در شرکت موج پژوه البرز بهترین دوره کاری خود را تجربه کردم چون در این شرکت بنابر تخصص ، تعهد و پیشبرد و پیشرفت تیمی و فردی است و پروژه ها از نظر سطح کیفی در بالاترین سطح جهانی قرار دارند و با حضور در این شرکت و تیم R&D توانستم در لبه تکنولوژی جهانی FPGA ، تجارب مفید و ارزشمندی را کسب کنم و سطح علمی خود را ارتقا دهم. رفتار مدیران این شرکت با کارمندان در سطحی فراتر از آنچه در ایران تصور می شود ، قرار دارد و مزایای بسیار خوبی از قبیل بیمه تکمیلی مناسب و وام های خوب در این شرکت برای کارمندان فراهم است. میانگین حقوق دریافتی در این شرکت نیز از دیگر شرکت های هم حوزه بالاتر و پرداخت آن در ماه بسیار منظم است. حضور برای من در این شرکت پس از حدود 2 سال یک تجربه فنی بسیار خوب در زمینه کاری FPGA و DSP بوده ، بطوریکه سطح دانسته هایم با قبل از ورودم به این شرکت بسیار پیشرفت داشته و قابل مقایسه نمی باشد. همچینین رزومه این شرکت و کار با مدیران بسیار خبره فنی این شرکت ، شما را از دیگر افراد حاضر در این حوزه متمایز کرده و در های متفاوتی به روی شما باز می کند. به شخصه اگر هزاران بار به 2 سال پیش برگردم بازهم این شرکت را برای کار انتخاب خواهم کرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
همه پرسنل کار خودشون رو انجام میدن و کسی کاری به کار کسی نداره. حجم کاری یه مقدار بالا هستش ولی شرکت همیشه زحمات پرسنل رو از طریق پاداش جبران میکنه و به جرات میتونم جای خیلی خوبی برای پیشرفت و یادگیری هستش و شما میتونید مطمئن باشید که جایی کار میکنید که تلاشهاتون نتیجه بخش هستش.
مسئول دفتر مدیرعامل شخصی بسیار دورو هست با دوستاش تو بخشهای مختلف شرکت حواشی برای افراد درست میکنه و همینطور اطلاعات محرمانه دفتر مدیریت رو تو اداره ها پخش میکنه. تمامی نامه هایی که به دفتر مدیریت میرسه بررسی میکنه، حتا بعضی نامه ها که اطلاعات شخصی افراد شرکت هست رو باز میکنه و دیتارو تو کل شرکت پخش میکنه حقوق و مزایای افراد، اطلاعات مربوط به مشخصات افراد مثل آدرس محل سکونت، مشخصات همسر، تعداد فرزند و ... که از طریق نامه ها و همینطور سامانه منابع انسانی توسط این افراد پخش میشه
سلام تو این شرکت از پایینترین رده تا بالاترین رده افرادی هستند که تا میتونن از شرایط موجود سواسفاده میکنند. اعضای محترم هیئت مدیره که نه تنها هیچ کاری برای پرسنل نمیکنند بلکه تا تونستن بدی کردند و حق افراد رو خوردند. عضو فنی هیئت مدیره که با جاسوس هایی که تو ادارات دارد و از اطلاعاتی که از اونها میگیرند بر علیه پرسنل استفاده میکند. مدیر سابق منابع انسانی که تا تونست برای پرسنل خودش سمت و حقوق بالا گرفت و مدیر فعلی منابع انسانی که بعد از رسیدن به سمت ریاست هیچ کاری برای پرسنل شرکت نکرد. عضو دیگر هیئت مدیره که با گماشتن آشنایان خود در برخی سمتها از منابع مالی شرکت استفاده میکند. این شرکت فقط به افرادی بها می دهد که کار نمیکنند و در پی حاشیه هستند.
یکی از بیسوادترین و ****** اعضای تیم ****** امروز شرش را از سداد کم و به شرکت جدید رفت.****** برنامه نویس ****** و... این ****** برنامه نویس کلی نوچه داشت تستر که حکم پاپی رو براش داشت ****** بود براش میدویید اینور اونور اوامرشو اجرا میکرد با کادو خریدن و****** با مدیرا شده بود برنامه نویس ارشد کوچکترین مساعلو نمیتونست حل کنه ولی خیمه زده بود روی سورس های تمیز و بدون باگ و به هیچکس نه تحویل میداد نه تسک دیگه ای قبول میکرد پشت مدیر ****** چه حرفا که نمیزد که از ****** میگفت اما تا ****** میومد عین کلفت میرفت برای لته میزد روش هم ارت میزد هیچکس نمیتونست فکوفامیلشو بیاره سداد این ****** چنان خوب به ******(الان در ****** هستند) سرویس داده بود که ****** اورده بود ****** و 5-6 نفرو اورده بود توی تیم برنامه نویسی و نوچه اش شده بودند...باید میدید ایشون با ا****** شده بود کلاس میذاشت برنامه نویس تیم اندروید رو بخاطر وزنش مسخره میکرد لهجه و لباس و ناخنهای کاشت دیگران رو مسخره میکرد مطمنا ****** مدیران سازمان جدیدی که میرن رو خوب پاسخگو خواهد بود چون به شدت لو لول و بدون هیچ حدومرض اخلاقیه....یک ****** که هزار چهره داره و فکر میکنه با ****** و... میتونه خودشو بالا بکشه اما حقیرتر از این حرفاست
در جلسه اول برای موقعیت دواپس در ساختمانی که در سعادت آباد بود، با مدیر تیم عملیات و توسعه روبهرو شدم و همه صحبتها بیشتر بهزبان فارسی بود. هر چند دقیقه یکی به جمع جلسه اضافه میشد و من باید از همان ابتدا توضیح میدادم که چه مهارتهایی دارم و چه کارهایی انجام دادهام؛ افراد مختلفی از جمله مدیر تیم توسعه و مدیر تیم عملیات و کارشناس تیم عملیات حضور داشتند. پرسشها بیشتر حول این بود که چه کار کردهام یا بلد هستم، و در نهایت برای جلسه دوم نمونه سوالی به من داده شد. با اصرار همکاران و تماسهای مکرر، به جلسه دوم رفتم که در آن شورا شامل تمامی مدیران سازمان بود که تقریبا هر ماه یکبار گرد هم میآیند تا استخدامکنندگان دور هم جمع شوند. فرقی هم ندارد سمت شغلیتان چه باشد، از زیرساخت تا شبکه و کابلکشی و تعمیر پرینتر سوال میپرسند و در پایان ممکن است از همه افراد نظر بدهند. اغلب به من یا سایرین درخواستی میدادند و تصمیمی که میخواستند بگیرند در همان جلسه یا پی در پی مشخص میشد. در نهایت گفتند مزایا خیلی زیاد است و حقوق بالاست، ساعات کاری نسبتا خوب است اما محیط کار از لحاظ فرهنگی و فناوری خیلی متفاوت و قدیمی بود؛ برای مثال هنوز از ورژن کنترل TFS استفاده میشد.
وقتی برای اولین بار به خاطر یک مصاحبه با تیم منابع انسانی در شرکت خانومی رفتم، در ادامه یک جلسه فنی هم داشتیم. سطح و نوع سوالات فنی نسبتا خوب بود، اما نتیجه مصاحبه را همان روز یا همان موقع دریافت نکردم. پس از گذشت یک ماه پیگیر شدم و گفتند که نتیجه را اعلام میکنند، اما دوباره خبری نشد. دوباره تماس گرفتم و گفتند برای اکنون جذب نداریم. این رفتار واقعا نامناسب بود؛ انتظار داشتم حداقل یک پاسخ شفاف بدهند بعد از انجام کل فرایند و این مدت طولانی.
دو نوع پشتیبان برای این شر کت تعریف شده بچه هایی که به مغازه ها برای مدیریت و سرکشی دستگاههای کارتخوان مراجعه میکنن که مثل برده ها باهاشون رفتار میکنن هر سه ماه در هر استان بیست تا سی تا نیرو میگیرن سر سه ماه ۷۰ درصدشون فرار را به قرار ترجیح میدن باز دوباره نیرو جذب میکنن و این سیکل معیوب همچنان ادامه داره چون مثل حیوان با بچه های مردم رفتار میکنن یک نوع دیگه پشتیبان سوخت هست که نه آرامش داری نه زندگی باید هر هفته به تعدادی پمپ بنزین در شهر خودت و شهرستانهای تابع استان با ماشین شخصی و با قیمت مفت براشون بری و از سیستمهای تعبیه شده در جایگاههای سوخت پشتیبانی کنی دائم خطر جاده و تصادف و خواب آلودگی در مسافتهای طولانی را با حقوق اداره کار باید به جون بخری شب هم آش و لاش ساعت ۷ و ۸ شب برسی خونه باز فردا روز از نو روزی از نو بنداز توی جاده مثل راننده های بین شهری فقط ازت بیگاری میکشن مدیرانش هم در دفتر تهران اکثرا بچه آقازاده هستن گه زیر باد کولر نشستن و دائم در جلسه تشریف دارن و ارد میدن
وب وان جو بی حاشیه ای داره من به خاطر مهاجرت به شهرستان نتونستم ادامه همکاری بدم من سابقه خاصی نداشتم که رفتم وب وان ولی با دو سال خیلی چیزا یاد گرفتم الان با شرکت های خارجی ریموت کار می کنم سابقه کارم توی وب وان خیلی تأثیر داشت که باهام همکاری کنن از مجموعه وب وان و مدیریت و دوستان خوبم ممنون
با سلام بنده دارای چندین سال سابقه تخصصی و مدیریتی، و چندین مقاله ISI تخصصی، و رزومه ای پربار که نه جهت تعریف، بلکه جهت توجه به نکاتی که اینجا اعلام میکنم: بنده قرار مصاحبه داشتم، که با مطالعه مطالب اینجا، کنسل کردم به شرکت نامبرده پیشنهاد میکنم، مسائل ذکر شده رو حل کنن، نیروی انسانی سرمایه است، همانطور که اگر یک دستگاه گرون قیمت، در شرکت دچار مشکل شود و سر و صدا کند، باید در جهت رفع مشکل بر بیاییم، نه اینکه بزنیم تو سر دستگاه که نه همه چیز خوبه نباید سر و صدا کنی، و در ادامه هزینه میلیاردی پرداخت میکنیم، صدای نیروی انسانی در اومدن هم به همین شکله، بیایید جدی بگیریم. گواه بر صحبت های دوستان، عدم نهار می باشد، نیرو تا دیر وقت برای شما کار میکنه، یعنی چی که نهار ندین، این مساله دیگه توی تمام شرکت ها سال ها پیش حل شده، پس بیایین مثال مایکروسافت و گوگل نزنیم، شمایی که حتی نهار ندارین تشکر فراوان
امان از دست مال بدستان و مربا آلو هویچ فرنگی کدو حلوایی و بیسواد امان از دست مال بدستان و مربا آلو هویچ فرنگی کدو حلوایی و بیسواد امان از دست مال بدستان و مربا آلو هویچ فرنگی کدو حلوایی و بیسواد
بیشرفترین و پست ترین افرادی که توی زندگیم دیدم اینجا بوده ،وارد این مجموعه ها نشوید به هیچ عنوان بک رور بیشتر نرفتم ، فقط همین بیشتر توضیح نمیدم چون اونموقع نجاست از کلمات باید بخونید.
اگر دارید در مورد کار کردن تو این شرکت فکر و تحقیق میکنید حتما بخونید. تو مصاحبه ها تا حد کمی مشخصه که دنبال برده میگردن و میخوان خیلی سربه زیر باشی. هرچی هم در مورد ارتقای شفلی و امکان پیشرفت میگن بدونید دروغ محضه. فرض کنید مصاحبه هارو قبول شدید. کاراموز های برنامه نویسی میرن بخش آموزش: ۱. مدیر بخش آموزش و معلمهاشون دوست و رفیق اند. خاله زنک. پیش داوری زیاد. ۲. به قول خودشون میخوان سطح کاراموز رو بسنجن ولی کسایی رو که خوششون نمیاد یا حس کنن امکان شکوفا شدنشون هست تو آزمونهای قرون وسطی ایشون رد میکنن. ۳. معلم ها از بس یه سری سوال ها و جزوه چند صفحه ای خودشون رو چندین سال مرور کردن فکر میکنن حالا که همونا رو از حفظ میتونن توضیح بدن و چشم بسته جواب بدن ، خیلی بلدکار و متخصص اند. ولی بدونید که مثلا خارج از اون جزوه sql یه کوئری از یه دیتابیس فرضی دیگه بپرسید نمیتونه جواب بده. ۴.آموزش ناقصه، جزوه اطلاعات کافی نداره، نکته های مهم در مورد دیتا بیس یا فریموورکشون ذکر نمیشه. سوال ها دقیقا همون نکته هارو میخوان و چون تو ذهن خودشون وجود داره توقع دارن تو هم بدونی. ۵. مدیر آموزش و معلم هاشون دائما سعی میکنن با خوش رفتاری ظاهر رو حفظ کنن ولی به طور مشخصی از بالا بهت نگاه میکنن و بهت استرس میدن. مهم نیست عملکردتون چجوری باشه. ادم دقیق و مسئولیت پذیری باشید یا نه. دلبخواهی براتون تصمیم میگیرن. ۶. امکان پیشرفت زیر نیم درصد. فریموورک قدیمی و افتضاح. باعث میشه شما درجا بزنید. اگه دنبال یادگیری نیستید میتونید اونجا به مشغول کپی پیست و یادگیری اشتباه و غیر حرفه ای باشید و اسم خودتون رو بذارید برنامه نویس. ۷. از بدو ورود در مورد این شنیدم که بسیاری از نیروهای برنامه نویس به طور مداوم دارن سعی میکنن از شرکت خارج شن. به طوری که فقط مدیرای نالایقشون موندن و تعدادی که به زور سفته نگهشون داشتن. من اشتباهم این بود که اهمیت ندادم ولی این واقعا یه نشونه بزرگ بود برای سنجش شرکت. ۸. بعد از مدتی که تو آموزش بودم خانم مدیر آموزش به طور بیشرمانه ای گفت ما داریم هزینه میکنیم برای آموزش و تو نیروی کاری خوبی نیستی اگه بری جلوتر و تو تیم کار کنی اونجا گیر میکنی. (الان که فکر میکنم قطعا همینطور میبود لابد پیش بینی کرده بود من آدمی نیستم که با شرایط کند یادگیریم تاب بیارم و شاکی نشم) ایشون گفت اگه بری تیم پشتیبانی خیلی خوب با دیتابیس شرکت آشنا میشی و حرفه ای میشی بعد میتونی بیای تو تیم دولوپرها. که یهو گفت باید حداقل دویال تو پشتیبانی باشه!!!!!! دوسال از عمرم رو بذارم برای تلفن جواب دادن! منی که با افتخار دانشگاه دولتی تهران درس خوندم! از خدا ممنونم که اون لحظه شک به دلم نیافتاد برای خارج شدن از اون شرکت. از این گفت و گو ۱۰ ماه گذشته و من تو این مدت در شرکت دیگه ای زیر نظر یه انسان متخصص زبان دیگه ای رو شروع کردم و از نقطه صفر رسیدم به جایی که هم با فریموورک هم پیور چند تا اپ دولوپ کردم و دیپلوی و دواپس و CICD اصولی یاد گرفتم و بعد از استخدامم از حقوق ناچیز فناوران هم کلی بیشتر عایدم شد. و منی که تو این شرایط اموزش دیدم و پیشرفت کردم، قطعا وفادار خواهم موند. و شرکت نیاز نداره با گرو کشی منو به زور نگه داره. پسسسس هرجا برید خودتونو محک بزنید ولی فناوران نرید و نمونید. بزرگترین نشونه: برنامه نویس هاشون دائما شرکت رو طرد میکنند. به تجربه همشون اعتماد کنید.
بسیار محیط ارومی داره، مدیران و نیروها تعامل خیلی خوبی با هم دارن، طرز رفتار مدیریت با افراد به قدری خوب هست که حس میکنین دارین برای خودتون کار میکنین، به شخصه با جون و دل کار میکردم و پیشفرت شرکت برام خیلی مهم بود
هدف من از تجربهی کاری در بانک ملت این بود که محیطی با فرصتهای برابر و شفاف را شاهد باشم، اما واقعیت برای من متفاوت بود. فهمیدم که شبکهی دوستی و رابطههای داخلی تأثیر زیادی روی همکاریها دارد و بهخصوص افراد نزدیک به مدیران معمولا در فرایند جذب و ارتقاء جایگاه بهتری میگیرند. بعد از گذشت چند سال، قراردادها به صورت مداوم تمدید میشد و برخی همگروهها پستهای بالاتری دریافت میکردند بدون اینکه از مهارتهای مشخصی برخوردار باشند. ساعات کار در برخی روزها فراتر از مقررات تعیینشده بود اما اضافهکاری به من پرداخت نمیشد. فشار کاری بالا بود و رئیس و معاون شعبه همچنان دیدگاههای متفاوت و گاه پر توقعی داشتند. این فشار با وجود فاکتورهای استرسزا، انگیزهی زیادی برای سازگاری و پیشرفت ایجاد نمیکرد. در نهایت، مزایای شغلی پاسخگوی این سطح از فشار و تنش نبود.
از نگاه من، کار در این مجموعه با تمام ظرفیت انجام شد اما حقوق و مزایا به اندازه و منطبق با تلاشها نبود و احترام به همکاران تا حدی زیر سوال میرفت. اضافهکاری واقعی به درستی تخصیص داده نمیشد و در شعبهمان تعدادی از همکاران همچنان خارج از سطح انتظار حقوق میگرفتند.
دنبال یک محیط کار آرام و با ارزش انسانی هستم، اما تجربهام از بانک ملت چنین بود که احساس میکردم فشار کاری بالاست و مدیران نسبت به وضعیت کاری و معیشتی کارکنان بیتفاوتاند. توقعات از کارمندها خیلی زیاد بود و گاهی احساس میکردم معجزهای از سمت مدیران انتظار میشود. الزام به ماندن و انجام اضافهکاری اجباری بود و حقی برای اضافهکاری پرداخت نمیشد. اعتراضات کارکنان بهطور کامل جدی گرفته نمیشد و حمایتی در کنار افراد نیست. در مجموع، اگر برای کسی اهمیت نداشت که شخصیتش زیر سوال برود، ممکن بود این بانک بهعنوان یکی از گزینههای پذیرفتنی دیده شود؛ اما واقعا شایستگی سازمانی شرطها و ارزشهای لازم را برای بانکداران قائل نشدن میداد و از اشتباهات همکاران پشتیبانی نمیکرد.
مالیااااات بسیااااااار زیاد و غیر منطقی اصلا قابل دزک نیست این حجم از مالیات..................................................................
خواهش میکنم نیاید بانک ملت اگه میخاید بدبخت نشید نیاید بانک ملت به خدا هیچی نداره یه بانکیه که پره دله دزده همش دنبال سود آوریه هزار تا شرکت صوری زدن برا اینکه مدیرای بازنشسته و بچه هاشون بیان سر کار اندازه ده نفر ازتون کار میشکن حقوق نصف کارگر بهت میدن
افتضاح من امروز رفتم برای مصاحبه و معاینات پزشکی هزار تا عیب روم گذاشتن من عینکی هستم و تو بدنم جای بخیه زیبایی دارم بخاطر همین ردم کردن پرسنل واقن بی ادب و بی شخصیتن جوری آدمو لخت میکنن که انگار واسه پتروشیمی نیرو میگیرن جوری تحقیر و خورد میکنن آدمو که تا مدتها یادتون نره. اینا فقط دنبال آدمای بی نقص و سالمن که بعدا از کارافتاده بندازن بیرون از شرکت
در شرکت موج پژوه البرز بهترین دوره کاری خود را تجربه کردم چون در این شرکت بنابر تخصص ، تعهد و پیشبرد و پیشرفت تیمی و فردی است و پروژه ها از نظر سطح کیفی در بالاترین سطح جهانی قرار دارند و با حضور در این شرکت و تیم R&D توانستم در لبه تکنولوژی جهانی FPGA ، تجارب مفید و ارزشمندی را کسب کنم و سطح علمی خود را ارتقا دهم. رفتار مدیران این شرکت با کارمندان در سطحی فراتر از آنچه در ایران تصور می شود ، قرار دارد و مزایای بسیار خوبی از قبیل بیمه تکمیلی مناسب و وام های خوب در این شرکت برای کارمندان فراهم است. میانگین حقوق دریافتی در این شرکت نیز از دیگر شرکت های هم حوزه بالاتر و پرداخت آن در ماه بسیار منظم است. حضور برای من در این شرکت پس از حدود 2 سال یک تجربه فنی بسیار خوب در زمینه کاری FPGA و DSP بوده ، بطوریکه سطح دانسته هایم با قبل از ورودم به این شرکت بسیار پیشرفت داشته و قابل مقایسه نمی باشد. همچینین رزومه این شرکت و کار با مدیران بسیار خبره فنی این شرکت ، شما را از دیگر افراد حاضر در این حوزه متمایز کرده و در های متفاوتی به روی شما باز می کند. به شخصه اگر هزاران بار به 2 سال پیش برگردم بازهم این شرکت را برای کار انتخاب خواهم کرد.
همه پرسنل کار خودشون رو انجام میدن و کسی کاری به کار کسی نداره. حجم کاری یه مقدار بالا هستش ولی شرکت همیشه زحمات پرسنل رو از طریق پاداش جبران میکنه و به جرات میتونم جای خیلی خوبی برای پیشرفت و یادگیری هستش و شما میتونید مطمئن باشید که جایی کار میکنید که تلاشهاتون نتیجه بخش هستش.
مسئول دفتر مدیرعامل شخصی بسیار دورو هست با دوستاش تو بخشهای مختلف شرکت حواشی برای افراد درست میکنه و همینطور اطلاعات محرمانه دفتر مدیریت رو تو اداره ها پخش میکنه. تمامی نامه هایی که به دفتر مدیریت میرسه بررسی میکنه، حتا بعضی نامه ها که اطلاعات شخصی افراد شرکت هست رو باز میکنه و دیتارو تو کل شرکت پخش میکنه حقوق و مزایای افراد، اطلاعات مربوط به مشخصات افراد مثل آدرس محل سکونت، مشخصات همسر، تعداد فرزند و ... که از طریق نامه ها و همینطور سامانه منابع انسانی توسط این افراد پخش میشه
سلام تو این شرکت از پایینترین رده تا بالاترین رده افرادی هستند که تا میتونن از شرایط موجود سواسفاده میکنند. اعضای محترم هیئت مدیره که نه تنها هیچ کاری برای پرسنل نمیکنند بلکه تا تونستن بدی کردند و حق افراد رو خوردند. عضو فنی هیئت مدیره که با جاسوس هایی که تو ادارات دارد و از اطلاعاتی که از اونها میگیرند بر علیه پرسنل استفاده میکند. مدیر سابق منابع انسانی که تا تونست برای پرسنل خودش سمت و حقوق بالا گرفت و مدیر فعلی منابع انسانی که بعد از رسیدن به سمت ریاست هیچ کاری برای پرسنل شرکت نکرد. عضو دیگر هیئت مدیره که با گماشتن آشنایان خود در برخی سمتها از منابع مالی شرکت استفاده میکند. این شرکت فقط به افرادی بها می دهد که کار نمیکنند و در پی حاشیه هستند.
یکی از بیسوادترین و ****** اعضای تیم ****** امروز شرش را از سداد کم و به شرکت جدید رفت.****** برنامه نویس ****** و... این ****** برنامه نویس کلی نوچه داشت تستر که حکم پاپی رو براش داشت ****** بود براش میدویید اینور اونور اوامرشو اجرا میکرد با کادو خریدن و****** با مدیرا شده بود برنامه نویس ارشد کوچکترین مساعلو نمیتونست حل کنه ولی خیمه زده بود روی سورس های تمیز و بدون باگ و به هیچکس نه تحویل میداد نه تسک دیگه ای قبول میکرد پشت مدیر ****** چه حرفا که نمیزد که از ****** میگفت اما تا ****** میومد عین کلفت میرفت برای لته میزد روش هم ارت میزد هیچکس نمیتونست فکوفامیلشو بیاره سداد این ****** چنان خوب به ******(الان در ****** هستند) سرویس داده بود که ****** اورده بود ****** و 5-6 نفرو اورده بود توی تیم برنامه نویسی و نوچه اش شده بودند...باید میدید ایشون با ا****** شده بود کلاس میذاشت برنامه نویس تیم اندروید رو بخاطر وزنش مسخره میکرد لهجه و لباس و ناخنهای کاشت دیگران رو مسخره میکرد مطمنا ****** مدیران سازمان جدیدی که میرن رو خوب پاسخگو خواهد بود چون به شدت لو لول و بدون هیچ حدومرض اخلاقیه....یک ****** که هزار چهره داره و فکر میکنه با ****** و... میتونه خودشو بالا بکشه اما حقیرتر از این حرفاست
در جلسه اول برای موقعیت دواپس در ساختمانی که در سعادت آباد بود، با مدیر تیم عملیات و توسعه روبهرو شدم و همه صحبتها بیشتر بهزبان فارسی بود. هر چند دقیقه یکی به جمع جلسه اضافه میشد و من باید از همان ابتدا توضیح میدادم که چه مهارتهایی دارم و چه کارهایی انجام دادهام؛ افراد مختلفی از جمله مدیر تیم توسعه و مدیر تیم عملیات و کارشناس تیم عملیات حضور داشتند. پرسشها بیشتر حول این بود که چه کار کردهام یا بلد هستم، و در نهایت برای جلسه دوم نمونه سوالی به من داده شد. با اصرار همکاران و تماسهای مکرر، به جلسه دوم رفتم که در آن شورا شامل تمامی مدیران سازمان بود که تقریبا هر ماه یکبار گرد هم میآیند تا استخدامکنندگان دور هم جمع شوند. فرقی هم ندارد سمت شغلیتان چه باشد، از زیرساخت تا شبکه و کابلکشی و تعمیر پرینتر سوال میپرسند و در پایان ممکن است از همه افراد نظر بدهند. اغلب به من یا سایرین درخواستی میدادند و تصمیمی که میخواستند بگیرند در همان جلسه یا پی در پی مشخص میشد. در نهایت گفتند مزایا خیلی زیاد است و حقوق بالاست، ساعات کاری نسبتا خوب است اما محیط کار از لحاظ فرهنگی و فناوری خیلی متفاوت و قدیمی بود؛ برای مثال هنوز از ورژن کنترل TFS استفاده میشد.
وقتی برای اولین بار به خاطر یک مصاحبه با تیم منابع انسانی در شرکت خانومی رفتم، در ادامه یک جلسه فنی هم داشتیم. سطح و نوع سوالات فنی نسبتا خوب بود، اما نتیجه مصاحبه را همان روز یا همان موقع دریافت نکردم. پس از گذشت یک ماه پیگیر شدم و گفتند که نتیجه را اعلام میکنند، اما دوباره خبری نشد. دوباره تماس گرفتم و گفتند برای اکنون جذب نداریم. این رفتار واقعا نامناسب بود؛ انتظار داشتم حداقل یک پاسخ شفاف بدهند بعد از انجام کل فرایند و این مدت طولانی.
دو نوع پشتیبان برای این شر کت تعریف شده بچه هایی که به مغازه ها برای مدیریت و سرکشی دستگاههای کارتخوان مراجعه میکنن که مثل برده ها باهاشون رفتار میکنن هر سه ماه در هر استان بیست تا سی تا نیرو میگیرن سر سه ماه ۷۰ درصدشون فرار را به قرار ترجیح میدن باز دوباره نیرو جذب میکنن و این سیکل معیوب همچنان ادامه داره چون مثل حیوان با بچه های مردم رفتار میکنن یک نوع دیگه پشتیبان سوخت هست که نه آرامش داری نه زندگی باید هر هفته به تعدادی پمپ بنزین در شهر خودت و شهرستانهای تابع استان با ماشین شخصی و با قیمت مفت براشون بری و از سیستمهای تعبیه شده در جایگاههای سوخت پشتیبانی کنی دائم خطر جاده و تصادف و خواب آلودگی در مسافتهای طولانی را با حقوق اداره کار باید به جون بخری شب هم آش و لاش ساعت ۷ و ۸ شب برسی خونه باز فردا روز از نو روزی از نو بنداز توی جاده مثل راننده های بین شهری فقط ازت بیگاری میکشن مدیرانش هم در دفتر تهران اکثرا بچه آقازاده هستن گه زیر باد کولر نشستن و دائم در جلسه تشریف دارن و ارد میدن
وب وان جو بی حاشیه ای داره من به خاطر مهاجرت به شهرستان نتونستم ادامه همکاری بدم من سابقه خاصی نداشتم که رفتم وب وان ولی با دو سال خیلی چیزا یاد گرفتم الان با شرکت های خارجی ریموت کار می کنم سابقه کارم توی وب وان خیلی تأثیر داشت که باهام همکاری کنن از مجموعه وب وان و مدیریت و دوستان خوبم ممنون
با سلام بنده دارای چندین سال سابقه تخصصی و مدیریتی، و چندین مقاله ISI تخصصی، و رزومه ای پربار که نه جهت تعریف، بلکه جهت توجه به نکاتی که اینجا اعلام میکنم: بنده قرار مصاحبه داشتم، که با مطالعه مطالب اینجا، کنسل کردم به شرکت نامبرده پیشنهاد میکنم، مسائل ذکر شده رو حل کنن، نیروی انسانی سرمایه است، همانطور که اگر یک دستگاه گرون قیمت، در شرکت دچار مشکل شود و سر و صدا کند، باید در جهت رفع مشکل بر بیاییم، نه اینکه بزنیم تو سر دستگاه که نه همه چیز خوبه نباید سر و صدا کنی، و در ادامه هزینه میلیاردی پرداخت میکنیم، صدای نیروی انسانی در اومدن هم به همین شکله، بیایید جدی بگیریم. گواه بر صحبت های دوستان، عدم نهار می باشد، نیرو تا دیر وقت برای شما کار میکنه، یعنی چی که نهار ندین، این مساله دیگه توی تمام شرکت ها سال ها پیش حل شده، پس بیایین مثال مایکروسافت و گوگل نزنیم، شمایی که حتی نهار ندارین تشکر فراوان
امان از دست مال بدستان و مربا آلو هویچ فرنگی کدو حلوایی و بیسواد امان از دست مال بدستان و مربا آلو هویچ فرنگی کدو حلوایی و بیسواد امان از دست مال بدستان و مربا آلو هویچ فرنگی کدو حلوایی و بیسواد
بیشرفترین و پست ترین افرادی که توی زندگیم دیدم اینجا بوده ،وارد این مجموعه ها نشوید به هیچ عنوان بک رور بیشتر نرفتم ، فقط همین بیشتر توضیح نمیدم چون اونموقع نجاست از کلمات باید بخونید.
اگر دارید در مورد کار کردن تو این شرکت فکر و تحقیق میکنید حتما بخونید. تو مصاحبه ها تا حد کمی مشخصه که دنبال برده میگردن و میخوان خیلی سربه زیر باشی. هرچی هم در مورد ارتقای شفلی و امکان پیشرفت میگن بدونید دروغ محضه. فرض کنید مصاحبه هارو قبول شدید. کاراموز های برنامه نویسی میرن بخش آموزش: ۱. مدیر بخش آموزش و معلمهاشون دوست و رفیق اند. خاله زنک. پیش داوری زیاد. ۲. به قول خودشون میخوان سطح کاراموز رو بسنجن ولی کسایی رو که خوششون نمیاد یا حس کنن امکان شکوفا شدنشون هست تو آزمونهای قرون وسطی ایشون رد میکنن. ۳. معلم ها از بس یه سری سوال ها و جزوه چند صفحه ای خودشون رو چندین سال مرور کردن فکر میکنن حالا که همونا رو از حفظ میتونن توضیح بدن و چشم بسته جواب بدن ، خیلی بلدکار و متخصص اند. ولی بدونید که مثلا خارج از اون جزوه sql یه کوئری از یه دیتابیس فرضی دیگه بپرسید نمیتونه جواب بده. ۴.آموزش ناقصه، جزوه اطلاعات کافی نداره، نکته های مهم در مورد دیتا بیس یا فریموورکشون ذکر نمیشه. سوال ها دقیقا همون نکته هارو میخوان و چون تو ذهن خودشون وجود داره توقع دارن تو هم بدونی. ۵. مدیر آموزش و معلم هاشون دائما سعی میکنن با خوش رفتاری ظاهر رو حفظ کنن ولی به طور مشخصی از بالا بهت نگاه میکنن و بهت استرس میدن. مهم نیست عملکردتون چجوری باشه. ادم دقیق و مسئولیت پذیری باشید یا نه. دلبخواهی براتون تصمیم میگیرن. ۶. امکان پیشرفت زیر نیم درصد. فریموورک قدیمی و افتضاح. باعث میشه شما درجا بزنید. اگه دنبال یادگیری نیستید میتونید اونجا به مشغول کپی پیست و یادگیری اشتباه و غیر حرفه ای باشید و اسم خودتون رو بذارید برنامه نویس. ۷. از بدو ورود در مورد این شنیدم که بسیاری از نیروهای برنامه نویس به طور مداوم دارن سعی میکنن از شرکت خارج شن. به طوری که فقط مدیرای نالایقشون موندن و تعدادی که به زور سفته نگهشون داشتن. من اشتباهم این بود که اهمیت ندادم ولی این واقعا یه نشونه بزرگ بود برای سنجش شرکت. ۸. بعد از مدتی که تو آموزش بودم خانم مدیر آموزش به طور بیشرمانه ای گفت ما داریم هزینه میکنیم برای آموزش و تو نیروی کاری خوبی نیستی اگه بری جلوتر و تو تیم کار کنی اونجا گیر میکنی. (الان که فکر میکنم قطعا همینطور میبود لابد پیش بینی کرده بود من آدمی نیستم که با شرایط کند یادگیریم تاب بیارم و شاکی نشم) ایشون گفت اگه بری تیم پشتیبانی خیلی خوب با دیتابیس شرکت آشنا میشی و حرفه ای میشی بعد میتونی بیای تو تیم دولوپرها. که یهو گفت باید حداقل دویال تو پشتیبانی باشه!!!!!! دوسال از عمرم رو بذارم برای تلفن جواب دادن! منی که با افتخار دانشگاه دولتی تهران درس خوندم! از خدا ممنونم که اون لحظه شک به دلم نیافتاد برای خارج شدن از اون شرکت. از این گفت و گو ۱۰ ماه گذشته و من تو این مدت در شرکت دیگه ای زیر نظر یه انسان متخصص زبان دیگه ای رو شروع کردم و از نقطه صفر رسیدم به جایی که هم با فریموورک هم پیور چند تا اپ دولوپ کردم و دیپلوی و دواپس و CICD اصولی یاد گرفتم و بعد از استخدامم از حقوق ناچیز فناوران هم کلی بیشتر عایدم شد. و منی که تو این شرایط اموزش دیدم و پیشرفت کردم، قطعا وفادار خواهم موند. و شرکت نیاز نداره با گرو کشی منو به زور نگه داره. پسسسس هرجا برید خودتونو محک بزنید ولی فناوران نرید و نمونید. بزرگترین نشونه: برنامه نویس هاشون دائما شرکت رو طرد میکنند. به تجربه همشون اعتماد کنید.
بسیار محیط ارومی داره، مدیران و نیروها تعامل خیلی خوبی با هم دارن، طرز رفتار مدیریت با افراد به قدری خوب هست که حس میکنین دارین برای خودتون کار میکنین، به شخصه با جون و دل کار میکردم و پیشفرت شرکت برام خیلی مهم بود
هدف من از تجربهی کاری در بانک ملت این بود که محیطی با فرصتهای برابر و شفاف را شاهد باشم، اما واقعیت برای من متفاوت بود. فهمیدم که شبکهی دوستی و رابطههای داخلی تأثیر زیادی روی همکاریها دارد و بهخصوص افراد نزدیک به مدیران معمولا در فرایند جذب و ارتقاء جایگاه بهتری میگیرند. بعد از گذشت چند سال، قراردادها به صورت مداوم تمدید میشد و برخی همگروهها پستهای بالاتری دریافت میکردند بدون اینکه از مهارتهای مشخصی برخوردار باشند. ساعات کار در برخی روزها فراتر از مقررات تعیینشده بود اما اضافهکاری به من پرداخت نمیشد. فشار کاری بالا بود و رئیس و معاون شعبه همچنان دیدگاههای متفاوت و گاه پر توقعی داشتند. این فشار با وجود فاکتورهای استرسزا، انگیزهی زیادی برای سازگاری و پیشرفت ایجاد نمیکرد. در نهایت، مزایای شغلی پاسخگوی این سطح از فشار و تنش نبود.
از نگاه من، کار در این مجموعه با تمام ظرفیت انجام شد اما حقوق و مزایا به اندازه و منطبق با تلاشها نبود و احترام به همکاران تا حدی زیر سوال میرفت. اضافهکاری واقعی به درستی تخصیص داده نمیشد و در شعبهمان تعدادی از همکاران همچنان خارج از سطح انتظار حقوق میگرفتند.
دنبال یک محیط کار آرام و با ارزش انسانی هستم، اما تجربهام از بانک ملت چنین بود که احساس میکردم فشار کاری بالاست و مدیران نسبت به وضعیت کاری و معیشتی کارکنان بیتفاوتاند. توقعات از کارمندها خیلی زیاد بود و گاهی احساس میکردم معجزهای از سمت مدیران انتظار میشود. الزام به ماندن و انجام اضافهکاری اجباری بود و حقی برای اضافهکاری پرداخت نمیشد. اعتراضات کارکنان بهطور کامل جدی گرفته نمیشد و حمایتی در کنار افراد نیست. در مجموع، اگر برای کسی اهمیت نداشت که شخصیتش زیر سوال برود، ممکن بود این بانک بهعنوان یکی از گزینههای پذیرفتنی دیده شود؛ اما واقعا شایستگی سازمانی شرطها و ارزشهای لازم را برای بانکداران قائل نشدن میداد و از اشتباهات همکاران پشتیبانی نمیکرد.
مالیااااات بسیااااااار زیاد و غیر منطقی اصلا قابل دزک نیست این حجم از مالیات..................................................................
خواهش میکنم نیاید بانک ملت اگه میخاید بدبخت نشید نیاید بانک ملت به خدا هیچی نداره یه بانکیه که پره دله دزده همش دنبال سود آوریه هزار تا شرکت صوری زدن برا اینکه مدیرای بازنشسته و بچه هاشون بیان سر کار اندازه ده نفر ازتون کار میشکن حقوق نصف کارگر بهت میدن
افتضاح من امروز رفتم برای مصاحبه و معاینات پزشکی هزار تا عیب روم گذاشتن من عینکی هستم و تو بدنم جای بخیه زیبایی دارم بخاطر همین ردم کردن پرسنل واقن بی ادب و بی شخصیتن جوری آدمو لخت میکنن که انگار واسه پتروشیمی نیرو میگیرن جوری تحقیر و خورد میکنن آدمو که تا مدتها یادتون نره. اینا فقط دنبال آدمای بی نقص و سالمن که بعدا از کارافتاده بندازن بیرون از شرکت