من برای مصاحبه پوزیشن UI/UX رفتم.ساعت 4 قرار داشتیم وقتی رسیدم بهم فرم دادن با یه سری سوالات هوش و ... یه ربع طول کشید پرش کردم به نگهبانشون گفتم که اطلاع بدن.اطلاع دادن گفتن یکم دیگ خبر میکنن که برم داخل جلسه.هرچی منتظر موندم خبری نشد حدود ساعت 5 و 5 دقیقه بود دیگه کلافه شدم و بلند شدم رفتم.واقعا فاجعس منابع انسانی شرکت نتونه یه قرار تنظیم کنه.از همین بی نظمیشون مشخصه چه خبره تو شرکت.خوشحالم که نرفتم با توجه به فیدبک هایی ک میبینم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من، مصاحبه با این شرکت تجربهای پر از سردرگمی بود که در نگاه اول به نظر میرسید کار درست و مشخصی وجود ندارد. در فرایند استخدام، شش بار دعوت به مصاحبه شدم و نهایتا از پذیرش منصرف شدم. اسفند سال نود و هفت آنها به نیروی فنی نیاز داشتند، ولی شرایط کار و هماهنگی بین شرکتها به گونهای بود که هر بار از من میخواستند همزمان در شرکت عبیدی فعالیت کنم و هم برای آنها کار کنم؛ حتی قول میدادند در همان فرصت، برای من ناهار هم فراهم میشود. روز اول ظاهر شرکت و محیط کار تناقضهای زیادی را نشان میداد؛ فردی با ظاهر نامشخص وارد شد و لحظاتی بعد کسی با مسئولیت دلالی در کارش وارد مجموعه شد. هر چه پیش میرفت، معلوم نبود دقیقا وظیفه و زمینهی فعالیت شرکت چیست و نه تنها انجام یک کار مشخص مشخص نبود، که کارهای مختلفی به من پیشنهاد میشدند. در نهایت شخصی به نام بنیامین رفتاری غیرمنتظره داشت و به من ابزارهای سادهای مثل برش یک لوله و مونتاژ یک لامپ الایدی داد تا انجام بدهم. همین آشفتگی و بیثباتی آنقدر زیاد بود که در روز دوم تصمیم گرفتم اوضاع را ترک کنم و از آنجا خارج شوم.
به شدت منابع انسانی بی سوادی دارن و بنظرم فقط توی مصاحبه وقتت تلف میشه و اخرش هم با وجود کلی مصاحبه ردت میکنن و دلیل قانع کننده ای نمیدن بسیار رفتار منابع انسانی زننده و بد و نامحترمانه اصلا برای وقتت ارزش قائل نیستن و بسیار بدقولن اصلا به نظرم حتی با این شرکت وارد مصاحبه نشید چه برسه به همکاری
در مصاحبه با سوپرپایپ اینترناشنال تجربهای آرام و حرفهای داشتم که از ابتدا با احترام کامل همراه بود. برخورد تیم بسیار مقرون به نتیجه و محترمانه بود و پذیرایی و خوشامدگویی با دقت انجام شد. مصاحبه به شکل حرفهای پیش رفت و یکی از نکات برجسته این شرکت حفظ حریم خصوصی بود؛ در طول جلسه هیچکدام از مسائل شخصی وارد بحث نشد و این احساس امنیت و اعتماد خوبی به من داد.
با وجود اینکه از مصاحبه رد شدم، نتیجه آن را دریافت کردم و از رفتار خوب تیم تشکر کردند. واقعیت این بود که تنها کسانی که با معیارهای شرکت همخوانی داشتند، به استخدام میرسیدند و هیچکس به خاطر حضور در جلسه استخدامی، بیاحترامی نمیدید. مصاحبه به شکلی حرفهای و با احترام به حریم شخصی برگزار شد و تنها تطابق فرهنگی و تجربههای من با نیازهای شرکت مدنظر بود. وجدانم از نگفتن چنین تجربهای کوتاه آمد.
بهزبان من نوشته میشود که برای فرصت شغلی تطبیق کامل با آگهی را داشتم و رزومهام را فرستادم، اما با رفتاری غیرحرفهای مواجه شدم. کارفرما در فرآیند گزینش بهطور مشخص واکنش غيرمنتظرهای نشان داد و توضیحی منطقی برای رد رزومه ارائه نکرد. مسئول گزینش که بدیهی است از طریق لینکدین پیگیری کردم، به من گفت با او تماس میگیرد، اما مصاحبه تلفنی کاملا غیرحرفهای بود و فقط قصد داشت دلایلی برای رد رزومه بیابد. وقتی گفتم برخی از پرسشها در آگهی ذکر نشده بود، ناچار گفت سیاست شرکت این است که… این تجربه مربوط به یک فرصت کارآموزی بود که در آگهی هیچ تجربهای از این نوع ذکر نشده بود، اما کارشناس مربوطه برای یافتن علت رد رزومه پافشارى کرد. سپس پرسیدند سطح زبان من چقدر است که پاسخ دادم مسلط هستم. در ادامه رفتند سراغ حقوق پیشنهادی و من گفتم همان مبلغی است که در آگهی قید شده بود؛ اما پاسخ آنها این بود که با سیاست شرکت همخوانی ندارد. سوال مضحکی به نظر میرسید، چراکه مبلغی که در آگهی درج شده بود با وضعیت شرکت همسویی ندارد. در نهایت گفتند که خبر میدهند، اما من برای پیگیری با مدیر مربوطه یک متن طولانی به انگلیسی فرستادم تا سطح زبانم و سابقه کارم روشن شود. مدیر هم به همان دو پاسخ سابق بسنده کرد که تجربه کاری ندارم و با رنج شرکت همخوانی ندارد. با این تجربه فهمیدم جو شرکت چگونه است. لازم است اشاره کنم که این شرکت در سایت خود تأکیداتی درباره تعهد اخلاقی و مسئولیتپذیری نوشته بود. از سه اتفاق مهم در بررسی رزومه من عبور کردند: نخست، رزومهای که بهطور کامل با شرایط آگهی مطابقت داشت رد شد؛ دوم، پیگیری من منجر به اصلاح درخواست نشد و به پاسخ اولیه پافشاری شد؛ سوم، قول داده بودند که درباره نتیجه مصاحبه اطلاع دهند اما اطلاعرسانی نکردند. بهقصد یادآوری حتما این تجربه را در نظر داشته باشید.
برای مصاحبه رفتم مصاحبه کننده بسیار انسان آروم و متین بود و خیلی سریع میشد باهاش اوکی شد بیشتر در مورد ماهیت کار صحبت کرد که خیلی رک فرمودند کار در انبار خیلی سنگین و فیزیکی میباشد و خیلی وقتها تکراری و خسته کننده فقط موردی که باعث شد بنده از این شغل و شرکت نامید بشم ساعات کاری خیلی بالا و اضافه کاری های زیاد حتی روزهای تعطیل رسمی سال که تعادل کار و زندگی رو بهم میریزد عملا کل زندگی فقط تو کار کردن خلاصه میشه شیفت های 12 ساعته روز و یا شب
برای موسس مجموعه و سهامداران متأسفم که واحد منابع انسانی هولدینگ استیل البرز و هفت الماس حقوق خودش را از زمان صرف شده دیگران و مصاحبههای بیهوده میگیره، بار دومه که با روشهای غیر استاندارد و پرسشهای خصوصی و شخصی وقت من را میگرفتهاند.
به نظرم رفتاری که در مصاحبه با من دیدم خیلی نامناسب بود و باعث شد از همان اول دلزده شوم. هفته گذشته رزومهام را برای گروه صنایع فولاد صبح پارسیان ارسال کردم و دیروز تماس گرفتند تا برای امروز ساعت ۸:۳۰ مصاحبه داشته باشم. موقعیت شرکت در شهرک صنعتی فریمان بود و من ساکن مشهد بودم، بنابراین با دقت و زودتر از موقعیت حرکت کردم تا حداقل یک ربع زودتر آنجا باشم. وقتی رسیدم، مسئولی که با من تماس گرفته بود در اتاق نگهبانی بود و تازه کارش را آغاز کرده بود؛ من معرفی کردم و نشستم تا از حالت تعارف عبور کنم. در ادامه گوشیهایشان را درآوردند و از من پرسشهایی درباره پروژههایی که در سابقه کاریام مطرح کرده بودم پرسیدند، اما به وضوح مشخص بود رزومهام خوانده نشده است. بعد از چند سوال بیربط که درباره اینکه این پروژه را برای کجا انجام دادهام یا چگونه، مطرح شد که منتظر بمانم تا یک نفر دیگر هم بیاید تا با هم برای مصاحبه اصلی برویم. همان موقع به خودم گفتم که واقعا چه ارتباطی به من دارد اگر چند نفر دیگر هم با من بیایند؟ سپس مسئول گزینش رفت و من تنها با نگهبان ماندم و از ساعت ۸ تا ۹ خسته شدم. به نگهبان گفتم آیا این شیوه رفتار شرکت با نامنویسان درست است؟ او هم با دوستانش تماس گرفت و گفت شاید همان فرد نیاید، پس تکلیف چیست؟ او گفت که الان از فرد مربوطه پیگیری میکند. واقعا با وجود اینکه همان کارجو وقت مصاحبه داشت و نیم ساعتی هم دیر کرده بود، تماس گرفتند و گفتند اصلاحا مهندسی را به جای دیگر هدایت میکنند. تقریبا ساعت نه و ده دقیقه آن آقا رسید و ما با هم برای مصاحبه رفتیم. فردی که آمد از من پرسید آیا رزومهای دارید یا نه. من گشوده بودم تا مثل همیشه به روی میز بگذارم که او پشت سر من، نگاهی به رزومه انداخت و آنگاه گفت: دفترچه یا نقشهای حاوی رزومهتان هست؟ او به من گفت رزومهتان را دارم میخوانم اما پشت رزومه من خالی بود. گفتند رزومه شما این است؟ من گفتم بله، اما توضیح دادم که لیسانس الکترونیک به کار ما نمیآید و کار ما در سطح کاردانی است و اگر لیسانس بگیرم، ممکن است کار فوقدیپلم را از من بخواهند. نمیدانم چرا هماهنگ نکرده بودند. بعد از این ماجرا من از مجموعه بیرون زدم و به سمت مشهد برگشتم؛ در طول راه دوباره با من تماس گرفتند و گفتند که اشتباه شده و ما شما را برای جای دیگری میخواستیم. به سرعت گوشی را قطع کردم و ادامه راه را طی کردم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.