سلام، من بعد از 6 سال تجربه کاری تو این شرکت، اصلا پیشنهادش نمیکنم چون نقاط ضعف بسیار بالایی داره، اولا اگر قصد کار در این شرکت رو داری از الان باید بگم که قید سلامت روان و شخصیت رو بزن، دوما به ازای هر پاداش قطعا تا اخر ماه جریمه میشی مثلا +500 پاداش و -300 جریمه تاخیر، حدود 176 ساعت باید تا اخر ماه پر کنی که تاحالا پیش نیومده کسی بتونه پر کنه حقوق بسیار کمه و اصلا تلاشت دیده نمیشه من عمرمو دلسوزیمو پای کار گذاشتم و در نهایت با بی احترامی بیش از حد مجبور به ترک شرکت شدم که نه آخرین پایه حقوق، سنوات و عیدونه برای من واریز نکردن ، هیچکس با دل خوش از شرکت نرفته، توصیه میکنم سوابق شکایت شرکت رو بررسی کن طبق تاریخ و تعدادش متوجه میشی که از یک بازه به بعد همه رو پر دادن و حقی به کسی داده نشد. محیط از نظر خودشون دوستانس ولی اصلا اینطور نیست و تو از دستور همه باید پیروی کنی، اضافه کاری اصلا در این شرکت معنایی نداره. محیط امنی هست اما اصلا به حقوق بانوان اهمیتی داده نمیشه بلکه حقت رو نمیدن، اصلا تیم انتقاد پذیری نیستن اما ادعا دارن که هیچ مشکلی در شرکت ندارن و ناگفته نمونه که نظافت شرکت بشدت ضعیفه چون فقط وقتی مدیریت میومدن یا جلسه خاصی داشتیم به این موضوع توجه میشد و همه جارو خاک برداشته بود، به طور کلی بعد از یکسال که شرکت رو ترک کردم از لحاظ روحی تو هیچ شرکتی نتونستم درست کار کنم که مبادا سرم داد بزنن یا حقم رو ندن... معتقد هستن که با همه خوبن اما در آخر همه بهشون بدی میکنن در صورتی که یک بار قبول نکردند که شاید مشکل از خودشون باشه... بخوام تا آخر بگم خیلی طولانی میشه! امیدوارم با کامنتم تونسته باشم کمک کنم و کلام آخر جایی برید که قدرتون رو بدونن و اندازه زحمتتون حقتون رو بدن چون شما قراره نصف روز رو اونجا زندگی کنید :)
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به هیچ وجه کار تو این شرکت رو توصیه نمیکنم و بیکار موندن بهتر از کار کردن با آدم های دروغگو و بیسواده که برای حقوق ندادن هر دروغی به شما میگن و هیچ آینده ای رو نمیشه تصور کرد تو این شرکت. رسما برده داریه کار کردن تو این شرکت
من از این شرکت بسیار راضی بودم چون در قطعی اینترنت مدیر تجهیزات شرکت من چیزی متوجه شدم گزاشت برای فروش که بتونه حقوق افراد بده . با من پارسال به صورت کامل تسویه کردند توی اخر اسفند ۱۴۰۵
سداد برای نیروهایی که سابقه کاری کم دارند جای مناسبی میتواند باشد. افرادی که سابقه کاری متوسط یا بالا دارند لازم هست توانایی خایــــه مالی داشته باشند تا در آنجا بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. البته میزان تاثیر این توانایی به مدیر شما هم بستگی دارد که چقدر متقاضی آن باشد. برای تشخیص موثر بودن آن به دانش مدیر خود و همچنین به رفتار مدیر خود با مدیر بالا تر توجه کنین. اگر دانش او اندک است و در زمان روبرو شدن با مدیر بالاتر به خایــــه مالی میپردازد قطعا موثر خواهد بود. برای تشخیص دانش مدیرتان به صحبت های خودتان با او دقت کنید. اگر حرف شما را به خود شما بگوید به احتمال زیاد فسیل است. بطور خلاصه فرهنگ سازمانی سداد از خایـــه مالی، زیرآب زنی و روابط پنهان تشکیل شده است. برای موفقیت ابتدا با خایـــه ها شروع کنین. روابط پنهان بسازید و زیرآب افراد مورد نظر مدیر خود را بزنید.
سلام دوستان من حدود 10 ماه تو این شرکت کار کردم فقط چیزهای مهم و فهرست وار میگم : - حقوق و با دو ماه تعویق پرداخت میکنند و اصلا تاریخ و محدوده زمانی پرداخت حقوق مشخص نیست - یک مدیر عامل معتاد داره که کلا پای منقل هستش و نظارتی بر شرکت نداره و بسیار آدم نوکیسه و بی ادبی هستش - پسر مدیر عامل که یک بچه 18 ساله است و فرزند طلاق هستش و دست آموز پدرش و یکی از چیزهایی که خوب یادگرفته پایمال کردن حق و حقوق کارمندها هستش و البته بسیار مکار و حیله گر - در حوالی دفتر مرکزی اونها اصلا جای پارک پیدا نمیشه و فاصله زیادی با ایستگاه مترو تاکسی و اتوبوس داره - دفترشون دوربین گذاشتن و شنود داره و اصلا هیچ نقطه ای امنی برای حتی یک مکالمه کوتاه و شخصی وجود نداره و یکی از کارهای روتین پسر مدیر عامل این هستش هر روز ساعت 3 بعد از ظهر میاد شرکت و حدود 2 ساعت به دیالوگ های کارمندان گوش میده و فیلم ها رو مرور میکنه و گزارش کار و به پدر معتادش میده - یک کارخونه تو اراک دارن که کیسه و گونی میدوزن و همه کارگرهای کارخونه دائما دارن ناله نفرینشون میکنن چون از اضافه کاری و نوبت کاری و تعطیل کاری و همه چیزشون میزنن و حقوق اونها هم دو ماه یکبار پرداخت میکنن و از سر ناچاری اون بیچاره ها اوجا مشغول بکار هستند . - این شرکت جای هیچ رشدی نداره و قدیمی ترین کارمند دفترشون نهایتا 8 تا 10 ماه سابقه اونجا داشته باشند اکثرا همیشه دنبال نیرو هستند و هر کی میاد بعد چند روز فرار میکنه من هم چون ناچار بودم مجبور شدم تحمل کنم و در انتها با کلی بیماری ذهنی و روانی از اونجا رفتم و عیدی و سنواتم و ندادن و باید شکایت کنم تا بتونم بعد چند ماه بهش برسم و به این نتیجه رسیدم بیکاری چند ماه بهتره تا با این کارفرما های بی شخصیت بصورت رایگان کار کنی
دوست دارم از این تجربه با لحن صریح اما حرفهای فاصله بگیرم و بازنویسیای ارائه کنم که هم معنای اصلی حفظ شود و هم به شیوهای تازه بیان گردد. در این شرکت احساس کردم که فضای کار به شدت نامطلوب است؛ رفتار مدیران خستهکننده و نگرشهای غیرمنطقی آنها کار را مشکل میکرد. نکتهای که به وضوح در میان همکاران میدیدم، فشارهای غیرقابلقبول و برخوردهای ناسالم بود که جو تیمی را بهطور چشمگیری مختل کرده بود. به ویژه واحد خدمات با مشکلات شدیدی دستبهدست هم داده و مشکلات را بیشتر میکرد. نام شرکت هم به دلخواه بهنظر من نام مناسبی برای ادامه کار نیست و به نظر میرسید این موضوع بخشی از نگرانیهای کارمندان باشد.
شب تجربهام رو با این جمله آغاز میکنم که شرکت مرکز تخصصی سمیرا، برای من هم فرصتهای مثبت هم چالشهایی داشته است. سالهای خوبی رو اینجا گذراندم و همواره حس کردم محیط کاری نسبتاً دوستانه و آرامی داریم. حقوقها معمولاً به موقع پرداخت میشد؛ تامین اجتماعی از همان ابتدا برایم فعال شد و در کنار آن در یک مقطع زمانی بیمه تکمیلی وجود نداشت اما حالا اگر بخواهی، خودت و افراد تحت مدیریت میتونه بیمه تکمیلی داشته باشن. با این وجود فاصله تا محل کار برام طولانی است و جای پارک هم واقعاً مناسب نیست.
هلدینگ بسیار ضعیف با پوسته بیرونی و ظاهری بسیار شیک و از درون مثل میوه ای خراب و پلاسیده.حقوق ها دیر امنیت شغلی صفر مدیریت افتضاح فورس کاری همیشه تعادل بین زندگی و کاری منفی 100.جزو بدترین تجربه های کاریم بود.از لحاظ تخصصی هر چقدر بی سواد تر باشید بیشتر به چشم میاید.به شدت خاله زنک بازی و زیرآب زنی.انقدر افتضاحه که در جنگ 12 روزه زبان زد شد تو اینستا بابت حقوق ندادن و اخراج یکماهه بدون حقوق کارمندان. اگر واقعا اعصاب و روانتون رو دوست دارید چنین جایی کار نکنید.آدمهای با تخصص بالا رو اخراج میکنن و آدمهایی که چاپلوس هستن رو نگه میدارن با کمترین تخصص.مزایای خاصی نداره نه بسته معیشتی نه هدایا یدونه پزشک سازمانی دارن یدونه روانشناس حقوقتون هم از برج 6 که میشه 4 قسطه میدن هر ماه هیچ برنامه ای رو زندگیتون نخواهید داشت بنده بعنوان شخصی که 4 سال اونجا کار کردم میگم
مستقما نقد جدی دارم به آقای ن . ا یک آدمی از لحاظ روحی اصلا تعادل ندارن ، سواد یک جمله بندی ساده رو ندارن چه برسه به موارد تخصصی یا زبان خارجی - اکسل میزارن جلوی این آدم با ماشین حساب اعدادشو جمع میزنه - روابط غیر کاری حرفه ای هم دارن که جز نقاط ضعف عجیبه ایشونه-به نظرم تو هر تیمی خواستید برید اما از اینجا دوری کنید - یا اگر با تو سری تو محیط کاری مشکلی ندارید برید اصلا
با تشکر از مدیریت محترم مجموعه در ابتدا که به نظرم تو حوزه خودشون تلاششون رو برای یک محیط کاری هم برای کارمند هم برای مشتری فراهم کردن - اما به نظرم نکته های منفی مجموعه قابل توجه هست : روال کاری و سیستمی اصلا ندارن و خیلی سنتی کار میکنن همین باعث میشه میزان کار به درستی اندازه گیری نشه مدیر های اصلی دید کاملی به پروموت شدن ها استخدام ها و حفظ نیروهای متخصص ندارن . مدیر های میانی اصلا تخصص لازم رو ندارن کلا سلیقه ای هست کاراشون از پروسه جذب بگیرید تا ارتقا یا حفظ و نگهداشت نیرو - شرکت عملا چیزی به اسم نیروی انسانی نداره و روال پرداختیه اضافه کاری شبکاری تعطیل کاری اصلا رعایت نمیشه . تیمکشی و یاربندی به صورت کاملا مشهودی دیده میشه و به نظرم تلخ ترین جاش اینه وقتی همکاران به هر دلیلی قطع همکاری میکردن جو شروع میکرد بد گویی از نیرو و در مورد عدم کفایتش که این حرفا پشت سر من هم بود ، خوب این باعث میشه که شما همیشه دید بدی داشته باشید و بی اعتمادی موج بزنه در کل به نظر بها دادن به یکسری مدیران یا سرپرست های میانی تو شرکت های کوچیک همیشه باعث آسیب های جدی به مجموعه و نیرو هست نظر های تعریف تمجیدی فیک نمیزارم اما در راس کار مثل اول جمله ام باز هم مدیران ارشد و بنیان گذاران مجموعه تشکر میکنم چون به نظرم آدم حسابی و خیلی محترم هستن در کل خلاصه بخوام بگم اگر کار اولی هستید و تجربه اول کاریتون هست میتونید روی اینجا برای یک مدت خیلی کوتاه حساب کنید نه خیلی
مدیریت بسیار ضعیف و خاله زنک، عفت کلام ندارن، پرداختی ها خوبه ولی از لحاظ روانی بسیار تو چالش هستی و در نهایت بعنوان نیروی بی لیاقت و به درد نخور باهات برخورد میکنن، بنظرم هدر دادم عمر و زندگیه اونجا کار کردن،، اولش متوجه نیستی ولی به مرور میفهمی و اینکه جای پیشرفت نداره چون مدیران خودشونو خییلی بالاتر از همه میدونن
تجربه کاری من در این مجموعه چیزی نبود که انتظار داشتم. من حدود چند ماهی میشه که این مجموعه رو ترک کردم اما چیزی که برای من بسیار آزاردهنده بود، نوع برخورد و رفتار مدیرعامل (م.م.م) با خانمها، بود. در طول مدتی که در این مجموعه بودم، مواردی دیدم که از نظر من کاملاً خارج از چارچوب حرفهای یک محیط کاری بود. صدا زدنهای غیرضروری، ایجاد موقعیتهایی برای تعامل بدون دلیل کاری، نگاههای معذبکننده در زمان صحبت کردن، و مطرح کردن سؤالهایی درباره مسائل شخصی مثل ظاهر و تغییرات فردی که هیچ ارتباطی با وظایف کاری نداشت، باعث ایجاد حس ناراحتی و ناامنی میشد. موضوع فقط تجربه شخصی من نبود؛ در صحبتهایی که با خانمهای مجموعه نیز داشتم، متوجه شدم آنها هم تجربهها و احساسات مشابهی درباره نوع برخورد و رفتارهای خارج از چارچوب حرفهای مطرح میکنند چیزی که برای بنده عجیب است این بود که با وجود واحد حراست و کلی قوانین و آییننامههای رنگارنگ، هیچکس انگار حاضر نیس درباره رفتارهای مدیرعامل به اصطلاح محترم حرفی بزنه. این در حالیست که همه معاونین و مدیران کاملا به این موضوع آگاهی دارن و در موردش حرف میزنن و میخندن، اما کسی حاضر نیس مسئولیتی قبول کنه و گزارشی دراین خصوص بده البته کسی جرات نداره و هرکسی ام جرات داشته الان اونجا نیس و با مجموعه خداحافظی کرده. حتی این آقا در این صنعت نیز با نام های مختلف و مرتبط با این موضوع لقب گرفته. چند بار هم بین کارکنان زمزمه شده بود که قبلاً هم اعتراضهایی مطرح شده، اما نتیجهای نداشته است. انگار تا وقتی اتفاقی خیلی جدی و غیرقابل انکار نیفتد، هیچکس قرار نیست واکنشی نشان بدهد. همین سکوت، از خود رفتارها ترسناکتر بود؛ چون به همه این پیام را میداد که اگر اعتراضی هم داشته باشی، احتمالاً کسی صدایت را نخواهد شنید. حدود دو سه سال پیش نیز در همین سایت تجربه ای من باب این موضوع ثبت شد که متاسفانه به ناحق حذف گردید البته همون زمان هم مدیرعامل با اجبار کردن مدیران ارشد خانم نسبت به ارائه کامنت های مثبت سعی در حذف و پنهان کردن این موضوع را داشت که خوب چون اون بندگان خدا چاره ای نداشتند مجبور به ارائه کامنت شدن. الان هم احتمالا بعد این کامنت مجدد همین کار رو انجام بده تناقض تلخ ماجرا این است که این اقا با نمایش چهرهای مذهبی و اخلاقمدار هر عمل ناشایستی رو که میخواد انجام میده. امیدوارم ویکی تجربه این تجربه رو مثل تجربه سایر دوستان در امیدپی حذف نکنه
من چند سال در این شرکت کار کردم، اولین چیزی که بعد از یه مدت به چشم میاد در شرکت عدم امنیت شغلی است،قرارداد ها یکماهه و راحت بدون دلیل خاصی قطع همکاری میکنن، مورد بعدی تایم کاری طولانی از ساعت ۸صبح تا ۶ بعد از ظهر ، امکان گرفتن مرخصی ساعتی نیست و هر زمان خواستی خروج از شرکت برا حتی یک ساعت داشته باشی باید تیکت جابجایی ساعت کاری ثبت کنی و هم زمان خارج از شرکت حالا هر چند ساعت شد رو جبران کنی و در شرکت بمونی و یا از تایم استراحت یک ساعته طی روزت استفاده کنی، مدیریت به شدت ضعیف و آماتور ، محیط کار در ظاهر دوستانه ولی در واقعیت کوچکترین کارت رو و حرفت رو در محیط شرکت منتقل میکنن به مدیریت ، مزایا هیچی جز حقوقت،دائما با دوربین چک میشی، دوره آموزشی خسته کننده و طولانی قبل از شروع کار، دائما عملکرد کاری ات چک میشه و بابت اشتباه جریمه میشی
مدتی است از آن مجموعه جدا شدم. یک سال اونجا بودم و هرچه بیشتر کار میکردم اوضاع تیرهتر میشد. کدبیس به شدت کهنه بود و با بدهی فنی فراوان همراه شده بود؛ اثراتش در همهجا مشهود بود. مدیریتها بیتجربه و به نوعی با اخلاقی زنانهشکل بودند که برخوردشان تحملنکردنی بود. از من میخواستند نقدم را جلوی جمع مطرح کنم، سپس یا آن را نادیده میگرفتند یا با ژستهایی، تقصیر را به من واگذار میکردند — جلسات رترو عملاً بیفایده بود. تیم لید عملاً وجود نداشت و برای ریفکتور و نوشتن تست، زمان یا منابعی در اختیار ما نمیگذاشتند؛ هر بار که به این مسائل اشاره میکردی، آنها را مسخره میکردند. حقوق هم وضعیت مطلوبی نداشت و بودجه صرفهجویی میکردند؛ از آنجا که خیلیها کارشان را کند انجام میدادند، اگر تو سریع بودی، فشار اضافی بیشتری به تو وارد میشد. در نهایت از نظر رشد فنی هیچ فرصت مشخصی وجود نداشت؛ اگر هدف رشد تکنیکی دارید، بهتر است کارآموزی در یک شرکت دیگر را ترجیح بدهید تا اینجا.
در آغاز کار وارد این مجموعه شدم و بهعنوان کارآموز فرصت حضور پیدا کردم. فرآیند مصاحبه آرام و دوستانه بود و کسی که با من گفتوگو کرد، برخوردی گرم و بدون استرس داشت. در طول سهماهه اول به تیم بازاریابی ملحق شدم؛ تیمی که همدلی و همکاری برایش اولویت است. فردی که مسئول آموزش بود با حوصله و دانش بالا همه چیز را گامبهگام توضیح میداد و برای پیشرفتم تا حد امکان انرژی میگذاشت. با پایان دوره، همکاری به صورت تماموقت رسمی آغاز شد. در این چهار ماه متوجه شدم فرصتهای رشد زیادی وجود دارد و همتیمیها و مدیران در مسیر من را تشویق و کمک میکنند؛ تنها کافی است انگیزه و تلاش داشته باشم.
من به عنوان یک برنامهنویس پایگاهداده در ونزیا نیل کار میکردم و از روز اول تا پایان همکاری، مجموعهای از قوانین داخلی که روی کاغذ ثبت شده بود را تجربه کردم. قراردادها عموماً موقته و سهماههای که دارم در طولش با مدیر دپارتمان تأیید تمدید یا لغو میشود؛ حقوق و مزایا طبق قوانین کار و تأمین اجتماعی پرداخت میشود و غیبت یا مرخصی در سهماه ابتدایی میتواند مدت قرارداد را طولانیتر کند. ساعات کار معمولاً شنبه تا سهشنبه از هشت تا هفده و چهارشنبه تا شانزده است و پنجشنبهها تعطیل است؛ ورود صبح بین هشت تا ۸:۱۵ تداخلی ندارد و بازههای شناوری وجود دارد که برای اکثر واحدها ۸:۰۰ تا ۸:۳۰ و برای تیم محصول از شبها تا صبح ۱۱ امکان دارد. اگر از این بازه استفاده کنی، باید همان روز جبران کنی یا به ازای آن کسر حقوق میخوری. حضور و خروج با کارت ساعت یا سامانه ثبت میشود و هر اصلاحی هم باید توسط مدیر تأیید شود. ناهار را باید خودت تهیه کنی و فقط ناهارخوری وجود دارد و نیم ساعت زمان ناهار جزو ساعات کاری محسوب میشود؛ تازهواردها معمولاً جای پارک ندارند. حقوق تا چهاردهم یا پانزدهم هر ماه واریز میشود و ممکن است به دلیل وصول مطالبات کمی تأخیر داشته باشد. امکان درخواست پیشپرداخت تا هشتاد درصد حقوق وجود دارد و در دوره آزمایشی هم مساعده قابل استفاده است. همه کارکنان از روز اول تحت پوشش تأمین اجتماعی هستند و امکان استفاده از بیمههای تکمیلی وجود دارد؛ شرکت پس از دو سال همکاری، هزینه بیمه تکمیلی را برای کارمند اصلی، همسر و یک فرزند تقبل میکند. هر تغییری در اطلاعات پرسنلی باید به واحد منابع انسانی اطلاع داده شود. دسترسی به پروندههای پرسنلی و فیش حقوقی از طریق سامانه داخلی است و شمارههای همراه نیز در سامانه برای سایر همکاران در دسترس است. رفتار در محیط کار باید مودبانه و منظم باشد؛ پوشش عمومی پذیرفته است اما ملاقات با مشتریان پوشش دقیقتری میطلبد و لوگوی شرکت باید روی لباس باشد. استعمال دخانیات در داخل شرکت ممنوع است و ایجاد رابطهای که به کار لطمه بزند، میتواند منجر به اقدام انضباطی شود. در برخورد با مشتریان و حضور در محل مشتریان، رفتار رسمیتر لازم است؛ باید به موقع حاضر بود و محدودیتهایی در پوشش و حتی حمل اسناد وجود دارد. اگر موضوعی در محل مشتری مطرح شد که مربوط به کارت نیست، باید سریعاً آن را به واحد مربوطه منتقل کنی و اینکه بگویی این وظیفه من نیست برای مشتری قابل پذیرش نیست. مرخصی استحقاقی سالانه طبق قانون کار است و برای درخواست باید روزانه حداقل از چهل و هشتمانین ساعت قبل اقدام کنی. فقط نه روز از مرخصی سال قبل قابل انتقال به سال بعد است و سایر ایام در تسویه بازخرید میشود. مرخصی بدون حقوق پس از تمام شدن مرخصی استحقاقی با موافقت مدیر دپارتمان امکانپذیر است. ماموریتها قوانین خاصی دارند: کمکهزینهها بر اساس واحد پایه محاسبه میشود و تغییرات سالانه ممکن است؛ برای ماموریتهای روزانه پیشپرداخت وجود دارد و فاکتورها پس از بازگشت باید تحویل داده شوند. سفرهای بیش از پنجاه کیلومتر یا اقامت شبانه بهعنوان روزانه محاسبه میشود و معمولاً برای ماموریتهای روزانه یک بلیط برای هر نفر تامین میشود، و استفاده از وسیله غیرعمومی ممکن است هزینه تفاوت را بر عهده تو بگذارد. آموزشهای اجباری وجود دارد و برخی کلاسها—even اگر تعطیل باشند—کارت
در ابتدا با من تماس گرفتند تا برای پشتیبانی و مدیریت دیتابیس و سرور به کار دعوت شوم، و گفتند قبول شدی. اما بین مقدار حقوقی که انتظار داشتم و حقوق پیشنهادی شرکت تفاوتی وجود داشت، ضمن اینکه دورههای تخصصی ادمین دیتابیس و سرور را گذرانده بودم و شرکت هم به این تخصص نیاز داشت، چند روز بعد برای مصاحبه دیگری با من تماس گرفتند. بعد از مدت کوتاهی بحثهای مربوط به شیفتهای کاری متغیر را بررسی کردیم تا به توافق برسیم. نهایتاً با صحبت مستقیم با مدیرعامل، پذیرش نهایی را به دست آوردم.
به دِگاه من، مصاحبه برای نقشم به عنوان برنامهنویس ارشد داتنت از مسیر پر از انتظار و سردرگمی گذشت. سه دفترچه با جوهرهای آبی و قرمز در اختیارم گذاشتن و گفتن حدود چهلوپنج سوال را باید با کدها روی کاغذ حل کنم. بخش منابع انسانی هم فرمی سنگین جلوی من گذاشت که نزدیک به دویست و چهل سوال داشت و باید پر میشد. پس از گذراندن آزمون فنی و مصاحبه با واحد منابع انسانی، اعلام کردند پروندهام در مرحله مجوز مدیرعامل است و از صبر و حوصلهام تشکر کردند. هشت ماه است که خبری نشده و من همچنان در سردرگمیام؛ احساس خستگی میکنم و از وضعیت پاسخدهی شرکت کلافهام و میخواهم بدانم چه میشود.
فضای کار در شرکت نیل الکتریک شوشتر را به گونهای دیدم که خیلی ریشهدار و سختگیرانه به نظر میرسید. اگر یکی از ارزشها یا سبک زندگی من با گروه غالب مطابقت نداشت، احتمال داشت رزومهام نادیده گرفته شود. ابتدا همه چیز مبهم بود، اما به مرور مرا به جلساتی میبردند تا اندازه پوشش و ظاهر را بررسی کنند و حتی پیگیریهای بیشتری درباره حضور در شبکههای اجتماعی انجام میدادند؛ پوشیدن مقنعه و مانتو بسته هم الزامی میشد. برای کارمندانی که تمایل دارند در محیطی پر از گروههای مذهبی و سیاسی کار کنند، ممکن است فضا قابل تحمل باشد، اما از نظر من بخش عمده همکاران از نظر سطح دانش کار مشابهی را ارائه میدادند و محیط کاری شباهت زیادی به ادارات قدیمی داشت. منابع انسانی معمولاً با قرارداد کوتاه آغاز میکرد و تلاش میکردند سبک زندگی را تغییر دهند؛ اگر موافقت نمیکردی، به صراحت میگفتند که رویکرد مذهبیِ مجموعه وجود دارد و با خداحافظی پایان میدادند.
شرکت خانوادگی لجن زار زن و شوهر به ترتیب رییس هیئت مدیره و مدیرعامل تخصص شما چندان اهمیتی ندارد باید مجیز گویی هر دو مدیر عامل یعنی مدیر عامل سازمانی و خارجی را بکنید کالاهای فیک و غیراصلی را به عنوان کالای اصل به کارفرماها غالب میکنند فرار مالیاتی وحشتناکی انجام میدهند ملک دارای سند مسکونی را غصب کرده بودند و به عنوان محیط اداری استفاده میکردند آدم های مجیز گو تنها میتوانند در این شرکت ماندگار شوند روابط نامشروع بسیار زیادی در این شرکت جریان دارد که منزجر کننده هستند
سلام، من بعد از 6 سال تجربه کاری تو این شرکت، اصلا پیشنهادش نمیکنم چون نقاط ضعف بسیار بالایی داره، اولا اگر قصد کار در این شرکت رو داری از الان باید بگم که قید سلامت روان و شخصیت رو بزن، دوما به ازای هر پاداش قطعا تا اخر ماه جریمه میشی مثلا +500 پاداش و -300 جریمه تاخیر، حدود 176 ساعت باید تا اخر ماه پر کنی که تاحالا پیش نیومده کسی بتونه پر کنه حقوق بسیار کمه و اصلا تلاشت دیده نمیشه من عمرمو دلسوزیمو پای کار گذاشتم و در نهایت با بی احترامی بیش از حد مجبور به ترک شرکت شدم که نه آخرین پایه حقوق، سنوات و عیدونه برای من واریز نکردن ، هیچکس با دل خوش از شرکت نرفته، توصیه میکنم سوابق شکایت شرکت رو بررسی کن طبق تاریخ و تعدادش متوجه میشی که از یک بازه به بعد همه رو پر دادن و حقی به کسی داده نشد. محیط از نظر خودشون دوستانس ولی اصلا اینطور نیست و تو از دستور همه باید پیروی کنی، اضافه کاری اصلا در این شرکت معنایی نداره. محیط امنی هست اما اصلا به حقوق بانوان اهمیتی داده نمیشه بلکه حقت رو نمیدن، اصلا تیم انتقاد پذیری نیستن اما ادعا دارن که هیچ مشکلی در شرکت ندارن و ناگفته نمونه که نظافت شرکت بشدت ضعیفه چون فقط وقتی مدیریت میومدن یا جلسه خاصی داشتیم به این موضوع توجه میشد و همه جارو خاک برداشته بود، به طور کلی بعد از یکسال که شرکت رو ترک کردم از لحاظ روحی تو هیچ شرکتی نتونستم درست کار کنم که مبادا سرم داد بزنن یا حقم رو ندن... معتقد هستن که با همه خوبن اما در آخر همه بهشون بدی میکنن در صورتی که یک بار قبول نکردند که شاید مشکل از خودشون باشه... بخوام تا آخر بگم خیلی طولانی میشه! امیدوارم با کامنتم تونسته باشم کمک کنم و کلام آخر جایی برید که قدرتون رو بدونن و اندازه زحمتتون حقتون رو بدن چون شما قراره نصف روز رو اونجا زندگی کنید :)
به هیچ وجه کار تو این شرکت رو توصیه نمیکنم و بیکار موندن بهتر از کار کردن با آدم های دروغگو و بیسواده که برای حقوق ندادن هر دروغی به شما میگن و هیچ آینده ای رو نمیشه تصور کرد تو این شرکت. رسما برده داریه کار کردن تو این شرکت
من از این شرکت بسیار راضی بودم چون در قطعی اینترنت مدیر تجهیزات شرکت من چیزی متوجه شدم گزاشت برای فروش که بتونه حقوق افراد بده . با من پارسال به صورت کامل تسویه کردند توی اخر اسفند ۱۴۰۵
سداد برای نیروهایی که سابقه کاری کم دارند جای مناسبی میتواند باشد. افرادی که سابقه کاری متوسط یا بالا دارند لازم هست توانایی خایــــه مالی داشته باشند تا در آنجا بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. البته میزان تاثیر این توانایی به مدیر شما هم بستگی دارد که چقدر متقاضی آن باشد. برای تشخیص موثر بودن آن به دانش مدیر خود و همچنین به رفتار مدیر خود با مدیر بالا تر توجه کنین. اگر دانش او اندک است و در زمان روبرو شدن با مدیر بالاتر به خایــــه مالی میپردازد قطعا موثر خواهد بود. برای تشخیص دانش مدیرتان به صحبت های خودتان با او دقت کنید. اگر حرف شما را به خود شما بگوید به احتمال زیاد فسیل است. بطور خلاصه فرهنگ سازمانی سداد از خایـــه مالی، زیرآب زنی و روابط پنهان تشکیل شده است. برای موفقیت ابتدا با خایـــه ها شروع کنین. روابط پنهان بسازید و زیرآب افراد مورد نظر مدیر خود را بزنید.
سلام دوستان من حدود 10 ماه تو این شرکت کار کردم فقط چیزهای مهم و فهرست وار میگم : - حقوق و با دو ماه تعویق پرداخت میکنند و اصلا تاریخ و محدوده زمانی پرداخت حقوق مشخص نیست - یک مدیر عامل معتاد داره که کلا پای منقل هستش و نظارتی بر شرکت نداره و بسیار آدم نوکیسه و بی ادبی هستش - پسر مدیر عامل که یک بچه 18 ساله است و فرزند طلاق هستش و دست آموز پدرش و یکی از چیزهایی که خوب یادگرفته پایمال کردن حق و حقوق کارمندها هستش و البته بسیار مکار و حیله گر - در حوالی دفتر مرکزی اونها اصلا جای پارک پیدا نمیشه و فاصله زیادی با ایستگاه مترو تاکسی و اتوبوس داره - دفترشون دوربین گذاشتن و شنود داره و اصلا هیچ نقطه ای امنی برای حتی یک مکالمه کوتاه و شخصی وجود نداره و یکی از کارهای روتین پسر مدیر عامل این هستش هر روز ساعت 3 بعد از ظهر میاد شرکت و حدود 2 ساعت به دیالوگ های کارمندان گوش میده و فیلم ها رو مرور میکنه و گزارش کار و به پدر معتادش میده - یک کارخونه تو اراک دارن که کیسه و گونی میدوزن و همه کارگرهای کارخونه دائما دارن ناله نفرینشون میکنن چون از اضافه کاری و نوبت کاری و تعطیل کاری و همه چیزشون میزنن و حقوق اونها هم دو ماه یکبار پرداخت میکنن و از سر ناچاری اون بیچاره ها اوجا مشغول بکار هستند . - این شرکت جای هیچ رشدی نداره و قدیمی ترین کارمند دفترشون نهایتا 8 تا 10 ماه سابقه اونجا داشته باشند اکثرا همیشه دنبال نیرو هستند و هر کی میاد بعد چند روز فرار میکنه من هم چون ناچار بودم مجبور شدم تحمل کنم و در انتها با کلی بیماری ذهنی و روانی از اونجا رفتم و عیدی و سنواتم و ندادن و باید شکایت کنم تا بتونم بعد چند ماه بهش برسم و به این نتیجه رسیدم بیکاری چند ماه بهتره تا با این کارفرما های بی شخصیت بصورت رایگان کار کنی
دوست دارم از این تجربه با لحن صریح اما حرفهای فاصله بگیرم و بازنویسیای ارائه کنم که هم معنای اصلی حفظ شود و هم به شیوهای تازه بیان گردد. در این شرکت احساس کردم که فضای کار به شدت نامطلوب است؛ رفتار مدیران خستهکننده و نگرشهای غیرمنطقی آنها کار را مشکل میکرد. نکتهای که به وضوح در میان همکاران میدیدم، فشارهای غیرقابلقبول و برخوردهای ناسالم بود که جو تیمی را بهطور چشمگیری مختل کرده بود. به ویژه واحد خدمات با مشکلات شدیدی دستبهدست هم داده و مشکلات را بیشتر میکرد. نام شرکت هم به دلخواه بهنظر من نام مناسبی برای ادامه کار نیست و به نظر میرسید این موضوع بخشی از نگرانیهای کارمندان باشد.
شب تجربهام رو با این جمله آغاز میکنم که شرکت مرکز تخصصی سمیرا، برای من هم فرصتهای مثبت هم چالشهایی داشته است. سالهای خوبی رو اینجا گذراندم و همواره حس کردم محیط کاری نسبتاً دوستانه و آرامی داریم. حقوقها معمولاً به موقع پرداخت میشد؛ تامین اجتماعی از همان ابتدا برایم فعال شد و در کنار آن در یک مقطع زمانی بیمه تکمیلی وجود نداشت اما حالا اگر بخواهی، خودت و افراد تحت مدیریت میتونه بیمه تکمیلی داشته باشن. با این وجود فاصله تا محل کار برام طولانی است و جای پارک هم واقعاً مناسب نیست.
هلدینگ بسیار ضعیف با پوسته بیرونی و ظاهری بسیار شیک و از درون مثل میوه ای خراب و پلاسیده.حقوق ها دیر امنیت شغلی صفر مدیریت افتضاح فورس کاری همیشه تعادل بین زندگی و کاری منفی 100.جزو بدترین تجربه های کاریم بود.از لحاظ تخصصی هر چقدر بی سواد تر باشید بیشتر به چشم میاید.به شدت خاله زنک بازی و زیرآب زنی.انقدر افتضاحه که در جنگ 12 روزه زبان زد شد تو اینستا بابت حقوق ندادن و اخراج یکماهه بدون حقوق کارمندان. اگر واقعا اعصاب و روانتون رو دوست دارید چنین جایی کار نکنید.آدمهای با تخصص بالا رو اخراج میکنن و آدمهایی که چاپلوس هستن رو نگه میدارن با کمترین تخصص.مزایای خاصی نداره نه بسته معیشتی نه هدایا یدونه پزشک سازمانی دارن یدونه روانشناس حقوقتون هم از برج 6 که میشه 4 قسطه میدن هر ماه هیچ برنامه ای رو زندگیتون نخواهید داشت بنده بعنوان شخصی که 4 سال اونجا کار کردم میگم
مستقما نقد جدی دارم به آقای ن . ا یک آدمی از لحاظ روحی اصلا تعادل ندارن ، سواد یک جمله بندی ساده رو ندارن چه برسه به موارد تخصصی یا زبان خارجی - اکسل میزارن جلوی این آدم با ماشین حساب اعدادشو جمع میزنه - روابط غیر کاری حرفه ای هم دارن که جز نقاط ضعف عجیبه ایشونه-به نظرم تو هر تیمی خواستید برید اما از اینجا دوری کنید - یا اگر با تو سری تو محیط کاری مشکلی ندارید برید اصلا
با تشکر از مدیریت محترم مجموعه در ابتدا که به نظرم تو حوزه خودشون تلاششون رو برای یک محیط کاری هم برای کارمند هم برای مشتری فراهم کردن - اما به نظرم نکته های منفی مجموعه قابل توجه هست : روال کاری و سیستمی اصلا ندارن و خیلی سنتی کار میکنن همین باعث میشه میزان کار به درستی اندازه گیری نشه مدیر های اصلی دید کاملی به پروموت شدن ها استخدام ها و حفظ نیروهای متخصص ندارن . مدیر های میانی اصلا تخصص لازم رو ندارن کلا سلیقه ای هست کاراشون از پروسه جذب بگیرید تا ارتقا یا حفظ و نگهداشت نیرو - شرکت عملا چیزی به اسم نیروی انسانی نداره و روال پرداختیه اضافه کاری شبکاری تعطیل کاری اصلا رعایت نمیشه . تیمکشی و یاربندی به صورت کاملا مشهودی دیده میشه و به نظرم تلخ ترین جاش اینه وقتی همکاران به هر دلیلی قطع همکاری میکردن جو شروع میکرد بد گویی از نیرو و در مورد عدم کفایتش که این حرفا پشت سر من هم بود ، خوب این باعث میشه که شما همیشه دید بدی داشته باشید و بی اعتمادی موج بزنه در کل به نظر بها دادن به یکسری مدیران یا سرپرست های میانی تو شرکت های کوچیک همیشه باعث آسیب های جدی به مجموعه و نیرو هست نظر های تعریف تمجیدی فیک نمیزارم اما در راس کار مثل اول جمله ام باز هم مدیران ارشد و بنیان گذاران مجموعه تشکر میکنم چون به نظرم آدم حسابی و خیلی محترم هستن در کل خلاصه بخوام بگم اگر کار اولی هستید و تجربه اول کاریتون هست میتونید روی اینجا برای یک مدت خیلی کوتاه حساب کنید نه خیلی
مدیریت بسیار ضعیف و خاله زنک، عفت کلام ندارن، پرداختی ها خوبه ولی از لحاظ روانی بسیار تو چالش هستی و در نهایت بعنوان نیروی بی لیاقت و به درد نخور باهات برخورد میکنن، بنظرم هدر دادم عمر و زندگیه اونجا کار کردن،، اولش متوجه نیستی ولی به مرور میفهمی و اینکه جای پیشرفت نداره چون مدیران خودشونو خییلی بالاتر از همه میدونن
تجربه کاری من در این مجموعه چیزی نبود که انتظار داشتم. من حدود چند ماهی میشه که این مجموعه رو ترک کردم اما چیزی که برای من بسیار آزاردهنده بود، نوع برخورد و رفتار مدیرعامل (م.م.م) با خانمها، بود. در طول مدتی که در این مجموعه بودم، مواردی دیدم که از نظر من کاملاً خارج از چارچوب حرفهای یک محیط کاری بود. صدا زدنهای غیرضروری، ایجاد موقعیتهایی برای تعامل بدون دلیل کاری، نگاههای معذبکننده در زمان صحبت کردن، و مطرح کردن سؤالهایی درباره مسائل شخصی مثل ظاهر و تغییرات فردی که هیچ ارتباطی با وظایف کاری نداشت، باعث ایجاد حس ناراحتی و ناامنی میشد. موضوع فقط تجربه شخصی من نبود؛ در صحبتهایی که با خانمهای مجموعه نیز داشتم، متوجه شدم آنها هم تجربهها و احساسات مشابهی درباره نوع برخورد و رفتارهای خارج از چارچوب حرفهای مطرح میکنند چیزی که برای بنده عجیب است این بود که با وجود واحد حراست و کلی قوانین و آییننامههای رنگارنگ، هیچکس انگار حاضر نیس درباره رفتارهای مدیرعامل به اصطلاح محترم حرفی بزنه. این در حالیست که همه معاونین و مدیران کاملا به این موضوع آگاهی دارن و در موردش حرف میزنن و میخندن، اما کسی حاضر نیس مسئولیتی قبول کنه و گزارشی دراین خصوص بده البته کسی جرات نداره و هرکسی ام جرات داشته الان اونجا نیس و با مجموعه خداحافظی کرده. حتی این آقا در این صنعت نیز با نام های مختلف و مرتبط با این موضوع لقب گرفته. چند بار هم بین کارکنان زمزمه شده بود که قبلاً هم اعتراضهایی مطرح شده، اما نتیجهای نداشته است. انگار تا وقتی اتفاقی خیلی جدی و غیرقابل انکار نیفتد، هیچکس قرار نیست واکنشی نشان بدهد. همین سکوت، از خود رفتارها ترسناکتر بود؛ چون به همه این پیام را میداد که اگر اعتراضی هم داشته باشی، احتمالاً کسی صدایت را نخواهد شنید. حدود دو سه سال پیش نیز در همین سایت تجربه ای من باب این موضوع ثبت شد که متاسفانه به ناحق حذف گردید البته همون زمان هم مدیرعامل با اجبار کردن مدیران ارشد خانم نسبت به ارائه کامنت های مثبت سعی در حذف و پنهان کردن این موضوع را داشت که خوب چون اون بندگان خدا چاره ای نداشتند مجبور به ارائه کامنت شدن. الان هم احتمالا بعد این کامنت مجدد همین کار رو انجام بده تناقض تلخ ماجرا این است که این اقا با نمایش چهرهای مذهبی و اخلاقمدار هر عمل ناشایستی رو که میخواد انجام میده. امیدوارم ویکی تجربه این تجربه رو مثل تجربه سایر دوستان در امیدپی حذف نکنه
من چند سال در این شرکت کار کردم، اولین چیزی که بعد از یه مدت به چشم میاد در شرکت عدم امنیت شغلی است،قرارداد ها یکماهه و راحت بدون دلیل خاصی قطع همکاری میکنن، مورد بعدی تایم کاری طولانی از ساعت ۸صبح تا ۶ بعد از ظهر ، امکان گرفتن مرخصی ساعتی نیست و هر زمان خواستی خروج از شرکت برا حتی یک ساعت داشته باشی باید تیکت جابجایی ساعت کاری ثبت کنی و هم زمان خارج از شرکت حالا هر چند ساعت شد رو جبران کنی و در شرکت بمونی و یا از تایم استراحت یک ساعته طی روزت استفاده کنی، مدیریت به شدت ضعیف و آماتور ، محیط کار در ظاهر دوستانه ولی در واقعیت کوچکترین کارت رو و حرفت رو در محیط شرکت منتقل میکنن به مدیریت ، مزایا هیچی جز حقوقت،دائما با دوربین چک میشی، دوره آموزشی خسته کننده و طولانی قبل از شروع کار، دائما عملکرد کاری ات چک میشه و بابت اشتباه جریمه میشی
مدتی است از آن مجموعه جدا شدم. یک سال اونجا بودم و هرچه بیشتر کار میکردم اوضاع تیرهتر میشد. کدبیس به شدت کهنه بود و با بدهی فنی فراوان همراه شده بود؛ اثراتش در همهجا مشهود بود. مدیریتها بیتجربه و به نوعی با اخلاقی زنانهشکل بودند که برخوردشان تحملنکردنی بود. از من میخواستند نقدم را جلوی جمع مطرح کنم، سپس یا آن را نادیده میگرفتند یا با ژستهایی، تقصیر را به من واگذار میکردند — جلسات رترو عملاً بیفایده بود. تیم لید عملاً وجود نداشت و برای ریفکتور و نوشتن تست، زمان یا منابعی در اختیار ما نمیگذاشتند؛ هر بار که به این مسائل اشاره میکردی، آنها را مسخره میکردند. حقوق هم وضعیت مطلوبی نداشت و بودجه صرفهجویی میکردند؛ از آنجا که خیلیها کارشان را کند انجام میدادند، اگر تو سریع بودی، فشار اضافی بیشتری به تو وارد میشد. در نهایت از نظر رشد فنی هیچ فرصت مشخصی وجود نداشت؛ اگر هدف رشد تکنیکی دارید، بهتر است کارآموزی در یک شرکت دیگر را ترجیح بدهید تا اینجا.
در آغاز کار وارد این مجموعه شدم و بهعنوان کارآموز فرصت حضور پیدا کردم. فرآیند مصاحبه آرام و دوستانه بود و کسی که با من گفتوگو کرد، برخوردی گرم و بدون استرس داشت. در طول سهماهه اول به تیم بازاریابی ملحق شدم؛ تیمی که همدلی و همکاری برایش اولویت است. فردی که مسئول آموزش بود با حوصله و دانش بالا همه چیز را گامبهگام توضیح میداد و برای پیشرفتم تا حد امکان انرژی میگذاشت. با پایان دوره، همکاری به صورت تماموقت رسمی آغاز شد. در این چهار ماه متوجه شدم فرصتهای رشد زیادی وجود دارد و همتیمیها و مدیران در مسیر من را تشویق و کمک میکنند؛ تنها کافی است انگیزه و تلاش داشته باشم.
من به عنوان یک برنامهنویس پایگاهداده در ونزیا نیل کار میکردم و از روز اول تا پایان همکاری، مجموعهای از قوانین داخلی که روی کاغذ ثبت شده بود را تجربه کردم. قراردادها عموماً موقته و سهماههای که دارم در طولش با مدیر دپارتمان تأیید تمدید یا لغو میشود؛ حقوق و مزایا طبق قوانین کار و تأمین اجتماعی پرداخت میشود و غیبت یا مرخصی در سهماه ابتدایی میتواند مدت قرارداد را طولانیتر کند. ساعات کار معمولاً شنبه تا سهشنبه از هشت تا هفده و چهارشنبه تا شانزده است و پنجشنبهها تعطیل است؛ ورود صبح بین هشت تا ۸:۱۵ تداخلی ندارد و بازههای شناوری وجود دارد که برای اکثر واحدها ۸:۰۰ تا ۸:۳۰ و برای تیم محصول از شبها تا صبح ۱۱ امکان دارد. اگر از این بازه استفاده کنی، باید همان روز جبران کنی یا به ازای آن کسر حقوق میخوری. حضور و خروج با کارت ساعت یا سامانه ثبت میشود و هر اصلاحی هم باید توسط مدیر تأیید شود. ناهار را باید خودت تهیه کنی و فقط ناهارخوری وجود دارد و نیم ساعت زمان ناهار جزو ساعات کاری محسوب میشود؛ تازهواردها معمولاً جای پارک ندارند. حقوق تا چهاردهم یا پانزدهم هر ماه واریز میشود و ممکن است به دلیل وصول مطالبات کمی تأخیر داشته باشد. امکان درخواست پیشپرداخت تا هشتاد درصد حقوق وجود دارد و در دوره آزمایشی هم مساعده قابل استفاده است. همه کارکنان از روز اول تحت پوشش تأمین اجتماعی هستند و امکان استفاده از بیمههای تکمیلی وجود دارد؛ شرکت پس از دو سال همکاری، هزینه بیمه تکمیلی را برای کارمند اصلی، همسر و یک فرزند تقبل میکند. هر تغییری در اطلاعات پرسنلی باید به واحد منابع انسانی اطلاع داده شود. دسترسی به پروندههای پرسنلی و فیش حقوقی از طریق سامانه داخلی است و شمارههای همراه نیز در سامانه برای سایر همکاران در دسترس است. رفتار در محیط کار باید مودبانه و منظم باشد؛ پوشش عمومی پذیرفته است اما ملاقات با مشتریان پوشش دقیقتری میطلبد و لوگوی شرکت باید روی لباس باشد. استعمال دخانیات در داخل شرکت ممنوع است و ایجاد رابطهای که به کار لطمه بزند، میتواند منجر به اقدام انضباطی شود. در برخورد با مشتریان و حضور در محل مشتریان، رفتار رسمیتر لازم است؛ باید به موقع حاضر بود و محدودیتهایی در پوشش و حتی حمل اسناد وجود دارد. اگر موضوعی در محل مشتری مطرح شد که مربوط به کارت نیست، باید سریعاً آن را به واحد مربوطه منتقل کنی و اینکه بگویی این وظیفه من نیست برای مشتری قابل پذیرش نیست. مرخصی استحقاقی سالانه طبق قانون کار است و برای درخواست باید روزانه حداقل از چهل و هشتمانین ساعت قبل اقدام کنی. فقط نه روز از مرخصی سال قبل قابل انتقال به سال بعد است و سایر ایام در تسویه بازخرید میشود. مرخصی بدون حقوق پس از تمام شدن مرخصی استحقاقی با موافقت مدیر دپارتمان امکانپذیر است. ماموریتها قوانین خاصی دارند: کمکهزینهها بر اساس واحد پایه محاسبه میشود و تغییرات سالانه ممکن است؛ برای ماموریتهای روزانه پیشپرداخت وجود دارد و فاکتورها پس از بازگشت باید تحویل داده شوند. سفرهای بیش از پنجاه کیلومتر یا اقامت شبانه بهعنوان روزانه محاسبه میشود و معمولاً برای ماموریتهای روزانه یک بلیط برای هر نفر تامین میشود، و استفاده از وسیله غیرعمومی ممکن است هزینه تفاوت را بر عهده تو بگذارد. آموزشهای اجباری وجود دارد و برخی کلاسها—even اگر تعطیل باشند—کارت
در ابتدا با من تماس گرفتند تا برای پشتیبانی و مدیریت دیتابیس و سرور به کار دعوت شوم، و گفتند قبول شدی. اما بین مقدار حقوقی که انتظار داشتم و حقوق پیشنهادی شرکت تفاوتی وجود داشت، ضمن اینکه دورههای تخصصی ادمین دیتابیس و سرور را گذرانده بودم و شرکت هم به این تخصص نیاز داشت، چند روز بعد برای مصاحبه دیگری با من تماس گرفتند. بعد از مدت کوتاهی بحثهای مربوط به شیفتهای کاری متغیر را بررسی کردیم تا به توافق برسیم. نهایتاً با صحبت مستقیم با مدیرعامل، پذیرش نهایی را به دست آوردم.
به دِگاه من، مصاحبه برای نقشم به عنوان برنامهنویس ارشد داتنت از مسیر پر از انتظار و سردرگمی گذشت. سه دفترچه با جوهرهای آبی و قرمز در اختیارم گذاشتن و گفتن حدود چهلوپنج سوال را باید با کدها روی کاغذ حل کنم. بخش منابع انسانی هم فرمی سنگین جلوی من گذاشت که نزدیک به دویست و چهل سوال داشت و باید پر میشد. پس از گذراندن آزمون فنی و مصاحبه با واحد منابع انسانی، اعلام کردند پروندهام در مرحله مجوز مدیرعامل است و از صبر و حوصلهام تشکر کردند. هشت ماه است که خبری نشده و من همچنان در سردرگمیام؛ احساس خستگی میکنم و از وضعیت پاسخدهی شرکت کلافهام و میخواهم بدانم چه میشود.
فضای کار در شرکت نیل الکتریک شوشتر را به گونهای دیدم که خیلی ریشهدار و سختگیرانه به نظر میرسید. اگر یکی از ارزشها یا سبک زندگی من با گروه غالب مطابقت نداشت، احتمال داشت رزومهام نادیده گرفته شود. ابتدا همه چیز مبهم بود، اما به مرور مرا به جلساتی میبردند تا اندازه پوشش و ظاهر را بررسی کنند و حتی پیگیریهای بیشتری درباره حضور در شبکههای اجتماعی انجام میدادند؛ پوشیدن مقنعه و مانتو بسته هم الزامی میشد. برای کارمندانی که تمایل دارند در محیطی پر از گروههای مذهبی و سیاسی کار کنند، ممکن است فضا قابل تحمل باشد، اما از نظر من بخش عمده همکاران از نظر سطح دانش کار مشابهی را ارائه میدادند و محیط کاری شباهت زیادی به ادارات قدیمی داشت. منابع انسانی معمولاً با قرارداد کوتاه آغاز میکرد و تلاش میکردند سبک زندگی را تغییر دهند؛ اگر موافقت نمیکردی، به صراحت میگفتند که رویکرد مذهبیِ مجموعه وجود دارد و با خداحافظی پایان میدادند.
شرکت خانوادگی لجن زار زن و شوهر به ترتیب رییس هیئت مدیره و مدیرعامل تخصص شما چندان اهمیتی ندارد باید مجیز گویی هر دو مدیر عامل یعنی مدیر عامل سازمانی و خارجی را بکنید کالاهای فیک و غیراصلی را به عنوان کالای اصل به کارفرماها غالب میکنند فرار مالیاتی وحشتناکی انجام میدهند ملک دارای سند مسکونی را غصب کرده بودند و به عنوان محیط اداری استفاده میکردند آدم های مجیز گو تنها میتوانند در این شرکت ماندگار شوند روابط نامشروع بسیار زیادی در این شرکت جریان دارد که منزجر کننده هستند
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.