وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۷٬۲۸۵ تجربه منتشرشده – صفحه ۳۲ از ۳۶۵
دفتر خدمات الکترونیک شهر کد 0305
معماری و عمرانتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسسرپرست حقوقی۱۴ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
مصاحبه‌ای که از یاد نمیره

در مصاحبه ورودیم، آرامش و صمیمیت فضای جلسه با مدیرعامل خیلی برایم دلنشین بود و نهایتاً نتیجه را به‌طور مستقیم از زبان خودشان شنیدم. فضای جلسه با تیم منابع انسانی هم دوستانه و بدون استرس بود. در جلسه تخصصی حقوقی که در دفتر یکی از همکاران برگزار شد، جو کارگاهی و خودمانی حاکم بود و من هم خوب توانستم خودم را نشان دهم. نکته‌ای که به ذهنم می‌رسد این است: فقط وقتی واقعاً ممکن است که با منطق و انگیزه‌ام همسو باشد، خود واقعیت را نشان بده. اگر انگیزه یا پشتکار ندارید یا به‌اندازه‌ی بزرگ فکر نمی‌کنید، شاید اینجا برای شما مناسب نباشد. این مجموعه بیشتر به دنبال کسانی است که دغدغه دارند، هدف‌های بلندپروازانه‌ای می‌سازند و به دنبال بستری برای رشد و تعالی themselves هستند. ویژگی‌های مهم برای آن‌ها عبارت‌اند از صراحت، اعتمادبه‌نفس و تعهد.

بانک ایران زمین (واحد های ستادی)
بانکداریتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۱۴ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
تسویه‌ای که حسابی اعصابم خورد کرد

وقتی فکر می‌کنم به اون زمان، همچنان دلایل ناامیدی توی ذهنم موج می‌زنه. در دوران شیوع، مجموعه با طرح مرخصی‌های مداوم کارمندان رو تحت فشار گذاشته بود تا جوری که به خانه فرستاده می‌شدیم و همیشه به‌زنگی‌های پی در پی برای راستی‌آزمایی حضور نیاز داشتیم. اگر تماس رو جواب نمی‌دادم، بعداً باید پاسخ می‌دادم تا تأیید کنم که در خانه هستم. سر تسویه هم اوضاع بدتر شد؛ تمام روزهای مرخصی از حقوقم کم شد و در نهایت حدود شش میلیون از حقوقم کسر شد. واقعاً تجربه‌ای آزاردهنده بود و به نظر من این مجموعه با بحران‌ها و مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کرد.

شهاب خودرو
خودروسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس بک‌اند (فریم‌ورکی)۱۳ تیر ۱۴۰۵
۲٫۰
کارش دقیقا شبیه اداریه

شرکت شهاب خودرو را تجربه کردم با فضای کار همچون محیط‌های اداری قدیمی؛ باید آماده می‌بودم هر لحظه، حتی در تعطیلات. دورکاری را قبول نمی‌کردن و تأکید داشتند همه حضوری باشند. تعرفه‌ای برای درصدی از همکاری ندارند و گاهی فشار می‌آورند تا سریع حاضر شوم. فردی را می‌شناختم که مجبور شدند برایش پنجصد میلیون سفته بگذارند. پروژه‌ای که روی آن کار می‌کنیم خیلی ناقص و نامطلوب است؛ بعضی ماژول‌ها آنقدر بزرگ‌اند که روی یک صفحه هزار خط کد وجود دارد. مدیران هم به‌طور عجیبی رفتار می‌کنند— یکی‌شان همیشه کروات تیره به گردن دارد، ادعا می‌کند بیست و یک سال سابقه دارد اما در عمل از مفاهیم و نکات امنیتی بی‌خبر است؛برای مثال قبول نمی‌کند پسورد ویندوز هر ماه تغییر کند و از تیم می‌خواهند صبح، ظهر و شب برایش گزارش تهیه کنند. یک کارمند با ده سال سابقه در زمینه شبکه هم به دلیل موضوعات بی‌اهمیت از کار کنار گذاشته شد.

ادوات برتر آکام
تولید و صنایعتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس گرافیک۱۳ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
اولین مصاحبه کاری‌م

دوست داشتم بدون استرس وارد مصاحبه بشم و به همین دلیل نخستین گفت‌وگوم با مدیرعامل شرکت بود. با حال و هوای صمیمی و گرمی آغاز شد و از همان لحظه احساس کردم نباید نگران چیزی باشم. درباره سابقه‌های کاری و نرم‌افزارهایی که بلد بودم به طور صادقانه صحبت کردم و خودم رو معرفی کردم. سوالاتی درباره نحوه تفکرم، سبک طراحی‌ام و علایقم پرسیده شد و اینکه چرا تمایل دارم تجربه کار تمام‌وقت توی یک مجموعه داشته باشم هم مطرح شد. در جلسه بعد، چند نمونه‌کار فرستادم تا نظرشان را ببینند و ارائه‌دهند. جو کار، نسبتا آرام بود و به نظر می‌رسید سیاست شرکت این است که بر پایه توانایی و امکان پوزیشن تصمیم بگیرند. از نگاه آنها، ویژگی‌های مهم شامل اهل فکر بودن، خلاقیت، مطالعه و سفر بود.

گروه هم آینده
مالی و اعتباریتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس بازرگانی۱۲ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه بی‌برنامه

دوست داشتم تجربه‌ای صادقانه اما منصفانه از مصاحبه‌هایم بگویم، اما این مراسم دو مرحله‌ای را یک روزه برگزار کردند و با وجود انتظارهای متفاوت از کار، دقیقا مشخص نبود که دنبال چه نگاهی هستند؛ احتمالا می‌خواستند کارشناس بازرگانی باشند یا بازاریاب یا کسی که در تحقیق بازار دخیل است، یا حتی فردی که در حوزه دیجیتال تخصص دارد. درباره حقوق و مزایا هیچ صحبتی نشد و حرفه‌ای به نظر نمی‌رسیدند و انگار پلان مشخصی برای مصاحبه وجود ندارد. جمع‌بندی من از تجربه این بود که روند نامشخص و بی‌برنامه بود و پس از دو ماه نیز هیچ ارتباطی گرفته نشد. حتی حس کردم شاید با بازاریابی شبکه‌ای مرتبط باشد.

مهندسی طرح و انرژی فرتاک
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس بک‌اند۱۲ تیر ۱۴۰۵
۲٫۰
خلاصه‌ی تجربه کاری خیلی بد

با اینکه هنوز هم تصمیم داشتم واقعیت رو بگم، این تجربه رو به‌طور صادقانه روایت می‌کنم تا به‌اون حدس و گمان‌ها ختم نشه. اینجا یکی از بدترین محیط‌های کار بود که تجربه‌ش کردم. مدیریتی بی‌پرواتر و اهل دروغ دیدم که به‌نوعی به‌عنوان بنگاه خانوادگی کار رو جلو می‌بردند و از کارکنان برای رسیدن به اهدافشون سوءاستفاده می‌کردند. اگر زیاد کار می‌کردی و حقوقی کم می‌خواستی، به‌عنوان نیروی ایده‌آل ازت استفاده می‌شد. وقتی زمان خروج بود، تعهد می‌گرفتن که درباره‌شان هیچ چیزی در شبکه‌های اجتماعی ننویسی. خیلی از همکاران تازه وارد بودند و بعضی‌ها هم رفته بودند، بدون اینکه مشخص باشد چه کسی می‌ماند. تاریخ پایان همکاری را خودشان تعیین می‌کردند و گاهی می‌گفتند کارت دوی دو هفته دیگر تمام است. این‌جا مفهوم سنوات و اضافه‌کاری خیلی معنا ندارد. از کارکنان می‌خواستند روزی به اندازه ده یا نه ساعت کار کنند؛ اگر کم می‌ماندی با تو رفتاری می‌کردند و معمولا اجازه خروج تا پایان روز را نمی‌دادند. اضافه‌کاری هم به ازایش حقوقی پرداخت نمی‌شد. اگر با دستورهای وقیح‌شان مخالفت می‌کردی و دنبال حق‌وحقوقت می‌رفتی، خیلی سریع از کار کنار گذاشته می‌شدی. متأسفانه برخی مدیران به‌ویژه در جذب دختران علاقه نشان می‌دهند و گمان می‌کنن دختران نیروی ارزان و کنترل‌پذیرند. برای روز زن با گل و پول خوش‌آمد می‌گفتند، اما برای روز مرد کمترین توجهی نبود. روال‌های فنی درحد پایین و سطحی بود. مثلا یک سرویس داخلی پس از آزمایش به پروداکشن رفت و هیچ‌کس متوجه نشد کاربران از آن استفاده می‌کنند تا اینکه سه روز بعد تیم فنی متوجه شد. مدیر فنی رفتار نامطلوبی داشت، دروغ می‌گفت و غرور زیادی داشت و مشکلات بزرگی را به وجود می‌آورد. یک‌بار دیتابیس کل شرکت پاک شد و برای بازگردانی، فرد تازه‌کار را در کار حساس قرار دادند که اتفاقا خوش‌یمن بود چون فقط یک نسخه پشتیبان دو ساعته وجود داشت. تیم DevOps از این وضعیت به‌شدت گله داشت. و وعده‌های پاداش هم همانطور که هر فصل می‌گفتند، اکثر مواقع محقق نمی‌شد. خیلی زحمت می‌کشیدی تا به هدف برسى، اما می‌گویند هنوز مستحقش نیستی یا پرداخت‌ها را عقب می‌انداختند تا فراموش یا خسته شوی. پاداش پاییز ۱۴۰۱ تا بهار ۱۴۰۲ هنوز پرداخت نشده بود.

اورال
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند اداری / امور مشتریان۱۲ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
حقه‌باز و پول‌خور

شرکت اورال برای من یکی از بدترین تجربه‌های شغلی بود. در وهله اول، رفتارها به شکل خانوادگی و همراه با همدلی نمایان می‌شد، اما خیلی زود سوءاستفاده آغاز می‌شد؛ کارهای شخصی زیادی از من می‌خواستند و احترام چندانی وجود نداشت. حقوق را یا باید پیگیری می‌کردم یا با التماس می‌طلبیدم و گاهی تاخیرهای دو ماه هم بوده است. ارتباط با مشتریان هم برای آن‌ها اهمیت چندانی نداشت و فقط فشار می‌دادند تا پولی بگیرند و کار درست انجام نمی‌شد، مشکلات زیادی از جمله عقب‌افتادگی‌ها و تمرکززدایی به وجود می‌آمد. وقتی تصمیم به تسویه می‌گرفتم، می‌گفتند یک ماه دیگر می‌دهند، اما در نهایت پاسخ می‌دادند برو شکایت کن، ما بدهی‌ای نداریم. در کل، احساس می‌کردم آدم‌هایی اینجا دزد و نامردند و فقط تظاهر می‌کردند؛ امیدوارم یک روز به همان روشی که چندی پیش به من آسیب زدند، پاسخ بدهند.

فست بیمه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۱۲ تیر ۱۴۰۵
۲٫۰
کار شده بازی رفاقت

وقتی وارد این شرکت شدم، اوضاع به سرعت آشکار شد و حس می‌کردم که منابع به شکل نامناسبی به‌حساب رفقا ریخته می‌شود. برخی از افراد که از طرف مدیرعامل و مدیر یکی از بانک‌ها به عنوان مشاور آمده بودند، با رفتاری پر از غرور کار می‌کردند و حقوق خوبی هم می‌گیرند، حتی مزایای بازنشستگی و کارهای جانبی مثل بنگاه املاک را هم داشتند. در حالیکه هزاران جوان مستعد در جست‌وجوی کار بودند. آن‌ها اغلب صبح‌ها حوالی ساعت ده یا یازده وارد می‌شدند و فقط دستور می‌دادند، چون از نظر فنی خیلی چیزها بلد نبودند. فعلن هم تا غروب گاهی بهانه می‌آوردند. مشکلاتی مثل صندلی‌های کهنه یا نور محیط یا اینکه چرا چایمان دیر می‌شود هم به‌عنوان بهانه مطرح می‌شدند؛ انگار مشکل از نقص زمین نیست، بلکه از بی‌انگیزه بودن و ناتوانی در رقصیدن با شرایط بود. در عمل به‌نظر می‌رسید که منابع و سپرده‌های مردمی به‌خاطر رفاقت و رانت مصرف می‌شود و کسی هم صدایش را بلند نمی‌کند. نمی‌دانم مدیرعامل این شرکت و مدیر بانک چطور می‌خواهند پاسخگوی خدا باشند، وقتی چنین وضعی وجود دارد.

کنت برگر
غذا و رستوران‌هاتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمدیر میانی۱۱ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
فضای مدیریتی خسته‌کننده

در طول مدت حضورم به عنوان مدیر میانی دیدم که اوضاع در واحد مدیریتی پر از چالش است. فهمیدم اکثر مشکلات از طرز برخورد و نگرش مدیرعامل سرچشمه می‌گیرد؛ او قبلا تجربه‌ی مدیریت ندارد و سال‌ها مسیر پست فعلی را با همراهی نزدیکانش طی کرده است که همواره از رفتارهایش تعریف می‌کنند و حقیقت اشتباهاتش را به او منتقل نمی‌کنند. چندین بار بازسازی و تغییرات ساختاری انجام دادند که تصور می‌کردند با این کار مشکل حل می‌شود، اما اصلی‌ترین معضل همان مدیریت بود. نرخ خروج از سازمان بالا است و میانگین مدت‌زمان اقامت کمتر از شش ماه بوده است. از نظر پرداخت حقوق، شرکت منظم است و نسبت به سایر شرکت‌ها وضعیت بهتری دارد، ولی مزایای جانبی عملا وجود ندارد. تیم جوانی داشتیم که نکته‌ی مثبتی بود. دسترسی به محل کار با مترو و اتوبوس مناسب است (اگرچه خارج از طرح). بروکراسی هم نسبتا کمتر است و اکثر فرآیندها با نرم‌افزار و ایمیل انجام می‌شود. در نهایت من هم خود مدیر میانی سازمان بودم.

اسپینو
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناستستر۱۱ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
جایی که پارتی همه‌چیزو تعیین می‌کنه

به‌نظر من فضای کار چندان دلگرم‌کننده نیست؛ با اینکه بودجه و سرمایه قابل توجهی دارن، اما مسیر تخصیصش به درستی مشخص نیست. به‌زودی می‌فهمی که شایسته‌سالاری جایگاهی نداره و اگر کسی با وصل‌بودن بیاد، حتی بدون مهارت، حقوق‌های بالا رو می‌گیره و فشار کار روی سایرین می‌تونه زیاد بشه. وقتی بفهمن حقوقت بالاست یا پشتت کسی باشه، محیطی شکل می‌گیره که حتی نسبت به کار معمول هم احساس ناامیدی وجود داره. برای تازه‌واردها خیلی مراقب باشن؛ آدم‌هایی با اخلاق نامناسب وجود دارن و ساعات شب‌کاری ایجاد می‌کنن، بعضی‌ها حقوق بیشتری نسبت به هم‌رده‌ها می‌گیرن. گاهی هم مدیر حضور ندارد و با ناهار بی‌کیفیت یا کسر حقوق، از حقوقت کم می‌کنن. گاهی تنها بابت یک ناهار ضعیف پولت رو از دست می‌دی. اگر دنبال وام باشی، کلی بهانه میارن و در فرایند معطل می‌کنن؛ به‌نظر می‌رسد مدیر تمایلی برای دادن پول ندارد. فناوری‌های به‌کاررفته عقب‌افتاده‌اند، ساختار تیم‌ها نامنظم است و نه مدیر قابل اعتماد و نه تیم منسجم حضور دارند. به‌خصوص تیم تست و زیرساخت واقعا آزاردهنده است؛ هر خطایی که بدی، ممکن است تحقیر بشی و فضای آزمون و خطا اصلا وجود نداشته باشه. اگر فردی با تجربه باشی هم، پیشنهاد من این است که به اینجا نیایی؛ فضا هم آشفته است و هم خیلی استرس‌زا به‌نظر می‌رسد. محیط خیلی خشک و رسمی است، همه پیراهن می‌پوشند و جو عمومی روی اعصابه. مدتی آگهی می‌زنند اما به‌خاطر فضا و رفتارها، جذب نیروهای مناسب دشوار می‌شود.

صرافی سی آی پی
مالی و اعتباریتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۱۱ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
حقوق پایین و جو پرتنش

شرکت صرافی سی آی پی را خیلی معتبر نمی‌بینم؛ به‌نظر من حقوق کارکنان اینجا نسبت به سایر جاها پایین‌تر است و اغلب با تاخیر و بدون مزایا یا بهره‌مندی از تعویق واریز می‌شود. سال‌هاست شرکت سودآوری ملموسی ندارد و مدیرعامل با پایین نگه داشتن دستمزدها و استفاده از نیروی کم‌هزینه مانند نیروی سرباز امریه، کارها را پیش می‌برد. از دیدگاه من، این شرکت سال‌های قبل هم باید تعطیل می‌کرد اما هنوز فعالیت می‌کند. ورود و خروج پرسنل مثل یک اداره دولتی بسیار سختگیر است و هرچه بیشتر بمانی، معمولا اضافه‌کاری برای آن‌ها محسوب نمی‌شود (احتمالا مدیران بالادستی اضافه‌کار می‌گیرند چون سریع می‌آیند و دیر می‌روند). داخل شرکت فردی هست که سمت رسمی ندارد و مانند مافیا رفتار می‌کند؛ بسیار پشت‌صحنه‌ای است و علاقه دارد همه‌چیز را تحت کنترل درآورد و به نظر می‌رسد هیچ‌کس نمی‌تواند مقابلش بایستد.

انتشارات ایران فردا
رسانه و انتشاراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمدیر۱۰ تیر ۱۴۰۵
۱٫۰
دیکتاتوری بی سواد

در مصاحبه همه چیز دروغ است. نه امکانات نه سیستم درست کاری نه پرداختی حقوق و بیمه. همه چیز در ایران فردا دروغ است.

عدم کنترل اعصاب
عدم پرداخت به موقع حقوق
بد قول
بیمه نکردن
مدیریت بی ثبات
حقوق ناکافی
آرون صنعت سفیران
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۱۰ تیر ۱۴۰۵
۲٫۰
پر از وعده‌های پوچ، جو مسموم

این چیزی که میگم حاصل دو سال تجربه‌مه تو این مجموعه و کاملاً واقعیِ. اول از همه یه عالمه نظر مثبت می‌بینی که معلومه شرکت براشون نوشته؛ واقعیتش اونقدری خوب نیست که اون‌طور نشون میدن. من با حقوق خیلی پایین شروع کردم و کلی وعده شنیدم — افزایش حقوق بعد از یه ماه، کلاس آموزشی رایگان، گواهی و ... ولی هیچ‌کدومش اجرا نشد. هر ماه هم می‌کشنت تو اتاق مدیریت که «بیشتر کار کن، تلاش کن» و دائم قیافه‌تُ می‌ندازن زیر سوال؛ کلی تخریب شخصیت و فشار روانی هست. امکانات و مزایای خاصی ندارن، رشد و یادگیری واقعی هم بهت نمیدن: کلاس‌ها یا نصفه‌نیمه‌ان یا کلاً کنسل میشه. تصمیمات مدیریت کاملاً سلیقه‌ایه و فقط حرف چند مدیر مشخص شنیده میشه، ایده‌ها و آزادی رفتار برای کارمند معنا نداره. حقوق هم مرتب دیر میاد و از نظر مبلغ هم خیلی پایین‌تر از شرکت‌های نرم‌افزاری دیگه‌ست — حتی نسبت به بعضی شرکت‌های کوچکتر. در کل محیط کارشون سمیه و بار مالی و روحی زیادی روشه.

داده پردازی البرز
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسسرپرست فروش۱۰ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه آنلاین؛ دو نفر واقعا بی‌ادب بودن

به صورت آنلاین مصاحبه برگزار شد و چهار نفر حضور داشتند. مسئول جذب و مدیر منطقه با رفتاری مودبانه و حرفه‌ای پاسخگو بودند، اما دو نفر دیگر رفتارشان بی‌ادبانه و غیرحرفه‌ای بود.

ایدینت
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس وب۱۰ تیر ۱۴۰۵
۲٫۰
جای کار افتضاح

برای من اون دوره تجربه‌ی خوبی نبود؛ شرکت را در ذهنم به‌عنوان محلی می‌شناسم که بیش از هر چیز، حس کنترل شدید و فشار کاری روی افراد بود. سه‌ برادری که مدیریتش را بر عهده داشتند، فضایی ایجاد کردند که احساس می‌کردم تنها وسیله‌ای هستند در دستشان. یکی از آن‌ها به‌خصوص رفتاری نامناسب و بی‌حرمتی‌آمیز داشت و با برخی از همکاران، به‌ویژه زنان، شوخی‌هایی غیرمسئولانه و توهین‌آمیز می‌کرد. در نتیجه، من از اینکه زمان ارزشمندم را صرف آنجا کردم واقعا پشیمانم و به‌دنبال تجربه‌ای بودم که احترام و حرفه‌ای‌بودن در آن اولویت باشد.

مهندسی تحقیق و توسعه ارتباطات صمیم رایانه
مخابرات و ارتباطات (تلکام)تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمهندس DevOps۱۰ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
دو سال و نیم تجربه تو یه مجموعه

دو سال و نیم در مجموعه‌ای وظیفه‌ی مهندسی DevOps را به عهده داشتم و تجربه‌ام از این دوره برایم مثبت بود. فضای کار خیلی خودمانی و آرام بود و با وجود اینکه حقوق چندان بالا نبود، هم‌کارها و محیط برایم پسندیده بود. برای رفت‌وآمد محدودیت زیادی وجود نداشت و با هماهنگی‌های کوچیک می‌شد دورکاری را هم برنامه‌ریزی کرد. کار کمی بی‌نظم بود، هرچند در کل قابل کنترل بود و از این تجربه راضی بودم.

صنایع گرماگستر
نفت و گازتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس و مدیر پروژه۱۰ تیر ۱۴۰۵
۴٫۰
چهار سال یادگیری و حقوق سر وقت

در چهار سال اخیر فرصت کار با این شرکت به من تجربه‌ای فوق‌العاده داد؛ جایی که یادگیری در حوزه‌های مختلف به شکل قابل توجهی گسترش یافت. حقوق به موقع و توجه مدیرعامل به پرداخت حقوق کارکنان، حتی در هنگام نوسانات درآمدی شرکت، از نکات مثبتی بود که تجربه کاری را امن‌تر کرد. فضای کار به‌شدت منعطف بود و رهبر مجموعه با طبعی آرام و دسترسی‌پذیر رفتار می‌کرد، به‌طور مستقیم به برنامه‌نویسان گوش می‌داد و نیازهای‌شان را زیر نظر داشت. پروژه‌ها متنوع و جالب بودند؛ همکاری با نهادهای دولتی و بخش خصوصی، همچنین همکاری با شرکت‌های بیمه و کارگزاری‌های آنلاین از جمله تجربه‌های قابل توجه بود. حضور در حوزه‌های فناوری مانند هوش مصنوعی و پردازش تصویر هم مزایای بزرگ داشت و نشان می‌داد که شرکت اصطلاحا به دنبال فیلدهای تازه و جسور است تا تیم‌ها همواره به‌روز بمانند. به‌طور کلی از این مجموعه چیزهای زیادی یاد گرفتم؛ در صورتی که مهاجرت نکرده بودم، احتمالا تا ابد درباره همین شرکت فکر می‌کردم. تنها نکته‌ای که ممکن است برای برخی حساس باشد، کم‌نظم بودن بعضی فرآیندهاست که اگر دقت بالایی می‌طلبید، ممکن بود آزاردهنده باشد. در پایان، برای برنامه‌نویس‌های بااستعداد این شرکت بهترین‌ها را آرزو می‌کنم.

پایدارصنعت آرین فولاد
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسگرافیست۱۰ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
محیط پر از زیرآب

شرکت پایدارصنعت آرین فولاد تجربه‌ای ناگوار را برای من به عنوان گرافیست به همراه داشت. تیم برنامه‌نویسی به جای همکاری، همواره نسبت به هم بدگمان بودند و رفتار تخریبی داشتند؛ برخی رفته‌اند یا کنار گذاشته شده‌اند و حتی پس از جدایی هم با مدیر جدید تماس می‌گرفتند تا به نوعی اثر منفی رویشان بگذارند. تیم مارکتینگ هم به اندازه‌ی لازم تخصص ندارد و در جلسات طوری رفتار می‌کند که نتیجه به نفع مقابل تغییر کند. اگر برای مصاحبه به اتاقی رفتی و بیل دسته‌دار و روغنی را دیدی، نترس و تعجب نکن؛ گاه وضعیت غیرعادی است. دیگر واحدها فضای کارمندانه‌ای دارند، با این تفاوت که محیط تا اندازه‌ای آزاد است. به عنوان گرافیست باید منتظر کارهای بی‌نظم و نامتعادل باشی و همان‌طور که مدیر مارکت می‌گوید انجام بدهی؛ خلاقیت چندان اهمیت ندارد و بیشتر کارهای فوتوشاپی در اولویت است، در حالی که کارفرما هنگام استخدام عنوان گرافیست را می‌گنجاند. ایده‌های تازه را مطرح نکن؛ معمولا مدیران به‌خوبی از ایده‌ها استقبال نمی‌کنند و آن‌ها را نمی‌پذیرند. مزیت واقعی‌شان فقط پرداخت به‌موقع حقوق است؛ بقیه هم مثل برده‌داری جلوه داده می‌شود. خلاصه اینکه اگر آگهی استخدامی از این مجموعه دیدی، به‌نظر من بهتر است از آن دوری کنی. از پلتفرم استخدام سپاسگزارم که وجود دارد؛ ای کاش پیش از آغاز کار ما هم چنین سایتی بود.

سرو گستر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس پشتیبانی فروش۱۰ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
مصاحبه شیک و صددرصد حرفه‌ای

وقتی وارد دفتر شدم، برخورد اولیه تیم کار و شرکت به وضوح حرفه‌ای بود و در عین حال دوستانه و صمیمی به نظر می‌آمد. در طول مصاحبه، سوالات متنوعی مطرح شد؛ بیشترشان فنی بودند و بخش زیادی هم به سابقه کار من مربوط می‌شدند. همه سوال‌ها بجا و منطقی به نظر می‌رسیدند و از اهمیت حرفه‌ای بودن و توانایی انجام وظیفه توسط داوطلبان صحبت می‌شد. از این رو حس کردم شرکت واقعا به تخصص و قابلیت‌های فرد متقاضی اهمیت می‌دهد و به کیفیت کار اهمیت می‌دهد.

موسسه ابتکار راهبرد کوشش
آموزش، مدارس و دانشگاه‌هاتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمتخصص فنی۹ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
بله‌قربان‌بازی

شرکت ابتکار راهبرد کوشش تجربه‌ای ناخوشایند را برای من رقم زد. در نهایت، پس از حدود دو هفته از آغاز روند مصاحبه، تماس گرفتند و گفتند پذیرفته شده‌ام و برای امضای قرارداد زمانی تعیین کردند. اما وقتی قرارداد را جلوی من گذاشتند، دو شرط شفاهی اضافه مطرح شد که در مصاحبه یا زمان قبلی هیچ‌کس اشاره‌ای به آن نکرده بود. یکی اینکه دوره اول قرارداد به‌صورت آزمایشی خواهد بود و در صورت رضایت طرفین قرارداد دائمی می‌شود. دیگری اینکه حقوق ماه اول بر مبنای قانون کار محاسبه می‌شود، نه حقوقی که ما توافق کرده بودیم که تقریبا دو برابر پایه بود. بعد از آن فهمیدم کار با سفته هم هست و اگر از پذیرش این شرط امتناع کنم، استخدامی انجام نمی‌شود، حتی اگر تجربه‌ام بیشتر از سایرین باشد. ظن من این بود که دوره آزمایشی برای سنجش توانایی‌هاست، اما شیوه کار این بود که برای هر پوزیشن چند نفر را می‌آوردند تا در نهایت کسی که مطیع مدیر باشد باقی بماند. واقعا باید قول «بله قربان» می‌دادم تا بتوانم ماندگار شوم. شرایط به‌ گونه‌ای بود که در برخی روزها اصلا فرصت ناهار نبود. یک نرم‌افزار چت سازمانی داشتند که حتی وقتی در خانه بودی هم موظف بودی به پیام‌ها پاسخ دهی. تاخیرها به شدت از حقوق کم می‌شد و اضافه‌کاری یا پرداخت نمی‌شد یا با همان ضریب پایه محاسبه می‌شد. جلسات زیادی داشتیم و با تیم‌های مختلف گاه می‌نشستیم تا درباره کارهای بی‌ربط به ما توضیح دهند و نیمی از زمان در این مذاکرات صرف می‌شد. مدیرعامل در همه چیز دخالت می‌کرد و گمان می‌کردم حتی چت‌های بین ما را می‌بیند. دو هفته پس از ورود، چون من همان سبک «بله قربان» نبودم، گفتند بار فنی‌ام کم است و مرا اخراج کردند. در زمان خداحافظی، برگه استعفای اجباری جلوی من گذاشتند تا امضا کنم و تهدید کردند اگر امضا نکنم سفته اجرا خواهد شد. در نهایت حقوق قانونی‌ام را هم به شکل‌های مختلف کم کردند و با بهانه‌های گوناگون پرداختی نداشتند. تنها نکته مثبت، حضور یکی از همکاران واحد منابع انسانی بود که واقعا برای منافع ما تلاش می‌کرد، هرچند دستش بسته بود و تا جایی که خبر دارم، او هم به‌خاطر شرایط شرکت از آنجا رفت.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.