اگر براتون احترام و طرز برخورد مهم هست بنظرم اصلا وقتون را نگذارید برای رفتن به این مصاحبه، بدترین تجربه من از مصاحبه با این شرکت بود از اول که وارد شرکت میشی سطح رفتار بی ادبانه اشون مشخصه تا زمانیکه میری توی اتاق مصاحبه من رفتم به این شرکت و منشی من را راهنمایی کردن که توی اتاق منتظر باشم اولا که اتاقشون کثیف بود و چندشم شد و بعدش منشی از پشت شیشه زد به در که بلند شو و برو به سمت اتاق مصاحبه، من این رفتار برام خیلی عجیب بود که زحمت نداد بلند شه و در بزنه و راهنمایی کنه، بعدشم که رفتم مصاحبه البته اونها با تاخیر اومدن و مدیر یکی از بخش هاشون انقدر بد اخلاق بود که ادم احساس میکرد چیزی بدهکاری بهش، راستش من انقدر تو ذوقم خورد که اصلا دوست نداشتم خودمو پرزنت کنم و جذب بشم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بابت مصاحبه به ادرسی که دادن رفتم . یک ساختمان بی نام نشان که مجبور شدم چندبار آدرس بپرسم تا پیدا کنم. شرکت طبقه دوم یک داروخانه بود و هیچ تابلویی نداشت .استاندارد ها در حد صفر ، داشتن با یکی مصاحبه میکردن چون اتاق مصاحبشون داغون بود تمام دیالوگ ها شنیده میشد خلاصه نوبت من شد سرپرست جذب خانم م.سفرچی سرشار از عقده و کمبود که واقعا از خیلیا اینو شنیدم فیس افاده ای ک ای کاش حداقل ظاهر این اداها رو داشت با یک لپ تاپ اومد و کنارش یه آقا که از اول تا اخر مصاحبه هیچ نگفت و نگاه می کرد بدون هیچ وارم آپی شروع به سوال پرسیدن کرد . سوالا در حد جونیور جذب و دیکته شده عین ربات فقط تو ذهنش بود اینارو بپرسه و جواب بله خیر بگیره. اصلا دانش مناسبی برای کشف استعداد رو نداشت اصلااااا و هر جواب ک دادم همون لحظه داشت تایپ می کرد با صدای تالاق تولوق کیبورد 😅 اخه بیسواد اون لحظه تمرکزت صرف تایپ کردن میشه نمیتونی بفهمی طرف چی میگه ! تایپتم که ۱۰ انگشتی نبود مطمعنم همه رو دری وری و غلط نوشتی 😅 اخر سر نه من فهمیدم چی شد نه اون فهمید چیکار کرد😅 خداشاهده ناراحت نیستم رد شدما از این ناراحتم که استاندارد ها برای این شرکت مطرح رعایت نمیشه و گند زده میشه تو برند کارفرمایی بخاطر یه ادم بی سواد. ایشون سطحش کارشناس بود نمیدونم چرا هد بود شاید واس اینکه قبلا تو شرکت کوبل بوده که اصلا کافی نیست باید تجدید نظر بشه در موردشون چون استعداد ها الکی رد میشن الان ۹ ماهه خداشاهده آگهی این شغل فعاله همه جا هم گذاشتن اونم برای این شغل که کلی متقاضی داره . باید شک کرد به توانایی این خانم و تو ارزیابیش تاثیر داد قبل از اینکه ویکی تجربه بپره کلی ادم از تجربه افتضاحی که از مصاحبه با این خانم داشتن نوشته بودن حیف شد که پرید کاش برگرده دیتا واقعا مفید بود
تماس گرفتن برم برای مصاحبه مدیر دیجیتالمارکتینگ. شرکت شیک و لابی برای انتظار و... با خودم گفتم حرفهای هستن حتما. محمودرضا چمنی اومد برای مصاحبه. با اون همه ادعا، با شعور ناکافی، همش داشت به گوشی و در و دیوار نگاه میکرد. صحبتهای من که تموم شد، رسما هیچ سوال فنیای نپرسید. فقط پرسید از نظر خودم نقاط ضعفم چیه و در کوتاهترین زمان ممکن مصاحبه رو تموم کرد. رسما فقط گفته بود بیام ببینه از تیپ و قیافه من خوشش میاد یا نه. گفت تا آخر هفته حتما به جمعبندی نهایی میرسیم و اطلاع میدیم، سههفته بعد ایمیل ریجکت دادن.
دو ماه بعد از اینکه رزومه فرستادم بابت مصاحبه تماس کرفتند و وقتی رفتم متوجه شدم با معاونت منابع انسانی اقای جوان قراره مصاحبه کنم که انتظار داشتم از قبل اطلاع می دادن تا امادگی بیشتر داشته باشم چون معمولا مصاحبه اول با سطوح پایین تر انجام میشه . حین مصاحبه از زبان بدن ایشون احساس کردم تمایلی به شنیدن تجربه هام ندارن و سر سری گوش میدن و شاید همون لحظه اول خطای قضاوت سریع انجام دادن و تصمیم رد کردن من رو گرفته بود حالا بهر دلیل یا ظاهر مورد سلیقشون نبود یا… خلاصه قشنگ وایب صوری بودن مصاحبه احساس میشد جالب تر اینکه اتفاقی شنیدم قبل از من با یک نفر نهایی کرده بودن و آفر حقوقی داده بودن نمیدونم چرا وقت بقیه رو الکی می گیرن من سابقه کاملا مرتبطی داشتم تو بقیه نظر ها شنیده بودم استخدام اینجا پارتی بازی و سلیقه ایه الان متوجه شدم مسخره ها ی دلقک دنبال یکی شبیه خودشون بودن با اون سن و جایگاه سازمانی کمر شلوارش از این مدل دخترونه بند دارای پاپیونی بود !!تسسترون لازم معلومه فقط سلیقشون نبودم والا از لحاظ تجربی حتی دانش نداشتن بتونن ارزیابی کنن
به هیچ عنوان وارد تحقیق و توسعه نانوالوند به خصوص مستندات نشین. در یه کلمه میگم خود لجنزار!
شدت فضای کار اینجا به من آرامش میداد و به من اعتماد میداد تا با انرژی برم سر کار. جو گرم و خودمونی مجموعه و پشتگرمی مدیر و همکارها واقعاً احساس میشد؛ حس میکردم حمایت میکنن و این موضوع انگیزهام رو بالا میبرد. اینجا هم به رشد مهارتهای حرفهای اهمیت میدن و هم به کیفیت زندگی شغلی: امکانات رفاهی، دورهها و فرصتهای آموزشی در دسترس بود تا بتونم در شایستگیهام پیش برم. احساس عضویت واقعی در تیم داشتم و حس دیدهشدن و قدردانی میکردم، که به اعتمادبهنفس و انگیزهم کمک کرد.
برای به دست آوردن تجربهای که حس بد از کار کردن در این شرکت را منتقل میکند، با وجود فشارهای غیرضروری و نگرانیهای رفتاری، کارم رو شروع کردم. ابتدا همه چیز نسبتاً منظم به نظر میرسید، اما خیلی زود با واقعیت ناخوشایندی روبهرو شدم: مدیرعاملها به ظاهر ملاحظه و حرفهای دمدستی میزنند اما کار بلد نیستند؛ صحبتهایشان بیشتر به تبلیغ و بازی با کِیسهای لحظهای میماند تا توسعه و ساختن. سرپرستها هم اوضاع خوبی ندارند؛ بیشتر به جمعآوری امتیاز از پرسنل و چاپلوسی برای روسا مشغولند تا مدیریت واقعی. یکی از همکاران فروش/بازاریابی که واقعاً حرفهای بود را بیش از حد فشار دادند تا در نهایت از مجموعه جدا شد، و از آن به بعد تیم کلا دچار بیاعتمادی شد. منابع انسانی هم معمولاً پنهانکار و دوبهدوغه است؛ ادعا میکنند از واحدهای بزرگ آمدهاند، اما به نظر میرسد کار زیادی بلد نیستند و تنها با ظاهر و گفتار وارد مجموعه میشوند. قراردادها از نظر حقوقی پیچیدهاند و به نظر میرسد با فشار و تهدید اجرایی میشوند تا هر طور که میخواهند گیرت بیفتد. ساعات کار طولانی است و ارتباط مداوم با موبایل یا هر دستگاه دیگری زیر نظراتی سنگین است، تا حدی که احترام به حریم خصوصی از میان میرود و به شکل لحظهبهلحظهای تاخیرها را محاسبه میکنند؛ راهی برای فرار ندارد. فضای کار پر از ناسزا و تنش است؛ یکی از سرپرستها فقط به حرفهای زننده و پرخاشگری میپردازد و حتی در خودرو هم رفتار رکی دارد. در نهایت محیطی بیپرستیژ و ناامیدکننده پیدا میشود و به خودم میگویم شاید واقعاً اینجا جای کار نیست.
سال های زیادی تو این شرکت بودم و افولش رو در این مدت زمان به چشم دیدم. فساد اخلاقی زیادی این شرکت رو فراگرفته و خیلی از افراد قربانی این فساد شدن ولی با هر روشی که فکرشو بکنید درپوش میذارن چون فساد از طرف مدیران سازمان هست و مدیران ارشد سکوت کامل میکنند. از لحاظ ساعت کاری هم افتضاح هست تقریبا اگه وارد نانوالوند بشید دیگه زندگیتون میشه اونجا مثل یک باتلاق هست که هرچی بیشتر کار کنی و دستو پا بزنی بیشتر غرق میشی و در آخر هم اگه در راستای اخلاقیات و فساد هاشون نباشی نه تنها رشد نمیکنی بلکه به راحتی حذفت میکنند.
فضای کار در کلینیک آفاق برای من خیلی خوب نبود، با این حال همکاران همدل و صمیمی بودند و کار با تیم برایم راحت بود.
برای مصاحبهی برنامهنویسی سالها پیش اتفاقی افتاد که هنوز هم یادآوریاش انرژیام را میگیرد. اوایل کار مشخص بود که وضعیت شرکت چندان مطلوب نیست و حقوق به موقع پرداخت نمیشود. مصاحبهکننده هم رفتاری ناخوشایند و غیرحرفهای داشت؛ همان مدیری که مدتها در همان جا حضور داشت، ناگهان در حین صحبت به روند پیشرفت من واکنش نشان داد و گفت که مسیرم صعودی بوده اما میشد بهتر باشد. در عین حال با وجود اینکه تازه همان ابزارهای اتوماسیون ناقص را هم پیادهسازی کرده بودند، از من سوالهای تکراری دربارهی دلیل ترک کار میپرسیدند و اصرار داشتند مرا قانع کنند که از شرکت جدا شوم. در نهایت یکی از همکارانش گفت که «تموم کن»، اما او همچنان ادامه داد. تجربهام خیلی منفی و آزاردهنده بود و اعصابم را به هم ریخت.
دوست داشتم با حضور در شرکتی تازهوارد به بازار کار، تجربهای پر از یادگیری رو پشت سر بگذارم و این دوره کارآموزی برای من که تازه کار بودم، نکات زیادی داشت. مجموعه رو به رشدی بود و جای بهروزرسانی و روشهای مشخصی داشت، هرچند برخی روندها بهطور کامل شکل نگرفته بودند. با این وجود، فرصتهای یادگیری قابل توجهی پیدا کردم و برای من تجربهای ارزشمند به حساب میآیند.
مصاحبه برای عنوان فرانتاند دولوپر خیلی هم سخت نبود؛ در ابتدا یک آزمون فنی نسبتاً ساده گرفتم و نهایتاً زود از آن عبور کردم. سپس گفتگو با یکی از مسئولان اسکرام ادامه یافت، اما طولانی و پر از پرسشهایی شد که به نظر من بیربط بودند. بهظاهر قصد داشتند با توجیههایی مثل اینکه ممکن است نشانگر هوش باشد، بحثهایی کلیشهای و شخصی را مطرح کنند؛ به عنوان نمونه شغل پدرم، محل کار دقیق، نحوه پیدا کردن دوستان، سابقه حقوق در جایگاههای قبلی یا حتی توضیح دقیق آخرین اختلافی که داشتم. این گونه سوالها برایم جذاب یا منطقی بهنظر نمیرسید و با وجود تأکید زیادی که روی آنها بود، مزاحم بهحساب میآمد. به کلی انتظار میرود که با پرسشهای شخصی روبهرو شوید و لازم است زمان بیشتری برای پاسخگویی صرف کنید.
چند ماه توی کال سنتر و پذیرش بودم. حداقل توی این بخش نظرم رو میگم. سرپرست جزتوقع بیجا و عدم حمایت از نیروهاش هیچ کاری نمیکنه.بعضی چیزارو میسپاره بچه ها تا خودشون به جون هم بیفتن و وقتی بخش های دیگه توهین میکنن یا وظیفه ای جز وظیفه ی خود کال سنتر انجام میشه، هیچ کمکی انجام نمیشه. هیچ حمایتی و تازه باید خودت از خودت دفاع کنی که اونم بعدا داستان میشه. تعطیل کاری داره برای کال سنتر که کاملا هم بی معنیه و وقت ادم تلف میشه. برای پذیرش عمل به شدت فشار کاری زیاده. موقع پذیرش بیماران باید تلفن جواب داده بشه که باتوجه به حجم کار منطقی نیست. مزایا هم حقوق به موقع و بیمه و بیمه تکمیلی معمولی هست.مناسبتی هدیه هم میدن مثلا روز کارمند یا عید نوروز و شب یلدا پک میدن.شما در اینجا نیروی کاااملا قابل جایگزینی هستید و با کوچیکترین اتفاق میگن از فردا نیاید انگار نه انگار. خانم ز.ت خیلی بچه هارو اذیت میکنه و هرچند وقت یه بار یه کرمی میریزه بچه ها برن و نیروی تازه بگیره. در کل تجربه کاری جالبی نبود.
تو داروتیم تجربه کردم برای بکاند؛ دقیقاً جایگاهی که با تیم و فضای کار تعریف میشود، ساخته میشود. سالی که اینجا کار میکنم بسته به تیمی که به آن میافتم خیلی فرق دارد، چون مجموعه نسبتاً بزرگ است و آدمها تفاوتهای زیادی دارند. فضایش عموماً صمیمی و خودمانی است و شرکت هم برای اینکه همکارها با هم راحتتر باشند هزینه میکند، به همین دلیل اکثر افراد از صبح به کار آمدن را راحت میپذیرند. مزایا مثل صبحانه، ناهار، میانوعده و هدیههای مناسبتی بین همه یکسان است، اما حقوق به نظر لِولی مدیر تیم بستگی دارد. منابع و فرصتهای یادگیری فراوان است و نمیشود گفت رشد درجا میزند؛ بیشتر همکارها سابقهی طولانی دارند و از نظر فنی و سلسلهمراتب رشد کردهاند و این فرصتها را به نیروهای جدیدتر هم میدهند. امسال بیمه تکمیلی بهتر شد و نماینده بیمه هر هفته حضوری میآید و کارها را جمعوجور میکند. فرهنگ بازخورد و صحبت دربارهی مسائل تقویت شده و به راحتی میشود ایدهها یا دغدغهها را مطرح کرد و شنیده میشود. به شخصه اعتمادبهنفس کاریام دوباره برگشت و چیزهای زیادی یادگرفتم. ساعات کاری انعطافپذیر است و امکان دورکاری هست؛ میتوانی با مدیرت هماهنگ کنی و دغدغهی رسیدن به موقع یا عقب افتادن کار کمتر میشود.
هیچ نکته مثبتی به ذهنم نرسید که بخوام درباره این کلینیک بگم. اولا روند مصاحبه بسیار غیرحرفه ای بود و فقط حقوق براشون مهم بود که زیر ۲۰ تومان توافق بشه. سه روز ارزیابی و در واقع کار رایگان براشون انجام میدی تا بعد تصمیم بگیرن که استخدامت کنند یا نه. با مدیرعامل مصاحبه انجام میشه و با حقوق نصف وزارت کار باهات قرارداد یک ماهه میبندن و تا سه ماه بیمه نیستی. علاوه بر اون یک سفته صدمیلیونی هم همون اول کار قبل عقد قرارداد ازت میگیرن بعد قرارداد میبندن یعنی حتما شما باید سفته رو داده باشید! بعد از یک الی دو هفته کاملا بی دلیل باهات قطع همکاری میکنن و میگن مدیریت تصمیم گرفته با شما همکاری نکنه!!!! وقتیم از منابع انسانی دلیل میپرسی میگن منم خبر ندارم فقط بهم اطلاع دادن باهاتون قطع همکاری کنیم!!! برای استخدام که هیچ، حتی برای خدمات دندانپزشکی هم به کسی اینجارو معرفی نخواهم کرد. ضمنا گفتند سه ماه بعد از قطع همکاری حقوق اون چندروز کارکرد براتون واریز میشه و میتونید سفته رو تحویل بگیرید. با گذشت سه ماه هنوز خبری ازشون نیست. این نکته هم اضافه کنم که با همه تازه استخدامی ها همین روند رو تکرار میکنند و هیچکس بیشتر از دو هفته اونجا موندگار نیست. از اردیبهشت که اگهی میزارن تا الان که شهریوره هنوز اگهی ها با همون عناوین شغلی در ای استخدام و جابینجا موجوده!! این تجربه کاری من از این کلینیک به اصطلاح مدرن بود که فرهنگ سازمانیشون بسیار ضعیفه.
وقتی این تجربه رو از نزدیک دیدم، در نگاه اول تصور میکردم که مجموعهای پویا و حرفهای پیش رو دارم اما خیلی زود واقعیت تفاوتها رو روشن کرد. فضای کار پر از حرف و حدیث و شایعه بود و مدیریت بهطور کامل سازماندهی نشده بود. رئیس تیم با دو نفر از پسرهای تیم احساس ترس داشت و فقط خواستههای اونها برایش اهمیت داشت. جذب نیرو هم به شکل غیرشفاف و بهزعم من بیشتر به درخواستهای شخصی ربط پیدا میکرد، نه فرآیند مشخص جذب. مدت زمانی که من اونجا بودم جلسههای تیمی منظمی برگزار نمیشد و رئیس تیم فقط میگفت بیایم صبح ببینیم چی پیش میاد و هیچ برنامه مشخصی وجود نداشت. وقتی از منابع انسانی درخواست گفتگو میکردی، معمولاً با پاسخی ناامیدکننده روبهرو میشدی. ظاهر بیرونی شرکت جذاب و دلنشین به نظر میرسید، اما واقعیت داخلی فرق زیادی داشت. در نهایت هم بدون اینکه توضیح منسجمی ارائه شود، روز بیست ویکم اسفند اعلام کردند قرارداد تمدید نمیشود، در حالی که طبق قرارداد باید حداقل بیست روز قبل اطلاع رسانی میکردند.
زمین تا آسمان فاصله . به هیچ عنوان توصیه نمیشود رفقا ، این شرکت از دور خوبه ! از خیلی دور .... نوک سوزنی ارزش قائل نیستن برای کارمنداشون و فقط رویا فروشی میکنن جلسات خنده دار و تو خالی ، بعد ساعات کاری فقط عامل رو اعصاب بودنه هممون بود ... در چارچوب قانون و جهت کمک به سلامت حال بیمارانی که به ناچار به دستگاه های این شرکت متصل میشن ، حتماً اطلاعات مهمی رو به بازرسی اداره کل تجهیزات پزشکی منتقل خواهم کرد
سلام وقتتون بخیر من برای این شرکت رزومه فرستادم قبول شدم از بنده سفته ۱۰۰ میلیونی خواسته شد ولی با حقوق ناچیز اداره کار و از شهرستان باید تهران میرفتم اما هیچ رو نوشتی از قرارداد برای من ارسال نشد و اصرار به امضای قرارداد به تهران پس اینکه آماده حرکت شدم پیام دادم تا ساعت امضای قرارداد رو بپرسم به من گفته شد به دلیل عدم اعتماد شما به شرکت ما نمیتوانیم شمارو قبول کنیم آخه چه اعتمادی؟ حتی رو نوشت قرارداد ارسال نشد تا من سفته ۱۰۰ میلیونی رو تحویل بدم!!!! مدیران تهران اغلب به زمان و تایمی که کارمند از شهری به شهری دیگه میزارن رو بی ارزش میدونن و اهمیتی نمیدن تجربه فوق العاده بدی برای من رقم خورد
برای من مصاحبه خوب بود و با وجود حرفهای و محترمانه بودن همکاران، کل فرایند مصاحبه طولانی شد و حدوداً پنج ماه طول کشید. در نهایت پذیرش گرفتم و وارد این مجموعه شدم. محیط کار واقعا خوب است و فرهنگ سازمانی بالاست. مزایا هم واقعاً مناسباند و تا اندازهای حقوق را جبران میکنند؛ حقوق پایه در اینجا مثل خیلی از جاهای دیگر معمول است. ارائه بیمه تکمیلی کامل است و سقف خدمات دندانپزشکی بالاست. به مناسبتها هدایای خوبی میدن و همین بار آخر هم یکی دریل بود که خیلی خوشحال شدم. وعدههای غذایی صبحانه و ناهار رایگان است و جالب اینکه باشگاه هم رایگان است و بهنوعی جزو ساعات کاری محسوب میشود. برای سلامتی هم چکآپهای دورهای وجود دارد و پزشک سازمانی در دسترس است. با کمکهزینههای مسافرت به شکلهای مختلف پشتیبانی میکنند. برخلاف برخی شنیدهها فضای کار سالم است، اما شنیدم در بخشهای اداری گاهی جذب بر پایه پارتی بازی بوده که من تجربهای از این موضوع ندارم و اطلاعی هم ندارم. امیدوارم نظم مشخصی برای پرداخت حقوق تعریف بشود و با توجه به تورم سال ۱۴۰۳ امسال هم شاهد افزایش حقوق باشیم؛ شنیدهها حاکی از این بود که وسط سال قبلاً افزایش داشتند اما امسال متأسفانه این را نداشتیم. ممنون.
برای من کار در این شرکت واقعاً نتیجهای جز از دست رفتن اعتمادبهنفس و اتلاف وقت نداشت. دفتر پشتیبانی به فردی سپرده شده که تنها با توهین و تحقیر رفتار میکند و انتظار دارد شبانهروز در دسترس باشی. حقوقی که میدهند بهشدت کم است و اگر حتی اشتباهی رخ بدهد، همان حقوق ناچیز هم کسر میشود، در حالی که بعضی روزها تا شانزده ساعت باید کار کرد. هیچ ساعات کاری مشخصی وجود ندارد و پنجشنبه و جمعه هم موظف به حضور هستی. در نهایت به خاطر ساعات کاری خیلی بالا، برنامهریزی برای زندگی شخصیات امکانپذیر نیست و در پایان روز خسته و بیانرژی میمانی.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.