یکی از شگردهای مدیر آر اندی این بود که به محض دریافت ایمیل استعفا یهویی باهات خوب میشد و پس از چند برخورد گرم باهات جلسه میذاشت و سعی میکرد با تعریف بحث های جنسی و شوخی های آلوده به الفاظ رکیک، فش دادن به آخوندها و ... فضا را صمیمی کند و تهش دلت را خالی کند. تا با در معذوریت قرار دادن ایشان، اطمینان حاصل کند که فرد مستعفی در مصاحبه خروج از شرکت فیدبک منفی به مدیریت ارشد و یا HR ارائه نمی کند. یادم هست با من هم چنین جلسه ای ترتیب داد و وقتی با ری اکشن سرد من مواجه شد سریع بحث رو عوض کرد و شروع کرد به سوال پرسیدن که چرا از مملکت داری می ری و ... چیزی یک لحظه در آن جلسه شخصیت ریاکار و هزار چهره ایشان را برام ترسیم می کرد رفتار واغظ گونه این آقا بود که جملاتش این مضمون رو داشت که تو اشتباه می کنی و باید بمونی به مملکتت خدمت کنی. اون روزها پیامک ها و پیام های جنسیتی و درخواست ملاقات خارج شرکت این آقا با منشی اسبق خودش لو رفته بود و این پیام دست به دست برخی از نیروهای سخت افزار و نرم افزار داشت می چرخید. این که این آدم هرزه خودش را در اون سطحی میدید مرا نصحیت کند چیزی بود که بشدت اذیتم می کرد. اگرچه هنوز هم که هنوزه این پیام ها و پیامک ها رو تو گروه تلگرامی که اون موقع با بعضی از بچه ها ایجاد کرده بودیم دارم چندین بار خواستم هرزه گیش را به رویش بیارم و بگویم که امثال شماهایید گند میزنید به مملکت ولی رعایت اخلاق باعث می شد که بی خیال شوم. این بشر طوری از خدمت به مملکت صحبت می کرد که خودش از سر خصومت های شخصی و کینه توزانه باعث و بانی اخراج و استعفای بسیاری از نیروهای متخصص می شد که جزئیات ش رو بقیه نوشتند. بعضی وقت ها یهویی به خودش چند روز مرخصی میداد و کلا غیب می شد یا چند روز مانده به عید کرونا می گرفت و شرکت نمیومد. هر چند که نبودش در مجموعه هم خیلی تاثیری نداشت. حالا بماند در مدتی که در این مجموعه مشغول بودم چندین بار برای دریافت یه وام ناچیز به این بشر رجوع کرده بودم و هردفعه به بهانه های مختلف منو پیچونده بود و حتی یک قدم مثبت برای ایجاد انگیزه در اون روزهای سخت زندگیم برنداشت. در حالی که برای نفرات خودش مثل رئیس ای سی یو وام های آنچنانی میگرفت. با همه این تفاسیر اون موقع که من استعفا دادم فکر نمی کردم کروز چنین فرد مریض و بی اخلاق و ناآشنا با مدیریت را تا الان نگه دارد. بعضی از نظرات رو هم میخوندم متوجه شدم که هنوز کثافت کاری های این آقا ادامه دارد و ظاهرا تغییری در مدیریت مجموعه ایجاد نشده است. اینکه دوستان در اینجا نظراتشان را می نویسند خیلی خوب است ولی وقتی می بینن مدیریت ارشد تصمیمی برای برکناری آن ندارد، میتوانین این فیدبک ها و مسائل اخلاقی را با رسانه ای کردن، درج کامنت در صفحات پربازدید مدیاهای مختلف، ارسال ایمیل به ارگان هایی که برای بازدید می آیند (مثل نمایندگان مجلس، معاونت علمی دانش بنیان) و ... توجه سایرین را بر این موضوعات متمرکز کنند تا اثر بخشی لازم را داشته باشن. مدیا ها می تواند برخی از خبرگزاری ها، لینکداین و ... باشد. خیلی از این مدیاها در قسمت تماس شون نحوه ارتباط و دریافت اطلاعات رو ذکر کرده اند و می توانید از قدرت آنها نیز استفاده کنید. چنین چیزی در خارج هم خیلی عرف می باشد و الا کارفرما می تواند هر بلایی را سر کارمند و کارگر در بیاورد. یادم هست که چند سال پیش در صفحه لینکداین یه مصاحبه ای در قالب ویدیو کلیپ از این آقا و چند نفر دیگر منتشر کردند ولی به خاطر حجم زیاد کامنت های منفی که عمدتا از طرف نیروهای قدیمی تحقیق و توسعه بود مجبور شدند کلیپ رو حذف کنند. امیدوارم که تلاش هایتان به نتیجه برسد و به حق و حقوقتان برسید
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اون چیزی که تجربه چند ساله هست رو میگم. امنیت شغلی بالا. یعنی من این چند ساله فقط دو نفر رو دیدم که شرکت بهشون بگه نه که اونم مشکل خودشون بود. کار شرکت در زمینه ارائه خدمت در حیطه پخش زنده و vod، نمیخوام بگم چیز آسی هست ولی بد هم نیست. دسستون رو برای پیشرفت و یادگیری باز میزاره. محل شرکت هم خوبه.
فضای خوبی داره. اصن گیر نیستن. کلاس بخوای بری هزینه اشو میدن مجموعا تو مخی نداره و کسی مثه شمر بالاسرت نیست. میتونی پیشنهادت توسعه ای هم بدی
اوکیه. مرتبط با رشته تحصیلیم هست. نکته ی مهم و خیلی خوب اینکه باشگاه ورزشی داره . یک سری دوره آموزشی هم معاونت علمی برگزار میکنه که اگه تمایل داشته باشیم میتونیم شرکت کنیم. من چندتاشو شرکت کردم و مفید بود
دوستان اگر از این شرکت اومدید بیرون بلافاصله برید اداره ی کار حق و حقوقتون رو طلب کنید. و الا انقدر چیزای مختلف میزنن به حسابتون که حق و حقوقتون رو بی خیال بشید. اصلا مشکل از شما نیست به این جمله خیلی دقت کنید.
قالب تیمی ما در تدبیر کیش نسبت به بسیاری از شرکتها تفاوت دارد؛ تقریبا دو سال را با تمام فراز و نشیبهایش در اینجا سپری کردم. برخی همکارها که رفتند یا رفتند، واقعا دیگران را در ذهن به خاطر میآورند، اما وقتی شرکت از حضورشان کلاه میگرفت، تنها پشیمانی میدیدند و ما میماندیم با تجربیاتی که به دست آوردیم. در اینجا احساس همدلی و همراهی واقعی وجود دارد و تیم به شکل یک خانواده عمل میکند. کارهای ما حرفهای و چالشبرانگیز است و به همین دلیل به هر کسی که وارد میشود، به شرطی که بتواند با پروژهها همگام شود، فرصت ماندن داده میشود. آن دسته از همکارانی که از شرکت جدا شدند و عذرشان خواسته شد، دقیقا همان زمانی که خبر رفتنشان را شنیدیم، بسیاری از اعضا با دیدی مثبت به آینده نگاه کردند و فقط چند نفر که به دلایل شخصی جدا شدند برای ما ناراحتی داشت. به طور کلی بحثهای بیربط درباره فضای کاری و ضد و نقیضها برایمان فقط شوخی و تفنن ایجاد کرده است.
من تجربه مصاحبه با این سازمان داشتم، مصاحبه کاملا غیر حرفه ای بود و چند تا سوالی پرسیده شد که دور از ادب و اخلاق و کار حرفه ای بود.مصاحبه ای نزدیک به یک ساعت با سوال های خیلی بی خود و اکثر سوال ها غیر مرتبط با محیطی بسیار خشک و دولتی طوری و متاسفانه توقع کارزیاد و اضافه کاری اجباری با حقوق پایین داشتند.
با سلام و احترام خدمت تمامی دوستان شرکت بهپرداز همراه سامانه اول، پیمانکار پروژه های همراه اول می باشد و یکی از شرکت های زیر مجموعه آن است. معاونت کنترل کیفیت در این سازمان که در حال حاضر به کانادا مهاجرت کرده است، یک آدم تازه به دوران رسیده، چاپلوس می باشد، از آنجا که در خیالش هیچ گاه تصور نمی کرد که معاون شود، اما با رابطه و بواسطه ترک زبان بودنش، به این سمت قرار داده شده است؛ معاونت کیفیت شامل بخش های کنترل پروژه،کنترل کیفیت ، تضمین کیفیت و پرتفولیو می باشد. فشار کاری تیم تست به شدت بالا و آزار دهنده است به گونه ای که اگر زن و بچه دارید بایستی بی خیال آن ها شوید. معاونت به خودش اصلا فشار نیاورد تا چند عدد نیرو میان رده استخدام کند، تعداد نیرو ها کم است و اکثرا کارآموز می باشند. در آن زمان، سیستم تیکتینگ و آبشاری بود که باعث می شد برای یک کار ساده، دو ساعت زمان ببرد و تستر بیچاره از آنجا که می بایست کار را تا شب برساند به خودش فشار بیاورد و با تماس گرفتن با این و آن و کشیدن جر بی لیافتی بقیه تیم ها مخصوصا پشتیبانی، کار را جلو ببرد و به نوعی نقش کار چاق کن را بازی کند. به گفته دوستان، لیدر تیم تست مربوطه، کار را بصورت عادلانه بین افراد تقسیم نمی کرد و بعضا براساس روابط این کار را می کرد و در ظاهر خود را آدم حسابی نشان می داد. ایشان در خیلی اوقات بی کار بود تیم کنترل پروژه که اکثرا از خانم ها تشکیل شده بود، خواهر مدیر عامل در این قسمت مشغول وقت گذرانی بود و با پر رو گری تمام در تمام کارها دخالت می کرد و مدیر مربوطه آن که خودش با زیر آب زدن مدیر قبلی و با رابطه، به مدیریت بخش کنترل پروژه در آمده بود، از آنجا که بی لیاقت بود و از روی رابطه با خواهر مدیر عامل به این سمت قرار داده شده بود، هیچ صحبتی در این رابطه نمی کرد. مدیر بخش کنترل پروژه به شدت بی لیاقت بود. مدیر بخش نصب های شب که یک ترک تازه به دوران رسیده و از ترک بودنش استفاده کرده بود و مدیر شده بود به شدت بی کلاس، تازه به دوران رسیده و زبان نفهم بود و در حد و اندازه مدیریت نصب های شب نبود اما طبق معمول با رابطه به این جایگاه منصوب شده بود. اقوام مدیر عامل در بخش های متنوع شرکت از جمله، زیر ساخت، کنترل پروژه و شرکت بهپرداز وابسته به بهسا مشغول به کار بودند و از رابطه شان بهره می بردند. به طور کلی شرکت بهسا از آنجا که پیمانکار همراه اول است از نظر پرداخت به موقع حقوق بر خلاف شرکت های خصوصی، بیمه و بیمه تکمیلی و مناسبت ها خوب بود، ولی از لحاظ رشد و پیشرفت فنی در حد متوسط و روبه پایین بود و اخلاق حرفه ای حاکم نبود.
کار در این شرکت دشوار است، اما از طرفی برخی افراد با فرار از کار و کمکاری، تقصیرها را گردن شرکت میاندازند. پارس حیات را به عنوان یک شرکت بینالمللی میبینم که سرمایهگذاری خارجی را در کشور ارزشمند میدانم و معتقدم قدر دانستن این فرصت لازم است. با این حال برخی ضعفها و کمکاریهای افراد با نسبت دادن آنها به شرکت دنبال میشود. هر کس اگر با انگیزه و منظم و وقتشناس باشد و روی کار خود تمرکز کند، حتما در نقشش موفق خواهد بود. از طرفی ارسال پیام در مجموعه برای همه بیاهمیت به نظر میرسد، زیرا برخی جوانان به دلیل بیکاری با مشکلاتی روبهرو هستند و دلسرد شدنشان از کار فزاینده است. کاری که در محیط کار انجام میشود برای برخی مانند خدمت سربازی است؛ کسانی که وظیفهشناس هستند از این تجربه بهره میبرند، اما برای کسانی که بیانگیزه و بینظم هستند، کار سخت و آزاردهنده میشود.
این موارد خوب که مینوسه رو مدیرعامل مینویسه توروخدا گول نخورید خیلی داغون در باغ سبز نشون میده میری میبینی جهنم نه مرخصی داره نه رفتار درست میبینی از مدیرعامل کامل نامردند توروخدا اسیر این شرکت های سمی نشیدهیچ مزایا نداره نه ناهار نه کارانه توی 2تا پارت حقوق میده که مالیات نده
تجربه خوبی دارم، باعت رشدم شد و چیزای جدیدی یاد گرفتم، مشکلات هم بوده. بطور میانگین خوبه و بیمه و حقوقش منظمه، گاهی هم یه چیزایی میدن... هر کسی یه سلیقه ای داره اما من برام نزدیکی و رفت و آمد مهم بود و راضی ام تجربه کاری زیادی نداشتم و اینجا جذب شدم الان دوسال شده... نظرم برای افراد جدید که میخوان بیان ثبت کردم، بد نیست و طبق تعریفی که از بقیه شرکت های شنیدم مثل بقیه جاهاست.
در این شرکت تجربه کاری به عنوان Backed Developer را دارم. مدیرانی که با آنها برخورد داشتم اغلب غیرمنصفانه رفتار میکردند و چند نفر از آنها به نظر برادران برهانی و شخصی با نام حسینی شباهت داشتند؛ اخیرا هم از مدیر برنامهنویسی دیگر چیزی را که به ذهنم نمیرسد یادم نیست اما برای او شکایتی ارائه دادم و همچنان پولم را نگرفتهام. به بهانه شیوع کرونا از کار اخراج یا تعدیل شدند و احساس بیاحترامی در محیط کار مشهود بود؛ بیمه ما به طور کامل واریز نشد. پس از آن شرکت حدود بیستپنج فروردین بازگشایی شد اما برای برخی از همکاران تا حدود پانزده روز بیمه پرداخت نشد. در کل، رفتار مدیران اماکن مختلف به نظر میرسید که به سود کارگران نیست و گمان میکردم کسانی که بیمه تکمیلی دریافت میکردند، سپس همهچیز را کاهش دادند.
سلام به همه دوستان هموطن، من تصمیم دارم تجربهام را با هیجان و صداقت بیان کنم تا دوباره گول صحت و سقم ادعاها را بخورید یا نه. وقتی درباره کلینیک ایران نوین صحبت میشود، من در اهواز، استان خوزستان، کاشت مو انجام دادهام و حاضر نیستم هیچ نتیجهای را بدون سند و مدرک زیر سوال ببرم یا به تبلیغی بیپشتوانه بسنده کنم. برای من خیلی روشن است که قبل از اقدام، از نظر خودم تحقیقات کاملا دقیقی انجام دادم و نتیجهای که گرفتم واقعا رضایتبخش بود. من با کمال شفافیت میگویم که اعتماد من به این کلینیک بیش از هر جای دیگری است و به نظر من واقعا تفاوتهایی وجود دارد که با بررسی دقیق میتوان به آنها پی برد. از این رو، به هیچ عنوان به توصیههای بدون منبع یا نظرات ناشناس بیاعتقاد نیستم و معتقدم اگر کسی هم قصد مقایسه دارد باید با مدارک و تصاویر پیش و پس از کاشت بسنجید. من مدارک مرتبط را دارم و آمادهام توضیحات یا تصاویر را با هر کسی که نیاز دارد به اشتراک بگذارم تا همگان به حقیقت برسند. همچنین من با وجود هر شایعهای که در بعضی جاها مطرح میشود، همچنان به نتیجه و تجربه خودم پایبندم و معتقد هستم که تحقیقات دقیق، بهترین راهنمای ما است تا در انتخاب درست سرمایهگذاری کنیم. هرگز فراموش نکنید که کاشت مو صرفا یک برگشت به ظاهر نیست و نیاز به بررسی دقیق دارد تا دید درستی از نتیجه نهایی حاصل شود. اگر مایل بودید برای بررسی منبع و صحت مطالب، میتوانید خودتان تصاویر قبل و بعد از عمل را ببینید و نظر بدهید. در پایان، تنها چیزی که میخواهم بگویم این است که من از تجربهام راضیام و به این نتیجه رسیدهام که این کلینیک را نسبت به جای دیگری ترجیح میدهم و توصیهام این است که همه با تحقیق کامل تصمیم بگیرند.
بهسختی راضی میخواهم بگویم که تجربهام از کار با این دارالترجمه ناامیدکننده بود. بابت کارم مقدار مناسب رو پرداخت نمیکردند و ارزش تلاش من را به اندازهای که باید بهعنوان مترجم قائل نبودند. به شدت از همکاری با چنین مجموعهای اجتناب کنید.
آسا تیمهای مختلفی داره من آنچه رو که در تیم خودم مشاهده کردم مینویسم اگر مدیر با انصافی باشی زیر دستهات و و مدیران هم ردت زیرآبتو میزنن . با نیروهای جدید بسیار بد رفتار میشه . کسانی که وارد تیم میشن با بی محلی برخی قدیمی ترها شوکه میشن . برخی از کسانی که مدیر شدن آدمهای معمولی و بدون سافت اسکیل مدیریتی هستن که صرفا بابت قدیمی تر بودن وارد آسا شدن .
هرگز به من خبر ندهید که هر چه میگویند درست است؛ من دربارهی تجربهام با شرکت نرم افزاری امن پرداز صحبت میکنم و واقعیتها را به زبان خودم بازگو میکنم. اینجا با فضایی بسته و فشارهای مستمر روبهرو بودم و اعتراض هم کمکی نمیکرد، چون به جای پاسخ، با تهدید مواجه میشدم. تصور میکنم پروژهها از طریق رانت تخصیص میشوند و حقوق پرسنل به اندازهی نیازهایشان پرداخت نمیشود. کارفرماها گاه به صورت زیرپوستی فشار میآورند تا صدای اعتراض شنیده نشود و تضمینها یا سفتههایی میگیرند که با وجود آنها هم تسویهی نهایی نامشخص میماند. اگر قصد دارید در این محیط کار کنید، بهتر است صبر و تحمل بیشتری داشته باشید تا بیکار نباشید.
در نگاه من، امن پردازان کویر تجربهای ناامیدکننده بود. به نظر من، ظاهر اولیهی شرکت فریبنده است و خیلی سریع متوجه میشوید که گرفتارش شدهاید و در عرض شش ماه ضرر میکنید. فضای کاری ناسالم و دخالتهای بیجا از جمله نکاتی بود که باعث شد از همان ابتدا احساس کنم شرایط مناسب نیست.
اگه ادمی هستید که می تونید پاچه خواری کنید، زیرآب بقیه رو بزنید، براتون مهم نیست که بهتون احترام بزارن یا اینکه فقط دنبال این هستید که یه پولی دربیارید که فقط گذران زندگی کنید اینجا بهترین گذینه برای کار هست. درضمن اگرم اینجا مشغول به کار شدید اصلا وارد تیم اون خانومه نشید که از نظر روانی واقعا اسیب جدی می بینید.
سلام دوستان در مورد تسویه حساب های شخصی مدیر مجموعه با افراد منتقد خود و همچنین نقش رئیس سخت افزار به عنوان کاتالیزوری و آتش بیار معرکه در برخی از وقایع مجموعه تحقیق و توسعه الکترونیک صحبت کردند. من هم می خواهم در این راستا و درباره اتفاق های روزهای اخیری که در تیم سخت افزار و برای دو نفر از هم تیم های ما رخداد صحبت کنم. اولین مورد لیدر تیم طراحی PCB بود که قربانی افکار خودخواهانه و رفتارهای شیادگونه رئیس سخت افزار و برخی از هم تیمی های این گروه شد. سنگ اندازی های ایشان و مدیر مجموعه در مسیر ارتقا ایشان حداقل برای کسی که کمی وجدان و منطق سرش بشه نمی تواند پوشیده باشد و تقریبا بر هیچ کسی پوشیده نیست که خود این گروه ترکیبی از چندین تیم کوچک در دل خود می باشد که هر کدام ساز خود را می زنند. همین بس که این افراد ملعبه دست چنین افراد شیاد شوند. دو سال پیش که بحث ارتقا افراد برای سمت کارشناس مسئولی پیش آمد اکثر افراد کاندید شایسته ارتقا بودند ولی افرادی هم بودند که در تیم های دیگر بدون هیچ خروجی به این سمت نائل شدند و بحث ارتقا دو سه نفر از آنها به موکول به برگزاری جلسه ثانویه شد که پس از چند ماه جلسه ثانویه نفرات باقی مانده برگزار شد و تنها جلسه ایشان کش پیدا کرد و نهایتا آنچیزی شد که خواسته شخص رئیس سخت افزار و مدیر مجموعه بود. اینکه در طول این مدت چه ناملایمتی هایی از سمت این شیادین پسفطرت با این فرد شد کاملا واضح بود. بی اخلاقی ترین و شاید بی انسانی ترین رفتار آنها و برخی از هم تیمی ها ما اعمال فشار و تهدید از سمت مدیر مجموعه بود که ایشان حتی نتوانست در مراسم سالگرد مادرش حضور پیدا کند. ظاهرا علیرغم اطلاع مدیریت ارشد از این قضیه کسی از ایشان دلجویی هم نکرد. اینکه در روزهایی اخیر چگونه رئیس سخت افزار افراد مختلف این تیم برای فراهم آوردن شرایط قطع همکاری ترغیب میکرد شاید برای خیلی ها مبهم باشد. ولی چیزی پس از فروکش این هیجان باعث عذاب وجدان من و برخی از هم تیمی ها شده است قربانی شدن یک نفر و بازیچه شدن برخی از افراد در این بازی کثیف است که از درک آن عاجز بودیم. اینکه مدیر مجموعه در معارفه مسئول جدید ما را به خاطر برخی دغدغه های شخصی اش (که در بسیاری از شرکت ها روتین می باشد) تهدید به اخراج کرد و خط نشان کشید بماند. چیزی که عذاب وجدانم را دو چندان کرد پخش شیرینی از سمت بعضی از دوستان درست پس از قطع همکاری با ایشان بود! مورد بعدی خانمی بود که همکاری ش کلا چند ماهی طول نکشید و آنقدر از سمت نفرات مستقیم خود تحت فشار بود که بنده خدا حتی نتوانست شرایط را برای یک ماه هم که شده تحمل کند تا پاداش و مزایای خودش را دریافت کند و نهایتا و از سر اجبار تن به استعفا دهد. تقریبا همه همکاران نزدیک ایشان شاهد ناراحتی های مدوام و حتی گریه های ایشان را در این مدت کوتاه بوده اند. رئیس مافیایی سخت افزار نه تنها برای حل چالش ایشان اقدام موثری انجام نداد حضور در مراسم خداحافظی ش را منوط به این کرده بود که در جلسه مصاحبه خروج از شرکت اسمی از رئیس سخت افزار برده نشود! نفرات قدیمی تیم نیک میدانند ایشان اولین خانمی نبود که در این تیم دچار چنین انزجار و سلب آرامش شده باشد و از این تیم استعفا دهد. رئیس سخت افزار و مدیر مجموعه تا جایی که بتوانند این مسائل را سرکوب کرده و سرپوش می گذارند. سوال اینجاست که HR و واحد مادر حقوق دریافت می کنند که دقیقا چه کاری انجام دهند؟ واقعا با این همه رذالت و بی اخلاقی باید چه کرد؟ طبق گفته دوستان در نطرات قبلی خطاهای محاسباتی شخص داماد مالک شرکت در شناخت این باند و در نتیجه باز کردن فضا برای جولان چینین شیادهایی تاسف برانگیز است. حدود دو سال پیش که معاون محصول تصمیم به برکناری رئیس سخت افزار کرده بود، جناب مشاور جلسه ای با لیدرهای سخت افزار ترتیب می دهد تا نظر آن ها را جویا شود. ایراد اصلی چنین جلسه مهندسی شده از سمت مدیر مجموعه این بود که از ۱۱ لیدر سخت افزار تنها ۵ نفر از افراد نزدیک به رئیس سخت افزار به این جلسه دعوت شده بودند و نظر بقیه ظاهرا مهم نبوده است. سوای آن فضای جلساتی که عمدتا از سمت ایشان برگزار میشود طوری از قبل هماهنگ و هدایت می شود که خواست مدیر مجموعه و نفرات مد نظر ایشان محقق شود. واقعا خروجی چنین فضای رعب انگیزی را دوستان بهش اشاره کردند نمی تواند چیزی جز گند زدن به اخلاق و محیط کار باشد.
وقتی داشتم بین شرکتها تصمیم میگرفتم، شیفتهی وعدهها و ظاهر جذاب شدم و گولشان را خوردم. اکنون در اینجا کار میکنم و نه تنها هیچ یک از قولهای شفاهییی که در فرآیند مصاحبه مطرح شد محقق نشدهاند، بلکه اوضاع به مرور زمان از همان وضعیت هم بدتر و تأسفآورتر شده است. هرمس برای من مانند حبابی بزرگ بود که وقتی واردش شدم فهمیدم چقدر توخالی و بدون پایه و اصول است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.