کلا شرکت های زیرمجموعه اسنپ انقدر فشار کار زیاد هست که شما بعد از خارج شدن از اون تا چندین ماه جونی برای رفتن به کار جدید ندارید بنده در بخش کال ستتر بودم بخشی که باید برای دستشویی رفتن علنا از سرگروهت اجازه بگیری و اگه موافقت نکنه نباید بری شاید از بین ۱۰۰ تا نیروی اونجا به زور بتونید ۱۰ نفر پیدا کنید که بالای ۲ سال سابقه کاری دارند چون تا چند ماهی که بتونن از نیرو حداکثر استفاده رو کرده و بعد با دلایلی که تو هیچوقت هم متوجه نمیشی و در غالب این جمله"مدیریت اعلام کردن قطع همکاری کنیم" با تو خدافظی میکنن خدافظی ای که به تو برگه استعفا میدن پر کنی که هیچ جا نتونی ادعایی داشته باشی و میگن اگه اینو امضا نکنی از عیدی و سنوات خبری نیست و ما هم هیچ جا نمیگیم تعدیلت کردیم میگیم خودت از شرکت رفتی در کل نقطه مثبتش فقط حقوق به موقعشه و بقول یکی از مسئولین که داخل جلسه همگانی رو کرد به همه و گفت شما همه عین کارگر میمونید هر کی شرایط مارو میخواد بخواد نمیخواد هم میتونه بره
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برایم جای خوشایندی بود که در رهنما تجربه کاری اندروید داشتم و با وجود تمام اختلافهای کوچک، فضایی صمیمی و باکیفیت در محیط کار حس میکردم. رسیدگی به نیروها و درک نیازهای آنها واقعا خوب بود و تعادل بین کار و زندگی را هم خوب حفظ میکردند. همکاران از فرهنگ خوبی برخوردار بودند و رفتارشون دوستانه و محترمانه بود، بهعلاوه مدیریت و واحد منابع انسانی هم مطمئن و پشتیبان بودند. متأسفانه با آغاز گرانی دلار، شرایط کارگاهی هم تغییر کرد و شنیدم که شرکت توان مالی قبلی را ندارد یا با سیاستهای اقتصادی محدودتری پیش میرود؛ به همین دلیل شاید رفاه سابق را تجربه نکردیم. با این حال رهنما همیشه پتانسیل رشد و گسترش را دارد و فکر میکنم جای خوبی برای کار کردن است.
بنده مدتی که در شرکت پرسا بودم خوشحال بودم که تجربه کار با شرکتی دارم که در خدمات فناوری دانشگاه شریف است. همان طور که از دوستان شنیدم. به مرور زمان و با آمدن مدیر جدید، شرکت به فنا رفت. مدیران هر تیم فارغ التحصیل از دانشگاه شریف هستن و همچنین هیئت امنای شرکت. اصلا روابط اجتماعی و تعامل دوستانه ندارند. هر چی اونا بگن اونه. کلا منابع انسانی ضعیفی هم داشت. من به کسی پیشنهاد نمیدم که تووی این شرکت کار کنه. شرکتی که در اون هر کسی استعفا داد به طرز وحشتناکی باهاش رفتار شد و حتی تسویه تا یک سال هم طول کشیده و انجام نشده. واقعا می تونم بگم یک مخیط به شدت مسمومی داره. فقط هدف من از نظر دادن این بود حتی شده یه نفر رو آگاه کنم اونجا مشغول به کار نشه.
در شرکت بیمیتو محیط کار بسیار دوستانه است و کمتنش بودنش همراه با تیمی جوان و باانگیزه، یکی از نقاط قوت است. من به عنوان حسابدار با چنین تیمی همکاری کردم و از فضای حمایتی و همدلی آنان بهره بردم. یکی از چالشهای من بیشتر متمرکز بودن به واحدها و حقوق بود.
از ابتدای سال با این شرکت همکاری میکنم و تجربهام در حوزه منابع انسانی بیش از پانزده سال است. ترجیح من کار در استارتاپهاست و به همین دلیل با نگرش چابک، باانگیزه و همدل به اینجا آمدم. دلیل اصلی انتخاب من، رهبری مدیری است که هم دانش بالایی دارد و هم راهنمایی فوقالعاده ارائه میدهد؛ ما در هر سطح و با هر سابقهای، به یک منتور کارآمد نیاز داریم. احساسم این است که اینجا حال خوبی دارم و سعی میکنم حال همکارانم را هم خوب نگه دارم و واقعا به همین کار هم devoted هستم. دوست ندارم استعدادها و نیروی انسانیمون به سادگی از دست برود چون همهشان را دوست دارم. شاید تصور کنید چون مدیر منابع انسانی هستم باید این گونه حرفها را بزنم، اما حقیقت این است که من هم پرسنل همین تیم هستم و نظرهایم را بیپروا بیان میکنم. جریان رشد در اینجا ملموس است و طبیعی است برخی کارها از دست بروند، اما واقعا دارم تمام تلاشم را میکنم تا بهترینها برای بچهها حاصل شود. این محیط را دوست دارم و با آن همراه هستم.
شرکت کمدا در نگاه من تجربهای بود که پر از یادگیری بود، هر زمان که فرصت داشتم باید در اختیار شرکت میبودم. یکی از نکات مثبت اینجا این است که خودم سازنده کارها بودم و برایم فضای یادگیری فراهم بود. با وجود چالشهای فراوان، فرهنگ شرکت در نوع خودش منحصر به فرد و جذاب است و اگر دنبال تجربهای با چالش و تفاوت فرهنگی باشید، کمدا میتواند گزینهای باشد. اما نکات منفی هم داشت؛ عدم تعادل بین کار و زندگی و حقوق نسبتا کم بود. به نظر من اگر تازهکار باشید، فرصت دارید از نقطهای پایین شروع کنید تا مسیر شغلی مناسبی برایتان شکل بگیرد. اگر به نظم و ساختار سازمانی منظم علاقه دارید یا تجربه کار در استارتاپها را دارید یا دنبال وظایف سادهتر با جنبهی کاری صرف هستید، کمدا ممکن است مناسب شما نباشد.
برای من تجربهای بود که در فرادرس با آن مواجه شدم و همچنان از بدترین یادگارهای شغلیم باقی مانده است. مدیران هر بخش یا نیروهای باتجربه وقتی با رفتار نامناسب روبهرو میشدند و تصمیم به استعفا میگرفتند، به راحتی از شرکت جدا میشدند و نظر احتمالی شرکت درباره نگهداشتن آنها هیچ وقت جدی گرفته نمیشد. از سوی دیگر، همیشه باید گزارش دقیق دقیقهبهدقیقه فعالیتها را ثبت میکردم؛ از این که از چه ساعتی تا چه ساعتی درگیر کاری بودم تا این که یک کار ۵ دقیقهای شده بود، و گزارش را میگشتند تا دلیل طول کشیدن کار را پیدا کنند. همصنفی بوده که سابقا این کار را سریعتر انجام میداد و حالا به خاطر این سیستم، همواره در حال بازگشت گزارشها بودند. حقوقم کم بود و با وجود اضافهکار، پاداشی برای جبران و تشویق ارائه نمیشد؛ وقتی از افزایش حقوق صحبت میکردم، میگفتند که باید تا دریافت پاداش اضافهکار صبر کنم تا کسری حقوق جبران شود و این سمت و سو باعث میشد تا کارمندان با انگیزهای پایین کار را به تأخیر بیندازند تا بتوانند کسری را با پاداش اضافهکار جبران کنند.
به عنوان نمونهای از تجربهای که در شرکت تاریانا داشتم، در کنار کار با پروژههای گوناگون، از فناوریهای بهروز استفاده میکردم و با شرکتها و سازمانهای ایرانی مطرح و همچنین تیمهای خارج از کشور همکاری میکردم.
وقتی به مدت تقریبی یک سال با تیم آسان بار همکاری کردم، فهمیدم که واقعا به کار تیمی و حمایت خانوادگی اهمیت میدهند. با صمیمیت از فرصت همکاری استفاده کردم و حس کردم که فضای کاری آنها با روحیه خانوادگی همسو است و از این رو کنار هم بودن برایم معنی پیدا میکند.
در گذشته داده پرداز نقاط ضعف زیادی داشته اما این موارد در حال کمرنگ شدن هستند و شرکت درحال حرکت به سمت ایده آل هاست. تا حد زیادی به خود شما بستگی داره که شرکت رو برای خودتون جهنم کنید یا اینکه همون شرکتی باشه که همیشه دنبالش بودید. اکثر افرادی که توی شرکت دیدم آدم های خوش اخلاق و با فرهنگی بودن و علاوه بر همکار دوست های خوبی برای هم هستیم (این فضای دوستانه دسترنج تلاش همه بچه هاست و این از اون موضعاتیه که به مرور تغییرش دادیم. اوایل فضا انقدر دوستانه نبود). مواردی مثل حقوق و مزایا و ساعت کاری میتونه برای شما با تمام پرسنل فرق کنه به این شرط که همون اول موارد رو مطرح کنید و به توافق برسید (خود من این موارد رو مطرح کردم و موافقت شد). یکی از چیز هایی که برای خودم اهمیت داره محیط فنی و تجهیزات توسعه هست که در داده پرداز همه چیز با کیفیت خوبی تامین شده و اگر به چیز بیشتری نیاز باشه هم تهیه می کنن. سطح شرکت از نظر فنی خوب و بروز هست. علاوه بر موارد ذکر شده به شما فضای یادگیری میدن. از ایده های شما استقبال میشه و این طور نیست که فقط یه پروژه اومده باشه و همونو بزنید بره (میتونید ایده های خودتون رو برای افزایش بهره وری مطرح کنید). صبحانه و ناهار میدن. کنسول بازی هم هست. حقوق داده پرداز انقدر ها هم کم نیست فقط به شخصی که کاراییش هنوز آزموده نشده مبلغ زیادی پرداخت نمیشه. معمولا از قرارداد دوم هست که اگر خودتونو به عنوان یه مهره با ارزشی نشون بدید یه کاری میکنن که از حقوقتون راضی باشید. الیته باز هم ممکنه به پای شرکت های رتبه یک از نظر پرادخت حقوق نرسه. میریم سراغ موارد منغی: قرداد سختگیرانه. گرفتن سفته. البته کسی تا حالا به خاطر موارد قانونی به مشکل نخورده ولی خوب به هر حال کاری که انجام میدن باب میل خیلیا نیست. گارد مدیریت نسبت به تغییر روال های مرسوم شرکت هم یک مشکل دیگست که یه سری جاها رو خود من به همراه دوستان نتونستیم تغییر بدیم ولی در بعضی موارد موفق بودیم. فشار کاری در یه دوره هایی ممکنه خیلی زیاد بشه ولی دوره هایی هم هست که فوق العاده کار سبکه که البته نسبت به روز های سخت خیلی کمتره. ساعت کاری زیاده و کل قانون کار رو باید بمونید که برای یه شغلی در این سطح به نظرم درست نیست و آدم به برنامه های دیگش نمیرسه.
وقتی در بین آگهیهای متعدد این شرکت که همه مرب.ط به برنامه نویسی و امور فنی بودند یک آگهی با عنوان کارشتاس تولید محتوای سینمایی دیدم، هم خوشحال شدم که کاری مرتبط به رشته تحصیلیم پیدا کرده ام و البته تعجب هم کردم چون توضیحات و سایت شرکت را دیدم که مربوط به مهندسی کامپیوتر و اینترنت و تجارت الکترونیک است و فکر میکردم چه ربطی به سینما میتواند داشته باشد. بعد از مصاحبه متوجه شدم که کار این شرکت اصلا فعلا در آن زمینه نیست و در واقع تامین کننده محتوای بخش فیلم و سریال یکی از معروف ترین اپلیکیشن های کشور است که نام آن در همه شبکه های صدا و سیما صبح تا شب شنیده میشود. البته شرکت بسیار کوچک و خلوتی بود و متعجب شدم چون فکر میکردم دفتر چنین مجموعه ای باید حتما خیلی بزرگ تر و شلوغ تر باشد. اما شاید باور نکنید، بله درست است. همه آن چیزی که هر روز در چنین اپ پربازدیدی منتشر میشود، توسط همین چهار پنج نفر تامین میشود! از جستجو در اینترنت و تولید محتوا تا زیرنویس و سانسور و تدوین فیلم ها و طراحی بنرهای آنها! از این بابت میگویم که ببینید چقدر آدمهای قوی و حرفه ای در اینجا مشغول هستند. باورنکردنی بود. من در طی چند ماه حضورم در این شرکت با تعدادی از زبده ترین آدمهای کارشناس سینمی جهان و ایران آشنا شدم. کسانی که تقریبا همه فیلمها را دیده بودند و اطلاعات بسیار کامل و جامع در مورد آنها داشتند و حتی سابقه نویسندگی در مجله ها و سایت های تخصصی سینما داشتند. و من بسیار خوشحال بودم که میتوانم از این افراد کلی چیز یاد بگیرم. اما متاسفم که مدیریت این شرکت به هیچ وجه قدر آنها را نمیداند و به جای اینکه روزی هزار بار از آنها تشکر کند که هر کدام به اندازه 10 نفر در آنجا و حتی منزل خود و حتی روزهای تعطیل زحمت میکشند و نتیجه کارشان هم که خب واضح است، همیشه طلبکار بود و فقط دنبال بهانه ای برای سخت تر کردن شرایط کار و وارد کردن فشار بیشتر بر کارکنان. به خدا اگر هر یک از این بچه ها به شرکتهایی مثل فیلیمو و نماوا و سایتهای سینمایی میرفتند، آنها را روی دست میبردند و حاضر بودند حداقل 3 برابر حقوق اینجا را بهشان بدهند. مدیریت این شرکت بشدت ضغیف و سردرگم و نابلد و فاقد کوچکترین سواد و تجربه تخصصی در زمینه این کار بود. دلیل اصلیش هم این بود که دغدغه اصلی شان هنر و سینما نبود و فقط به عنوان بیزینس و پول در آوردن به آن نگاه میکردند. چقدر ایده های خلاقانه و جالب میتوانست انجام شود که با کمال تاسف هیچکدام به سرانجام نرسید. من که تحملم تمام شد و همراه یکی دیگر از همکاران شب عید بیرون آمدیم. بقیه هم شدیدا ناراضی بودند و فکر نمیکنم تا الان هنوز آنجا مانده باشند.
اول از همه مصاحبه بدو ورود هست که بصورت ۳ نفره/۳نفره با شما مصاحبه میکنن که بنظرم حرفه ای نیست بعد از استخدام تازه وارد جو پرحاشیه مجموعه میشید از مدیریت گرفته تا خدمات سیستم هرمی زیاد و مدیران زیادی داره جایگاه افراد اصلا براساس قابلیت و تواناییشون نیست بلکه بیشتر به میل شخصی یه نفر سرگروه یه بخش کردن که اون ها هم به جای کار کردن بیشتر درگیر جلسات داخل شرکتی بی نتیجه هستن اضافه کاری های اجباری زیاد و بازخواست های عجیب و غریب بابت ۱۰ دقیقه تاخیر ورود (درحالیکه روز اول با شما میگن نیم ساعت اول شناور هست) تنها نقطه مثبتش اینه فشار کارخیلی زیاد نیست و شما زود احساس راحتی در مجموعه میکنید اونم بخاطر میانگین سنی پایین کارمندها هست
مدت دوسال هست که با شرکت حامی سیستم شریف همکاری می کنم. در دوره آزمایشی مشکلی برام پیش اومد که شرایط ادامه همکاری را نداشتم وقتی موضوع را با مدیر عامل و مدیر منابع انسانی مطرح کردم خیلی سعی کردن که کمکم کنند تا مشکلم حل بشه ولی مشکلم طوری بود که خودم باید رفع می کردم همکاری خیلی خوبی کردن و مدت طولانی بهم مرخصی دادن. در این مدت هم رفتار مدیران و همکارانم طوری بود که انگار توو شرکت حضور داشتم.از اینکه در دوران آزمایشی اینقد براشون مهم بودم تعجب کردم و از طرفی هم حس خوبی داشتم
از نظر من آروان کلاد تجربهای است که ارزشش را دارد و پیشنهادش را به همه میدهم. در این شرکت، همزمان با کار با تیمی از افراد بسیار ماهر، فرصت میکنم با فناوریهای تازه و بهروز کار کنم و فضای فنی مدیریتی هم به نحوی است که معمولا از تغییر یا بهبود کارهایی که کار میکند استقبال میشود، بدون زیرسوال بردن دلیل انجام آن. کنترل عملکرد تیمها از طریق هدفگذاریهای سهماهه با رویکرد OKR انجام میشود؛ هرچند شاید دقتش کامل نباشد، ولی به طور کلی وضعیت قابل قبولی است. همکارانی که کنارم کار میکنم اغلب بااخلاق و خوشرفتار هستند؛ هم محیط کار به دلیل تغییرات مداوم تیملیدها این کیفیت را میطلبد و هم در فرآیند استخدام توجه زیادی به اخلاق میشود. من تا به حال با هیچکس برخورد جدی نداشتهام در این مدت دو سال. وجود برخی فرایندهای نیمپخته و گاهی مشکلات فرهنگی نشان میدهد که مسیر بهبود همواره دنبال میشود و من هر روز شاهد پیشرفتها بودهام؛ نکتهای که برای من خیلی اهمیت دارد. واحد فرهنگ شرکت نقش پررنگی دارد و اگر گاهی مشکلی غیر فنی پیش بیاید، با مدیر یا همتیمیها میتوانید از طریق این واحد مطرح کنید و مطمئن باشید که نهایت تلاش برای رسیدگی انجام میشود. این موضوع تا حد زیادی جلوی سیاستورزی و زیرآبزنی را کم میکند. در مجموع در این مدت با وجود چالشها، نگاه منصفانه و بیطرفانهام نسبت به مسائل را حفظ کردهام و تجربههایم را به شکل واقعبینانهای دیدهام. به شدت ترغیب میکنم که کار در آروان را امتحان کنید؛ فکر میکنم برای بسیاری از افراد میتواند یکی از بهترین تجربههای کاری باشد. نکتهای که توجه به آن مهم است این است که شرکت هیچ زمانکاری مشخصی ندارد و کارها چالشبرانگیز هستند؛ بنابراین باید مراقب تعادل بین کار و زندگی باشید، چون احتمال زیادی وجود دارد که تعادل از دست برود و شرکت هم خیلی تلاش نمیکند که این تعادل را حفظ کند. حواستان به زندگی شخصیتان باشد تا فشارکاری بیش از حد به شما وارد نشود و بینظمی کار منجر به انتظارات غیرواقعی از همکاران نگردد.
در مدت حضورم در شرکت کسب و کار نوین فرابین محیطی دوستانه و صمیمی را تجربه کردم که بخش عمدهی تعاملها با همکاران به صورت غیررسمی و گرم بود. مدیر اینجا نسبتا خوب عمل میکند و کارمندان را از هم جدا نمیبیند؛ سعی میکند رابطهای نزدیک و دوستانه با همه برقرار کند. با این حال برخی از تصمیمها و رفتارها در سطحی کمتر حرفهای است و گاهی باعث نارضایتی میشود. برای پیشرفت شغلی خودم، به_rad اگر دنبال فرصتی باشید میتوانید چیزهای زیادی یاد بگیرید، مشروط به اینکه خودتان پیگیر باشید. درباره تیم فنی هم در حال حاضر خبری از حضور نیروها نیست و وضعیتی که قبلا وجود داشت تغییر کرده است. از نظر بیمه، از ابتدای سال نود و نه بیمه بر اساس حقوق محاسبه و کسر میشود. بیمه تکمیلی به صورت اختیاری ارائه میشود و در صورت انتخاب، پنجاه درصد هزینه توسط شرکت تامین میشود. حقوقها معمولا بین ده تا بیست میلیون تومان واریز میشود. همچنین ناهار با پوشش پنجاه درصد هزینه از سوی شرکت ارائه میشود و سقفی در نظر گرفته شده که فکر کنم بین ده تا پانزده هزار تومان باشد. یک ضعف هم در تیم پروداکت وجود داشت که باعث هدر رفتن زمان و انرژی تیمها روی فیچرهایی میشد که یا هرگز دیپلوی نمیشدند یا استفاده نمیشدند و ماهها در وضعیت خاک خوردن باقی میماندند؛ در نهایت با تغییرات متوالی دوباره باید روی همان فیچرها کار میشد.
به نظر من اینجا جایی نیست که بخواهی برای دوران ابتدایی حرفهات فرصتهای واقعی اجرا بشه. برای افراد تازهکار که دنبال پیشرفت هستند، میتونم بگم جای بهتری نیست. پرداخت حقوق در اینجا اغلب با تاخیر مواجهه و برخورد با کارکنان بیشتر به سمت سرکارگر-کارگریه تا مدیر-کارمند. مدیریت منابع انسانی هم تقریبا شبیه یک شوخه است تا چیزی جدی، و اعتماد به کارکنان وجود نداره و تصمیمگیریها از بالا به پایین انجام میشه. به طور کلی، مگر اینکه یکی دو سال سابقه داشته باشی، بهتره احتمالا دنبال جای دیگهای باشی؛ اما برای کارآموزها یا افراد کمتجربه میتونه تجربهای چالشبرانگیز و جذاب به نظر بیاد.
در شرکت مطهر نت پارس، تجربه من به عنوان برنامهنویس شروع شد و به نظر من خیلی پربار بود. تیم توسعه دوستانه و همدل بود و هر کدام از اعضا، حوزه تخصصی خودش را با دیگران به اشتراک میگذاشت و از این روش، یادگیری میانتیمی بالایی داشتم. همکاری باشان برایم لذتبخش و سازنده بود. اما از نظر قرارداد و حقوق پرسنل، با مشکلاتی روبهرو بودیم که قابل توجه بود و نیاز به بهبود داشت.
برای مدت دو سال در نوکارتو به عنوان برنامهنویس بکاند فعالیت میکردم، اما به دلیل مسائل شخصی مجبور شدم تهران را ترک کنم و از نوکارتو جدا شدم. به طور کلی حدود هشت سال سابقه کار دارم و بی شک بهترین دورهی حرفهام در نوکارتو بود. امیدوارم روزی دوباره شرایط به گونهای فراهم شود که بتوانم به تیم برگردم.
شرکت سامانههای مدیریت تجربهای از کار با این تیم داشتم که در مجموع مثبت بود و فضای یادگیری زیادی داشت. فرهنگ سازمانی و رفتار همکاران به طور کلی خوب بود و فرصتهای زیادی برای رشد تجربه کردم. در پایان حضورم برایشان آرزوی موفقیت میکنم. با این حال نقاط ضعفی هم وجود دارد؛ یکی از آنها پرداخت بهموقع حقوق و مزایا بود و دیگری این که حقوقها در این شرکت نسبتا پایین است و انتظار دستمزد بالا نمیرود. همچنین بهدلیل کوچک بودن شرکت، ارتقای شغلی چندان محتمل نیست و برای پیشرفت حقوقی معمولا باید به شرکتهای دیگر رفت. برای افراد تازهکار و بهویژه خانمها محیط نسبتا مناسب و همراه با فرصت یادگیری محسوب میشود. برای مدیرعامل و تمام همکاران مجموعه آرزوی موفقیت دارم.
در چند سال اخیر در حامی سیستم فعالیت میکردم و معتقدم دلسوزی و مسئولیتپذیری دو عامل کلیدی موفقیت در این مجموعهاند. کمتر کارمندی رو دیدم که مسئولیتپذیری لازم را داشته باشد و هم وضع را درک کند، اما مدیران ارشد از آن چشمپوشی نکنند. من هم تجربههای خوبی از این شرکت دارم؛ محیطی صمیمی و سالم که از حاشیهها دور است را بزرگترین نکته مثبت میدانم. اگر همکاران با اخلاق و توانمند و بدون انتظار خاصی به همدیگر برای پیشرفت شخصی و شرکت کمک میکنند ملاک شما برای انتخاب کار است، به نظر من حتما این شرکت را در نظر بگیرید. در مورد حجم کار به نظر من، هیچ جایی به معناى واقعی پیشرفت بدون حضور منظم و انجام حداقل کار در ساعات کاری قوام نمیگیره. وقتی قرار است روی سامانههایی کار کنیم که میلیونها کاربر فعال دارند، قطعا باید آمادگی برای فشار کاری را داشت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.