برایم آدانیک افزار تجربهای فراموشنشدنی بود، جایی که فضای کار با وجود روزهای سخت، به طرز غیرمنتظرهای احساس خانه بودن میداد. طبیعی است که رفتار مدیران با ایدههای تازه و خلاقیت برای من یکی از بزرگترین دلایل پیوستن به این تیم بود؛ آنها با باز بودن ذهن و پذیرش تغییر، فضای کار را پویا و بهروز نگه میداشتند. حضور مدیر منابع انسانی با آگاهی، همدلی و کارآمدی، نقش تسکیندهنده و انگیزهبخش بزرگی برای تیم بود و کنار هم بودن با او حس امنیت شغلی و اعتماد را تقویت میکرد. در کنار این، اولویت دادن به رضایت کارکنان و توجه به دغدغههایشان از دیگر ویژگیهای مثبت محیط آدانیک بود، که باعث شد از همان ابتدای حضور احساس کنم جایی برای رشد دارم. یکی از زمینههای قابل بهبود، کمبود دورههای آموزشی برای اعضای تیم در دپارتمان منابع انسانی است؛ با افزایش این آموزشها بهطور قطع تعاملات کاری، وفاداری شغلی و رضایت کارکنان بهبود بیشتری خواهد یافت. در کنار این، نبود ساختار سازمانی روشن برای همه اعضا و نبودن عناوین شغلی مشخص نیز بهعنوان نقطهای برای بازنگری مطرح است؛ با توجه به دیدگاه اولیه تکسطحی در آدانیک، بازنگری و بازتعریف این جنبهها میتواند به فرآیندهای کارآمدتر و مسیر حرفهای شفافتری منجر شود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت انتظار دریافت حقوقی ندارم و از این رو با ورود به آن ناامیدی را هم همراه میآورم. با وجود نکات مثبتی که وجود دارد، بیشترین بار من روی مسئلهای اقتصادی افتاده است که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. به گونهای که ممکن است پنج ماه سپری شود و حتی مبلغی مثل دو میلیون تومان هم به حسابم واریز نشود.
من در این شرکت تجربهای داشتم که بهتر است دیگران از آن درس بگیرند. مدیر شرکت فردی با مدرک دکتراست اما واقعا از حوزه نرمافزار و کسبوکار همسو با این زمینه بیاطلاع است. به قولهایی که میدهند هیچ اعتمادی نباید داشت چون به راحتی یادشان میرود. پروژهها هیچ نقشه راه مشخصی ندارند و ناگهان با تغییر جهتهای تجاری مواجه میشوید؛ هر بار باید بخشهایی از کار را که نوشتهاید پاک کنید و دوباره از نو شروع کنید. احترام به برنامهنویسها چندان پایدار نیست و این از شاخصهای بارز محیط کاری محسوب میشود. به خاطر ضعف مدیریت، فضایی از beneath the surface وجود دارد که توجیهات و چاپلوسی جای شایستگی و تواناییها را میگیرد. حقوق به دو بخش پرداخت میشود که بخش دومش بهنامه توافقی با شرکت بستگی دارد و ممکن است در هر زمان پرداخت نشود. حتی در قرارداد نیز حقوق پایه بهعنوان حقوق کار مشاغل وزارت کار ثبت میشود و بخش دوم هم گاهی بهصورت نقدی و به دلخواه شرکت واریز میشود؛ در مواردی شبیه پرداخت پنج تا شش میلیون تومان به شکل اسکناس کوچک میافتد. به لحاظ جالبی، شرکت با اینکه لطف میکند حقوق میدهد، گاه صحبت از این میکند که در زمان مقرر حقوق را پرداخت میکند یا از منابع شرکت برای پرداخت حقوق استفاده میکند. گاهی میبینی که بیست روز از کار گذشته و هیچ پرداختی انجام نشده و هیچ پاسخی از سوی مدیران نیست. جلسات بینتیجهای بهوفور برگزار میشود؛ همایشهای طولانی برای جمعکردن همه در اتاق وجود دارد اما از طرف دیگر انتظار میرود کارها بینقص و در موعد مقرر تحویل شود.
به عنوان نویسندهی پروژههای بکاند، من وقتی شرکت با سابقهای حدود بیست سال فعالیت رو در نظر میگیرم، کمتر با مشکلات مرسوم استارتاپی مواجه شده بودم؛ با این حال، به دلیل ماهیت پروژههای نرمافزاری، شرکت به نظر کهنه یا خاموش نمیآمد. اگر به مفاهیم بازار سرمایه علاقه دارید، این محیط میتواند محفلی مناسب برای یادگیری بیشتر باشد و تجربه و دانش تیم در این حوزه ملموس است. فضای کاری در شرکت دوستانه و صمیمی است و همکارها به سهولت با هم ارتباط برقرار میکنند. مدیران سطح بالا به سرپرستهای تیمها اعتماد دارند و دخالت مستقیم در جزئیات کارها معمولا زیاد دیده نمیشود. پرداختها منظم و به موقع انجام میشود و بخشی از دستمزد بر اساس عملکرد به صورت کارانه در دورههای سهماهه پرداخت میشود. قراردادها به صورت رسمی و تکبرگی منعقد میشوند و تحت پوشش بیمه تکمیلی هم هستند. در خصوص حضور فیزیکی کارکنان، زمان دقیق حضور اهمیت ندارد و ملاک اصلی، پیشرفت کار و ارائه سرویس مطابق با برنامهی از پیش طراحیشده است.
در شرکت ایران سایت بود که فهمیدم تحت فشار، تواناییهایم را بهتر میشناسم و رشد کردم؛ تجربهای که باعث شد به وجود انگیزهای دوباره برای بازگشت به این تیم احساس کنم. دوست دارم دوباره فرصت کار در این شرکت را داشته باشم.
وقتی به شرکت رفتم، در کنار یکی از اعضای تیم بودم و همهی ما از یک شرکت دیگر پابهپا شدیم، چون محل کار اصلی هنوز در حال تعمیر بود و به همین دلیل در آن شرکت مشغول به کار شدیم. مدیر ایجاب از ما میخواست کار را ظرف یک ماه به پایان برساند و هر روز از ساعت نه صبح تا نه شب در شرکت کار میکردیم تا حقوقمان عقب نیفتد. به ما وعده داده شده بود که شرکت بینالمللی خواهد شد و اگر کار را به موقع تحویل میدادیم، آیپد جایزه میگرفتیم. ما گفتیم فقط حقوقمان را بدهید و آیپد را نمیخواهیم. اما پس از چند روز اضافهکاری، همگی حقوقی دریافت نکردند و برای تمام بچهها به صورت ساعتی ده هزار تومان محاسبه شد، چه کسی سه میلیون بگیرد چه هشت میلیون. در زمان عقد قرارداد، شرکت از بچهها بین صد تا ششصد میلیون سفته میگرفت تا قرارداد شش ماهه از مهر تا پایان سال نهونود تنظیم شود. شرکت از ما میخواست زود کار را تحویل بدهیم و گفتند که برای این کار به نیروی اضافی نیاز دارند.رئیس شرکت به واحد منابع انسانی گفت فردا برای ما یک مینیبوس میآورد تا ما را اینجا پیاده کند؛ گویی میخواستند با کارگران به ساختمانی اعزام شوند. قرار بود ظرف یک ماه کار تمام شود اما پس از یک ماه و چهار روز هیچ خبری از هیچ نیرویی نبود و طرح اولیه کار از طرف شرکت به ما داده شد. فکر میکردم با ورود به دفتر جدید، شرایط بهتر میشود اما شرکت هزینههای زیادی برای مهمانیها و خرجهای غیرضروری صرف میکرد و ادعا میکرد که بهترین است. در نهایت اعضای تیم از شرکت جدا شدند تا من بهتنهایی بمانم و با توجه به شرایطم تصمیم گرفتم بمانم. حقوقها هر ماه دیرتر میرسید و واحد منابع انسانی از شرکت جدا شد و به دنبال کار خودش رفت. شرکت حقوق ما را نداد و به جای پرداخت حقوق، سیستمهای شرکت را برداشتند. مدیر فناوری اطلاعات هم اخراج شد و برنامهنویس بکاند ارشد و سایر اعضای تیم فرانتاند نیز به تدریج جدا شدند و با تیم جدیدی کار را آغاز کردند تا بهنام ایجاب ادامه دادند. تیم فنی واقعا خوب بود اما انگیزهاش تضعیف شد از بس این اتفاقات را دید. رئیس شرکت ادعای بهترین بودن داشت اما در عمل چنین نبود. او میگفت هر کاری را باید به بهترین شکل انجام بدهیم، اما خودش این کارها را انجام نمیداد. این فرد چند نفر محافظ هم داشت اما حقوق ما را نمیداد و میگفت ندارم. از اشتباهاتتان درس بگیرید نه اینکه با همان اشتباه دیوار کج را بالا بروید. یاد بگیرید لزوما بهترین بودن هدف نیست؛ فقط باید وظایفتان را بهخوبی انجام بدهید. نکتهای که واضح بود، مدیریت ضعیف باعث بدی شرایط برای تیمی شد که با دقت و زمان زیادی کار میکرد.
شرکت پارس پرداز سرآمد تجربهای نسبتا متفاوت در برابر کارهای قبلیم ارائه داد اما مدیریت مجموعه به شدت ضعف داشت و این موضوع میتونست تجربه کاریام رو تحت تأثیر قرار بده. اگر شانس بیارم احتمال اینکه حقوقم به موقع و بهدرستی واریز بشه وجود داشت، اما سایر مزایا برای کارمندان کم بود. به طور مداوم باید پاسخگوی تماسها در هر ساعتی از شبانهروز بودم و در قرارداد همواره حقوق پایه با توافق اولیه تفاوت داشت و به صورت عیدی و سنوات پرداخت میشد. همچنین اگه از مرخصی استفاده نمیکردم، به ازای اون پولی دریافت نمیکردم و لازم بود هر ماه وضعیت بیمه را در سامانه چک کنم تا مطمئن شوم ماههای گذشته تأیید شدهاند یا نه. توصیهام این است که اگر تجربه کاری کمی دارید، وارد این شرکت نشوید تا درس عبرتی برای جلوگیری از گرفتار شدن در چنین محیطی باشد.
سیزده دلیل برای اینکه شما نباید در این شرکت مشغول به کار بشین : 1-عدم احترام 2-برخورد نامناسب 3-توقع بیشتر از تایتل شغلی 4-عدم پرداخت به موقع حقوق 5-عدم انجام وعده های داده شده 6-محیط شلوغ و بی نظم 7-دخالت بی جای سایر بخش ها در کار بخش فنی 8-فضای مسموم حاصل از رفتار مدیریت 9-تایم کاری به نسبت زیاد 10-حقوق و مزایای کم 11-توهین و تحقیر از سوی مدیریت 12-عدم توجه به درخواست های بخش فنی 13-قوانین من در آوردی و عجیب
برای من هنوز که هنوز است توی کارنامهم جای خوشحالی داره که از اونجا بیرون اومدم. حقوقی که میدادن اصلا راضیکننده نبود و در طول مصاحبه هم به من نگفتن که پرداخت حقوق با تاخیر یا مشکل داره. مدیریت شرکت بهطرز آشکاری ضعیف بود و چنین سطحی از شرکتهای IT انتظار نمیرفت. نزدیک به یک سال از خروجم گذشته، اما هنوز با من تسویه نکردن.
در حال حاضر شرکت نرمافزار امن پرداز را به عنوان محیطی میبینم که از نظر من بسیار افتضاح رو به پایین بوده است؛ و توضیح واضحی که میتونم بدهم این است که روزگار گذشتهشان شاید خوب بوده، اما اکنون به شدت سقوط کرده و در بهترین حالت هم نمیارزد. اعتماد بین همکاران وجود ندارد؛ از آبدارخانه تا مدیران همه به نوعی با هم در رقابت و زیرآبزنی هستند. مدیران از توان فنی کارکنان بهشکل غیرعادی وحشت دارند و سعی میکنند کسانی که کار بلد هستند را به کار نگیرند یا آنها را پایین نگه دارند. به نیرویی که ده سال سابقه دارد هم اعتماد ندارند چه برسد به نیروهای تازهوارد. فناوریهای جدید جایی در این شرکت ندارد و با فناوریهای کهنه قدیمی پیش میروند، حتی دانش روز در اینجا دیده نمیشود. مزایا یا پاداش و تشویق معنا ندارد. پادگانی برای آب خوردن باید از بالا اجازه بگیری؛ اگر کارت بزنی و خارج شوی و دوباره برگردی، در حد پنج دقیقه اخراج میشوی. به قوانین خودشان پایبند نیستند و حقوق بهموقع پرداخت نمیشود. هیچ مزایایی وجود ندارد و به نظر میرسد از کارفرمایی بهعنوان بردهداری یاد میشود. تنها ادعای دانشبنیان بودنشان هم به نظر من پوچ است. برای سیستمها هم باید با دعوا کنار بیایید؛ سیستمهایی که کارمندان به آنها وابستهاند افتضاحاند. اجازه کار با بستر دلخواه را نمیدهند و باید با همان فناوری کهنه ده سال پیش کار کرد. به برنامهنویس فقط یک رمز نمیدهند و از او میخواهند دو برنامه نصب کند و هر بار باید با ادمین سیستم تماس بگیرد تا رمز وارد شود. نکته جالب این است که همان سیستم بهطور مستقیم به اینترنت متصل است؛ یکی از عجایب است که هرکسی شاید فرصت دیدن آن را پیدا کند. جایگاه هرکس در شرکت مشخص نیست و همه فقط تلاش میکنند تا کار خودشان را ببرند و پیش ببرند تا مجموعهای که به آن تعلق دارند پیشرفت کند، نه با همافزایی و کار تیمی. به نظر من مدیریت شرکت باید از بالاترین سطح تا پایینترین سطح، حداقل با دو فناوری آشنا باشند تا وقتی با آنها صحبت میکنید، یاد کیوان در شبهای برره نیفتید. تعصب نسبت به فناوری را کنار بگذارند و به اعتماد به کارکنان و پذیرش دانش روز برخیزند. به جای عقب نگه داشتن افراد، آنها را به سمت پیشرفت هدایت کنند و در نهایت افراد مناسب را در جای مناسب به کار بگیرند؛ به جای تکیه صرف به توسعه وب، به نیازهای سیستممحور هم توجه کنند.
من نخستین تجربه کاریام را در گیتی سامانه رقم زدم و از فرصتی که به من داده شد سپاسگزارم و برای این تیم آرزوی موفقیت دارم. این مجموعه بهخصوص برای افراد با انگیزه و متعهدی که تازه کار را شروع میکنند، مناسب است، چون دستاورد تعهدها بهوضوح دیده میشود. با این حال به دلیل حقوق پایین، تیم فنی کوچک، نبود مدیر محصول و کمبود یک مدیر فنی توانمند کار توسعه به شکل فرسایشی و ناامیدکنندهای پیش میرود؛ در ده ماه آخر حضورم تنها سه محصول ناقص را شاهد رونمایی بودم. نباید فراموش کنم که حدود هفتاد درصد زمانی که در این شرکت گذشت، درگیر بحران کرونا بودیم و این موضوع تأثیر مستقیمی بر صنعت گردشگری داشت و شرکت گیتی نیز از این وضعیت مستثنا نبود (حداقل از منظر مالی نه فنی). اگرچه همکاری با این مجموعه پایان خوشی نداشت، برای تمامی افراد و همکاران آرزوی موفقیت دارم و خوشحالم که در طول این مدت کنارشان تلاش کردم.
شنیدن تجربهی کار در این شرکت برای من خیلی ارزشمند بود و در نهایت تصمیم گرفتم از این مجموعه جدا شوم. مدت یک سال در اینجا کار کردم و محصولات ما برای بازار خارج از کشور طراحی و توسعه میشد. فضای کاری دوستانه و مناسبی داشتم و پرداختیها همواره سر وقت بود. در فرایند تصفیهها هم مشکلی وجود نداشت و چکهای پرداختی به موقع وصول میشد. نکتهی قابل توجه اینجا این است که تعطیلات رسمی شرکت به شکل رایج نیست و به جای جمعه، روز یکشنبه تعطیل میشود؛ شنبهها هم برای پارتتایم در حالتی ریموت کار میکردم. در مسیر مرخصی هم معمولا محدودیت زیادی نداشتند. با وجود توافق کننده بودن شرایط قرارداد جدید، در نهایت به نتیجه مطلوبی نرسیدم و تصمیم به جدایی گرفتم. اگر با فضای استارتاپی و نوع پروژههای اینمدل مشکلی ندارید، میتواند گزینهی مناسبی باشد.
بعد از مدتی کار به عنوان مهندس فروش در این شرکت تجربه تلخی برایم پیش آمد که تصمیم گرفتم روایت کنم. فضای کاری خیلی غیرحرفهای بود و رفتار مدیرعامل و مدیر فروش بارها با الفاظ ناپسند همراه میشد و اگر نکتهای کوچک هم از دستمان درمیآمد، به صورت گسترده توهین میشد. برای هر اشتباه یا کمبود، به دنبال بهانهای میگشتند تا حقوق را کاهش دهند. آنها هیچوقت کیفیت کار کارشناسان را ارزیابی نمیکردند و به این فکر بودند که روزانه حدود بیست تماس بگیرند؛ و اگر کسی این مقدار تماس نداشت، دستمزدش کم میشد. چنین فشار غیرمنصفانهای باعث کاهش راندمان شد چون تیم فقط دنبال بالا بردن تعداد تماسها بود و حتی برخی از تماسها را در سیستم ثبت میکردند که انگار انجام شده، اما واقعا نبود. دو نفر از نیروهای قدیمی شرکت مدیر فروش بودند و به گونهای رفتار میکردند که مانع ماندن هر فردی بیش از شش ماه شوند. جالب این است که قوانین برای آنها اجرا نمیشد و آنها با لباسهای چرمی و تنگ و شلوغ به محل کار میآمدند و اگر یکی از همکاران نسبت به قد شلوارش دو سانت کوتاهتر بود، در حضور همه داد میزدند تا از پوشیدن آن شلوار جلوگیری شود. اگر شما و همکارم تنها دو دقیقه درباره یک مسئله غیرکاری مانند فیلم، موسیقی یا کافهای که اخیرا رفتید حرف میزدید، به سرعت مثل ناظمها در صف میزدند که ساکت شوید و به کارتان بازگردید. رفتارها به شدت غیر حرفهای بود و جو عمومی به گونهای بود که انگار خانوادهای با رفتارهای گاه و بیخداگونه در محیط کار قالب میشد. در نهایت، هر چه از آنجا پول و مزایای دریافت میکردم، باید همچنان هزینههای روانی و استرس خستگی ناشی از این محیط را میدادم؛ نتیجه این بود که با وجود درآمدها، اثرات منفی کار با افراد آنجا بهدور از انتظار بود و باعث میشد به دنبال کمکهای روانشناختی هم بروم تا بتوانم اثر این تجربه را از بین ببرم.
دیجی کالا جای خوبی برای سابقه تو رزومه است و هیچ حسن دیگه ای نداره ، مزیت های حقوق بالا نسبت به شرکت های دیگه ، محیط دوستانه ، ضمانت پیشرفت و ارتقا همه و همه برای سال های قبله ، الان فقط استفاده ابزاری داره از کارمندا و محیطی کاملا ناعادلانه . قبلا خیلی خوب بود از هر لحاظ اما متاسفانه تو دو سال اخیر سیر پسرفت رو پیشگرفت و مطمئنن این خرابی درون سازمانیش به بیرونش هم اثر خواهد گذاشت و از رقباش که فرهنگ درون سازمانی خوبی رو پی گرفتن عقب خواهد موند . برای کسی که جوونه و هنوز صبر و حوصله داره برای کارآموزی و رزومه توصیه میکنم دیجی کالا رو . ولی برای آدم های با سابقه اصلا توصیه نمیشه .
به نظرم شرکت مناسبی برای کار نیست چرا که تغییرات برنامهها به طور مداوم زیاد است و مدیریت دیدگاه شخصی غالب است. برخی از همکاران منتظرن تا موقعیت شغلی من را به دلایل غیرواقعی عوض کنند و این رقابتهای ناآرام باعث بیثباتی میشود. همچنین وضعیت روزهای کاری چندان خوب نیست و از من انتظار میگیرند که پنجشنبه و جمعهها هم به محل کار بیایم. با آرزوی موفقیت برای همه
تو این شرکت پروژه طراحی سایت و اپلیکیشن میگرفتیم و تحویل میدادیم، اما روند کار خیلی توضیح دقیق نبود. فکر میکنم مهمترین مسئله این بود که فقط تکلیف تمام کردن پروژه بود. معمولا زمان رو خودمون تعیین میکردیم؛ مثلا میگفتیم یک ماه، اما مدیرعامل بعدا میگفت دو هفته فرصت دارین و تحت فشار کار بالا میرفتیم تا کار رو برسونیم و در نهایت شاید کامل نمیشد. در زمینه یادگیری و استفاده از فناوریهای تازه اوضاع خیلی مساعد نبود؛ فشار کار زیاد بود و فقط کد زدن برای رسیدن به پایان پروژه اهمیت داشت، فرصتی برای آموزش یا تجربههای جدید وجود نداشت. محیط کار هم مناسب نبود: ادعای امکانات کم بود؛ لپتاپ رو از بیرون باید میآوردیم و صندلیها کیفیت پایینی داشتند که به درد کمر میخورد. بهطور کلی تنها چیزهایی که داشتیم میز، صندلی، یخچال و دستگاه چایساز بود. در موضوع حقوق هم اوضاع خیلی عجیب بود. بهعنوان کارمند تماموقت کار رو آغاز میکردم اما معمولا در پایان هر ماه خبری از حقوق نبود. پس از مدتی میگفتند وقتی پروژه رو به کارفرما تحویل بدهیم، پولی میگیریم و به عنوان حقوق میدهیم؛ این چرخه برای چند ماه تکرار میشد و در نهایت با سه تا چهار ماه عدم پرداخت، مجبور میشدم دنبال پولم بیفتم. میانگین حقوق هم به طور دقیق ثبت نشده و اغلب ۶ میلیون نوشته میشد.
در دورهای از تجربه کاریام در اقامت ۲۴، فرصتی داشتم تا با تیمی همزبان و با انگیزه کار کنم و نکات تازهای بیاموزم و تجربه کار در یک محیط بزرگمقیاس را تجربه کنم. هر چند نقطهضعفها و قوتهایی هم وجود داشتند، اما در کل این تجربه برایم ارزشمند بود. از نظر فنی با افراد باتجربه و جزو سرشناسترینهای زمینهشان همکاری کردم و یاد گرفتم که وقتی درکی از مسئله نداشتم، نمیشود تصمیم درستی گرفت و کدی نوشت. این نکته بهخصوص برایم روشن شد که فهم عمیق مباحث فنی برای توسعهدهنده بودن از اهمیت بالایی برخوردار است و من آن را بهخوبی پذیرفتم. بهلحاظ فنی اوضاع مطلوب است و این را یک نکته کلیدی برای هر توسعهدهنده میدانم. هر شرکت انسانی با چالشها و نقاط ضعفی روبهرو است و نمیتوان گفت شرکتی در ایران وجود دارد که بدون نقص باشد. با این حال، این شرکت همچون شرکتهای بزرگ، در حال بهروزرسانی و بهبود است. به دوستانی که به دنبال تجربه کار با پروژههای دشوار و پیچیده هستند، توصیه میکنم اقامت ۲۴ را در نظر بگیرند تا فرصتهای یادگیری و رشد بیشتری را تجربه کنند.
سالها در شرکت صنعت یار به عنوان برنامهنویس مشغول بودم و با دیدن پروژهها تجربهی قابل توجهی به دست آوردم. رفتارها و فضایی که در اونجا حاکم بود تاحدی آرام بود، اما اگر خودتون رو فردی باتجربه و ماهر میدونید، جایگاهی مناسب برای شما نیست.
در تجربهای که داشتم، با مدیریتی مواجه شدم که خارج از کشور فعالیت میکرد و اخلاق حرفهای ضعیفی داشت. خروجی کار نامشخص بود و از همه مهمتر اینکه در زمان کارم قرار بود بیمهام را پرداخت کنند؛ اما بعدا فهمیدم که این کار انجام نشده و حتی نود نیم ماه آخر را هم با من تسویه نکردند. سطح مدیریت به شدت پایین بود.
در واقع، آدانیک را میتوانم بهعنوان گزینهای مناسب برای نخستین تجربه کار شناخت، به شرطی که تیم همتیمتان خوب باشد و سطح کار را بهطور منظم پیش ببرید. تیمها از افراد باکیفیت و دقیق تشکیل شدهاند که با نهایت دقت گزینش شدهاند و این نکته میتواند کار را به روال مشخصی ببرد، اگرچه همدلی و هماهنگی بین اعضا نقش پررنگی دارد و گاهی موفقیت در کار گروی مدیر میانی است. با اینحال مشکل اصلی به ازای هر تیم به مدیر میانی ربط دارد. اگر مدیر میانی فردی منصف و منسجم باشد، کار در آدانیک میتواند جذاب باشد، هرچند از نظر مالی یا پیشرفت موقعیت شغلی نسبت به سایر جاها گاهی محدودیت وجود دارد. اما در صورت وجود مدیر میانی بیانصاف یا بیمنطق، صدای کارگران به گوش نمیرسد. ممکن است کارتان خیلی خوب باشد و تسکهای بیشتری هم نسبت به سایرین انجام دهید، اما از دید مدیر میانی کار شما چندان ارزشمند دیده نشود و بالعکس در یک تیم، یکی از همتیمیها با دستورالعملی دیگر تسکی در اسپرینت بگذارد و به گونهای رفتار شود که انگار شما خیلی کار کردهاید صرفا به دلیل طول کار؛ صدای شما به هیچ وجه شنیده نشود. در کل دو تجربه کاملا متضاد از همان شرکت در دو تیم مختلف داشتم که باعث شد نسبت به توصیهکردن یا نپیشنهادش، تردید بقا یابد. با این وجود اگر شانس شما به مدیر مستقیم خوبی برسد، تجربهی خوبی از نظر محتوا و محیط کاری خواهید داشت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.