در کارنوشتهام یک محیط پویا پیدا میکردم اما ناچار به قبول برخی تفاوتها شدم. با هر واحد که صحبت میکردم، اکثرا ناراضی بودند و دائما گلایه میکردند، هرچند رضایت برای ترک کردن وجود نداشت. جو کاری تا حدی من را تحت فشار میگذاشت. پرداختها و سطح حقوق به نظر میرسید که تفاوتهای زیادی دارد و تبعیض یا بیعدالتی در این بخش حس میشد. مدیران و معاونان با دوام تغییر میکردند و تغییرات مدیریتی زیادی را تجربه میکردند. شرایط در واحدهای مختلف واقعا تفاوت داشت و نمیشد درباره همه به یک شکل صحبت کرد. اگر به شرکت میآمدم، باید بدانم که مدیر مستقیم تا چه حد بر تجربهی کاری تأثیرگذار است و احتمالا خوششانس بودن هم در بهدست آوردن نتایج مثبت نقش دارد. در نهایت برای همگان موفقیت آرزو دارم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام وقت بخیر من در این شرکت کارمند بودم و از تجربه کاری در این شرکت لذت بردم به شما دوستان هم پیشنهاد می دم برای استخدام یک سری به این شرکت بزنید چون مزایای خوبی به کارمندان خودشون ارائه میدن ممنون از شما. ی
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قواین سختگیرانهای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
مدتهاست که در حوزه UI/UX تجربه میکنم و با چند کمپانی نرمافزاری همکاری داشتم. چند وقتی است که به این شرکت ملحق شدم، اما همواره ترسناک بود که شاید در روزهای اول ورود شرایط فرق کند و به همین دلیل شاید به این شرکت نمی آمدم. حالا تجربهام از این چند ماه با تمام باورهایی که پیش از پیوستن داشتم خیلی فرق دارد و انگار یا قبل از اینجا اوضاع بهکلی دیگری بوده یا تجربههای منفی واقعیت نداشتند. نظم، انضباط و پیگیری منظم کارها از سوی مدیر فنی عالی است و همواره آنقدر کار برایم ساده بوده که گذر زمان را حس نمیکنم. گروه توسعه، بهخصوص دوستان فرانتاند که بیشتر با من همکاری دارند، بسیار مهربان و صمیمی هستند. فضای حرفهای توسعه نرمافزار و ابزارها و روشهایی که استفاده میکنند برایم تازه و محرک بود و کار را خیلی سادهتر کرد. اینجا را اینقدر دوست دارم که گاهی به آینده پروژهها فکر میکنم و میگویم شاید از دست دادن حضورم در این تیم چیز خوبی نباشد. این حرفها را بهخاطر این نوشتم تا اگر شرایط استخدامیام فرق میکرد یا تصمیمم عوض میشد، فرصت را از دست ندهم و با خودم مرور کنم که نباید با ارائه اطلاعات نادرست به خودمان ظلم کنیم. امیدوارم این چند خط برای کسانی که واقعا دنبال یک جای حرفهای و خوب هستند مفید باشد.
افتضاح افتضاح نه حقوق میدن نه مزایا مدیر منابع انسانیش که اصلا تو باغ نیست مدیرانش هم که فقط به فکر جیب خودشونن اصلا به پرسنل اهمیت نمیدن سه ماه حقوق تأخیری داره خیلیا هم که رفتن هنوز نتونستن حقوق و عیدی و سنواتشونو بگیرن خدا لعنتشون کنه
شرکت نقش اول کیفیت را تجربه کردم و این تجربه را میخواهم چنین بازگو کنم: یکی از بدترین و توهینآمیزترین مصاحبههای عمرم بود. ورود به ساختمان با مشکل مواجه شد چرا که حراست به خاطر پوششم از ورودم استقبال نکرد؛ شال بدون میکاپ و مانتو جلوباز که زیرش تیشرت گشاد بودم باعث دردسر شد تا اجازه ورود بگیرم. مصاحبهکننده مردمی میانسال و بداخلاق بود که با سلام و علیک و لبخند مصنوعی و پوزخند، رزومهام را نخوانده بود که چرا از شرکت X بیرون آمدهام و در رزومه نوشتم که یک سال با آنجا همکاری کردم و الان جای دیگر هستم؛ گفت هنوز ندیده بودم. او با لهجهای طلبکارانه سوالاتی بسیار خصوصی از خانوادهام پرسید و به رغم اینکه شغل مادرم را نپرسیده بود، از من پرسید پدرم چه میکند و اهل کجا هستم. در میانه مصاحبه پیشنهاد تعهد محضری برای سه سال کار در اینجا داد که گفتم نه، چون ممکن بود به هر دلیلی بعدا پوزیشنم یا مکان زندگیام را تغییر دهم. ناگهان با قهقههای بلند گفت اگر بخواهی شوهر پولدار پیدا کنی ازدواج کنی و بری و این حرفها را زد که آن لحظه به شدت آزاردهنده بود. از آن به بعد فقط طوری پاسخ دادم که از ورود به چنین پذیرشی کنار بروم. در توضیحات مربوط به شرایط شغلی عنوان شده بود که شناوری کار تا ساعت ۸:۳۰ است و بعضی از جوانان از راه دور بودن و بیانگیزگی را بهانه میکردند؛ پوشش همکاران اداری و این چیزها را عنوان کرده بودند. فضای عمومی شرکت پرتنش و مخرب بود و از کنار هرکس که رد میشدی استرس به آنها منتقل میشد و جرئت صحبت کردن نداشتند. از رفتار مدیران مشخص بود جو حاکم زنستیزی و دیکتاتوری دارد.
قراردادش یک ماهست. یک ماه مثل الاغ بدون غذا تو یه جای بسته پر دوربین از آدم کار میکشن آخرشم 12 تومن میدن که باید خرج پادرد و کمردرد بکنی. 12 ساعت سرپایی مثل ربات و آدهم آهنی فقط بابد راه بری و اتوماتیک حمالی کنی
روزی 100 نفر برای مصاحبه میان و سیاست در باز این شرکت قابل نادیده گرفتن نیست. در کل برعکس نظری که گفتن مدیریت زنانه است من میگم مدیریت به شدت مردانه و به دور از ظرافت است. هیچ شورو ذوقی در این شرکت وجود ندارد. از عید گرفته تا عزا همیشه یه جو حاکم داره. در کل یع جزیزه دورافتاده است که حقوق خوبی هم برای نادیده گرفتن ایرادهاش نداره. تنها مورد مثبت بی خبری مدیریت از روند کاریه که کار رو برای اعضا راحت میکنه. کلا خیلی از روش های پیشرفت رو تصمیم میگیرید اینجا بیان نکنید چون میبینید ارزشش رو نداره و خوشحالم که پیشنهادهای محدودی برای بهبود شرایط این شرکت دادم و خیلی ها رو پیش خودم نگه داشتم چون در نهایت به نفع عده خاصی میشد که مرکز توجهن بی دلیل.
در این مجموعه نمیخواستم وارد بشم، اما اگر بخواهم بازگو کنم، فضای کار مرکز تماس به شکل ناخوشایندی به نظر میرسید. مدیران شرکت با توجه به وثیقهها و مسائل مالی، به دنبال حفظ منافع خود بودند و اغلب به کارکنان حقوق مناسبی پرداخت نمیکردند. ساعات کار از شنبه تا پنجشنبه بود و این فشار کاری از عوامل ناراضیکننده بود. در سال جاری با تغییرات نیروی انسانی مواجه بودند و زمزمههای کاهش نیرو در پایان سال شنیده میشد. ترک شغل و استعفای زیاد هم باعث شده بود هر روز برای هر پست آگهی جدیدی بدهند که دلیل اصلی آن را گرفتاری مدیران و کمبود دانش مدیریتی میدانم. بهعنوان توصیهای ساده، از تجربههای اطرافیان استفاده کنید و از تصمیمگیریهای پرمخاطره پرهیز کنید.
یه شرکت با تخصص عالی و همکاران عالی .واقعا همه چی منظم بود.دوست داشتم همکاری کنم.مصاحبه دو مرحله ای و سطح عالی. هنوز انقدر تجربه ندارم قبولم کنند ولی دوست داشتم. سطح همکاران در شرکت واقعا معلوم بود عالی بود. تخصص طراحی سایت و سئو دارند و در سطح خوبی کار میکنند
یکی از دلایلی که من راضی هستم، سه سال گذشته شرکت به موقع حقوق پرداخت کرده و برای مناسبتها ارزاق و هدیه دادند.این شرکت آییننامه رفاهی خوبی داره و پروژه های بسیار خوبی در بازار داره و برای کار کردن یکی از بهترین شرکتهای حوزه امنیت در کشوره
به عنوان تجربهای صادقانه و با جملهبندی تازه، اینطور دیدم که شرکت حسابگر پرداز غرب به دلیل نقش واسطهای در ارائه خدمات و محصولات، ارزش افزوده زیادی نمیآورد و به همین خاطر هم قیمت بالاست و هم کیفیت خدمات پایین است. همین دو مسئله باعث میشد نتوانم به خوبی بفروشم، به هدفهایمان نرسم و در نهایت با این که پورسانت هم نمیگرفتم، دائم تهدید به اخراج شوم. فشار و استرسی که از سمت مدیرعامل و همسرش به کل تیم وارد میشد، واقعا قابل تحمل نبود و با مرور زمان فروپاشی روانی ایجاد میکرد. روزی چند بار با احتمال اینکه از کارم اخراج شوم، چنین وضعی حس میشد. برای مثال گاهی بیوقفه به کارمندان تذکر میدادند که چرا وقت صرف سیگار میکنیم؛ در حالی که ایمیلهای مربوط به این موضوع هم مرتب دریافت میکردیم. جزو شرکتهایی بود که در مسیر رشد مالی و شغلی، موفقیت ملموسی نداشت مگر اینکه با همشهریها یا افرادی که از آنها حمایت میشدند ارتباط داشتی یا تأیید میگرفتی.
من تجربهای از کار در بهسا دارم که دوست دارم به زبان ساده و صادقانه بازگو کنم. فضای کار آنقدر خستهکننده است که حس میکنم حقیقتا با مجموعهای از دروغها سروکار دارم و مدیران فعلی حاضر به دفع این بیعدالتیها نیستند. تیم منابع انسانی هیچ هماهنگی منظمی ندارد و با وجود حجم تبادل اطلاعات بین سازمانها و افراد، نحوه مدیریت تجربه من بسیار عجیب و جای تعجب دارد. روند استخدام هم مشخص نیست؛ به وعدههای روز مصاحبه عمل نمیشود و پس از جذب نه تنها قراردادی ارائه نمیشود بلکه تعهدات غیرمرتبط و سفتههایی نیز گرفته میشوند که به کارمندان بدهکار میکنند و هیچ مزیت مثبتی از شرکت نصیب نمیشود. بارها درباره مشکلات با تیم HR صحبت کردهام اما فکر میکنم مشکلات از بین رفتهاند چون سودشان برای برخی مشخص است و آنها تمایلی برای رسیدگی ندارند. فردی که مسئول HR است کاملا مسئولیتپذیر نیست و با لحن اهل شوخی روزها را میگذراند؛ برای زمان من ارزش کمی قائل است و برخورد درستی با پرسنل بلد نیست. تجربه کاری ایشان هم قابل مقایسه با یک کارمند حرفهای نیست، و به نظر میرسد در تیم HR تنها از متون حفظشده استفاده میکنند و توان اجرای حتی یک خط از آنها را هم ندارند. اگر در تصمیم برای پیوستن به این شرکت مردد هستید، به ویژه اگر تجربهتان بیش از چهار سال است، خوب است حتما مطالعه کنید. در این شرکت اصول و ضوابط چندان ملاک نیستند و روابط بر پایه رابطهمحوری است؛ در نتیجه جای پیشرفت برای حرفهایها وجود ندارد. در پایان باید گفت فرایند تسویه حساب بسیار دشوار و آزاردهنده است. من بیش از پنج ماه در حال تلاش برای تسویه بودهام و هنوز موفق نشدهام.
وقتی از علوم سبز صحبت میکنم، اول باید بگویم پروژههای خوبی میگیرن اما تیم فنی و برنامهنویسها که طراحی و پیادهسازی رو به عهده دارن، کمترین حقوق و مزایا رو دارن و با استرس زیادی مواجه میشن. مشکلات تولید، عقبافتادگی زمانبندی و فشار از طرف بخش طراحی با بخش فنی درگیر است و پاداشها و مزایا برای سایر بخشها بهتر است. نیروهای انسانی بیشترین حمایت رو دارن اما واقعا گروهی از همتیمیها نیستن که بتونن نقش مفیدی ایفا کنن و بعضیها از اعضای فنی حقوق بالاتری میگیرن بدون اینکه نتیجهی مشخصی ارائه بدن. خدمات شرکت هم به راحتی در رفتوآمد اتاقها دیده میشه؛ نمونهای که میبینی اینه که خدماتی روی صندلی بچههای فنی مینشینن و میخوابن و وقتی فنیها بخواهند موضوعی رو به مدیر ارائه کنن، مدیر مربوطه سریعا میره و به نیرو میگه که فلانی گفته کار رو انجام داده. به نظر من کل مجموعه علوم سبز باید بهبود پیدا کنه. اگر برای کار میخواین فقط وارد بخش منابع انسانی بشین، به هیچ عنوان کاری انجام ندین؛ بیمه میفرسته و ادعاهای بیدلیل میزنن، وام هم فقط برای مدیران و بخش منابع انسانی و خدماته. فنی نه ارتقا میگیره، نه چیز دیگهای. ادعا میکنن که بهترین شرکتاند، اما اکثر همکاران پول ندارن تا موتور ماشینشونو عوض کنن یا حتی برای خرید لاستیک. بعضی از کسانی هم که کارشون پروژههای بیرونیه، با حقوق شرکت نمیتونن بهصرفه زندگی کنن. جلو شرکت انگار مثل جایی مربوط به پیک موتوریهاست؛ همه موتور دارن و مثل پیک حقوق میگیرن، و تنها اسمشون را با عنوان مهندس یا دکتر مینویسن.
من از فروردین 1401 تا تیر 1403 در این شرکت بودم. یعنی دوسال و چهار ماه حقوق دادن به پرسنل براشون اصلا مهم نیست. حتی میشد که چهار ماه هم هیچ حقوقی ندهند. الان که دارم این رو مینویسم تاریخ 19 آذر 1403 است و بعد از شش ماه نه تسویه رو دادن و نه قصد دارن بدن. الان اداره کار شکایت کردم و منتظر نتیجه هستم. مدیر به شدت به شدت خاله زنک و به شدت بکن طوریکه هدف داشت تمام تغذیه روزانه مدیر توسط کارمند تامین بشه. دخالت مدیر در کوچکترین مسائل خانوادگی که هیچ ربطی به شرکت و کار ندارد. طوریکه دوبار از طریق واسط مستقیما تذکر دادم، که متاسفانه فقط برای مدت کوتاهی تاثیر میداشت.
شرکت بهسا را تجربه کردم و حالا میخواهم روایت خودم را با زبان تازهای ارائه کنم تا معنای اصلی حفظ شود اما بیان آن کاملا نو باشد. این تجربه را با نگاه شخصی خودم شرح میدهم و از هرگونه ادعای مطلق درباره دیگران پرهیز میکنم. در اینجا فضای شرکت برای من پر از سودجویی مدیران بود؛ به شکل ملموسی احساس میکردم که افراد بخش منابع انسانی فعلی، به دلیل روابطی که دارند به جای کار تخصصی، به دنبال حفظ جایگاه خود هستند و این برای نام مدیر بودن اعتبار چندانی به همراه ندارد. فضایی که در آن از اسم مدیر برای ابراز نفوذ استفاده میشود، کمترین نتیجه را در تیم ایجاد میکند و از بسیاری از همکارانم از روی ناراحتی و بیاعتمادی میشنیدم که استعفا را به راهی مدنظر میگیرند. فضای مدیریتی در شرکت به شدت تنگنظرانه و بر پایه روابط شخصی بنا شده بود؛ به طوری که تلاشهای افراد برای دیده شدن در کارها تنها وقتی نتیجه میدهد که پشتوانههای خاصی وجود داشته باشند. چه بسیار افرادی که از این قاعده فراتر میرفتند و با شجاعت برای دریافت نتیجه تلاش میکردند، ولی اکثر اعضا به خاطر فشارهای غیرعلنی از مسیر همیشگی عقب مینشستند. در مورد بخش پایدار HR، که میشد دربارهاش کتابها هم نوشت، باید بگویم حضور خانم مدیر این بخش با نام مخفف خ همراه بود و به نظر میرسید برای برنامهریزیهای صبحانههای تیمی، ناهارهای تیمی و قهوههای بدون ساعت کاری وقت میگذاشتند. به هر حال، این تیم به نظر میرسید اولویتشان محافظت از خودشان و منافع شخصی باشد و کمترین تلاشی را برای بهبود وضعیت پرسنل انجام میدادند. من نهایتا به این نتیجه رسیدم که حضور در چنین محیطی نیازمند بررسی دقیق و احتیاط بالاست و به عنوان دوستی که زمانی زمان خود را در این شرکت صرف کردم، اینجا را توصیه نمیکنم.
رایانکار برای من تجربه کوتاه مدتی بود که ارزش یادگیری داشت اما ماندن در آنجا بهصرفه نبود. این دیدگاه تنها از من نیست؛ در مدت کمتر از دو سالی که آنجا بودم، بیش از سی نفر به شرکت پیوستند و پس از مدتی شرکت را ترک کردند و خروج چنین تعدادی از نیرو در چنین اندازهای کار عادی نیست و نشان از نقصی در ساختار شرکت دارد. امکان دورکاری وجود دارد و حقوق نسبتا خوب و بهموقعی پرداخت میشود و اکثریت همکاران افراد بااخلاق و محترمی هستند. تنها مسئله، که کوچک هم نیست، تصمیمات نادرست مدیریت و اشتیاق بیش از حد مدیران به کنترل همه حوزههاست. حضور مدیر در هر سطحی از شرکت دیده میشود؛ از نهایی کردن یک ویام برای حسابداری گرفته تا نحوه کابلکشی یک دستگاه یا طراحی UI و کدهای دیتابیس تا امور منابع انسانی؛ کوچکترین کار هم باید با تأیید ایشان انجام شود، بههمین دلیل کارها جلو نمیرود و همه کارکنان در مسیر خودشان میچرخند چون هر چیزی باید با نظر مدیریت تطبیق یابد. مشکلاتی که در بدو ورود با آن روبهرو شدم، در زمان خروج هم همچنان با دهها مشکل جدید همراه بود، چون مدیر پی در پی به جزئیات و نیازمندیهای بیشتری بر یک مسئله ساده اضافه میکرد که ارتباطی با اهداف شرکت و پروژههایش نداشت.
در محیط کاری من با مدیریتی بیسواد و بیمسئولیت روبهرو شدم که ساختار IT را به صورت نامنظم اداره میکرد. واقعا تجربه عجیبی بود و فقط شعارهای بیمحتوا از طرف آنها شنیدم. حقوق و دستمزد هم پایین بود و در کنار آن انتظارات غیرمنطقی و زیاد از من داشتند.
من حدود سه هفته پیش مصاحبه فنی داشتم، دو تا اقا و یک خانم، مصاحبه فنی با این شرکت واقعا تجربه خوبی بود. تیم خیلی خوشبرخورد و حرفهای بودن، من سابقه کاریم بالای ۸ سال هست سوالهایی که پرسیدن هم خیلی منطقی و مرتبط با موقعیت شغلی بود. بیشتر روی حل مسئله و اینکه چطوری فکر میکنی تمرکز داشتن، نه اینکه فقط یه سری چیز حفظی بپرسن. کل فضای مصاحبه هم صمیمی بود و استرسی نداشتم. در کل حس خوبی از این مصاحبه گرفتم و فکر میکنم واسه کسایی که دنبال چالشهای فنی هستن، جای خوبی باشه البته به دلیل مسائل شخصی نتونستم باهاشون به توافق برسم ولی با مصاحبه کننده ها در شبکه های اجتماعی در ارتباطم
برای من کندا ایده محیطی بوده که مدیرانش همیشه در دسترساند و این موضوع از روز اول برایم جذاب بود. من تجربههای زیادی داشتم و خیلی جاها برای رسیدن به مدیرعامل باید کلی دردسر به جان میخریدی، اما اینجا این نزدیکی رویکردی عادی نبود؛ مدیران به راحتی با من در ارتباط بودند و این صراحتی که در کار وجود دارد، هیچ وقت به بطالت یا بازیکاری منجر نمیشود. با وجود این که جوان بودن تیم کمی ممکن است مشکلاتی به همراه بیاورد، اما واقعا این ارتباط مستقیم و شفاف به خوبی عمل میکند و هیچ نشانی از بیحالی و بینظمی در کار نیست. شرکت محیطی آرام و گرم دارد و وقتی وارد میشوی ممکن است از فضای ساکت و تمرکز بالای همکاران کمی تعجب کنی، چون همه مشغول کار خود هستند. این سکوت گاهی نقطه ضعفی به چشم میآید اما به شخص بستگی دارد و من خودم راضی بودم. سطح دانش تیم بالا است و همگی تجربه و آگاهی لازم برای صحبتهای تخصصی را دارند. حقوق به موقع پرداخت میشود و مسئلهای از بابت بیمه و مالیات نیست؛ این موارد هم همانند حقوق مشخص و شفاف اعلام میشوند و ارزشمندند. برای تسویهحساب هم با احترام و بهنحو مناسب انجام میشود؛ تنها نکته این است که پرداخت دو روز دیرتر از زمان اعلامی انجام شد.
در کارنوشتهام یک محیط پویا پیدا میکردم اما ناچار به قبول برخی تفاوتها شدم. با هر واحد که صحبت میکردم، اکثرا ناراضی بودند و دائما گلایه میکردند، هرچند رضایت برای ترک کردن وجود نداشت. جو کاری تا حدی من را تحت فشار میگذاشت. پرداختها و سطح حقوق به نظر میرسید که تفاوتهای زیادی دارد و تبعیض یا بیعدالتی در این بخش حس میشد. مدیران و معاونان با دوام تغییر میکردند و تغییرات مدیریتی زیادی را تجربه میکردند. شرایط در واحدهای مختلف واقعا تفاوت داشت و نمیشد درباره همه به یک شکل صحبت کرد. اگر به شرکت میآمدم، باید بدانم که مدیر مستقیم تا چه حد بر تجربهی کاری تأثیرگذار است و احتمالا خوششانس بودن هم در بهدست آوردن نتایج مثبت نقش دارد. در نهایت برای همگان موفقیت آرزو دارم.
سلام وقت بخیر من در این شرکت کارمند بودم و از تجربه کاری در این شرکت لذت بردم به شما دوستان هم پیشنهاد می دم برای استخدام یک سری به این شرکت بزنید چون مزایای خوبی به کارمندان خودشون ارائه میدن ممنون از شما. ی
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قواین سختگیرانهای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
مدتهاست که در حوزه UI/UX تجربه میکنم و با چند کمپانی نرمافزاری همکاری داشتم. چند وقتی است که به این شرکت ملحق شدم، اما همواره ترسناک بود که شاید در روزهای اول ورود شرایط فرق کند و به همین دلیل شاید به این شرکت نمی آمدم. حالا تجربهام از این چند ماه با تمام باورهایی که پیش از پیوستن داشتم خیلی فرق دارد و انگار یا قبل از اینجا اوضاع بهکلی دیگری بوده یا تجربههای منفی واقعیت نداشتند. نظم، انضباط و پیگیری منظم کارها از سوی مدیر فنی عالی است و همواره آنقدر کار برایم ساده بوده که گذر زمان را حس نمیکنم. گروه توسعه، بهخصوص دوستان فرانتاند که بیشتر با من همکاری دارند، بسیار مهربان و صمیمی هستند. فضای حرفهای توسعه نرمافزار و ابزارها و روشهایی که استفاده میکنند برایم تازه و محرک بود و کار را خیلی سادهتر کرد. اینجا را اینقدر دوست دارم که گاهی به آینده پروژهها فکر میکنم و میگویم شاید از دست دادن حضورم در این تیم چیز خوبی نباشد. این حرفها را بهخاطر این نوشتم تا اگر شرایط استخدامیام فرق میکرد یا تصمیمم عوض میشد، فرصت را از دست ندهم و با خودم مرور کنم که نباید با ارائه اطلاعات نادرست به خودمان ظلم کنیم. امیدوارم این چند خط برای کسانی که واقعا دنبال یک جای حرفهای و خوب هستند مفید باشد.
افتضاح افتضاح نه حقوق میدن نه مزایا مدیر منابع انسانیش که اصلا تو باغ نیست مدیرانش هم که فقط به فکر جیب خودشونن اصلا به پرسنل اهمیت نمیدن سه ماه حقوق تأخیری داره خیلیا هم که رفتن هنوز نتونستن حقوق و عیدی و سنواتشونو بگیرن خدا لعنتشون کنه
شرکت نقش اول کیفیت را تجربه کردم و این تجربه را میخواهم چنین بازگو کنم: یکی از بدترین و توهینآمیزترین مصاحبههای عمرم بود. ورود به ساختمان با مشکل مواجه شد چرا که حراست به خاطر پوششم از ورودم استقبال نکرد؛ شال بدون میکاپ و مانتو جلوباز که زیرش تیشرت گشاد بودم باعث دردسر شد تا اجازه ورود بگیرم. مصاحبهکننده مردمی میانسال و بداخلاق بود که با سلام و علیک و لبخند مصنوعی و پوزخند، رزومهام را نخوانده بود که چرا از شرکت X بیرون آمدهام و در رزومه نوشتم که یک سال با آنجا همکاری کردم و الان جای دیگر هستم؛ گفت هنوز ندیده بودم. او با لهجهای طلبکارانه سوالاتی بسیار خصوصی از خانوادهام پرسید و به رغم اینکه شغل مادرم را نپرسیده بود، از من پرسید پدرم چه میکند و اهل کجا هستم. در میانه مصاحبه پیشنهاد تعهد محضری برای سه سال کار در اینجا داد که گفتم نه، چون ممکن بود به هر دلیلی بعدا پوزیشنم یا مکان زندگیام را تغییر دهم. ناگهان با قهقههای بلند گفت اگر بخواهی شوهر پولدار پیدا کنی ازدواج کنی و بری و این حرفها را زد که آن لحظه به شدت آزاردهنده بود. از آن به بعد فقط طوری پاسخ دادم که از ورود به چنین پذیرشی کنار بروم. در توضیحات مربوط به شرایط شغلی عنوان شده بود که شناوری کار تا ساعت ۸:۳۰ است و بعضی از جوانان از راه دور بودن و بیانگیزگی را بهانه میکردند؛ پوشش همکاران اداری و این چیزها را عنوان کرده بودند. فضای عمومی شرکت پرتنش و مخرب بود و از کنار هرکس که رد میشدی استرس به آنها منتقل میشد و جرئت صحبت کردن نداشتند. از رفتار مدیران مشخص بود جو حاکم زنستیزی و دیکتاتوری دارد.
قراردادش یک ماهست. یک ماه مثل الاغ بدون غذا تو یه جای بسته پر دوربین از آدم کار میکشن آخرشم 12 تومن میدن که باید خرج پادرد و کمردرد بکنی. 12 ساعت سرپایی مثل ربات و آدهم آهنی فقط بابد راه بری و اتوماتیک حمالی کنی
روزی 100 نفر برای مصاحبه میان و سیاست در باز این شرکت قابل نادیده گرفتن نیست. در کل برعکس نظری که گفتن مدیریت زنانه است من میگم مدیریت به شدت مردانه و به دور از ظرافت است. هیچ شورو ذوقی در این شرکت وجود ندارد. از عید گرفته تا عزا همیشه یه جو حاکم داره. در کل یع جزیزه دورافتاده است که حقوق خوبی هم برای نادیده گرفتن ایرادهاش نداره. تنها مورد مثبت بی خبری مدیریت از روند کاریه که کار رو برای اعضا راحت میکنه. کلا خیلی از روش های پیشرفت رو تصمیم میگیرید اینجا بیان نکنید چون میبینید ارزشش رو نداره و خوشحالم که پیشنهادهای محدودی برای بهبود شرایط این شرکت دادم و خیلی ها رو پیش خودم نگه داشتم چون در نهایت به نفع عده خاصی میشد که مرکز توجهن بی دلیل.
در این مجموعه نمیخواستم وارد بشم، اما اگر بخواهم بازگو کنم، فضای کار مرکز تماس به شکل ناخوشایندی به نظر میرسید. مدیران شرکت با توجه به وثیقهها و مسائل مالی، به دنبال حفظ منافع خود بودند و اغلب به کارکنان حقوق مناسبی پرداخت نمیکردند. ساعات کار از شنبه تا پنجشنبه بود و این فشار کاری از عوامل ناراضیکننده بود. در سال جاری با تغییرات نیروی انسانی مواجه بودند و زمزمههای کاهش نیرو در پایان سال شنیده میشد. ترک شغل و استعفای زیاد هم باعث شده بود هر روز برای هر پست آگهی جدیدی بدهند که دلیل اصلی آن را گرفتاری مدیران و کمبود دانش مدیریتی میدانم. بهعنوان توصیهای ساده، از تجربههای اطرافیان استفاده کنید و از تصمیمگیریهای پرمخاطره پرهیز کنید.
یه شرکت با تخصص عالی و همکاران عالی .واقعا همه چی منظم بود.دوست داشتم همکاری کنم.مصاحبه دو مرحله ای و سطح عالی. هنوز انقدر تجربه ندارم قبولم کنند ولی دوست داشتم. سطح همکاران در شرکت واقعا معلوم بود عالی بود. تخصص طراحی سایت و سئو دارند و در سطح خوبی کار میکنند
یکی از دلایلی که من راضی هستم، سه سال گذشته شرکت به موقع حقوق پرداخت کرده و برای مناسبتها ارزاق و هدیه دادند.این شرکت آییننامه رفاهی خوبی داره و پروژه های بسیار خوبی در بازار داره و برای کار کردن یکی از بهترین شرکتهای حوزه امنیت در کشوره
به عنوان تجربهای صادقانه و با جملهبندی تازه، اینطور دیدم که شرکت حسابگر پرداز غرب به دلیل نقش واسطهای در ارائه خدمات و محصولات، ارزش افزوده زیادی نمیآورد و به همین خاطر هم قیمت بالاست و هم کیفیت خدمات پایین است. همین دو مسئله باعث میشد نتوانم به خوبی بفروشم، به هدفهایمان نرسم و در نهایت با این که پورسانت هم نمیگرفتم، دائم تهدید به اخراج شوم. فشار و استرسی که از سمت مدیرعامل و همسرش به کل تیم وارد میشد، واقعا قابل تحمل نبود و با مرور زمان فروپاشی روانی ایجاد میکرد. روزی چند بار با احتمال اینکه از کارم اخراج شوم، چنین وضعی حس میشد. برای مثال گاهی بیوقفه به کارمندان تذکر میدادند که چرا وقت صرف سیگار میکنیم؛ در حالی که ایمیلهای مربوط به این موضوع هم مرتب دریافت میکردیم. جزو شرکتهایی بود که در مسیر رشد مالی و شغلی، موفقیت ملموسی نداشت مگر اینکه با همشهریها یا افرادی که از آنها حمایت میشدند ارتباط داشتی یا تأیید میگرفتی.
من تجربهای از کار در بهسا دارم که دوست دارم به زبان ساده و صادقانه بازگو کنم. فضای کار آنقدر خستهکننده است که حس میکنم حقیقتا با مجموعهای از دروغها سروکار دارم و مدیران فعلی حاضر به دفع این بیعدالتیها نیستند. تیم منابع انسانی هیچ هماهنگی منظمی ندارد و با وجود حجم تبادل اطلاعات بین سازمانها و افراد، نحوه مدیریت تجربه من بسیار عجیب و جای تعجب دارد. روند استخدام هم مشخص نیست؛ به وعدههای روز مصاحبه عمل نمیشود و پس از جذب نه تنها قراردادی ارائه نمیشود بلکه تعهدات غیرمرتبط و سفتههایی نیز گرفته میشوند که به کارمندان بدهکار میکنند و هیچ مزیت مثبتی از شرکت نصیب نمیشود. بارها درباره مشکلات با تیم HR صحبت کردهام اما فکر میکنم مشکلات از بین رفتهاند چون سودشان برای برخی مشخص است و آنها تمایلی برای رسیدگی ندارند. فردی که مسئول HR است کاملا مسئولیتپذیر نیست و با لحن اهل شوخی روزها را میگذراند؛ برای زمان من ارزش کمی قائل است و برخورد درستی با پرسنل بلد نیست. تجربه کاری ایشان هم قابل مقایسه با یک کارمند حرفهای نیست، و به نظر میرسد در تیم HR تنها از متون حفظشده استفاده میکنند و توان اجرای حتی یک خط از آنها را هم ندارند. اگر در تصمیم برای پیوستن به این شرکت مردد هستید، به ویژه اگر تجربهتان بیش از چهار سال است، خوب است حتما مطالعه کنید. در این شرکت اصول و ضوابط چندان ملاک نیستند و روابط بر پایه رابطهمحوری است؛ در نتیجه جای پیشرفت برای حرفهایها وجود ندارد. در پایان باید گفت فرایند تسویه حساب بسیار دشوار و آزاردهنده است. من بیش از پنج ماه در حال تلاش برای تسویه بودهام و هنوز موفق نشدهام.
وقتی از علوم سبز صحبت میکنم، اول باید بگویم پروژههای خوبی میگیرن اما تیم فنی و برنامهنویسها که طراحی و پیادهسازی رو به عهده دارن، کمترین حقوق و مزایا رو دارن و با استرس زیادی مواجه میشن. مشکلات تولید، عقبافتادگی زمانبندی و فشار از طرف بخش طراحی با بخش فنی درگیر است و پاداشها و مزایا برای سایر بخشها بهتر است. نیروهای انسانی بیشترین حمایت رو دارن اما واقعا گروهی از همتیمیها نیستن که بتونن نقش مفیدی ایفا کنن و بعضیها از اعضای فنی حقوق بالاتری میگیرن بدون اینکه نتیجهی مشخصی ارائه بدن. خدمات شرکت هم به راحتی در رفتوآمد اتاقها دیده میشه؛ نمونهای که میبینی اینه که خدماتی روی صندلی بچههای فنی مینشینن و میخوابن و وقتی فنیها بخواهند موضوعی رو به مدیر ارائه کنن، مدیر مربوطه سریعا میره و به نیرو میگه که فلانی گفته کار رو انجام داده. به نظر من کل مجموعه علوم سبز باید بهبود پیدا کنه. اگر برای کار میخواین فقط وارد بخش منابع انسانی بشین، به هیچ عنوان کاری انجام ندین؛ بیمه میفرسته و ادعاهای بیدلیل میزنن، وام هم فقط برای مدیران و بخش منابع انسانی و خدماته. فنی نه ارتقا میگیره، نه چیز دیگهای. ادعا میکنن که بهترین شرکتاند، اما اکثر همکاران پول ندارن تا موتور ماشینشونو عوض کنن یا حتی برای خرید لاستیک. بعضی از کسانی هم که کارشون پروژههای بیرونیه، با حقوق شرکت نمیتونن بهصرفه زندگی کنن. جلو شرکت انگار مثل جایی مربوط به پیک موتوریهاست؛ همه موتور دارن و مثل پیک حقوق میگیرن، و تنها اسمشون را با عنوان مهندس یا دکتر مینویسن.
من از فروردین 1401 تا تیر 1403 در این شرکت بودم. یعنی دوسال و چهار ماه حقوق دادن به پرسنل براشون اصلا مهم نیست. حتی میشد که چهار ماه هم هیچ حقوقی ندهند. الان که دارم این رو مینویسم تاریخ 19 آذر 1403 است و بعد از شش ماه نه تسویه رو دادن و نه قصد دارن بدن. الان اداره کار شکایت کردم و منتظر نتیجه هستم. مدیر به شدت به شدت خاله زنک و به شدت بکن طوریکه هدف داشت تمام تغذیه روزانه مدیر توسط کارمند تامین بشه. دخالت مدیر در کوچکترین مسائل خانوادگی که هیچ ربطی به شرکت و کار ندارد. طوریکه دوبار از طریق واسط مستقیما تذکر دادم، که متاسفانه فقط برای مدت کوتاهی تاثیر میداشت.
شرکت بهسا را تجربه کردم و حالا میخواهم روایت خودم را با زبان تازهای ارائه کنم تا معنای اصلی حفظ شود اما بیان آن کاملا نو باشد. این تجربه را با نگاه شخصی خودم شرح میدهم و از هرگونه ادعای مطلق درباره دیگران پرهیز میکنم. در اینجا فضای شرکت برای من پر از سودجویی مدیران بود؛ به شکل ملموسی احساس میکردم که افراد بخش منابع انسانی فعلی، به دلیل روابطی که دارند به جای کار تخصصی، به دنبال حفظ جایگاه خود هستند و این برای نام مدیر بودن اعتبار چندانی به همراه ندارد. فضایی که در آن از اسم مدیر برای ابراز نفوذ استفاده میشود، کمترین نتیجه را در تیم ایجاد میکند و از بسیاری از همکارانم از روی ناراحتی و بیاعتمادی میشنیدم که استعفا را به راهی مدنظر میگیرند. فضای مدیریتی در شرکت به شدت تنگنظرانه و بر پایه روابط شخصی بنا شده بود؛ به طوری که تلاشهای افراد برای دیده شدن در کارها تنها وقتی نتیجه میدهد که پشتوانههای خاصی وجود داشته باشند. چه بسیار افرادی که از این قاعده فراتر میرفتند و با شجاعت برای دریافت نتیجه تلاش میکردند، ولی اکثر اعضا به خاطر فشارهای غیرعلنی از مسیر همیشگی عقب مینشستند. در مورد بخش پایدار HR، که میشد دربارهاش کتابها هم نوشت، باید بگویم حضور خانم مدیر این بخش با نام مخفف خ همراه بود و به نظر میرسید برای برنامهریزیهای صبحانههای تیمی، ناهارهای تیمی و قهوههای بدون ساعت کاری وقت میگذاشتند. به هر حال، این تیم به نظر میرسید اولویتشان محافظت از خودشان و منافع شخصی باشد و کمترین تلاشی را برای بهبود وضعیت پرسنل انجام میدادند. من نهایتا به این نتیجه رسیدم که حضور در چنین محیطی نیازمند بررسی دقیق و احتیاط بالاست و به عنوان دوستی که زمانی زمان خود را در این شرکت صرف کردم، اینجا را توصیه نمیکنم.
رایانکار برای من تجربه کوتاه مدتی بود که ارزش یادگیری داشت اما ماندن در آنجا بهصرفه نبود. این دیدگاه تنها از من نیست؛ در مدت کمتر از دو سالی که آنجا بودم، بیش از سی نفر به شرکت پیوستند و پس از مدتی شرکت را ترک کردند و خروج چنین تعدادی از نیرو در چنین اندازهای کار عادی نیست و نشان از نقصی در ساختار شرکت دارد. امکان دورکاری وجود دارد و حقوق نسبتا خوب و بهموقعی پرداخت میشود و اکثریت همکاران افراد بااخلاق و محترمی هستند. تنها مسئله، که کوچک هم نیست، تصمیمات نادرست مدیریت و اشتیاق بیش از حد مدیران به کنترل همه حوزههاست. حضور مدیر در هر سطحی از شرکت دیده میشود؛ از نهایی کردن یک ویام برای حسابداری گرفته تا نحوه کابلکشی یک دستگاه یا طراحی UI و کدهای دیتابیس تا امور منابع انسانی؛ کوچکترین کار هم باید با تأیید ایشان انجام شود، بههمین دلیل کارها جلو نمیرود و همه کارکنان در مسیر خودشان میچرخند چون هر چیزی باید با نظر مدیریت تطبیق یابد. مشکلاتی که در بدو ورود با آن روبهرو شدم، در زمان خروج هم همچنان با دهها مشکل جدید همراه بود، چون مدیر پی در پی به جزئیات و نیازمندیهای بیشتری بر یک مسئله ساده اضافه میکرد که ارتباطی با اهداف شرکت و پروژههایش نداشت.
در محیط کاری من با مدیریتی بیسواد و بیمسئولیت روبهرو شدم که ساختار IT را به صورت نامنظم اداره میکرد. واقعا تجربه عجیبی بود و فقط شعارهای بیمحتوا از طرف آنها شنیدم. حقوق و دستمزد هم پایین بود و در کنار آن انتظارات غیرمنطقی و زیاد از من داشتند.
من حدود سه هفته پیش مصاحبه فنی داشتم، دو تا اقا و یک خانم، مصاحبه فنی با این شرکت واقعا تجربه خوبی بود. تیم خیلی خوشبرخورد و حرفهای بودن، من سابقه کاریم بالای ۸ سال هست سوالهایی که پرسیدن هم خیلی منطقی و مرتبط با موقعیت شغلی بود. بیشتر روی حل مسئله و اینکه چطوری فکر میکنی تمرکز داشتن، نه اینکه فقط یه سری چیز حفظی بپرسن. کل فضای مصاحبه هم صمیمی بود و استرسی نداشتم. در کل حس خوبی از این مصاحبه گرفتم و فکر میکنم واسه کسایی که دنبال چالشهای فنی هستن، جای خوبی باشه البته به دلیل مسائل شخصی نتونستم باهاشون به توافق برسم ولی با مصاحبه کننده ها در شبکه های اجتماعی در ارتباطم
برای من کندا ایده محیطی بوده که مدیرانش همیشه در دسترساند و این موضوع از روز اول برایم جذاب بود. من تجربههای زیادی داشتم و خیلی جاها برای رسیدن به مدیرعامل باید کلی دردسر به جان میخریدی، اما اینجا این نزدیکی رویکردی عادی نبود؛ مدیران به راحتی با من در ارتباط بودند و این صراحتی که در کار وجود دارد، هیچ وقت به بطالت یا بازیکاری منجر نمیشود. با وجود این که جوان بودن تیم کمی ممکن است مشکلاتی به همراه بیاورد، اما واقعا این ارتباط مستقیم و شفاف به خوبی عمل میکند و هیچ نشانی از بیحالی و بینظمی در کار نیست. شرکت محیطی آرام و گرم دارد و وقتی وارد میشوی ممکن است از فضای ساکت و تمرکز بالای همکاران کمی تعجب کنی، چون همه مشغول کار خود هستند. این سکوت گاهی نقطه ضعفی به چشم میآید اما به شخص بستگی دارد و من خودم راضی بودم. سطح دانش تیم بالا است و همگی تجربه و آگاهی لازم برای صحبتهای تخصصی را دارند. حقوق به موقع پرداخت میشود و مسئلهای از بابت بیمه و مالیات نیست؛ این موارد هم همانند حقوق مشخص و شفاف اعلام میشوند و ارزشمندند. برای تسویهحساب هم با احترام و بهنحو مناسب انجام میشود؛ تنها نکته این است که پرداخت دو روز دیرتر از زمان اعلامی انجام شد.