تجربه کار در مرکز تحقیق و توسعه کروز دو سال اول: جذاب بواسطه آشنایی با صنعت خودرو، تنوع و شیب یادگیری قابل قبول دو تا چهار سال: کسل کننده، سرعت یادگیری کند، لختی سازمان در تصمیم گیری، کاهش انگیزه بخاطر مواجهه با سیاسی بازی بیزنس یونیت ها و روسا چهار سال به بعد: متوجه میشی در یک مجموعه ساکن و بدون پیشرفت کار میکنی با مدیریت به معنای واقعی کلمه فشل (علی الخصوص مدیریت R&I) ، تعارض منافع سازمانی مخرب، شوآف افراد، تصمیمات کند و غیر حرفه ای، عدم ارتقا به موقع افراد لایق و ارتقا ناعادلانه افراد سوگولی. نمونه ای از حاکمیت کشور در مقیاس کوچک. محیط ناکارآمد، ناعادلانه، بهره وری پایین، مدیران فسیلی که برای حفظ موقعیت هر کاری ازشون برمیاد. اما در کلام مدیران همه چیز گل و بلبله و قطار پیشرفت با سرعت باورنکردنی در حال رسیدن به اهداف یکی پس از دیگری است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
جهنم دره ای به اسم آسیاتک یعنی هر چی بگم از مزخرف بودنش کم نمیشه،مثل پادگان نظامی میمونه اصلا هیچ چیز شما براشون مهم نیست جدیدا تماس های تی دی ال تی هم بهمون اضافه کردن بدون هیچ اموزشی،مشترک ها همه از آسیاتک ناراضی هستن من چند ماهه اینجا هستم دارم قرص اعصاب میخورم،تک تک تماس ها رو گوش میدن و نمره منفی میدن و از حقوق کم میکنن،مزخرف تر از اینجا هیچ جایی پیدا نمیکنید
شرکت رستافن را ترک میکنم چون در نهایت متوجه شدم حقوقم آنقدر نيست که وعدههای اولیه را به ذهن بسپارم. در فرآیند مصاحبه، قولهای زیادی داده میشود، اما با تورم و تغییرات ساعت کاری شناور، فاصله بین قولها و واقعیت بسیار زیاد است. در تیمهای فنی تحقیقات یا تولید، مدیران پاییندستی با رفتارهای بیادبانه و توهینآمیز برخورد میکنند و فضای کار به شکل اربابرعایتی است که همکاران زیر دست را بهنوعی تحت فشار قرار میدهد. فضای همدلی برای همکاری و رشد کم است و برای کسانی که دنبال پیشرفت هستند، معمولا با محدودیتهای زیادی مواجه میشوید و گاه مجبور میشوید فراتر از ساعات کاری کار کنید. در شرایط خاص کشور، امنیت شخصی هم کمی زیر سؤال میرود. شرکت بخشی از هزینههای ناهار را میدهد و میانوعده هم ارائه میکند که خوب است، اما پاداش و سود تنها به برخی تعلق میگیرد و برای کارمندای رده پایین ناچیز است. بیمه تکمیلی هم وجود دارد، اما در کل تجربه از نظر فرصت یادگیری و رشد مطلوب نیست.
دو سال تجربه کار به عنوان برنامهنویس در تیم سیستم جامع دریایی سپری کردم. در آن شرکت با چند مدیر روبرو بودم که عقدههای مدیریتی و بدبینانه در برابر کارکنان را به وضوح نشان میدادند. یکی از مدیران پروژه، آقای چشمنواز با عینکی با نمره بالا بود و مدیر فنی ما هم به همان سالها کچل بودند، هر دو از دانشگاه شریف هم بودن. از نظر فنی، بهپرداز جهان تا حدودی خوب ظاهر میشد، اما مسائل مهمتری مانند حقوق منصفانه، رفتار انسانی و تعهد به حقوق کارگری و وزارت کار به خوبی رعایت نمیشد. حقوق به موقع پرداخت میشد اما مبلغ آن اندک بود و مزایای بیمه هم در سطح حداقل قرار داشت. افزایش حقوق در سال جدید بسیار ناچیز بود و ارتباطی با سطح افزایش حقوقی که وزارت کار برای سال جدید تعیین میکند نداشت. تا جایی که میشد از کار میکشیدند و حس طلبکاری در میان اعضا وجود داشت؛ بخشی از تیم، که اغلب شاگردان همان مدیر پروژه در دانشگاه آزاد واحد جنوب بودند، به شکل ناسالمی با هم همدستی و فشار بیشتری بر سایر همتیمیها میگذاشتند. نتیجه این فضا باعث شد که حق همگان نادیده گرفته شود. من خودم دو سال بیشتر دوام نیاوردم و با خاطرهای ناخوش از این مجموعه و از مدیری با عینک با نمره بالا و فرد کچل که سابقهشان از شریف بود، تصمیم به خروج بگیرم.
به خاطر محیط کار ناسالمی که داشتم، مدت کوتاهی اونجا موندم. حقوق رو چند ماه یکبار میدادن و از بابت بیمه هم هنوز خبری نبود.
برای من کولر هوایی آبان تجربهای ناامیدکننده بود، با وجود اینکه با ورود نیروهای جدید، ناهمخوانیهای مدیریتی هم بالا بود. بعد از یک دوره تلخ که با تاخیر در پرداخت حقوق روبهرو شدم، تصمیم گرفتم از شرکت جدا شوم؛ چراکه احساس کردم افق فکری مدیران به قاپیدن جیب کارمند شبیه است و فرصت رشد حقیقی وجود ندارد. کارخانهشان در شیراز، منطقه صدرا است و دفتر کوچکی هم در تهران داشتند، اما مدیرعامل و دو مدیر ارشد اصلی شرکت در شیراز مستقر بودند. به جز حقوق، هیچ مزیت جانبی دیگری ارائه نمیکردند و با وجود درآمد بالا، نه پاداشی داشتند و نه حتی در اعیاد یا مناسبتها هدیهای میدادند. پایه حقوق را برای کاهش دریافتی به کار میبستند و گاهی با تفسیرهای قانونی، حقوق جمعه را هم به شکل دقیق محاسبه نمیکردند؛ مثلا اگر سه روز در هفته کار میکردم، جمعه را نصف روز محسوب میکردند و در صورت غیبت یا مرخصی در کل هفته، جمعه هم به عنوان روز بدون حقوق در نظر گرفته میشد.
در این مجموعه، جو کار بسیار ناسالم و پرتنش است و احساس میکنم مدیریت رفتارهای کنترلگرانه و بیرحمانهای دارد که با منطق و هماهنگی کمتری همراه است. گزارشهای روزانه کار به شکل مکرر درخواست میشود و این نظارت، فشار زیادی به تیم وارد میکند. محصولاتی که به عنوان نمونه معرفی شدهاند، هنوز از نظر کیفیت در جایگاهی نیستند که انتظار میرود و در سایت شرکت هم به نمایش گذاشته شدهاند؛ به نظر میرسد این پروژهها تا کنون توسط مصرفکنندگان جدی استفاده نشدهاند و آمار نصب آنها عمدتا به شرکتکنندگان در فرآیند مصاحبه نسبت داده میشود. شرکت به طور معمول تبلیغات استخدامی متعددی دارد و از داوطلبان خواسته میشود که اپها را نیز نصب کنند. از سوی دیگر، برخی کامنتهای مثبت در شبکههای اجتماعی به صورت ناشناس منتشر میشود و یکی از وظایف منشی شرکت، ثبت این نظرات است. مراسمی برای کارکنان برگزار میشود، اما جو آن به سختی و نامطلوب است و مدیریت با هدف گرفتن عکس، لبخند اجباری را به لبان کارکنان ناراحت میآورد؛ در هنگام قطع شدن کیک، تنش و اعصابخوردی به اوج میرسد. به نظر میرسد ساختار سازمانی قوام ندارد و همه تصمیمها به طور مستقیم از جانب مدیریت اجرایی میشود. ساعات کاری طولانی است و فشاری که از سوی مدیریت غیرمنصفانه و مداوم وجود دارد، به روان و اعصاب کارکنان فشار میآورد. اگر دنبال تجربه کار در محیطی با فضای کاملا پرتنش و ساختار مدیریتی سخت هستید، فرزان را میتوانید تجربه کنید…
بسیار بدقول هستن و پرداختیشون به شدت نامنظمه. هیچ اهمیتی به شما نمیدن فقط به فکر کافرما هستن و اصلا براشون مهم نیست شما رضایت داشته باشین یا نه. الان حدود ۱۰ تومن از پرداختی من هنوز تسویه نشده بعد گذشت ۳ ماه و فقط امروز فردا میکنن جواب درست حسابیم نمیدن. افتضاح ترین شرکت تولیدمحتوا. اصلا انگار صاحب نداره این شرکت خیلی بی در و پیکره و هیچی نظم نداره. تعرفه اشونم برای دستمزد نویسنده نسبت به شرکت های دیگه کمه.
سلام من امروز یکسری کامنت در خصوص شرکت موج پژوه خواندم که واقعا ناراحت شدم من الان 8 سال هست که با این مجموعه همکاری دارم و همیشه همه امور بر پایه ادب و احترام و نظم بوده و اگر بی نظمی و عدم تعهد کاری داشته باشیم حتما با نفر مربوطه برخورد خواهد شد اما در صورت انجام اموری که به نفر مربوطه محول شده است هیچ مشکلی پیش نمی آید و در صورتی که مشکلی در کار بوجود آید با اعلام به موقع مسئله به مدیر بالادستی و اعلام ایشان به مدیر عامل در پی حل مسئله خواهند بود. از مزایا هم پرداخت به موقع و منظم حقوق - پاداش- پرداخت وام و بسته های مناسبتی می توان نام برد. در کل در این شرکت هر لحظه با وجود مدیران با دانش بالا به خصوص مدیر عامل بسیار باسواد می توانیم تجربه های بسیار ارزشمند بدست آوریم.
با سلام من مدیر مالی شرکت ساختمانی آبنیه واقع در محله چیذر تهران هستم من حدودا یک سال پیش بدون سابقه کاری وارد موسسه شدم و همراه چند تن از دوستانم شروع به طی کردن دوره کردیم. در طول دوره بسیاری از دوستانم به دلیل عدم اعتماد به موسسه و دلهره های بیجا و نادرست از ادامه همکاری با موسسه سر باز زدند و در حال حاضر در جاهای دیگری با حقوقی بسیار پایین مشغول کار هستند. آنها عدم رسیدنشون به خواسته های خودشون رو موسسه میدونن اما واقعیت امر چیز دیگه ای هستش. بنده کار با موسسه رو ادامه دادم و در حال حاضر با حقوق بسیار بالایی مشغول به کار هستم. اگر در حوزه کار کوشا و ثابت قدم نیستید پیشنهاد میکنم سمت هیچ موسسهای نرید تا حداقل مزاحم وقتشون نباشید.
اگر بخواهم به طور واقعی از تجربهام بگویم، به این نتیجه رسیدهام که شایسته نیست هر چند ماه یکبار با حقوقی نصفه و نیمه روبهرو شوم و از بیمه هم محروم بمانم؛ بنابراین ترجیح میدهم از ورود به محیطی چنین سمی خودداری کنم.
سلام به همه کسانی که ممکن است به دنبال فرصتهای شغلی در هلدینگ ایران روور هایپرکار باشند. من تصمیم گرفتم تجربه یکساله خودم رو در این شرکت به اشتراک بگذارم تا شاید به دیگران کمک کنه که تصمیم بهتری بگیرن. من از حدود یک سال پیش با این هلدینگ همکاری کردم و باید بگم که این تجربه، بدون شک، بدترین سابقه کاری من تا به امروز بوده. از همان روزهای اول، نشانههای سوءمدیریت و بینظمی در همه سطوح شرکت آشکار بود و هر چه زمان میگذشت، این مشکلات عمیقتر و آزاردهندهتر میشد. در ادامه، سعی میکنم جزئیات رو به صورت کاملتر توضیح بدم تا تصویر واضحتری از شرایط حاکم بر این محیط کاری ارائه بدم. ابتدا باید به مسئله مدیریت و ساختار سازمانی اشاره کنم. در هلدینگ ایران روور هایپرکار، چیزی به نام مدیریت حرفهای یا سیستماتیک وجود نداره. سوءمدیریت به قدری واضحه که انگار شرکت بدون هیچ برنامهریزی یا استراتژی مشخصی اداره میشه. تصمیمگیریها اغلب بر اساس سلیقه شخصی مدیران گرفته میشه و هیچ گونه شفافیت یا پاسخگویی وجود نداره. مثلاً، اگر مشکلی پیش بیاد، هیچ کانال رسمی برای پیگیری وجود نداره و کارکنان مجبورن خودشون رو به در و دیوار بزنن تا شاید جوابی بگیرن. این وضعیت نه تنها بهرهوری رو پایین میآره، بلکه باعث ایجاد استرس و ناامیدی مداوم در میان پرسنل میشه. یکی از بزرگترین مشکلات، نبود واحد منابع انسانی واقعی و کارآمد هست. در این شرکت، مفهوم منابع انسانی عملاً بیمعنیه. هیچ برنامهای برای آموزش کارکنان، ارزیابی عملکرد، یا حتی حمایت از حقوق کارمندان وجود نداره. کارکنان مثل چرخدندههایی هستن که فقط باید کار کنن، بدون اینکه به رفاه یا توسعه حرفهایشون توجهی بشه. من در طول این یک سال، بارها سعی کردم با مدیران در مورد مسائل مختلف صحبت کنم، اما همیشه با بیتوجهی یا وعدههای توخالی روبرو شدم. این نبود حمایت، باعث میشه که کارکنان احساس کنن که هیچ ارزشی ندارن و فقط ابزاری برای سودآوری شرکت هستن. حالا بیایم به مسائل مالی و پرداختها بپردازیم، که یکی از دردناکترین بخشهای تجربه من بود. در طول این یک سال، من هرگز حقوق کامل و بهموقع دریافت نکردم. پرداختها همیشه به صورت علیالحساب انجام میشه، یعنی مبلغی کمتر از حقوق واقعی، و حتی همون علیالحساب هم با تأخیرهای طولانی همراهه. گاهی اوقات، تأخیرها به چند هفته یا حتی ماه میرسه و هیچ توضیح منطقیای برای این تأخیرها ارائه نمیشه. بدتر از همه، هیچ کسی پاسخگو نیست؛ نه مدیران، نه بخش مالی، و نه هیچ واحد دیگهای. من بارها سعی کردم پیگیری کنم، اما همیشه با جوابهای سربالا مثل «در حال بررسی هستیم» یا «به زودی پرداخت میشه» مواجه شدم. این وضعیت نه تنها زندگی مالی کارکنان رو مختل میکنه، بلکه باعث میشه که افراد نتونن برنامهریزی درستی برای زندگیشون داشته باشن. تصور کنید که هر ماه منتظر باشید تا ببینید آیا میتونید قبضها رو پرداخت کنید یا نه – این واقعاً خستهکننده و ناامیدکنندهست. در مورد بیمه هم وضعیت مشابهی حاکمه. پرداخت حق بیمه با تأخیرهای حداقل ۴ ماهه انجام میشه، که این خودش نقض قوانین کاره. کارکنان مجبورن خودشون پیگیری کنن و گاهی اوقات حتی بعد از پیگیری، هیچ تغییری ایجاد نمیشه. علاوه بر این، وقتی نیرویی از شرکت خارج میشه، هیچ تسویه حسابی صورت نمیگیره. سفتههایی که از کارکنان گرفته میشه، برگردانده نمیشه و خیلی از پرسنل سابق، حتی بعد از یک یا دو سال، هنوز منتظر تسویه حسابشون هستن. من خودم شاهد بودم که همکارانی که شرکت رو ترک کردن، ماهها یا سالها پیگیر حقوق عقبمانده، بیمه، و سفتههاشون بودن، اما شرکت هیچ اقدامی نمیکنه. این رفتار نه تنها غیرقانونیست، بلکه نشاندهنده بیاحترامی کامل به حقوق کارمندان هست. قراردادهای کاری هم در این شرکت به شکل مسخرهای مدیریت میشن. معمولاً قراردادها در پایان اعتبار قبلی امضا میشن، یعنی کارکنان برای مدتی بدون قرارداد رسمی کار میکنن و این باعث ایجاد ناامنی شغلی میشه. محتوای قراردادها هم اغلب مبهم و به نفع شرکت نوشته شده، بدون اینکه حقوق کارکنان رو به طور کامل پوشش بده. من بارها دیدم که کارکنان مجبور به امضای قراردادهایی شدن که اصلاً با شرایط اولیه توافقشده مطابقت نداشت. علاوه بر مسائل مالی و اداری، محیط کاری در هلدینگ ایران روور هایپرکار به شدت سمی و سطحیست. روابط بین کارکنان و مدیران پر از تنش و رقابت ناسالمه. جو حاکم بر شرکت، بیشتر شبیه به یک محیط غیرحرفهایست تا یک سازمان مدرن. شایعهپراکنی، عدم همکاری، و حتی رفتارهای توهینآمیز رایجه و هیچ مکانیسمی برای حل این مشکلات وجود نداره. این محیط سمی نه تنها بر روحیه کارکنان تأثیر منفی میذاره، بلکه بهرهوری کلی رو هم پایین میآره. من در این یک سال، بارها احساس کردم که در یک فضای خفقانآور کار میکنم، جایی که هیچ فضایی برای رشد یا خلاقیت وجود نداره. در نهایت، میخوام به یک مسئله شخصی اشاره کنم که واقعاً اوج بیمسئولیتی شرکت رو نشون میده. من در فروردین ماه، یک سفته ۳۰ میلیون تومانی برای دریافت وام ۱۵ میلیون تومانی دادم. حالا بعد از گذشت بیش از ۶ ماه، نه وام پرداخت شده و نه سفته برگردانده شده. هر بار که پیگیری میکنم، با بهانههای مختلف روبرو میشم و هیچ پیشرفتی حاصل نمیشه. این وضعیت نه تنها اعتماد من رو از بین برده، بلکه باعث ایجاد مشکلات مالی اضافی شده. تصور کنید که سفتهتون دست شرکتی باشه که هیچ اعتمادی بهش ندارید – این واقعاً ترسناکه. در کل، تجربه من در هلدینگ ایران روور هایپرکار پر از ناامیدی، استرس، و احساس بیارزش بودن بود. اگر به دنبال یک محیط کاری سالم، با پرداختهای منظم و مدیریت حرفهای هستید، پیشنهاد میکنم جای دیگهای رو انتخاب کنید. امیدوارم این اشتراکگذاری کمک کنه تا دیگران از اشتباه من درس بگیرن و وارد چنین تلهای نشن. اگر سؤال بیشتری داشتید، خوشحال میشم جواب بدم!
ایجاد محیطی پویا و یک تجربه کارآمد برای من در فراداده رایانه سورنا رقم خورد. در این فضا همکاران با دلسوزی همراهی میکردند و فضای حرفهای شرکت فرصت مناسبی برای رشد فردی و ارتقای مهارتهای تخصصی فراهم میشد. از ویژگیهای مثبت حضور در این مجموعه میتوان به نظم سازمانی، احترام متقابل، تعهد به کیفیت کار و روحیه کار تیمی اشاره کرد که تجربه کاربری من را بهبود بخشید. رهبری مجموعه با رویکردی خردمندانه و برنامهریزی دقیق و پشتیبانی مستمر، انگیزهبخش بود و نقش موثری در افزایش سطح کاری و توسعه حرفهای من ایفا کرد. بیصبرانه از فرصتی که برای همکاری در این محیط سازنده داشتم سپاسگزارم.
سلام دوست عزیز، لازمه چند نکته را شفاف خدمتتان عرض کنم: ۱. درباره صحبتهایی که در مورد مدیران شرکت فرمودید: اشاره کردید برخی مدیران «اخراجی» بودهاند؛ این ادعا نادرست است. تمام مدیران فعلی شرکت افراد باتجربه و باسابقه مدیریتی هستند و هیچکدام سابقه اخراج ندارند. اگر شما سند یا اطلاعات دقیق در این مورد دارید، لطفا به عنوان مدیر منابع انسانی به بنده ارائه کنید تا بررسی شود. اما بیان چنین مواردی بدون هویت مشخص، هم یکطرفه قضاوت کردن است و هم دور از انصاف. ۲. موضوعی که فرمودید “دو ماه از زندگیتان حرام شده”: برای اینکه موضوع را دقیق بررسی کنیم، لطفا مشخص بفرمایید منظور چیست؟ آیا کاری خارج از تخصص شما به شما محول شده؟ آیا انتظاری خارج از شرح وظایف از شما خواسته شده؟ آیا حقوق یا مزایای شما پرداخت نشده؟ اینها مسائل مربوط به حقوق منابع انسانی است و قطعا قابل پیگیری است. در خصوص کارانه نیز دقیقا درست است—جزو حقوحقوق شماست و حتی اگر فقط چند ماه حضور داشتید، در زمان تسویه برای شما پرداخت میشود. اگر فکر میکنید حقی از شما تضییع شده، بفرمایید تا پیگیری کنم؛ و اگر نیاز بود، با هم خدمت مدیرعامل محترم مراجعه خواهیم کرد. ۳. درباره مدیرعامل محترم: به نظر میرسد از سوابق ایشان اطلاع کافی ندارید. تنها با یک جستوجوی ساده میتوانید سوابق قابلتوجه ایشان را مشاهده کنید، از جمله: بیش از ۱۷ سال سابقه مدیریتی در بانک ملت، شرکت یاس ارغوانی، بانک سامان، پردازشگران سامان، شرکت خدمات انفورماتیک و نگاه بانک کارآفرین دکتری هوش مصنوعی از دانشگاه تربیت مدرس (۱۳۹۳) ۱۲ سال سابقه تدریس دانشگاهی و مرتبه دانشیاری و دو سال مدیریت عامل همین شرکت در همین دو سال، شرکتی که چهار سال متوالی زیانده و در آستانه تعطیلی بود، به سوددهی پایدار رسیده و یک تیم قوی، متعهد و متخصص برای بانک شکل گرفته است. چند پروژه بزرگ و ملی نیز انشاءالله تا پایان سال رونمایی خواهد شد. بنابراین بهتر است بدون اطلاعات کامل، درباره دیگران داوری نفرمایید. در نهایت، اگر ابهامی دارید یا موضوعی هست که نیاز به صحبت دارد، در اتاق من به روی شما باز است. بیایید حضوری صحبت کنیم تا سوءتفاهمها برطرف شود و اگر حقی برای شما وجود دارد، حتما پیگیری شود.
در این مجموعه، من به عنوان کارشناس فروش مشغول به کار بودم و فضای کاری آن را بسیار دوستانه و امن میدیدم. مدیریان جوان مجموعه را اداره میکنند و این رویکرد موجب شده حضور کارکنان حس تعلق و انگیزه بیشتری داشته باشند. یکی از نکات مثبت، پرداخت منظم حقوق بود؛ علاوه بر حقوق پایه، کارانه و پاداش نیز دریافت میکردیم که به بهبود انگیزه و رضایت شغلی کمک میکرد.
درباره این شرکت تجربه خودم را چنین به خاطر دارم که چند ماه پیش تماس گرفتم تا رزومهام را برای یکی از آگهیهای شغلی بفرستم. اما هر بار که ارتباط برقرار میکردم، با فردی متفاوت وصل میشدم و پس از توضیح مفهوم کار، دوباره به شخص دیگری ارجاع میشدم. در نهایت آخرین تماس هم قطع شد و از کار کلا منصرف شدم. نمیدانم این تجربه چه خوبی یا بدی برای کار در کارخانه داشت، اما ترجیح میدهم با شما راجع بهش بررسی کنید. اگر حضوری هم بخواهید بیایید، من تصمیمم را گرفتم و دیگر پیگیری نمیکنم. شاید مشکل از خطوط تلفن بود یا ارتباط برخی افراد با هم درست نیست.
مدت پنج ماه بود که حقوق نگرفتیم و با وجود این، رضایت کمرنگ اما موجود بود. من هفت سال است که اینجا کار میکنم و انگار یک جزیی کوچک از یک رودخانه برای کارمندانی با توقعات متوسط یا پایین ارائه میدهند؛ جایی که مزایا پاسخگوی نیازها نیست و سطح انتظار باید پایین نگه داشته شود تا به گزینههای دیگری دست پیدا نکنیم. در نهایت باید بگویم که تحمل برایم تاحدی وجود دارد، خدا را شکر.
برای من آن مجموعه حقوقی به هیچ وجه هدف مشخصی ندارد و از هر عنوان شغلی برای تبلیغ کلاسهای خودش استفاده میکند. قرارداد نمیبندند و بیمه هم ارائه نمیشود. فضای اداری منظمی هم وجود ندارد و مدیری را داشتم که اخلاق حرفهای در محیط کار را نمیشناخت.
متشکریم که تجربه تان را به اشتراک گذاشتید. در شرکت آرمان ما به بازخوردهای کارکنان، چه در دوره آزمایشی و چه پس از آن، اهمیت می دهیم و همواره تلاش میکنیم محیطی منصفانه و حرفه ای برای همه اعضای تیم فراهم کنیم.احترام به تفاوت های فردی و دوری از هرگونه تبعیض، بخشی از ارزش های اصلی ماست و ایجاد حس تبعیض یا تقسیم بندی «خودی و ناخودی» چیزی نیست که مورد تایید فرهنگ سازمانی ما باشد. اگر احساس کردید این ارزش ها در طول همکاری رعایت نشده، خوشحال میشویم جزئیات بیشتری از تجربه خود را بصورت مستقیم با واحد منابع انسانی در میان بگذارید تا بتوانیم اقدامات لازم را انجام دهیم. هدف ما فراهم کردن محیطی است که همه اعضای تیم در آن احساس احترام و ارزشمندی داشته باشند. به هرحال، انتخاب مسیر شغلی حق هر فرد است و امیدواریم در ادامه راه، تجربیات بهتری داشته باشد.
تمام نظرات مثبتی که اینجا نوشته میشه کار همون خانمه،حتی از طرف منابع انسانی نظر مینویسه،حتی اگه به تاریخ و ساعت نگاه کنید میبینید چقدر ناشیانه این کار را انجام میده متاسفانه دو ماه از زندگیمو حرام کسی کردم که اولین سابقه مدیریتی شه و از دو شرکت قبلیش هم اخراج شده و از همه بدتر مدیر عاملی با دو سال سابقه مدیریتی هست که شدیدا پشتیبان این دختره دلیلش بماند برای چه،فقط تو دو ماهی که من بودم پنج نفر از تیم این خانم استعفا دادند در کل سال آمارش بیاد خیلی جالب میشه،خانم ما محترم به جای اینکه بیای اینجا نظر مثبت راجع به خودت بدی بهتره رفتار بیمارگونه خودتو اصلاح کنی اوضاع به جوریه مدیرعامل با اسم منابع انسانی میاد اینجا نظر میده دیگه پی به عمق فاجعه ببرید،کارانه من که جزو حقوقم هست و ندادن
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.