این شرکت واقعا فوق العادست و این 4 سال سالی که در حصین هستم و واقعا جزو بهترین سالهای کاری من بوده. آدمای اینجا بدون منت خوبن و واقعا مدیران بسیار باهوشن و دلسوز و همراه و همدل.
آخرین تجربهها
واقعا ضعیف و بی برنامه هستن همینوطر حقوق پرداختی فوق العاده پایین است. کارمندان این شرکت اکثرا مدرک دانشگاهی نداشته یا دانشگاه ازاد هستن و ساده ترین مبانی را بلد نیستند .
مدیر این مجموعه یک آدم وقیح، دروغگو و پرحرفه. به عنوان مثال بیمه نمی کنه شروع می کنه دروغ گفتن مثلا مامور بیمه اومده شرکت نبودی ما اون ماه تو رو بیمه نکردیم، تو فرارمالیاتی داری برای همین درصد بیمه رو از تو کم می کنیم ولی تو رو بیمه نمی کنیم! کلا کارمندش رو احمق و بچه فرض می کنه یه کار خطرناکی هم که می کنه اینه که صدا ضبط می کنه و اسکرین شات می گیره بدون اجازه! مثلا رفته یه جلسه صداهاشونو ضبط کرده میاد برای کارمنداش انتشار میده میگه اونا به ما اجازه دورکاری نمیدن، نمی دونه این کارها جرمه، هر کی به این مجموعه اضافه شده سر چند ماه با شکایت جدا شده.
من نزدیک نه ماه در قسمت پاسخگوی تلفنی برای پروژه شون بودم اول سفته بیست تومن گرفتن بعد روز قرارداد سفته رو اوردن کردن پنجاه تومن و در عمل انجام شده قرار دادن بعد هم وعده پیشرفت و... چرت محض موقع تسویه هم که خواستم بیام بیرون نزدیک نه ماه طول کشید سفتم رو پس بدم اونجا که بودم همزمان سه نفر برای کاری انتخاب شدیم و نالایق ترین فرد که فقط مذهبی بازی درمیاورد پیشرفت کرد تجربه واقعا بدی داشتم
چند ماه در این شرکت کار کردم.۳ ماه اول رو با اینکه حق بیمه از حقوقم کم میکردن اما بیمه رد نکرده بودن. رفتار مدیر خیلی بیادبانهست و اصلا ارزشی برای کارمندانش قائل نیست.موقع تسویه حساب عیدی و سنوات رو بهم ندادن و حقوق آخرمو هم با چندین بار تماس و چندماه تاخیر پرداخت کردن.بعد از شکایت و ۱ سال دوندگی کردن تونستم عیدی و سنواتم رو بگیرم.سفته رو هم هنوز بهم تحویل ندادن. تنها چیزی که میتونم بگم اینه به هیچ عنوان خودتونو تو این موقعیت قرار ندین.
یک سال بعنوان فرانت-اند در شرکت بله کار کردم. تو شرکت بله جا برای پیشرفت خیلی زیاده و مدیران و همکاران تمام تلاششون رو میکنن که پیشرفت کنید. تمام همکاران بله با دقت انتخاب شدند و به هیچ وجه به مشکل اخلاقی داخل شرکت برنمیخورید. داخل شرکت مواد غذایی همیشه هست و رویدادهای مهم تقویم ازتون با یه هدیه قدردانی میشه.تو بله همه با احترام باهم برخورد میکنن و بیادبی جایی نداره.همه پرداختها بهموقع است و هیچ سفتهای دریافت نمیشه.تو یکسال تجربه کاری من در بله به هیچ عنوان در رابطه با پوشش و عکس اکانت های شخصیم بهم تذکر داده نشده. و اینکه خوشحالیتون هم برای مدیران و هم همکارهای اچ آر مهمه و تمام تلاششون رو میکنن که همیشه احساس خوبی داشته باشید. این یک سال از بهترین روزهای کاری من بوده.
تجربهی کار در تیم نرم افزار گلدیران: تیم نرم افزار بصورت کلی در گلدیران زیاد جدی گرفته نمیشن و چون شرکت فروش بیس هست، بیشتر به واحد های فروش و مارکتینگ توجه میشه. مدیران نرم افزار هم تلاشی برای بهبود اوضاع نمیکنند. کلا روند ارتقا شغلی دیده نشه و حقوق کسی که تازه وارد شرکت بشه بیشتر از نفرات قبلی هست ولی جایگاه یکسانی داره. بصورت کلی تفاوت زیادی دیده میشا بین حقوق دستمزد ها و کسی نباید حقوقشو به بقیه بگه. یین آدم ها هم خیلی فرق گذاشته میشه و گاهی هم جو خاله زنکه و اینکه پرداخت اضافه کاری نداره اما توقع دارن هر ساعتی ار شبانه روز پاسخگو باشی تیم منابع انسانی بسیار ضعیف عمل میکنه و به نوعی اداری محسوب میشه و حتی گاهی خطا در محاسبات حقوق دستمزد هم دیده شده. سیستم حقوق دستمزد شون جوری هست که قسمتی از حقوق رو به عنوان کارانه در نظر میگیرن و با منت بهتون میدن، حتما رقمی که مد نظرتون هست رو بگید بصورت ماهانه میخواهید و با کارانه قاطیش نکنید. بصورت کلی اگر میخواهید یه مقدار رزومه تون رو قوی کنید و از جونیوری در بیایید، گلدیران میتونه فضای خوبی باشه.
در روابط شرکت با کارمند صداقت وجود داره، در تمامی جلسات مبنای برد برد هست حقوق به موقع پرداخت میشه و جلسات آموزشی ماهانه و برنامه های تفریحی به طور مداوم اجرا میشه. در تیم به معنای واقعی صمیمیت وجود داره هیچکس بر کسی برتری نداره و محیط کاملا اروم و بدور از فشار روانیه. حقوق به موقع پرداخت میشه و به نظر من مثبت ترین نکته وجود صداقته
من به مدت یک سال و نیم در فن اوا مشغول بودم و تنها دلیلی که موندم اونجا بخاطر این بود که سابقه کار بدست بیارم وگرنه مزخرفترین شرکتی که میتونید برید کار کنید شیفت های کاری زیادی داشت اصلا کارمندارو درک نمیکردن من مریض شده بودن و برگه مرخصی استعلاجی داشتم به من گفتن مگه چته پاشو بیا سرکار رفتم سرکار حالم بدتر شد سرپرست و مدیریت و همه چی داغون بود کافی بود یه دقیقه دیرتز میومدی 5 ساعت کسری کار میخوردی تازه برای سرویس رفتن حتما باید اجازه میگرفتی تایم نهاز از نیم ساعت شده بود ده دقیقه جو خاله زنک و حاشیه ساز -تایم استراحت اصلا نداشت فقط مثل روبات باید کار میکردی اگرم یه وقت تایم پاسخگوییت بالا میرفت بازم کسری کار میخوردی یعنی پاسخگویی به مشتری هم براشون اولیت نداشت یسری ادم که با پارتی اومده بودن و هیچی بارشون نبود و بخاطر اینکه اونا سواد نداشتن اونایی که کار بلد بودن را بزور مرخصی میداد یا کلا مرخصی نمیدادن و میگفتن باید جایگزین پیدا کنی بعدش بری یعنی از حق اصلیت هم نمیتونی استفاده کنی
من برای مصاحبه اونجا رفته بودم ما رو گذاشتن تو یه اتاق تا همه بیان مصاحبه با منابع انسانی بود که من حقوق را زده بود 1400 (پایه حقوق 1200 بود) چون سابقه داشتم . سر 200 تومن داشت چونه میزد که چرا باید بهت 200 تومن اضافه تر بدم بعدش متوجه شدم با حق مسکن و این حرفا همون 1400 میشده یعنی در این حد داغون بودن . بعدش گفتن باید یه دوره یه هفته ای آموزش ببینید بعدش ازتون ازمون گرفته میشه هر کی قبول بشه استخدام میشه یه روز مونده به آزمون جلومون قرار داد گذاشتن که هر کسی قبول نشه باید خسارت بده که مبلغ خسارت هم مشخص نیس دلیلش هم اینکه ما وقت گذاشتیم اپلیکیشن به شما اموزش دادیم منم اعتراض کردم بهشون که چرا از اول نگفتید و قبول نمیکنم با یه رفتار بدی پرونده ام را انداخت جلوم گفت خوش اومدی .
من به مدت دو سال در شرکت کار کردم، محیط شرکت بیشتر شبیه شرکت های زیر نظر سپاه بود و فامیل بازی و پارتی بازی موج میزد، هرچه پاچه خار تر حقوق بیشتر، شرکت پر بود از افرادی که هیچ سوادی نداشتند، و معمولا چیزی برای یاد گیری نیز وجود نداشت. پروژه ها معمولا به صورت رانتی دریافت میشد پس بالطبع رقابتی با شرکت های دیگر نداشتند. در بین برنامه نویسان افراد با سواد یافت میشد اما در بین مدیران هیچ. در کل به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم در این شرکت کار کنید. هیچ اعتراضی قبول نمیشد، دقیقا شبیه سربازخانه، همه ی مدیران فکر میکردند بهترین هستند و نظرشان آسمانیست.
میخوام از یک اتفاقی بگم که یک هفته ازش گذشته و الان میتونم با خیال آسودهتر درموردش صحبت کنم. ۷ ماه از زمانی که من بهعنوان نویسنده و مجری استخدام زومیت شدم میگذره و الان یک هفتهس که این همکاری قطع شده. زمان استخدام از من تستهایی گرفته شد و قاعدتا نمونهکار ارائه دادم و تا به امروز نتایج کارم هم در دسترسه. اما امروزه روز، بعد از گذشتن هفتماه از این همکاری ناموفق و تغییرات مداوم در ساختار اجرایی کار و درنهایت بلاتکلیفی تمام با تلاش ****** و دستاندرکاران، تعدیل شدم. زمانی که آذر ماه پارسال من با شور و اشتیاق زیادی این کارو شروع کردم و تا یک ماه اول درحال آشنایی با محیط و شیوه کار تیم بودم همه چیز فوقالعاده به نظر میرسید تا زمانی که دبیر ویدئو تغییر کرد. حالا من باید تمام سازوکاری که توی دو ماه یاد گرفته بودمو تقریبا دور میریختم و حالا با شخص جدید با روش کاری دیگه کار میکردم. توی این مدت هم هرچیزی که یاد گرفته بودم رو به نیروی جدید منتقل میکردم. اما بعد از گذشت ۴ ماه میزان کار من توی سازمان بهدلیل بیبرنامگی و عدم تسلط به کاری که در حال انجامش هستیم و یا به قول مدیر سازمان ******: ما خودمون هم نمیدونیم داریم چیکار میکنیم، خیلی خیلی کم شد. به شکلی که من نمیدونستم با این همه زمان اضافهم چیکار کنم. از طرفی ارتباط تیم با من به حداقل رسیده بود جوری که من ساعتها بدون اینکه کلمهای با گروه صحبتی بکنم توی اتاق میگذروندم. و هرروز حالم بدتر میشد از محیط مسمومی که داشت ایجاد میشد. رفتارهای متملقانه گروهم جلوی مدیر و پشت سرش بدترین حرفها رو زدن. زیرآب بقیه رو زدن و فضای وحشتناک سکسیستی که هرروز شرمش کمتر میشد. روزها بدون تسک بودم و سعی میکردم با تحقیق درباره کارم و البته خوندن اخبار سوادم رو بیشتر کنم. ۹ ساعت در روز. خیلی از این شرایط راضی نبودم برای همین تصمیم گرفتم به طور خصوصی با مدیر سازمان، ******، صحبت کنم و از مشکلاتی که دارم بگم. من از این شرایط و البته مسائل دیگهای مثل گرههای کاری گفتم و سعی کردم راهکارمم ارائه بدم. بعد از گذشت چند روز و کاملا بینتیجه بودن جلسه، حال بدم بهم غلبه کرد و خواستم با مدیر منابع انسانی شرکت ****** صحبت کنم. با ایشون با زبان راحتتر و دوستانهتری از مشکلات بخشم گفتم و از احساس ناراحتی و آزاری که دائما داشتم. به شکلی که بعضی از همکارها هم متوجه شده بودن و از من سوال میکردن. به ایشون گفتم من روزها بدون تسک میمونم درحالی که کار زیاده ولی انگار نه انگار که منم هستم. بهم گفتن توی زمان اضافهت ویدئو آموزشی ببین. من بنابر بخشی که توش کار میکردم زمان زیادی از روزم رو به دیدن ویدئوها میگذروندم ولی گفتن این حرف باعث شد بیشتر از قبل اینکارو انجام بدم. یک هفته ****** حدود ساعت ۴:۳۰ به من پیام دادن که بیا اتاق جلسه. من این اتاق رو بدون اغراق میتونم اتاق شکنجه صدا کنم چون اتفاقی که افتاد و صحبتهایی که توی این اتاق شد باعث شده که من درمورد همه اینها صحبت کنم و بقیه رو از این موضوع آگاه کنم. من اونجا، اون چند دقیقه رو تنها بودم، اما الان دوست دارم که شما از من حمایت کنید. من وارد اتاق شدم و ****** که ساکت گوشه میز نشسته بود و ****** رو سر دیگهی میز دیدم. ****** گفتن خوبی همه چی خوبه؟ مشکلاتی که بهم گفته بودی (درحالی که دبیر بخش من اونجا نشسته) حل شد؟ من نمیدونستم چی بگم برای همین از روی اجبار گفتم خوبه. ادامه داد: تو اینجا ویستتایمت زیاده. من خندهم گرفت و یادم میاد که اشاره کردم منکه خودم اومدم باهات صحبت کردم درمورد این موضوع. ادامه دادن: (بچهها) میگن تو اینجا کارهای دیگه میکنی. من خیلی متوجه نشدم منظورشون چیه برای همین خواستم جزئیات رو بدونم. گویا (بچهها) زمانی که من پشت سیستمم نبودم و آنلاک ولش کردم رفتم از صفحه مانیتور من که گوگل داکسم که تموم پروژههام روشه عکس گرفتن! این عکس رو نشون مدیر سازمان دادن و گفتن من اونجا علاوهبر اینکه کار نمیکنم، برای جاهای دیگه که ارتباطی از نظر تداخل کاری با #زومیت نداره همکاری میکنم. تازه توی تایم کاری! مدیر سازمان هم خوشحال از داشتن عکسی که داکس من روش بازه. من بعد از شنیدن همه اینها گوشام کیپ شده بود و داشتم سعی میکردم با خودم مسلط باشم و از خودم دفاع کنم. به ****** که در طول روز تمام مدت روبهروی من مینشست نگاه کردم. بهم گفت اره (بچهها) دیدن. من در دفاع از خودم گفتم در ارتباط با زمان اضافه و بیبرنامگی تیم بارها با اشخاص مختلف صحبت کردم اما در مورد ادعای دوم، من سالهاست بهصورت فریلنس با شرکتهای دیگه کار میکنم و حتی کارمم مجریگری نیست. اینکه از صفحه داکس من که پروژههای من از ۶ سال پیش روش هست عکس بگیرید چه معنی داره؟ اون هم زمانی که من خودم سیستمم رو آنلاک رها کردم و رفتم. ما اینجا ایمیلمون رو چک میکنیم، انتخاب واحد میکنیم، ممکنه حتی مسنجری باز داشته باشیم. این کار تجاوز به حریم امن آدم توی محیط کاره. خیلی زود بحث از این منحرف شد و بیهدف به جایی رسید که به من گفتن: من وسط کارم هربار به مدت یک ساعت در طبقه پایین میگذروندم و کار نمیکردم. این ادعای خیلی سادهیه چون میشه با دوربین ثابتش کرد و نیاز به بررسی نداره و زمانی که من این درخواست رو کردم و این حرف رو نپذیرفتم به من خندیدن. بارها درحالی که من داشتم از خودم دفاع میکردم به من خندیدن. درحالی که دیگه حرفام به پشت دندوندم میرسید ولی توان حرف زدن نداشتم، ****** وارد اتاق شد و درمورد سناریویی حرف زدیم که من در روزهای قبل درحال نوشتنش بودم سناریویی که باید از زیر نظر ۳ نفر که من ارتباط مستقیم کاری باهاشون نداشتم رد میشد درحالی که هیچکدوم حتی به درستی نمیخوندن و شبیه به برگه امتحانی باهاش رفتار میکردن. دقیقا به همون شکلی که تمسخر و تحقیر از تمام حرفاشون مشخصه. بعد از اینکه من جریان گرههای اون سناریو رو تعریف کردم که البته اجازه نمیدادن حرف بزنم و دائم وسط حرفم میپریدن، ****** به گفت تو اصلا خوب نیستی ولی نمیخوای قبول کنی. تو ازون نیروهایی هستی که باید بهت کار بدن که بری تند تند انجام بدی. خودت نمیدونی چیکار کنی ما اینجا خودمونم نمیدونیم داریم چیکار میکنیم حالا هی بیایم بگیم تو چیکار کن!» این حرفها تلنگر آخر برای انرژیای بود که من ۷ ماه اونجا هدر دادم احتمالا نیاز به گفتن نداره، ولی اونجا من مجریام. بنابراین کار انفرادی بیمعنیه. تنهایی و خودمختار چیکار کنم؟ تیمی که از وقتی سرپرستش عوض شده و نیرویی که از سالها پیش دوستشون بوده رو استخدام کردن و از همون موقع من رو نادیده گرفتن و بعد از چندماه مقاومت من در برابر استعفا، به حریم من تجاوز کردن و حالا با دادن اطلاعات بیاساس باعث تعدیل من شدن. آدمایی که برای اینکه زمان راحتتری توی اتاقشون برای خراب کردن بقیه و حرفای سطح پایین بدون آدم غریبه داشته باشن. تیمی که از لحاظ فنی اونقدر ضعیفه که با بالا بردن اسم خودش سعی میکنه ضعفش رو جبران کنه؟ آدمهای بهشدت بیدانش که توی فوکس کردن دوربین هم به مشکل میخورن یا تصویرهای به اصطلاح سوخته ثبت میکنن اما پشت اسمی که هیچ اعتباری نداره قایم میشن؟ ****** به جنس مخالف ضعف داره و زمان زیادی از روز رو به برطرف کردن این وضعیتش میگذرونه. کسی که مسئولیت حرفی که به من زده بود رو نمیپذیرفت و زمانی که بهش گقتم تو از من اینکارو خواسته بودی، با وقاحت انکار میکرد. درنهایت درحالی که از هر سمت حرفی به سمتم میومد، داشتم سعی میکردم از حقم دفاع کنم. اما اون حال وحشتناک. اون فضایی که ایجاد کردن...و اون لبخند و حرفهایی که تمامش از بیانصافی و شاید چیز دیگهای میومد، آخرین چیزیه که دوست دارید تجربه کنید. اخر جلسه درحالی که داشتم با مدیر حرف میزدم و سعی میکردم آروم باششم که کلمههای درست رو انتخاب کنم و از شدت اعصبانیت خنده هیستریک و عرق گوشه پیشونیم نشسته بود، بلند شد وسط حرف من رفت بیرون و درو بست. من نشسته بودم با گلوی خشک شده و دونفر تازهنفس دیگه. ****** گفت میتونی تا آخرماه بیای یا از همین فردا نیای. قبلش هم به ****** گفت (بچهها) عکس گرفتن، عکسو نشونش بده. ******* فکر میکنم ته ذهنشون مایل نبودن این کثافتکاری رو نمایان کنن چون درنهایت چیزی برای دفاع از اون عکس وجود نداشت. من ماهها اونجا بدون هیچ هشداری و اتفاقا با کلی تعریف و تمجید کار کردم و توی ۱۵ دقیقه تمام کارم، خودم و عزتنفسم رو زیر سوال بردن. تمام این چندماه خیلیها دیدن من اونجا چقدر تلاش کردم و آدمای اون محیط برای ارضا کردن غرورشون چجوری آدمها رو له میکنن و آخر هم به خودشون میبالن بابت چیزی که نیستن! کجای دنیا وقتی کارمند مشکلش رو با کارفرما و منابع انسانی مطرح میکنه و ازشون کمک میخواد با این رفتار تعدیل میکنن به خاطر حرف آدمهای معلومالحال که تمام اون سازمان ازشون شناخت کافی داره؟ اما من اونجا تنها بودم. توی جلسه ****** به من گفت تو منتظری از ساعت ۵:۳۰ بشه که بری؟ آیا برای منی که همیشششه نیمساعت زودتر به محل کارم میرسم خواسته غیرعقلانیایه که به خاطر کمکاری تیم و وقت تلف کردنی که به وضوح از طرف همه مشخصه، زمان بیشتری بمونم؟ در صورتی که هیچ اضافهکاری هم لحاظ نمیشه؟؟ درحالی که حقوقها سرسال از همهجا کمتر اضافه شده و به کارمندا وعده وسط سال زیادش میکنیم میدن؟ پس چرا قرارداد یکسالهس؟ من امکان اینو داشتم به صورت حقوقی اقدام کنم بهدلیل قراردادم اما اصلا توان دوباره دیدن و حرف زدن درمورد این آدمارو ندارم. من اینارو روایت کردم که شما آگاه باشید از وضعیت رسانه تکنولوژی که اتفاقا ادعای خیلی زیادی داره. ممنون از اینکه تا انتها خوندید.
جای خوبی است، ساعت کاری خوب، برخورد مناسب و ... بنده راضی هستم. مشکلاتی که در شکتهای دیگر داشتم مواجه نبودم. سیستم سیعتری داشتم و راضی بودم. مخصوصا مشکل سرعت اینترنت ندارد که از همه برای من مهمتر است.
بزار خلاصه بگم تو هر پوزیشنی بری تو این شرکت رسما زندگی و رزومه خودتو به باد دادی نه مالی پیشرفت میکنی نه علمی تازه بعد از ساعت کاری ساعت 6 بعد از ظهر مدیر بهت پیام میده میگه اخرین وضعیت کارتو بگو اخرش هم نه پول سنوات میده نه عیدی میده اینو یادم رفت بگم سفته هاتم بعد از 6 ماه نمیده نگه میداره دیونه هست یارو بقران
بدون شك مزخرف ترين hr رو داره ب صورتي كه از كاري ميكنن از شركت حالتون بهم بخوره مديريت قسمت برنامه نويسي بايد براش چند بار ي چيز ساده رو توضيح بدي. اضافه كاري ندارن بخاطر اينكه قبلا ي سري فكو فاميل استخدام كردن و سو استفاده كردن قبليا و اين ها هم صورت مسله رو پاك كردن مديريت فوق ضعيف و منفعت طلب، به صورتي كه ميري يك ساعت براش ي مشكل رو ميگي از فرداش ديگه تحويلت نميگيرن سفته سنگين ميگيرن هيچ تمايزي بين برنامه نويس و باغبون نيست و يهو يكي زنگ ميزنه ميگه بدو بيا اينكارو بكن حجم كار كم هست. فاميل بازي شديد هست اكثرا فاميل هستن. جاي پارك نيست و چندبار ماشين همكاران رو دزد مورد عنايت قرار داده تا الان. ساعت كاري زياد حدودا 47 ساعت در هفته حقوق بيمه رو كم رد ميكنن خلاصه مطلب، اگر بخواهم بنويسم يك طومار ميشود.شركت مزخرف بيشتر هم بخاطر مديريت و hr
برای مصاحبه رفته بودم، ساعت 3 مصاحبه ام بود که با یک ساعت تاخیر ساعت 4 شروع شد، کسی که مصاحبه می کرد بدون سلام کردن عذرخواهی بابت تاخیر شروع به پرسیدن سوال های بسیار ساده و سطحی سئو کرد ( بعید میدونم خودشون دانش خاصی داشته باشن ) بسیار بد اخلاق و عصبی بودن. در آخر گفتن شما باید 15 روز رایگان برای ما کار کنید تا تصمیم بگیریم ! منم گفتم با توجه به رزومه قوی ای که دارم اینکارو نمیکنم و بهشون بر خورد. بهتون پیشنهاد میکنم از جلوی در این شرکت هم رد نشید.
من از سال 1400 تقریبا ماه مرداد بود که با این مجموعه شروع به کار کردم. همونطور که دوست دیگرمون گفتند وضعیت به شدت بد هست و اوضاع مناسب یک برنامهنویس نیست و مدیر فنی و بقیه همگی نابلد هستند و مدیر به شدت ضعیفی داره که فقط میخوان از آدم کار بکشند ما چند نفری حدود چهار نفری اومدیم بیرون و هنوز هم که دو ماه گذشته هنوز تسفیه نشدیم.
تجربه بد مصاحبه با شرکت بیتپین حدود دوماه و نیم پیش بود که از یکی از عوامل شرکت بیتپین توی لینکدین بهم پیام دادن و گفتن اگر تمایل دارم رزومهام رو بفرستم تا در صورت توافق طرفین، بیشتر گپوگفت داشته باشیم. چندوقت بعد باهام تماس گرفتن و مرحله اول مصاحبه یه گپ چهارپنج دقیقهای بود با منابع انسای شرکت که انتهای اون جلسه ازم خواسته شد که یک تسک آزمایشی انجام بدم با ددلاین ده روزه. من دوبار ازشون پرسیدم که هر محدودیتی وجود داره یا اگر تکنولوژی خاصی مد نظرتون هست بهم بگید که استفاده کنم و گفتن که هیچ محدودیتی وجود نداره و هر تکنولوژی که خودم دوست دارم. یکم عجیب بنظر میرسید ولی خب گفتم حتما با همه استکها و ابزارها اوکی هستن. روز موعود فرا رسید و من پروژه تستی اونها رو در قالب 2 نسخه تحویل دادم. یکی رو با ریاکت و اون یکی رو با نکستجیاس زده بودم. بعد از دوسه هفته تماس گرفتن که تمایل دارن یک مصاحبه فنی داشته باشن باهام. روز مصاحبه رسید. 2 نفر ازم سوال میپرسیدن و من جواب میدادم. پنج شیش تا سوال فنی پرسیدن که همرو با جزئیات و کامل جواب دادم و اونها هم راضی بودن. آخر جلسه بهم گفتن که علت استفاده من توی هردو پروژه ریاکت و نکستجیاس از تایپاسکریپت چی بوده و براشون توضیح دادم که مزایای تایپاسکریپت چیه. و بعد از توضیحات من ازم خواستن تسکی که زدم رو یکبار دیگه بدون تایپ اسکریپت و صرف جیاسایکس بزنم! یعنی چیزی سطح پایینتر از چیزی که من زده بودم!!! منم گفتم باشه (که البته اشتباه کردم). چندساعت بعد، وقتی میخواستم تسک رو شروع کنم که یکبار دیگه بزنم، بشدت بهم برخورد که دقیقا چه فکری کردن اینا؟ وقتمو از سر راه اوردم؟ به منابع انسانی شرکتشون پیام دادم و شدیدا ناراحت و معترض بهشون گفتم که این رفتار عین توهینه برای من که تسکی که حتی فراتر از خواسته شما و در قالب 2 نسخه پیاده سازی کردم، بازم ازم خواسته بشه یبار دیگه بزنم که علتش به احتمال 99 درصد ضعف تیم فنی شما و تایپاسکریپت بلد نبودن اوناست. ضمن اینکه روز اول من ازتون پرسیدم آیا محدودیتی وجود داره و شما گفتید نه. منابع انسانی عذرخواهی کردن بابت این مساله و گفتن رفع و رجوع میکنن مساله رو. ولی خب همونطور که حدس میزنید، هیچ خبری نشد دیگه ازشون. یعنی حتی انقدر نبودن که بگن ما نمیخوایم باهاتون کار کنیم. همینقدر گستاخ! نتیجه گیری و درس من: توی مصاحبههای کاری، اگر تسک آزمایشی ازتون خواستن، حتما و مصرانه بخواید تکنولوژیها و چیزایی که مد نظرشون هست بهتون بگن. چون ممکنه با تکنولوژی کار کنید که اونا بلد نباشن و وقتی به روشون میارید زورشون بیاد. پینوشت اول: توی مصاحبه به من گفتن میدونید بِست پرکتیسها چی هستن؟ و من در تعجب که چجوری یکی که تایپاسکریپت کار نمیکنه از بستپرکتیسها صحبت میکنه؟ چون حجم انبوهی از بستپرکتیسهای ریاکت به واسطه تایپاسکریپته! پینوشت دوم: سورس هردو نسخه تسکی که براشون انجام دادم روی گیتهابم هست. پینوشت سوم: بخدا شما پبام دادید به من و علاقه و تمایل به همکاری نشون دادید. ظاهری هم شده یکم پرستیژ داشته باشید.
یه مشت دزد کلاهبردار جمع شدن یه جا مدیریت نالایق ضعف مالی ناتوانی در انجام کلیه امور مشکلات اقتصادی شرکت فقر سواد و عدم آگاهی در مواجه شدن با مشکلات
مثل سگ پشیمونم واسه ***** کار کردم این شخص یکی از **** ترین آدم هایی که تو زندگیم دیدم واسه رجا کار کنی انگار رزومه تو خراب کردی
این شرکت واقعا فوق العادست و این 4 سال سالی که در حصین هستم و واقعا جزو بهترین سالهای کاری من بوده. آدمای اینجا بدون منت خوبن و واقعا مدیران بسیار باهوشن و دلسوز و همراه و همدل.
واقعا ضعیف و بی برنامه هستن همینوطر حقوق پرداختی فوق العاده پایین است. کارمندان این شرکت اکثرا مدرک دانشگاهی نداشته یا دانشگاه ازاد هستن و ساده ترین مبانی را بلد نیستند .
مدیر این مجموعه یک آدم وقیح، دروغگو و پرحرفه. به عنوان مثال بیمه نمی کنه شروع می کنه دروغ گفتن مثلا مامور بیمه اومده شرکت نبودی ما اون ماه تو رو بیمه نکردیم، تو فرارمالیاتی داری برای همین درصد بیمه رو از تو کم می کنیم ولی تو رو بیمه نمی کنیم! کلا کارمندش رو احمق و بچه فرض می کنه یه کار خطرناکی هم که می کنه اینه که صدا ضبط می کنه و اسکرین شات می گیره بدون اجازه! مثلا رفته یه جلسه صداهاشونو ضبط کرده میاد برای کارمنداش انتشار میده میگه اونا به ما اجازه دورکاری نمیدن، نمی دونه این کارها جرمه، هر کی به این مجموعه اضافه شده سر چند ماه با شکایت جدا شده.
من نزدیک نه ماه در قسمت پاسخگوی تلفنی برای پروژه شون بودم اول سفته بیست تومن گرفتن بعد روز قرارداد سفته رو اوردن کردن پنجاه تومن و در عمل انجام شده قرار دادن بعد هم وعده پیشرفت و... چرت محض موقع تسویه هم که خواستم بیام بیرون نزدیک نه ماه طول کشید سفتم رو پس بدم اونجا که بودم همزمان سه نفر برای کاری انتخاب شدیم و نالایق ترین فرد که فقط مذهبی بازی درمیاورد پیشرفت کرد تجربه واقعا بدی داشتم
چند ماه در این شرکت کار کردم.۳ ماه اول رو با اینکه حق بیمه از حقوقم کم میکردن اما بیمه رد نکرده بودن. رفتار مدیر خیلی بیادبانهست و اصلا ارزشی برای کارمندانش قائل نیست.موقع تسویه حساب عیدی و سنوات رو بهم ندادن و حقوق آخرمو هم با چندین بار تماس و چندماه تاخیر پرداخت کردن.بعد از شکایت و ۱ سال دوندگی کردن تونستم عیدی و سنواتم رو بگیرم.سفته رو هم هنوز بهم تحویل ندادن. تنها چیزی که میتونم بگم اینه به هیچ عنوان خودتونو تو این موقعیت قرار ندین.
یک سال بعنوان فرانت-اند در شرکت بله کار کردم. تو شرکت بله جا برای پیشرفت خیلی زیاده و مدیران و همکاران تمام تلاششون رو میکنن که پیشرفت کنید. تمام همکاران بله با دقت انتخاب شدند و به هیچ وجه به مشکل اخلاقی داخل شرکت برنمیخورید. داخل شرکت مواد غذایی همیشه هست و رویدادهای مهم تقویم ازتون با یه هدیه قدردانی میشه.تو بله همه با احترام باهم برخورد میکنن و بیادبی جایی نداره.همه پرداختها بهموقع است و هیچ سفتهای دریافت نمیشه.تو یکسال تجربه کاری من در بله به هیچ عنوان در رابطه با پوشش و عکس اکانت های شخصیم بهم تذکر داده نشده. و اینکه خوشحالیتون هم برای مدیران و هم همکارهای اچ آر مهمه و تمام تلاششون رو میکنن که همیشه احساس خوبی داشته باشید. این یک سال از بهترین روزهای کاری من بوده.
تجربهی کار در تیم نرم افزار گلدیران: تیم نرم افزار بصورت کلی در گلدیران زیاد جدی گرفته نمیشن و چون شرکت فروش بیس هست، بیشتر به واحد های فروش و مارکتینگ توجه میشه. مدیران نرم افزار هم تلاشی برای بهبود اوضاع نمیکنند. کلا روند ارتقا شغلی دیده نشه و حقوق کسی که تازه وارد شرکت بشه بیشتر از نفرات قبلی هست ولی جایگاه یکسانی داره. بصورت کلی تفاوت زیادی دیده میشا بین حقوق دستمزد ها و کسی نباید حقوقشو به بقیه بگه. یین آدم ها هم خیلی فرق گذاشته میشه و گاهی هم جو خاله زنکه و اینکه پرداخت اضافه کاری نداره اما توقع دارن هر ساعتی ار شبانه روز پاسخگو باشی تیم منابع انسانی بسیار ضعیف عمل میکنه و به نوعی اداری محسوب میشه و حتی گاهی خطا در محاسبات حقوق دستمزد هم دیده شده. سیستم حقوق دستمزد شون جوری هست که قسمتی از حقوق رو به عنوان کارانه در نظر میگیرن و با منت بهتون میدن، حتما رقمی که مد نظرتون هست رو بگید بصورت ماهانه میخواهید و با کارانه قاطیش نکنید. بصورت کلی اگر میخواهید یه مقدار رزومه تون رو قوی کنید و از جونیوری در بیایید، گلدیران میتونه فضای خوبی باشه.
در روابط شرکت با کارمند صداقت وجود داره، در تمامی جلسات مبنای برد برد هست حقوق به موقع پرداخت میشه و جلسات آموزشی ماهانه و برنامه های تفریحی به طور مداوم اجرا میشه. در تیم به معنای واقعی صمیمیت وجود داره هیچکس بر کسی برتری نداره و محیط کاملا اروم و بدور از فشار روانیه. حقوق به موقع پرداخت میشه و به نظر من مثبت ترین نکته وجود صداقته
من به مدت یک سال و نیم در فن اوا مشغول بودم و تنها دلیلی که موندم اونجا بخاطر این بود که سابقه کار بدست بیارم وگرنه مزخرفترین شرکتی که میتونید برید کار کنید شیفت های کاری زیادی داشت اصلا کارمندارو درک نمیکردن من مریض شده بودن و برگه مرخصی استعلاجی داشتم به من گفتن مگه چته پاشو بیا سرکار رفتم سرکار حالم بدتر شد سرپرست و مدیریت و همه چی داغون بود کافی بود یه دقیقه دیرتز میومدی 5 ساعت کسری کار میخوردی تازه برای سرویس رفتن حتما باید اجازه میگرفتی تایم نهاز از نیم ساعت شده بود ده دقیقه جو خاله زنک و حاشیه ساز -تایم استراحت اصلا نداشت فقط مثل روبات باید کار میکردی اگرم یه وقت تایم پاسخگوییت بالا میرفت بازم کسری کار میخوردی یعنی پاسخگویی به مشتری هم براشون اولیت نداشت یسری ادم که با پارتی اومده بودن و هیچی بارشون نبود و بخاطر اینکه اونا سواد نداشتن اونایی که کار بلد بودن را بزور مرخصی میداد یا کلا مرخصی نمیدادن و میگفتن باید جایگزین پیدا کنی بعدش بری یعنی از حق اصلیت هم نمیتونی استفاده کنی
من برای مصاحبه اونجا رفته بودم ما رو گذاشتن تو یه اتاق تا همه بیان مصاحبه با منابع انسانی بود که من حقوق را زده بود 1400 (پایه حقوق 1200 بود) چون سابقه داشتم . سر 200 تومن داشت چونه میزد که چرا باید بهت 200 تومن اضافه تر بدم بعدش متوجه شدم با حق مسکن و این حرفا همون 1400 میشده یعنی در این حد داغون بودن . بعدش گفتن باید یه دوره یه هفته ای آموزش ببینید بعدش ازتون ازمون گرفته میشه هر کی قبول بشه استخدام میشه یه روز مونده به آزمون جلومون قرار داد گذاشتن که هر کسی قبول نشه باید خسارت بده که مبلغ خسارت هم مشخص نیس دلیلش هم اینکه ما وقت گذاشتیم اپلیکیشن به شما اموزش دادیم منم اعتراض کردم بهشون که چرا از اول نگفتید و قبول نمیکنم با یه رفتار بدی پرونده ام را انداخت جلوم گفت خوش اومدی .
من به مدت دو سال در شرکت کار کردم، محیط شرکت بیشتر شبیه شرکت های زیر نظر سپاه بود و فامیل بازی و پارتی بازی موج میزد، هرچه پاچه خار تر حقوق بیشتر، شرکت پر بود از افرادی که هیچ سوادی نداشتند، و معمولا چیزی برای یاد گیری نیز وجود نداشت. پروژه ها معمولا به صورت رانتی دریافت میشد پس بالطبع رقابتی با شرکت های دیگر نداشتند. در بین برنامه نویسان افراد با سواد یافت میشد اما در بین مدیران هیچ. در کل به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم در این شرکت کار کنید. هیچ اعتراضی قبول نمیشد، دقیقا شبیه سربازخانه، همه ی مدیران فکر میکردند بهترین هستند و نظرشان آسمانیست.
میخوام از یک اتفاقی بگم که یک هفته ازش گذشته و الان میتونم با خیال آسودهتر درموردش صحبت کنم. ۷ ماه از زمانی که من بهعنوان نویسنده و مجری استخدام زومیت شدم میگذره و الان یک هفتهس که این همکاری قطع شده. زمان استخدام از من تستهایی گرفته شد و قاعدتا نمونهکار ارائه دادم و تا به امروز نتایج کارم هم در دسترسه. اما امروزه روز، بعد از گذشتن هفتماه از این همکاری ناموفق و تغییرات مداوم در ساختار اجرایی کار و درنهایت بلاتکلیفی تمام با تلاش ****** و دستاندرکاران، تعدیل شدم. زمانی که آذر ماه پارسال من با شور و اشتیاق زیادی این کارو شروع کردم و تا یک ماه اول درحال آشنایی با محیط و شیوه کار تیم بودم همه چیز فوقالعاده به نظر میرسید تا زمانی که دبیر ویدئو تغییر کرد. حالا من باید تمام سازوکاری که توی دو ماه یاد گرفته بودمو تقریبا دور میریختم و حالا با شخص جدید با روش کاری دیگه کار میکردم. توی این مدت هم هرچیزی که یاد گرفته بودم رو به نیروی جدید منتقل میکردم. اما بعد از گذشت ۴ ماه میزان کار من توی سازمان بهدلیل بیبرنامگی و عدم تسلط به کاری که در حال انجامش هستیم و یا به قول مدیر سازمان ******: ما خودمون هم نمیدونیم داریم چیکار میکنیم، خیلی خیلی کم شد. به شکلی که من نمیدونستم با این همه زمان اضافهم چیکار کنم. از طرفی ارتباط تیم با من به حداقل رسیده بود جوری که من ساعتها بدون اینکه کلمهای با گروه صحبتی بکنم توی اتاق میگذروندم. و هرروز حالم بدتر میشد از محیط مسمومی که داشت ایجاد میشد. رفتارهای متملقانه گروهم جلوی مدیر و پشت سرش بدترین حرفها رو زدن. زیرآب بقیه رو زدن و فضای وحشتناک سکسیستی که هرروز شرمش کمتر میشد. روزها بدون تسک بودم و سعی میکردم با تحقیق درباره کارم و البته خوندن اخبار سوادم رو بیشتر کنم. ۹ ساعت در روز. خیلی از این شرایط راضی نبودم برای همین تصمیم گرفتم به طور خصوصی با مدیر سازمان، ******، صحبت کنم و از مشکلاتی که دارم بگم. من از این شرایط و البته مسائل دیگهای مثل گرههای کاری گفتم و سعی کردم راهکارمم ارائه بدم. بعد از گذشت چند روز و کاملا بینتیجه بودن جلسه، حال بدم بهم غلبه کرد و خواستم با مدیر منابع انسانی شرکت ****** صحبت کنم. با ایشون با زبان راحتتر و دوستانهتری از مشکلات بخشم گفتم و از احساس ناراحتی و آزاری که دائما داشتم. به شکلی که بعضی از همکارها هم متوجه شده بودن و از من سوال میکردن. به ایشون گفتم من روزها بدون تسک میمونم درحالی که کار زیاده ولی انگار نه انگار که منم هستم. بهم گفتن توی زمان اضافهت ویدئو آموزشی ببین. من بنابر بخشی که توش کار میکردم زمان زیادی از روزم رو به دیدن ویدئوها میگذروندم ولی گفتن این حرف باعث شد بیشتر از قبل اینکارو انجام بدم. یک هفته ****** حدود ساعت ۴:۳۰ به من پیام دادن که بیا اتاق جلسه. من این اتاق رو بدون اغراق میتونم اتاق شکنجه صدا کنم چون اتفاقی که افتاد و صحبتهایی که توی این اتاق شد باعث شده که من درمورد همه اینها صحبت کنم و بقیه رو از این موضوع آگاه کنم. من اونجا، اون چند دقیقه رو تنها بودم، اما الان دوست دارم که شما از من حمایت کنید. من وارد اتاق شدم و ****** که ساکت گوشه میز نشسته بود و ****** رو سر دیگهی میز دیدم. ****** گفتن خوبی همه چی خوبه؟ مشکلاتی که بهم گفته بودی (درحالی که دبیر بخش من اونجا نشسته) حل شد؟ من نمیدونستم چی بگم برای همین از روی اجبار گفتم خوبه. ادامه داد: تو اینجا ویستتایمت زیاده. من خندهم گرفت و یادم میاد که اشاره کردم منکه خودم اومدم باهات صحبت کردم درمورد این موضوع. ادامه دادن: (بچهها) میگن تو اینجا کارهای دیگه میکنی. من خیلی متوجه نشدم منظورشون چیه برای همین خواستم جزئیات رو بدونم. گویا (بچهها) زمانی که من پشت سیستمم نبودم و آنلاک ولش کردم رفتم از صفحه مانیتور من که گوگل داکسم که تموم پروژههام روشه عکس گرفتن! این عکس رو نشون مدیر سازمان دادن و گفتن من اونجا علاوهبر اینکه کار نمیکنم، برای جاهای دیگه که ارتباطی از نظر تداخل کاری با #زومیت نداره همکاری میکنم. تازه توی تایم کاری! مدیر سازمان هم خوشحال از داشتن عکسی که داکس من روش بازه. من بعد از شنیدن همه اینها گوشام کیپ شده بود و داشتم سعی میکردم با خودم مسلط باشم و از خودم دفاع کنم. به ****** که در طول روز تمام مدت روبهروی من مینشست نگاه کردم. بهم گفت اره (بچهها) دیدن. من در دفاع از خودم گفتم در ارتباط با زمان اضافه و بیبرنامگی تیم بارها با اشخاص مختلف صحبت کردم اما در مورد ادعای دوم، من سالهاست بهصورت فریلنس با شرکتهای دیگه کار میکنم و حتی کارمم مجریگری نیست. اینکه از صفحه داکس من که پروژههای من از ۶ سال پیش روش هست عکس بگیرید چه معنی داره؟ اون هم زمانی که من خودم سیستمم رو آنلاک رها کردم و رفتم. ما اینجا ایمیلمون رو چک میکنیم، انتخاب واحد میکنیم، ممکنه حتی مسنجری باز داشته باشیم. این کار تجاوز به حریم امن آدم توی محیط کاره. خیلی زود بحث از این منحرف شد و بیهدف به جایی رسید که به من گفتن: من وسط کارم هربار به مدت یک ساعت در طبقه پایین میگذروندم و کار نمیکردم. این ادعای خیلی سادهیه چون میشه با دوربین ثابتش کرد و نیاز به بررسی نداره و زمانی که من این درخواست رو کردم و این حرف رو نپذیرفتم به من خندیدن. بارها درحالی که من داشتم از خودم دفاع میکردم به من خندیدن. درحالی که دیگه حرفام به پشت دندوندم میرسید ولی توان حرف زدن نداشتم، ****** وارد اتاق شد و درمورد سناریویی حرف زدیم که من در روزهای قبل درحال نوشتنش بودم سناریویی که باید از زیر نظر ۳ نفر که من ارتباط مستقیم کاری باهاشون نداشتم رد میشد درحالی که هیچکدوم حتی به درستی نمیخوندن و شبیه به برگه امتحانی باهاش رفتار میکردن. دقیقا به همون شکلی که تمسخر و تحقیر از تمام حرفاشون مشخصه. بعد از اینکه من جریان گرههای اون سناریو رو تعریف کردم که البته اجازه نمیدادن حرف بزنم و دائم وسط حرفم میپریدن، ****** به گفت تو اصلا خوب نیستی ولی نمیخوای قبول کنی. تو ازون نیروهایی هستی که باید بهت کار بدن که بری تند تند انجام بدی. خودت نمیدونی چیکار کنی ما اینجا خودمونم نمیدونیم داریم چیکار میکنیم حالا هی بیایم بگیم تو چیکار کن!» این حرفها تلنگر آخر برای انرژیای بود که من ۷ ماه اونجا هدر دادم احتمالا نیاز به گفتن نداره، ولی اونجا من مجریام. بنابراین کار انفرادی بیمعنیه. تنهایی و خودمختار چیکار کنم؟ تیمی که از وقتی سرپرستش عوض شده و نیرویی که از سالها پیش دوستشون بوده رو استخدام کردن و از همون موقع من رو نادیده گرفتن و بعد از چندماه مقاومت من در برابر استعفا، به حریم من تجاوز کردن و حالا با دادن اطلاعات بیاساس باعث تعدیل من شدن. آدمایی که برای اینکه زمان راحتتری توی اتاقشون برای خراب کردن بقیه و حرفای سطح پایین بدون آدم غریبه داشته باشن. تیمی که از لحاظ فنی اونقدر ضعیفه که با بالا بردن اسم خودش سعی میکنه ضعفش رو جبران کنه؟ آدمهای بهشدت بیدانش که توی فوکس کردن دوربین هم به مشکل میخورن یا تصویرهای به اصطلاح سوخته ثبت میکنن اما پشت اسمی که هیچ اعتباری نداره قایم میشن؟ ****** به جنس مخالف ضعف داره و زمان زیادی از روز رو به برطرف کردن این وضعیتش میگذرونه. کسی که مسئولیت حرفی که به من زده بود رو نمیپذیرفت و زمانی که بهش گقتم تو از من اینکارو خواسته بودی، با وقاحت انکار میکرد. درنهایت درحالی که از هر سمت حرفی به سمتم میومد، داشتم سعی میکردم از حقم دفاع کنم. اما اون حال وحشتناک. اون فضایی که ایجاد کردن...و اون لبخند و حرفهایی که تمامش از بیانصافی و شاید چیز دیگهای میومد، آخرین چیزیه که دوست دارید تجربه کنید. اخر جلسه درحالی که داشتم با مدیر حرف میزدم و سعی میکردم آروم باششم که کلمههای درست رو انتخاب کنم و از شدت اعصبانیت خنده هیستریک و عرق گوشه پیشونیم نشسته بود، بلند شد وسط حرف من رفت بیرون و درو بست. من نشسته بودم با گلوی خشک شده و دونفر تازهنفس دیگه. ****** گفت میتونی تا آخرماه بیای یا از همین فردا نیای. قبلش هم به ****** گفت (بچهها) عکس گرفتن، عکسو نشونش بده. ******* فکر میکنم ته ذهنشون مایل نبودن این کثافتکاری رو نمایان کنن چون درنهایت چیزی برای دفاع از اون عکس وجود نداشت. من ماهها اونجا بدون هیچ هشداری و اتفاقا با کلی تعریف و تمجید کار کردم و توی ۱۵ دقیقه تمام کارم، خودم و عزتنفسم رو زیر سوال بردن. تمام این چندماه خیلیها دیدن من اونجا چقدر تلاش کردم و آدمای اون محیط برای ارضا کردن غرورشون چجوری آدمها رو له میکنن و آخر هم به خودشون میبالن بابت چیزی که نیستن! کجای دنیا وقتی کارمند مشکلش رو با کارفرما و منابع انسانی مطرح میکنه و ازشون کمک میخواد با این رفتار تعدیل میکنن به خاطر حرف آدمهای معلومالحال که تمام اون سازمان ازشون شناخت کافی داره؟ اما من اونجا تنها بودم. توی جلسه ****** به من گفت تو منتظری از ساعت ۵:۳۰ بشه که بری؟ آیا برای منی که همیشششه نیمساعت زودتر به محل کارم میرسم خواسته غیرعقلانیایه که به خاطر کمکاری تیم و وقت تلف کردنی که به وضوح از طرف همه مشخصه، زمان بیشتری بمونم؟ در صورتی که هیچ اضافهکاری هم لحاظ نمیشه؟؟ درحالی که حقوقها سرسال از همهجا کمتر اضافه شده و به کارمندا وعده وسط سال زیادش میکنیم میدن؟ پس چرا قرارداد یکسالهس؟ من امکان اینو داشتم به صورت حقوقی اقدام کنم بهدلیل قراردادم اما اصلا توان دوباره دیدن و حرف زدن درمورد این آدمارو ندارم. من اینارو روایت کردم که شما آگاه باشید از وضعیت رسانه تکنولوژی که اتفاقا ادعای خیلی زیادی داره. ممنون از اینکه تا انتها خوندید.
جای خوبی است، ساعت کاری خوب، برخورد مناسب و ... بنده راضی هستم. مشکلاتی که در شکتهای دیگر داشتم مواجه نبودم. سیستم سیعتری داشتم و راضی بودم. مخصوصا مشکل سرعت اینترنت ندارد که از همه برای من مهمتر است.
بزار خلاصه بگم تو هر پوزیشنی بری تو این شرکت رسما زندگی و رزومه خودتو به باد دادی نه مالی پیشرفت میکنی نه علمی تازه بعد از ساعت کاری ساعت 6 بعد از ظهر مدیر بهت پیام میده میگه اخرین وضعیت کارتو بگو اخرش هم نه پول سنوات میده نه عیدی میده اینو یادم رفت بگم سفته هاتم بعد از 6 ماه نمیده نگه میداره دیونه هست یارو بقران
بدون شك مزخرف ترين hr رو داره ب صورتي كه از كاري ميكنن از شركت حالتون بهم بخوره مديريت قسمت برنامه نويسي بايد براش چند بار ي چيز ساده رو توضيح بدي. اضافه كاري ندارن بخاطر اينكه قبلا ي سري فكو فاميل استخدام كردن و سو استفاده كردن قبليا و اين ها هم صورت مسله رو پاك كردن مديريت فوق ضعيف و منفعت طلب، به صورتي كه ميري يك ساعت براش ي مشكل رو ميگي از فرداش ديگه تحويلت نميگيرن سفته سنگين ميگيرن هيچ تمايزي بين برنامه نويس و باغبون نيست و يهو يكي زنگ ميزنه ميگه بدو بيا اينكارو بكن حجم كار كم هست. فاميل بازي شديد هست اكثرا فاميل هستن. جاي پارك نيست و چندبار ماشين همكاران رو دزد مورد عنايت قرار داده تا الان. ساعت كاري زياد حدودا 47 ساعت در هفته حقوق بيمه رو كم رد ميكنن خلاصه مطلب، اگر بخواهم بنويسم يك طومار ميشود.شركت مزخرف بيشتر هم بخاطر مديريت و hr
برای مصاحبه رفته بودم، ساعت 3 مصاحبه ام بود که با یک ساعت تاخیر ساعت 4 شروع شد، کسی که مصاحبه می کرد بدون سلام کردن عذرخواهی بابت تاخیر شروع به پرسیدن سوال های بسیار ساده و سطحی سئو کرد ( بعید میدونم خودشون دانش خاصی داشته باشن ) بسیار بد اخلاق و عصبی بودن. در آخر گفتن شما باید 15 روز رایگان برای ما کار کنید تا تصمیم بگیریم ! منم گفتم با توجه به رزومه قوی ای که دارم اینکارو نمیکنم و بهشون بر خورد. بهتون پیشنهاد میکنم از جلوی در این شرکت هم رد نشید.
من از سال 1400 تقریبا ماه مرداد بود که با این مجموعه شروع به کار کردم. همونطور که دوست دیگرمون گفتند وضعیت به شدت بد هست و اوضاع مناسب یک برنامهنویس نیست و مدیر فنی و بقیه همگی نابلد هستند و مدیر به شدت ضعیفی داره که فقط میخوان از آدم کار بکشند ما چند نفری حدود چهار نفری اومدیم بیرون و هنوز هم که دو ماه گذشته هنوز تسفیه نشدیم.
تجربه بد مصاحبه با شرکت بیتپین حدود دوماه و نیم پیش بود که از یکی از عوامل شرکت بیتپین توی لینکدین بهم پیام دادن و گفتن اگر تمایل دارم رزومهام رو بفرستم تا در صورت توافق طرفین، بیشتر گپوگفت داشته باشیم. چندوقت بعد باهام تماس گرفتن و مرحله اول مصاحبه یه گپ چهارپنج دقیقهای بود با منابع انسای شرکت که انتهای اون جلسه ازم خواسته شد که یک تسک آزمایشی انجام بدم با ددلاین ده روزه. من دوبار ازشون پرسیدم که هر محدودیتی وجود داره یا اگر تکنولوژی خاصی مد نظرتون هست بهم بگید که استفاده کنم و گفتن که هیچ محدودیتی وجود نداره و هر تکنولوژی که خودم دوست دارم. یکم عجیب بنظر میرسید ولی خب گفتم حتما با همه استکها و ابزارها اوکی هستن. روز موعود فرا رسید و من پروژه تستی اونها رو در قالب 2 نسخه تحویل دادم. یکی رو با ریاکت و اون یکی رو با نکستجیاس زده بودم. بعد از دوسه هفته تماس گرفتن که تمایل دارن یک مصاحبه فنی داشته باشن باهام. روز مصاحبه رسید. 2 نفر ازم سوال میپرسیدن و من جواب میدادم. پنج شیش تا سوال فنی پرسیدن که همرو با جزئیات و کامل جواب دادم و اونها هم راضی بودن. آخر جلسه بهم گفتن که علت استفاده من توی هردو پروژه ریاکت و نکستجیاس از تایپاسکریپت چی بوده و براشون توضیح دادم که مزایای تایپاسکریپت چیه. و بعد از توضیحات من ازم خواستن تسکی که زدم رو یکبار دیگه بدون تایپ اسکریپت و صرف جیاسایکس بزنم! یعنی چیزی سطح پایینتر از چیزی که من زده بودم!!! منم گفتم باشه (که البته اشتباه کردم). چندساعت بعد، وقتی میخواستم تسک رو شروع کنم که یکبار دیگه بزنم، بشدت بهم برخورد که دقیقا چه فکری کردن اینا؟ وقتمو از سر راه اوردم؟ به منابع انسانی شرکتشون پیام دادم و شدیدا ناراحت و معترض بهشون گفتم که این رفتار عین توهینه برای من که تسکی که حتی فراتر از خواسته شما و در قالب 2 نسخه پیاده سازی کردم، بازم ازم خواسته بشه یبار دیگه بزنم که علتش به احتمال 99 درصد ضعف تیم فنی شما و تایپاسکریپت بلد نبودن اوناست. ضمن اینکه روز اول من ازتون پرسیدم آیا محدودیتی وجود داره و شما گفتید نه. منابع انسانی عذرخواهی کردن بابت این مساله و گفتن رفع و رجوع میکنن مساله رو. ولی خب همونطور که حدس میزنید، هیچ خبری نشد دیگه ازشون. یعنی حتی انقدر نبودن که بگن ما نمیخوایم باهاتون کار کنیم. همینقدر گستاخ! نتیجه گیری و درس من: توی مصاحبههای کاری، اگر تسک آزمایشی ازتون خواستن، حتما و مصرانه بخواید تکنولوژیها و چیزایی که مد نظرشون هست بهتون بگن. چون ممکنه با تکنولوژی کار کنید که اونا بلد نباشن و وقتی به روشون میارید زورشون بیاد. پینوشت اول: توی مصاحبه به من گفتن میدونید بِست پرکتیسها چی هستن؟ و من در تعجب که چجوری یکی که تایپاسکریپت کار نمیکنه از بستپرکتیسها صحبت میکنه؟ چون حجم انبوهی از بستپرکتیسهای ریاکت به واسطه تایپاسکریپته! پینوشت دوم: سورس هردو نسخه تسکی که براشون انجام دادم روی گیتهابم هست. پینوشت سوم: بخدا شما پبام دادید به من و علاقه و تمایل به همکاری نشون دادید. ظاهری هم شده یکم پرستیژ داشته باشید.
یه مشت دزد کلاهبردار جمع شدن یه جا مدیریت نالایق ضعف مالی ناتوانی در انجام کلیه امور مشکلات اقتصادی شرکت فقر سواد و عدم آگاهی در مواجه شدن با مشکلات
مثل سگ پشیمونم واسه ***** کار کردم این شخص یکی از **** ترین آدم هایی که تو زندگیم دیدم واسه رجا کار کنی انگار رزومه تو خراب کردی