فضای کار در این شرکت خیلی ناسالم است و از میان واحدها بیشترین مشکل را منابع انسانی دارد. در اینجا اصولی مانند فرهنگ سازمانی، احترام و حرفهگرایی کاملا رعایت نمیشود. یکی از نکات منفی، نحوه پرداخت است که به صورت دو مرحلهای انجام میشود و روی هر دو لیست و پشتلیست نوشته میشود؛ از این طریق به حقوق کارکنان و شفافیت پرداختها اطراف میشود. قراردادها هم بهگونهای تنظیم شدهاند که بیشتر به نفع کارفرماست و بخشهایی از آنها برای پرسنل مضرات دارد. در کل اگر برای خودتان ارزش قائل هستید، توصیه میکنم نسبت به چنین سازمانی که به این شکل عمل میکند، احتیاط کنید و از خریدن دیدگاهی متعادل دوری کنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام من مصاحبه سیناژن بصورت مجازی. برگزار کردم. اگر پارتی ندارید الکی تلاش نکنید. یه سری سوالات و مباحث مطرح میکنن که در جزوات دستورالعمل های خودشون هست و در هیچ سایتی پیدا نمیکنید.
من پس از عقد قرارداد یکماه و پس از اموزش رفتم سر کار اما تپسی گفته بود تو محل زندگیت کار بهت میدیم که تو شهرحومه بهم دادن من سراسیاب زندگی میکنم تو شهرقدس مشغول شدم،تیم شهرقدس یه سرپرست داره که خیلی بی وجدانه بخاطر یک ثبت نام بیشتر یا کمتر منی که دارای همسرو سه فرزندهستم بیکار کردو بیرونم کردفقط بخاطر اینکه اون میگفت در روز باید ۴تا ثبت نام داشته باشی و من روزانه دو یا سه تا ثبت نام داشتم .بخدا کل ماه رو صبح ها برای کرایه ماشینم لنگ بودم و از این و اون قرض کردم بعد یک ماه هم شرکت برام یک میلیون و صد واریز کرد که من فقط ۴میلیون صبح ها قرض کرده بودم اعتراض کردم گفتن این یه تومن مال بیستم تا سی ام میباشد مابقی رو ماه دیگه دریافت. میکنی .دیگه کسی بهم قرض نمیداد به همین سرپرست تیم شهرقدس گفتم اقا مشکل من اینه ایشون هم بجای اینکه دستمو بگیره از ضعف من استفاده کرده و منو بیکار کرد حالا من موندم این همه بدهی .خدا نگذره ازش نون منو برید خدا نونت رو ببره اقای سرپرست تیم شهرقدس.در ضمن ما قراردادکاری از ساعت ۹صبح تا ۶بعداز ظهر بسته بودیم که این از خدا بی خبر بخاطر منافع خودش بزور و تهدید تا ۸تا ۹شب منو و بقیه رو نگه میداشت.کاش میشد اون مسعولان تپسی میخوندن تجربه منو تا شاید همچین کسایی رو نگذارن مردمو بدبخت کنن
برای من تجربهای بود که در سما سامانه به عنوان کارشناس ارشد فروش داشتم و حالا بازنویسیش را به زبان خودم مینویسم تا معنای اصلی حفظ بشود اما به شکل تازهای ارائه شود. در مجموعه، برخی از مدیران ارشد را افراد سرسخت و ریاکار میدیدم که گاهی خودخواه و مستقل از دیگران عمل میکردند. همکاری تیمی تا حدودی بیروح بود و ارتباط بین کارکنان بیشتر صوری بود تا واقعی. با وجود اینکه سطح درآمد شرکت نسبت به همکاران کمی بالاتر است، حقوق دریافتی من همچنان با فشار مالی مواجه بود و مزایا نسبتا محدود بود. با وجود این، مزیتهایی هم وجود داشت که به من اجازه میداد تجربه بیشتری به دست آورم و در کارکردم رشد کنم. اما به عنوان کل، مدیریت استراتژیک شرکت اصولی و منطبق با استانداردهای حرفهای به نظر نمیرسید و این نکتهای بود که به آن توجه داشتم.
تجربه ثابت کرده که: هر چقدر پول میدن واسه شرکت ها باید کار کرد نه بیشتر نه کمتر. ضمنا هیچ وقت به مافوق مغر تهی و دوزاری اطلاعات ندین چون بعدا واسه شما "ش.ا.خ" میشه. کاسه داغ تر از آش نباید بود. توجه ویژه به ادبیات کهن و شعرخوانی باید داشت. با واحد HR که کلا از همه چی و همه جا بیخبر هست، حرف نباید زد. خاله زنک بازی مهمترین عامل پیشرفته. بدرود
باورم نمیشود که همچنان از این برخوردهای نامناسب با فریادهای دستوری برخورد کنن و از من برای کارهای جزئی و غیرواقعی استفاده کنن بدون اینکه قدری احترام بذارن. من به عنوان کارشناس تولید محتوا و سئو برای موپن، رزومه فرستادم و گفتن عنوانی میدهیم تا بنویسم و هزینهاش را پرداخت میکنیم. اما شخصی که در تلگرام باهاش در ارتباط بودم، مدام فایل را برای اصلاح فرستاد و با بیاحترامی و لحن نسبتا فرمانبردارانه با من صحبت میکرد و گویی من تنها یک نیروی زیر دستم. با وجود اینکه اوکی کردم، رفتار او همچنان ناگوار بود و حتی سلام هم بلد نبود. بهخاطر این برخوردها تصمیم گرفتم از همکاری کنار بکشم و وقتی به پرداخت فایلم رسیدم، نه پاسخ دادند و نه عملیات واریز انجام شد. این تجربه نشان میدهد که گاهی افراد از موقعیت استفاده میکنند و به سود خودشان عمل میکنند؛ در حالی که تولیدکنندگان محتوا ساعتها زحمت میکشند و با نگرانیهای جسمی مثل درد کمر و خستگی مواجه میشوند. از این تجربه پشیمانم و امیدوارم رویکردها اصلاح شود تا دیگران هم به دنبال چنین شرایطی نروند.
اینکه لازم دیدم یه توضیحاتی در مورد این شرکت بدم بخاطر اینکه دیگران مثل من دچار اشتباه نشن.شرکت آریا بنیز فقط و فقط دیزاین خوبی داره.متاسفانه هیچ ارزشی برای نیروی خوب قائل نیستن.زیر آب زدن در اوج خودشه.مدیران بدرد بخور اصلا وجود نداره.منابع انسانی ضعیف.نیروهای ضعیف.متاسفانه فقط یک برند رو یدک میکشن.نیروی خوب موندی نیست هر کی بیاد اوضاع اونجا رو ببینه فرار میکنه.بسیار محیط پر تنش و پر اضطرابی رو داره.پر حاشیه.هر روز یک نفر رو در حال گریه میبینی.همه ناراضی آن و تصمیم ب رفتن دارن.برای هر واحد هر روز استعفا و استخدام وجود داره.ضعف شدید منابع انسانی بسیار بسیار بی تجربه است.یک خانم جوان که بیشتر به ظاهرش اهمیت میده تا مفید بودنش برای شرکت و بسیار رفتار بی ادبانه ای با همه دارن و من خودم چندین بار شاهد رفتار زشتش بودم که با تحقیر صحبت کرده.مدیریت باید چند تا تذکر به نیروهای قدیمی و حاشیه ساز شرکت بده که بتونه اونجا رو سرپا نگه داره وگرنه زمین میخوره
بی نظمی.کارنکردن.******.جلسه های الکی گذاشتن.تسک هایی که وجود خارجی ندارن تعریف کردن و زمان های طولانی براش صرف کردن(تسکه اصلا وجود نداره).******.پروژه شخصی در تایم شرکت انجام دادن.مدیرای بیسوادی که زارتو زورت با تغییر رییس جمهور و رییس بانک مرکزی و رییس بانک کلی تغییر میکنند .پایه حقوق پایین.پارتی بازی شدید.تحقیر و تمسخر محل زندگی و لهجه و قیافه و... تکنولوژیهای منسوخ شده.کدهای کثیف و... گوشه ای از فرهنگ سازمانی در بخش فنی است
فشار کاری به شدت بالاست.حقوقا بد نیست.به درد پیشرفت نمیخوره ولی اینجا.کلا ecommerce دیگه.پیچیدگی و خفنیه حوزه های تلکام و بانکی رو نداره.برای پیشرفت توصیه نمیکنم
این شرکت یک محیط واقعی دزد پروری و دزدی آموزی هست تنها شرکت کل کشور هست که دهها پروژه ملی سفارش مشتری را با موفقیت توش تر زده. ابزارها و محصولاتی که در این شرکت طراحی شده است بدرد لای جرز دیوار هم نمیخوره و سطح آنها بسیار پایین هست. طی چند سال گذشته این شرکت بر روی سامانه های بزرگ و مبتنی بر معماری میکروسرویس کار کرده ولی عملا از میکروسرویس خبری نیست و همش باد هواست و در حال حاضر تمام پروژه ها به دروغ با استفاده از معماری میکروسرویس انجام می گیرد. جمع سمی ، و در ظاهر دوستانه ای در شرکت برقرار هست و هر تیم یک مدیر پروژه دارد که هر لحظه ممکنه زیرآب نفرات رو بزنه و سعی در خرد کردن شخصیت پرسنل خود دارد. حجم کار در این شرکت بسیار بالا هست و انتظار این هست که سرعت عمل بالا باشد و باید مثل خر کار کنید که البته سیستم پرداخت حقوق در این شرکت بصورت تسکی می باشد که کاملا سلیقه ای هست و سقف و کف حقوق وجود ندارد به همین خاطر حقوق برای کارشناسانی که سطح مهارتشان در دستمال کشی بالاست و خوب بلدنند نمایش بازی کنندبسیار خوب می افتد (چون مدیریت کاملا بیسواد هست) اما پرسنلی که تو این تخصص ضعیف هستند و کند می باشند عملا دریافتی کمی دارند.
سلام، بنده تقریبا ۲ سال و نیم هست که در تیم رمزارز کاریزما مشغول به کار هستم و اخیرا دیگه کاسه صبرم لبریز شده پس تصمیم گرفتم من هم اینجا یک خلاصه ای از شرایط تیم فنی ساختمان رو به روی متروی میرزای شیرازی بدهم ۲ سال با مدیری کار کردیم که از لحاظ شخصیتی شدیدا بچگانه داشت و متولد ۷۵ بود و سعی میکرد تیم رو مثل مهد کودک مدیریت کنه، اما چون از لحاظ فنی کار خوب بود و حقوق هم خوب سیستم کار میکرد و بدون هیچ حرفی تحمل میکردیم تا اینکه بچه بازیهای این شخص مدیر باعث اخراج ایشان از مجموعه شد و شخصی دولتی بنام آقای س.ح رو آوردن که بنده خدا دست چپ و راستش رو در زمینه فنی نمیتونه تشخیص بده و کار فنی رو به خانم چع.. سپرده که یک برنامه نویس قدیمی کار هستن و هیچ چیز از مسائل فنی بک اندی که خودشون قبلا در سطح جونیور کار کردن نمیدونن چه برسه به استک های دیگه و بخش های مختلف تیم نرم افزار، متاسفانه شرایط طوریه که تقریبا همه موافقیم اینجا جای ماندن نیست ولی خب بخاطر شرایط مالی و هنوز پیدا نکردن جای بهتر داریک تحمل میکنیم، البته همینطوریش خیلیهامون رفتن و اکثرا هم از قدیمیترین ها و پایه های اصلی تیم هم بودن، احتمالا دو روز دیگه هم که برن پروژه رو دمو کنن بگن تقصیر ما و کسانی که رفتن بوده که همه چیش داغونه نه اینکه خانم چع.. حتی با ابزار و الفاظ تخصصی کار فنی امروز آشنا نیست
در جواب نیروی انسانی که در تاریخ ۱۴۰۳/۵/۲۱ پست گذاشته شما که فیک نیستی خب پس چرا اسم و فامیلت رو نگذاشتی؟ اصلا خود نیروی انسانی نوک پیکان انتقادات هستش بعد تو اومدی داری اراجیف میبافی؟ به دیگران توهین میکنی؟ خب خداروشکر که میای پست میزاری تا کسانی که خارج از مجموعه هستند بیشتر شماها و ادبیات تون رو بشناسند فقط پارسال یکسری ها جدا نشدن هر سال این شرکت حدود 90 نفر ریزش داره؟ حداقل این مشکل 3 سال هستش که هرسال اتفاق می افته هر سال شما نیروهای بی ارزش میگیرید و اخراج میکنید؟ خب شاید شماها مشکل دارید دوست عزیز شما احتمالا کور هستی که نمیبینی خیلی از نظراتی که داره بیان میشه اتفاقاتی هستش که اخیرا در کاریزما افتاده پس این افراد هنوز در مجموعه هستند و انتقادات شون رو دارن اینجا بیان میکنند امیدوارم که زودتر نیروی انسانی کاریزما منحل بشه و یک تیم متخصص جایگزین بشه
سلام من سه سال توی شرکت هیوا مشاورتحصیلی بودم.دانشجوئم بودم و قطعا برای کلاس ها و امتحاناتم مرخصی میخواستم که خیلی خوب باهام همراهی کردن من توی این مدت هم درس خوندم و هم کار کردم و درامد داشتم.اینکه یه کاری سخت باشه یا آسون برای هر فردی متفاوته به نظر من شغل جذابی بود و من باهاش ارتباط گرفتم.همکاران محترمی داشتم که همیشه حتی وقتی کارم رو کامل یاد نگرفته بودم با دل و جون راهنماییم میکردن.خط قرمز شرکت هم بی احترامی به مشترک و اتلاف وقت بوده و قطعا هست.از همینجا ممنون از تیم بزرگ و دوست داشتنی هیوا
آسا هر واحدش به یه شکل مدیریت میشه و من تجربه خودم از واحد خودم رو میگم و توی بقیه واحدها در جریان نیستم چه اتفاقی داره میفته. آسا برای دوران بازنشستگی جای خوبی محسوب میشه. فشار کار کمه و اکثر نیروها دارن میخورن میخوابن. تا الان نزدیک ۶۰۰ نفر نیرو داره که شاید کارش با ۱۰۰ نفر هم جمع بشه. در سطح تیمها هم میبینی یهو یه تیم ۸ تا نیرو داره ولی اکثر نیروهاشون از بیکاری کلافه شدن. شما تسکت نرسه میره اسپرینت بعدی و بعدی و به همین منوال و برای همین حس میکنی اصلا کارت هیچ اهمیتی نداره. پر از مدیرهای میانی کوتوله هست که تیم لیدها رو هم بر اساس روابط و چرب زبونی انتخاب کردن. به همین منوال حقوقاشون هم بیشتره. یعنی شما تلاش کنی و دانش فنیت بالا باشه شاید واقعا تو حقوقت تاثیری نذاره ولی سوگلی مدیرت باشی خوب پیشرفت میکنی. پر از روابط فامیلی زن/شوهر و خواهر/برادر و دوس دختر/دوس پسر و همشهری هست که بعضا میبینی طرف به فامیلش تو واحد خودش یا پوزیشن داده یا حقوق بالا داده. فرد مورد علاقشون نباشی به راحتی زیرابت رو میزنن و دیگه دوران پیشرفتت توی اون شرکت به سر میاد و یه روند خطی رو طی خواهی کرد. هیچوقت اخراجت نمیکنن ولی تبدیلت میکنن به یه نیروی معمولی که هیچ اختیاراتی نداره و صرفا باید حرف گوش کن باشه. مدیرهای واحدها معمولا خبر ندارن در سطوح پایینتر داره چه اتفاقاتی میفته و همه چیز رو به مدیران پایینتر خودشون واگذار کردن که اونا هم صرفا یا به خاطر قدیمی بودن مدیر شدن یا روابط. کاملا هم بهشون اعتماد دارن و شما هر چقدر بری بهشون بازخورد بدی که فلان مدیر داره چه گندی میزنه هیچ اتفاقی نمیفته و شما میشید آدم بده. همش دم از مهم بودن سافت اسکیل میزنن ولی خود تیم لیدها بیسیک ترین سافت اسکیل ها رو هم ندارن. اون تیم لیدهایی هم که با وجدان کار میکنن و کارشون خوبه بهشون هیچ توجهی نمیشه. واحد hr و روانشناسی هم دارن که بعضا حتی نیروها اسم اینا رو هم نمیدونن بس که فاصله زیاده. واسه خودشون برنامه ها و پادکست ها و ایونت های مختلف برگزار میکنن در حالی که خبر ندارن این خانه از پایبست ویران است. کلا آسا برای یک یک و نیم سال جای بدی محسوب نمیشه مخصوصا اگر جونیور باشی. مزایای جانبیش بد نیست ولی خیلی مهمه که توی چه تیمی و با چه مدیری کار کنی که حالت خوب باشه یا نباشه. اگر توی قسمت های سمی آسا بیفتی دیگه سر کار رفتن برای میشه عذاب.
سلام دوستان داشتم این سایت را می دیدم که اتفاقی دیدم که شرکت تایگر هم در این سایت هست و نظرات را خوندم و دیدم خیلی بی انسافانه و از روی حرس نوشته شده تصمیم گرفتم نظر خودم را بنویسم من خودم تو این شرکت حدودد ۶ ماه کار می کردم در شرکت با من بسیار محترمانه و خوب برخورد شد بسیار جهت رشد کارم و فروش با من صحبت می شد و راه کار ارائه می شد و البته تشویق هم میشدم من اولین بار بود که کار فروش انجام میدادم و تمام رشدم را ددر این کار مددیون این مجموعه هستم و اعتماد به نفس خوبی پیدا کردم البته مدیر مجموعه هم من را واقعا خوب حمایت کرد ولی متاسفانه دچار مریضی شدم که نتوانستم حدود دو هفته در شرکت حضور داشته باشم من با اینکه قرارداد ۲ ساله داشتم زمانی که از مدیر عامل خواستم که به دلیل شرایطم با استفای من موافقت کنند ایشان قبول کردند و به من گفتند کارت را به شخص دیگه تحویل بده و برو و با من تسویه کردند من زمانی که به مجموعه آمدم تجربه کار در سطح این شرکت را نداشتم و در این مجموعه خیلی چیزها یاد گرفتم و اگر بتونم حتما مجدد با این شرکت همکاری خواهم کرد به همین خاطر وظیفه خودم دیدم تجربه خودم را بنویسم البته امیدوارم مورد توهین دیگران قرار نگیرم چون من هم تجربه خودم را ذکر کردم
سلام نمیدونم چیزایی که خوندم رو باور کنم یا نه ولی برای استخدام توی این شرکت رفتم که بعد از پر کردن فرم ها کمی معطل شدم، برای پوزیشن دات نت بودم، مصاحبه خوبی بود طرف هم مشخص بود سر در میاره و سوالات درستی هم ازم کرد. با اینکه نزدیک به 8 سال سابقه کار رو دارم ولی از لحاظ فنی تونستم حداقل 80% رو جواب بدم. امیدوارم استخدام بشم فضاش هم که من 10 دقیقه ایی منتظر موندم ساکت بود.
درک میکنم که از چشمانداز منبع خبر میرسد، اما این مجموعه فقط با حضور مدیران میانی از سازمانهای دیگر و معاونان مامور به خدمت میتواند دوام بیاورد. به اعتقاد من، اکنون دغدغهام این است که به جای هر چیز دیگر، زمان ورود آرایشگر به سازمان و حضور در اتاق تلویزیون مدیر ICT کوچکتر است و بیسواد واقعی به نظر میرسد. نه تنها او، بلکه اکثر مدیران میانی این مجموعه نیز چنین نگرشی دارند. واقعا شاید بتوان گفت سطح سواد قابل قبولی را فقط در معاونینی میبینم که از سازمانهای دیگر به عنوان مامور به خدمت آمدهاند، و همين افراد باعث ماندگاری این سازمان تا کنون شدهاند. واحد پایش اما بهخاطر بیهدف بودن و بیاستفاده بودن، یکی از شاخصترین واحدهاست که منافع داخلی را پایمال میکند و تنها باعث تفرقه و دعوا میشود، بهخصوص با وجود مدیرش و خانومی که نیرو دارد.
باورم نمیکنم اینجا چقدر بیثباتی و آشفتگی حاکم است، اما همچنان در آنجا حضور دارم و همانجا میمانم. من به طور کامل مدیر مدنظر را میشناسم و با وضعیت فعلی سازمان از نزدیک آشنا هستم. اکنون تنها دغدغهام بر سر زمان رسیدن آرایشگر به سازمان و اتاق تلویزیونیاش است که از مدیر فناوری اطلاعات کمسواد کوچکتر است و به واقع بیثباتی و بیکفایتی او را میبینم. نه فقط ایشان، بلکه اغلب مدیران میانی این مجموعه هم چنین وضعیت قابل قبولی ندارند و شاید بتوان گفت این مجموعه بیشتر با وجود معاونانی که از سازمانهای دیگر به اختیار مأمور شدهاند، تا حدودی پایداری دارد. همین افراد هستند که تا الان ثبات مجموعه را حفظ کردهاند. در حقیقت وحدة پایش یکی از بیخودترین و بیاستفادهترین بخشهای صندوق است؛ جایی که به جای همگرایی، به دلیل وجود اختلاف نظرها و درگیریها بر سر مدیرش و نیروی تحت امرش موجب تفرقه شده است و ادامه کار با این وضعیت دشوار است.
برای مدت نه ماه در اونجا کار میکردم. سه ماه اول به دلیل اینکه بهعنوان کارآموز لیبل خورده بودم، حقوقم دقیقا برابر با حداقل حقوق اداره کار بود؛ اما هر روز تا ساعت هفت شب میماندم و کار میکردم چون در اون سازمان مفهوم آموزشی یا انتقال دانش وجود نداشت. بعد از سه ماه تازه تصمیم گرفتند حقوقم را دو میلیون بیشتر کنند، هرچند این اضافهحقوق هم با کسر بیمه و مالیات محاسبه میشد و در نهایت دستمزد به چیزی کمتر از انتظارم تبدیل میشد. در طول دوره، از جانب برخی از همکاران و بهخصوص بعضی از خانمها برخوردهای تذکرآمیز وbaiting درباره حجابی شنیدم که عموما توهین یا کنایهآمیز بود، و حراست هم هیچ دخالتی نکرد. در میان همکاران شوخیهایی با برخی از رفتارهای شخصی انجام میشد که من را آزار میدادند؛ برای مثال درباره استیکر زدن به مانیتور تا جلب توجه یا کنترل رفتارها مقداری فشار زده میشد. بهطور کل فضای آنجا به گونهای بود که به جای حمایت و آموزش، بیشتر به مرور فشار روانی وبیاعتمادگی منجر میشد و تصمیم گرفتم با وجود سنواتی که مانده بودم، مسیر تجربه و محیط کار را تغییر دهم.
این کامنت های مثبت تعجب برانگیزه و مطمئنا از سمت خودشونه شک نکنید خدا قوت پهلوانان😂 🙌🏻من هنوز بعد از مدت ها نتونستم تروماهایی که تو این شرکت تجربه کردم رو کامل فراموش کنم. خوردن حق الناس و کش دادن مکالمه از قصددر حالی که میدونیم مشکل حل نمیشه یا سریع حل میشه که همیشه استرس و عذاب وجدان داشتم و اتلاف وقت و هزینه مشتری /تشویق سرپرست به طولانی کردن مکالمه و جریمه های مالی/سرپرست های بسیار عصبی و پرخاشگر /اموزش ناقص و گاها اشتباه به کارمندان/ نداشتن تایم استراحت و ناهار که کلا یه ربع ناهار و استراحت اونم پشت میز / فشار کاری بالا تقریبا از وقتی میرید تا عصرش باید صحبت کنیداونم نه صحبت عادی کلی سناریو که طرف رو پشت خط نگه دارید/قرادادهای من دراوردی که طبق وزارت کار نیست حتما بخونید قبل استخدام چون بعدش دستتون به جایی بند نیست/ تهدید برای به اجرا گذاشتن سفته تا رضایت ندن به رفتنتون از شرکت به این راحتیا نمیتونین بیایین بیرون و گاها لجبازی های شدیددد و تهدید سر این موضوع که سفته تون رو به اجرا میذاریم و طبق اطلاعاتی که جمع کردم این کار به دفعات انجام شده / عدم تایید مرخصی در اغلب موارد حتی واسه چند ساعت پدرتون درمیاد مرخصی بگیرید اصلا نگم براتون اگه بدن هم با کلی منت / بیمه سه ماه اول رد نکردن تازه موقع رفتن سنوات هم نمیدن و از اینور اونور پول میزنن.
فضای کار در این شرکت خیلی ناسالم است و از میان واحدها بیشترین مشکل را منابع انسانی دارد. در اینجا اصولی مانند فرهنگ سازمانی، احترام و حرفهگرایی کاملا رعایت نمیشود. یکی از نکات منفی، نحوه پرداخت است که به صورت دو مرحلهای انجام میشود و روی هر دو لیست و پشتلیست نوشته میشود؛ از این طریق به حقوق کارکنان و شفافیت پرداختها اطراف میشود. قراردادها هم بهگونهای تنظیم شدهاند که بیشتر به نفع کارفرماست و بخشهایی از آنها برای پرسنل مضرات دارد. در کل اگر برای خودتان ارزش قائل هستید، توصیه میکنم نسبت به چنین سازمانی که به این شکل عمل میکند، احتیاط کنید و از خریدن دیدگاهی متعادل دوری کنید.
سلام من مصاحبه سیناژن بصورت مجازی. برگزار کردم. اگر پارتی ندارید الکی تلاش نکنید. یه سری سوالات و مباحث مطرح میکنن که در جزوات دستورالعمل های خودشون هست و در هیچ سایتی پیدا نمیکنید.
من پس از عقد قرارداد یکماه و پس از اموزش رفتم سر کار اما تپسی گفته بود تو محل زندگیت کار بهت میدیم که تو شهرحومه بهم دادن من سراسیاب زندگی میکنم تو شهرقدس مشغول شدم،تیم شهرقدس یه سرپرست داره که خیلی بی وجدانه بخاطر یک ثبت نام بیشتر یا کمتر منی که دارای همسرو سه فرزندهستم بیکار کردو بیرونم کردفقط بخاطر اینکه اون میگفت در روز باید ۴تا ثبت نام داشته باشی و من روزانه دو یا سه تا ثبت نام داشتم .بخدا کل ماه رو صبح ها برای کرایه ماشینم لنگ بودم و از این و اون قرض کردم بعد یک ماه هم شرکت برام یک میلیون و صد واریز کرد که من فقط ۴میلیون صبح ها قرض کرده بودم اعتراض کردم گفتن این یه تومن مال بیستم تا سی ام میباشد مابقی رو ماه دیگه دریافت. میکنی .دیگه کسی بهم قرض نمیداد به همین سرپرست تیم شهرقدس گفتم اقا مشکل من اینه ایشون هم بجای اینکه دستمو بگیره از ضعف من استفاده کرده و منو بیکار کرد حالا من موندم این همه بدهی .خدا نگذره ازش نون منو برید خدا نونت رو ببره اقای سرپرست تیم شهرقدس.در ضمن ما قراردادکاری از ساعت ۹صبح تا ۶بعداز ظهر بسته بودیم که این از خدا بی خبر بخاطر منافع خودش بزور و تهدید تا ۸تا ۹شب منو و بقیه رو نگه میداشت.کاش میشد اون مسعولان تپسی میخوندن تجربه منو تا شاید همچین کسایی رو نگذارن مردمو بدبخت کنن
برای من تجربهای بود که در سما سامانه به عنوان کارشناس ارشد فروش داشتم و حالا بازنویسیش را به زبان خودم مینویسم تا معنای اصلی حفظ بشود اما به شکل تازهای ارائه شود. در مجموعه، برخی از مدیران ارشد را افراد سرسخت و ریاکار میدیدم که گاهی خودخواه و مستقل از دیگران عمل میکردند. همکاری تیمی تا حدودی بیروح بود و ارتباط بین کارکنان بیشتر صوری بود تا واقعی. با وجود اینکه سطح درآمد شرکت نسبت به همکاران کمی بالاتر است، حقوق دریافتی من همچنان با فشار مالی مواجه بود و مزایا نسبتا محدود بود. با وجود این، مزیتهایی هم وجود داشت که به من اجازه میداد تجربه بیشتری به دست آورم و در کارکردم رشد کنم. اما به عنوان کل، مدیریت استراتژیک شرکت اصولی و منطبق با استانداردهای حرفهای به نظر نمیرسید و این نکتهای بود که به آن توجه داشتم.
تجربه ثابت کرده که: هر چقدر پول میدن واسه شرکت ها باید کار کرد نه بیشتر نه کمتر. ضمنا هیچ وقت به مافوق مغر تهی و دوزاری اطلاعات ندین چون بعدا واسه شما "ش.ا.خ" میشه. کاسه داغ تر از آش نباید بود. توجه ویژه به ادبیات کهن و شعرخوانی باید داشت. با واحد HR که کلا از همه چی و همه جا بیخبر هست، حرف نباید زد. خاله زنک بازی مهمترین عامل پیشرفته. بدرود
باورم نمیشود که همچنان از این برخوردهای نامناسب با فریادهای دستوری برخورد کنن و از من برای کارهای جزئی و غیرواقعی استفاده کنن بدون اینکه قدری احترام بذارن. من به عنوان کارشناس تولید محتوا و سئو برای موپن، رزومه فرستادم و گفتن عنوانی میدهیم تا بنویسم و هزینهاش را پرداخت میکنیم. اما شخصی که در تلگرام باهاش در ارتباط بودم، مدام فایل را برای اصلاح فرستاد و با بیاحترامی و لحن نسبتا فرمانبردارانه با من صحبت میکرد و گویی من تنها یک نیروی زیر دستم. با وجود اینکه اوکی کردم، رفتار او همچنان ناگوار بود و حتی سلام هم بلد نبود. بهخاطر این برخوردها تصمیم گرفتم از همکاری کنار بکشم و وقتی به پرداخت فایلم رسیدم، نه پاسخ دادند و نه عملیات واریز انجام شد. این تجربه نشان میدهد که گاهی افراد از موقعیت استفاده میکنند و به سود خودشان عمل میکنند؛ در حالی که تولیدکنندگان محتوا ساعتها زحمت میکشند و با نگرانیهای جسمی مثل درد کمر و خستگی مواجه میشوند. از این تجربه پشیمانم و امیدوارم رویکردها اصلاح شود تا دیگران هم به دنبال چنین شرایطی نروند.
اینکه لازم دیدم یه توضیحاتی در مورد این شرکت بدم بخاطر اینکه دیگران مثل من دچار اشتباه نشن.شرکت آریا بنیز فقط و فقط دیزاین خوبی داره.متاسفانه هیچ ارزشی برای نیروی خوب قائل نیستن.زیر آب زدن در اوج خودشه.مدیران بدرد بخور اصلا وجود نداره.منابع انسانی ضعیف.نیروهای ضعیف.متاسفانه فقط یک برند رو یدک میکشن.نیروی خوب موندی نیست هر کی بیاد اوضاع اونجا رو ببینه فرار میکنه.بسیار محیط پر تنش و پر اضطرابی رو داره.پر حاشیه.هر روز یک نفر رو در حال گریه میبینی.همه ناراضی آن و تصمیم ب رفتن دارن.برای هر واحد هر روز استعفا و استخدام وجود داره.ضعف شدید منابع انسانی بسیار بسیار بی تجربه است.یک خانم جوان که بیشتر به ظاهرش اهمیت میده تا مفید بودنش برای شرکت و بسیار رفتار بی ادبانه ای با همه دارن و من خودم چندین بار شاهد رفتار زشتش بودم که با تحقیر صحبت کرده.مدیریت باید چند تا تذکر به نیروهای قدیمی و حاشیه ساز شرکت بده که بتونه اونجا رو سرپا نگه داره وگرنه زمین میخوره
بی نظمی.کارنکردن.******.جلسه های الکی گذاشتن.تسک هایی که وجود خارجی ندارن تعریف کردن و زمان های طولانی براش صرف کردن(تسکه اصلا وجود نداره).******.پروژه شخصی در تایم شرکت انجام دادن.مدیرای بیسوادی که زارتو زورت با تغییر رییس جمهور و رییس بانک مرکزی و رییس بانک کلی تغییر میکنند .پایه حقوق پایین.پارتی بازی شدید.تحقیر و تمسخر محل زندگی و لهجه و قیافه و... تکنولوژیهای منسوخ شده.کدهای کثیف و... گوشه ای از فرهنگ سازمانی در بخش فنی است
فشار کاری به شدت بالاست.حقوقا بد نیست.به درد پیشرفت نمیخوره ولی اینجا.کلا ecommerce دیگه.پیچیدگی و خفنیه حوزه های تلکام و بانکی رو نداره.برای پیشرفت توصیه نمیکنم
این شرکت یک محیط واقعی دزد پروری و دزدی آموزی هست تنها شرکت کل کشور هست که دهها پروژه ملی سفارش مشتری را با موفقیت توش تر زده. ابزارها و محصولاتی که در این شرکت طراحی شده است بدرد لای جرز دیوار هم نمیخوره و سطح آنها بسیار پایین هست. طی چند سال گذشته این شرکت بر روی سامانه های بزرگ و مبتنی بر معماری میکروسرویس کار کرده ولی عملا از میکروسرویس خبری نیست و همش باد هواست و در حال حاضر تمام پروژه ها به دروغ با استفاده از معماری میکروسرویس انجام می گیرد. جمع سمی ، و در ظاهر دوستانه ای در شرکت برقرار هست و هر تیم یک مدیر پروژه دارد که هر لحظه ممکنه زیرآب نفرات رو بزنه و سعی در خرد کردن شخصیت پرسنل خود دارد. حجم کار در این شرکت بسیار بالا هست و انتظار این هست که سرعت عمل بالا باشد و باید مثل خر کار کنید که البته سیستم پرداخت حقوق در این شرکت بصورت تسکی می باشد که کاملا سلیقه ای هست و سقف و کف حقوق وجود ندارد به همین خاطر حقوق برای کارشناسانی که سطح مهارتشان در دستمال کشی بالاست و خوب بلدنند نمایش بازی کنندبسیار خوب می افتد (چون مدیریت کاملا بیسواد هست) اما پرسنلی که تو این تخصص ضعیف هستند و کند می باشند عملا دریافتی کمی دارند.
سلام، بنده تقریبا ۲ سال و نیم هست که در تیم رمزارز کاریزما مشغول به کار هستم و اخیرا دیگه کاسه صبرم لبریز شده پس تصمیم گرفتم من هم اینجا یک خلاصه ای از شرایط تیم فنی ساختمان رو به روی متروی میرزای شیرازی بدهم ۲ سال با مدیری کار کردیم که از لحاظ شخصیتی شدیدا بچگانه داشت و متولد ۷۵ بود و سعی میکرد تیم رو مثل مهد کودک مدیریت کنه، اما چون از لحاظ فنی کار خوب بود و حقوق هم خوب سیستم کار میکرد و بدون هیچ حرفی تحمل میکردیم تا اینکه بچه بازیهای این شخص مدیر باعث اخراج ایشان از مجموعه شد و شخصی دولتی بنام آقای س.ح رو آوردن که بنده خدا دست چپ و راستش رو در زمینه فنی نمیتونه تشخیص بده و کار فنی رو به خانم چع.. سپرده که یک برنامه نویس قدیمی کار هستن و هیچ چیز از مسائل فنی بک اندی که خودشون قبلا در سطح جونیور کار کردن نمیدونن چه برسه به استک های دیگه و بخش های مختلف تیم نرم افزار، متاسفانه شرایط طوریه که تقریبا همه موافقیم اینجا جای ماندن نیست ولی خب بخاطر شرایط مالی و هنوز پیدا نکردن جای بهتر داریک تحمل میکنیم، البته همینطوریش خیلیهامون رفتن و اکثرا هم از قدیمیترین ها و پایه های اصلی تیم هم بودن، احتمالا دو روز دیگه هم که برن پروژه رو دمو کنن بگن تقصیر ما و کسانی که رفتن بوده که همه چیش داغونه نه اینکه خانم چع.. حتی با ابزار و الفاظ تخصصی کار فنی امروز آشنا نیست
در جواب نیروی انسانی که در تاریخ ۱۴۰۳/۵/۲۱ پست گذاشته شما که فیک نیستی خب پس چرا اسم و فامیلت رو نگذاشتی؟ اصلا خود نیروی انسانی نوک پیکان انتقادات هستش بعد تو اومدی داری اراجیف میبافی؟ به دیگران توهین میکنی؟ خب خداروشکر که میای پست میزاری تا کسانی که خارج از مجموعه هستند بیشتر شماها و ادبیات تون رو بشناسند فقط پارسال یکسری ها جدا نشدن هر سال این شرکت حدود 90 نفر ریزش داره؟ حداقل این مشکل 3 سال هستش که هرسال اتفاق می افته هر سال شما نیروهای بی ارزش میگیرید و اخراج میکنید؟ خب شاید شماها مشکل دارید دوست عزیز شما احتمالا کور هستی که نمیبینی خیلی از نظراتی که داره بیان میشه اتفاقاتی هستش که اخیرا در کاریزما افتاده پس این افراد هنوز در مجموعه هستند و انتقادات شون رو دارن اینجا بیان میکنند امیدوارم که زودتر نیروی انسانی کاریزما منحل بشه و یک تیم متخصص جایگزین بشه
سلام من سه سال توی شرکت هیوا مشاورتحصیلی بودم.دانشجوئم بودم و قطعا برای کلاس ها و امتحاناتم مرخصی میخواستم که خیلی خوب باهام همراهی کردن من توی این مدت هم درس خوندم و هم کار کردم و درامد داشتم.اینکه یه کاری سخت باشه یا آسون برای هر فردی متفاوته به نظر من شغل جذابی بود و من باهاش ارتباط گرفتم.همکاران محترمی داشتم که همیشه حتی وقتی کارم رو کامل یاد نگرفته بودم با دل و جون راهنماییم میکردن.خط قرمز شرکت هم بی احترامی به مشترک و اتلاف وقت بوده و قطعا هست.از همینجا ممنون از تیم بزرگ و دوست داشتنی هیوا
آسا هر واحدش به یه شکل مدیریت میشه و من تجربه خودم از واحد خودم رو میگم و توی بقیه واحدها در جریان نیستم چه اتفاقی داره میفته. آسا برای دوران بازنشستگی جای خوبی محسوب میشه. فشار کار کمه و اکثر نیروها دارن میخورن میخوابن. تا الان نزدیک ۶۰۰ نفر نیرو داره که شاید کارش با ۱۰۰ نفر هم جمع بشه. در سطح تیمها هم میبینی یهو یه تیم ۸ تا نیرو داره ولی اکثر نیروهاشون از بیکاری کلافه شدن. شما تسکت نرسه میره اسپرینت بعدی و بعدی و به همین منوال و برای همین حس میکنی اصلا کارت هیچ اهمیتی نداره. پر از مدیرهای میانی کوتوله هست که تیم لیدها رو هم بر اساس روابط و چرب زبونی انتخاب کردن. به همین منوال حقوقاشون هم بیشتره. یعنی شما تلاش کنی و دانش فنیت بالا باشه شاید واقعا تو حقوقت تاثیری نذاره ولی سوگلی مدیرت باشی خوب پیشرفت میکنی. پر از روابط فامیلی زن/شوهر و خواهر/برادر و دوس دختر/دوس پسر و همشهری هست که بعضا میبینی طرف به فامیلش تو واحد خودش یا پوزیشن داده یا حقوق بالا داده. فرد مورد علاقشون نباشی به راحتی زیرابت رو میزنن و دیگه دوران پیشرفتت توی اون شرکت به سر میاد و یه روند خطی رو طی خواهی کرد. هیچوقت اخراجت نمیکنن ولی تبدیلت میکنن به یه نیروی معمولی که هیچ اختیاراتی نداره و صرفا باید حرف گوش کن باشه. مدیرهای واحدها معمولا خبر ندارن در سطوح پایینتر داره چه اتفاقاتی میفته و همه چیز رو به مدیران پایینتر خودشون واگذار کردن که اونا هم صرفا یا به خاطر قدیمی بودن مدیر شدن یا روابط. کاملا هم بهشون اعتماد دارن و شما هر چقدر بری بهشون بازخورد بدی که فلان مدیر داره چه گندی میزنه هیچ اتفاقی نمیفته و شما میشید آدم بده. همش دم از مهم بودن سافت اسکیل میزنن ولی خود تیم لیدها بیسیک ترین سافت اسکیل ها رو هم ندارن. اون تیم لیدهایی هم که با وجدان کار میکنن و کارشون خوبه بهشون هیچ توجهی نمیشه. واحد hr و روانشناسی هم دارن که بعضا حتی نیروها اسم اینا رو هم نمیدونن بس که فاصله زیاده. واسه خودشون برنامه ها و پادکست ها و ایونت های مختلف برگزار میکنن در حالی که خبر ندارن این خانه از پایبست ویران است. کلا آسا برای یک یک و نیم سال جای بدی محسوب نمیشه مخصوصا اگر جونیور باشی. مزایای جانبیش بد نیست ولی خیلی مهمه که توی چه تیمی و با چه مدیری کار کنی که حالت خوب باشه یا نباشه. اگر توی قسمت های سمی آسا بیفتی دیگه سر کار رفتن برای میشه عذاب.
سلام دوستان داشتم این سایت را می دیدم که اتفاقی دیدم که شرکت تایگر هم در این سایت هست و نظرات را خوندم و دیدم خیلی بی انسافانه و از روی حرس نوشته شده تصمیم گرفتم نظر خودم را بنویسم من خودم تو این شرکت حدودد ۶ ماه کار می کردم در شرکت با من بسیار محترمانه و خوب برخورد شد بسیار جهت رشد کارم و فروش با من صحبت می شد و راه کار ارائه می شد و البته تشویق هم میشدم من اولین بار بود که کار فروش انجام میدادم و تمام رشدم را ددر این کار مددیون این مجموعه هستم و اعتماد به نفس خوبی پیدا کردم البته مدیر مجموعه هم من را واقعا خوب حمایت کرد ولی متاسفانه دچار مریضی شدم که نتوانستم حدود دو هفته در شرکت حضور داشته باشم من با اینکه قرارداد ۲ ساله داشتم زمانی که از مدیر عامل خواستم که به دلیل شرایطم با استفای من موافقت کنند ایشان قبول کردند و به من گفتند کارت را به شخص دیگه تحویل بده و برو و با من تسویه کردند من زمانی که به مجموعه آمدم تجربه کار در سطح این شرکت را نداشتم و در این مجموعه خیلی چیزها یاد گرفتم و اگر بتونم حتما مجدد با این شرکت همکاری خواهم کرد به همین خاطر وظیفه خودم دیدم تجربه خودم را بنویسم البته امیدوارم مورد توهین دیگران قرار نگیرم چون من هم تجربه خودم را ذکر کردم
سلام نمیدونم چیزایی که خوندم رو باور کنم یا نه ولی برای استخدام توی این شرکت رفتم که بعد از پر کردن فرم ها کمی معطل شدم، برای پوزیشن دات نت بودم، مصاحبه خوبی بود طرف هم مشخص بود سر در میاره و سوالات درستی هم ازم کرد. با اینکه نزدیک به 8 سال سابقه کار رو دارم ولی از لحاظ فنی تونستم حداقل 80% رو جواب بدم. امیدوارم استخدام بشم فضاش هم که من 10 دقیقه ایی منتظر موندم ساکت بود.
درک میکنم که از چشمانداز منبع خبر میرسد، اما این مجموعه فقط با حضور مدیران میانی از سازمانهای دیگر و معاونان مامور به خدمت میتواند دوام بیاورد. به اعتقاد من، اکنون دغدغهام این است که به جای هر چیز دیگر، زمان ورود آرایشگر به سازمان و حضور در اتاق تلویزیون مدیر ICT کوچکتر است و بیسواد واقعی به نظر میرسد. نه تنها او، بلکه اکثر مدیران میانی این مجموعه نیز چنین نگرشی دارند. واقعا شاید بتوان گفت سطح سواد قابل قبولی را فقط در معاونینی میبینم که از سازمانهای دیگر به عنوان مامور به خدمت آمدهاند، و همين افراد باعث ماندگاری این سازمان تا کنون شدهاند. واحد پایش اما بهخاطر بیهدف بودن و بیاستفاده بودن، یکی از شاخصترین واحدهاست که منافع داخلی را پایمال میکند و تنها باعث تفرقه و دعوا میشود، بهخصوص با وجود مدیرش و خانومی که نیرو دارد.
باورم نمیکنم اینجا چقدر بیثباتی و آشفتگی حاکم است، اما همچنان در آنجا حضور دارم و همانجا میمانم. من به طور کامل مدیر مدنظر را میشناسم و با وضعیت فعلی سازمان از نزدیک آشنا هستم. اکنون تنها دغدغهام بر سر زمان رسیدن آرایشگر به سازمان و اتاق تلویزیونیاش است که از مدیر فناوری اطلاعات کمسواد کوچکتر است و به واقع بیثباتی و بیکفایتی او را میبینم. نه فقط ایشان، بلکه اغلب مدیران میانی این مجموعه هم چنین وضعیت قابل قبولی ندارند و شاید بتوان گفت این مجموعه بیشتر با وجود معاونانی که از سازمانهای دیگر به اختیار مأمور شدهاند، تا حدودی پایداری دارد. همین افراد هستند که تا الان ثبات مجموعه را حفظ کردهاند. در حقیقت وحدة پایش یکی از بیخودترین و بیاستفادهترین بخشهای صندوق است؛ جایی که به جای همگرایی، به دلیل وجود اختلاف نظرها و درگیریها بر سر مدیرش و نیروی تحت امرش موجب تفرقه شده است و ادامه کار با این وضعیت دشوار است.
برای مدت نه ماه در اونجا کار میکردم. سه ماه اول به دلیل اینکه بهعنوان کارآموز لیبل خورده بودم، حقوقم دقیقا برابر با حداقل حقوق اداره کار بود؛ اما هر روز تا ساعت هفت شب میماندم و کار میکردم چون در اون سازمان مفهوم آموزشی یا انتقال دانش وجود نداشت. بعد از سه ماه تازه تصمیم گرفتند حقوقم را دو میلیون بیشتر کنند، هرچند این اضافهحقوق هم با کسر بیمه و مالیات محاسبه میشد و در نهایت دستمزد به چیزی کمتر از انتظارم تبدیل میشد. در طول دوره، از جانب برخی از همکاران و بهخصوص بعضی از خانمها برخوردهای تذکرآمیز وbaiting درباره حجابی شنیدم که عموما توهین یا کنایهآمیز بود، و حراست هم هیچ دخالتی نکرد. در میان همکاران شوخیهایی با برخی از رفتارهای شخصی انجام میشد که من را آزار میدادند؛ برای مثال درباره استیکر زدن به مانیتور تا جلب توجه یا کنترل رفتارها مقداری فشار زده میشد. بهطور کل فضای آنجا به گونهای بود که به جای حمایت و آموزش، بیشتر به مرور فشار روانی وبیاعتمادگی منجر میشد و تصمیم گرفتم با وجود سنواتی که مانده بودم، مسیر تجربه و محیط کار را تغییر دهم.
این کامنت های مثبت تعجب برانگیزه و مطمئنا از سمت خودشونه شک نکنید خدا قوت پهلوانان😂 🙌🏻من هنوز بعد از مدت ها نتونستم تروماهایی که تو این شرکت تجربه کردم رو کامل فراموش کنم. خوردن حق الناس و کش دادن مکالمه از قصددر حالی که میدونیم مشکل حل نمیشه یا سریع حل میشه که همیشه استرس و عذاب وجدان داشتم و اتلاف وقت و هزینه مشتری /تشویق سرپرست به طولانی کردن مکالمه و جریمه های مالی/سرپرست های بسیار عصبی و پرخاشگر /اموزش ناقص و گاها اشتباه به کارمندان/ نداشتن تایم استراحت و ناهار که کلا یه ربع ناهار و استراحت اونم پشت میز / فشار کاری بالا تقریبا از وقتی میرید تا عصرش باید صحبت کنیداونم نه صحبت عادی کلی سناریو که طرف رو پشت خط نگه دارید/قرادادهای من دراوردی که طبق وزارت کار نیست حتما بخونید قبل استخدام چون بعدش دستتون به جایی بند نیست/ تهدید برای به اجرا گذاشتن سفته تا رضایت ندن به رفتنتون از شرکت به این راحتیا نمیتونین بیایین بیرون و گاها لجبازی های شدیددد و تهدید سر این موضوع که سفته تون رو به اجرا میذاریم و طبق اطلاعاتی که جمع کردم این کار به دفعات انجام شده / عدم تایید مرخصی در اغلب موارد حتی واسه چند ساعت پدرتون درمیاد مرخصی بگیرید اصلا نگم براتون اگه بدن هم با کلی منت / بیمه سه ماه اول رد نکردن تازه موقع رفتن سنوات هم نمیدن و از اینور اونور پول میزنن.