دو ماه تو هلدینگ ملاصدرا، شعبه سعادتآباد کار کردم و باید بگم محیط کار اینجا خیلی نامطلوب بود. اگر یک دقیقه دیر کنی، از حقوق آخر ماه یکی ـ دو آیتم جریمه کسر میکنن. اضافهکار هیچوقت تعریف نشده و انتظار دارن بعد از ساعت پنج عصر رایگان برایشون کار کنیم. عیدی یا سنواتی برای نیروهاشون وجود نداره و نظم خیلی پایینی دارن؛ هر مدیر انگار جدا چیزی میزند و هماهنگی مشخصی بین مدیران نیست. در ابتدای کار، نیروها بیمه نمیشدن و با لحن گرندهای همون موقع سعی میکردن نظرت رو جلب کنن و این موضوع رو با بیمه توضیح نمیدن. بهوقوع مثل زندانی رفتار میکنن و اجازه نمیدن نفس بکشی. استفاده از گوشی شخصی هم ممنوع بود و کار سه نفر رو میخواستن از یه نفر انجام بده، با این تفاوت که انتظار داشتن عالی کار کنه. از همون ابتدا سفته میگرفتن و میگفتن بنویسید در وجه شرکت تا اگر در اداره کار شکایت کردی برای بیمه و عیدی و سنوات سفتهها اجرا بشه. هیچ احترامی برای نیرو قائل نبودن؛ اول امضا میگرفتن، بعد حقوق و تسویه واریز میشد. در قرارداد هم به نیروها هیچ قراردادی رسمی نمیدادن و متن قرارداد رو با تبصرههای مختلف کلیبندی میکردن تا به نفع خودشون sive.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به مدت یک سال و نیم در بخش مالی این شرکت فعالیت داشتم و نقش مدیر شرکت را بر عهده میزدم. آقای حاج، به شدت انسان با شخصیت و بزرگمنش هستند و تا کنون صدای بلندشان را نشنیدهام. از مزایای شرکت میتوان به حقوق بهموقع، بیمه تکمیلی، امنیت شغلی و هدایا در مناسبتهای مختلف اشاره کرد. تیم مالی پوششدهی کامل و همسو با یکدیگر دارد و به ویژه رئیس حسابداری بدون توقع، سالها است که آنچه آموخته را بیدریغ منتقل میکند. محیط کار امنی دارم و گروههای کاری فعال و پویا هستند. به طور کلی اگر فرصت پیش آمد، قطعا اینجا را توصیه میکنم.
بهتازگی کارم رو به صورت پروژهای و از راه دور آغاز کردم و در حال حاضر سه پروژه همزمان در بخش فرانتاند آغاز به کار کردهاند. من رابطهی مستقیمی با همکار خاصی ندارم و فایلهای طراحی از طریق Figma به دستم میرسد. خروجیها به صورت روزانه در گیت ثبت میشوند و برای این پروژهها دسترسی به جیرا هم دارم، اما فعلا نیازی به استفاده از جیرا احساس نمیشود.
هرچی ادمه لاییبالییه ریخته اونجا رفتار سرپرست غیرحرفه ای سوال های بی جا راننده سرویس شب پرو شوخی های زننده نگاه های پربار پسر های هول چندش ؛ رعایت نکردن بهداشت شخصی همکاران مرد،، کار به شدت سنگین راندبازی هرکیو خوششون بیاد خشگل باشه بسته های خوبی میدن بهش ، پزشک سازمانی بدرد نخور یارو سرش چیزه سنگین افتاده مسکن میده به جای نوشتن عکس دروغ توی مصاحبه استخدامی حقوق و تعطیلی
ماجرای کار من در شرکت پرگاس طب تجربهای پرفشار و ناامیدکننده بود. تا تیر ۱۴۰۲ در این مجموعه کار میکردم و دلیل قطع همکاری ما جمعی بودن اعتراضمان بابت عدم پرداخت حقوق بود که تقریبا ۵ ماه طول کشید. در نهایت، نحوه خروج ما بهعنوان اخراج ارائه شد، هرچند جزئیات با واقعیت مطابقت نداشتند. بعد از آن اتفاق، برخی از همکاران با حضور دوباره در شرکت، واقعیت اعتراض را انکار کردند یا ادعا کردند نقشی نداشته یا در مرخصی بودهاند. این رفتار باعث شد مسئولیت اعتراض بهدست عدهای دیگر بیفتد و فضای کار ناسالمتر شود. از نظر اداری، رفتارها خیلی حرفهای نبود و برخوردها تبعیضآمیز به نظر میرسید. حمایت و توجه بیشتر متوجه عدهای خاص بود تا درخور شایستگی و تلاش همه کارکنان. واحد منابع انسانی نه تنها از حقوق کارکنان دفاع نمیکرد، بلکه بیشتر به رضایت مدیران ارشد میاندیشید و قدر نیروی انسانی را بهطور مناسب نمیدانست. حقوق کارکنان برای شرکت اولویت نبود و مزایای مشخصی وجود نداشت. پاسخدهی به تعهدات مالی هم منظم نبود. قبل از هر همکاری، توصیه میکنم حتما درباره سابقه پرداخت حقوق، تعهدات مالی و جو مدیریتی مجموعه بهدقت تحقیق کنید.
من از تجربهام در شرکت زر ماکارون مینویسم؛ شرکتی که مثل خیلی دیگر از شرکتها وضعیتی معمولی دارد. حقوق نسبتا بهموقع و عادی است و از سال ۱۴۰۱ در اینجا فعالیت میکنم؛ تقریبا همه چیز رو به راه است. هر سه ماه پک ارزاق تعلق میگیرد و واحد پرسنل هم فعال است. جای پارک مناسب است و دسترسی به مجموعه خوب است. ساعات کار از هفت صبح تا هفت شب است و شبکاری هم وجود دارد. در مجموع میتونم بگم که اوضاع معمولی است و تجربههای مشابه در دیگر شرکتها هم دارم. رزومه خوبی برای آینده میتونید از این تجربه بسازید، هرچند کار نسبتا زیاد است و با تجربههای تازه همراه میشود.
بنده به مدت سه سال در این شرکت مشغول به کار بودم متاسفانه انقدر نکات منفی دارند که تو یک متن جوابگو نیست شرکت رو چند تا مدیر تازه به دوران رسیده مدیریت میکنند که هیچ بویی از انسانیت نبرده اند..انگار این ها از مریخ اومدن زمین تازه با موجودی به نام انسان آشنا شدند فقط میتونم بگم هیچ چیزی سرجای خودش نیست..سر کوچیکترین مسئله توهین میکنند و جریمه میکنند و خیلی راحت اخراجت میکنند. اگر هم مقصر نباشی باز هم روال به همین ترتیب هست.. همه مزایا اعم از پاداش.وام.ناهار..همش دروغ محضه.. شرکت بوی چاپلوسی و ادم فروشی گرفته.. خیلی مزخرف هستند
در این شرکت واقعا احساس کردم تفاوت بین تراز فنی و مدیریت اجرایی به چشم میآید و انتظار من از یک تیم موفق فرق میکند. مدیر فنی از همراهی با مدیرعامل راضی بود و حضورش بهعنوان یک فرد حرفهای و بااخلاق دیده میشد، اما رفتار مدیرعامل گاهی تضادهای آشکاری داشت. با وجود این که او بیانگری متخصص و حرفهای بود، تصمیمات مدیریتیاش گاهی منجر به ناامیدی میشد و حس نارضایتی را در تیم برمیانگیخت. نتیجه این وضع من را بیش از هر چیز به بازنگری در انتخاب همکاران و شیوههای اداره پروژه وادار کرد.
شرکت اشترن ایکس تکنولوژی را تجربه کردم؛ وقتی واردش شدم، احساس فشار کاری زیاد و مدیریت ضعیف بود. پس از چند ماه کار با این فشار، به طور جمعی تعدادی از همتیمیها را اخراج کردند. جالب اینجاست هنوز دنبال نیرو میگردند اما حقوق ما را کامل پرداخت نکردند و پاداش و عیدی سال قبل هم در مهر و با اصرار بچهها به دستتان نمیرسید. مزایا هم صفر بود و ادعا میکردند شرکت خارجی است. وضعیت فروش محصول آپ هم به هیچ عنوان خوب نبود و با این مدیریت مرتبتر نمیشود. خلاصه اوضاع دریافتنی بود و زمانم را بیدلیل تلف کردم. مدیر آنجا تنها پیگیر کارها بود و با داد و بیداد انتظار داشت تا دوازده شب بدون اضافهکاری کار کنم؛ در پایان هم تشکر سادهای نکرد و با تجربهای که از نیروهای خدمات هم داشت، هیچ نشانی از قدردانی نبود. هیچ قراردادی هم بهطور رسمی وجود ندارد.
من تجربه پشتیبانی در شرکت پیشگامان فناوری و دانش آرامیس (تپسی) را داشتم. یک سال برای پشتیبانی کار کردم، در قراردادها همیشه حداکثر سه ماهه بسته میشد و امنیتی وجود نداشت. مدیران و سرپرستان شعارهای زیادی میدادند و حتی با من دوست میشدند تا از من کار بیشتری بکشند. محیط کار پر از زد و بند بود و واقعا حس میکردم که همه با هم هماهنگاند. توصیه نمیکنم، چون برخی از سرپرستان با نگاه بالا به پایین رفتار میکردند و برای من هیچ ارزشی قائل نبودند.
دوست دارم بدون تعارف بگم که از این شرکت قطع همکاری کردم. وقتی قصد استخدام داشتم، اول نظرات منتشرشده در این سایت را خواندم اما به شدت تردید گرفتم و اعتماد نکردم. بهعینه دیدم که رفتار مدیران با هر کامنت منفی همسو بود و حتی به نظر من بعضی رفتارها فراتر از حد بود. واقعا این سوال برایم مطرح شد که آیا واقعا آنها انگار چند سال طول میکشد تا به تصمیماتشان برسند و این رفتارها برای جوانها عادی شده است یا نه؟ نتیجه کار با این مجموعه برای من دو چیز بود: حقوق نسبتا ناچیز و فشار روانی شدید.
من از انجام هر تقابل یا رفتار توهینآمیز یا بیاحترامی نسبت به همکاران یا اعضای تیم خودداری میکنم و ترجیح میدهم تجربهام را با لحن حرفهای و منصفانه بازگو کنم. در زمانی که مشغول به کار بودم، با افرادی از شرکت همکاری میکردم و در برخی گفتگوها با همکاران دیگر نکات و نکتهسنجیهای ناسالمی مطرح میشد. با وجود فشارها و فضای غیرمنصفانه، سعی میکردم روی وظایفم متمرکز بمانم و از هر گونه بیاحترامی یا اتهامهای غیرمسئولانه دوری کنم. در نهایت، احساس میکردم برخی برخوردها و مطالب مطرحشده به نحوی غیرقابل قبول بود و به نتیجهگیریهای غیرمنصفانه منجر میشد. این تجربه به من آموخت که فضای کار سالم و حرفهای نیازمند احترام و حد انصاف است و باید از هر نوع رفتار نابجا پرهیز کرد.
در محیطی کار میکردم که اگر دنبال پیشرفت بودم، به من فرصت میداد و اگر دنبال تخریب بودم نتیجهاش مشخص بود. فضا برای رشد و پیشرفت باز است وقتی که آدم ها هدف مشترکی داشته باشند و در همان حال افراد سمی جایی در محیط کار پیدا نمیکنند. پس اگر واقعا به کار کردن بها بدهید، فرصتهای زیادی برای فعالیت هست؛ اما اگر به دنبال چیزهای غیرکاری باشید، قطعا با موانعی روبهرو میشوید. در نهایت فهمیدم که مسائل در هر جایی هست، اما آدمهای همانجا تعیینکنندهی روال کار هستند.
من تجربهای داشتم از محیط کاری شرکت تایگر که به مرور با نامهای مختلفی معرفی میشد و امروز به دیکامپیوتر نوین تغییر نام داده است. این تغییرات صرفا به دلیل نارضایتی گسترده پرسنل از شرایط کار بود و به نظر میرسید ریشه در تجربههای کاری نامطلوب دارد. در این شرکت همواره مسأله حقوق با ابهام و نگرانی همراه بود. گاهی حقوق به شکل دلخواه کاهش مییافت و جریمههای مختلفی با دلایل گوناگون اعمال میشد؛ از جمله اینکه روزی را که از نظر کارفرما کاری انجام نشده بود، جریمه میشد یا تماس شخصی با مشکلاتی روبهرو میگردید. حتی هنگام ورود و خروج موظف به تحویل و دریافت گوشی بودیم. گاهی برای سفارش صبحانه هم ممکن بود جریمه لحاظ شود و فیش حقوقی وجود نداشت چون دو دفتر در کار بودند و هیچکجا قبول نمیکردند حقوق واقعی چندان روشن است. بنابراین هر طور که اراده میکردند از حقوق کم میشد. همیشه باید نگران بود که حقوق کامل پرداخت میشود یا نه و یا با مغایرتی روبهرو نمیشویم. سنوات، حق ارتقای شغلی و وعدههای غذایی هم به نسبت معدود داده میشد تا نسبت به پیگیری آنها خسته شویم. مرور کارهای خارج از شرح وظیفه نیز بدون جبران مالی معمول بود؛ ممکن بود بدون رضایت من از جایم بردارند یا مرا به بخش دیگری منتقل کنند یا کاری بخواهند که در شرح وظیفه نیست. برایشان کار کنم نه بر اساس علاقه یا تخصص، بلکه به خاطر دستور مدیرعامل، با همان حقوق حداقلی و سطح مسئولیت بالاتر از توافق اولیه. مخالفت میکردم و قطع همکاری میشد یا پذیرش میکردم و بار اضافی را میپذیرفتم. بند وجه التزام در قراردادها وجود داشت که کارفرما را قادر میکرد خسارت را بهطور یکطرفه مطالبه کند. گاهی اتهاماتی مبنی بر ورود خسارت زده میشد و کارمند را وادار به پرداخت خسارت میکرد؛ در نتیجه استعفا یا خروج امن کار سادهای نبود. ورود به کار معمولا یک تا ده روز بدون حقوق طول میکشید و اکثر پرسنل یک ماه و یک هفته پس از کار بیمه میشدند؛ امری که بهطور روشن نقض قانون بود. در صورت اختلاف با مدیران یا وکیل شرکت، ممکن بود با رفتارهایی مانند تهدید، ارعاب، فریاد، دعوا، توهین یا حتی دعوای فیزیکی مواجه شویم. این رفتارها در محیط کار گزارش میشد و میتوانست بخشی از فرهنگ کاری باشد. در زمینه پوشش کارکنان هم قوانین به صورت سلیقهای اجرا میشد و ممکن بود لباسی از یک فرد رد شود در حالی که لباس مشابه همکار دیگری پذیرفته میشد، بدون دلیل مشخص. این موضوع میتوانست منجر به ارسال به منزل برای همان روز و ثبت غیبت در سوابق بیمه و حقوق شود و نتیجهاش کسر از حقوق و تأثیر منفی بر بیمه بود. حتی این رفتوبرگشتها و غیبت و کسر حقوق برای چند دقیقه تأخیر هم به کارمندان تحمیل میشد. در کمیته انضباطی، کارمندان نقشی در انتخاب اعضا نداشتند و جلسات بدون رعایت اصول قانونی تشکیل میشدند. همین کمیته میتوانست منجر به اخراج بدون پرداخت حقوق کامل گردد. اگر کارفرما اجازه ندهد، اضافهکاری را هم نمیتوانستیم انجام دهیم، اگرچه وظایفی محول میشد که به زمان بیشتری نیاز داشت. اما اگر فرخوان کارفرما ماندن طولانیمدت را بخواهد، این دستور است و بدون موافقت قبلی اجرا میشد. پرداخت اضافهکاری هم به اندازه ساعات قانونی ۴۴ ساعته نیست و معمولا کمتر از
با توجه به تجربهای که از تایگر دارم، به نظر میرسید که تغییرات نام شرکت در طول مدت کم، به دلیل نارضایتی گسترده کارکنان و تجربههای کاری ناموفق صورت میگیرند. در گذشته این بنگاه با نامهای تایگر، دی کامپیوتر، هوشمند نوین و پیشگام پردازش دی فعالیت میکرد و اکنون با نام دیکامپیوتر نوین شناخته میشود. این تغییر نام به وضوح نشاندهنده نبود رضایت درون سازمانی است. حقوق در اینجا همیشه با ابهام همراه بوده است؛ گاه حقوق به شکل غیرشفاف و با کسرهایی غیرمنتظره از سوی کارفرما کش میشود. جریمهها با دلایلی گوناگون و گاها سلیقهای اعمال میشدند؛ از از دست دادن یک روز کاری به دلیل ارزیابی مدیران تا جریمه تماسهای شخصی، که در قرارداد هم به صراحت آمده بود که میبایست گوشی را داخل شرکت به دست بیاورید و بیرون تحویل دهید. حتی در مواردی صبحانه سفارش دادهشده توسط خودتان نیز میتوانست مشمول جریمه شود. اما فیشهای حقوقی معمولا دقیق نبودند یا به دو دفتر جدا منتقل میشدند و شفاف نبود که حقوق واقعی چقدر است؛ در نتیجه نمیشد از حقی که دارید مطمئن بود. همیشه این احتمال وجود داشت که حقوق کامل یا هر گونه مزایای سنواتی و وعدههای غذای کارمندان به سادگی پرداخت نشود و از درخواست حقوق و مزایا نیز واهمه داشتید. اضافهکاری و پاداشهای وعده دادهشده نیز به مقدار مشخصی پرداخت نمیشدند و گاه به صورت غیرمتعارف از شما انتظار میرفت بدون جبران فعالیت کنید. علاوه بر این، انجام کارهای فراتر از شرح شغل معمولا بدون جبران مالی یا رضایت کتبی، امری عادی بود. ممکن بود بدون رضایت شما از جایگاهتان جابهجا شوید یا از شما خواسته میشد که مسئولیتهایی با سطح بالاتر بپذیرید، تنها به این دلیل که مدیرعامل خواسته است، با همان حقوق پایین و سطح مسئولیت بالاتر. یکی از نکات قابلتوجه بند «وجه التزام» در قراردادها بود که به کارفرما اجازه میداد تا خسارت یا غرامت را بهطور یکجانبه مطالبه کند. این مسأله ممکن بود به استیفای خسارتهای غیرمنصفانه منجر شود و استعفا یا خروج امن را دشوار سازد. معمولا برای ورود به شرکت، یک دوره بدون حقوق هم وجود داشت و بیمه اکثر پرسنل با تاخیر، اغلب بیش از یک ماه بعد از آغاز همکاری پرداخت میشد؛ این رفتارها بهوضوح نقض قوانین بهحساب میآمد. در برخورد با اختلاف با مدیران یا وکیل شرکت، نمونههایی از رفتارهایی مانند تهدید، ارعاب، فریاد، دعوا یا توهین گزارش شده بود و حتی دعوای فیزیکی نیز مشاهده میشد. در مورد پوشش و لباس کارکنان، رفتارها بهصورت سلیقهای اعمال میشد و گاهی لباس یک نفر رد میشد در حالیکه لباسی مشابه از همکار دیگری پذیرفته میشد بدون توضیح موجه. این روند میتوانست منجر به اخراج یا ثبت غیبت در سوابق بیمه و حقوق شود و در نتیجه کسر حقوق و تأثیر منفی بر وضعیت بیمه را در پی داشته باشد. در جلسات کمیته انضباطی، کارکنان نقش کمتری در انتخاب اعضا داشتند و جلسات بدون رعایت اصول قانونی تشکیل میشد. بهعلاوه، همین کمیته میتوانست منجر به اخراج بدون پرداخت حقوق کامل گردد. درباره اضافهکاری نیز اگر کارفرما موافقت نمیکرد، امکان ماندن بیشتر در شرکت وجود نداشت، هرچند وظایفی به فرد محول
در این شرکت با چالشهای زیادی روبهرو شدم. مدیریت ناکارآمد و نبود شفافیت در تصمیمگیریها فضایی پر از بیثباتی ایجاد میکرد و امنیت شغلی پایینی داشت که استرس دائمی و روحیهی پایین را به همراه میآورد. با وجود تواناییهای همکاران، انگیزه برای ارائهی کار بهتر کم میشد و جابهجایی پرسنل به امری عادی تبدیل شده بود. در نهایت این وضعیت نه تنها به رضایت شخصی لطمه زد، بلکه به طور روشن بهرهوری و خروجی تیم را هم پایین آورد.
شرکت همراه اول با کمال توازن ادعاهای متفاوتی را همراه دارد: در همان تیمی که من بودم، هرکس با قراردادهای جذاب و پرداختی مناسب به نظر میآمد، اما واقعیت این بود که کسی یک دهم من هم کار نمیکرد و باز هم مزایای خوبی داشت. مرخصی هم به راحتی یک هفته قابل استفاده بود، در حالی که من حتی برای یک روز مرخصی در فصل به دلیل مشکلاتی که پیش میآمد ناچار میشدم حسرت بکشم. هر بخش به صورت جداگانه اداره میشد و کنترل مشخصی بر آنها وجود نداشت؛ به عبارتی رفیقسالاری و روابط نزدیک غالب بود. در کل، سازمان حس سلامت و شفافیت را به کارمند منتقل نمیکرد.
با وجود تلاشهای اختصاصی که انجام میدادم، فضای کار در این مجموعه بیشتر بر پایه روابط شخصی و کار غیرسیستمی است تا شایستهسالاری. برداشت من این بود که میزان تلاش و عملکرد افراد تأثیر مستقیم و قابلتوجهی در پیشرفت شغلی یا دریافت مزایا ندارد و در بسیاری مواقع روابط غیرکاری نقش پررنگتری ایفا میکند. در مدت همکاری، امکان ابراز نظر، نقد یا دفاع از خود برای من و برخی همکاران محدود بود و بازخوردها غالبا بهصورت یکطرفه منتقل میشد. آموزش سازمانی مشخص یا مسیر رشد روشن برای نیروها وجود نداشت که این موضوع به فرسودگی شغلی دامن میزد. فشار کاری و جبران خدمات بر این باورم تناسب بین حجم مسئولیتها و حقوق و مزایا بهطور مناسبی برقرار نبود. فشار کاری بالا بود، اما ارزیابی عملکرد به چشم دیده نمیشد و شفافیت لازم را نداشت. پاداشها و مزایا هم بهنظر میرسید سلیقهای تخصیص مییافت و معیار مشخصی برای این تخصیص اعلام نمیشد. ساختار سازمانی و منابع انسانی هر واحد تا حدی بهصورت مستقل عمل میکرد و هماندیشی بین واحدها چندان رواج نداشت. در تعامل با واحد منابع انسانی، تجربهای از پاسخگویی مؤثر، پیگیری مناسب یا حمایت سازمانی کافی نداشتم و فرآیندهای مربوط به پرسنل بهطور شفاف و قابلپیشبینی نبود. قراردادها کوتاهمدت بودند و تمدید آنها بهصورت دورهای انجام میشد، اما احساس امنیت شغلی و اطلاعرسانی روشن درباره ادامه همکاری برای من وجود نداشت. فرآیندهای مالی و رفاهی از نظر امکانات رفاهی، سطح خدمات در حداقلها بود. برخی فرایندهای مالی و اداری زمانبر و پیچیده بودند و مسئولیتهایی که معمولا به واحدهای پشتیبان سپرده میشود، در عمل به کارکنان محول میشد و این موضوع فشار مضاعفی ایجاد میکرد. فضای کلی کار در کنار همه این موارد، حضور افراد حرفهای و خوشبرخورد هم مشهود بود، اما بهنظر میرسید نرخ خروج نیروها بالا است و ثبات سازمانی کافی وجود ندارد. از منظر روانی، محیط کار برای من خستهکننده بود و ادامه همکاری را به صلاح نمیدانم. جمعبندی این تجربه، برداشت شخصی من از همکاری با این مجموعه است و ممکن است دیدگاههای دیگری هم وجود داشته باشد. اما بر اساس آنچه تجربه کردم، برای کسانی که به دنبال ساختار شفاف، امنیت شغلی، رشد حرفهای و محیط حمایتی هستند، این شرکت گزینه مناسبی بهنظر نمیرسد.
ذهنم از آغاز در این مجموعه کلینیک ایران نوین آرام بود و تا امروز حدود هشت سال در کنار تیم اینجا بودهام؛ جایی که حس میکنم با هم مثل خانوادهای واحد کار میکنیم و تا کنون مشکلی با همکاران یا کارفرما نداشتهایم. تجربهای که واقعا خوب به یاد دارم و برخلاف برخی نظرات منفی که شنیده میشود، من تا کنون ندیدهام که مجموعهای پول کسی را پس داده باشد. در تمامی دورهها و زمانهای بحرانی، این واحد همراه با کادر و مراجعینش ایستاده است و حمایتش را حفظ کرده است.
امسال شش ماهی میشود که در میاره مشغول به کارم و واقعا میفهمم که جدیدترین و مدرنترین شیوههای کارآموزی و فریب در این جا اجرا میشود. تبلیغاتشان را فریبنده ببینید و گولشان را نخورید؛ من در عرض یک هفته از چالش عبور کردم اما پس از ماهی پولم را با سختی به حسابم واریز کردند. میان این مسیر چهار بار جریمه شدم، بارها تیکت زدم و در نهایت به نتیجهای که خواستم نرسیدم. پشتیبانی به اندازهی انتظار کارش را انجام نمیدهد و هیچ راهی برای شکایت وجود ندارد. وقتی وارد کار شدی به نظر میرسی درآمد بالایی دارد، اما بعد از مدتی متوجه میشوی با چه کسانی روبهرویی. به لطف خدا از اینجا جدا شدم. خیلی از دوستانم گفتند ارزش ندارد و فقط دزدی میکنند اما به حرفشان گوش نکردم. خواهش میکنم تبلیغ این برنامه را نکنید؛ در این وضعیت اقتصاد هم به فکر هم باشیم. خداحافظ.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.