روی کار کردن در گروه هم آینده تأکید زیادی روی نتیجه مالی است و برای کار در واحدهای مختلف تصور میکنند باید صبور بود و بتوان پروژهها را به شکل هماهنگ پیش برد، بهویژه از نظر پرداختیها که از ماه اول تنها حقوق ثابت میدهند و از ماه دوم بر اساس تارگتهاست؛ اگر به تارگتها نرسی ممکن است حقوقی هم بهتبع داده نشود. خلاصه اینکه برای ورود به شرکت باید سرمایهی مالی و سوددهی نشان بدهی و جسارت برای گرفتن پروژهها هم ملاک است. به نظر میرسد هدف شرکت سودآوری از کارمندهاست و رویکردی نسبت به حقوق وجود دارد که نارضایتی را در پی دارد؛ واحد امور مشتریان و واحد توسعه بازار به نظر بیارزش میرسند و هر دو بیشتر با نقش بازاریابی همخوانی دارند. تفاوت این دو واحد در این است که واحد امور مشتریان تماسها را میان تیمها تقسیم میکند؛ افراد قدیمیتر به نورچشمیها میرسند و درخواستهای غیرمعنیدار به تازهواردها سپرده میشود، اما در واحد توسعه بازار انتظار میرود خودت برند را بیاوری؛ در واقع کار پیدا میکنی و میفروشی. بخشهای دیگر هم فشار کاری بالایی دارند و به نظر میرسد از شب تا مرخصیها هم انتظار پاسخ به تماسهای مشتری وجود دارد؛ دلیلش استفاده از سیمکارت شرکتی است. بهنظر میرسد منطق این کارها با چشمداشت به ارث و رابطهها قابل توجیه است. در پایان این تجربه بهطور کلی احساس میشود وقت و انرژی صرف شده و ممکن است نتیجهی مالی مناسبی به دنبال نداشته باشد. برداشت نهایی این است که اولویتِ شرکت، حجم پولی است که به ازای کار میخواهند، نه اخلاق یا شخصیت کارکنان. ویژگیهایی که برای شرکت مطلوب است شامل این است که فقط سوددهی ملاک باشد و با پول درآوردن همزمان، شاید اخلاق یا جهتگیری شخصی اهمیت چندانی نداشته باشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
امروز مصاحبهای برای کارشناس حسابداری داشتم که به طور غیرمنتظرهای به تعویق افتاد و چند نفری که تماس گرفتم با هم هماهنگ نبودند. وقتی وارد ساختمون کوچیک واقع در خیابان فردوسی شدم، فهمیدم دفتر اصلیشون آنقدر معمولی است که با تبلیغات و فروشگاههای لوکسشان همخوانی ندارد. در بخش مالی هیچکس مشخص نبود که مسئول چه وظیفایی است و رزومهام که فرستاده بودم به نظر میرسید به سیستم دسترسی ندارد و دوباره همان فرم مشخصات طولانی را پر کردم. یک آقا در کمتر از یک دقیقه به طور شفاهی از من سابقهام را پرسید و سپس مرا به اتاقی بردند که حدود ده نفر دیگر هم بودند. واحد حقوق و دستمزد یک سوال عمومی در مورد ثبت سند و کنترل حقوق پرسیدند و همانجا چند عدد و مبلغ نوشتند تا در اکسل وارد کنم؛ به نظر میرسید آماده نبودند و حتی پاسخهایم را هم بعداً بررسی نکردند. قبل از خروج از اتاق، نفر بعدی را بردند داخل و بعد یکی دیگر درباره سالهای خزانهداری پرسید؛ من گفتم که سابقهام فراتر از این محدوده است و با تشکر خداحافظی کردم.
بعد از سه هفته کار روی مراحل مختلف فرایند، تجربهی مصاحبهام خیلی طولانی و خستهکننده بود. چند بار حضوری رفتن و در میانهها یک آزمون کامپیوتری هم اضافه شد. نهایتاً مصاحبه با زنی انجام شد که رفتارش دفاعی و مغرور بود؛ مدام حرف من را قطع میکرد و اجازه نمیداد کامل توضیح بدهم و به سابقه و شخصیت کاریام بیاحترامی میکرد. جلسه با نگاه تحقیرآمیز تمام شد و او رفت.
در جلسهٔ مصاحبه بیشتر صحبتها حولِ نظم و انضباط میچرخید و تخصص هم با پرسشهای مرتبط و بهجا بررسی شد. با این حال، از نرمافزارها و سیستمهایی که استفاده میکنن هیچ توضیحی ارائه نشد و گویی هیچ آشنایی با ابزارها نشان داده نشد.
حتی به خودشون زحمت ندادن مصاحبه آنلاین ست کنن و بیان جلوی دوربین، یک لینک ویدیویی فرستادن با 5 سوال احمقانه که جلوی دوربین به انگلیسی جواب بدید. توقع دارید وقتی حتی نیم ساعت وقت نمیذارید بیایید رو در رو صحبت کنید من بیام یک ساعت وقت بذارم سوالات اراجیف شما رو به انگلیسی جواب بدم؟ خیر بنده برای وقت و شخصیت خودم ارزش قائل هستم. کلا در 5 دقیقه به سوالات جواب دادم و لینک رو بستم و دیگه هم خبری ازشون نشد. مصاحبهی این مدلی ندیده بودم تا حالا!
سطح بیسوادی و نادانی مدیران این مجموعه در این حده که فکر میکنن اگر به جای مدیر محصول بنویسن سرپرست محصول، میتونن حقوق کمتری پرداخت کنن! با ورود به ساختمان شرکت شما حس رفتن به ادارههای فرسودهی دولتی رو دارید، مصاحبه با معاونت محصول و منابع انسانی همزمان انجام شد، سوالات سطح پایین و و بیربط پرسیده شد. در انتهای مصاحبه فرم استخدام رو دادن که پر کنم، مشخصات اعضای خانواده من به شما که هیچ به پدر و جد و آباد شما هم ربطی نداره، دوستان هر شرکتی که رفتم که اینقدر وقاحت داشته بدون استثنا با قهوهای کردن طرف اومدم بیرون، شانس آوردید که آخر جلسه فرم رو دادید و در اتاق حاضر نبودید. من پر نکردم و ریجکت شدم. همون آگهی هم بعد از سه ماه دوباره باز شده. شرکتی که ورشکسته و رو به افول هست و صدها نفر رو تعدیل کرده، نیروی جدیدی نمیتونه بگیره، وقت خودتون رو با عره و عوره تلف نکنید.
کل فرایند استخدام این شرکت یک شوی بزرگ برای نمایش جذب هست ولی جذب نیرو در کار نیست. مصاحبه اول فنی و آنلاین بود و به خوبی انجام شد، برای مصاحبهی دوم گفتن حضوری، یک بار تماس گرفتن و من نتونستم پاسخ بدم، نه ایمیلی نه اطلاعرسانی درستی و نه حتی شماره داخلی که آدم بتونه بهشون زنگ بزنه. بعدش هم ریجکت کردن. و الان بعد از چند ماه همون عنوان مالک محصول بام دوباره آگهی شده. مرغ پخته خندهاش میگیره از حجم دلقک بودنتون. همه جا رو تبدیل به مافیا کردید و چون کوتوله و بیسواد هستید و شرافت فردی و شرافت کاری ندارید میترسید با کسی قویتر از خودتون کار کنید. در نتیجه فقط از مسیرهای دلالی نیرو میگیرید و کوتولهپروری میکنید. به هیچ عنوان اینجا رزومه نفرستید.
شرکتی بیدروپیکر که مصاحبه آنلاین برگزار میکنه، برای جلسهی بعدی به صورت حضوری دعوت میکنه ولی مصاحبه دومی در کار نیست، و در آخر بدون دلیل ریجکت میکنه. الان هم بعد از چند ماه دوباره آگهی مالک محصول گذاشتن. رزومه نفرستید برای اینها. کلا مردمآزاری و به سخره گرفتن نیروی متخصص در این مملکت مد شده و از وضعیت بد اقتصادی سو استفاده میکنن که بانک رزومهی خودشون رو پر کنند و در قبال هیچ کسی هم پاسخگو نیستن.
من با این شرکت مصاحبهی آنلاین داشتم، دوستان این شرکت هیچگونه قصدی برای جذب نیرو نداره و فقط یک آدم مریض سعی داره وقت شما رو تلف کنه. بعد از یک ساعت سوال و جواب، اون یارو گفت که به زودی شما رو دعوت میکنیم برای مصاحبهی حضوری. و بعدش هیچ خبری از شرکت نشد و آگهی رو هم بستن. چند ماه قبل هم به مدت دو ماه آگهی باز داشتن و کلی رزومه جمع کردن و همین عنوان شغلی رو بستن، این هم یک بیماری روانی جدید.
من اینجا رفتم مصاحبهی مدیر محصول، سه نفر از مدیران این شرکت شروع کردن به سوال پرسیدن، جالبه که این افراد حتی شعور کافی برای معرفی خودشون در ابتدای مصاحبه نداشتن، سوالات بیربط و چرندیات رفتاری و سوالات فنی برنامهنویسی پرسیده شد، در سطحی که انگار بنده برای موقعیت شغلی تکلید یا CTO اقدام کردم! من سوالات رو جواب دادم، وسط مصاحبه متوجه شدم محصولی که براش آگهی دادن یک پنل پیامکی هست که اگر از اول گفته بودن اصلا حتی رزومه نمیدادم. بیش از یک ساعت وقت من رو تلف کردند؛ اگر کسی عملکردش در مصاحبه بد باشه، نباید اون جلسه یک ساعت و ربع طول بکشه. در نهایت از شرایط کاری و میزان حقوق پرسیدم، که گفتن باهاتون تماس میگیریم. دوزاری بودن یک شرکت رو از نحوهی رفتار مدیرانش در جلسه مصاحبه میتونید متوجه بشید. به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم رزومه بفرستید.
من اینجا رفتم مصاحبهی مالک محصول، مصاحبه اول فنی بود و با مالک محصول اونجا انجام شد و مورد تایید ایشون بود، یک هفته بعد به مصاحبه دوم دعوت شدم، خانمی که خودش رو مدیر فنی مجموعه معرفی کرد، شروع کرد به سوالات مضحک و چرندیات شبهعلمی به اصطلاح روانشناسی رفتاری (در صورتی که روانشناسی رفتاری این نیست و متخصص میخواد)، من سوالات رو پاسخ دادم، و ایشون از همون چند سوال شروع کرد به تحلیل رفتار و شخصیت من در جلسهی مصاحبه. رفتار غیرحرفهای و دلقکپرور بودن سیستم شما از اینجا مشخصه که کسی که ادعای فنی داره، تو حوزهای کاملا تخصصی وارد شده و سوالاتی میپرسه که هیچ درکی ازشون نداره و بر اساس دانش و سواد اندک و عقل محدود خودش یک آدم دیگه رو مورد قضاوت قرار میده. بعد حرف از فرهنگ و انطباق فرهنگی بین کارجو و شرکت میزد، سطح فرهنگ و شعورتون همینه که نمیدونید وقتی مهمان میاد تو اتاق شما و روبروی میزتون میشینه باید یک میز کوچیک برای پذیرایی کنار صندلی کارجو باشه و چایی رو نذارید روی میز خودتون! به من گفته شد که مصاحبهی سوم با معاون کسبوکار مجموعه به دلیل عدم حضور ایشون، در جلسه سوم برگزار میشه، بعد از یکی دو هفته بدون هیچ دلیل و توضیحی من رو رد کردند. الان که شهریور 1405 هست و چند ماه از اون مصاحبه گذشته، دوباره همون موقعیت شغلی رو آگهی کردن و مثلا دنبال نیرو هستن! حتی نمیدونید چند چندید با خودتون، وقت و انرژی مردم براتون کوچکترین ارزشی نداره. دوستان عزیز پیشنهاد میکنم وقت خودتون رو با این شرکت تلف نکنید.
در یکی از شرکت های زیر مجموعه به اسم فومن شیمی بهداشت دعوت به یک مصاحبه شغلی شدم، اما متأسفانه از همان ابتدای جلسه با برخوردی مواجه شدم که برایم بسیار عجیب و ناخوشایند بود. فرد مصاحبهکننده با لحنی که برای من حالت تمسخرآمیز داشت، چندین بار تأکید میکرد که آیا اصلاً آگهی شغلی را دیدهام، آن را خواندهام و برای همان موقعیت رزومه ارسال کردهام یا خیر. در حالی که من آگهی را با دقت مطالعه کرده بودم و رزومهام را نیز آگاهانه و متناسب با همان موقعیت ارسال کرده بودم. اگر واقعاً تصور میکردند که من آگهی را نخواندهام یا فاقد دانش لازم برای این موقعیت هستم، سؤال اصلی من این است که اصلاً چرا برای مصاحبه دعوت شدم؟ متأسفانه در طول جلسه این احساس را داشتم که رزومهام پیش از مصاحبه بهدرستی مطالعه نشده است. حتی چندین بار سؤالاتی درباره تحصیلات و سوابقم مطرح شد که پاسخ آنها بهوضوح در رزومه درج شده بود. از طرفی، با وجود اینکه سابقه کاری مرتبط و تجربه قابلتوجهی در حوزههای نزدیک به این موقعیت داشتهام، تقریباً هیچ سؤال تخصصی از من پرسیده نشد تا مشخص شود آیا واقعاً دانش و توانایی لازم برای این حوزه را دارم یا خیر. مصاحبه با حضور مدیر منابع انسانی و ظاهراً مدیر مالی انجام شد. نکته عجیبتر این بود که مدیر منابع انسانی چندین بار از مدیر مالی درخواست کرد حداقل چند سؤال تخصصی از من بپرسند تا مشخص شود آیا دانش لازم را دارم یا نه؛ اما ایشان حتی با وجود این اصرار نیز حاضر نشدند سؤال تخصصی مشخصی مطرح کنند. در عین حال، تأکید میشد که رزومه من بهدقت بررسی شده و سابقه مرتبطی در آن دیده نشده است؛ در حالی که چنین سوابقی در رزومهام وجود داشت. به نظرم اگر قرار است فردی برای یک موقعیت شغلی دعوت به مصاحبه شود، حداقل انتظار این است که رزومه او پیش از جلسه مطالعه شود و ارزیابی بر اساس سؤالهای مشخص و مرتبط با شغل انجام گیرد، نه بر اساس پیشفرض یا قضاوت اولیه. این تجربه برای من واقعاً ناامیدکننده بود؛ نه صرفاً به خاطر نتیجه احتمالی مصاحبه، بلکه به خاطر نوع برخورد و احساسی که در طول جلسه به من منتقل شد. در نهایت، صادقانه بگویم که بیشتر از رفتار آن شرکت، از شرایطی که خودم در آن قرار گرفتهام متأسف شدم. با وجود اینکه در کنکور کارشناسی ارشد رتبه ۹ را کسب کردم و با تمام سختیها و محدودیتهایی که در ایران وجود دارد مسیر تحصیلی و حرفهای خودم را ادامه دادم، گاهی با خودم فکر میکنم شاید اگر همان زمان برای ادامه تحصیل و کار به خارج از کشور اپلای کرده بودم، امروز تجربههای حرفهای متفاوتی داشتم. مواجه شدن با چنین رفتارهایی واقعاً باعث میشود آدم درباره مسیری که طی کرده، دوباره فکر کند.
برای من تجربه مصاحبه با این مجموعه به کل نامنظم و بیبرنامه بود. من به دعوت همکاری پاسخ دادم و چون کنجکاو بودم، رفتم برای مصاحبه. فضای کار به نظر میآمد هیچ هماهنگی و نظم مشخصی ندارد و گویی همه چیز با دید «بزن بریم ببینیم چی میشود» پیش میرود. حتی آمادهسازی اتاق جلسه هم انجام نشده بود و هیچکس با من آشنا نمیشد یا معرفی نمیکرد. قبل از آغاز، دقیقا نگفتند دنبال چه نقشی هستند و انتظارشان از من چه بود. مدیران مصاحبه هم تا حدی تسلط نداشتند و نتوانستند جلسه را به خوبی هدایت کنند؛ در نهایت نزدیک به یک ساعت و چهل دقیقه طول کشید. در پایان با ایمیلی ریجکت شبیه به تمپلیت روبهرو شدم که ارتباطی به شرایط من نداشت و گویی از اینترنت کپی شده بود. وقتی دلیل ریجکت را پرسیدم، پاسخ مشخصی داده نشد.
برای مصاحبهٔ پشتیبانی فروش به آنجا رفتم، اما از همان ابتدا روشن بود که جدی نیست. مصاحبهکنندهها بهجای اینکه با من گفتوگو کنند، مرتب ازم میخواستند همانجا بمانم و هیچ گفتگوی جدی انجام نشد. سوالات مطرح میشد اما آنها مدام وسط صحبت من پریدند و فرصت توضیح کامل را نگرفتم. نکتهٔ دیگر اینکه آگهی محل کار نزدیکیتر نشان میداد، اما هنگام رسیدن گفتند محل کار را خودشان مشخص میکنند و کار کمی دورتر بود؛ هیچ هماهنگیای وجود نداشت. در کل تجربهای پر از بینظمی و جانبداری بود.
دقیقاً مثل اینجا تصمیم دارم ازمون بگیرن و با انتظار طولانی روبهرو بشم. وقتی رسیدم، واقعاً یک ساعت معطل شدم تا به نوبتم برسد. مصاحبه هیچ جنبه فنی نداشت و بیشتر حول سلیقههای مصاحبهکننده میگشت. از شوخی نیست که به نظر میرسید دانش در حوزه دیجیتال مارکتینگ ندارند و دنبال کردن من را به زمینهای کاملاً بیربط ارجاع میدادند چون میگفتند نیروی کافی ندارند. این رفتار برای من توهینآمیز بود و در نهایت به این نتیجه رسیدم که اگر جایی است که به شخصیت و سابقهام اهمیت بدهد، اینجا گزینه مناسبی نیست.
مصاحبه آنلاین بود و از روز قبل به گوگل کلندر اضافه شده بود و همچنین لینک میت در تلگرام ارسال شده بود، مصاحبه راس ساعت مقرر انجام شد ، با حضور نیروی منابع انسانی و مدیرعامل ، سوالات حرفه ای و مناسب بود . رزومه من قبل از مصاحبه بررسی شده بود و سوالاتی مرتبط با آن پرسیده شد. همچنین قبل از مصاحبه به من تسکی داده شده بود تا انجام بدم و در مصاحبه پرزنتش کنم. در کل تجربه ای کاملا حرفه ای و خوشایند بود.
مصاحبه با زرین پخش داشتم طی مصاحبه با مدیر منابع خانم گلشنی و مدیر جذب فاتح هیچ هیچ سوال تخصصی و فنی نپرسیدن و فقط چنتا سوال عمومی که هیچکدوم ربطی به ارزیابی فنی نداشت پرسیده شد واقعا میشد بی سوادیشون رو متوجه شد مطمعنم کسایی که رفتن مصاحبه حتما تایید میکنن اصلا خودشون بلد نبودن چی باید بپرسن خداشاهده سطح مصاحبه یک کارشناس پایه در شرکت های دیگه بالاتر از این دو نفر بود و حتما سلیقه ای انتخاب میکنن و اگه ظاهری سلیقشون نباشی رد میشی و خیلی عجیب بود واقعا چی میگذره تو شرکت های این مدلی مشخص بود که روابط تعیین کننده سمت های این افراد بوده نه توانایی چجوری مدیر میشین لامصب ها
اول از همه دم در میشینی و ازت سوال میپرسن و یه سری اطلاعات کم ازت میگیرن و شرایطی که تو مصاحبه مطرح کردن خیلی با آگهی فرق داشت و اصلا ربطی به کارشناسی بازرگانی نداشت مثلا حقوق رو کمتر از مقدار توی آگهی میگن و ساعت کاری رو بیشتر و ازت میپرسن جلو دوربین میتونی بیایی یا نه ؟! چون کارشون تولید محتواست و اگه بگی نه میگن اوکی وظایف دیگه ای بهت میدیم و من ازشون پرسیدم اونا چه وظایفین و گفتن حالا بیا خودت میفهمی !!! و گفتم تو اگهی اینارو گفتین و با بی حوصلگی گفت آره همونه و توضیح بیشتر بخواین بهتون راجب کارشون توضیح نمیدن بعدش گفتن بیمه نداره و یه کم که بیشتر سوال پرسیدم بهم پوزخند زدن و گفتن چه قدر سوال میپرسی ؟ جایی که محل کار بود خیلی شیک و پیک بود ولی اصلا به نظر نمیومد جای خوبی برای کار کردن باشه
اول اینکه هیچ تابلو و نام نشانی حتی پلاک وجود نداشت ساختمان چند طبقه قدیمی با یه ورودی تنگ تاریک هیچ ساختار استانداری ندیدم مشخص بود یه روش قدیمی رو برای پیش بردن اهداف ادامه میده و اصلا در فضای رقابتی اقدامی بابت به روز شدن و رقابت نکردن البته شاید چون انحصار تولید گلاب دارن رقیبی نداشته باشن که بخوان خودشونو اپدیت کنن ولی برای کارکنان خوب نیست اکثرا فقط یه کار بیس بدون تخصص و یادگیری رو انجام میدادن که فقط حقوق بگیرن و توانایی هاشون پایین و از دانش شغل خودشون عقب میوفتن چون شرکت پلنی برای توانمند سازی نداشت مزایا هم که تو همون ۲۰ سال پیش مونده چیز خاصی نداشتن ۶ روز کاری در هفته در کل جای حرفه ای بنظر نمیومد همه چی تو ۵۰ سال پیش گیر کرده بود انگار دکور در دیوار طراحی دیزاین مسخره تر اینکه خانم مدیر فروش مصاحبه رو شروع کرد که هیچ ربطی به شغل من نداشتن و تجربه و دانش نداشتن حالا چه روابطی باعث شده بود که ایشون نظر بدن خدا داند مدیر عاملم که تو ی اتاق نشسته بود ریموت دستش باهاش در اتاق باز بست میکرد بازی میکرد وضعیت مسخره ای بود کلا
بزرگترین و ترسناک ترین خواسته ی شرکت تعهد محضری دو ساله به بهانه آموزش و ترک نکردم مجموعه میباشد که بسیار ایده ی مسخره ای می باشد و علاوه بر اون ۵۰۰ میلیون سفته هم از شما طلب میکنن و اگر مراقب نباشید کلاه بزرگی سرتون رفته
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.