من سالهاس توی این شرکت مشغول بودم و بهعنوان کارشناس فعالیت میکنم. شرکت عامراندیش هوشمند یک شرکت دانشبنیان است که امکان خدمت سربازی هم داره، و این نکته مثبتی محسوب میشه. اگر بخوام این شرکت رو با پادگان مقایسه کنم، خیلی خیلی بهتره. اما وقتی با سایر شرکتهای همسطح مقایسهش میکنم، خیلی ایرادهای جدی پیدا میکنم و اصلیترینش هم مدیریت شرکت است. اولا مسئول منابع انسانی رو اخراج کردند و جای اون رو کسی نگرفته. دوما به قوانین کار پایبند نیستن، هر سال حقوق کارکنان رو همواره مستقیما افزایش نمیدن و برای دریافت افزایش حقوق باید با خواهش و التماس انجام بدم. ثالثا به حریم خصوصی اهمیتی نمیدن؛ با وجود فضای کوچک ساختمان، دوربینها دقیقا روی همه و حتی صفحات نمایش مانیتور ما هم نظارت میکنن. چهارما حقوق عادلانه رو رعایت نمیکنن و زیر میانگین کشور حقوق میدن و بهعنوان امتیازی بدهड्डن که اینجا حقوق عالیه. پنجم، برنامهریزی و ساختاردهی به شرکت اصلا وجود نداره؛ شرکت ساختار نداره و پوزیشن افراد مشخص نیست، مدیرعامل خودش در تسکها دخالت میکنه و همه برنامهها باید به سلیقه ایشون نوشته بشه. و نکته مهم اینه که اگر به سلیقه مدیرعامل پیشنهادی ارائه بدی، دستکم گرفته میشی و اگر پروژهای به دلیل این تعارض به مشکل بخوره هم باز هم شما مقصرید. واقعا پروژهها بهخاطر همین وضعیت کمارزش جلو میره. اطلاعات اضافی رو هم طولانی نمیکنم. اگر دنبال فرصت سربازی هستی و پادگان رو دوست نداری، پادگان عامراندیش خوبه. اما اگر دنبال کار هستی، بهتره از اون مسیر عبور نکنی. در پناه حق
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام عزیزانی که با شرکت آلفا ****** و ****** قرداد دارند و با مشکلاتی مواجه شدند که قطعا این طور هست به ****** کنیم آمیین که شر چنین آدم های کم بشود
در اینجا فهمیدم که در پادگان پژوهش نوین رایانه، شرایط کاری به گونهای بود که نیروهای نظامی مدیریت و سازماندهی میشدند و از مصداقهای کنترل شدید بهره میبردند تا نیروها را به کار گیرند و از آنها بهرهبرداری کنند. روشهایی که وجود داشتند، شامل رفتارهای دوگانه و فشار روانی بود؛ فشارهایی مانند درخواست رضایت با تهدید، دروغگویی و ایجاد اختلاف میان همکاران برای تسلط بر فضای کاری، و همچنین نگاه از بالا به پایین و سلطهجو بودن در سطوح مختلف موسسه. این رویکردها به گونهای مشهود در سراسر پادگان اعمال میشدند و بهطور ناقص و معیوبی به کار گرفته میشدند و نتیجهای مطلوب نداشتند. تمامی این تجربیات تأییدی است بر ناکارآمدی واقعی رویکردهای نظامی در ورود به حوزههای اقتصادی و علمی، که تفاوتهای بنیادی این دو حوزه را درک نمیکنند و از همین تفاوتها غافلند.
سلام دوستان عزیز اگر کسی از شرکت دیجی آلفا ****** هستیم که از این شرکت ****** کردیم این شرکت داره با سرمایه های مردم بازی میکنه در زیر همین پست ******
سلام دوستان عزیز اگر کسی از شرکت دیجی آلفا و ****** داره اینجا ****** کنه ما چند نفر هستیم که از این شرکت ****** این شرکت داره با سرمایه های مردم بازی میکنه
شرکتی که ساعت کاریش از 9 صبح شروع میشه به نظرتون باید شناوری داشته باشه؟ پس دیگه چه ساعتی باید استارت کار زده بشه؟ بله درسته تاخیرهای زیر یک ساعت محاسبه نمیشه ولی بالاتر از یک ساعت مثل تمامی شرکتها ضریب کسورات دارد شما فکر کنم جایی تا به حال کار نکردین. گفتین مرخصی تو این شرکت 24 روز در سال هست که طبق قانون کار عمل نمیکنن، میشه این هم بگین که پنج شنبه هاهم به جای یک روز نصف روز کسر میشه از مرخصی. طبق قانون کار 44 ساعت باید در طول هفته باید کارکرد داشته باشیم و اینجا هم همون قانون اجرا میشه و بیشتر از اون هم اضافه کاریش پرداخت میشه، پس پنج شنبه ها خارج از قانون و عرف نیست و کسی رو به اجبار نمیارن سرکار به نظرتون کسی نخواد جایی کار کنه میشه به زور نگه دارنش؟ امکان نداره همچین چیزی، هرکسی که داره کار میکنه به میل خودش هست و هرکسی هم که قرار هست بره باید به نیرو جایگزین خودش آموزش بده و کارها رو تحویل بده و بعد از مجموعه جدا بشه که این هم مثل تمام سازمان های دیگه هستش دوستمون فرمودن که گوشی در تایگر ممنوع هستش ولی در صورتی که اصلا همچین چیزی وجود نداره و کلیه پرسنل گوشی همراهشون هست ولی براساس اصول و ضرورتهایی که وجود داره، واقعا این همه بی انصافی در نظراتی که دادن جای تعجب داره جناب فکر کنم شما اولین جایی بوده که کار کردین چون همه شرکتها و سازمان ها ضمانت دریافت می کنند، مگه داریم شرکتی که ضمانت نگیره و براش مهم نباشه، اونم شرکتهایی که در زمینه دیتا و نرم افزار فعالیت دارن همه شرکت ها واحد کنترل و مانیتورینگ دارن و اینجا اولین شرکتی نیست که این کارو انجام میده ولی متاسفانه اینجا همه چیز شفاف هستش و همه مطلع میشن ارتقا و پیشرفت داره بله خیلی هم زیاد داره تا این حد که نیروی کارآموز بعد از چند سال سرپرست و مدیر شده با وجود داشتن تیم آموزشی و کلاسهای آموزشی مطمئنا جای پیشرفت داره اینم در جریان باشین که همه شرکتهایی که در حوزه انفورماتیک و نرم افزار فعالیت دارن NDA دارن و باید پرسنل متعهد به اون باشن چیزی که من متوجه شدم شما کلا خصومت و مشکل شخصی دارین با این مجموعه و براتون فرقی نداره حتی از چه ادبیاتی استفاده کنید
اگر دنبال كسب تجربه همزمان و البته رشد همراه با حجم كار تقريبا زياد هستيد ميتونم بگم مالي يكتانت ميتونه مناسب باشه چون داره تيم مالي مثل شركت بزرگ ميشه تنوع كاري داره محيط دوستانه هست و بچه ها بهم كمك ميكنن و از طرف مديرها براي بچه ها زمان گذاشته ميشه ولي خودمون هم بايد بگذاريم
من پس از عقد قرارداد یکماه و پس از اموزش رفتم سر کار اما تپسی گفته بود تو محل زندگیت کار بهت میدیم که تو شهرحومه بهم دادن من سراسیاب زندگی میکنم تو شهرقدس مشغول شدم،تیم شهرقدس یه سرپرست داره که خیلی بی وجدانه بخاطر یک ثبت نام بیشتر یا کمتر منی که دارای همسرو سه فرزندهستم بیکار کردو بیرونم کردفقط بخاطر اینکه اون میگفت در روز باید ۴تا ثبت نام داشته باشی و من روزانه دو یا سه تا ثبت نام داشتم .بخدا کل ماه رو صبح ها برای کرایه ماشینم لنگ بودم و از این و اون قرض کردم بعد یک ماه هم شرکت برام یک میلیون و صد واریز کرد که من فقط ۴میلیون صبح ها قرض کرده بودم اعتراض کردم گفتن این یه تومن مال بیستم تا سی ام میباشد مابقی رو ماه دیگه دریافت. میکنی .دیگه کسی بهم قرض نمیداد به همین سرپرست تیم شهرقدس گفتم اقا مشکل من اینه ایشون هم بجای اینکه دستمو بگیره از ضعف من استفاده کرده و منو بیکار کرد حالا من موندم این همه بدهی .خدا نگذره ازش نون منو برید خدا نونت رو ببره اقای سرپرست تیم شهرقدس.در ضمن ما قراردادکاری از ساعت ۹صبح تا ۶بعداز ظهر بسته بودیم که این از خدا بی خبر بخاطر منافع خودش بزور و تهدید تا ۸تا ۹شب منو و بقیه رو نگه میداشت.کاش میشد اون مسعولان تپسی میخوندن تجربه منو تا شاید همچین کسایی رو نگذارن مردمو بدبخت کنن
برای من تجربهای بود که در سما سامانه به عنوان کارشناس ارشد فروش داشتم و حالا بازنویسیش را به زبان خودم مینویسم تا معنای اصلی حفظ بشود اما به شکل تازهای ارائه شود. در مجموعه، برخی از مدیران ارشد را افراد سرسخت و ریاکار میدیدم که گاهی خودخواه و مستقل از دیگران عمل میکردند. همکاری تیمی تا حدودی بیروح بود و ارتباط بین کارکنان بیشتر صوری بود تا واقعی. با وجود اینکه سطح درآمد شرکت نسبت به همکاران کمی بالاتر است، حقوق دریافتی من همچنان با فشار مالی مواجه بود و مزایا نسبتا محدود بود. با وجود این، مزیتهایی هم وجود داشت که به من اجازه میداد تجربه بیشتری به دست آورم و در کارکردم رشد کنم. اما به عنوان کل، مدیریت استراتژیک شرکت اصولی و منطبق با استانداردهای حرفهای به نظر نمیرسید و این نکتهای بود که به آن توجه داشتم.
باورم نمیشود که همچنان از این برخوردهای نامناسب با فریادهای دستوری برخورد کنن و از من برای کارهای جزئی و غیرواقعی استفاده کنن بدون اینکه قدری احترام بذارن. من به عنوان کارشناس تولید محتوا و سئو برای موپن، رزومه فرستادم و گفتن عنوانی میدهیم تا بنویسم و هزینهاش را پرداخت میکنیم. اما شخصی که در تلگرام باهاش در ارتباط بودم، مدام فایل را برای اصلاح فرستاد و با بیاحترامی و لحن نسبتا فرمانبردارانه با من صحبت میکرد و گویی من تنها یک نیروی زیر دستم. با وجود اینکه اوکی کردم، رفتار او همچنان ناگوار بود و حتی سلام هم بلد نبود. بهخاطر این برخوردها تصمیم گرفتم از همکاری کنار بکشم و وقتی به پرداخت فایلم رسیدم، نه پاسخ دادند و نه عملیات واریز انجام شد. این تجربه نشان میدهد که گاهی افراد از موقعیت استفاده میکنند و به سود خودشان عمل میکنند؛ در حالی که تولیدکنندگان محتوا ساعتها زحمت میکشند و با نگرانیهای جسمی مثل درد کمر و خستگی مواجه میشوند. از این تجربه پشیمانم و امیدوارم رویکردها اصلاح شود تا دیگران هم به دنبال چنین شرایطی نروند.
فشار کاری به شدت بالاست.حقوقا بد نیست.به درد پیشرفت نمیخوره ولی اینجا.کلا ecommerce دیگه.پیچیدگی و خفنیه حوزه های تلکام و بانکی رو نداره.برای پیشرفت توصیه نمیکنم
این شرکت یک محیط واقعی دزد پروری و دزدی آموزی هست تنها شرکت کل کشور هست که دهها پروژه ملی سفارش مشتری را با موفقیت توش تر زده. ابزارها و محصولاتی که در این شرکت طراحی شده است بدرد لای جرز دیوار هم نمیخوره و سطح آنها بسیار پایین هست. طی چند سال گذشته این شرکت بر روی سامانه های بزرگ و مبتنی بر معماری میکروسرویس کار کرده ولی عملا از میکروسرویس خبری نیست و همش باد هواست و در حال حاضر تمام پروژه ها به دروغ با استفاده از معماری میکروسرویس انجام می گیرد. جمع سمی ، و در ظاهر دوستانه ای در شرکت برقرار هست و هر تیم یک مدیر پروژه دارد که هر لحظه ممکنه زیرآب نفرات رو بزنه و سعی در خرد کردن شخصیت پرسنل خود دارد. حجم کار در این شرکت بسیار بالا هست و انتظار این هست که سرعت عمل بالا باشد و باید مثل خر کار کنید که البته سیستم پرداخت حقوق در این شرکت بصورت تسکی می باشد که کاملا سلیقه ای هست و سقف و کف حقوق وجود ندارد به همین خاطر حقوق برای کارشناسانی که سطح مهارتشان در دستمال کشی بالاست و خوب بلدنند نمایش بازی کنندبسیار خوب می افتد (چون مدیریت کاملا بیسواد هست) اما پرسنلی که تو این تخصص ضعیف هستند و کند می باشند عملا دریافتی کمی دارند.
آسا هر واحدش به یه شکل مدیریت میشه و من تجربه خودم از واحد خودم رو میگم و توی بقیه واحدها در جریان نیستم چه اتفاقی داره میفته. آسا برای دوران بازنشستگی جای خوبی محسوب میشه. فشار کار کمه و اکثر نیروها دارن میخورن میخوابن. تا الان نزدیک ۶۰۰ نفر نیرو داره که شاید کارش با ۱۰۰ نفر هم جمع بشه. در سطح تیمها هم میبینی یهو یه تیم ۸ تا نیرو داره ولی اکثر نیروهاشون از بیکاری کلافه شدن. شما تسکت نرسه میره اسپرینت بعدی و بعدی و به همین منوال و برای همین حس میکنی اصلا کارت هیچ اهمیتی نداره. پر از مدیرهای میانی کوتوله هست که تیم لیدها رو هم بر اساس روابط و چرب زبونی انتخاب کردن. به همین منوال حقوقاشون هم بیشتره. یعنی شما تلاش کنی و دانش فنیت بالا باشه شاید واقعا تو حقوقت تاثیری نذاره ولی سوگلی مدیرت باشی خوب پیشرفت میکنی. پر از روابط فامیلی زن/شوهر و خواهر/برادر و دوس دختر/دوس پسر و همشهری هست که بعضا میبینی طرف به فامیلش تو واحد خودش یا پوزیشن داده یا حقوق بالا داده. فرد مورد علاقشون نباشی به راحتی زیرابت رو میزنن و دیگه دوران پیشرفتت توی اون شرکت به سر میاد و یه روند خطی رو طی خواهی کرد. هیچوقت اخراجت نمیکنن ولی تبدیلت میکنن به یه نیروی معمولی که هیچ اختیاراتی نداره و صرفا باید حرف گوش کن باشه. مدیرهای واحدها معمولا خبر ندارن در سطوح پایینتر داره چه اتفاقاتی میفته و همه چیز رو به مدیران پایینتر خودشون واگذار کردن که اونا هم صرفا یا به خاطر قدیمی بودن مدیر شدن یا روابط. کاملا هم بهشون اعتماد دارن و شما هر چقدر بری بهشون بازخورد بدی که فلان مدیر داره چه گندی میزنه هیچ اتفاقی نمیفته و شما میشید آدم بده. همش دم از مهم بودن سافت اسکیل میزنن ولی خود تیم لیدها بیسیک ترین سافت اسکیل ها رو هم ندارن. اون تیم لیدهایی هم که با وجدان کار میکنن و کارشون خوبه بهشون هیچ توجهی نمیشه. واحد hr و روانشناسی هم دارن که بعضا حتی نیروها اسم اینا رو هم نمیدونن بس که فاصله زیاده. واسه خودشون برنامه ها و پادکست ها و ایونت های مختلف برگزار میکنن در حالی که خبر ندارن این خانه از پایبست ویران است. کلا آسا برای یک یک و نیم سال جای بدی محسوب نمیشه مخصوصا اگر جونیور باشی. مزایای جانبیش بد نیست ولی خیلی مهمه که توی چه تیمی و با چه مدیری کار کنی که حالت خوب باشه یا نباشه. اگر توی قسمت های سمی آسا بیفتی دیگه سر کار رفتن برای میشه عذاب.
سلام دوستان داشتم این سایت را می دیدم که اتفاقی دیدم که شرکت تایگر هم در این سایت هست و نظرات را خوندم و دیدم خیلی بی انسافانه و از روی حرس نوشته شده تصمیم گرفتم نظر خودم را بنویسم من خودم تو این شرکت حدودد ۶ ماه کار می کردم در شرکت با من بسیار محترمانه و خوب برخورد شد بسیار جهت رشد کارم و فروش با من صحبت می شد و راه کار ارائه می شد و البته تشویق هم میشدم من اولین بار بود که کار فروش انجام میدادم و تمام رشدم را ددر این کار مددیون این مجموعه هستم و اعتماد به نفس خوبی پیدا کردم البته مدیر مجموعه هم من را واقعا خوب حمایت کرد ولی متاسفانه دچار مریضی شدم که نتوانستم حدود دو هفته در شرکت حضور داشته باشم من با اینکه قرارداد ۲ ساله داشتم زمانی که از مدیر عامل خواستم که به دلیل شرایطم با استفای من موافقت کنند ایشان قبول کردند و به من گفتند کارت را به شخص دیگه تحویل بده و برو و با من تسویه کردند من زمانی که به مجموعه آمدم تجربه کار در سطح این شرکت را نداشتم و در این مجموعه خیلی چیزها یاد گرفتم و اگر بتونم حتما مجدد با این شرکت همکاری خواهم کرد به همین خاطر وظیفه خودم دیدم تجربه خودم را بنویسم البته امیدوارم مورد توهین دیگران قرار نگیرم چون من هم تجربه خودم را ذکر کردم
سلام نمیدونم چیزایی که خوندم رو باور کنم یا نه ولی برای استخدام توی این شرکت رفتم که بعد از پر کردن فرم ها کمی معطل شدم، برای پوزیشن دات نت بودم، مصاحبه خوبی بود طرف هم مشخص بود سر در میاره و سوالات درستی هم ازم کرد. با اینکه نزدیک به 8 سال سابقه کار رو دارم ولی از لحاظ فنی تونستم حداقل 80% رو جواب بدم. امیدوارم استخدام بشم فضاش هم که من 10 دقیقه ایی منتظر موندم ساکت بود.
شب رکورد دارشده به من گفت که دیگه نمیتونم اونجا بمونم؛ من هم به خاطر پایان قرارداد، چشمانتظاری برای خروج دارم و امیدوارم وقتی از اونجا بیرون بیام، با شنیده شدن نظراتی که این مدت دیدم، رو بهرو بشم. از سه ماه باقی مونده تا پایان قرارداد باید اعلام کنم که قصد تمدید ندارم و قبل از موعد هم بخوام برم، هیچ سنواتی به من تعلق نمیگیره. فضای اونجا بهقول بعضیها آرامبخش نیست و خیلی تنگ و تحمیلیه، اما خوشبختانه همکاران خوبی هم وجود دارن و وجود اونها کمک میکنه تا تحمل کنم.
در آغاز مسیر کاریام با افتخار به گروهی پیوستهام که به نام پژوهش نوین رایانه شناخته میشود. این مجموعه، یک شرکت دانشبنیان فعال در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات است که در شهر تهران حضور دارد. از سال ۱۳۸۷، با هدف کارکرد در حوزههای فناوری اطلاعات، ارتباطات و الکترونیک و با همراهی کارشناسان زبده و باتجربه، فعالیت خود را آغاز کردیم و اکنون به عنوان یکی از موسسات قانونی در این حوزه مطرح هستیم.
در شرکت رایورز در چند ماهی که کار کردم، ارتباط با همتیمیها و مدیران اصلا رضایتبخش نبود. فضای کاری طوری بود که انگار من جای کسی را میخواهم بگیرم و با وجود این که تجربه بیشتری داشتم، کمتر به توانمندیهای فنی من توجه میشد. حقوق و مزایا هم از نظر دوستان مشابه بود؛ حقوق ثابت نسبتا کم بود و پاداش و امتیازهای بهرهوری هم بعد از اضافهشدن کم بود. در بحث مذاکره انعطاف مشخصی وجود نداشت و جلساتی هم برگزار میشد اما نتیجهای حاصل نمیشد و روندها تغییر نمیکرد. ساعات کاری هم شناوری یک تا دو ساعته داشت. در صورت بیمار شدن یا پایان مرخصی، جریمه غیبت و کسر از حقوق اعمال میشد و مشکل نبودن درمان مناسب برای مواقع استعلاجی وجود داشت. منابع انسانی دائما در حال تغییر بودند و کارمندان جدید که با شرایط کار مشکل داشتند، معمولا استعفا میدادند.
به طور کل تجربهام در شرکت هوشمند سازان آلفا، در واحد تحقیق و توسعه، برایم یادآور روزهای متفاوتی است. در زمان کار من، بخشهای مختلف خانههای هوشمند در رشت و اطراف، بخشی از بازار ما بود و با همت همکاران، نسبت قابل توجهی از پروژهها به دست ما میافتاد. دو برادر، مدیران شرکت، هر کدام مسئول حوزهای بودند: یکی واحد بازاریابی و دیگری واحد تولید و نصب و اراندی. مدیر واحد بازاریابی فردی با اخلاق و منطق بالایی داشت و انصافا نسبت به او نظر مثبتی داشتم. مدیر واحد تولید و آرندی نیز بهطور کلی پرتلاش، جدی و منطبق با اصول فنی به کار میآمد اما گاهی رفتارش تند بود. نمونهای هم وجود داشت که در یکی از شبها یکی از همکاران واحد آرندی به دلیل تند صحبت شدن با مسئول منابع انسانی مجبور شد از شرکت خارج شود، که نشان میداد فضای کاری تا حدی چالشبرانگیز است. این مسائل قابل چشمپوشی نبودند و گاهی روی روند کار تأثیر میگذاشتند؛ بهخصوص وقتی تفاوت دیدگاه بین واحدهای R&D و QC باعث میشد که یک پک واحد آیسی تاچ با کیفیت پایین به دست تیم برسد و این موضوع باعث عقب افتادن کارها میگردید. تجربه نشان داده بود که شرکتهای خانوادگی در چنین شرایطی کمتر به شرح فنی توجه میکنند و به نظر میرسید ارتباطات حرفهای در سطح مطلوبی نیست. با وجود تمام این چالشها، هیچوقت از ارزش حضور چنین شرکتهایی در استان گیلان و جامعه کارآفرینی آن چشمپوشی نکردم؛ من واقعا علاقه داشتم در آنجا بمانم و ادامه بدهم، اما ساز و کار داخلی و رفتارهای شخصی برخی مسئولان واحد با من سازگار نبود و این امر در نهایت منجر به تصمیم جدایی شد. قابل ذکر است که بعد از من، همکاران من در آرندی نیز روند مشابهی را دنبال کردند. از سوی دیگر برخی نکات مثبت هم وجود داشت که نشان میداد با توجه به شرایط اقتصادی کشور در سالهای ابتدایی حضور، افزایش حقوق بهموقع انجام نشدن شرکت را نمیتوان تنها به یک عامل نسبت داد. در مجموع، شرکت از نظر برخی ویژگیهای فنی و حرفهای یکی از گزینههای مطلوب در رشت بود و پیشنهاد کار در آنجا را برای کسانی که قصد دیدن از نزدیک فضای کار را دارند، میدهم تا خودشان تصمیم بگیرند.
فضای کار در این شرکت آرام و با رفتاری محترمانه همراه است و همکاران حرفهای، با تجربه و مشتاق یادگیری در کنار هم کار میکنند. با این حال، از نظر برنامهریزی و چارچوب مدیریتی کاستیهایی مشاهده میشود؛ تصمیمها به صورت روزانه اخذ میشوند و اعتبارشان محدود به همان روز است؛ روند کار به شکل سنتیتر و با شباهت به مدیریت رستورانی میماند. اگر احساس میکنید میتوانید نقش یک آچار فرانسه را ایفا کنید، روزهایتان با کارهای مختلف و تغییرات پیوسته همراه خواهد بود و تمایل زیادی به برنامههای بلندمدت و نتیجهمحور ندارید، اینجا همسو با چنین حالاتی است.
من سالهاس توی این شرکت مشغول بودم و بهعنوان کارشناس فعالیت میکنم. شرکت عامراندیش هوشمند یک شرکت دانشبنیان است که امکان خدمت سربازی هم داره، و این نکته مثبتی محسوب میشه. اگر بخوام این شرکت رو با پادگان مقایسه کنم، خیلی خیلی بهتره. اما وقتی با سایر شرکتهای همسطح مقایسهش میکنم، خیلی ایرادهای جدی پیدا میکنم و اصلیترینش هم مدیریت شرکت است. اولا مسئول منابع انسانی رو اخراج کردند و جای اون رو کسی نگرفته. دوما به قوانین کار پایبند نیستن، هر سال حقوق کارکنان رو همواره مستقیما افزایش نمیدن و برای دریافت افزایش حقوق باید با خواهش و التماس انجام بدم. ثالثا به حریم خصوصی اهمیتی نمیدن؛ با وجود فضای کوچک ساختمان، دوربینها دقیقا روی همه و حتی صفحات نمایش مانیتور ما هم نظارت میکنن. چهارما حقوق عادلانه رو رعایت نمیکنن و زیر میانگین کشور حقوق میدن و بهعنوان امتیازی بدهड्डن که اینجا حقوق عالیه. پنجم، برنامهریزی و ساختاردهی به شرکت اصلا وجود نداره؛ شرکت ساختار نداره و پوزیشن افراد مشخص نیست، مدیرعامل خودش در تسکها دخالت میکنه و همه برنامهها باید به سلیقه ایشون نوشته بشه. و نکته مهم اینه که اگر به سلیقه مدیرعامل پیشنهادی ارائه بدی، دستکم گرفته میشی و اگر پروژهای به دلیل این تعارض به مشکل بخوره هم باز هم شما مقصرید. واقعا پروژهها بهخاطر همین وضعیت کمارزش جلو میره. اطلاعات اضافی رو هم طولانی نمیکنم. اگر دنبال فرصت سربازی هستی و پادگان رو دوست نداری، پادگان عامراندیش خوبه. اما اگر دنبال کار هستی، بهتره از اون مسیر عبور نکنی. در پناه حق
سلام عزیزانی که با شرکت آلفا ****** و ****** قرداد دارند و با مشکلاتی مواجه شدند که قطعا این طور هست به ****** کنیم آمیین که شر چنین آدم های کم بشود
در اینجا فهمیدم که در پادگان پژوهش نوین رایانه، شرایط کاری به گونهای بود که نیروهای نظامی مدیریت و سازماندهی میشدند و از مصداقهای کنترل شدید بهره میبردند تا نیروها را به کار گیرند و از آنها بهرهبرداری کنند. روشهایی که وجود داشتند، شامل رفتارهای دوگانه و فشار روانی بود؛ فشارهایی مانند درخواست رضایت با تهدید، دروغگویی و ایجاد اختلاف میان همکاران برای تسلط بر فضای کاری، و همچنین نگاه از بالا به پایین و سلطهجو بودن در سطوح مختلف موسسه. این رویکردها به گونهای مشهود در سراسر پادگان اعمال میشدند و بهطور ناقص و معیوبی به کار گرفته میشدند و نتیجهای مطلوب نداشتند. تمامی این تجربیات تأییدی است بر ناکارآمدی واقعی رویکردهای نظامی در ورود به حوزههای اقتصادی و علمی، که تفاوتهای بنیادی این دو حوزه را درک نمیکنند و از همین تفاوتها غافلند.
سلام دوستان عزیز اگر کسی از شرکت دیجی آلفا ****** هستیم که از این شرکت ****** کردیم این شرکت داره با سرمایه های مردم بازی میکنه در زیر همین پست ******
سلام دوستان عزیز اگر کسی از شرکت دیجی آلفا و ****** داره اینجا ****** کنه ما چند نفر هستیم که از این شرکت ****** این شرکت داره با سرمایه های مردم بازی میکنه
شرکتی که ساعت کاریش از 9 صبح شروع میشه به نظرتون باید شناوری داشته باشه؟ پس دیگه چه ساعتی باید استارت کار زده بشه؟ بله درسته تاخیرهای زیر یک ساعت محاسبه نمیشه ولی بالاتر از یک ساعت مثل تمامی شرکتها ضریب کسورات دارد شما فکر کنم جایی تا به حال کار نکردین. گفتین مرخصی تو این شرکت 24 روز در سال هست که طبق قانون کار عمل نمیکنن، میشه این هم بگین که پنج شنبه هاهم به جای یک روز نصف روز کسر میشه از مرخصی. طبق قانون کار 44 ساعت باید در طول هفته باید کارکرد داشته باشیم و اینجا هم همون قانون اجرا میشه و بیشتر از اون هم اضافه کاریش پرداخت میشه، پس پنج شنبه ها خارج از قانون و عرف نیست و کسی رو به اجبار نمیارن سرکار به نظرتون کسی نخواد جایی کار کنه میشه به زور نگه دارنش؟ امکان نداره همچین چیزی، هرکسی که داره کار میکنه به میل خودش هست و هرکسی هم که قرار هست بره باید به نیرو جایگزین خودش آموزش بده و کارها رو تحویل بده و بعد از مجموعه جدا بشه که این هم مثل تمام سازمان های دیگه هستش دوستمون فرمودن که گوشی در تایگر ممنوع هستش ولی در صورتی که اصلا همچین چیزی وجود نداره و کلیه پرسنل گوشی همراهشون هست ولی براساس اصول و ضرورتهایی که وجود داره، واقعا این همه بی انصافی در نظراتی که دادن جای تعجب داره جناب فکر کنم شما اولین جایی بوده که کار کردین چون همه شرکتها و سازمان ها ضمانت دریافت می کنند، مگه داریم شرکتی که ضمانت نگیره و براش مهم نباشه، اونم شرکتهایی که در زمینه دیتا و نرم افزار فعالیت دارن همه شرکت ها واحد کنترل و مانیتورینگ دارن و اینجا اولین شرکتی نیست که این کارو انجام میده ولی متاسفانه اینجا همه چیز شفاف هستش و همه مطلع میشن ارتقا و پیشرفت داره بله خیلی هم زیاد داره تا این حد که نیروی کارآموز بعد از چند سال سرپرست و مدیر شده با وجود داشتن تیم آموزشی و کلاسهای آموزشی مطمئنا جای پیشرفت داره اینم در جریان باشین که همه شرکتهایی که در حوزه انفورماتیک و نرم افزار فعالیت دارن NDA دارن و باید پرسنل متعهد به اون باشن چیزی که من متوجه شدم شما کلا خصومت و مشکل شخصی دارین با این مجموعه و براتون فرقی نداره حتی از چه ادبیاتی استفاده کنید
اگر دنبال كسب تجربه همزمان و البته رشد همراه با حجم كار تقريبا زياد هستيد ميتونم بگم مالي يكتانت ميتونه مناسب باشه چون داره تيم مالي مثل شركت بزرگ ميشه تنوع كاري داره محيط دوستانه هست و بچه ها بهم كمك ميكنن و از طرف مديرها براي بچه ها زمان گذاشته ميشه ولي خودمون هم بايد بگذاريم
من پس از عقد قرارداد یکماه و پس از اموزش رفتم سر کار اما تپسی گفته بود تو محل زندگیت کار بهت میدیم که تو شهرحومه بهم دادن من سراسیاب زندگی میکنم تو شهرقدس مشغول شدم،تیم شهرقدس یه سرپرست داره که خیلی بی وجدانه بخاطر یک ثبت نام بیشتر یا کمتر منی که دارای همسرو سه فرزندهستم بیکار کردو بیرونم کردفقط بخاطر اینکه اون میگفت در روز باید ۴تا ثبت نام داشته باشی و من روزانه دو یا سه تا ثبت نام داشتم .بخدا کل ماه رو صبح ها برای کرایه ماشینم لنگ بودم و از این و اون قرض کردم بعد یک ماه هم شرکت برام یک میلیون و صد واریز کرد که من فقط ۴میلیون صبح ها قرض کرده بودم اعتراض کردم گفتن این یه تومن مال بیستم تا سی ام میباشد مابقی رو ماه دیگه دریافت. میکنی .دیگه کسی بهم قرض نمیداد به همین سرپرست تیم شهرقدس گفتم اقا مشکل من اینه ایشون هم بجای اینکه دستمو بگیره از ضعف من استفاده کرده و منو بیکار کرد حالا من موندم این همه بدهی .خدا نگذره ازش نون منو برید خدا نونت رو ببره اقای سرپرست تیم شهرقدس.در ضمن ما قراردادکاری از ساعت ۹صبح تا ۶بعداز ظهر بسته بودیم که این از خدا بی خبر بخاطر منافع خودش بزور و تهدید تا ۸تا ۹شب منو و بقیه رو نگه میداشت.کاش میشد اون مسعولان تپسی میخوندن تجربه منو تا شاید همچین کسایی رو نگذارن مردمو بدبخت کنن
برای من تجربهای بود که در سما سامانه به عنوان کارشناس ارشد فروش داشتم و حالا بازنویسیش را به زبان خودم مینویسم تا معنای اصلی حفظ بشود اما به شکل تازهای ارائه شود. در مجموعه، برخی از مدیران ارشد را افراد سرسخت و ریاکار میدیدم که گاهی خودخواه و مستقل از دیگران عمل میکردند. همکاری تیمی تا حدودی بیروح بود و ارتباط بین کارکنان بیشتر صوری بود تا واقعی. با وجود اینکه سطح درآمد شرکت نسبت به همکاران کمی بالاتر است، حقوق دریافتی من همچنان با فشار مالی مواجه بود و مزایا نسبتا محدود بود. با وجود این، مزیتهایی هم وجود داشت که به من اجازه میداد تجربه بیشتری به دست آورم و در کارکردم رشد کنم. اما به عنوان کل، مدیریت استراتژیک شرکت اصولی و منطبق با استانداردهای حرفهای به نظر نمیرسید و این نکتهای بود که به آن توجه داشتم.
باورم نمیشود که همچنان از این برخوردهای نامناسب با فریادهای دستوری برخورد کنن و از من برای کارهای جزئی و غیرواقعی استفاده کنن بدون اینکه قدری احترام بذارن. من به عنوان کارشناس تولید محتوا و سئو برای موپن، رزومه فرستادم و گفتن عنوانی میدهیم تا بنویسم و هزینهاش را پرداخت میکنیم. اما شخصی که در تلگرام باهاش در ارتباط بودم، مدام فایل را برای اصلاح فرستاد و با بیاحترامی و لحن نسبتا فرمانبردارانه با من صحبت میکرد و گویی من تنها یک نیروی زیر دستم. با وجود اینکه اوکی کردم، رفتار او همچنان ناگوار بود و حتی سلام هم بلد نبود. بهخاطر این برخوردها تصمیم گرفتم از همکاری کنار بکشم و وقتی به پرداخت فایلم رسیدم، نه پاسخ دادند و نه عملیات واریز انجام شد. این تجربه نشان میدهد که گاهی افراد از موقعیت استفاده میکنند و به سود خودشان عمل میکنند؛ در حالی که تولیدکنندگان محتوا ساعتها زحمت میکشند و با نگرانیهای جسمی مثل درد کمر و خستگی مواجه میشوند. از این تجربه پشیمانم و امیدوارم رویکردها اصلاح شود تا دیگران هم به دنبال چنین شرایطی نروند.
فشار کاری به شدت بالاست.حقوقا بد نیست.به درد پیشرفت نمیخوره ولی اینجا.کلا ecommerce دیگه.پیچیدگی و خفنیه حوزه های تلکام و بانکی رو نداره.برای پیشرفت توصیه نمیکنم
این شرکت یک محیط واقعی دزد پروری و دزدی آموزی هست تنها شرکت کل کشور هست که دهها پروژه ملی سفارش مشتری را با موفقیت توش تر زده. ابزارها و محصولاتی که در این شرکت طراحی شده است بدرد لای جرز دیوار هم نمیخوره و سطح آنها بسیار پایین هست. طی چند سال گذشته این شرکت بر روی سامانه های بزرگ و مبتنی بر معماری میکروسرویس کار کرده ولی عملا از میکروسرویس خبری نیست و همش باد هواست و در حال حاضر تمام پروژه ها به دروغ با استفاده از معماری میکروسرویس انجام می گیرد. جمع سمی ، و در ظاهر دوستانه ای در شرکت برقرار هست و هر تیم یک مدیر پروژه دارد که هر لحظه ممکنه زیرآب نفرات رو بزنه و سعی در خرد کردن شخصیت پرسنل خود دارد. حجم کار در این شرکت بسیار بالا هست و انتظار این هست که سرعت عمل بالا باشد و باید مثل خر کار کنید که البته سیستم پرداخت حقوق در این شرکت بصورت تسکی می باشد که کاملا سلیقه ای هست و سقف و کف حقوق وجود ندارد به همین خاطر حقوق برای کارشناسانی که سطح مهارتشان در دستمال کشی بالاست و خوب بلدنند نمایش بازی کنندبسیار خوب می افتد (چون مدیریت کاملا بیسواد هست) اما پرسنلی که تو این تخصص ضعیف هستند و کند می باشند عملا دریافتی کمی دارند.
آسا هر واحدش به یه شکل مدیریت میشه و من تجربه خودم از واحد خودم رو میگم و توی بقیه واحدها در جریان نیستم چه اتفاقی داره میفته. آسا برای دوران بازنشستگی جای خوبی محسوب میشه. فشار کار کمه و اکثر نیروها دارن میخورن میخوابن. تا الان نزدیک ۶۰۰ نفر نیرو داره که شاید کارش با ۱۰۰ نفر هم جمع بشه. در سطح تیمها هم میبینی یهو یه تیم ۸ تا نیرو داره ولی اکثر نیروهاشون از بیکاری کلافه شدن. شما تسکت نرسه میره اسپرینت بعدی و بعدی و به همین منوال و برای همین حس میکنی اصلا کارت هیچ اهمیتی نداره. پر از مدیرهای میانی کوتوله هست که تیم لیدها رو هم بر اساس روابط و چرب زبونی انتخاب کردن. به همین منوال حقوقاشون هم بیشتره. یعنی شما تلاش کنی و دانش فنیت بالا باشه شاید واقعا تو حقوقت تاثیری نذاره ولی سوگلی مدیرت باشی خوب پیشرفت میکنی. پر از روابط فامیلی زن/شوهر و خواهر/برادر و دوس دختر/دوس پسر و همشهری هست که بعضا میبینی طرف به فامیلش تو واحد خودش یا پوزیشن داده یا حقوق بالا داده. فرد مورد علاقشون نباشی به راحتی زیرابت رو میزنن و دیگه دوران پیشرفتت توی اون شرکت به سر میاد و یه روند خطی رو طی خواهی کرد. هیچوقت اخراجت نمیکنن ولی تبدیلت میکنن به یه نیروی معمولی که هیچ اختیاراتی نداره و صرفا باید حرف گوش کن باشه. مدیرهای واحدها معمولا خبر ندارن در سطوح پایینتر داره چه اتفاقاتی میفته و همه چیز رو به مدیران پایینتر خودشون واگذار کردن که اونا هم صرفا یا به خاطر قدیمی بودن مدیر شدن یا روابط. کاملا هم بهشون اعتماد دارن و شما هر چقدر بری بهشون بازخورد بدی که فلان مدیر داره چه گندی میزنه هیچ اتفاقی نمیفته و شما میشید آدم بده. همش دم از مهم بودن سافت اسکیل میزنن ولی خود تیم لیدها بیسیک ترین سافت اسکیل ها رو هم ندارن. اون تیم لیدهایی هم که با وجدان کار میکنن و کارشون خوبه بهشون هیچ توجهی نمیشه. واحد hr و روانشناسی هم دارن که بعضا حتی نیروها اسم اینا رو هم نمیدونن بس که فاصله زیاده. واسه خودشون برنامه ها و پادکست ها و ایونت های مختلف برگزار میکنن در حالی که خبر ندارن این خانه از پایبست ویران است. کلا آسا برای یک یک و نیم سال جای بدی محسوب نمیشه مخصوصا اگر جونیور باشی. مزایای جانبیش بد نیست ولی خیلی مهمه که توی چه تیمی و با چه مدیری کار کنی که حالت خوب باشه یا نباشه. اگر توی قسمت های سمی آسا بیفتی دیگه سر کار رفتن برای میشه عذاب.
سلام دوستان داشتم این سایت را می دیدم که اتفاقی دیدم که شرکت تایگر هم در این سایت هست و نظرات را خوندم و دیدم خیلی بی انسافانه و از روی حرس نوشته شده تصمیم گرفتم نظر خودم را بنویسم من خودم تو این شرکت حدودد ۶ ماه کار می کردم در شرکت با من بسیار محترمانه و خوب برخورد شد بسیار جهت رشد کارم و فروش با من صحبت می شد و راه کار ارائه می شد و البته تشویق هم میشدم من اولین بار بود که کار فروش انجام میدادم و تمام رشدم را ددر این کار مددیون این مجموعه هستم و اعتماد به نفس خوبی پیدا کردم البته مدیر مجموعه هم من را واقعا خوب حمایت کرد ولی متاسفانه دچار مریضی شدم که نتوانستم حدود دو هفته در شرکت حضور داشته باشم من با اینکه قرارداد ۲ ساله داشتم زمانی که از مدیر عامل خواستم که به دلیل شرایطم با استفای من موافقت کنند ایشان قبول کردند و به من گفتند کارت را به شخص دیگه تحویل بده و برو و با من تسویه کردند من زمانی که به مجموعه آمدم تجربه کار در سطح این شرکت را نداشتم و در این مجموعه خیلی چیزها یاد گرفتم و اگر بتونم حتما مجدد با این شرکت همکاری خواهم کرد به همین خاطر وظیفه خودم دیدم تجربه خودم را بنویسم البته امیدوارم مورد توهین دیگران قرار نگیرم چون من هم تجربه خودم را ذکر کردم
سلام نمیدونم چیزایی که خوندم رو باور کنم یا نه ولی برای استخدام توی این شرکت رفتم که بعد از پر کردن فرم ها کمی معطل شدم، برای پوزیشن دات نت بودم، مصاحبه خوبی بود طرف هم مشخص بود سر در میاره و سوالات درستی هم ازم کرد. با اینکه نزدیک به 8 سال سابقه کار رو دارم ولی از لحاظ فنی تونستم حداقل 80% رو جواب بدم. امیدوارم استخدام بشم فضاش هم که من 10 دقیقه ایی منتظر موندم ساکت بود.
شب رکورد دارشده به من گفت که دیگه نمیتونم اونجا بمونم؛ من هم به خاطر پایان قرارداد، چشمانتظاری برای خروج دارم و امیدوارم وقتی از اونجا بیرون بیام، با شنیده شدن نظراتی که این مدت دیدم، رو بهرو بشم. از سه ماه باقی مونده تا پایان قرارداد باید اعلام کنم که قصد تمدید ندارم و قبل از موعد هم بخوام برم، هیچ سنواتی به من تعلق نمیگیره. فضای اونجا بهقول بعضیها آرامبخش نیست و خیلی تنگ و تحمیلیه، اما خوشبختانه همکاران خوبی هم وجود دارن و وجود اونها کمک میکنه تا تحمل کنم.
در آغاز مسیر کاریام با افتخار به گروهی پیوستهام که به نام پژوهش نوین رایانه شناخته میشود. این مجموعه، یک شرکت دانشبنیان فعال در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات است که در شهر تهران حضور دارد. از سال ۱۳۸۷، با هدف کارکرد در حوزههای فناوری اطلاعات، ارتباطات و الکترونیک و با همراهی کارشناسان زبده و باتجربه، فعالیت خود را آغاز کردیم و اکنون به عنوان یکی از موسسات قانونی در این حوزه مطرح هستیم.
در شرکت رایورز در چند ماهی که کار کردم، ارتباط با همتیمیها و مدیران اصلا رضایتبخش نبود. فضای کاری طوری بود که انگار من جای کسی را میخواهم بگیرم و با وجود این که تجربه بیشتری داشتم، کمتر به توانمندیهای فنی من توجه میشد. حقوق و مزایا هم از نظر دوستان مشابه بود؛ حقوق ثابت نسبتا کم بود و پاداش و امتیازهای بهرهوری هم بعد از اضافهشدن کم بود. در بحث مذاکره انعطاف مشخصی وجود نداشت و جلساتی هم برگزار میشد اما نتیجهای حاصل نمیشد و روندها تغییر نمیکرد. ساعات کاری هم شناوری یک تا دو ساعته داشت. در صورت بیمار شدن یا پایان مرخصی، جریمه غیبت و کسر از حقوق اعمال میشد و مشکل نبودن درمان مناسب برای مواقع استعلاجی وجود داشت. منابع انسانی دائما در حال تغییر بودند و کارمندان جدید که با شرایط کار مشکل داشتند، معمولا استعفا میدادند.
به طور کل تجربهام در شرکت هوشمند سازان آلفا، در واحد تحقیق و توسعه، برایم یادآور روزهای متفاوتی است. در زمان کار من، بخشهای مختلف خانههای هوشمند در رشت و اطراف، بخشی از بازار ما بود و با همت همکاران، نسبت قابل توجهی از پروژهها به دست ما میافتاد. دو برادر، مدیران شرکت، هر کدام مسئول حوزهای بودند: یکی واحد بازاریابی و دیگری واحد تولید و نصب و اراندی. مدیر واحد بازاریابی فردی با اخلاق و منطق بالایی داشت و انصافا نسبت به او نظر مثبتی داشتم. مدیر واحد تولید و آرندی نیز بهطور کلی پرتلاش، جدی و منطبق با اصول فنی به کار میآمد اما گاهی رفتارش تند بود. نمونهای هم وجود داشت که در یکی از شبها یکی از همکاران واحد آرندی به دلیل تند صحبت شدن با مسئول منابع انسانی مجبور شد از شرکت خارج شود، که نشان میداد فضای کاری تا حدی چالشبرانگیز است. این مسائل قابل چشمپوشی نبودند و گاهی روی روند کار تأثیر میگذاشتند؛ بهخصوص وقتی تفاوت دیدگاه بین واحدهای R&D و QC باعث میشد که یک پک واحد آیسی تاچ با کیفیت پایین به دست تیم برسد و این موضوع باعث عقب افتادن کارها میگردید. تجربه نشان داده بود که شرکتهای خانوادگی در چنین شرایطی کمتر به شرح فنی توجه میکنند و به نظر میرسید ارتباطات حرفهای در سطح مطلوبی نیست. با وجود تمام این چالشها، هیچوقت از ارزش حضور چنین شرکتهایی در استان گیلان و جامعه کارآفرینی آن چشمپوشی نکردم؛ من واقعا علاقه داشتم در آنجا بمانم و ادامه بدهم، اما ساز و کار داخلی و رفتارهای شخصی برخی مسئولان واحد با من سازگار نبود و این امر در نهایت منجر به تصمیم جدایی شد. قابل ذکر است که بعد از من، همکاران من در آرندی نیز روند مشابهی را دنبال کردند. از سوی دیگر برخی نکات مثبت هم وجود داشت که نشان میداد با توجه به شرایط اقتصادی کشور در سالهای ابتدایی حضور، افزایش حقوق بهموقع انجام نشدن شرکت را نمیتوان تنها به یک عامل نسبت داد. در مجموع، شرکت از نظر برخی ویژگیهای فنی و حرفهای یکی از گزینههای مطلوب در رشت بود و پیشنهاد کار در آنجا را برای کسانی که قصد دیدن از نزدیک فضای کار را دارند، میدهم تا خودشان تصمیم بگیرند.
فضای کار در این شرکت آرام و با رفتاری محترمانه همراه است و همکاران حرفهای، با تجربه و مشتاق یادگیری در کنار هم کار میکنند. با این حال، از نظر برنامهریزی و چارچوب مدیریتی کاستیهایی مشاهده میشود؛ تصمیمها به صورت روزانه اخذ میشوند و اعتبارشان محدود به همان روز است؛ روند کار به شکل سنتیتر و با شباهت به مدیریت رستورانی میماند. اگر احساس میکنید میتوانید نقش یک آچار فرانسه را ایفا کنید، روزهایتان با کارهای مختلف و تغییرات پیوسته همراه خواهد بود و تمایل زیادی به برنامههای بلندمدت و نتیجهمحور ندارید، اینجا همسو با چنین حالاتی است.