برای من بهعنوان تجربهای از شرکت کاربین در حوزه کاریابی گزارش شده است که در آن نویسنده با ابراز نگرانی شدید از کلاهبرداری و قربانیشدن سخن میگوید. او ادعا میکند که برخی افراد شخصی با نامهای مختلف تحت تعقیب کیفری هستند و از شرکتهای مرتبط با کاربین بهعنوان کلاهبرداری نام میبرد. همچنین اشاره میکند که سرمایه چند شرکت پلمپ شده و شرکتهای دیگری با نامهای مشابه ایجاد شدهاند تا افراد بیشتری را فریب دهند. به گفته نویسنده، کانالی تلگرامی وجود دارد که بهنوعی به بازشناسی این شیادان کمک میکند و تعداد زیادی از مالباختگان در آن دیده میشوند. با این حال تأکید میکند که مراقب باشید و از تجربه ناگوار آنها درس بگیرید تا قربانی نشوید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من هم همیشه این حس وجود داره که این سایت بیشتر از همه تجربههای اخراجیها رو جمعآوری میکنه، چون اغلب کسانی که ثبت میکنن یا وضعیت خودشونو ترک کردن یا از کار بیرون رفتن. به نظر میرسه افراد فعلا مشغول کار نیستن یا از آیندهای که داشتن راضی نیستن، وگرنه چرا باید اینجا ثبت کنن؟ خلاصه اینکه به نظر میرسه بیشتر تجربههای مربوط به خروج از شرکتها توی این سایت جمعآوری میشه.
تمام حوادثی که دوستان گفتن، واقعا وجود دارن: حقوق به موقع پرداخت میشه، تعادل زندگی و کار هم به هم میخوره، اما در نهایت بر سود کارفرما تمرکز دارن. شاید تصور کنید حقوقتون خوبه، اما در بخشهایی از شرکت به گونهای ازتون کار میکشن که فرصت استراحت شبانه هم براتون باقی نمونده و خستهتون نگه میداره. راستش بسته به خودتون هم داره؛ اگر فقط میخواید کار کنید و در آخر هفتهها فقط بخوابید، خانوادهتون رو نبینید و با همکاران ارتباطی نداشته باشید، اینجا مناسب شماست. میگن تصمیم درست بگیر، اما اینجا هیچ ارزانی بیعلت نیست؛ دستمزد شما بهاندازهای نیست که در مقابل کار کشیدن، ارزشش رو داشته باشه و حتی بیشتر هم کار میکشند. حقوق رو دقیقا سر موعد بگیرید، کارانه هم به شما تعلق میگیره و حتی ناهار هم به شما میدن که ماهی حدود یک میلیون از حقوق خودتون رو ازتون کم میکنند. در نهایت تصمیم با خودت.
دو رو ترین،بدحساب ترین،بی اخلاق ترین و افتضاح ترین نوع مدیریت رو میتونید تو این شرکت ببینید،اولش فاز رفاقت باهاتون رو دارن ولی به محض اینکه حقوقتون رو مطالبه کنید تازه میفهمید با چه موجودات عجیب غریبی طرف هستید
با سلام خدمت همه کسانی که این متن رو میخونن، چند وقتی توی این شرکت بودم، خیلی هم بد نبود ولی یه منابع انسانی به شدتداغون و بدردنخور داره، که باعث اذیت و آزار من شد. واقعیتش همیشه در حال توطئه کردن و طراحی نقشه های شوم با تعدادی ازهمکاران عزیزکردش هست. شاید این بخش کوچکی از صحبت هام باشه ولی بدونید در این شرکت منابع انسانی مساویست با منابع غیرانسانی بشدت کرخت وتنبل
مشکلات این شرکت معمولا با توجه به اندازهی فعالش قابل توجیه است، اما طبیعتا جنبههای منفیاش به گونهای بوده که موجب شد از دید انسانیت به چشم یک شرکت کوچک بنگرم و جزو شرکتهای بزرگ به حساب نیاید.
برای من روشن است که در برخوردهای متعدد، با دوگانگی و بیاعتمادی روبهرو شدم؛ از آموزشهای اولیه تا برخورد با افراد مثل رزاقی و دهقانپور هیچ تعهد واقعیای در حرفها نیست و برایشان فروش یا کرمند بودن حکم قطعی را به همراه دارد. مهم نیست مریضی یا وضعیت کاری یک همکار چگونه است، فقط باید کار هر روزه را پیش ببری و به نظر میآید که وعدههای بیشمار و سنگین آموزشها و ادعاهای شرکت بیش از هر چیز در ذهنم خنده برمیانگیزد. تا به امروز دقیقا چنین رفتاری را از این شرکت ندیدم.
این شرکت را در جستوجوی رضایت کارمندان میبینم؛ چون روندها به سمت بهبود تویی رضایتمندی همکاران نشون میده. نمیدونم چند سال قبل اوضاع اونجا اینطور بوده اما از دید من الان مشکلی جز تاخیرهای پرداخت حقوق وجود نداره که این وضع در بسیاری از مکانهای کارگری که تجربه کردم هم قابل مشاهده بود. بااینحال فضای مناسبی برای رشد هست و هر وقت سطح کاریام بالا میرود، حقوقم هم مطابق با همون رشد افزایش پیدا میکنه که نکتهی مثبتی محسوب میشه. بهعلاوه، حقوق پرداختیشون نسبت به جاهای مشابه بالاتر است و این هم جزء مزایا محسوب میشود.
در طول مدتی که با این شرکت کار کردم متوجه شدم صداقت توی تحویل پروژه ها آخرین اولویت مدیریت این شرکته و خیلی از اوقات به خاطر کمبود نیرو و کم کردن هزینه های پروژه دیتاهای ساختگی به کارفرما تحویل میدن و من بابت این موضوع خیلی اذیت شدم چون سواستفاده از اعتماد کارفرما رو دیدم،درسته کسی به جز کارکنان شرکت این موضوع رو متوجه نمیشن ولی وجدان کاری هم چیز خوبیه...
برای مدت هفت سال در کارخانه خوشگوار تهران به عنوان اپراتور تولید مشغول بودم و خلاصه کارهایم نسبتا سبک و راحت بود. با این حال رفتار مدیریت و سرپرستان اصلا قابل قبول نیست. مدیر کارخانه، آقای ا.خ، افراد خاصی را برای پستها در نظر میگیرد و بدون این که از صلاحیت یا مناسب بودنشان مطمئن شود، آنها را سپرده منصب کرده است. به اندازهای که میشود فهمید، سرپرست واحد تولید قبلا فقط راننده لیفتراک بوده و این موضوع عمق فاجعه را روشن میکند. تعطیلات وجود ندارد و همیشه در حال کار هستیم. شیفتهای هشت ساعته به صورت چرخشی اجرا میشود و انگیزهای برای پیشرفت شغلی دیده نمیشود.
کروز بدترین شرکتیه که یک شخص می تونه اونجا کار کنه! فضاش به شدت سمی و غیرقابل تحمله و پر از زیرآب زنی و ناعدالتی. مثل برده ازتون کار میکشند و عملا تمام اختیارتون دست اون هاست. حتی برای عادی ترین کاری که می خواید انجام بدید باید ازشون اجازه بگیرید و فشار کاری انقدر زیاده که واقعا نابود میشید خصوصا این که یه جاهایی انتظارات عجیب و فراتر از توان ازتون دارند. توی کروز اصلا به عنوان یک انسان با شما رفتار نمیشه و هرچقدر کسی جایگاه بالاتری داشته باشه سطح سواد و اطلاعاتش پایین تره و عملا پارتی بازیه! کار توی این شرکت حتی روی زندگی عادیتون هم تاثیر میذاره چه جسمی چه روحی ، کل زندگیتون میشه کار و خواب. واقعا کمتر آدمی پیدا میشه که از کار کردن در اون جهنم راضی باشه...
سلام، از اینکه تجربهتان را با ما به اشتراک گذاشتید سپاسگزاریم. با احترام به دیدگاه شما، لازم است چند نکته را برای شفافیت مطرح کنیم: درباره پرداخت حقوق: در مقاطعی به دلیل مشکلات نقدینگی پروژههای بانکی و تاخیر در پرداخت کارفرمایان، پرداختها با تأخیر انجام شده است. با این حال تمامی حقوقها بدون استثنا پرداخت گردیده و هیچ موردی از عدم پرداخت وجود نداشته است. در خصوص قرارداد و مزایا: قراردادها مطابق با چارچوب قانونی و بیمه تأمین اجتماعی تنظیم میشود. عیدی نیز بر اساس مقررات وزارت کار پرداخت میگردد، و این امر تخلف محسوب نمیشود. درباره شرایط محیطی: محیط کاری ما در دورههایی به دلیل جابهجایی دفتر و بازسازی موقت، دچار بینظمی بوده است که اصلاح شده. در حال حاضر دفاتر در حال بازسازی و تجهیز مجدد هستند. درباره مدیریت مالی: تمام امور مالی توسط حسابدار رسمی و تحت نظارت مدیرعامل و حسابرس انجام میشود. برداشت شخصی از منابع شرکت مجاز نیست و تمامی تراکنشها ثبت و قابل پیگیری هستند. در خصوص مزایا و منابع انسانی: ما بهصورت مستمر در حال بازنگری در نظام مزایا و رضایت پرسنل هستیم و تغییرات مثبتی نیز در ماههای اخیر صورت گرفته است.
به لحاظ علمی-فنی برای software developer ها اصلا توصیه نمی کنم! بیشتر برای پشتیبان های نرم افزار مناسبه و تمام برنامه نویس های قدیمی دلفی و NET. و PL/SQL آن از دهه 90 پشتیبان بوده و اکثرا از رشته های غیر مرتبط و حالا یه کم بطور غلط و غیر اصولی برنامه نویسی یاد گرفته اند و اگر به عنوان برنامه نویس حرفه ای بری اونجا حسابی تو ذوقت می خوره چون یه نفر که برنامه نویس زیر جونیور هست و سالها پشتیبان بوده و سابقه زیاد در ناواکو داره ممکنه بشه مسئول تو که از لحاظ فنی خیلی خیلی پایین تر از توئه!!!! اما برای برنامه نویس های تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده یا برای کارورزی اونهم برای یک سال بد نیست! اما اگر نرم افزاری نیستی و یا هستی اما نمی خوای کار تخصصی برنامه نویسی کنی فکر کنم ناواکو شرکت بدی نباشه و وام های خوبی داره و امنیت شغلی خوبی هم داره. منتها برای برتامه نویسان با سواد که قبلا در شرکت های متوسط و معتبر سابقه ای دارند باعث عذاب می شه بخصوص اگر بری معاونت نرم افزار چون می ری تو یه جمعی که حتی سرپرست پروژه هم از دانش و سواد ابتدایی در حد IT بانک مسکن برخورداره! نکته منفی دیگه عدم ثبات مدیریتی در ناواکو باعث ایجاد مشکلات می شه ..... کلا برای کسانی که فقط به شاغل بودن و امنیت شغلی فکر می کنند و دنبال کار علمی-تخصصی نیستند شرکت مناسبی است!
داتین برای یه عده بیکاری و برای یه عده دیگه بیگاری آه شانست چی باشه مدیریت مال کدوم دهه باشه خیلی حکمه یه سری گروه ها مدیرها اینقدر بچه و بی بینش هستن من نمیدونم اینها دقیقا چه حرکتی زدن مدیرشون کردن
داتین تبدیل شده به یه شرکتی که بی بند و باری درش موج میزنه فساد، فحشا، استفاده از مواد مخدر، pool party به بهانه تیم بیلدینگ و... هزاران چیز دیگه که باید بیایید از نزدیک در یک اسکیل شرکت 2000 نفره نظاره کنی و همش هم نشات گرفته از مدیران بی سواد و سابقه ی نسل جدیدشونه وجای تعجب داره که هیچ نهاد نظارتی به این شرکت شبه آمستردام ورود نمیکنه که بیاد در اینجا رو تخته کنه پاسارگاد و سپه ام که نابود کردن سپه و که کلا از دست دادن پاسارگاد هم از درد مجبوری با داتین داغون میره جلو... خلاصه نهاد نظارتی محترم باید بیای و ببینی
با سلام ، بنده تجربه کاری مالیاتی خیلی خوبی با موسسه پارسیان حساب دارم دوسال پیش به این موسسه مراجعه کردم و با اینکه تو این زمینه تجربه ایی نداشتم کارهای مالیاتیو یاد گرفتم و در پروژه های مالیاتی پارسیان حساب مشغول شدم و خدارو شکر از حقوقم راضیم و بیمه و مزایا هم دریافت میکنم ماه قبل دو پروژه اجرایی مالیاتی دیگه هم از موسسه گرفتم خیلی خوشحالم که تونستم از طریق پارسیان حساب خودم و بالا بکشم و تو این بازار رقابتی کار مالیاتی پیشرفت کنم
تجربهام از کار در یک شرکت بینظم و بیپایه آغاز شد، جایی که مسئولان و مدیران جایگاه مشخصی نداشتند و پاسخگویی به کارکنان سفرهای بینظم و بیپاسخ بود. پرداخت حقوق با تاخیر چند ماهه انجام میشد و برای جلوگیری از شکایت، سفته میگرفتند. حداقل حقوق تنها روالی بود که پرداخت میشد و امتیاز تحصیلی برای کارگران قائل نبودند؛ بیمه هم بهطور داوطلبانه و اختیار شرکت بود. هیچکدام از بخشهای مالی، اداری یا شعبه پاسخگوی نیروی کار نبودند و حضور تلفنی هم مکررا بیپاسخ میماند. قراردادها به نفع مدیران نوشته میشد و با مهر تأیید میشدند. بهطور کل، این شرکت از منظر کارایی و سازماندهی ناکارآمدترین نمونهها بود. برخی از افرادی که از شرکت تعریفهای اغراقآمیز میکردند نیز بهنوعی در کنار مدیران بالا جای میگرفتند و حقوق کارگران را بهنفع خود میبلعیدند.
در مدت یک سال که در واحد شبکه شرکت یاس ارغوانی کار میکردم، با تجربهای تلخ روبهرو شدم. مدیران و سرپرست این واحد به نظر میرسید که ساختار قدرتمند و ناسالمی تشکیل دادهاند که به منافع گروهی میپردازد و از کارمندان سوء استفاده میکند. در برخورد با همکاران، پیشنهادهای مشکلآفرین و خصوصی مطرح میشد و برای برخی از همکاران آقا، پس از مدتی کار، فشارهایی خارج از چارچوب و نامتعارف اعمال میشد تا نهایتا ترک شرکت اجبار شود. وقتی به تسویه پایانکار میرسیدیم، گاه اتهامات و مشکلاتی که در جریان کار پیش میآمد به سمت فردی که ترک کرده بود، منتقل میشد. بنابراین محیط کار برای کسانی که دنبال چنین فضاها و دردسرها هستند، مناسب به نظر میرسید.
در این مجموعه احساس میکردم که به شکل جدی به منافع کارکنان توجه نمیشود و به همین دلیل ناامیدی بزرگی داشتم. امنیت شغلی وجود ندارد و هر لحظه ممکن است اخراج شوم، در حالی که حقوق نیز واقعا کم است. با برخوردی همانند بیارزشی مواجه میشدم و صحبت درباره حقوق یا پورسانت فروش به منزله اخراج بود. مدیران گاهی رفتارهای ناپسند و سودجو از خود نشان میدادند و به کارمندها و تلاشی که انجام میدهند ارزشی قائل نبودند. به نظر میرسید که دنبال منافع شخصی و جشنهای پرزرق و برقند تا رشد و تلاش کارکنان. در نتیجه، به کلی از این محیط دوری گزیدم و به عنوان یک مجموعه ورشکسته توصیه نمیکنم واردش شوید؛ زیرا مدت طولانیای برای من ارزش اضافه نکرد و صرفا زمانم را هدر داد.
من از کار در این شرکت واقعا رضایت داشتم و تجربهام را با صداقت بیان میکنم. هر جایی نکات مثبت و منفی دارد، از جمله برخی جنبههای مثبت مانند فضایی امن و حقوق نسبتا مناسب. همچنین امکاناتی مثل کمک هزینه ورزشی و بیمه تکمیلی از نقاط قوت بودند. صبحانه، ناهار و میانوعده هم در دسترس بود که توانست در معیارهای رفاهی نقش مثبتی ایفا کند. به واقع، در مقایسه با بسیاری از شرکتهای همرده، حضور در این محیط برای من تجربهای خوب بود و برخی از نکات منفی که دیگران اشاره کردهاند نیز وجود داشت، اما جمعا شرکت نسبتا خوبی به نظر میرسید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.