بگیم وای چه جای بد یا خوبی.یا بریم تغییرش بدیم فردی که میگه اسارو با کدوم ارمان شهر مقایسه میکنید؟با هیچ ارمان شهری با مینیمم سطح عدالت مقایسه کردیم وقتی همه چیز دوستو رفیق بازی و باند بازیه...کسیکه قدیمیه حتا اگر بیسواد باشه مدیرش میکنند این کجاش انتظار ارمانیه؟کجاش حرف بیجاییه؟ شما در تهران و کرح همزمان بودی؟ در همه تیمها بودی؟ در جلسات بررسی فنی و تعیین حقوق افراد بودی؟ حرف تک تک کساییکه حقشون ضایع شده رو شنیدی؟ طرف زنو بچه و دختر خاله ی خونه دار و محصلشو اورده حقوق داره میده بهشون به بچه 16 ساله!!!! وا بدید وقاحت و نشنیدن و کور بودن رو
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدت حدود یک سال در جایگاهی به عنوان کارشناس شبکه مشغول به کار بودم. تجربهای که از این شرکت داشتم خیلی مطلوب نبود و به دیگران توصیه نمیکنم با این سازمان همکاری کنند. مدیریت شرکت دارای سطح علمی و حرفهای مناسبی نبود و رفتارها همواره ناسنجیده و ناهمراه با احترام بود. اکثر پروژهها به صورت ۲۴ ساعته در روز و ۷ روز هفته در جریان هستند و باید شیفتهای طولانی را بپذیرید، گاه حتی ۲۴ یا ۳۶ ساعت مداوم حضور لازم است و اضافهکاری مشخصی در ازای این ساعات در نظر گرفته نمیشود. ساختار داخلی شرکت بهطور کلی نامناسب است و واحدهای منابع انسانی و مالی آن وجود ندارد. زمانبندی ساعات کار به صورت غیررسمی و به صورت دستی ثبت میشود و هیچ سامانه مشخصی برای این کار وجود ندارد. مزایا یا حمایتهای شغلی خاصی ارائه نمیشود و در برخی مواقع بیمهها نیز رد میشود. از بابت پرداخت حقوق مشکلات متعددی وجود داشت و شرکت به طور مداوم از طرف کارکنان در این زمینه شکایت میکرد.
من نمیدونم دوستانی که نظر منفی میذارن، اینجا رو با کجا مقایسه می کنند و چه آرمان شهری توی ذهنشون هست که نسبت به اون مقایسه میکنن آسا رو اما اگر منصفانه بخوایم نگاه کنیم به موضوع، از منی که چندین شرکت عوض کردم و با دوستانم زنجیره ای بزرگ از شرکت های مختلف رو بررسی کردیم، آسا بدون تعصب و اغراق از ۸۰ درصد شرکت های بزرگ و به نام ایرانی وضعیت بهتری داره نقد منصفانه ای داشته باشیم خواهشا
من چند وقتی بود که قصد مهاجرت داشتم ولی نمیدونستم از کجا شروع کنم. وقتی با این شرکت تماس گرفتم، خیلی سریع و با حوصله کمکم کردن که بفهمم چه کارهایی باید انجام بدم. همهچیز رو بهطور واضح توضیح دادن و همین باعث شد روند کار خیلی راحتتر بشه.
در تجربههای شغلیم با کارنیل وب به عنوان برنامهنویس ارشد وردپرس و PHP، یکی از بهترین دورههای کاریام رقم خورد. فضای کار هم صمیمی بود و هم حرفهای، و مدیریت از همه نظر پشتیبان خوبی بود؛ نتیجهاش یادگیریهای فراوانی بود که برداشت کردم. با اینکه هماکنون دانشجو هستم و از تهران دورم، شرکت بهشدت انعطافپذیر بود و امکان دورکاری را فراهم کرد. این دوره هم برایم پر از آموختن و هم اعتمادبهنفـس و انگیزههای تازه به همراه داشت.
وضعه بد اقتصادی یه طرف وضعه حقوقه اینجام یه طرف مدیری که اصلا براش پرسنلش اهمیتی نداره واقعا متاسفم که وقتتونو اونجا تلف میکنین و میمونین باید خیلی شرایطه مالیت خوب باشه که اونجا مونده باشی
امسال از نظر من یکی از برترین تجربههای کاری بود که توی کارنامهام ثبت شد. مدیران دفتر همواره با حرفهای بودن در کار، رفتاری دوستانه و تواضع نشان میدادند. در محیط کار خبری از استرس یا کشمکشهای بینتیجه بین تیم و مدیریت نبود و حواشی دردسرساز هم خیلی کم دیده میشد. فضای مجموعه برای زنان امن بود و اکثر همکاران را خانمها تشکیل میدادند. من در بخش تولید محتوا و سئو فعالیت میکردم و آموزشهای رایگان در این حوزه به کارکنان ارائه میشد.
سلام ارز ادب بنده ۴ سال درکاله لبنی باعشق کار میکردم کار کردن بنده شاید با دیگران کمی متفاوت بود سعی میکردم باتمام وجود دل میسوزندم از نظر بعضی از پرسنل کار زیاد میکردم به کسی توجه در این مورد نمیکردم چون عاشق کارم بودم الان از مسئولین تقاضای برگشت بکار رو دارم بنده مشکلی نداشتم ودرشهر امل غریبم بعداز ۱۶ سال کار درتهران اومدم امل یه همسر ودو فرزند نخبه درخوارزمی دکتر شعبانی حضور داشتن چون مسولین کاله بودن اکثر مدیران رده بالا بنده رومیشناسن پیردشتی ودیگرا عنایتی وطاهری فقط تقاضای برگشت بکار رو خواستم بنده خدمتگذار کاله لبنی با تشکر خواهشن بی تفاوت درمقابل اینچنین پرسنلی راه جالبی نمیتواند باشد تشکر از شما
یکی از بدترین شرکتهای ایرانه تا حالا وضع حقوقو اینجوری ندیدم سه ماه عقب فقط ازت کار میکشن ولی پول خبری نیست هیچ مزایایی هم نداره نه ناهار نه وام نه حقوق درست هیچی
من در حال حاضر عضوی از مجموعه بزرگ و تخصصی هیوا هستم و دانشجوی کارشناسی هستم و از سال دوم تحصیلم هیوا مشغول به کار شدم.دانشجو هستم و کاملا شرایط مساعدی رو برای افرادی با شرایط من دارن.مشکلی برای تایم کلاسا و امتحانام ندارم.ش ایطی رو فراهم کردن که مثل خیلی از جاهای دیگه پاره وقت نشم که حقوقم خیلی کم بشه و اموزش مداوم حتی بعد از دوسال کار کردن رو دارم گاهی یاداوری گاهی تکرار گاهی بررسی تغییرات و... .اتفاقا برخلاف نظری که خوندم شرکت بزرگیه و چند واحد هست حتی محل اموزش و کار از هم جداست متوجه نمیشم محل کار کوچیک یعنی چی؟ مدیریت مجموعه فوق العاده منظم و دلسوز هستن و برای افزایش انرژی مشاورا طرح های تشویقی میذارن.حقوقهامون هرماه سروقت میگیریم برخلاف خیلی از شرکتهای دیگه که یا روز مشخصی ندارن توی ماه و یا چندماه چندماه حقوق نمیدن.من خودم برای شهریه م مشکل داشتم و دانشگاه با وامم موافقت نکرد و مدیریت مجموعه هیوا کمک کردن که پرداخت کردم و ماهانه کم کم بهشون پرداخت کردم بدون اینکه مدرکی ازم بگیرن و یا حتی هزارتومن اضافه تر.نمیدونم دیگه مدیر یه مجموعه چیکار باید انجام بده؟ یه کم انصاف داشته باشیم بد نیست.کاملا توی نظر منفی خصومت شخصی مشخصه اگرنه من خودم دارم کار میکنم توی همین شرکت شرایط رو دارم میبینم چرا باید دروغ بنویسیم که وجهه کسیو خراب کنیم.یه موردی برام جالب بود میگن هیوا تیمشو بسیج کرده که نظر مثبت بنویسن اگه کارمندای یه شرکت بسیح میشن که شرایط خوب کاریشو نشون بدن پس حتما راضی ان که تونستن بسیج بشن و از شرایط خوبشون بگن.به نظرم کسی که بخواد کار کنه هیوا محیط خوبی رو فراهم کرده چون من تجربه ش کردم
تجربه خوبی که در شرکت موج پژوه البرز دارم این هست که برای پرسنل اهمیت قائل هستند و اگر سختگیری هم هست صرفا برای پیشرفت خود پرسنل است و من در مدتی که در این شرکت مشغول به کار بودم فقط به دلیل نکته سنجی مدیریت پیشرفت و ارتقا رو در کارم و حتی زندگی شخصی خودم حس کردم . نظم و دقت در این شرکت حرف اول و میزنه و اگر شخصی نمیتونه با این شرکت کار کنه قطعا تمایلی به پیشرفت نداره و دوست داره که فقط صبح بره سر کار و عصر برگرده و با روزمرگی کار انجام بده و اصلا براش مهم نیست که بخواد پیشرفت کنه که البته برای این اشخاص کارهای این سبکی در شرکت های دیگه حتما هست. در این شرکت هرچقدر کار می کنید و قدیمی میشید ارزشمندتر خواهید شد و مدیریت برای نیروهای کارآمد و قدیمی ارزش بیشتری قائل هست و همیشه پاداش برای افزایش انگیزه و ارتقا پرسنل در نظر می گیرند که واقعا من همیشه حس خوبی در زمانی که پاداش گرفتم داشتم.
در این شرکت با مدیریت فعلی، احساس میکنم که اصول اخلاقی و کار تیمی به شکلی جدی تخریب شده است. مسئولان اصلی شرکت و مدیران همراهشان به جای تمرکز بر کار جمعی و انصاف، با افراد به گونهای رفتار میکنند که بیشتر شبیه بازی با احساسات است تا همکاری حرفهای. در نتیجه احساس بیاعتمادی و ناامنی شغلی در محیط کار به وجود میآید و فضا به حدی شلوغ و بینظم است که به نظر میرسد اخبار و شایعات به صورت روزانه در بین همکاران پخش میشود. نسبت به شفافیت و صداقت نیز کمبود وجود دارد و از من و همکارانم انتظار میرود با اطمینان کامل به هر سخن شنیده شده اعتماد کنیم، در حالی که رفتار عملی افراد گوناگون در سطحی نیست که انتظار میرود. به جای ارائهی پاسخ منطقی و مسیر مشخص برای پیشرفت، با ناپایداری و صحبتهای بدون پشتوانه روبهرو میشویم و این وضعیت انگیزهها را کاهش میدهد. هر چه سطح اخلاق حرفهای بالاتر باشد، احساس رضایت از کار نیز بیشتر میشود و به تدریج میتواند به مدیریت و رهبری بهتر منجر شود. در تجربههای روزانه، نمونههایی وجود دارد که نشان میدهد برخوردهای غیرواقعی و دروغگویی بهطور مداوم اتفاق میافتد، در حالی که برخی اصول ساده اما مهم همچنان رعایت نمیشوند. من مدت زمانی در مرداد ماه مشغول به کار بودم و هیچ گونه پرداختی دریافت نکردم؛ بارها پیگیری کردم اما نتیجهای حاصل نشد. به حقوق خود و فرزندم حتی اندکی کوتاه آمدم و این حق الناس برای من بسیار سنگین بود.
تجربه خوبی ندارم از اسنپ بابت کرایه ها پشتیبانی ک اصلا افتضاح افتضاح داغون بی حوصله ، تیم پشتیبانی هم ک اصلا من موتوری بهیچ جاش نیستم ، هرسفر بخواد لغو میکنه هرچقدر بخواد کرایه کم میکنه کلا قبل بدرد شغل دوم میخورد اما الانجز اعصاب خوردی نیست و ب رانتدش ن احترام میذاره ن براش ارزش قاعل سرجم بدرد نمی خورع...
بیش از یکسال هست که از شرکت اومدم بیرون هر روز دارم تسویه حسابم پیگیری میکنم اما پرداخت نمیکنند خدایا اون زمان که من اومدم بیرون دلار چقدر بود الان چقدره خیلی بی انصاف هستند خدایا من هرگز از یک روز دیرکرد پولم نمیگذرم چرک و خون بشه از گلوی باعث و بانیش بزنه بیرون
با تشکر از وقتی که گذاشتم، تجربهام از شرکت پارسیا افزار فرااندیشان نوین را چنین به زبان میآورم. همان ابتدا احساس میکردم با مجموعهای رو به رو هستم که صداقت چندان اولویت ندارد و غالبا جو حاکم همانندسازی شده بود. برخوردها به نظر میرسید خودمحورانه است و توجه اصلی با مسئلهای که برایشان مهم بود، میگفتند به جای اینکه با واقعیتهای کار کنار بیایند، بر روی ظاهر و گفتار تمرکز میکردند. در رابطه با تعهدها، تصور میکردم که طرف مقابل به طور متقابل موظف است، اما رفتارها نشان میداد که این تعهد در درجهی اهمیت پایینتری برایشان برخوردار است. فضا نسبتا سمی بود و اغلب افراد پشت هم صحبت میکردند و دیدگاههای منفی نسبت به دیگران منتقل میشد. با وجود احترام سطحی ظاهری، هر کار ممکن بود چندین بار پرسیده شود تا از نتیجهی آن مطمئن شوند و پاسخها دوباره و دوباره پرسیده میشد.
کار فلاکت آور، دروغ محض میگن فقط دروغ پشت دروغ ،مزخرف،شرکت پوشالی دوزاری،حقوق نمیدهند با سه ماه تاخیر ،از عیدی و سنوات هم خبری نیست که نیست، گول نخورید ، فقط چند تا نور چشمی و فامیل ها دارن خوب میلرن بقیه ول معطلن
دورود علیرغم اینکه چند وقتی است که از شرکت کروز استعفا دادم و مهاجرت کردم نمی خواستم وقتم را صرف نوشتن این نظر بکنم. بسیاری از نظرات را که می خواندم به برخی از مسائل اخلاقی مدیر مجموعه و بعضی از نفرات نزدیکش اشاره شده بود. اینکه مصر به نوشتن کامنت در اینجا شدم به کلیپی از تحقیق و توسعه بر میگردد که چند وقت پیش فکر کنم در آپارات و یا یک شبکه ایرانی دیدم. خواستم نظرم را آنجا بنویسم ولی چون سایرین در این پیج نوشته بودند من هم ترجیح دادم همینجا دلم را خالی کنم. بگذریم، این کلیپ ظاهرا یه بخشش مربوط به نمایشگاه قطعات خودرو بود. یک خانمی که برای مدتی همکار بودیم و در این نمایشگاه نماینده تحقیق و توسعه بود. ایشان در واقع یکی از نفرات نزدیک و مشکوک در تحقیق و توسعه بود. ایشان خانمی مجرد با سابقه بالا بود که به قول خودش از طفولیت در کروز مشغول شده است. این خانم که به آنتن مدیر معروف بود و کلا از لحاظ فنی و علمی چیزی قابل عرضه نداشت و ظاهرا کارش ریپورت دادن افراد و جمع آوری دیتا برای مدیر مجموعه بود و یا کماکان هست. اوایل استخدامم در شرکت این خانم طرح دوستی با من و دو نفر خانم دیگر ریخته بود آن موقع به خاطر عدم شناختم از این خانم دقیقا نمی دانستم هدف او از پرسیدن سوالاتی از من و دو دوستان دیگرمون درباره مسائل شخصی و خصوصی و یا ارتباطات بیرون شرکت و چیزهای غیر قابل ذکر در این متن دقیقا چی بود. همیشه ذهنم درگیر این بود که ایشان چنین دیتاهایی را که برای هر خانمی عادی است و ارزش آنچنانی برای دانستن ندارد رو حتما برای شخص دیگری جمع آوری می کند که احتمالا بعدا برای بر قراری یه ارتباطی استفاده کند و یا چیزی دیگر. یه روز که اتفاقی با یکی از هم تیمی های آقا داشتیم صحبت می کردیم به مشکلات این خانم و یکی دو مورد ارتباط (حالا به فرض غیر کاری) با افرادی در خط تولید، و یکی از مسئولین اشاره کرد. وقتی تلفن های طولانی مدت این خانم با مدیر مجموعه با لحن غیر رسمی و صحبت های قبلی او را مبنی بر برخوردهای بیرون شرکت در ذهنم مرور می کردم تازه فهمیدم که این ایشان از طرف چه کسی و برای چه ماموریتی سمت ما آمده است. نکته ی دیگری هم برایم بعدا آشکار شد و آن هم عدم ارتباط خانم های قدیمی تر از من با ایشان در مجموعه تحقیق و توسعه بود. من و یکی از دوستام ارتباطمان را قطع کردیم و شاید خودمان را از یک تله برنامه ریزی شده نجات دادیم. هرچند که تا بعدنا مردم آزاری های این سلیته کماکان وجود داشت. این را هم بگم که تا آن زمانی که من اونجا بودم هنوز آدم های کار بلد و باسوادی بودند که کلا آدم های مفیدی بودن و حداقل همین ها برای تحقیق و توسعه کمی اعتبار و آبرو خریده بودند
اتفاقا بنظرم یکی از بهترین شرکتاس این همه کامنت منفیو نمی فهمم من که راضیم شرایط حقوقشم خوبه دوماه براتون سیو میشه دیگه این حرفا چیه.این همه معترضو نمی فهمم
1- امتحان آنلاین برای شروع به کار و همینطور دریافت نمونه کار 2- رقابت بین مترجمان برای دریافت سفارش 3- تسویه ماهانه تا 5م هر ماه 4- سفارش های فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی و تولید محتوا 5- نرخ دستمزد معمولی و برای سفارش های طلایی نسبتا خوب 6- حجم کار نسبتا ثابت و گارانتی شده
آقای cto پشمی رنگی بیسواد میشه بگی دقیقا توی پردازش کاریزما چه شکری نوش جان میکنی؟! وقتی شاعر میشه cto ، خبرنگار میشه PM خروجی میشه پروژه های کاریزما. شما برو از خود پرسنل کاریزما بپرس چند نفر تونستن با "کاریزما کارت" کار کنن؟! شما جلسات نمایش نامه خوانی "خرده جنایت های زناشویی" برگزار کن به همت تیم HR
کی میخایم یاد بگیریم باید نظرات رو شنید حتی اگر برخلاف نظر ماباشه دقت کردید ؟گغتم بشنویم؟نگفتم با هر حرفی بگیم وای چه جای بد یا خوبی.یا بریم تغییرش بدیم فردی که میگه اسارو با کدوم ارمان شهر مقایسه میکنید؟با هیچ ارمان شهری با مینیمم سطح عدالت مقایسه کردیم وقتی همه چیز دوستو رفیق بازی و باند بازیه...کسیکه قدیمیه حتا اگر بیسواد باشه مدیرش میکنند این کجاش انتظار ارمانیه؟کجاش حرف بیجاییه؟ شما در تهران و کرح همزمان بودی؟ در همه تیمها بودی؟ در جلسات بررسی فنی و تعیین حقوق افراد بودی؟ حرف تک تک کساییکه حقشون ضایع شده رو شنیدی؟ طرف زنو بچه و دختر خاله ی خونه دار و محصلشو اورده حقوق داره میده بهشون به بچه 16 ساله!!!! وا بدید وقاحت و نشنیدن و کور بودن رو
مدت حدود یک سال در جایگاهی به عنوان کارشناس شبکه مشغول به کار بودم. تجربهای که از این شرکت داشتم خیلی مطلوب نبود و به دیگران توصیه نمیکنم با این سازمان همکاری کنند. مدیریت شرکت دارای سطح علمی و حرفهای مناسبی نبود و رفتارها همواره ناسنجیده و ناهمراه با احترام بود. اکثر پروژهها به صورت ۲۴ ساعته در روز و ۷ روز هفته در جریان هستند و باید شیفتهای طولانی را بپذیرید، گاه حتی ۲۴ یا ۳۶ ساعت مداوم حضور لازم است و اضافهکاری مشخصی در ازای این ساعات در نظر گرفته نمیشود. ساختار داخلی شرکت بهطور کلی نامناسب است و واحدهای منابع انسانی و مالی آن وجود ندارد. زمانبندی ساعات کار به صورت غیررسمی و به صورت دستی ثبت میشود و هیچ سامانه مشخصی برای این کار وجود ندارد. مزایا یا حمایتهای شغلی خاصی ارائه نمیشود و در برخی مواقع بیمهها نیز رد میشود. از بابت پرداخت حقوق مشکلات متعددی وجود داشت و شرکت به طور مداوم از طرف کارکنان در این زمینه شکایت میکرد.
من نمیدونم دوستانی که نظر منفی میذارن، اینجا رو با کجا مقایسه می کنند و چه آرمان شهری توی ذهنشون هست که نسبت به اون مقایسه میکنن آسا رو اما اگر منصفانه بخوایم نگاه کنیم به موضوع، از منی که چندین شرکت عوض کردم و با دوستانم زنجیره ای بزرگ از شرکت های مختلف رو بررسی کردیم، آسا بدون تعصب و اغراق از ۸۰ درصد شرکت های بزرگ و به نام ایرانی وضعیت بهتری داره نقد منصفانه ای داشته باشیم خواهشا
من چند وقتی بود که قصد مهاجرت داشتم ولی نمیدونستم از کجا شروع کنم. وقتی با این شرکت تماس گرفتم، خیلی سریع و با حوصله کمکم کردن که بفهمم چه کارهایی باید انجام بدم. همهچیز رو بهطور واضح توضیح دادن و همین باعث شد روند کار خیلی راحتتر بشه.
در تجربههای شغلیم با کارنیل وب به عنوان برنامهنویس ارشد وردپرس و PHP، یکی از بهترین دورههای کاریام رقم خورد. فضای کار هم صمیمی بود و هم حرفهای، و مدیریت از همه نظر پشتیبان خوبی بود؛ نتیجهاش یادگیریهای فراوانی بود که برداشت کردم. با اینکه هماکنون دانشجو هستم و از تهران دورم، شرکت بهشدت انعطافپذیر بود و امکان دورکاری را فراهم کرد. این دوره هم برایم پر از آموختن و هم اعتمادبهنفـس و انگیزههای تازه به همراه داشت.
وضعه بد اقتصادی یه طرف وضعه حقوقه اینجام یه طرف مدیری که اصلا براش پرسنلش اهمیتی نداره واقعا متاسفم که وقتتونو اونجا تلف میکنین و میمونین باید خیلی شرایطه مالیت خوب باشه که اونجا مونده باشی
امسال از نظر من یکی از برترین تجربههای کاری بود که توی کارنامهام ثبت شد. مدیران دفتر همواره با حرفهای بودن در کار، رفتاری دوستانه و تواضع نشان میدادند. در محیط کار خبری از استرس یا کشمکشهای بینتیجه بین تیم و مدیریت نبود و حواشی دردسرساز هم خیلی کم دیده میشد. فضای مجموعه برای زنان امن بود و اکثر همکاران را خانمها تشکیل میدادند. من در بخش تولید محتوا و سئو فعالیت میکردم و آموزشهای رایگان در این حوزه به کارکنان ارائه میشد.
سلام ارز ادب بنده ۴ سال درکاله لبنی باعشق کار میکردم کار کردن بنده شاید با دیگران کمی متفاوت بود سعی میکردم باتمام وجود دل میسوزندم از نظر بعضی از پرسنل کار زیاد میکردم به کسی توجه در این مورد نمیکردم چون عاشق کارم بودم الان از مسئولین تقاضای برگشت بکار رو دارم بنده مشکلی نداشتم ودرشهر امل غریبم بعداز ۱۶ سال کار درتهران اومدم امل یه همسر ودو فرزند نخبه درخوارزمی دکتر شعبانی حضور داشتن چون مسولین کاله بودن اکثر مدیران رده بالا بنده رومیشناسن پیردشتی ودیگرا عنایتی وطاهری فقط تقاضای برگشت بکار رو خواستم بنده خدمتگذار کاله لبنی با تشکر خواهشن بی تفاوت درمقابل اینچنین پرسنلی راه جالبی نمیتواند باشد تشکر از شما
یکی از بدترین شرکتهای ایرانه تا حالا وضع حقوقو اینجوری ندیدم سه ماه عقب فقط ازت کار میکشن ولی پول خبری نیست هیچ مزایایی هم نداره نه ناهار نه وام نه حقوق درست هیچی
من در حال حاضر عضوی از مجموعه بزرگ و تخصصی هیوا هستم و دانشجوی کارشناسی هستم و از سال دوم تحصیلم هیوا مشغول به کار شدم.دانشجو هستم و کاملا شرایط مساعدی رو برای افرادی با شرایط من دارن.مشکلی برای تایم کلاسا و امتحانام ندارم.ش ایطی رو فراهم کردن که مثل خیلی از جاهای دیگه پاره وقت نشم که حقوقم خیلی کم بشه و اموزش مداوم حتی بعد از دوسال کار کردن رو دارم گاهی یاداوری گاهی تکرار گاهی بررسی تغییرات و... .اتفاقا برخلاف نظری که خوندم شرکت بزرگیه و چند واحد هست حتی محل اموزش و کار از هم جداست متوجه نمیشم محل کار کوچیک یعنی چی؟ مدیریت مجموعه فوق العاده منظم و دلسوز هستن و برای افزایش انرژی مشاورا طرح های تشویقی میذارن.حقوقهامون هرماه سروقت میگیریم برخلاف خیلی از شرکتهای دیگه که یا روز مشخصی ندارن توی ماه و یا چندماه چندماه حقوق نمیدن.من خودم برای شهریه م مشکل داشتم و دانشگاه با وامم موافقت نکرد و مدیریت مجموعه هیوا کمک کردن که پرداخت کردم و ماهانه کم کم بهشون پرداخت کردم بدون اینکه مدرکی ازم بگیرن و یا حتی هزارتومن اضافه تر.نمیدونم دیگه مدیر یه مجموعه چیکار باید انجام بده؟ یه کم انصاف داشته باشیم بد نیست.کاملا توی نظر منفی خصومت شخصی مشخصه اگرنه من خودم دارم کار میکنم توی همین شرکت شرایط رو دارم میبینم چرا باید دروغ بنویسیم که وجهه کسیو خراب کنیم.یه موردی برام جالب بود میگن هیوا تیمشو بسیج کرده که نظر مثبت بنویسن اگه کارمندای یه شرکت بسیح میشن که شرایط خوب کاریشو نشون بدن پس حتما راضی ان که تونستن بسیج بشن و از شرایط خوبشون بگن.به نظرم کسی که بخواد کار کنه هیوا محیط خوبی رو فراهم کرده چون من تجربه ش کردم
تجربه خوبی که در شرکت موج پژوه البرز دارم این هست که برای پرسنل اهمیت قائل هستند و اگر سختگیری هم هست صرفا برای پیشرفت خود پرسنل است و من در مدتی که در این شرکت مشغول به کار بودم فقط به دلیل نکته سنجی مدیریت پیشرفت و ارتقا رو در کارم و حتی زندگی شخصی خودم حس کردم . نظم و دقت در این شرکت حرف اول و میزنه و اگر شخصی نمیتونه با این شرکت کار کنه قطعا تمایلی به پیشرفت نداره و دوست داره که فقط صبح بره سر کار و عصر برگرده و با روزمرگی کار انجام بده و اصلا براش مهم نیست که بخواد پیشرفت کنه که البته برای این اشخاص کارهای این سبکی در شرکت های دیگه حتما هست. در این شرکت هرچقدر کار می کنید و قدیمی میشید ارزشمندتر خواهید شد و مدیریت برای نیروهای کارآمد و قدیمی ارزش بیشتری قائل هست و همیشه پاداش برای افزایش انگیزه و ارتقا پرسنل در نظر می گیرند که واقعا من همیشه حس خوبی در زمانی که پاداش گرفتم داشتم.
در این شرکت با مدیریت فعلی، احساس میکنم که اصول اخلاقی و کار تیمی به شکلی جدی تخریب شده است. مسئولان اصلی شرکت و مدیران همراهشان به جای تمرکز بر کار جمعی و انصاف، با افراد به گونهای رفتار میکنند که بیشتر شبیه بازی با احساسات است تا همکاری حرفهای. در نتیجه احساس بیاعتمادی و ناامنی شغلی در محیط کار به وجود میآید و فضا به حدی شلوغ و بینظم است که به نظر میرسد اخبار و شایعات به صورت روزانه در بین همکاران پخش میشود. نسبت به شفافیت و صداقت نیز کمبود وجود دارد و از من و همکارانم انتظار میرود با اطمینان کامل به هر سخن شنیده شده اعتماد کنیم، در حالی که رفتار عملی افراد گوناگون در سطحی نیست که انتظار میرود. به جای ارائهی پاسخ منطقی و مسیر مشخص برای پیشرفت، با ناپایداری و صحبتهای بدون پشتوانه روبهرو میشویم و این وضعیت انگیزهها را کاهش میدهد. هر چه سطح اخلاق حرفهای بالاتر باشد، احساس رضایت از کار نیز بیشتر میشود و به تدریج میتواند به مدیریت و رهبری بهتر منجر شود. در تجربههای روزانه، نمونههایی وجود دارد که نشان میدهد برخوردهای غیرواقعی و دروغگویی بهطور مداوم اتفاق میافتد، در حالی که برخی اصول ساده اما مهم همچنان رعایت نمیشوند. من مدت زمانی در مرداد ماه مشغول به کار بودم و هیچ گونه پرداختی دریافت نکردم؛ بارها پیگیری کردم اما نتیجهای حاصل نشد. به حقوق خود و فرزندم حتی اندکی کوتاه آمدم و این حق الناس برای من بسیار سنگین بود.
تجربه خوبی ندارم از اسنپ بابت کرایه ها پشتیبانی ک اصلا افتضاح افتضاح داغون بی حوصله ، تیم پشتیبانی هم ک اصلا من موتوری بهیچ جاش نیستم ، هرسفر بخواد لغو میکنه هرچقدر بخواد کرایه کم میکنه کلا قبل بدرد شغل دوم میخورد اما الانجز اعصاب خوردی نیست و ب رانتدش ن احترام میذاره ن براش ارزش قاعل سرجم بدرد نمی خورع...
بیش از یکسال هست که از شرکت اومدم بیرون هر روز دارم تسویه حسابم پیگیری میکنم اما پرداخت نمیکنند خدایا اون زمان که من اومدم بیرون دلار چقدر بود الان چقدره خیلی بی انصاف هستند خدایا من هرگز از یک روز دیرکرد پولم نمیگذرم چرک و خون بشه از گلوی باعث و بانیش بزنه بیرون
با تشکر از وقتی که گذاشتم، تجربهام از شرکت پارسیا افزار فرااندیشان نوین را چنین به زبان میآورم. همان ابتدا احساس میکردم با مجموعهای رو به رو هستم که صداقت چندان اولویت ندارد و غالبا جو حاکم همانندسازی شده بود. برخوردها به نظر میرسید خودمحورانه است و توجه اصلی با مسئلهای که برایشان مهم بود، میگفتند به جای اینکه با واقعیتهای کار کنار بیایند، بر روی ظاهر و گفتار تمرکز میکردند. در رابطه با تعهدها، تصور میکردم که طرف مقابل به طور متقابل موظف است، اما رفتارها نشان میداد که این تعهد در درجهی اهمیت پایینتری برایشان برخوردار است. فضا نسبتا سمی بود و اغلب افراد پشت هم صحبت میکردند و دیدگاههای منفی نسبت به دیگران منتقل میشد. با وجود احترام سطحی ظاهری، هر کار ممکن بود چندین بار پرسیده شود تا از نتیجهی آن مطمئن شوند و پاسخها دوباره و دوباره پرسیده میشد.
کار فلاکت آور، دروغ محض میگن فقط دروغ پشت دروغ ،مزخرف،شرکت پوشالی دوزاری،حقوق نمیدهند با سه ماه تاخیر ،از عیدی و سنوات هم خبری نیست که نیست، گول نخورید ، فقط چند تا نور چشمی و فامیل ها دارن خوب میلرن بقیه ول معطلن
دورود علیرغم اینکه چند وقتی است که از شرکت کروز استعفا دادم و مهاجرت کردم نمی خواستم وقتم را صرف نوشتن این نظر بکنم. بسیاری از نظرات را که می خواندم به برخی از مسائل اخلاقی مدیر مجموعه و بعضی از نفرات نزدیکش اشاره شده بود. اینکه مصر به نوشتن کامنت در اینجا شدم به کلیپی از تحقیق و توسعه بر میگردد که چند وقت پیش فکر کنم در آپارات و یا یک شبکه ایرانی دیدم. خواستم نظرم را آنجا بنویسم ولی چون سایرین در این پیج نوشته بودند من هم ترجیح دادم همینجا دلم را خالی کنم. بگذریم، این کلیپ ظاهرا یه بخشش مربوط به نمایشگاه قطعات خودرو بود. یک خانمی که برای مدتی همکار بودیم و در این نمایشگاه نماینده تحقیق و توسعه بود. ایشان در واقع یکی از نفرات نزدیک و مشکوک در تحقیق و توسعه بود. ایشان خانمی مجرد با سابقه بالا بود که به قول خودش از طفولیت در کروز مشغول شده است. این خانم که به آنتن مدیر معروف بود و کلا از لحاظ فنی و علمی چیزی قابل عرضه نداشت و ظاهرا کارش ریپورت دادن افراد و جمع آوری دیتا برای مدیر مجموعه بود و یا کماکان هست. اوایل استخدامم در شرکت این خانم طرح دوستی با من و دو نفر خانم دیگر ریخته بود آن موقع به خاطر عدم شناختم از این خانم دقیقا نمی دانستم هدف او از پرسیدن سوالاتی از من و دو دوستان دیگرمون درباره مسائل شخصی و خصوصی و یا ارتباطات بیرون شرکت و چیزهای غیر قابل ذکر در این متن دقیقا چی بود. همیشه ذهنم درگیر این بود که ایشان چنین دیتاهایی را که برای هر خانمی عادی است و ارزش آنچنانی برای دانستن ندارد رو حتما برای شخص دیگری جمع آوری می کند که احتمالا بعدا برای بر قراری یه ارتباطی استفاده کند و یا چیزی دیگر. یه روز که اتفاقی با یکی از هم تیمی های آقا داشتیم صحبت می کردیم به مشکلات این خانم و یکی دو مورد ارتباط (حالا به فرض غیر کاری) با افرادی در خط تولید، و یکی از مسئولین اشاره کرد. وقتی تلفن های طولانی مدت این خانم با مدیر مجموعه با لحن غیر رسمی و صحبت های قبلی او را مبنی بر برخوردهای بیرون شرکت در ذهنم مرور می کردم تازه فهمیدم که این ایشان از طرف چه کسی و برای چه ماموریتی سمت ما آمده است. نکته ی دیگری هم برایم بعدا آشکار شد و آن هم عدم ارتباط خانم های قدیمی تر از من با ایشان در مجموعه تحقیق و توسعه بود. من و یکی از دوستام ارتباطمان را قطع کردیم و شاید خودمان را از یک تله برنامه ریزی شده نجات دادیم. هرچند که تا بعدنا مردم آزاری های این سلیته کماکان وجود داشت. این را هم بگم که تا آن زمانی که من اونجا بودم هنوز آدم های کار بلد و باسوادی بودند که کلا آدم های مفیدی بودن و حداقل همین ها برای تحقیق و توسعه کمی اعتبار و آبرو خریده بودند
اتفاقا بنظرم یکی از بهترین شرکتاس این همه کامنت منفیو نمی فهمم من که راضیم شرایط حقوقشم خوبه دوماه براتون سیو میشه دیگه این حرفا چیه.این همه معترضو نمی فهمم
1- امتحان آنلاین برای شروع به کار و همینطور دریافت نمونه کار 2- رقابت بین مترجمان برای دریافت سفارش 3- تسویه ماهانه تا 5م هر ماه 4- سفارش های فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی و تولید محتوا 5- نرخ دستمزد معمولی و برای سفارش های طلایی نسبتا خوب 6- حجم کار نسبتا ثابت و گارانتی شده
آقای cto پشمی رنگی بیسواد میشه بگی دقیقا توی پردازش کاریزما چه شکری نوش جان میکنی؟! وقتی شاعر میشه cto ، خبرنگار میشه PM خروجی میشه پروژه های کاریزما. شما برو از خود پرسنل کاریزما بپرس چند نفر تونستن با "کاریزما کارت" کار کنن؟! شما جلسات نمایش نامه خوانی "خرده جنایت های زناشویی" برگزار کن به همت تیم HR