***** آدمهایی که میتونید تصور کنید رو من به عنوان رییس و هییت مدیره صفارایانه دیدم. متاسفانه رشوه به شهرداری ها، باجگیری از شهرداریها، و زدو بند با مدیران شهری باعث شد که این شرکت روز به روز فربه تر بشه، درحالیکه حقوق کارمندهاش رو هر چندماه یکبار پرداخت میکرد. روابط نامشروع یکی از اعضای هییت مدیره با مدیر مالی شرکت در یکی از اتاقهای شرکت. از رفتارهای زشت و ارباب رعیتی مدیرعامل و برادرانش میشه کتابها نوشت. متاسفانه هیچ قانون کاری رعایت نمیشه در صورت اعتراض از شما میخواهند انصراف بدهید واگر ندهید مورد آزارو اذیت سادیسمی قرار میگیرید.امیدوارم روزی این حضرات بابت تضییع حقوق کارمندهاشون و همچنین حقوق مصرف کننده مورد محاکمه قرار بگیرند. امیدوارم همه شهرداریچیهایی که در حیف و میل اموال مردم و رشوه هایی که گرفتند نیز مورد محاکمه قرار بگیرند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به نظر من این شرکت و مدیرعاملش دیگه توانایی حفظ اعتماد رو ندارن و خیلی بیاعتمادانه عمل میکنن. نقض قرارداد و عدم تحویل محصول از سمتشون بارز بود و برخوردشون کاملا غیرحرفهای به نظر میرسید. پروندههای حقوقی مرتبط با کلاهبرداری همچنان پیگیری میشه و در محیط کار، فساد اخلاقی در سطح بالایی احساس میشد، به ویژه از جانب مدیرعامل و مسئول فروششون که به نظر میرسید با مشتریان كلاهبرداری کنن. مراقب وکیل و اعتبارتون باشید و از هرگونه مخاطره مالی و روانی جلوگیری کنید.
من قصد دارم با مدیر تیم نرم افزار از این طریق صحبت کنم بیش از ۴ سال از حضور من در تیم شما میگذرد و دلیل اینکه اینجا را انتخاب کردم این هست که در جلسه حضوری با شما به هیچ عنوان راحت نیستم. در جلسات به ظاهر شنونده هستید و از حرفها یادداشت برمیدارید اما تنها کاری که میکنید قضاوت مخاطب است، اینکه جزو افراد غرغرو هست یا اینکه قرار هست ایرادی به شما وارد کند یا خیر! تمام تلاش شما در جلسه دفاع از رفتار و تصمیمات خود و مجموعه می باشد حتی اگر به اشتباه بودن آنها واقف باشید.همیشه روند جلسه و تمام دغدغه شما به گونه ای است که خودتان احساس کنید مورد اتهام نیستید.در اکثر مواقع سوال را با سوال جواب میدهید بویژه زمانی که جوابی برای سوال مخاطب ندارید.تا به حال ندیدم بعد از جلسه با شما تغییر قابل توجهی در تحقق خواسته های افراد اتفاق بیفتد این نظر من به تنهایی نیست با همگروهی های خودم هم صحبت میکنم نظرشان همین هست. اکثر افراد احساس امنی در جلسه با شما ندارند و این احتمال را میدهند که صحبتهایشان در نهایت علیه خودشان استفاده شود.سیاست ورزی شما بسیار آشکار و محسوس هست و همین باعث میشود که افراد اعتماد نکنند و از پیگیری مسائلشان دلسرد شوند. اما این چیز تازه ای نیست و اصل صحبت من درباره کل تیم نرم افزار هست. شرایط اینروزهای تیم نرم افزار به هیچ عنوان راضی کننده نیست. اوایل که وارد این تیم شدم بعد از مدت کوتاهی متوجه شدم افراد با تجربه و مسئولیت پذیری در این تیم وجود دارند که میشود به آنها اعتماد کرد و از تجربه و سوادشان کمک گرفت تا مسیری برای رشد خودم بسازم و همین هم شد با شناخت این افراد به سراغ آنها رفتم و از هر کدام تجربیات و اطلاعات بسیار مفیدی برای یادگیری و رشد بدست آوردم. با اینکه فشار کاری زیاد بود اما احساس رشد و یادگیری به من انگیزه ادامه میداد. اکثر افراد از تیم نرم افزار به عنوان یک تیم قوی یاد میکردند.هر زمان که فرصتی میشد با همکاران صحبت میکردم حتی غیر نرم افزاری ها هم این احساس را داشتند که تیم نرم افزار یکی از بهترین تیمهای R&D هست. آن زمان تصورم این بود که مدیریت شما باعث شده تا گروه نرم افزار جای خوبی برای رشد و فعالیت باشد. اما امروز که تجربه ام را مینویسم، نظرم چیز دیگریست. دیگر تیم نرم افزار این ویژگی را ندارد و بسیار بسیار بی کیفیت شده است! بسیار افت کرده دیگر خبری از افراد قابل اعتماد و با تجربه نیست تا در صورت نیاز بتوان با آنها مشورت کرد یا حداقل بخاطر احساس امنیتی که از آنها میگرفتیم کمی درد و دل کرد و با انرژی بیشتر به کار ادامه داد. اتمسفر گروه به شدت سمی و منفعل شده.هیچ کس مسئولیت کار خودش را به عهده نمیگیرد.هیچ کس از جایگاه خودش راضی نیست.تنها فشار کاری و روزمرگی است و نبود هیچ انگیزه برای ادامه.خود شما هم در نهایت انفعال هستی! چیزی که هر روز بیشتر متوجه میشوم این هست که روزهای خوبی که تیم نرم افزار تجربه کرد نتیجه تلاش گذشتگان بود و نه مدیریت شما و هر چه میگذرد و مشکلات بیشتر خودشان را نشان میدهند بیشتر این موضوع اثبات میشود.این روزها بین بچه ها دائما صحبت از عدم حمایت شما از افراد قدیمی است که اکثرا با نارضایتی این تیم را ترک کردند و شما کاملا بی تفاوت با این مسئله مهم برخورد کردی! ادامه این انفعال یعنی نارضایتی بیشتر افراد و ترک تیم. در حال حاضر مدیر R&I که فقط حضور فیزیکی دارد.تقصیری هم ندارد با این رزومه غیرقابل دفاع و افشا شدن عدم صلاحیتش برای همه سکوت برایش بهترین گزینه است. آنچه که از سر دلسوزی نوشتم وضعیت مشترک همه افراد در R&I هست و خواستم بدانید دیگر هیچ دلخوشی در این تیم ندارم و همه فکر و ذکرم ترک این تیم و حتی سازمان می باشد. اما از همکاران بویژه نرم افزاریها خواهش میکنم همانطور که هر روز در طول روز یا ساعت ناهار در رابطه با این مسائل صحبت میکنید، نظرتان را اینجا هم بنویسید و به اشتراک بگذارید تا سازمان متوجه شود که اینها نظر چند نفر اقلیت نیست.
به نظرم وارد شدن به این شرکت اصلا تصمیم درستی نیست و بهتر است از اول بزنم به کارهای دیگری. از یک سالهای طولانی کارم در اینجا، بعد از این همه سال برای تعدیل نیرو بدون هیچ توضیحی مواجه شدم و تنها درخواستشان این بود که شکایت نکنم. با وجود سالهای خدمت، احساس کردم به ارزش کار من ارزش کمی قائل نیستند و این رفتارشان به نظر من بیاهمیت بود. زمانی که خبر لو رفتن حقوق مدیران را دیدم، فهمیدم با چه شرکتی روبهرو هستم و چه فضایی برای کار کردن دارم. اگر قصد دارید به این شرکت بروید، باید آمادهء هر گونه استرس، تنش و ناامنیت شغلی باشید و واقعا به خودتون فشار بیاورید.
مدیر بازاریابی و مدیر دیجیتال سفیر بسیار نیروهای ضعیف و فشلی بودند که خوشبختانه از سال ۴۰۴ دیگه نخواهند بود. من خوشحالم که در سفیر با همه پرسنل فوکس گروپ برگزار کردند و نظر ما رو پرسیدن و در نهایت با این دو فشل خداحافظی کردند.
شخصی اومده نوشته که یک شخصی که قبلا خبرنگار بوده الان اومده توی کاریزما شده مدیر محصول دوست عزیز شما نمیدونی که شخص دیگه ای داریم که قبلا اسکرام مستر بوده تا اومده توی کاریزما شده تحلیلگر بورس و مدیر محصول و فقط به ترک رو دیوار پیشنهاد نداده شخص دیگه ای که تیم لید هستش یک عالمه فساد اخلاقی داره جاهای دیگه هم هیچ خروجی نداشته تازه اونجاهایی هم که بوده سابقه اخلاقی بهتری از اینجا نداشته اونایی هم که الان اسکرامستر هستند قبلا با دوسال سابقه کاری اومدن اینجا شروع کردن به کار کردن هفته ای یکبار هم با دخترهای تیم های مختلف میرن شمال درباره روشهای کانبان و اسکرام بحث های مفصل میکنند درباره خونه تیمی هم که دیگه من چیزی نمیگم توی همچین جایی میشه کار کرد؟ میشه انتظار خروجی داشت؟ اروپا انقدر باز نیستش که این شرکت باز هستش
اولین چیزی که میخواهم بهش اشاره کنم، فشار کاری و حجم سنگینی است که در محیط کار وجود دارد. کار آسانی نیست و نهایتا برای مردانی که مسئولاند اتفاقا دشوارتر هم میشود. با این حال، گاهی رفتارهای برخی سوپروایزرها و مدیران منابع انسانی واقعا ناامیدکننده است: بیسوادی مدیریتی و کمتجربگی در این حوزه باعث میشود کارگران با دیدی ناعادلانه تحتفشار قرار بگیرند و به سادگی با کوچکترین بهانهای اخراج شوند. اخراجها غالبا بر اساس منافع شخصی مدیران شعب صورت میگیرد تا جایگاهی را برای خودشان معتبرتر نشان دهند. در این فضا، کارگر به چشم نیروی انسانی صرف نگاه میشود و نه یک سرمایه انسانی واقعی، که برای یک استارتاپ مانند اسنپ گروسری به نظر میرسد آسیبزا باشد و از این رو احساس نارضایتی و شرم را به دنبال دارد.
برای نابودسازی یک سازمان به بمب احتیاج نیست؛ کافی است مدیری ناتوان و نالایق وجود داشته باشد. برای از بین بردن کارآمدی یک سازمان تنها ضعف مدیریتی لازم است و بس. به همین دلیل در هر سازمانی که مدیری بیکفایت داشته باشد، روند تخریب آن سرعت میگیرد.
واقعا دروغگو تر از این شرکت من ندیدم من پارسال اومدم فرانچایز افق رو گرفتم کلی هندونه گذاشتن زیر قبل ما که بار خودتو بستی و از این حرفها خدا به سر شاهده الان شبی ۹۰ملیون فروش داریم هنوز که هنوزه به سود نرسیدیم که تو ضرر هستیم نه راه پس داریم نه راه پیش میخوایم تحویل بدیم باید ۲ملیارد ضرر و زیان به این نامردا بدیم بخوایم ادامه بدیو باید سرویس شیم با ۴تا نفر دارم اینجا رو میچرخونم یک ساله یه مسافرت یه روزه نرفتم هیچ یه استراحت یه روزه نکردم دوستان برادرانه بهتون میگم اگه دنبال فرانچایز هستید خودتون رو بدبخت نکنید اگه دنبال کار در این شرکت هستید بودنتون رو نابود نکنید چون هم کمر درد شدید میگیرید به خاطر با هم از لحاظ روحی ضربه میخورید فروشگاه های ستاد از فرانچایز ها بدتره برای کار چون اونجا رفاقتی در کار نیست هرچی جنس تاریخش بگذره خودت باید ببری هرچی هم دزدی بشه انبار کم بفرسته تو باید پولشو بدی در کل دزد بازاره
در محیط کارم تجربهای نه چندان خوشایند داشتم؛ جایی که فرصتهای یادگیری و کسب تجربه هنوز برقرار بود اما با چالشهای متعددی روبهرو بودم. پیشرفت شغلی انگار اتفاق نمیافتاد و با وجود ارتباطات بر پایه منافع مالی، فضای روابط سرد و غیرصمیمی غالب بود. با وجود اینکه مدیران ارشد قدیمی و سنتی بودند، تغییر و بهروزرسانی سبک مدیریتی به چشم نمیآمد. جو سازمانی از نظر انسانی چندان مطلوب نبود و به وضوح وجود تضادهای گروهی و رقابتهای غیرسازنده احساس میشد. میزان حقوق و مزایا در قیاس با سطح کار انجام شده قابل مقایسه نبود و این ضعف مدیریت و نبود رویکرد انسانمحور، اثر منفی بر فرهنگ سازمانی گذاشته بود. با وجود داراییهای کلان صاحبان شرکت، فرهنگ سازمانی ضعیف به چشم میآمد و خروجی نیروی انسانی نیز بالا بود؛ به طوری که نیروها به مرور از محیط جدا میشدند.
برای بار اول به کار مینشینم تا بفهمم معنی خالهزنکبازی چیست و خوشآمدگوییهای بیمعنا را میبینم در اینجا با مدیرانی بیسواد روبهرو میشویم که جامعه را به مفتخوری دعوت میکنند، اینجا خوشآمد میگوید پیامهایی که نوشتند را یکی یکی تگ زدم و خواندم همه چیز درست بود اما واقعیت چیزی فراتر بود بدترین محیطی بود که میشه تصور کرد واقعا خدارا شکر که از آنجا بیرون آمدم
گذشتهای را که با این شرکت داشتم به طور واضح بهخاطر میآورم: مدیریتی سنتی و سفت و سخت که به نظر میرسید بیشتر از هر چیز دنبال کنترل باشد. رفتارهایی دیدم که نشان میداد در درون سازمان، بحث و جدل و کشمکش بین همکاران رایج است و بعضا نسبتهای نادرستی میان همکاران مطرح میشد. برخی از افراد که به آنها اعتماد میکردم، به عنوان مدیران به گونهای رفتار میکردند که من را به تردید میانداخت و از ارتباطهای غیرضروری میان تیمها سخن میگفتند. به نظر میرسید ارتباط با کارفرما و تصمیمگیریهای پروژهها گاهی با نگاههای شخصی و سلیقهای همراه است. اگرچه فردی که مدیرعامل بود دارای تحصیلات آکادمیک در حوزه دیگر بود، اما ارتباط بین تخصص و حوزه کاری فناوری اطلاعات برای من واضح نبود. در کار با برخی همکاران، فضا طوری بود که گاهی نسبتها و شایعاتی بین همکاران پخش میشد و جو سازمانی به سمت تشنج میرفت. اینکه در چنین شرایطی افراد خاصی بتوانند نقشآفرینی منفی یا فتنهگری داشته باشند، بارها به گوشم رسید و فضایی پرتلاطم را ایجاد میکرد. به طور کلی، با وجود تمام تلاشها، تجربهای که از همکاری با این تیم داشتم به سختی میخواست بین بازخوردها و واقعیتها همسو بماند و با توجه به این تجربیات، توصیه میکنم اگر به این شرکت میرسید، دقیقا درباره شیوههای مدیریتی و فضای کار پرسوجو و ارزیابی کنید تا مسیر شغلیتان با خطرات کمتری همراه باشد.
سلام سال 98 واسه این شرکت کار کردم این شرکت انقدر به درد نخوره میانگین حضور یک شخص تو این شرکت زیر یک سال هست هرکی میاد نمیمونه فرار میکنه فقط به آرامش برسه این شرکت کار تخصصیش بیشتر زد و بند و آشنا بازی و پول شویی هست تا کارای کامپیوتری و نرم افزاری هرچی مجوز گرفته همه رو با آشنا بازی گرفته
من به عنوان کارشناس در این شرکت تجربهای داشتم که میخواهم به صورت روشن و صادقانه بازگو کنم. مدت کوتاهی که با این مجموعه کار کردم، متوجه شدم حقوق من به درستی پرداخت نمیشد و بابت حق و حقوقم احساس فشار میکردم. وقتی موضوع را پیگیری میکردم، با چند نوع قرارداد، سفته و تضمین روبهرو میشدم و گمان میکردم احتمالا به نتیجه مطلوب نمیرسم. از تجربهی همکارانم هم چنین برداشتها را شنیدم؛ همهگی ناراضی بودند و به نظر میرسید مدیریت بیشتر به دنبال سود فوری برای مشتریان است تا حفظ اعتماد و رعایت اصول حرفهای. من هم فقط منتظر اتمام قرارداد هستم تا بتوانم از آنجا بیرون بروم و برای مسیر شغلی خودم تصمیم به خروج بگیرم. تعداد زیادی از دوستانم هم احساس مشابهی داشتند.
من سالی را در این شرکت سپری کردم و در سیستمی که تغییرات مدیریتی زیادی به وجود آمد، به ویژه زمانی که مدیر مالی سابق به جایگاه مدیرعاملی رسید، اوضاع سبک و سنگین شد. با انتصابش به عنوان مدیرعامل، کسانی که رابطهای نزدیک با او داشتند وارد فهرست مدیران شدند و حقوق و مزایای بالایی دریافت کردند. از آن طرف، افرادی که پیشتر در شرکت وجود داشتند و به لحاظ تجربه چندان قابل توجه نبودند، به سرعت به سمت مدیران مختلف گمارده شدند؛ به عنوان مثال منشی به مدیریت اداری و منابع انسانی رسید یا فردی در واحد مالی که از او راضی نبودند به عنوان مدیر اعتبار معرفی شد. فرزندان و بستگانش هم بدون سابقه کاری مشخص به مقامهایی مانند مدیر صندوق رسیدند. همچنین مدیری مالی هم از جانب او استخدام شد که تنها به او خود را مدیر مالی مینامید و سایرین از رفتارهای منفی نسبت به او صحبت میکردند. در نهایت به خاطر نبود تجربه مدیریتی قوی در او، تصمیم گرفتند افراد وابسته و کمریسک را به عنوان رأس هرم مدیریتی بنشانند تا موقعیتشان امن باشد. نتیجه این تغییرات برای من و بسیاری از همکاران، ترک شرکت بود.
من وارد شرکتی شدم که در حوزه پرداخت الکترونیک فعالیت میکند و تجربهام از کار در آنجا را بازگو میکنم. اگر از طریق پارتی وارد شوی، به نظر میرسد که اوضاع برایت بهتر میشود و حقوق و مزایا و پاداش بالاتر است، اما از نظر من رنج حقوقی در آن شرکت کم نیست. اما اگر پارتی ندارید و نمیتوانید از زیر اب زدن و تهمت گفتن دست بردارید، به هیچ وجه به سداد نیایید. جو کار بسیار سمی است و واقعا آزاردهنده، گویی به سبک ادارات دولتی قبل از بیست تا سی سال است که هیچکس با صداقت کار نمیکند و عدهای دائما زیراب میزنند و روزانه به ساختن تهمت مشغولاند. کسانی که در شرکتهای دیگر به عنوان جونیور کار میکنند، با روابط… به سمت موقعیت مدیر شدن در سداد ارتقا مییابند.
خوبه که این پیج وجود داره که افراد میتونن نظرات خودشون رو راحت بنویسن تا بقیه بدونن و بعد برای ورود به این مجموعه اقدام کنن.من هم تمام انتقاداتی که مطرح شده را تایید میکنم.نظرات را که میخوندم جالبه که هیچکس از مجموعه و مدیریت دوزاری اون به خوبی یاد نمیکنه(حتی یکنفر) و همه معترض هستن و واقعا جای تأسف داره که مدیریت ارشد وقتی این حجم از انتقاد رو میبینه ولی هیچ کاری نمیکنه.این مجموعه توسط یک سری احمق اداره میشه که مشخص نیست پشت پرده چه داستانی هست که اگه همه معترض و ناراضی هم باشند، آب از آب تکان نمیخوره و مدیر تحقیق و توسعه و شرکای باند مافیایی همچنان برقرار هستند و نیروها همیشه بگونه ای حذف میشوند که گند کاریها مخفی بماند.شخصیت مدیر تحقیق و توسعه اینگونه است که هر از چند گاهی به یه بهانه با افراد به مشکل میخوره و چون دستش برای نیروها رو میشه، برای اینکه گند کارهاش بیشتر در نیاد نیروها را با یه بهانه ای و به دروغ و با گستاخانه ترین روش ممکن حذف میکنه.مدیر در واقع با همه مشکل داره جز با چند نفر از باند سوگلی های خودش و مقربین.در نظرات همکاران هم کاملا موارد قید شده و کسی را پیدا نمیکنید از مدیر و شخصیت پلید و فاسد اون تعریف کنه.مدیر لمپن و فاسد مجموعه یک شخصیت بیمار داره که همیشه نسبت به همه سوءظن داره و به خودش اجازه میده هر نوع رفتار بچگانه و دور از ادبی رو با پرسنل انجام بده.بماند که چقدر در حق افراد نامردی کرده و باعث خروج چه تعداد افراد شد که یکسری را اخراج کرد و یکسری خودشان فرار کردند.از یکنفر که خودش با شارلاتان بازی به جاهای بالا رسیده چه انتظاری هست؟ از کسی که فقط در این مجموعه بهش کار دادن و در جاهای دیگه همون تکنسین بوده چه انتظاری هست؟ از کسی که در این مجموعه به نون و نوایی رسیده و سعی میکنه خودش رو سطح بالا نشون بده ولی آدم این حرفا نیست چه انتظاری هست؟ از کسی که مدیر تحقیق و توسعه است اما فقط کلمات رکیک و فحش تو کلامش هست و استایل لاتی میگیره چه انتظاری هست؟هر کسی شخصیت و فرهنگ محیطی که تو اون تربیت شده رو به محیط کار میاره که در مورد مدیر مشخصه از کجا اومده و به کجاها رسوندنش. در مجموعه صداقت و شفافیت و درستی وجود نداره و فقط شارلاتان ها ذینفع هستن.باند مافیا اگر احساس کند دستشان برای پرسنل رو شده و منافع اونا به خطر افتاده، با اطلاع دادن به مدیر و همکاری با اون باعث میشن فرد از مجموعه به یک بهانه ای حذف بشه قبل از اینکه فرد در مجموعه سمپاشی کند یا به مدیران بالا دستی اطلاع بده.یادمه یه فردی قوی و با تجربه در مجموعه بود که رییس اون که از اعضای باند مقربین بود نتوانست حضور آن فرد را به دلیل ترس از اینکه ممکن است روزی جایگزین خودش بشه، تحمل کند و به صورت توهین آمیز اون فرد از مجموعه اخراج شد. مدیر یکسری رییس احمق بله قربان گو و دوزاری بیسواد را در گروهها(البته به جز دو سه گروه) قرار داده که مثل خودش پرسنل را مثل برده ببینند و فقط فکر منافع خودشان باشند و هرگاه منافع خود را در خطر دیدند دست به کار شوند. این رییس های دوزاری حقیرتر و بیسوادتر از اونی هستند که بتونن نیروهای توانمند و باسواد را ارزیابی کنند و باعث عدم ارتقا اونا بشن و حقوق و پاداش اونا دست این دوزاری ها باشه.کلا مجموعه تحقیق و توسعه مجموعه کثیفی است که از بیرون ظاهر خوبی دارد و در باطن لجن است.افرادی که آرزو میکنند وارد این مجموعه شوند خوبه بدانند که در این مجموعه نهایت دو سه سال بتوانند دوام بیاورند و بعد از دیدن گند کاریها یا باید تحمل کنی یا فرار کنی.تحمل دیدن تبعیض و ارزیابی یک رییس احمق که مستقیما روی حقوق و مزایا و ارتقا سازمانی تاثیر میزاره، بسیار سخت است.حقوق و مزایا پرسنل (به جز رییسها و اعضای باند مقربین که حقوق های بالا و امتیازات ماورایی دارند)در مقایسه با حجم کار و تحمل فشار روحی و فکری و فشار کاری و عدم تعادل بین زندگی و کار و اعصاب خوردی ها و تحت تاثیر قراردادن سلامتی پرسنل بسیار بسیار کم است و اصلا نمی ارزه. یک تعداد معدودی در مجموعه حقوق بالا و امتیاز و ارتقا میگیرند که یا جزو زیر مجموعه باند هستند یا سوگلی های خود مدیر که تعدادشان قلیل هست.غیر از این افراد مابقی خارج گود هستن.اگر شخصیت آدم جوری باشه که پیش مدیر زیرآب نیروهای دیگه رو بزنه و آدم فروشی کنه و براش جاسوسی کنه و آدم مدیر بشه، بهش خوب امتیاز میده وگرنه هیچی.افراد جدیدی که میخواهند به این مجموعه بیایند، اگر به دنبال آرامش و پیشرفت و رسیدن عادلانه به حق و حقوق خود هستند، به این مجموعه نیان که هیچ خبری نیست و صدای دوهول از دور خوش است. اینهمه نظر منفی واقعی از محیط تحقیق و توسعه را بخونید و قبل از اینکه پشیمان بشید، اصلا متقاضی کار در این مجموعه فاسد نشوید که نقطه مثبت که نداره هیچ و همش نقاط منفی است و آخرش سلامتی و اعصاب و روان هم نابود میشه اینجا.واقعا جای تأسف داره واسه همچین مجموعه ای که در کشور نامدار هم هست اینکه همچین افرادی رو در راس کار گذاشته که مثل مهدکودک یا پادگان با پرسنل رفتار میکنند.
من به عنوان کسی که در تیم PMO شرکت نقش اول کیفیت کار کردم، میخواهم حقیقتی که در مورد این تیم تجربه کردم را به اشتراک بگذارم. اونجا جو خیلی ناسالم بود و توصیه نمیشود. رفتار با افراد مثل کارگرانی بیجان بود و انگار نه انگار که انسان هستند؛ تنها انتظار میکشیدن که بیهیچ اعتراضی کار کنند و حرفی نزنند، چون هر گونه نقد یا پیشنهاد ممکن بود به برچسبهای زیادی منجر شود و بعدها با همان صفتها شناخته میشدیم. از جمله برچسبهایی که به کارمندان نسبت میدادند، لوس بودن، بیمسئولیتی، استرس بالا و حساسیت بودند و این وضعیت مدام تکرار میشد. کار در این تیم به طور مداوم احساس کمبود اعتماد به نفس را تقویت میکرد و فشار کاری بیشمار بود؛ اکثر شبها تا ساعات پایانی همانند ۷-۸ شب باید میماندیم و کار میکردیم بدون اضافهکاری پرداخت نشده و در پایان هم همیشه بدهکار بودیم و تعادل کار و زندگی دیگر وجود نداشت. مشکلاتی که تیم PMO داشت، به مدیریت نامناسب این تیم برمیگشت؛ مدیرانی که فقط ظاهر و PMP را میدیدند و به تیم نگاه عمیق مدیریتی نداشتند. آنهایی که تنها به جایگاه نیروها اهمیت میدادند و از لیدر تیم حمایت میکردند، حتی اگر کارشناس حق با او باشد، پشت تیم لیدر پنهان میشدند و افراد را کنار میکردند. در مصاحبهها هم به دنبال شخصیتهای مطیع میگشتند تا هر طور میخواهند با آنها رفتار کنند و تمایلی به پاسخگویی و گفتگو نشان نمیدادند. نرخ خروج از تیم هم گواهی بود بر تجربهام؛ هر چند ماه یکبار ایمیل خداحافظی میرسید و میدیدیم چه برخورد نامطلوبی با همکاران میشود و حتی جرات استعفا هم نداشتیم. به طور کلی اگر هدف از کار در فضایی سالم برای رشد است، تیم PMO نقش اول کیفیت را به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم.
زمانی که وارد این شرکت شدم، به نظر میرسید که همه چیز به هم ریخته است و جای هیچکس مشخص نیست. هیچ مدیر واحدی وجود ندارد و افراد گاهی واقعا کارهایشان را درست انجام نمیدهند. مدیر عامل به صورتی بیثبات رفتار میکند، نگاهش بیشتر سلطهگرانه است تا حمایتی و انصاف لازم در برخورد با تیم را ندارد؛ تخصصی هم در حوزه مدیریت ندارد. حقوقها به نظر منصفانه نمیآمد و به شدت پایینتر از سطح بازار بود، هرچند تصور میشد حقوق خوبی میدهند. پروژهها به نتیجه مطلوبی نمیرسند و پایان روشنی ندارند. تسکها به وضوح مشخص نشدهاند و معلوم نیست تا کی و چه زمانی چه کاری باید انجام بشود. به کار کردن در اینجا علاقهای ایجاد نمیشود. در بخش سختافزار احتمالا در سال اول میشود مقداری تجربه و دانش به دست آورد، اما در بخش نرمافزار طی سه ماه اول هر چیزی که لازم باشد یاد میگیری، بعد از آن عملا خبری نیست. بخشهای دیگر هم از خیلی چیزها بیخبرم، اما به طور خلاصه شرکت شلخته است و ساختار سلسلهمراتبی مشخصی ندارد. مدیران رفتار مناسبی ندارند و دانش مدیریتی کافی هم در آنها دیده نمیشود.
فوق العاده کالای بی کیفیتی ارائه میدهند متاسفانه یکدستگاه استند خریدم بعد از ارسال متوجه شدم کار دست دو و استوک به من دادن خیلی دقت کنید در خریدتون
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.