در شرکتی که نامش در برابر من تجربهای بینظیر از کار را رقم زد، حضور داشتم و از فضای دوستانه و حرفهای آن به شدت لذت میبردم. تجربهای مثبت و پرثمر بود که همواره شوق انجام وظایفم را بالا میبرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در تجربه من از کار با پارمیس، اضطراب و ناامیدی زیادی تجربه کردم و هرگز دوست ندارم دوباره چنین فضایی را تجربه کنم. اوایل کار، با بیاطمینانی و کمبود تجربه وارد این شرکت شدم و به مرور فهمیدم که همهجا زیر نظر هستند؛ صدای من و دوربینها روی هر حرکت من نظارت میشد. شنیدن حرفهای آزاردهنده و رفتارهای ناعادلانه خیلی سنگین بود و مدتی افسرده شدم، بهویژه وقتی مدیرعامل با عباراتی بسیار توهینآمیز به خانوادهام اشاره کرد و از شهرستانی بودنم استفاده کرد تا به من فشار بیاورد. این تجربه ظاهرا اولین کار من بود و سنم کم بود، شاید به همین دلیل دید و فهم درستی از کار نداشتم. کاهش آرامش همواره وجود داشت، چون بیشتر از هر چیزی رفتارهای کنترلگرانه و سوءاستفاده از فضای کاری را شاهد بودم. فهمیدم که برخی اوقات صداها و دوربینها به شکل پنهانی چک میشود و این رفتارها برای من خیلی عجیبی بود. سه ماه بود که بیمه نبودم و با بحث و جدل بیمهام را قطع کردند. اضافهکاری پنجشنبهها بدون حقوق و بدون توجه به زمان استراحت بود و آنها زمان ناهار را بهعنوان بخشی از ساعات کاری در نظر نمیگرفتند. در پایان هم حقوقم را پرداخت نکردند و گفتند جای آموزشی را برایم میگیرند و حتی برگهای جلوی چشمم گذاشتند تا نشان دهند تسویه انجام شده است. نرمافزارهای شرکت هم کارایی مطلوبی نداشتند و شرایط بهطرزی اغراقآمیز بهنظر میرسید که با هدف فروش اجباری و درگیریهای مداوم در محیط کاری روبهرو شدم. فضای شرکت از نظر من بهظاهر خانوادگی بود اما با رویکردی برده-وار به کارکنان رفتار میشد و کمترین احترام به من گذاشته نشد. در نهایت با اشک از تجربه مالی و فشارهای مربوط به سفته یا وثایق، این تجربه برای من خیلی سنگین بود و احساس کردم هر روز بیشتر از قبل به نوعی فشار و ناامیدی گرفتار شدهام.
برای من تجربهای بود که فهمیدم چه طور برخی محیطها با ارزشهای انسانی ناسازگارند و باید از آنها دوری کرد. آنها با رفتار برادرانه و دوستانه به ظاهر میخواهند اعتماد بسازند، اما در عمل هیچ نشانی از انسانیت و احترام به سرمایه انسانی نمیبینم. با وجود اینکه قصد داشتم صدایم را در این مجموعه به گوش دنیا برسانم، احساس میکردم که لازم است از این فضا جدا شوم تا به سلامت روحی و حرفهای خودم احترام بگذارم.
تو مصاحبه ام دو نفر بودن. یک خانم و یک آقا خانمه به ظاهر مهربون بود و اولش که میبینیش میگی چه خوبه ولی بعدش که مصاحبه شروع شد، خانمه شروع به تخریب شرکت قبلیم کرد که اونجا اصلا کار یاد نیروها نمیدن واین حس رو همش میداد این یسالیم که جاوا کار کردی چون تو فلانشرکت هست بدرد نمیخوره. و همش هر چیزیو به شکل اینکه داره مسخره ات میکنه بیان میکرد. از آقاهه هم سوالات اش در سطح جونیور بود و اصلا مثل جاهای دیگه نبود. و انگار که من رو دعوت کرده بودن که فقط بگن شرکت قبلیت خوب نبوده و چیزی بلد نشدی یک مورد دیگه ای هم که برام عجیب بود تو فرم hr اش زده بود کسانی که میشناسیشون و تو جاهای دولتی کار میکنند رو اسمشون رو بگو و چند جا تو فرمش تاکید کرده بود که اگه یک قسمتی خالی بمونه فرمت بررسی نمیشه. منم چند جا رو خالی گذاشتم
دوست داشتم صادقانه درباره تجربهام حرف بزنم، اما اکنون میخواهم با نگاهی تازه و روشنتر توضیح بدهم. برای مصاحبه به شرکت رفته بودم و در جلسه دوم با مدیرعامل حضور داشتم. در آن جلسه احساس کردم فضایی سرد و بیروح حاکم است و رفتار بعضی افراد باعث شد کمتر صحبت کنم و ترجیح بدهم سریع از آنجا خارج شوم. شنیدههایی درباره یک خانم مطرح در مجموعه را از همکاران شنیدم و به نظر میرسید دربارهاش تعریفهای مثبتی مطرح شده بود، اما رفتار مجموعه بهویژه در همان لحظه، من را نسبت به شیوهی کارشان بدبین کرد. تصور میکردم شاید جلسه به دلخواه مدیریت یا ژستهای رسمی باشد، ولی رفتار و فضای جلسه با تجربههای قبلی من تفاوت زیادی داشت و حس منفی عمیقی ایجاد کرد. پس از آن، به طور تصادفی با این وبسایت آشنا شدم و با دیدن تجربیات برخی دیگر از همکاران، فهمیدم داستان از چه سمت و سویی میرود و تصویر کلی روشنتر شد. خدا را شکر که نیروهای خوب برای همه، بهترها را بخواهند و راهنمایی درست در مسیر همگرا شود.
من از دانا پرداز تجربهای تلخ دارم که به طور کامل اما با بیانی تازه و طبیعی بازگو میکنم. وقتی به این شرکت وارد شدم با فضایی سرد و بیرحمانه روبهرو شدم که مدیرعامل پرتنش و زن قدرتمندی که ظاهرا همهچیز را میخواست در اختیار داشته باشد، بر فضای کار سایه افکنده بود. همکاران در کنار هم جمع شدهاند تا خودشان را به عنوان شرکت دانشبنیان معرفی کنند، اما واقعیت این است که تواناییهای عملی بسیاری از تیم کم است و گاه روابط به شکل ناسالمی شکل میگرفت. اگر شما کاربلد باشید، همان احساس بیاعتمادی به وجود میآید که در طول بیست سال تجربهام ندیده بودم. شیوهی رفتار در این محیط کاملا غیرمنصفانه و بیمعناست؛ زن مدیر مجموعه به طور کامل نمایانگر فرهنگ حاکم است که به نظر میرسد تنها با انجام دادن کارها مثل یک ربات بدون احساس همراه است. شرایط کار در اینجا به هیچ وجه مزایا و رفاهی ندارد و به افراد اجازه استفاده از مرخصی داده نمیشود. موقعیت با وجود سیستمهای کهنه و قدیمی، با دریافت تعهد از کارکنان درباره امکانات شرکت، اوضاع را به شکلی پیش میبرد که انگار آنجا منزلگاهی برای راحتی نیست. اگر شما تخصص بالایی دارید، جایگاهی پیدا نخواهید کرد، و در مقابل با رفتاری کنترلگرانه روبهرو میشوید. فضا به گونهای است که اغلب همگی به نظر میرسند به یکدیگر وابستهاند و از منابع شرکت با نگاهی منتقدانه استفاده میکنند. بهنظر میرسد حتی بحثهای ساده درباره پشتیبانی و امکانات هم با لحن منفی و رفتاری تحمیلی مطرح میشود. این محیط به نظر نمیرسد برای رشد و آرامش باشد و من احساس کردم که با افرادی مواجهام که مشکلات روانی و تنشهای زیادی دارند و ممکن است در نتیجه تجربهی کاری، آسیبهای روانی و تروماهای شخصی برای مدت طولانی بر من باقی بماند. توصیه میکنم اگر دنبال مکانی برای پیشرفت و محیط سالم هستید، به این شرکت فکر هم نکنید. زندگی ارزشمندتر از این است که زمان و انرژیمان را برای چنین فضایی صرف کنیم.
با سلام به همگی من به عنوان مترجمیار/فرمزن به صورت دورکار تو این شرکت مشغول به کار هستم. باید عرض کنم که از مزایای تجربه کاری من تو این شرکت امکان دورکاری و پشتیبانی مهربان و پرداخت حقوق به موقع و آزادی کار و پلتفرم خوبشون هستش؛ اما از نظر معایب که بزرگترین عیب این شرکت هستش میزان درآمدشه که به شدت کم هست و بابت ترجمه سفارشهای فوری هزینه بیشتری برای مترجمبار تعیین نمیکنن و بقیه هزينه اضافی که مشتری پرداخت میکنه برای مدیر میره، علاوه بر این میزان جریمه آنها انقدر زیاد هست که پولی از ترجمه برای مترجمیار باقی نمیمونه! خلاصه بگم که کار کردن تو این شرکت برای کسی خوبه که دغدغه مالی نداره و فقط میخواد مشغول شه، چون به هیچ عنوان نمیشه بش اتکا کرد. با تشکر
به خاطر این که به صورت دورکاری هر روز فقط یک ساعت برای یک CTO کار میخواهم، یک آگهی در جابایجا دیدم و چون مدتزمان حضوریام پارهوقت بود، تصمیم گرفتم روزانه یک ساعت دورکاری انجام بدهم. وقتی رفتم دفتر، با شخصی به نام یکتا مواجه شدم و رفتار او خیلی تند بود؛ فکر کردم شاید به خاطر این باشد که من پارهوقت هستم و جای دیگری هم رزومهام را فرستادهام، بهنظر میرسید دعوایی بین ما رخ میدهد اگر همانجا بحث کنیم. صبح آن روز پس از ورود به شرکت متوجه شدم جو کارگاه تغییر کرده و به نظر میرسید کارفرما هم با پیامکی خبر از حضور من داده باشد؛ انگار رزومهام را دیدهاند و تصمیم گرفته بودند اگر برخورد بدی نکنم، شاید کارمان به نتیجه برسد.
تجربهام از برق و کنترل مپنا را اینگونه بهخاطر میسپارم که فرصتهای رشد برای خانمها وجود دارد به شرط این که باهوش باشند، چون مدیران خیلی عجول و بیدرنگاند و گاهی میزان توجه به شایستگی کم است. با این حال، از نظر من شایستگی بهطور واقعی در سازمان تقویت نمیشود. وقتی معاون منابع انسانی خودش به همراه زیرمجموعهاش رفتارهای پرخطر نشان میدهد، پیامدش این است که سایر واحدها هم با تبعاتی روبهرو میشوند و احساس ثبات در تیم به همه منتقل نمیشود.
چند وقت پیش برای مصاحبه رفتم و همون اول ورود فضای شرکت یه مقدار دغدغهام کرد. به خودم گفتم طبیعی اینه که اولین بار باشه که به اینجا میآیم و محیط برای من کاملا آشنا نیست. طولانی شد تا به اتاق مصاحبه برسم و منتظر بمانم، فهمیدم نگرانیام فقط از جلسه نبود بلکه از رفتار آدمها هم بود. همان خانمی که در ورود با چهرهای جدی و نگاه سرد روبهرو شدم، انگار هیچ نشانی از گرم بودن یا خوشآمدگویی در او نبود؛ حس کردم مثل این است که با کسی روبهرو شدهام که انگار برای ورود من به شرکت آماده نیست. رفتار برخی از همکاران جوان هم به گونهای بود که انگار از دیدن یک دختر در این محیط تعجب کردهاند و برخوردشان خشک و گرفته بود. این فضا و جو سرد و بیروح شرکت، منابع انسانی و برخی برخوردها آنقدر برایم عجیب بود که تصمیم گرفتم اگر حرفهایم در آنجا به روند خوبی نیفتد، به دنبال ارتباط با واحدهای دیگر نروم. در نهایت تصمیم گرفتم تجربهام را اینجا بنویسم تا شاید برای دیگران هم کمک کند. ممنونم از این صفحه که چنین فرصتهایی را فراهم میکند.
ممنون از خدمات خوبتون. من تجربه خوبی از همکاری با تیم پیام آوا داشتم. پروژههای اکسچنچ و سرمایه گذاری حرفه ای اونجا انجام دادیم. پایدار باشید. موفق باشید
در این شرکت بودن تجربهای باور نکردنی بود و تنها چندی به من فرصت رشد کامل داد. همکارانم افراد بااستعداد و حرفهای بودن که ازشان چیزهای زیادی یاد گرفتم و به مرور، مهارتهایم به شکل چشمگیری تکامل پیدا کرد. کاش حقوق هم به اندازهی تجربه و تلاش من بالاتر میرفت تا میتونستم مدت طولانیتری اینجا بمانم.
من برای مصاحبه بکند رفته بودم. چند تا از دوستانم هم قبلا اینجا برای مصاحبه رفته بودن. چیزی که متوجه شدیم اینه که تعدادی افراد رو برای مصاحبه دعوت میکنن فقط که ظاهر شرکت رو ببینیم و ی مصاحبه با خوشرویی بصورت فرمالیته انجام میدن و از کلماتی که در اون گفتگو استفاده شده. منظورم کلمات مثبت هست. خودشون میان اینجا و اون کامنت ها رو از طرف ی کارجو میزارن!!!! من اولش تعجب کردم اینو شنیده بودم وفتی خودم برای مصاحبه رفتم. الان دقزیقا دیدم در همون تاریخ همون حرفایی ک من اخرش زدم رو اینجا نوشتن!!! از قول من!! واقا نمیفهمم چرا دارن اینکارو میکنن. احتمال زیاد با این کار میخوان ویترینشون رو به ظاهر تو این سایت ها خوب نشون بدن. ولی نمیدونن که دستشون رو میشه بلاخره!
موارد رو شرح میدم ، خودتون تصمیم بگیرید خوبه یا بد : 1-اکثر مدیران ارشد یا به عبارتی سرپرستهای گروه ها واقعا افرادی بی سواد و غیر حرفه ای هستند ؛ مثلا سرپرست یه گروهی که 20 سال سابقه فعالیت داشته از شرکت رفته و بعد از مدتی بی صاحبی گروه ، یه فردی که مثلا فول استک بوده و در طی 5 سال سابقش توی این شرکت کلا 2 تا پروژه بهش داده بودن و هر دو تا پروژه هاش Fail شدند (لازمه که بگم یکی از پروؤه ها فقط Research بوده ) رو سرپرست یه گروه نا مرتبط باهاش میکنن که راه به راه گاف میده و بعد از یک سال هنوز به پروژه و بیزینس پروژه تسلط کافی نداره واز نظرشخصیتی بسیار زیرآب زن و خود شیفته هست و الان که توی جایگاه سرپرست یه گروه هست خودشو جای معاونت میبینه :)) ، اصلا نمیشه بهش انتقاد کرد و اشتباهاتش رو بهش گفت یا مثلا فرآیند رو براش توضیح داد ، وازونجایی که خودش رو بالاتر از شما میدونه ، اصلا مهم نیست که شما چی میگی و چقد برای پروژه دل میسوزونی پس هرچی بگی باهات مخالفت خواهد کرد و توجیه میکنه که تو داری اشتباه میکنی.خلاصه که اکثر مدیران میانی مشکل شخصیتیه زیادی دارند و فکر میکنن کارشناس آدمشونه. 2-اکثر معاونین و رئیس های ادارات افراد رسمی بانکی هستند که فنی نیستند و فقط تا حدی بیزینس بلدند و در حالیکه اصلا از خودشون هیچ قدرت تصمیم گیری ندارند و ترسو هستند و محافظه کار بسیار خود رأی هستند. 3-رئیس ادارت کارشناس هارو توی اتاقشون راه نمیدن و حتما تاکید دارند که با سرپرستشون برن دارخل :)) یعنی حتی اگر شما مشکل شخصی دارید که لازمه خصوصی صحبت کنید باید با سرپرستتون برید پیش رئیس ادارتون :)) این در حالیه که هر کسی که براشون بیشتر خودشیرینی کنه رو به خودشون وابسته میدونن و فکر میکنن اداره داره روی دست اونا میچرخه. و فقط اونهارو قبول دارند و اگر اون آدمها روی سر کارشناس کار خرابی کنند باید یگیم کار خوبی کردین ، بیا اینورترم هنوز تمییزه اونم خراب کن. 4-مدیران اصلا به اسکرام و اجایل اعتقادی ندارند و بسیار سلسله مراتبی هستند (چون مدیران دولتی دارند) یعنی اعتقاد دارند جیرا اصلا چه معنی میده ، حتما باید نامه یا ایمیل باشه و همه در رونوشت باشند. 5-پرداخت حقوق به موقع انجام میشه 6-پایه حقوق ها بسیار کمه و در این مورد بسیییییااااااارررررر سلیقهه ای عمل میشه . مثلا یه کارشناس مسئول بیکار و بی سواد که فقط تو سالن قدم میزنه و ادعا میکنه که از استرسه کاریشه و فقط زیرآب میزنه و توی کار گاف میده تا 60 میلیون حقوق میگیره و یه کارشناس که داره تمام کارای پروژه رو انجام میده یا حتی بخشی از اون رو و گاف های کارشناس مسئول رو میپوشونه خیلی بگیره با منت 25 میلیون. 7-پاداش ها و حداکثر 20 ساعت اضافه کاری های مدیریتی بسیییییااااااارررررر سلیقهه هستش و هرکی دیرتر بیاد و بیکار تر باشه و فقط ارتباطش بهتر باشه قطعا بیشتر ازهمه میگیره. 8-قبلا محدودیتی توی اضافه کار نبود اما حدود 3 ماهه از بس که همکاران بانکی پنج شنبه ها که کاری برای انجام نداشتند و حتی جمعه ها اومدند مثلا از 8 صبح تا 8 شب روز جمعه اومده و اضافه کار دبل گرفته درحالیکه کاری نداشته و فقط داشته فیلم میدیده ، روی اضافه کاری ها محدودیت گذاشتند و هر چهارشنبه میان آمارمیگیرن که کی چرا جمعه ها قراره بیاد ، البته که این مسئله برای کارشناسای بیچاره هست نه مدیران. 9-طبق قرارداد شما هر ساعتی از صبح دیر بیای باید عصر بمونی و کسری کارت رو جبران کنی و البته که باید به اداره اطلاع بدی که دیر میای ، ولی هر صبح از دفتر رویس اداره میان آمار میگیرن (بعد از ساعت 8)کیا دیر اومدن و این دیر اومدن ها در مبلغ 20 ساعت اضافه کار مدیریتی و پاداش فصلی تاثیر داره. 10-ساعت کار از ساعت 7 هست تا 4 که شما صبحا فقط 10 دقیقه شناوری دارید و فقط یه چیزی از ساعت شناوری شنیدند. و بعد از ظهرم میتونی 15 دقیقه زودتر بری که اونم شناوریه ظهره. 11-اگر بخواهید صبح روزی اداره نرید باید به 3 نفر زنگ بزنید و اطلاع بدید ، به عبارتی اجازه بگیرید اول به سرپرست گروه که اگر با صلاحدیدش اجازه داد بعد به معاون اطلاع بدین و بعد به دفتر رئیس اداره. یعنی تنها اطلاع به دفتر اداره کافی نیست و باید از صخره های مختلف برای یک روز غیبتت حالا چه استحقاقی و چه استعلاجی بگذری. حالا داستان اصلی اینجاست که روز بعد که میای برگه مرخصی پر کنی، باید برگه مرخصی را دوباره به همین 3 نفر بدید ، و شاید بدون اینکه تو مخت برند امضا کردند. (مثلا پریود که میشی ، فرداش که استعلاجی میبری ، ازت میپرسن مشکلت چی بود و چرا هماهنگ نکردی از روز قبل و یهو اون روز تصمیم گرفتی که نیای ؛ حالا اگر بهشون بگی پریود بودم میگن واه واه چه بی حیا یا مورد داشتیم گفته من از کجا بدونم واقعا پریود بودی؛ اگر هم نگی دفعه دیگه که باز استعلاجی ببری امضا نمیزنن). 12-در خصوص پرداختی ها باید بگم فقط حقوق به موقع هستش ، باقی چیزارو جدیدا یا خیییییلیییییی دیر میدن یا اصلا نمیدن. 13- بیمه های تکمیلی که دارن اصلا خوب نیست و به عبارتی اصلا هیچ چیز خاصی رو پوشش نمیده. خیلی دیر هم جبران خسارت شماره رو پرداخت میکنه. 14-شما در سال میتونی 29 روز مرخصی استحقاقی بری که میتونی 9 روزش رو نری و برات ذخیره میشه (به عبارتی 2.5 روز در هر ماه) و فکر میکنم حدودا هر ماه 3 روز استعلاجی دارید (مطمئن نیستم) اما مطمئنم بطور کلی میتونید 15 روز در سال رو استعلاجی برید. 3 روز مرخصی مازاد بر استحقاقی دارید برای ازدواج یا فوت همسر ، وخوانواده درجه 1 (پدر و مادر و...) مرخصی های ساعتی در روزتون اگر بیشتر از 7 ساعت و 20 دقیقه باشه ، به عنوان یک روز مرخصی استحقاقی کاملحساب میشه. 15-نهار میدن اما کیفیت غذاش واقعا بده و بسیار چربه. قبلا هزینه نهار رو شرکت تقبل میکرد اما الان حدود 20% رو از کارمند میگیرن. قبلا همراه وعده اصلی نهار دوغ ، نوشابه ، کوکا، دلستر ، یا پپسی و ماست یا پرورده میدادن، الان فقط یه روز نوشیدندی دوغ یا نوشابه و یروزم ماست یا پرورده میدن. 16-سیستم حضور و غیابشون به طرز عجیبی باگ داره و هرماه باید چکش کنید مثلا روزهایی که حضور دارید و ساعت ورود و خروج دارید ممکنه وضعیت ترددتون غیبت بخوره و یهو به خودتون بیاید و ببینید مثلا 10 روز غیبت دارین. حالا قصه اونجا قشنگه که وقتی این مورد رو اطلاع میدی ، میگن به ما چه ، باید هرماه چک میکردی و ما نمیتونیم برات کاری بکنیم جز اینکه این روزهای غیبتت رو مرخصی بدون حقوق رد کنیم. 17-حالا پرداختی هایی که دارند لیست میکنم : مایحتاج عیدفطر : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن مایحتاج نوروز : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن مجمع : یکو نیم پایه حقوق ، پرداختی در دو مرحله حدود برج 2 و 9 مایحتاج قربان و غدیر : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن پاداش بهره وری سه ماهه : سلیقه ای بستگی به رضایت مدیر از شما داره و تردد و ارتباطت با مدیران و ... ، پایان هر فصل پرداخت میشه (مثلا برای دو تاکارشناس در یک رده با کار یکسان ممکنه یکی 20تومن بگیره یکی 6 تومن یا 10 تومن) حداکثر 20 ساعت اضافه کاری مدیریتی : ماهانه روی حقوق پرداخت میشه حداقل ساعتی 100 تومن هزینه ی خرید برنج : معمولا برج 6 و هر سال متغیر ، 1402حدود 7میلیون تومن جبران زحمات هفته بانکداری : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن پاداش هفته وحدت : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن کمک هزینه غیر نقدی خرید لباس : هر سال متغیر ، 1402حدود 1.5 میلیون تومن روز زن : هر سال متغیر ، 1402حدود 2 میلیون تومن پاداش جبران زحمات میلاد حضرت علی : هر سال متغیر ، 1402حدود 1.700.000 تومن پاداش جبران زحمات مبعث رسول اکرم : هر سال متغیر ، 1402حدود 1.700.000 تومن پاداش جبران زحمات دهه فجر : هر سال متغیر ، 1402حدود 5 میلیون تومن پاداش جبران زحمات میلاد حضرت مهدی : هر سال متغیر ، 1402حدود 2 میلیون تومن عیدی سال : هر سال متغیر ، متناسب با یک پایه حقوق هزینه سفر : هر سال متغیر ، 1402حدود 1.500.000 تومن پاداش جبران عملکرد سال : هر سال متغیر ، متناسب با رضایت مدیر از شما و از 2 تومن شروع میشه. مساعده ده قسطی : مثل وام بدون ضامن بدون سود ؛ دو پایه حقوق تا سقف 30 میلیون ، اسفند ماه میدن و از برج 2 سال بعدش از روی حقوقتون طی 10 قسط کم میشه. و دلخواهیه ، میتونید نگیرید. وام ضروری : 100 میلیون تومن ، بعد از 3 ماه میدن وام صندوق ذخیره کارکنان : تا 100 تومن که بعد از 6 ماه میدن تولد : فکر کنم 800 تومن و یک شاخه گل روز دختر: شاخه گل و شکلات یلدا : فکر میکنم هر سال متغیر ، 1402حدود 1 میلیون تومن قبلا مایحتاج رمضان میدادن الان فکر کنم دیگه نمیدن قبلا یه یکونیم در هزار کارشناسی میدادن الان دیگه نمیدن قبلا هزینه ایاب و ذهاب جدا میدادن الان دیگه نمیدن. در کل میتونم بگم از نظر عملکرد مدیریتی و سواد مدیریتی خیلی خیلی ضعیفه پرداختی هاش دیگه به موقع نیست و حقوقش نسبت به شرکت های هم رده خیلی پایینه و اصلا به فکر رفاه نیرو ها نیستند ، به عبارتی اداره رفاهش توی بیکاری مطلق سپری میکنه. و در هر چیزی خیلی سلیقه ای و سلسله مراتبی دولتی عمل میکنن که باعث رنجش و از دست دادن نیروهای خوب میشه. اما برای تازه کار ها میتونه رزومه خوبی باشه ، چون تا شما بیای و راه بیوفتی خیلی مدت زمان بیکاری زیادی رو تجربه میکنی و میتونی توی اون حداقل 3 ماه کلی R&D داشته باشی که به دردت بخوره.البته اگر بعد از 2 هفته بهت سیستم بدن و خیلی زود شروع کنی. :))
این شرکت با نامی که این روزها به خاطر نظرات منفی گسترده تغییر دادهاند، همان تایگر است و تجربههای منفی مربوط به تایگر واقعا درست هستند و مگر اینکه قرارداد با این شرکت بسته شود، به نظر من اشتباه است چون هر روز کار کردن اینجا از جهنم هم بدتر است. با این حال، تغییر مدیریت عامل تنها راه رسیدن به بهبود میافتد. اگر فکر میکنید میخواهید به این شرکت پیوسته و استخدام بشوید، بهتر است نظرات و تجربیات مربوط به تایگر را بخوانید.
شرکت رستافن را تجربه کردم و در مراحل استخدام با رفتاری روبهرو شدم که واقعا ناامیدکننده بود. در مرحله چهارم مصاحبه با مدیرعامل، احساس کردم به ایدههای من توجه کافی نمیشود و برخوردی که انتظارش را نداشتم دیدم. از این عنوان هم میخواهم بگویم که اگر برای تیم موردنظر دین یا اصول خاصی اهمیت دارد، بهتر است از همان ابتدای کار این نکته روشن باشد تا زمان افراد بدون دلیل تلف نشود. از این تجربه نتیجه میگیرم که ارزشهای ایشان در رفتار با متقاضیان به وضوح نمایان نیست. حالا من در جای دیگری استخدام شدهام؛ اما مایلم دیگران بدانند که فرآیند استخدام اینجا ممکن است برای برخی افراد، به ویژه زمانی که زمان برایشان بااهمیت است، آزاردهنده باشد.
در تجربهام از شرکت هیوا وب، به خاطر بیمسئولیتی مدیریتی بیدرنگ کنار گذاشته شدم و از این جهت ناامید شدم؛ با وجود انتظار برای پاسخ، حتی وقتی نوشتم پیام، پاسخ مشخصی نگرفتم و احساس کردم از ابزارهایی چون چت جیپیتی برای تولید پاسخ استفاده شده است. این فضا را بسیار بیکیفیت دیدم و معتقدم کارمندانی که فرزندشان را برای یادگیری برنامهنویسی میفرستند، ارزش تدریس معلمانشان را در نظر بگیرند تا بتوانند واقعا نتیجهای مفید بگیرند. همچنان از این تجربه پرسش داشتم که حقیقت ماجرا چه بوده و چه کسی راست میگوید.
دو سالی است که در این شرکت هستم و محیط کار دوستانه و صمیمی است، حقوق کارکنان بهشدت برای مدیران اهمیت دارد. زمینهای برای رشد و یادگیری فراهم شده و مدیران نسبت به پرسنل و زندگی شخصیشان درک خوبی دارند.
این شرکت اصلا منابع انسانی نداره، دو ماه از تاریخ مصاحبه من گذشته و درحالیکه مصاحبه خیلی خوب پیش رفت و مصاحبه کننده گفت از منابع انسانی باهاتون تماس میگیرن، هیچکس در مورد نتیجه به من اطلاع رسانی نکرده که تکلیف خودمو بدونم... به این امید که اینا قراره با من تماس بگیرن حتی یکی از شغل هایی که در مراحل پایانی پروسه جذب بودم رو کنسل کردم! واقعا جای تأسف داره
شرکتی که تجربهام را از آن دربر میگیرد، پژوهش نوین رایانه بود. آنجا بیشترین آشکارساختگی و بیرحمی را از برخی همکاران دیدم، تا حدی که با قاطعیت میتوان گفت رفتار برخی افراد با سربازان و کمکیها به شیوهای ناعادلانه و ظاهرا نامتناسب بود. بهعنوان نمونه، فشار ناعادلانه برای چند نفر از کارآموزان سرباز ایجاد میشد تا به اذیت آنها منجر شود، از جمله فرستادن یکی از آنها به پادگان. همچنین در عید نوروز، حضور اجباری سربازان برای نگهبانی برقرار میشد. وضعیت کادر زمانی که وظیفهشان را انجام میدهند خوب است، اما هرگاه کار تمام میشود انگار با میل به دوری از شرکت، به دشمنی بدل میشوند. تقلید از رفتار همتایان و همدلی کمتری احساس میشد و فضا به گونهای بود که بهنظر میرسید باید با همسطح بودن با گروه پیش بروند تا آرامش حفظ شود. بهطور کلی تفکری رایج بود که با سربازان برخوردی محکم و بیرحمانه انجام میدادند تا جایی که از دید برخی افراد بهعنوان لازم برای جلوگیری از پررویی مطرح میشد، هرچند جلوی سربازان صراحت کمتری بهکار گرفته میشد. این توضیحات را نوشتم تا بدانید جای کار کجاهاست و چگونه رفتارها در چنین محیطی شکل میگیرد. از مزایای شرکت هم میتوان به وعدههای رفتاری نسبتا منظم، صبحانه و ناهار باکیفیت، بیمه تکمیلی و حقوق غالبا بهموقع اشاره کرد. اما حقوق هم مانند سایر جنبهها نسبتا معقول و قابلقبول بود.
در شرکتی که نامش در برابر من تجربهای بینظیر از کار را رقم زد، حضور داشتم و از فضای دوستانه و حرفهای آن به شدت لذت میبردم. تجربهای مثبت و پرثمر بود که همواره شوق انجام وظایفم را بالا میبرد.
در تجربه من از کار با پارمیس، اضطراب و ناامیدی زیادی تجربه کردم و هرگز دوست ندارم دوباره چنین فضایی را تجربه کنم. اوایل کار، با بیاطمینانی و کمبود تجربه وارد این شرکت شدم و به مرور فهمیدم که همهجا زیر نظر هستند؛ صدای من و دوربینها روی هر حرکت من نظارت میشد. شنیدن حرفهای آزاردهنده و رفتارهای ناعادلانه خیلی سنگین بود و مدتی افسرده شدم، بهویژه وقتی مدیرعامل با عباراتی بسیار توهینآمیز به خانوادهام اشاره کرد و از شهرستانی بودنم استفاده کرد تا به من فشار بیاورد. این تجربه ظاهرا اولین کار من بود و سنم کم بود، شاید به همین دلیل دید و فهم درستی از کار نداشتم. کاهش آرامش همواره وجود داشت، چون بیشتر از هر چیزی رفتارهای کنترلگرانه و سوءاستفاده از فضای کاری را شاهد بودم. فهمیدم که برخی اوقات صداها و دوربینها به شکل پنهانی چک میشود و این رفتارها برای من خیلی عجیبی بود. سه ماه بود که بیمه نبودم و با بحث و جدل بیمهام را قطع کردند. اضافهکاری پنجشنبهها بدون حقوق و بدون توجه به زمان استراحت بود و آنها زمان ناهار را بهعنوان بخشی از ساعات کاری در نظر نمیگرفتند. در پایان هم حقوقم را پرداخت نکردند و گفتند جای آموزشی را برایم میگیرند و حتی برگهای جلوی چشمم گذاشتند تا نشان دهند تسویه انجام شده است. نرمافزارهای شرکت هم کارایی مطلوبی نداشتند و شرایط بهطرزی اغراقآمیز بهنظر میرسید که با هدف فروش اجباری و درگیریهای مداوم در محیط کاری روبهرو شدم. فضای شرکت از نظر من بهظاهر خانوادگی بود اما با رویکردی برده-وار به کارکنان رفتار میشد و کمترین احترام به من گذاشته نشد. در نهایت با اشک از تجربه مالی و فشارهای مربوط به سفته یا وثایق، این تجربه برای من خیلی سنگین بود و احساس کردم هر روز بیشتر از قبل به نوعی فشار و ناامیدی گرفتار شدهام.
برای من تجربهای بود که فهمیدم چه طور برخی محیطها با ارزشهای انسانی ناسازگارند و باید از آنها دوری کرد. آنها با رفتار برادرانه و دوستانه به ظاهر میخواهند اعتماد بسازند، اما در عمل هیچ نشانی از انسانیت و احترام به سرمایه انسانی نمیبینم. با وجود اینکه قصد داشتم صدایم را در این مجموعه به گوش دنیا برسانم، احساس میکردم که لازم است از این فضا جدا شوم تا به سلامت روحی و حرفهای خودم احترام بگذارم.
تو مصاحبه ام دو نفر بودن. یک خانم و یک آقا خانمه به ظاهر مهربون بود و اولش که میبینیش میگی چه خوبه ولی بعدش که مصاحبه شروع شد، خانمه شروع به تخریب شرکت قبلیم کرد که اونجا اصلا کار یاد نیروها نمیدن واین حس رو همش میداد این یسالیم که جاوا کار کردی چون تو فلانشرکت هست بدرد نمیخوره. و همش هر چیزیو به شکل اینکه داره مسخره ات میکنه بیان میکرد. از آقاهه هم سوالات اش در سطح جونیور بود و اصلا مثل جاهای دیگه نبود. و انگار که من رو دعوت کرده بودن که فقط بگن شرکت قبلیت خوب نبوده و چیزی بلد نشدی یک مورد دیگه ای هم که برام عجیب بود تو فرم hr اش زده بود کسانی که میشناسیشون و تو جاهای دولتی کار میکنند رو اسمشون رو بگو و چند جا تو فرمش تاکید کرده بود که اگه یک قسمتی خالی بمونه فرمت بررسی نمیشه. منم چند جا رو خالی گذاشتم
دوست داشتم صادقانه درباره تجربهام حرف بزنم، اما اکنون میخواهم با نگاهی تازه و روشنتر توضیح بدهم. برای مصاحبه به شرکت رفته بودم و در جلسه دوم با مدیرعامل حضور داشتم. در آن جلسه احساس کردم فضایی سرد و بیروح حاکم است و رفتار بعضی افراد باعث شد کمتر صحبت کنم و ترجیح بدهم سریع از آنجا خارج شوم. شنیدههایی درباره یک خانم مطرح در مجموعه را از همکاران شنیدم و به نظر میرسید دربارهاش تعریفهای مثبتی مطرح شده بود، اما رفتار مجموعه بهویژه در همان لحظه، من را نسبت به شیوهی کارشان بدبین کرد. تصور میکردم شاید جلسه به دلخواه مدیریت یا ژستهای رسمی باشد، ولی رفتار و فضای جلسه با تجربههای قبلی من تفاوت زیادی داشت و حس منفی عمیقی ایجاد کرد. پس از آن، به طور تصادفی با این وبسایت آشنا شدم و با دیدن تجربیات برخی دیگر از همکاران، فهمیدم داستان از چه سمت و سویی میرود و تصویر کلی روشنتر شد. خدا را شکر که نیروهای خوب برای همه، بهترها را بخواهند و راهنمایی درست در مسیر همگرا شود.
من از دانا پرداز تجربهای تلخ دارم که به طور کامل اما با بیانی تازه و طبیعی بازگو میکنم. وقتی به این شرکت وارد شدم با فضایی سرد و بیرحمانه روبهرو شدم که مدیرعامل پرتنش و زن قدرتمندی که ظاهرا همهچیز را میخواست در اختیار داشته باشد، بر فضای کار سایه افکنده بود. همکاران در کنار هم جمع شدهاند تا خودشان را به عنوان شرکت دانشبنیان معرفی کنند، اما واقعیت این است که تواناییهای عملی بسیاری از تیم کم است و گاه روابط به شکل ناسالمی شکل میگرفت. اگر شما کاربلد باشید، همان احساس بیاعتمادی به وجود میآید که در طول بیست سال تجربهام ندیده بودم. شیوهی رفتار در این محیط کاملا غیرمنصفانه و بیمعناست؛ زن مدیر مجموعه به طور کامل نمایانگر فرهنگ حاکم است که به نظر میرسد تنها با انجام دادن کارها مثل یک ربات بدون احساس همراه است. شرایط کار در اینجا به هیچ وجه مزایا و رفاهی ندارد و به افراد اجازه استفاده از مرخصی داده نمیشود. موقعیت با وجود سیستمهای کهنه و قدیمی، با دریافت تعهد از کارکنان درباره امکانات شرکت، اوضاع را به شکلی پیش میبرد که انگار آنجا منزلگاهی برای راحتی نیست. اگر شما تخصص بالایی دارید، جایگاهی پیدا نخواهید کرد، و در مقابل با رفتاری کنترلگرانه روبهرو میشوید. فضا به گونهای است که اغلب همگی به نظر میرسند به یکدیگر وابستهاند و از منابع شرکت با نگاهی منتقدانه استفاده میکنند. بهنظر میرسد حتی بحثهای ساده درباره پشتیبانی و امکانات هم با لحن منفی و رفتاری تحمیلی مطرح میشود. این محیط به نظر نمیرسد برای رشد و آرامش باشد و من احساس کردم که با افرادی مواجهام که مشکلات روانی و تنشهای زیادی دارند و ممکن است در نتیجه تجربهی کاری، آسیبهای روانی و تروماهای شخصی برای مدت طولانی بر من باقی بماند. توصیه میکنم اگر دنبال مکانی برای پیشرفت و محیط سالم هستید، به این شرکت فکر هم نکنید. زندگی ارزشمندتر از این است که زمان و انرژیمان را برای چنین فضایی صرف کنیم.
با سلام به همگی من به عنوان مترجمیار/فرمزن به صورت دورکار تو این شرکت مشغول به کار هستم. باید عرض کنم که از مزایای تجربه کاری من تو این شرکت امکان دورکاری و پشتیبانی مهربان و پرداخت حقوق به موقع و آزادی کار و پلتفرم خوبشون هستش؛ اما از نظر معایب که بزرگترین عیب این شرکت هستش میزان درآمدشه که به شدت کم هست و بابت ترجمه سفارشهای فوری هزینه بیشتری برای مترجمبار تعیین نمیکنن و بقیه هزينه اضافی که مشتری پرداخت میکنه برای مدیر میره، علاوه بر این میزان جریمه آنها انقدر زیاد هست که پولی از ترجمه برای مترجمیار باقی نمیمونه! خلاصه بگم که کار کردن تو این شرکت برای کسی خوبه که دغدغه مالی نداره و فقط میخواد مشغول شه، چون به هیچ عنوان نمیشه بش اتکا کرد. با تشکر
به خاطر این که به صورت دورکاری هر روز فقط یک ساعت برای یک CTO کار میخواهم، یک آگهی در جابایجا دیدم و چون مدتزمان حضوریام پارهوقت بود، تصمیم گرفتم روزانه یک ساعت دورکاری انجام بدهم. وقتی رفتم دفتر، با شخصی به نام یکتا مواجه شدم و رفتار او خیلی تند بود؛ فکر کردم شاید به خاطر این باشد که من پارهوقت هستم و جای دیگری هم رزومهام را فرستادهام، بهنظر میرسید دعوایی بین ما رخ میدهد اگر همانجا بحث کنیم. صبح آن روز پس از ورود به شرکت متوجه شدم جو کارگاه تغییر کرده و به نظر میرسید کارفرما هم با پیامکی خبر از حضور من داده باشد؛ انگار رزومهام را دیدهاند و تصمیم گرفته بودند اگر برخورد بدی نکنم، شاید کارمان به نتیجه برسد.
تجربهام از برق و کنترل مپنا را اینگونه بهخاطر میسپارم که فرصتهای رشد برای خانمها وجود دارد به شرط این که باهوش باشند، چون مدیران خیلی عجول و بیدرنگاند و گاهی میزان توجه به شایستگی کم است. با این حال، از نظر من شایستگی بهطور واقعی در سازمان تقویت نمیشود. وقتی معاون منابع انسانی خودش به همراه زیرمجموعهاش رفتارهای پرخطر نشان میدهد، پیامدش این است که سایر واحدها هم با تبعاتی روبهرو میشوند و احساس ثبات در تیم به همه منتقل نمیشود.
چند وقت پیش برای مصاحبه رفتم و همون اول ورود فضای شرکت یه مقدار دغدغهام کرد. به خودم گفتم طبیعی اینه که اولین بار باشه که به اینجا میآیم و محیط برای من کاملا آشنا نیست. طولانی شد تا به اتاق مصاحبه برسم و منتظر بمانم، فهمیدم نگرانیام فقط از جلسه نبود بلکه از رفتار آدمها هم بود. همان خانمی که در ورود با چهرهای جدی و نگاه سرد روبهرو شدم، انگار هیچ نشانی از گرم بودن یا خوشآمدگویی در او نبود؛ حس کردم مثل این است که با کسی روبهرو شدهام که انگار برای ورود من به شرکت آماده نیست. رفتار برخی از همکاران جوان هم به گونهای بود که انگار از دیدن یک دختر در این محیط تعجب کردهاند و برخوردشان خشک و گرفته بود. این فضا و جو سرد و بیروح شرکت، منابع انسانی و برخی برخوردها آنقدر برایم عجیب بود که تصمیم گرفتم اگر حرفهایم در آنجا به روند خوبی نیفتد، به دنبال ارتباط با واحدهای دیگر نروم. در نهایت تصمیم گرفتم تجربهام را اینجا بنویسم تا شاید برای دیگران هم کمک کند. ممنونم از این صفحه که چنین فرصتهایی را فراهم میکند.
ممنون از خدمات خوبتون. من تجربه خوبی از همکاری با تیم پیام آوا داشتم. پروژههای اکسچنچ و سرمایه گذاری حرفه ای اونجا انجام دادیم. پایدار باشید. موفق باشید
در این شرکت بودن تجربهای باور نکردنی بود و تنها چندی به من فرصت رشد کامل داد. همکارانم افراد بااستعداد و حرفهای بودن که ازشان چیزهای زیادی یاد گرفتم و به مرور، مهارتهایم به شکل چشمگیری تکامل پیدا کرد. کاش حقوق هم به اندازهی تجربه و تلاش من بالاتر میرفت تا میتونستم مدت طولانیتری اینجا بمانم.
من برای مصاحبه بکند رفته بودم. چند تا از دوستانم هم قبلا اینجا برای مصاحبه رفته بودن. چیزی که متوجه شدیم اینه که تعدادی افراد رو برای مصاحبه دعوت میکنن فقط که ظاهر شرکت رو ببینیم و ی مصاحبه با خوشرویی بصورت فرمالیته انجام میدن و از کلماتی که در اون گفتگو استفاده شده. منظورم کلمات مثبت هست. خودشون میان اینجا و اون کامنت ها رو از طرف ی کارجو میزارن!!!! من اولش تعجب کردم اینو شنیده بودم وفتی خودم برای مصاحبه رفتم. الان دقزیقا دیدم در همون تاریخ همون حرفایی ک من اخرش زدم رو اینجا نوشتن!!! از قول من!! واقا نمیفهمم چرا دارن اینکارو میکنن. احتمال زیاد با این کار میخوان ویترینشون رو به ظاهر تو این سایت ها خوب نشون بدن. ولی نمیدونن که دستشون رو میشه بلاخره!
موارد رو شرح میدم ، خودتون تصمیم بگیرید خوبه یا بد : 1-اکثر مدیران ارشد یا به عبارتی سرپرستهای گروه ها واقعا افرادی بی سواد و غیر حرفه ای هستند ؛ مثلا سرپرست یه گروهی که 20 سال سابقه فعالیت داشته از شرکت رفته و بعد از مدتی بی صاحبی گروه ، یه فردی که مثلا فول استک بوده و در طی 5 سال سابقش توی این شرکت کلا 2 تا پروژه بهش داده بودن و هر دو تا پروژه هاش Fail شدند (لازمه که بگم یکی از پروؤه ها فقط Research بوده ) رو سرپرست یه گروه نا مرتبط باهاش میکنن که راه به راه گاف میده و بعد از یک سال هنوز به پروژه و بیزینس پروژه تسلط کافی نداره واز نظرشخصیتی بسیار زیرآب زن و خود شیفته هست و الان که توی جایگاه سرپرست یه گروه هست خودشو جای معاونت میبینه :)) ، اصلا نمیشه بهش انتقاد کرد و اشتباهاتش رو بهش گفت یا مثلا فرآیند رو براش توضیح داد ، وازونجایی که خودش رو بالاتر از شما میدونه ، اصلا مهم نیست که شما چی میگی و چقد برای پروژه دل میسوزونی پس هرچی بگی باهات مخالفت خواهد کرد و توجیه میکنه که تو داری اشتباه میکنی.خلاصه که اکثر مدیران میانی مشکل شخصیتیه زیادی دارند و فکر میکنن کارشناس آدمشونه. 2-اکثر معاونین و رئیس های ادارات افراد رسمی بانکی هستند که فنی نیستند و فقط تا حدی بیزینس بلدند و در حالیکه اصلا از خودشون هیچ قدرت تصمیم گیری ندارند و ترسو هستند و محافظه کار بسیار خود رأی هستند. 3-رئیس ادارت کارشناس هارو توی اتاقشون راه نمیدن و حتما تاکید دارند که با سرپرستشون برن دارخل :)) یعنی حتی اگر شما مشکل شخصی دارید که لازمه خصوصی صحبت کنید باید با سرپرستتون برید پیش رئیس ادارتون :)) این در حالیه که هر کسی که براشون بیشتر خودشیرینی کنه رو به خودشون وابسته میدونن و فکر میکنن اداره داره روی دست اونا میچرخه. و فقط اونهارو قبول دارند و اگر اون آدمها روی سر کارشناس کار خرابی کنند باید یگیم کار خوبی کردین ، بیا اینورترم هنوز تمییزه اونم خراب کن. 4-مدیران اصلا به اسکرام و اجایل اعتقادی ندارند و بسیار سلسله مراتبی هستند (چون مدیران دولتی دارند) یعنی اعتقاد دارند جیرا اصلا چه معنی میده ، حتما باید نامه یا ایمیل باشه و همه در رونوشت باشند. 5-پرداخت حقوق به موقع انجام میشه 6-پایه حقوق ها بسیار کمه و در این مورد بسیییییااااااارررررر سلیقهه ای عمل میشه . مثلا یه کارشناس مسئول بیکار و بی سواد که فقط تو سالن قدم میزنه و ادعا میکنه که از استرسه کاریشه و فقط زیرآب میزنه و توی کار گاف میده تا 60 میلیون حقوق میگیره و یه کارشناس که داره تمام کارای پروژه رو انجام میده یا حتی بخشی از اون رو و گاف های کارشناس مسئول رو میپوشونه خیلی بگیره با منت 25 میلیون. 7-پاداش ها و حداکثر 20 ساعت اضافه کاری های مدیریتی بسیییییااااااارررررر سلیقهه هستش و هرکی دیرتر بیاد و بیکار تر باشه و فقط ارتباطش بهتر باشه قطعا بیشتر ازهمه میگیره. 8-قبلا محدودیتی توی اضافه کار نبود اما حدود 3 ماهه از بس که همکاران بانکی پنج شنبه ها که کاری برای انجام نداشتند و حتی جمعه ها اومدند مثلا از 8 صبح تا 8 شب روز جمعه اومده و اضافه کار دبل گرفته درحالیکه کاری نداشته و فقط داشته فیلم میدیده ، روی اضافه کاری ها محدودیت گذاشتند و هر چهارشنبه میان آمارمیگیرن که کی چرا جمعه ها قراره بیاد ، البته که این مسئله برای کارشناسای بیچاره هست نه مدیران. 9-طبق قرارداد شما هر ساعتی از صبح دیر بیای باید عصر بمونی و کسری کارت رو جبران کنی و البته که باید به اداره اطلاع بدی که دیر میای ، ولی هر صبح از دفتر رویس اداره میان آمار میگیرن (بعد از ساعت 8)کیا دیر اومدن و این دیر اومدن ها در مبلغ 20 ساعت اضافه کار مدیریتی و پاداش فصلی تاثیر داره. 10-ساعت کار از ساعت 7 هست تا 4 که شما صبحا فقط 10 دقیقه شناوری دارید و فقط یه چیزی از ساعت شناوری شنیدند. و بعد از ظهرم میتونی 15 دقیقه زودتر بری که اونم شناوریه ظهره. 11-اگر بخواهید صبح روزی اداره نرید باید به 3 نفر زنگ بزنید و اطلاع بدید ، به عبارتی اجازه بگیرید اول به سرپرست گروه که اگر با صلاحدیدش اجازه داد بعد به معاون اطلاع بدین و بعد به دفتر رئیس اداره. یعنی تنها اطلاع به دفتر اداره کافی نیست و باید از صخره های مختلف برای یک روز غیبتت حالا چه استحقاقی و چه استعلاجی بگذری. حالا داستان اصلی اینجاست که روز بعد که میای برگه مرخصی پر کنی، باید برگه مرخصی را دوباره به همین 3 نفر بدید ، و شاید بدون اینکه تو مخت برند امضا کردند. (مثلا پریود که میشی ، فرداش که استعلاجی میبری ، ازت میپرسن مشکلت چی بود و چرا هماهنگ نکردی از روز قبل و یهو اون روز تصمیم گرفتی که نیای ؛ حالا اگر بهشون بگی پریود بودم میگن واه واه چه بی حیا یا مورد داشتیم گفته من از کجا بدونم واقعا پریود بودی؛ اگر هم نگی دفعه دیگه که باز استعلاجی ببری امضا نمیزنن). 12-در خصوص پرداختی ها باید بگم فقط حقوق به موقع هستش ، باقی چیزارو جدیدا یا خیییییلیییییی دیر میدن یا اصلا نمیدن. 13- بیمه های تکمیلی که دارن اصلا خوب نیست و به عبارتی اصلا هیچ چیز خاصی رو پوشش نمیده. خیلی دیر هم جبران خسارت شماره رو پرداخت میکنه. 14-شما در سال میتونی 29 روز مرخصی استحقاقی بری که میتونی 9 روزش رو نری و برات ذخیره میشه (به عبارتی 2.5 روز در هر ماه) و فکر میکنم حدودا هر ماه 3 روز استعلاجی دارید (مطمئن نیستم) اما مطمئنم بطور کلی میتونید 15 روز در سال رو استعلاجی برید. 3 روز مرخصی مازاد بر استحقاقی دارید برای ازدواج یا فوت همسر ، وخوانواده درجه 1 (پدر و مادر و...) مرخصی های ساعتی در روزتون اگر بیشتر از 7 ساعت و 20 دقیقه باشه ، به عنوان یک روز مرخصی استحقاقی کاملحساب میشه. 15-نهار میدن اما کیفیت غذاش واقعا بده و بسیار چربه. قبلا هزینه نهار رو شرکت تقبل میکرد اما الان حدود 20% رو از کارمند میگیرن. قبلا همراه وعده اصلی نهار دوغ ، نوشابه ، کوکا، دلستر ، یا پپسی و ماست یا پرورده میدادن، الان فقط یه روز نوشیدندی دوغ یا نوشابه و یروزم ماست یا پرورده میدن. 16-سیستم حضور و غیابشون به طرز عجیبی باگ داره و هرماه باید چکش کنید مثلا روزهایی که حضور دارید و ساعت ورود و خروج دارید ممکنه وضعیت ترددتون غیبت بخوره و یهو به خودتون بیاید و ببینید مثلا 10 روز غیبت دارین. حالا قصه اونجا قشنگه که وقتی این مورد رو اطلاع میدی ، میگن به ما چه ، باید هرماه چک میکردی و ما نمیتونیم برات کاری بکنیم جز اینکه این روزهای غیبتت رو مرخصی بدون حقوق رد کنیم. 17-حالا پرداختی هایی که دارند لیست میکنم : مایحتاج عیدفطر : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن مایحتاج نوروز : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن مجمع : یکو نیم پایه حقوق ، پرداختی در دو مرحله حدود برج 2 و 9 مایحتاج قربان و غدیر : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن پاداش بهره وری سه ماهه : سلیقه ای بستگی به رضایت مدیر از شما داره و تردد و ارتباطت با مدیران و ... ، پایان هر فصل پرداخت میشه (مثلا برای دو تاکارشناس در یک رده با کار یکسان ممکنه یکی 20تومن بگیره یکی 6 تومن یا 10 تومن) حداکثر 20 ساعت اضافه کاری مدیریتی : ماهانه روی حقوق پرداخت میشه حداقل ساعتی 100 تومن هزینه ی خرید برنج : معمولا برج 6 و هر سال متغیر ، 1402حدود 7میلیون تومن جبران زحمات هفته بانکداری : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن پاداش هفته وحدت : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن کمک هزینه غیر نقدی خرید لباس : هر سال متغیر ، 1402حدود 1.5 میلیون تومن روز زن : هر سال متغیر ، 1402حدود 2 میلیون تومن پاداش جبران زحمات میلاد حضرت علی : هر سال متغیر ، 1402حدود 1.700.000 تومن پاداش جبران زحمات مبعث رسول اکرم : هر سال متغیر ، 1402حدود 1.700.000 تومن پاداش جبران زحمات دهه فجر : هر سال متغیر ، 1402حدود 5 میلیون تومن پاداش جبران زحمات میلاد حضرت مهدی : هر سال متغیر ، 1402حدود 2 میلیون تومن عیدی سال : هر سال متغیر ، متناسب با یک پایه حقوق هزینه سفر : هر سال متغیر ، 1402حدود 1.500.000 تومن پاداش جبران عملکرد سال : هر سال متغیر ، متناسب با رضایت مدیر از شما و از 2 تومن شروع میشه. مساعده ده قسطی : مثل وام بدون ضامن بدون سود ؛ دو پایه حقوق تا سقف 30 میلیون ، اسفند ماه میدن و از برج 2 سال بعدش از روی حقوقتون طی 10 قسط کم میشه. و دلخواهیه ، میتونید نگیرید. وام ضروری : 100 میلیون تومن ، بعد از 3 ماه میدن وام صندوق ذخیره کارکنان : تا 100 تومن که بعد از 6 ماه میدن تولد : فکر کنم 800 تومن و یک شاخه گل روز دختر: شاخه گل و شکلات یلدا : فکر میکنم هر سال متغیر ، 1402حدود 1 میلیون تومن قبلا مایحتاج رمضان میدادن الان فکر کنم دیگه نمیدن قبلا یه یکونیم در هزار کارشناسی میدادن الان دیگه نمیدن قبلا هزینه ایاب و ذهاب جدا میدادن الان دیگه نمیدن. در کل میتونم بگم از نظر عملکرد مدیریتی و سواد مدیریتی خیلی خیلی ضعیفه پرداختی هاش دیگه به موقع نیست و حقوقش نسبت به شرکت های هم رده خیلی پایینه و اصلا به فکر رفاه نیرو ها نیستند ، به عبارتی اداره رفاهش توی بیکاری مطلق سپری میکنه. و در هر چیزی خیلی سلیقه ای و سلسله مراتبی دولتی عمل میکنن که باعث رنجش و از دست دادن نیروهای خوب میشه. اما برای تازه کار ها میتونه رزومه خوبی باشه ، چون تا شما بیای و راه بیوفتی خیلی مدت زمان بیکاری زیادی رو تجربه میکنی و میتونی توی اون حداقل 3 ماه کلی R&D داشته باشی که به دردت بخوره.البته اگر بعد از 2 هفته بهت سیستم بدن و خیلی زود شروع کنی. :))
این شرکت با نامی که این روزها به خاطر نظرات منفی گسترده تغییر دادهاند، همان تایگر است و تجربههای منفی مربوط به تایگر واقعا درست هستند و مگر اینکه قرارداد با این شرکت بسته شود، به نظر من اشتباه است چون هر روز کار کردن اینجا از جهنم هم بدتر است. با این حال، تغییر مدیریت عامل تنها راه رسیدن به بهبود میافتد. اگر فکر میکنید میخواهید به این شرکت پیوسته و استخدام بشوید، بهتر است نظرات و تجربیات مربوط به تایگر را بخوانید.
شرکت رستافن را تجربه کردم و در مراحل استخدام با رفتاری روبهرو شدم که واقعا ناامیدکننده بود. در مرحله چهارم مصاحبه با مدیرعامل، احساس کردم به ایدههای من توجه کافی نمیشود و برخوردی که انتظارش را نداشتم دیدم. از این عنوان هم میخواهم بگویم که اگر برای تیم موردنظر دین یا اصول خاصی اهمیت دارد، بهتر است از همان ابتدای کار این نکته روشن باشد تا زمان افراد بدون دلیل تلف نشود. از این تجربه نتیجه میگیرم که ارزشهای ایشان در رفتار با متقاضیان به وضوح نمایان نیست. حالا من در جای دیگری استخدام شدهام؛ اما مایلم دیگران بدانند که فرآیند استخدام اینجا ممکن است برای برخی افراد، به ویژه زمانی که زمان برایشان بااهمیت است، آزاردهنده باشد.
در تجربهام از شرکت هیوا وب، به خاطر بیمسئولیتی مدیریتی بیدرنگ کنار گذاشته شدم و از این جهت ناامید شدم؛ با وجود انتظار برای پاسخ، حتی وقتی نوشتم پیام، پاسخ مشخصی نگرفتم و احساس کردم از ابزارهایی چون چت جیپیتی برای تولید پاسخ استفاده شده است. این فضا را بسیار بیکیفیت دیدم و معتقدم کارمندانی که فرزندشان را برای یادگیری برنامهنویسی میفرستند، ارزش تدریس معلمانشان را در نظر بگیرند تا بتوانند واقعا نتیجهای مفید بگیرند. همچنان از این تجربه پرسش داشتم که حقیقت ماجرا چه بوده و چه کسی راست میگوید.
دو سالی است که در این شرکت هستم و محیط کار دوستانه و صمیمی است، حقوق کارکنان بهشدت برای مدیران اهمیت دارد. زمینهای برای رشد و یادگیری فراهم شده و مدیران نسبت به پرسنل و زندگی شخصیشان درک خوبی دارند.
این شرکت اصلا منابع انسانی نداره، دو ماه از تاریخ مصاحبه من گذشته و درحالیکه مصاحبه خیلی خوب پیش رفت و مصاحبه کننده گفت از منابع انسانی باهاتون تماس میگیرن، هیچکس در مورد نتیجه به من اطلاع رسانی نکرده که تکلیف خودمو بدونم... به این امید که اینا قراره با من تماس بگیرن حتی یکی از شغل هایی که در مراحل پایانی پروسه جذب بودم رو کنسل کردم! واقعا جای تأسف داره
شرکتی که تجربهام را از آن دربر میگیرد، پژوهش نوین رایانه بود. آنجا بیشترین آشکارساختگی و بیرحمی را از برخی همکاران دیدم، تا حدی که با قاطعیت میتوان گفت رفتار برخی افراد با سربازان و کمکیها به شیوهای ناعادلانه و ظاهرا نامتناسب بود. بهعنوان نمونه، فشار ناعادلانه برای چند نفر از کارآموزان سرباز ایجاد میشد تا به اذیت آنها منجر شود، از جمله فرستادن یکی از آنها به پادگان. همچنین در عید نوروز، حضور اجباری سربازان برای نگهبانی برقرار میشد. وضعیت کادر زمانی که وظیفهشان را انجام میدهند خوب است، اما هرگاه کار تمام میشود انگار با میل به دوری از شرکت، به دشمنی بدل میشوند. تقلید از رفتار همتایان و همدلی کمتری احساس میشد و فضا به گونهای بود که بهنظر میرسید باید با همسطح بودن با گروه پیش بروند تا آرامش حفظ شود. بهطور کلی تفکری رایج بود که با سربازان برخوردی محکم و بیرحمانه انجام میدادند تا جایی که از دید برخی افراد بهعنوان لازم برای جلوگیری از پررویی مطرح میشد، هرچند جلوی سربازان صراحت کمتری بهکار گرفته میشد. این توضیحات را نوشتم تا بدانید جای کار کجاهاست و چگونه رفتارها در چنین محیطی شکل میگیرد. از مزایای شرکت هم میتوان به وعدههای رفتاری نسبتا منظم، صبحانه و ناهار باکیفیت، بیمه تکمیلی و حقوق غالبا بهموقع اشاره کرد. اما حقوق هم مانند سایر جنبهها نسبتا معقول و قابلقبول بود.