وارد شرکت شدم برای بررسی فرصت کار، و اول کار با آرامش و احترام از طرف مدیران صحبت شنیدم. آگهی را دیده بودم و رزومه فرستاده بودم، دعوت به مصاحبه شدم و فرایند با سازوکاری آرام پیش رفت. تصمیم گرفتند سه روز آزمایشی به عنوان مرحله آزمون بگذارند تا وضعیت کار من را بسنجند، و سپس درباره قرارداد صحبت کنیم. خوشبختانه بعد از دوره آزمایشی پذیرفته شدم و تا کنون کنار تیم مشغول به کارم. واقعیت این است که در شرکتهای تازهتاسیس و استارتاپها مسائل متعددی وجود دارد و به هر حال برای حرفه ما لازم است که کار گروهی را جدی بگیریم و جدا از گروه خودمان فرض نشویم. امیدوارم بتوانم با گروه همگام شوم و در کنار آنها پیشرفت کنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مدرپ لاین مکمل با من مصاحبه کردن و اقای دکتر و.ق. برای مصاحبه ی چهارم حضور نداشتن. متاسفانه منابع انسانی تاریخ اشتباهی برای حضور در تهران به من داد و حتی تا هفته ی بعد و تاریخ اصلی هم دکتر تشریف نداشتن. اقای ا.ع از لاین دیابت مصاحبه کردن و گفتن اگر پزشک شما رو تاچ کنه (عین کلمه) چیکار میکنی و گفتن بهتره هیچی نگی. ریجکت شدم و علت رو نمیگفتن. تماس گرفتم و سرپرست جذب اقای ش گفتن نه همینه و درسته و بعد از اصرار من برای صحبت با دکتر گفتن تماس میگیرن و نگرفتن. حدود ۱هفته و نیم بعد خانم ب.ا از منابع انسانی تماس گرفتن و گفتن میخوان جلسه ای بزارن با دکتر و.ق. و قبول شدم این دفعه و اومدم تهران. مرتبا تاکید میکردن همشون حرف نبرید و بیارید اما همون روز اول پشت سرمن به دکتر و.ق. گفتن خواستم لاینو عوض کنم به پوست و قرارداد من از ۳ماه شد یکماه!!! حتی به من فرصت دفاع از خودم رو ندادن. با منطق از خودم برای حرفی که نزده بودم دفاع کردم و همون اقای و.ق. دقیقا عین این کلمات رو گفتن «من ۴۰ ساله همینم و همینقدر ک*خلم» دقیقا همین کلمه رو گفتن. خواستم روی این مسئله و قرارداد فکر کنم چراکه پذیرفتن ان به معنای این بود که من واقعا مقصر بودم درحالیکه کسی دروغگفته بود و این خلاف سیاست سازمان بود که مداااااام ازش حرف میزدن و بزرگ توی ورودی روی دیوار هم نوشتن. با من تماس گرفتن گفتن اقای و.ق سرپرست لاین مکمل و اقای ر سرپرست منابع انسانی صحبت کردن و گفتن نمیخوان همکاری کنن دیگه. به هیچ عنوان توی این شرکت کار نکنید. هیچکس حرفه ای نیست و اخلاق حرفه ای وجود نداره. مهم نیست چقدر شایستگی داشته باشید. این شرکت مسمومه.
من به عنوان پشتیبان در شرکت دکتر ساینا با تیمی روبهرو شدم که به شدت به دنبال ایجاد صمیمیت سریعاند و فکر میکنند با صدا زدن همدیگر با اسم کوچک این کارها حل میشود. اما گاه بیشتر به جای همکاری واقعی، به زور روی نظر دیگران فشار میآورند تا پیشرفت خودشان را تضمین کنند.
در اینجا احساس کردم که گویی گاهی شرکت به ظاهر کارش را شبیه کارآفرینان کوچولو ادامه میدهد، اما در واقع رفتار آنها با ثبات چندانی ندارد. گاهی به نظر میرسد که خیلی دوست دارند مانند استارتاپهای بینالمللی رفتار کنند، اما تنها انرژی من و همکاران را میبلعند و از این فرایند چیزی عایدشان نمیشود. تیم فنی فرهنگهایی دارد که مدیر فنی گاهی میکوشد با ایجاد صمیمیت ظاهری، کنترل بیشتری روی افراد داشته باشد. در عمل هدف این است که بفهمند چه جور آدمی هستم تا بتوانند نحوه برخورد و مدیریت را بهتر تنظیم کنند. اعضای تیم گاهی با هم رقابت میکنند و احتمالا امنیت شغلی زیادی وجود ندارد. تأکید زیادی بر این است که شرکت استارتاپی و فلت هستیم و همه در یک سطح هستیم، اما واقعا واضح است که نظر کارکنان چندان اهمیت ندارد و خودشان توضیح میدهند که گروهی داریم که درباره مدیریت اوضاع صحبت میکنیم. به طور کلی محیط کار امنی به نظر نمیرسد و اگر عادت به رقابت غیرمنصفانه ندارید، ممکن است اذیت شوید. حقوق معمولا سر وقت پرداخت میشود اما پاداش عید را در ۲۹ اسفندماه لحاظ میکنند.
به خاطر بیثباتی زیادی که در این شرکت دیدم، تصمیم گرفتم تجربهام را اینطور بازگو کنم. ابتدا باید بگویم که تعهد به تحویل بهموقع پروژهها کمتر وجود داشت و امور به خوبی سازماندهی نمیشد. حقوق پرسنل هم معمولا چند ماه عقب میافتاد و مدیر ارشد هیچکدام از تعهدات نسبت به پروژهها و تیم را نداشت. با وجود اطلاعات ناقص مهندسی و دانشگاهی، میکوشید به من بقبولاند که همان کاری را انجام بدهم که خودش میخواهد، و وقتی از طریق روابط نزدیک به دفتر و امکاناتی در سرم سازی رازی و دانشگاه خوارزمی کرج دست پیدا کردند، از حمایتهای آن مجموعه هم برای من روشن بود که با خود سرم سازی رازی هم مشکلاتی داشتند. در این شرکت هزینههای قرارداد به نظر میرسید که به مصارفی شخصی اختصاص میشود و منابع مالی برای کارهای متفرقه هدر میرفت. در نتیجه، بهراحتی از سوی برخی افراد به من دروغ گفته میشد. دستگاههای بایوراکتور رومیزی تولید میشد که استانداردهای صنعتی را کاملا رعایت نمیکرد و پس از تحویل به مشتری، مشکلاتی در قطعات ضروری و عملکرد آنها وجود داشت. همچنین رونمایی از دستگاه اولتراسانتریفیوژ آزمایشگاهی با نامی که برای محصولی خارجی استفادهشده بود، به شکل مصنوعی بدنهای جدید برای دستگاه ساخته شد تا با نام اولتراسانتریفیوژ ایرانی ارائهشان دهند؛ اما این محصول ایرادات فراوانی داشت و قادر نبود به سرعت و دور ادعایی برسد و رفع عیب آن تا امروز نیز انجام نشده است. با وجود این سطح از مهارت و دانش، قراردادهای چند دستگاه دیگر هم منعقد شدند. بسیاری از همکاران به دلیل بینظمی، فقدان صداقت و تعهد در این شرکت از مجموعه جدا شدند. به نظرم مدت زیادی زمان و سرمایهام را در این کار یا قرارداد با این شرکت تلف نکنم.
سلام من مصاحبه سیناژن بصورت مجازی. برگزار کردم. اگر پارتی ندارید الکی تلاش نکنید. یه سری سوالات و مباحث مطرح میکنن که در جزوات دستورالعمل های خودشون هست و در هیچ سایتی پیدا نمیکنید.
دوستانه میخواهم تجربهام از کار در دارو بهداشت آسیا را مرور کنم تا شاید برای دیگران مفید باشد. مدیر داخلی شرکت هیچ تسلطی به دانش مدیریت واقعی نداشت و حقوق ماهانه به صورت نامنظم پرداخت میشد؛ گاهی تا دو سه روز مانده به موعد پرداخت، ناپدید میشد و مشخص نبود چه میگذرد. ایفای نقش حسابداری در پرداخت حقوق کارکنان فقط به اندازهای بود که حقوق را به شکل فرمولهای ناشناخته برای منشی بدهد تا مطابق میل مدیر محاسبه شود. مزایا و مبلغهای پرداخت برای ناهار و موارد مشابه هم بهنوعی بیتوجه مانده بود و از شدت بیاهمیتی سنگینتر به نظر میرسید. تیم انبار بسیار کم بود و با وجود حجم کار سنگین، فشار میآمد تا کارمندان فعلی را نگه دارند و جایی برای استخدام نفر جدید نمیدیدند. از کارکنان سفته میگرفتند و اجازه نمیدادند هیچ چیزی غیر از اثر انگشت و امضا در سفته ثبت شود. کولر ماشینهای توزیع به منظور کاهش استهلاک و مصرف سوخت قطع میشد که تابستانها فشار زیادی را بر نیروهای توزیع که سفرهای کاری زیادی داشتند وارد میکرد. در یک مورد نادر، برای پرداخت حقوق، برخی از افراد را به صورت نوبتی به یک هفته مرخصی اجباری فرستادند. رویداد دیگری نیز دیده شد که بنا بر مشاهدات عینی، برخی افراد برای تعدادی از همکاران که با آنان مشکلی داشتند و شرکت را ترک کرده بودند، نامه عدم جذب صادر میشد. خلاصه اینکه تیمی که این مجموعه داشت، به اندازه کافی در یکجا جمع بود و امیدوارم هیچ کس تجربه مشابهی را تجربه نکند.
شنیدم که دو ماه و هفت روز با مجموعه ماندگار درمان ایرانیان کار کردم و به صورت رسمی از کار باهاشون استعفا دادم. در تصمیمی که گرفتم دلیلهای زیادی داشتم، از جمله رفتارهای بدون استاندارد مدیریتی و نبود حرفهایگری، بهویژه از جانب مدیر ارشد و CTO. پرداخت حقوق به موقع نبود و حقوق اسفند در اردیبهشت به مقدار ناچیزی پرداخت شد. بیمه هم ارائه نمیشد و ساعات کاری با استانداردهای معمول همخوانی نداشت؛ اغلب از من تا ساعت نه شب کار میکشیدند. عیدی پرداخت نمیشد و وظایف محوله هم گاه غیرعادی و سنگین بود، طوری که حتی جابهجایی اشیاء سنگین هم به عهده پرسنل میافتاد. انگیزه به سادگی از بین میرفت و مدیریتی ضعیف حاکم بود. قرارداد رسمی بسته نمیشد و اضافهکاری بدون پرداخت بود. اگر در فرومها فردی از این مجموعه تعریف میکند، به نظر من از جانب مدیران مجموعه است که برای نرمالسازی و تبلیغ نظر خودشان نظر میگذارند. اگر وارد مجموعه شدید، بهتر است بدون قرارداد به هیچ وجه همکاری را ادامه ندهید؛ آنها معمولا امضای قرارداد را به تعویق میاندازند و در نهایت به آن پایبند نیستند. تصور میکنم امکان دستکاری قرارداد هم وجود دارد، پس حتما نسخهای از قرارداد را از آنها بگیرید، در صورت جلسه یا توافقی که میبندند. با این وجود، اگر هنوز قرارداد بسته نشده، به شرط روشن بودن شرایط بهدنبال آن باشید. اگر چه اعلام میکنند زمان کار تا شش تاست، عملا تا ساعتهای پایانی شب نگه میدارند و به مرور پایان زمان کار را تا ساعتهای نه یا ده شب عادی میکنند. در تعطیلات نوروز حقوق واریز نشد و پیگیریها پاسخگو نبودند. حقوق بهمن و اسفند هم در اردیبهشت پرداخت شد، اما به مقدار وعدهدادهشده نبود و نهایتا نصف آن دو ماه پس از موعد پرداخت شد. اضافهکاری هم به ازای هر ساعت با مقدار ناچیزی جبران میشد. مرخصی هم با فشار و طنابکشی و تنها در شرایط خاص و به صورت سختگیرانه ممکن بود پرداخت شود. حقوق هم بهطور کلی با تأخیر پرداخت میشد و حتی اگر قرارداد وجود نداشت، ممکن بود حقوق پرداخت نشود. شاید وعده تشویقها، عیدی، اضافهکاری و پاداش داده شود، اما به هیچ وجه عمل نمیشود.
فقط پارتی میخواد الکی تو این سایتا آگهی میزنن بعد میگردن از بین خودشون شده بیسوادترین و بیربط ترین رشته رو در هر جایگاه شغلی انتخاب میکندد که از بیرون کسی رو استخدام نکنند یا باید سهمیه ای باشی یا پارتی کلفت داشته باشی ببرنت بنشوننت اونجا بهت یاد بدن کارو انجام بدی نه مدرک تحصیلی مهمه که مرتبط باشه اصلا با دیپلم برو پارتی داشته باشی میگیرن همین الان آمار بگیرن تو جایگاه شغلی های مختلف هیچ کدوم مدرک تحصیلی مرتبط ندارن حتی خیلیاشون با دیپلم استخدام شدن سطح علمی مجموعه پایین همه چه از حراست دم درش تا منابع انسانی و مدیرش فقط از بلا به پایین نگاتون میکنند و فقط میخوان تحقیر کنند. مدرک تصیلی مهم نیست دانش تخصصی مهم نیست زبان انگلیسی در حد abc هم بلد باشی براشون اوکیه ولی اگر پارتی نداشته باشی از انگلیس یه نفر رو هم بیاری میگه زبانش ضعیفه مدیراش جوون و از خود متشکر با پارتی رفتن شدن مدیر فکر میکنند دیگه چی شدن در کل هرچی هم باسواد باشی و دوره های مختلف رفته باشی مدرک داشته باشی نرم افزار بلد باشی بازم میگن تو هیچی نیستی چون خودشون بلد نیستن میمیرن یکی بلده رفته مصاحبه
بنده به مصاحبه دعوت شدم یه خانم و یه آقاپسری مصاحبه میکردن سنشون همه پایین آقا که کلا سرش تو لپ تاب بود و هرموقع هم سوال می پرسید انگار طلبکاره و دارم وقتشو میگیرم بزور انگار اومده اصلا براشون مهم نیست طرف مقابل چه توانایی هایی داره، هر چقدر هم بالا بازم ردتون میکنن باید معرف درجه بالا داشته باشین بعضیا اومده بودن تکمیل پرونده اصلا خبر نداشت استخدام شده باید مدرک میاورده نگهبانی زد تو سیستم بهشون گفت. آخر مصاحبه هم اون آقا با بی ادبی در اتاق رو باز کرد یعنی خودت بلند شو برو بیرون حیف وقتی که گذاشتم و هزینه ای که کردم انگار مردم بیکارن کاملا طلبکار بودن همش پارتی بازیه از بیرون فکر میکنین خیلی افراد باسواد دارن کار میکنن ولی اصلا این طور نیست هر کی هر کیه هر کسی که تونسته فامیلاشو اورده داخل شرکت با هر سنی سطح علمی بسیار پایین
در ابتدای کار فهمیدم که دفتر مدیرعامل باید به شکل حرفهای اداره شود، اما فضای شرکت به شدت ناسالم بود و فردی که مدیر منابع انسانی بود، پیشنهادهای نامناسب میداد. هرکسی که برای کار میآمد، به یکسری توقعات غیرمنصفانه میافتاد و کار واقعی برایش اولویت نداشت. در نتیجه محیط خیلی آلوده بود و من نتوانستم ادامه بدهم و تصمیم به ترک گرفتم. حقوق و بیمه بهموقع بود، اما فضا و رفتارها ناخوشایند و نارضايتکننده بود.
تجربهای که دارم از همکاری با تیم سهدا را با یه نگاه تازه مینویسم. وقتی برای مصاحبه به شرکت مراجعه کردم فکر میکردم با گروهی کاملا سخت مواجه خواهم شد، اما پس از یه دوره کار آزمایشی و گذراندن مراحل اولیه، موفق شدم نظر مدیر فنی و مدیر مجموعه را جلب کنم و ثابت کنم که میتونم کار رو انجام بدم. نکتهای که خیلی برام جالب بود و دوست داشتم به بقیه هم منتقل بشه این بود که هر پیشنهادی که مطرح میشه، توسط مدیر گروه بررسی میشه و با مشورت کل تیم در صورت کارآمد بودن، اجرا میشه. از پایینترین رده تا بالاترین، همه دیده میشن و شنیده میشن؛ واقعا این رو تو تجربهام در شرکتهای دیگه ندیده بودم. در کل خیلی خوشحال و راضیام از کار کردن تو این گروه و امیدوارم سالهای زیادی کنار این تیم رشد کنم.
دوست دارم درباره تجربهام صادقانه صحبت کنم و امیدوارم بازگو کردنش بتونه به دیگران کمک کنه. تابستان ۱۴۰۱ از طریق یکی از سایتهای کاریابی با آگهی گرافیست در شرکت ماندگار درمان ایرانیان یا همان سهدا آشنا شدم و رزومهام را فرستادم. پس از تماس به دفتر شرکت در چیتگر دعوت شدم تا برای دو هفته به عنوان کارآموز گرافیست کار کنم و در صورت تأیید، قرارداد ثابت امضا میکردیم. روزهای اولیه همه چیز عادی بود و کارهای سنگینی که به من واگذار میکردند را با اشتیاق انجام میدادم و تحویل میدادم. ساعات کاری برایشان مهم نبود و میگفتند تا تحویل کامل کار بمانید و گاهی تا ساعت هشت شب هم طول میکشید. رفتار مدیر مجموعه خیلی توهینآمیز و طلبکارانه بود و گاه از کلمات نامناسب برای سایر همکاران استفاده میکرد. با وجود تمام این مشکلات، پس از دو هفته کار سخت و فشرده وقتی از من درخواست امضای قرارداد را کردند، مدیریت گفت که قرارداد را با حقوق بالاتری بسته میشود اگر بتوانم روزهای جمعه هم چند ساعتی بیایم شرکت و... . در آن لحظه فهمیدم که علاوه بر رفتار غیرحرفهای، با فردی بسیار خطرناک هم روبهرو هستم. وقتی مخالفت کردم، با لحنی شدید گفتند که اگر عقل داشتم پیشنهادشان را قبول میکردم. تصمیم گرفتم همان لحظه از آنجا خروج کنم و دیگر دربارهاش به هیچکس چیزی نگفتم. اما حالا اینجا نوشتم تا کسانی که با این شرکت ارتباط دارند احتیاط کنند.
به باور من، این شرکت شرایط کاری نامطلوبی داشت و به نظرم رفتار اداره منابع انسانی حرفهای نبود. بعد از قبولی در مصاحبه، سه روز با دستمزد غیرمحاسبه کار گرفتند و پس از آغاز همکاری دو قرارداد برای من کنار گذاشتند؛ یکی به مبلغ هفت میلیون تومان و دیگری با مبلغی که باعث میشد دستم به جایی بند نباشد تا بتوانم از شکایت فرار کنم. هیات بیمه در آنجا برای هیچکدام از کارکنان پرداخت نمیشد. پس از ساعات کاری مشخصشده در قرارداد، چند ساعت بهخاطر دلایل فشار کاری اضافه نگه میداشتند و اضافهکاری را بهطور قانونی محاسبه نمیکردند. بهجای پرداخت اضافهکاری، قول میدادند که تسهیلاتی در آینده داده خواهد شد، اما کسانی که با این وضعیت کنار آمده بودند، حتی برای نهار هم ۳۰ دقیقه وقت نداشتند و وقتی اعتراض میشد، از کم شدن زمان نهار صحبت میشد؛ در حالی که هر روز از ساعات کاری عادی خارج میشدیم و معمولا تا ساعت ۸ شب بیرون میآمدیم، نه ساعت شش. در نهایت آنجا کار کنم و تجربه کنم، اما وقتی درخواست قطع همکاری را دادم، هیچگونه اخلاق حرفهای از تیم منابع انسانی دریافت نکردم. روی در ورودی دوربین نصب شده بود تا زمان خروج افراد برای کشیدن سیگار هم ثبت شود، اما از طرف دیگر هیچ سیاستی درباره محاسبه اضافهکاری وجود نداشت. حقوقی که برای آن مدت به من پرداخت شد، بر اساس همان قرارداد اولیه هفت میلیون تومان بود و حالا دو هفته از ماجرا گذشته و هر دو شمارهام را بلاک کردهاند و نمیتوانم با آنها تماس بگیرم.
شرکت آدوراطب برخوردی دقیق و ساختاریافته داشت، اما در عین حال فضایی امن و پشتیبان برای کارمندها میساخت. هدفشان از ابتدا روشن بود و تلاش میکردند پیوسته بهبود یابند، هرچند از نظر استفاده از روشهای سنتی پخش کمی فاصله داشتند و جایگاه افراد به لحاظ احترام حفظ میشد. عملیات استخدام هم با ادبیاتی معقول و رویکردی محترمانه انجام میشد و به نظر میرسید فرایندها منطبق با اصول منطقمحور پیش میرفت.
شرکت آدوراطب برای افراد با سابقهی مناسب محیط مناسبی نیست، چرا که سیستمها و فرایندهای اینجا تازه راهاندازی شدهاند و در حال آزمایش و خطا هستند؛ نتیجهاش این است که بهطور ناخودآگاه از یک روال منظم به سمت یک روند کاملا ناپایدار منتقل میشوید و به چالشی جدی میکشانند. اگر مدیران تحمل نقد را داشته باشند، شاید تجربهی شما به رشد مجموعه کمک میکرد، اما چنین نیست. به جز یکی از مدیران، یعنی مدیر منابع انسانی، سایر مدیران از نظر فنی توانا نیستند. نرخ ترک شغل در این مجموعه خیلی بالا است؛ روزانه چندین نفر استعفا میدهند و دائما در حال جذب نیرو هستند. ممکن است استعفاها را ندیده باشید، اما کافی است یک نگاه به سایتهای کاریابی بیندازید تا ببینید همواره در حال استخدام و جابهجایی با نیروهایی هستند که مجموعه را ترک کردهاند. محیط کاری ناخواستهای حاکم است و حاشیههای زیادی در شرکت وجود دارد؛ واحدی به نام حسابرسی وجود دارد که حتی به پوشش و رفتار شما هم ایراد میگیرد و هر رفتاری که با میلشان همخوانی ندارد را تهدید به اخراج یا کاهش درآمد میکنند. بهطور کلی فکر میکنم این شرکت برای افراد تازهکار هم مناسب نیست، چون با چنین تیم خودشیفتهای ممکن است ارزش تجربه یا سابقهتان به خطر بیفتد.
بدون شک محیط کار نسبتا مطلوبی بود؛ جو سالم و خوشایند حاکم بود و برخورد دوستانه و محترمانه مدیران و همکاران را تجربه کردم و به رشد فردی اهمیت داده میشد. مدیر فنی شرکت، CTO، یکی از بهترین، دقیقترین و با احترامترین مدیرانی بود که تاکنون در طول دوران کارم باهاشان همکاری کردم.
در یه جلسه مصاحبه با تیم آدوراطب شرکت کردم. ابتدا فرمри مصاحبه رو پر کردم و چند لحظه منتظر شدم تا من را به سمت بخش بالاتر راهنمایی کنند. دو نفر خبرنکار نسبتا جوان نشسته بودند و با احترام برخورد کردند و رفتاری آرام داشتند. فضای جلسه هیچوقت استرسزا نبود و آنها بهطور تخصصی صحبت میکردند. آنها تسلط کافی داشتند و به نظر میرسید تجربه و شناخت بالایی برای کار دارند. در نهایت نتیجه را به عنوان تجربهای جذاب از مصاحبه در نظر گرفتم.
در واقعیت تجربهای که داشتم نشان میدهد تیم طراحی محصول در دکتر ساینا با وجود تمامی چالشها، محیطی صمیمی و محترمانه را ایجاد کرده است. من بیش از چهارده سال سابقه کار دارم و با وجود این مدت، چنین تیمی را رک و صریحتر از اینجا ندیدهام؛ فرهنگ ارتباطی اینجا نه تنها به رشد خودشان کمک میکند بلکه روی افراد هم اثر مثبت میگذارد. میدانیم برای انجام کارهای بزرگ به چنین تیمی نیاز داریم و این نکته کاملا مشهود است. گاهی صدای خندههای کوتاه مدیران در فضا شنیده میشود که به نظر میرسد موقعیت مدیریتی قدرتمند و جهانی دارا باشند. مدیر فنی با دیدی حرفهای و با گرمایی دوستانه حضور دارد که حس میکنم اگر به ایشان نگاه کنید، یاد ایموجیهای بوسه و محبت در ذهنتان تداعی میشود. با این حال، یکی از نکات منفی این تجربه این بود که طراحی بهطور کامل بهینه نشده و بیشتر به صورت سرهمبندی درآمده است و در کنار آن شرکت در حال تلاش برای پرداخت هزینههای معوق است تا بتواند آمادگی لازم برای رشد و گسترش را پیدا کند. این وضعیت برای خیلیها جذابیت ندارد.
من از کار در دکتر ساینا رضایت دارم چون رشد فنی همکاران برام اولویت است و فضای شرکت همواره برای پیشرفت فردی فرصت میدهد. در این مجموعه حس احترام متقابل وجود دارد و این جو مثبتاندیشی را تقویت میکند. البته هر کاری معایبی هم دارد و شرکتهای مختلف این نکات را به شکلهای گوناگون تجربه میکنند، اما به نظر من نکات بالا آنقدر خوب اجرا میشوند که باعث میشود انگیزهام برای ماندن در اینجا حفظ شود.
وارد شرکت شدم برای بررسی فرصت کار، و اول کار با آرامش و احترام از طرف مدیران صحبت شنیدم. آگهی را دیده بودم و رزومه فرستاده بودم، دعوت به مصاحبه شدم و فرایند با سازوکاری آرام پیش رفت. تصمیم گرفتند سه روز آزمایشی به عنوان مرحله آزمون بگذارند تا وضعیت کار من را بسنجند، و سپس درباره قرارداد صحبت کنیم. خوشبختانه بعد از دوره آزمایشی پذیرفته شدم و تا کنون کنار تیم مشغول به کارم. واقعیت این است که در شرکتهای تازهتاسیس و استارتاپها مسائل متعددی وجود دارد و به هر حال برای حرفه ما لازم است که کار گروهی را جدی بگیریم و جدا از گروه خودمان فرض نشویم. امیدوارم بتوانم با گروه همگام شوم و در کنار آنها پیشرفت کنم.
برای مدرپ لاین مکمل با من مصاحبه کردن و اقای دکتر و.ق. برای مصاحبه ی چهارم حضور نداشتن. متاسفانه منابع انسانی تاریخ اشتباهی برای حضور در تهران به من داد و حتی تا هفته ی بعد و تاریخ اصلی هم دکتر تشریف نداشتن. اقای ا.ع از لاین دیابت مصاحبه کردن و گفتن اگر پزشک شما رو تاچ کنه (عین کلمه) چیکار میکنی و گفتن بهتره هیچی نگی. ریجکت شدم و علت رو نمیگفتن. تماس گرفتم و سرپرست جذب اقای ش گفتن نه همینه و درسته و بعد از اصرار من برای صحبت با دکتر گفتن تماس میگیرن و نگرفتن. حدود ۱هفته و نیم بعد خانم ب.ا از منابع انسانی تماس گرفتن و گفتن میخوان جلسه ای بزارن با دکتر و.ق. و قبول شدم این دفعه و اومدم تهران. مرتبا تاکید میکردن همشون حرف نبرید و بیارید اما همون روز اول پشت سرمن به دکتر و.ق. گفتن خواستم لاینو عوض کنم به پوست و قرارداد من از ۳ماه شد یکماه!!! حتی به من فرصت دفاع از خودم رو ندادن. با منطق از خودم برای حرفی که نزده بودم دفاع کردم و همون اقای و.ق. دقیقا عین این کلمات رو گفتن «من ۴۰ ساله همینم و همینقدر ک*خلم» دقیقا همین کلمه رو گفتن. خواستم روی این مسئله و قرارداد فکر کنم چراکه پذیرفتن ان به معنای این بود که من واقعا مقصر بودم درحالیکه کسی دروغگفته بود و این خلاف سیاست سازمان بود که مداااااام ازش حرف میزدن و بزرگ توی ورودی روی دیوار هم نوشتن. با من تماس گرفتن گفتن اقای و.ق سرپرست لاین مکمل و اقای ر سرپرست منابع انسانی صحبت کردن و گفتن نمیخوان همکاری کنن دیگه. به هیچ عنوان توی این شرکت کار نکنید. هیچکس حرفه ای نیست و اخلاق حرفه ای وجود نداره. مهم نیست چقدر شایستگی داشته باشید. این شرکت مسمومه.
من به عنوان پشتیبان در شرکت دکتر ساینا با تیمی روبهرو شدم که به شدت به دنبال ایجاد صمیمیت سریعاند و فکر میکنند با صدا زدن همدیگر با اسم کوچک این کارها حل میشود. اما گاه بیشتر به جای همکاری واقعی، به زور روی نظر دیگران فشار میآورند تا پیشرفت خودشان را تضمین کنند.
در اینجا احساس کردم که گویی گاهی شرکت به ظاهر کارش را شبیه کارآفرینان کوچولو ادامه میدهد، اما در واقع رفتار آنها با ثبات چندانی ندارد. گاهی به نظر میرسد که خیلی دوست دارند مانند استارتاپهای بینالمللی رفتار کنند، اما تنها انرژی من و همکاران را میبلعند و از این فرایند چیزی عایدشان نمیشود. تیم فنی فرهنگهایی دارد که مدیر فنی گاهی میکوشد با ایجاد صمیمیت ظاهری، کنترل بیشتری روی افراد داشته باشد. در عمل هدف این است که بفهمند چه جور آدمی هستم تا بتوانند نحوه برخورد و مدیریت را بهتر تنظیم کنند. اعضای تیم گاهی با هم رقابت میکنند و احتمالا امنیت شغلی زیادی وجود ندارد. تأکید زیادی بر این است که شرکت استارتاپی و فلت هستیم و همه در یک سطح هستیم، اما واقعا واضح است که نظر کارکنان چندان اهمیت ندارد و خودشان توضیح میدهند که گروهی داریم که درباره مدیریت اوضاع صحبت میکنیم. به طور کلی محیط کار امنی به نظر نمیرسد و اگر عادت به رقابت غیرمنصفانه ندارید، ممکن است اذیت شوید. حقوق معمولا سر وقت پرداخت میشود اما پاداش عید را در ۲۹ اسفندماه لحاظ میکنند.
به خاطر بیثباتی زیادی که در این شرکت دیدم، تصمیم گرفتم تجربهام را اینطور بازگو کنم. ابتدا باید بگویم که تعهد به تحویل بهموقع پروژهها کمتر وجود داشت و امور به خوبی سازماندهی نمیشد. حقوق پرسنل هم معمولا چند ماه عقب میافتاد و مدیر ارشد هیچکدام از تعهدات نسبت به پروژهها و تیم را نداشت. با وجود اطلاعات ناقص مهندسی و دانشگاهی، میکوشید به من بقبولاند که همان کاری را انجام بدهم که خودش میخواهد، و وقتی از طریق روابط نزدیک به دفتر و امکاناتی در سرم سازی رازی و دانشگاه خوارزمی کرج دست پیدا کردند، از حمایتهای آن مجموعه هم برای من روشن بود که با خود سرم سازی رازی هم مشکلاتی داشتند. در این شرکت هزینههای قرارداد به نظر میرسید که به مصارفی شخصی اختصاص میشود و منابع مالی برای کارهای متفرقه هدر میرفت. در نتیجه، بهراحتی از سوی برخی افراد به من دروغ گفته میشد. دستگاههای بایوراکتور رومیزی تولید میشد که استانداردهای صنعتی را کاملا رعایت نمیکرد و پس از تحویل به مشتری، مشکلاتی در قطعات ضروری و عملکرد آنها وجود داشت. همچنین رونمایی از دستگاه اولتراسانتریفیوژ آزمایشگاهی با نامی که برای محصولی خارجی استفادهشده بود، به شکل مصنوعی بدنهای جدید برای دستگاه ساخته شد تا با نام اولتراسانتریفیوژ ایرانی ارائهشان دهند؛ اما این محصول ایرادات فراوانی داشت و قادر نبود به سرعت و دور ادعایی برسد و رفع عیب آن تا امروز نیز انجام نشده است. با وجود این سطح از مهارت و دانش، قراردادهای چند دستگاه دیگر هم منعقد شدند. بسیاری از همکاران به دلیل بینظمی، فقدان صداقت و تعهد در این شرکت از مجموعه جدا شدند. به نظرم مدت زیادی زمان و سرمایهام را در این کار یا قرارداد با این شرکت تلف نکنم.
سلام من مصاحبه سیناژن بصورت مجازی. برگزار کردم. اگر پارتی ندارید الکی تلاش نکنید. یه سری سوالات و مباحث مطرح میکنن که در جزوات دستورالعمل های خودشون هست و در هیچ سایتی پیدا نمیکنید.
دوستانه میخواهم تجربهام از کار در دارو بهداشت آسیا را مرور کنم تا شاید برای دیگران مفید باشد. مدیر داخلی شرکت هیچ تسلطی به دانش مدیریت واقعی نداشت و حقوق ماهانه به صورت نامنظم پرداخت میشد؛ گاهی تا دو سه روز مانده به موعد پرداخت، ناپدید میشد و مشخص نبود چه میگذرد. ایفای نقش حسابداری در پرداخت حقوق کارکنان فقط به اندازهای بود که حقوق را به شکل فرمولهای ناشناخته برای منشی بدهد تا مطابق میل مدیر محاسبه شود. مزایا و مبلغهای پرداخت برای ناهار و موارد مشابه هم بهنوعی بیتوجه مانده بود و از شدت بیاهمیتی سنگینتر به نظر میرسید. تیم انبار بسیار کم بود و با وجود حجم کار سنگین، فشار میآمد تا کارمندان فعلی را نگه دارند و جایی برای استخدام نفر جدید نمیدیدند. از کارکنان سفته میگرفتند و اجازه نمیدادند هیچ چیزی غیر از اثر انگشت و امضا در سفته ثبت شود. کولر ماشینهای توزیع به منظور کاهش استهلاک و مصرف سوخت قطع میشد که تابستانها فشار زیادی را بر نیروهای توزیع که سفرهای کاری زیادی داشتند وارد میکرد. در یک مورد نادر، برای پرداخت حقوق، برخی از افراد را به صورت نوبتی به یک هفته مرخصی اجباری فرستادند. رویداد دیگری نیز دیده شد که بنا بر مشاهدات عینی، برخی افراد برای تعدادی از همکاران که با آنان مشکلی داشتند و شرکت را ترک کرده بودند، نامه عدم جذب صادر میشد. خلاصه اینکه تیمی که این مجموعه داشت، به اندازه کافی در یکجا جمع بود و امیدوارم هیچ کس تجربه مشابهی را تجربه نکند.
شنیدم که دو ماه و هفت روز با مجموعه ماندگار درمان ایرانیان کار کردم و به صورت رسمی از کار باهاشون استعفا دادم. در تصمیمی که گرفتم دلیلهای زیادی داشتم، از جمله رفتارهای بدون استاندارد مدیریتی و نبود حرفهایگری، بهویژه از جانب مدیر ارشد و CTO. پرداخت حقوق به موقع نبود و حقوق اسفند در اردیبهشت به مقدار ناچیزی پرداخت شد. بیمه هم ارائه نمیشد و ساعات کاری با استانداردهای معمول همخوانی نداشت؛ اغلب از من تا ساعت نه شب کار میکشیدند. عیدی پرداخت نمیشد و وظایف محوله هم گاه غیرعادی و سنگین بود، طوری که حتی جابهجایی اشیاء سنگین هم به عهده پرسنل میافتاد. انگیزه به سادگی از بین میرفت و مدیریتی ضعیف حاکم بود. قرارداد رسمی بسته نمیشد و اضافهکاری بدون پرداخت بود. اگر در فرومها فردی از این مجموعه تعریف میکند، به نظر من از جانب مدیران مجموعه است که برای نرمالسازی و تبلیغ نظر خودشان نظر میگذارند. اگر وارد مجموعه شدید، بهتر است بدون قرارداد به هیچ وجه همکاری را ادامه ندهید؛ آنها معمولا امضای قرارداد را به تعویق میاندازند و در نهایت به آن پایبند نیستند. تصور میکنم امکان دستکاری قرارداد هم وجود دارد، پس حتما نسخهای از قرارداد را از آنها بگیرید، در صورت جلسه یا توافقی که میبندند. با این وجود، اگر هنوز قرارداد بسته نشده، به شرط روشن بودن شرایط بهدنبال آن باشید. اگر چه اعلام میکنند زمان کار تا شش تاست، عملا تا ساعتهای پایانی شب نگه میدارند و به مرور پایان زمان کار را تا ساعتهای نه یا ده شب عادی میکنند. در تعطیلات نوروز حقوق واریز نشد و پیگیریها پاسخگو نبودند. حقوق بهمن و اسفند هم در اردیبهشت پرداخت شد، اما به مقدار وعدهدادهشده نبود و نهایتا نصف آن دو ماه پس از موعد پرداخت شد. اضافهکاری هم به ازای هر ساعت با مقدار ناچیزی جبران میشد. مرخصی هم با فشار و طنابکشی و تنها در شرایط خاص و به صورت سختگیرانه ممکن بود پرداخت شود. حقوق هم بهطور کلی با تأخیر پرداخت میشد و حتی اگر قرارداد وجود نداشت، ممکن بود حقوق پرداخت نشود. شاید وعده تشویقها، عیدی، اضافهکاری و پاداش داده شود، اما به هیچ وجه عمل نمیشود.
فقط پارتی میخواد الکی تو این سایتا آگهی میزنن بعد میگردن از بین خودشون شده بیسوادترین و بیربط ترین رشته رو در هر جایگاه شغلی انتخاب میکندد که از بیرون کسی رو استخدام نکنند یا باید سهمیه ای باشی یا پارتی کلفت داشته باشی ببرنت بنشوننت اونجا بهت یاد بدن کارو انجام بدی نه مدرک تحصیلی مهمه که مرتبط باشه اصلا با دیپلم برو پارتی داشته باشی میگیرن همین الان آمار بگیرن تو جایگاه شغلی های مختلف هیچ کدوم مدرک تحصیلی مرتبط ندارن حتی خیلیاشون با دیپلم استخدام شدن سطح علمی مجموعه پایین همه چه از حراست دم درش تا منابع انسانی و مدیرش فقط از بلا به پایین نگاتون میکنند و فقط میخوان تحقیر کنند. مدرک تصیلی مهم نیست دانش تخصصی مهم نیست زبان انگلیسی در حد abc هم بلد باشی براشون اوکیه ولی اگر پارتی نداشته باشی از انگلیس یه نفر رو هم بیاری میگه زبانش ضعیفه مدیراش جوون و از خود متشکر با پارتی رفتن شدن مدیر فکر میکنند دیگه چی شدن در کل هرچی هم باسواد باشی و دوره های مختلف رفته باشی مدرک داشته باشی نرم افزار بلد باشی بازم میگن تو هیچی نیستی چون خودشون بلد نیستن میمیرن یکی بلده رفته مصاحبه
بنده به مصاحبه دعوت شدم یه خانم و یه آقاپسری مصاحبه میکردن سنشون همه پایین آقا که کلا سرش تو لپ تاب بود و هرموقع هم سوال می پرسید انگار طلبکاره و دارم وقتشو میگیرم بزور انگار اومده اصلا براشون مهم نیست طرف مقابل چه توانایی هایی داره، هر چقدر هم بالا بازم ردتون میکنن باید معرف درجه بالا داشته باشین بعضیا اومده بودن تکمیل پرونده اصلا خبر نداشت استخدام شده باید مدرک میاورده نگهبانی زد تو سیستم بهشون گفت. آخر مصاحبه هم اون آقا با بی ادبی در اتاق رو باز کرد یعنی خودت بلند شو برو بیرون حیف وقتی که گذاشتم و هزینه ای که کردم انگار مردم بیکارن کاملا طلبکار بودن همش پارتی بازیه از بیرون فکر میکنین خیلی افراد باسواد دارن کار میکنن ولی اصلا این طور نیست هر کی هر کیه هر کسی که تونسته فامیلاشو اورده داخل شرکت با هر سنی سطح علمی بسیار پایین
در ابتدای کار فهمیدم که دفتر مدیرعامل باید به شکل حرفهای اداره شود، اما فضای شرکت به شدت ناسالم بود و فردی که مدیر منابع انسانی بود، پیشنهادهای نامناسب میداد. هرکسی که برای کار میآمد، به یکسری توقعات غیرمنصفانه میافتاد و کار واقعی برایش اولویت نداشت. در نتیجه محیط خیلی آلوده بود و من نتوانستم ادامه بدهم و تصمیم به ترک گرفتم. حقوق و بیمه بهموقع بود، اما فضا و رفتارها ناخوشایند و نارضايتکننده بود.
تجربهای که دارم از همکاری با تیم سهدا را با یه نگاه تازه مینویسم. وقتی برای مصاحبه به شرکت مراجعه کردم فکر میکردم با گروهی کاملا سخت مواجه خواهم شد، اما پس از یه دوره کار آزمایشی و گذراندن مراحل اولیه، موفق شدم نظر مدیر فنی و مدیر مجموعه را جلب کنم و ثابت کنم که میتونم کار رو انجام بدم. نکتهای که خیلی برام جالب بود و دوست داشتم به بقیه هم منتقل بشه این بود که هر پیشنهادی که مطرح میشه، توسط مدیر گروه بررسی میشه و با مشورت کل تیم در صورت کارآمد بودن، اجرا میشه. از پایینترین رده تا بالاترین، همه دیده میشن و شنیده میشن؛ واقعا این رو تو تجربهام در شرکتهای دیگه ندیده بودم. در کل خیلی خوشحال و راضیام از کار کردن تو این گروه و امیدوارم سالهای زیادی کنار این تیم رشد کنم.
دوست دارم درباره تجربهام صادقانه صحبت کنم و امیدوارم بازگو کردنش بتونه به دیگران کمک کنه. تابستان ۱۴۰۱ از طریق یکی از سایتهای کاریابی با آگهی گرافیست در شرکت ماندگار درمان ایرانیان یا همان سهدا آشنا شدم و رزومهام را فرستادم. پس از تماس به دفتر شرکت در چیتگر دعوت شدم تا برای دو هفته به عنوان کارآموز گرافیست کار کنم و در صورت تأیید، قرارداد ثابت امضا میکردیم. روزهای اولیه همه چیز عادی بود و کارهای سنگینی که به من واگذار میکردند را با اشتیاق انجام میدادم و تحویل میدادم. ساعات کاری برایشان مهم نبود و میگفتند تا تحویل کامل کار بمانید و گاهی تا ساعت هشت شب هم طول میکشید. رفتار مدیر مجموعه خیلی توهینآمیز و طلبکارانه بود و گاه از کلمات نامناسب برای سایر همکاران استفاده میکرد. با وجود تمام این مشکلات، پس از دو هفته کار سخت و فشرده وقتی از من درخواست امضای قرارداد را کردند، مدیریت گفت که قرارداد را با حقوق بالاتری بسته میشود اگر بتوانم روزهای جمعه هم چند ساعتی بیایم شرکت و... . در آن لحظه فهمیدم که علاوه بر رفتار غیرحرفهای، با فردی بسیار خطرناک هم روبهرو هستم. وقتی مخالفت کردم، با لحنی شدید گفتند که اگر عقل داشتم پیشنهادشان را قبول میکردم. تصمیم گرفتم همان لحظه از آنجا خروج کنم و دیگر دربارهاش به هیچکس چیزی نگفتم. اما حالا اینجا نوشتم تا کسانی که با این شرکت ارتباط دارند احتیاط کنند.
به باور من، این شرکت شرایط کاری نامطلوبی داشت و به نظرم رفتار اداره منابع انسانی حرفهای نبود. بعد از قبولی در مصاحبه، سه روز با دستمزد غیرمحاسبه کار گرفتند و پس از آغاز همکاری دو قرارداد برای من کنار گذاشتند؛ یکی به مبلغ هفت میلیون تومان و دیگری با مبلغی که باعث میشد دستم به جایی بند نباشد تا بتوانم از شکایت فرار کنم. هیات بیمه در آنجا برای هیچکدام از کارکنان پرداخت نمیشد. پس از ساعات کاری مشخصشده در قرارداد، چند ساعت بهخاطر دلایل فشار کاری اضافه نگه میداشتند و اضافهکاری را بهطور قانونی محاسبه نمیکردند. بهجای پرداخت اضافهکاری، قول میدادند که تسهیلاتی در آینده داده خواهد شد، اما کسانی که با این وضعیت کنار آمده بودند، حتی برای نهار هم ۳۰ دقیقه وقت نداشتند و وقتی اعتراض میشد، از کم شدن زمان نهار صحبت میشد؛ در حالی که هر روز از ساعات کاری عادی خارج میشدیم و معمولا تا ساعت ۸ شب بیرون میآمدیم، نه ساعت شش. در نهایت آنجا کار کنم و تجربه کنم، اما وقتی درخواست قطع همکاری را دادم، هیچگونه اخلاق حرفهای از تیم منابع انسانی دریافت نکردم. روی در ورودی دوربین نصب شده بود تا زمان خروج افراد برای کشیدن سیگار هم ثبت شود، اما از طرف دیگر هیچ سیاستی درباره محاسبه اضافهکاری وجود نداشت. حقوقی که برای آن مدت به من پرداخت شد، بر اساس همان قرارداد اولیه هفت میلیون تومان بود و حالا دو هفته از ماجرا گذشته و هر دو شمارهام را بلاک کردهاند و نمیتوانم با آنها تماس بگیرم.
شرکت آدوراطب برخوردی دقیق و ساختاریافته داشت، اما در عین حال فضایی امن و پشتیبان برای کارمندها میساخت. هدفشان از ابتدا روشن بود و تلاش میکردند پیوسته بهبود یابند، هرچند از نظر استفاده از روشهای سنتی پخش کمی فاصله داشتند و جایگاه افراد به لحاظ احترام حفظ میشد. عملیات استخدام هم با ادبیاتی معقول و رویکردی محترمانه انجام میشد و به نظر میرسید فرایندها منطبق با اصول منطقمحور پیش میرفت.
شرکت آدوراطب برای افراد با سابقهی مناسب محیط مناسبی نیست، چرا که سیستمها و فرایندهای اینجا تازه راهاندازی شدهاند و در حال آزمایش و خطا هستند؛ نتیجهاش این است که بهطور ناخودآگاه از یک روال منظم به سمت یک روند کاملا ناپایدار منتقل میشوید و به چالشی جدی میکشانند. اگر مدیران تحمل نقد را داشته باشند، شاید تجربهی شما به رشد مجموعه کمک میکرد، اما چنین نیست. به جز یکی از مدیران، یعنی مدیر منابع انسانی، سایر مدیران از نظر فنی توانا نیستند. نرخ ترک شغل در این مجموعه خیلی بالا است؛ روزانه چندین نفر استعفا میدهند و دائما در حال جذب نیرو هستند. ممکن است استعفاها را ندیده باشید، اما کافی است یک نگاه به سایتهای کاریابی بیندازید تا ببینید همواره در حال استخدام و جابهجایی با نیروهایی هستند که مجموعه را ترک کردهاند. محیط کاری ناخواستهای حاکم است و حاشیههای زیادی در شرکت وجود دارد؛ واحدی به نام حسابرسی وجود دارد که حتی به پوشش و رفتار شما هم ایراد میگیرد و هر رفتاری که با میلشان همخوانی ندارد را تهدید به اخراج یا کاهش درآمد میکنند. بهطور کلی فکر میکنم این شرکت برای افراد تازهکار هم مناسب نیست، چون با چنین تیم خودشیفتهای ممکن است ارزش تجربه یا سابقهتان به خطر بیفتد.
بدون شک محیط کار نسبتا مطلوبی بود؛ جو سالم و خوشایند حاکم بود و برخورد دوستانه و محترمانه مدیران و همکاران را تجربه کردم و به رشد فردی اهمیت داده میشد. مدیر فنی شرکت، CTO، یکی از بهترین، دقیقترین و با احترامترین مدیرانی بود که تاکنون در طول دوران کارم باهاشان همکاری کردم.
در یه جلسه مصاحبه با تیم آدوراطب شرکت کردم. ابتدا فرمри مصاحبه رو پر کردم و چند لحظه منتظر شدم تا من را به سمت بخش بالاتر راهنمایی کنند. دو نفر خبرنکار نسبتا جوان نشسته بودند و با احترام برخورد کردند و رفتاری آرام داشتند. فضای جلسه هیچوقت استرسزا نبود و آنها بهطور تخصصی صحبت میکردند. آنها تسلط کافی داشتند و به نظر میرسید تجربه و شناخت بالایی برای کار دارند. در نهایت نتیجه را به عنوان تجربهای جذاب از مصاحبه در نظر گرفتم.
در واقعیت تجربهای که داشتم نشان میدهد تیم طراحی محصول در دکتر ساینا با وجود تمامی چالشها، محیطی صمیمی و محترمانه را ایجاد کرده است. من بیش از چهارده سال سابقه کار دارم و با وجود این مدت، چنین تیمی را رک و صریحتر از اینجا ندیدهام؛ فرهنگ ارتباطی اینجا نه تنها به رشد خودشان کمک میکند بلکه روی افراد هم اثر مثبت میگذارد. میدانیم برای انجام کارهای بزرگ به چنین تیمی نیاز داریم و این نکته کاملا مشهود است. گاهی صدای خندههای کوتاه مدیران در فضا شنیده میشود که به نظر میرسد موقعیت مدیریتی قدرتمند و جهانی دارا باشند. مدیر فنی با دیدی حرفهای و با گرمایی دوستانه حضور دارد که حس میکنم اگر به ایشان نگاه کنید، یاد ایموجیهای بوسه و محبت در ذهنتان تداعی میشود. با این حال، یکی از نکات منفی این تجربه این بود که طراحی بهطور کامل بهینه نشده و بیشتر به صورت سرهمبندی درآمده است و در کنار آن شرکت در حال تلاش برای پرداخت هزینههای معوق است تا بتواند آمادگی لازم برای رشد و گسترش را پیدا کند. این وضعیت برای خیلیها جذابیت ندارد.
من از کار در دکتر ساینا رضایت دارم چون رشد فنی همکاران برام اولویت است و فضای شرکت همواره برای پیشرفت فردی فرصت میدهد. در این مجموعه حس احترام متقابل وجود دارد و این جو مثبتاندیشی را تقویت میکند. البته هر کاری معایبی هم دارد و شرکتهای مختلف این نکات را به شکلهای گوناگون تجربه میکنند، اما به نظر من نکات بالا آنقدر خوب اجرا میشوند که باعث میشود انگیزهام برای ماندن در اینجا حفظ شود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.