تا الان که من اینو مینوسم 3 تا از بچه های رمزارز استعفا دادن جالبه از خودشون پرسیدم گفتن هیچ کس به هیچ جاش نبوده و ز.ح که اصلا الان رفته صرافی رقیب. حالا 2 روز قبل ک.ا اومد گفت آقا استعفا ندید و درست میشه و اینا بازم به نظرم اینا وعده سر خرمنه و ک.ا بره دکتر خ هم میره در نهایت هیچی درست نمیشه. دکتر ت و دکتر ر اگر میخواستن درست کنن تا الان پردازش درست شده بود. دکتر س و دکتر ز اگر میخواستن درست کنن 40 50 % ساختمون نگین رو امسال تعدیل نمی کردن. کاریزما با سال به سال مدیریت اشتباه و خرج اضافی کفگیرش ته دیگ خورده. اصلا معلوم نیست چه خبره به ک.ا گفتن برو باز گفتن بیا باز فردا میگن برو باز ... در نهایت، یک شرکت برای موفقیت نیاز به رهبری قوی، برنامهریزی دقیق و مدیریت بهینه منابع داره. اگر کاریزما به دلیل مدیریت ضعیف و هزینههای اضافیش دچار مشکل شده، وقتشه که تغییرات اساسی ایجاد بشه. بدون شفافیت و استراتژی مشخص، این نوسانات و بیثباتیها در نهایت از بخش رمزارز یک پردازش جدید درست میکنه!
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من در بدو ورود به این شرکت اخلاق حرفه ای رو درکنارتعامل خوب وسازنده عوامل شرکت به وضوح دیدم.شرکتی پویاکه هیچگونه نیازی به تعریف یاتمجیدکسی نداره.چیزی که اینجاحاکمه آرامش،تواضع ،پشتیبانی و همکاری منعطف هست.
در جواب اونی که پرسید شما چیکار میکنی من تو تیم یکی از همین لید های بی لیاقت پردازشم که تو عمرش هیچ جایی هیچ سمتی نداشته. جوابت سادس شما اصلا کاری لازم نیست بکنی به معنای واقعی کلمه تو شرکت بشین کارای خودتو بکن نه چیزی بگو نه مخالفتی بکن نه هیچی، استااااده شما الان بیشتر از یک ساله که پردازشه و زبانمو کار کردم برنامه رفتنمم کارشو ددارم میکنم بازم من فرمولاشو بهت میدم: D: کار or انتقاد or سواری ندادن => زیرآب => پس رفت شغلی => گود بای نکته1: خانم باشید که سواری مشخصه چی میشه، آقا باشید هم باید انتظار هر نوع بیگاری رو داشته باشی نکته2: اگر or نباشه در فرمول و and باشه مستقیما میری ملکوت زیرآب and کلمات قلمبه and دست مال به دستی => پیشرفت => لید => مدیر نکته1: مالش باید علنی باشه مثه کسایی که از طرح خرید سهام حمایت کردن نکته2: زیر آب باید غیر علنی باشه مثه سامی که میگفت منننننن رفتممممم گفتممممم تو رو ارتقا بدن در صورتی که همون جا داشت زیرآب طرفو میزد نکته3: کلمات قلمبه رو حتی لازم نیست معنیشو بدونید کافیه و گاه و بیگاه حتی شده بیجا استفاده کنی نکته 4: اگر وسط فرمول or بزاری خب پیشرفتت طوووووولانی میشه
برای بهمن ماه سال هزار و چهارصد و دو، رزومهام را به این شرکت ارسال کردم و حدود دو هفته بعد با من تماس گرفتند تا مصاحبه داشته باشم. اولین گفتوگو مربوط به واحدی نبود که رزومه را برایش فرستاده بودم و سوالاتی پرسیدند که آمادگیام برایشان کم بود و سبک سوالها برایم عجیب بود؛ با این حال از آنجا که رشتهام نرمافزار بود، احتمال دادم که سوالها جنبه توسعه نرمافزار هم دارد. پس از آن مصاحبه، با بالا بردن اطلاعاتم در حوزه پرداخت الکترونیک، دوباره برای مصاحبه تماس گرفتم. نکته جالب این بود که مدیر واحدی که قرار بود با من مصاحبه کند از مصاحبه قبلی من خبر نداشت و گفت که اصلا با مدیر بخش دیگری مرتبط نیست؛ پس از حدود دو ساعت، با مدیر مربوطه مصاحبه انجام شد و پس از دو هفته نخستین تأیید را دریافت کردم. مصاحبهها به تدریج پیش رفت و با توجه به پیگیریهای منابع انسانی گفتند حکم من تأیید شده؛ اما چون عید نزدیک بود، تصمیم بر این شد که کار از پس از عید آغاز شود. با گذشت چند ماه، هنوز حکم سال جدید تأیید نشده و زمانی هم مشخص نمیشود. این بیثباتی باعث شد فرصتهای خوب زیادی از دستم برود و حتی در اینجا هم وضع کار مشخص نباشد. هر بار پیگیری میکنم فقط عذرخواهی میکنند و میگویند تأیید دست مدیرعامل شما هم «حداقل تأیید» را گرفته است و جای نگرانی نیست. از بس طول کشید، در حال حاضر که سال جدید است، تازه گفتند که باید مراقب باشید فرصتهای شغلیتان از دست نرود اما منتظر تماس از طرفشان هم باشید. چنین بینظمی در شرکتی که بخشی از مجموعههای بانکی محسوب میشود، واقعا عجیب و ناامیدکننده بود. من دیدگاه خود را نوشتم تا دیگران اگر قصد ارسال رزومه دارند، قبل از هر چیز از بیبرنامگی کار این مجموعه مطلع شوند و منتظر پاسخ نکرده باشند.
شرکت نه! بلکه گروهک منافقین آزار و اذیت جنسی دخترها و زن ها توسط مدیران و کارکنان شرکت جلوی چشم دیگران و بیرون و با افتخار تعریف کردن. گران کردن مداوم محصولات و احتکار هزینه و تبلیغ بر ضد نظام و کشور ظاهر بسیار نامناسب در شرکت رفتارهای زشت و سخیف و زننده جشن های مختلط با مصرف و حمل مشروبات الکی داخل شرکت توهین به پرسنل و مقدسات لاس زدن های فراوان که عادی است در شرکت مدیران کثیف از لحاظ اخلاقی و رفتاری ارجحیت دادن به افراد هم تفکر خودشان و تقدیس پهلوی و تبعیض بین این افراد با پرسنل کاری و متخصص وخیلی موارد دیگر
یکی از بدترین تجربه های کاری من در این شرکت بود! یعنی اگر حوصله تون سر رفته و می خواید هیچی به علم و تخصصتون اضافه نشه بیاید اینجا. نه حقوق درست حسابی میدن، نه پای حرف و قول و قرارهاشون میمونن، ازتون سفتهی چند میلیونی میگیرن و آخرم حقوق نمیدن و بدون تسویه مجبور به ترک محل کار میشین و اونا هم از خدا خواسته. رفتار منشی شرکت هزاربار بدتر از خود مدیریت شرکت هست و من واقعا از اینکه وقت و عمرم رو برای این شرکت هدر دادم برای خودم متاسفم!
شاید وقتی به تیم رسیدم، فقط سه نفر بودن و الان تعداد اعضا به سی و پنج نفر رسیده. آنیجا بدون سرمایهگذاری خارجی و به شکل بوت استرپ رشد کرده و همین حالا با تیم قدیمی این حوزه رقابت میکنیم. از روز نخست، محیطی دوستانه و صمیمی در شرکت دیدم و مدیر و بنیانگذار آنیجا با انگیزه زودتر از همه به محل کار میآمدند و تا آخر روز میماندند؛ در طول سالها این روند تا جایی که امکان دارد حفظ شده و تا حد ممکن کنار تیم برای حل مسئله حضور دارند. احساس عضویت در زیرمجموعه این شرکت رو تجربه کردم و حس خوبی دارم. نقش من در آنیجا به پژوهش و بررسی برای طراحی امکانات جدید در اپلیکیشن مربوط میشود. با توجه به این که فعالیت ما حول رزرو اقامتگاه است، روزانه بازخوردهای زیادی دریافت میکنم و من مسئولم بر پایه نیاز بازار و مخاطبان، راهحلهایی برای بهبود روند کسبوکار ارائه کنم.
شرکت پردازش مالی کاریزما روند کاریش اینطوریه: ازت کار میخوان در حد یه freelancer 7 x 24 موارد بیزنسی در حد یه آگهی بازرگانی 30 ثانیه بهت توضیح میدن شفافیت برای تسک در حد یه لیوان پر لجن که اصلا تهش معلوم نیست حسادت تیم لید در حد بوندسلیگا تعهد مدیران در حد یه خیار چمبل حقوق در حد معلم پرورشی آموزش پرورش دست جیغ هوراااااااااا
بعنوان کسی که در شرکت های بانکی مختلف کار کردم عرض میکنم این شرکت از نظر منابع مالی وضعیتش خیلی خوبه . پایه حقوق و مزایاش نسبت به ناواکو و امید و بهسازان بهتره از خدمات انفورماتیک ضعیفتر هست. تخریب برخی از افراد رو گوش نکنید . این شرکت برای 120 ساعت اضافه کاری چیزی به شما نمیگه و عملا امکان اینکه دوبرابر حقوق بگیری هست. از طرفی غربه تهرانه و دور از ترافیک مرکز و شرق تهران هست و از طرح آلودگی و ترافیک دوره. اینا همش مزیته. تنها عیب اصلی ش اینه که فنی نیست و به عبارتی برای افراد خیلی تلنت و فنی مناسب نیست. چون مدیران ارشد شرکت عموما بانکی هستند و سطحشون پایینه و بشدت باند باز . تاکید میکنم برای 30 ساعت اضافه کاری شما باید در شرکت های مطرح حتی خدمات دلیل بیاوری ولی شرکت گسترش واقعا اینطوری نیست و از اول اضافه کار رو دست بالا میدادن. دو پایه حقوق به مناسبت مجمع شرکت میدن در سال . که حقیقتا خوبه از اکثر بانکی ها که دوستان میگن. سعی کردم واقعا بی طرفانه حرف بزنم
دراینجا بود که فهمیدم شرکتها هم مانند بقیه استارتاپهای ایران وقتی به مشکل میخورند بدون برنامهریزی و لیدر قوی مدیریت، به بحران میرسند و اینجا هم اوضاع مشابه بود. حقوقها به موقع پرداخت نمیشد و بیشتر از شش تا هفت ماه از آنها خبری نبود؛ در نتیجه اکثر همکاران از شرکت رفتند و منجر به فشار برای دریافت حقوق شدیم. مدیریتی که وجود داشت، فاقد ساختار و رهبری مشخص بود و واقعا ناامیدکننده بود؛ اگر شما دنبال فضای مدیریتی منضبط نیستید، باید این نکته را دقیقا در نظر بگیرید. برای تسویه حساب هم به شدت با کراهت با ما رفتار میشد و اگر با شرکت آشنا نیستید، میتوانید از طریق جستوجوی لینکدین از وضعیت شرکت مطلع شوید. فرقی ندارد شما در چه پوزیشنی باشید، چون اوضاع شرکت برای همه یکسان بود. نقش مدیر دفتر و برنامهنویس فرانتاند، بکاند و توسعه زیرساختها و دیگر امور همواره در همین سطح باقی میماند و هیچ تغییر قابل توجهی در شرایط شما ایجاد نمیشد، چون شرکت دیگر پولی برای کارش ندارد. به عنوان آخرین گزینه به سراغش میرفتید.
به نظر میرسد که شرکت بهروز نیک نسبت به نیروهای تازهکار بیثبات است و از نظر نظم و ساختار کارگاهی با مشکلات زیادی روبهرو است. از دید من به عنوان ویزیتور، ارزش دادن به نیروی کار نابلد وجود ندارد و این امر موجب بینظمی میشود و نیاز فوری به اصلاح دارد. در کنار این مسائل، خاطراتی از دهه شصت با دوستی دارم که با او خاطرهای مشترک داریم.
در شرکت آریانیک فضای کار بهشدت دوستانه است و همهی اعضا بیشتر به انجام وظایف و نتیجهدادن کار متمرکزند تا حواشی معمول شرکتها. اگر تسلط کافی روی کار داشته باشی، فرصتهای رشد عالی است.
در این شرکت بافت تیمی قوی و فضای کاری دوستانه را تجربه کردم و از همه نظر رضایت داشتم. مدیریت کارآمد و تیم حرفهای، محیطی سالم و مناسب برای پیشرفت ایجاد کرده بود. به گفته من، آریانیک یکی از بهترین مکانها برای رشد حرفهای است.
واقعا شرکت خوبیه من تجربه های کاری زیادی کسب کردم محیط خیلی دوستانه و مدیریت خیلی عالی و مهم تر اینکه تمام مشتریان راضی از خدمات امکان رشد توی آریانیک ۱۰۰٪ هست
عملیاتی که داشتم نشان میدهد فضای مدیریتی شرکت خیلی ضعیف است و منابع انسانی با رحمی کم برخورد میکند. تیمی که با آنها کار میکردم رفتار دوستانه و خوبی داشتند، اما امکانات، حقوق و مزایای شرکت بهشدت پایین بود. امنیت شغلیم بهشدت کم بود و هر لحظه امکان داشت اخراج شویم. مدیریتی که در این مجموعه حاکم بود، در بخش فنی دخالتهای زیادی داشت و گویی اختیار کامل در دست است. بههرحال برای کسب تجربه بد نیست، اما به طور کلی میتونید زمان ارزشمندتون رو در اینجا تلف کنید.
به عنوان نیروی ۶ سال فناوران که چند ماه جا به جا شدم بدون هیجان و پیش داوری تجربمو میگم : مهمترین تجربه ای که تو کار در فناوران حتما متوجه اش میشی اینکه نیرو فنی و مسئولیت پذیر تر رو تو لایه های عملیاتی و پر حجم و پایین نگه میدارن , هر چقدر نیرو soft skill نداشته باشه و بی اخلاق تر باشه امتیاز سرپرست شدن بالاتر میره چون نگاهشون به تیم کاملا مثل پادگان و دنبال همین رفتار سازمانی ان، محیط کاملا سمی مثل دبیرستان دخترانه با وجود دو سه تا نیرو پسر به شدت برای کار بی حاشیه بازدارنده است، آنقدر واضح همه برای کارآموزی و کسب تجربه ورود به سازمان داشتن این سال های اخیر با سفته و ندادن حقوق دارن نیرو ها رو حفظ میکنن ، تو سال های کرونا بخاطر دورکاری امتیاز خوبی بود خیلی نیرو ها به این دلیل هنوز مشغول بودن، الان به شدت خروج نیرو داره اجایل اصلا به روز نیست اگر بی رقیب نبود عین همین پروژه های ۴ سال آخر شرکت باید تعطیل میکردند در آخر شخص خود آقای خاکور سال های آخر نگاهشون به نیرو اینکه اگر حقوق میخوای اینجا جاتون نیست و میتونید برید به سلامت
مدیری من تو توسن، که هنوزم هست متاسفانه و خیلی ها ازش شاکین انگار، یک آدم بی اخلاق و بیسواد بود که با اون زبون تیزش هر روز که میرفتیم شرکت انگار چاقو میکرد تو پهلومون .. من برنامه نویس ارشد توسن بودم که با التماس ازم خواسته بودند که پروژشونو انجام بدم. اینا تجربه یک آدم تازه کار نیست .. اینا تجربه کسی هست که میلیاردی واسه توسن درآمد گذاشت و دوزار دادن بهش و زدن تو دهنشو بیرونش کردند .. بعد از انجام پروژه شروع کرد به قلع و قمع کردن و دوست مزخرف خودشو کنه همه کاره و من باید کار همه گروه های زپرتیشو انجام میدادم. باید دات نت میزدم در حالی که جاوا کار بودم .. چرا؟؟ چون گروه اونا عقب بودن و کلی تو توسن بودن بچه هاش ولی نمیتونستن کار انجام بدن ، من باید با دوزار حقوق انجام میدادم و تهشم سر من داد زده میشد .. مرتیکه بیحیا دوزار میدادن به من باید چند تا زبون کد میزدم .. برو بده به شبنم جونت برات بزنه بیشرف بی حیا .. تو توسن مرد ندیدم .. که جلو رفتارهای این مرتیکه می ایستاد .. همه مرده بودن اونجا .. آدمهای رقت انگیزی که شاکی بودن یک دختری مثل من باید کاراشونو انجام بده و محکم بزنن تو دهنشو زیرشو بکشن .. همتون با دامن باید برید شرکت .. فقط آقایون اونجا اسم خودشون رو لطفا مرد نذارن که همیشه به خاطر دوزار سکوت میکنند ..
مطمئنا شرکت ها نقاط مثبت و منفی زیادی دارند و من چند سالی هست به این مجموعه اضافه شدم و با توجه به تجربه چند شرکت قبلی به نظرم از نقاط قوت این شرکت هیئت مدیره هستش که فوق العاده منطفی و به فکر پرسنل هستن. تلاش شما دیده میشه و جایی برای افراد سمی تو شرکت نبستش. دوربین هست و من هر جایی کار کردم به خاطر امنیت بوده و برای من مسئله حادی نیست چون به خودم اطمینان دارم. رفاهیات خوبی داریم از جمله صبحانه و نهار پ بیمه تکمیلی و ... حقوق مناسب هستش و بطور کل تجربه خوبی از کار تو تین شرکت نقیبم شده.
همه ی مواردی رو که دوستان گفتن رو تایید می کنم می تونم بگم ننگ و مایه ی شرم ۱۲ سال سابقه ی کاری من کار در این شرکت بود... فقط در مورد بچه های شرکت بگم که کسی اگر خوب باشه واقعا نمی تونه تو این شرکت کار کنه به عنوان مثال ****** بانک... دیگه نگم بچه ها خودشون می دونن ...
کار کردن در این شرکت بیشتر به یک فرایند فشار آور و بیاعتمادی شبیه است تا یک تجربه کاری مثبت. اوایل ورود حس ناامنی وجود داشت و تقریبا همه به دلیل اجبار یا ترس از اخراج، با اکراه در محیط مینشستند. تنها یک نفر در شرکت بود که روی مسائل جزئی هم حق تصمیمگیری داشت و بقیه جرات کوچکترین تغییرات هم نداشتند. بیشتر فرآیندها به شکل پیچیده و بیاعتمادانه طراحی شده بود و به کارمندان نشان میداد که مدیران از هر حرکتشان باخبر هستند و از نظرشان همه چیز در حالت خطر است. نتیجه این وضعیت سوءظن و تضییع حقوق بود؛ ابزارهای مختلفی به کار گرفته میشد تا ملاحظات کارمندان نادیده گرفته شود و به نفع مدیران تمام اتفاقات رقم بخورد. سفته پرداختی بهطور مشاهدهنشدهای خارج از قرارداد رایج بود و قراردادی که با کارمند بسته میشد، اغلب به مناسب هر ماه تغییر میکرد و در نهایت امکان اخراج آسان بود. وقتی هم که میخواستند کارمند را نگه دارند، اصرار داشتند تا پایان سال باقی بماند و اگر تصمیم به ترک میگرفتی، دست کم تا آخر دوره هم فشار میآوردند. آوردن نسخهای از قرارداد برای مرور یا عکسبرداری دسترسی نداشت و به هیچ وجه از حقوق بهجا مانده یا صورتحسابها خبری نبود. پرداختیهای آخر ماه با تاخیر انجام میشد و پاداش یا مزایا وجود نداشتند؛ حتی اضافهکاریها که میتوانستند ارزش اضافی کار را جبران کنند، بهطور نامنظم و گاهی تا شش ماه عقب میافتادند. کاری که به شدت با حجم بالا دستبهدست میکردیم و باعث میشد زمانهای زیادی اضافهکاری بمانیم. در مجموع، تجربهای که داشتم بیش از هر چیز احساس خفقان میداد و به نظر میرسید که صرفا برای کنترل کارمندان طراحی شده است. به هیچکس هم رضایت کامل با وجود مشکلات تجربه نشده بود و اکثر همکاران به ظاهر یا به واقع از حضور در آنجا رضایت نداشتند. فضا به نوعی باتلاقی بود که ترک آن شاید بهصرفهتر از ماندن در چنین محیطی مینمود.
تا الان که من اینو مینوسم 3 تا از بچه های رمزارز استعفا دادن جالبه از خودشون پرسیدم گفتن هیچ کس به هیچ جاش نبوده و ز.ح که اصلا الان رفته صرافی رقیب. حالا 2 روز قبل ک.ا اومد گفت آقا استعفا ندید و درست میشه و اینا بازم به نظرم اینا وعده سر خرمنه و ک.ا بره دکتر خ هم میره در نهایت هیچی درست نمیشه. دکتر ت و دکتر ر اگر میخواستن درست کنن تا الان پردازش درست شده بود. دکتر س و دکتر ز اگر میخواستن درست کنن 40 50 % ساختمون نگین رو امسال تعدیل نمی کردن. کاریزما با سال به سال مدیریت اشتباه و خرج اضافی کفگیرش ته دیگ خورده. اصلا معلوم نیست چه خبره به ک.ا گفتن برو باز گفتن بیا باز فردا میگن برو باز ... در نهایت، یک شرکت برای موفقیت نیاز به رهبری قوی، برنامهریزی دقیق و مدیریت بهینه منابع داره. اگر کاریزما به دلیل مدیریت ضعیف و هزینههای اضافیش دچار مشکل شده، وقتشه که تغییرات اساسی ایجاد بشه. بدون شفافیت و استراتژی مشخص، این نوسانات و بیثباتیها در نهایت از بخش رمزارز یک پردازش جدید درست میکنه!
من در بدو ورود به این شرکت اخلاق حرفه ای رو درکنارتعامل خوب وسازنده عوامل شرکت به وضوح دیدم.شرکتی پویاکه هیچگونه نیازی به تعریف یاتمجیدکسی نداره.چیزی که اینجاحاکمه آرامش،تواضع ،پشتیبانی و همکاری منعطف هست.
در جواب اونی که پرسید شما چیکار میکنی من تو تیم یکی از همین لید های بی لیاقت پردازشم که تو عمرش هیچ جایی هیچ سمتی نداشته. جوابت سادس شما اصلا کاری لازم نیست بکنی به معنای واقعی کلمه تو شرکت بشین کارای خودتو بکن نه چیزی بگو نه مخالفتی بکن نه هیچی، استااااده شما الان بیشتر از یک ساله که پردازشه و زبانمو کار کردم برنامه رفتنمم کارشو ددارم میکنم بازم من فرمولاشو بهت میدم: D: کار or انتقاد or سواری ندادن => زیرآب => پس رفت شغلی => گود بای نکته1: خانم باشید که سواری مشخصه چی میشه، آقا باشید هم باید انتظار هر نوع بیگاری رو داشته باشی نکته2: اگر or نباشه در فرمول و and باشه مستقیما میری ملکوت زیرآب and کلمات قلمبه and دست مال به دستی => پیشرفت => لید => مدیر نکته1: مالش باید علنی باشه مثه کسایی که از طرح خرید سهام حمایت کردن نکته2: زیر آب باید غیر علنی باشه مثه سامی که میگفت منننننن رفتممممم گفتممممم تو رو ارتقا بدن در صورتی که همون جا داشت زیرآب طرفو میزد نکته3: کلمات قلمبه رو حتی لازم نیست معنیشو بدونید کافیه و گاه و بیگاه حتی شده بیجا استفاده کنی نکته 4: اگر وسط فرمول or بزاری خب پیشرفتت طوووووولانی میشه
برای بهمن ماه سال هزار و چهارصد و دو، رزومهام را به این شرکت ارسال کردم و حدود دو هفته بعد با من تماس گرفتند تا مصاحبه داشته باشم. اولین گفتوگو مربوط به واحدی نبود که رزومه را برایش فرستاده بودم و سوالاتی پرسیدند که آمادگیام برایشان کم بود و سبک سوالها برایم عجیب بود؛ با این حال از آنجا که رشتهام نرمافزار بود، احتمال دادم که سوالها جنبه توسعه نرمافزار هم دارد. پس از آن مصاحبه، با بالا بردن اطلاعاتم در حوزه پرداخت الکترونیک، دوباره برای مصاحبه تماس گرفتم. نکته جالب این بود که مدیر واحدی که قرار بود با من مصاحبه کند از مصاحبه قبلی من خبر نداشت و گفت که اصلا با مدیر بخش دیگری مرتبط نیست؛ پس از حدود دو ساعت، با مدیر مربوطه مصاحبه انجام شد و پس از دو هفته نخستین تأیید را دریافت کردم. مصاحبهها به تدریج پیش رفت و با توجه به پیگیریهای منابع انسانی گفتند حکم من تأیید شده؛ اما چون عید نزدیک بود، تصمیم بر این شد که کار از پس از عید آغاز شود. با گذشت چند ماه، هنوز حکم سال جدید تأیید نشده و زمانی هم مشخص نمیشود. این بیثباتی باعث شد فرصتهای خوب زیادی از دستم برود و حتی در اینجا هم وضع کار مشخص نباشد. هر بار پیگیری میکنم فقط عذرخواهی میکنند و میگویند تأیید دست مدیرعامل شما هم «حداقل تأیید» را گرفته است و جای نگرانی نیست. از بس طول کشید، در حال حاضر که سال جدید است، تازه گفتند که باید مراقب باشید فرصتهای شغلیتان از دست نرود اما منتظر تماس از طرفشان هم باشید. چنین بینظمی در شرکتی که بخشی از مجموعههای بانکی محسوب میشود، واقعا عجیب و ناامیدکننده بود. من دیدگاه خود را نوشتم تا دیگران اگر قصد ارسال رزومه دارند، قبل از هر چیز از بیبرنامگی کار این مجموعه مطلع شوند و منتظر پاسخ نکرده باشند.
شرکت نه! بلکه گروهک منافقین آزار و اذیت جنسی دخترها و زن ها توسط مدیران و کارکنان شرکت جلوی چشم دیگران و بیرون و با افتخار تعریف کردن. گران کردن مداوم محصولات و احتکار هزینه و تبلیغ بر ضد نظام و کشور ظاهر بسیار نامناسب در شرکت رفتارهای زشت و سخیف و زننده جشن های مختلط با مصرف و حمل مشروبات الکی داخل شرکت توهین به پرسنل و مقدسات لاس زدن های فراوان که عادی است در شرکت مدیران کثیف از لحاظ اخلاقی و رفتاری ارجحیت دادن به افراد هم تفکر خودشان و تقدیس پهلوی و تبعیض بین این افراد با پرسنل کاری و متخصص وخیلی موارد دیگر
یکی از بدترین تجربه های کاری من در این شرکت بود! یعنی اگر حوصله تون سر رفته و می خواید هیچی به علم و تخصصتون اضافه نشه بیاید اینجا. نه حقوق درست حسابی میدن، نه پای حرف و قول و قرارهاشون میمونن، ازتون سفتهی چند میلیونی میگیرن و آخرم حقوق نمیدن و بدون تسویه مجبور به ترک محل کار میشین و اونا هم از خدا خواسته. رفتار منشی شرکت هزاربار بدتر از خود مدیریت شرکت هست و من واقعا از اینکه وقت و عمرم رو برای این شرکت هدر دادم برای خودم متاسفم!
شاید وقتی به تیم رسیدم، فقط سه نفر بودن و الان تعداد اعضا به سی و پنج نفر رسیده. آنیجا بدون سرمایهگذاری خارجی و به شکل بوت استرپ رشد کرده و همین حالا با تیم قدیمی این حوزه رقابت میکنیم. از روز نخست، محیطی دوستانه و صمیمی در شرکت دیدم و مدیر و بنیانگذار آنیجا با انگیزه زودتر از همه به محل کار میآمدند و تا آخر روز میماندند؛ در طول سالها این روند تا جایی که امکان دارد حفظ شده و تا حد ممکن کنار تیم برای حل مسئله حضور دارند. احساس عضویت در زیرمجموعه این شرکت رو تجربه کردم و حس خوبی دارم. نقش من در آنیجا به پژوهش و بررسی برای طراحی امکانات جدید در اپلیکیشن مربوط میشود. با توجه به این که فعالیت ما حول رزرو اقامتگاه است، روزانه بازخوردهای زیادی دریافت میکنم و من مسئولم بر پایه نیاز بازار و مخاطبان، راهحلهایی برای بهبود روند کسبوکار ارائه کنم.
شرکت پردازش مالی کاریزما روند کاریش اینطوریه: ازت کار میخوان در حد یه freelancer 7 x 24 موارد بیزنسی در حد یه آگهی بازرگانی 30 ثانیه بهت توضیح میدن شفافیت برای تسک در حد یه لیوان پر لجن که اصلا تهش معلوم نیست حسادت تیم لید در حد بوندسلیگا تعهد مدیران در حد یه خیار چمبل حقوق در حد معلم پرورشی آموزش پرورش دست جیغ هوراااااااااا
بعنوان کسی که در شرکت های بانکی مختلف کار کردم عرض میکنم این شرکت از نظر منابع مالی وضعیتش خیلی خوبه . پایه حقوق و مزایاش نسبت به ناواکو و امید و بهسازان بهتره از خدمات انفورماتیک ضعیفتر هست. تخریب برخی از افراد رو گوش نکنید . این شرکت برای 120 ساعت اضافه کاری چیزی به شما نمیگه و عملا امکان اینکه دوبرابر حقوق بگیری هست. از طرفی غربه تهرانه و دور از ترافیک مرکز و شرق تهران هست و از طرح آلودگی و ترافیک دوره. اینا همش مزیته. تنها عیب اصلی ش اینه که فنی نیست و به عبارتی برای افراد خیلی تلنت و فنی مناسب نیست. چون مدیران ارشد شرکت عموما بانکی هستند و سطحشون پایینه و بشدت باند باز . تاکید میکنم برای 30 ساعت اضافه کاری شما باید در شرکت های مطرح حتی خدمات دلیل بیاوری ولی شرکت گسترش واقعا اینطوری نیست و از اول اضافه کار رو دست بالا میدادن. دو پایه حقوق به مناسبت مجمع شرکت میدن در سال . که حقیقتا خوبه از اکثر بانکی ها که دوستان میگن. سعی کردم واقعا بی طرفانه حرف بزنم
دراینجا بود که فهمیدم شرکتها هم مانند بقیه استارتاپهای ایران وقتی به مشکل میخورند بدون برنامهریزی و لیدر قوی مدیریت، به بحران میرسند و اینجا هم اوضاع مشابه بود. حقوقها به موقع پرداخت نمیشد و بیشتر از شش تا هفت ماه از آنها خبری نبود؛ در نتیجه اکثر همکاران از شرکت رفتند و منجر به فشار برای دریافت حقوق شدیم. مدیریتی که وجود داشت، فاقد ساختار و رهبری مشخص بود و واقعا ناامیدکننده بود؛ اگر شما دنبال فضای مدیریتی منضبط نیستید، باید این نکته را دقیقا در نظر بگیرید. برای تسویه حساب هم به شدت با کراهت با ما رفتار میشد و اگر با شرکت آشنا نیستید، میتوانید از طریق جستوجوی لینکدین از وضعیت شرکت مطلع شوید. فرقی ندارد شما در چه پوزیشنی باشید، چون اوضاع شرکت برای همه یکسان بود. نقش مدیر دفتر و برنامهنویس فرانتاند، بکاند و توسعه زیرساختها و دیگر امور همواره در همین سطح باقی میماند و هیچ تغییر قابل توجهی در شرایط شما ایجاد نمیشد، چون شرکت دیگر پولی برای کارش ندارد. به عنوان آخرین گزینه به سراغش میرفتید.
به نظر میرسد که شرکت بهروز نیک نسبت به نیروهای تازهکار بیثبات است و از نظر نظم و ساختار کارگاهی با مشکلات زیادی روبهرو است. از دید من به عنوان ویزیتور، ارزش دادن به نیروی کار نابلد وجود ندارد و این امر موجب بینظمی میشود و نیاز فوری به اصلاح دارد. در کنار این مسائل، خاطراتی از دهه شصت با دوستی دارم که با او خاطرهای مشترک داریم.
در شرکت آریانیک فضای کار بهشدت دوستانه است و همهی اعضا بیشتر به انجام وظایف و نتیجهدادن کار متمرکزند تا حواشی معمول شرکتها. اگر تسلط کافی روی کار داشته باشی، فرصتهای رشد عالی است.
در این شرکت بافت تیمی قوی و فضای کاری دوستانه را تجربه کردم و از همه نظر رضایت داشتم. مدیریت کارآمد و تیم حرفهای، محیطی سالم و مناسب برای پیشرفت ایجاد کرده بود. به گفته من، آریانیک یکی از بهترین مکانها برای رشد حرفهای است.
واقعا شرکت خوبیه من تجربه های کاری زیادی کسب کردم محیط خیلی دوستانه و مدیریت خیلی عالی و مهم تر اینکه تمام مشتریان راضی از خدمات امکان رشد توی آریانیک ۱۰۰٪ هست
عملیاتی که داشتم نشان میدهد فضای مدیریتی شرکت خیلی ضعیف است و منابع انسانی با رحمی کم برخورد میکند. تیمی که با آنها کار میکردم رفتار دوستانه و خوبی داشتند، اما امکانات، حقوق و مزایای شرکت بهشدت پایین بود. امنیت شغلیم بهشدت کم بود و هر لحظه امکان داشت اخراج شویم. مدیریتی که در این مجموعه حاکم بود، در بخش فنی دخالتهای زیادی داشت و گویی اختیار کامل در دست است. بههرحال برای کسب تجربه بد نیست، اما به طور کلی میتونید زمان ارزشمندتون رو در اینجا تلف کنید.
به عنوان نیروی ۶ سال فناوران که چند ماه جا به جا شدم بدون هیجان و پیش داوری تجربمو میگم : مهمترین تجربه ای که تو کار در فناوران حتما متوجه اش میشی اینکه نیرو فنی و مسئولیت پذیر تر رو تو لایه های عملیاتی و پر حجم و پایین نگه میدارن , هر چقدر نیرو soft skill نداشته باشه و بی اخلاق تر باشه امتیاز سرپرست شدن بالاتر میره چون نگاهشون به تیم کاملا مثل پادگان و دنبال همین رفتار سازمانی ان، محیط کاملا سمی مثل دبیرستان دخترانه با وجود دو سه تا نیرو پسر به شدت برای کار بی حاشیه بازدارنده است، آنقدر واضح همه برای کارآموزی و کسب تجربه ورود به سازمان داشتن این سال های اخیر با سفته و ندادن حقوق دارن نیرو ها رو حفظ میکنن ، تو سال های کرونا بخاطر دورکاری امتیاز خوبی بود خیلی نیرو ها به این دلیل هنوز مشغول بودن، الان به شدت خروج نیرو داره اجایل اصلا به روز نیست اگر بی رقیب نبود عین همین پروژه های ۴ سال آخر شرکت باید تعطیل میکردند در آخر شخص خود آقای خاکور سال های آخر نگاهشون به نیرو اینکه اگر حقوق میخوای اینجا جاتون نیست و میتونید برید به سلامت
مدیری من تو توسن، که هنوزم هست متاسفانه و خیلی ها ازش شاکین انگار، یک آدم بی اخلاق و بیسواد بود که با اون زبون تیزش هر روز که میرفتیم شرکت انگار چاقو میکرد تو پهلومون .. من برنامه نویس ارشد توسن بودم که با التماس ازم خواسته بودند که پروژشونو انجام بدم. اینا تجربه یک آدم تازه کار نیست .. اینا تجربه کسی هست که میلیاردی واسه توسن درآمد گذاشت و دوزار دادن بهش و زدن تو دهنشو بیرونش کردند .. بعد از انجام پروژه شروع کرد به قلع و قمع کردن و دوست مزخرف خودشو کنه همه کاره و من باید کار همه گروه های زپرتیشو انجام میدادم. باید دات نت میزدم در حالی که جاوا کار بودم .. چرا؟؟ چون گروه اونا عقب بودن و کلی تو توسن بودن بچه هاش ولی نمیتونستن کار انجام بدن ، من باید با دوزار حقوق انجام میدادم و تهشم سر من داد زده میشد .. مرتیکه بیحیا دوزار میدادن به من باید چند تا زبون کد میزدم .. برو بده به شبنم جونت برات بزنه بیشرف بی حیا .. تو توسن مرد ندیدم .. که جلو رفتارهای این مرتیکه می ایستاد .. همه مرده بودن اونجا .. آدمهای رقت انگیزی که شاکی بودن یک دختری مثل من باید کاراشونو انجام بده و محکم بزنن تو دهنشو زیرشو بکشن .. همتون با دامن باید برید شرکت .. فقط آقایون اونجا اسم خودشون رو لطفا مرد نذارن که همیشه به خاطر دوزار سکوت میکنند ..
مطمئنا شرکت ها نقاط مثبت و منفی زیادی دارند و من چند سالی هست به این مجموعه اضافه شدم و با توجه به تجربه چند شرکت قبلی به نظرم از نقاط قوت این شرکت هیئت مدیره هستش که فوق العاده منطفی و به فکر پرسنل هستن. تلاش شما دیده میشه و جایی برای افراد سمی تو شرکت نبستش. دوربین هست و من هر جایی کار کردم به خاطر امنیت بوده و برای من مسئله حادی نیست چون به خودم اطمینان دارم. رفاهیات خوبی داریم از جمله صبحانه و نهار پ بیمه تکمیلی و ... حقوق مناسب هستش و بطور کل تجربه خوبی از کار تو تین شرکت نقیبم شده.
همه ی مواردی رو که دوستان گفتن رو تایید می کنم می تونم بگم ننگ و مایه ی شرم ۱۲ سال سابقه ی کاری من کار در این شرکت بود... فقط در مورد بچه های شرکت بگم که کسی اگر خوب باشه واقعا نمی تونه تو این شرکت کار کنه به عنوان مثال ****** بانک... دیگه نگم بچه ها خودشون می دونن ...
کار کردن در این شرکت بیشتر به یک فرایند فشار آور و بیاعتمادی شبیه است تا یک تجربه کاری مثبت. اوایل ورود حس ناامنی وجود داشت و تقریبا همه به دلیل اجبار یا ترس از اخراج، با اکراه در محیط مینشستند. تنها یک نفر در شرکت بود که روی مسائل جزئی هم حق تصمیمگیری داشت و بقیه جرات کوچکترین تغییرات هم نداشتند. بیشتر فرآیندها به شکل پیچیده و بیاعتمادانه طراحی شده بود و به کارمندان نشان میداد که مدیران از هر حرکتشان باخبر هستند و از نظرشان همه چیز در حالت خطر است. نتیجه این وضعیت سوءظن و تضییع حقوق بود؛ ابزارهای مختلفی به کار گرفته میشد تا ملاحظات کارمندان نادیده گرفته شود و به نفع مدیران تمام اتفاقات رقم بخورد. سفته پرداختی بهطور مشاهدهنشدهای خارج از قرارداد رایج بود و قراردادی که با کارمند بسته میشد، اغلب به مناسب هر ماه تغییر میکرد و در نهایت امکان اخراج آسان بود. وقتی هم که میخواستند کارمند را نگه دارند، اصرار داشتند تا پایان سال باقی بماند و اگر تصمیم به ترک میگرفتی، دست کم تا آخر دوره هم فشار میآوردند. آوردن نسخهای از قرارداد برای مرور یا عکسبرداری دسترسی نداشت و به هیچ وجه از حقوق بهجا مانده یا صورتحسابها خبری نبود. پرداختیهای آخر ماه با تاخیر انجام میشد و پاداش یا مزایا وجود نداشتند؛ حتی اضافهکاریها که میتوانستند ارزش اضافی کار را جبران کنند، بهطور نامنظم و گاهی تا شش ماه عقب میافتادند. کاری که به شدت با حجم بالا دستبهدست میکردیم و باعث میشد زمانهای زیادی اضافهکاری بمانیم. در مجموع، تجربهای که داشتم بیش از هر چیز احساس خفقان میداد و به نظر میرسید که صرفا برای کنترل کارمندان طراحی شده است. به هیچکس هم رضایت کامل با وجود مشکلات تجربه نشده بود و اکثر همکاران به ظاهر یا به واقع از حضور در آنجا رضایت نداشتند. فضا به نوعی باتلاقی بود که ترک آن شاید بهصرفهتر از ماندن در چنین محیطی مینمود.