من تقریبا دو سال تو این شرکت کار کردم جز بدترین جاهایی که یه نفر تو زندگیش میتونه کار بکنه هرجا کار بکنید بهتر از این شرکته برادر و خواهر مدیر عاملش اونجا کار میکنن که تنها انسان نرمال تو اون خانواده خواهرشونه ادمای دروغگو ، بی ادب ، خودبزرگ بین ، بی برنامه ای هستن هرجا تو هر سایتی دیدید دارن از این شرکت تعریف میکنن خودشونن هرجا دیدید یکی داره از برادر مدیر عامل تعریف میکنه شک نکنید خودشه این بنده خدا آرزوش بود ازش تعریف بکنن بگن چقدر زرنگه ، چقدر باهوشه ، چقدر مدیر خوبیه ، چقدر کار بلده و …. که هیچ کدوم از این ویژگی هارو که نداره هیچ خیلیم انسان بی ادب و بی شعوریه تو همین سایتم دوتا پیام گذاشته که برادر مدیر عامل حواسش به همه چیز هست ، فیتیله پیچتون میکنه و … همش خودشونن فقط یه برنامه نویس فرانت دارن که ادم خوبیه و فقط اون تونسته اونجا دووم بیاره به جز اون هیچکس نیست که بیشتر از دو سال اونجا کار بکنه خییییلی محیط سمی داره همش کنترلتون میکنن تایم کاری از هشت صبحه تا وقتی دعوا بشه یعنی شما پنج ربع که تایم کاریت تموم میشه بری جلسه میذارن باهات که چرا رفتی مگه اینجا شرکت دولتیه که سر تایم میرید تایم ناهار اون موقع یه ربع بود بیشتر از اون همون برادر مدیر عامل بهتون پیام میداد تایم ناهار یه ربع لطفا رعایت کنید حقوقتون معلوم نیست کی پرداخت میشه اگه قسط دارید اصلا اونجا کار نکنید هر ماه نصف حقوق رو میدن اونم اواسط ماه هرچی از بدی های این شرکت کمگفتم تا صبح میتونم مثال بزنم براتون خلاصه اگه اعصابتون رو دوست دارید سمت این شرکت نرید
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت، رفتار مدیریت رویروحیه من اثر منفی گذاشت و مدتها با من همراه بود. مدیر ارشد، فردی با قضاوتهای ناپایدار و گاهی ناسازگار، وجود دارد که فضای کاری را به چالش میکشاند. او با نیروها به شیوهای سلیقهای برخورد میکند و اگر کسی را نپسندد، تصمیم به اخراج او میگیرد. او دیدگاه حرفهای پایداری ندارد و نگرش روانی آیندهوارهای در رفتار او نمود پیدا میکند. اگر در زمینه فنی و مهارتی بهخصوص در این حوزه جایگاهی دارید و برای خود ارزش قائلیم، بهتر است به این شرکت نزدیک نشوید، زیرا جو کاری آن نمیتواند سلامت و رشد شما را تضمین کند.
سولیکو کاله شرکت خیلی خوبیه برای پیشرفت و بخصوص برای شروع اما متاسفانه در دفتر مرکزی واحد مدرپ با سو مدیریت و گزینش یکی از مدیران خ. صدر جهانی باعث بد نام شدن شده که که تنها هنرش اخراج کردن و وادار کردن افراد به استعفا و تهدید به توبیخ درج پرونده هستش و تمامی تصمیمات خودش و به پای مدیران بلند پایه واحد اعلام میکنه که با ابلاغ اونا بوده که دروغ هستش مدیران بلند پایه شرکت از بهترین و متبحرترین افراد هستن که هیچوقت چنین تصمیمی نمیگیرن و براساس حسی که بهش محول میشه تصمیم میگیره نه مستندات و یا نظرات تیم، به حدی افراد با سابقه و قوی تیم و اخراج کرده که دیگه مثل گذشته پیشرفت نمیکنه حتی منابع انسانی هم نمیدونم چرا تذکری بهش نمیدن رسیدگی نمیکنن( البته منابع انسانی همه شون پوست کلفت هستن ) احتمالا موافقش هستن ؟؟ یکبار نیرویی با انتقاد در منابع انسانی از شیوه مدیریت واحد که بعد ها به گوش مدیر مربوطه رسید و فرد و اخراج کردش و خیلی ها هم به بهونه های مختلف استعفا دادن از جمله فشار عصبی و روانی بالا تیم و اضافه کردن کارهای خارج از وظایف تیم به افراد عوامل دخیل بوده و تعداد افرادی که استخدام شدن و در کمتر از یک ماه یا دو هفته اخراج یا استعفا دادن باورنکردنی هستش میتونید از آگهی ها استخدامی که قرار میدن ببینید هزینه سنگینی برای خود شرکت داشته باعث تاسف و شرم هستش شرکت سولیکو کاله به این خوبی یک واحد کوچیک باعث زیان رساندن و بدنام شدن باشه فقط این نظر در ارتباط با تیم نماینده علمی هستش افرادی بودن در این قسمت که خالصانه و صادقانه تلاش کردن و نتیجه ایی جز خروج از شرکت نگرفتن این واحد فرهنگی سازمانی و مدیریتی بشدت کودکانه و زشتی و داره تو جلسات مدیر فقط داره از برج و زیرپله ایی که توش زندگی میکنه همش داره تعریف میکنه ...برای تمامی کارکنان سولیکو آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم با دیدن این نظرات منابع انسانی و افراد جویای کار آگاه بشن که بعدها دچار مشکل و سرخوردگی نشن و حتما آزمون سلامت روحی و روانی از مدیران قبل از استخدام گرفته بشه
به نام خدا و سلام در آخرین نظرسنجی که از طرف داماد یکی از مالکان شرکت انجام شد شرکت نکردم و مشابه بسیاری از همکاران معتقد بودم که داده کافی برای انجام یکسری تغییرات اساسی در لایه مدیریت و ریاست تحقیق و توسعه وجود دارد. البته تا چندسال پیش چیزی به نام نظرسنجی در مجموعه برگزار نمیشد و تنها افراد خاصی که از لحاظ شخصیتی جسور بودن و یا مشکلات جدی با مافوق داشتند به مدیریت ارشد فیدبک می دادند. البته اینکارها هم نهایتا به ضرر منتقدین تمام میشد. یکی از این منتقدین همکار ما با سابقه ۸ ساله در تیم ای سی یو بود که اخراج شد. اون روز دقیقا یادم هست برای کاری به واحد کارگزینی مراجعه کرده بودم یهویی مدیر واحد تحقیق و توسعه وارد شد و با صدایی خیلی بلند و دور از احترام اخراج فوری دوستمان را خواستار شد. اینکه این رفتار چقدر شنیع و حقیرانه س بماند. اثر بد و ضد فرهنگ چنین رفتاری ایجاد رعب و وحشت از عواقب انتقاد، بی تفاوتی به مسائل اخلاقی و ... گردید. طبیعتا در سیستمی که مدیریت آن دیکتاتوری باشه افراد زیر دست برخلاف میل باطنی فیدبک ها را وارونه خواهد داد و برای تسکین عذاب وجدان احتمالی آن را با دلایلی توجیه خواهند کرد. همین میشود افراد همکار در رسانه ای غیر سازمانی صدای انتقاد خود را بالا می برند و آنچه که می تواند به صورت سری توسط خود مدیریت ارشد حل و فصل شود در اینجا فاش می شود. اگرچه در چنین نظرسنجی هایی بودند افرادی که یا مثل من در آن شرکت نکردند و یا به خاطر مسائل شخصی محافظه کارانه رفتار کردند ولی باز معتقدم اگر مدیریت ارشد به فکر ایجاد تغییر بود داده کافی برای آن وجود دارد. همچنین راه حل ساده ای هم برای این نوع نظرسنجی ها وجود دارد و آن این است که چنین نظرسنجی هایی را می توان با مطرح کردن سوالاتی شفاف و چند گزینه ای و کتبی (نه الکترونیکی) و بدون قید شدن اسامی افراد برگزار کرد و در نهایت نتایج آن را اعلام کرد. به نظرم ارزش اینکار بسیار بالاتر از تهیه فلیم های تبلیغاتی از افراد گلچین شده است زیرا همه افرادی که در شرکت کار می کنند به نوعی سفیرهای شرکت در جامعه هستند که ماهیت اصلی شرکت را تبلیغ می کنند. با آرزوی سلامتی برای بنیان گذاران و جانسوزان کروز
در این شرکت خانوادگی، کارم رو به عنوان کارشناس فروش یه مدت سه ماه تجربه کردم و واقعا با وضعی روبهرو شدم که از هر نظر ناامیدکننده بود. محیط تأثیرگذار نبود و مدیران، به ویژه مدیرعامل و برادرش، رفتارهای توهینآمیز زیادی با نیروها داشتند و نیرو رو فقط بهعنوان بخشی از گروه خودشان حساب میکردند. فضای کاری بینظم بود و برای هر تصمیمی سلسلهمراتبی مشخصی وجود نداشت. در این مدت هفت نفر از همکاران استعفا دادند که همگی به دلیل بینظمی، رفتارهای ناخوشایند و بیاحترامی مدیران بود. نمونههای متعددی از بیاحترامی و بیتوجهی به حقوق کارکنان دیده میشد و ارتباط با منابع انسانی کمتر از حد انتظار بود. در دو لیست جدا از هم کار میشدند و احتمال فرارهای مالیاتی هم وجود داشت، که دغدغه اخلاقی بالایی برای من ایجاد کرد. نیروها احساس میکردند نقششان تنها بهخاطر نیاز شرکت به کار گرفته شده و پس از مدت کوتاهی دوباره کنار گذاشته میشدند. ارتباطات درون سازمانی محدود به نزدیکان بوده و حضور خانواده و دوستان در ردههای مختلف شرکت مشهود بود. زمان خروج از شرکت، با بیاحترامی روبهرو شدم و هر چه به منابع انسانی مراجعه میکردم، پاسخ مطلوبی نگرفتم. در طول سهماه کارکردم، حدودا هفت نفر از همکاران از شرکت رفتند، دلیل هم بیشتر بینظمی و رفتار نامناسب بود. از مزیت خاصی خبری نبود و آموزش مناسبی ارائه نمیشد. قرارداد هم بهگونهای تنظیم شده بود که اگر بخواهی استعفا بدهی یک ماه زودتر به مدیران اطلاع بدهی، اما در هر زمانی که دلشان بخواهد میگذراندند و با کارمند برخورد نامعقولی داشتند. تسویهحساب را سه ماه بعد انجام میدادند و برای دریافت، سفته سفید امضا میگرفتند که شش ماه بعد بهدست آید. بهخاطر تمامی این موارد، تجربهام از این شرکت بسیار منفی بود و توصیه نمیکنم.
بعد از مدتی جستجو برای شغل، وقتی با این شرکت تماس گرفتم، خیلی خوشحال شدم که راهحلهایی برای مشکلاتم داشتند. مشاورشون شرایط من رو بررسی کرد و تونست فرصتهای مناسب برای شرایط خاص من رو پیدا کنه.
حدود 10 ماه پشتیبان این سایت بودم. جو همکاری خوبی بود و محیط دوستانه بود. حجم و ساعت کار منطقی بود. متاسفانه به دلیل جابجایی مجبور به ترک محل کار شدم.
آشغالترین شرکتی که تو عمرم دیدم جالبیش اینجاس شرکت میگه ۷۰ روز حقوق نداری بعد ماه اول بهت وام میده ۱۰تومن ماهی یه تومن ازت میگیره هیچ جای دنیا همچین شرکتی نیست.
با سلام خدمت همه دوستان مخصوصا اونایی که میخان تشریف بیارن تو این شرکت و مخصوصا اونایی که میان تو بخش منابع انسانی به شما دوست عزیز شدیدا تاکید میکنم شدیدا تاکید میکنم برید یه جای دیگه اگه میخاید بیاید تو این شرکت و مخصوصا تو قسمت منابع انسانی ساختار منابع انسانی یا شبکه بی سواد و فاسدشون به این شکل یه مدیر فنی به شدت بی سواد، بی ادب، موقعیت دوست که کارمند رسمی بانک هست. دو تا سرگروه بی شرف بی ناموس که برای کسب جایگاه بالا حاظرن هر غلطی بکنن از لحاظ تکنولوژی بخش منابع انسانی به شدت پاییین هست خبری از تکنولوژی جدید تو این قسمت نیست درخواست های بی جا و خسته کننده از کارشناسان تیم که بعنوان برنامه نویس در اینجا مشغول به کار هستند. شرکت از لحاظ مدیریت منابع انسانی افتضاح نیروهایی که فک و فامیل این کارمندهای رسمی بانک هستند عشق و حال میکنند بقیه هر چقدر هم با سواد و فنی باشند مخصوصا در قسمت منابع انسانی دربه در هستند. اگه فک هم میخای بفرما اپلیکشن بانک کشاورزی رو استفاده کن میفهمی اوضاع این شرکت چقدر بد حالا بهترین نیروهاشونو تو روی این اپ کار کردند ببین بخشی مثل منابع انسانی چه افتضاحی هست. یه صحبتی هم مدیر فنی بی سواد حوشی گر منابع انسانی اینجابزنم که ای کاش اونروز غذا تو گلوت میموند خفه میشدی حال بهم زن دو هزاری دوست عزیز اگر در مترو دست فروشی کنی شرف داره بیای اینجا جدا میگم
تجربه بیش از 3 سال فعالیت در آسیاتک و در 3 دپارتمان مختلف اینو بهم ثابت کرد این شرکت و مدیران این مجموعه هیچگونه اهمییتی برای نیرویی انسانی خود قائل نمیشن و شرایط هر سال بدتر از سال قبل میشه تازگیا هر روز داره شرایط بد و بدتر میشه مدیران و سرپرست ها منفعت طلب هستن و هیچ اهمیتی براشون نداره چون شرایط برای آنها اینگونه ایجاب میکند . مزایا خیلی کم شده و حداقل با یک ماه تاخیر واریز میشود . حجم کار خیلی زیاد شده چون خیلی از نیروها استعفا دادن و با اولین موقعیت شغلی که پیدا میشه استعفا میدن شرکت یه قانون مسخره هم داره که شما تا یک ماه بعد استعفا باید بمونی تا قبول بشه که بریی عیدی و سنوات هم با تاخیر زیاد بهت پرداخت میکنند تمام کسانی که تو منابع انسانی هستن با رابطه استخدام شدن و فقط به فکر منافع شرکت هستن اصلا به نیرو انسانی اهمییت نمیدن مزایا کم کردن یا به پایین ترین کیفیت رسوندن از آجیل که عید و شب یلدا میدن بگیر تا بن فصلی و کارانه تمام کارمندها امور مشترکین ( کارشناسان پشتیبانی و فروش) بهشون اصلا کارانه تعلق نمیگیره !! خلاصه آسیاتک از اول اینطوری نبود دوست داشتنی بود ولی الان قابل تحمل نیست میدرران آسیاتک باید متوجه بشن که این شرکت برپایه خدمات به مشترکین بنا شده ولی با این شرایطی که درست کردن کسی نمیمونه یا دل و دماغ درست خدمات دادن به مشترکینو نداره
سازمانی با تغییرات زیاد به اندازه حقوق و مزایا دارند، اما متاسفانه در واحدی که من کار میکردم رفتار و اخلاق حرفه ای وجود نداشت مخصوصا از طریق یکی از سرپرست های واحد که واقعا متاسف هستم برای سازمان که همچین آدمی رو اونجا نگه داشتند. با نیروها بسیار بد برخورد میکنه ، فکر میکنه مسئول نگهداری چندتا خلافکار هست تا ازشون مراقبت کنه تا اینکه در کنار اونها باشه و مشکلات رو برطرف کنه. بماند که بقیه واحدها و کارخانه هم همه از این آقا بد میگن. امیدوارم در آینده اتفاقات مثبت رخ بده و سازمان به این موضوع ورود کنه
من به عنوان یک خانم اصلا محیط تحقیق و توسعه را برای کار کردن خانم ها توصیه نمیکنم.تا زمانیکه آنجا بودم همیشه نگاه هیز و آلوده مدیر تحقیق و توسعه به خانم ها را میدیدم که چقدر محیط فاسدی بود که باعث خروج من از مجموعه شد. از طرفی مدیر تحقیق و توسعه یک آدم لیبل زن روی آدم ها بود که با اکثر افراد مشکل پیدا میکرد و خیلیا هم باهاش مشکل داشتن.از مدیریت مضخرفش از نوع حرف زدن و بد دهنی اش و خیلی از چیزهایی که بقیه در اینجا ذکر کردن.شخص مالک شرکت و مدیران ارشد شرکت افراد بسیار خیرخواه و خوبی بودند و واقعا حیف است که مجموعه کروز با وجود این افراد فاسد، چهره بدی از خود نشان میدهد و هیچ وقت متوجه نشدم که چرا مالک شرکت تغییری در مجموعه تحقیق و توسعه انجام نمیداد وقتی اینهمه خروجی نیروها و نارضایتی پرسنل را میدید.شنیده بودم که مالک کروز روی بحث سلامت رفتاری پرسنل مخصوصا ارتباط پرسنل خانم و آقا بسیار حساس هست اما تعجب میکنم چطور یه مدیر فاسد و هیز با نگاه های آلوده به پرسنل خانم را به عنوان مدیر تحقیق و توسعه گذاشته بود. از ناکارآمدی مدیریت این شخص و باند بازی او و سیستم نوچه پروری او، من هم با نظر بقیه افرادی که ذکر کردند کاملا موافق هستم و تایید میکنم.امیدوارم مدیران ارشد روزی بیدار شوند و بخاطر تضمین سلامت محیط کاری برای پرسنل خانم و نیروهای آینده آنجا یک اقدام جدی در اخراج این فرد کنند که چهره شرکت را این افراد خراب نکنند.محیط تحقیق و توسعه به لطف وجود نوچه های این آقا بسیار سمی و مافیایی بود که در آخر باعث شد من از مجموعه خداحافظی کنم و روزی که این نوچه ها و اون مدیر فاسد رو نمیبینم واقعا در آرامش هستم.
سلام من 4سال و نیم هست که در شرکت بزرگ هیوا مشغول به کار هستم روزای اول استرس زیادی برای کار داشتم چون شناختی نداشتم و تجربه کافی نداشتم ولیراموزش های خوبی داشتم و تا وقتی که کاملا مسلط بشم اموزش کامل داشتم... توی این مدت حتی یه روز هم حقوقم دیر نشده پاداش گرفتیم.جشنواره های مختلف داریم. محیط کاریمون خیلی دوستانه ست و منظم... امیدوارم کمی منصفانه تر نظر بدیم که بقیه بتونن تصمیمات بهتری بگیرن
به عنوان کارشناس کنترل کیفیت در واحد مربوط به مادیران فرودگاه پیام کرج، تجربهای پرتنش را دارم که در قالب گزارشهای داخلی و بحثهای اداری به بنبستهای کاری و فشارهای غیرمنصفانه منجر شد. در روزهای کاری خودم و یکی از همکارانم با رفتارهای ناعادلانه و تهدیدآمیز روبهرو شدم که تصمیم به اخراج فراج برایمان گرفته شد؛ این اتفاق با فشارهای روانی و تهدید بیحمایت از فرزند نوزاد و اجاره مسکن همراه بود تا جانشینی برای من در پست مربوطه اعمال شود. در یکی از موارد، در ساعتی معین از روز، اخراج بنده به پیشنهاد یکی از همکاران و با دخالت افراد دیگر به سرعت ابلاغ شد و پس از آن وضعیت کاری من به طور کامل قطع گردید. پس از آن در ساعات بعدی، به صورت فشار مضاعف برای انجام وظایف دیگری مثل نظافت و مرتبسازی دفتر شخصی یک نفر از همکاران، وادار شدم که این کارها خارج از شرح وظایف من بود و باعث احساس بیپناهی و بیاحترامی شد. سریعا شاهد صدای ضبط شدهای از یکی از کارکنان اطلاعاتی و عملیاتی بودم که با دستورات مستقیم و با طراحی برخی افراد انجام شده بود و نشان از وجود هماهنگی میان برخی افراد داشت. وجود شاهدان و مدارک این مکالمه همواره در دست بررسی است و میتواند مبنای ادعای من باشد. بعضی از همکاران که خانواده دارای فرزند بودند نیز به دنبال گزارشهای نادرست از من کنار گذاشته شدند تا افراد دیگر بار کاری سنگینتری تحمل کنند. از نظر من، این شیوههای مدیریتی و برخی تصمیمات اداری با هدف محدود کردن رشد افراد متخصص و باانگیزه بوده و باعث کاهش فرصتهای توسعه برای کارکنان شده است. از سازمان مربوطه درخواست میکنم به موضوع با دقت و شفافیت بپردازد و جلوی تکرار چنین رفتارهایی را بگیرد. باور دارم که اجرای قانون و بازنگری در فرایندهای داخلی میتواند از بروز فشارهای غیرقانونی و رفتارهای توهینآمیز جلوگیری کند. همچنین لازم است سازوکارهای مناسب برای گزارش دهی و حفاظت از کارکنان در برابر فشارهای غیرمنصفانه تقویت شود تا محیط کار سالم و منصفانهتری فراهم شود.
در کارنوشتهام یک محیط پویا پیدا میکردم اما ناچار به قبول برخی تفاوتها شدم. با هر واحد که صحبت میکردم، اکثرا ناراضی بودند و دائما گلایه میکردند، هرچند رضایت برای ترک کردن وجود نداشت. جو کاری تا حدی من را تحت فشار میگذاشت. پرداختها و سطح حقوق به نظر میرسید که تفاوتهای زیادی دارد و تبعیض یا بیعدالتی در این بخش حس میشد. مدیران و معاونان با دوام تغییر میکردند و تغییرات مدیریتی زیادی را تجربه میکردند. شرایط در واحدهای مختلف واقعا تفاوت داشت و نمیشد درباره همه به یک شکل صحبت کرد. اگر به شرکت میآمدم، باید بدانم که مدیر مستقیم تا چه حد بر تجربهی کاری تأثیرگذار است و احتمالا خوششانس بودن هم در بهدست آوردن نتایج مثبت نقش دارد. در نهایت برای همگان موفقیت آرزو دارم.
سلام بنده حدود ۸ سال سابقه کار در مجموعه شرکت کروز را دارم که حدود ۶ سال آن در واحد تحقیق و توسعه بوده و مابقی در واحد بیزنس یونیت. زمانی که از واحد تحقیق و توسعه به واحد بی یو منتقل میشدیم باوجود اینکه به فضای سمی و مبهم تحقیق توسعه واقف بودم کلا از لحاظ روحی به خاطر تغییرات ایجاد شده خیلی حال خوبی نداشتم. ولی اولین چیزی که در ماه های اولیه فعالیتم در واحد بیزینس یونیت برام آشکار شد شفافیت و سالم بودن محیط کار آن نسبت به تحقیق و توسعه بود که علت آن دقیقا نفرات بالاسری اکثرا آدم های باخلاق و با شخصیتی بود. این را مقایسه می کردم با فضای سیاسی و افسرده تحقیق و توسعه که ماحصل مافیای بین مدیریت آن و روسای تیم های نرم افزار و سخت افزار و مدیر وقت پروژه ای سی یو بود. تازه متوجه شدم که کار کردن در محیط سالم چقدر می تواند درگیری های الکی ذهنی را کم کند. مقایسه من کاملا نسبی است و دال بر ایده آل بودن آن نیست. خیلی متاسفم برای مدیریت ارشد که علیرغم این همه فیدبک هیچ کاری برای برهم زدن مافیای تحقیق و توسعه نمیکند.
سلام وقت بخیر من در این شرکت کارمند بودم و از تجربه کاری در این شرکت لذت بردم به شما دوستان هم پیشنهاد می دم برای استخدام یک سری به این شرکت بزنید چون مزایای خوبی به کارمندان خودشون ارائه میدن ممنون از شما. ی
شرکت بینهایت داغون و بی دروپیکر هست، واقعا جای موندن نیست.بدون هیچگونه قصد و غرض میگم، چون نمیخوام اشتباه من رو بقیه مرتکب بشن. من بعد ازحدود یکسال و چند ماه کارکردن توی اینجا این موارد رو میگم: 1-دنبال یک شرکت و کار درست حسابی باشین. 2-این شرکت مشکل ساختاری و سازمانی داره 3-هرکسی که سرش به تنش بیارزه ، قطعا اینجا نمیمونه(شک نکنین، هیچ آدم باسواد بالای 2سال سابقه اینجا نمی بینید..) 4-حقوق تاخیر 3ماهه داره(این حداقلش هست) 5-روابط زیرپوستی و پنهان ، تا دلتون بخواد داره... 6-مدیرعامل به شدت ضعیف هست(کاری ندارم که یه سری چون جای دیگه ای ندیدن میگن این بهترین مدیرعامل دنیاس!) 7-برای مطالبات و حق و حقوقتون باید کفش آهنی بپوشین و اداره کار برین..توی اداره کار کلی پرونده شکایت از شرکت هست. 8-قرارداد کاری رو خیلی دیر بهتون میدن یا اصلا نمیدن 9-زیرساخت های شرکت از هر نظر منهدم هست. 10-مدیران اینجا هیچ دوره مدیریت ندیدن،هیچ جای دیگه ای هم مدیر نبودن!(فاجعه هستن) 11-واسه همه چی پول دارن، بجز پرداخت حقوق و حق بیمه! 12- آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین. اینجا هیچییش شبیه یه شرکت نیست، هرچیزی اینجا نوشتن درست هست. با احترام به خودم و همه ی کساییکه اینجا کار میکنن: آریا بنیز از داخل پوسیده و نابود هست. یه شرکت ورشکسته و بی پول، که هیچ ارزشی واسه آدم ها قائل نیست.
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قواین سختگیرانهای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قوانین سختگیرانه ای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
من تقریبا دو سال تو این شرکت کار کردم جز بدترین جاهایی که یه نفر تو زندگیش میتونه کار بکنه هرجا کار بکنید بهتر از این شرکته برادر و خواهر مدیر عاملش اونجا کار میکنن که تنها انسان نرمال تو اون خانواده خواهرشونه ادمای دروغگو ، بی ادب ، خودبزرگ بین ، بی برنامه ای هستن هرجا تو هر سایتی دیدید دارن از این شرکت تعریف میکنن خودشونن هرجا دیدید یکی داره از برادر مدیر عامل تعریف میکنه شک نکنید خودشه این بنده خدا آرزوش بود ازش تعریف بکنن بگن چقدر زرنگه ، چقدر باهوشه ، چقدر مدیر خوبیه ، چقدر کار بلده و …. که هیچ کدوم از این ویژگی هارو که نداره هیچ خیلیم انسان بی ادب و بی شعوریه تو همین سایتم دوتا پیام گذاشته که برادر مدیر عامل حواسش به همه چیز هست ، فیتیله پیچتون میکنه و … همش خودشونن فقط یه برنامه نویس فرانت دارن که ادم خوبیه و فقط اون تونسته اونجا دووم بیاره به جز اون هیچکس نیست که بیشتر از دو سال اونجا کار بکنه خییییلی محیط سمی داره همش کنترلتون میکنن تایم کاری از هشت صبحه تا وقتی دعوا بشه یعنی شما پنج ربع که تایم کاریت تموم میشه بری جلسه میذارن باهات که چرا رفتی مگه اینجا شرکت دولتیه که سر تایم میرید تایم ناهار اون موقع یه ربع بود بیشتر از اون همون برادر مدیر عامل بهتون پیام میداد تایم ناهار یه ربع لطفا رعایت کنید حقوقتون معلوم نیست کی پرداخت میشه اگه قسط دارید اصلا اونجا کار نکنید هر ماه نصف حقوق رو میدن اونم اواسط ماه هرچی از بدی های این شرکت کمگفتم تا صبح میتونم مثال بزنم براتون خلاصه اگه اعصابتون رو دوست دارید سمت این شرکت نرید
در این شرکت، رفتار مدیریت رویروحیه من اثر منفی گذاشت و مدتها با من همراه بود. مدیر ارشد، فردی با قضاوتهای ناپایدار و گاهی ناسازگار، وجود دارد که فضای کاری را به چالش میکشاند. او با نیروها به شیوهای سلیقهای برخورد میکند و اگر کسی را نپسندد، تصمیم به اخراج او میگیرد. او دیدگاه حرفهای پایداری ندارد و نگرش روانی آیندهوارهای در رفتار او نمود پیدا میکند. اگر در زمینه فنی و مهارتی بهخصوص در این حوزه جایگاهی دارید و برای خود ارزش قائلیم، بهتر است به این شرکت نزدیک نشوید، زیرا جو کاری آن نمیتواند سلامت و رشد شما را تضمین کند.
سولیکو کاله شرکت خیلی خوبیه برای پیشرفت و بخصوص برای شروع اما متاسفانه در دفتر مرکزی واحد مدرپ با سو مدیریت و گزینش یکی از مدیران خ. صدر جهانی باعث بد نام شدن شده که که تنها هنرش اخراج کردن و وادار کردن افراد به استعفا و تهدید به توبیخ درج پرونده هستش و تمامی تصمیمات خودش و به پای مدیران بلند پایه واحد اعلام میکنه که با ابلاغ اونا بوده که دروغ هستش مدیران بلند پایه شرکت از بهترین و متبحرترین افراد هستن که هیچوقت چنین تصمیمی نمیگیرن و براساس حسی که بهش محول میشه تصمیم میگیره نه مستندات و یا نظرات تیم، به حدی افراد با سابقه و قوی تیم و اخراج کرده که دیگه مثل گذشته پیشرفت نمیکنه حتی منابع انسانی هم نمیدونم چرا تذکری بهش نمیدن رسیدگی نمیکنن( البته منابع انسانی همه شون پوست کلفت هستن ) احتمالا موافقش هستن ؟؟ یکبار نیرویی با انتقاد در منابع انسانی از شیوه مدیریت واحد که بعد ها به گوش مدیر مربوطه رسید و فرد و اخراج کردش و خیلی ها هم به بهونه های مختلف استعفا دادن از جمله فشار عصبی و روانی بالا تیم و اضافه کردن کارهای خارج از وظایف تیم به افراد عوامل دخیل بوده و تعداد افرادی که استخدام شدن و در کمتر از یک ماه یا دو هفته اخراج یا استعفا دادن باورنکردنی هستش میتونید از آگهی ها استخدامی که قرار میدن ببینید هزینه سنگینی برای خود شرکت داشته باعث تاسف و شرم هستش شرکت سولیکو کاله به این خوبی یک واحد کوچیک باعث زیان رساندن و بدنام شدن باشه فقط این نظر در ارتباط با تیم نماینده علمی هستش افرادی بودن در این قسمت که خالصانه و صادقانه تلاش کردن و نتیجه ایی جز خروج از شرکت نگرفتن این واحد فرهنگی سازمانی و مدیریتی بشدت کودکانه و زشتی و داره تو جلسات مدیر فقط داره از برج و زیرپله ایی که توش زندگی میکنه همش داره تعریف میکنه ...برای تمامی کارکنان سولیکو آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم با دیدن این نظرات منابع انسانی و افراد جویای کار آگاه بشن که بعدها دچار مشکل و سرخوردگی نشن و حتما آزمون سلامت روحی و روانی از مدیران قبل از استخدام گرفته بشه
به نام خدا و سلام در آخرین نظرسنجی که از طرف داماد یکی از مالکان شرکت انجام شد شرکت نکردم و مشابه بسیاری از همکاران معتقد بودم که داده کافی برای انجام یکسری تغییرات اساسی در لایه مدیریت و ریاست تحقیق و توسعه وجود دارد. البته تا چندسال پیش چیزی به نام نظرسنجی در مجموعه برگزار نمیشد و تنها افراد خاصی که از لحاظ شخصیتی جسور بودن و یا مشکلات جدی با مافوق داشتند به مدیریت ارشد فیدبک می دادند. البته اینکارها هم نهایتا به ضرر منتقدین تمام میشد. یکی از این منتقدین همکار ما با سابقه ۸ ساله در تیم ای سی یو بود که اخراج شد. اون روز دقیقا یادم هست برای کاری به واحد کارگزینی مراجعه کرده بودم یهویی مدیر واحد تحقیق و توسعه وارد شد و با صدایی خیلی بلند و دور از احترام اخراج فوری دوستمان را خواستار شد. اینکه این رفتار چقدر شنیع و حقیرانه س بماند. اثر بد و ضد فرهنگ چنین رفتاری ایجاد رعب و وحشت از عواقب انتقاد، بی تفاوتی به مسائل اخلاقی و ... گردید. طبیعتا در سیستمی که مدیریت آن دیکتاتوری باشه افراد زیر دست برخلاف میل باطنی فیدبک ها را وارونه خواهد داد و برای تسکین عذاب وجدان احتمالی آن را با دلایلی توجیه خواهند کرد. همین میشود افراد همکار در رسانه ای غیر سازمانی صدای انتقاد خود را بالا می برند و آنچه که می تواند به صورت سری توسط خود مدیریت ارشد حل و فصل شود در اینجا فاش می شود. اگرچه در چنین نظرسنجی هایی بودند افرادی که یا مثل من در آن شرکت نکردند و یا به خاطر مسائل شخصی محافظه کارانه رفتار کردند ولی باز معتقدم اگر مدیریت ارشد به فکر ایجاد تغییر بود داده کافی برای آن وجود دارد. همچنین راه حل ساده ای هم برای این نوع نظرسنجی ها وجود دارد و آن این است که چنین نظرسنجی هایی را می توان با مطرح کردن سوالاتی شفاف و چند گزینه ای و کتبی (نه الکترونیکی) و بدون قید شدن اسامی افراد برگزار کرد و در نهایت نتایج آن را اعلام کرد. به نظرم ارزش اینکار بسیار بالاتر از تهیه فلیم های تبلیغاتی از افراد گلچین شده است زیرا همه افرادی که در شرکت کار می کنند به نوعی سفیرهای شرکت در جامعه هستند که ماهیت اصلی شرکت را تبلیغ می کنند. با آرزوی سلامتی برای بنیان گذاران و جانسوزان کروز
در این شرکت خانوادگی، کارم رو به عنوان کارشناس فروش یه مدت سه ماه تجربه کردم و واقعا با وضعی روبهرو شدم که از هر نظر ناامیدکننده بود. محیط تأثیرگذار نبود و مدیران، به ویژه مدیرعامل و برادرش، رفتارهای توهینآمیز زیادی با نیروها داشتند و نیرو رو فقط بهعنوان بخشی از گروه خودشان حساب میکردند. فضای کاری بینظم بود و برای هر تصمیمی سلسلهمراتبی مشخصی وجود نداشت. در این مدت هفت نفر از همکاران استعفا دادند که همگی به دلیل بینظمی، رفتارهای ناخوشایند و بیاحترامی مدیران بود. نمونههای متعددی از بیاحترامی و بیتوجهی به حقوق کارکنان دیده میشد و ارتباط با منابع انسانی کمتر از حد انتظار بود. در دو لیست جدا از هم کار میشدند و احتمال فرارهای مالیاتی هم وجود داشت، که دغدغه اخلاقی بالایی برای من ایجاد کرد. نیروها احساس میکردند نقششان تنها بهخاطر نیاز شرکت به کار گرفته شده و پس از مدت کوتاهی دوباره کنار گذاشته میشدند. ارتباطات درون سازمانی محدود به نزدیکان بوده و حضور خانواده و دوستان در ردههای مختلف شرکت مشهود بود. زمان خروج از شرکت، با بیاحترامی روبهرو شدم و هر چه به منابع انسانی مراجعه میکردم، پاسخ مطلوبی نگرفتم. در طول سهماه کارکردم، حدودا هفت نفر از همکاران از شرکت رفتند، دلیل هم بیشتر بینظمی و رفتار نامناسب بود. از مزیت خاصی خبری نبود و آموزش مناسبی ارائه نمیشد. قرارداد هم بهگونهای تنظیم شده بود که اگر بخواهی استعفا بدهی یک ماه زودتر به مدیران اطلاع بدهی، اما در هر زمانی که دلشان بخواهد میگذراندند و با کارمند برخورد نامعقولی داشتند. تسویهحساب را سه ماه بعد انجام میدادند و برای دریافت، سفته سفید امضا میگرفتند که شش ماه بعد بهدست آید. بهخاطر تمامی این موارد، تجربهام از این شرکت بسیار منفی بود و توصیه نمیکنم.
بعد از مدتی جستجو برای شغل، وقتی با این شرکت تماس گرفتم، خیلی خوشحال شدم که راهحلهایی برای مشکلاتم داشتند. مشاورشون شرایط من رو بررسی کرد و تونست فرصتهای مناسب برای شرایط خاص من رو پیدا کنه.
حدود 10 ماه پشتیبان این سایت بودم. جو همکاری خوبی بود و محیط دوستانه بود. حجم و ساعت کار منطقی بود. متاسفانه به دلیل جابجایی مجبور به ترک محل کار شدم.
آشغالترین شرکتی که تو عمرم دیدم جالبیش اینجاس شرکت میگه ۷۰ روز حقوق نداری بعد ماه اول بهت وام میده ۱۰تومن ماهی یه تومن ازت میگیره هیچ جای دنیا همچین شرکتی نیست.
با سلام خدمت همه دوستان مخصوصا اونایی که میخان تشریف بیارن تو این شرکت و مخصوصا اونایی که میان تو بخش منابع انسانی به شما دوست عزیز شدیدا تاکید میکنم شدیدا تاکید میکنم برید یه جای دیگه اگه میخاید بیاید تو این شرکت و مخصوصا تو قسمت منابع انسانی ساختار منابع انسانی یا شبکه بی سواد و فاسدشون به این شکل یه مدیر فنی به شدت بی سواد، بی ادب، موقعیت دوست که کارمند رسمی بانک هست. دو تا سرگروه بی شرف بی ناموس که برای کسب جایگاه بالا حاظرن هر غلطی بکنن از لحاظ تکنولوژی بخش منابع انسانی به شدت پاییین هست خبری از تکنولوژی جدید تو این قسمت نیست درخواست های بی جا و خسته کننده از کارشناسان تیم که بعنوان برنامه نویس در اینجا مشغول به کار هستند. شرکت از لحاظ مدیریت منابع انسانی افتضاح نیروهایی که فک و فامیل این کارمندهای رسمی بانک هستند عشق و حال میکنند بقیه هر چقدر هم با سواد و فنی باشند مخصوصا در قسمت منابع انسانی دربه در هستند. اگه فک هم میخای بفرما اپلیکشن بانک کشاورزی رو استفاده کن میفهمی اوضاع این شرکت چقدر بد حالا بهترین نیروهاشونو تو روی این اپ کار کردند ببین بخشی مثل منابع انسانی چه افتضاحی هست. یه صحبتی هم مدیر فنی بی سواد حوشی گر منابع انسانی اینجابزنم که ای کاش اونروز غذا تو گلوت میموند خفه میشدی حال بهم زن دو هزاری دوست عزیز اگر در مترو دست فروشی کنی شرف داره بیای اینجا جدا میگم
تجربه بیش از 3 سال فعالیت در آسیاتک و در 3 دپارتمان مختلف اینو بهم ثابت کرد این شرکت و مدیران این مجموعه هیچگونه اهمییتی برای نیرویی انسانی خود قائل نمیشن و شرایط هر سال بدتر از سال قبل میشه تازگیا هر روز داره شرایط بد و بدتر میشه مدیران و سرپرست ها منفعت طلب هستن و هیچ اهمیتی براشون نداره چون شرایط برای آنها اینگونه ایجاب میکند . مزایا خیلی کم شده و حداقل با یک ماه تاخیر واریز میشود . حجم کار خیلی زیاد شده چون خیلی از نیروها استعفا دادن و با اولین موقعیت شغلی که پیدا میشه استعفا میدن شرکت یه قانون مسخره هم داره که شما تا یک ماه بعد استعفا باید بمونی تا قبول بشه که بریی عیدی و سنوات هم با تاخیر زیاد بهت پرداخت میکنند تمام کسانی که تو منابع انسانی هستن با رابطه استخدام شدن و فقط به فکر منافع شرکت هستن اصلا به نیرو انسانی اهمییت نمیدن مزایا کم کردن یا به پایین ترین کیفیت رسوندن از آجیل که عید و شب یلدا میدن بگیر تا بن فصلی و کارانه تمام کارمندها امور مشترکین ( کارشناسان پشتیبانی و فروش) بهشون اصلا کارانه تعلق نمیگیره !! خلاصه آسیاتک از اول اینطوری نبود دوست داشتنی بود ولی الان قابل تحمل نیست میدرران آسیاتک باید متوجه بشن که این شرکت برپایه خدمات به مشترکین بنا شده ولی با این شرایطی که درست کردن کسی نمیمونه یا دل و دماغ درست خدمات دادن به مشترکینو نداره
سازمانی با تغییرات زیاد به اندازه حقوق و مزایا دارند، اما متاسفانه در واحدی که من کار میکردم رفتار و اخلاق حرفه ای وجود نداشت مخصوصا از طریق یکی از سرپرست های واحد که واقعا متاسف هستم برای سازمان که همچین آدمی رو اونجا نگه داشتند. با نیروها بسیار بد برخورد میکنه ، فکر میکنه مسئول نگهداری چندتا خلافکار هست تا ازشون مراقبت کنه تا اینکه در کنار اونها باشه و مشکلات رو برطرف کنه. بماند که بقیه واحدها و کارخانه هم همه از این آقا بد میگن. امیدوارم در آینده اتفاقات مثبت رخ بده و سازمان به این موضوع ورود کنه
من به عنوان یک خانم اصلا محیط تحقیق و توسعه را برای کار کردن خانم ها توصیه نمیکنم.تا زمانیکه آنجا بودم همیشه نگاه هیز و آلوده مدیر تحقیق و توسعه به خانم ها را میدیدم که چقدر محیط فاسدی بود که باعث خروج من از مجموعه شد. از طرفی مدیر تحقیق و توسعه یک آدم لیبل زن روی آدم ها بود که با اکثر افراد مشکل پیدا میکرد و خیلیا هم باهاش مشکل داشتن.از مدیریت مضخرفش از نوع حرف زدن و بد دهنی اش و خیلی از چیزهایی که بقیه در اینجا ذکر کردن.شخص مالک شرکت و مدیران ارشد شرکت افراد بسیار خیرخواه و خوبی بودند و واقعا حیف است که مجموعه کروز با وجود این افراد فاسد، چهره بدی از خود نشان میدهد و هیچ وقت متوجه نشدم که چرا مالک شرکت تغییری در مجموعه تحقیق و توسعه انجام نمیداد وقتی اینهمه خروجی نیروها و نارضایتی پرسنل را میدید.شنیده بودم که مالک کروز روی بحث سلامت رفتاری پرسنل مخصوصا ارتباط پرسنل خانم و آقا بسیار حساس هست اما تعجب میکنم چطور یه مدیر فاسد و هیز با نگاه های آلوده به پرسنل خانم را به عنوان مدیر تحقیق و توسعه گذاشته بود. از ناکارآمدی مدیریت این شخص و باند بازی او و سیستم نوچه پروری او، من هم با نظر بقیه افرادی که ذکر کردند کاملا موافق هستم و تایید میکنم.امیدوارم مدیران ارشد روزی بیدار شوند و بخاطر تضمین سلامت محیط کاری برای پرسنل خانم و نیروهای آینده آنجا یک اقدام جدی در اخراج این فرد کنند که چهره شرکت را این افراد خراب نکنند.محیط تحقیق و توسعه به لطف وجود نوچه های این آقا بسیار سمی و مافیایی بود که در آخر باعث شد من از مجموعه خداحافظی کنم و روزی که این نوچه ها و اون مدیر فاسد رو نمیبینم واقعا در آرامش هستم.
سلام من 4سال و نیم هست که در شرکت بزرگ هیوا مشغول به کار هستم روزای اول استرس زیادی برای کار داشتم چون شناختی نداشتم و تجربه کافی نداشتم ولیراموزش های خوبی داشتم و تا وقتی که کاملا مسلط بشم اموزش کامل داشتم... توی این مدت حتی یه روز هم حقوقم دیر نشده پاداش گرفتیم.جشنواره های مختلف داریم. محیط کاریمون خیلی دوستانه ست و منظم... امیدوارم کمی منصفانه تر نظر بدیم که بقیه بتونن تصمیمات بهتری بگیرن
به عنوان کارشناس کنترل کیفیت در واحد مربوط به مادیران فرودگاه پیام کرج، تجربهای پرتنش را دارم که در قالب گزارشهای داخلی و بحثهای اداری به بنبستهای کاری و فشارهای غیرمنصفانه منجر شد. در روزهای کاری خودم و یکی از همکارانم با رفتارهای ناعادلانه و تهدیدآمیز روبهرو شدم که تصمیم به اخراج فراج برایمان گرفته شد؛ این اتفاق با فشارهای روانی و تهدید بیحمایت از فرزند نوزاد و اجاره مسکن همراه بود تا جانشینی برای من در پست مربوطه اعمال شود. در یکی از موارد، در ساعتی معین از روز، اخراج بنده به پیشنهاد یکی از همکاران و با دخالت افراد دیگر به سرعت ابلاغ شد و پس از آن وضعیت کاری من به طور کامل قطع گردید. پس از آن در ساعات بعدی، به صورت فشار مضاعف برای انجام وظایف دیگری مثل نظافت و مرتبسازی دفتر شخصی یک نفر از همکاران، وادار شدم که این کارها خارج از شرح وظایف من بود و باعث احساس بیپناهی و بیاحترامی شد. سریعا شاهد صدای ضبط شدهای از یکی از کارکنان اطلاعاتی و عملیاتی بودم که با دستورات مستقیم و با طراحی برخی افراد انجام شده بود و نشان از وجود هماهنگی میان برخی افراد داشت. وجود شاهدان و مدارک این مکالمه همواره در دست بررسی است و میتواند مبنای ادعای من باشد. بعضی از همکاران که خانواده دارای فرزند بودند نیز به دنبال گزارشهای نادرست از من کنار گذاشته شدند تا افراد دیگر بار کاری سنگینتری تحمل کنند. از نظر من، این شیوههای مدیریتی و برخی تصمیمات اداری با هدف محدود کردن رشد افراد متخصص و باانگیزه بوده و باعث کاهش فرصتهای توسعه برای کارکنان شده است. از سازمان مربوطه درخواست میکنم به موضوع با دقت و شفافیت بپردازد و جلوی تکرار چنین رفتارهایی را بگیرد. باور دارم که اجرای قانون و بازنگری در فرایندهای داخلی میتواند از بروز فشارهای غیرقانونی و رفتارهای توهینآمیز جلوگیری کند. همچنین لازم است سازوکارهای مناسب برای گزارش دهی و حفاظت از کارکنان در برابر فشارهای غیرمنصفانه تقویت شود تا محیط کار سالم و منصفانهتری فراهم شود.
در کارنوشتهام یک محیط پویا پیدا میکردم اما ناچار به قبول برخی تفاوتها شدم. با هر واحد که صحبت میکردم، اکثرا ناراضی بودند و دائما گلایه میکردند، هرچند رضایت برای ترک کردن وجود نداشت. جو کاری تا حدی من را تحت فشار میگذاشت. پرداختها و سطح حقوق به نظر میرسید که تفاوتهای زیادی دارد و تبعیض یا بیعدالتی در این بخش حس میشد. مدیران و معاونان با دوام تغییر میکردند و تغییرات مدیریتی زیادی را تجربه میکردند. شرایط در واحدهای مختلف واقعا تفاوت داشت و نمیشد درباره همه به یک شکل صحبت کرد. اگر به شرکت میآمدم، باید بدانم که مدیر مستقیم تا چه حد بر تجربهی کاری تأثیرگذار است و احتمالا خوششانس بودن هم در بهدست آوردن نتایج مثبت نقش دارد. در نهایت برای همگان موفقیت آرزو دارم.
سلام بنده حدود ۸ سال سابقه کار در مجموعه شرکت کروز را دارم که حدود ۶ سال آن در واحد تحقیق و توسعه بوده و مابقی در واحد بیزنس یونیت. زمانی که از واحد تحقیق و توسعه به واحد بی یو منتقل میشدیم باوجود اینکه به فضای سمی و مبهم تحقیق توسعه واقف بودم کلا از لحاظ روحی به خاطر تغییرات ایجاد شده خیلی حال خوبی نداشتم. ولی اولین چیزی که در ماه های اولیه فعالیتم در واحد بیزینس یونیت برام آشکار شد شفافیت و سالم بودن محیط کار آن نسبت به تحقیق و توسعه بود که علت آن دقیقا نفرات بالاسری اکثرا آدم های باخلاق و با شخصیتی بود. این را مقایسه می کردم با فضای سیاسی و افسرده تحقیق و توسعه که ماحصل مافیای بین مدیریت آن و روسای تیم های نرم افزار و سخت افزار و مدیر وقت پروژه ای سی یو بود. تازه متوجه شدم که کار کردن در محیط سالم چقدر می تواند درگیری های الکی ذهنی را کم کند. مقایسه من کاملا نسبی است و دال بر ایده آل بودن آن نیست. خیلی متاسفم برای مدیریت ارشد که علیرغم این همه فیدبک هیچ کاری برای برهم زدن مافیای تحقیق و توسعه نمیکند.
سلام وقت بخیر من در این شرکت کارمند بودم و از تجربه کاری در این شرکت لذت بردم به شما دوستان هم پیشنهاد می دم برای استخدام یک سری به این شرکت بزنید چون مزایای خوبی به کارمندان خودشون ارائه میدن ممنون از شما. ی
شرکت بینهایت داغون و بی دروپیکر هست، واقعا جای موندن نیست.بدون هیچگونه قصد و غرض میگم، چون نمیخوام اشتباه من رو بقیه مرتکب بشن. من بعد ازحدود یکسال و چند ماه کارکردن توی اینجا این موارد رو میگم: 1-دنبال یک شرکت و کار درست حسابی باشین. 2-این شرکت مشکل ساختاری و سازمانی داره 3-هرکسی که سرش به تنش بیارزه ، قطعا اینجا نمیمونه(شک نکنین، هیچ آدم باسواد بالای 2سال سابقه اینجا نمی بینید..) 4-حقوق تاخیر 3ماهه داره(این حداقلش هست) 5-روابط زیرپوستی و پنهان ، تا دلتون بخواد داره... 6-مدیرعامل به شدت ضعیف هست(کاری ندارم که یه سری چون جای دیگه ای ندیدن میگن این بهترین مدیرعامل دنیاس!) 7-برای مطالبات و حق و حقوقتون باید کفش آهنی بپوشین و اداره کار برین..توی اداره کار کلی پرونده شکایت از شرکت هست. 8-قرارداد کاری رو خیلی دیر بهتون میدن یا اصلا نمیدن 9-زیرساخت های شرکت از هر نظر منهدم هست. 10-مدیران اینجا هیچ دوره مدیریت ندیدن،هیچ جای دیگه ای هم مدیر نبودن!(فاجعه هستن) 11-واسه همه چی پول دارن، بجز پرداخت حقوق و حق بیمه! 12- آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین. اینجا هیچییش شبیه یه شرکت نیست، هرچیزی اینجا نوشتن درست هست. با احترام به خودم و همه ی کساییکه اینجا کار میکنن: آریا بنیز از داخل پوسیده و نابود هست. یه شرکت ورشکسته و بی پول، که هیچ ارزشی واسه آدم ها قائل نیست.
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قواین سختگیرانهای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قوانین سختگیرانه ای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.